همین لحظه بهترین زمان برای شروع است - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1634 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نیما سارانی گفته:
    مدت عضویت: 4003 روز

    سلام به همگی مخصوصا استاد عزیزم.

    استاد طلایی به خدا .من یک اتفاقی چند ماه پیش برام افتاد … واقعا دست چک و چک دادن رو رها کنیم … من 20 ساله مغازه دارم و همیشه چک میدادم و از این برنامه ها اما چند ماه پیش طرف حسابهایمان همه گفتن فروش نقدیه . خوب ما هم ناراحت شدیم… و شروع به نقد خریدن کردم و گفتم حالا که باید نقدی بخرم بهتره برم تهرات وارزانتر جنس گیرم میاد و ادامه دادم تا حالا که به این قسمت رسیدم البته من این فایل رو خیلی وقت پیش دیده بودم اما حالا که جهان مجبورم کرد این گونه عمل کنم … الان که نقدی خرید میکنم باورکنید موجودی حسابم بسیار بیشتر از سالهای گذشته است و خیلی راحتترم و به قول معروف شب که میخوابم سرم رو راحت میگذارم وارامش خاصی دارم … باور کنید تا این کارها رو انجام ندید نمیدونید چقدر لذت بخشه اصلا انگار یک برکت خاصی میگیره

    استاد عزیزم خیلی سپاسگزارتم خیلی منو تغییر دادی زندگیم یک رنگ دیگه داره خداوند رو خیلی بیشتر حس و احساس میکنم با راحتی و متوکل بر فراوانی ثروت خرید میکنم بیشتر تفریح ومسافرت میرم با این حال درامدم نیز رو به افزایش است سپاسگزار پروردگاری هستم که شما رو در مسیر زندگی من قرار داد تا معنی واقعی زندگی کردن را بفهمم و بتونم با یاری رب بر مساعلم و توانایی کنترل ذهنم در زمانی که اتفاق به ظاهر بد می افتد را داشته باشم …

    خیلی انسان منفی نگری بودم اما حالا بایاری الله بسیار بهتر شدم و یک جورایی انچه که میخواهم میشود به هر جانداری که میبینم خداوند رو توی وجودش حس میکنم …

    و دنیای زیبای من

    موفق وشاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    علیرضا جعفریان گفته:
    مدت عضویت: 2841 روز

    سلام به همه عزیزان

    خداقوت به استاد عباسمنش عزیز و اعضا گروه به ویژه خانم شایسته بزرگوار

    من هم در روز ششم سفرنامه توضیحاتی از طی کردن قانون تکامل در روند رشد کسب و کار خودم میگم براتون . امیدوارم مفید باشه

    مرسی که وقت میزارید و میخونید ??

    راستش من خیلی به کار آموزش و تدریس و یاددادن علاقه داشتم و انگار تو خونم بود اصلاً . ? از همون زمانی که خودم دانش آموز بودم با همکلاسی هام که درسشون ضعیف بود یا مثلاً پسرعمه و … ریاضی کار میکردم . از دوران دانشجویی کار تدریس خصوصی در منازل رو یکم جدی تر دنبال کردم . یه مدت رایگان کار میکردم ولی کم کم شروع کردم به هزینه گرفتن (البته خیلی کم)

    با اینکه اوایل درآمدم خیلی کم بود ولی با همون پول کم هم تبلیغ برای خودم چاپ میکردم و شب ها میرفتم خودم تو محل میچسبوندم ، ( خیلی وقتا آخر شب تو سرمای زمستون اینکارو میکردم ، کوچه به کوچه تراکت میچسبوندم ، و مثلا فرداش میدیدم که خیلی هاش و کندن . ولی من اصلا ناراحت نمیشدم ، لبخند میزدم و ادامه میدادم ?) و خدا رو شکر یواش یواش هم تعداد شاگردام بیشتر شد هم درآمدم از این کار .

    از طریق همین آگهی ها با یه مدرس جوان دیگه مثل خودم آشنا شدم که یه سری از شاگردها رو به ایشون معرفی میکردم و پورسانت میگرفتم . یه تایمی به عنوان گروه آموزشی با هم همکاری میکردیم و تو تبلیغامون میزدیم گروه آموزشی …?

    (البته دونفره ?? ?)

    توی محله خودمون هم به واسطه فعالیت های فرهنگی آموزشی رایگان و داوطلبانه سر شناس شدم .

    با موسسات آموزشی و فرهنگی هم همکاری میکردم . دقیقاً یادمه به عنوان مدرس ریاضی با یه آموزشگاه همکاری میکردم که خیلی از کارهای دیگه اونجارو هم بدون دستمزد انجام میدادم و تو ذهنم همش این بود که دارم تمرین آموزشگاه داری میکنم (??)

    خیلی تو ذهنم بود که ان شاءلله من هم یه روز آموزشگاه خودم رو تاسیس میکنم .

    تا اینکه تصمیم جدی گرفتم یه قدم اساسی برای رسیدن به خواسته ام بردارم و مهر ماه پارسال(سال۹۶) یه تعداد زیاد تراکت با طراحی حرفه ای و رنگی چاپ و پخش کردم و بعد به یکی از مراکز فرهنگی محل مراجعه کردم ببینم یه کلاس درس رو چقدر اجاره میدن ، که بتونم شاگردام و ببرم اونجا و کلاس خودم رو گروهی براشون تشکیل بدم .

