رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 46 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    هادی صالحی راد گفته:
    مدت عضویت: 1133 روز

    سلام وعرض ادب خدا قوت به همه دوستان.

    من این موضوع رو زیاد تجربه کردم همین الانم که دارم مینویسم بازم بهش برخورد کردم..

    من یه کاری رو دوماه پیش استارت زدم ودرامد بسیار عالی داشتم وامروز اون کارو ازدست دادم..

    چون تجربه دراین کار کم بود وفکر میکردم دیگه خودم دارم پول میسازمو همه چیز درست شده..

    ولی انگار هنوز باور من ثروت ساز نشده توحیدی نشده ولی با این فایل متوجه شدم که فقط باید روی خدا حساب باز کنم والبته تجربه به دست بیارم..به لطف الله تصمیم گرفتم از همین امروز برم پیش کسی که تو شهرمون جزو نفر اول این کسبو کار هست کار کنم تا تجربه های عالی به دست بیارم وباو ثروت ساز عالیتر بسازم وصدر درصد کسبو کار خودمو با قدرت عالیتر شروع میکنم با دید بهتر وشرایط عالیتر..

    استاد ممنونم که دستی هستی از دستان خوگداوند برای من..

    خانم شایسته عزیز تشکر از شما بابت زحماتی که برای بهتر شدن شرایط من میکشین..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2529 روز

    کامنت شماره 1

    به نام خدای بخشاینده و مهربان

    سلام

    من فکر می کردم که سال ها پیش روی این باور که ثروتمند شدن من رو به خدا نزدیک می کنه کار کردم و تا حد خیلی خوبی ثروت رو معنوی می بینم در صورتی که در این فایل متوجه شدم بیش از هر چیز دیگه‌ای باید روی این باور کار کنم

    به یک دلیل خیلی ساده ، من هر بار که پول می اومد توی حسابم یه احساس گناه و انگار عذاب وجدانی من رو می گرفت که هرچی هم فکر می کردم دلیلش رو نمی فهمیدم ، حالا فهمیدم یکی از بزرگرتین دلایلش همین نگاهی هست که من به ثروت دارم

    الان که دارم این دیدگاه رو می نویسم من اینجوری فکر نمی کنم که باید بین همه مساوی نعمت و ثروت ها تقسیم بشه

    من مدت ها می رفتم توی محله های ثروتمند نشین و ویژگی های مثبت اون آدم ها رو مثل آرامش و برخورد زیبایی که دارند ، میزان شاد بودن و خندیدن هاشون ، خوش پوش و شیک پوش بودنشون ، ارتباط خیلی خوبی که با بچه هاشون دارند ، ارتباط عاطفی‌ای که دارند و … رو تحسین می کردم و همه رو توی ذهنم ارتباط می دادم به ثروت … می گفتم این ها همش به خاطر ثروتمند بودنه

    به همین دلیل چه به صورت کلامی و چه به صورت یک فکر خیلی خیلی کمتر پیش میاد حسودی کنم و یا یه ثروتمند می بینم بگم طرف کلاه برداره و …

    استاد من خیلی آدم ها بهم محبت دارند و خیلی به طُرُق مختلف عشق می ورزند ، خیلی وقت ها ارتباط های خوب و گرمی هم با افراد ثروتمند برقرار کردم و کمتر پیش میاد خودم رو کوچیک ببینم پیش این آدم ها ، چون توی ذهنم اینه که الان اینجام ، قرار نیست همین حا بمونم که … منم ثروتمند میشم منم پیشرفت می کنم

    ولی شاید دلیل این همه تلاش و زحمتی که می کشم و نتیجه‌ای نمیده یا خیلی وقت ها سر بزنگاه ، تا پای قرارداد میام و به قول معروف به مو میرسه و اتفاقاً پاره هم میشه :)) اینه که من در ناخودآگاهم دوست ندارم پول دار بشم

    شاید به خاطر اینه که در ناخودآگاهم فکر می کنم پول باعث میشه خدا رو ببوسم بگذارم کنار و دیگه گردن کشی کنم و هیچ کسم هیچی حساب نکنم

    در صورتی که من اینجوری نیستم ها… قبلاً هیچ اعتباری نداشتم هیچ کسم تو همین شغل خودم من رو نمی شناخت ، الان خیلی ها رو می شناسم خیلی هام منو می شناسند و به واسطه‌ی تخصص و مهارت هایی که دارم به واسطه‌ی دست پاکی و درستکاریم خب خیلی ها هستند که عرض ارادت دارند ، محبت دارند و تعریف و تمجید قلبی دارند

    خب منم همیشه تشکر می کنم ، خدا رو هم شکر می کنم که هرچی دارم از جانب اون هستش

    این ها هیچ کدوم باعث نشده که من خدا رو فراموش کنم و مغرور بشم ، نمی دونم والا :)) چقدررررر این بد بودن و کثیف بودن ثروت از بچگیم توی ذهن من تکرار شده و چقدررر باید وقت و انرژی بگذارم تا تغییر بدهم و عاشق پول بشم و لذت ببرم از داشتنش

    ولی چیزی که الان مشخصه اینه که من با پول داشتن و پول خرج کردن حالم خوب نیست و این رو باید تغییر بدهم

    چه جوری تغییر بدهم ، نمی دونم ؟ ولی همینکه پذیرفتم که این منم که با دست خودم جلوی ورود ثروت رو گرفتم و مشکل از خدا نیست یه قدم بزرگی هست که برداشتم و از این بابت خودم رو تحسین می کنم و حتی به خودم افتخار هم می کنم‌.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    پرستو گفته:
    مدت عضویت: 503 روز

    خدایا همه‌چی از توئه…

    سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته‌ی مهربون و دوستان خوبم توی سایت

    امروز یه اتفاق قشنگ افتاد! با یه کامنتی که توی کانال گذاشته بودید، هدایت شدم به شنیدن یه فایل پر از آگاهی… و انگار یه قفل بزرگ از ذهنم باز شد.

    سال‌ها فکر می‌کردم ثروت یعنی دوری از خدا، فکر می‌کردم فقط آدمای بی‌پول بهت نزدیکن. اما حالا می‌فهمم که این فقط یه ترمز ذهنی بوده…

    خدایا! الان می‌دونم تو عاشق همه‌ی بنده‌هاتی، مخصوصاً اونایی که با ثروتشون می‌تونن دنیا رو جای بهتری کنن. منم می‌خوام جزو همون آدمایی باشم که وقتی می‌گی: «برو کمک کن»، با تمام وجودم بگم: «چشم فرمانروای من!»

    من عاشق ثروتم، چون می‌خوام باهاش بهترین زندگی رو برای خودم بسازم، به بقیه کمک کنم و هر لحظه بیشتر بهت نزدیک بشم. ازت می‌خوام اونقدر ثروت بهم بدی که هم خودم لذت ببرم، هم اطرافیانم از دیدن برکت تو حیرت‌زده بشن.

    خدایا! تو بخشنده‌ای، تو توانایی… و من مطمئنم که می‌تونی زندگی بهشتی و پر از آرامش و فراوانی بهم بدی.

    این آرزوی قلبیه منه: اشرف مخلوقاتت، همون‌طور که لایقشه، بهترین تجربه‌ی دنیای مادی رو داشته باشه.

    پس می‌گم با تمام وجود: خدایا، من عاشق ثروتم، عاشق توام… و آماده‌ام برای دریافت برکت بی‌پایانت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  4. -
    راضیه گفته:
    مدت عضویت: 959 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد عزیزم

    و سلام ب تو دوست عزیزی ک کامنت من رو میخونی.

    اینجا میخام اعتراف کنم به یک ترمز بسیاااار قوی ن تنها توی خودم…

    ن تنها توی خیلی از خانم هایی ک توی خانواده های سنتی مذهبی بزرگ شدن…

    بلکه اکثریت خانم های ایرانی وجود داره…

    من توی خودم و اغلب خانم ها این باور درونی رو میبینم ب وضوح ک وظیفه مرد هس ک خرجی زن رو بده و این باعث شده ک ( درباره خودم صحبت میکنم) من همیشه چشمم ب دست بابا و بعدها ب دست همسر باشه…

    من با اینکه بارها توی زندگیم شغل های زیادی رو تجربه کردم ولی توی هرکدوم چشم انتظار بودم از آدم ها ک کمکم کنن و راهم بندازن و مخصوصا ب لحاظ سرمایه تامینم کنن.

    و همشون بلااستثنا با شکست مواجه شد.

    اینو اضافه کنم ک هیچ کدوم از اون کارها با عشق نبود و فقط درد ناچاری انجام میدادم…

    و این رو توی خیلی از خانم هایی ک شاغل هم هستن میبینم ک با اینکه درامد دارن ولی همچنان چشمشون ب دست پدر یا همسر یا پارتنر هس و در واقع توقعدارن و وظیفه طرف مقابل میدونن ک ب لحاظ مالی تامین کنه.

    توی خانواده های مذهبی تر ک بحث های نفقه و تمکین و این جور مسائل باب هس دیگه خیلی نگاه حقیرانه تری ب زن هس.

    من خودم اوایل ازدواجم ک بسیار کم سن و سال بودم(15سالم بود) پدرشوهرم ک روحانی بود خیلی محکم بهم گفت ن لازم کرده درس بخونی ن هیچی.

    شوهرت هس بسه و تو وظیفته ک مثل کنیز باشی تو خونه تا اونم غلامیتو بکنه…

    شاید در کوتاه مدت خرشون میرفت ولی این زورگویی ها تو کت راضیه نمیرفت ب لطف الله و منی ک سوم راهنمایی بودم رفتم خونه شوهر تونستم علی رغم مخالفت های شدید مدرک ارشد روانشناسیمو با سه تا بچه گرفتم…

    استاد من با شروع دوازده قدم بنام بر این شد ک راضیه بااااااااااااااید درامد و مشغولیتی باب میل و علاقش داشته باشه…

    هزینه کردم و چند دوره متفاوت خریدم…

    دوره ها رو گذروندم…

    شروع ب جستجوی کار هم کردم…

    ولی اون علاقه رو درون خودم بولد نمیدیدم…

    صرفا یه کاری بود…

    ولی استاد…

    با شروع دوره همجهت با مسیر خداوند و از قبل از عید یه دوره ای رو خریدم و اموزش دیدم و با اندک سرمایه ای شروع ب کار کردم و شووور و شووووق و شعفی ک توی خودم میبینم و تمرکزی ک روش دارم مخصوصا شبها ک تنهام و تمرکزمو میزارم روی کارم الهام هایی بهم میشه ک مطمئنم از طرف خداونده.

