رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 48 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زینب حاجتی گفته:
    مدت عضویت: 1275 روز

    «به نام خدای وهاب»

    سلام به استاد عزیزم ، سلام به مریم بانو وسلام به همه دوستای نازنینم در این سایت بهشتی

    امیدوارم هرجا هستین در نهایت سلامتی ، ارامش وثروت باشین!!

    این سایت تنها جایی در جهانه

    که آرامش بخشه!

    که میگه نترسید!

    میگه آرام باشید!

    میگه نعمت بی نهایته!

    میگه سرنوشت شما دست خودتونه!

    نه دست سران دنیا، نه دست سران کشور،نه دست اتفاقات بیرونی،

    این سایت تنها جاییه که امید درش زنده است

    این سایت تنها جاییه که میگه به خودتون و اون نیرویی که نمیبینیدش متکی باشید(ایمان به غیب)

    این سایت تنها جایی که قدرت رو از همه گرفته و داده به خود شخص

    این سایت تنها جاییه که میگه

    تو دقیقا خود تو ارزشمندی بی هیچ دلیلی فقط بخاطر اینکه اینقدر ارزشمند بودی که خدا خلقت کرده !!!

    این سایت تنها جاییه که سراسر خیر ونیکیه !!!!وهیچ شباهتی به دنیای بیرون نداره

    من داشتم رو خودم کار میکردم

    وبه خودم قول داده بودم

    بهتر و بهتر رو خودم کار کنم تا نتایج رو ببینم

    و

    تازه چند روز بود فروشم کمی بهتر شده بود

    که این اتفاقات نظامی سیاسی وحمله ها شروع شد

    من سعی کردم و میکنم که آرامشم رو حفظ کنم!!

    وخیلی خودم رو درگیر این اتفاقات نکنم

    وبیشتر به خودم قانون رو یادآوری کنم

    که قانون خدا ثابته ودر دل جنگ وناارامی ها هم

    عوض نمیشه

    خیلی کم اخبار رو دنبال میکنم!!!

    سعی میکنم صحنه های دلخراش رو نبینم!!!

    به هر حال تو دل ناآرامی ها تمام سعی ام رو دارم میکنم قانون رو فراموش نکنم

    بارها به خودم میگم چی یادگرفتی الان وقت امتحانرسیده

    ،اصلن ببینم چیزی یاد گرفتی؟؟؟

    ببینم میتونی در شرایط سخت کنترل ذهن کنی؟؟؟

    ببینم میتونی رزق رو ازخدا ببینی که در دل هر شرایطی می‌تونه به تو برسونش؟؟؟

    یا رزقت رو در دست عوامل بیرونی از جمله شرایط مملکت ، سران کشور ،جنگ ، اسرائیل وامریکا میبینی که به خطر افتاده!؟!؟

    ببینم میتونی اینقدر متوکل باشی

    که در این شرایط هم هنوز

    همه چیز رو در دستان خدا ببینی

    وباور کنی

    که بی اذن اون برگی از درخت نمیفته!؟!؟

    ببینم میتونی در این شرایط هم باور کنی هر کس نتیجه باورها و فرکانس های ارسالی خودش رو میبینمچه وجنگ موثر نیس!!!!!

    الان وقتشه که شاگردهای استاد عباسمنش عزیز

    یه امتحان عملی پس بدن

    که آیا فقط خوب حرف زدن و خوب کامنت نوشتن تو سایت رو بلدن

    یا نه بلدن قانون رو در شرایط به ظاهر سخت در عمل اجرا کنند

    وهمرنگ جماعت نشن

    آیا بلدن در این شرایط متوکل باشن

    آیا بلدن آرام باشم

    آیا بلدن کنترل ذهن کنن

    ایا بلدن عمر، جون وسلامتی ورزق خودشون رو همچنان در دستان خدا ببینن واز شرایط بیرونی نترسن

    یا فقط خوب حرف زدن رو یاد گرفتن!؟!

    این گوی واین میدان

    بسم الله!!!!

    این حرف ها رو دارم به خودم میزنم که ادعای سه سال شاگرد استاد بودن رو دارم، برای دوستان نازنین در سایت سوبرداشت نشه!!

    ولی دروغ چرا از وقتی این اتفاقات افتاده

    با اینکه من همچنان دارم رو خودم کار میکنم وسعی میکنم آروم باشم

    وقانون رو در عمل در حد توانم اجرا کنم

    ولی ته ته ذهنم اینه بابا جنگ شده، مردم پول ندارن بیان خرید!!!

    باز نجواهای ذهنم شروع شدن

    که پول دست مردم نیس

    شرایط عادی نیس

    و…..

    هرچند جایی که من زندگی میکنم

    شرایط زندگی مثل قبله

    وچیزی عوض نشده

    وزندگی مث قبل جریان داره

    ومغازه دارها دارن کاسبیشون رو میکنن

    یعنی زندگی عادی جریان داره

    ولی ذهن چموش من داره اذیت می‌کنه!!!

    والان دو روزه که از این شرایط کشورمیگذره من هنوز فروشی نداشتم!!!

    با اینکه یسره تو سایت هستم و دارم کنترل ذهن میکنم

    همین فایل رابطه ثروت و معنویت رو میبینم ،کامنت ها رو میخونم و…

    همش با خودم حرف میزنم که اون خدایی که استاد عباسمنش معرفی کرده

    اون خدایی که میلیاردها ساله

    داره خدایی می‌کنه

    اون خدایی که جون منو همه انسانها دستشه

    تحت هر شرایطی

    کارش رو بلده

    قانونش عوض نمیشه!!!!

    وتحت هر شرایطی رزق و روزی من دست اونه

    نه دست شرایط بیرونی!!!

    مدام کامنت مرضیه عزیز

    از دوستان افغان

    رو به یاد میارم

    که حتی استاد در موردش فایل آماده کرد

    که در دل جنگ وشرایط بحرانی

    کسب و کارش رو استارت زد!!!

    وبه بالاترین حد درآمد رسید (روزی 400/500دلار) اونم تو شرایط جنگ تو افغانستان

    چون به علت کار کردن رو دوره روانشناسی ثروت 1 باور کرده بود شرایط بیرونی در کسب وکار من تاثیر ندارن!

    منم دوره روانشناسی ثروت 1رو دارم،

    باید برم خودم رو به این دوره ببندم و ذهن چموشم رو بیشتر وبیشتر کنترل کنم

    وباور کنم

    شرایط بیرونی در زندگی من تاثیر ندارن!!!