    اول که مراجعه کردم گفتن ما شاگردی نداریم به شما معرفی کنیم و خودتون باید تبلیغات کنید . من هم گفتم شاگرد خودم میارم . ? (ظاهراً چندین مدرس قبل من مراجعه کرده بودن و به خاطر همین شرط پشیمون شدن و برگشتن) هزینه اجاره کلاس هم به صورت درصدی توافق کردیم .

    همون اول کار از طریق همون تبلیغات یک دبیر تماس گرفتن و تقاضای همکاری داشتن . واقعا ایشون دستی از طرف خداوند بود که خدا هدایتمون کرد و ما رو سر راه هم قرار داد ، چون دقیقاً مکمل هم بودیم و هر دو خواسته و هدف مشترک داشتیم . (و در پیشرفت کار بسیار موثر بودن و من از طریق ایشون با استاد عباسمنش آشنا شدم ? )

    مدیر اون مجموعه هم خیلی از ما استقبال کرد و ما شروع کردیم به ثبت نام و برگزاری کلاس ها با شهریه خیلی کم.

    اوایل کار اصلاً فکر سود نبودم و هزینه هایی که میکردم رو سرمایه گذاری میدونستم . دقیقاً با یک نفر دانش آموز شروع کردیم .

    چون خیلی به کیفیت آموزش و تدریس اهمیت میدادیم کم کم تعداد دانش آموزامون بیشتر شد و بچه ها کم کم دوستاشون رو معرفی میکردن و میاوردن . یا من شاگردای قدیممون رو میاوردم .

    در عرض چند ماه ۵ تا دبیر داشتم و حدود ۵۰ نفر دانش آموز . ?

    واقعاً کار آفرین بودن و ایجاد اشتغال خیلی حس خوبی داره .

    گذشت تا سال اول تموم شد تقریباً هیچ سودی برای خودم نداشت و تمام درآمد صرف اجاره و حقوق دبیران میشد .

    راستش من تو یه اداره هم کار ثابتی داشتم با حقوق کارمندی و در کنارش مجموعه خودم و راه انداخته بودم .

    ولی از سال دوم از اول مهر ماه ۹۷ با توکل به خدا از کار ثابتم استعفا دادم (با احساس خوب و بدون کوچکترین ترس و نگرانی) و تمرکزم رو گذاشتم روی کار مورد علاقه ام . و شکر خدا تو سه ماهه پاییز امسال درآمدمون ۵ برابر مدت مشابه پارسال شد .

    و تقریباً به اندازه حقوق کار ثابتم برای خودم سود خالص حاصل شد .

    و نسبت به سال گذشته تو خیلی از موارد پیشرفت کردیم .

    آزادی زمانی بیشتری هم دارم ، محل کارم به خونه بسیار نزدیکه و تمام همکارامون مثل یک فرشته هستند که دقیقاً بر اصل همزمانی خداوند سر راهم من قرارشون داد و در مدار هم قرار گرفتیم .

    خدایا سپاسگزارتم ???

    از همه مهمتر اینکه در طول این یک سال همزمان با پیشرفت کار ، شخصیتم در ابعاد مختلف خیلی رشد پیدا کرد . و از همون پارسال با کمک آموزه های استاد با مفهوم توحید و شرک در عمل آشنا شدم و فهمیدم که تا قبل از این چقدر مشرک بودم . معنای حقیقی توکل رو با تمام وجودم درک کردم و معجزات خداوند رو با چشمام دیدم . ?

    وقتی قوانین رو در عمل به کار میگیریم و نتیجه شو میبینیم ، فوق العاده لذت بخشه .

    البته هنوز خیلی خیلی جای کار دارم و تازه در ابتدای راه هستم ، اهداف خیلی بزرگی دارم که با توکل به خدا ان شاءلله دونه دونه بهشون میرسم .

    دوستان ببخشید که سرتون و درد آوردم ممنون که وقت گذاشتید و خوندید ، امیدوارم براتون مفید بوده باشه و باورهاتون تقویت بشه .

    واقعا اگر با هر نفس خدا رو شکر کنیم بازم کمه ??

    خدایا از به جا آوردن شکرت عاجزیم .

    خدایا در هر لحظه به هدایت و حمایت تو نیازمندیم .

    پرودگارا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم . ما را به صراط مستقیمت هدایت فرما

    ??‍??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    سارا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 3805 روز

    به نام خدای مهربونم

    استاد تصمیم گرفتم تا دوباره فایلای رایگانتونو گوش کنم و روشون کار کنم و تا وقتی عمل نکردم نرم سراغ فایل دیگه، رفتم تو قسمت محبوبترین دانلودها که حسم گفت از این فایل شروع کنم؛ بار اول گوش دادم با خودم گفتم اوکی فایل خوبی بود ولی قراره چه اگاهی رو بهم بده قراره چیو بهم یاد بده، منکه وام نگرفتم اهل چکم نیستم پس چیو داره به من میگه, بازم گوش دادم اخه این چی میگه من که اهل این موارد نیستم،،، گفتم نه این فایل ی چیزی داره میگه من باید درکش کنم و تا درک نکنم نمیرم سراغ فایل دیگه، بازم گوش دادم و جالبه اگاهی ها رو اروم اروم داشتم درک میکردم با خودم خلوت کردم، کل زندگیم اومد جلوی چشم، بله کل زندگیم، تازه فهمیدم وام چک یعنی چی٫٫٫٫٫فهمیدم تکامل چیه، اره فهمیدم چرا ورشکست شدیم چرا دو طبقه خونه صد متری و ماشینمونو از دست دادیم تازه فهمیدم چرا داداشم مغازه ۴۵ متری در بهترین منطقه بازار رو از دست داد، بهترین ماشینارو ازدست داد، تازه فهمیدم چرا خیلی از ادماییکه تو فامیلمون بودن و از لحاظ مالی نسبت به ما در سطح خیلی پایینی بودن الان چقدر رشد کردن و ما انقدر افت کردیم، اره بازی سر طی نکردن تکامل بود ما با وام میخواستیم وضع زندگیمونو بهتر کنیم دوتا خونه رو ۸ واحد اپارتمان کنیم، نه از طریق داشته هامون، بلکه با وام و با سر خوردیم زمین، داداشم با وام و پول نزول میخواست مغازه شو دوتا کنه و تکاملو نادیده گرفت و همه چی شو از دست داد؛ اره فهمیدم عباسمنش چی میگی فهمیدم که همه چی دست خودمونه، واقعا استاد حرفات طلاس، اون دارایی هارو زمانی داشتیم که قانون تکامل طی کردیم و با داشته هامون اونارو بدست اوردیم ولی همینکه تکاملو نادیده گرفتیم همونیم که داشتیم از دست دادیم، و این همه سختی و درد کشیدیم که هنوزم ادامه داره، به خاطر نادیده گرفتن قانون تکامل متحمل چه رنجایی که نشدیم٫٫٫٫٫

    ولی استاد بعد از اتقاقای به ظاهر بدی که افتاد من با شما اشنا شدم،،، و اینو لطف خدا میدونم،،، خدا از طریق شما کلی بهم آگاهی داد، اینکه گذشته ها گذشته رهاش کن زندگی دست خودته با این درسایی که یادگرفتی درستش کن برو جلو من باهاتم بهت یاد میدم چطوری دوباره تکامل خودتو طی کنی و رشد کنی، و همینم داره میشه ٫٫٫ به لطف خدای رزاقم سال ۹۶، ی شرکت جدید رفتم و حقوقم سه برابر شد، خونه ۸۰ متری دو طبقه شخصی، البته اطراف تهران با مامانم خریدیم؛ استاد معجزه بود،، واقعا با داشته هامون خونه رو خریدیم و جالبه ادمایی پیدا شدن که به ما کمک کردن ما خونه رو بخریم و همه چی دست به دست هم داد که صاحب خونه بشیم؛ الان خونه دو برابر شده تقریبا ۱۰۰ میلیون سود کردیم،،، اصلا همه چی خود به خود جور شد و من خودمو تو بنگاه دیدم که دارم سند امضا میکنم، اره دستای خدا یعنی همین؛ اره من در عرض ی سال همچین سودی کردم که با چند سال کار کردنم اینطوری سود نمیکردم، الانم به فکر این هستم که از اون خونه بهتر رو بخریم و تکامل خودمونو طی کنیم تا ایشالله در اینده از لحاظ مالی از قبل هم بهتر بشیم٫٫٫٫٫٫

    استاد هنوز خیلی تضادای مالی تو زندگیم دارم اصلا بیشترش مالیه، ولی ی حس درونی که خیلی ارامش دهنده س بهم میگه ادامه بده همین مسیرو برو جلو و روی خودت کار کن تو ثروتمند میشی خدا برات معجزه میکنه،،،،

    استاد بابت فایل ارزشمندتون ازتون سپاسگزارم ٫٫٫٫٫ من میخوام سال ۹۸ رو سال مالی خودم نامگذاری کنم، و روی این زمینه کار کنم به خودم قول میدم که متعهد باشم٫٫٫٫٫

    استاد عزیزم خوبه که هستی ٫٫٫٫٫٫

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    امیر غلامی گفته:
    مدت عضویت: 2346 روز

    سلام دوباره

    با شنیدن این فایلها تازه فکر میکنم دارم متولد میشم برای زندگی کردن ، من در زندگی گذشته ام خیلی خیلی چیزهای خوب و خاطرات خوب و کاملا تمام کارهایی که انجام دادم یا اولین بودم ویا خاص ترین یه شغل خوب همراه با پرسنل خوب همراه با فضای بسیار خوب ، ماشین عالی ، خونه بسیار عالی یه همسر عالی ( خدارو شکر تو ۱۳ سال زندگی با همسرم فقط ۲ بار پیش اومد باهم خوب نباشیم ) همه چیز با تمام خوب ها و غیر خوبی ها چون به دست خودم ساخته می شود برام زیبا بود ولی جای آرامش بسیار بسیار خالی بود به صورت کامل جای حالیش بعد بدست آوردن هر دست آوردی که فکر میکردم با اون صاحب آرامش میشم ولی توش آرامش نبود حس میکردم .یادم زمانهایی نه چندان دور از خدام درخواست یه پیر راهنما کردم و چون در جوانی دنبال خدا می‌گشتم سراغ ادیان مختلف زیاد رفتم و همشون راهنما داشتن به جهت اینکه آزمون و خطا نکنی ویا به نتیجه ای می‌رسی ایمان داشته باشی به نتیجه و با دل و جون بهش عمل کنی ، خدا رو شکر که اینجام هر روز کاری غیر از آگاه شدن و عمل کردن و جواب شنیدن و لذت بردن ندارم من در ظاهر تمام آنچه که داشتم از دست دادم منی که توانسته بودم حتی برای پرسنلم در یک ویلای کاملا لاکچکری در یک شهرک خوب زندگی فراهم کنن و از لطف همکارانم حتی چندین ماه ماشینم پمپ بنزین نمی بردم ، دوستان این لطف در حقم میکردن، منی که به دلیل زیادی پوژه ها و کم بود وقت پرسنل مشغول بودن و من همه طبق معمول اولین نفر و همیشه آخرین نفر بودم، ساعت ۶ صبح از سره پروژه ها می‌رسیدم خونه تو کوچه تو ماشین ۱ ساعت می خوابیدم و از همون جا راه میوفتادم برای یه روز تازه دقیقا مثل یک جنگ جو .

    ظرف چندماه همه چیز تغییر کرد .

    خونه نشین شدم .

    خیلی دردم اومد.

    خیلی

    چون فکر میکردم اگه یک روز کم کار کنم عقب میوفتم چه برسه یک روز کامل، چون فکر میکردم اگه نداشته باشم ،اگه برم ،اگه نرم ،اگه بگیرم و هزار اگه دیگه که در مقابل اون مردم چی میگن .

    بالغ بر یک سال و نیم که هیچ درآمدی ندارم

    ماشین معمولی

    گوشی معمولی

    خط معمولی

    لباس های معمولی

    انجام کارهای روزمره ساده ولی رویایی

    بعد چندین ماه تو نشستن تو اتاق و جلوم فقط سی دی های استاد عباس منش و چندین دفتر مفهوم کی گذشت ولی از اون اتاق من با چندین ایده جدید اومدم بیرون و نوبت به نوبت شروع کردم در مورد هرکودم تحقیق میدانی کردن و چون تجارت و تحقیق کردن و کلا ساختن چیز های نوین رو دوست دارم و با آتش خواصی دونبالشون میکردم و به یه جاهی می‌رسیدم که اون ایده حال نمی‌دادم بهم سریع میزاشتم کنار مثال ایده بوم‌گردی داشتم براهمین برند سازیش یه مراسم چهارشنبه سوری فوق‌العاده ترتیب بدم با گروه موسیقی بزرگ و به نام ، غذاهای سنتی منطقه ، آتیش بازی فوق‌العاده و … که فقط برای مکان اجراش با اداره گردشگری ، ارشاد ، نیروی انتظامی ، شهرداری ، فرمانداری ، بخش داری هماهنگی ها نامه نگاری ها انجام شده بود ولی ۲ روز قبل اجرا منصرف شدم ، رفتم سراغ ایده بعدی ، تو اون شرایطا خیلی ها با هم قطع رابطه کردن به هم میگفتم دیوانه حوسی .خلاصه بعد چنتا ایده رسیدم به ایده اصلی که چندین ساله به روش های مختلف بهم گفته میشد و من فقط از این یکی به شدت بدم میومد ایده آموزشگاه کودکان و والدین چون مادر خودم یه معلم ، بچه های که مادرشان معلم بودن میفهمن من چی میگم .

    الان چندین ماه یه مدرسه قدیمی متروکه که ساختش مال ۶۵ سال پیشه رو گرفتم و خودم دقیقا تنهایی دارم درستش میکنم ( البته دقیقا نمی‌دونم من اونو درست میکنم یا اون منو)من تا حالا دست به سیاه سفید نزده بودم همیشه افرادی بودن که من میگفتم اونها انجام میدادن ولی الان هم بنام هم نقاشم هم برق کارم همه چی حتی میز صندلی ها رو خودم درست کردم و از روی شیطنتم کلی روش جدید حتی ۲ تا محصول جدید ساختمانی که قبلاً ندیده بودم از پایه تو کارگاه شیمی رفتم درستش کردم یکیش یه رنگ جدید با قیمت یک دهم قیمت رنگهای بازار و دیگری هم ایزوگام رنگی که با پیستوله پاشیده میشه رو ساختم .

    خلاصه چندین ماه هر روز تنها مشغول ساختن ساختمون با تمام فراز و نشیب ها و هزینه ها و با گوش دادن کال روز و شب به فایلها مشغول ساختن خودم هستم و یه چیز در این زندگی فوران میزنه و اون آرامش .

    دیگه مسایل زندگی برام بزرگ نیست .

    دیگه کاری های فوق‌العاده بزرگ برام دست یافتنی تره .

    خواسته های عالم با آگاهی که دارم خیلی خیلی بزرگ و متفاوت به خواسته های زندگی قبلیم اصلا قابل اندازه گیری نیست .

    انرژی که درونم کاملا حس و دیده میشه .

    و بزرگترین دلیلش .

    پیدا کردن خدای واقعی

    و امید واقعی داشتن فقط فقط به او

    پیدا کردن خودم

    و من تا حالا معنی هدف‌گذاری درک نمی کردم

    الان هدفم مشخصه و می‌دونم چگونه قدم به قدم این درخت بزرگ بزرگ و بزرگتر میشه درختی که ریشه هایش بزرگتر از خودشن

    ممنون

    ممنون

    ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    آنا گفته:
    مدت عضویت: 2473 روز

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان گرامی

    قانون تکامل قانون بسیار پربرکت و مهمیه چرا که توجه به این قانون فایده های فراوانی داره یعنی از یک طرف سودهای زیادی برای آدم ایجاد میکنه و از طرف دیگه جلوی ضررهای زیادی رو می گیره

    فوائد توجه به قانون تکامل و رعایت اون اینا هستن:

    ١- در هر مرحله از زندگی امید پیدا میکنی برای پیشرفت و ارتقاء زندگی به مرحله بالاتر

    ٢-در درون مطمئن هستی که تو هم فرصت پیشرفت داری و این فرصت فقط مال آدمای پولدار نیست

    ٣-احساست خوب میشه چون هم میدونی فرصت عمل داری و هم امیدشو داری

    ۴-آرامش و سکون در رفتار پیدا میکنی عجله نمیکنی و وقتی عجله نمی کنی بطور خودکار قدم به قدم ایده های نو وخلاقانه به ذهنت میرسه و اونا رو عملی میکنی و همین باعث میشه با عجله خودتو به خطر و دردسر نمیندازی

    ۵-از دستاوردهات لذت می بری و به خودت اعتماد بیشتر پیدا میکنی

    ۶-برای قدم بعدی اشتیاق پیدا میکنی و همین شوق و اشتیاق و سرک کشیدن مشتاقانه برای دیدن نتیجه هر قدم ،احساس لذت بیشتر ،انگیزه بیشتر و امید بیشتر بهت میده

    ٧-دیدن نتیجه هر قدم لذت موفقیت رو بیشتر به کامت می ریزه

    ٨-همه این احساسهای زیبا یعنی امید، آرامش ،اعتمادبه نفس ،لذت موفق شدن ،ولذت بهره مندی از نتایج بطور تصاعدی در هر مرحله و قدم در همدیگه اثر میذارن و بیشتر هم میشن

    ٩-تو برای اطرافیانت الگوی مجسم میشی و در صورت رشد گسترده برای فامیلت یا همشهریهات یا هم وطنهات یا مردم دنیا الگو میشی و در موفقیتهای کوچک و بزرگ مردم شریک میشی

    ١٠-وقتی چنین تأثیری در جهان داری جهان هم بهت پاداش میده و به قدر اثربخشیت در زندگی مردم،نعمت و برکت و ثروت وارد زندگیت میشه

    ١١-و تو باز هم بیشتر تشویق میشی بیشتر امید پیدا میکنی اعتماد به نفست بیشتر میشه فرصتهای بیشتری رو خلق میکنی و بیشتر لذت می بری و نعمتهای بیشتری رو تجربه می کنی وووووو این چرخه تکامل تا ابد ادامه پیدا میکنه

    ١٢-وتو بخاطر اعتماد به نفس با خودت در صلح قرار می گیری ،عاشق خودت میشی و عاشق همه مردم و همه جهان،در نتیجه عشق همه جهان رو به سمت خودت جذب میکنی و شیرین ترین زندگی رو تجربه میکنی

    ١٣-این چرخه تکامل خودبخود از ضررهایی مثل ناامیدی،عدم اعتماد بنفس،حس بدبختی،حس قربانی بودن، شکست،بدهکاری،آشوب و اغتشاش در زندگی،محرومیت از عشق،اضطراب،استرس،عصبانیت،ضررو زیان حاصل از عصبانیت وووو جلوگیری میکنه

    امیدوارم همه ما در هر نقطه ای از زندگیمون که هستیم با درک قانون تکامل و عمل به اون و عمل به هدایت درون ،مسیر تکاملمون رو با آرامش و شوق و عشق و امید و پویایی و لذت طی کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    Ayda Zinati گفته:
    مدت عضویت: 1787 روز

    ردِ پای روز ششم…

    تکامل و طی کردنِ روندِ درست برای موفقیت های پایدار

    من آگاهیهای این فایلو کاملا درک میکنم

    قبلا برای اینکه برم دنبال علاقم همیشه فکرم این بود که همین الان باید کلی پول داشته باشم تا برم دنبالش…

    و همین طرز فکر احساس لیاقت و رسیدن به موفقیت رو ازم گرفته بود!

    فکر میکردم اون موفقیتی که همیشه بهش فکر میکنم مالِ من نیست…

    فکر میکردم اون کلاسی که باید برم جای من نیست…

    فکر میکردم اونجا مال کساییه که باباهاشون پولداره میتونن برن…

    و همین باورا باعث شده بود حتی یه قدمم برندارم و منتظر باشم تا یه پولی ازون بالا بیفته که من کاری انجام بدم🤔

    و هزاااارو یک فکر دیگه

    حالا میفهمم الان درک میکنم

    من علاقم طراحیه لباسه وتوی این شهرستانی که زندگی میکنم کلاس طراحی لباس نیست

    و رفتن به این کلاس پول زیادی میخواد

    من قدمی برنمیداشتم برای اینکه روی پول پدرم حساب کرده بودم

    اما ماه هاست از دوخت لباس با همین شرایطم شروع کردم و دارم ادامه میدم…

    برای خونوادم با همین امکانات از اتاقم

    اما الان واااقعا خوشحاااالم و هرررچیز جدیدی که یاد میگیرم به لطف مامانم که همیشه یادآوری میکنه و میگه یه قدم دیگهههه به هدفت نزدیک شدییی😂

    لباس طراحی میکنم،میدوزم هم برای خودم هم برای اعضای خونواده

    و در ازای اون پول میگیرمو تکاملم طی میشه

    هم در آمدم بیشتر میشه هم تجربه هاااام🤗😁

    و کم کم با پولی که بدست میارم میتونم کلاسم رو حرفه ای تر ادامه بدم

    این میشه تکامل

    چقدر لذت بخشه پولی که توی دستته مال خوده خودت باشه و چه عزت نفسی به آدم میده

    و چقدررر خووووشحالم قبل ازینکه توی شرایط چک گرفتن و وام و قرض قرار بگیرم یاااد گرفتم هیچوقت توی زندگیم خودمو درگیر این چیزا نکنم حتی برای یه بار

    این باعث افتخارمه که اول راهو درستو اصولی پیش میرم و از همونجایی که هستم شروع کردم^.^

    هوراااااااا😁

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1618 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    یادگار 6

    سلام به استاد قشنگم و مریم خانم همیشه مهربون

    قطعا منم به نوبه ی خودم تجربیاتی در این زمینه دارم

    سالیان پیش با داداشم و پسر خالم شراکتی ی مغازه راه انداختیم

    گفتن اونا در گیر دکور مغازه هستن من برم به اسم خودم چک بگیرم

    وقتی برای خرید جنس مغازه چک میدادیم چون اغلب صاحب جنس ها مرد بودن ی سری مسائل حاشیه ای پیش می اومد

    و یا اگه سر تایم نمیتونستیم چک پاس کنیم تلفن ها کرور کرور رو سر من آوار میشدن و چقدر حرفای زشت به من تحویل میدادن

    تا اینکه ی روز گفتم من دیگه اصلا دست چک نمیگیرم و چک نمیدم خودتون برین چک بگیرین

    مدت ها تو اون مغازه کار میکردم که بعدش

    تو ی شرکتی در زمینه تحصیلم مشغول به کار شدم

    یکی از همکارای خانم که مثلا دوست هم بودیم میخواست وام بگیره که من سر خود گفتم ضامنت میشم چک میدم

    تا اینکه مدت ها گذشت و چون این خانم بد حساب بود بانک چک منو گذاشت اجرا

    و ما هم از طرف خواستیم این مشکل حل کنه که چک من ازاد شه

    چشمتون روز بد نبینه

    این خانم چنان رفتارهایی کرد که من کلا قید اون شرکت زدم و به شغل دیگه مشغول شدم

    که البتع خدا خیرش بده که باعث نجات من شد

    و زمانی که تو اون شرکت مشغول بودم

    به علت پول رهن خونه

    از شرکت وام گرفتم

    یک سالی از وام گرفتن من گذشته بود که با توجه به مشکلات پیش اومده من دیگه شرکت نرفتم

    با این تفاسیر که همیشه قسط من سر تایم پرداخت میشد و هیچ مشکل بانکی نبود

    شرکت چندین بار تماس گرفت که باید وام تسویه کنین

    منم گفتم شرکت به من بدهکاره برداره به جای وام

    تا اینکه بعد چند ماه همکارم تماس گرفت و بنده خدا کلی با خجالت گفت چند ماهه بهم حقوق نمیدن

    چونکه پشت فرم وام منو مثلا به عنوان شاهد امضا کرده بود.

    و من مجبور شدم برم وام تسویه کنم

    من 15میلیون تومان وام گرفته بودم

    یک سال تمام دقیق یک سال قسط 525 هزارتومان پرداخت کرده بودم

    و زمانی که رفتم تسویه کنم

    مبلغ 16 میلیون 300 هزارتومان تسویه کردم

    بعد که اومدم خونه عهد کردم حتی برای پول کفنم وام نگیرم

    و خداروشکرتا این لحظه هیچ وامی نگرفتم

    فقط ی صندوق وام خونگی هست که فقط خواهر برادرا هستن

    که چند ماهی مونده تموم شه

    که گفتم من از این به بعد نام نویسی نمیکنم.

    چون واقعا هرز انرژی هستش.

    و خداروشکر

    از وقتی در مسیر قرارگرفتم عهد کردم هرچیزی خواستم نقد بخرم

    و تازمانی که شرایطشو نساختم هیچ اقدامی نکنم

    که خداروشکر تا این لحظه موفق بودم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    الهه گفته:
    مدت عضویت: 1496 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی خداروشکر بابت شنیدن این فایل گرانبها من از همین جا شروع کردم که صبح زود بلند بشم شکرگزاری کنم مهربون تر باشم به خودم بیشتر اهمیت بدم خودمو دوست داشته باشم مرتب و تمیز باشم و هر روز چیزهای جدید یاد بگیرم و خودمو اصلاح کنم و به قول دوستان کارمند خدا باشم و به زیبایی ها توجه کنم و هر روز متعهد تر باشم در تمام جنبه ها رفتارم رو با پسرم با همسرم درست کنم شادتر باشم و از نعمت های که دارم استفاده کنم و لذت ببرم و ببینمشون و هرروز بزرگتر بشم و انقد ادامه بدم تا بتونم به راحتی مسائل زندگی که باهاشون بر میخورم رو حل کنم و در آرامش باشم هر روز پیاده روی کنم یا با تمیز کردن خونه ورزش کرده باشم و روی باورهام کار کنم واز این راه بتونم هم به خودم کمک کنم هم به دیگران و دست خدا رو باز بزارم تا از هر طرف ثروت رو وارد زندگیم بکنه و باید انقد ادامه بدم تا باورهام قوی تر بشه و من کلی نتایج گرفتم تو همین مسیر در تمام جنبه ها مثلا من کلی از دوره ها رو خریدم کلی هر ماه واسه خودم لباس و کفش با کیفیت میگیرم و کلی خوردن غذا بیرون میریم یا پسرم هر روز خوراکی و امکانات لازم داره واسش محیا میکنیم و البته استاد گفت پول ندین به بچه هاتون و تو این باید خودمو اصلاح کنم البته من نمی‌دادم ولی تو این مسیر خواستم به خودم بفهمونم همه چیز فراوانی هست بل ندادن بهش ذهنم کمبود رو به من یاد آوری می‌کرد که از خدا میخوام به من ایده بده تا رفتار درستی داشته باشم که هم به نفع خودم و پسرم باشه خدایاشکرت و واقعا این باورم باید قوی بشه که کاری که من میکنم هم جزو شغل هست با اینکه کلی نتایج گرفتم باز ذهنم میگه تو که کار نمیکنی همسرت کار میکنه بهت پول میده تازه همسرم هم میگه از وقتی تو این مسیر هستی همه چیز عالی شد من 15 سال زندگی کردم وسیله های که واسه خونه خریدم البته چندتایی که قبل آمدن تو این مسیر همش با چک و قسطی گرفتیم با کلی داستان های که استاد گفت اما بعد چند ماه کار کردن من کلی دوره همش به صورت معجزه پول میومد با رضایت گرفتم کل جهیزیه خونه ام رو نقد واسه یکهفته خریدم که اصلا چند سال همش می‌گفتیم یخچال بگیریم تازه همسرم بهم گفت قسطی بگیرم بهش گفتم نه که بعد کار کردن تو این مسیر گرفتیم همشون نقد نقد به خدا راست میگم و تازه یه ویلا هم تو جنگل زیبا با تمام امکاناتش نو تازه ساخت اونم نقد باور کنید راست میگم البته حق میدم چون خودمم اولا اصلا باورم نمیشد همش چند وقت اول منتظر بودم یکی بیاد بگه که مثلا یه اشتباهی شد یا اصلا همسرم الکی میگه و واقعا کلی نتایج ریز و درشت مثلا چند سال پشت هم به پسرم واسه تولدش قول دوچرخه داده بودیم اما نمیشد اما تو همین یکسال شایدم کمتر واسش دوچرخه ایکس باکس و گوشی و کلی چیزای دیگه گرفتیم نقد نقد و ماشین جدید هم همسرم واسه من گرفت که البته من انگار تکاملم طی شده نبود گواهی نامه دارم چند سال ولی سوار نمی‌شدم همش میگفتم ماشین خارجی باید باشه که همسرم خودش ماشین داشت ولی یه ماشین 405 سال جدید تر از ماشین قبلی که اونم 405 بود گرفت منم خیلی با پرو بازی گفتم چرا اینو گرفتی که فهمیدم طبق قانون من باید تکاملم رو طی کنم بعد برم جلو که همسرم ماشین قبلی خراب شد بعد از اون ماشین که قبلی رو فروخت این ماشین رفت به دست خودش البته الان گاهی وقتا به من پیشنهاد میده رانندگی کنم و من هم خداروشکر دارم کم کم این تکامل ام رو طی میکنم که به خواست خدا یه ماشین خارجی دند اتوماتیک زیبا بگیرم واقعا خوشحالم میدونم انسان عجول ما باید آگاهانه روی خودمون کار کنیم و لذت ببریم تا پیشرفت کنیم و منم منتظرم که تو این مسیر بتونم پول بسازم و دیگه پول خودش بیاد به حسابم خیلی صحبت کردم امیدوارم کمک کرده باشم به دوستانی که میخوان شروع کنن واقعا سپاسگزارم از شما دو عزیز در پناه الله یکتا شاد ثروتمند وسعادتمند در دنیا وآخرت باشید دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مژگان ز گفته:
      مدت عضویت: 1616 روز

      درود برالهه عزیز.

      چقدر عالی،چقدرلذت بردم کامنت شما روخوندم،چه باوروافکارعالی دارید احسنت شما بهترین هستید،خداروهزارمرتبه شکر که اینقدر عالی باورذهنیتون روساختید وبدستش آوردید.

      واقعاً ذوق کردم برای نوشته هاتون،میشود ومیشود،تکامل عمل میکنه،چقدر زیبا وآگاهانه روی ذهنتون کارکردیدارالله یکتا بیشترین وبهترینهاروبرای شما وهمه دوستان وعزیزان خواهانم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    زهرا رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1008 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی عشق و دوستان همفرکانسی ام

    استاد من به امید خدا میخام فروش خودم رو شروع کنم با 485هزار تومن.

    گیر و کش و گلسر های خیلی خشگل با رنگهای پاستیلی زیبا سفارش دادم و بزودی به دستم میرسه و با توکل به خدا میخام اروم اروم هم حضوری هم انلاین کارمو ادامه بدم اینو نوشتم تا رد پایی باشه از شروع بیزینسم

    به دستای پر مهر خدا میسپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      نفس گفته:
      مدت عضویت: 904 روز

      سلام دوست خوبم

      امیدوارم که تا الان توو کسب و کارت موفق شده باشی

      چیز جالبی که نظرم رو به خودش جلب کرد مبلغی بود که نوشته بودی

      چون دقیقا همون مبلغی هست که منم توو حسابم دارم و میخواستم باهاش کسب و کارم رو شروع کنم و با اینکه نجواها بهم میگفتن که ای بابا کی رو دیدی که با 400 تومن کسب و کار را انداخته و نجواها بهم میگفتن که قرض بگیر و بعد اینکه فروش رفت برگردون

      ولی من امروز با شجاعت تمام و با توکل و کمک های خدای مهربونم با همین 400 تومن کارم رو شروع کردم

      و ایمان دارم که با توکل به خدای بسیییییار بخشنده و با طی کردن تکاملم فروش عالی خواهم داشت

      الهی صد هزار مرتبه شکرت

      کامنت شما رو به عنوان یه نشونه خیلی خوب دیدم

      امیدوارم در پناه الله یکتا موفق و شاد و ثروتمند و سلامت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    سارا نقدی گفته:
    مدت عضویت: 2581 روز

    به نام خدا

    روز ششم از روز شمار تحول زندگی من

    خیلی خوشحالم امروزم به تعهدم عمل کردم

    امروز هم چیزهایی رو برای خودم خریدم که خییلی وقت بود میخواستم

    قرص تقویت موهام اونم برند خوب

    یکم پولش برای هر ورقش برام سنگین بود اما دلم میخواست برای خودم ارزش قائل شم و بهترینو تهیه کنم

    2تا ضدافتاب خریدم یکی خودم و یکی برای دخترم

    خدایا سپاسگزارم از این همه نعمت

    از اینکه من توان مالی اینو دارم که از برندهای خوب واسه خودم خرید کنم

    260تومن پول اومد حسابم.

    از وقتی قانون سپاسگزاری شروع کردم هر روزش یا هزینه هام کم شده

    مثلا یکی یه چیزی داده

    یا خودم یعالمه خرید کردم

    یا پول اومده تو زندگیم

    بچه ها دوس دارم رابطمو با خدا با کسی که نعمت میده نزدیک کنم

    اگر ما اجازه بدیم خدا در ما حضور داشته باشه به همه خواسته هامون می رسیم

    از کارهای کوچیک باید شروع کنیم و از خدا تو کارهای خیلی کوچیک هدایت بخوایم و بذاریم اون برامون انجام بده

    باید تمرین کنیم. تمرین تمرین تمرین

    فایل امروز در مورد شروع کار از جایی که هستی بود

    و من وقتی 1سال پیش خودمو به یاد میارم با آموزشهای استاد چقدر خوب تونستم این قانون رو رعایت کنم

    وقتی کسب و کارمو راه اندازی کردم

    با 2میلیون تومان لباس شروع کردم

    و کم کم زیادش کردم

    خدا به مسیرهایی هدایتم کرد

    که سرمایه ی اولیه ام بیشتر شد

    ولی بعد اینکه من قدم اولم رو برداشتم

    اون موقع جهان پول بیشتری به مسیرم آوردم

    چقدر خوب شد که من با آموزشهایی که از استاد یاد گرفتم بدون اینکه قرض کنم یا وام بگیرم

    از همونجایی که بودم با امکاناتی که داشتم شروع کردم

    پیج اینستاگرام زدم که آنلاین فروش کنم

    ولی بعد هدایت شدم به مغازه ای که آماده بود تمیز و شیک بود بدون کرایه و پیش پرداخت

    یکی از بستگان به من پیشنهاد داد که برم اونجا و فروش کنم

    شاید اگر چندسال پیش بدون این آگاهی ها کسب و کارمو راه مینداختم آسیب های زیادی می دیدم

    و به قول استاد پیله ای که هنوز زمانش نشده بود رو تبدیل به پروانه میکردم و از بین می رفتم

    چقدر این مثال ها آدمو به فکر می بره

    که واقعا همه چیز، تو جهان این مدلی کار می کنه.

    همه چیز تکامل میخواد

    پله ها باید قدم به قدم برداشته شه

    چقدر خوشحالم که خدا منو دوس داشت و استادو تو مسیرم قرار داد که با باورهای قدرتمند زندگیمونو بسازیم

    اونجایی که گفتند به پسرم سرمایه نمیدم تا اونم تکامل رو رعایت کنه چقدر به درد منم خورد

    تا به دخترم اعتماد به نفس بدم نه اینکه تمام ابزارها رو براش فراهم کنم

    چقدر امروز برام یه روز خوبی بود همین که احساسم عالی بود همینکه آرامش داشتم خودش یعنی همه چیز

    به قول استاد همین که سپاسگزاری می کنیم همون موقع حسمون خوب میشه یعنی پاداشمونو گرفتیم بقیه اش دیگه مازادِ.

    یه جای دیگم از کامنت یکی از دوستان خوندم که خوشحالیمونو، احساسمونو گره نزنیم به یک چیز خاص.

    اگر دنبال یک خواسته ای هستیم و فعلا بهش نمی رسیم بقیه چیزا رو فدای اون یک چیز نکنیم

    این جمله امروز منو ساخت

    وقتی من دنبال مشتری هستم و فروش بالا می خوام قرار نیست بقیه ی چیزایی که دارم

    مثل بدن سالم

    دختر خوشگلم

    ورزشی که امروز با حس خوب تو باشگاه انجام دادم

    غذای خوبی که به بدنم رسوندم

    همسر خوبی که دارم

    خونه زیبایی که دارم

    همه و همه رو فدای این کنم که من فروش نداشتم

    یا هر چی….

    نباید برای خدا گرو بذارم نباید بهش بگم من حالمو خوب نگه میدارم تو به من پول برسون

    مشتری بیار.

    باید سعی کنم قلبا تمرکزم روی خودم باشه و فقط باغ درونیِ خودمو درست کنم پروانه ها خودشون میان

    خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: