اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام دوباره این کامنت دخترم هست با گوشی من مینویسه
قال الله :
&ما از هر نعمتی برای شما فراوان موجود کردیم و داده ایم&
شعار من:
هر کس ب فراوانی ایمان دارد پیش خداوند مقبول و عزیز هست و هر کس از کمبود بگوید مورد لعن خداست
.
.
.
من همیشه خداروشکر پول رو برای خودم میخواستم
پول رو برای اینکه خودم ثروتمند باشم خوشپوش باشم بهترین ماشینهارو سوار شم احساس عزت بهم میداد
برای اینکه پولدار و ثروتمند باشم اونم خیلی کلون بهترین قصر هارو داشته باشم
خداروشکر اصلا اصلا اصلا این باور رو ندارم که ثروتمند بشم تا ب دیگران کمک کنم اصلا اصلا اصلا هیچوقت دوست نداشتم کسی بهم پول بده یا از من پول بخاد همیشه منظورم اینه که دوست داشتم ثروت داشته باشم برای خودم باشه و من فقط لذت ببرم برم بچرخم غروبها خیلی حسم عالی میشه وقتایی ک پول دارم و کسب کار دارم و پول درمیارم همیشه چشمم دنبال ماشینهای لاکچری بود آنقدر علاقمند بودم اسم تمام ماشینهای شاسی بلند رو حفظ بودم تا از جلوم رد میشد از پشت ماشین اسمو دقت میکردم هم سن های من اصلا اسم پرایدم نمیدونستن درباره مشخصات ماشینهای گرون قیمت زیاد دوستداشتم بدونم، بچه ک بودم اصلا نمیدونستم امام کیه و … هر سال کشورهای خارجی میرفتیم ب واسطه شغل پدرم و لباسهامو از اونجا می خریدیم و همیشه خونمون پر نعمت بود اما راست میگه استاد مادر من تو این روضه موزه ها زیاد میرفت و همیشه با پدر م درگیر بود و من هم قاطی روضه ها شدم
دقیقا راسته استاد آدم نمیدونه با قرار گرفتن توی محیطهای مذهبی چقدر داره ناخود آگاه رو پر میکنه از فقر و نکبت و بدبختی و احساس گناه و بلا و مصیبت و ظلم
دقیقا پاشنه آشیل همه ما همینه آموزه های مذهبی فقر آور
کاش هیچوقت این اراجیف رو نمیشنیدم در باره ی ادمهاییکه تو ذهن ما مقربترین آدمها و عزیزترین ها نزد خداوند هستن
ما این باورها رو تو ذهنمون جا انداختیم و چقدر پشیمونم
راست میگه استاد ،اصلیترین دلیلی که استاد آنقدر پیشرفت کردن همینه که تمام آنچه درباره اهلبیت شنیدن رو ریختن دور و هرگز هرگز هرگز توی این هیتها شرکت نکردن و خودشونو نجات دادن
یادمه من هم چند سالی ک شرکت نمی کردم خیلی هم اوضاع مالی خودم هم خانوادم عالی تر بود
نمیدونستم آرام آرام با شنیدن مصیب اهل بیت عزیز کرده های خدا
اینو تو مغزم سوار کردم که مصیبت و فقر و گرفتاری و بلا و ستم مظلومیت مریضی و انواع بلاهای عظیم باعث قرب الهی میشه
اشتباه کردم
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
خدایا من کردم من ب خودم ظلم کردم من اینهارو تو ذهنم سوار کردم من رفتم سالها نشستم اشکم ریختم برای دروغهایی که درباره نزدیکترین عزیزترین بنده هات گفتن من شنیدم
من تو ذهنم این چرندیات رو نوشتم که غم اندوه و اشک و ناله و حسرت کشیدن فقر و انواع بدبختی و بلا کشیدن مریضی و نالان بودن باعث نزدیکی ب تو هست
چون اهل بیت روال زندگی طبیعیش این بود
در حالیکه این نبود و کاملا بر عکس این اراجیف روضه ای بود زندگیشون
اهل بیت ثروتمند ترین ،شادترین،سربلندترین،عزتمندترین،خنده رو ترین شوخ ترین،بودن همیشه و هیچ بلایی هرگز بهشون هیچکس نتونست برساند چون تورو ولی و سرپرست خودشون میدونستن و تو مراقب و محافظشون بودی
مثل مسیح ک تو قرآن در جواب یهود ک گفتن ما مسیح رو زنده ب صلیب کشیدیم ،خداوندا تو می فرمایی که نه ای محمد ،اونها کس دیگری رو اشتباه که از قوم خودشونم بود ب صلیب کشیدن چون من هرگز اجازه دست درازی ب هیچکدوم از پیامبران و امامان و عزیزان درگاهم که من رو ولی و سرپرست خودشون میدونن ندادم و نمیدم در طول تاریخ
وقتی میشینی پای روضه و سرنوشت دروغ میشنوی درباره حضرت زهرا اینکه اون کتک زدن و پهلوی شکستن چقدر چندش آور و خنده داره کسی که خدا از دهنش نمیفته،چطور سوال نمیشد واسه من که آخه کی جرات داشته ب این خانم بگه تو وقتی خداوند سرپرست و ولی او ست ،چه برسه ب این غلطها،
و ادامه ی داستان که همه میدونیم اینکه اون مریض میشه و بچه هاش نالان میمونن و استخوان تو گلوشون میاد و زار ی بدبختی میکشن آخرشم قبلشم معلوم نیست سردرگمی و بی نشانی و بدبختی و نکبت و زاری ادامه دار در طول زندگی اولادش و تاریخ و نمیفهمیم که همین باعث میشه مغز من با خودش بگه وتکرار کنه که مریضی و بلا و مصیب و گریه وزاری و بلاهای این مدلی مال عزیزای درگاه خداست که همشم دروغه مغز خوب من باور نکن دیگه این حرفها و
دقیقا تو فامیل دقت می کنم استاد
دو نفر که مداح هستن و زیاد از این دروغها میخونن دقیقا مادرشون مرد ،خود پدر خانواده جوانمرگ شد ،زندگیشون هر لحظه فقط بلا و مصیبت بود چون پدر خانواده زیاد میخوند درباره حضرت عباس بلافاصله بعد مرگ خودش ،سال بعد پسر 22 سال جوانمرگ شد در حالیکه سالم بود از داربست افتاد ،سال بعد مادر خونه دق کرد مرد و دختراش طلاق گرفتن همچنان ادامه دارد فقرشون و..
و دختر اون یکی برادره هم مداحی کرد دقیقا سال بعدش مادرش مرد فقر ک بیداد میکرد و میکنه و انواع بلاها رو کشیدن
خدایا درون مغز مارو پاک کن از اینهمه باور کثیف شیطانی چون تو فقط برای بندگانت شادی فراوان ،نعمت فراوان ،عزت فراوان ،آرامش فراوان ،عمر همراه با عزت و سربلندی و سلامتی فراوان ،آسایش فراوان ،رفاه فراوان ،پیشرفت و موفقیت فراوان میخوای و هر گز اجازه بلا و مصیبت و بدبختی نمیدی برای ورود ب زندگی بنده هات
هر کس غمگینه،مریضه،درد داره،بلا داره،مصیبت داره، فقر داره، مورد ظلم هست ،ناراحتی داره ،ستمکش هست اتفاقا مورد لعن و نفرت الله هست
و خداوند بسیار از این خانه های پر بلا پر گرفتاری از هر نوعش ک یکیش فقره،یکیش ناراحتیهای مختلفه،یکیش،مریضیه،به دور هست
هر چقدر ثروتمندتر باشم شادیم بیشتره ،موحدترم،خدا پیشمه،فقط خدارو می بینم ،چون ذهنم ارامه ،لذت میبرم چون بهترینهارو میخرم و خداوند بهم نزدیک میشه چون خداوند هم خودش ثروتمند شاده مدام درحال پیشرفته مدام در حال گسترش جهانشه،مدام در هر حال شادسازی و آبادانیه
تو قرآن میگه خونه هارو بااد کنید بسازید یعنی ثروت اندوزی کنید پس ثروتمند شدن من منو خیلی پیش خدا عزیز میکنه سربلندم میکنه
خدایا ذهن و روح و مغز و درون منو خودت پر کن از این باورهای درست
و پاکم کن از هر فکر و هر باوری که فقر نکبت و ذلت رو برام آورده
سلام درود خداوند بر استاد عزیزم سیدحسین عباس منش و دوستان سایت الهی من اعتراف میکنم که همه این باورها رو داشتم البته در گذشته واین قدر این باورها دروجودمن بزرگ بود که همیشه از لحاظ مالی در پایین ترین سطح جامعه بودم واز زمانی که با استاد آشنا شدم این باورهای کم بود درمن کم وکمترشده من درگذشته این باورهارو داشتم که خدایا به من ثروت بده تامن ازثروتی که به من میدهی به فقیر و فقرا کمک کنم و خودم را مستقیماً لایق ثروت نمی دونستم واین باورکه اگر انسان ثروتمند بشه ازخدا دور می شود دراطرافیان من صدرصد هست و هیچ کدام از لحاظ مالی پیشرفت نکرده اند ومن ازوقتی این باورهای مخرب را شناسایی کردهام زندگیم روزبهروز درحال بهتر شدن است و وقتی دوره همجهت با جریان خداوند را خریدم از لحاظ مالی نسبت به گذشته بهتر و بهتر شدهام وهر روز وهرلحظه به خودم میگم خدایا تنها تورامیپرستم و تنها از تو یاری می جویم ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنان نعمت دادی و نه راه کسانی که بر آنان غصب کردی و نه گمراهان عالم وخدایا هرآنچه دارم ازان توست وبه خاطر هر لحظه وهرثانیه درزندگیم ازخداوند سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم وبه الله قسم حال دلم خیلی خوبه وباتمام وجودم به این مسیر الهی ایمان دارم استاد خداوکیلی بهترین ومعنویترین وثروتمندترین استاد واولگو برای من هستید دمت گرم عاشقتم درپناه الله یکتا شاد و سالم و سلامت وثروتمندوسعادتمند در دنیا و آخرت باشید خدانگهدار
باور مخرب که پیدا کردم چقدر این فایل عالی بود و دقیقا در تایم مناسب بهم رسید که اینکه من اصلا ثروت رو برای خودم نمیخواستم و فکر میکردم که حتما باید دلیلی براش داشته باشم تا ثروتمند بشم که اون هم این بود که حتما باید ببخشم یا خدایا ثروت بده که کمک کنم یا ببخشم من که لایق ثروت نیستم که برای خودم بخوام حتما باید دلیلی داشته باشه تا ثروتمند بشم خیلی فایل عالی بود
من با ارزش ترین و جذاب ترین و الهی ترین کار دنیا رو دارم انجام می دهم
من دارم کمک می کنم یه عروس و داماد اولین خونهی خودشون رو … خونهی بختشون رو بگیرن
من دارم کمک می کنم یه خانوادهی مهاجر به راحتی و بدون دغدغه با رعایت مسائل حقوقی و مالی یه خونه بگیرن و یه زندگی جدید رو توی این شهر شروع کنند ، اونا مهاجر هستن و چالش های خودشون رو دارند و من در جایگاه یک مشاور و متخصص یک عالمه از مسائل و دغدغه هاشون رو با گرفتن یه خونهی خوب براشون حل می کنم
من دارم کمک می کنم یه دختر یا یه پسر ناز که توی خانواده تا الان اتاق شخصی نداشته ، حالا با پدر و مادرش بیاد توی خونهی نو و بزرگتر و بزرگترین رویایی که شب ها به عشقش می خوابیده و صبح ها به عشقش بیدار می شده ، یعنی داشتن اتاق شخصی توسط دستان من داره محقق میشه و دل تو دلش نیست
می دونی این خونهای که من دارم برای مشتریم می گیرم ، چه شب نشینی ها و دورهمی هایی رو داخلش می گیرند و چه خندهها و شادی های از ته دلی رو داخلش تجربه می کنند
می دونی چه مهمونی های خفنی … چه تولد های شادی رو داخل این خونه تجربه می کنند
می دونی چقدر می نشیند توی اوقات فراغتشون بازی می کنند ، لذت می برند و از ته دل می خندن
می دونی چقدر استراحت می کنند ، مدیتیشن می کنند و در کل چقدر آرامش الهی رو تجربه می کنند
می دونی چقدر داخل این خونه برای شغلشون مطالعه می کنند ، بعد آزمون و خطا می کنند و رشد می کنند و پول های شیرین می سازند
می دونی اصلا خیلی ها چه خانم ، چه آقا تو این سال ها یعنی سال 1404 و 2025 Home Office هستند و توی همین خونه بیزنس خودشون رو انجام می دهند و خدا می دونه چه پول های شیرینی رو به راحتی … به راحتی می سازند
می دونی چه لذت های شیرین و وصف ناپذیری رو در طی روز و شب داخل این خونه تجربه می کنند
کار من با ارزش ترین کار دنیاست ، من دارم کمک می کنم که آدم ها خونهی امنشون ، محل عبادت ، محل لذت ، محل آرامششون رو بگیرند ، واقعاً به خودم افتخار می کنم ، خدا هم به من افتخار می کنه و عاشقانه تحسینم می کنه
1-ثروتمند شدن موازی با معنویت است باعث رهایی از مادیات میشود.
2 ثروتمند شدن باعث میشود ما از مسائل پیش پا افتاده روزمره ذهنمون برداشته شه و بیشتر به خدا توجه کنیم.
وجود نعمت زیاد در زندگی باعث سپاسگزاری بیشتر ما میشود و اینکه این نعمتها را پروردگار به ما داده است پس در نتیجه سان معنویتری میشویم
بیا بررسی کنیم ثروتمند شدن از چه مسیری میگذرد
از مسیر اینکه به دیگران باج ندهیم این یعنی توحید
از مسیر اینکه همه عوامل درونی است و تنها من خودم روی زندگی خودم تاثیرگذار هستم این یعنی نداشتن شرک
لازمه وجود تمام کارهای خیر فقط پول داشتن نیست بلکه ثروتمند شدن هست ثروت یعنی ادی زمانی مکانی مالی رابطه خوب با خداوند رابطه خوب با دیگران و تمام اینها میشود ثروت
ما زمانی بیشترین کمک رو به جهان میکنیم که ثروتمند بشیم یعنی علاوه بر داشتن پول وقت داشته باشیم که اون رو هزینه کنیم چیزی بخریم و زندگی خوب برای خودمون و اطرافیان خودمون بسازیم این همون وظیفه جانشینی پروردگار اشرف مخلوقات است
مسیر ثروت پایدار ز نهادینه کردن این باورها در وجود من شکل میگیرد
دولت و هیچ حکومتی در زندگی من تاثیرگذار نیست
من هستم و خودم هستم که خالق زندگی خودم هستم
هیچ عامل بیرونی در زندگی من تاثیرگذار نیست
و تمام اینها یعنی توحید یعنی خداوند و پروردگار یعنی توجه به خدا صلات
مثالهای عینی در جامعه
این تفاوت که به شدت واضح است که در مناطق مرفه شهر میزان جرم و جنایت نه تنها صفر است بلکه منفی هست یعنی ما خیریه داریم ما دیوار مهربانی داریم و جاهایی داریم که فراد به بقیه کمک میکنند
نه تنها اینها به وجود آمده بلکه یک جو و یک اتمسفر وجود دارد که هر کسی یخواهد خدمات با کیفیتی ارائه کند لوکیشن مغازه خود را به آنجا منتقل میکند و این افراد لاقیت به خرج میدهند پول بیشتری میسازند فرادی را به استخدام در میآورند روزی سر سفره انسانها میرود ه گردش اقتصاد کمک میکند به افزایش ارزش پول ملی کمک میکند ه رشد اقتصادی کمک میکند به جلوگیری از خروج نخبهها از کشور کمک میکند و نه تنها هزاران مزیت همراه خودش دارد بلکه باید به این اشاره کنم که هر بیزینس خودش نیاز به خدمات دارد خودش نیاز به مواد اولیه دارد که از بیزینسهای دیگر تهیه میشود و باعث میشود به صورت مستقیم و غیر مستقیم افراد دیگر از این روزی بهره ببرند
باعث شادابی و نشاط میشود اعث میشود الگو در بین جوانان شکل بگیرد امید و انگیزه به افراد داده شود
و چه چیزی از این بالاتر که تو یک مثال عینی موفق باشی همیشه استاد در حبتهای خود برای تغییر باورها به این مسئله اشاره میکند که به دنبال نمودها و منطقهایی باشید که باورهای شما را ثابت کند و هیچ چیزی بهتر از منطق و مثال عینی چرت و پرتها و باورهای منفی را خاموش نمیکند تجربه من مثل این است که آب روی آتیش بریزیم وقتایی که ذهنم خیلی درگیره براش منطق میارم
حتی در ابتدای دوره 12 قدم هم به این مسئله اشاره میشود که پایه ساخت باور باید بنیادین باشد باید محکم باشد و منطقی و وقتی جای پات محکمه خیلی تفاوت داره تا اینکه با شک و تردید باشی و یک زندگی با شک و تردید یک زندگی پوچه
درود وارادت اقای عباس منش عزیز من میشه گفت نفرات اول در عضویت وبسایتتون هستم وخیلی خوب چره شما رو میشناسم خیلی دلم میخواد احساساتی رو که میگید بیان کنم اما خیلی عجیبه من سالها اعتیاد بد داشتم به تمام مواد ها اما ازوقتی ترک کردم حدود 23 سال هست هرچی زور میزنم میتونم به اون افکار فکرکنم اما ازبیان وعملش ناتوانم اگرپیشنهادی داری لطفا راهنماییم کن نسبتا موفق هم بودم اما خودم راضی نیستم ودرمورد ادمهای مذهبی عرض کنم که واقعا متوجه شدم یا فقری که دارند رو نمیبینند چون لذت ثروت روتجربه نکردند وعده دیگشون هم دستشون به گوشت نمیرسه میگن بو میده یعنی من اگر از نظرمالی واقعا اوکی باشم تازه باید خالص تر بشم وبیشتر با خداحال کنم
خدا شکر میکنم که اول روزم رو با اومدن به سایت و خوندن کامنت بچه ها شروع کردم و کلی انرژی گرفتم و ی حسی گفت بیام بنویسم.
از پری روز چندین بار این فایل رو نگاه کردم و تقریبا بیشتر کامنت ها رو خوندم.
وچقدر تایید کردم حرف های بچه هارو که توی کامنت از تجربه ها و باورهای مخربشون نوشته بودن و چقدر احساس کردم که واقعا همه ما از بچگی نا آگاهانه زندگی رو اشتباه یادگرفتیم.
راه بزبرگتر هامون رو رفتیم و کلی روش با ذوق و شوق حرکت کردیم که حتی بهتر از اونها باشیم .ولی متاسفانه اغلب در مسیر خلاف قوانین خداوند و چقدر الان خوشبختیم که به مسیری درستی هدایت شدیم برای یادگیری درست قوانین.
چیزی که از دوران گذشته و بچگیو یا قبل آشنایی با استاد یادم میاد.ثروت و خداوند کلا از ریشه متضاد هم برامون تعریف شده بود.
و وقتی یک باور بصورت بنیادین و از ریشه به اینصورت تعریف بشه توی ذهنمون دیگه تلاش کردن مثل دویدن روی تردمیل و یا توی هاونگ آب کوبیدنه.
همش میشه نرسیدن نرسیدن.تلاش های بی ثمر و نا امیدی و شک کردن به تمام زندگی و بوجود آومدن هزاران سوال بی جواب یا جواب های بی منطق که بیشتر گمراه کننده است.
واقعا توی این مسیر باید گذشته خودمون و تمام زندگی گذشته خودمون رو ببخشیم.
هزاران بار به خودمون بگیم ما راه رو بلد نبودیم و راه بلد های ماهم خودشون گمراه بودن و راهی جز راه گذشته گان خودشون رو نمیشناختن.
و الان که میسیر رو پیدا کردیم هر روز از خدا بخواهیم که بیشتر این مسیر رو باور کنیم .
قانون رو باور کنیم .استاد و کل زندگیش رو باور کنیم.و ی اهرم رنج و لذتی در ذهنمون ایجاد کنیم برای ثروتمند شدن.
که آقا و خانمی که الان عضو سایت استاد عباسمنش عضو هستی و از دوره ها داری استفاده میکنی .وظیفه الهی و انسانی تویه که ثروتمند بشی .وظیفه ما هستش که مولد ثروت بشیم با باور های درست .
اولش استاد وقتی برای اولین بار این جمله رو از شما میشنویم که ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست و هرچه ثروتمند بشم نزد خدا محبوبتر وونزدیکتر میشم مثل ی انفجار اتمی توی ذهنمون اتفاق میفته که به هیچ عنوان ذهن با میلیون ها دلیل و منطق و شاهد تجربه این باور رو رد میکنه .اصلا اولش آدم شاخ در میاره انقدر انقدر که ذهنمون با این در متضاده.
انقدر که باور ها مخربه و هیچ جوره ذهن قبول نمیکنه و اگه زیاد بهش فشار بیاری کلا از مسیر سایت منحرفت میکنه .چون نمیتونه قبول کنه .
ولی کم کم میشه .با ادامه دادن میشه.
با حال خوب میشه.با دیدن زندگی استاد در سریال های سایت میشه.
باخوندن کامنت بچه ها میشه یا موفقیت های کوچولو موچولی اول مسیر میشه این ذهن رو به جایی برسونی که قبول کنه و باز برعکس قبل کار کنه مثل ذهن استاد که کلا ذهنش متضاد قبلش داره کار میکنه و نتایج زندگی استاد هم شاهده این حرفه.
به خودم میگم .محمدرضا اگه دانشجوی استاد عباسمنش هستی و کلی قبولش داری کلی حس خوب از فایل هاش میگی .
این وظیفه الهی انسانی تویه که پولدار بشی با باور های درست .ثروتمند بشی .مولد ثروت بشی .تولید کننده بی نهایت ثروت بشی برای جهان مفید باشی باعث گسترش جهان بشی
الگو بشی از اینکه یک انسان قدرت تغییر 360 درجه زندگیش رو داره چون استاد این مسیر رو رفته و ما هم میتونیم.
استاد من قبلا ثروت رو میخواستم در حد نیاز های خودم برطرف بشه و به یک سری از خواسته هام برسم ولی الان داره توی ذهنم اینطور تعریف میشه که این یک وظیفه الهیه گردن من مثل نماز خوندن ….
که من باید ثروتمند بشم.
من باید وقت و انرژی و تعهد بذارم برای تغییر بنیادین باور های مخربم در مورد ثروت.
چون ثروتمند شدن تنها مسیر رسیدن به خداونده مابقیه مسیر ها اشتباهه.
اول ثروت بعد چیز های دیگه.
از قدیم شنیدیم حضرت علی گفته
فقر اگه بیاد توی خونه ایمان از پنجره میره بیرون.
یعنی ثروت خداوند یکی هستش
فقر خداوند یکی نیست اصلا نمیشه
اصلا جور در نمیاد .
استاد کلی حال خوب شده با این فایل کلی از حرف هاتون و کامنت بچه ها در من انگیزه و شورو شوق ایجاد شده بشینم روی باور های ثروتم کار کنم.
چون منطق های قوی دارم به ذهنم میدم.
استاد من در شروع ی کسب و کار شخصی ام .
و میدونم اگه باور های ثروتم ی کوچولو تغییر کنه .
دست به خاکبزنم طلا میشه. ثروت از همه جا میاد.ولی اگه با همون ذهنیت قبلی شروع به کسب و کار جدید بکنم همون نتایج باز تکرار میشه.نتایجی که همیشه پول میسازی ولی همیشه هم پول نداری .همیشه هم پول ها آب میشه نمیفهمی چی میشه .و به قولی بی برکت میشه و همیشه از هزینه هات عقبی .
همیشه این پوله از بین میره.با قرض دادن .
با تصمیم های اشتباه
با خرید های اشتباه .
خدایا در این مسیر الهی به همه ما بچه ها توفیق ثروت بی نهایت رو بده تا ایمانمون بیشتر قوی بشه به این مسیر و استادمون
آمیننننن.
استاد صمیمانه تشکر میکنم ازتون.
بچه ها تک تک شما رو خالصانه دوستتون دارم براتون ثروت های بیحساب طلب میکنم از خدا
بازخوانی یک تجربه از همکار سابقم، که فکر میکردم ثروتمند است:
سلام. من به مدت تقریبا ده سال، در شغل قبلی ام، با فردی همکار بودم که اصولاً ایشان را در این مجموعه، بعنوان فرد ثروتمند و برخوردار و با وضع مناسب مالی میشناختنم و میشناختند.
در حقیقت، ایشان مدیر من بودند. در این مدت همکاری، بسیار به هم نزدیک بودیم و از اوضاع همدیگر باخبر بودیم. من هم میدانستم که ایشان، تقریبا احتیاج مالی برای کار کردن ندارد، و سالی یکی دو تا ملک میخرد، و الان هم در جای خوبی در شهر تهران خانه دارد و مال و اموال خوبی دارد.
قصه تا اینجا پیش رفت که من به ماموریت کاری، از طرف همان شرکت رفتم، و ایشان، بخشی از پول حق ماموریت را، که میبایست در امور مشخص کاری، هزینه میشد، بطور مستقیم، و به بهانه یک چیز دیگر، از حساب من برداشت کرد، زیرا این پول ماموریت در حساب من بود.
بعداً من فهمیدم که آن بهانه، فقط یک دلیل سطحی بود که مرا به اصطلاح گول بزند و این پول را، برای خودش بردارد.
هر چند بعد از این اتفاق، با هم مستقیم صحبت کردیم، و در ادامه، اتفاقات دیگری با موضوعیت دیگر برای من رخ داد، اما نکته این تجربه، که در ذهنم، برای مدت ها، ماندگار و ثابت شد، این بود:
ـ پولدارها، دیگران را استثمار میکنند(در این مثال خودِ من) ، از آنها بهره کشی میکنند، تا به مال و اموال و دارایی شأن افزوده گردد. و گاهی نیز با روش های بسیار نادرست، از هر سوراخی که پیدا میکنند، استفاده میکنند تا پول را به حساب خودشان بریزند و به اصطلاح، خون بقیه را بمکند…
این موضوع مدت ها و مدت ها و مدت ها برای من سوال بود: چرا همچین آدمی، که در زندگی من، بعلت آشنایی بسیار زیاد و از نزدیک، بعنوان یکی از سمبل های انسان ثروتمند بوده است، دست به چنین کاری -شبیه دزدی- زده است؟ یعنی بقیه ثروتش را هم از راه های مشابه بدست آورده بود؟ اگر اره، چطور این همه سال، ثروتش دوام آورد؟ چطوره که هر سال، داره درآمدش بیشتر میشه و میتونه خانه بخره برای سرمایه گذاری؟ چطور این همه همکاریهای دیگرم، به ایشان احترام میگذارند بعنوان یک آدم برخوردار؟ و چطوره که من،نشانه های عزت نفس بالا را در ایشان، مستقیم دیده ام، نشانه های مانند نترسیدن از دیگر افراد و همکاران هم رده، رسا و بلند صحبت کردن، قدم برداشتن برای کارهای عملی؟ چی جوریه که پروژه های خارج شرکت، همه اش بسوی این فرد، سرازیر میشد؟؟؟؟؟
مدت ها و مدت ها در این تقابل ذهنی بودم، در جستجو برای یافتن پاسخ این سوالات، بویژه که این فرد را از نزدیک میشناختم و همانطور که گفتم، یک نوع سمبل برای من بود که یعنی بقیه ثروتمندان هم اینجوری هستند….
اکنون که سال ها از اون موقع گذشته است، و من، بواسطه آموزش های این مجموعه، به شناخت بهتری از خودم رسیده ام (نسبت به قبل) چند پاسخ برای این تقابل دارم:
1) اصلا کسی که دزدی میکنه در کار، ثروتمند نیست. ثروتمند واقعی آقای محمدتقی داورپناه هست که 300 تا مدرسه ساخته و هنوز هم داره مدارسش و دارایی اش بیشتر و بیشتر میشه… ثروتمند واقعی، آقای احمدی هست که از نزدیک میشناسمش که چقدر انسان درستکار، متعهد، بااخلاق، مودب، الگو از هر جهت هست که هرگز از این کارها نمیکنه و خدا را شکر، دارایی اش از همکار تو خیلی بیشتر هم هست. تو همین همکاران جدیدت در حرفه املاک، هستند کسانی که ده تای او را میخرند و میفروشند….
2) ثروت، به خودی خود، صفتی ندارد. مانند ذره بین هست که خصلت افراد را بزرگتر نشان میدهد. همین . آدم خسیس را واضح خسیس تر، آدم با باور کمبود را واضح تر دارای باور کمبود، آدم گدا را واضح تر گداتر، آدم ولخرج را ولخرج تر، آدم مغرور را مغرورتر، و آدم دست ناپاک را دست ناپاک تر.
3) منبع درآمد این فرد همکار سابق، تنها از طریق حق ماموریت شما نبوده است. بلکه منابع تولیدی دیگری نیز داشته است.
4) اینکه زمانی من، برای ایشان کار میکردم، در آن زمان، برای من، بیگ شات و یک اتفاق بزرگ و یک آرزوی بزرگ از جهت کاری بوده است: همکاری نزدیک با یکی از بهترین ها در کشور، و از نزدیک اون کار خاص را تجربه کردن. به این تجربه، از این منظر هم نگاه کن ، و اسمش را فقط «استثمار» نذار. حتی اگر این لغت هم صدق میکرد، تو در آن زمان، بخشی از پازل بودی که این موضوع و یوق اسارت را پذیرفتی (اگر بپذیریم که اسمش استثمار بوده است).
این بخشی از تجربه شخصی من در خصوص رابطه بین ثروت و معنویت بوده است، که امیدوارم برای خودم و دیگران مفید واقع گردد.
قبلش بگم از بچه هایی که نتیجه گرفتن و اومدن نتایج شون رو با ما به اشتراک گذاشتن خیلی ممنونم که باعث انگیزه مضاعف می شه برای ادم.
از اقای حوا زاده،اقای محمدی ،اقای حیدری،خانم هلالی ،خانم غفاری
خیلی ازتون ممنونم انشالله نتیجه هاتون پایدار و پر برکت باشه
استاد عزیزم عمیق که نگاه می کنم
ادم های پولدار کلاه بردار نیستن بلکه این ما هستیم که به خاطر
1.نداشتن عزت نفس و احساس لیاقت
2.شرک
3.باور کمبود
4.توجه نکردن به هدایت های الله
و …
به سمتی هدایت می شیم و اتفاقاتی رو تجربه می کنیم که فکر می کنیم افراد پولدار سر ما کلاه گذاشتن.
یک نمونه اش وقتی خاله من برای موضوعی به من زنگ زد من نتونستم با عزت نفس کامل حق و حقوق خودم رو در مورد اون موضوع مشخص کنم بعدا خاله ام و بچه هاش به نفع خودشون خیلی چیز ها رو بالا کشیدن و من موندم و کلی احساس بد که اره خاله ام سر من کلاه گذاشت.
یا وقتی رفتیم خونه بخریم به خاطر شرک مون انتخابی کردیم که سر مون کلاه رفت .
یک موضوعی که حدودا 20 روز پیش اتفاق افتاد .
همسرم به من گفت نفیسه 10 میلیون پول نقد داریم به نظرت باهاش چی بخریم که ارزشش حفظ بشه
من بهش گفتم یه روز بهم فرصت بده
تو قلبم گفتم خدایا تو ما رو هدایت کن برای این تصمیم.
از قضی من اونروز هدایت شدم به سمت خواهرم و خواهر زاده ام و دیدم اونا دارن طلاهاشونو می فروشن
من اومدم خونه به همسرم گفتم میخوای برای پولمون قسمتی از طلاهای خواهر زاده ام رو بگیریم ،گفت مطمئنی ضرر نمی کنیم .
گفتم مطمئن نیستم فقط می دونم من از خدا خواستم و و اینطوری هدایت شدم.
بماند که نشد ما اون طلا هارو بخریم
ولی من قیمت طلای اونروز رو توی ذهنم نگه داشتم و قیمت امروز رو نگاه می کنم ما سود می کردیم فقط میخواستم اعتمادم به هدایت باشه.
حالا من میتونم بگم طلافروشی یا کس دیگه ای میخواست یا میتونست سر من کلاه بزاره.؟ نه
چون من داشتم با هدایت جلو می رفتم و همه چیز عالی بود .
پس جاهایی که ما فکر می کنیم عمو خاله دایی همسایه همکار یا هر کسی که پولداره سر ما کلاه میزاره ،اون فرد کلاه نمیزاره سر ما ،ما خودمون داریم مسیر رو اشتباه می ریم.
وگرنه خداوند سر تمام تصمیم ها داره ما رو هدایت می کنه به بی نهایت طریق
سلام نفیسه جان امیدوارم حالت عالیِ عالی باشه و زندگیت پر از ثروت و برکت الهی:)
داشتم کامنت زیبات رو میخوندم و وقتی دیدم اسممون رو نوشتی و ازمون تشکر کردی خیلی خیلی خوشحال شدم و نمیدونی چقد خداروشکر کردم که نتایج هر چند کوچکم باعث انگیزه شما شده!
سپاسگزار پروردگار مهربانم هستم که از طریق آموزه های استاد و کامنت های شما عزیزان آگاهی ها و درس های زیادی به من داده و باعث افتخارم هست که تو همچین جمع فوق العاده ای حضور دارم.
منم به نوبه خودم از نفیسه شایسته عزیزم، فاطمه هلالی، صبا سعادت، مهدی حوا زاده، عباس حیدری، محمد رضا یکتای مقدم، شیدا میرزایی، محمد صادق امام بخش زاده، زهرا شجاعی، حمید مطهری، محمد خلیلی، محمد مهوری و شیما مظفری تشکر میکنم که با گذاشتن کامنت های پربار و انتقال تجربیات و آگاهی هاشون باعث میشن که دیگران هم رشد کنند و باهم مسیر تغییر و تحول رو طی کنیم.(البته نتونستم اسامی تمام کسایی رو که از کامنتشون الهام گرفتم و باعث بازتر شدن ذهنم شد رو نام ببرم…)
سلام دوباره این کامنت دخترم هست با گوشی من مینویسه
قال الله :
&ما از هر نعمتی برای شما فراوان موجود کردیم و داده ایم&
شعار من:
هر کس ب فراوانی ایمان دارد پیش خداوند مقبول و عزیز هست و هر کس از کمبود بگوید مورد لعن خداست
.
.
.
من همیشه خداروشکر پول رو برای خودم میخواستم
پول رو برای اینکه خودم ثروتمند باشم خوشپوش باشم بهترین ماشینهارو سوار شم احساس عزت بهم میداد
برای اینکه پولدار و ثروتمند باشم اونم خیلی کلون بهترین قصر هارو داشته باشم
خداروشکر اصلا اصلا اصلا این باور رو ندارم که ثروتمند بشم تا ب دیگران کمک کنم اصلا اصلا اصلا هیچوقت دوست نداشتم کسی بهم پول بده یا از من پول بخاد همیشه منظورم اینه که دوست داشتم ثروت داشته باشم برای خودم باشه و من فقط لذت ببرم برم بچرخم غروبها خیلی حسم عالی میشه وقتایی ک پول دارم و کسب کار دارم و پول درمیارم همیشه چشمم دنبال ماشینهای لاکچری بود آنقدر علاقمند بودم اسم تمام ماشینهای شاسی بلند رو حفظ بودم تا از جلوم رد میشد از پشت ماشین اسمو دقت میکردم هم سن های من اصلا اسم پرایدم نمیدونستن درباره مشخصات ماشینهای گرون قیمت زیاد دوستداشتم بدونم، بچه ک بودم اصلا نمیدونستم امام کیه و … هر سال کشورهای خارجی میرفتیم ب واسطه شغل پدرم و لباسهامو از اونجا می خریدیم و همیشه خونمون پر نعمت بود اما راست میگه استاد مادر من تو این روضه موزه ها زیاد میرفت و همیشه با پدر م درگیر بود و من هم قاطی روضه ها شدم
دقیقا راسته استاد آدم نمیدونه با قرار گرفتن توی محیطهای مذهبی چقدر داره ناخود آگاه رو پر میکنه از فقر و نکبت و بدبختی و احساس گناه و بلا و مصیبت و ظلم
دقیقا پاشنه آشیل همه ما همینه آموزه های مذهبی فقر آور
کاش هیچوقت این اراجیف رو نمیشنیدم در باره ی ادمهاییکه تو ذهن ما مقربترین آدمها و عزیزترین ها نزد خداوند هستن
ما این باورها رو تو ذهنمون جا انداختیم و چقدر پشیمونم
راست میگه استاد ،اصلیترین دلیلی که استاد آنقدر پیشرفت کردن همینه که تمام آنچه درباره اهلبیت شنیدن رو ریختن دور و هرگز هرگز هرگز توی این هیتها شرکت نکردن و خودشونو نجات دادن
یادمه من هم چند سالی ک شرکت نمی کردم خیلی هم اوضاع مالی خودم هم خانوادم عالی تر بود
نمیدونستم آرام آرام با شنیدن مصیب اهل بیت عزیز کرده های خدا
اینو تو مغزم سوار کردم که مصیبت و فقر و گرفتاری و بلا و ستم مظلومیت مریضی و انواع بلاهای عظیم باعث قرب الهی میشه
اشتباه کردم
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
خدایا من کردم من ب خودم ظلم کردم من اینهارو تو ذهنم سوار کردم من رفتم سالها نشستم اشکم ریختم برای دروغهایی که درباره نزدیکترین عزیزترین بنده هات گفتن من شنیدم
من تو ذهنم این چرندیات رو نوشتم که غم اندوه و اشک و ناله و حسرت کشیدن فقر و انواع بدبختی و بلا کشیدن مریضی و نالان بودن باعث نزدیکی ب تو هست
چون اهل بیت روال زندگی طبیعیش این بود
در حالیکه این نبود و کاملا بر عکس این اراجیف روضه ای بود زندگیشون
اهل بیت ثروتمند ترین ،شادترین،سربلندترین،عزتمندترین،خنده رو ترین شوخ ترین،بودن همیشه و هیچ بلایی هرگز بهشون هیچکس نتونست برساند چون تورو ولی و سرپرست خودشون میدونستن و تو مراقب و محافظشون بودی
مثل مسیح ک تو قرآن در جواب یهود ک گفتن ما مسیح رو زنده ب صلیب کشیدیم ،خداوندا تو می فرمایی که نه ای محمد ،اونها کس دیگری رو اشتباه که از قوم خودشونم بود ب صلیب کشیدن چون من هرگز اجازه دست درازی ب هیچکدوم از پیامبران و امامان و عزیزان درگاهم که من رو ولی و سرپرست خودشون میدونن ندادم و نمیدم در طول تاریخ
وقتی میشینی پای روضه و سرنوشت دروغ میشنوی درباره حضرت زهرا اینکه اون کتک زدن و پهلوی شکستن چقدر چندش آور و خنده داره کسی که خدا از دهنش نمیفته،چطور سوال نمیشد واسه من که آخه کی جرات داشته ب این خانم بگه تو وقتی خداوند سرپرست و ولی او ست ،چه برسه ب این غلطها،
و ادامه ی داستان که همه میدونیم اینکه اون مریض میشه و بچه هاش نالان میمونن و استخوان تو گلوشون میاد و زار ی بدبختی میکشن آخرشم قبلشم معلوم نیست سردرگمی و بی نشانی و بدبختی و نکبت و زاری ادامه دار در طول زندگی اولادش و تاریخ و نمیفهمیم که همین باعث میشه مغز من با خودش بگه وتکرار کنه که مریضی و بلا و مصیب و گریه وزاری و بلاهای این مدلی مال عزیزای درگاه خداست که همشم دروغه مغز خوب من باور نکن دیگه این حرفها و
دقیقا تو فامیل دقت می کنم استاد
دو نفر که مداح هستن و زیاد از این دروغها میخونن دقیقا مادرشون مرد ،خود پدر خانواده جوانمرگ شد ،زندگیشون هر لحظه فقط بلا و مصیبت بود چون پدر خانواده زیاد میخوند درباره حضرت عباس بلافاصله بعد مرگ خودش ،سال بعد پسر 22 سال جوانمرگ شد در حالیکه سالم بود از داربست افتاد ،سال بعد مادر خونه دق کرد مرد و دختراش طلاق گرفتن همچنان ادامه دارد فقرشون و..
و دختر اون یکی برادره هم مداحی کرد دقیقا سال بعدش مادرش مرد فقر ک بیداد میکرد و میکنه و انواع بلاها رو کشیدن
خدایا درون مغز مارو پاک کن از اینهمه باور کثیف شیطانی چون تو فقط برای بندگانت شادی فراوان ،نعمت فراوان ،عزت فراوان ،آرامش فراوان ،عمر همراه با عزت و سربلندی و سلامتی فراوان ،آسایش فراوان ،رفاه فراوان ،پیشرفت و موفقیت فراوان میخوای و هر گز اجازه بلا و مصیبت و بدبختی نمیدی برای ورود ب زندگی بنده هات
هر کس غمگینه،مریضه،درد داره،بلا داره،مصیبت داره، فقر داره، مورد ظلم هست ،ناراحتی داره ،ستمکش هست اتفاقا مورد لعن و نفرت الله هست
و خداوند بسیار از این خانه های پر بلا پر گرفتاری از هر نوعش ک یکیش فقره،یکیش ناراحتیهای مختلفه،یکیش،مریضیه،به دور هست
هر چقدر ثروتمندتر باشم شادیم بیشتره ،موحدترم،خدا پیشمه،فقط خدارو می بینم ،چون ذهنم ارامه ،لذت میبرم چون بهترینهارو میخرم و خداوند بهم نزدیک میشه چون خداوند هم خودش ثروتمند شاده مدام درحال پیشرفته مدام در حال گسترش جهانشه،مدام در هر حال شادسازی و آبادانیه
تو قرآن میگه خونه هارو بااد کنید بسازید یعنی ثروت اندوزی کنید پس ثروتمند شدن من منو خیلی پیش خدا عزیز میکنه سربلندم میکنه
خدایا ذهن و روح و مغز و درون منو خودت پر کن از این باورهای درست
و پاکم کن از هر فکر و هر باوری که فقر نکبت و ذلت رو برام آورده
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
خدایاکمکم کن مهربانترینم
سلام درود خداوند بر استاد عزیزم سیدحسین عباس منش و دوستان سایت الهی من اعتراف میکنم که همه این باورها رو داشتم البته در گذشته واین قدر این باورها دروجودمن بزرگ بود که همیشه از لحاظ مالی در پایین ترین سطح جامعه بودم واز زمانی که با استاد آشنا شدم این باورهای کم بود درمن کم وکمترشده من درگذشته این باورهارو داشتم که خدایا به من ثروت بده تامن ازثروتی که به من میدهی به فقیر و فقرا کمک کنم و خودم را مستقیماً لایق ثروت نمی دونستم واین باورکه اگر انسان ثروتمند بشه ازخدا دور می شود دراطرافیان من صدرصد هست و هیچ کدام از لحاظ مالی پیشرفت نکرده اند ومن ازوقتی این باورهای مخرب را شناسایی کردهام زندگیم روزبهروز درحال بهتر شدن است و وقتی دوره همجهت با جریان خداوند را خریدم از لحاظ مالی نسبت به گذشته بهتر و بهتر شدهام وهر روز وهرلحظه به خودم میگم خدایا تنها تورامیپرستم و تنها از تو یاری می جویم ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنان نعمت دادی و نه راه کسانی که بر آنان غصب کردی و نه گمراهان عالم وخدایا هرآنچه دارم ازان توست وبه خاطر هر لحظه وهرثانیه درزندگیم ازخداوند سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم وبه الله قسم حال دلم خیلی خوبه وباتمام وجودم به این مسیر الهی ایمان دارم استاد خداوکیلی بهترین ومعنویترین وثروتمندترین استاد واولگو برای من هستید دمت گرم عاشقتم درپناه الله یکتا شاد و سالم و سلامت وثروتمندوسعادتمند در دنیا و آخرت باشید خدانگهدار
بنام خالق هستی که همه چیزم هستی
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه همراهان گرامی
اصل اساسی از باورهای محدود کننده همین باور اینکه پول پاک نیست
اینکه ثروت داشتن گناه هست
و برای داشتن یک گناه نیتز هست یکجوری این خواسته رو از گناه پاک کنیم
و راه ش بخشش از ثروت هست
دقیقا همینطوره که فرمودید استاد
خیلی خیلی این نکته مهم هست که همه ما باور کردیم که پول پاک نیست
پول ما رو از خداوند دور میکنه
من به خودم که نگاه میکنم اون زمان همیشه دعا میکردم خدایا به من ثروت بده ولی قبلش بهم ظرفیت داشتن ثروت بده
اینکه خودم ادمی میدیدم که اگر ثروتمند بشم ادم بدی میشم ادم سنگدلی میشم
انقدر به ما گفتن پول بد ادم های پولدار ادم های بدی هستن از خداوند دور هستن
برای ما فقر مقدس جلوه دادن
هرگز در هیچ فیلمی من ندیدم نشوون بدن ادم خوب ثروتمند هست
همیشه ادم های قدرت طلب و ظالم ادم هایی هستن که ثروت دارن و به مردم با خدای فقیر زور میگن
خخخخخخخخخخییییییلی خیلی نیازه که ما تکرار کنیم و حتی این فایل گوش کنیم
من الان مدتی هست میام افراد ثروتمند جهان برای خودم مثال میزنم
بازیگران معروفی که سالیان سال سالم زندگی میکنن و با همسرشون دارن زندگی میکنن و خیلی هم متعهد هستن
اینکه ار راه سالم به ثروت رسیدن
افرادی مثل بیل گیتس و و… که انسان های سالمی هستن
اهل خانواده هستن
خیلی هم به جهان کمک کردن با ثروتی که داشتن چقدر موقعیت شغلی ایجاد شده برای کلی انسان
سعی میکنم این ها رو بارها و بارها به خودم میگم
این اون چیزی هست که به شدت در ما نهادینه شده
اینکه ثروت در مقابل خداوند هست
ولی دارم با این باور به خودم به باورهای قدیمی خودم حمله میکنم
اینکه مگه خداوند قدرتمند نیست؟
مگه خداوند بی نیاز نیست؟
خب بی نیازی چطور بدست میاد؟
با دارا بودن
با توانا بودن
خب یکی از راه های این توان و قدرت و بی نیازی چی هست؟
مگه ثروت نیست؟
خب اگر خداوند که بی نیاز هست یعنی خودش دارا و ثروتمند هست
پس اگر خداوند خودش ثروتمند هست
چطور مایی که میگه تکه ای از خودش هستیم
چطور ما رو در فقر و نداری میخواد؟
چطور ما مثل خودش باشیم ازش دور میشیم؟
این چیزی که دارم به خودم میگم
البته که باید هزاران بار تکرار بشه تا همه چیز درست بشه
تا باورهام بهبود پیدا کنه
و میخوام منتطر باشم که نتیجه گوش کردن به این فایل ببینم در این روزها
که ثروت خداوند به سمت من جاری میشه
استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگزارم برای این فایل بسیار عالی که باز اصل اساسی ثروت به ما یاداوری کردید
چیزی که میتونه خوشبختی در زندگی ما خیلی بیش از قبل نشون بده
خدایا شکرت برای این اگاهی هایی که کمک میکنه زندگی بهتری داشته باشیم
خدایا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی
خدایا من اسان کن برای اسانی ها
در پناه خدای همیشه هدایتگر که وعده هاش حق باشیم.
سلام به هم فرکانسی ها
باور مخرب که پیدا کردم چقدر این فایل عالی بود و دقیقا در تایم مناسب بهم رسید که اینکه من اصلا ثروت رو برای خودم نمیخواستم و فکر میکردم که حتما باید دلیلی براش داشته باشم تا ثروتمند بشم که اون هم این بود که حتما باید ببخشم یا خدایا ثروت بده که کمک کنم یا ببخشم من که لایق ثروت نیستم که برای خودم بخوام حتما باید دلیلی داشته باشه تا ثروتمند بشم خیلی فایل عالی بود
سپاس گزارم استاد
ادامهی کامنت شماره 2
به نام خدای بخشاینده و مهربان
سلام
من با ارزش ترین و جذاب ترین و الهی ترین کار دنیا رو دارم انجام می دهم
من دارم کمک می کنم یه عروس و داماد اولین خونهی خودشون رو … خونهی بختشون رو بگیرن
من دارم کمک می کنم یه خانوادهی مهاجر به راحتی و بدون دغدغه با رعایت مسائل حقوقی و مالی یه خونه بگیرن و یه زندگی جدید رو توی این شهر شروع کنند ، اونا مهاجر هستن و چالش های خودشون رو دارند و من در جایگاه یک مشاور و متخصص یک عالمه از مسائل و دغدغه هاشون رو با گرفتن یه خونهی خوب براشون حل می کنم
من دارم کمک می کنم یه دختر یا یه پسر ناز که توی خانواده تا الان اتاق شخصی نداشته ، حالا با پدر و مادرش بیاد توی خونهی نو و بزرگتر و بزرگترین رویایی که شب ها به عشقش می خوابیده و صبح ها به عشقش بیدار می شده ، یعنی داشتن اتاق شخصی توسط دستان من داره محقق میشه و دل تو دلش نیست
می دونی این خونهای که من دارم برای مشتریم می گیرم ، چه شب نشینی ها و دورهمی هایی رو داخلش می گیرند و چه خندهها و شادی های از ته دلی رو داخلش تجربه می کنند
می دونی چه مهمونی های خفنی … چه تولد های شادی رو داخل این خونه تجربه می کنند
می دونی چقدر می نشیند توی اوقات فراغتشون بازی می کنند ، لذت می برند و از ته دل می خندن
می دونی چقدر استراحت می کنند ، مدیتیشن می کنند و در کل چقدر آرامش الهی رو تجربه می کنند
می دونی چقدر داخل این خونه برای شغلشون مطالعه می کنند ، بعد آزمون و خطا می کنند و رشد می کنند و پول های شیرین می سازند
می دونی اصلا خیلی ها چه خانم ، چه آقا تو این سال ها یعنی سال 1404 و 2025 Home Office هستند و توی همین خونه بیزنس خودشون رو انجام می دهند و خدا می دونه چه پول های شیرینی رو به راحتی … به راحتی می سازند
می دونی چه لذت های شیرین و وصف ناپذیری رو در طی روز و شب داخل این خونه تجربه می کنند
کار من با ارزش ترین کار دنیاست ، من دارم کمک می کنم که آدم ها خونهی امنشون ، محل عبادت ، محل لذت ، محل آرامششون رو بگیرند ، واقعاً به خودم افتخار می کنم ، خدا هم به من افتخار می کنه و عاشقانه تحسینم می کنه
درکی که من خودم به شخصه از این مسئله دارم
1-ثروتمند شدن موازی با معنویت است باعث رهایی از مادیات میشود.
2 ثروتمند شدن باعث میشود ما از مسائل پیش پا افتاده روزمره ذهنمون برداشته شه و بیشتر به خدا توجه کنیم.
وجود نعمت زیاد در زندگی باعث سپاسگزاری بیشتر ما میشود و اینکه این نعمتها را پروردگار به ما داده است پس در نتیجه سان معنویتری میشویم
بیا بررسی کنیم ثروتمند شدن از چه مسیری میگذرد
از مسیر اینکه به دیگران باج ندهیم این یعنی توحید
از مسیر اینکه همه عوامل درونی است و تنها من خودم روی زندگی خودم تاثیرگذار هستم این یعنی نداشتن شرک
لازمه وجود تمام کارهای خیر فقط پول داشتن نیست بلکه ثروتمند شدن هست ثروت یعنی ادی زمانی مکانی مالی رابطه خوب با خداوند رابطه خوب با دیگران و تمام اینها میشود ثروت
ما زمانی بیشترین کمک رو به جهان میکنیم که ثروتمند بشیم یعنی علاوه بر داشتن پول وقت داشته باشیم که اون رو هزینه کنیم چیزی بخریم و زندگی خوب برای خودمون و اطرافیان خودمون بسازیم این همون وظیفه جانشینی پروردگار اشرف مخلوقات است
مسیر ثروت پایدار ز نهادینه کردن این باورها در وجود من شکل میگیرد
دولت و هیچ حکومتی در زندگی من تاثیرگذار نیست
من هستم و خودم هستم که خالق زندگی خودم هستم
هیچ عامل بیرونی در زندگی من تاثیرگذار نیست
و تمام اینها یعنی توحید یعنی خداوند و پروردگار یعنی توجه به خدا صلات
مثالهای عینی در جامعه
این تفاوت که به شدت واضح است که در مناطق مرفه شهر میزان جرم و جنایت نه تنها صفر است بلکه منفی هست یعنی ما خیریه داریم ما دیوار مهربانی داریم و جاهایی داریم که فراد به بقیه کمک میکنند
نه تنها اینها به وجود آمده بلکه یک جو و یک اتمسفر وجود دارد که هر کسی یخواهد خدمات با کیفیتی ارائه کند لوکیشن مغازه خود را به آنجا منتقل میکند و این افراد لاقیت به خرج میدهند پول بیشتری میسازند فرادی را به استخدام در میآورند روزی سر سفره انسانها میرود ه گردش اقتصاد کمک میکند به افزایش ارزش پول ملی کمک میکند ه رشد اقتصادی کمک میکند به جلوگیری از خروج نخبهها از کشور کمک میکند و نه تنها هزاران مزیت همراه خودش دارد بلکه باید به این اشاره کنم که هر بیزینس خودش نیاز به خدمات دارد خودش نیاز به مواد اولیه دارد که از بیزینسهای دیگر تهیه میشود و باعث میشود به صورت مستقیم و غیر مستقیم افراد دیگر از این روزی بهره ببرند
باعث شادابی و نشاط میشود اعث میشود الگو در بین جوانان شکل بگیرد امید و انگیزه به افراد داده شود
و چه چیزی از این بالاتر که تو یک مثال عینی موفق باشی همیشه استاد در حبتهای خود برای تغییر باورها به این مسئله اشاره میکند که به دنبال نمودها و منطقهایی باشید که باورهای شما را ثابت کند و هیچ چیزی بهتر از منطق و مثال عینی چرت و پرتها و باورهای منفی را خاموش نمیکند تجربه من مثل این است که آب روی آتیش بریزیم وقتایی که ذهنم خیلی درگیره براش منطق میارم
حتی در ابتدای دوره 12 قدم هم به این مسئله اشاره میشود که پایه ساخت باور باید بنیادین باشد باید محکم باشد و منطقی و وقتی جای پات محکمه خیلی تفاوت داره تا اینکه با شک و تردید باشی و یک زندگی با شک و تردید یک زندگی پوچه
درود وارادت اقای عباس منش عزیز من میشه گفت نفرات اول در عضویت وبسایتتون هستم وخیلی خوب چره شما رو میشناسم خیلی دلم میخواد احساساتی رو که میگید بیان کنم اما خیلی عجیبه من سالها اعتیاد بد داشتم به تمام مواد ها اما ازوقتی ترک کردم حدود 23 سال هست هرچی زور میزنم میتونم به اون افکار فکرکنم اما ازبیان وعملش ناتوانم اگرپیشنهادی داری لطفا راهنماییم کن نسبتا موفق هم بودم اما خودم راضی نیستم ودرمورد ادمهای مذهبی عرض کنم که واقعا متوجه شدم یا فقری که دارند رو نمیبینند چون لذت ثروت روتجربه نکردند وعده دیگشون هم دستشون به گوشت نمیرسه میگن بو میده یعنی من اگر از نظرمالی واقعا اوکی باشم تازه باید خالص تر بشم وبیشتر با خداحال کنم
اقا درود ودمت گرم
به نام خداوند یکتا.