    و رزق و روزی من

    تحت هر شرایطی

    تاکید میکنم

    تحت هر شرایطی بیرونی

    در دستان خدای وهابه

    نه هیچ عامل دیگه ای!!!!

    این شرایط هم میگذره چون هیچ موقعیتی ثابت نیس وجهان گذراس!!!

    ولی من نمیخام مردود بشم!!!

    من نمیخام از امتحان شرایط حساس کنونی ردبشم!!!

    من نمیخام در درونم شرمنده خودم واستاد عزیزم بشم

    الان وقتشه که من و بقیه دانشجویان استاد

    که ادعای اینو داریم

    شاگرد بهترین استاد جهانیم

    باید تمام لطفی که استادطی این چند سال با آموزش های نابش در حقمون کرده روجبران کنیم!!!

    خدایا کمکم کن شرمنده تو،شرمنده خودم وشرمنده استاد عزیزم نشم!!

    خدایا کمکم کن من الان بیشتر از هروقت دیگه ای به تو نیاز دارم!!

    خدایا هدایم کن!!!

    «خدایا مواظب من و عزیزانم وهم مردمان سرزمینم باش»

    خدایا آرامش روبه قلب من مهمه دوستانم وهمه مردمانم سرزمینم هدیه بده

    خدایا ما به هر خیری به هرنگاه پر از لطفی از تو محتاج ترینیم!!

    خدایا ما رو در پناه خودت سلامت بدار!!

    «الا به ذکرالله تطمئن القلوب»

    با یاد خدا دلها آرام میگیرد

    دوستای عزیزم به دستان پر قدرت خدای قدرتمندم میسپارمتون

    در پناه خداوند

    سلامت سعادتمند وثروتمند باشید!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    خسرو گفته:
    مدت عضویت: 2375 روز

    استاد سلام

    در مورد ناخوداگاه تبعات ثروتمند شدنم از زمانی که یادم می‌آید این تصویرسازی ذهنی رو داشتم[احتمالا هنوز هم توی لایه های درونی وجودم دارم] که با پولدار شدنم روابط لاکچری(به طور خاص با جنس مخالف) به واسطه ماشین لوکس و خونه خالی شخصی و پول خرج طرف کردن و… برقرار میکنم.

    خب مشخصا ترمز شدیدی برام توی مسائل مالی ایجاد کرده و می‌کنه هنوز هم و من نمی‌دونستم که از کجای من اینجور ارتباطی بین ثروت داشتن و پاک دامنی ام رو از دست دادن داره نشأت میگیره.

    تا اینکه با شما از طریق دوره های رایگانی که در این مورد گذاشتین و مدارم رو آوردم بالاتر و بعدش با تهیه کردن دوره های روانشناسی های ثروت در این مورد به ی ذره خودشناسی رسیدم(که به لطف خدا و حضور بنده خویش که شما باشین هر روز دارم بهتر از درون خودم رو کند و کاو میکنم) و فهمیدم که پسر از یک دلیل و ریشه نیست که این طرز فکر و خواسته نشأت گرفته:

    1)محدودیت های فقر:یعنی ما از نوجوانی یا حتی کودکی می‌دیدیم که افراد چجوری برای پول حتی جسمشون رو و روح و وجودشون رو در اختیار دیگران میگذارند و ی جورایی هم دلمون میخواست و هم حسادت میکردیم که بتونیم اون تعداد دوست دختر رو به خاطر ماشین فلان داشته باشیم و راحت را بزنیم(که الان دارم همین ریشه رو توی ذهنم تبدیل میکنم به اهرم رنج که فقر چجوری آدم رو به ذلت و خواری میکشونه و ثروت چجوری آدم رو از بند دیگران رها می‌کنه و به آزاده گی میرسونه)

    2.جامعه بسته و راحت به دست نیومدن رابطه جنس های مخالف با همدیگه:یعنی ما از کودکی تفکیک جنسیتی شدیم و احساس خود ارزشی رو نساختیم توی رابطه هامون که آقا من باید به خاطر آنچه که هستم احساس لیاقت کنم و ارزشمندی ام درونی هست نه بیرونی بعد توی این ناآگاهی و تشنگی و عقده موندیم و توی جامعه دیدیم که بچه پولدارها مثلاً میتونستن چه داف هایی رو تور کنند و خب ما هم سرمون بی کلاه یا با چه زحمتی ی دوست دختر معمولی مثلاً می‌تونستیم داشته باشیم(که برمیگشت به همون باورهای محدود کننده و احساس عدم لیاقت خودمون) که بعد هم آزادی های اون بچه مایه دار تر ها رو هم نداشتیم بعد توی ذهنمون ثروت رو می‌خواستیم تا به واسطه اش برسیم به تجربه کردن اون خاسته ها که جا داشته باشیم و بتونیم با دوست دخترمون بریم مسافرت و…

    3.توی جامعه جهان سومی هستیم که اگر از نظر مالی متمایز باشی ملت چنان توی رابطه باهات دست و پاشون رو وقتی بفهمند فلان ماشین زیر پات هست یا پسر فلانی هستی گم میکنن و در برابرت تعظیم میکنند که انگار دارن ی جورایی میپرستنت:که خب ذات اجتماعی بشر دوست داره که مورد توجه قرار بگیره و ارزشمند دیده بشه.

    اونوقت همه این ها من رو میترسوند که خسرو پسر نکنه ماشین خارجی سواری بشی و به شیطان سواری بدی و بری دنبال روابط ناهنجار جنسی و از اخلاقیات و معنویات دور بشی و به واسطه این نعمت خدا در عمل کفر بورزی و تغیان کنی و خدا رو فراموش کنی و جهنم رو برای خودت بخری.

    چون تا دیده بودیم مخصوصا توی هم سن های خودمون این بود که طرف داره جولان میده با شرایط مالی اش توی این داستان و ثروت به بی راهه کشوندتش و به دلیل اینکه از این نظر از تو خالی بود برای اینکه خود حقیر واقعی اش رو پشت نقاب کثافت بازی هاش قایم کنه میومد با آب و تاب در مورد مخ هایی که زده و کارهای زشتی که کرده رو با افتخار تعریف میکرد و جالب این جاست که ما هم حداقل توی روش ی جورایی با سکوتمون داشتیم تایید و تحسینش میکردیم.

    و این داستان بود و من خلافش رو ندیده بودم تاااااا ی کسی به نام سید حسین عباس منش رو دیدم و انگار وجودم فقط دنبال این الگو بود که ببینه طرف به بیش از مجموع آنان که توی زندگی ام که از نظر مالی موفق می‌دیده ام مخصوصا که خودساخته هم هست دست پیدا کرده و این قدررر با خدا هم هست در عین حال که اصلا شده پرتو دنده نور خداوند و انعکاس دهنده توحید حتی با همون ابزار ثروت.

    ثروتی که تا قبلش دیگرانی که دیده بودم ازش استفاده میکردند و جوری نمایش اش میدادند و ازش استفاده میکردند که نور ایمان رو در دلم کم رنگ میکرد.

    من به لطف خدا هیچ وقت اونجوری که شما تضاد فقر رو توی زندگیتون مخصوصا توی کودکیتون چشیدید نکشیدم استاد گلم اما اینجوری هم که شما سال هاست دارین با این همه آزادی مالی وفادارانه به روح و پاکدامنی خدایی خودتون توی آزادترین کشور دنیا زندگی میکنید هم حتی نزدیک بهش تجربه نکرده ام و اصاصا از فایل های رویاهایی که رویا نیستند جذبتون شدم و توی مدارتون قرار گرفتم چون دوست دارم تجربه اش کنم.

    و به قول شما که میگین باید بهش برسی تا ازش گذر کنی الان که 7 سال از ازدواجم داره میگذره و به لطف و حفاظت خدا تونستم وفادار قلبی و با خواست خودم به همسرم بمونم همش به خودم میگم که خسرو ثروت تو رو و خصوصیات و رفتارهای رو قدرتمند تر و بزرگ تر می‌کنه.پس فکر نکن که اگر ثروتمند بشی شلوارت چندتا میشه،اتفاقا اگر فقیر و ناتوان باشی نمیتونی ناموس خودت رو هم حفظ کنی و به بی اخلاقی می‌رسی.ثروت مند تر بشی اگر انسان پاکیزه و درستکاری باشی اتفاقا خیلی هم راحت تر صداقت و پاکدامنی است رو حفظ می‌کنی و البته ناگفته نماند که آموزه های شما به خواسته درونی قلبم باورپذیری داده و جهت میده و هر روز با این فایل هاتون قدرتمندترم می‌کنه.

    هر بار ذهنم میخواد برام سناریو بچینه شما رو برای خودم مثال می‌زنم که ببین استاد با این همه ثروت چه قدر وفادار و درست کار هست.اتفاقا اگر ادعا داری که با خدا هستی باید ثروت تجلی گر خداوندگونه بودنت باشه.

    استاد هنوز دلم پر حرف هست و میتونم صفحه ها بنویسم که باید اون خلع های درونی رو از درون پر کنیم و نه از بیرون و برایش مثال ها بیاورم اما احساس سبکی میکنم الان و همین قدر می‌دونم که این قدررر از بودن توی این فرکانس ها لذت میبرم که دیگه اوج احساس خوبم حتی با گریه کردن همراه نیست،بلکه فقط از سرخوشی این آگاهی های ناب احساس سبکی دارم و با لبخندی رو لبم خودم رو روی ابرها و رها احساس میکنم.

    دوستتون دارم و این فایل رو می‌ذارم توی پوشه روانشناسی ثروت یک گوشیم و بارها و بارها گوشش میکنم.

    ممنون از این همه باور به فراوانی ات داداش بزرگ تر نداشته ام،حسین جان. که اینجوری این آگاهی های ناب رو رایگان در اختیارمون می‌ذاری و نور و فضل الهی رو گسترده تر توی دل ما انتشار میدهی.

    خیلی دوستت دارم.

    به قول خانوم شایسته

    I mean it

    با تمام قلب و وجودم از بودنت و بودنم در این فرکانس سپاس گذارم از خالقم که همواره بهم یادآوری می‌کنه که خودم و تنها و تنها خودم خالقم

    خاطق صفر تا صد تمام جنبه های زندگی ام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    نفیسه شایسته گفته:
    مدت عضویت: 938 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد خوبم

    من یکسال پیش دوره کشف قوانین رو تهیه کردم و روی خودم شروع کردم به کار کردن.

    روی باورهای مالی که کار می کردم یک سری نتایج خیلی کوچیک می اومد ولی ادامه پیدا نمی‌کرد

    بارها به خداوند گفتم :خدایا اصلی ترین و مهم ترین باوری که جلوی ثروت رو به زندگی من گرفته کدوم باوره؟

    هر بار جواب این بود: فکر می کنی ثروت تو را از خدا دور می کند.

    فکر می کنی ثروتمندا ادم های خوبی نیستن

    راستش رفتم به گذشته و خیلی از

    افکارم یادم اومد اینکه

    وقتی میرم طلافروشی با خودم میگم نکنه سرمون کلاه بزارن (پس در عمق ذهنم طلا فروش ها(ثروتمندان) کلاه بردارن)

    حتی لوازم خانگی میریم یه چیزی بخریم همین حس دارم.

    بنگاه میریم برای اجاره خونه یا خرید

    همین احساس(کلاه برداری) رو نسبت به املاکی ها دارم

    و حتی یادمه تو نوجوانی میگفتم من از پولدارا بدم میاد.

    خب همه اینها باور ساختن که پولدار بودن خوب نیست

    ثروتمند بودن خوب نیست

    حالا من چند وقتی هست روی فایل رابطه ثروت و خداوند در ذهن کار می کنم .

    چند روز پیش 13 صفر بود

    مامانم به من زنگ زد گفت نفیسه دو سه روز روی گوشی ام اب ریخته ،دیگه روشن نمی‌شه ،منم نمیتونم بدون گوشی باشم بیا برو از حساب بابات پول بیار من برم گوشی بخرم یک ماه دیگه میزارم سر جاش.

    من گفتم مامان خودت که طلا داری منم 4 تا سکه پارسیان دارم اونارو بهت میدم ببر بفروش با پول نقدی که داری بریم برات گوشی بخریم.

    همین لحظه خواهرم زنگ زد گفت نفیسه اون انگشتری که چند ماه پیش ازت خریده بودیم و 2 تا نگین داشت ،اون انگشتر نگین هاشو به اسم طلا برای شما فروختن و الان نزدیک 4 میلیون تومن داریم ضرر می کنیم .

    با فاکتور رفتیم طلافروشی که انگشتر ازش خریدیم گفت بله نگین ها به وزن نیم گرم به اسم طلا فروخته شده

    ما گفتیم حالا پول ما رو بده

    ولی طلافروش سفسطه کرد و پول ما رو نداد.

