این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/08/abasmanesh-17.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2022-08-31 08:57:372025-11-08 04:16:09نتایج دانشجویان از عمل به آموزه های استاد | قسمت 2
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من وقتی این فایل رو دیدم یاد بعضی از مسایل که در زندگی خودم افتاده بود افتادم اون زمان که همه رو مقصر میدانستم به غیر از خودم از همه توقع داشتم به غیراز خودم من آنقدر همه رو مقصر می دیدم که اصلأ قبول نمیکردم که خودم با رفتارم باعث این شرایط شدم خودم رفتاری کردم که نتیجه اش این شده . اون روزها آنقدر درگیر شده بودم که نمی دانستم چکار باید بکنم تا اینکه با شما آشنا شدم و البته قبل از آشنای با سایت عباس منش با چند تا کانالها آشنا بودم وقتی هم که با سایت آشنا شدم دیگه روی خودم کار کردم وتمام مسعولیت زندگی خودم روقبول کردم و البته کامل کامل نشده چون بعضی وقتها نجواها به سراغ آدم میاد ولی نه هر اتفاقی که در زندگی ما می افته خودمون باعث شدیم .باتشکر از تمامی دوستان .
سلام درود خدا قوت استاد من هم فردای اون روز بعد از دیدن دوست عزیزی مون که اولین ویدیو برای شما از پشت بام فرستاده من هم اقدام کردم وضعیت اون روز رو و در زمان مناسب حتما این فایل رو قبل و بعد برای تون ارسال خواهم کرد با تشکر از شما استاد عزیز
استاد جان شما یک آیه بازگو کردین درباره حضرت موسی که در سوره قصص هست زمانیکه اون ماجرا با دختران حضرت شعیب برای حضرت موسی اتفاق میافته و ایشون این دعا رو میکنه:
شما این جمله خانم اسکاول شین رو بارها از دیدگاهای مختلف بررسی فرمودین(البته این دریافت من هست) که «کلام تو عصای معجزهگر توست» یا «از کلام توست که بر تو حکم میشود» و زودتر پافشاری شما بر کانون توجه رو در ذهن من آورد که در پندار،گفتار و کردار ما نمایش پیدا میکنه(این رو بگم که من به تفکر و دیدگاهی که شما معرفی کردین با پشتکار بسیار،مؤمن هستم)به همین خاطر زود متوجه بکارگیری حضرت موسی از واژههای خیر و فقیر شدم و دیدگاههای گوناگونی دریافت کردم و دلیلش تلاش بسیار من برای جایگزین کردن باورهای شما در ذهنم هست؛ حالا میخوام اونها رو اینجا با شما و همراهانم به میان بگذارم و از بازخوردهاتون آگاهی و دانشی برداشت کنم
۱_این دعای حضرت موسی میتونست اینطور باشه که -ربی انی لما انزلت الی من خیر شاکر و یا شکور- چون فقیر از ریشهی فقر آمده و به معنای کمی و نبودی هست به همین خاطر به نظرم اومد اون سالهای دراز شبانگری حضرت موسی میتونسته بخاطر این دعا باشه چون این دعا کانون توجه حضرت موسی رو به سمت کمی و نبودی میبره و این یکی از حکمتهای خداوند بوده که حضرت موسی طی این مدت بیاموزد که شکور بودن رو جایگزین فقیر بودن به خیر خداوند کنه
۲_خداوند میتوانست این ایه رو به گونهای دیگر هم به حضرت محمد وحی کند که -ربی انی فقیر لما انزلت الی من خیر- ولی میبینم که خداوند بزرگ خیر رو در این آیه بر فقر(از دید ساختار جمله و لغوی)مقدم فرمودن و این طبق فرمایشات شما بر این اصل و قانون خداوند است که «توجه شما به هرچه باشد از آن جنس به زندگی شما جذب میشود» و خداوند با این دلیل خیر رو بر فقر در این آیه پیشی دادن
پ.ن:ناگفته نماند که من از کسی که وارد بر ادبیات عرب بود در اینباره پرسیدم و نظرشون این بود که «دلیلش بلاغت هست و در ادبیات عرب جمله به این شکل بسیار رساتر(بلیغتر) و بلحاظ ادبی از ادبیات فاخرتری بهرهمند هست»
و البته دلیل ایشون خیلی برای من قانع کننده نبود چون خداوند فقط ۴بار در سوره قمر تاکید میفرمایند: وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ(وهمانا که قران را برای پند گرفتن آسان کردیم پس آیا کسی هست که پند گیرد؟)
پس خداوند قران را برای اثبات بلاغت خویش نازل نفرموده بلکه به جهت پندآموزی تازه آسان هم کرده و تکلفی ندارد
۳_آیههایی در قرآن هست که محتوای منفی دارند و من رو به این اندیشه فرو میبره که چرا خداوند زیباییها از نازیباها یاد میکنه مثل فقر یا عذاب یا سختی و از این دست
فکر میکنم خداوند بزرگ با این فرمایشات خواسته اونچه رو که برامون درست و بهتر هست بهمون آشنا کنه و در عین حال به روشهای مختلفی مثل ترساندن از آیندهای ناگوار و دوزخ از نادرستیها بپرهیزونه تا به جای هدر دادن زندگی زیبا در ناکامیها ما رو به صراط مستقیم (که به تعبیر خودم میانبر خوشبختیست)گوارا کنه
درخواستم این هست که اگر درستی یا نادرستی در گفتههام هست به من یادآوری کنید که بی گمان موجب هدایتم میشه
از نگاهتون سپاسگزارم و براتون تندرستی و شادی بیشتر و فراوانی رو آرزومندم🌼
از به اشتراک گذاری نظرتان بسیار خرسند و آگاه شدم و بقول استاد ، قرآن یعنی ” کتاب خواندنی ” یعنی آنقدر مطالب ساده و روان گفته شده و پیش چشممان قرار دارد که همگان از ساده بودن ، باورش ندارند و باز بقول استاد بهانه میآورند که تقسیرش بطنی دارد که ما از ان اگاه نیستیم ، در صورتیکه مگر خدا میخاست معما برای انسان بفرستت و اگر میخاست کاری داشت؟؟؟؟
مانند اینکه ” هر کس که ظلم میکند به خودش میکند ولی آگاه نیست ” همین یک جمله را هم در مورد خودم و دیگران بارها دیده و تجربه کرده ام، همین یک نکته را کسی درک و عمل کند ، بسیاری از مشکلاتش حل میشود. با سپاس از شما
خداروشکر امروز از ایمان و باور خودم که با نشانه های قابل قبول بهم رسیده ردپا میزارم.امروز 1401/9/24در حالی است که سه روز پیش در چکاپ اولیه وضعیت مالی نوشته ام که با اینکه هر روز فروش حدود 10میلیون تا 20میلیون تومن دارم ولی باور خودم هم نمیشه که درساعت آخر روز موجودی کارتم در حد صفر یعنی از 20میلیون تومن فقط 6هزار تومن موجودی کارتم میشه که اگه بهم از خانه زنگ میزدند که یک پاکت شیر 30هزار تومنی بگیرم بهانه میاوردم که یادم رفت صبح میگیرم ولی بعد 5روز که دوره دوازده قدم رو گرفتم دیروز پسر یکی از کارمندانم که 6سال پیش پیشم کار میکرده در نانوایی پول سنگک منو حساب کرد که آنموقع نشانه اش رو درک نکردم ولی تا رسیدن به خونه درکش برام اومد که این یک نشانه ورود برکت به زندگیم هستش و الان که داشتم فایل نتایج دوستان رو گوش میدادم متوجه این موضوع شدم با اینکه امروز پنجشنبه آخر هفته هستش و طبق هفته های قبلی امروز من به چنده نفر از کارگاههای تولید پوشاک وجه دستمزد پرداخت کرده ام موجودی کارتم پس از مدتها 2/872000میلیون تومن هستش واقعا خدارو شکر میکنم که حرکت آموزشی مرا هم مدار بار با آموزه های استاد عباس منش قرار داد سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم از …
منم یه روزی تو سال 98تصمیم گرفتم مسئولیت زندگی خودمو خودم بپزیرم و کسی رو مقصر ندونم تو اوضاع اسفناکم …
اولش قبول این موضوع سخت بود ولی رفته رفته باعث رشد و پیشرفت و ترقی من شد و امیدوارم روزی برسه که به استقلال کامل مالی برسم و بیام داستانمو بفرست واسه این سایت که مثل فرشته نجاته….
الان میفهمم حرفهای استاد دقیقا چقدر مفیده میگم کاش همه را نوشته بودم و فردا میشینم یک دفتر برمیدارم مینویسم
دفتر جذبهای من بالاخره الان باید درست کنم
چون الان میفهمم چقدر لازمه
وقتی الان مجدد باید ماشینمون عوض کنیم و بار قبل من این راه رفتم
ما قصد داشتیم ماشینمون از هاچبک بکنیم پراید،
هیچ پولی نداشتیم طلاهام بود که کلش پنجاه تومن بزور میشد پس تصمیم گرفتیم تلاشمون بکنیم شبها به این فکر میکردم من ماشین جذب میکنم و پس ذهنم ابن بود نهایت طلا میدن میشه پراید که صندوق داره راحتتریم من خیلی تمرین میکردم هر روز میرفتم بیرون ماشینها را تحسین میکردم و میگفتم چقدر ماشین مگه میشه انقدر ماشین باشه یکیش برای من نباشه تمرین و تمربن
همچنان ماشین بود اما رها کردم سپرذم به خدا، چند ماه قبل قبلش خواهرم میکفت ماشین ثبتنام کن گفتم نه وقتی ثبتنام مبکنم که بخرمش ما الان پول نداریم خواهرم کفت بنش بفروش بنویس ممکنه بعد نباشه پس بعد یکسال من تصمیم گرفتم ثبتنام کنم و به دوستم قبلا گفته بودم ثبتنام شد اسم منو بنویس.
حالا زمان ماشین خریدن بود پس تهش بن میفروختم رفتبم مسافرت شمال، خواهر شوهرم گفت ماشین نوشتیم ساینا اس گفتم چیه عکسش اورد گفتم قشنگه یکساعت بعد دوستم زنگ زد موقع ثبتنامه بنویسم گفتم بنویس گفت چی کفتم نمیدونم ساینا اس بنویس خوبه قیمتشم خوبه شاید پولشم بتونیم جور کنیم و برای اولین بار ثبتنام کردم شمال برگشتیم پیامک اومد شما برنده شدی به دوستم زنگ زدم پیام اومده گفت نه اشتباه هست ماشین ساینا حذف شده اسمتم چک کردم نیست زمان رزرو ها هم نیست یعنی پیامک تبلبغاته من چون باور داشتم فرکانس های من جواب داده من برنده شدم زنگ زدم به خواهرم مسافرت بود کفتم راستش پیام اومده برنده شدم پول داری بهم بدی گفت من امروز سکه هام فروختم پولم نقده به چه حسابی بزنم گفتم راستش صبر کن باید زنگ بزنم سایپا بپرسم میخواستم از پول مطمین شم
زنگ زدم سایپا گفت بله برنده شدی زنگ زدم دوستم گفت نمیشه که، زنگ بزن بگو چطور من الان برنده شدم زمان اعلام نیست من زنگ زدم پرسیدم گفت خانم برنده شدی برو تو سایت اسمت باز میشت پول بزن سه روز وقت داری
و در کمال ناباوری دوستان من واقعا برنده شده بودم
پول واریز کردیم
ماشین قرار بود سه ماه بدن، پس باید پول جور میکردیم یا بخریمش یا نتونیم بفروشیم پول خواهرمو بدیم
من هر روز حتی صدای پلاستیک های ماشین توی ذهنم میشنیدم بوی نو ماشین و کاملا تجسمش میکردم
ماشبن اومد همون تصورات دقیقا همون شرایط
هاچبک و طلاها همه را فروختیم که حتی برای فروش هم من ایمان داشتم قیمت بالا فروش میره بااینکه همسرم میگفت قیمتش این نیست نمیخرن ده تومن بالاتر هم فروختیم و پول جور شد اما باز بدهی داشتیم حدود چهل میلیون دیگه کم بود
گفتم صبور باش عید باهاش رفتیم مسافرت
تو راه برگشت به همسرم زنگ زدن کار اوکی شده فعلا ساینا قبول میکنن اما بعدش باید سمند بشه یکماه وقت بهت میدن میای سرکار
وقتی برگشتیم از مسافرت استعفا داد رفت شغل جدید، حالا این کارهم جور شدن واقعا جالبه کار یکنفر راه انداخته بود شخص ریس این کار بود همسرمم گفته بود میخواد شغلش عوض کنه و اونم براش اوکی کرده بود، شغل جدید حقوقش بیست تومن بود دو ماه پول تسویه شد خب حالا مدت زمان گذشته ماشین گیر دادن عوض کن ما پول هت را تسویه کردیم و دوباره همون مسیر
اینبار فرصت یک هفته ای بود کفتن یا عوض میکنی یا دیکه نیا
پس باز تمرینات شروع شد من هر روز تمرین کردم و رفتیم بصورت اتفاقی یک امامزاده بین راهی، به همسرم گفتم بیا نیت کنیم اگه تااخر هفته ماشین عوض شد خرما بیاریم اینجا، همسرم گفت من اعتقاد ندارم اما تو میگی باشه
دو روز بعد ان خواهرش بهمون پول داد ماشین تبدیل به سمند کردیم و چقدر عالی تر ساینا بود چقدر خوب عاشقش شدم جوریکه واقعا دوسش داشتم بدهی دومم با حقوق ها پرداخت کردیم حالا داستان تموم نشده یک دوست پیدا شد کفت بیا بریم شرکت جدید مزایاش بهتره اما یک شرط داره ماشینت چند ماه بعد عوض کن و همسرم رفت شرکت جدید، این شرکت خیلی بهتر قبلی بود و کلا اینکه پارتی شد واقعا دست خدا بود چون خیلیها برای رفتن به این شرکت تلاش کردن و الان شرکت جدیده خب ما تو این مدت بذهی نداشتیم خونمون جابه جا کردیم شرایط عالی شد خب الان گفتن ماشین عوض کن و من امشب داشتم فکر میکردم باز که صفریم پول هیچی همسرم دنبال وام بود و قرض کردن من قانون میدونم پس کل داستان ماشین مرور کردم براش از یک هاچبک بدون پول شد سمند صبر کن بزار اتفاق بیفته
حسم میگه شغلش عوض میشه و ماشبن نیز هم
دو سه بار شده باز هم همون مسیره اینبار هم من هم همسرم به این مسیر ایمان داریم
دیروز گفت میای بریم اون امامزاده خرما ببریم
گفتم صبر کن بزار هدایت بشیم اونجا هم میریم کلا توی این داستانهای جذب نیست فقط بهش گفتم میشه هر روز ماشینی که میخوای تصور کنی چون من فعلا فرکانس سفررفرستادم جور داره میشه بعد سفر من براس تمرین میکنم فعلا باید سفریکه چندماه براش فرکانس فرستادم بریم
الانکه استاد کفتن بنویسید یادتون میره گفتم برای تکرار خودمم شده بنویسم قبلا توی سایت هم نوشتم از تجربه اولین ماشین، دومین ماشین و تجربیات دیگم
مگه میشه یککاری من بارها انجام دادم نشه الان ایمان دارم میشه
امشب که این فایل گوش دادم وقتی اولش از شرایط بدش گفتم گفتم ببین ساناز تو الان خیلی جلویی تو بارها این مسیر رفتی چندین بار خلق کردی
پس این بار اسونتر و راحتتره
حالا جالبه شروع این مسیر با دوازده قدم بود الان ماه اخر دوره دوازذه قدمم باز همون مسیر داره تکرار میشه
یکسال اخیر خونه. ماشین. شغل و… همه عوض شد ماه اخر میخواد سورپرایزم کنه و خیلی خیلی حالم خوبه میدونم خدا قراره اتفاقات عالی تر رقم بزنه
خدایا ممنونم که هستی کنارم و از بچگی بهم همه راه ها را نشون دادی و من خلق کردم و الان بزرگ شدم خواستهامم بزرگ شده تو باز خلق میکنی چو ن تو خالقی برات کاری نداره
سلام سانازجون دخترم واقعا تبریک میگم به این عملکردن توفوقالعاده ای
عزیزم چقدرلذت بردم سانازجون
میشه تمرینات رو برای خرید ماشین یا هرخواسته ای توضیح بدی خیلی عالی عمل کردی خیلی دلم میخواد بدون چطور تمرین کردی؟ هرروز؟ تا چندوقت ادامه دادی بعدرهاکردی؟
سپاسگزارم که جوابم رومیدی خیلی بهت افتخارمیکنم دخترم
من برای ماشینی که توی قرعه کشی برنده شدم یک ماه کار کرذم تمریناتم هر روز از خدا ماشین میخواستم و روزانه یکساعت پیاده روی میکردم حدودا، بعد میرفتم پارکینگ های که در مجتمع های اداری هست که فضای باز مثل پارکینگ پازکها و اونجا بین ماشینها قدم میزدم و میکفتم خدایا ببین چقدر ماشین الان مثلا این مال من باشه چی میشه منم یکی از این هزاران ماشین میخوام و رنگ و مدلشون و… میدیدم شکر میکردم و دنبال مدل ماشین مورد علاقم میگشتم و انتخاب میکردم و کلا یک تفریح بود برام و هم زمان فایلهای استاد گوش میدادم و هم ورزش میکردم هم تجسم هم اموزش میدیدم، در مورد ماشینها و وسایلش و قطعاتش هم سرچ میکردم میخوندم و بیشتر ذهنم درگیرش میکردم و بعد شبها توی ذهنم بوی نویی ماشین صدای پلاستیکهاش که نو هستن روش میشینمم تصور میکردم و انقدر واقعی بوذ که وقتی ماشین رسید تمام مدت دلم میخواست فقط بشینم روی پلاستیک ها ببینم همون صدا هست و وقتی اومد خیلی ذوق کردم اما انقدر که یکماه توی تصوراتم ذوقشو کردم نبود
همون ماشین مجبور شدیم برای کار همسرم عوض کتیم باز من گفتم خدایا خودت درستش کن و هر روز انرژی مثبت دادم و ماشین دوم انقدر دوس داشتم که هزاران برابر بیشتر ذوقشو کردم فاصله دومی با اولی یکی دو ماه شد و دقیقا ماشین دوم بااینکه نو نبود مدل پایین بود انقدر یرای من زیبا و خاص و عالی بود که هنوزم یادم میفته لذت میبرم
برای خونه هم تمرین پیاده روی در کوچه ها و تحسین خانه ها و لذت بردن از ان و سرچ دکور خونه انجام دادم اونم یکماه جابه جا شدم
اگه هر روز باشه زود جواب میگیری من اصولا یکماه تا دوماه خواسته هان میگیرم تاحالا بیشتر نشده چون تمرکزی یکماه هر روز پشت سر هم فرکانس میفرستم
رها کردن کلا زیاد درک نکردم من انقدر فرکانس میدم که خدا میفرسته فقط من میگم هر چی صلاحمه نمیگم حتما فلان مدل یا فلان خونه و میگم من این میخوام حالا اونکه برام خوبه و اگه صلاحم نیست کلا منصرف شم بعد چون اولش نیتم این مدله کلا اگه چیزی صلاحم نباشه اصلا به روز دوم، سوم نمیکشه خواستم عوض میشه و میبینم من این خواسته را نمیخوام پس تغییرش میدم
من وابسته به خواستم نیستم بشینم بشمارم یکماه شد نیومد اصلا به روزها دقت نمیکنم فقط میگم خدای من، من سهم خودمو انجام میدم بقیش با تو، هر زمان درسته انجامش بده و دقیقا زمان درست میاد من اصرار نمیکنم و بعد همه چیز به بهترین شکل میشه،
فکر میکنم رها کردن یعنی وابسته خواسته نبودن که هی بگی پس چی شد چرا نمیاد و منتظر باشی
من اصلا در مورد خواسته هام به خدا اصرار نمیکنم که حتما الان بهش میگم دست خودتت من اینو میخوام حالا هر وقت برسه من راضیم و اصولا منو زیاد منتظر نمیزاره خواسته ها که برام ساده ترن حتی روزانه میاد مثلا پول های کم و خواسته های بزرکتر چون خودمم مقاومت دارم دیر تر،
یک کاری هم که میکنم موقع تجسم مچ خودمو برای یاورهای منفی میکیزم میفهمم باور منفی دارم مثلا برای خونه یک لیست طولانی باور منفی داشتم مثل اینکه خونه سخت پیدا میشه خونه خوب نیست اپارتمان نشینی سخته و… اینا را هر روز اصلاح کردم و الان اپارتمانمون فقط من و من همه کارمندن و مثل همون خونه ویلاییمون من راحتم و این بخاطر تغییر باورهام بود برای همین اگه باور منفی و ترس هم داری باید حلش کنی
امیدوازم بزودی بیای اژ نتایجت برام بگی و شما هم ماشبن خودتو خلق کرده باشی
فایل نشانه ی امروز من این قسمت از گفتگوی دوستان بود
خدایاشکرت وقتی فایل ها رو گوش میدم باورهام تغییر میکنن هرچی بیشتر اینکار میکنم بهتر وبهتر میشم تو این کار کردن روی خودم ولی وقتی نتایج دوستان و کامنت های بچه ها رو میخونم مثل اینه که یه نیروی اضافه ای بهم انگیزه میده
واقعا ممنونم از همه دوستان بزرگوارم در سایت با به اشتراک گذاشتن تجربیات زندگیشون تو کلاب هوس ،گفتگو با دوستان ،کامنت ها یه عامل قوی شدن برای ادامه دادن به کسانی مثل من که تازه اومدن تو این مسیر
منم از زمانی که آشنا شدم با این مباحث و مخصوصا بعد عضویت در سایت و گوش دادن فایل های ارزشمند بخش دانلود های سایت و با نقش قدرتمند باور وافکار و فرکانس و تاثیرشون تو زندگی آشنا شدم
بالاخره به این نتیجه رسیدم که دیگه ول کنم یقه ی بابا ،شوهر،جامعه ، جنسیت رو ….. و دو دستی یقه ی خودم بگیرم و مسئولیت صد درصد اتفاقات و شرایطی رو که الان دارم تجربه میکنم بپذیرم و چقدر این نگاه علاوه بر آرامشی که بهم هدیه داد ،منطقی کرد علت اتفاقات زندگی رو قبل این درک من واقعا نمیتونستم بفهمم علت ناکامی های زندگیمو آخه یه چند سالی تقصیر بابا و شوهر و جامعه بود نه چهل سال دیگه و اینجا بود که فهمیدم درخت از ریشه مشکل داره و رفتم درونم و ریشه ها رو بررسی کردم دیدم ماشالله چه افکاری چه باورهایی و نتیجه اش چه میوه هایی !!!!
بازم خدا رو شکر برای دریافت این آگاهی
جلوی ضرر هرموقع بگیری منفعته
و منم تعهد دادم به خودم که حالا که مقصر منم من میتونم تغییر بدم خودمو
و همین لحظه بعد اینکه استاد فرمودن اون دوست عزیز تو آمریکا از خودش فیلم میگرفته تا بعدا یادش بیاد منم دکمه ی توقف فایل زدم و نشستم جلوی دوربین گوشی از شرایط و خواسته هام گفتم و انشالله بارها وبارها اینکار تکرار کنم تا یه روزی ببینم و یادم بیاد چقدر متعهد بودم به تغییر شخصیت و باورهام و جهان چه پاداش هایی بهم داد در برابر این تعهدم
ممنونم از دوست عزیزمون آقا هادی عزیز برای این تجربه های عالی که گفتن برامون
استاد جان ارزشی که برای سایت و افرادی که در سایت عضو هستند و خودتون قائل هستید که برای افرادی که قرار نتایج رو برای شما ارسال کنند باید حتما و حتما پارامتر های بسیار عالی کیفیت صدا محتوا داخل فایل ضبط شده و ..رو حتما داشته باشه. این واقعا نشون میده چقدر متعد و ارزش برای همه موارد قائل هستید و برای من خیلی قابل تحسین است.
اقا هادی عزیز که اولین فردی که از نتایج خودشون برای شما ارسال کردن و اعتماد به نفس بسیار عالی که دارند.
گرفتن چکاپ فرکانسی حتما حتما باید گرفته بشه تا زمانی که فراموش کردیم از کجا به کجا رسیدیم چکاپ رو ببینیم و فراموش نکنیم و مهم تر از این مورد اینه که همیشه یادمون باشه از چه مسیری به خواسته هامون رسیدیم و مسیر رسیدن رو گم نکنیم.
انتخاب دوست یا هر فردی که در اصل بخواهیم دردل کنیم اشتباهه. اصلا دردلی وجود نداره ما حتی حتی به خدا هم نباید مشکلات رو بگیم چه برسه به یک فرد. باید بسیار عالی کنترل ورودی و خروجی ها رو انجام بدیم و ذهن خودمون کنترل کنیم.
قبول کردن مسولیت زندگی خودمون و اینکه قبول کنیم اتفاقات خوب و بد زندگی خودمون حاصل افکار خودمون بوده و مسولیت اینها رو گردن بگیریم نصف مسیر رو رفتیم. قبول کردن این موارد خیلی مهمه.
“من مسول صدردصد زندگی خودم هستم”
از نظر من افرادی که مثلا میگن خداوند یک سنگی میتونه درست کنه که خودش نتونه بلندش کنه؟
این فرد یا خدا رو نشناخته یا انقدر سیمان به مغزش چسبیده که نمیخواد خداوند رو بشناسه و با این کتاب ها و جملات و حرف ها الکی حال خودشون رو میخوان خوب نگه دارند و خودشون رو اینجوری قانع کنند. سادتر بگم خودش سر خودش کلاه میزاره.
من تمامی اتفاقات زندگی خودم رو گردن میگیرم. و واقعا گردن میگیرم خودم رو تغییر میدم و عمل میکنم و عمل میکنم حتما. این عمل کردن بسیار مهمه.
نباید گزینه های اصلی فراموش کنیم.
و خودمون شرایط زندگی خودمون رو میتونیم عوض کنیم در پناه و لطف خداوند بخشنده و مهربان.
دقیقا همینطوره آدم خیلی تمایل داره که نرسیدن هاشو بندازه گردن این و اون
مثلا من 20 سالگی گواهینامه گرفتم و چند بار که با مادرم نشستم دیدن مادرم چقدر استرس داره و مدام این حسو بهم میداد که نمیتونی منم باور کردم از رانندگی برای خودم غول ساختم و هربار نتونستم میگفتم تقصیر مادرم هست اگه پشتم بود ……10 سال رانندگی نکردم
ولی با آموزش های شما به خودم اومدم کسی که ترسید من بودم کسی که خودشو باور نداشت من بودم کسی که تسلیم شد و به پشت فرمون ننشست من بود مسئولیت 100 با منه
و رفتم تو دل ترسم دیدم نه با تمرین دارم پیشرفت میکنم
یا همیشه عادت داشتم بگم چون بابام خیلی زیر پر و بال گرفت نزاشت من برم سراغ کار در صورتی که ممکنه ی نفر برعکس بگه بگه چون بابام هوامو نداشت من به هیچی نرسیدم
ولی مسؤلیت اینم پذیرفتم کسی که از زیر مصاحبه در میرفت من بودم چون عزت نفس نداشت کسی که آزمون هارو شرکت نمیکرد من بودم چون خودمو باور نداشتم و خداروشکر اینم تو خودم حل کردم و الان از همیشه تشنه ترم برای پیدا کردن راهم
استاد یکی از بزرگترین دست آورد های من اینه که مسئول 100 زندگیم دارم قبول میکنم حتی وقتی بحثی پیش میاد میگم بازم تقصیر منه من چی درونم دارم که موجب این عکس العمل شد
این زندگی برام راحت تر کرده
با دیدن این فایل فهمیدم وقتی درمورد سختی شرایط این روزا درد دل میکنم دنبال گرفتن توجه هستم که بگن وای زهرا دست تنها تو این شرایط با دوتا بچه …..
ولی خداروشکر مچ خودمو گرفتم الان هر روزم با عشق با بچه هایی که روزی ارزوشونداشتم میگذرونم و شرایطم هر روز داره آسون تر میشه و خداوند کمک هاشو برام میفرسته
خبر خوب اینه بقیه زندگیمو هم ما میتونیم بسازیم همینجوری که تا الان تک تک لحظات خودمون ساختیم چه خوب چه بد
و خداروشکر با توکل به خدا تو این سایت با دوره های شما مطمئنم ادامشو بهتر از همیشه با قدرت میسازیم
به نام خداوندی که همه چیز میشود همه کس را به شرط ایمان
استادان عزیزم سلام به روی ماهتون به قلب پر نورتون الهی آرامش الهی سهم قلب مهربونتون
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
دلم میخواست تغییر کنم و هدایت شدم فایلهای آقا هادی ترابی که براشون از خداوند موفقیت روز افزون و آرامش از جنس نور و الهی آرزومندم
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
اولیننننننن قدم برای تغییییییییر
اینه که من مسئول صد درصد اتفاقات زندگیم هستم
چطوری؟؟؟؟؟؟؟
بعله اگه همیشه تو ذهنم میگم که اون محبت و توجه رو در ایامی از پدر ومادرم دریافت نکردم
مقصر خودم بودم با احساس قربانی شدن
با ایجاد حس ترحم با غیبت پشت سرشون با نامهربونی براشون با تمرکز بیش از حد به نکات منفیشون
اگر در رابطه عاطفیم تا به حال مشکل داشتم همش خودم مسولم چرا ؟؟؟با وابستگیم با شرکککک با ایجاد حس ترحم با احساس قربانی شدن با نامهربونیم با تمرکز بیش از حد بر روی نکات منفیش و حرف زدن در موردش …
اگر دچار مشکل مالی شدممممم فقط و فقط خودم مسولم چرا ؟؟؟چون در توهم پیشرفت بودم که یه شبه برام اتفاق بیفته عدم رعایت قانون تکامل چون با آنچه که داشتم شروع نکردم چون از خداوند طلب هدایت نکردم
اگر دچار مشکل عصبی شدم خودم مقصر بودم
چراااا؟؟؟چون همش رو نداشته هام زوم کردم
همش دونبال افکار منفی بودم در موردشون
ناشکر بودم رو عقل خودم حساب کردم
قبل از خوردن کتک از زمانه نرفتم دو تا چیز به درد بخور یاد بگیرم 30 روز ماه 29 روزش رو در احساس بد بودم پر بودم ازنفرت پر بودم ازشرکککک
اگر دچار مشکل جسمی میشم خودم مسولم چرا؟؟چون اصلا به تغذیه ام دقت نمیکنم هر چی رو میخورم و رعایت نمیکنم ورزش رو تعطیل کردم
بعله من اولین قدم رو میخوام بردارم و خودم رو مسول تموم اتفاقات زندگیه خودم بدونم و تلاش کنم به لطف خدا آگاهانه خودمو اصلاح کنم
خدایا من به درگاهت اعتراف میکنم که خودم مسول صددرصد زندگی خودم و بهت اجازه میدم هدایتم کنی به سمت آرامش خوشبختی احساس خوب
ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدناالصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین
بادورود به استاد استاد عزیز وخانوم شایسته.
من وقتی این فایل رو دیدم یاد بعضی از مسایل که در زندگی خودم افتاده بود افتادم اون زمان که همه رو مقصر میدانستم به غیر از خودم از همه توقع داشتم به غیراز خودم من آنقدر همه رو مقصر می دیدم که اصلأ قبول نمیکردم که خودم با رفتارم باعث این شرایط شدم خودم رفتاری کردم که نتیجه اش این شده . اون روزها آنقدر درگیر شده بودم که نمی دانستم چکار باید بکنم تا اینکه با شما آشنا شدم و البته قبل از آشنای با سایت عباس منش با چند تا کانالها آشنا بودم وقتی هم که با سایت آشنا شدم دیگه روی خودم کار کردم وتمام مسعولیت زندگی خودم روقبول کردم و البته کامل کامل نشده چون بعضی وقتها نجواها به سراغ آدم میاد ولی نه هر اتفاقی که در زندگی ما می افته خودمون باعث شدیم .باتشکر از تمامی دوستان .
سلام درود خدا قوت استاد من هم فردای اون روز بعد از دیدن دوست عزیزی مون که اولین ویدیو برای شما از پشت بام فرستاده من هم اقدام کردم وضعیت اون روز رو و در زمان مناسب حتما این فایل رو قبل و بعد برای تون ارسال خواهم کرد با تشکر از شما استاد عزیز
سلام استاد عباسمنش عزیزم و همراهان زیبا
استاد جان شما یک آیه بازگو کردین درباره حضرت موسی که در سوره قصص هست زمانیکه اون ماجرا با دختران حضرت شعیب برای حضرت موسی اتفاق میافته و ایشون این دعا رو میکنه:
فَسَقى لَهُما ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ
شما این جمله خانم اسکاول شین رو بارها از دیدگاهای مختلف بررسی فرمودین(البته این دریافت من هست) که «کلام تو عصای معجزهگر توست» یا «از کلام توست که بر تو حکم میشود» و زودتر پافشاری شما بر کانون توجه رو در ذهن من آورد که در پندار،گفتار و کردار ما نمایش پیدا میکنه(این رو بگم که من به تفکر و دیدگاهی که شما معرفی کردین با پشتکار بسیار،مؤمن هستم)به همین خاطر زود متوجه بکارگیری حضرت موسی از واژههای خیر و فقیر شدم و دیدگاههای گوناگونی دریافت کردم و دلیلش تلاش بسیار من برای جایگزین کردن باورهای شما در ذهنم هست؛ حالا میخوام اونها رو اینجا با شما و همراهانم به میان بگذارم و از بازخوردهاتون آگاهی و دانشی برداشت کنم
۱_این دعای حضرت موسی میتونست اینطور باشه که -ربی انی لما انزلت الی من خیر شاکر و یا شکور- چون فقیر از ریشهی فقر آمده و به معنای کمی و نبودی هست به همین خاطر به نظرم اومد اون سالهای دراز شبانگری حضرت موسی میتونسته بخاطر این دعا باشه چون این دعا کانون توجه حضرت موسی رو به سمت کمی و نبودی میبره و این یکی از حکمتهای خداوند بوده که حضرت موسی طی این مدت بیاموزد که شکور بودن رو جایگزین فقیر بودن به خیر خداوند کنه
۲_خداوند میتوانست این ایه رو به گونهای دیگر هم به حضرت محمد وحی کند که -ربی انی فقیر لما انزلت الی من خیر- ولی میبینم که خداوند بزرگ خیر رو در این آیه بر فقر(از دید ساختار جمله و لغوی)مقدم فرمودن و این طبق فرمایشات شما بر این اصل و قانون خداوند است که «توجه شما به هرچه باشد از آن جنس به زندگی شما جذب میشود» و خداوند با این دلیل خیر رو بر فقر در این آیه پیشی دادن
پ.ن:ناگفته نماند که من از کسی که وارد بر ادبیات عرب بود در اینباره پرسیدم و نظرشون این بود که «دلیلش بلاغت هست و در ادبیات عرب جمله به این شکل بسیار رساتر(بلیغتر) و بلحاظ ادبی از ادبیات فاخرتری بهرهمند هست»
و البته دلیل ایشون خیلی برای من قانع کننده نبود چون خداوند فقط ۴بار در سوره قمر تاکید میفرمایند: وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ(وهمانا که قران را برای پند گرفتن آسان کردیم پس آیا کسی هست که پند گیرد؟)
پس خداوند قران را برای اثبات بلاغت خویش نازل نفرموده بلکه به جهت پندآموزی تازه آسان هم کرده و تکلفی ندارد
۳_آیههایی در قرآن هست که محتوای منفی دارند و من رو به این اندیشه فرو میبره که چرا خداوند زیباییها از نازیباها یاد میکنه مثل فقر یا عذاب یا سختی و از این دست
فکر میکنم خداوند بزرگ با این فرمایشات خواسته اونچه رو که برامون درست و بهتر هست بهمون آشنا کنه و در عین حال به روشهای مختلفی مثل ترساندن از آیندهای ناگوار و دوزخ از نادرستیها بپرهیزونه تا به جای هدر دادن زندگی زیبا در ناکامیها ما رو به صراط مستقیم (که به تعبیر خودم میانبر خوشبختیست)گوارا کنه
درخواستم این هست که اگر درستی یا نادرستی در گفتههام هست به من یادآوری کنید که بی گمان موجب هدایتم میشه
از نگاهتون سپاسگزارم و براتون تندرستی و شادی بیشتر و فراوانی رو آرزومندم🌼
درود و عرض ادب.
جناب محبی عزیز ؛ دوست و همفرکانسی گرام.
از به اشتراک گذاری نظرتان بسیار خرسند و آگاه شدم و بقول استاد ، قرآن یعنی ” کتاب خواندنی ” یعنی آنقدر مطالب ساده و روان گفته شده و پیش چشممان قرار دارد که همگان از ساده بودن ، باورش ندارند و باز بقول استاد بهانه میآورند که تقسیرش بطنی دارد که ما از ان اگاه نیستیم ، در صورتیکه مگر خدا میخاست معما برای انسان بفرستت و اگر میخاست کاری داشت؟؟؟؟
مانند اینکه ” هر کس که ظلم میکند به خودش میکند ولی آگاه نیست ” همین یک جمله را هم در مورد خودم و دیگران بارها دیده و تجربه کرده ام، همین یک نکته را کسی درک و عمل کند ، بسیاری از مشکلاتش حل میشود. با سپاس از شما
تا درودی دیگر بدرود
خداروشکر امروز از ایمان و باور خودم که با نشانه های قابل قبول بهم رسیده ردپا میزارم.امروز 1401/9/24در حالی است که سه روز پیش در چکاپ اولیه وضعیت مالی نوشته ام که با اینکه هر روز فروش حدود 10میلیون تا 20میلیون تومن دارم ولی باور خودم هم نمیشه که درساعت آخر روز موجودی کارتم در حد صفر یعنی از 20میلیون تومن فقط 6هزار تومن موجودی کارتم میشه که اگه بهم از خانه زنگ میزدند که یک پاکت شیر 30هزار تومنی بگیرم بهانه میاوردم که یادم رفت صبح میگیرم ولی بعد 5روز که دوره دوازده قدم رو گرفتم دیروز پسر یکی از کارمندانم که 6سال پیش پیشم کار میکرده در نانوایی پول سنگک منو حساب کرد که آنموقع نشانه اش رو درک نکردم ولی تا رسیدن به خونه درکش برام اومد که این یک نشانه ورود برکت به زندگیم هستش و الان که داشتم فایل نتایج دوستان رو گوش میدادم متوجه این موضوع شدم با اینکه امروز پنجشنبه آخر هفته هستش و طبق هفته های قبلی امروز من به چنده نفر از کارگاههای تولید پوشاک وجه دستمزد پرداخت کرده ام موجودی کارتم پس از مدتها 2/872000میلیون تومن هستش واقعا خدارو شکر میکنم که حرکت آموزشی مرا هم مدار بار با آموزه های استاد عباس منش قرار داد سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم از …
باسلام و خداقوت خدمت شما
منم یه روزی تو سال 98تصمیم گرفتم مسئولیت زندگی خودمو خودم بپزیرم و کسی رو مقصر ندونم تو اوضاع اسفناکم …
اولش قبول این موضوع سخت بود ولی رفته رفته باعث رشد و پیشرفت و ترقی من شد و امیدوارم روزی برسه که به استقلال کامل مالی برسم و بیام داستانمو بفرست واسه این سایت که مثل فرشته نجاته….
الان میفهمم حرفهای استاد دقیقا چقدر مفیده میگم کاش همه را نوشته بودم و فردا میشینم یک دفتر برمیدارم مینویسم
دفتر جذبهای من بالاخره الان باید درست کنم
چون الان میفهمم چقدر لازمه
وقتی الان مجدد باید ماشینمون عوض کنیم و بار قبل من این راه رفتم
ما قصد داشتیم ماشینمون از هاچبک بکنیم پراید،
هیچ پولی نداشتیم طلاهام بود که کلش پنجاه تومن بزور میشد پس تصمیم گرفتیم تلاشمون بکنیم شبها به این فکر میکردم من ماشین جذب میکنم و پس ذهنم ابن بود نهایت طلا میدن میشه پراید که صندوق داره راحتتریم من خیلی تمرین میکردم هر روز میرفتم بیرون ماشینها را تحسین میکردم و میگفتم چقدر ماشین مگه میشه انقدر ماشین باشه یکیش برای من نباشه تمرین و تمربن
همچنان ماشین بود اما رها کردم سپرذم به خدا، چند ماه قبل قبلش خواهرم میکفت ماشین ثبتنام کن گفتم نه وقتی ثبتنام مبکنم که بخرمش ما الان پول نداریم خواهرم کفت بنش بفروش بنویس ممکنه بعد نباشه پس بعد یکسال من تصمیم گرفتم ثبتنام کنم و به دوستم قبلا گفته بودم ثبتنام شد اسم منو بنویس.
حالا زمان ماشین خریدن بود پس تهش بن میفروختم رفتبم مسافرت شمال، خواهر شوهرم گفت ماشین نوشتیم ساینا اس گفتم چیه عکسش اورد گفتم قشنگه یکساعت بعد دوستم زنگ زد موقع ثبتنامه بنویسم گفتم بنویس گفت چی کفتم نمیدونم ساینا اس بنویس خوبه قیمتشم خوبه شاید پولشم بتونیم جور کنیم و برای اولین بار ثبتنام کردم شمال برگشتیم پیامک اومد شما برنده شدی به دوستم زنگ زدم پیام اومده گفت نه اشتباه هست ماشین ساینا حذف شده اسمتم چک کردم نیست زمان رزرو ها هم نیست یعنی پیامک تبلبغاته من چون باور داشتم فرکانس های من جواب داده من برنده شدم زنگ زدم به خواهرم مسافرت بود کفتم راستش پیام اومده برنده شدم پول داری بهم بدی گفت من امروز سکه هام فروختم پولم نقده به چه حسابی بزنم گفتم راستش صبر کن باید زنگ بزنم سایپا بپرسم میخواستم از پول مطمین شم
زنگ زدم سایپا گفت بله برنده شدی زنگ زدم دوستم گفت نمیشه که، زنگ بزن بگو چطور من الان برنده شدم زمان اعلام نیست من زنگ زدم پرسیدم گفت خانم برنده شدی برو تو سایت اسمت باز میشت پول بزن سه روز وقت داری
و در کمال ناباوری دوستان من واقعا برنده شده بودم
پول واریز کردیم
ماشین قرار بود سه ماه بدن، پس باید پول جور میکردیم یا بخریمش یا نتونیم بفروشیم پول خواهرمو بدیم
من هر روز حتی صدای پلاستیک های ماشین توی ذهنم میشنیدم بوی نو ماشین و کاملا تجسمش میکردم
ماشبن اومد همون تصورات دقیقا همون شرایط
هاچبک و طلاها همه را فروختیم که حتی برای فروش هم من ایمان داشتم قیمت بالا فروش میره بااینکه همسرم میگفت قیمتش این نیست نمیخرن ده تومن بالاتر هم فروختیم و پول جور شد اما باز بدهی داشتیم حدود چهل میلیون دیگه کم بود
گفتم صبور باش عید باهاش رفتیم مسافرت
تو راه برگشت به همسرم زنگ زدن کار اوکی شده فعلا ساینا قبول میکنن اما بعدش باید سمند بشه یکماه وقت بهت میدن میای سرکار
وقتی برگشتیم از مسافرت استعفا داد رفت شغل جدید، حالا این کارهم جور شدن واقعا جالبه کار یکنفر راه انداخته بود شخص ریس این کار بود همسرمم گفته بود میخواد شغلش عوض کنه و اونم براش اوکی کرده بود، شغل جدید حقوقش بیست تومن بود دو ماه پول تسویه شد خب حالا مدت زمان گذشته ماشین گیر دادن عوض کن ما پول هت را تسویه کردیم و دوباره همون مسیر
اینبار فرصت یک هفته ای بود کفتن یا عوض میکنی یا دیکه نیا
پس باز تمرینات شروع شد من هر روز تمرین کردم و رفتیم بصورت اتفاقی یک امامزاده بین راهی، به همسرم گفتم بیا نیت کنیم اگه تااخر هفته ماشین عوض شد خرما بیاریم اینجا، همسرم گفت من اعتقاد ندارم اما تو میگی باشه
دو روز بعد ان خواهرش بهمون پول داد ماشین تبدیل به سمند کردیم و چقدر عالی تر ساینا بود چقدر خوب عاشقش شدم جوریکه واقعا دوسش داشتم بدهی دومم با حقوق ها پرداخت کردیم حالا داستان تموم نشده یک دوست پیدا شد کفت بیا بریم شرکت جدید مزایاش بهتره اما یک شرط داره ماشینت چند ماه بعد عوض کن و همسرم رفت شرکت جدید، این شرکت خیلی بهتر قبلی بود و کلا اینکه پارتی شد واقعا دست خدا بود چون خیلیها برای رفتن به این شرکت تلاش کردن و الان شرکت جدیده خب ما تو این مدت بذهی نداشتیم خونمون جابه جا کردیم شرایط عالی شد خب الان گفتن ماشین عوض کن و من امشب داشتم فکر میکردم باز که صفریم پول هیچی همسرم دنبال وام بود و قرض کردن من قانون میدونم پس کل داستان ماشین مرور کردم براش از یک هاچبک بدون پول شد سمند صبر کن بزار اتفاق بیفته
حسم میگه شغلش عوض میشه و ماشبن نیز هم
دو سه بار شده باز هم همون مسیره اینبار هم من هم همسرم به این مسیر ایمان داریم
دیروز گفت میای بریم اون امامزاده خرما ببریم
گفتم صبر کن بزار هدایت بشیم اونجا هم میریم کلا توی این داستانهای جذب نیست فقط بهش گفتم میشه هر روز ماشینی که میخوای تصور کنی چون من فعلا فرکانس سفررفرستادم جور داره میشه بعد سفر من براس تمرین میکنم فعلا باید سفریکه چندماه براش فرکانس فرستادم بریم
الانکه استاد کفتن بنویسید یادتون میره گفتم برای تکرار خودمم شده بنویسم قبلا توی سایت هم نوشتم از تجربه اولین ماشین، دومین ماشین و تجربیات دیگم
مگه میشه یککاری من بارها انجام دادم نشه الان ایمان دارم میشه
امشب که این فایل گوش دادم وقتی اولش از شرایط بدش گفتم گفتم ببین ساناز تو الان خیلی جلویی تو بارها این مسیر رفتی چندین بار خلق کردی
پس این بار اسونتر و راحتتره
حالا جالبه شروع این مسیر با دوازده قدم بود الان ماه اخر دوره دوازذه قدمم باز همون مسیر داره تکرار میشه
یکسال اخیر خونه. ماشین. شغل و… همه عوض شد ماه اخر میخواد سورپرایزم کنه و خیلی خیلی حالم خوبه میدونم خدا قراره اتفاقات عالی تر رقم بزنه
خدایا ممنونم که هستی کنارم و از بچگی بهم همه راه ها را نشون دادی و من خلق کردم و الان بزرگ شدم خواستهامم بزرگ شده تو باز خلق میکنی چو ن تو خالقی برات کاری نداره
ممنون خدایم همه چیز در دستان توست
شکرت
سلام سانازجون دخترم واقعا تبریک میگم به این عملکردن توفوقالعاده ای
عزیزم چقدرلذت بردم سانازجون
میشه تمرینات رو برای خرید ماشین یا هرخواسته ای توضیح بدی خیلی عالی عمل کردی خیلی دلم میخواد بدون چطور تمرین کردی؟ هرروز؟ تا چندوقت ادامه دادی بعدرهاکردی؟
سپاسگزارم که جوابم رومیدی خیلی بهت افتخارمیکنم دخترم
خیلی دوست دارم دوست عزیزم
سلام دوست همفرکانس من
ممنون از لطفتون
من برای ماشینی که توی قرعه کشی برنده شدم یک ماه کار کرذم تمریناتم هر روز از خدا ماشین میخواستم و روزانه یکساعت پیاده روی میکردم حدودا، بعد میرفتم پارکینگ های که در مجتمع های اداری هست که فضای باز مثل پارکینگ پازکها و اونجا بین ماشینها قدم میزدم و میکفتم خدایا ببین چقدر ماشین الان مثلا این مال من باشه چی میشه منم یکی از این هزاران ماشین میخوام و رنگ و مدلشون و… میدیدم شکر میکردم و دنبال مدل ماشین مورد علاقم میگشتم و انتخاب میکردم و کلا یک تفریح بود برام و هم زمان فایلهای استاد گوش میدادم و هم ورزش میکردم هم تجسم هم اموزش میدیدم، در مورد ماشینها و وسایلش و قطعاتش هم سرچ میکردم میخوندم و بیشتر ذهنم درگیرش میکردم و بعد شبها توی ذهنم بوی نویی ماشین صدای پلاستیکهاش که نو هستن روش میشینمم تصور میکردم و انقدر واقعی بوذ که وقتی ماشین رسید تمام مدت دلم میخواست فقط بشینم روی پلاستیک ها ببینم همون صدا هست و وقتی اومد خیلی ذوق کردم اما انقدر که یکماه توی تصوراتم ذوقشو کردم نبود
همون ماشین مجبور شدیم برای کار همسرم عوض کتیم باز من گفتم خدایا خودت درستش کن و هر روز انرژی مثبت دادم و ماشین دوم انقدر دوس داشتم که هزاران برابر بیشتر ذوقشو کردم فاصله دومی با اولی یکی دو ماه شد و دقیقا ماشین دوم بااینکه نو نبود مدل پایین بود انقدر یرای من زیبا و خاص و عالی بود که هنوزم یادم میفته لذت میبرم
برای خونه هم تمرین پیاده روی در کوچه ها و تحسین خانه ها و لذت بردن از ان و سرچ دکور خونه انجام دادم اونم یکماه جابه جا شدم
اگه هر روز باشه زود جواب میگیری من اصولا یکماه تا دوماه خواسته هان میگیرم تاحالا بیشتر نشده چون تمرکزی یکماه هر روز پشت سر هم فرکانس میفرستم
رها کردن کلا زیاد درک نکردم من انقدر فرکانس میدم که خدا میفرسته فقط من میگم هر چی صلاحمه نمیگم حتما فلان مدل یا فلان خونه و میگم من این میخوام حالا اونکه برام خوبه و اگه صلاحم نیست کلا منصرف شم بعد چون اولش نیتم این مدله کلا اگه چیزی صلاحم نباشه اصلا به روز دوم، سوم نمیکشه خواستم عوض میشه و میبینم من این خواسته را نمیخوام پس تغییرش میدم
من وابسته به خواستم نیستم بشینم بشمارم یکماه شد نیومد اصلا به روزها دقت نمیکنم فقط میگم خدای من، من سهم خودمو انجام میدم بقیش با تو، هر زمان درسته انجامش بده و دقیقا زمان درست میاد من اصرار نمیکنم و بعد همه چیز به بهترین شکل میشه،
فکر میکنم رها کردن یعنی وابسته خواسته نبودن که هی بگی پس چی شد چرا نمیاد و منتظر باشی
من اصلا در مورد خواسته هام به خدا اصرار نمیکنم که حتما الان بهش میگم دست خودتت من اینو میخوام حالا هر وقت برسه من راضیم و اصولا منو زیاد منتظر نمیزاره خواسته ها که برام ساده ترن حتی روزانه میاد مثلا پول های کم و خواسته های بزرکتر چون خودمم مقاومت دارم دیر تر،
یک کاری هم که میکنم موقع تجسم مچ خودمو برای یاورهای منفی میکیزم میفهمم باور منفی دارم مثلا برای خونه یک لیست طولانی باور منفی داشتم مثل اینکه خونه سخت پیدا میشه خونه خوب نیست اپارتمان نشینی سخته و… اینا را هر روز اصلاح کردم و الان اپارتمانمون فقط من و من همه کارمندن و مثل همون خونه ویلاییمون من راحتم و این بخاطر تغییر باورهام بود برای همین اگه باور منفی و ترس هم داری باید حلش کنی
امیدوازم بزودی بیای اژ نتایجت برام بگی و شما هم ماشبن خودتو خلق کرده باشی
موفق باشی عزیزم
سلام سانازجون عزیزدلم خیلی سپاسگذارم که وقت گذاشتی
خیلی ممنون بابت راهنمایت
نمیدونم چطورازت تشکرکنم
قربونت برم خیلی عالی عمل کردی
خیلی ازخداکمک میخوام منم
بتونم مثل تو که نه ولی درحدی که
نتیجه وارد زندگیم بشه عمل کنم
خیلی دوست دارم
ازخدابابت هدایتش به این سایت الهی وعزیزان توحیدی ودوستان
صادق وفرکانس بالاهزاران بارسپاسگزارم
عاشقتم سانازعزیزم
میبوسمت دخترم
به نام خدای وهاب من
سلام بر استاد عزیزم
فایل نشانه ی امروز من این قسمت از گفتگوی دوستان بود
خدایاشکرت وقتی فایل ها رو گوش میدم باورهام تغییر میکنن هرچی بیشتر اینکار میکنم بهتر وبهتر میشم تو این کار کردن روی خودم ولی وقتی نتایج دوستان و کامنت های بچه ها رو میخونم مثل اینه که یه نیروی اضافه ای بهم انگیزه میده
واقعا ممنونم از همه دوستان بزرگوارم در سایت با به اشتراک گذاشتن تجربیات زندگیشون تو کلاب هوس ،گفتگو با دوستان ،کامنت ها یه عامل قوی شدن برای ادامه دادن به کسانی مثل من که تازه اومدن تو این مسیر
منم از زمانی که آشنا شدم با این مباحث و مخصوصا بعد عضویت در سایت و گوش دادن فایل های ارزشمند بخش دانلود های سایت و با نقش قدرتمند باور وافکار و فرکانس و تاثیرشون تو زندگی آشنا شدم
بالاخره به این نتیجه رسیدم که دیگه ول کنم یقه ی بابا ،شوهر،جامعه ، جنسیت رو ….. و دو دستی یقه ی خودم بگیرم و مسئولیت صد درصد اتفاقات و شرایطی رو که الان دارم تجربه میکنم بپذیرم و چقدر این نگاه علاوه بر آرامشی که بهم هدیه داد ،منطقی کرد علت اتفاقات زندگی رو قبل این درک من واقعا نمیتونستم بفهمم علت ناکامی های زندگیمو آخه یه چند سالی تقصیر بابا و شوهر و جامعه بود نه چهل سال دیگه و اینجا بود که فهمیدم درخت از ریشه مشکل داره و رفتم درونم و ریشه ها رو بررسی کردم دیدم ماشالله چه افکاری چه باورهایی و نتیجه اش چه میوه هایی !!!!
بازم خدا رو شکر برای دریافت این آگاهی
جلوی ضرر هرموقع بگیری منفعته
و منم تعهد دادم به خودم که حالا که مقصر منم من میتونم تغییر بدم خودمو
و همین لحظه بعد اینکه استاد فرمودن اون دوست عزیز تو آمریکا از خودش فیلم میگرفته تا بعدا یادش بیاد منم دکمه ی توقف فایل زدم و نشستم جلوی دوربین گوشی از شرایط و خواسته هام گفتم و انشالله بارها وبارها اینکار تکرار کنم تا یه روزی ببینم و یادم بیاد چقدر متعهد بودم به تغییر شخصیت و باورهام و جهان چه پاداش هایی بهم داد در برابر این تعهدم
ممنونم از دوست عزیزمون آقا هادی عزیز برای این تجربه های عالی که گفتن برامون
خدایا شکرت
خدایاشکرت
خدایاشکرت
به نام خدای مهربان
استاد جان ارزشی که برای سایت و افرادی که در سایت عضو هستند و خودتون قائل هستید که برای افرادی که قرار نتایج رو برای شما ارسال کنند باید حتما و حتما پارامتر های بسیار عالی کیفیت صدا محتوا داخل فایل ضبط شده و ..رو حتما داشته باشه. این واقعا نشون میده چقدر متعد و ارزش برای همه موارد قائل هستید و برای من خیلی قابل تحسین است.
اقا هادی عزیز که اولین فردی که از نتایج خودشون برای شما ارسال کردن و اعتماد به نفس بسیار عالی که دارند.
گرفتن چکاپ فرکانسی حتما حتما باید گرفته بشه تا زمانی که فراموش کردیم از کجا به کجا رسیدیم چکاپ رو ببینیم و فراموش نکنیم و مهم تر از این مورد اینه که همیشه یادمون باشه از چه مسیری به خواسته هامون رسیدیم و مسیر رسیدن رو گم نکنیم.
انتخاب دوست یا هر فردی که در اصل بخواهیم دردل کنیم اشتباهه. اصلا دردلی وجود نداره ما حتی حتی به خدا هم نباید مشکلات رو بگیم چه برسه به یک فرد. باید بسیار عالی کنترل ورودی و خروجی ها رو انجام بدیم و ذهن خودمون کنترل کنیم.
قبول کردن مسولیت زندگی خودمون و اینکه قبول کنیم اتفاقات خوب و بد زندگی خودمون حاصل افکار خودمون بوده و مسولیت اینها رو گردن بگیریم نصف مسیر رو رفتیم. قبول کردن این موارد خیلی مهمه.
“من مسول صدردصد زندگی خودم هستم”
از نظر من افرادی که مثلا میگن خداوند یک سنگی میتونه درست کنه که خودش نتونه بلندش کنه؟
این فرد یا خدا رو نشناخته یا انقدر سیمان به مغزش چسبیده که نمیخواد خداوند رو بشناسه و با این کتاب ها و جملات و حرف ها الکی حال خودشون رو میخوان خوب نگه دارند و خودشون رو اینجوری قانع کنند. سادتر بگم خودش سر خودش کلاه میزاره.
من تمامی اتفاقات زندگی خودم رو گردن میگیرم. و واقعا گردن میگیرم خودم رو تغییر میدم و عمل میکنم و عمل میکنم حتما. این عمل کردن بسیار مهمه.
نباید گزینه های اصلی فراموش کنیم.
و خودمون شرایط زندگی خودمون رو میتونیم عوض کنیم در پناه و لطف خداوند بخشنده و مهربان.
موفق و ثروتمند تر از دیروز باشید.
دقیقا همینطوره آدم خیلی تمایل داره که نرسیدن هاشو بندازه گردن این و اون
مثلا من 20 سالگی گواهینامه گرفتم و چند بار که با مادرم نشستم دیدن مادرم چقدر استرس داره و مدام این حسو بهم میداد که نمیتونی منم باور کردم از رانندگی برای خودم غول ساختم و هربار نتونستم میگفتم تقصیر مادرم هست اگه پشتم بود ……10 سال رانندگی نکردم
ولی با آموزش های شما به خودم اومدم کسی که ترسید من بودم کسی که خودشو باور نداشت من بودم کسی که تسلیم شد و به پشت فرمون ننشست من بود مسئولیت 100 با منه
و رفتم تو دل ترسم دیدم نه با تمرین دارم پیشرفت میکنم
یا همیشه عادت داشتم بگم چون بابام خیلی زیر پر و بال گرفت نزاشت من برم سراغ کار در صورتی که ممکنه ی نفر برعکس بگه بگه چون بابام هوامو نداشت من به هیچی نرسیدم
ولی مسؤلیت اینم پذیرفتم کسی که از زیر مصاحبه در میرفت من بودم چون عزت نفس نداشت کسی که آزمون هارو شرکت نمیکرد من بودم چون خودمو باور نداشتم و خداروشکر اینم تو خودم حل کردم و الان از همیشه تشنه ترم برای پیدا کردن راهم
استاد یکی از بزرگترین دست آورد های من اینه که مسئول 100 زندگیم دارم قبول میکنم حتی وقتی بحثی پیش میاد میگم بازم تقصیر منه من چی درونم دارم که موجب این عکس العمل شد
این زندگی برام راحت تر کرده
با دیدن این فایل فهمیدم وقتی درمورد سختی شرایط این روزا درد دل میکنم دنبال گرفتن توجه هستم که بگن وای زهرا دست تنها تو این شرایط با دوتا بچه …..
ولی خداروشکر مچ خودمو گرفتم الان هر روزم با عشق با بچه هایی که روزی ارزوشونداشتم میگذرونم و شرایطم هر روز داره آسون تر میشه و خداوند کمک هاشو برام میفرسته
خبر خوب اینه بقیه زندگیمو هم ما میتونیم بسازیم همینجوری که تا الان تک تک لحظات خودمون ساختیم چه خوب چه بد
و خداروشکر با توکل به خدا تو این سایت با دوره های شما مطمئنم ادامشو بهتر از همیشه با قدرت میسازیم
به نام خداوندی که همه چیز میشود همه کس را به شرط ایمان
استادان عزیزم سلام به روی ماهتون به قلب پر نورتون الهی آرامش الهی سهم قلب مهربونتون
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
دلم میخواست تغییر کنم و هدایت شدم فایلهای آقا هادی ترابی که براشون از خداوند موفقیت روز افزون و آرامش از جنس نور و الهی آرزومندم
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
اولیننننننن قدم برای تغییییییییر
اینه که من مسئول صد درصد اتفاقات زندگیم هستم
چطوری؟؟؟؟؟؟؟
بعله اگه همیشه تو ذهنم میگم که اون محبت و توجه رو در ایامی از پدر ومادرم دریافت نکردم
مقصر خودم بودم با احساس قربانی شدن
با ایجاد حس ترحم با غیبت پشت سرشون با نامهربونی براشون با تمرکز بیش از حد به نکات منفیشون
اگر در رابطه عاطفیم تا به حال مشکل داشتم همش خودم مسولم چرا ؟؟؟با وابستگیم با شرکککک با ایجاد حس ترحم با احساس قربانی شدن با نامهربونیم با تمرکز بیش از حد بر روی نکات منفیش و حرف زدن در موردش …
اگر دچار مشکل مالی شدممممم فقط و فقط خودم مسولم چرا ؟؟؟چون در توهم پیشرفت بودم که یه شبه برام اتفاق بیفته عدم رعایت قانون تکامل چون با آنچه که داشتم شروع نکردم چون از خداوند طلب هدایت نکردم
اگر دچار مشکل عصبی شدم خودم مقصر بودم
چراااا؟؟؟چون همش رو نداشته هام زوم کردم
همش دونبال افکار منفی بودم در موردشون
ناشکر بودم رو عقل خودم حساب کردم
قبل از خوردن کتک از زمانه نرفتم دو تا چیز به درد بخور یاد بگیرم 30 روز ماه 29 روزش رو در احساس بد بودم پر بودم ازنفرت پر بودم ازشرکککک
اگر دچار مشکل جسمی میشم خودم مسولم چرا؟؟چون اصلا به تغذیه ام دقت نمیکنم هر چی رو میخورم و رعایت نمیکنم ورزش رو تعطیل کردم
بعله من اولین قدم رو میخوام بردارم و خودم رو مسول تموم اتفاقات زندگیه خودم بدونم و تلاش کنم به لطف خدا آگاهانه خودمو اصلاح کنم
خدایا من به درگاهت اعتراف میکنم که خودم مسول صددرصد زندگی خودم و بهت اجازه میدم هدایتم کنی به سمت آرامش خوشبختی احساس خوب
ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدناالصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین
الهی صد هزار مرتبه شکررررر
403.9.21