سلام استاد عزیزم و تموم بچه ها.
خدا شکر میکنم که اول روزم رو با اومدن به سایت و خوندن کامنت بچه ها شروع کردم و کلی انرژی گرفتم و ی حسی گفت بیام بنویسم.
از پری روز چندین بار این فایل رو نگاه کردم و تقریبا بیشتر کامنت ها رو خوندم.
وچقدر تایید کردم حرف های بچه هارو که توی کامنت از تجربه ها و باورهای مخربشون نوشته بودن و چقدر احساس کردم که واقعا همه ما از بچگی نا آگاهانه زندگی رو اشتباه یادگرفتیم.
راه بزبرگتر هامون رو رفتیم و کلی روش با ذوق و شوق حرکت کردیم که حتی بهتر از اونها باشیم .ولی متاسفانه اغلب در مسیر خلاف قوانین خداوند و چقدر الان خوشبختیم که به مسیری درستی هدایت شدیم برای یادگیری درست قوانین.
چیزی که از دوران گذشته و بچگیو یا قبل آشنایی با استاد یادم میاد.ثروت و خداوند کلا از ریشه متضاد هم برامون تعریف شده بود.
و وقتی یک باور بصورت بنیادین و از ریشه به اینصورت تعریف بشه توی ذهنمون دیگه تلاش کردن مثل دویدن روی تردمیل و یا توی هاونگ آب کوبیدنه.
همش میشه نرسیدن نرسیدن.تلاش های بی ثمر و نا امیدی و شک کردن به تمام زندگی و بوجود آومدن هزاران سوال بی جواب یا جواب های بی منطق که بیشتر گمراه کننده است.
واقعا توی این مسیر باید گذشته خودمون و تمام زندگی گذشته خودمون رو ببخشیم.
هزاران بار به خودمون بگیم ما راه رو بلد نبودیم و راه بلد های ماهم خودشون گمراه بودن و راهی جز راه گذشته گان خودشون رو نمیشناختن.
و الان که میسیر رو پیدا کردیم هر روز از خدا بخواهیم که بیشتر این مسیر رو باور کنیم .
قانون رو باور کنیم .استاد و کل زندگیش رو باور کنیم.و ی اهرم رنج و لذتی در ذهنمون ایجاد کنیم برای ثروتمند شدن.
که آقا و خانمی که الان عضو سایت استاد عباسمنش عضو هستی و از دوره ها داری استفاده میکنی .وظیفه الهی و انسانی تویه که ثروتمند بشی .وظیفه ما هستش که مولد ثروت بشیم با باور های درست .
اولش استاد وقتی برای اولین بار این جمله رو از شما میشنویم که ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست و هرچه ثروتمند بشم نزد خدا محبوبتر وونزدیکتر میشم مثل ی انفجار اتمی توی ذهنمون اتفاق میفته که به هیچ عنوان ذهن با میلیون ها دلیل و منطق و شاهد تجربه این باور رو رد میکنه .اصلا اولش آدم شاخ در میاره انقدر انقدر که ذهنمون با این در متضاده.
انقدر که باور ها مخربه و هیچ جوره ذهن قبول نمیکنه و اگه زیاد بهش فشار بیاری کلا از مسیر سایت منحرفت میکنه .چون نمیتونه قبول کنه .
ولی کم کم میشه .با ادامه دادن میشه.
با حال خوب میشه.با دیدن زندگی استاد در سریال های سایت میشه.
باخوندن کامنت بچه ها میشه یا موفقیت های کوچولو موچولی اول مسیر میشه این ذهن رو به جایی برسونی که قبول کنه و باز برعکس قبل کار کنه مثل ذهن استاد که کلا ذهنش متضاد قبلش داره کار میکنه و نتایج زندگی استاد هم شاهده این حرفه.
به خودم میگم .محمدرضا اگه دانشجوی استاد عباسمنش هستی و کلی قبولش داری کلی حس خوب از فایل هاش میگی .
این وظیفه الهی انسانی تویه که پولدار بشی با باور های درست .ثروتمند بشی .مولد ثروت بشی .تولید کننده بی نهایت ثروت بشی برای جهان مفید باشی باعث گسترش جهان بشی
الگو بشی از اینکه یک انسان قدرت تغییر 360 درجه زندگیش رو داره چون استاد این مسیر رو رفته و ما هم میتونیم.
استاد من قبلا ثروت رو میخواستم در حد نیاز های خودم برطرف بشه و به یک سری از خواسته هام برسم ولی الان داره توی ذهنم اینطور تعریف میشه که این یک وظیفه الهیه گردن من مثل نماز خوندن ….
که من باید ثروتمند بشم.
من باید وقت و انرژی و تعهد بذارم برای تغییر بنیادین باور های مخربم در مورد ثروت.
چون ثروتمند شدن تنها مسیر رسیدن به خداونده مابقیه مسیر ها اشتباهه.
اول ثروت بعد چیز های دیگه.
از قدیم شنیدیم حضرت علی گفته
فقر اگه بیاد توی خونه ایمان از پنجره میره بیرون.
یعنی ثروت خداوند یکی هستش
فقر خداوند یکی نیست اصلا نمیشه
اصلا جور در نمیاد .
استاد کلی حال خوب شده با این فایل کلی از حرف هاتون و کامنت بچه ها در من انگیزه و شورو شوق ایجاد شده بشینم روی باور های ثروتم کار کنم.
چون منطق های قوی دارم به ذهنم میدم.
استاد من در شروع ی کسب و کار شخصی ام .
و میدونم اگه باور های ثروتم ی کوچولو تغییر کنه .
دست به خاکبزنم طلا میشه. ثروت از همه جا میاد.ولی اگه با همون ذهنیت قبلی شروع به کسب و کار جدید بکنم همون نتایج باز تکرار میشه.نتایجی که همیشه پول میسازی ولی همیشه هم پول نداری .همیشه هم پول ها آب میشه نمیفهمی چی میشه .و به قولی بی برکت میشه و همیشه از هزینه هات عقبی .
همیشه این پوله از بین میره.با قرض دادن .
با تصمیم های اشتباه
با خرید های اشتباه .
خدایا در این مسیر الهی به همه ما بچه ها توفیق ثروت بی نهایت رو بده تا ایمانمون بیشتر قوی بشه به این مسیر و استادمون
آمیننننن.
استاد صمیمانه تشکر میکنم ازتون.
بچه ها تک تک شما رو خالصانه دوستتون دارم براتون ثروت های بیحساب طلب میکنم از خدا
بازخوانی یک تجربه از همکار سابقم، که فکر میکردم ثروتمند است:
سلام. من به مدت تقریبا ده سال، در شغل قبلی ام، با فردی همکار بودم که اصولاً ایشان را در این مجموعه، بعنوان فرد ثروتمند و برخوردار و با وضع مناسب مالی میشناختنم و میشناختند.
در حقیقت، ایشان مدیر من بودند. در این مدت همکاری، بسیار به هم نزدیک بودیم و از اوضاع همدیگر باخبر بودیم. من هم میدانستم که ایشان، تقریبا احتیاج مالی برای کار کردن ندارد، و سالی یکی دو تا ملک میخرد، و الان هم در جای خوبی در شهر تهران خانه دارد و مال و اموال خوبی دارد.
قصه تا اینجا پیش رفت که من به ماموریت کاری، از طرف همان شرکت رفتم، و ایشان، بخشی از پول حق ماموریت را، که میبایست در امور مشخص کاری، هزینه میشد، بطور مستقیم، و به بهانه یک چیز دیگر، از حساب من برداشت کرد، زیرا این پول ماموریت در حساب من بود.
بعداً من فهمیدم که آن بهانه، فقط یک دلیل سطحی بود که مرا به اصطلاح گول بزند و این پول را، برای خودش بردارد.
هر چند بعد از این اتفاق، با هم مستقیم صحبت کردیم، و در ادامه، اتفاقات دیگری با موضوعیت دیگر برای من رخ داد، اما نکته این تجربه، که در ذهنم، برای مدت ها، ماندگار و ثابت شد، این بود:
ـ پولدارها، دیگران را استثمار میکنند(در این مثال خودِ من) ، از آنها بهره کشی میکنند، تا به مال و اموال و دارایی شأن افزوده گردد. و گاهی نیز با روش های بسیار نادرست، از هر سوراخی که پیدا میکنند، استفاده میکنند تا پول را به حساب خودشان بریزند و به اصطلاح، خون بقیه را بمکند…
این موضوع مدت ها و مدت ها و مدت ها برای من سوال بود: چرا همچین آدمی، که در زندگی من، بعلت آشنایی بسیار زیاد و از نزدیک، بعنوان یکی از سمبل های انسان ثروتمند بوده است، دست به چنین کاری -شبیه دزدی- زده است؟ یعنی بقیه ثروتش را هم از راه های مشابه بدست آورده بود؟ اگر اره، چطور این همه سال، ثروتش دوام آورد؟ چطوره که هر سال، داره درآمدش بیشتر میشه و میتونه خانه بخره برای سرمایه گذاری؟ چطور این همه همکاریهای دیگرم، به ایشان احترام میگذارند بعنوان یک آدم برخوردار؟ و چطوره که من،نشانه های عزت نفس بالا را در ایشان، مستقیم دیده ام، نشانه های مانند نترسیدن از دیگر افراد و همکاران هم رده، رسا و بلند صحبت کردن، قدم برداشتن برای کارهای عملی؟ چی جوریه که پروژه های خارج شرکت، همه اش بسوی این فرد، سرازیر میشد؟؟؟؟؟
مدت ها و مدت ها در این تقابل ذهنی بودم، در جستجو برای یافتن پاسخ این سوالات، بویژه که این فرد را از نزدیک میشناختم و همانطور که گفتم، یک نوع سمبل برای من بود که یعنی بقیه ثروتمندان هم اینجوری هستند….
اکنون که سال ها از اون موقع گذشته است، و من، بواسطه آموزش های این مجموعه، به شناخت بهتری از خودم رسیده ام (نسبت به قبل) چند پاسخ برای این تقابل دارم:
1) اصلا کسی که دزدی میکنه در کار، ثروتمند نیست. ثروتمند واقعی آقای محمدتقی داورپناه هست که 300 تا مدرسه ساخته و هنوز هم داره مدارسش و دارایی اش بیشتر و بیشتر میشه… ثروتمند واقعی، آقای احمدی هست که از نزدیک میشناسمش که چقدر انسان درستکار، متعهد، بااخلاق، مودب، الگو از هر جهت هست که هرگز از این کارها نمیکنه و خدا را شکر، دارایی اش از همکار تو خیلی بیشتر هم هست. تو همین همکاران جدیدت در حرفه املاک، هستند کسانی که ده تای او را میخرند و میفروشند….
2) ثروت، به خودی خود، صفتی ندارد. مانند ذره بین هست که خصلت افراد را بزرگتر نشان میدهد. همین . آدم خسیس را واضح خسیس تر، آدم با باور کمبود را واضح تر دارای باور کمبود، آدم گدا را واضح تر گداتر، آدم ولخرج را ولخرج تر، آدم مغرور را مغرورتر، و آدم دست ناپاک را دست ناپاک تر.
3) منبع درآمد این فرد همکار سابق، تنها از طریق حق ماموریت شما نبوده است. بلکه منابع تولیدی دیگری نیز داشته است.
4) اینکه زمانی من، برای ایشان کار میکردم، در آن زمان، برای من، بیگ شات و یک اتفاق بزرگ و یک آرزوی بزرگ از جهت کاری بوده است: همکاری نزدیک با یکی از بهترین ها در کشور، و از نزدیک اون کار خاص را تجربه کردن. به این تجربه، از این منظر هم نگاه کن ، و اسمش را فقط «استثمار» نذار. حتی اگر این لغت هم صدق میکرد، تو در آن زمان، بخشی از پازل بودی که این موضوع و یوق اسارت را پذیرفتی (اگر بپذیریم که اسمش استثمار بوده است).
این بخشی از تجربه شخصی من در خصوص رابطه بین ثروت و معنویت بوده است، که امیدوارم برای خودم و دیگران مفید واقع گردد.
به نام خدای مهربان
سلام به استادان عزیزم و دوستان گرانقدرم
استادم چند وقتی دارم روی این فایل کار می کنم
قبلش بگم از بچه هایی که نتیجه گرفتن و اومدن نتایج شون رو با ما به اشتراک گذاشتن خیلی ممنونم که باعث انگیزه مضاعف می شه برای ادم.
از اقای حوا زاده،اقای محمدی ،اقای حیدری،خانم هلالی ،خانم غفاری
خیلی ازتون ممنونم انشالله نتیجه هاتون پایدار و پر برکت باشه
استاد عزیزم عمیق که نگاه می کنم
ادم های پولدار کلاه بردار نیستن بلکه این ما هستیم که به خاطر
1.نداشتن عزت نفس و احساس لیاقت
2.شرک
3.باور کمبود
4.توجه نکردن به هدایت های الله
و …
به سمتی هدایت می شیم و اتفاقاتی رو تجربه می کنیم که فکر می کنیم افراد پولدار سر ما کلاه گذاشتن.
یک نمونه اش وقتی خاله من برای موضوعی به من زنگ زد من نتونستم با عزت نفس کامل حق و حقوق خودم رو در مورد اون موضوع مشخص کنم بعدا خاله ام و بچه هاش به نفع خودشون خیلی چیز ها رو بالا کشیدن و من موندم و کلی احساس بد که اره خاله ام سر من کلاه گذاشت.
یا وقتی رفتیم خونه بخریم به خاطر شرک مون انتخابی کردیم که سر مون کلاه رفت .
یک موضوعی که حدودا 20 روز پیش اتفاق افتاد .
همسرم به من گفت نفیسه 10 میلیون پول نقد داریم به نظرت باهاش چی بخریم که ارزشش حفظ بشه
من بهش گفتم یه روز بهم فرصت بده
تو قلبم گفتم خدایا تو ما رو هدایت کن برای این تصمیم.
از قضی من اونروز هدایت شدم به سمت خواهرم و خواهر زاده ام و دیدم اونا دارن طلاهاشونو می فروشن
من اومدم خونه به همسرم گفتم میخوای برای پولمون قسمتی از طلاهای خواهر زاده ام رو بگیریم ،گفت مطمئنی ضرر نمی کنیم .
گفتم مطمئن نیستم فقط می دونم من از خدا خواستم و و اینطوری هدایت شدم.
بماند که نشد ما اون طلا هارو بخریم
ولی من قیمت طلای اونروز رو توی ذهنم نگه داشتم و قیمت امروز رو نگاه می کنم ما سود می کردیم فقط میخواستم اعتمادم به هدایت باشه.
حالا من میتونم بگم طلافروشی یا کس دیگه ای میخواست یا میتونست سر من کلاه بزاره.؟ نه
چون من داشتم با هدایت جلو می رفتم و همه چیز عالی بود .
پس جاهایی که ما فکر می کنیم عمو خاله دایی همسایه همکار یا هر کسی که پولداره سر ما کلاه میزاره ،اون فرد کلاه نمیزاره سر ما ،ما خودمون داریم مسیر رو اشتباه می ریم.
وگرنه خداوند سر تمام تصمیم ها داره ما رو هدایت می کنه به بی نهایت طریق
حالا ما توجه نمی کنیم دیگه تقصیر کسی نیست.
سلام نفیسه جان امیدوارم حالت عالیِ عالی باشه و زندگیت پر از ثروت و برکت الهی:)
داشتم کامنت زیبات رو میخوندم و وقتی دیدم اسممون رو نوشتی و ازمون تشکر کردی خیلی خیلی خوشحال شدم و نمیدونی چقد خداروشکر کردم که نتایج هر چند کوچکم باعث انگیزه شما شده!
سپاسگزار پروردگار مهربانم هستم که از طریق آموزه های استاد و کامنت های شما عزیزان آگاهی ها و درس های زیادی به من داده و باعث افتخارم هست که تو همچین جمع فوق العاده ای حضور دارم.
منم به نوبه خودم از نفیسه شایسته عزیزم، فاطمه هلالی، صبا سعادت، مهدی حوا زاده، عباس حیدری، محمد رضا یکتای مقدم، شیدا میرزایی، محمد صادق امام بخش زاده، زهرا شجاعی، حمید مطهری، محمد خلیلی، محمد مهوری و شیما مظفری تشکر میکنم که با گذاشتن کامنت های پربار و انتقال تجربیات و آگاهی هاشون باعث میشن که دیگران هم رشد کنند و باهم مسیر تغییر و تحول رو طی کنیم.(البته نتونستم اسامی تمام کسایی رو که از کامنتشون الهام گرفتم و باعث بازتر شدن ذهنم شد رو نام ببرم…)