    طلافروش تو روز روشن از ما کلاه برداری کرد

    ((منم پس انداز طلاهام دقیقا شده 4 میلیون تومان))

    دقیقا اندازه پس اندازم که رفته بودم بالا

    دوباره اومدم پایین

    همون چیزی که استاد میگه : شما تلاش می کنید ،دنبال پول می روید ولی با یه تصمیم اشتباه می افتید پایین

    و همه چیزی که جمع کرده بودید از دست می دید فقط به خاطر اینکه عمق ناخوداگاه تون فکر می کنید ثروت شما رو از خدا دور می کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 4134 روز

    یادداشتی برای خودم:

    باسلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی و همه دانشجویان این سایت الهی

    وقتی داشتم این فایل رو گوش می‌کردم، یک لحظه به یک آگاهی خیلی مهم رسیدم. فهمیدم که من در اصل خودِ پول و ثروت رو می‌خوام، اما چیزی که سال‌ها مانع من شده، فقط و فقط «حرف مردم» بوده.

    همیشه یک ترس در ذهنم بود:

    اینکه اگر پولدار بشم، مردم چه فکری می‌کنن؟ نکنه بگن من از راه خدا و از مسیر درست منحرف شدم؟ نکنه فکر کنن که بی‌دین یا ناسالم شدم؟

    چون عزت نفسم پایین بوده، خیلی برایم مهم بوده که مردم من رو “آدم خوبی” بدونن. برای همین، ناخودآگاه جلوی ورود پول و ثروت به زندگیم رو می‌گرفتم، چون باور داشتم که اگر ثروتمند بشم، مردم من رو آدم بدی می‌بینن.

    از طرفی هم فرهنگ جامعه ما به شکلیه که معمولاً ثروتمند بودن رو با بی‌دینی یا بی‌صداقتی قاطی می‌کنن. همین باعث شده بود من به خاطر ترس از قضاوت دیگران، مدام خودم رو عقب بکشم، در حالی که با تمام وجود تلاش می‌کردم به پول و ثروت برسم.

    پس من اگه می‌خوام پولدار و ثروتمند شوم باید اول باید باورهای درست و الهی درباره‌ی ثروت رو در ذهنم بسازم، و در کنارش روی عزت نفسم عمیق کار کنم. چون وقتی خودم رو ارزشمند بدونم، دیگه مهم نیست مردم چه فکری می‌کنن؛ مهم اینه که من بدونم ثروت از طرف خدا نعمته و هدیه‌ایه برای رشد و خدمت.

    خداجونم کمکم کن تا صحبت‌های استاد عباس منش عزیز را بفهمم درک کنم و در زندگیم به آنها عمل کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    کیان مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3222 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته

    در رابطه با رابطه خداوند و ثروت دارم به این فکر میکنم که آدم فقیر چه خیری میتونه داشته باشه برای جامعه داشته باشه جز اینکه سرباری هست برای کشور،به قول ما ترکا آدم بی پول رو فقط مادرش دوست داره،ولی آدم ثروتمند با هر کاری که میکنه حتی تفریح داره به رشد جامعه کمک میکنه ،تصور کنید این آدم میره یه رستوران شیک و گرون قیمت

    از اون کشاورزش گرفته تا اون گارسونی که تو رستوران هست از این آدم نون میخورن،میتونه خیلی راحت به یتیم ها کمک کنه و کمک هم میکنه ،یه مصاحبه دیدم از یه کارآفرین موفق و ثروتمند که میگفت از وقتی که یه کاری خیری کردم بعد اون برکت اومد تو زندگیم، دست به خاک میزدم طلا میشد،چقدر این آدم پیش خدا عزیزه وقتی چند هزارتا بچه یتیم رو به سرپرستی گرفته ،خدا هم که اینقدر تو قرآن به این کار تاکید کرده ،ببین چقدر این آدم پیش خدا عزیز هست و خداوند عاشقانه دوسش داره،ولی مگه آدم فقیر میتونه بچه یتیم به سرپرستی بگیره ،جز این که بتونه بزور خرج خودشو در بیاره،صد درصد آدم ثروتمند به خداوند نزدیک تره ،حتی با تفریح کردنش هم داره ثواب جمع میکنه ،چقدر هم آدمای فروتن و خوش برخورد و خوبی هستن و آدم لذت میبره از هم صحبتی باهاشون،این آدما واقعا شاد هستن ،و اتفاقا خدارو هم خیلی قبول دارن ،وقتی آدم ثروتمند میشه تازه میتونه کلی کار خیر انجام بده،میتونه کلی مدرسه و بیمارستان بسازه ،میتونه نذری بده به نیازمندان،میتونه به یتیم ها کمک کنه ، با خانواده خودش خیلی خوش برخورده ،چون ریشه خیلی از اختلاف ها پوله، همیشه وقت داره تا با خدا راز و نیاز کنه، میتونه آدمارو خوشحال کنه با خریدن هدیه ،میتونه

    ولی آدم فقیر همیشه سرش پایینه ،عزت نفسش کمه ،بخواد هم از خدا حرف بزنه همه مسخره اش میکنن، ولی آدم ثروتمند وقتی درباره خدا صحبت میکنه صحبتاش نافذ تره و تاثیرش بیشتره رو آدما

    ممنون از توجهتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 955 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز بیست و دوم از تعهد 40 روزه ام

    خدایا شکرت ک فرصتی مجدد برای زندگی و لذت بردن و کار کردن روی خودم رو بهم دادی

    خدایا شکرت برای این لحظه

    دقیقا داستان منم همینه استاد

    من تلاش کردم هرراهی رو امتحان کردم

    یا اینکه تو دوره ثروت گفتید دنبال علاقتون باشید منم همینکارو کردم مهارتمو افزایش داذم و هنوز هم در مسیر افزایش مهارتم هستم و خواهم بود …

    اما دریغ از یک مشتری

    ومن ب هرکس،میرسیدم میگفتم فلان مهارتو بلدم باقیمت مناسب براتون انجام میدم

    استاد بارها و بارها و بارها مشتری میومد و بعد ب هر دلیل واهی پشیمان میشد و فرار میکرد

    من اصلا تعجب میکردم

    اخرش دیگه خسته و ناامید ب خودم گفتم شاید اصلا خدا نمیخات من توی این شغل باشم

    نمیخات مشتری داشته باشم تا برم سراغ کار دیگه

    توی این حال و هوا بودم ک توی تلگرام از نتایج بچه ها نوشته بوذین هدایت شدم ب این فایل و فقط 3 روز کار کردم کامنتاشو خوندم

    4تا اتفاق خوب مالی برام افتاد

    توی خونه بالای 2 میلیون پول پیدا کردم ک رفتم شهریه کلاس و قرضمو پرداخت کردم ک خیلی تو فکرش بودم

    همسرم 2 میلیون برام پول واریز کرد

    مشتری اومد دوتا کار داشت براش،انجام بدم

    ایده اومد عناب بخرم و بفروشم ک اینم برام سود داشت

    ک بهم گفتن دوباره عناب بیار

    ماه دیگه زعفرون هم بیاری میخایم

    درصورتیکه قبلا هرچی میفروختم مشتری یا نداشت یا اگرهم داشت سخت بفروش،میرفت حتی تو کار خودم چ گریه هایی نمیکردم واسه این موضوع چرا کار من مشتری نداره منکه دنبال علاقم رفتم تلاش هم میکنم دست رو دست نذاشتم اخه چرا

    و دیشب حس،کردم نجواها شروع شده و دوباره چرت پرت داره میگه این ذهن من درمورد کسب وکارم

    دوباره حسم گف بیا سراغ این فایل و کامنتاش و کامنت دوست عزیزمون رو خوندم ک حقوقشو افزایش دادن با کار کردن رو این باور

    گفتم منم دوباره کار میکنم رو این فایل +فایلای ثروت یک

    ولی،خب متوجه پاشنه اشیلم تو بحث ثروت شدم

    عدم احساس لیاقت

    تضاد خدا با ثروت

    باور کمبود

    این 3 تاست ک بیشترین ضربه هارو بهم زده ک مهمترین هم هستن دلیل شرایط،نامناسب مالی،من همیناست و چیزی جز این نیس و نخواهد بود و قشنگ چندروزه یک هفته هست همش،هدایت میشم ب این 3 باور روشون کار کنم و درمسیرش،هستم

    خدایا کمکم کن ک من ب هر خیری ازسمتت بهم برسه فقیرم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    زهرا جواهری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1426 روز

    دروداستادعزیزم. من همچنان سپاسگزارخداوندم برای هدایتم به این سایت وآموختن دراین دنیای بی نظیروبسیارمفیدفایده. استادعزیزمن بارها این فایل رو گوش کردم ،همچنان که همه ی فایلهاتون رو گوش میکنم وباهربارگوش کردن به نکته ها ودرس های بیشتری می رسم وازاین بابت ازشماوازخدای مهربانم بسیارسپاسگزارم.

    استادجان،من درشهری متولدشدم که یهودی درآنجازیادبودوبااینکه بچه بودم ولی یه سری تفاوتهاروبین اونها وبقیه افراد به وضوح میدیدم. اینکه اونا خیلی دارایی داشتن ،بعضیاشون خیلی خوش لباس بودن ومثل ثروتمندهازندگی می کردن،امایک آقای مغازه داریهودی بینشون بودکه بااینکه خیلی وضع مالی خوبی داشتن ولی مثل افرادی که توانایی خریدلباس خوب نداشتن لباس می پوشیدوزندگی میکرد،طوریکه شده بودمثل بین حرفهای مردم که مثل فلانی پولداری اماخرج نمیکنی…

    من باآموزه های این فایل منوجه شدم که اوناواقعا داشتن به وظایف دینی مذهبی شون زندگی وثروت اندوزی می کردن

    واین ازباورهای خیلی قوی شون بوده که انقدرثروتمندبودن،گذشته ازاینکه بعضیاشون خوب وبعضیاشون هم غیرخوب زندگی می کردن. ولی مهم اینه که اونا به این قضیه ایمان داشتن که بایدثروتمند بودوباثروت زندگی کرد وهمین باوربهشون کمک میکرده که انقدرموفق باشن یعنی پول وثروت درردیف مقدسات بوده براشون، واین درحالیه که ماغیرازاین رو ازبچگی شنیدیم.

    من خودم همیشه فکرمی کردم که امام علی (ع) میگفتن نبایدچندجورغذاسرسفره ت باشه و….

    خب، من خودم ازخانواده متمول ودرعین حال روحانی بودم، اما می دیدم درمنزل ما همه جورنعمت وفراوانی به مقدارزیادهست وبخوبی هم خرج میشه،بعدهاکه بزرگترشدم وبااین آموزه های دینی مواجه شدم متوجه یک تضادمیشدم که خدایابلاخره کدومش درسته ،کدومش کارمقدسیه، اینکه مثل آنچه یادگرفتیم بایدباشیم یا آنچه حداقل درزندگی خودمون درجریانه،کدومش درسته؟ …. ولی من همیشه براین باوربودم که اصلا نمیشه کم خریدکرد،کم خرج کرد، کم غذا درست کرد،منطورم اینه یه چیزی دروجودم میگفت درشان ت نیست برای مثلا پس اندازکردن کم هزینه کنی،اینو یجورتوهین به خودم میدونستم وهمچنان براین باورم.

    ولی بایداذعان کنم که بااینکه همیشه هرچقدرخرج میکنم ،خداوندسریع جای هزینه کردم رو میاره وهمواره ازاین بابت سپاسگزارشم ،اما میخوام خیلی بیشتردرآمد داشته باشم وخیلی راحتترزندگی کنم ، که هنوزنتونستم به اون باورمحدودکننده ای که تاحالا نزاشته به اون خواسته م برسم، آگاهی پیداکنم وازبین ببرمش یاراه مقابله با اون رو پیدا کنم.

    استادعزیزبازهم ممنونم ازنشراین همه آگاهی ناب .

    درپناه خدای مهربان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    شهین سیف اللهی خیاوی گفته:
    مدت عضویت: 1376 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام وقت بخیر استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    استاد قبل از آشنایی با شما و در دوران نوجوانی بله این افکار داشتم که ثروتمندان مغرورند نامهربانند و از بالا به شکل تحقیرآمیز به انسان نگاه می‌کنند دلیل این فکرهم بودن همچین آدمهایی در اطرافم بود الان هم همین جور آدمها هستند که ثروتمندند ولی از لحاظ اخلاقی خیلی فقیرند و تحقیرآمیز بابقیه برخورد می‌کنند واین به دلیل پُرنبودنشان هست که شما بیان کرده بودید اگه میخوای ببخشی از همه لحاظ باید پُرباشی که بتونی بگذری، ولی در دوران دانشگاهم اینقدر دوستان ثروتمند از لحاظ مالی داشتم که بسیار بااخلاق و دوست داشتنی بودند و شکر که خداوند چنین آدمهایی رو در مسیر زندگی من قرار داد. من خوشبختانه به وسیله شما خیلی راحت این افکار و باورهای درست رو درمورد ثروت و پول و معنویت قبول کردم دیدم درک کردم که درست میگید و هیچ مقاومتی در این مسأله ندارم وضعیت خودم هم با توجه به کارم عمل کردن به دانسته ها آرام آرام درحال رشد هست هرچه بیشتر روی خودم کار کنم بیشتر برایم روشن‌تر می‌گردد. خدایا سپاسگذارم برای همه آرزوی سلامتی خوشبختی ثروتمندی دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 955 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز دوازدهم از تعهد 40 روز من

    استاد من بتازگی دوره ثروت را از سایت خریداری کردم

    تازه شروع کردم فایلهارو گوش کردن

    و تمرین اهرم رنج و لذت

    واقعا هیچ ایده ای نداشتم ک روی کدوم باور کارکنم همینطور فقط گوش،میکنم

    الان دوتا نشانه اومد امروز اولی نتایج اقا محمد روی تلگرام اومد ک رو مبحث معنویت و ثروت کار کرده و نتایج عالی گرفته

    دومی اومدم دیدم این فایل جدید اومده روی سایت بازهم درمورد معنویت یا ثروت یا ذهن افراد مذهبی و فقر هستش

    الان این ایده بهم داده شد ک من روی این باور پاشنه اشیل کار کنم

    من پدر بزرگی داشتم ودارم که بشدت مذهبی هستش

    و خیلی فرد اروم مودب و معروفه ب اینکه ادم خیلی مهربون و خوبیه

    این پدر بزرگ ما نمازش همیشه اول وقت بوده و هست و کوچکترین اشاره ای سمت عقایدشون کنی انگار شما کافر شدی

    من خونه ی این پدربزرگم بزرگ شدم ایشون بازنشسته هستن

    هربار حقوق میگرفت خرج دیگران میکرد از مادر من گرفته تا اون یکی عموهام و زن عمو و بچه های عمو عمه بچه های عمه و تمامی اقوام حداقل یکبار از پدربزرگ من کمک مالی گرفتن

    هربار پدرم و پدربزرگم مینشستن همش میگفتن پول چیه فردا میمیریم و خدا با ما حساب کتاب میکنه

    فردا خدا نمیگه چقد پول جمع کردی همش میگه که چ عملی انجام دادی مثلا چقد نماز خوندی چقد ب فقرا کمک کردی

    و خانواده پدری من بشدت مذهبی هستن حجاب و فلان

    واز اون طرف هم همش جمع غیبت و قضاوتشون همیشه جمع هست و آه در بساط ندارن همیشه حسینیه و روزه و پخت وپز و مراسم عاشورایی و عموهام کل فک وفامیل پدرم بشدت وضعیت مالیشون ضعیف بود و هست ک من الان سالهاست ازشون دورم

    حالا

    ازاینطرف خانواده مادرم هستن ک شهرستان بودن

    و فاصله زیادی با ما داشتن

    و پدر مادرم ک بازهم پدر بزرگ من بودن بشدت عاشق پول بودن

    اصلا اهل قرض دادن و قسط خریدن و ترحم کردن ب بقیه نبود

    حتی ب بچه هاش سخت میگرفت ک برن سر کار

    و داییام از بچگی شاغل بودن و در سن 20 سالگی خونه دارشدن ماشین وموتور و زن و زندگی و کار و شرایط واقعا بهتراز خانواده پدرم دارن

    و من داعم در ذهنم تزریق شده ک خانواده مادرم ادمای خوبی مومنی خدا پرست نیستن پدرم همیشه میگف نه دین دارن ن ایمان

    و مادرم الان بعداز زندگی با پدرم شده کپی پدرم و خب عقایدش با خانوادش 180 درجه فرق داره

    و برادراش هم بارها بهش گفتن تو چرا اینجوری شدی

    و یادمه من میرفتم حسینیه و مراسم خانواده بابام

    بشکل تصادفی داییام و زناشون از شهرستان میومدن مسافرت شهر ما و خب خانماشون اعتقاد خاصی نداشتن و خب موهاشون رنگ کرده بودن رژلب زذه بودن لاک قرمز زده بودن

    وقتی وارد مجلس محرم و جمع ما میشدن

    تمام نگاه ها ب این زن داییام بود انگار جرمی مرتکب شده بودن

    و میگفتن واااااااااای اینا چرا این شکلی اومدن چرا ایمان ندارن و خب همه میگغتن اینا فقط پول براشون مهمه ایمان کیلو چند؟؟؟؟‌

    تا این حد

    چقدر ایمان رو اشتباه فهمیده بودم من

    چقدر احساس گناه فکر کنید کل زندگی

    این بود حجاب چیه

    محرم چیکار کنیم

    نماز کی بخونیم

    کسی که نماز نمیخوند بزرگترین مجرم عالم بود

    پول کجای داستان ما بود اصلا

    پول هیچ نقشی نداشت

    پول جزو بزرگترین گناهان عالم بود

    و همیشه زنذگی خانواده مادرم از نظر فک وفامیل پدریم کاملا اشتباه بود و فاجعه ترین زندگی و پراز کفر بوده

    و خب خانواده مادرم هم همش تعجب میکردن و میخندیدن ب تعصب اونا ک بابا چقد تعصب

    من اگه دوروز کنار خانواده مادرم میرفتم احساس گناه کل وجودم رو میگرفت ک زندگی نباید توش رقص و گشتن و راحتی باشه که بابا تو برو اونجا باید تو الان نماز بخونی گریه کنی عذاداری بشنوی و جهان سریع منو دور میکرد ازشون

    استاد من توی احساس گناه رشد کردم

    من با احساس گناه نامزدم رو از دست دادم بخاطر اینکه عاشقم بود و هرچی میگفتم برام میگرفت

    من با احساس گناه ماشینی ک مادرم برام خرید رو از دست دادم

    من با احساس گناه تمام طلاهامو از دست دادم

    من بااحساس گناه درامدم را ازدست دادم

    حتی ارامش فرزندانم ب من احساس گناه میداد ک اینجا چقد ارومن و تو برای خودت خوشی و ب اینا رسیدگی نمیکنی و زحمت نمیکشی مخصوصا فرزند دومم ک راحت دنیا اومد و تا ماه ها اروم بود الان بشدت گریه میکنه و دنبال من هست ک نمیتونم باشگاه برم نمیتونم اموزش ببینم یا درامد زایی کنم اینم شده ترمز بزرگ در ذهن بنده ک امروز کنترل ذهنم از دستم در رفت و گفتم خذایا بهم کمک کن ک من کاری ازم برنمیات

    استاد خانمی ب من خیلی از لحاظ مالی رسیدگی میکرد و در قبالش منو ساکت میکرد و میگف حتی اگه همسرت مادر همسرت بهت چیزی گفتن اذیت کردن هیچی نگو چی میخای من برات انجام میدم

    هم من هم اون خانم ک فامیل نزدیک همسرم بود و علاقه زیادی ب همسرم بجای فرزندش داشت چون بچه نداره و همسرم رو بزرگ کرده

    و من و این خانم هردو تبدیل شده بودیم ب دو انسان بشدت مشرک

    هردو باج میدادیم ب همدیگه و ب همسرم و مادرش

    من تبدیل شده بودم ب شخصی ک ازین خانم پول میکشید بخاطر وضعیت نامناسب مالیم و در قبالش بهش چشم میگفتم و هر فشاری و زوری از سمت همسرم و مادرش رو تحمل میکردم

    اونها هم هرروز چک ولگدم میکردن اینو نپوش اونجا نرو اونو نخور با اون حرف نزن اینکارو نکن

    و من حتی نمیتونستم با خانوادم ارتباط تلفنی داشته باشم و فقط سر اطاعت داشتم ب روی این خانم ک داره ب من نان میده

    استغفرالله ازین شرک وحشتناک

    من خواب بودم من کرو کور بودم صمی عمی فهم لایفهمون

    من نمیدونستم چرا همش برام سوال بود ک چرا یدفه زندگی من منفجر شد استاد

    2 سال من رو با لگد و فحش بیرون کردن و سوالی از من نگرفتن

    و صد البته حقم بود دستشون درد نکنه بهم گفتن تو داری شرک میورزی

    چون مادرشوهرم ب من اخرین لحظه گف ک تو اون خانم شده پدر مادر و تمام فک و فامیل و زندگی و خدات

    منم نمیفهمیدم همش میگفتم این از حسادتشه

    اخه جهان چطور باید بهم میگف

    بقول شما با پتک داشت میکوبید تو سرم بسته حقارت عوض شده تا نمردی

    و من بعداز 2 سال خدا درها رو باز کرد و من تا برگشتم ب زندگیمون با این مباحث اشنا شدم

    استاد الان این خانم ک ب من کمک میکرد جزو تاریخ شده

    یعنی هیچگونه اثری ازش در زندگیم نیست هیچگونه خبری

    تمامی اون کمکهای مالی ک همه میگفتن خوشبحالت و تو بهش مدیونی و باید جبران کنی تمام شد برای ابد

    و الان 4 ساله این داستان تمام شده

    هیچ ارتباطی بین ما نیست و جهان حذفش کرد برای همیشه

    الان میفهمم من بااون شرک هام جذبش میکردم و خبر نداشتم

    بخاطر شرک هام همه چیز رو از دست دادم

    استاد حالا ک من خیلی تغییر کرده زندگیم طی این 4 سال

    از روابطم

    از پوششم

    از ازادیام

    از شرایط مالیم

    الان از یک موضوعی دیگه خیلی ب تضاد خوردم اون هم اینکه استقلال مالی میخام

    و اومدم دوره ثروت یک هفته قبل خریدم

    و من توی همه باورهای مخرب مالی مسعله دارم

    اما بزرگترینشون همین معنویت و ثروت ک امروز برام واضح شد

    دومیش عوامل بیرونی ک من بااین شرایطم چطور

    اره من توی تمام سوالاتی ک گفتید مشکل دارم

    اگه شوهرم پولدار بشه بهم خیانت میکنه یا مواد بزنه

    اگه من پولدار بشم اونو دیگه از زندگیم پرتش میکنم

    یا پول گیرم بیات هرماه ب پدرمادرم بدم و نجاتشون بدم

    اگه من پول دار بشم برادرم پس چی گناه داره

    دیگه خانواده شوهرم حتما طردم میکنن چون اونا مشکل دارن با ادمای پولدار

    یا بچه هام ول بشن ازشدت ازادی و راحتی

    خیلی خیلی زیادن باورای مخربم حتی میگفتن تو نباید شاد باشی بخندی خوشی بده یعنی گناهه زن با صدای بلند بخند خدایا کمکم کن من چقد چرت پرت شنیدم

    خدایا خودت کمکم کن حالا ک فهمیدم من هرچیزی ک شنیدم غلط بوده همش احساس گناه پوچ و بیهوده بوده

    خدا ازادی رو دوست داره

    ثروت رو دوست داره

    ثروتمندان رو دوست داره

    ثروت =خدا و معنویت

    شادی =خدا و معنویت

    کمکم کن کم کم بهم نشون بده الگوها رو ببینم

    نشانه هارو تایید کنم

    روانشناسی ثروت رو کار کنم و نتیجه بگیرم ثروت رو وارد زندگیم کن مثل آب روان

    من حتی باشنیدن فایل هاتون در مورد ثروت مقاومت دارم نمیتونم نیم ساعت بشنوم قطش میکنم

    کامنتهای 12 قدم و عزت نفس رو با جون و دل میخونم اما بحث ثروت نمیتونم

    دارم تمرین اهرم رنج و لذت کار میکنم وتضادها واقعا منو ب حرکت درمیاره ک گوش بدم فایلارو کار کنم از ذهنم کار بکشم

    فکر کنید ذهن من حتی حاضر نیست انرژی برای این داستان مصرف کنه

    حتی فایلهای 12 قدم درمورد ثروت هست بچه ها چقد گوش کردن من خیلی کم گوش کردم و ازشون گذر کردم

    اما تمام سعی وتلاشمو میکنم حالا ک دوره ثروت رو دارم باید تغییر کنم

    میدونم یکم صبر میخات اما با دیدن نشانه ها باید امیدوار بشم ادامه بدم

    خدایا هدایت و حمایتم کن

    استاد خیلی ممنونم مثل همیشه دستی شدی از دستان خدا ک برام واضح کنی ک من باید روی کدوم باورهام کار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    سمیه علی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2635 روز

    سلام استاد عزیزم

    عاشقتم

    عاشقتم

    عاشقتم

    نه تنها من تمام شاگرداتون دوستتون دارند مگه میشه عاشق شما نبود مگه میشه کسی که بهت ارامش میده بهت قانون را یاد میده اشغالها را از ذهنت میکشه بیرون با کسی که ارامش را ازت میگیره اشغال میریزه تو ذهنت یکی باشه برات

    من فقط موندم چرا هر وقت چیزی ذهنمو مشغول میکنه شما دقیقا میزنید تو هدف و درمورد همون موضوع فایل میزارید ؟

    چند وقت پیش به یکی از دوستام میگفتم یکی از ترمزهام اینکه دوست دارم برای زندگی داداشم کاری کنم مسله ای ازش حل کنم درامدم از ماهی پنجاه تومن بگذره و ازش شماره کارت بگیرم و اجاره ماهیانه اش را پرداخت کتم و براش فیش بفرستم

    بعد با خودم گفتم سمیه ببین بازم داری میفتی وسط بزار خدا کارشو بکنه و خدایشو انجام بده تو خیلی مردی پول بساز برو سفر برو قشم و بندر عباس را بگرد برو ترکیه و دبی ولی استاد با اینکه خیلی رو‌خودم‌کار کردم بازهم احساس میکنم الان اگه دویست تومن بدند به من بگند برو سفر یا چالشی را از زندگی نزدیکانت حل کن میرم دنبال حل چالش و واقعا از دست خودم ناراحتم که نتونستم این ترمز را بردارم صد البته الان بهتر شدم تازه ترمزهای مخفی هم پیدا کردم

    مثلا رفتار چندی فرد را زیر نظر میگیرم میبینم فلانی میره سفر فقط برای خودش خرید میکنه و بس به فرض ده میلیون گذاشته کنار برای رفتن به بازار ولی برای کسی چیزی نمیگیره

    حالا من باشم انقدر تو بازار میچرخم خودمو عذاب میدم تا به سلیقه ی طرف چیز ی گیر بیارم و من این ادمی که برای خودش ارزش قاعل هست را تو ذهنم خودخواه میبینم و میگم( تو که از محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت را گذارند ادمی)

    بخدا استاد همین جمله را هفته گذشته به یه بزرگواری زدم و.قتی از زبون شما شنیدم تعجب کردم گفتم خدایا شکرت که ترمزم را بهو نشون دادی

    استاد به لطف اموزه های شما خیلی بهتر شدم قبلا وقتی کسی جلو ماشبن گل میاورد برای فروش با اسفند دود میکرد حتما باید پول میدادم چون تو ذهنم بود( بنی ادم اعضای یگدیگرند که در افرینش ز یک پیکرند )

    بخدا الان جوری شده تعجب میکنم کسی به این افراد پول میده

    تا حالا به این فکر نکردم پول دار بشم مدرسه بسازم ولی همیشه فکر میکنم خدایا به من پول ده واحد اپارتمان بخرم بدم تازه عروس دوماد ها بشینند تا خونه بخرند خب حالا بریم ببینیم این باور مخرب از کجا اومده ؟

    یادم اومد چند سال پیش یه آقایی را اورده بودند تلویزیون خیلی محترم باشخصیت و ثروتمند و سخاوتمند و ایشون تو مصاحبشون گفتند من ده واحد اپارتمان دارم که میدم عروس دومادهایی که مستاجرن بشینند تا خونه بخرند خیلی هم راضی بود مجری هم کلی تشویقش کرد و همین یه جمله ایشون تو ذهن من که نوجون بودم موند واقعا بچه ها مثل برگه سفیدی میمونند که هر چی نوشته بشه همون حک میشه تو ذهنشون

    درسته چهل سال بهمون یاد دادند پول را بخاه برای بقیه یا اول برای دیگران دعا کن تا دعات مستجاب بشه اول بقیه بعدا خودت هیچ کس بهمون یاد نداد اول خوددددددددت اگه عشقی یا پولی زیاد بود به دیگران ببخش به جز استاد عزیزتر از جانم

    استاد الهی قربونت برم

    انقدر دانایی

    انقدر عزیزی

    انقدر عشقی

    اخه چطور میشه لطف شما را جبران کرد؟

    البته میدونم چطوری فقط با نتایج

    کاش دیگران یاد بگیرند نتیجه ممکنه در ابتدا پول زیاد نباشه

    اول ارامشه

    بعدا احساس لیاقته

    احساس خودارزشمندی عزت نفس و ….و اینها که درست بشه ثروت خودش میاد

    هدایتها میاند

    ایده ها میاند

    مگه میشه احساس لیاقت دریافت هدایت تو قلب ما باشه و ما اجرا کنیم و به دنبالش شغل کسب و کار و نعمت فراوان نباشه

    من تجربه کردم تمرین ستاره قطبی را انجام دادم و برای مساهل به راه حلهایی هدایت شدم که الانم بهش فکر میکنم اشک تو چشمام جمع میشه چون جز خدا کسی توان نشون دادن راه حل را نداشت

    استاد ممنونم که یادمون دادی میشه بخدا وصل شد اونم بدون واسطه

    استاد ممنونم بابت مراقبه های دوره هم جهت با جریان خدا من را از تمامی مدیتیشنهای یوتیوب بی نیاز کردی

    کاش مریم عزیزم هم یه فایلی اماده کنه و از نتایجش تو دوره جدید بگند دلم تنگ شده برای مریم جان

    اسناد خیلی لطف کردید و فایل را اماده کردید چون دقیقا مشکل تمام مردم و به خصوص افرادی که فکر میکنند با این نیتها خدا بیشتر بهشون تو این دنیا میده

    یا در سرای اخرت میبردشون بهشت

    نیاز دارن که دیدگاهشون را تغیر بدن

    برای بار هزارم ازتون تشکر میکنم و خدارا شاکرم که در مسیر شما هستم

    خدارا شاکرم که توسط خواهرم تو دوره احساس لیاقت و هم‌جهت با خدا هستم

    خدارا شاکرم که گوشهام میشنوه و حسرت شنیدن صدای شما تو دلم نیست

    خدا ا شاکرم که انگشت اشاره دست راستم سالمه و راحت کامنت میزارم

    خدا ا شاکرم که گوشی خوبی دارم و باهاش هر موقع بخام تو سایت میام و حتی باهاش ثروت ایجاد کردم

    خداراشاکرم که توان دیدن زیبایها و چهره ماه شما را دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: