اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد جان چقدر این ویدیو مرا به فضای اوایل آشنایی با شما برد.
زمانی که برای اولین بارها مفاهیمی مثل تقدس ثروت، پاکی ثروت، الهی بودن ثروت، توحیدی بودن ثروتمندان، ارزش ثروت، لیاقت ثروت داشتن، عدم دلسوزی برای دیگران در امر ثروت را میشنیدم.
این فایل مرا برد به آن روزها.
استاد آن زمانها این مفاهیم برایم بی نهایت جدید بود و من مثل یک کویر تشنه لب این ها را گوش میدادم.
فراموش نمیکنم شب تا صبح، صبح تا شب فکر و ذکرم این باورها بود:
ثروت تمیز و پاک است.
ثروت مقدس است.
خداوند میخواهد که ما ثروتمند شویم.
ثروتمند شدن معنوی و الهی است.
ثروت تو را توحیدی میکند.
ثروت باعث میشود که تو توحیدی عمل کنی.
ثروت برای همه به یک اندازه هست و همه دسترسی یکسانی به ثروت و ثروتمند شدن دارند.
و
و
و
بارها اعتراف کرده ام و میکنم که من از زمان آشنایی با شما تا هم اکنون در تمام لحظات دارم به این قوانین و کارکرد آنها در دنیا و اطرافم فکر میکنم.
و واقعا دنیای من عوض شده.
دنیای مادی من اصلا شبیه گذشته نیست.
استاد جان همین دو شب پیش وارد فروشگاه شدم و مثل آب خوردن چیزی نزدیک به ده هزار لیر خرید کردم. بدون ذره ای استرس، بدون ذره ای نگرانِ ته حساب بودنم و بعد که به خانه آمدم به خودم تبریک گفتم که تا این حد باورهای فراوانی ام بهبود یافته است.
استاد جان هنوز کلی ته حسابم پول هست و قرار است کلی پول دیگر به حسابم وارد شود از بی نهایت مسیر و بی حساب.
استاد جانم ولی چیزی که به خاطر دارم این است که من قبل از پر شدن حسابم و روانی ثروت در زندگی ام، حس ثروتمند شدن را در خودم ساختم.
یعنی قبل از اینکه بخواهم واقعا ثروتمند باشم باور کردم که ثروتمند هستم. سعی کردم وقتی وارد فروشگاه میشوم قیمت محصولات را نگاه نکنم. سعی کردم از مبالغ کم، دوستی با پول را آغاز کنم. سعی کردم ثروت را تمیز و الهی و فراوان و راحت ببینم و ثروتمند شدن را معنوی بدانم. قبل از ورودی های بزرگ، حس آزادی مالی را زندگی کنم و لاجرم آزادی مالی به سمتم آمد. در همین مسیر دیدم که باید در خودم احساس لیاقت پول های خوب و زیاد آسان را پرورش دهم زیرا راز ماندگاری و تداوم ورود ثروت احساس لیاقت ثروتمند بودن و ورودی های فراوان و آسان هست.
استاد در این مسیر سعی کردم یاد بگیرم به راحتی میتوان ثروت ساخت و برای تمام ثروتهایی که به آسانی و بدون کار فیزیکی ساختم ذوق کردم، سپاسگزاری کردم و برای همه تعریف کردم.
استاد جانم من بارها بدون ذره ای حرکت فیزیکی پولهای بزرگ و خوب ساختم.
من بدون یک اپسیلون حرکت فیزیکی مشتری های آماده داشتم که اتفاقا پولهای خوبی پرداخت کردند و در نهایت کار هم با احترام و تشکر فراوان با من خداحافظی کردند. بسیاری از آنها مشتریان وفادار من شدند و چهار الی پنج سال است که با هم کار میکنیم.
یادم هست زمانی که حقوقم ماهی چهار هزار لیر بود برای کار بسیار ساده البته از نظر فیزیکی شش هزار لیر در عرض ده دقیقه دریافت کردم. وقتی به خانه رسیدم توهم این را داشتم که الان کلی انسان میریزند در خانه ام را میشکنند و مرا به جرم فساد و … میگیرند. وااای استاد محال است آن حس را فراموش کنم. همانجا به خودم آمدم و گفتم ببین این فکر تو کلی باور آشغالی را نشان میدهد پس بشین و بر روی این برگ های هرز کار کن.
و الان برایم طبیعی شده که باید راحت پول بسازم و راحت پولهای خوب بسازم.
مثلاً چند روز پیش زمان سر رسید یکی از دریافتی هایم به مدیر مهدکودک پیغام دادم که سررسید واریزی تان هست فقط پول یک جلسه را کم کرده چون یک جلسه درسمان برگزار نشد. میدانید مدیر در جوابم چه گفت؟ گفت:« بهار خانم این چه حرفی است، اصلا چه اهمیتی دارد؟ من پول را تمام و کمال پرداخت میکنم.» و پول را کامل پرداخت کرد.
من ورودی مالی داشتم بدون ذره ای کار فیزیکی.
اما استاد جانم اعتراف میکنم علیرغم اینکه کار فیزیکی ام راحت شده ولی کار متافیزیکی ام خیلی زیاد است. دایم در حال رصد کردن خودم هستم. اینکه باورهای قدیمی ام در چه حال است؟ دایم دنبال الگوهای تکرار شونده مثبت و منفی در خودم هستم و به محض پیدا کردن الگو با تبر به جانشان میافتم. دایم در حال نوشتن، شکرگزاری و بردن خودم به حال خوب هستم. استاد جان دوست دارم تاکید کنم، دااااااااااائم.
استاد ورود به مدارهای بهتری مالی برایم یک مسیر چند ساله بود و میدانم تا آخر عمرم ادامه دارد.
مسیر را که میبینم لذت میبرم و خودم را تحسین میکنم.
شاخک هایم دایم تیز است تا بوی پول و ثروت و فراوانی و احساس لیاقت را ردیابی کند و به لطف پروردگارم در مسیر هدایت به سمت نعمت ها در حرکت هستم.
هنوز خیلی خواسته ها دارم که با ورودی های بررگتری محقق خواهد شد ولی میدانم این مسیری است که باید طی کنم تا بهبودی ام در این امر بهتر و بهتر شود.
استاد جان من تشنه ی حرف زدن از پول و تقدس آن ، پول و فراوانی هستم و ممنونم که با این فایل مرا به گذشته پرواز دادید و به خاطر آوردم اگر اینجا هستم از چه مسیری آمده ام.
من همینقدر ولع دارم که از صبح های بهاری که با صدای پرندگان بیدار میشوم حرف بزنم.
همینقدر تشنه حرف زدن از زیبایی های دریا هستم و همینقدر مشتاق حرف زدن از خانه های لوکس و بی انتها هستم.
نرگس عزیزم من به صورت معجزه آسایی سوار بر خوشی های زندگی هستم.
من تمام مدت در حال دیدن معجزه های خدا هستم.
من امروز میخواستم از عمد جایی دیر برسم و دقیقا موقع پارک ماشینم با پیرمردی برخورد کردم که عاجزانه درخواست میکرد به خاطر بار سنگینی تا چند تا کوچه بالاتر ببرمش. این در حالی است که اینجا اصلا همچین درخواست هایی نمیشه. میبینی معجزه پشت معجزه.
من امروز از محفل دوستانم زودتر از همیشه جدا شدم و عصری یکی از آن دوستان با من تماس گرفت و گفت چقدر کم سعادت بودیم که شما را کنار خودمان نداشتیم. بخدا که من کاری نکردم ولی خداوند معجزه آسا محبت مرا در قلب آنها انداخت.
واقعا که روی خوشی های زندگی موج سواری میکنم.
و لایق این راحتی هستم.
من در تمام ساعات زندگی ام در حال سنجیدن تصمیماتم با معیار توحید و شرک هستم.
در این مسیر اشتباه نمیکنم ؟ صد در صد خطا دارم ولی خودم را زود میبخشم و از خطاها درس میگیرم.
نرگس جانم چقدر باید به تو تبریک بگویم بابت موفقیت های بیشمارت؟
بیزنس خودت
مسیر خودت
محصول خودت
صادرات خودت
بابا دختر اگر بدانی چقدر در پیام برایم پیام داشتی…
شیطان، شما را از تهیدستی و فقر می ترساند، و شما را به کار زشت امر می کند، و خدا شما را از سوی خود وعده آمرزش و فزونی رزق می دهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.
بقره 268
سلام به همه دوستان یکتا پرستم
و استاد عباسمنش نازنین کههمیشه دست پر برکتی از جانب خداست
از اول صبحی یه حسی منو گرفته بود که میگفت بیام توی سایت و مطمئن بودم که در زمان درستش و با آمادگی ذهنی میام که حال روحم رو بهترُ بهتر کنم
داستان امروز :
ثروت یا معنویت؟!!
آخهاگه آدم یه ذره منطق هم داشته باشه باید بفهمه که خدایی که داره این جهان رو کنترل میکنه همونه که داره بهت نعمت و ثروت میده اونی که تمام ذره های کهکشان ها در اختیارشه همونه که داره ذره های ثروتش رو بهت میده ….
یاد حرف استاد افتادم که:
توی این جهان همه نوع آدمی باید باشه و ما انتخاب میکنیم جز کدومدسته باشیم
یه راهش اینه که از عمق وجودمون خدا رو باور داشته باشیم و در هر لحظه ای با دریافت نعمت های خوبش احساس سپاسگزاری و شادی داشته باشیم
یه راهش هم اینه که یه زندگی بخور و نَمیری داشته باشیم تا مرگمون برسه
: بگو، در زمین سیر کنید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده ؟ سپس خداوند جهان آخرت را ایجاد میکند، خداوند بر هر چیز قادر است.
20 عنکبوت
اگه من ثروتمند باشیم میتونم به خودم و خانوادم حال بدم و توی بهترین هتل ها براشون اقامت بگیرم و به قول قران سفر کنم و عظمت پرودگارم رو در سراسر زمین ببینم
اگه پولی نداشته باشم که حتی مسافرت هم نمیتونم برم…
اگه من ثروتمند باشم حالم خوبتره و بیشتر شاکر خداوندم
آدمایی که باوراشون خرابه در مورد مسائل مالی همش دارن از زندگی ناله میکنن و تقصیرات خودشونو به گردن دولت و بقیه آدم ها میندازن
وقتی توکل کنی به خدا و با تمام وجود خیر و برکت رو از طرف خدا ببینی اون موقع است که معنویت و ثروت رو در کنار هم داری و در این دنیا بهترین تجربیات رو کسب میکنی و با دستی پر به سوی خدا برمیگردی….
اصن بیاییم به بخشش فکر کنیم؟
کسی که به نون شب محتاجِ چطوری میتونه ببخشه
باید پر شیم از ثروت و ربوبیت
اونموقع است که میبخشیم و خیریه میزنیم و با قلبی باز از ثروت مون به بقیه میدیم
اینجوری در واقع داریم به خودمون کمکمیکنیم
هر کاری که توی این دنیا انجام میدیم واسه خودمونه و نتایجش به سمت خودمون برمیگرده
15:15َ
به به ساعتِ جفتی!
مرسی از نشانه های واضحت خدای غفور و رحیم من
کمکمونکن 100 درصد روی خودت حساب باز کنیم ای فرمانروای کل هستی….
تشکر از استاد عباسمنش بابت این فایل پرمحتوا که در بهترین موقعیت به دستم رسید
سلام به استاد ارجمند و عزیزم و مریم جان شایسته و دوستان نازنینم
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این فایل الماس گونه که دیشب رو هوا گرفتمش، و تا حالا چهار بار تصویری و صوتی دیدم و آگاهیهاش بر جانم نشست
استاد جانم همونطور که در کامنتهای سابقم اشاره کردم، من قبل از آشنایی با شما به خدا ایمان داشتم و فرد مذهبی ای بودم، و یه سری باورهای درستی تو ذهنم داشتم، و بخاطر همون باورها نگاهم به مقوله ی ثروت و ثروتمندان منفی نبود یکی از اونها این بود انسانها ذاتاً آدمای خوبی هستن مگر اینکه خلافش ثابت بشه، و اکثرشون باصداقت و درستکار هستن، همونطور که خودم هستم،پدرم، مادرم، همسرم خدا رو شکر درستکار و با صداقتیم
آدما از راه درست به ثروت رسیدن، همونطور که ما هم بعنوان مثال وقتی که رفتیم قطر و وضعیت مالیمون یهو خیلی خوب شد، از راه دزدی و خلاف نبود
و هیچ احساس گناهی نداشتم که من وضعم خوب شده و مثلاً خواهرا و برادرام مثل من نیستن، رفتم کلی طلا برای خودم خریدم وسائل خونه خریدیم
وقتی به ایران برگشتیم هم همینطور، کلی وسایل جدید خریدم
و تابستونها که ایران میامدیم با عشق کلی سوغاتی برای همه میخریدم و میاوردم…
و هم قبلاً و هم الان فکر نمی کنم که مال و مکنت آدمو از خدا دور می کنه
چون نمونه شو زیاد دیدم
مثلاً همسر دختر خاله ام که پسردایی مادرمه، هم فرد مؤمن و باخدایی بود و هم خیلی ثروتمند بود، و دو سال پیش برحمت خدا رفت
هم ثروتمند بود و از ثروتش تو زندگیش خوب استفاده می کرد و هم به دیگران خیلی می بخشید
برای فامیل خیلی کارها کرد در چند شهر مثل تهران مشهد و کربلا و نجف ساختمون چند طبقه با تمام امکانات برایگان اختصاص داد
به خیلی از فامیل کمک کرد که خونه بخرن
و زمانی که همسرم قبل از اینکه بریم قطر برای مأموریت 6 ماهه از طرف بانک رفته بود دوبی، من یه سفر چند روزه رفتم اونجا، اون موقع دختر خاله ام اینا دوبی زندگی می کردن، و اون چند روز رو من و همسرم خونه اونها بودیم، و ایام عید فطر بود، و ایشون 1000 درهم بمن عیدی داد!!
و یه وقتی اون عیدی رو بمن داد که کس دیگری نبود! منظورم اینه که مقید بود ریا نباشه
و هروقت تو ماشین می نشست یکسره آیات قرآن میزاشت رو پخش
والا خود من و همسرم در اسکیل کوچیکتر همینجوری بودیم و هستیم
و خب این باورهام یه جورایی خالص نبود
و خدا رو بینهایت شکر که بخاطر همین باورهای خوبی که انتخاب کرده بودم خدا سرراست و مستقیم منو با استاد آشنا کرد، بدون اینکه با استاد دیگه ای کار کنم، بعد چقدر هم زیبا نه فقط صاف سر کلاس استاد منو نشوند که صاف همون موقع سر محصولات،سر چیز خالصتر نشوند، دوره ی 12 قدم همون موقعی که ما تازه آشنا شده بودیم لانچ شد، و خدا رو صدهزار مرتبه شکر که همه ی قدم ها رو خریدیم و استفاده کردیم
استاد جانم در مورد سؤالی که مطرح کردین،اصلا اینجوری فکر نمی کنم، برعکس هر وقت چشمم به برجهای بلند یا ساختمونهای شیک و بزرگ می افته یا ماشینای گرون قیمت و با کیفیت می بینم ذوق می کنم و صاحبشو تحسین می کنم میگم مبارکش باشه، خیر ببینه ازش، قطعاً لیاقتشو داشته، خدایا بهترشو بهش بده
خدایا شکرت که ثروت و ثروتمندا فراوونن تو این دنیای زیبا و روز بروز بیشتر میشن
خدایا شکرت که به من هم خیلی نعمتها دادی و از اینها بهترشو بمن میدی
و در قرآن و کلام پیامبر و امامان بزرگوار ما پر از نکوهش و مذمت فقر، و مدح و ستایش مال و ثروته که باعث آبادانی میشه، باعث تجلی صفات خوب در انسان میشه، مثلاً حضرت علی که سلام خدا بر او باد
در نامه ای به پسرش محمد حنفیه، درباره اینکه فقر چقدر بده، باعث چقدر چیزای منفی در وجود آدم میشه میگه
یا حدیثی از پیامبر اکرم که سلام و درودهای خدا بر او باد، داریم که فقر انسان را در آستانه ی کفر قرار می دهد
یا حدیث دیگری با این مضمون
از دری که فقر وارد می شود، از در دیگر ایمان بیرون می رود…
و تنها فقری که ستایش شده فقر در مقابل خداوند است
برای موارد دیگه هم مثال دارم که به امید خدا در کامنت دیگری می نویسم
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این صلاتم
استاد جانم من خیلی آدم خوشبختی هستم که استادم شمایید
چقدر کامنت های شما به دل من می شینه ، اون یخچال برندتون که از عراق آوردید ایران توی ذهن من ماندگار شده و اون زمان شما خدا رو شکر یخچال داشتید
سلام من به اون دنا پلاس توربوی زیباتون برسونید منم باید هر روز نعمت هایی که شما دارید سفرهایی که شما می روید هر روز در دفترم شکرگزاری کنم چون جهان هر چیزی که براش سپاسگزاری کنی وارد زندگی خودت می کنه به همین راحتی و سادگی
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان خوبم در این سایت الهی
خدا را شکر میکنم امروز هم با آگاهیهای خوب استاد چقدرایمان و اصل باورها را بهتر درک میکنم ودر زندگی اجرا میکنم اما ثروت برای من تو ذهنم این هست که همه میخواهند از من قرض کنند واین در ذهن من پرنگ است که این درد سر را دارد ثروت داشتن واین باور محدود کننده جلوی ثروت را از من گرفته است واین لایه های درونی را در مورد ثروت باید درست کنم در خودم
واز وقتی ثروت یک را کار کردم خیلی از مسائل ثروت که سالهاست درست نبود را تا حدودی درست کردم چون تا اونجایی که سعی کردم الگوهای خوب ودرستی را جایگزین کنم تا باورهای من هم آرام آرام شکل بگیرد وشرایط مالی هم درست بشود پس شرایط مالی به همین باورهاست که این ذهنیت رو به ما داده تا ما رو دور کنه از ثروت داشتن اگر این رو بدانیم که تمام اتفاقات زندگی ما را باورهای ما است که موقعیت های ما را نشان میدهد
ما باید ثروت رو یک برکت نعمت از سوی خدا بدانیم چون این کار الهی است که خداوند هم دوست داره ماهم داشته باشیم این نعمت بزرگ رو
باور غلط دیگه من در مورد ثروت این است که اگر چیزی بخورم ویا بپوشم ودیگران ندارند به من احساس گناه میدهد واین من رو رنج میدهد سپس، آرامآرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، تا تنها جریان ثروت در زندگیام بیشتر و باثباتتر شود، فقط با ابزار منطق کار میکند و من برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطقهایی داشتم که بهحدی از منطقهای محدودکننده قبلی محکمتر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازم
«روانشناسی ثروت» را از پایه و اساس را بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
قسمت اول کامنت تون دقیقا همون باورهایی که من و خواهرها و برادم تو دوران کودکی از زبان خانواده میشنیدیم که همه چی کمه ، قناعت کنید تا ببینیم چی میشه وکلی باور سمی دیگه از طرف جامعه ، مدرسه ، معلما ، فیلما ، حتی دوستان صمیمی که بصور ترمزهای قوی تو لایه های ذهنمون قائم شدن و وضعیت الانمون رو رقم زدن ….
و خدایا شکرت که الان نسبت به قبل خیلی سپاسگذارترم
خب بگذریم
اما قسمت دوم کامنت تون که مربوط میشه به یه پیانو زیبا که من واقعا عاشق پیانو ام یعنی هرجاکه پیانو ببینم دست و پام میلرزه و باید برم با صاحب گالری ، کافه ، نمایشگاه یا حتی خونه دوستان صحبت کنم ، گپ بزنم و اجازه بگیرم که بشینم پشت ساز
دقیقا عید نوروز که مسافرت رفته بودیم کیش زیبا وقتی از داخل یه هتل داشتیم رد میشدم رفتم جلو با احترام از مدیر هماهنگی که یک خانوم بسیار با شخصیت بودن اجازه گرفتم و حدود 40 دقیقه ساز زدم و انقدر انسانهای دوست داشتنی و فوق العاده ای بودن که به احترام من و ساز موسیقی شون رو قطع کردن
و الان که شما نوشتید میخواید پیانو بخرید خیلی خوشحال شدم ، چون پیانو یه حس بسیار بسیار عاااااااااالی همراه با آرامش به آدم میده حالا شاید فقط من اینطور فکر میکنم یا احساس میکنم و مطمئنم که خواسته تون اجابت میشه و میخرید به امید الله مهربان
و اگر خریدید من رو هم یاد کنید و باهاش ایرانی بزنید که خیلی لذت بخشه مخصوصا اصفهان ، شوشتری و همایون
راستی گفتید تابلو و مطمئن شدم که صد درصد هنرمندید تحسینتون میکنم آفرین بر شما قطعا تو موسیقی هم کلی موفق میشید چون هنرمندا خیلی ذهن قدرتمند و روحیات بسیار عااالی دارن و براحتی شاخه های دیگه هنری رو هم یاد میگیرند
خواستمی پینشهاد بدم درباره ی این باور که برای خرید چیزی اول پولش رو باید بسازیم
و این صحبت رو استاد تو یکی از فایلهاشون خیلی تاکید دارن که من هیچوقت برای خرید چیز جدید چیزهایی که دارم رو نمیفروشم و باورم اینه که باید پولشو بسازم و بخرمش
مثلا اگر میخوام ی ماشین نو بخرم که دلخواهمه نمیرم طلا یا ملک یا زمین بفروشم بلکه میگم باید پولشو بسارم و این الگی ذهنی شون هست
دقیقا این چند تکه طلا رو وقتی ب پس ذهنم نگاه میکنم از باور ترس و کمبود نکه داشته بودم
تمیمه ای که اصلاااا استفاده نکردم
و بعید میدونم که دستم میکردم ( چون اصلا راحت نبود)
گوشواره ای که از ترس گم شدن لنگه دوم گوشم نمیکردم ( لنگه اولش تو مسافرت از گوشم افتاد)
و زنجیری که ی جوری دخترم خرابش کرده بود که
طلا فروش گفت ممکنه بازم از گردن بیوفته
حالا من از ترس اینکه باید با چنگ و دندون طلا رو حفظ کرد
اون باوری که از بچگی از مادرم و زنهای دیگه شنیده بودم که ی پولی
ی پس انداز مخفی زن باید بااااید برای خودش داشته باشه
دلایلی بود که من این طلاها رو نگه داشته بودم
و یهو ب خودم کفتم من وابسته ب این طلا ها نیستم
ممکنه ی موقع من خونه نباشم و کسی این طلا ها روببره
یا اصلا ب هر دلیلی از دستش بدم
من چ لذتی از اینها بردم
غیر از اینکه هر بار که بخوام جایی برم
این چندتا تیکه رو هی باید ی جا قایم کنم
میدونی میخواستم پا رو اون ترسم بذارم
و اون فکر که حالا که طلا گرمی 7 تومن شده ( الان نمیدونم چند) من دیگه طلاا نمیتونم بخرم
و وقتی دوستم ازم پرسید پولش چطور جور کردی
گفتم طلا فروختم
با چنان نعره ای کفت
طلااااا فروختی
عقل نداری
ادم طلااااا میفروشه برای پیانو
و من خیلی راحت کفتم
من هیچ وقت تو این همه سال کار کردنم
لذتی از پولهام نبردم
و همه اش از ترس پس انداز کردم
و خرج چیز یا کسای دیگه شد
قسط شد
اجاره خونه شد
هدیه برای فلانی شد
دریغ از خودم
این ارزوی 30 ساله من
من لیاقت دارم برای خودم ی کار بکنم
و گفت اهاااا
و بعد بهش گفتم چیشد شما هم میخواستی پیانو بگیری ( وقتی گفتم میخوام پیانو بخرم ایشونم گفت دوست داره برای دخترش پیانو بگیره و اگر من اون پیانو پسر دوستم رو بر ندارم این دوستم برای دخترش میخره
)
این گوش کن
گفت هیچی دیگه
پولام پرید
من: کدوم پول؟؟؟
همون که تو ارز خارجی یا. رباط بود دقیقا نمیدونم گذاشته بود
بخاطر شرایط جنگ حساب بسته شد و این دوستم نتونست خروج بزنه و پولش پرید
چقدر پول؟؟؟
70 میلیون تومان
تمام حساب های پس انداز خودش و بچه هاش رو خالی کرده بود ریخته بود تو این راه
و کمتر از دوماه تمام پول رو از دست داد
جالبه مرتبه اولشونم نیستااا
این دوستم 70 میلیون از دست داد
زیاد ب چشمش نیومد
ولی طلاااا نع
خط قرمزش
حتی اگه 100 سوت باشه
خداروشکر من پیانو مدل خیلیییی بالاتری رو با همون 60 میلیون از ی مغازه توی شیراز خریدم
من هم قبلا مثل تو بودم و می ترسیدم از گم شدن طلا و…
ولی خیلب ساله که تو ذهنم ابن باور رو سوار کردم که خداوند صاحب همه ی نعمتهاست هر چیز ک تو دنیاست مالکش خداست ، و خداوند هم حافظ منه ،و هم حافظ تمام نعمات من هست ،آیات اخر سوره حشر رو ک میخونم این باور خیلی تو ی درونم قوت میگیره که خدا جزو اسامی خودش میگه مومن هستم یعنی امنیت بخشم ،مهیمن هستم یعنی مراقب همه چیز هستم و ب یه آیه ای برخوردم خیلی واسم جالب بود خداوند خودشو اینجور معرفی میکنه که آیا کسی که هیچ قدرتی نداره بهتره درمورد کفار اینو میگه ،یا خدایی که اون بالا بصورت کامل تمام ذرات رو داره می بینه و اصلاح میکنه واوست که محیطه بر تمام عالم ؟؟
اینو که خوندم قلبم ارام گرفت خدا خودشم خودش رو ایینجور معرفی میکنه میگه من کسی هستم که محیطم ب همه چیز و از بالاسرتون دارم همه چیز رو می بینم ،و کنترل میکنم ،من دیگه از بالا نگاا کردن نمیترسم قبلا می ترسیدم ولی الان میگم خدا بدون واسطه بالای سر من و همه هست وداره اصلاح میکنه این حجم رو حس میکنم بالاسرم و اطرافم
حفاظش رو حفظ میکنم
پس خداوند محیط بر من و تمام نعمتهای منه هیچ کس نمیتونه دزدی کنه ازمن یا سو استفاده کنه از من چون خدا حافظ منه
ی باور خیلی عالی برای اینکه از خراب شدن و فقر و… نجات پیدا کنیم تکرار این باور خانم اسکاولشین هست ،در ذهن الهی من خرابی ،فقر،بیماری وحود نداره خداراشکر میکنم بابت اینکه همین الان تمام باورهایی که تو دهن منه و فقر ،بیماری،کشمکش،دعوا،ودزدی،و …. رو بوجود اورده همین الان تار مار شد
من هر چیزی که برامپیش میاد مثلا درد یا احساس دزدی،یا فحاشی،یا هر چیزی که نمیخوامش ولی هست این جمله رو میگم و اون ناخواسته رو جایگزین میکنم
و عالیترین باوری ک واسه خودم ساختم و خیلی قدرتمنده و زود اثر میزاره اینه که هر چیزی رو ک میخوام رو تو این جمله جایگزین میکنم
مثلا من دوست ندارم از کسی قرض بگیرم
میگم اگرمن قرض نگیرم از هیچکسی و ب کسی هم قرض ندم به خدا نزدیک میشم
یا هر خواسته ای که دارم این رو تو این جمله جا میدم
باور نزدیک شدن ب خداوند
من هر چقدر هدیه های گرون قیمت بدم و هر چی هدیه های گرون قیمت بگیرم از انسانها ب خدا نزدیکترم
و مثلا ماشین میخوام
درامد میخوام اینارو جمله بندی میکنم و توی سجده ساعتها توی ذهنم تکرار میکنم
اتفاقی که میفته من بشدت احساسم عالی میشه و اون خواسته ب دستممی رسه
قرآن زو زیاد بخونیم ،چون ایات قران با ذهن ما تطبیق داره ،خداوند توی قران میگه فکر میکنم تو سوره ابراهیم خوندم
من نعمتهارو از هر نعمتی رو فرواوان دادم
این ایه باور ب فراوانی رو تو ذهنم حک میکنه حالا نعمت رو میام مینویسم میگم از این واسه من فراوونه خدا گفته
بعدم میگم اینو ب داشته باشم خدا نزدیکترمیشم
و باز تو سجده اونم شبا ک همه خابن سعی می کنم تمرکزی فکر کنم و هی تکرار کنم
تو هم بگو من نقد بخرم و نقد بفروشم ب خدا نزدیک میشم
من پول خدمات ومحصولاتمو پیش پرداخت بگیرم از مشتریم ب خدا نزدیک میشم
و فرواوووانن مشتریهای که پول رو پیش پرداخت میکنن برای من چون خداوند گفته تو قرانش که هر نعمتی رو بخوای ازش فراوان دارم
میتونم بگم تنها باوری که سالهای قبل من تو سجده تکرار میکردم و ارایشگاه خودمو راه انداختم و پراید خریدم سال 90 هیمن باور بود که اگر این بشه ب خدا نزدیک میشم
وای چقدر حس لذت عمیق داشتم و هیچ ترمزی نمیموند وقتی دلیل این خواسته رو از اعماق ذهنم قرب و نزدیکی ب خداوند میدونستم
برای تو و خودم و همه خانوادمون و خانواده ی خدایی مون تو این سایت ذهن پاک و درست میخوام از درگاه پاکش
از کامنت و قلم زیباتون بینهایت سپاسگزارم چقدر تحسینتون میکنم بابت باورهای فراوانی که در این کامنت بیان کردین ، واقعا که استاد در فایلهاشون بارها تاکید میکنن که کامنتها رو بخونید که گنجها در این کامنتها نهفته است بی دلیل نیست ، دوست عزیزم ممنون میشم که باورهای فراوانی در مورد بچه دار شدن و درامد هم بفرمایید که چطور بسازم و هر روز تکرار کنم .
درباره درامد و پول ساختن همین فایل رابطه خداوند و ثروت در ذهن رو خیلی با تمرکز گوش بدین
ایات بهشت و بهشتیهارو زیاد بخونین خودش ی منطق قویه برای ذهن
این ایات خداوند هم با توصیف ویژگیهای بهشتی ها
میگه که اونها صاحب نعمتهای فراوانن مثل قصرهای فراوان. جامهاشون ک از طلا و نقره خالصه جهانی است پر نعمت و همسرانشون هم همسن خودشونن و فقط ب همسر خو دشون عشق میورزند و بالاترین نعمتی برای بهشتیها قرب الهی هست
من با دیدن این ایه و ایات جهنم اومدم اهرم رنج ولذت نوشتم واسه خودم
بعد از اونجاییکه خداوند هدایتگر ذهن پژهشگر و دنبال تغییر هست هدایتم کرد ب این فایل ارزشمند
اینا تکاملی اتفاق افتاد برام
و مطالعه ایات بهشتیها متوجه شدم که خداوند خودش هم ب بشهتیها نزدیکه یعنی صاحبین اون نعمتهای فراوان و از جهنمیها دوره که از ویژکیهای اصلی اون اه حسرت هست و احساسات بد که همش مثل اتیش سوزانندست که دقیقا مشخصه زندگی فقراست هرچند در ظاهر تظاهر کنن که ٺروت براشون جذاب نیست
و اینجا اون اهرم لذت خیلی قوی و اون ترمز اصلی و ریشه ای رو درباره پول و پولسازی که قدم ثابت برای کسب ثروت هست برام اشکار شد
من چرا نمیتونم پول بسازم چون پولساختن تو ذهن من امریه که منو از خدا دور میکنه
و ی باور دیگه اینکه ثروتمندها طبق توصیف این ایات بسیار متعهدن ب همسران خودشون و اهل خیانت و دروغ نیستن اینا یواش یواش برام منطقی شد چون کلام الله هست در حالیکه قبلا برعکس بود این باور در ذهنم و باورهای دیگه هم خود ب خود درست میشن
درباره ی پول و ثروت
اهل بهشت یعنی همون صاحبین ثروت ونعمت کلامی جز سلام ندارن یعنی فقط بینشون احترامه و ارزوهای خوبه
پس اصلیترین باور و اون باور ریشه که استاد تو این فایل درست کوبیده ب خال و پیداش کرده همینه
ب این فکر کن
زیاد روی این فایل تمرکز کن من دو هفتست که شبانه روز دارم گوشش میدم و دونه دونه باورهام درست میشه
با این فایل رسیدم ب اینکه
خداوند وهابه بسیار بخشندست رحمان ورحیمه
واحد و احده
خدا محترمه ارزشمنده
و تمام صفات عالی که در اصل صفات نیست بلکه شخصیت خداوند هستن رو داره
حالا چرا خداوند وهابه
چرا بی منت می بخشه
چرا رحمان ورحیمه
چرا تمرکز داره
چرا میتونه خلق کنه
چرا میتونه از اشتباهات بنده هاش بگذره
چراپر از تمام حسهای خوبه
چرا یادش ب ادم لذت میده
چون بی نهایت ثروتمنده
چون صاحب تمام نعمت های مادی دنیاست
و خداوند تو قرانش من رو خلیفه خودش کرده
یعنی ب من کفته شخصیتت مثل من باشه تا ب من نزدیک باشی
خب من واسه اینکه بتونم وهابانه ببخشم
با خلقش مهربانی کنم
بتونم کمک کنم
محترم باشم جز احترام نبینم و نشونم
بتونم پر از لذت باشم
تا ب خدا نزدیک بشم
باید ثروت داشته باشم
پس هر چقدر نعمت های فراوان تر
داشته باشم ب خداوند نزدیکتر میشم
برای اینکه این نعمتهارو ب دست بیارم که ب خدا نزدیک بشم باید درامدهای بالا داشته باشم باید پول ب دست بیارم
پس هر چقدر پول های بیشتر بسازم ب خداوند نزدیک میشم
من برای ذهنم مبلغ درامد رو میگم میگم مثلا n قدر درآمد نیاز دارم که اون نعمتهارو بخرم
چرا بخرم اینجاش مهمه چون ب خدا نزدیک میشم
nقدر درامد و بیشترش رو هر روز دربیارم ب خدا نزدیک میشم
باور ب فراوانی هر نعمتی این رو هم توی ایات سوره حشر خوندم فکر کنم
که خداوند فرموده من از هر نعمتی فراوان دادم بهتون
داده یعنی هر چیزی رو ک تو نیاز داری میشه نعمتی که میخوایش
الان شما برای محصولت مشتری نیاز داری مشتری خوش حساب پولی ک تو میگی پیش پرداخت کنه ارزش محصولتو بدونه
این نعمت برای تو فراوانه این میشه باور فراوانی خداوند کفته از هر نعمتی فراوان دادم برات یعنی موجوده
خداوند باز میکه من تبلیغت میکنم ان الله یبلغکم
اون مشتریها پس با اون ویژگیها فراوان موجودن
و خداوند توو محصولت رو براشون تبلیغ میکنه و بهترین مبلغ هست
ب سمت تو میارتشون
این باورها همش حقیقته ک قران و کلام الله بهشون ازعان داره
دوست خوبم خدا همزمانیهای شکفت انگیز برات انجامـمیده این باوریه که من از فایل دانلودی مصاحبه استاد با اقای عرشیانفر شنیدم
و تو ذهنم میکفتم خداوند همزمانهای شگفت انکیز تو خابیدن پول دلخواهم تو حسابم و اماده بودن محصول عالی و ارسال اون و هر چه لازمه رو انجامـمیده واسم
رو تکرار میکردم و انجام شد این موضوع
هر چی از خدا بیشتر بخوای خدا بیشتر دوستت داره
ذهنت رو تو ب دست اوردن اون نعمتهای بهشتی متمرکز کن و ارتباط اینکه داشتن اون نعمتها ب خداوند نزدیکت میکنه
ذهنت رو رو ب دست اوردن رقمهای بالا متمرکز کن و ارتباط داشتن اون رقمها ی بالا و نزدیک شدنت ب خداوند رو تو ذهنت جا بنداز
بقیه باورها خود ب خود حل میشن
ب قول قران چ بسیار گناهانیکه شما ازش خبر ندارید و من میبخشمشون
این کناها همون باورهای محدود کننده هستن که از اون ریشه اصلی باور محدود کننده شکل کرفتن
استاد تو یکی از فایهای زندگی در بهشت
رفتن ی درختچه هرز رو نشون میدادن تو پرادایس
و خیلی زیبا توضیح میدادن که
ریشه اون درختچه رو شروع کردن از زیر زمین دراوردن کشیدن بیرون کندشو
بعد خیلی عالی توضیح دادن با تصویر این تصویر یه اکستازی بود برای من
که دقیقا رسیدم ب این حرف استاد که باورهادر ذهن ما مثل همین درختچه هرزه
اون درختچه یه ریشه یه کنده اصلی داشت وقتی اون ریشه اصلی رو استاد خاک رو کند و بهش رسید و دورشو خلوت کرد کشیدش بیرون یه عالمه ریشه نازک دیگه هم که چسبیده بود ب اون کنده باهاش اومد بیرون
دقیقا الهامی که از این گرفتم
همین ایه قران بود که بسیاری از کناهان ک شما ازش خبر ندارید رو خدا میبخشه
اون ریشه های نازکتر که ب ریشه اصلی چسبیده بودن همون باورهای جانبی هستن که گناه هایین که خداوند می بخشه بدون اینکه ما شناختی ازشون داشته باشیم
یعنی شما باور اصلی و ریشه رو بشناس از بین ببر خیلی باورهای دیگه رو خداوند خودش از بین میبرتشون
اینجا باور اصلی اینکه درامدت کمه پول کم میسازی همنی باوره که استاد تو این فایل میگن اینکه پول تو ذهن ما در تضاده باخداوند
و پول و درامدهای میلیاردی و ثروت من رو از خداوند دور میکنه
سایر باورها بخاطر وجود این باور اصلی تو ذهن ما شکل میگیره در اصل از این کنده زاییده میشن
چون باور دورشدن ما از خداوند با ثروتمند شدنمون (داشتن درامدهای میلیاردی )
تو مغز ما محکم ریشه داره
سایر باورها مثل کمبود مشتری
چرا بیاد از من بخره
اینهمه محصول دیگه
اررونتر از واسه منم هست میره از اون میخره
باید فلان بسته بندی رو انجام بدم تا بخره
و هزارتا باور نامحدود دیگه زاییده شده تو ذهن ما
من لذت ببرم کناهه
من داشته باشم فلانی نداشته باشه کناهه
پولدارا کثیفن
پولدارا لا عبالین
پول دارا. ….
زاییده میشه و مادر و مرجع همه ی این باورهای محدود کننده دیگه همین باوره که این خواسته (خواستت هر چی که هست. پوله،سلامتیه،بچه است ویا…..) هیمن باوره که داشتن اون خواسته منو از خداوند دور میکنه
تو ایات قران هم خداوند میگه دنبال رضایت و قرب الهی باشید
یعنی هر خواسته ای داری ( ثروت و پول ،سلامتی،روابط،) قرب خداوند با داشتن اوون خواستت رو تو ذهنت ب هم ربط بده
چون خداوند از تو میخواد لذت ببری و تو لذت می بری وقتی ب خواسته هات برسی
هر چی لذت بیشتر ببری ب خدا نزدیک میشی
پس رسیدن ب اون خواسته تورو ب خدا نزدیک میکنه
درباره بچه دار شدن اگر مشکل سلامتی داری
بازهم ریشه هر بیماری بر میگرده ب این باور که اکثر مذهبیون تو ذهنشون هست اینکه یه حدیثی از پیامبر مثل اینکه میخوندن که بیماریها باعث بخشش گناهان هستن
گناه هم بخشیده بشه ب خدا نزدیک میشی
این هم باور ریشه ای که داره تو ذهن انسانهاییکه همش دچار بیماری ب هر طریقی میشن اینه که
بیماری منو بخدا نزدیک میکنه
که میاد ب صورت مثلا بچه دار نشدن
درد عضلانی
افسردگی و بیماریهای روحی
فلج شدن و….نقص در هر سلامتی
نمود پیدا میکنه
من امروز ب خواهرم گفتم
گفتم میدونی چرا همش مریضی گفت چرا
گفتم یادته پا میشی میری تو این مسجدها و هیاتها
گفتی فلانی گفته پیامبر گفته بیماری باعث بخشش گناهانه
این تو ذهن تو محکم نوشته شده که مریض بودن تو رو ب خدا نزدیک میکنه واسه همینه
رفت توفکر
دقیقا باور مرجع هر نقصی تو هر زمینه ای همنیه آگاهیهای همین فایل رو خیلی گوش بدیم
ببخشید خیلی طول و دراز شد عزیزم
رد پایی باشه واسه خودم
و خودت
امیدوارم این باورها شکل بگیره زودتر و همگیمون اونجور که خداوند گفته تو بهشت دنیاش زندگی کنیم
چند ماه پیش که تازه عروسی کرده بودم و مبل هام رنگشون کرم روشن هست
اوایل یکم می ترسیدم روی مبل ها چیزی بریزه یا بچه ها کثیفش کنن مدام با خودم تکرار می کردم خداوند مراقب وسایلای من هست واقعا بعد اون مهمونی و دورهمی مبل هام هیچی روشون ریخته نشده بود و من خیلی سپاس گزار بودم
ممنونم ازتون بابت این کامنتعالی با باورهای فوق العاده️
قصد نداشتم برای این فایل کامنت بذارم چون ذهنم میگفت تو که نتیجه ای نداری توی بحث ثروت که بخوای بگی اما مهم نیست من مینویسم و خودش میاد
یه چیزی رو دلی میخوام به خودم بگم و بارها به خودم گفتم .
من دیگه خیلی از این حرف به خودم ناراحت میشم که بیام بگم اره جامعه اینطور بود . اخبار این جوری گفتن و هزار تا دلیل بیارم و انگشتم سمت بقیه باشه که بندازم گردن اون ها ناکامی خودمو و این حسمو بد میکنه که احساس قربانی بودن بکنم
گذشته ها گذشته . به هر دلیلی اتفاق افتاده چه خوب چه بد . اما الان که این اگاهی ها رو دارم و همینقدر فهمیدم که دنیا داره به افکارو باور و توجه ما جواب میده . الان چرا نمیام این قضیه رو درست کنم . چرا همش دنبال بیان خاطرات گذشته هستم
تو سطح و درکی که الان هستم میبینم واقعا دلیل اصلی تو عمق وجودمه .
من شخصا خودمو قبول ندارم . خودمو باور ندارم . کارم رو و خودم رو درونا قبول ندارم. وقتی پای عمل میرسه وقتی میرم به سطح زیزین خودم همه چی در تضاد خواستمه
چرا میگم همه چی خودم هستم؟
چون من از بچگی اوضاع خودم و خانوادم خوب بود و من چیزهایی داشتم که خیلیا نداشتن و یه رفیقی داشتم که واقعا از بحث خانواده و مالی واقعا چیزی نداشت و بچه روستا بود اما خودشو قبول داشت . و شرایط جوری شد که اوضاع من بسیار بد شدم و خداروشکر دوستم خیلی پیشرفت مالی کرد.
یه مثال دیگه یادم اومد یه دوست خردسالی تو روستا داشتم این بندگاه خدا از دم خانوادش خیلی فقیر هستن و این دوستم فقط چوپان بود و با همین چوپانی چندتا گوسفنداش رفت جلو و خیلی الان زندگیش رونق داره و ثروتمنده
حتا از هم چوپانی که بقیه شاید بگن این که کار نیست اما این ادم یه گله بزرگ داره و کلی ادم از شهر دنبال شیر و کره و گوشت گوسفنداش هستن و بالعکس همین اقا برادراش و پسرخالش خیلی اوضاع مالی بدی دارن
اینو گفتم که به ذهنم بگم بهونه نیاره و تقصرها رو گردن بقیه نندازه.
استاد عباسمنش هم خیلی بهونه داشت اما زندگیشو تغییر داد
یه زمانی واسه یه حاج حسین کارمیکردم که کارافرین نمونه کشوره و چندین کارخونه و املاک و مستغلات داره و من کارهای حسابداریش رو میکردم این بنده خدا از راننده تاکسی شروع کرده بود و سالهاست ثروتمنده که حتا باباش که سنش بالا هست واسه این بنده خدا که سنش 40 سالش بود کار میکرد
ادمی که قراره خودشو بکشه بالا دنبالش مقصر نیست و کار خودشو میکنه . ادمی هم که دنبال بهونه باشه به هیچ جا نمیرسه
با سلام خدمت سعید عزیز متنت واقعا عالی بود و لذت بردم چند تا از پاشنه آشیل های خودم رو توی متن شما پیدا کردم و چقدر به موقع این متن رو خوندیم مثلا من ناخودآگاه احساس قربانی بودن دارم و این احساس رو دارم که توان تغییر زندگیم رو ندارم و اون جمله که گفتی هیچی نداشت ولی ولی خودش رو قبول داشت آدم تا خودش رو قبول نداشته باشه هیچی به دردش نمیخوره و تمام این سایتم با تمام دوره های هیچ کاری برایش نمیتونن بکنم واقعا دمت گرم تک تک جملاتت به قول خودت دلی بود و واقعا به دلم نشست
فایل بسیار ارزشمندی هست سپاسگذارم ویه نکته جالب که برای من داشت این بود که ممکنه ما درخواست خاصی یا دنبال جواب خاصی باشیم سوالی داشته باشیم و مثل الان که استاد هدایت میشن به جمع افراد اینچنینی و موضوعی شکل میگیره و یه فایل ضبط میشه و جواب یه سری سوالات داده میشه یا سری هینت ها میده
توی این چند سالی که با این مسیر اشنا شدم و از یه سری کج فهمی ها به لطف خدا گذشتم دوباره به مسیر برگشتم(بنده شخصا میرفتم زیر پست های استاد فحش مینوشتم از اینکه چرا شما دروغ میگید و از این دست مسائل)چیزی که راجع به ثروت و باورهای ثروت دستگیرم شده اینه که ثروت دوسمت داره یه سمتش اینه که ایا اصلا پول یا ثروتی هست؟اونقدری هست که همه ثروتمند بشن یا خودمرو مثال بزنم اونقدری هست که بیاد سمت من و یه ویلای 150 میلیون دلاری بخرم؟یه سمت دیگه سمت خودمون هست سمت دریافت کننده که من یا ما باشیم،مثلا من باور دارم مشتری سخت میاد،ایا انقدر توی کار من پول هست که این ویلا رو بتونم بخرم؟اصلا اگر ثروتمند بشم به قول استاد خودمون رو ثروتمند تصور کنیم چه تصوری داریم؟من شخصا دیشب این تصور رو داشتم که اگر ثروتمند بشم از دوستام دور میشم تنها میشم زورگو میشم برای من اینجوری هست که سمت خودم باورهای منفی و محدود کننده بیشتری دارم
همیشه نگران بودم که اگر پولدار و ثروتمند بشوم باید به همه کمک کنم
همه به دنبال من راه می افتند
باید به همه کمک کنم
همیشه فکر می کردم که پول اصلا مهم نسیت و مهم کمک کردن به دیگران است
مهم این است که همه از من راضی باشند
خشنودی خداوند را در این می دانستم که باید به دیگران کمک کنم
حتی یادم است که همیشه این باور را داشتم که پول چرک کف دست است
چقدر این باور برای من نقش مهم و پررنگی داشت
اما اکنون و با کمک آموزش های استاد عزیز به این باور پی برده ام که همیشه باید پول و نعمت و ثروت را یک نعمت بدانم
یاد گرفتم که من با پول و ثروتمند شدن است که به خدای خودم نزدیک تر می شوم
یاد گرفتم که هر چه من ثروتمندتر بشوم نزد خدای خودم عزیزتر خواهم بود
از همه مهمتر فایل های دانلودی باورهای ثروت ساز واقعا به من کمک عالی و خوبی کردند
چقدر اکنون که این حقایق برای من آشکار شده است حال خوب دارم
چقدر سرحال تر هستم
چقدر روند زندگی من بهتر و عالی تر شده است
اکنون باز نسبت به قبل خیلی بهتر شده ام اما گاهی اوقات این ترمز و این باور اذیت می کند اما باز خداوند من را هدایت می کند و راه درست را به من نشان می دهد
واقعا ممنون خدایی هستم که همیشه در حال هدایت کردن من است
من با داشتن حال خوب به رشد و پیشرفت این جهان خدمت و کمک می کنم
با تمام وجود ازت تشکر میکنیم که با صداقت، عمق نگاه و رشد درونیت، الهامبخش جمع ما هستی.
کامنتی که نوشتی، پر از آگاهی، رهایی و صداقت بود. جایی که گفتی:
«همیشه فکر میکردم پول مهم نیست، مهم کمک به دیگران است»
و حالا به این درک زیبا رسیدی که اتفاقاً با ثروتمند شدن، به خداوند نزدیکتر میشوی… این یعنی تولد یک باور قدرتمند در تو، و ما به داشتن دوستی مثل تو افتخار میکنیم.
تو با تحول ذهنیات، ثابت کردی که رشد، تنها مخصوص آدمهای شجاع و متعهد به مسیر الهیشونه.
وقتی نوشتی که:
«من با داشتن حال خوب به رشد و پیشرفت این جهان خدمت میکنم»
یقین پیدا کردم که تو خودِ نعمت و خدمت هستی.
امیدوارم نورت، حضورت و مسیر آگاهانهات همیشه پایدار و گستردهتر بشه و بدونی که این فضا با حضور آدمهایی مثل تو، معنیدارتر و قشنگتره.
سلام استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته ی نازنین که واقعا واسم قابل ارزش و احترام هستید و
بچه های سایت که عششششقن عشششق.
حتی 1 درصد هم قصد نداشتم که کلمنت بنویسم اما خوندنه کامنت فاطمه جان در مورد قضیه ی بیمارستان و… منو به وجد آورد که به حرف خدا عمل کنم که تو قرآن میفرماید نعمت های من را به خودتان یادآوری کنید!
حدودا 3 سال پیش آرزوی پرواز با پاراگلایدر رو داشتم اما من کجا و پرواز با پاراگلایدر کجا!؟
چون این رشته فوقالعاده گرون و پر هزینه است.
یعنی خرید بال و هارنس و تجهیزات چیزی حدود 170،180 میلیون میشه البته سه سال پیش حدودا 120 میلیون بودن و بعلاوه 6 میلیون کلاس آموزش مبتدی!
کل حقوق من چقدر بود!؟
5 میلیون!
سال 1400،1401!!!
اما اینقدر این رؤیا در وجودم بود که تجسم کردن به پرواز با پاراگلایدر منو هدایت کرد به مسیری که بتونم این آرزو رو تجربه کنم.
این موضوع رو مد نظر داشته باشید تا بریم سراغ یک قضیه ی دیگه بعد دوباره برمیگردیم سراغ قضیه پرواز با پاراگلایدر و ربطش به این فایل ،یعنی تاثیر ثروت و پول در زندگیت!
تو همون روزای سال 1400،1401 یک روز با پراید مدل 90 روی پل کارون داشتم رد میشدم، دیدم 3،4 نفر دارن با این قایق باریک دراز ها ،قایق رانی میکنن!
خدای من!
تصور کنین یک غروب تابستانی ،خورشید سرخ رنگ،داری وسط بزرگترین و طولانی ترین رودخانه ی ایران،با آرومی داری قایق رانی میکنی!!!
دیدنه اون صحنه من رو دیییوانه کرد و منی که شرایط سخت مالی داشتم از صمیم قلبم و با اطمینان کامل گفتم یه روزی منم میام پیشتون ،یه روزی منم میام قایق رانی!
برگردیم به قضیه ی پاراگلایدر!
وقتی که زنگ زدم به یکی از دوستانم که از اساتید آموزش پاراگلایدر بود برای احوال پرسی،گفت بیا خودمون آموزش میدیم!!!
گفتم من پول ندارم برای خرید تجهیزات و آموزش!
گفت نیاز نیست تجهیزات بخری خودمون بهت میدیم یاد بگیر اگه خواستی ادامه بدی بعدا بخر
برا پول آموزش،هم هر وقت تونستی پولشو بده گفتم باشه.
یادمه تماااامه اون لحظاتی که من میرفتم آموزش پاراگلایدر، چون پول آموزش رو نداده بودم و درواقع قرضی رفته بودم با نهایت بی اعتماد به نفسی میرفتم!
مثله کسی بودم که انگار ماشینه یکی رو امانتی گرفته بود بعد با اون ماشین تصادف کرده!
یک حسه سربزیری
یک حسه حقیر بودن
یک حسه کوچیک بودن
وقتی که تو از نظر مالی ضعیف باشی باج میدی به دیگران!
یادمه چون این حسه بدهکار بودن درونم بود من بیشتر از همه تلاش میکردم آخر تمرین بال(همون چتر)رو از رو زمین جمع کنم !
من بیشتر از همه به بقیه کمک میکردم!
و چون این عمل و این کارها با احساس بی ارزشی و باج دادن بود،دقیقا مانند یک انسان بی ارزش رفتار میشد باهام.
چرا!!؟
چون این فرکانس های ما هستن که با دیگران حرف میزنن!
یادمه اگه سوالی داشتم جسارت نداشتم بپرسم!
یادمه اگه بقیه 5 بار میپریدند پایین ،من 2 بار میپریدم، چون من تو ذهنه خودم میدونستم پول تمرین و آموزش رو ندادم!!
وقتی که من اون روزها از درون احساس بدهکاری،احساس ضعیف بودن میکردم و احساس میکردم به قوله استاد عباسمنش سرم پایینه،خوده استاد پاراگلایدر هم با نادیده گرفتنه من و بی اهمیتی باهام رفتار میکرد!
یادمه بخاطر همین عدم اعتماد به نفس، ساده ترین موارد رو به سختی یاد میگرفتم
و گذشت،و گذشت،و من اونجور که باید یاد نگرفتم،یه بار هم سقوط داشتم و مچ پام ضربه خورد و خدا رحم کرد بهم و کلاس های آموزشی رو هم با اینکه بعدا پولش رو کامل دادم ،نرفتم.
اما بریم سراغ یکی دیگه از رؤیا هام!
قایق رانی در رودخانه ی آرام کارون!!!
بعد از گذشت 3 سال از اون شرایط سخت مالی و عاطفی،به لطف آموزش های استاد عباسمنش و تعهد مردونه شرایط زندگیم چه به لحاظ مالی،چه لحاظ روابط و از همه مهمتر اعتماد به نفس و احساس لیاقت زیر و رو شد!
و من دیروز تصمیم گرفتم رؤیا و وعده ای که 3 سال پیش به خودم دادم رو عملی کنم.
و دیروز زنگ زدم به مدرسین آموزش قایق رانی اهواز، و یک سری توضیحات بهم دادن که بی اهمیت ترین قسمت توضیحات ایشون ،صحبتهایی بود که در مورد شهریه و هزینه ی آموزش بود!
و گفتن که یک ساعت دیگه شما بیا پارک ساحلی،کنار قسمته پیاده رو ، دوتا کانکس هست و ما روزهای ذوج ساعت 5تا7 عصر هستیم.
وقتی نگاه ساعت کردم دیدم ساعت 4 بود ،بلافاصله یک دست لباس ورزشی گذاشتم تو ساک و لباس پوشیدم و رفتم اونجا.
وقتی که دوتا مدرس قایق رانی، داشتن باهام صحبت میکردند و توضیح میداند ،بققدددری من احساس لیاقت و عزت نفس از درون میکردم که خداروشاهد میگیرم اون دونفر تو صحبت کردناشون میدیدم احساس ضعف میکنن در برابرم!!!
حتی برای توضیحات در مورد ثبتنام و …میدیدم که چچچچقدر در برابر من احساس میکردن که با یک شخص قدرتمند طرف هستن.
و من خیییییلی ریلکس با کلاه و عینک آفتابی و شرت ورزشی شروع کردم به اجرای آموزش هاشون و جالبه که وقتی که اون مدرس داشت کنار آب نحوه ی پاروگرفتن رو بهم یاد میداد ،دوتا دختر کنار هم ایستادن و زل زدن به ما!!
ولی من حتی ذره ای وجود اونها و نگاهشون رو حس نمیکردم و اهمیتی نداشت واسم با اینکه اونها چند ماه بیشتر از من آموزش دیده بودن و من روز اولم بود و ممکنه ذهن بگه که ،الان بهت میخندن بخاطر نحوه ی پارو گرفتنت و هزار موضوع دیگه!
اما من حتی بعضی وقتا اصلا یادم میرفت حضور دیگران رو.
اون دوتا دختر اینقدر با توجه و دقت و تمرکز نگاهمون میکردن که خوده استاده اذیت شد و گفت به چی نگاه میکنین!!
خندیدن و گفتن داریم نکاه میکنیم یاد بگیریم!!!(اما اونها نمیدونستن که من قصد ادامه تحصیل دارم
والا بخدا
اگه قصری مثله فرعون داشتم باشن،من حاظرم موسی بشم براشون در غیر اینصورت ترجیح میدم یوسف بشم واسه زلیخا)
خلاصه بعد از ربع ساعت یکی از مدرس ها گفت فلانی رفته تمرین کنه خبری ازش نیست تو آب، من میرم ببینم اتفاقی واسش نیوفتاده باشه!
(میگم چرا هرچی ورزش و جای خطرناکه من میرم!!!
اون از پاراگلایدر
اون از عمیق ترین دره ی ایران،تنگ هایقر، اون اون از زیپ لاین،اینم از قایق رانی!
استاد خونم گردنت اگه چیزیم شد
گفته باشم
خودت گفتی با ترسات روبرو شو منم دارم به حرفه شما عمل میکنم)
خلاصه اومد که بزنه به آب، اون مدرسه گفت آقای خسروی رو هم با خودت ببر پارو زدن رو یاد بگیره!!
منم کییییف کردم
آخه بعد از 4،3 جلسه میزارن بری تو آب ولی من بعد از 30،40 دقیقه رفتم!!!
استاد خیییییلی فوقالعاده پارو میزدم خودمو اون مدرس تو یک قایق دونفره بودیم و من جلو نشسته بودم یییعنی عاااالی پارو میزدم فقط نمیدونم چرا پاروشون خراب بود وقتی پارو رو میوردم بالا خودمو اون مدرسه انگار یه تشته آب میریختن رو سرمون!!!
البته فقط،پاروشون خراب نبود،قایقشونم خراب بود چون یه جاهایی خود به خود مییییرفت تو نیزارها!!!
ایراد از همه بود جز من!!!
استاد عباسمنش میشه من دورت بگردم!؟!؟!
اگه داری شیرین زبونی شاگردت رو میخونی و لبخند میزنی بدون شاگردت نه خیلی عالی،اما انصافا در حد توانش به آموزش هاتون عمل کرد!!!
شاگردی که بخاطر بی پولی همیییشه ی خدا بیستم هر ماه دست گداییش جلو اینو اون پهن بود،الان داره با عشششق ،با حاااله خوب تو رودخونه ی کارون پارو میزنه !
به خدای واحد قسم اولین جمله ای که بعد از نشستن و قایق و پارو زدن تو قلبم نشست و
به خودم گفتم این بود که یه نگاهی به دور دست کردم که همون پل کارونی که 3 سال پیش،به خودم قول دادم که یه روز میام پشتون رو نگاه کردم و گفتم دیدی اومدم!؟
دیدی آرزوهامو زندگی میکنم!؟!؟!
و اون لحظه، لحظه ای بود که از قلبم احساس خوشبختی کردم!!!
آره استاد!
ثروتمند شدن، مقدسه!
به خدای واحد قسم آنچه که 3،4 سال پیش در فقر مطلق به خداوند از صمیم قلبم گفتم رو اینجا مینویسم:
گفتم خدایا بهم پول بده برم دریاتو ببینم
برم کوه رو ببینم
برم جنگل رو ببینم
برم کویر رو ببینم
تا شکرگزارت باشم
بهم پول بده غذای خوب بخورم تا شکرگزارت باشم
و الان بعد از 3 سال خداوند به وعده اش عمل کرد و منم داره کمک میکنه که به وعده ام عمل کنم و هرآنچه که زیبایی هست رو دارم تجربه میکنم.
دوستانی که علاقه دارن پیشنهاد میکنم بیاین
بیاین قایق رانی!
بخدا نعمتهای اهواز بیشماره.
تو همین گرمای 50 درجه هیچی مثله بودن تو آب بهم لذت نمیده
تااازه،بعد از کلی قایق رانی که خسته شدی خودتو میییندازی تو آب و شنا میکنی!!!
چه کامنتی شد!
من خواستم بخوابم !!!
خوب شد نخوابیدم.
آره استاد!
من هم آموزش پاراگلایدر رفتم
هم قایق رانی دارم میرم
یکیش تو فقر
یکیش تو ثروت
این کجا و آن کجا…
قلبم تقسیم بر تعداد بچه های سایت بجز سعیده رضایی که هیییچ خبری ازش نیست
هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، بگو که من نزدیکم، و همواره در حال اجابت خواسته کسانی هستم که درخواست میکنند؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا رشد کنند
هر کس که درخواست کنه و ایمان داشته باشه قطعا به خواسته اش پاسخ داده میشه
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
ابراهیم جان خیلی تحسین میکنم تبریک میگم بهت بابت نتایج خوبت و باورهای عااالی که ساختی ، لذت بردم که انقدر انسان فوق العاده ای هستی و خیلی هم پر انرژی و شوخ طبع ، داداش دمت گرم بهترین ها رو برات آرزو میکنم
در پناه الله مهربان شاد ، سالم ، ثروتمند و خوشبخت باشی
یادم نیست شاید پارسال بود تو ستاره قطبیم یکی از خواسته هام این بود با بچه های سایت تو اهواز ملاقات کنم نوشتم و رها کردم و خبری هم نشد.الان فهمیدم حداقل یه نفر از بچه های سایت تو اهوازه و چقدر قشنگ داری تکاملت رو طی میکنی ایول آفرین.اتفاقا نیمه دوم سال که هوا خنکه اونجا پاتوق منه یا تنها یا با عزیز دلم مرتب از اون مسیر زیبا که همیشه هم واسم جدیده پیاده روی میکنیم.اره اون کانکس رو دیدم و چند باری دو سه نفری دیدم که قایق سواری میکردن واسم جالب بود ولی دیگه نمیدونستم یکی اینقدر میره تو دل ترسهاش که بره پاراگلایدر بعدش قایق سواری اونم پر آب ترین و زیباترین رود ایران به اسم کارون.من دو بار فقط با قایق موتوری ها روی رودخونه رفتیم شنا که کلا هیچ کسی رو ندیدم بپره تو کارون.واقعا اهواز قشنگه ، غروب زیبای لب کارون، کلی پل روی آب ، اون نیزارهای قشنگ و چمنها و هوای عالی نیمه دوم سال که بهاری میشه ، اون زوجهای عاشق تو پارک ساحلی و صدای پرنده ها و گلها واقعا لذت میبرم.من شجاعتم بیرون زدن از شرکت نفت بود و راه انداختن بیزینس شخصی خودم ، الان تو کار زعفرونم هنوز برندم هم ثبت نکردم فقط یه اسم زعفران انرژی گذاشتم روش نه شرکتی نه برندی چون استاد گفت وام نگیرید دارم یواش یواش تکاملم رو طی میکنم .امیدوارم تو مدار هم قرار بگیریم و تا اهوازم بتونم ببینمت از نزدیک نشد هم برات آرزوی موفقیت تو قایق سواری دارم
کاملا تونستم تجسم کنم دو تا شرایط متفاوت اموزشیتون رو
یکی در فقر یکی در ثروت
و واقعا که ثروت خیلی باشکوه ومقدسه که چنین اعتماد به نفس و عزت نفسی به آدم میده چند بار خوندم کامنت تون و واقعا یک اهرم رنج ولذت واقعی رو از کامنت تون گرفتم
تحسینت میکنم که در دل ترس هات میری و باهاشون روبه رو میشی من هم ازون آدم هایی هستم که تلاش میکنم با ترس هام روبه رو بشم و برام خیلی هیجان انگیزه چون احساس بعدش قدرته اعتماد به نفس اینکه تونستم انجامش دادم
جمله ثروتمند بودن مقدسه خیلی به دلم نشست چند روزه که دارم هر لحظه و هر جایی که چیزی میبینم و میشنوم در رابطه با ثروت تکرارش میکنم
ثروتمند بودن با شکوهه
ثروتمند بودن با شکوهه
و هر باری که تکرارش میکنم احساسم فوق العاده مثبت میشه و امشب با خوندن کامنتتون این احساس صدچندان شد با مثال و فکت برای ذهنم
به نام خداوند هدایتگر
استاد جانم سلام
استاد جان چقدر این ویدیو مرا به فضای اوایل آشنایی با شما برد.
زمانی که برای اولین بارها مفاهیمی مثل تقدس ثروت، پاکی ثروت، الهی بودن ثروت، توحیدی بودن ثروتمندان، ارزش ثروت، لیاقت ثروت داشتن، عدم دلسوزی برای دیگران در امر ثروت را میشنیدم.
این فایل مرا برد به آن روزها.
استاد آن زمانها این مفاهیم برایم بی نهایت جدید بود و من مثل یک کویر تشنه لب این ها را گوش میدادم.
فراموش نمیکنم شب تا صبح، صبح تا شب فکر و ذکرم این باورها بود:
ثروت تمیز و پاک است.
ثروت مقدس است.
خداوند میخواهد که ما ثروتمند شویم.
ثروتمند شدن معنوی و الهی است.
ثروت تو را توحیدی میکند.
ثروت باعث میشود که تو توحیدی عمل کنی.
ثروت برای همه به یک اندازه هست و همه دسترسی یکسانی به ثروت و ثروتمند شدن دارند.
و
و
و
بارها اعتراف کرده ام و میکنم که من از زمان آشنایی با شما تا هم اکنون در تمام لحظات دارم به این قوانین و کارکرد آنها در دنیا و اطرافم فکر میکنم.
و واقعا دنیای من عوض شده.
دنیای مادی من اصلا شبیه گذشته نیست.
استاد جان همین دو شب پیش وارد فروشگاه شدم و مثل آب خوردن چیزی نزدیک به ده هزار لیر خرید کردم. بدون ذره ای استرس، بدون ذره ای نگرانِ ته حساب بودنم و بعد که به خانه آمدم به خودم تبریک گفتم که تا این حد باورهای فراوانی ام بهبود یافته است.
استاد جان هنوز کلی ته حسابم پول هست و قرار است کلی پول دیگر به حسابم وارد شود از بی نهایت مسیر و بی حساب.
استاد جانم ولی چیزی که به خاطر دارم این است که من قبل از پر شدن حسابم و روانی ثروت در زندگی ام، حس ثروتمند شدن را در خودم ساختم.
یعنی قبل از اینکه بخواهم واقعا ثروتمند باشم باور کردم که ثروتمند هستم. سعی کردم وقتی وارد فروشگاه میشوم قیمت محصولات را نگاه نکنم. سعی کردم از مبالغ کم، دوستی با پول را آغاز کنم. سعی کردم ثروت را تمیز و الهی و فراوان و راحت ببینم و ثروتمند شدن را معنوی بدانم. قبل از ورودی های بزرگ، حس آزادی مالی را زندگی کنم و لاجرم آزادی مالی به سمتم آمد. در همین مسیر دیدم که باید در خودم احساس لیاقت پول های خوب و زیاد آسان را پرورش دهم زیرا راز ماندگاری و تداوم ورود ثروت احساس لیاقت ثروتمند بودن و ورودی های فراوان و آسان هست.
استاد در این مسیر سعی کردم یاد بگیرم به راحتی میتوان ثروت ساخت و برای تمام ثروتهایی که به آسانی و بدون کار فیزیکی ساختم ذوق کردم، سپاسگزاری کردم و برای همه تعریف کردم.
استاد جانم من بارها بدون ذره ای حرکت فیزیکی پولهای بزرگ و خوب ساختم.
من بدون یک اپسیلون حرکت فیزیکی مشتری های آماده داشتم که اتفاقا پولهای خوبی پرداخت کردند و در نهایت کار هم با احترام و تشکر فراوان با من خداحافظی کردند. بسیاری از آنها مشتریان وفادار من شدند و چهار الی پنج سال است که با هم کار میکنیم.
یادم هست زمانی که حقوقم ماهی چهار هزار لیر بود برای کار بسیار ساده البته از نظر فیزیکی شش هزار لیر در عرض ده دقیقه دریافت کردم. وقتی به خانه رسیدم توهم این را داشتم که الان کلی انسان میریزند در خانه ام را میشکنند و مرا به جرم فساد و … میگیرند. وااای استاد محال است آن حس را فراموش کنم. همانجا به خودم آمدم و گفتم ببین این فکر تو کلی باور آشغالی را نشان میدهد پس بشین و بر روی این برگ های هرز کار کن.
و الان برایم طبیعی شده که باید راحت پول بسازم و راحت پولهای خوب بسازم.
مثلاً چند روز پیش زمان سر رسید یکی از دریافتی هایم به مدیر مهدکودک پیغام دادم که سررسید واریزی تان هست فقط پول یک جلسه را کم کرده چون یک جلسه درسمان برگزار نشد. میدانید مدیر در جوابم چه گفت؟ گفت:« بهار خانم این چه حرفی است، اصلا چه اهمیتی دارد؟ من پول را تمام و کمال پرداخت میکنم.» و پول را کامل پرداخت کرد.
من ورودی مالی داشتم بدون ذره ای کار فیزیکی.
اما استاد جانم اعتراف میکنم علیرغم اینکه کار فیزیکی ام راحت شده ولی کار متافیزیکی ام خیلی زیاد است. دایم در حال رصد کردن خودم هستم. اینکه باورهای قدیمی ام در چه حال است؟ دایم دنبال الگوهای تکرار شونده مثبت و منفی در خودم هستم و به محض پیدا کردن الگو با تبر به جانشان میافتم. دایم در حال نوشتن، شکرگزاری و بردن خودم به حال خوب هستم. استاد جان دوست دارم تاکید کنم، دااااااااااائم.
استاد ورود به مدارهای بهتری مالی برایم یک مسیر چند ساله بود و میدانم تا آخر عمرم ادامه دارد.
مسیر را که میبینم لذت میبرم و خودم را تحسین میکنم.
شاخک هایم دایم تیز است تا بوی پول و ثروت و فراوانی و احساس لیاقت را ردیابی کند و به لطف پروردگارم در مسیر هدایت به سمت نعمت ها در حرکت هستم.
هنوز خیلی خواسته ها دارم که با ورودی های بررگتری محقق خواهد شد ولی میدانم این مسیری است که باید طی کنم تا بهبودی ام در این امر بهتر و بهتر شود.
استاد جان من تشنه ی حرف زدن از پول و تقدس آن ، پول و فراوانی هستم و ممنونم که با این فایل مرا به گذشته پرواز دادید و به خاطر آوردم اگر اینجا هستم از چه مسیری آمده ام.
دوستتان دارم و به امید دیدار
بنام خداوند بخشنده مهربانم
سلام و درود به بهار همیشه جاویدانم
خداوند را سپاسگزارم که همچنین دوستان عزیزی.مثل شماها،” دارم..
بهار جان.چقدر حرفهات پول ثروت و فراوانی نعمت الهی رو میده…
دختر!!!
کجایی این مدار ثروت بی انتهای خداوندی!!!!
که اونو یه مسیر راحت و اسان میدونی..
فقط داری روی خوش زندگی رو میبینی..
دوستتدارم بهار جان!!!
خیلی حض کردم از اینکه در مسیر ثروت و خوشبختی خداوند قرار گرفته ایی…
و این برای شجاعان هست…
برای افرادی که در مسیر استقامت قدم برمیدارن اینحرفا با توجه به مدارشون یچیز خیلی ساده هست..
بهار انشالله منم وجود الهیم رو با همچنین نگرشی،” مثل شما برای خودم رقم بزنم.
و مسیر ثروت رو برای خودم باور پذیرتر کنم که اسان هست..
خیلی خیلی لذت بردم از نوشتتون ..میخام سعی کنم باوراتو بیشتر بخونم تا بیشتر برام باور پذیرتر بشه .ثروت انتهایی نداره..
ثروت معنویه.منو توحیدی تر میکنه ..
من میخام توحیدی تر بشم!!
میخام خدا رو بیشتر ببینم..
بیشتر قداستشو ببینم..
بهار جان من از اوایل سال 403.استارت بیزنسم و مهارتم از طرف خداوند خورد!!..
و من قدم به قدم به این مسیر فرا خوانده شدم..
اصلا ذهنم فکر نمیکرد که بخام تو این مسیر قرار بگیرم..
و مهارتم چند برابر با چند نمونه ورژن رسید..تا اواخر امسال 6 نمونه کار تحویل دادم..
و هنوز دارم در این مسیر قدمهای تکاملیمو طی میکنم.
و خداوند وعده صادرات رو بهم داد..
انشالله به زودی قدمهای صادرات برام باز بشه..تا بیام از خوشحالیام تو مسیر رو برات بنویسم..
من نمیدونم چجور میخاد انجام بشه..
فقط میدونم دستکشهای خوشکلم که اماده کردم اون در سه سایز داره وارد تولیدات خارجی میشه..
من یه روز آرزوی همچنین موقعیتی داشتم و امروز که دارم در این ساعت برات مینویسم من به همچنین پکیچی رسیدم ..
من قابلیت ثروتمند شدن و ثروت ساختن رو در درون داشتم و لطف خداوند شامل حالم شد که امروز در این جایگاه باشم…
من اونو با کمک خداوند ساختم..
بهار جان دوستتدارم واقعا خوشحالم که در مسیر پاکی و احساس خوبم
و خوشحالم در زمان و مکان مناسب قرار گرفته ام..
من خودمو به خدای خودم سپردم…
به امید بهترینها برای شما….و برای تک به تک اعضای بهشتیم..
که هر کدوم برای گسترش جهانمون دارییم قدمهای تکاملیمونو برمیدارییم.
همینه قرآن داره از صفات بندگانش میگه!!!
که مومنان واقعی نه ترسی دارند و نه اندوهگین میشوند..
حالا میشه این نوع مفهموم قوی قرآنی رو در تک به تک زندگیمون جاسازی کرد..
مثل ثروت…که دیگه اون تقلاها و بدو و عجله ها برای پول ساختن.
و من گذشته های خودم چقدر تقلاها در همه موارد زندگیم داشتم.چقدر بیزنسم شالوده نداشت..
فقط بفکر راضی کردن مشتریام بودم و خاستهای خودمو زیر پا میزاشتم..و عزت نفسی پایین داشتم..
و تو هر جنبه ایی دیگه….
اره همینه….
هر کسی در مدار خداونده نه ترسی داره و نه اندوهگین میشه ..
و میخام اینو با تمام وجودم بچشم…از خداوند میخام منو با این ایه ” بجشونه!!!!
میخام بیشتر خدا رو بشناسم میخام رحمانیتش و وهاب بودنشو مثل شما دوست عزیزم بیشتر باور کنم.
حرف زیبایی زدین..
که تلاش فیزیکی ام کم شده..و بیشتر روی باورام کار میکنم..
افرین که داری تمرکزتو میزاری روی باورات و بدون تلاش فیزیکی خاصی ثروت میسازی…
تبریک تبریک تبریک…
که درون الهیتو پیدا کردی …و داری طعم شیرین این زندگی مادی رو با تمام وجودت میچشی ..
دوستتدارم بهار زیباییم
نرگس عزیز سلام
چقدر به موقع نوشته ات به دستم رسید.
همانطور که گفتم من تشنه ی حرف زدن از ثروتم.
از بس الهی، خوب و تمیز هست.
من همینقدر ولع دارم که از صبح های بهاری که با صدای پرندگان بیدار میشوم حرف بزنم.
همینقدر تشنه حرف زدن از زیبایی های دریا هستم و همینقدر مشتاق حرف زدن از خانه های لوکس و بی انتها هستم.
نرگس عزیزم من به صورت معجزه آسایی سوار بر خوشی های زندگی هستم.
من تمام مدت در حال دیدن معجزه های خدا هستم.
من امروز میخواستم از عمد جایی دیر برسم و دقیقا موقع پارک ماشینم با پیرمردی برخورد کردم که عاجزانه درخواست میکرد به خاطر بار سنگینی تا چند تا کوچه بالاتر ببرمش. این در حالی است که اینجا اصلا همچین درخواست هایی نمیشه. میبینی معجزه پشت معجزه.
من امروز از محفل دوستانم زودتر از همیشه جدا شدم و عصری یکی از آن دوستان با من تماس گرفت و گفت چقدر کم سعادت بودیم که شما را کنار خودمان نداشتیم. بخدا که من کاری نکردم ولی خداوند معجزه آسا محبت مرا در قلب آنها انداخت.
واقعا که روی خوشی های زندگی موج سواری میکنم.
و لایق این راحتی هستم.
من در تمام ساعات زندگی ام در حال سنجیدن تصمیماتم با معیار توحید و شرک هستم.
در این مسیر اشتباه نمیکنم ؟ صد در صد خطا دارم ولی خودم را زود میبخشم و از خطاها درس میگیرم.
نرگس جانم چقدر باید به تو تبریک بگویم بابت موفقیت های بیشمارت؟
بیزنس خودت
مسیر خودت
محصول خودت
صادرات خودت
بابا دختر اگر بدانی چقدر در پیام برایم پیام داشتی…
نوش جانت
نوش جانت
دمت گرم
موفق باشی
بدرخشی
بدرخشی که تو ستاره ی توحیدی لایق درخشش هستی.
لایق جیرینگ جیرینگ ورود پولهای خوب و آسان هستی.
نوش جانت دختر.
فقط قول بده که به من هم خبر موفقیت هایت را بدهی.
چون من تشنه ی شنیدنم.
خداوند یار و نگهدارت
الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَهً مِنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ
شیطان، شما را از تهیدستی و فقر می ترساند، و شما را به کار زشت امر می کند، و خدا شما را از سوی خود وعده آمرزش و فزونی رزق می دهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.
بقره 268
سلام به همه دوستان یکتا پرستم
و استاد عباسمنش نازنین کههمیشه دست پر برکتی از جانب خداست
از اول صبحی یه حسی منو گرفته بود که میگفت بیام توی سایت و مطمئن بودم که در زمان درستش و با آمادگی ذهنی میام که حال روحم رو بهترُ بهتر کنم
داستان امروز :
ثروت یا معنویت؟!!
آخهاگه آدم یه ذره منطق هم داشته باشه باید بفهمه که خدایی که داره این جهان رو کنترل میکنه همونه که داره بهت نعمت و ثروت میده اونی که تمام ذره های کهکشان ها در اختیارشه همونه که داره ذره های ثروتش رو بهت میده ….
یاد حرف استاد افتادم که:
توی این جهان همه نوع آدمی باید باشه و ما انتخاب میکنیم جز کدومدسته باشیم
یه راهش اینه که از عمق وجودمون خدا رو باور داشته باشیم و در هر لحظه ای با دریافت نعمت های خوبش احساس سپاسگزاری و شادی داشته باشیم
یه راهش هم اینه که یه زندگی بخور و نَمیری داشته باشیم تا مرگمون برسه
انتخابش با خودمونه ….
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنْشِئُ النَّشْأَهَ الْآخِرَهَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
: بگو، در زمین سیر کنید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده ؟ سپس خداوند جهان آخرت را ایجاد میکند، خداوند بر هر چیز قادر است.
20 عنکبوت
اگه من ثروتمند باشیم میتونم به خودم و خانوادم حال بدم و توی بهترین هتل ها براشون اقامت بگیرم و به قول قران سفر کنم و عظمت پرودگارم رو در سراسر زمین ببینم
اگه پولی نداشته باشم که حتی مسافرت هم نمیتونم برم…
اگه من ثروتمند باشم حالم خوبتره و بیشتر شاکر خداوندم
آدمایی که باوراشون خرابه در مورد مسائل مالی همش دارن از زندگی ناله میکنن و تقصیرات خودشونو به گردن دولت و بقیه آدم ها میندازن
وقتی توکل کنی به خدا و با تمام وجود خیر و برکت رو از طرف خدا ببینی اون موقع است که معنویت و ثروت رو در کنار هم داری و در این دنیا بهترین تجربیات رو کسب میکنی و با دستی پر به سوی خدا برمیگردی….
اصن بیاییم به بخشش فکر کنیم؟
کسی که به نون شب محتاجِ چطوری میتونه ببخشه
باید پر شیم از ثروت و ربوبیت
اونموقع است که میبخشیم و خیریه میزنیم و با قلبی باز از ثروت مون به بقیه میدیم
اینجوری در واقع داریم به خودمون کمکمیکنیم
هر کاری که توی این دنیا انجام میدیم واسه خودمونه و نتایجش به سمت خودمون برمیگرده
15:15َ
به به ساعتِ جفتی!
مرسی از نشانه های واضحت خدای غفور و رحیم من
کمکمونکن 100 درصد روی خودت حساب باز کنیم ای فرمانروای کل هستی….
تشکر از استاد عباسمنش بابت این فایل پرمحتوا که در بهترین موقعیت به دستم رسید
واستون یه عالمه دلِ خوش آرزو میکنم
دوستتون دارم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
الرحمن الرحیم
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
سلام به استاد ارجمند و عزیزم و مریم جان شایسته و دوستان نازنینم
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این فایل الماس گونه که دیشب رو هوا گرفتمش، و تا حالا چهار بار تصویری و صوتی دیدم و آگاهیهاش بر جانم نشست
استاد جانم همونطور که در کامنتهای سابقم اشاره کردم، من قبل از آشنایی با شما به خدا ایمان داشتم و فرد مذهبی ای بودم، و یه سری باورهای درستی تو ذهنم داشتم، و بخاطر همون باورها نگاهم به مقوله ی ثروت و ثروتمندان منفی نبود یکی از اونها این بود انسانها ذاتاً آدمای خوبی هستن مگر اینکه خلافش ثابت بشه، و اکثرشون باصداقت و درستکار هستن، همونطور که خودم هستم،پدرم، مادرم، همسرم خدا رو شکر درستکار و با صداقتیم
آدما از راه درست به ثروت رسیدن، همونطور که ما هم بعنوان مثال وقتی که رفتیم قطر و وضعیت مالیمون یهو خیلی خوب شد، از راه دزدی و خلاف نبود
و هیچ احساس گناهی نداشتم که من وضعم خوب شده و مثلاً خواهرا و برادرام مثل من نیستن، رفتم کلی طلا برای خودم خریدم وسائل خونه خریدیم
وقتی به ایران برگشتیم هم همینطور، کلی وسایل جدید خریدم
و تابستونها که ایران میامدیم با عشق کلی سوغاتی برای همه میخریدم و میاوردم…
و هم قبلاً و هم الان فکر نمی کنم که مال و مکنت آدمو از خدا دور می کنه
چون نمونه شو زیاد دیدم
مثلاً همسر دختر خاله ام که پسردایی مادرمه، هم فرد مؤمن و باخدایی بود و هم خیلی ثروتمند بود، و دو سال پیش برحمت خدا رفت
هم ثروتمند بود و از ثروتش تو زندگیش خوب استفاده می کرد و هم به دیگران خیلی می بخشید
برای فامیل خیلی کارها کرد در چند شهر مثل تهران مشهد و کربلا و نجف ساختمون چند طبقه با تمام امکانات برایگان اختصاص داد
به خیلی از فامیل کمک کرد که خونه بخرن
و زمانی که همسرم قبل از اینکه بریم قطر برای مأموریت 6 ماهه از طرف بانک رفته بود دوبی، من یه سفر چند روزه رفتم اونجا، اون موقع دختر خاله ام اینا دوبی زندگی می کردن، و اون چند روز رو من و همسرم خونه اونها بودیم، و ایام عید فطر بود، و ایشون 1000 درهم بمن عیدی داد!!
و یه وقتی اون عیدی رو بمن داد که کس دیگری نبود! منظورم اینه که مقید بود ریا نباشه
و هروقت تو ماشین می نشست یکسره آیات قرآن میزاشت رو پخش
والا خود من و همسرم در اسکیل کوچیکتر همینجوری بودیم و هستیم
و خب این باورهام یه جورایی خالص نبود
و خدا رو بینهایت شکر که بخاطر همین باورهای خوبی که انتخاب کرده بودم خدا سرراست و مستقیم منو با استاد آشنا کرد، بدون اینکه با استاد دیگه ای کار کنم، بعد چقدر هم زیبا نه فقط صاف سر کلاس استاد منو نشوند که صاف همون موقع سر محصولات،سر چیز خالصتر نشوند، دوره ی 12 قدم همون موقعی که ما تازه آشنا شده بودیم لانچ شد، و خدا رو صدهزار مرتبه شکر که همه ی قدم ها رو خریدیم و استفاده کردیم
استاد جانم در مورد سؤالی که مطرح کردین،اصلا اینجوری فکر نمی کنم، برعکس هر وقت چشمم به برجهای بلند یا ساختمونهای شیک و بزرگ می افته یا ماشینای گرون قیمت و با کیفیت می بینم ذوق می کنم و صاحبشو تحسین می کنم میگم مبارکش باشه، خیر ببینه ازش، قطعاً لیاقتشو داشته، خدایا بهترشو بهش بده
خدایا شکرت که ثروت و ثروتمندا فراوونن تو این دنیای زیبا و روز بروز بیشتر میشن
خدایا شکرت که به من هم خیلی نعمتها دادی و از اینها بهترشو بمن میدی
و در قرآن و کلام پیامبر و امامان بزرگوار ما پر از نکوهش و مذمت فقر، و مدح و ستایش مال و ثروته که باعث آبادانی میشه، باعث تجلی صفات خوب در انسان میشه، مثلاً حضرت علی که سلام خدا بر او باد
در نامه ای به پسرش محمد حنفیه، درباره اینکه فقر چقدر بده، باعث چقدر چیزای منفی در وجود آدم میشه میگه
یا حدیثی از پیامبر اکرم که سلام و درودهای خدا بر او باد، داریم که فقر انسان را در آستانه ی کفر قرار می دهد
یا حدیث دیگری با این مضمون
از دری که فقر وارد می شود، از در دیگر ایمان بیرون می رود…
و تنها فقری که ستایش شده فقر در مقابل خداوند است
برای موارد دیگه هم مثال دارم که به امید خدا در کامنت دیگری می نویسم
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این صلاتم
استاد جانم من خیلی آدم خوشبختی هستم که استادم شمایید
خدا رو بینهایت شکر برای این نعمت خیلی بزرگ
خیلی دوستون دارم
به امید دیدارتون و در آغوش گرفتنتون به همین زودی
و همچنین استاد مریم جانم
هر روز بیشتر و بیشتر هم جهت با جریان خداوند باشیم
سلام حاج خانم سلیمی عزیز
چقدر کامنت های شما به دل من می شینه ، اون یخچال برندتون که از عراق آوردید ایران توی ذهن من ماندگار شده و اون زمان شما خدا رو شکر یخچال داشتید
سلام من به اون دنا پلاس توربوی زیباتون برسونید منم باید هر روز نعمت هایی که شما دارید سفرهایی که شما می روید هر روز در دفترم شکرگزاری کنم چون جهان هر چیزی که براش سپاسگزاری کنی وارد زندگی خودت می کنه به همین راحتی و سادگی
سلام من به حاج آقا و دخترها برسانید
سلام. زندگیتون سرشار از خوبی و فراوانی و زیبای های بیشتر
چقد حرفای شما ب دلم نشست..
چقد روح پاک و لطیفی دارید… انشاالله منم بتونم اینقد راحت روی افکارم سوار باشم. زیبایب ها رو تحسین کنم.. خداروشکر ک اینحرفا رو شنیدم. خداروشکر ک درمدارش بودم..
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام خانم سلیمی جان نازنینم
عااااااشقتونیم رفیق بهشتیم وماهم
سپاسگزارم از کامنت پربرکتی که نوشتین
و به جانم نشست وباعششششق خوندم
شما همیشه تحسین برانگیز هستین
خداروشکر بی نهایت شکر برای حضور پربرکت تون در زندگیم که هر پیام شما کلام شما پراز توحید و توکل و عشق و آگاهی و انرژی و زیبایی هست خداروشکر
بی نهایت دوستتون داریم …
توجه شما به زیبایی ها عالیه و فوق العاده …
بی نهایت سپاسگزارم از پاسخ پربرکت ونقطه آبی که برام فرستادین ، رزق الهی میدونم با تموم قلبم خوندم و خداروشکرکردم برای وجود ارزشمندتون
خدا حفظ تون کنه ان شاالله
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره.
سلام و درود بی پایان من به شما خانم سلیمی عزیز وگرامی…
چقدررر کامنت های شما به جان دلم میشینه و لذت میبرم از نوشته هاتون و تحسینتون میکنم …
روحیات شما به شدت منو یاد مامان خودم میندازه(پر شور و با انگیزه)…
الهی الهی همیشه در مسیر پر نور و پر برکت خدای وهاب و مهربان زندگیتون سرشار از برکات و نعمات بی پایانش باشه….
قطعا ی مامان شیرین و دلبر و یه مامانی عشق هستید اینو با تمام وجودم میتونم حس کنم…
میبوسم روی ماهتون رو …
در پناه خدای مهربون شاد و سلامت و پر انرژی باشید…
به نام هدایت الله
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان خوبم در این سایت الهی
خدا را شکر میکنم امروز هم با آگاهیهای خوب استاد چقدرایمان و اصل باورها را بهتر درک میکنم ودر زندگی اجرا میکنم اما ثروت برای من تو ذهنم این هست که همه میخواهند از من قرض کنند واین در ذهن من پرنگ است که این درد سر را دارد ثروت داشتن واین باور محدود کننده جلوی ثروت را از من گرفته است واین لایه های درونی را در مورد ثروت باید درست کنم در خودم
واز وقتی ثروت یک را کار کردم خیلی از مسائل ثروت که سالهاست درست نبود را تا حدودی درست کردم چون تا اونجایی که سعی کردم الگوهای خوب ودرستی را جایگزین کنم تا باورهای من هم آرام آرام شکل بگیرد وشرایط مالی هم درست بشود پس شرایط مالی به همین باورهاست که این ذهنیت رو به ما داده تا ما رو دور کنه از ثروت داشتن اگر این رو بدانیم که تمام اتفاقات زندگی ما را باورهای ما است که موقعیت های ما را نشان میدهد
ما باید ثروت رو یک برکت نعمت از سوی خدا بدانیم چون این کار الهی است که خداوند هم دوست داره ماهم داشته باشیم این نعمت بزرگ رو
باور غلط دیگه من در مورد ثروت این است که اگر چیزی بخورم ویا بپوشم ودیگران ندارند به من احساس گناه میدهد واین من رو رنج میدهد سپس، آرامآرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، تا تنها جریان ثروت در زندگیام بیشتر و باثباتتر شود، فقط با ابزار منطق کار میکند و من برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطقهایی داشتم که بهحدی از منطقهای محدودکننده قبلی محکمتر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازم
«روانشناسی ثروت» را از پایه و اساس را بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
بنام خدا
خب من اومدم سراغ سایت و دیدم فایل جدید نیست
گفتم تا امشب احتمالا فایل جدید اپلود میشه
زدم روی نشانه هدایت
و براش کامنت نوشتم
بعد دوباره زدم صفحه اصلی و دیدم بعللله فایل اومده
خدارو شکر
خب موضوع فایل پوله
چیزی که از بچگی تو زندگیم کم بوده
باید قناعت میکردی
برای داشتن چیزی باید مثلا تا سرماه صبر میکردی
جمله هایی مثل پول ندارم
دستم تنگه
پول علف خرس نیست
این کف دستم مو نداره بیا بِکن
این ماه اینقدر قسط داریم پس خرید فلانچیز کنسل
و …
ی دنیا شرایط و حرف از کمبود پول
ک از بچگی ب خورد ذهنم رفته
اتفاقا امروز عمه امداشت در مورد کارهای خوبی که رضا شاه انجام داده
و وضعیت بد مردم در زمان ناصرالدین شاه
فساد و بیماری و نااکاهی مردم در اونزمان
علمای دینی که چ باورهای غلطی رو از سر جهل ب خورد مردم میدادن
مثلا در مورد پنکه
درمورد برق و …
میگفت
و خوب من تنها چیزی که در مورد رضا شاه با شنیدن اسمش ب یادممیاد اینه که بی حجابی رورواج داد
ولی همین پول چقدر باعث رشد کشور شده
از زدن راه اهن تا دانشگاه
و لوله کشی و …
برگردیم سراغ داستان پول
باور فقر وکمبود تو وجود من خیلی زیاد با پیشینه خانوادگی که داشتم
ولی واقعا بهتر شدم
و این رواز حساب بانکیم میفهمم
از اسفند ماه پولهایی ب کارتم واریز میشه
درسته برای من نبوده
ولی هیچ وقت کارتم این رقم ها روب خودش ندیده بود
و الان موجودی کارتم 60 میلیون
این 60 میلیون هم مال خودم
خدارو هزار بار شکر
از باور کمبود بگم
که مثلا مامانم میگه همیشه زن باید ی پس انداز مخفی داشته باسه
و بعدها دیدم این رو ن فقط مادرم
حتی مادر دوستامهم میگن
و دوستام از خرجی خونه ک همسرشون میده
همیشه کنار میذارن برای روز مبادا
من اولین بار سال 74 توی خونه خواهر زن عموم پیانو دیدم
دختر اون خانواده س 4 سال بزرگتر از من بود
و پدرش براش ی پیانو ب قیمت 400 هزار تومان ( دوبرابر حقوق ماهانه اون زمان پدرم) خریده بود
این خانواده اون زمان فرش ابریشم داشتن
خونه ویلایی بزرگ تو پاسداران
ماشین خارجی
مبل سلطنتی
و من اولین بار لازانیا خونه اونا خوردم
این ارزوی داشتن پیانو توی من شکل گرفت
ولی ما کجا و پیانو کجا
بالاخره گذشت
من ی مدت قیمت ها رو چک میکردم بازم با حساب من نمیخوند
تااا
مادر همکلاسی پسرم که دم مدرسه باهم سلام علیک داشتیم
اومد خدافظی که دارم برا همیشه میرم المان و …
من هدایتی متوجه شدمکه پسرش پیانو داره
و بهش کفتم اگر خواستی بفروشی خبرم کن
ایشون ی ماه پیش ب من پیام داد ک قصد فروش داریم و قیمت صدمیلیون
یاخدااا
برا من خیلی زیاد بود
و گفتم نه شرایطش ندارم بخرم
و هفته پیش بهش پیام دادم ببینم اگر یخچال میخواد بفروشه دوستم میخواد
که خودش یهو کفت من پیانو رو نفروختم
دلم نیومد
چون اول ب شما گفتم
بیا ببر
هر وقت داشتی پولش بده
و من دوست دارم ب کسی برسه که واقعا دوست داره و مواظب پیانو هستش
ما این پیانو رو خیلی دوست داریم و تقریبا نو هستش
پسرم هم اصلا دلش نمیومد باهاش کار کنه
و قسمت خودته
خلاصه من دو دوتا چهارتا کردم
دیدم من دو سه تا تیکه طلا دارم که اصلا استفاده نمیکنم
و فقط از روی باور فقر نگهشون داشتم
و گفتم چرا باهاش چیزی ک دوست دارم رونخرم
و خدا یهومشتری خوش حساب و منصف برام فرستاد و طلاها رو ازم خرید و پول ریخت ب کارتم
الان 60 تومن برای پرداخت دارم
و بقیه اش هم ب امید خدا می سازم
دقیقا وقتی از خدا خواستم توی جور کردن پول کمکم کنه
ی مشتری خوش حسابم پیام داد که سفارش دوتا تابلو داره و زودم میخواد براش اماده کنم
و دسته کم 8 میلیونی میشه
خداروشکر
بقیه اش هم میسازم با توکل برخدا
پایان بخش اول
بنام الله یکتا
سلام خانوم نگار عزیز
قسمت اول کامنت تون دقیقا همون باورهایی که من و خواهرها و برادم تو دوران کودکی از زبان خانواده میشنیدیم که همه چی کمه ، قناعت کنید تا ببینیم چی میشه وکلی باور سمی دیگه از طرف جامعه ، مدرسه ، معلما ، فیلما ، حتی دوستان صمیمی که بصور ترمزهای قوی تو لایه های ذهنمون قائم شدن و وضعیت الانمون رو رقم زدن ….
و خدایا شکرت که الان نسبت به قبل خیلی سپاسگذارترم
خب بگذریم
اما قسمت دوم کامنت تون که مربوط میشه به یه پیانو زیبا که من واقعا عاشق پیانو ام یعنی هرجاکه پیانو ببینم دست و پام میلرزه و باید برم با صاحب گالری ، کافه ، نمایشگاه یا حتی خونه دوستان صحبت کنم ، گپ بزنم و اجازه بگیرم که بشینم پشت ساز
دقیقا عید نوروز که مسافرت رفته بودیم کیش زیبا وقتی از داخل یه هتل داشتیم رد میشدم رفتم جلو با احترام از مدیر هماهنگی که یک خانوم بسیار با شخصیت بودن اجازه گرفتم و حدود 40 دقیقه ساز زدم و انقدر انسانهای دوست داشتنی و فوق العاده ای بودن که به احترام من و ساز موسیقی شون رو قطع کردن
و الان که شما نوشتید میخواید پیانو بخرید خیلی خوشحال شدم ، چون پیانو یه حس بسیار بسیار عاااااااااالی همراه با آرامش به آدم میده حالا شاید فقط من اینطور فکر میکنم یا احساس میکنم و مطمئنم که خواسته تون اجابت میشه و میخرید به امید الله مهربان
و اگر خریدید من رو هم یاد کنید و باهاش ایرانی بزنید که خیلی لذت بخشه مخصوصا اصفهان ، شوشتری و همایون
راستی گفتید تابلو و مطمئن شدم که صد درصد هنرمندید تحسینتون میکنم آفرین بر شما قطعا تو موسیقی هم کلی موفق میشید چون هنرمندا خیلی ذهن قدرتمند و روحیات بسیار عااالی دارن و براحتی شاخه های دیگه هنری رو هم یاد میگیرند
خیلی براتون موفقیت ، خوشبختی و ثروت رو آرزو میکنم
در پناه الله مهربان شاد سالم و سعادتمند باشید
سلام نگار عزبزم
تغییر باورهای خوب رو بهت تبریک میگم
خواستمی پینشهاد بدم درباره ی این باور که برای خرید چیزی اول پولش رو باید بسازیم
و این صحبت رو استاد تو یکی از فایلهاشون خیلی تاکید دارن که من هیچوقت برای خرید چیز جدید چیزهایی که دارم رو نمیفروشم و باورم اینه که باید پولشو بسازم و بخرمش
مثلا اگر میخوام ی ماشین نو بخرم که دلخواهمه نمیرم طلا یا ملک یا زمین بفروشم بلکه میگم باید پولشو بسارم و این الگی ذهنی شون هست
دوست عزیزم سلام
ممنونم برای پیشنهادتون
بله منم این حرف استاد رو شنیده بودم
و نمیدونم شاید این رو ی دیوار کرده بودم برای خودم
و بهانه ای که من طلا نمیفروشم
دقیقا این چند تکه طلا رو وقتی ب پس ذهنم نگاه میکنم از باور ترس و کمبود نکه داشته بودم
تمیمه ای که اصلاااا استفاده نکردم
و بعید میدونم که دستم میکردم ( چون اصلا راحت نبود)
گوشواره ای که از ترس گم شدن لنگه دوم گوشم نمیکردم ( لنگه اولش تو مسافرت از گوشم افتاد)
و زنجیری که ی جوری دخترم خرابش کرده بود که
طلا فروش گفت ممکنه بازم از گردن بیوفته
حالا من از ترس اینکه باید با چنگ و دندون طلا رو حفظ کرد
اون باوری که از بچگی از مادرم و زنهای دیگه شنیده بودم که ی پولی
ی پس انداز مخفی زن باید بااااید برای خودش داشته باشه
دلایلی بود که من این طلاها رو نگه داشته بودم
و یهو ب خودم کفتم من وابسته ب این طلا ها نیستم
ممکنه ی موقع من خونه نباشم و کسی این طلا ها روببره
یا اصلا ب هر دلیلی از دستش بدم
من چ لذتی از اینها بردم
غیر از اینکه هر بار که بخوام جایی برم
این چندتا تیکه رو هی باید ی جا قایم کنم
میدونی میخواستم پا رو اون ترسم بذارم
و اون فکر که حالا که طلا گرمی 7 تومن شده ( الان نمیدونم چند) من دیگه طلاا نمیتونم بخرم
و وقتی دوستم ازم پرسید پولش چطور جور کردی
گفتم طلا فروختم
با چنان نعره ای کفت
طلااااا فروختی
عقل نداری
ادم طلااااا میفروشه برای پیانو
و من خیلی راحت کفتم
من هیچ وقت تو این همه سال کار کردنم
لذتی از پولهام نبردم
و همه اش از ترس پس انداز کردم
و خرج چیز یا کسای دیگه شد
قسط شد
اجاره خونه شد
هدیه برای فلانی شد
دریغ از خودم
این ارزوی 30 ساله من
من لیاقت دارم برای خودم ی کار بکنم
و گفت اهاااا
و بعد بهش گفتم چیشد شما هم میخواستی پیانو بگیری ( وقتی گفتم میخوام پیانو بخرم ایشونم گفت دوست داره برای دخترش پیانو بگیره و اگر من اون پیانو پسر دوستم رو بر ندارم این دوستم برای دخترش میخره
)
این گوش کن
گفت هیچی دیگه
پولام پرید
من: کدوم پول؟؟؟
همون که تو ارز خارجی یا. رباط بود دقیقا نمیدونم گذاشته بود
بخاطر شرایط جنگ حساب بسته شد و این دوستم نتونست خروج بزنه و پولش پرید
چقدر پول؟؟؟
70 میلیون تومان
تمام حساب های پس انداز خودش و بچه هاش رو خالی کرده بود ریخته بود تو این راه
و کمتر از دوماه تمام پول رو از دست داد
جالبه مرتبه اولشونم نیستااا
این دوستم 70 میلیون از دست داد
زیاد ب چشمش نیومد
ولی طلاااا نع
خط قرمزش
حتی اگه 100 سوت باشه
خداروشکر من پیانو مدل خیلیییی بالاتری رو با همون 60 میلیون از ی مغازه توی شیراز خریدم
ی باکس طرح اکوستیک خیلی شیک اون مغازه داره
که قیمتش 21 میلیون و الان شرایط خرید رو ندارم
البته اقساط هم میده ولی من دوست دارم نقد بخرم
و ب خدا سپردم
تا کمکم کنه پولش رو بسازم
ب امید خدا
ممنونم ازت مهربون که وقت گذاشتی و تا اینجا اومدی
سلام دوست عزیزم خواهش می کنم
من هم قبلا مثل تو بودم و می ترسیدم از گم شدن طلا و…
ولی خیلب ساله که تو ذهنم ابن باور رو سوار کردم که خداوند صاحب همه ی نعمتهاست هر چیز ک تو دنیاست مالکش خداست ، و خداوند هم حافظ منه ،و هم حافظ تمام نعمات من هست ،آیات اخر سوره حشر رو ک میخونم این باور خیلی تو ی درونم قوت میگیره که خدا جزو اسامی خودش میگه مومن هستم یعنی امنیت بخشم ،مهیمن هستم یعنی مراقب همه چیز هستم و ب یه آیه ای برخوردم خیلی واسم جالب بود خداوند خودشو اینجور معرفی میکنه که آیا کسی که هیچ قدرتی نداره بهتره درمورد کفار اینو میگه ،یا خدایی که اون بالا بصورت کامل تمام ذرات رو داره می بینه و اصلاح میکنه واوست که محیطه بر تمام عالم ؟؟
اینو که خوندم قلبم ارام گرفت خدا خودشم خودش رو ایینجور معرفی میکنه میگه من کسی هستم که محیطم ب همه چیز و از بالاسرتون دارم همه چیز رو می بینم ،و کنترل میکنم ،من دیگه از بالا نگاا کردن نمیترسم قبلا می ترسیدم ولی الان میگم خدا بدون واسطه بالای سر من و همه هست وداره اصلاح میکنه این حجم رو حس میکنم بالاسرم و اطرافم
حفاظش رو حفظ میکنم
پس خداوند محیط بر من و تمام نعمتهای منه هیچ کس نمیتونه دزدی کنه ازمن یا سو استفاده کنه از من چون خدا حافظ منه
ی باور خیلی عالی برای اینکه از خراب شدن و فقر و… نجات پیدا کنیم تکرار این باور خانم اسکاولشین هست ،در ذهن الهی من خرابی ،فقر،بیماری وحود نداره خداراشکر میکنم بابت اینکه همین الان تمام باورهایی که تو دهن منه و فقر ،بیماری،کشمکش،دعوا،ودزدی،و …. رو بوجود اورده همین الان تار مار شد
من هر چیزی که برامپیش میاد مثلا درد یا احساس دزدی،یا فحاشی،یا هر چیزی که نمیخوامش ولی هست این جمله رو میگم و اون ناخواسته رو جایگزین میکنم
و عالیترین باوری ک واسه خودم ساختم و خیلی قدرتمنده و زود اثر میزاره اینه که هر چیزی رو ک میخوام رو تو این جمله جایگزین میکنم
مثلا من دوست ندارم از کسی قرض بگیرم
میگم اگرمن قرض نگیرم از هیچکسی و ب کسی هم قرض ندم به خدا نزدیک میشم
یا هر خواسته ای که دارم این رو تو این جمله جا میدم
باور نزدیک شدن ب خداوند
من هر چقدر هدیه های گرون قیمت بدم و هر چی هدیه های گرون قیمت بگیرم از انسانها ب خدا نزدیکترم
و مثلا ماشین میخوام
درامد میخوام اینارو جمله بندی میکنم و توی سجده ساعتها توی ذهنم تکرار میکنم
اتفاقی که میفته من بشدت احساسم عالی میشه و اون خواسته ب دستممی رسه
قرآن زو زیاد بخونیم ،چون ایات قران با ذهن ما تطبیق داره ،خداوند توی قران میگه فکر میکنم تو سوره ابراهیم خوندم
من نعمتهارو از هر نعمتی رو فرواوان دادم
این ایه باور ب فراوانی رو تو ذهنم حک میکنه حالا نعمت رو میام مینویسم میگم از این واسه من فراوونه خدا گفته
بعدم میگم اینو ب داشته باشم خدا نزدیکترمیشم
و باز تو سجده اونم شبا ک همه خابن سعی می کنم تمرکزی فکر کنم و هی تکرار کنم
تو هم بگو من نقد بخرم و نقد بفروشم ب خدا نزدیک میشم
من پول خدمات ومحصولاتمو پیش پرداخت بگیرم از مشتریم ب خدا نزدیک میشم
و فرواوووانن مشتریهای که پول رو پیش پرداخت میکنن برای من چون خداوند گفته تو قرانش که هر نعمتی رو بخوای ازش فراوان دارم
میتونم بگم تنها باوری که سالهای قبل من تو سجده تکرار میکردم و ارایشگاه خودمو راه انداختم و پراید خریدم سال 90 هیمن باور بود که اگر این بشه ب خدا نزدیک میشم
وای چقدر حس لذت عمیق داشتم و هیچ ترمزی نمیموند وقتی دلیل این خواسته رو از اعماق ذهنم قرب و نزدیکی ب خداوند میدونستم
برای تو و خودم و همه خانوادمون و خانواده ی خدایی مون تو این سایت ذهن پاک و درست میخوام از درگاه پاکش
دوست عزیزم
سلااام
ممنونم که اینقدر با جزییات برام نوشتی
چ باورهای خوبی رو گفتی
مثال اسما خداوند و معنی اونها
عالی بود
سپاسگزارم ازت
اینها رو اسکرین کرفتم که با خودم تکرار کنم
در پناه امن خداوند باشی
سلام بر دوست همفرکانسی
از کامنت و قلم زیباتون بینهایت سپاسگزارم چقدر تحسینتون میکنم بابت باورهای فراوانی که در این کامنت بیان کردین ، واقعا که استاد در فایلهاشون بارها تاکید میکنن که کامنتها رو بخونید که گنجها در این کامنتها نهفته است بی دلیل نیست ، دوست عزیزم ممنون میشم که باورهای فراوانی در مورد بچه دار شدن و درامد هم بفرمایید که چطور بسازم و هر روز تکرار کنم .
سلام دوست خوبم
ممنونم از نڟر عالی و پر انرژیت
درباره درامد و پول ساختن همین فایل رابطه خداوند و ثروت در ذهن رو خیلی با تمرکز گوش بدین
ایات بهشت و بهشتیهارو زیاد بخونین خودش ی منطق قویه برای ذهن
این ایات خداوند هم با توصیف ویژگیهای بهشتی ها
میگه که اونها صاحب نعمتهای فراوانن مثل قصرهای فراوان. جامهاشون ک از طلا و نقره خالصه جهانی است پر نعمت و همسرانشون هم همسن خودشونن و فقط ب همسر خو دشون عشق میورزند و بالاترین نعمتی برای بهشتیها قرب الهی هست
من با دیدن این ایه و ایات جهنم اومدم اهرم رنج ولذت نوشتم واسه خودم
بعد از اونجاییکه خداوند هدایتگر ذهن پژهشگر و دنبال تغییر هست هدایتم کرد ب این فایل ارزشمند
اینا تکاملی اتفاق افتاد برام
و مطالعه ایات بهشتیها متوجه شدم که خداوند خودش هم ب بشهتیها نزدیکه یعنی صاحبین اون نعمتهای فراوان و از جهنمیها دوره که از ویژکیهای اصلی اون اه حسرت هست و احساسات بد که همش مثل اتیش سوزانندست که دقیقا مشخصه زندگی فقراست هرچند در ظاهر تظاهر کنن که ٺروت براشون جذاب نیست
و اینجا اون اهرم لذت خیلی قوی و اون ترمز اصلی و ریشه ای رو درباره پول و پولسازی که قدم ثابت برای کسب ثروت هست برام اشکار شد
من چرا نمیتونم پول بسازم چون پولساختن تو ذهن من امریه که منو از خدا دور میکنه
و ی باور دیگه اینکه ثروتمندها طبق توصیف این ایات بسیار متعهدن ب همسران خودشون و اهل خیانت و دروغ نیستن اینا یواش یواش برام منطقی شد چون کلام الله هست در حالیکه قبلا برعکس بود این باور در ذهنم و باورهای دیگه هم خود ب خود درست میشن
درباره ی پول و ثروت
اهل بهشت یعنی همون صاحبین ثروت ونعمت کلامی جز سلام ندارن یعنی فقط بینشون احترامه و ارزوهای خوبه
پس اصلیترین باور و اون باور ریشه که استاد تو این فایل درست کوبیده ب خال و پیداش کرده همینه
ب این فکر کن
زیاد روی این فایل تمرکز کن من دو هفتست که شبانه روز دارم گوشش میدم و دونه دونه باورهام درست میشه
با این فایل رسیدم ب اینکه
خداوند وهابه بسیار بخشندست رحمان ورحیمه
واحد و احده
خدا محترمه ارزشمنده
و تمام صفات عالی که در اصل صفات نیست بلکه شخصیت خداوند هستن رو داره
حالا چرا خداوند وهابه
چرا بی منت می بخشه
چرا رحمان ورحیمه
چرا تمرکز داره
چرا میتونه خلق کنه
چرا میتونه از اشتباهات بنده هاش بگذره
چراپر از تمام حسهای خوبه
چرا یادش ب ادم لذت میده
چون بی نهایت ثروتمنده
چون صاحب تمام نعمت های مادی دنیاست
و خداوند تو قرانش من رو خلیفه خودش کرده
یعنی ب من کفته شخصیتت مثل من باشه تا ب من نزدیک باشی
خب من واسه اینکه بتونم وهابانه ببخشم
با خلقش مهربانی کنم
بتونم کمک کنم
محترم باشم جز احترام نبینم و نشونم
بتونم پر از لذت باشم
تا ب خدا نزدیک بشم
باید ثروت داشته باشم
پس هر چقدر نعمت های فراوان تر
داشته باشم ب خداوند نزدیکتر میشم
برای اینکه این نعمتهارو ب دست بیارم که ب خدا نزدیک بشم باید درامدهای بالا داشته باشم باید پول ب دست بیارم
پس هر چقدر پول های بیشتر بسازم ب خداوند نزدیک میشم
من برای ذهنم مبلغ درامد رو میگم میگم مثلا n قدر درآمد نیاز دارم که اون نعمتهارو بخرم
چرا بخرم اینجاش مهمه چون ب خدا نزدیک میشم
nقدر درامد و بیشترش رو هر روز دربیارم ب خدا نزدیک میشم
باور ب فراوانی هر نعمتی این رو هم توی ایات سوره حشر خوندم فکر کنم
که خداوند فرموده من از هر نعمتی فراوان دادم بهتون
داده یعنی هر چیزی رو ک تو نیاز داری میشه نعمتی که میخوایش
الان شما برای محصولت مشتری نیاز داری مشتری خوش حساب پولی ک تو میگی پیش پرداخت کنه ارزش محصولتو بدونه
این نعمت برای تو فراوانه این میشه باور فراوانی خداوند کفته از هر نعمتی فراوان دادم برات یعنی موجوده
خداوند باز میکه من تبلیغت میکنم ان الله یبلغکم
اون مشتریها پس با اون ویژگیها فراوان موجودن
و خداوند توو محصولت رو براشون تبلیغ میکنه و بهترین مبلغ هست
ب سمت تو میارتشون
این باورها همش حقیقته ک قران و کلام الله بهشون ازعان داره
دوست خوبم خدا همزمانیهای شکفت انگیز برات انجامـمیده این باوریه که من از فایل دانلودی مصاحبه استاد با اقای عرشیانفر شنیدم
و تو ذهنم میکفتم خداوند همزمانهای شگفت انکیز تو خابیدن پول دلخواهم تو حسابم و اماده بودن محصول عالی و ارسال اون و هر چه لازمه رو انجامـمیده واسم
رو تکرار میکردم و انجام شد این موضوع
هر چی از خدا بیشتر بخوای خدا بیشتر دوستت داره
ذهنت رو تو ب دست اوردن اون نعمتهای بهشتی متمرکز کن و ارتباط اینکه داشتن اون نعمتها ب خداوند نزدیکت میکنه
ذهنت رو رو ب دست اوردن رقمهای بالا متمرکز کن و ارتباط داشتن اون رقمها ی بالا و نزدیک شدنت ب خداوند رو تو ذهنت جا بنداز
بقیه باورها خود ب خود حل میشن
ب قول قران چ بسیار گناهانیکه شما ازش خبر ندارید و من میبخشمشون
این کناها همون باورهای محدود کننده هستن که از اون ریشه اصلی باور محدود کننده شکل کرفتن
استاد تو یکی از فایهای زندگی در بهشت
رفتن ی درختچه هرز رو نشون میدادن تو پرادایس
و خیلی زیبا توضیح میدادن که
ریشه اون درختچه رو شروع کردن از زیر زمین دراوردن کشیدن بیرون کندشو
بعد خیلی عالی توضیح دادن با تصویر این تصویر یه اکستازی بود برای من
که دقیقا رسیدم ب این حرف استاد که باورهادر ذهن ما مثل همین درختچه هرزه
اون درختچه یه ریشه یه کنده اصلی داشت وقتی اون ریشه اصلی رو استاد خاک رو کند و بهش رسید و دورشو خلوت کرد کشیدش بیرون یه عالمه ریشه نازک دیگه هم که چسبیده بود ب اون کنده باهاش اومد بیرون
دقیقا الهامی که از این گرفتم
همین ایه قران بود که بسیاری از کناهان ک شما ازش خبر ندارید رو خدا میبخشه
اون ریشه های نازکتر که ب ریشه اصلی چسبیده بودن همون باورهای جانبی هستن که گناه هایین که خداوند می بخشه بدون اینکه ما شناختی ازشون داشته باشیم
یعنی شما باور اصلی و ریشه رو بشناس از بین ببر خیلی باورهای دیگه رو خداوند خودش از بین میبرتشون
اینجا باور اصلی اینکه درامدت کمه پول کم میسازی همنی باوره که استاد تو این فایل میگن اینکه پول تو ذهن ما در تضاده باخداوند
و پول و درامدهای میلیاردی و ثروت من رو از خداوند دور میکنه
سایر باورها بخاطر وجود این باور اصلی تو ذهن ما شکل میگیره در اصل از این کنده زاییده میشن
چون باور دورشدن ما از خداوند با ثروتمند شدنمون (داشتن درامدهای میلیاردی )
تو مغز ما محکم ریشه داره
سایر باورها مثل کمبود مشتری
چرا بیاد از من بخره
اینهمه محصول دیگه
اررونتر از واسه منم هست میره از اون میخره
باید فلان بسته بندی رو انجام بدم تا بخره
و هزارتا باور نامحدود دیگه زاییده شده تو ذهن ما
من لذت ببرم کناهه
من داشته باشم فلانی نداشته باشه کناهه
پولدارا کثیفن
پولدارا لا عبالین
پول دارا. ….
زاییده میشه و مادر و مرجع همه ی این باورهای محدود کننده دیگه همین باوره که این خواسته (خواستت هر چی که هست. پوله،سلامتیه،بچه است ویا…..) هیمن باوره که داشتن اون خواسته منو از خداوند دور میکنه
تو ایات قران هم خداوند میگه دنبال رضایت و قرب الهی باشید
یعنی هر خواسته ای داری ( ثروت و پول ،سلامتی،روابط،) قرب خداوند با داشتن اوون خواستت رو تو ذهنت ب هم ربط بده
چون خداوند از تو میخواد لذت ببری و تو لذت می بری وقتی ب خواسته هات برسی
هر چی لذت بیشتر ببری ب خدا نزدیک میشی
پس رسیدن ب اون خواسته تورو ب خدا نزدیک میکنه
درباره بچه دار شدن اگر مشکل سلامتی داری
بازهم ریشه هر بیماری بر میگرده ب این باور که اکثر مذهبیون تو ذهنشون هست اینکه یه حدیثی از پیامبر مثل اینکه میخوندن که بیماریها باعث بخشش گناهان هستن
گناه هم بخشیده بشه ب خدا نزدیک میشی
این هم باور ریشه ای که داره تو ذهن انسانهاییکه همش دچار بیماری ب هر طریقی میشن اینه که
بیماری منو بخدا نزدیک میکنه
که میاد ب صورت مثلا بچه دار نشدن
درد عضلانی
افسردگی و بیماریهای روحی
فلج شدن و….نقص در هر سلامتی
نمود پیدا میکنه
من امروز ب خواهرم گفتم
گفتم میدونی چرا همش مریضی گفت چرا
گفتم یادته پا میشی میری تو این مسجدها و هیاتها
گفتی فلانی گفته پیامبر گفته بیماری باعث بخشش گناهانه
این تو ذهن تو محکم نوشته شده که مریض بودن تو رو ب خدا نزدیک میکنه واسه همینه
رفت توفکر
دقیقا باور مرجع هر نقصی تو هر زمینه ای همنیه آگاهیهای همین فایل رو خیلی گوش بدیم
ببخشید خیلی طول و دراز شد عزیزم
رد پایی باشه واسه خودم
و خودت
امیدوارم این باورها شکل بگیره زودتر و همگیمون اونجور که خداوند گفته تو بهشت دنیاش زندگی کنیم
سلام دوست عزیزم
کامنتت فوق العاده بود
چند ماه پیش که تازه عروسی کرده بودم و مبل هام رنگشون کرم روشن هست
اوایل یکم می ترسیدم روی مبل ها چیزی بریزه یا بچه ها کثیفش کنن مدام با خودم تکرار می کردم خداوند مراقب وسایلای من هست واقعا بعد اون مهمونی و دورهمی مبل هام هیچی روشون ریخته نشده بود و من خیلی سپاس گزار بودم
ممنونم ازتون بابت این کامنتعالی با باورهای فوق العاده️
به نام خداوند رحمان و رحیم
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
قصد نداشتم برای این فایل کامنت بذارم چون ذهنم میگفت تو که نتیجه ای نداری توی بحث ثروت که بخوای بگی اما مهم نیست من مینویسم و خودش میاد
یه چیزی رو دلی میخوام به خودم بگم و بارها به خودم گفتم .
من دیگه خیلی از این حرف به خودم ناراحت میشم که بیام بگم اره جامعه اینطور بود . اخبار این جوری گفتن و هزار تا دلیل بیارم و انگشتم سمت بقیه باشه که بندازم گردن اون ها ناکامی خودمو و این حسمو بد میکنه که احساس قربانی بودن بکنم
گذشته ها گذشته . به هر دلیلی اتفاق افتاده چه خوب چه بد . اما الان که این اگاهی ها رو دارم و همینقدر فهمیدم که دنیا داره به افکارو باور و توجه ما جواب میده . الان چرا نمیام این قضیه رو درست کنم . چرا همش دنبال بیان خاطرات گذشته هستم
تو سطح و درکی که الان هستم میبینم واقعا دلیل اصلی تو عمق وجودمه .
من شخصا خودمو قبول ندارم . خودمو باور ندارم . کارم رو و خودم رو درونا قبول ندارم. وقتی پای عمل میرسه وقتی میرم به سطح زیزین خودم همه چی در تضاد خواستمه
چرا میگم همه چی خودم هستم؟
چون من از بچگی اوضاع خودم و خانوادم خوب بود و من چیزهایی داشتم که خیلیا نداشتن و یه رفیقی داشتم که واقعا از بحث خانواده و مالی واقعا چیزی نداشت و بچه روستا بود اما خودشو قبول داشت . و شرایط جوری شد که اوضاع من بسیار بد شدم و خداروشکر دوستم خیلی پیشرفت مالی کرد.
یه مثال دیگه یادم اومد یه دوست خردسالی تو روستا داشتم این بندگاه خدا از دم خانوادش خیلی فقیر هستن و این دوستم فقط چوپان بود و با همین چوپانی چندتا گوسفنداش رفت جلو و خیلی الان زندگیش رونق داره و ثروتمنده
حتا از هم چوپانی که بقیه شاید بگن این که کار نیست اما این ادم یه گله بزرگ داره و کلی ادم از شهر دنبال شیر و کره و گوشت گوسفنداش هستن و بالعکس همین اقا برادراش و پسرخالش خیلی اوضاع مالی بدی دارن
اینو گفتم که به ذهنم بگم بهونه نیاره و تقصرها رو گردن بقیه نندازه.
استاد عباسمنش هم خیلی بهونه داشت اما زندگیشو تغییر داد
یه زمانی واسه یه حاج حسین کارمیکردم که کارافرین نمونه کشوره و چندین کارخونه و املاک و مستغلات داره و من کارهای حسابداریش رو میکردم این بنده خدا از راننده تاکسی شروع کرده بود و سالهاست ثروتمنده که حتا باباش که سنش بالا هست واسه این بنده خدا که سنش 40 سالش بود کار میکرد
ادمی که قراره خودشو بکشه بالا دنبالش مقصر نیست و کار خودشو میکنه . ادمی هم که دنبال بهونه باشه به هیچ جا نمیرسه
خداروشکر
با سلام خدمت سعید عزیز متنت واقعا عالی بود و لذت بردم چند تا از پاشنه آشیل های خودم رو توی متن شما پیدا کردم و چقدر به موقع این متن رو خوندیم مثلا من ناخودآگاه احساس قربانی بودن دارم و این احساس رو دارم که توان تغییر زندگیم رو ندارم و اون جمله که گفتی هیچی نداشت ولی ولی خودش رو قبول داشت آدم تا خودش رو قبول نداشته باشه هیچی به دردش نمیخوره و تمام این سایتم با تمام دوره های هیچ کاری برایش نمیتونن بکنم واقعا دمت گرم تک تک جملاتت به قول خودت دلی بود و واقعا به دلم نشست
خدایا، اگر قرار بود راهی را برم که تو در آن نباشی،
از همان ابتدا پاهایم را ببند…
اما اگر قراره با تو باشه،
بگذار من فقط دنبال نورت راه برم
پروردگارا من به کوچکی خودم شک دارم ولی به بزرگی تو هیچ شکی ندارم
خداوندا میدانم همیشه همه جوره حواست به من هست
و برای این حمایتت از تو با تمام وجودم ممنون هستم
خدایا ازت سپاسگذارم با اینکه حواس من به نعمت هایم نیست ولی تو بی منت بازم برایم میبخشی
خدایا ازت ممنونم برای تمام نعمت های زنده گیم
خدایا شکرت که همیشه پناه منی
خدایا شکرت که فرمانروایی این جهان تویی
میدانی خدا وقتی به خودم نگاه میکنم بعد به بزرگی تو نگاه میکنم دلم گرم میشود امیدم هزار برابر میشود میگویم میشود بخدا میشود
با این خدا همه چیز ممکن هست
با این خدا میشود به همه موفقیت های رسید
با این خدا همیشه پیروز هستی
خدایا ازت ممنونم که خیلییی خدا هستی
خدایاااا ازت ممنونم که خدایی بلد هستی
خدایا ازت ممنونم که عشق مطلق هستی
خدایا ازت ممنونم که بدنم با هوش تو به زیبایی کار میکند
خدایااا با همه وجودم ازت ممنونم که بدون حواس من حواس تو به زنده گی من هست
پروردگارا ازت ممنونم که در روز های تاریک زنده گیم نور زنده گی من شدی
خدایاا همیشه یادت قلبم را آرام کرده
خدایا ازت ممنونم که مسیر زنده گی را برایم آسان و هموارتر ساختی
خدایاااا ازت شاکرم 🫀
خدایا این روزا با تمام سلول های وجودم درک میکنم که تو منبع همه چیز استی
وکار من فقط وصل شدن به توست
کار من هم فرکانس شدن با توست
دوری از تو یعنی فقر
دوری از تو یعنی تاریکی
دوری از تو یعنی رنج
چون ما یک منبع نور داریم که تو هستی
پس تو همیشه باش یا رب
و من ایمان آوردیم که تو به تنهایی کافی هستی برای رسیدن به همه چیز
درود خداوند رحمان بر پاکیزه
فرشته مهربان
چقدر عالی نوشتی چه قلب پاک و با صداقتی داری
قبلاً هم نوشته های شما را خوانده بودم و شما را تحسین کردم
راستش وقتی به خداوند نامه ای می نویسی یعنی که هم جهت هستی در مسیر خداوند
و چقدر زیبا نیایش کردی
کسی که به ما آرامش می دهد قطعا شایسته ستایش و پرستش و عبادت است و دوست دارد او را با لبخند یاد کنیم.
یاد خداوند همیشه بر قلب و دلت باد
با عشق به قول خودت برایت این پیام را روان کردم
امیدوارم در وقت مناسبی به دستت برسد
همیشه در زمان مناسب در مکان مناسب مشغول به کار مناسب باشی که بهترین کار لبخند که نوعی نیایش است و احساس خوب که خود نماز است انشاءالله داشته باشی.
در کنار خانواده شاد باشی و خوشبختی روزی شما باد.
سلام پاکیزه جان دختر توحیدی سایت
مثل همیشه یککامنت زیبا از عشق بازی و مراقبه با پروردگار برایمان نوشتی ،
دختر زیبای جسور و فعال ، تحسین ات میکنم همیشه ، چقدر قشنگ شکرگزاری هایت رو واسمون نوشتی واقعا لذت بردم از خوندن اینکامنت .
خدایاا همیشه یادت قلبم را آرام کرده
خدایا ازت ممنونم که مسیر زنده گی را برایم آسان و هموارتر ساختی
خدایاااا ازت شاکرم 🫀
خدایا این روزا با تمام سلول های وجودم درک میکنم که تو منبع همه چیز استی
وکار من فقط وصل شدن به توست
کار من هم فرکانس شدن با توست
امیدوارم در مسیر نزدیکی و هم فرکانس و هم جهت بودن در جریان خداوند به همه خواسته هایت به سادگی و راحتی و آسونی برسی ..
سلام خدمت استاد و بچه های سایت
فایل بسیار ارزشمندی هست سپاسگذارم ویه نکته جالب که برای من داشت این بود که ممکنه ما درخواست خاصی یا دنبال جواب خاصی باشیم سوالی داشته باشیم و مثل الان که استاد هدایت میشن به جمع افراد اینچنینی و موضوعی شکل میگیره و یه فایل ضبط میشه و جواب یه سری سوالات داده میشه یا سری هینت ها میده
توی این چند سالی که با این مسیر اشنا شدم و از یه سری کج فهمی ها به لطف خدا گذشتم دوباره به مسیر برگشتم(بنده شخصا میرفتم زیر پست های استاد فحش مینوشتم از اینکه چرا شما دروغ میگید و از این دست مسائل)چیزی که راجع به ثروت و باورهای ثروت دستگیرم شده اینه که ثروت دوسمت داره یه سمتش اینه که ایا اصلا پول یا ثروتی هست؟اونقدری هست که همه ثروتمند بشن یا خودمرو مثال بزنم اونقدری هست که بیاد سمت من و یه ویلای 150 میلیون دلاری بخرم؟یه سمت دیگه سمت خودمون هست سمت دریافت کننده که من یا ما باشیم،مثلا من باور دارم مشتری سخت میاد،ایا انقدر توی کار من پول هست که این ویلا رو بتونم بخرم؟اصلا اگر ثروتمند بشم به قول استاد خودمون رو ثروتمند تصور کنیم چه تصوری داریم؟من شخصا دیشب این تصور رو داشتم که اگر ثروتمند بشم از دوستام دور میشم تنها میشم زورگو میشم برای من اینجوری هست که سمت خودم باورهای منفی و محدود کننده بیشتری دارم
باورهای ثروت ساز این فایل
1-ثروت یک برکت از طرف خداونده
2-وقتی ثروتمند باشم به کسی باج نمیدم
3-وقتی ثروتمند باشم ادم بهتری میشم
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
قبل از این خیلی نگران پول دار شدن خودم بودم
همیشه نگران بودم که اگر پولدار و ثروتمند بشوم باید به همه کمک کنم
همه به دنبال من راه می افتند
باید به همه کمک کنم
همیشه فکر می کردم که پول اصلا مهم نسیت و مهم کمک کردن به دیگران است
مهم این است که همه از من راضی باشند
خشنودی خداوند را در این می دانستم که باید به دیگران کمک کنم
حتی یادم است که همیشه این باور را داشتم که پول چرک کف دست است
چقدر این باور برای من نقش مهم و پررنگی داشت
اما اکنون و با کمک آموزش های استاد عزیز به این باور پی برده ام که همیشه باید پول و نعمت و ثروت را یک نعمت بدانم
یاد گرفتم که من با پول و ثروتمند شدن است که به خدای خودم نزدیک تر می شوم
یاد گرفتم که هر چه من ثروتمندتر بشوم نزد خدای خودم عزیزتر خواهم بود
از همه مهمتر فایل های دانلودی باورهای ثروت ساز واقعا به من کمک عالی و خوبی کردند
چقدر اکنون که این حقایق برای من آشکار شده است حال خوب دارم
چقدر سرحال تر هستم
چقدر روند زندگی من بهتر و عالی تر شده است
اکنون باز نسبت به قبل خیلی بهتر شده ام اما گاهی اوقات این ترمز و این باور اذیت می کند اما باز خداوند من را هدایت می کند و راه درست را به من نشان می دهد
واقعا ممنون خدایی هستم که همیشه در حال هدایت کردن من است
من با داشتن حال خوب به رشد و پیشرفت این جهان خدمت و کمک می کنم
سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام خداوند مهربانم
سعید صادقزاده عزیز
با تمام وجود ازت تشکر میکنیم که با صداقت، عمق نگاه و رشد درونیت، الهامبخش جمع ما هستی.
کامنتی که نوشتی، پر از آگاهی، رهایی و صداقت بود. جایی که گفتی:
«همیشه فکر میکردم پول مهم نیست، مهم کمک به دیگران است»
و حالا به این درک زیبا رسیدی که اتفاقاً با ثروتمند شدن، به خداوند نزدیکتر میشوی… این یعنی تولد یک باور قدرتمند در تو، و ما به داشتن دوستی مثل تو افتخار میکنیم.
تو با تحول ذهنیات، ثابت کردی که رشد، تنها مخصوص آدمهای شجاع و متعهد به مسیر الهیشونه.
وقتی نوشتی که:
«من با داشتن حال خوب به رشد و پیشرفت این جهان خدمت میکنم»
یقین پیدا کردم که تو خودِ نعمت و خدمت هستی.
امیدوارم نورت، حضورت و مسیر آگاهانهات همیشه پایدار و گستردهتر بشه و بدونی که این فضا با حضور آدمهایی مثل تو، معنیدارتر و قشنگتره.
با عشق و احترام
یا حق
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته ی نازنین که واقعا واسم قابل ارزش و احترام هستید و
بچه های سایت که عششششقن عشششق.
حتی 1 درصد هم قصد نداشتم که کلمنت بنویسم اما خوندنه کامنت فاطمه جان در مورد قضیه ی بیمارستان و… منو به وجد آورد که به حرف خدا عمل کنم که تو قرآن میفرماید نعمت های من را به خودتان یادآوری کنید!
حدودا 3 سال پیش آرزوی پرواز با پاراگلایدر رو داشتم اما من کجا و پرواز با پاراگلایدر کجا!؟
چون این رشته فوقالعاده گرون و پر هزینه است.
یعنی خرید بال و هارنس و تجهیزات چیزی حدود 170،180 میلیون میشه البته سه سال پیش حدودا 120 میلیون بودن و بعلاوه 6 میلیون کلاس آموزش مبتدی!
کل حقوق من چقدر بود!؟
5 میلیون!
سال 1400،1401!!!
اما اینقدر این رؤیا در وجودم بود که تجسم کردن به پرواز با پاراگلایدر منو هدایت کرد به مسیری که بتونم این آرزو رو تجربه کنم.
این موضوع رو مد نظر داشته باشید تا بریم سراغ یک قضیه ی دیگه بعد دوباره برمیگردیم سراغ قضیه پرواز با پاراگلایدر و ربطش به این فایل ،یعنی تاثیر ثروت و پول در زندگیت!
تو همون روزای سال 1400،1401 یک روز با پراید مدل 90 روی پل کارون داشتم رد میشدم، دیدم 3،4 نفر دارن با این قایق باریک دراز ها ،قایق رانی میکنن!
خدای من!
تصور کنین یک غروب تابستانی ،خورشید سرخ رنگ،داری وسط بزرگترین و طولانی ترین رودخانه ی ایران،با آرومی داری قایق رانی میکنی!!!
دیدنه اون صحنه من رو دیییوانه کرد و منی که شرایط سخت مالی داشتم از صمیم قلبم و با اطمینان کامل گفتم یه روزی منم میام پیشتون ،یه روزی منم میام قایق رانی!
برگردیم به قضیه ی پاراگلایدر!
وقتی که زنگ زدم به یکی از دوستانم که از اساتید آموزش پاراگلایدر بود برای احوال پرسی،گفت بیا خودمون آموزش میدیم!!!
گفتم من پول ندارم برای خرید تجهیزات و آموزش!
گفت نیاز نیست تجهیزات بخری خودمون بهت میدیم یاد بگیر اگه خواستی ادامه بدی بعدا بخر
برا پول آموزش،هم هر وقت تونستی پولشو بده گفتم باشه.
یادمه تماااامه اون لحظاتی که من میرفتم آموزش پاراگلایدر، چون پول آموزش رو نداده بودم و درواقع قرضی رفته بودم با نهایت بی اعتماد به نفسی میرفتم!
مثله کسی بودم که انگار ماشینه یکی رو امانتی گرفته بود بعد با اون ماشین تصادف کرده!
یک حسه سربزیری
یک حسه حقیر بودن
یک حسه کوچیک بودن
وقتی که تو از نظر مالی ضعیف باشی باج میدی به دیگران!
یادمه چون این حسه بدهکار بودن درونم بود من بیشتر از همه تلاش میکردم آخر تمرین بال(همون چتر)رو از رو زمین جمع کنم !
من بیشتر از همه به بقیه کمک میکردم!
و چون این عمل و این کارها با احساس بی ارزشی و باج دادن بود،دقیقا مانند یک انسان بی ارزش رفتار میشد باهام.
چرا!!؟
چون این فرکانس های ما هستن که با دیگران حرف میزنن!
یادمه اگه سوالی داشتم جسارت نداشتم بپرسم!
یادمه اگه بقیه 5 بار میپریدند پایین ،من 2 بار میپریدم، چون من تو ذهنه خودم میدونستم پول تمرین و آموزش رو ندادم!!
وقتی که من اون روزها از درون احساس بدهکاری،احساس ضعیف بودن میکردم و احساس میکردم به قوله استاد عباسمنش سرم پایینه،خوده استاد پاراگلایدر هم با نادیده گرفتنه من و بی اهمیتی باهام رفتار میکرد!
یادمه بخاطر همین عدم اعتماد به نفس، ساده ترین موارد رو به سختی یاد میگرفتم
و گذشت،و گذشت،و من اونجور که باید یاد نگرفتم،یه بار هم سقوط داشتم و مچ پام ضربه خورد و خدا رحم کرد بهم و کلاس های آموزشی رو هم با اینکه بعدا پولش رو کامل دادم ،نرفتم.
اما بریم سراغ یکی دیگه از رؤیا هام!
قایق رانی در رودخانه ی آرام کارون!!!
بعد از گذشت 3 سال از اون شرایط سخت مالی و عاطفی،به لطف آموزش های استاد عباسمنش و تعهد مردونه شرایط زندگیم چه به لحاظ مالی،چه لحاظ روابط و از همه مهمتر اعتماد به نفس و احساس لیاقت زیر و رو شد!
و من دیروز تصمیم گرفتم رؤیا و وعده ای که 3 سال پیش به خودم دادم رو عملی کنم.
و دیروز زنگ زدم به مدرسین آموزش قایق رانی اهواز، و یک سری توضیحات بهم دادن که بی اهمیت ترین قسمت توضیحات ایشون ،صحبتهایی بود که در مورد شهریه و هزینه ی آموزش بود!
و گفتن که یک ساعت دیگه شما بیا پارک ساحلی،کنار قسمته پیاده رو ، دوتا کانکس هست و ما روزهای ذوج ساعت 5تا7 عصر هستیم.
وقتی نگاه ساعت کردم دیدم ساعت 4 بود ،بلافاصله یک دست لباس ورزشی گذاشتم تو ساک و لباس پوشیدم و رفتم اونجا.
وقتی که دوتا مدرس قایق رانی، داشتن باهام صحبت میکردند و توضیح میداند ،بققدددری من احساس لیاقت و عزت نفس از درون میکردم که خداروشاهد میگیرم اون دونفر تو صحبت کردناشون میدیدم احساس ضعف میکنن در برابرم!!!
حتی برای توضیحات در مورد ثبتنام و …میدیدم که چچچچقدر در برابر من احساس میکردن که با یک شخص قدرتمند طرف هستن.
و من خیییییلی ریلکس با کلاه و عینک آفتابی و شرت ورزشی شروع کردم به اجرای آموزش هاشون و جالبه که وقتی که اون مدرس داشت کنار آب نحوه ی پاروگرفتن رو بهم یاد میداد ،دوتا دختر کنار هم ایستادن و زل زدن به ما!!
ولی من حتی ذره ای وجود اونها و نگاهشون رو حس نمیکردم و اهمیتی نداشت واسم با اینکه اونها چند ماه بیشتر از من آموزش دیده بودن و من روز اولم بود و ممکنه ذهن بگه که ،الان بهت میخندن بخاطر نحوه ی پارو گرفتنت و هزار موضوع دیگه!
اما من حتی بعضی وقتا اصلا یادم میرفت حضور دیگران رو.
اون دوتا دختر اینقدر با توجه و دقت و تمرکز نگاهمون میکردن که خوده استاده اذیت شد و گفت به چی نگاه میکنین!!
خندیدن و گفتن داریم نکاه میکنیم یاد بگیریم!!!(اما اونها نمیدونستن که من قصد ادامه تحصیل دارم
والا بخدا
اگه قصری مثله فرعون داشتم باشن،من حاظرم موسی بشم براشون در غیر اینصورت ترجیح میدم یوسف بشم واسه زلیخا)
خلاصه بعد از ربع ساعت یکی از مدرس ها گفت فلانی رفته تمرین کنه خبری ازش نیست تو آب، من میرم ببینم اتفاقی واسش نیوفتاده باشه!
(میگم چرا هرچی ورزش و جای خطرناکه من میرم!!!
اون از پاراگلایدر
اون از عمیق ترین دره ی ایران،تنگ هایقر، اون اون از زیپ لاین،اینم از قایق رانی!
استاد خونم گردنت اگه چیزیم شد
گفته باشم
خودت گفتی با ترسات روبرو شو منم دارم به حرفه شما عمل میکنم)
خلاصه اومد که بزنه به آب، اون مدرسه گفت آقای خسروی رو هم با خودت ببر پارو زدن رو یاد بگیره!!
منم کییییف کردم
آخه بعد از 4،3 جلسه میزارن بری تو آب ولی من بعد از 30،40 دقیقه رفتم!!!
استاد خیییییلی فوقالعاده پارو میزدم خودمو اون مدرس تو یک قایق دونفره بودیم و من جلو نشسته بودم یییعنی عاااالی پارو میزدم فقط نمیدونم چرا پاروشون خراب بود وقتی پارو رو میوردم بالا خودمو اون مدرسه انگار یه تشته آب میریختن رو سرمون!!!
البته فقط،پاروشون خراب نبود،قایقشونم خراب بود چون یه جاهایی خود به خود مییییرفت تو نیزارها!!!
ایراد از همه بود جز من!!!
استاد عباسمنش میشه من دورت بگردم!؟!؟!
اگه داری شیرین زبونی شاگردت رو میخونی و لبخند میزنی بدون شاگردت نه خیلی عالی،اما انصافا در حد توانش به آموزش هاتون عمل کرد!!!
شاگردی که بخاطر بی پولی همیییشه ی خدا بیستم هر ماه دست گداییش جلو اینو اون پهن بود،الان داره با عشششق ،با حاااله خوب تو رودخونه ی کارون پارو میزنه !
به خدای واحد قسم اولین جمله ای که بعد از نشستن و قایق و پارو زدن تو قلبم نشست و
به خودم گفتم این بود که یه نگاهی به دور دست کردم که همون پل کارونی که 3 سال پیش،به خودم قول دادم که یه روز میام پشتون رو نگاه کردم و گفتم دیدی اومدم!؟
دیدی آرزوهامو زندگی میکنم!؟!؟!
و اون لحظه، لحظه ای بود که از قلبم احساس خوشبختی کردم!!!
آره استاد!
ثروتمند شدن، مقدسه!
به خدای واحد قسم آنچه که 3،4 سال پیش در فقر مطلق به خداوند از صمیم قلبم گفتم رو اینجا مینویسم:
گفتم خدایا بهم پول بده برم دریاتو ببینم
برم کوه رو ببینم
برم جنگل رو ببینم
برم کویر رو ببینم
تا شکرگزارت باشم
بهم پول بده غذای خوب بخورم تا شکرگزارت باشم
و الان بعد از 3 سال خداوند به وعده اش عمل کرد و منم داره کمک میکنه که به وعده ام عمل کنم و هرآنچه که زیبایی هست رو دارم تجربه میکنم.
دوستانی که علاقه دارن پیشنهاد میکنم بیاین
بیاین قایق رانی!
بخدا نعمتهای اهواز بیشماره.
تو همین گرمای 50 درجه هیچی مثله بودن تو آب بهم لذت نمیده
تااازه،بعد از کلی قایق رانی که خسته شدی خودتو میییندازی تو آب و شنا میکنی!!!
چه کامنتی شد!
من خواستم بخوابم !!!
خوب شد نخوابیدم.
آره استاد!
من هم آموزش پاراگلایدر رفتم
هم قایق رانی دارم میرم
یکیش تو فقر
یکیش تو ثروت
این کجا و آن کجا…
قلبم تقسیم بر تعداد بچه های سایت بجز سعیده رضایی که هیییچ خبری ازش نیست
با وجودم دوستون دارم
بنام الله زیبایی ها
سلام ابراهیم عزیز
داداش خییییلی حال کردم کامنتت رو خوندم یعنی عاااالی بود
هم اون قسمت اولش که با اون شرایط مالی رفتی واسه یادگیری پاراگلایدر و اون اتفاقات و اون احساسات نا جالب رو تجربه کردی که خودش کلی درسه
هم بعد از سه سال رفتی و کلاس آموزش قایقرانی رو شروع کردی کلی درسه
اینکه تو این سه سال چقدر تغییر کردی و باورهات چه کارا که نکردن دمت گرم کیف کردم لذت بردم و البته اشکم سرازیر شد وقتی نوشتی :
به خودم گفتم این بود که یه نگاهی به دور دست کردم که همون پل کارونی که 3 سال پیش،به خودم قول دادم که یه روز میام پشتون رو نگاه کردم و گفتم دیدی اومدم!؟
دیدی آرزوهامو زندگی میکنم!؟!؟!
و اون لحظه لحظه ای بود که از قلبم احساس خوشبختی کردم!!!
خدایا صدهزار مرتبه شکرت به خواسته ات رسیدی و طبق آیه :
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ
هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، بگو که من نزدیکم، و همواره در حال اجابت خواسته کسانی هستم که درخواست میکنند؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا رشد کنند
هر کس که درخواست کنه و ایمان داشته باشه قطعا به خواسته اش پاسخ داده میشه
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
ابراهیم جان خیلی تحسین میکنم تبریک میگم بهت بابت نتایج خوبت و باورهای عااالی که ساختی ، لذت بردم که انقدر انسان فوق العاده ای هستی و خیلی هم پر انرژی و شوخ طبع ، داداش دمت گرم بهترین ها رو برات آرزو میکنم
در پناه الله مهربان شاد ، سالم ، ثروتمند و خوشبخت باشی
سلام همشهری
امیدوارم حالت عالی باشه
یادم نیست شاید پارسال بود تو ستاره قطبیم یکی از خواسته هام این بود با بچه های سایت تو اهواز ملاقات کنم نوشتم و رها کردم و خبری هم نشد.الان فهمیدم حداقل یه نفر از بچه های سایت تو اهوازه و چقدر قشنگ داری تکاملت رو طی میکنی ایول آفرین.اتفاقا نیمه دوم سال که هوا خنکه اونجا پاتوق منه یا تنها یا با عزیز دلم مرتب از اون مسیر زیبا که همیشه هم واسم جدیده پیاده روی میکنیم.اره اون کانکس رو دیدم و چند باری دو سه نفری دیدم که قایق سواری میکردن واسم جالب بود ولی دیگه نمیدونستم یکی اینقدر میره تو دل ترسهاش که بره پاراگلایدر بعدش قایق سواری اونم پر آب ترین و زیباترین رود ایران به اسم کارون.من دو بار فقط با قایق موتوری ها روی رودخونه رفتیم شنا که کلا هیچ کسی رو ندیدم بپره تو کارون.واقعا اهواز قشنگه ، غروب زیبای لب کارون، کلی پل روی آب ، اون نیزارهای قشنگ و چمنها و هوای عالی نیمه دوم سال که بهاری میشه ، اون زوجهای عاشق تو پارک ساحلی و صدای پرنده ها و گلها واقعا لذت میبرم.من شجاعتم بیرون زدن از شرکت نفت بود و راه انداختن بیزینس شخصی خودم ، الان تو کار زعفرونم هنوز برندم هم ثبت نکردم فقط یه اسم زعفران انرژی گذاشتم روش نه شرکتی نه برندی چون استاد گفت وام نگیرید دارم یواش یواش تکاملم رو طی میکنم .امیدوارم تو مدار هم قرار بگیریم و تا اهوازم بتونم ببینمت از نزدیک نشد هم برات آرزوی موفقیت تو قایق سواری دارم
خدای من چه کامنتی …
چه حس وحالی….
کاملا تونستم تجسم کنم دو تا شرایط متفاوت اموزشیتون رو
یکی در فقر یکی در ثروت
و واقعا که ثروت خیلی باشکوه ومقدسه که چنین اعتماد به نفس و عزت نفسی به آدم میده چند بار خوندم کامنت تون و واقعا یک اهرم رنج ولذت واقعی رو از کامنت تون گرفتم
سلام ابراهیم عزیز
تحسینت میکنم که در دل ترس هات میری و باهاشون روبه رو میشی من هم ازون آدم هایی هستم که تلاش میکنم با ترس هام روبه رو بشم و برام خیلی هیجان انگیزه چون احساس بعدش قدرته اعتماد به نفس اینکه تونستم انجامش دادم
جمله ثروتمند بودن مقدسه خیلی به دلم نشست چند روزه که دارم هر لحظه و هر جایی که چیزی میبینم و میشنوم در رابطه با ثروت تکرارش میکنم
ثروتمند بودن با شکوهه
ثروتمند بودن با شکوهه
و هر باری که تکرارش میکنم احساسم فوق العاده مثبت میشه و امشب با خوندن کامنتتون این احساس صدچندان شد با مثال و فکت برای ذهنم
امید که همواره ثروت به زندگیت سرازیر بشه
ممنون برای کامنت زیبایی که نوشتید