اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد بی نهایت سپاسگذارم ازت واقعا توحید اصله واقلا توحید اصل است.
توی این روزها شرایط کشور اینجوریه
من میبینم به عینی همه دارن شرک میورزن واحساس میکنند که زندگیشون دست آدمها و تصمیمات دیگرانه
ولی من سعی کردم که توحید رو تو درونم بهش تکیه کنم ودر عمل اجرا کنم
ووقتی که همه دارن ذخیره جمع میکنند و عجله میدون تو صف وسایل و نگرانن
وقتی من حرف میزنم و میگم که ایمان به خداوند ایمان به اینکه هر اتفاقی بی افته باعث پیشرفته ایمان به اینکه همه ی این اتفاقات بر اساس قوانین جهان هستی رخ داده هیچ چیزی اشتباهی نیست و ایمان به تکیه کردن خداوند که همه چیز دسته اونه وقتی این حرفهارو میزنم و واقعا هم سعی میکنم بهش عمل کنم
دیگران یه جوری نگاه میکنند بهم وحرف میزنند میفهمم که دارن میگن چقدر الکی خوشه . و میگن میدونیم خدا بزرگه ولی اون داره کا ر خودشو میکنه کاری به ما نداره
واینجاست میفهمم که واقعا توحید چقدر مهمه در تمام جنبه ها
این روز ها بخاطر این باورهای توحیدی بخاطر اینکه سعی کردم قدرت رو فقط بخدا بدم سعی کردم دیگران رو اتفاقات رو از طرف خداوند ببینم و بهشون قدرت ندم و شرک نورزم و با وجود این فایل چون کامل هم تو دفترم نوشتمش و احساس خوبی که در وجودم ایجاد شده با وجود جوی که پیش اومده اما من احساسم خیلی بهتره ایمانم قوی تره احساس اطمینان به خداوند بهتره واقعا دارم نشونه های زیادی رو ااز ثروت بخصوص تو شغلم میبینم و یک سرز هاشون به واقعیت تبدیل شدن و میشن
یک سری هاشون هم حتما خیری توشه که نشانه باقی میمونه ودرس اینو بهم میده که باید مومنتوم مثبت ادامه پیدا کنه و مقاومتهام کم تر بشن .
در مورد چند تا باوری که فرمودین توی این فایل .
اینکه واقعا رابطه من با آ دمهای ثروتمند خیلی خرابه و مقاومتهای زیادی دارم مقابلشون انگار بخاطر باور کمبود بهشون حسادت میکنم یا بارها وبارها وبارها پیش اومده چون من تو شغلم میرم به ساختمانهای بزرگ و ادمهای ثروتمند رو میبینم تو ناخود آگاهم این میچرخه که معلوم نیست از کجا آورده و اگر هم یا ذره دستش تو کار دولتی باشه به یقین میگم پس اون همه پول دستش بوده حتما ازش هم دزدی کرده
واقعا استا. خیلی باورها نهانن و اصلا اون زیر زیرها قایم شدن و کار خودشون رو میکنند
چقدر من باورهای مخربی دارم از اینکه احساس گناه دارم اگر خودم ثروتمند بشم و دیگران نداشته باشن
چقدر خودمو لایق ثروت نمیدونم
چقدر مقاومت زیاد دارم در مقابل ثروت و ثروتمندان
چقدر باورهای نامناسبی رو دارم واقعا خیلی خیلی زیاد مقاومت دارم و با ثروت راحت نیستم
وقتی هم نگاه میکنم میبینم که خانوادم و دورو بریام چقدر باورهای دربو داغونی دارن در مورد ثروت
ومنم تواین جمعها بودم و هستم
استاد واقعا ثروت معنوی ترین کار دنیاست واقعا ثروت آدم رو سپاسگذار تر میکنه به خدا نزدیک میکنه هر یه ذره ثروت بدست آوردن باعث میشه ایمان به خدا قوی تر بشه
چقدر زندگی راحت تر میشه چقدر مثلا تو خانواده خودت فامیلها یا تو خانواده همسرت و فامیلها شون تو برخوردها تو رفت و امدها چقدر ثروت میتونه زندگیت رو راحت تر کنه میتونه اون سبکی که خودت دوست داری رو برات فراهم کنه وقتی ثروت داری واز لحاظ مالی پیشرفت میکنی حتی نتایج متوسطی رو میگیری دیگه انگاد دورو بریات بهت گیر نگیدن جرات نمی کنند تو زندگیت دخالت کنند جرات نمی کنند حرفهای بی ربط بزنند جرات نمی کنند چپ نگات کننند
واقعا من سالهای ساله که با شما آشنا هستم سعی کردم از لحاظ مالی پیشرفت کنم
ولی زندگیم همیشه یو یو یو بوده
به اندازی که تونستم ذهنم رو کنترل کنم و متعهد باشم واقعا شرایطم هی هر روز بهتر و بهتر شده در تمام جنبه ها
ولی اون چیزی که خواستم نشده؟وقطعا جوابش تو دوره همجهت گرفتم بخاطر اینکه اون باور ها واون انگیره ها و اون احساس خوب داشتن رو نتونستم ادامه بدم در واقع مومنتوم مثبت ادامه دار نبوده و خیلی راحت مومنوم منفی شکل گرفته
واینکه این باور ها ی که تو این فایل گفته شد چقدر تو ذهنم پنهانه ولی احساس نمیکردم که دارمش واقعا خیلی پنهان
اینکه تصورم در مورد ثروت و ثروتمندان جقدر مقاومت آمیزه
اینکه چقدر دیدگاهم نصبت به معنویت بودن و ثروت داشتن در تضاده
چقد. احساس میکنم ومیکردم که اون ماموستا های مذهبی باید دنبال پول نباشن و کل زندگیشون رو وقف خدا کنند
چقدر من این دیدگاه رو سخت دارمش واقعا خییلی خیلی زیاد این معنویت و پول در ذهنم تضاد داره
خب ایناست که نمیذارن ثروتمند بشم انا ناخود آگاه واقعا اصلا فکر نمیکردم این همه مقاومت دارم
بخصوص تو بحث معنویت و ثروت همیشه این دیدگاه رو داشتم اصلا کسی که قران میخونه و حالا یه جورای ماموستا هست یت قاری قران اصلا نباید گوشی دستش باشه واااااااااااااای واااااااااااااای خدای من چقدر باورها میتونند ادم رو بابود کنند این همه باور مخرب هستن و من فکر میکردم که ندارم
اینا هستن که سالهاست نمیذارن موفق باشم از لحاظ مالی
یا در مورد ادمهای ثروتمند چقدر مقابلشون احساس کوچک بودن میکنم احساس مقایسه کردن شدید و چقدر خودمو نالایق میدنم و 90درصد مواقع اصلا ناخودآگاهم اجازه نمیده که باشون حرف بزنم میگم بابا اونا با این همه امکانات و این همه رفاه و ثروت منی که میدوم تا یه تیکه نون در بیارم چه حرفی دارم که اصلا بیان کنم
نه تنها من تمام شاگرداتون دوستتون دارند مگه میشه عاشق شما نبود مگه میشه کسی که بهت ارامش میده بهت قانون را یاد میده اشغالها را از ذهنت میکشه بیرون با کسی که ارامش را ازت میگیره اشغال میریزه تو ذهنت یکی باشه برات
من فقط موندم چرا هر وقت چیزی ذهنمو مشغول میکنه شما دقیقا میزنید تو هدف و درمورد همون موضوع فایل میزارید ؟
چند وقت پیش به یکی از دوستام میگفتم یکی از ترمزهام اینکه دوست دارم برای زندگی داداشم کاری کنم مسله ای ازش حل کنم درامدم از ماهی پنجاه تومن بگذره و ازش شماره کارت بگیرم و اجاره ماهیانه اش را پرداخت کتم و براش فیش بفرستم
بعد با خودم گفتم سمیه ببین بازم داری میفتی وسط بزار خدا کارشو بکنه و خدایشو انجام بده تو خیلی مردی پول بساز برو سفر برو قشم و بندر عباس را بگرد برو ترکیه و دبی ولی استاد با اینکه خیلی روخودمکار کردم بازهم احساس میکنم الان اگه دویست تومن بدند به من بگند برو سفر یا چالشی را از زندگی نزدیکانت حل کن میرم دنبال حل چالش و واقعا از دست خودم ناراحتم که نتونستم این ترمز را بردارم صد البته الان بهتر شدم تازه ترمزهای مخفی هم پیدا کردم
مثلا رفتار چندی فرد را زیر نظر میگیرم میبینم فلانی میره سفر فقط برای خودش خرید میکنه و بس به فرض ده میلیون گذاشته کنار برای رفتن به بازار ولی برای کسی چیزی نمیگیره
حالا من باشم انقدر تو بازار میچرخم خودمو عذاب میدم تا به سلیقه ی طرف چیز ی گیر بیارم و من این ادمی که برای خودش ارزش قاعل هست را تو ذهنم خودخواه میبینم و میگم( تو که از محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت را گذارند ادمی)
بخدا استاد همین جمله را هفته گذشته به یه بزرگواری زدم و.قتی از زبون شما شنیدم تعجب کردم گفتم خدایا شکرت که ترمزم را بهو نشون دادی
استاد به لطف اموزه های شما خیلی بهتر شدم قبلا وقتی کسی جلو ماشبن گل میاورد برای فروش با اسفند دود میکرد حتما باید پول میدادم چون تو ذهنم بود( بنی ادم اعضای یگدیگرند که در افرینش ز یک پیکرند )
بخدا الان جوری شده تعجب میکنم کسی به این افراد پول میده
تا حالا به این فکر نکردم پول دار بشم مدرسه بسازم ولی همیشه فکر میکنم خدایا به من پول ده واحد اپارتمان بخرم بدم تازه عروس دوماد ها بشینند تا خونه بخرند خب حالا بریم ببینیم این باور مخرب از کجا اومده ؟
یادم اومد چند سال پیش یه آقایی را اورده بودند تلویزیون خیلی محترم باشخصیت و ثروتمند و سخاوتمند و ایشون تو مصاحبشون گفتند من ده واحد اپارتمان دارم که میدم عروس دومادهایی که مستاجرن بشینند تا خونه بخرند خیلی هم راضی بود مجری هم کلی تشویقش کرد و همین یه جمله ایشون تو ذهن من که نوجون بودم موند واقعا بچه ها مثل برگه سفیدی میمونند که هر چی نوشته بشه همون حک میشه تو ذهنشون
درسته چهل سال بهمون یاد دادند پول را بخاه برای بقیه یا اول برای دیگران دعا کن تا دعات مستجاب بشه اول بقیه بعدا خودت هیچ کس بهمون یاد نداد اول خوددددددددت اگه عشقی یا پولی زیاد بود به دیگران ببخش به جز استاد عزیزتر از جانم
استاد الهی قربونت برم
انقدر دانایی
انقدر عزیزی
انقدر عشقی
اخه چطور میشه لطف شما را جبران کرد؟
البته میدونم چطوری فقط با نتایج
کاش دیگران یاد بگیرند نتیجه ممکنه در ابتدا پول زیاد نباشه
اول ارامشه
بعدا احساس لیاقته
احساس خودارزشمندی عزت نفس و ….و اینها که درست بشه ثروت خودش میاد
هدایتها میاند
ایده ها میاند
مگه میشه احساس لیاقت دریافت هدایت تو قلب ما باشه و ما اجرا کنیم و به دنبالش شغل کسب و کار و نعمت فراوان نباشه
من تجربه کردم تمرین ستاره قطبی را انجام دادم و برای مساهل به راه حلهایی هدایت شدم که الانم بهش فکر میکنم اشک تو چشمام جمع میشه چون جز خدا کسی توان نشون دادن راه حل را نداشت
استاد ممنونم که یادمون دادی میشه بخدا وصل شد اونم بدون واسطه
استاد ممنونم بابت مراقبه های دوره هم جهت با جریان خدا من را از تمامی مدیتیشنهای یوتیوب بی نیاز کردی
کاش مریم عزیزم هم یه فایلی اماده کنه و از نتایجش تو دوره جدید بگند دلم تنگ شده برای مریم جان
اسناد خیلی لطف کردید و فایل را اماده کردید چون دقیقا مشکل تمام مردم و به خصوص افرادی که فکر میکنند با این نیتها خدا بیشتر بهشون تو این دنیا میده
یا در سرای اخرت میبردشون بهشت
نیاز دارن که دیدگاهشون را تغیر بدن
برای بار هزارم ازتون تشکر میکنم و خدارا شاکرم که در مسیر شما هستم
خدارا شاکرم که توسط خواهرم تو دوره احساس لیاقت و همجهت با خدا هستم
خدارا شاکرم که گوشهام میشنوه و حسرت شنیدن صدای شما تو دلم نیست
خدا ا شاکرم که انگشت اشاره دست راستم سالمه و راحت کامنت میزارم
خدا ا شاکرم که گوشی خوبی دارم و باهاش هر موقع بخام تو سایت میام و حتی باهاش ثروت ایجاد کردم
خداراشاکرم که توان دیدن زیبایها و چهره ماه شما را دارم
به نام رب العالمین، یگانه قدرت جهانیان که قوت قلب من است
چقدر دلم برای خوندن کامنت های آسمانی تنگ شده
همین الان که وارد سایت شدم و سه تا از آخرین کامنت هارو خوندم ،و باعث شد اشک توی چشام جمع بشه و حال و احوالم تغییر کنه ، به خودم گفتم محبوبه شاید نوشتن کامنت تو هم بتونه حال یکی از هم قبیله ای هات رو عوض کنه.
این روزها یه صدایی ، یه نجوایی ، مدام توی ذهنم داره بهم گوشزد می کنه که محبوبه برخلاف آنچه داره رخ میده ، الان وقتشه ، ابان موقعشه ، که خودت رو از پوسته ی جامعه جدا کنی
الان باید بیشتر از هر وقت دیگه ای خودت رو ببندی به آگاهی های دوره ها
الان بیشتر از هر وقت دیگه ای باید ایمانت رو نشون بدی
الان وقتشه که توحیدی عمل کنی
خدارو شاهد میگیرم که مدام این صدا و این جملات داره بهم گفته میشه و باعث میشه بتونم توی اوضاع و احوال این روزها بتونم ذهنم رو متمرکز کنم روی مطالب دوره ها
مدام از خداوند هدایت میطلبم و ازش میخوام که من رو به فایل مناسب که نیاز دارم بشنوم و بهم قوت قلب بده هدایت کنه و خییلی جالب به فایل هایی هدایت میشم که استاد مطالبی رو میگن که واقعا به شنیدنش نیاز داشتم
که یکی از اون فایل ها ، جلسه 6 دوره هم جهت با جریان خدا بود
و مطالب قدم سوم دوره 12 قدم و ….
و جلسه ی تکمیلی 5 از دوره ی احساس لیاقت
برام خیلی جالبه که خداوند به زیبایی آگاهی هارو کنار هم میچینه همونطور که تو نیاز به شنیدنش داری
و یک اتفاق جالب که همین یک ساعت پیش افتاد و باعث شد ایمانم خیلی به فراوانی خداوند حتی در اوضاع به ظاهر نامناسب تقویت بشه ، این بود که متوجه شدم شیر آب خونه هوا گرفته و بعد از اینکه گذاشتم هوا گیری شد ، متوجه شدم ، پمپ آبمون که قبل از این خراب کار میکرد یعنی حدود 3 ماهه خرابه ، داره با فشار عالی کار می کنه
در حدی برام عجیب بود که لباس پوشیدم و رفتم توی پارکینگ تا به پمپ آبمون یه سر بزنم و ببینم جریان چیه
جالب اینجا بود که ظاهرا بدون اینکه به ما چیزی اعلام کنن ، پمپ آبمون رو عوض کردن ، حالا کی یا به چه صورت اصلا نمیدونم
از اون موقع ، هم شوکه شدم و هم مدام خدارو شکر می کنم و میگم ، خدایا قدرتت و شکر
خدایا توی هر شرایطی ، تو به فکر من هستی و اتفاقا این نشون داد که توی این شرایط وقتی بتونی ایمانت رو به خداوند حفظ کنی ، قطعا همه چیز می تونه برای تو خیر باشه
چقدر باور های مرجع دوره هم جهت این روزها داره بهم کمک میکنه ، از جمله باور الخیر فی ماوقع
اصلا یک حس و حال عجیبی دارم
هر چند از طرفی ذهنم رو یه وقتایی نمیتونم کنترل کنم و پیگیر اخبار میشم ، اما خیلی از اوقات روز هم آگاهانه سعیم رو می کنم تا دوباره بتونم متمرکز بشم به آگاهی های دوره ها
مدام با خودم حرف میزنم و این خیلی بهم کمک می کنه تا حالم رو خوب نگه دارم .
دوست داشتم این تجربه رو باهاتون به اشتراک بذارم ، تجربه ای که برای من درست مثل معجزه بود .
از خداوند میخوام در پناه الله یکتا باشید. رب جهانیان و یگانه قدرت عالم هستی.
آنها [اهل کتاب مخصوصاً یهود.] هرگز نمیتوانند جز آسیبی مختصر، زیانی به شما برسانند، اگر به جنگ با شما برخیزند آن چنان مى گریزند که پشت سر خود را ننگرند و شکست میخورند و بعد از آن هم یارى نخواهند شد.
ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز که اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره می شوند، و اگر از شما صد نفر [صابر] باشند بر هزار نفر از کافران چیره می شوند؛ زیرا آنان گروهی هستند [که حقایق توحید و قدرت خدا را] نمی فهمند.
چون مطالعه کامنت،خیلی توی پیدا کردن باورهای محدود کنندمون موثره.
بعضی رفتارها ریشه در باورهایی داره که خودمون ازش بیخبریم.
مثلا یکی از عزیزان نوشته بودن که وقتی به مشتری قیمت میدن و مشتری میگه زیاده،میشینن از سختی کار براش توضیح میدن!یعنی باور به اینکه دستمزد به تناسب سختی یا اسونی کار سنجیده میشه!
و دیدم اِ چه جالب!
این که دقیقا رفتار خودمه!
این که دقیقا باور خودمه که تاحالا بهش بی توجه بودم!
من که خیلی داغونترم.
بعضی وقتها که مشتری میگه تخفیف بده،سختی کار رو بهش میگم.
فشار روانی کار رو بهش یاداوری میکم.
سختی رسیدن به این شغل رو بیان میکنم.
و اشتباهی که چندبار تکرار کردم این بود که وقتی مشتری ازم قیمت میگیره با احساس بی لیاقتی تمام میگم، همکارها به عنوان مثال برای اینکار 50 تومن میگیرن ولی من مثلا 30 تومن.
(در صورتیکه خیلی از همکارها رو هم دیدم که ده برابر من دستمزد دریافت میکنن و کلی هم مورد احترام مشتریهاشون هستن.)
خب ریشه این حرف از کجا اب میخوره؟
داره به جهان چیو میگه؟
خودم دارم با زبون خودم میگم من بی لیاقتم.
من لیاقت دستمزد بالایی که بقیه همکارها میگیرن رو ندارم.
این حرفم یه ترس پشتشه.
ترس از اینکه مشتری میگه چقدر قیمت زیاده و میره.
باور به کمبود مشتری،باور به بی ارزشی کارم.
پس خودم جلو جلو میگم ببینید قیمت کار من چقدر پایین تر از بقیه همکارا هست!
وقتی خودم فرکانس ترس از دست دادن مشتری و بی لیاقتی در دریافت دستمزد رو به جهان میفرستم،جواب جهان هم نمیتونه چیزی جز کمبود مشتری و کمبود پول توی زندگیم باشه.
وای خدای من.
دارم یکی یکی باورهامو در مورد ثروت در میارم!
و اینکه چون خودم توی این شغل هستم و با همه چیش اشنام،فکر میکنم دید بقیه از بیرون هم دقیقا همینه.
فکر میکنماونا هم واردن.
در صورتیکه اینجوری نیست و بقیه از کوچکترین چیزها توی حوزه تخصصم هم بی خبرن.
پس نباید فکر کنم که چیزهایی که من به صورت بدیهی میدونم،برای بقیه هم بدیهیه.
بقیه باید برای دریافت اطلاعات از من و رفع مشکلشون بها پرداخت کنن.
الان یه جمله از استاد عزیز توی ذهنم زنگ زد اینکه،به همون نسبت که مسائل مردم رو حل میکنی به همون نسبت هم پول در میاری.
پس وقتی منم در حیطه شغلم پاسخگوی مسائل و سوالات افراد هستم باید در قبالش ازشون پول دریافت کنم.
خلاصه استاد این پیدا کردن باورهای محدود کننده حالا حالاها ادامه داره
من هم مغازه که باز کردم واقعا از با کیفیترین محصولات شهر دارم و سالمترینشپن،
ولی دیدم هرکس میگه نونات خودت پختی با یه حس بی ارزشی میگفتم نه از فلان جا یعنی برای این کار ارزش قایل نبودم
با وجودی که سوپرمارکت هست که نون جان یخ زده میاره و میپزه و براش صف کشیدن
من محصولاتم روزانه هست و امروز هرچی مردم اگاه تر میشن به سمت محصولات روزانه رو میارن
محصولاتی که کمترین مواد افزودنی داره،به خودم میگفتم تو باید ارزشمندی کارت رو بالا ببری،من توی این روستای توریستی اولین مغازه هستم با این محصولات
تا الان فروش خوب بوده ولی اونجوری که من میخواستم بعضی وقتا نیوده یا باید مثلا 12 ساعت توی مغازه بمونم تا فروش بره
من کنار یه بستنی فروشی هم و میشه که دم در بستنی فروشی غلغله میشه و داخل مغازه کسی نمیاد و من میگفتم له خودم که ببین عیب کارت یه جای دیگه هست واگرنه نون که هررررر پیر جون سوار پیاده میخواد برای صبحانه شام حتی بعضی وقتا ناهار.
پس چرا نمیان؟؟؟
چون تو دقیق حس بی ارزشی به این کار داری که مردم میخوان خودم بپزم
در صورتی که اصلا اینطور نیست اگه خودت طلا بشی هم حس بی ارزشی داشته باشی کسی نمیخرتت
باید حس ارزشمندی داشته باشی.
باید مشتری از در و دیوار بیاد این طبیعی ترین حالت ممکن هست
استاد واقعا هرچقدر که میگذره من بیشتر به این باور میرسم که ثروت داره منو به خدا نزدیک میکنه
چون من تو هرمرحله از پیشرفت های مالیم از خدا کمک خواستم
ازش هدایت خواستم گفتم تو رزاقی و رزق رو برام ظاهر کرد
و من هربار ایمان و باورم نسبت بهش قوی تر شد
هربار عوامل بیرونی تو ذهن من کمرنگ شدن
هربار من تو کنترل ذهن قوی تر تونستم عمل کنم چون خدا از طریق ثروت خودشو تو زندگی من ظاهر کرد
و اونجابود که من به این درک رسیدم که تنها راه رسیدن به خدا ثروت است
استاد من قبل از عید درست 3 ماه بود که هیچ درامدی نداشتم
اصلا انگار همه درا به روم بسته شده بود
نمیدونستم باید چیکار کنم
از خانواده پول نمیگرفتم به خاطر تعهدی که داشتم به خودم
و من تو سه میانگین درامدم 700 هزار تومن بود
شرایط سختی بود
البته احساس ام بد نبود و سعی میکردم سپاس گزار باشم
بابت نعمت هایی که داشتم
خودمو بستم به اگاهی های سایت و پیدا کردن ترمز هام
تا اینکه از اوسط اسفند بود که من هدایت شدم به کسب درامد
اونم از راه های طبیعی و بسیار لذت بخش
من فهمیدم باور هام چطور داره زندگیم رو جهت میده
واقعا جهاد اکبر کردم برای تغییر باور هام
تو دل یک عالمه ترس رفتم
احساس لیاقتی که بارها ضربه خورده بود رو از نو ساختم
عزت نفس ام رو با کمک دوره عزت نفس بهتر و بهتر کردم
به کمک دوره کشف قوانین مسیر رسیدن به خواسته هام هر بار اسان و اسان تر میشد
و من تو پیدا کردن و برداشتن ترمزها هربار ماهر تر شدم
برای خودم یه فایل درست کردم از ترکیب فایل های
تسلیم در برابر خدا ، توحید عملی 9 و 10
و بارها و بارها و بارها گوش دادم و هرجا که مسائل تو کسب و کارم بسیار پیچیده میشد به کمک این فایل همه گره ها باز میشد
مسائل حل میشد
سعی میکردم به خودم اسان بگیرم و هرگز مقایسه انجام ندم
جلوی عجله رو گرفتن برام از همه چیز سخت تر بود
و چقدر هدایت میخواستم از خدا که کمک کنه سپاس گزار باشم
و یک عالمه نعمت از راحت و ترین و لذت بخش ترین مسیر که مسیر علاقه ام باشه خدا به من داد
یعنی آموزش رقص
اما من رها بودم میگفتم خدایا من اصلا نچسبیدم به این کسب و کارم فقط به من بگو که اگه راه بهتری واسه کسب درامد هست و خدا نشانه هارو میداد و میفهمیدم مسیرم درسته و باید ادامه بدم
دیگه من اون ادم قبل نبودم و اینبار همه چیز تغییر کرده بود
که بچسبم به کسب و کارم و هنرجو هام
نه !
من دیگه تو خواسته هام مینوشتم که خدایا
من میخواملذت رو تجربه کنم
میخوام راحتی و اسانی رو تجربه کنم
میخوام احساس مهم بودن و لیاقت رو تجربه کنم
میخوام ازادی مالی زمان و مکانی رو تجربه کنم
و خدام هربار منو هدایت میکرد به مسیر هایی که همه اینارو به من میداد
و زمانی که برمیگردم عقب باورم نمیشه اینهمه تغییر فقط تو سه ماه اتفاق افتاده
و من تونستم اینهمه اعتماد کنم
من تونستم خدارو شریک کاری خودم کنم
گفتم سالن ندارم داد
گفتم هنرجو ندارم داد
گفتم اعتماد به ادما ندارم داد
گفتم اونا به من اعتماد ندارم قلب ادمارو نرم کرد برام
گفتم احساس لیاقت ندارم داد
گفتم اعتماد به نفسش رو ندارم داد
گفتم احساس مهم بودن ندارم داد
گفتم درامد بیشتر داد
گفتم رضایت بیشتر داد
گفتم من مهارت ندارم داد
گفتم احساس خوب هنرجوهام داد…
و خدا اینهمه نعمت رو داد در صورتی که من هیچییی نداشتم و از هیچ چیز به من همه چیز داد
چون من درسته خیلی رقص کار کردم
اما این بار وارد بخشی شده بودم که توش صفر بودم
و تو این زمان کم خدا جوری هدایتم کرد که اصلا من باورم نمیشه من انقدر مهارتم افزایش پیدا کرده
خدا از هیچ چیز به من همه چیز داد ! همه چیز !
و میانگین درامدم تو این سه ماه رسید به نزدیک 40 میلیون :) و من برای اولین بار تو زندگیم این درامد هارو تجربه کردم :)
حالا ذهن عزیزم به من بگو ثروت منو از خدا دور میکنه
تو ندیدی تو این سه ماه من چقدر به خدا نزدیک شدم ؟
چقدر وقتی که پولی اومد به حسابم از خدا سپاس گزاری کردم
چقدر واسه عزیزانم هدیه خریدم
چقدر به کسب و کار ها کمک کردم
لبخند همه ادمایی که ازشون خرید کردم رو یادت بیار
یادت بیار که چقدر ادما گفتن بهت خدا برکت
یادت بیار چقدر اطرافیانت از دیدن پیشرفت تو لذت بردن و براشون باور نکردنی بودی
یادت بیار چقدر انگیزه گرفتن از تو و دیدن پیشرفت هات
تو نگرانی که نکنه نعمت های بیشتر من باعث احساس بد اونا بشه؟
اونا دارن لذت میبرن انگیزه میگیرن و به مسیر تو ایمان میارن
با عرض معذرت ولی اگه پیشم بودی چچچچنان با پشته دست میزدم تو دهههنه ذهنت که حالش جا بیاد تا یاد بگیره دفه بعد وقتی یکی مثله تو که هم مثله گلی و هم اسمت گله رو اذیت نکنه!
من در جواب ذهنت که میگه با توجه به شرایط پیش اومده کارت دیگه تمومه میخوام تجربهی خودم رو بگم.
ببین نیلوفر جان!
فعالیت تو و آدم هایی که باهاشون سرو کار داری کیا هستن!؟
یه عده افرادی هستن که حاظرن برا شاد بودن زمان بزارن،هزینه بدن ،تمرین کنن,تعهد داشته باشن و …
یعنی هنرجوهای شما،حسابشون از آدمای شاد جامعه فرق داره و اونها یک پله بالاتر هستن!!!
اینجور افراد ننننننمیتونن همرنگ جماعت بشن!!!
و با این اخبار و اتفاقات هم جهت بشن و برن تو غم و اندوه!
به قوله شاعر میگه که:
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش،باز جوید روزگار وصل خویش!
من خودم عاااشق تفریح کردن و لذت بردن هستم و کلاس قایقرانی رانی ثبت نام کردم و تماس گرفتم با مربیم و گفتم که لطفا کلاس هارو کنسل نکنید!
تو این شرایط یکی از ابزارهایی که کمک میکنه یه مقدار روحیه مون بهتر بشه،همین چند ساعتی هست که ما میریم تو رودخونه و تمرین میکنیم !!!
ایشون هم گفت چشم حتما
(اما فردا پیام داد کلاسا کنسله!!
مربی خنگ)
میخوام بگم اتفاقا تو این شرایط نیاز به وجود افرادی مثله شما بیشتر حس میشه برا اینکه برای مدتی هم که شده افراد از اون فضا فاصله بگیرن.
و شما با همین کنترل ذهن باهمین منطق سازی و از همه مهمتر!!
با همین تغییر زاویه ی دید به شرایط کنونی به شکلی که احساس خوب بهت دست بده،جهان فارق از اتفاقات پیرامونت، با تو، به شکل متفاوتی رفتار میکنه چون تو داری با افکارت،با گفت و گوهای ذهنی ات با احساست،به جهان درخواستت رو اعلام میکنی و جهان بدونه در نظر گرفتنه شرایط کشور،قوانین کشور، موانع و…تو رو به سمته خواسته هایت هدایت میکنه چه در این کشور، چه در کشور دیگه!
مهم اینه که تو متعهد و مستمر روی مسیر درستت بمونی!
سلام نیلوفر جان ، چقدر قشنگ نوشتی حس کردم منم کنارت نشستم وقتی داری با خدا عشق و حال میکنی لذت بردم عزیزم،
و چقدر از کسب و کارت لذت بردم آموزش رقص چقدر میتونه شغل پر ازآرامش و لذتی باشه ،
من خودم توی شغل قنادی مشغول هستم ، نمیدونم البته باور دارم به اینکه ثروت هست ، ثروت میتونه منو به خداوند نزدیک تر کنه، ثروت میتونه منو آسان کنه برای آسانی ها منو رهاتر بکنه ، اما نمیدونم چرا گاهی وقتا سختمه فعالیت کردن و استمرار داشتن و اینجوریه که درآمدم هم پایین میاد ،
هر لحظه از خودش میخوام به راه راست و درست و صلاح من هدایتم کنه،
خیلی قشنگ نوشتی نیلوفر جان ممنونم ازت، حس کردم چقدر راحت و زیبا به درامد خوب رسیدین ، منم از خدا میخوام که هدایت بشم به شغل و کسب و کاری که اصلا برای پول کار نکنم و عاشق انجام دادن باشم برای لذت بردن اینو توی کامنت شما حس کردم و این خیلی لذت بخش بود عزیزم،
آموزش رقص چقدر حس شادی و حس خوب به آدم میده ، منم پیانو و ارگ آموزش میدم و چقدر لذت بخشه که موسیقی و شادی جزء جدانشدنی زندگی آدم باشه
امروز با خوندن کامنتهای سایت رسیدم به کامنت شما و از این نوع نگاهتون لذت بردم که گفتین تا سه ماه قبل عید وضعیت و ورودی مالی تون جالب نبود اما طی سه ماه اخیر میانگین درآمدتون به 40 میلیون رسیده واقعا تحسینتون میکنم ، تبریک میگم به شما ، آفرین احسنت که انقدر خوب رو باورهاتون کار کردین که نتایج عااالی شده
و این قسمتش که بسیار توحیدی هستش رو دوست داشتم :
گفتم سالن ندارم داد
گفتم هنرجو ندارم داد
گفتم اعتماد به ادما ندارم داد
گفتم اونا به من اعتماد ندارم قلب ادمارو نرم کرد برام
گفتم احساس لیاقت ندارم داد
گفتم اعتماد به نفسش رو ندارم داد
گفتم احساس مهم بودن ندارم داد
گفتم درامد بیشتر داد
گفتم رضایت بیشتر داد
گفتم من مهارت ندارم داد
گفتم احساس خوب هنرجوهام داد….
و خدا اینهمه نعمت رو داد در صورتی که من هیچییی نداشتم و از هیچ چیز به من همه چیز داد
و این نوع نگاه و باورها هم توحیدی ان هم منطق هایی قوی هستن برای کنترل ذهن که بسیار عاااالی شما در عمل ثابت کردین و واقعا کیف کردم از این نو نگاه توحیدی
و این نشون دهنده تعهد خوبیه که به خودتون دادین ، آفرین
خدایا شکرت که بینهایت رزاقی
خدایا شکرت که بینهایت وهّابی
خدایا شکرت که همواره در حال اجابت خواسته های ما هستی
خدایا شکرت که همواره در حال هدایت ما هستی
دوست عزیز خانوم نیلوفر ، خیلی تحسینتون میکنم ، براتون از خداوند. سعادت ، خوشی ، ثروت و سلامتی رو آرزو میکنم
واقعا کیف کردم واقعا لذت برد چقدر خوشحال شدم امروز هم دوباره و دوباره و دوباره و صد باره و هزار باره موفقیت یکی دیگه از عزیزانمون رو توی این محیط خداگونه و باورهامون بیشتر قوی شد که میشه و امید و ایمانمان بیشتر تقویت شد که فقط توی عمل به قوانین ادامه بده نوبت توهم میشه ببین همه دارن به خواسته هاشون میرسن ببین رب العالمین داره همه رو هدایت و حمایت میکنه با عشق و تو رو هم فراموش نکرده و به قول قرآن به زودی آنقدر بهت میدم که راضی بشی
ازتون خیلی خیلی سپاسگزارم بهخاطر گسترش این آگاهیهای ارزشمند که هرکدومشون دروازههایی از نعمت رو به زندگی ما باز میکنن.
اولا بگم که چقدرررر پوستتون خوب شده استاد!!! من همین چند دقیقه پیش داشتم یکی از فایلهای قدیمیتون رو نگاه میکردم و تفاوتهای شما رو در بخش سلامتی به چشم دیدم؛ مثل رنگ پوستتون که توی اون فایل قدیمی تیره و کدر بود ولی الان پوستتون گل انداخته؛ و اینکه توی یه فایل دیگه که طولانیتر بود، در عرض چند دقیقه شما یه عالمه عرق کردین ولی الان از پشت گوشی هم معلومه که دمای بدنتون با محیط هماهنگه و راحت و سالم هستین خداروشکر؛ بهتون افتخار میکنم.
دوم اینکه داشتم فکر میکردم چقدر راحت مسافرت میرین، امکاناتش رو دارین و ثروتش رو دارین تا بهراحتی هروقت خواستین، هرجا خواستین برین و همینطور هدایت خدا رو هم دارین تا مواظبتون باشه، براتون پلن بچینه، شما لذت ببرین و شخصیت بهتری از خودتون بسازین، خداروشکر.
انشالله منم با تمرکز بر روی نکات مثبت زندگیم و کنترل ورودیهام و ساختن باورهام، میخوام یه زندگی آزادانه و پرررر از مسافرت و جهانگردی داشته باشم، خودم و دنیای اطرافم رو کشف کنم و لذت ببرم و لذت ببرم.
نکته بعدی که خواستم در رابطه با این فایل بهتون بگم، اینه که منم با توجه به آموزههای شما، میتونم توی ذهنم رابطهٔ “باورها” و “نتایج” رو درک کنم.
مثلا از یکی که عقاید خشکهمذهبی و باورهای محدودکننده زیادی داره، شنیدم که میگفت خدا، دعای بندههایی که خیلی دوسشون داره رو اجابت نمیکنه تا اونا هم بیشتر صداش کنن و خدا میخواد صداشون رو بشنوه و اینا (که فکر میکنم منظورش از صدا کردن، گریه و ناله بود) ولی دعای اون آدمایی که خوشش نمیاد رو سریع برآورده میکنه و میگه بذار من این چیزی که میخواد رو بهش بدم تا زودتر دهنش بسته شه و صداشو نشنوم!!
استاد داشتم شاخ در میاوردم از همچین باور محدودکنندهای؛ و با خودم گفتم ببین ما آدما چه قصههایی میبافیم و چه باورهای محدودکنندهای رو واسه توجیه خودمون درست میکنیم و به دست خودمون راههای ورود نعمتهای الهی رو به زندگیمون میبندیم.. خلاصه دوباره قانون رو برای خودم یادآوری کردم: نتایج زندگی ما، حاصل افکار و باورهای ماست.
خداروشکر خداروشکر خداروشکر که من با شما استاد عزیزم آشنا شدم تا یاد بگیرم خدا رو بهتر درک کنم و بیشتر و بیشتر از نعمتهای این دنیا استفاده کنم و احساس خوب داشته باشم.
که اینقدر توحیدی خالصن *سلام بر دوستان عزیز توحیدی و حال خوب کن ،که نه!!! هم مدار
میخوام خداروشکر کنم برای این لحظه ای که توش هستم نفس میکشم و دست رد زدم به ذهنی که وعده فقر و بدبختی میده و دیگه صدای فراوانی و خوشبختی و سعادت و گسترش لحظه به لحظه دنیا از سمت خدا برام تکرار میشه
اومدم یه تشکر ویژه کنم از خودم که دارم ذهنم رو تربیت میکنم و باید همیشه و تا ابد مثل نفس کشیدن اینکار انجام بدم ،که شکارچی نکات مثبت شده و حالش اکثر مواقع عالیه و حواسش به قوانین هست به تضاد هست که چقدر جالب هر شخصی میتونه هرجور که دلش بخواد فکر کنه و باور کنه و تصمیم بگیره و دقیقست نتایج این تفکر فقط و فقط توی زندگی خودش اثر داره و من مسئول درستکاری و نجات هیچکدام نیستم !!!!من فقط و فقط توانایی تغییر خودمو دارم حتی توانیی تغییر نگاه همسر و فرزندمم نداره چقدر این باور و نوع نگاه حس رهایی میده انگار تو زندگیت تو این دنیا داخل یک تونل شیشه ایه بلنده که از داخلش میتونی زندگی و نتایج هزاران نفر رو ببینی اما هیچ دسترسی به تغییر و رفتن به این تونل های شیشه ای دیگران رو نداری این نوع نگاهی هست که خداجونم بهم الهام کرد و چقدر ناتوانی من در تغییر زندگی و تغییر نوع نگاه بقیه یادآور میشه و حالم رو خوب میکنه
خداجونم ممنونم که به همه درخواست های من پاسخ میدی و اجابت میکنی درخواست هر درخواست کننده ای رو به شرط ایمان به پاسخ گوییت
خداجونم میدونم خیلیی خیلی کار دارم که خودمو بیشتر ارزشمند بدونم و برای خودم ارزش قائل بشم و اعتماد به خودم کارکنم اما همینکه تو زمینه اعتماد به تو دارم خوب پیش میرم حالم عالیه
اینکه این دنیا یه میز سلف سرویسه پر از فراوانی برکت و خیییر که هرکسی خودش اجازه داره سهمش برداره و با برداشتن سهمش سهم هیچ کسی کم نمیشه بلکه هزاران برابر به سهم بقیه اضافه میشه!!! ذهنم میگه چطوری؟!!!!مگه ندیدی بارها و بارها با موفق شدن بقیه امکان پذیر بودن اون موفقیت عادی تر شده *
مگه ندیدی وقتی یکی تونسته از فقر مطلق برسه به ثروت خیلی زیااد منم دلم خواسته که ثروت بیاد تو زندگیم رفاهم بیشتر بشه!!!
پس هرچی بقیه موفق تر و ثروتمند تر بشن به ثروتمندی من بیشتر کمک میشه چون میگم ببین،دیدی شد پس منم میتونم تازه کار من راحت تر میشه چون نفر اول نیستم که تازه بخوام این مسیر ازمون و خطا کنم از تجربه اونا میتونم استفاده کنمالهی شکررر شکر شکر خدایا سپاسگزارم برای
سلامتی و نعمت و ثروت استاد عزیزم
برای ثروت و خونه قشنگ خالم برای ثروت داس رحمت عزیزم
برای ثروت و ماشین پدرم
سپاسگزارم برای ثروت افراد بسیار ثروتمند که یادآور مسیر طبیعی رفاه و آسایش در زندگی میشن خدایا متشکرم و سپاسگزارم
نا گفته نماند طی 3ماه گذشته خداوند همه درخواست های منو پاسخ داده مثل خرید خونه شخصی خودم
خرید ماشین شخصی خودم دقیقا حتی با شیشه های دودی و رنگ سفیدش و دوگانه کارخونه بودنش که نوشته بودم
دلم یک پلاک طرح شبدر میخواست که نوشتم و 2میلیون کم داشتم که دقیقا طی 16 سال کارمندی مادرم هیچ سالی عیدغدیر واریز ی نداشت دانشگاه و امسال دقیقا یک روز مونده به خریدم درست مبلغ 2میلیون عیدی به مناسبت اعیاد ریختن و من تونستم درخواستم رو اجرایی کنم خدایا شکرت
حتی تو دل جشن تو خیابون بودیم با همسر و دخترم که موجب زده بودن و قبل اینکه وارد مسیر جشن بشیم با صدای بلند به همسرم گفتم ؛علی ،من دلم یک شربت شیرین و خنک با تخم شربتی از خدامیخواد که بهم بده !!و بهم برسه و مطمئنم میرسه و بعد گفتم،حالا تو بهم بگو چی میخوای ازش؟!!
اونم یه لبخند زد و گفتم شربت
خلاصه یه نیم ساعتی تو جشن بودیم و جالبه چون دیر رسیده بودیم اغلب موکب ها جمع شده بود یجا به راحتی آش خوردیم و دیگه داشتیم برمیگشتیم سمت ماشیمن و اصلا هیچ موکب نوشیدنی شیرینی نبود !!!
ولی من خوشحال و مطمئنم بودم که خدا درخواست منو جواب میده و کلا فراموش کرده بودم که شربت نخوردم
دیگه نزدیک ماشین بودیم بخدا قسم که ته یه کوچه خلوته خلوت یهو یه خانمی با یه لیوان شربت بدون اینکه ما چیزی بگیم از کنارمون رد شد و گفت ببین دخترم تویه این کوچه یه شربت شیرین عالیی میدن حتما برو بگیر و منو همسرم با حیرت بهم نگاه کردیم و یه لحظه من رفتم تو اوج شادی که ببین دختررر!!!! خدا خودش یکیو برات فرستاد که شخصا با مسیر هدایت کنه و بگه از کجا بری(چون جایی که شربت میدادن اصلا دید نداشت باید تا یه قسمتی میرفتی بعد میدیدی) خدایا شکرت و چقدر این خواسته بظاهر کوچک بازهم باور های منو تقویت و قوی تر کرد خدایا متشکرممممم
به نام خداوندی که بخشنده ومهربان است وهرلحظه که سوال کنی جوابگوهست به بهترین روش وراحتترین مسیر…
سلام به استادعزیز ومریم جانم
فکرنمیکنم تااینجای زندگیم تابحال احساس خوبی که الان دارم تجربه میکنم،تجربه کرده باشم.
همیشه توی فکرهام وحرفهام باخداخواسته م این بوده ببشتردرکش کنم وبیشتربشناسمش واینکه چراماروبوجودآوردی؟
من چون ورودیهای ذهنم روازاول دوره تقریبا به صفررسوندم وشدیدا کنترل میکنم به طرق مختلف هدایتم کرده والبته درکم هم هردفعه که فایلهارونکرارمیکنم ازآگاهیها بیشترمیشه،درصورتی که اون اول که دوره روخریدم گفتم این که تکراریه وبدردتونمیخوره..
دیروزداشتم به خدامیگفتم چرازودترسرراهم قرارنگرفتی وبه گذشته فکرمیکردم ومیگفتم من درگذشته روی خودم فقط حساب میکردم وروتواصلا حساب نمیکردم چون نمیشناختمت ولی توچرانیومدی جلو،چرازودترنیومدی وهمون لحظه این فکراومدکه بااینکه روی خداوندحساب نمیکردم ولی بودزیادهم بودوشرمنده شدم نمیدونم انگاربایدتجربه میکردم وخودمومیشناختم و خلانبودنش رواحساس میکردم وشایدبایدآماده میشدم…
سلام خدمت استاد عزیزم و تمامی دوستان
استاد بی نهایت سپاسگذارم ازت واقعا توحید اصله واقلا توحید اصل است.
توی این روزها شرایط کشور اینجوریه
من میبینم به عینی همه دارن شرک میورزن واحساس میکنند که زندگیشون دست آدمها و تصمیمات دیگرانه
ولی من سعی کردم که توحید رو تو درونم بهش تکیه کنم ودر عمل اجرا کنم
ووقتی که همه دارن ذخیره جمع میکنند و عجله میدون تو صف وسایل و نگرانن
وقتی من حرف میزنم و میگم که ایمان به خداوند ایمان به اینکه هر اتفاقی بی افته باعث پیشرفته ایمان به اینکه همه ی این اتفاقات بر اساس قوانین جهان هستی رخ داده هیچ چیزی اشتباهی نیست و ایمان به تکیه کردن خداوند که همه چیز دسته اونه وقتی این حرفهارو میزنم و واقعا هم سعی میکنم بهش عمل کنم
دیگران یه جوری نگاه میکنند بهم وحرف میزنند میفهمم که دارن میگن چقدر الکی خوشه . و میگن میدونیم خدا بزرگه ولی اون داره کا ر خودشو میکنه کاری به ما نداره
واینجاست میفهمم که واقعا توحید چقدر مهمه در تمام جنبه ها
این روز ها بخاطر این باورهای توحیدی بخاطر اینکه سعی کردم قدرت رو فقط بخدا بدم سعی کردم دیگران رو اتفاقات رو از طرف خداوند ببینم و بهشون قدرت ندم و شرک نورزم و با وجود این فایل چون کامل هم تو دفترم نوشتمش و احساس خوبی که در وجودم ایجاد شده با وجود جوی که پیش اومده اما من احساسم خیلی بهتره ایمانم قوی تره احساس اطمینان به خداوند بهتره واقعا دارم نشونه های زیادی رو ااز ثروت بخصوص تو شغلم میبینم و یک سرز هاشون به واقعیت تبدیل شدن و میشن
یک سری هاشون هم حتما خیری توشه که نشانه باقی میمونه ودرس اینو بهم میده که باید مومنتوم مثبت ادامه پیدا کنه و مقاومتهام کم تر بشن .
در مورد چند تا باوری که فرمودین توی این فایل .
اینکه واقعا رابطه من با آ دمهای ثروتمند خیلی خرابه و مقاومتهای زیادی دارم مقابلشون انگار بخاطر باور کمبود بهشون حسادت میکنم یا بارها وبارها وبارها پیش اومده چون من تو شغلم میرم به ساختمانهای بزرگ و ادمهای ثروتمند رو میبینم تو ناخود آگاهم این میچرخه که معلوم نیست از کجا آورده و اگر هم یا ذره دستش تو کار دولتی باشه به یقین میگم پس اون همه پول دستش بوده حتما ازش هم دزدی کرده
واقعا استا. خیلی باورها نهانن و اصلا اون زیر زیرها قایم شدن و کار خودشون رو میکنند
چقدر من باورهای مخربی دارم از اینکه احساس گناه دارم اگر خودم ثروتمند بشم و دیگران نداشته باشن
چقدر خودمو لایق ثروت نمیدونم
چقدر مقاومت زیاد دارم در مقابل ثروت و ثروتمندان
چقدر باورهای نامناسبی رو دارم واقعا خیلی خیلی زیاد مقاومت دارم و با ثروت راحت نیستم
وقتی هم نگاه میکنم میبینم که خانوادم و دورو بریام چقدر باورهای دربو داغونی دارن در مورد ثروت
ومنم تواین جمعها بودم و هستم
استاد واقعا ثروت معنوی ترین کار دنیاست واقعا ثروت آدم رو سپاسگذار تر میکنه به خدا نزدیک میکنه هر یه ذره ثروت بدست آوردن باعث میشه ایمان به خدا قوی تر بشه
چقدر زندگی راحت تر میشه چقدر مثلا تو خانواده خودت فامیلها یا تو خانواده همسرت و فامیلها شون تو برخوردها تو رفت و امدها چقدر ثروت میتونه زندگیت رو راحت تر کنه میتونه اون سبکی که خودت دوست داری رو برات فراهم کنه وقتی ثروت داری واز لحاظ مالی پیشرفت میکنی حتی نتایج متوسطی رو میگیری دیگه انگاد دورو بریات بهت گیر نگیدن جرات نمی کنند تو زندگیت دخالت کنند جرات نمی کنند حرفهای بی ربط بزنند جرات نمی کنند چپ نگات کننند
واقعا من سالهای ساله که با شما آشنا هستم سعی کردم از لحاظ مالی پیشرفت کنم
ولی زندگیم همیشه یو یو یو بوده
به اندازی که تونستم ذهنم رو کنترل کنم و متعهد باشم واقعا شرایطم هی هر روز بهتر و بهتر شده در تمام جنبه ها
ولی اون چیزی که خواستم نشده؟وقطعا جوابش تو دوره همجهت گرفتم بخاطر اینکه اون باور ها واون انگیره ها و اون احساس خوب داشتن رو نتونستم ادامه بدم در واقع مومنتوم مثبت ادامه دار نبوده و خیلی راحت مومنوم منفی شکل گرفته
واینکه این باور ها ی که تو این فایل گفته شد چقدر تو ذهنم پنهانه ولی احساس نمیکردم که دارمش واقعا خیلی پنهان
اینکه تصورم در مورد ثروت و ثروتمندان جقدر مقاومت آمیزه
اینکه چقدر دیدگاهم نصبت به معنویت بودن و ثروت داشتن در تضاده
چقد. احساس میکنم ومیکردم که اون ماموستا های مذهبی باید دنبال پول نباشن و کل زندگیشون رو وقف خدا کنند
چقدر من این دیدگاه رو سخت دارمش واقعا خییلی خیلی زیاد این معنویت و پول در ذهنم تضاد داره
خب ایناست که نمیذارن ثروتمند بشم انا ناخود آگاه واقعا اصلا فکر نمیکردم این همه مقاومت دارم
بخصوص تو بحث معنویت و ثروت همیشه این دیدگاه رو داشتم اصلا کسی که قران میخونه و حالا یه جورای ماموستا هست یت قاری قران اصلا نباید گوشی دستش باشه واااااااااااااای واااااااااااااای خدای من چقدر باورها میتونند ادم رو بابود کنند این همه باور مخرب هستن و من فکر میکردم که ندارم
اینا هستن که سالهاست نمیذارن موفق باشم از لحاظ مالی
یا در مورد ادمهای ثروتمند چقدر مقابلشون احساس کوچک بودن میکنم احساس مقایسه کردن شدید و چقدر خودمو نالایق میدنم و 90درصد مواقع اصلا ناخودآگاهم اجازه نمیده که باشون حرف بزنم میگم بابا اونا با این همه امکانات و این همه رفاه و ثروت منی که میدوم تا یه تیکه نون در بیارم چه حرفی دارم که اصلا بیان کنم
واااااااااااای واااااااااااای واااااااااااای واااااااااااای واااااااااااای واااااااااااای واااااااااااای واااااااااااای
که این باورها همینجوری دارن میان بالا
خدایا شکرت الان ساعت 6صبح هست و هدایت شدم این کامنت زیبا رو بنویسم تا یه ذره بیشتر خودمو بشناسم
سلام استاد عزیزم
عاشقتم
عاشقتم
عاشقتم
نه تنها من تمام شاگرداتون دوستتون دارند مگه میشه عاشق شما نبود مگه میشه کسی که بهت ارامش میده بهت قانون را یاد میده اشغالها را از ذهنت میکشه بیرون با کسی که ارامش را ازت میگیره اشغال میریزه تو ذهنت یکی باشه برات
من فقط موندم چرا هر وقت چیزی ذهنمو مشغول میکنه شما دقیقا میزنید تو هدف و درمورد همون موضوع فایل میزارید ؟
چند وقت پیش به یکی از دوستام میگفتم یکی از ترمزهام اینکه دوست دارم برای زندگی داداشم کاری کنم مسله ای ازش حل کنم درامدم از ماهی پنجاه تومن بگذره و ازش شماره کارت بگیرم و اجاره ماهیانه اش را پرداخت کتم و براش فیش بفرستم
بعد با خودم گفتم سمیه ببین بازم داری میفتی وسط بزار خدا کارشو بکنه و خدایشو انجام بده تو خیلی مردی پول بساز برو سفر برو قشم و بندر عباس را بگرد برو ترکیه و دبی ولی استاد با اینکه خیلی روخودمکار کردم بازهم احساس میکنم الان اگه دویست تومن بدند به من بگند برو سفر یا چالشی را از زندگی نزدیکانت حل کن میرم دنبال حل چالش و واقعا از دست خودم ناراحتم که نتونستم این ترمز را بردارم صد البته الان بهتر شدم تازه ترمزهای مخفی هم پیدا کردم
مثلا رفتار چندی فرد را زیر نظر میگیرم میبینم فلانی میره سفر فقط برای خودش خرید میکنه و بس به فرض ده میلیون گذاشته کنار برای رفتن به بازار ولی برای کسی چیزی نمیگیره
حالا من باشم انقدر تو بازار میچرخم خودمو عذاب میدم تا به سلیقه ی طرف چیز ی گیر بیارم و من این ادمی که برای خودش ارزش قاعل هست را تو ذهنم خودخواه میبینم و میگم( تو که از محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت را گذارند ادمی)
بخدا استاد همین جمله را هفته گذشته به یه بزرگواری زدم و.قتی از زبون شما شنیدم تعجب کردم گفتم خدایا شکرت که ترمزم را بهو نشون دادی
استاد به لطف اموزه های شما خیلی بهتر شدم قبلا وقتی کسی جلو ماشبن گل میاورد برای فروش با اسفند دود میکرد حتما باید پول میدادم چون تو ذهنم بود( بنی ادم اعضای یگدیگرند که در افرینش ز یک پیکرند )
بخدا الان جوری شده تعجب میکنم کسی به این افراد پول میده
تا حالا به این فکر نکردم پول دار بشم مدرسه بسازم ولی همیشه فکر میکنم خدایا به من پول ده واحد اپارتمان بخرم بدم تازه عروس دوماد ها بشینند تا خونه بخرند خب حالا بریم ببینیم این باور مخرب از کجا اومده ؟
یادم اومد چند سال پیش یه آقایی را اورده بودند تلویزیون خیلی محترم باشخصیت و ثروتمند و سخاوتمند و ایشون تو مصاحبشون گفتند من ده واحد اپارتمان دارم که میدم عروس دومادهایی که مستاجرن بشینند تا خونه بخرند خیلی هم راضی بود مجری هم کلی تشویقش کرد و همین یه جمله ایشون تو ذهن من که نوجون بودم موند واقعا بچه ها مثل برگه سفیدی میمونند که هر چی نوشته بشه همون حک میشه تو ذهنشون
درسته چهل سال بهمون یاد دادند پول را بخاه برای بقیه یا اول برای دیگران دعا کن تا دعات مستجاب بشه اول بقیه بعدا خودت هیچ کس بهمون یاد نداد اول خوددددددددت اگه عشقی یا پولی زیاد بود به دیگران ببخش به جز استاد عزیزتر از جانم
استاد الهی قربونت برم
انقدر دانایی
انقدر عزیزی
انقدر عشقی
اخه چطور میشه لطف شما را جبران کرد؟
البته میدونم چطوری فقط با نتایج
کاش دیگران یاد بگیرند نتیجه ممکنه در ابتدا پول زیاد نباشه
اول ارامشه
بعدا احساس لیاقته
احساس خودارزشمندی عزت نفس و ….و اینها که درست بشه ثروت خودش میاد
هدایتها میاند
ایده ها میاند
مگه میشه احساس لیاقت دریافت هدایت تو قلب ما باشه و ما اجرا کنیم و به دنبالش شغل کسب و کار و نعمت فراوان نباشه
من تجربه کردم تمرین ستاره قطبی را انجام دادم و برای مساهل به راه حلهایی هدایت شدم که الانم بهش فکر میکنم اشک تو چشمام جمع میشه چون جز خدا کسی توان نشون دادن راه حل را نداشت
استاد ممنونم که یادمون دادی میشه بخدا وصل شد اونم بدون واسطه
استاد ممنونم بابت مراقبه های دوره هم جهت با جریان خدا من را از تمامی مدیتیشنهای یوتیوب بی نیاز کردی
کاش مریم عزیزم هم یه فایلی اماده کنه و از نتایجش تو دوره جدید بگند دلم تنگ شده برای مریم جان
اسناد خیلی لطف کردید و فایل را اماده کردید چون دقیقا مشکل تمام مردم و به خصوص افرادی که فکر میکنند با این نیتها خدا بیشتر بهشون تو این دنیا میده
یا در سرای اخرت میبردشون بهشت
نیاز دارن که دیدگاهشون را تغیر بدن
برای بار هزارم ازتون تشکر میکنم و خدارا شاکرم که در مسیر شما هستم
خدارا شاکرم که توسط خواهرم تو دوره احساس لیاقت و همجهت با خدا هستم
خدارا شاکرم که گوشهام میشنوه و حسرت شنیدن صدای شما تو دلم نیست
خدا ا شاکرم که انگشت اشاره دست راستم سالمه و راحت کامنت میزارم
خدا ا شاکرم که گوشی خوبی دارم و باهاش هر موقع بخام تو سایت میام و حتی باهاش ثروت ایجاد کردم
خداراشاکرم که توان دیدن زیبایها و چهره ماه شما را دارم
به نام الله
که این روزها ذکر زبانم و آرامش قلبم شده
به نام رب العالمین، یگانه قدرت جهانیان که قوت قلب من است
چقدر دلم برای خوندن کامنت های آسمانی تنگ شده
همین الان که وارد سایت شدم و سه تا از آخرین کامنت هارو خوندم ،و باعث شد اشک توی چشام جمع بشه و حال و احوالم تغییر کنه ، به خودم گفتم محبوبه شاید نوشتن کامنت تو هم بتونه حال یکی از هم قبیله ای هات رو عوض کنه.
این روزها یه صدایی ، یه نجوایی ، مدام توی ذهنم داره بهم گوشزد می کنه که محبوبه برخلاف آنچه داره رخ میده ، الان وقتشه ، ابان موقعشه ، که خودت رو از پوسته ی جامعه جدا کنی
الان باید بیشتر از هر وقت دیگه ای خودت رو ببندی به آگاهی های دوره ها
الان بیشتر از هر وقت دیگه ای باید ایمانت رو نشون بدی
الان وقتشه که توحیدی عمل کنی
خدارو شاهد میگیرم که مدام این صدا و این جملات داره بهم گفته میشه و باعث میشه بتونم توی اوضاع و احوال این روزها بتونم ذهنم رو متمرکز کنم روی مطالب دوره ها
مدام از خداوند هدایت میطلبم و ازش میخوام که من رو به فایل مناسب که نیاز دارم بشنوم و بهم قوت قلب بده هدایت کنه و خییلی جالب به فایل هایی هدایت میشم که استاد مطالبی رو میگن که واقعا به شنیدنش نیاز داشتم
که یکی از اون فایل ها ، جلسه 6 دوره هم جهت با جریان خدا بود
و مطالب قدم سوم دوره 12 قدم و ….
و جلسه ی تکمیلی 5 از دوره ی احساس لیاقت
برام خیلی جالبه که خداوند به زیبایی آگاهی هارو کنار هم میچینه همونطور که تو نیاز به شنیدنش داری
و یک اتفاق جالب که همین یک ساعت پیش افتاد و باعث شد ایمانم خیلی به فراوانی خداوند حتی در اوضاع به ظاهر نامناسب تقویت بشه ، این بود که متوجه شدم شیر آب خونه هوا گرفته و بعد از اینکه گذاشتم هوا گیری شد ، متوجه شدم ، پمپ آبمون که قبل از این خراب کار میکرد یعنی حدود 3 ماهه خرابه ، داره با فشار عالی کار می کنه
در حدی برام عجیب بود که لباس پوشیدم و رفتم توی پارکینگ تا به پمپ آبمون یه سر بزنم و ببینم جریان چیه
جالب اینجا بود که ظاهرا بدون اینکه به ما چیزی اعلام کنن ، پمپ آبمون رو عوض کردن ، حالا کی یا به چه صورت اصلا نمیدونم
از اون موقع ، هم شوکه شدم و هم مدام خدارو شکر می کنم و میگم ، خدایا قدرتت و شکر
خدایا توی هر شرایطی ، تو به فکر من هستی و اتفاقا این نشون داد که توی این شرایط وقتی بتونی ایمانت رو به خداوند حفظ کنی ، قطعا همه چیز می تونه برای تو خیر باشه
چقدر باور های مرجع دوره هم جهت این روزها داره بهم کمک میکنه ، از جمله باور الخیر فی ماوقع
اصلا یک حس و حال عجیبی دارم
هر چند از طرفی ذهنم رو یه وقتایی نمیتونم کنترل کنم و پیگیر اخبار میشم ، اما خیلی از اوقات روز هم آگاهانه سعیم رو می کنم تا دوباره بتونم متمرکز بشم به آگاهی های دوره ها
مدام با خودم حرف میزنم و این خیلی بهم کمک می کنه تا حالم رو خوب نگه دارم .
دوست داشتم این تجربه رو باهاتون به اشتراک بذارم ، تجربه ای که برای من درست مثل معجزه بود .
از خداوند میخوام در پناه الله یکتا باشید. رب جهانیان و یگانه قدرت عالم هستی.
بنام خداوند مهربان
سلام استاد عزیزم
حقیقتش وقتی این فایل رو دیدم
یاداون صحبتتون توی دوره هم جهت با خداوند شدم
که اگر قرار باشه فردا بمیریم،ایا اصلا مهمه که رابطمون چی شده
ثروت داریم یا نه
کسب و کارمون چی میشه
سلامتیمون
استاد کنترل ذهن اونم تو این اوضاع که تمام شبکه های تلویزیون فقط در حال پخش اخبار منفی هستن سخت میشه
به لطف الله من از روز اول اینترنت همراه اولم به شدت ضعیف شده و من اصلا نمیتونم اینترنت برم
و حس میکنم خدا خواسته که نرم توی فضای مجازی
که بیشترازین ذهنم درگیر نشه
ولی وقتی خانواده و اطرافیان
اصلا کل جو جامعه جوریه که همه فقط و فقط در مورد این جنگ صحبت میکنن
من تقریبا روزی 3تا فایل گوش میدم و تمام سعیمو میکنم که تمرکزمو نزارم روش
و از طرفی هم به خودم میگم
اگر قرار باشه فردا بمیرم ایا این چیزی که الان نگرانت میکنه،معنایی داره
محافظ ما خداونده
خداوند وعده هایی به من داده که حتما عملی میشن
توی انجیل از ی پیامبری یاد شده که البته اسمشو به خاطر نمیارم
که خداوند به اون پیامبر وعده پیروزی میده
اون پیامبر وقتی هنوز پیروز نشده بوده،مار نیشش میزنه
ولی اون زنده میمونه
چونکه میدونه خداوند به وعده اش پایبنده
و بومی های اون منطقه فکر میکنن اون خداست،چونکه هرکسی رو اون مار میزده بلافاصله میمرده
میخوام بگم اگر وعده ای خداوند داده عملی میشه
و ازین بابت مطمئنم
ولی استاد نگران اطرافیانم هستم
بخصوص که برادرم توی پدافنده
و الان به شدت درگیرن
در هر لحظه سپاسگزار خداوندم که از من و عزیزانم و هم وطنانم محافظت میکنه
بابت سلامتی خودم و خانواده ام سپاسگزاری میکنم
الان اولویتم فقط حفظ و سلامتی کامل خانواده و عزیزانمه
اخرین چیزی که الان بهش فکر میکنم ثروتمند شدنه
در لحظه ای که صدای موشک به شدت میاد
تمام تلاشمو میکنم که آرامشی از جنس خداوند و احساس سپاسگزاری داشته باشم و خداروشکر خیلی موفق بودم
روحیه مو نباختم و ترسی ندارم اندازه مجری شبکه خبر شجاعم که با قدرت میگفت الله اکبر
در حالی که پشت سرش منفجر شده بود ولی با شجاعت تمام به گفتن خبر ادامه داد
استاد میدونم نباید به این شرایط بها داد
دایما در حال پرت کردن حواسم از روی جنگ هستم
هرچند استاد اینو بگم اینقد جوک برای این جنگ ساختن که ما بیشتراز ترس،در حال خندیدن هستیم
بیشتر از نگران بودن،ایمان داریم که خداوند با ماست
اسراییلی که کلا از اول تا اخرشو میشه توی دو ساعت دووید،چیزی نیست که بخواد کری بخونه
توکلت علی الله
استاد میدونم شما به این چیزها بها نمیدین
منم تمام تلاشمو دارم میکنم مثل شما باشم
و میدونم هیچ اتفاق بدی برامون رخ نمیده
ما خالق زندگیمون هستیم
و هرجوری که شده باید چشم انتظار روزهای فوق العاده و جشن و پایکوبی بخاطر پیروزیمون باشیم
این اتفاق به زودی رخ میده
استاد قشنگم ی فایلی میزارین برای تقویت ایمانمون تو این شرایط؟!
استاد صدای شما قدرت داره
قدرت ایمان
ایمان رو در دلمون تقویت میکنه
استاد بزارین گلبانگ ایمان رو از صدای شما بشنویم
ایمانمونو تقویت کنین با کلامتون
اجازه بدین فایل شمارو شب و روز گوش بدیم تا حتی لحظه ای ترس توی دلمون رنگ نگیره
هرچند خدا میدونه همین الانم من ترسی ندارم فقط یکم نگران برادرمم که شغلش خطرناکه
اما
اما
این نوید رو میدم از ایات قرآنی؛
لَن یَضُرُّوکُمۡ إِلَّآ أَذٗىۖ وَإِن یُقَٰتِلُوکُمۡ یُوَلُّوکُمُ ٱلۡأَدۡبَارَ ثُمَّ لَا یُنصَرُونَ (111)
آنها [اهل کتاب مخصوصاً یهود.] هرگز نمیتوانند جز آسیبی مختصر، زیانی به شما برسانند، اگر به جنگ با شما برخیزند آن چنان مى گریزند که پشت سر خود را ننگرند و شکست میخورند و بعد از آن هم یارى نخواهند شد.
سوره آل عمران، آیه 111.
.
و این آیه
یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ ۚ وَإِن یَکُن مِّنکُم مِّائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَفْقَهُونَ
ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز که اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره می شوند، و اگر از شما صد نفر [صابر] باشند بر هزار نفر از کافران چیره می شوند؛ زیرا آنان گروهی هستند [که حقایق توحید و قدرت خدا را] نمی فهمند.
(انفال – 65)
اجازه بدیم ایات خداوند بر قلبمون حک بشه
وعده های خداوند رو به یاد بیاریم
خداوند وعده پیروزی مارو داده
الله اکبر
خدایا صدهزار مرتبه شکرت بخاطر همه چی…
سلام و درود مجدد به همه عزیزانم.
استاد عزیز همیییشه تاکید به خوندن کامنت ها دارن.
چون مطالعه کامنت،خیلی توی پیدا کردن باورهای محدود کنندمون موثره.
بعضی رفتارها ریشه در باورهایی داره که خودمون ازش بیخبریم.
مثلا یکی از عزیزان نوشته بودن که وقتی به مشتری قیمت میدن و مشتری میگه زیاده،میشینن از سختی کار براش توضیح میدن!یعنی باور به اینکه دستمزد به تناسب سختی یا اسونی کار سنجیده میشه!
و دیدم اِ چه جالب!
این که دقیقا رفتار خودمه!
این که دقیقا باور خودمه که تاحالا بهش بی توجه بودم!
من که خیلی داغونترم.
بعضی وقتها که مشتری میگه تخفیف بده،سختی کار رو بهش میگم.
فشار روانی کار رو بهش یاداوری میکم.
سختی رسیدن به این شغل رو بیان میکنم.
و اشتباهی که چندبار تکرار کردم این بود که وقتی مشتری ازم قیمت میگیره با احساس بی لیاقتی تمام میگم، همکارها به عنوان مثال برای اینکار 50 تومن میگیرن ولی من مثلا 30 تومن.
(در صورتیکه خیلی از همکارها رو هم دیدم که ده برابر من دستمزد دریافت میکنن و کلی هم مورد احترام مشتریهاشون هستن.)
خب ریشه این حرف از کجا اب میخوره؟
داره به جهان چیو میگه؟
خودم دارم با زبون خودم میگم من بی لیاقتم.
من لیاقت دستمزد بالایی که بقیه همکارها میگیرن رو ندارم.
این حرفم یه ترس پشتشه.
ترس از اینکه مشتری میگه چقدر قیمت زیاده و میره.
باور به کمبود مشتری،باور به بی ارزشی کارم.
پس خودم جلو جلو میگم ببینید قیمت کار من چقدر پایین تر از بقیه همکارا هست!
وقتی خودم فرکانس ترس از دست دادن مشتری و بی لیاقتی در دریافت دستمزد رو به جهان میفرستم،جواب جهان هم نمیتونه چیزی جز کمبود مشتری و کمبود پول توی زندگیم باشه.
وای خدای من.
دارم یکی یکی باورهامو در مورد ثروت در میارم!
و اینکه چون خودم توی این شغل هستم و با همه چیش اشنام،فکر میکنم دید بقیه از بیرون هم دقیقا همینه.
فکر میکنماونا هم واردن.
در صورتیکه اینجوری نیست و بقیه از کوچکترین چیزها توی حوزه تخصصم هم بی خبرن.
پس نباید فکر کنم که چیزهایی که من به صورت بدیهی میدونم،برای بقیه هم بدیهیه.
بقیه باید برای دریافت اطلاعات از من و رفع مشکلشون بها پرداخت کنن.
الان یه جمله از استاد عزیز توی ذهنم زنگ زد اینکه،به همون نسبت که مسائل مردم رو حل میکنی به همون نسبت هم پول در میاری.
پس وقتی منم در حیطه شغلم پاسخگوی مسائل و سوالات افراد هستم باید در قبالش ازشون پول دریافت کنم.
خلاصه استاد این پیدا کردن باورهای محدود کننده حالا حالاها ادامه داره
سلام دوست عزیز سپاسگذارم از کامنت زیباتون
به من هم گوشزد کردین
من هم مغازه که باز کردم واقعا از با کیفیترین محصولات شهر دارم و سالمترینشپن،
ولی دیدم هرکس میگه نونات خودت پختی با یه حس بی ارزشی میگفتم نه از فلان جا یعنی برای این کار ارزش قایل نبودم
با وجودی که سوپرمارکت هست که نون جان یخ زده میاره و میپزه و براش صف کشیدن
من محصولاتم روزانه هست و امروز هرچی مردم اگاه تر میشن به سمت محصولات روزانه رو میارن
محصولاتی که کمترین مواد افزودنی داره،به خودم میگفتم تو باید ارزشمندی کارت رو بالا ببری،من توی این روستای توریستی اولین مغازه هستم با این محصولات
تا الان فروش خوب بوده ولی اونجوری که من میخواستم بعضی وقتا نیوده یا باید مثلا 12 ساعت توی مغازه بمونم تا فروش بره
من کنار یه بستنی فروشی هم و میشه که دم در بستنی فروشی غلغله میشه و داخل مغازه کسی نمیاد و من میگفتم له خودم که ببین عیب کارت یه جای دیگه هست واگرنه نون که هررررر پیر جون سوار پیاده میخواد برای صبحانه شام حتی بعضی وقتا ناهار.
پس چرا نمیان؟؟؟
چون تو دقیق حس بی ارزشی به این کار داری که مردم میخوان خودم بپزم
در صورتی که اصلا اینطور نیست اگه خودت طلا بشی هم حس بی ارزشی داشته باشی کسی نمیخرتت
باید حس ارزشمندی داشته باشی.
باید مشتری از در و دیوار بیاد این طبیعی ترین حالت ممکن هست
سلام به استاد عزیزم و تمام دوستان خوبم
استاد واقعا هرچقدر که میگذره من بیشتر به این باور میرسم که ثروت داره منو به خدا نزدیک میکنه
چون من تو هرمرحله از پیشرفت های مالیم از خدا کمک خواستم
ازش هدایت خواستم گفتم تو رزاقی و رزق رو برام ظاهر کرد
و من هربار ایمان و باورم نسبت بهش قوی تر شد
هربار عوامل بیرونی تو ذهن من کمرنگ شدن
هربار من تو کنترل ذهن قوی تر تونستم عمل کنم چون خدا از طریق ثروت خودشو تو زندگی من ظاهر کرد
و اونجابود که من به این درک رسیدم که تنها راه رسیدن به خدا ثروت است
استاد من قبل از عید درست 3 ماه بود که هیچ درامدی نداشتم
اصلا انگار همه درا به روم بسته شده بود
نمیدونستم باید چیکار کنم
از خانواده پول نمیگرفتم به خاطر تعهدی که داشتم به خودم
و من تو سه میانگین درامدم 700 هزار تومن بود
شرایط سختی بود
البته احساس ام بد نبود و سعی میکردم سپاس گزار باشم
بابت نعمت هایی که داشتم
خودمو بستم به اگاهی های سایت و پیدا کردن ترمز هام
تا اینکه از اوسط اسفند بود که من هدایت شدم به کسب درامد
اونم از راه های طبیعی و بسیار لذت بخش
من فهمیدم باور هام چطور داره زندگیم رو جهت میده
واقعا جهاد اکبر کردم برای تغییر باور هام
تو دل یک عالمه ترس رفتم
احساس لیاقتی که بارها ضربه خورده بود رو از نو ساختم
عزت نفس ام رو با کمک دوره عزت نفس بهتر و بهتر کردم
به کمک دوره کشف قوانین مسیر رسیدن به خواسته هام هر بار اسان و اسان تر میشد
و من تو پیدا کردن و برداشتن ترمزها هربار ماهر تر شدم
برای خودم یه فایل درست کردم از ترکیب فایل های
تسلیم در برابر خدا ، توحید عملی 9 و 10
و بارها و بارها و بارها گوش دادم و هرجا که مسائل تو کسب و کارم بسیار پیچیده میشد به کمک این فایل همه گره ها باز میشد
مسائل حل میشد
سعی میکردم به خودم اسان بگیرم و هرگز مقایسه انجام ندم
جلوی عجله رو گرفتن برام از همه چیز سخت تر بود
و چقدر هدایت میخواستم از خدا که کمک کنه سپاس گزار باشم
و یک عالمه نعمت از راحت و ترین و لذت بخش ترین مسیر که مسیر علاقه ام باشه خدا به من داد
یعنی آموزش رقص
اما من رها بودم میگفتم خدایا من اصلا نچسبیدم به این کسب و کارم فقط به من بگو که اگه راه بهتری واسه کسب درامد هست و خدا نشانه هارو میداد و میفهمیدم مسیرم درسته و باید ادامه بدم
دیگه من اون ادم قبل نبودم و اینبار همه چیز تغییر کرده بود
که بچسبم به کسب و کارم و هنرجو هام
نه !
من دیگه تو خواسته هام مینوشتم که خدایا
من میخواملذت رو تجربه کنم
میخوام راحتی و اسانی رو تجربه کنم
میخوام احساس مهم بودن و لیاقت رو تجربه کنم
میخوام ازادی مالی زمان و مکانی رو تجربه کنم
و خدام هربار منو هدایت میکرد به مسیر هایی که همه اینارو به من میداد
و زمانی که برمیگردم عقب باورم نمیشه اینهمه تغییر فقط تو سه ماه اتفاق افتاده
و من تونستم اینهمه اعتماد کنم
من تونستم خدارو شریک کاری خودم کنم
گفتم سالن ندارم داد
گفتم هنرجو ندارم داد
گفتم اعتماد به ادما ندارم داد
گفتم اونا به من اعتماد ندارم قلب ادمارو نرم کرد برام
گفتم احساس لیاقت ندارم داد
گفتم اعتماد به نفسش رو ندارم داد
گفتم احساس مهم بودن ندارم داد
گفتم درامد بیشتر داد
گفتم رضایت بیشتر داد
گفتم من مهارت ندارم داد
گفتم احساس خوب هنرجوهام داد…
و خدا اینهمه نعمت رو داد در صورتی که من هیچییی نداشتم و از هیچ چیز به من همه چیز داد
چون من درسته خیلی رقص کار کردم
اما این بار وارد بخشی شده بودم که توش صفر بودم
و تو این زمان کم خدا جوری هدایتم کرد که اصلا من باورم نمیشه من انقدر مهارتم افزایش پیدا کرده
خدا از هیچ چیز به من همه چیز داد ! همه چیز !
و میانگین درامدم تو این سه ماه رسید به نزدیک 40 میلیون :) و من برای اولین بار تو زندگیم این درامد هارو تجربه کردم :)
حالا ذهن عزیزم به من بگو ثروت منو از خدا دور میکنه
تو ندیدی تو این سه ماه من چقدر به خدا نزدیک شدم ؟
چقدر وقتی که پولی اومد به حسابم از خدا سپاس گزاری کردم
چقدر واسه عزیزانم هدیه خریدم
چقدر به کسب و کار ها کمک کردم
لبخند همه ادمایی که ازشون خرید کردم رو یادت بیار
یادت بیار که چقدر ادما گفتن بهت خدا برکت
یادت بیار چقدر اطرافیانت از دیدن پیشرفت تو لذت بردن و براشون باور نکردنی بودی
یادت بیار چقدر انگیزه گرفتن از تو و دیدن پیشرفت هات
تو نگرانی که نکنه نعمت های بیشتر من باعث احساس بد اونا بشه؟
اونا دارن لذت میبرن انگیزه میگیرن و به مسیر تو ایمان میارن
مسیری که سرشار از توحیده
اگه استاد انقدر ثروت نداشت من انقدر گوشم واسه شنیدن حرفاش تیز نبود
اما استاد با نتایج اش مارو با توحید اشنا کرد
این ثروت خیلی خداییه خیلیییی
این تجربه خود منه که هرچقدرررر به ثروت بیشتر رسیدم
به خدا نزدیک و نزدیک تر شدم
و این تازه شروعشه
این تازه اول راهه چون میدونم خدا چقدر دستش باز واسه اینکه به من ثروت و نعمت بده
همین الانش با وجود شرایط پیش اومده تو کشور
خدا جوری هدایت کرد که من از بغل گوشمم رد نشد خطر
خیلی جالبه که من قبل اینکه این اتفاق بیافته خدا هدایت ام کرد که کاراتو بکن کلاستو فشرده کن و برو سفر بعدش
و دقیقا زمان که من داشتم به یکی از اروم ترین نقاط ایران سفر میکردم این اتفاق افتاد
و خدا هدایتم کرد
حالام هرجانجوا بیاد و بخوام بترسم
که کارت دیگه تمومه شرایط مملکت جوری شد که دیگه نمیتونی درامد داشته باشی
من اینهمه الگو رو میکوبم تو صورتش و میگم ببین بیست هزار بار گفتی نمیشه و نمیتونی
دیدی شد؟
شیطان همواره وعده فقر و تنگدستی میدهد
و خدا وعده فزونی و فراوانی و نعمت
و وعده خداوند حق است
تو جلسه یازده کشف قوانین یاد گرفتم باید چطور به حرفش گوش کنم و اصلا کی داره درست میگه
و سعی میکنم هر بار بهتر بهش عمل کنم
نمیگم تو این چند رو تو پیگیری نکردن اخبار و کنترل ورودی
خیلی موفق بودم بهرحال اینجا همه جمع هستن اما هربار خدا بغل گوشم میگفت از گمراهان نباش که من تورو تو دسته نجات یافتگان قرار دادم
نعمت و فراوانی رو هرجا به تو میرسونم
نگران هیچ چیز نباش هرچی که بوده رو من بت دادم و خیلی بیشتر از اون رو میتونم بهت بدم
خدایا شکرت
شرکت که فقط کافیه اعتماد کنم
تا تو همهکارهارو بکنی
استاد سپاس گزارم
بعد از سه سال شاگردی کردن فهمیدم تازه انگار روز اولیه که باهاتون اشنا شدم و هیچ چیز یاد نگرفتم و تشنه میشم تا بیشتر دریافت کنم از این اگاهی ها
خدارو صد هزار مرتبه شکر …
سلام دختر گلی.
ببخشید ها!
با عرض معذرت ولی اگه پیشم بودی چچچچنان با پشته دست میزدم تو دهههنه ذهنت که حالش جا بیاد تا یاد بگیره دفه بعد وقتی یکی مثله تو که هم مثله گلی و هم اسمت گله رو اذیت نکنه!
من در جواب ذهنت که میگه با توجه به شرایط پیش اومده کارت دیگه تمومه میخوام تجربهی خودم رو بگم.
ببین نیلوفر جان!
فعالیت تو و آدم هایی که باهاشون سرو کار داری کیا هستن!؟
یه عده افرادی هستن که حاظرن برا شاد بودن زمان بزارن،هزینه بدن ،تمرین کنن,تعهد داشته باشن و …
یعنی هنرجوهای شما،حسابشون از آدمای شاد جامعه فرق داره و اونها یک پله بالاتر هستن!!!
اینجور افراد ننننننمیتونن همرنگ جماعت بشن!!!
و با این اخبار و اتفاقات هم جهت بشن و برن تو غم و اندوه!
به قوله شاعر میگه که:
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش،باز جوید روزگار وصل خویش!
من خودم عاااشق تفریح کردن و لذت بردن هستم و کلاس قایقرانی رانی ثبت نام کردم و تماس گرفتم با مربیم و گفتم که لطفا کلاس هارو کنسل نکنید!
تو این شرایط یکی از ابزارهایی که کمک میکنه یه مقدار روحیه مون بهتر بشه،همین چند ساعتی هست که ما میریم تو رودخونه و تمرین میکنیم !!!
ایشون هم گفت چشم حتما
(اما فردا پیام داد کلاسا کنسله!!
مربی خنگ)
میخوام بگم اتفاقا تو این شرایط نیاز به وجود افرادی مثله شما بیشتر حس میشه برا اینکه برای مدتی هم که شده افراد از اون فضا فاصله بگیرن.
و شما با همین کنترل ذهن باهمین منطق سازی و از همه مهمتر!!
با همین تغییر زاویه ی دید به شرایط کنونی به شکلی که احساس خوب بهت دست بده،جهان فارق از اتفاقات پیرامونت، با تو، به شکل متفاوتی رفتار میکنه چون تو داری با افکارت،با گفت و گوهای ذهنی ات با احساست،به جهان درخواستت رو اعلام میکنی و جهان بدونه در نظر گرفتنه شرایط کشور،قوانین کشور، موانع و…تو رو به سمته خواسته هایت هدایت میکنه چه در این کشور، چه در کشور دیگه!
مهم اینه که تو متعهد و مستمر روی مسیر درستت بمونی!
سلام نیلوفر جان ، چقدر قشنگ نوشتی حس کردم منم کنارت نشستم وقتی داری با خدا عشق و حال میکنی لذت بردم عزیزم،
و چقدر از کسب و کارت لذت بردم آموزش رقص چقدر میتونه شغل پر ازآرامش و لذتی باشه ،
من خودم توی شغل قنادی مشغول هستم ، نمیدونم البته باور دارم به اینکه ثروت هست ، ثروت میتونه منو به خداوند نزدیک تر کنه، ثروت میتونه منو آسان کنه برای آسانی ها منو رهاتر بکنه ، اما نمیدونم چرا گاهی وقتا سختمه فعالیت کردن و استمرار داشتن و اینجوریه که درآمدم هم پایین میاد ،
هر لحظه از خودش میخوام به راه راست و درست و صلاح من هدایتم کنه،
خیلی قشنگ نوشتی نیلوفر جان ممنونم ازت، حس کردم چقدر راحت و زیبا به درامد خوب رسیدین ، منم از خدا میخوام که هدایت بشم به شغل و کسب و کاری که اصلا برای پول کار نکنم و عاشق انجام دادن باشم برای لذت بردن اینو توی کامنت شما حس کردم و این خیلی لذت بخش بود عزیزم،
در پناه خداوند باشی
بنام الله وهّاب ، ثروتمند و بخشنده
سلام به خانوم نیلوفر دوست عزیز
آموزش رقص چقدر حس شادی و حس خوب به آدم میده ، منم پیانو و ارگ آموزش میدم و چقدر لذت بخشه که موسیقی و شادی جزء جدانشدنی زندگی آدم باشه
امروز با خوندن کامنتهای سایت رسیدم به کامنت شما و از این نوع نگاهتون لذت بردم که گفتین تا سه ماه قبل عید وضعیت و ورودی مالی تون جالب نبود اما طی سه ماه اخیر میانگین درآمدتون به 40 میلیون رسیده واقعا تحسینتون میکنم ، تبریک میگم به شما ، آفرین احسنت که انقدر خوب رو باورهاتون کار کردین که نتایج عااالی شده
و این قسمتش که بسیار توحیدی هستش رو دوست داشتم :
گفتم سالن ندارم داد
گفتم هنرجو ندارم داد
گفتم اعتماد به ادما ندارم داد
گفتم اونا به من اعتماد ندارم قلب ادمارو نرم کرد برام
گفتم احساس لیاقت ندارم داد
گفتم اعتماد به نفسش رو ندارم داد
گفتم احساس مهم بودن ندارم داد
گفتم درامد بیشتر داد
گفتم رضایت بیشتر داد
گفتم من مهارت ندارم داد
گفتم احساس خوب هنرجوهام داد….
و خدا اینهمه نعمت رو داد در صورتی که من هیچییی نداشتم و از هیچ چیز به من همه چیز داد
و این نوع نگاه و باورها هم توحیدی ان هم منطق هایی قوی هستن برای کنترل ذهن که بسیار عاااالی شما در عمل ثابت کردین و واقعا کیف کردم از این نو نگاه توحیدی
و این نشون دهنده تعهد خوبیه که به خودتون دادین ، آفرین
خدایا شکرت که بینهایت رزاقی
خدایا شکرت که بینهایت وهّابی
خدایا شکرت که همواره در حال اجابت خواسته های ما هستی
خدایا شکرت که همواره در حال هدایت ما هستی
دوست عزیز خانوم نیلوفر ، خیلی تحسینتون میکنم ، براتون از خداوند. سعادت ، خوشی ، ثروت و سلامتی رو آرزو میکنم
در پناه الله مهربان شاد ، سالم و سعادتمند باشید
واقعا کیف کردم واقعا لذت برد چقدر خوشحال شدم امروز هم دوباره و دوباره و دوباره و صد باره و هزار باره موفقیت یکی دیگه از عزیزانمون رو توی این محیط خداگونه و باورهامون بیشتر قوی شد که میشه و امید و ایمانمان بیشتر تقویت شد که فقط توی عمل به قوانین ادامه بده نوبت توهم میشه ببین همه دارن به خواسته هاشون میرسن ببین رب العالمین داره همه رو هدایت و حمایت میکنه با عشق و تو رو هم فراموش نکرده و به قول قرآن به زودی آنقدر بهت میدم که راضی بشی
به نام خدا؛ خدایا هرآنچه دارم از آن توست.
استاد عزیزم سلام، وقتتون بخیر و خوشی
ازتون خیلی خیلی سپاسگزارم بهخاطر گسترش این آگاهیهای ارزشمند که هرکدومشون دروازههایی از نعمت رو به زندگی ما باز میکنن.
اولا بگم که چقدرررر پوستتون خوب شده استاد!!! من همین چند دقیقه پیش داشتم یکی از فایلهای قدیمیتون رو نگاه میکردم و تفاوتهای شما رو در بخش سلامتی به چشم دیدم؛ مثل رنگ پوستتون که توی اون فایل قدیمی تیره و کدر بود ولی الان پوستتون گل انداخته؛ و اینکه توی یه فایل دیگه که طولانیتر بود، در عرض چند دقیقه شما یه عالمه عرق کردین ولی الان از پشت گوشی هم معلومه که دمای بدنتون با محیط هماهنگه و راحت و سالم هستین خداروشکر؛ بهتون افتخار میکنم.
دوم اینکه داشتم فکر میکردم چقدر راحت مسافرت میرین، امکاناتش رو دارین و ثروتش رو دارین تا بهراحتی هروقت خواستین، هرجا خواستین برین و همینطور هدایت خدا رو هم دارین تا مواظبتون باشه، براتون پلن بچینه، شما لذت ببرین و شخصیت بهتری از خودتون بسازین، خداروشکر.
انشالله منم با تمرکز بر روی نکات مثبت زندگیم و کنترل ورودیهام و ساختن باورهام، میخوام یه زندگی آزادانه و پرررر از مسافرت و جهانگردی داشته باشم، خودم و دنیای اطرافم رو کشف کنم و لذت ببرم و لذت ببرم.
نکته بعدی که خواستم در رابطه با این فایل بهتون بگم، اینه که منم با توجه به آموزههای شما، میتونم توی ذهنم رابطهٔ “باورها” و “نتایج” رو درک کنم.
مثلا از یکی که عقاید خشکهمذهبی و باورهای محدودکننده زیادی داره، شنیدم که میگفت خدا، دعای بندههایی که خیلی دوسشون داره رو اجابت نمیکنه تا اونا هم بیشتر صداش کنن و خدا میخواد صداشون رو بشنوه و اینا (که فکر میکنم منظورش از صدا کردن، گریه و ناله بود) ولی دعای اون آدمایی که خوشش نمیاد رو سریع برآورده میکنه و میگه بذار من این چیزی که میخواد رو بهش بدم تا زودتر دهنش بسته شه و صداشو نشنوم!!
استاد داشتم شاخ در میاوردم از همچین باور محدودکنندهای؛ و با خودم گفتم ببین ما آدما چه قصههایی میبافیم و چه باورهای محدودکنندهای رو واسه توجیه خودمون درست میکنیم و به دست خودمون راههای ورود نعمتهای الهی رو به زندگیمون میبندیم.. خلاصه دوباره قانون رو برای خودم یادآوری کردم: نتایج زندگی ما، حاصل افکار و باورهای ماست.
خداروشکر خداروشکر خداروشکر که من با شما استاد عزیزم آشنا شدم تا یاد بگیرم خدا رو بهتر درک کنم و بیشتر و بیشتر از نعمتهای این دنیا استفاده کنم و احساس خوب داشته باشم.
سلام بر استاد عزیزممم
که اینقدر توحیدی خالصن *سلام بر دوستان عزیز توحیدی و حال خوب کن ،که نه!!! هم مدار
میخوام خداروشکر کنم برای این لحظه ای که توش هستم نفس میکشم و دست رد زدم به ذهنی که وعده فقر و بدبختی میده و دیگه صدای فراوانی و خوشبختی و سعادت و گسترش لحظه به لحظه دنیا از سمت خدا برام تکرار میشه
اومدم یه تشکر ویژه کنم از خودم که دارم ذهنم رو تربیت میکنم و باید همیشه و تا ابد مثل نفس کشیدن اینکار انجام بدم ،که شکارچی نکات مثبت شده و حالش اکثر مواقع عالیه و حواسش به قوانین هست به تضاد هست که چقدر جالب هر شخصی میتونه هرجور که دلش بخواد فکر کنه و باور کنه و تصمیم بگیره و دقیقست نتایج این تفکر فقط و فقط توی زندگی خودش اثر داره و من مسئول درستکاری و نجات هیچکدام نیستم !!!!من فقط و فقط توانایی تغییر خودمو دارم حتی توانیی تغییر نگاه همسر و فرزندمم نداره چقدر این باور و نوع نگاه حس رهایی میده انگار تو زندگیت تو این دنیا داخل یک تونل شیشه ایه بلنده که از داخلش میتونی زندگی و نتایج هزاران نفر رو ببینی اما هیچ دسترسی به تغییر و رفتن به این تونل های شیشه ای دیگران رو نداری این نوع نگاهی هست که خداجونم بهم الهام کرد و چقدر ناتوانی من در تغییر زندگی و تغییر نوع نگاه بقیه یادآور میشه و حالم رو خوب میکنه
خداجونم ممنونم که به همه درخواست های من پاسخ میدی و اجابت میکنی درخواست هر درخواست کننده ای رو به شرط ایمان به پاسخ گوییت
خداجونم میدونم خیلیی خیلی کار دارم که خودمو بیشتر ارزشمند بدونم و برای خودم ارزش قائل بشم و اعتماد به خودم کارکنم اما همینکه تو زمینه اعتماد به تو دارم خوب پیش میرم حالم عالیه
اینکه این دنیا یه میز سلف سرویسه پر از فراوانی برکت و خیییر که هرکسی خودش اجازه داره سهمش برداره و با برداشتن سهمش سهم هیچ کسی کم نمیشه بلکه هزاران برابر به سهم بقیه اضافه میشه!!! ذهنم میگه چطوری؟!!!!مگه ندیدی بارها و بارها با موفق شدن بقیه امکان پذیر بودن اون موفقیت عادی تر شده *
مگه ندیدی وقتی یکی تونسته از فقر مطلق برسه به ثروت خیلی زیااد منم دلم خواسته که ثروت بیاد تو زندگیم رفاهم بیشتر بشه!!!
پس هرچی بقیه موفق تر و ثروتمند تر بشن به ثروتمندی من بیشتر کمک میشه چون میگم ببین،دیدی شد پس منم میتونم تازه کار من راحت تر میشه چون نفر اول نیستم که تازه بخوام این مسیر ازمون و خطا کنم از تجربه اونا میتونم استفاده کنمالهی شکررر شکر شکر خدایا سپاسگزارم برای
سلامتی و نعمت و ثروت استاد عزیزم
برای ثروت و خونه قشنگ خالم برای ثروت داس رحمت عزیزم
برای ثروت و ماشین پدرم
سپاسگزارم برای ثروت افراد بسیار ثروتمند که یادآور مسیر طبیعی رفاه و آسایش در زندگی میشن خدایا متشکرم و سپاسگزارم
نا گفته نماند طی 3ماه گذشته خداوند همه درخواست های منو پاسخ داده مثل خرید خونه شخصی خودم
خرید ماشین شخصی خودم دقیقا حتی با شیشه های دودی و رنگ سفیدش و دوگانه کارخونه بودنش که نوشته بودم
دلم یک پلاک طرح شبدر میخواست که نوشتم و 2میلیون کم داشتم که دقیقا طی 16 سال کارمندی مادرم هیچ سالی عیدغدیر واریز ی نداشت دانشگاه و امسال دقیقا یک روز مونده به خریدم درست مبلغ 2میلیون عیدی به مناسبت اعیاد ریختن و من تونستم درخواستم رو اجرایی کنم خدایا شکرت
حتی تو دل جشن تو خیابون بودیم با همسر و دخترم که موجب زده بودن و قبل اینکه وارد مسیر جشن بشیم با صدای بلند به همسرم گفتم ؛علی ،من دلم یک شربت شیرین و خنک با تخم شربتی از خدامیخواد که بهم بده !!و بهم برسه و مطمئنم میرسه و بعد گفتم،حالا تو بهم بگو چی میخوای ازش؟!!
اونم یه لبخند زد و گفتم شربت
خلاصه یه نیم ساعتی تو جشن بودیم و جالبه چون دیر رسیده بودیم اغلب موکب ها جمع شده بود یجا به راحتی آش خوردیم و دیگه داشتیم برمیگشتیم سمت ماشیمن و اصلا هیچ موکب نوشیدنی شیرینی نبود !!!
ولی من خوشحال و مطمئنم بودم که خدا درخواست منو جواب میده و کلا فراموش کرده بودم که شربت نخوردم
دیگه نزدیک ماشین بودیم بخدا قسم که ته یه کوچه خلوته خلوت یهو یه خانمی با یه لیوان شربت بدون اینکه ما چیزی بگیم از کنارمون رد شد و گفت ببین دخترم تویه این کوچه یه شربت شیرین عالیی میدن حتما برو بگیر و منو همسرم با حیرت بهم نگاه کردیم و یه لحظه من رفتم تو اوج شادی که ببین دختررر!!!! خدا خودش یکیو برات فرستاد که شخصا با مسیر هدایت کنه و بگه از کجا بری(چون جایی که شربت میدادن اصلا دید نداشت باید تا یه قسمتی میرفتی بعد میدیدی) خدایا شکرت و چقدر این خواسته بظاهر کوچک بازهم باور های منو تقویت و قوی تر کرد خدایا متشکرممممم
ح
به نام خداوندی که هرلحظه صدایش کنی حاضروآماده ی کمک به توست…
تکه ای ازکتاب جاناتان مرغ دریایی:
جاناتان ازچیزهای بسیارساده ای سخن میگفت:اینکه پروازحق هرمرغ دریایی است،اینکه آزادی درذاتش است وهرچه جلوی ان آزادی رابگیردبایدکنارگذاشته شود،درهرشکلی که باشد،خواه ایین باشدیاخرافه یامحدودیت.
جاناتان گفت:تنهاقانون حقیقی آن است که شمارابه آزادی هدایت کندودیگرهیچ قانونی وجودندارد.
تکه ای ازکتاب گفتگوباخدا:
منظورم این است که در نهایت تو چیزی از دست نمی دهی. تو نمـی تـوانی راه نادرسـت
بروی. این، بخشی از مشیت الهی نیست که تو گمراه شوی. راهی جز آنچه تو می روی، وجود
ندارد، راهی برای گـم کـردن سرنوشـت وجـود نـدارد . اگـر خداونـد هـدف تـو اسـت، تـو در
خوشبختی هستی، چون خداوند آنقدر عظیم الشأن و بزرگ است که تو نمـی تـوانی او را از
دست بدهی.
زندگی آفرینش است، نه کشف و جستجو
تو هر روز زندگی نمی کنی برای آن که کشف کنی زندگی برایت چه سرنوشتی در آستین
دارد، بلکه برای آن که آن را خلق کنی. تو هر لحظه مشغول خلق واقعیت خود هستی، احتمـالاًبدون آنکه این رابدانی….
به نام خداوندی که بخشنده ومهربان است وهرلحظه که سوال کنی جوابگوهست به بهترین روش وراحتترین مسیر…
سلام به استادعزیز ومریم جانم
فکرنمیکنم تااینجای زندگیم تابحال احساس خوبی که الان دارم تجربه میکنم،تجربه کرده باشم.
همیشه توی فکرهام وحرفهام باخداخواسته م این بوده ببشتردرکش کنم وبیشتربشناسمش واینکه چراماروبوجودآوردی؟
من چون ورودیهای ذهنم روازاول دوره تقریبا به صفررسوندم وشدیدا کنترل میکنم به طرق مختلف هدایتم کرده والبته درکم هم هردفعه که فایلهارونکرارمیکنم ازآگاهیها بیشترمیشه،درصورتی که اون اول که دوره روخریدم گفتم این که تکراریه وبدردتونمیخوره..
دیروزداشتم به خدامیگفتم چرازودترسرراهم قرارنگرفتی وبه گذشته فکرمیکردم ومیگفتم من درگذشته روی خودم فقط حساب میکردم وروتواصلا حساب نمیکردم چون نمیشناختمت ولی توچرانیومدی جلو،چرازودترنیومدی وهمون لحظه این فکراومدکه بااینکه روی خداوندحساب نمیکردم ولی بودزیادهم بودوشرمنده شدم نمیدونم انگاربایدتجربه میکردم وخودمومیشناختم و خلانبودنش رواحساس میکردم وشایدبایدآماده میشدم…
وکتاب جاناتان مرغ دریایی روخوندم بعدگفتگوباخدانوشته دونالدوالش….
آگاهیهای کتاب روکامل درک نمیکنم ولی همونقدری که الان بایددرک کنم به نظرم خوبه وبه موقع هدایت میشم برای درکش وتاخدارودارم غم ندارم:)
توی کتاب گفتگوباخدانوشته بودتومیخواستی خداروببینی وگفتم خدایاتوهمیشه هستی وجواب میدی وفقط بایدازت بخوام وتوهمیشه آماده آگاه کردن من هستی….
خوندن کتاب به من آرامش عجیبی میده…
کاش استادکتاب هم بنویسندویامریم جان که نوشته هاش ومقاله هاش روح منوآرامش میده ودرکم روبالاترمیبره….
خدایاشکرت به خاطرآرامشم به خاطرحال خوبم به خاطراینکه همراهمی وهمدممی ….
درپناه حق سربلندباشید