اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من تقریبا ده روز پیش بود این فایل و گوش دادم چون داشتم فایلهایی که استاد بیشتر درمورد ثروت صحبت میکنه رو جمع آوری میکردم و هدفم کار کردن بیشتر روی باورهای ثروت آفرین بود .رسیدم آخر فایل که استاد گفتن از همین امروز با گوش دادن به این صحبتها نشونه های ثروت رو میبینی تو زندگیت و منم مدتی بود دنبال خرید ماشین بودم و خودمم الان درحال دریا نوردی هستم و ایران نیستم و دسترسی ندارم اما همون شب که گوش دادم این فایل و به یک ساعت نکشید که خداوند از طریق هزار دستانش برام ماشین خرید .
از اون روز چندین بار دیگه گوشش دادم و هربار ترمزهایی در ذهنم پیدا میکنم که واقعا خودم نمیدونستم.
مثلا من قبلنا همیشه میگفتم دوست دارم بقیه که شامل فامیل و همسایه ها میشد داشته باشند اگه چیزی موند تهش خدا بهم میده.میگفتم دوست ندارم نداشتن بقیه رو ببینم ولی خودم اشکال نداره نداشته باشم.چقدر باور ضعیفیه که الان برعکس شدم و حقیقتا کاری با بقیه ندارم چون جهان بیش از اندازه مورد نیاز هر نفر ثروت و نعمت داره پس هرکس به اندازه لیاقتش و ظرفش دریافت میکنه و به گفتن من نیست.
استاد سپاسگزارم بابت آگاهی های خالصی که به ما میدین.
سلام و درود فراوان به استاد عباسمنش عزیز و دوست داشتنی و تمام خانواده عزیزمدر سایت عباسمنش
من در مورد این حرف زیبای استاد که گفتن ثروت چیزی که در درونت هست رو بیشتر نشون میده یه مثالی همیشه برای خودم دارم
در یکی از فیلم های مارول به اسم کاپیتان آمریکا در اون فیلم یک سرمی هست به اسم سرم ابر سرباز و سازنده این سرم به شخصیت اصلی فیلم قبل از اینکه بخواد اون سرم رو تزریق کنه میگه که سرم شخصیت درونیت و ادمی که هستی رو قوی تر میکنه
خوب بهترین میشه و بد بدترین
دقیقا ثروت هم همینه و به نوعی سرم ابر سربازه و کسی رو آلوده نمیکنه بلکه بسیار مقدسه و چیز بسیار زیبا و عالی هستش
و اگر انسانی بد باشه اصطلاحا بدتر میشه و اگر خوب باشه بهتر میشه
خواستم این دیدگاهم رو بین خانواده عزیزم به اشتراک بذارم و برای همتون انرژی ثروت خوشبختی و راحتی روز افزون ارسال پیکنم و آرزو میکنم
در ادامه ای کامنت قبلی ام و در مورد نتایج ام از دوره ای روانشناسی ثروت یک که در کامنت قبلی گفتم که سوراخ های سطل ام بسته شده(جلوی ولخرجی های بی مورد در زندگی ام راگرفته ام) و بهتر مراقب پول و دارایی خودم هستم و در مسیر مورد علاقه ام دارم کسب مهارت میکنم (کتاب میخوانم و تمرین میکنم)
در مورد نتایج بیشتر پس از استفاده از دوره ای روانشناسی ثروت یک باید بگم که اعتماد به نفس ام بالا رفته است و باورهای خوبی در من نهادینه شده است که دیگر موفقیت را به مدرک تحصیلی و شرایط مالی،شرایط جامعه و…ربط نمیدهم و ویژگی که پس از یادگیری آموزش های جلسه های21تا23در من به وجود آمد این است که هرگز نمیتوانم بیکار باشم و اگر کل جهان بخواهند من را خانه نشین کنند نمیتوانند و باید حتماً پول سازی کنم.
از دیگر نتایج ام از دوره ای روانشناسی ثروت یک در مورد مباحث مربوط به اهرم رنج ولذت با وجود اینکه مادرم مخالفت کرد که دوره ای قانون سلامتی را تهیه کنم و فعلاً آن دوره را ندارم،که بازهم برمیگردد به اشتباهات خودم که در مورد این مباحث زیاد با دیگران بحث میکردم،با استفاده از اهرم رنج و لذت به صورت جادویی انرژی بیشتری دارم و وزنم به صورت فوقالعاده ای کاهش پیدا کرده است.
در مورد قدرت کنترل اعصابم بسیار رشد عالی داشتم و دیگر به اطرافیان پرخاشگری نمیکنم و در کل به انسانی صبور و البته امیدوار به معجزه ها و اتفاقات خوب تبدیل شده ام.
مجدداً از استاد عباسمنش به خاطر این فایل هدیه و دوره ای ثروت یک سپاسگزارم.
پروردگارا! در دنیا به ما نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی، و ما را از عذاب آتش نگاه دار.
هر چقدر ثروتمند شوم بخدا نزدیکتر میشوم، چونکه خداوند دوست دارد که من از زندهگیم لذت ببریم و دوست دارد که من پیشرفت کنم ، نه تنها به پیشرفت خودم بلکه به پیشرفت جهان کمک میکنم . طبق آیه بالا خداوند میخواهد که ما ثروتمند شویم .
میخواهد که ما موفق شویم .
میخواهد که ما خوب و شاد زندهگی کنیم.
من اینگونه منطقی میسازم این را که هرچقدر ثروتمندتر شویم بخدا نزدیکتر میشیم؛
با هر خرید که من میکنم در حقیقت از طریق پول معنویترین کار دنیا را انجام میدهم چون با هر خریدم به صدها نفر به صورت مستقیم یا غیرمستقیم کمک میکنم .
بنظرمن که این بهترین و معنوی ترین کار دنیاست .
مثلا ما با خرید یک خانه به کی ها کمک میکنم ، به ده ها نفر که در ساخت خانه مستقیمآ دخالت دارند و کار میکنند، به شرکتهای ساختمانی که صدها وسایل تولید میکنند به خانه و ساخت خانه.
چه هم زمانى جالبى من صبح یه تیکه از فیلم مورددعلاقه ام رو دیدم
و جالبه که خدا چطورى ریشه ترمزهامو شناسایی کرد و از طریق ارزش های خودم ترمز رو برام تبدیل به ارزش هاى خودم کرد
من تو ذهنم می دونم که نسبت به خدا و ثروت ، ارامش و ثروت ، انسان خرب بودن و ثروت مقاومت داشتم و دارم البته
نسبت به اینکه یه زن ثروتمند بشه زیاد مثاومت داشتم چون فکر میکردم و میکنم البته زن از زنانگى خارج میشه و مرتب میره دنبال کار و …. و ازون طرف همسرش هم دیگه حمایتش نمیکنه و عشق ضعیف میشه
امروز تو یه فیلم که واسه ۵٠٠ سال قبل بود یه زن یهودى رو دیدم که تونست بواسطه ثروت و تجارت شخصى خودش که شوهر هم نداشت کلى از مردم هم کیش خودش رو از دست پاپ نجات بده که قصد کشتنشون رو داشتن در عین حال خیلى هم لوند و زنانه بود و اون تحارت و اون ثروت ابدا مردونه اش نکرده بود
اون لحظه نمی دونستم چرا اون صحنه انقد تو ذهنم بولد شده
ولى وقتى طبق قرار یا خودم اومدم رو این فایل کار کنم متوجه شدم اون خانم تو فیلم داشته ترمزهای منو رفع میکرده ، چطورى ؟ با الگوى مخالف ترمز هام و اینطورى ترمز هامو بی اعتبار کنه که بابا عکسش هم هست اونطورى که فکر میکنى نیست
تو می تونى خیلى ثروتمند باشى
در عین حال روز و شبت به هم دوخته نباشه ، هنوز زنونگى داشته باشى ارامش داشته باشى وقت واسه خودت داشته باشى ، شوهرت هم همچنان از همه نظر حمایتت کنه و عاشقت باشه
واقعا هیچ جیز مثل الگو نمی تونه مقاومت های ما رو بی اعتبار کنه
وقتى کامنت بچه ها رو می خونم بازم پى میبرم که درونم چیا می تونه بگذره …… و بیشتر منو عمیق میکنه …..
باور فراوانى
باور معنوى بودن ثروت ، اینکه ثروتمندان انسان های خوبى هستن
باور احساس لیاقت
باور راحت بودن ثروت
مادر تمام باورها راجع به ثروت هست
به نظرم اصل همشون همین معنوى بودن ثروت هست
من امروز وقتى اون زن یهودى تو فیلم رو دیدم با اون همه ثروت تازه یکم احساس کردم که چقد تو وجود یهودى ها هست که ثروت اصل و اساس زندگى هست وظیفه معنوى ما هست
واقعا اگر من باور کرده باشم ثروتمند شدن وظیفه معنوى من هست ، اینطورى باید باشم ؟ یا با عشق و هیجان انرژى مضاعف دنبال پول ساختن بیشتر
ولى هر موقع می خوام برم دنبال پول ساختن بیشتر اون عشق نیست که هولم میده
یه حس های متناقض باهاش دارم ( ناشى از باورهام متناقضم نسبت به ثروت ) مثلا همزمان ذوقشو دارم ، بعدش ترس دارم ، بعدش اعصابم خورد میشه ( مثلا ترس میاد نمی دونم از کجا ولى حس میکنم واسه این باور که ثروت و راه الهى در مسیر متفاوته ) اعصابم خورد میشه چون باورى در وجودم هست که الان راه درازى در پیش دارى و سخت و …. همه این حس ها با هم جمع میشن و برایندش میشه اقدامات فیزیکى و ذهنى سینوسى و باالطبع نتایج مادى سینوسى
اگر بتونم درونم رو نسبت به ثروت یکدست ترکنم
یعنى هى باور کنم اره ثروت معنوى هست با دلیل لا استدلال درست لا الگوهای هماهنگ
هو باور کنم فراووونه
باور کنه بیشتر که راحته
باور کنم که خدا مقدر کرده من ثروتمند باشم
اینا رو هم بیشتر و بیشتر باور کنم
و بعد یه مدت بیاد از باورهام قبلى بالاتر و قوى تر شه و اینا به جای اونا غالب بشم و اینا فرکانس های منو راجع به ثروت ارسال کنم به خودى خود بعد می دونى چى میشه ؟
مثل ورزش کردن می مونه
قبل اینکه چند سال پیش ورزش مرتب رو شروع کنم هر چى غذا می خوردم سریع تبدیل به چربى میشد چون متابولیسم من پایین بود ماهیحه هام کم بود
الان بعد چند سال من همون غذا رو می خورم و شاید هم بیشتر ولى چون متابولسم رفته بالا وزنم بابا نمیره
این مثال منو اید همین باورهای غالب جدید ثروت می اندازه
بعد یه مدت من دیگه با ورزش کمتر چربى می سوزونم تو حالت عادى
بعد یه مدت کار کردن رو باورها ثروت هم این باورهام هستن که خودشون فرکانس های خود به خودى من رو تغییر میدن …. و نتایج رو میارن
این باور که اگر وضع مالیم خوب شه، ماشین و خونه خوب برای خودم داشته باشم، سفرهامو برم و کسب و کارمو بیشتر کنم، انگاری دلم واسه نزدیکانم می سوزه ک من تو شرایط خوبی ام ولی اونا نیستن، درصورتی که هیچ حقی از اونها پایمال نشده از سمت من.
ولی اقرار دارم ک این باور در گوشه های ذهن من زمزمه می کنه و وجود داره.
با سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته و تموم دوستان همراه
زمانی که حدود 13سال داشتم دیدم که عموی بزرگم همینکه سال نو تحویل شد با یه سینی که توی اون قرآن،سکه و اسکناس،سبزه و سایر چیزهایی که مربوط به هفت سین بود قرار داشت ،تصمیم گرفت به عنوان اولین نفر وارد خونه عموی کوچکم بشه(یه رسم قدیمی توی روستامون بود که اینکارو انجام میدادن و باورشون این بود اونی که قدم خیر و مبارکی داره باید اولین نفر تو سال جدید وارد خونه شون بشه)و عموی بزرگم قبل اینکه وارد خونه بشه اول اسکناس رو بوسید و بعد قرآن رو.
چقدر کسانی که این صحنه رو دیده بودن ناراحت شدن و قضاوتش کردن. اول از همه پدر خودم که میگفت: وااای داداشم چقدر پول پرسته اول اسکناسو بوسیده و بعد کتاب خدارو.
منم با تموم وجود این قضاوتهایی که میکردن رو قبول داشتم و همیشه و همیشه عموی خودم رو یه انسان پول پرست میدیدم که پول براش از خدا مهمتره.همیشه پول و مادیات رو نقطه مقابل خداوند و معنویات میدیدم.
با آگاهی های این فایل متوجه شدم که کار عموی خدا بیامرزم اشتباه نبوده .الان متوجه میشم که چرا اینقدر اوضاع مالی عموی من برعکس ما خوب بود. چقدررر باورهای اشتباهی در مورد پول و ثروت داشتیم و همین باورهای اشتباه باعث شد عمری رو در فقر بگذرونیم.
دریافتم اصلا خدا و پول از هم جدا نیستن.هر جا پول هست، خدا هست ، ایمان قویتر و احساس بهتر هست و وقتی ایمان قوی به خداوند و احساس خوب داری همه چیز داری.
یه کلیپ از ترامپ (که خیلی هم دوسش دارم و بنظرم خیلی با ایمانه) دیدم
که تو یه همایشی فکر کنم نشسته بود و اونجا یه نفر داشت برای کمک به یه جایی پول جمع میکرد
اقای ترامپ خیلی اروم پول از جیبش دراورد و یواشکی شمرد وقتی اون اقا اومد سریع انداخت تو ظرفش
واقعا این آدم مغروره یا ظالمه یا حق کسیو خورده؟
ادم وقتی ثروتمند باشه جوری هم کمک میکنه که جلب توجه نکنه
ولی ادم های فقیر چون اعتماد بنفس هم ندارن و احساس دلسوزی و حمایت هم تا آسمون دارن
وقتی هم میخوان کمک کنن به هزاران نفر نشون میدن
و این باور برام بهتر شد که ادم های ثروتمند خیلی خوبن
من وقتی بچه بودم داییم یه رستوران باز کرد یعنی اولین نفر در فامیل که کار خودشو شروع کرد
و بعد از مدتی اینا رفتن بالای شهر
و چقدر پدرم از اینا بد میگفت
و ما از همون بچگی تا بزرگسالی منع میشدیم که با داییم اینا رفت و امد کنیم و همیشه بیشتر با عموهام که وضع مالی خوبی نداشتن رفت و امد میکردیم
چون پدرم باور داشت ادم بابد با کمتر از خودش رفت و امد کنه تا مغرور نشه یا چه میدونم اونا تنها نباشن
حالا انگار ما چقدر بالاتر بودیم خخخ
یادمه وقتی پدرم ماشین خرید همیشه کسی میومد خونمون پدرم باید اونو میرسوند و میگفت چون من ماشین دارم باید حق بقیه رو اینجوری ادا کنم و چقدر با مادرم سر این قضیه دعواشون میشد چون مادرم مخالف بود
یا وقتی مثلا ماه رمضون میخواستیم بریم خونه عموم کلی خوراکی برای اونا و چند تا خانواده دیگه میخرید و میبرد
در حالی که اون خوراکیا رو برای خودمون نمیخرید
و میگفت اونا ندارن واجب ترن
درسته شرایط مالی ما از اونا بهتر بود اما جوری هم نبود که بخواد یه همچین کارایی بکنه
البته من اون وقتا فکر میکردم پدرم چقدر ادم خوبیه
البته واقعا هم هست
اما رفتارا و کاراش فقط بخاطر احساس گناهش بود
و همه این رفتارا در ناخوداگاه من ثبت شده
از یه طرف میخواستم مثل پدرم ادم خوبی باشم
از یه طرف میگفتم من دوس دارم خودم بیشتر لذت ببرم
که خب مشخصه باورای مخربم نمیذاشت چیزایی که دوس دارم تجربه کنم یا اگه چیزی میومد اصلا دودستی رد میکردم که یه وقت کسی توقعی از من نداشته باشه
یعنی انقدر این باورا در من ریشه دارن این همه کار کردم انگاری هنوز تکون نخوردن
تازه دارن سر باز میکنن و میفهمم عه فلان چیزم دارم و نمیدونستم
استاد به قول شما وقتی خواسته ای داری و اتفاق نمیافته یعنی ترمزها خیلی زیادن
چون من توی احساس لیاقت خیلی بهتر شدم و کلی هم در بیرون میبینم ادما چقدر با من با عشق رفتار میکنن
مثلا تو تاکسی میشینم راننده ای که حوصله جواب به بقیه رو نداره وقتی من پیاده میشم میگه خسته نباشی در امان خدا ببخشید چند دقیقه معطل شدی
یا توی سلامتی که قبلا سالی یکبار یه سرماخوردگی شدید میگرفتم الان خداروشکر دوساله هیچی نه قرصی نه چیزی
یا توی روابط که خب بالاتر گفتم دیگران خیلی بیشتر بهم احترام میذارن و با خانواده ام خیلی رابطمون بهتر شده
پدرم با اینکه من همیشه قبلنا مانتوی بلند میپوشیدم چون فقط موهام بیرون بود یا لاک میزدم همیشه شاکی بود و نصیحت میکرد الان کلا موهام بیرونه و لباس پوشیدنم خیلی آزادتر شده یکبار نگفته اینا چیه میپوشی و همیشه منو میبینه لبخند میزنه
در مورد معنویت هم خب خیلی بهتر شدم با خدا رفیق تر شدم
اما از نظر مالی اینقدر پیشرفت نداشتم
چون ترمزهام خیلی زیادن
ولی دارم تمام تلاشمو میکنم ادامه بدم
البته اینم بگم
قبلا مدیریت پولو بلد نبودم
هر چی در میاوردم یه جوری خرج میکردم
الان یه پولی گذاشتم کنار و دو ماهه بهش دست نزدم
یا یه مقدار سرمایه گذاری کردم
همینا هم پیشرفته دیگه
استاد انقدر ادامه میدم تا یه روز براتون ایمیل بزنم و از نتایج مالیم بگم
بنام خدا
سلام به استاد عزیز و همه دوستان سایت عباس منش
من بیش از یک ساله کامنت نزاشتم.
من تقریبا ده روز پیش بود این فایل و گوش دادم چون داشتم فایلهایی که استاد بیشتر درمورد ثروت صحبت میکنه رو جمع آوری میکردم و هدفم کار کردن بیشتر روی باورهای ثروت آفرین بود .رسیدم آخر فایل که استاد گفتن از همین امروز با گوش دادن به این صحبتها نشونه های ثروت رو میبینی تو زندگیت و منم مدتی بود دنبال خرید ماشین بودم و خودمم الان درحال دریا نوردی هستم و ایران نیستم و دسترسی ندارم اما همون شب که گوش دادم این فایل و به یک ساعت نکشید که خداوند از طریق هزار دستانش برام ماشین خرید .
از اون روز چندین بار دیگه گوشش دادم و هربار ترمزهایی در ذهنم پیدا میکنم که واقعا خودم نمیدونستم.
مثلا من قبلنا همیشه میگفتم دوست دارم بقیه که شامل فامیل و همسایه ها میشد داشته باشند اگه چیزی موند تهش خدا بهم میده.میگفتم دوست ندارم نداشتن بقیه رو ببینم ولی خودم اشکال نداره نداشته باشم.چقدر باور ضعیفیه که الان برعکس شدم و حقیقتا کاری با بقیه ندارم چون جهان بیش از اندازه مورد نیاز هر نفر ثروت و نعمت داره پس هرکس به اندازه لیاقتش و ظرفش دریافت میکنه و به گفتن من نیست.
استاد سپاسگزارم بابت آگاهی های خالصی که به ما میدین.
سلام و درود فراوان به استاد عباسمنش عزیز و دوست داشتنی و تمام خانواده عزیزمدر سایت عباسمنش
من در مورد این حرف زیبای استاد که گفتن ثروت چیزی که در درونت هست رو بیشتر نشون میده یه مثالی همیشه برای خودم دارم
در یکی از فیلم های مارول به اسم کاپیتان آمریکا در اون فیلم یک سرمی هست به اسم سرم ابر سرباز و سازنده این سرم به شخصیت اصلی فیلم قبل از اینکه بخواد اون سرم رو تزریق کنه میگه که سرم شخصیت درونیت و ادمی که هستی رو قوی تر میکنه
خوب بهترین میشه و بد بدترین
دقیقا ثروت هم همینه و به نوعی سرم ابر سربازه و کسی رو آلوده نمیکنه بلکه بسیار مقدسه و چیز بسیار زیبا و عالی هستش
و اگر انسانی بد باشه اصطلاحا بدتر میشه و اگر خوب باشه بهتر میشه
خواستم این دیدگاهم رو بین خانواده عزیزم به اشتراک بذارم و برای همتون انرژی ثروت خوشبختی و راحتی روز افزون ارسال پیکنم و آرزو میکنم
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام و درود فراوان بر دوستان.
تشکر از زحمات استاد عباسمنش و تیم تحقیقاتی ایشان.
در ادامه ای کامنت قبلی ام و در مورد نتایج ام از دوره ای روانشناسی ثروت یک که در کامنت قبلی گفتم که سوراخ های سطل ام بسته شده(جلوی ولخرجی های بی مورد در زندگی ام راگرفته ام) و بهتر مراقب پول و دارایی خودم هستم و در مسیر مورد علاقه ام دارم کسب مهارت میکنم (کتاب میخوانم و تمرین میکنم)
در مورد نتایج بیشتر پس از استفاده از دوره ای روانشناسی ثروت یک باید بگم که اعتماد به نفس ام بالا رفته است و باورهای خوبی در من نهادینه شده است که دیگر موفقیت را به مدرک تحصیلی و شرایط مالی،شرایط جامعه و…ربط نمیدهم و ویژگی که پس از یادگیری آموزش های جلسه های21تا23در من به وجود آمد این است که هرگز نمیتوانم بیکار باشم و اگر کل جهان بخواهند من را خانه نشین کنند نمیتوانند و باید حتماً پول سازی کنم.
از دیگر نتایج ام از دوره ای روانشناسی ثروت یک در مورد مباحث مربوط به اهرم رنج ولذت با وجود اینکه مادرم مخالفت کرد که دوره ای قانون سلامتی را تهیه کنم و فعلاً آن دوره را ندارم،که بازهم برمیگردد به اشتباهات خودم که در مورد این مباحث زیاد با دیگران بحث میکردم،با استفاده از اهرم رنج و لذت به صورت جادویی انرژی بیشتری دارم و وزنم به صورت فوقالعاده ای کاهش پیدا کرده است.
در مورد قدرت کنترل اعصابم بسیار رشد عالی داشتم و دیگر به اطرافیان پرخاشگری نمیکنم و در کل به انسانی صبور و البته امیدوار به معجزه ها و اتفاقات خوب تبدیل شده ام.
مجدداً از استاد عباسمنش به خاطر این فایل هدیه و دوره ای ثروت یک سپاسگزارم.
Até mais
خدانگهدار.
دیروز هدایت شدم به کامنت یک هم قبیله ای در عقل کل
که نوشته بود؛
چهل روز فقط چهل روز خودت رو بسپار به استاد
ببین هرچی میگه رو بدون چون و چرا عملی کن
تا از تمام اسارت ها آزاد بشی
و من با خودم فکر کردم
منی که بارهااااا چله ی یاسین و مزمل رو برداشتم و به برکتش گره از کارم باز شده
گفتم چه فکر خوبی!!
عجب هدایتی!
مثل یه چله بهش نگاه میکنم
و میشینم هر روز یه فایل رایگان رو گوش میدم
و گفتم از فردا شروع میکنم و تا سی ام ماه بعد ادامه میدم
و چون من بارهااااا از طرق مختلف مخصوصا از طریق تضادها به خواسته های مالی رسیدم
و بارهای بار از خداوند راهنمایی خواستم در این زمینه
که یه شرایطی فراهم کن که بتونم پول ساز باشم
از قضا امروز از طریق کانال تلگرام
نتیجه جناب محمد محمدی رو خوندم که در اون اشاره شده بود به این فایل
اومدم تو وبسایت سرچ کردم و پیداش کردم و گوش کردم
بارهای بار
و
استاد استاد استاد
باز هم چه هدایتیییییییییییی!!!
انگار همه چیز دست به دست هم داده
که من این چهل روز
روی باور های معیوب ثروت سازم کار کنم
بی نهایت سپاسگزار خداوند مهربانم که جز خداوندی و رب بودن کار دیگری نمی داند
دایما در حال هدایت خودم میبینمش
دایما متوجه میشم که دستش تو کاره
اگر من بهش اجازه بدم
چقدر خوب که از این فایل بی نظیر شروع کردم
شک ندارم
شک ندارم
شک ندارم
کسانی که همه چیز رو به دست خداوند بسپارند
در نهایت دست خداوند رو در همه چیز خواهند دید
استاد شما به من ایمانی بی بدیل دادید که سمت خودم رو انجام بدم
و آرام
تسلیم
جاری
پذیرا
مابقی ماجرا رو بسپارم بخدا
من اصلا تا قبل از این از چنین چیزی اطلاع نداشتم
اصلا نمیدونستم میشه به این قشنگی با خداوند معامله کرد
استاد چقدر من سپاسگزارم برای حضور شما در زندگیم
شما زندگی من رو پربار و دیدنی کردید
به من آموختید
که به چیزی که نمیبینم ایمان داشته باشم
چیزی که قبل از آموزه های شما برای من کاملا مردود بود
و میگفتم چه خیالات باطلی ….
امروز دخترم کارتن میدید
و من شاهد یک صحنه کوتاه بودم
««««««اینکه سه تا از شخصیت های کارتن کارآکاه بودن و باید فرد هدف رو شنود میکردن
در لحظه ای که فکر کردن چطور میتونن این کارو انجام بدن
یک پرنده مقابلشون ایستاد و اونا میکروفون رو به اون وصل کردن و اونم رفت سر میز سوژه نشست و به آسانی هدفشون رو شنود کردن»»»»»»»»
منو به فکر فرو برد
گفتم من تا قبل از عباس منشی شدن
این جریانات رو در فیلم ها و کارتن ها جزو خیالات باطل میدونستم و می گفتم فیلم دیگه …..
و در دنیای واقعی شانس هایی که به ندرت به افراد خاص رو میکنه
اما الان با خودم میگم؛
همینههههههههههههههه
وقتی در توحید کامل باشی
و وصل باشی به منبع به ذات
دسترسی داری به قدرت بی پایان الهی
اونوقت دنیا تورو ها میده به سمت خواسته هات
به قول استاد عشششششششق؛
موقعیت ها شرایط آدم هایی فراهم میشن که انگار اختصاصا اومدن کار تو رو راه بندازن
به تو خدمت کنن
مثل پرنده تو کارتن
مأمور شد بیاد و حامل میکروفون بشه تا کار اون سه نفر انجام بشه
ای من به قربانت مهررررررررررربان خدااااااا
که همین عشق بازی های با تو هم برام کفایت میکنه
حال من با حضور تو خوبه
و طبق قانون
قاعدتا نتیجه هم خوب میشه
چون حال خوب و احساس خوب یعنی اتفاقات خوب
سید حسییییییییییییییییییییییییین
عباسمنششششششششششششش
عاششششششششششششششقتم
بنام خدایی مهربان
سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم
رابطه بین خداوند و ثروت در ذهن
رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ
ترجمه:
پروردگارا! در دنیا به ما نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی، و ما را از عذاب آتش نگاه دار.
هر چقدر ثروتمند شوم بخدا نزدیکتر میشوم، چونکه خداوند دوست دارد که من از زندهگیم لذت ببریم و دوست دارد که من پیشرفت کنم ، نه تنها به پیشرفت خودم بلکه به پیشرفت جهان کمک میکنم . طبق آیه بالا خداوند میخواهد که ما ثروتمند شویم .
میخواهد که ما موفق شویم .
میخواهد که ما خوب و شاد زندهگی کنیم.
من اینگونه منطقی میسازم این را که هرچقدر ثروتمندتر شویم بخدا نزدیکتر میشیم؛
با هر خرید که من میکنم در حقیقت از طریق پول معنویترین کار دنیا را انجام میدهم چون با هر خریدم به صدها نفر به صورت مستقیم یا غیرمستقیم کمک میکنم .
بنظرمن که این بهترین و معنوی ترین کار دنیاست .
مثلا ما با خرید یک خانه به کی ها کمک میکنم ، به ده ها نفر که در ساخت خانه مستقیمآ دخالت دارند و کار میکنند، به شرکتهای ساختمانی که صدها وسایل تولید میکنند به خانه و ساخت خانه.
تنها یک فردی ثروتمند میتواند ببخشد،
میتواند انفاق کند .
خداره صدهزار مرتبه شکر
بنام خداى فراوانى ها
سلام به همه دوستان عزیزم
چه هم زمانى جالبى من صبح یه تیکه از فیلم مورددعلاقه ام رو دیدم
و جالبه که خدا چطورى ریشه ترمزهامو شناسایی کرد و از طریق ارزش های خودم ترمز رو برام تبدیل به ارزش هاى خودم کرد
من تو ذهنم می دونم که نسبت به خدا و ثروت ، ارامش و ثروت ، انسان خرب بودن و ثروت مقاومت داشتم و دارم البته
نسبت به اینکه یه زن ثروتمند بشه زیاد مثاومت داشتم چون فکر میکردم و میکنم البته زن از زنانگى خارج میشه و مرتب میره دنبال کار و …. و ازون طرف همسرش هم دیگه حمایتش نمیکنه و عشق ضعیف میشه
امروز تو یه فیلم که واسه ۵٠٠ سال قبل بود یه زن یهودى رو دیدم که تونست بواسطه ثروت و تجارت شخصى خودش که شوهر هم نداشت کلى از مردم هم کیش خودش رو از دست پاپ نجات بده که قصد کشتنشون رو داشتن در عین حال خیلى هم لوند و زنانه بود و اون تحارت و اون ثروت ابدا مردونه اش نکرده بود
اون لحظه نمی دونستم چرا اون صحنه انقد تو ذهنم بولد شده
ولى وقتى طبق قرار یا خودم اومدم رو این فایل کار کنم متوجه شدم اون خانم تو فیلم داشته ترمزهای منو رفع میکرده ، چطورى ؟ با الگوى مخالف ترمز هام و اینطورى ترمز هامو بی اعتبار کنه که بابا عکسش هم هست اونطورى که فکر میکنى نیست
تو می تونى خیلى ثروتمند باشى
در عین حال روز و شبت به هم دوخته نباشه ، هنوز زنونگى داشته باشى ارامش داشته باشى وقت واسه خودت داشته باشى ، شوهرت هم همچنان از همه نظر حمایتت کنه و عاشقت باشه
واقعا هیچ جیز مثل الگو نمی تونه مقاومت های ما رو بی اعتبار کنه
وقتى کامنت بچه ها رو می خونم بازم پى میبرم که درونم چیا می تونه بگذره …… و بیشتر منو عمیق میکنه …..
باور فراوانى
باور معنوى بودن ثروت ، اینکه ثروتمندان انسان های خوبى هستن
باور احساس لیاقت
باور راحت بودن ثروت
مادر تمام باورها راجع به ثروت هست
به نظرم اصل همشون همین معنوى بودن ثروت هست
من امروز وقتى اون زن یهودى تو فیلم رو دیدم با اون همه ثروت تازه یکم احساس کردم که چقد تو وجود یهودى ها هست که ثروت اصل و اساس زندگى هست وظیفه معنوى ما هست
واقعا اگر من باور کرده باشم ثروتمند شدن وظیفه معنوى من هست ، اینطورى باید باشم ؟ یا با عشق و هیجان انرژى مضاعف دنبال پول ساختن بیشتر
ولى هر موقع می خوام برم دنبال پول ساختن بیشتر اون عشق نیست که هولم میده
یه حس های متناقض باهاش دارم ( ناشى از باورهام متناقضم نسبت به ثروت ) مثلا همزمان ذوقشو دارم ، بعدش ترس دارم ، بعدش اعصابم خورد میشه ( مثلا ترس میاد نمی دونم از کجا ولى حس میکنم واسه این باور که ثروت و راه الهى در مسیر متفاوته ) اعصابم خورد میشه چون باورى در وجودم هست که الان راه درازى در پیش دارى و سخت و …. همه این حس ها با هم جمع میشن و برایندش میشه اقدامات فیزیکى و ذهنى سینوسى و باالطبع نتایج مادى سینوسى
اگر بتونم درونم رو نسبت به ثروت یکدست ترکنم
یعنى هى باور کنم اره ثروت معنوى هست با دلیل لا استدلال درست لا الگوهای هماهنگ
هو باور کنم فراووونه
باور کنه بیشتر که راحته
باور کنم که خدا مقدر کرده من ثروتمند باشم
اینا رو هم بیشتر و بیشتر باور کنم
و بعد یه مدت بیاد از باورهام قبلى بالاتر و قوى تر شه و اینا به جای اونا غالب بشم و اینا فرکانس های منو راجع به ثروت ارسال کنم به خودى خود بعد می دونى چى میشه ؟
مثل ورزش کردن می مونه
قبل اینکه چند سال پیش ورزش مرتب رو شروع کنم هر چى غذا می خوردم سریع تبدیل به چربى میشد چون متابولیسم من پایین بود ماهیحه هام کم بود
الان بعد چند سال من همون غذا رو می خورم و شاید هم بیشتر ولى چون متابولسم رفته بالا وزنم بابا نمیره
این مثال منو اید همین باورهای غالب جدید ثروت می اندازه
بعد یه مدت من دیگه با ورزش کمتر چربى می سوزونم تو حالت عادى
بعد یه مدت کار کردن رو باورها ثروت هم این باورهام هستن که خودشون فرکانس های خود به خودى من رو تغییر میدن …. و نتایج رو میارن
سلام و عرض ادب
این باور که اگر وضع مالیم خوب شه، ماشین و خونه خوب برای خودم داشته باشم، سفرهامو برم و کسب و کارمو بیشتر کنم، انگاری دلم واسه نزدیکانم می سوزه ک من تو شرایط خوبی ام ولی اونا نیستن، درصورتی که هیچ حقی از اونها پایمال نشده از سمت من.
ولی اقرار دارم ک این باور در گوشه های ذهن من زمزمه می کنه و وجود داره.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام مخصوص خدمت استاد عزیزم
نمیدونم چی بگماز این حسی که بهم گفت بیام اینجا کامنت بنویسم .
استاد وسط ی مهمونی هستم شلوغه و نمیتونم گریه کنم ولی مطمنا اگه خونه تنها بودم حتما گریه میکردم.نمیدونم چی شد یهو
ولی میدونم این حسم از اون حس های نابه.
استاد فکر شما
دیدگاه شما
رندگی شما
همه چی شما کلا در مسیر متفاوت و مدار خاصی هست
امروز توی فایل لایو گفتید
“اگه مثل جامعه و عموم مردم فکر میکنی و عمل میکنی نتیجه ای مشابه مردم جامعه میگیری”امروز همش این توی ذهنم میچرخید
که ی ندای میگفت محمد اگه میخوای تغییر کنی
اگه میخوای مثل استاد آزادی و خوشبختی رو تجربه کنی باید بدونی که نمیتونی مثل مردم جامعه فکر کنی و انتظار نتیجه دیگه داشته باشی.
نمیدونم چی بگم
ولی استاد اقرار میکنم من هنوز کلی مقاومت و تنبلی دارم .
ولی باید قول بدم به خودم و با نتیجه بیام حرف بزنم.واقعا الان این تنها چیزی هست که از ته دلم میخوام.
با آرزوی موفقیت برای همه.
استاد عاشقانه دوستتون دارم
به نام خداوند بی نهایت بخشنده و بی نهایت مهربان
با سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته و تموم دوستان همراه
زمانی که حدود 13سال داشتم دیدم که عموی بزرگم همینکه سال نو تحویل شد با یه سینی که توی اون قرآن،سکه و اسکناس،سبزه و سایر چیزهایی که مربوط به هفت سین بود قرار داشت ،تصمیم گرفت به عنوان اولین نفر وارد خونه عموی کوچکم بشه(یه رسم قدیمی توی روستامون بود که اینکارو انجام میدادن و باورشون این بود اونی که قدم خیر و مبارکی داره باید اولین نفر تو سال جدید وارد خونه شون بشه)و عموی بزرگم قبل اینکه وارد خونه بشه اول اسکناس رو بوسید و بعد قرآن رو.
چقدر کسانی که این صحنه رو دیده بودن ناراحت شدن و قضاوتش کردن. اول از همه پدر خودم که میگفت: وااای داداشم چقدر پول پرسته اول اسکناسو بوسیده و بعد کتاب خدارو.
منم با تموم وجود این قضاوتهایی که میکردن رو قبول داشتم و همیشه و همیشه عموی خودم رو یه انسان پول پرست میدیدم که پول براش از خدا مهمتره.همیشه پول و مادیات رو نقطه مقابل خداوند و معنویات میدیدم.
با آگاهی های این فایل متوجه شدم که کار عموی خدا بیامرزم اشتباه نبوده .الان متوجه میشم که چرا اینقدر اوضاع مالی عموی من برعکس ما خوب بود. چقدررر باورهای اشتباهی در مورد پول و ثروت داشتیم و همین باورهای اشتباه باعث شد عمری رو در فقر بگذرونیم.
دریافتم اصلا خدا و پول از هم جدا نیستن.هر جا پول هست، خدا هست ، ایمان قویتر و احساس بهتر هست و وقتی ایمان قوی به خداوند و احساس خوب داری همه چیز داری.
بنام رب
سلام استاد جانم و خانم شایسته عزیزم
اینکه ثروتمندا خیلی ادم های خوبی هستن
یه کلیپ از ترامپ (که خیلی هم دوسش دارم و بنظرم خیلی با ایمانه) دیدم
که تو یه همایشی فکر کنم نشسته بود و اونجا یه نفر داشت برای کمک به یه جایی پول جمع میکرد
اقای ترامپ خیلی اروم پول از جیبش دراورد و یواشکی شمرد وقتی اون اقا اومد سریع انداخت تو ظرفش
واقعا این آدم مغروره یا ظالمه یا حق کسیو خورده؟
ادم وقتی ثروتمند باشه جوری هم کمک میکنه که جلب توجه نکنه
ولی ادم های فقیر چون اعتماد بنفس هم ندارن و احساس دلسوزی و حمایت هم تا آسمون دارن
وقتی هم میخوان کمک کنن به هزاران نفر نشون میدن
و این باور برام بهتر شد که ادم های ثروتمند خیلی خوبن
من وقتی بچه بودم داییم یه رستوران باز کرد یعنی اولین نفر در فامیل که کار خودشو شروع کرد
و بعد از مدتی اینا رفتن بالای شهر
و چقدر پدرم از اینا بد میگفت
و ما از همون بچگی تا بزرگسالی منع میشدیم که با داییم اینا رفت و امد کنیم و همیشه بیشتر با عموهام که وضع مالی خوبی نداشتن رفت و امد میکردیم
چون پدرم باور داشت ادم بابد با کمتر از خودش رفت و امد کنه تا مغرور نشه یا چه میدونم اونا تنها نباشن
حالا انگار ما چقدر بالاتر بودیم خخخ
یادمه وقتی پدرم ماشین خرید همیشه کسی میومد خونمون پدرم باید اونو میرسوند و میگفت چون من ماشین دارم باید حق بقیه رو اینجوری ادا کنم و چقدر با مادرم سر این قضیه دعواشون میشد چون مادرم مخالف بود
یا وقتی مثلا ماه رمضون میخواستیم بریم خونه عموم کلی خوراکی برای اونا و چند تا خانواده دیگه میخرید و میبرد
در حالی که اون خوراکیا رو برای خودمون نمیخرید
و میگفت اونا ندارن واجب ترن
درسته شرایط مالی ما از اونا بهتر بود اما جوری هم نبود که بخواد یه همچین کارایی بکنه
البته من اون وقتا فکر میکردم پدرم چقدر ادم خوبیه
البته واقعا هم هست
اما رفتارا و کاراش فقط بخاطر احساس گناهش بود
و همه این رفتارا در ناخوداگاه من ثبت شده
از یه طرف میخواستم مثل پدرم ادم خوبی باشم
از یه طرف میگفتم من دوس دارم خودم بیشتر لذت ببرم
که خب مشخصه باورای مخربم نمیذاشت چیزایی که دوس دارم تجربه کنم یا اگه چیزی میومد اصلا دودستی رد میکردم که یه وقت کسی توقعی از من نداشته باشه
یعنی انقدر این باورا در من ریشه دارن این همه کار کردم انگاری هنوز تکون نخوردن
تازه دارن سر باز میکنن و میفهمم عه فلان چیزم دارم و نمیدونستم
استاد به قول شما وقتی خواسته ای داری و اتفاق نمیافته یعنی ترمزها خیلی زیادن
چون من توی احساس لیاقت خیلی بهتر شدم و کلی هم در بیرون میبینم ادما چقدر با من با عشق رفتار میکنن
مثلا تو تاکسی میشینم راننده ای که حوصله جواب به بقیه رو نداره وقتی من پیاده میشم میگه خسته نباشی در امان خدا ببخشید چند دقیقه معطل شدی
یا توی سلامتی که قبلا سالی یکبار یه سرماخوردگی شدید میگرفتم الان خداروشکر دوساله هیچی نه قرصی نه چیزی
یا توی روابط که خب بالاتر گفتم دیگران خیلی بیشتر بهم احترام میذارن و با خانواده ام خیلی رابطمون بهتر شده
پدرم با اینکه من همیشه قبلنا مانتوی بلند میپوشیدم چون فقط موهام بیرون بود یا لاک میزدم همیشه شاکی بود و نصیحت میکرد الان کلا موهام بیرونه و لباس پوشیدنم خیلی آزادتر شده یکبار نگفته اینا چیه میپوشی و همیشه منو میبینه لبخند میزنه
در مورد معنویت هم خب خیلی بهتر شدم با خدا رفیق تر شدم
اما از نظر مالی اینقدر پیشرفت نداشتم
چون ترمزهام خیلی زیادن
ولی دارم تمام تلاشمو میکنم ادامه بدم
البته اینم بگم
قبلا مدیریت پولو بلد نبودم
هر چی در میاوردم یه جوری خرج میکردم
الان یه پولی گذاشتم کنار و دو ماهه بهش دست نزدم
یا یه مقدار سرمایه گذاری کردم
همینا هم پیشرفته دیگه
استاد انقدر ادامه میدم تا یه روز براتون ایمیل بزنم و از نتایج مالیم بگم
اینم یه تعهد دیگه
دوستتون دارم