    چون با شرایطی ک دارم به آسانی

    تاکید میکنم به آسانی میتونم انجامشون بدم و لذت ببرم و ارامشی ک در حین کار دارم واقعا بینظیره…

    من اینکه ثروت من رو ب خداوند نزدیکتر میکنه رو قبول دارم…

    در مورد ترمزهایی ک فرمودید من ترمزی ندارم فکر میکنم.

    ولی ولی ولی…

    این ترمزی ک بازش کردم توی من وححححشتناک قوی بوده و هس.

    دارم روی خودم کار میکنم

    امیدوارم ب زودی زود بیام و نتیجه الهاماتم رو ک مشغول انجامشون هستم رو بگم براتون…

    درپناه الله مهربان و روزی رسان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    علی بردبار گفته:
    مدت عضویت: 2161 روز

    سلام به رفقای عزیزم

    خدا رو شکر که تونستم دوباره اینجا کامنت بذارم.

    دلم با تک تک شما در همه جای کشورم هست… همه تان را دوست دارم و همه تان را از دور میبوسم.

    من اینجا و در میان شماها تعالیم عالی و فوق العاده ای گرفتم که حالا و در شرایط شخمی حال حاضر اطرافمان، خیلی خیلی سازنده بوده.

    به راحتی و با حال نسبتا خوب، وضعیت خانواده ام را دارم جمع میکنم. حداقل توی خانه و در مواجهه با بچه هایم که اوضاع اطراف و صدای تیر و ترقه و موشک به گوششان رسیده، کنترل روحی روانی خوبی دارم و توانسته ام حداقل از نظر روحی، خانواده ام را هندل کنم.

    دلم آرام و بدون ذره ای ترس ، زندگی در دنیا و مافیها را به وجود ارباب قدرتمند عالم، ارحم الراحمین بی همتا گره زده و قدرت آفرینندگی خودم، در این شرایط شخمی اطراف هم برایم بی حساب و کتاب و بی حدود می‌نماید و این را از تمرین ستاره قطبی دارم.

    به هر حال، بچه ها و همسرم تمرین ستاره قطبی و مفاهیم قدرتمند این محیط و این وب‌سایت را لزوما نمی‌شناسند و هر آنچه حس میکنند، از رفتار من در مواجهه با اتفاقات اطراف است و اعتبار این موضوع، به شما برمی‌گردد. ازتان ممنونم.

    در رابطه با مسئله ثروت، من یک باگ بزرگ دارم. وقتی شما برای کسب ثروت، الگو گرفتن از اطراف را مسئله بسیار مهم و یک قدم تعیین کننده د. قدم چهارم دوازده قدم عنوان کردید، من هم لاجرم با رفتارهای بعضا سطحی و نان به نرخ روز خورنده اطرافیان مواجه شدم که لزوما از ایمان و توحید نشات نمیگیرد و صرفا واکنشی است در برابر وضعیت تورمی بینهایت پیچیده کشور… رک بگویم، اینجا لنگ انداخته ام. هر کسی را بعنوان الگوی پولسازی در نظر میگیرم، یک ایرادی در وجودش و در رفتارش در مواجهه با پول هست که من را بهم می‌ریزد.

    ایده آلیسم اینجا بر رفتارم غالب می‌شود و یکی توی ذهنم داد میزند: این همون بابایی بود که میخواستی الگوی پولسازی قرارش بدی؟ زرشک! اینکه آقای اسکروچه!!

    حقیقت اینه که رفتارهای اسکروچ وار، حداقل در جامعه اطراف ما بشدت رواج پیدا کرده و من این را نمی‌پسندم… توحید می‌گوید که نباید بپسندم!

    البته من هم آنقدر ایمان و قدرت ندارم که مثل استاد ، بتوانم از یکی مثل ترامپ هم نکات خوب استخراج کنم و تمرکزم را بذارم روی نکات مثبتش.. در نتیجه ذهنم عطای پولدار شدن را به لقایش بخشیده و تامام!

    امیدوارم حال همه تان خوب بماند و سالم و تندرست باشید. همه تان را دوست دارم، عشقهای خودم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    کیان مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3222 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی

    امروز اومدم از نتایجی که بعد شنیدن این فایل و فکر کردن بهش بدست آوردم براتون بگم،دقیقا حرف استاد درست بود که میگفت منتظر اتفاقات خوب مالی بعد شنیدن این باور باشید، هر چند نتایج من به اندازه ای هست که به این فایل گوش دادم و اگه بیشتر گوش بدم و یادداشت برداری کنم حتما نتایج بزرگتر خواهد بود،خب بریم سراغ نتایج

    من سر ماه یه چکی داشتم که باید پاس میشد ولی پولم مقداری کم بود که نیاز به زمان داشتم تا جورش کنم ولی بخاطر شرایط جنگ گفته شد که فعلا این ماه وصول نمیشه و یه ماه عقب‌تر انداخته شد،

    دومین نتیجه واریز یکی نیم میلیون پول به حسابم بود که بعد رفتم دنبالش فهمیدم این پول فقط برای سه نفر تو اداره ریخته شده و یکیش من بودم در حالی که من زحمتی براش نکرده بودم ،و فقط چون پستی که در اداره داشتم زیر مجموعه اون معاونت خاص بود به منم تعلق گرفته بود،سومین نتیجه پرداخت بدهی که یکی از همکارام بهم بود که یهویی بهم گفت شماره کارت بده،

    چهارمین نتیجه فروش تعدادی از محصولاتم در همین یک هفته اخیر بود، پنجمین نتیجه دوباره پرداخت حق الزحمه کاری که دو ماه پیش انجام داده بودم بود که اونم دور بر دو تومن بود ،

    خلاصه اینجور نتایج خیلی برام اتفاق افتاده که یادم نیس زیاد،میدونم این نتایج شاید کوچیک باشه ولی باید اینارو دید و بابتش خدارو شکر کرد تا نتایج بزرگتر بشن و حتما میشن ،فقط کافیه ادامه بدیم و نا امید نشیم ، ما باید پولدار بشیم تا جهان رو جای بهتری برای زندگی بکنیم تا بتونیم با رسیدن به آرزوهامون به بقیه هم انگیزه بدیم، اصلا نگران این نباشید بقیه حسرت بخورن یا ناراحت بشن از پولدار شدن ما اتفاقأ باید پولدار بشیم تا بقیه هم ببینن و باور کنن که میشه و انگیزه بگیرن ،ما با پولدار شدن خودمون به خداوند نزدیک میشیم و آدمای خوبی میشیم ، من جدیدا دارم خودم رو آدم ثروتمندی تصور می‌کنم که زیر لب فقط میگم خدایا تو بهم این همه ثروت رو دادی ،تو بهم عزت دادی ، هر چه دارم از توست،احساس ‌میکنم در مقابل خداوند فروتن میشم ،هیچ دلیلی وجود نداره که انسان با ثروت مند شدنش انسان بدی بشه ،من در ثروت فقط توحید و مهربانی و اعتماد به نفس و خنده رو بودن و زیبایی می بینم ،وقتی مصاحبه افراد ثروتمند رو میبینم ،قشنگ توحید رو در وجود اونها حس میکنم ،چقدر انسان‌ های با شرفی هستن ،چقدر آدمای خاکی هستن و چقدر جذابن ،واقعا آدم دوست داره در کنارشون زندگی کنه و ازشون یاد بگیره،خدا رو شکر بابت این آگاهی ها،من همزمان دوره ثروت یک رو هم استفاده میکنم و میخوام گام به گام برم جلو و عجله ای نداشته باشم ،میخوام هر جلسه رو خوب بفهمم،خدا رو صد هزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    الهام رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 553 روز

    به نام خدای وهاب و بسیار ثروتمندم….

    سلام به اساتید عزیز و سخاوتمندم استاد عباس منش عزیز و استاد مریم جان شایسته مهربان…

    و سلام پر از مهر و سپاسگزاری از تمام دوستان هم مسیری که با کامنت های پر از نور و آگاهیشون قلب من رو باز تر و به ادامه مسیرِ پر از عشق و ایمان و آگاهی با انرژی هر چه بیشتر امیدوار میکنن….

    و سپاس و سپاس و سپاس از اعماق وجودم به خداوند جانم…

    خداوند عزیز و سمیع و بصیرو نزدیکم…

    هر چی از بازی قلبم در این روزها بگم بازم کمه..

    این روزها الهامی رو دارم تجربه میکنم که برای خودم هم کمی غریبست ولی من همیشه منتظر حضور و ظهورش بودم….

    الهام این روزها کمی آرام‌تر،کمی مهربانتر با خودش و اطرافیانش ،کمی صبورتر،و کمی سپاسگزارتر از الهام ماه ها و سال های گذشتست…

    خدایا بی نهایت شکرت با تمام سلول های وجودم…

    در آستانه 40 سالگی دارم بهترین روزهای عمرم رو زندگی میکنم و به خاطر درستی مسیری که در اون هستم و بهش شدیدا ایمان دارم خدا رو هزاران بار شکر میکنم….

    استاد عزیزم بسیار بسیار سپاسگزار آموزه های ارزشمندتون هستم و خدا رو شکر به خاطر اینکه هستین و پیامبر گونه ما رو به این مسیر و راه راست هدایت میکنید،خدا رو هزاران مرتبه شکر….

    استاد جانم در مورد این فایل حرف های زیادی دارم که بگم…

    من از بچهگی حتا اون زمانی که هیییچ درک درستی از خدا و قوانین نداشتم ولی از همون زمان در آغوش پر مهر خدا بودم و با وجود اینکه اطرافیانم شاید درک درستی از ثروت نداشتن و در یک خانواده متوسط بودم ولی من از همون دوران ابتدایی با دوستانی آشنا میشدم که ثروتمند بودن و وقتی به خونه هاشون میرفتم از دیدن خونه دوبلکس و مبلمان سلطنتی و اسباب و وسایل انچنانی در همون سن کم انگار چراغی در ذهن من روشن می‌شد که الهام تو هم یه روزمیتونی اینطوری زندگی کنی و هر چیزی رو که میخوای داشته باشی و در خاطرم نیست که هیچ وقت حسادت کرده باشم بهشون …

    بزرگ‌تر که شدم اون زمانی که مامانا واسه دختراشون خواستگار راه میدن به مامان گفتم که میخوام همسر آیندم شغلش آزاد باشه با این تصور که اونی که شغلش آزاده پولدار تره ….

    ولی در نهایت در زمان دانشجویی بعد از آشنایی با همسرم انگار این خواسته رو فراموش کردم و بهش نچسبیدم و زندگی و ازدواج با عشق رو انتخاب کردم….

    همسرم با فوق دیپلم حسابداری که در اون زمان هنوز بی کار بود به کاری هدایت شد که در ابتدا میشه گفت رایگان به مدت دو سال فقط داشت کار یاد میگرفت…

    و زندگی پر از فرازو نشیب مشترک من شروع شد….

    به خاطر اینکه درکی از قوانین و ارتباط درست با همسرم نداشتم سختی های زیادی رو متحمل شدم و این به خاطر این بود که در اون زمان من آدم بسیار ناسپاسی بودم که هیییچ کدوم از نعمت هایی که در زندگی داشتم رو نمیدیدم….

    با وجود دو فرزند دلبندم بارها به جدایی فکر کرده بودم…ولی خوب اون روزها میگذشتن و با اینکه شرایط رو تحمل میکردم ولی به آینده روشنی که در انتظارمون بود دل خوش بودم….

    سال 96 متاسفانه با تولد دخترم همسرم درگیر ورشکستگی در کارش شد و تقریبا به صفر رسید ولی نا امید نبود و بدون اینکه من بدونم با فایل های انگیزشی استاد آشنا شده بود و خودش رو با باور شکرگزاری و فراوانی بمباران میکرد….

    خدا رو شکر همسرم از همون اول باورهای خیلی خوبی نسبت به ثروت داشت ….

    اینکه وام نمیگرفت و میگفت من باید هر چی میخوام رو نقد بخرم و این باورش من رو به شدت به یاد استاد میندازه. یا اینکه همه چی رو برای خرید همیشه بهترین کیفیت رو مد نظر داره و….

    خلاصه اینکه من از نظر مادی زندگی خیلی ایده الی داشتم ولی امان از عدم درک قوانین من که با وجود اینکه سال 99 استاد رو به من معرفی کردن انقدر تو مداررر شنیدن نبودم که حتا نرفتم یک فایل از ایشون گوش کنم…

    ولی از دو سال پیش شرایط خیلی بهتر شد ،مربی ورزش خصوصی،برنامه شنا منظم،مبلمان لوکس و زیبا و خونه بزرگ و…

    ولی اصلا در ایجاد ارتباط مناسب با همسر و فرزندانم نبودم…

    از مرداد پارسال بود که دوباره استاد به من معرفی شدن و اینبار انگار یک زنگی در ذهن من زده شد که این اسم دوبار اتفاقی به من گفته نشده…

    و اینبار رفتم تو سایت و چه وارد شدنی…

    خدایا شکرت….

    اولین آگاهی های من با فایل های توحید عملی شروع شد و شناخت خدایی که به شدت کافیست و از رگ گردن به ما نزدیکتره…

    خدا رو شکر نتایج و معجزات فوق العاده ای در این مدت وارد زندگیم شده و چقدر سطح آگاهی های من و درک من از قوانین بدون تغییر خداوند بیشتر شده

    خدا رو شکر بسیار سپاسگزارتر شدم و ورود نعمت ها به زندگیم رو میبینم چیزی که قبلا کاملا از فرکانسش دور بودم و این آگاهی ها در حال حاضر بزرگ‌ترین ثروت من هستن که بابت فهمش به خودم میبالم و خداوند رو هزاران بار شکر میکنم….

    هر چند که هنوز در ابتدای یادگیری هستم و هر لحظه از خدا میخوام که من رو در این مسیر ثابت قدم نگه داره ….

    من خانه دار هستم ولی بابت پولی که در این مدت آشنایی با قوانین به کارت بانکیم واریز میشه گاهاً متعجب میشم (چیزی که من قبلا در آرزوش بودم )و بسیار سپاسگزار خداوندم…

    آزادی عمل بیشتری نسبت به قبل دارم،هر چند که هنوز با شرایطی که ایده ال ذهن منه فاصله زیادی دارم ولی همین اندازه تا به الان رو هم ممنون آشنایی با قوانین هستم…

    همیشه ثروتمندان رو تحسین کردم و از اینکه نوع رفتار و سبک زنگیشون الهام بخشم بوده خدا رو شکر میکنم…

    استاد عزیزم سپاس که در این فایل به من یاد دادید و یادآوری کردید که ثروتمند شدن رو معنوی ترین کار دنیا بدونم بدون اینکه اونو به چیزی گره بزنم حتا اگه اون کار کمک به دیگران باشه ….

    انقدر نشونه های پر رنگ و زیادی میبینم که تازه ترینش برمیگرده به اینکه سال 98 یا 99 همسرم با توجه به کارشون یک سری اکساسوری طلا آورده بودن که مامانم از اون کارها یک انگشتر و یک مدالی رو انتخاب کردن که اتفاقا منم خیلی ازشون خوشم اومده بود ولی خوب با خودم گفتم کی استفاده کنه بهتر از مامانم هر وقت استفاده کنه منم لذتش رو میبرم الان بعد از حدود 5 سال مامانم اومدن و هر دو تیکه رو دادن بهم و گفتن که میخوان اونها رو با یه کار جدید عوض کنن….

    این اتفاق در مورد یک انگشتر هم که با وجود اینکه من انتخابش کرده بودم ولی همسرم به مادر شوهرم داده بودن افتاد….

    من اصلا ناراحت نشدم ولی واقعا اونا رو دوست داشتم ولی هیچ تلاشی برای داشتنشون نکردم….

    الان هر سه اونها تو دست منه ….

    درکی که از این اتفاق من داشتم این بود که وقتی واقعا چیزی رو با تمام وجودت بخوای ولی برای داشتنش دست و پا نزنی و رهاش کنی خداوند حتما تو رو به اون خواسته میرسونه…

    مشابه این اتفاق برای من زیاد میوفته….

    و واقعا این ما بنده ها هستیم که در درخواست هامون از خداوند خساست به خرج میدیم وگرنه خداوند بیشتر از ما میخواد که ما رو به خواسته هامون برسونه و کوچکی یا بزرگی اون برای خدای غنی و ثروتمندم هیییچ فرقی نمیکنه….

    خدا رو هزاران بار برای درک این آگاهی ها شکر میکنم و به خاطر حضورم در کنار شما خاص ترین بنده های خدا به خودم میبالم….

    استاد عزیزم با عشق فراوان شما و مریم جان رو به دستان مهربان خداوند میسپارم و عمری طولانی و سرشار از شادی و سلامتی براتون خواهانم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    بنام رب

    سلام

    امروز یه سری سرچ زدم درباره ثروت امامان و اینارو دیدم

    گفتم اینجا کامنت کنم تا بچه ها هم استفاده کنن

    حضرت ابراهیم گله گوسفندی داشت که وقتی آنها را حرکت میداد دشت وسیعی را پر میکرد

    امام علی باغ های زیادی داشتن

    الاحمر: که بین شام و مدینه بود

    الاسحن: به وسعت فدک بود

    البیضا: که دارای مزارع و باغ های وسیع و آباد بود

    و با حضرت فاطمه ازدواج کردن که باغ فدک رو داشتن

    حضرت خدیجه بیش از 80 هزار شتر داشتن و کسی ثروتمند تر از ایشون نبوده تو اون زمان

    امام حسین زمانی که به کربلا میرن به یکی از یاران پول میدن تا کل زمین کربلا رو بخرن و در زمین دیگران جنگ نکنن

    حضرت محمد گفتن ثروت عیوب انسان را میپوشاند و فقر عیب او را اشکار میکند

    با مال و ثروت زندگی شیرین میشود و انسان به ارامش میرسد

    امام صادق: شریف کسی است که صاحب مال و ثروت است

    امام صادق: خداوند بندگان را بر چیزی سخت تر از خرج کردن پول امتحان نکرده است (استاد همینی که شما میگین که پول فراوونه و راحت خرج کنید و احساس بد نداشته باشید از خرج کردن)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      اکبر ابراهیمی گفته:
      مدت عضویت: 3147 روز

      سلام به دوست عزیزم فاطمه خانم

      در مورد این پاراگراف آخرتون،امام صادق: خداوند بندگان را بر چیزی سخت تر از خرج کردن پول امتحان نکرده است (استاد همینی که شما میگین که پول فراوونه و راحت خرج کنید و احساس بد نداشته باشید از خرج کردن)

      یک تجربه ای رو دیروز داشتم من دیروز برای خرید میوه رفتم ، با توجه به مقدار کمی پول که داشتم و چند مسیر رو رفتم تا بتونم میوه قیمت مناسب پیدا کنم تو مسیر انگار هی داشتم به خودم میگفتم اینه نتیجه بی پولی اینه نتیجه … و هی زمزمه که چرا… چرا… درصورتی که تو کارت عابربانک مبلغ قابل توجهی پول هست

      إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیْسَ بِضَارِّهِمْ شَیْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿10﴾

      چنان نجوایى صرفا از [القاآت] شیطان است تا کسانى را که ایمان آورده‏ اند دلتنگ گرداند و[لى] جز به فرمان خدا هیچ آسیبى به آنها نمى ‏رساند و مؤمنان باید بر خدا اعتماد کنند (سوره مجادله)

      در جایی دیگه خداوند خیلی صریح و شفاف خدا داره بهمون یادآوری میکنه

      الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَهً مِنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿268﴾

      شیطان شما را از تهیدستى بیم مى‏ دهد و شما را به زشتى وامى دارد؛ و(لى‏) خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و بخشش مى‏ دهد، و خداوند گشایشگر داناست‏. (268)بقره

      انقدر قران ساده و شفاف داره هدایت میکنه که هیچ نیازی به استفاده از تفاسیر که به نظر من فقط میتونه یک برداشت از شخص باشه نیست

      بهترینها رو براتون آرزو میکنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    خانم موفق گفته:
    مدت عضویت: 1738 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و دوستان توحیدی ام

    الانا که درگیر جنگ هستیم برای من یه ترمز ذهنی ثروت شناسایی شد و اینکه اطرافبان می گویند جنگ شد به درک . ما که چیزی برای از دست دادن نداریم . نه طلا وجواهری . نه شاسی بلند و مال واموال و.. فرد ثروتمند باید غصه خودش رو بخورد .

    اولش ذهنم این رو پذیرفت که فقر علیرغم همه مشکلاتی که به همراهش هست ولی منطقه امنی هنگام حوادث غیر طبیعی مثل جنگ وسیل و زلزله و.. است .

    اما بهو ذهنم شیفت شد به یک مصاحبه از استاد که قبلا گوش داده بودم و یکی از بچه ها از استاد پرسیدند اگه همین الان کل سرمایه تون رو ازدست بدین چقدر طول میکشه تا دوباره به دستش ببارین و استاد تو جوابش گفت خیلی کمتر از این فاصله ای که طی کردم تا به اینجا رسیدم .

    یا ترامپ چندبار ورشکست شد اما زود خودش رو جمع وحور کرد و دوباره ثروتمند شد .

    ومتوجه شدم که درسته حوادثی مثل جنگ پیامدهای زیانباری هم برای قشر فقیر و هم قشر ثروتمند داره‌ اما جنگ . ذهن فرد ثروتمند رو که نابود نمیکنه خیلی زود دوباره همه اونها رو به دست میاره چون باور به فراوانی داره حرکت میکنه وعمل میکنه و رابطه اش با پول خوبه و دوباره ثروتمتد میشه .

    اما فرد فقیر چون با رنج وسختی زندگی میکنه و ذهن فقیری داره و وابستگی به مالش داره با نابودی مالش اون هم نابود میشع .

    دومین ترمز ذهنیم اینه که

    افرادی که با رنج و مشقت زیاد تونستند ثروتمندشوند میگفتم حقشون هست وحلال هست وخدا خدای اسیر بیچاره هاست . و اونها روتحسین میکردم .

    سومین ترمز دهنیم به کاربردن الفاظ زشت برای فرد ثروتمند است مثلا فلانی گته سگ هست . یعنی سگ بزرگ .

    یافلانی اول هیچی نداشت الان که پولدار شد خودش رو گم کرد . خدا را بنده نیست . کسی رو ادم حساب نمیکنه . و…..

    میخام اینطوری برای خودم منطقی کنم اون موقع که شخصیت ضعیفی داشت به همه باج می داد ومطابق میل اونها رفتار میکرد فرد ضعیفی بود مثل قدیمای خودم ولی الان که فهمید فرد ارزشمندی هست توحیدی عمل میکنه و به کسی باج نمیده و ازکسی نمیترسه و شخصیت قوی داره . واون افراد قبلی چون دیگه نمیتونند ازاین فرد سواری بگیرند این حرفها رومیزنند .

    الان علی دایی . یا کریم باقری و….. چه غروری دارند و چطو خودشان رو گم کردند یا استاد عزیز ما و….

    اگرچه ترمزها زبادند واینها رو چون جدیدا شناسایی کردم وتکراری نبود نوشتم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    محمدرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1635 روز

    به نام خداوند بخشنده ویکتا

    سلام استادعزیزم

    و سلام به همگی.

    من از اون روز که این فایل اومده سعی کردم چندیدن بار گوش کنم.

    ی چیز صادقانه بگم.

    من قبول دارم که وقتی وارد این سایت شدم حدود 3 سال 7 ماه پیش واقعا از شرایط باوری خیلی بدی اومدم و کلی باور های مخرب داشتم.و سعی کردم توی این مسیر حرکت کنم و قوانین رو درک کنم و باور هام رو تغییر بدم.

    من به زبون شاید میگم‌همه چی باور های منه.

    فرکانس های من هستش که داره شرایط زندگی منو رقم میزنه ولی هنوز ذهنم مقاومت داره و هنوز خیلی جاها مثل قبل خودم رفتار میکنم.

    سریع با کوچکترین چیزی برمیگردم به شخصیت قبلی .

    مثلا دیروز در مغازه مشتری ها میومدن و حرف های سیاسی میزدن و اکثرا هم منفی .

    کلا دیدم من مثل همونا شروع کردم به هم کلام شدن با اونها و شب دیدم چقدر احساسم تغییر کرد.

    مثلا دیروز برای اولین باور شروع کردم به نکته برداری فایل .بعد وقتی رسیدم به سوالی که اول فایل استاد پرسید .توی دفترم نوشتم و شروع کردم به فکر کردن‌.

    استاد شاید 2 الی 3 ساعت طول کشید تا تونستم از ذهنم جواب بکشم بیرون.

    هرچی فکر میکردم جوابی نمیومد.منم هی خودم رو توی مغازه مشغول میکردم باز میومدم سر دفترم تا جواب بیاد.

    خلاصه دیدم ذهنم همراهیم کرد و ی چیز های ریخت بیرون.

    استاد من چون در یک خانوادا ای ضعیف از لحاظ مالی بزرگ شدم .چیزی که از بچگی‌ بهم گفتن بدی ثروتمند ها بوده.

    چون بابام خیلی زحمت کش بوده و شب و روز تلاش میکرده برای خانواده و همین جا من دست هاش رو میبوسم.

    چون نمیتونسته زیاد پول بسازه همیشه میگفت پول کمه و از راه حلال نمیشه پول در بیاری .

    و هرکسی پول داره از راه نادرست پولدار شده و به تب آدم خوبی نیست.

    استاد و من چون این ها رو میلیارد ها بار شنیدم تکرار کردم توی ذهنم نا آگاهانه تبدیل شدن به باور .

    باور به اینکه ثروتمندان آدم های درستی نیستن و پول از راه حلال نمیشه و ….

    و استاد باعث شد من هرچی الگو آدم پولدار میدیدم آدم های خوبی نبودن و بیشترشون از راه اشتباه و خلاف به پول رسیده بودن .

    و بار ها اینو شنیده بودم که .

    طرف میگه ما همین پول زحمتکشی و کارگری خودمون رو هم نمیتونیم‌خرج کنیم‌.

    پولدارها کلا از راه نادرست پول در میارن.

    خلاصه دیروز تونستم ی کم وارد ذهنم بشم .

    و در رابطه با ثروت مشکل من بیشترش اینکه

    فکر میکنم اگه پولدار بشم آدم‌بدی میشم .به واسطه کار خلافی که باید بکنم برای ثروتمند شدن.

    چون ذهن قبول نمیکنه از راه درست و حلال بشه پولدار شد.

    مثل استاد عباسمنش که از راه حلال کلی ثروت ساخته و دانشجو ها عاشقانه بهای محصولات رو پرداخت میکنند و هزاران برابر اون پول به زندگی شون برمیگرده.

    باگ بزرگ ذهن من فعلا اینه و میترسه پولدار بشه.با اینکه واقعا من دوست دارم پولدار بشم

    واقعا هم از سن کم کار کردم پول در آوردم ولی ظرفم سوراخه و هیچ موقع پول جمع نمیشه.

    یعنی پول در میاد ولی باز خودم میزنم نابود میکنم.

    استاد فکر کنید انقدر این باور که ثروتمندا آدم های بدی هستن در من قوی هستش که

    سال 84 من اومدم تهران کار کنم.

    و انقدر جو تهران برام سنگین بود .که طاقت نیاوردم برگشتم روستا.

    حالم بد میشد پولدار ها رو میدیدم.

    انقدر بهم فشار اومد از سر کارم بدون اینکه بگم بلیط گرفتم اومدم روستا.

    ولی داداش چون عاشق آدم های ثروتمند و پول بود .

    تهران موند کار کرد ازدواج کرد

    الان الحمدالله 2 تا خونه داره

    دوتا ماشین عالی داره

    دوتا بچه داره

    و به قولی پولدار خانواده هست

    و هر‌ماه پول برای پدر و مادرم توی روستا میریزه.و هر سری هم میاد کلی چیز میخره براشون.

    و در کل خیلی دست و دلبازه و کلی به بقیه بچه ها کمک‌میکنه.

    یادم با داداشم توی تهران تو بالا شهر ها میرفتیم و داداشم انقدر با ذوق ماشین ها و خونه های لاکچری رو بهم نشون میاد که حال من بد میشد .ولی چون من باور‌هام توی این زمینه خیلی منفی بود نتونستم دوام بیارم و برگشتم روستا.

    بعد همه مردم روستا تعجب کردن که چرا من از تهران برگشتم.منم گفتم به خاطر پدر و مادر پیرم برگشتم که کنارشون باشم و کمک دستشون باشم.

    و کلی هم تحسین میکردن که چقدر من بچه خوبیم و به پدر و مادرم‌کمک میکنم …

    ولی همیشه حالم بد بود.و الکی خودم رو قانع میکردم که من عاشق مردم ساده زیست روستام .

    من عاشق طبیعتم.

    ….

    ولی سر خودم شیره میمالیدم البته الان میدونم که به خاطر باور هام بود.

    استاد شاید حدود چند ساله با چندتا از دوستام قطع رابطه کردم اونم به خاطر اینکه اونا پولدار شدن و من از حسادت و مقایسه باهاشون قطع رابطه کردم

    خلاصه هرچی بگم‌از این باور مخرب کمه.

    و میخوام شروع کنم منطق های درستی بدم به ذهنم در مورد ثروتمندا .

    تا بتونم از لحاظ مالی رشد کنم.

    دیروز وقتی تصمیم گرفتم حتما سوال رو جواب بدم .

    واقعا فهمیدم که من با اینکه 4 تا دوره دارم‌ولی تا الان همش الکی ووسر سری و بدون تمرکز روشون کار کردم و نتونستم جواب بگیرم چون اصلا وقت نمیذارم که این آگاهی ها رو ببرم اوی لایه های زیرین ذهنم تا اصلا من بدونم خودم کی هستم چه باور هایی دارم.

    تعهد میدم همینجا به خودم که کم کم و تکاملی بصورت تمرکزی روی دوره هام کار کنم.

    استاد عزیزم بینهایت تشکر میکنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: