این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-13.gif8001020مدیر فنی/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngمدیر فنی2015-06-05 00:00:002025-12-02 06:59:08همین لحظه بهترین زمان برای شروع است
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یه موضوعی که من همیشه برای خودم وقتی وسوسه ی وام و طی نکردن تکامل میاد سراغم به خودم میگم اینه که من اگه از لحاظ فرکانسی امادگی دریافت این پول. رابطه و …نداشته باشم قطعا به زودی از دستش میدم پس نباید عجله کنم و اجازه بدم کائنات خودش منو راهنمایی کنه و مسیر رو با صبوری و توکل طی کنم بالفرض من میخوام برای خودم مستقل کار کنم ولی سرمایه ی کافی برای شروع رو ندارم اطرافیانم به شدت منو ترغیب و تشویق می کنند که وام بگیرم ولی من میدونم مسئله فقط مالی نیست اگر من این کسب و کار و داشته باشم ایا واقعا با همه ی چالش هاش اشنایی دارم یا درمواجه با اولین تضاد میدون رو خالی میکنم وناامید میشم انگاری اگه تکامل رو طی نکنی به باور های توحیدی هم صدمه وارد میکنی با خودت میگی خدایا چرا اینجوری شد چرا کمکم نمی کنی چرا انقد مشکل دارم چرا هرچی میرم جلو انگاری اصلا برای این کار من ساخته نشدم ولش کن من مال این حرفا نیستم و براحتی از مسیر خارج میشی و بعد از چن سال بدو بدو کلی باور منفی دوباره کائنات برت میگردونه جای اول بخاطر این خیلیا با نا امیدی میگن انگاری درجا میزنم هی میرم جلو به در بسته برمیخوره واقعیت اینه اگه نکامل رو طی کرده باشی به هر دری هم برسی هم خدا کمکت میکنه هم خودت باورداری و میتونی و بلدی در رو باز کنی
من یه سانسوریا دارم که 5تا بودن و هر کدوم کنارش پاجوش داشت و خیلی ناز بودن
تو نت سرچ کردم نحوه تکثیرش نوشته بود پاجوش جدا کنم و بذارم جایتاریک تا ریشه ببنده وبعد 48ساعت بکارمش امام من چون عجله داشتم گلدون کوچولو و خوشگل آماده کردم و سریع کاشتمش خب دوروز اول خوب بودا ولی بعدش کلا زردشد و خراب شد و من اجازه ندادم تکاملش طی کنه روزای اول به ظاهر خوب بودا همه چیز ولی سریع رو به افول رفت تا امروز که کلا خراب شد و ول شد افتاد تازه مامانش هم ملد ?
یاد گرفتم حرکت کنم و قدم به قدم پیش برم
دوس دارم معلم بشم و زیست شناسی تدریس کنم والان تصمیم دارم خودم شروع کنم به خوندن و قوی کردن خودم در این مسیر و ریاضی تدریس میکنم برای خواهرم و دوستاش و توی این مسیر که قرار بگیرم خدا کمکم میکنه ?این قدم اولم قدم های بعدی خداجونم بهم میگه
در مورد ازدواج عجله داشتم همیشه والان با خیال راحت دارم رو باورهام کار میکنم و لذت میبرم از مجردیم
برای بحث معنویت و ایمان به خداجونم هم شروع کردم به شکر گذاری و حرف زدن با خداوند
توی فروشگاه اینترنتی با سلام غرفه زدم و میخوام با فروش چیزای کوچیک شروع کنم و کارهای هنریم بفروشم?
دلم یه خونه میخواد دوطبقه استو دوتا مغازه هم داره ویو خوبی هم داره دوس دارم بخرمش و اولین قدم همین خواستنم و خدا هدایتم میکنه
و این سفر هم ما روقدم به قدم رشد میده و اولش با عزت نفس شروع شد و قدم بعدی توحید و قدم بعد سپاسگذاری و دیدن زیبایی ها و قدم بعد فهمیدم چی میخوام و چه قدم هایی باید واسش بردارم و قدم 6 یعنی نگران نباش قدم به قدم پیش برو و تکاملت طی کن. قدم میگه حواست به غذای روحت باشه و ورودی هات کنترل کن و لازمه موندن تو این مسیر کنترل ورودی هامون قدم 8 با یه کلیپ انگیزشی استاد بهمون انگیزه میدن میگه وقتش مهم ترین تصمیم زندگیت برداری دیگه تنبلی بسه
تنها راه سعادت و خوشبختی اعتماد به خدای من که توسط خانوم مریم شایسته مارو داره هدایت میکنه
در این فایل استاد در مورد تکامل صحبت کردند که واقعاً خیلی مهمه که ما نخواییم ره صد ساله رو یه شبه طی کنیم .
که این تکامل نه تنها در مورد کسب و کار بلکه در تمام جنبه های زندگی مهمه ، من که الان هدفم تغییر اساسی باورهام در تمام زمینه ها از جمله: توحید ، مالی ، سلامتی و روابط هست باید تکاملمو طی کنم و عجله نکنم و به همین دلیل هم پروژه روز شمار تحول زندگی رو شروع کردم روز های اول سعی میکردم که هر روز یک فایل رو ببینم و نت برداری کنم و کامنتشم بنویسم ولی دیدم نه باید فایل ها رو بیشتر گوش کنم با اینکه من این فایل ها رو قبلاً گوش کردم ولی انگار اولین باره که دارم می شنومشون.
همین امشب یه تضاد کوچولو برام پیش اومد خدا شاهده اولش یکم بهم خوردم ولی نسبت به دفعه های قبل زودتر تونستم خودمو جمع و جور کنم و افسار ذهنمو به دست بگیرم و در همون لحظه خداوند از طریق برنامه کودکی که بچه هام نگاه میکردن جواب کنترل ذهنمو داد .
من از خدا خواستم که هدایتم کنه و فوراً به دلم افتاد که برم فایل روز هفتم رو دانلود کنم و گوش کنم که خدا رو شکر وقتی گوش کردم باز هم حالم بهتر شد.
در مورد تکامل در کسب و کار خدارو شکر من و همسرم هم تکاملمونو طی کردیم همسرم سال 96 از شغل کارمند رسمی یکی از ارگان های دولتی بعد از 11 سال خدمت استعفا داد و ما از اصفهان به شهرستان مون درگز یکی از شهرهای خراسان رضوی مهاجرت کردیم یک مغازه راه اندازی کردیم و دو سه سال بعدش من فروش اینترنتی اجناس مغازه رو ابتدا در اینستا شروع کردم و یک سال بعدش سایت فروشگاهی راه اندازی کردیم و از شهریور سال گذشته از شهرمون به تهران مهاجرت کردیم و یک سال اول در تهران ما یکی از اتاق های خونمون رو به انباری اجناسمون تبدیل کردیم و فقط فروش اینترنتی در سایت خودمون و دیجی کالا و باسلام انجام می دادیم و الان 4 ماهه که ما یک انبار برای اجناسمون رهن کردیم که خدارو شکر حالا هم فروش اینترنتی داریم و هم فروش حضوری و هم فروش عمده به شهرستان ها داریم و هنوز در فکر بزرگتر کردن تجارتمون هستیم .
همون اول که ما به شهرستان مون رفته بودیم و همسرم مغازه رو راهاندازی کرد دسته چک گرفته بود ولی وقتی که استاد گفتن که اگر میخواهید به ثروت پایدار برسید و آرامش داشته باشید دسته چک تونو برگردونید همسرم دسته چکشو به بانک برگردوند و خدا رو شکر از اون موقع دیگه چک نداریم و در ابتدا که اومده بودیم تهران وقتی همسرم به بازار منیریه برای خرید میرفت همشون میگفتن که دسته چک بگیر ولی همسرم بهشون میگفت من چک ندارم و نمیگیرم و خلاصه خودشون همون طوری اعتماد میکردن و خدا رو شکر ما بیشتر نقد خرید میکنیم و یا بعد از یک هفته پول اجناس رو پرداخت میکنیم .
در مورد وام هم ما فقط یک دونه وام 4 درصد فرزند آوری رو داریم . من خودم همون اولین سال که به شهرستان مهاجرت کرده بودیم در دو تا وام خونگی شرکت کردم ولی بعد از شنیدن حرف استاد دیگه دور وام های خونگی رو خط کشیدم در صورتی که خواهرای من پایه ثابت وام های خانگی هستن و همه وسایل زندگیشون رو قسطی خرید میکنند ولی خدا رو شکر ما همیشه نقد خرید میکنیم دو هفته پیش که به خونه یکی از خواهرام در چهابهار رفتیم خدارو شکر 31 میلیون نقد از منطقه آزاد چهابهار خرید کردم و حس بسیار عالی رو داشتم حس قدرت .
خدایا کمکم کن که من به هر خیری از جانب تو سخت فقیرم . الهی به امید تو
روز ششم سفرنامه. خدایا تو قلم بدست بگیر که هرآنچه باید رو بنویسم
قانون تکامل یکی از اصلی ترین قوانینیه که من همیشه ب صورت ناخودآگاه رعایت میکردم. من تو زندگیم کمتر به یاد دارم که شکست بدی رو تجربه کرده باشم . دلیلشم اینه که همیشه به قول معروف لقمه اندازه دهنم برداشتم
چند تا از مثال های تکامل رو مینویسم ک باورم قوی تر بشه .
یادمه توی دوران تحصیل دانشگاه من از لحاظ درسی خیلی افت کرده بودم . دانشگاه دولتی درس میخوندم که اساتیدمون بسیار سخت گیر بودن . و من شروع کردم به تغییر باورهام در مورد هوش و استعدادم. هرروز صداهای که ضبط کرده بودم رو گوش میدادم و سعی میکردم نشونه های بهبود رو بگیرم و دنبال کنم .
اروم اروم رنج نمراتم یکم بهتر شد و جهان هم کم کم جامو تغییر داد و از کنار آدمای تنبل و بازنده دورم کرد و منو هم خوابگاهی شاگرد اول ها کرد. فقط یک ترم طول کشید که من از رنج نمرات حدود 10 11 توی اکثر درس ها نمره ماکزیمم کلاس میشدم . واقعا یه جاهاییش خودمم باورم نمیشد فراتر از حد انتظار بود. اینطور شد که من معدلم از حدود 13 به نزدزک 17 رسید تا اخر دوران تحصیل و این یه شبه اتفاق نیفتاد . و ترم اخر اینقدر اعتماد ب نفسم بالاتر رفته بود که نصف بقیه میخوندم و با اختلاف نمره اول کلاس میشدم
یا یه مثال دیگه یادمه که دوس داشتم توی دانشگاه درامد داشته باشم از خدا میخواستم یه راهی برای کسب درآمد بهم نشون بده . یکی از پروژه هایی که ترم قبلش پاس کرده بودم و خیلی بهش مسلط بودم بهم پیشنهاد شد ک برای یکی از دوستان انجام بدم و یه رقم کمی دریافت کنم
وقتی انجامش دادم نتیجه و نمره اون فرد اینقدر بالا شد که همه اطرافیان بهم پیشنهاد دادن که ترمای بعد برای اونا انجام بدم. و من شروع کردم اروم اروم تعداد بیشتری پروژه تحویل میگرفتم و همه راضی و طی یه مدت کوتاه اسم من پیچید توی کل بچه های عمران و معماری حتی بچه های سال پایینی.
من میدونستم این سرزبونا افتادن از کجا آب میخوره از جانب ربم بود . ب طرزی ک از ترم های قبل زنگ میزدک برای دو ترم بعد پروژه رزرو میکردن و درآمد من توی دانشجویی به اندازه حقوق قانون کار یک مهندس با تجربه رسید.
اولش ک شروع کردم ب تصوراتمم نمیرسید همچین پیشرفتی . خدایا شکرت
الان من تریدر بازار فارکسم که این هم با هدایت پروردگار پیداش کردم . مغز من دیوونه پیدا کردن الگوریتم های تکرار شونده ست و عاشقانه لذت میبرم از رمز گشایی رفتار جریان نقدینگی و رفتار بانک های بزرگ جهان . چیزی که خیلی توی همکارای من پرتکراره شکست های بزرگ و از دست دادن پول های زیاده ولی من از اول باورم این بود ک شکست شدید نمیخورم چون همیشه کارای هیجانی و ریسک های فراتر از حد ظرفم نمیکردم. آروم آروم جلو میرم و اصلا طمع برای عددای بزرگ ندارم و میدونم ب حدی ک ظرفم بزرگ شه بیشتر واردش میشه و این رو مدیون قانون تکاملم
خدایا شکرت خدایا مارو ب راه راست ب راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن
الان داشتم به این فکر میکردم که من وقتی اولین بار سال 99 این فایل رو شنیدم در چه جایگاه شغلی بودم و الان پس از چهارسال و گذروندن پله ها کجا هستم . دوست دارم بنویسم اینجا تا ردپایی باشه برای خودم .
4سال پیش در یک شرکت کوچک کار میکردم با یک حقوق نه خیلی کم نه خیلی زیاد که نیازهای خودم و مادرم رو تامین میکرد باتوجه به اینکه مادرم اون زمان بیمار بود – روحش شاد و فضای شرکت به شدت سمی و پرحاشیه .همکاران من هر روز راجبه بیماری صحبت میکردند و صبح به صبح آمار و اخبار بد رو باهم به اشتراک میذاشتن و من همه تلاشم رو میکردم که از این صحبتها اعراض کنم تا حدودی هم موفق میشدم و اون زمان میگفت من در مداری متفاوت با این افراد قرار دارم .
الان به عنوان یکی از مدیران شرکت در فضایی آرام کار میکنم که برای خودم اتاقی جداگانه و خصوصی دارم و هر روز از صبح تا عصر فایل های استاد در حال پخش شدن هستن با درآمدی حداقل 4 برابر اون روزها .
خدا رو شاکرم به خاطر لطفی که در حق من کرده و این مسیر زیبا رو به من نشون داده احساس میکنم تا قبل از ورودم به این سایت در یک جاده بی آب و علف بودم و فقط میرفتم که به مقصد برسم . وقتی این سایت توسط همسر برادرم بهم معرفی شد و با استاد آشنا شدم انگار خداوند دست منو گرفت منو هدایت کرد به یک جاده سرسبز و خوش آب و هوا که هر چی جلوتر میرم مسیر زیبا تر قشنگ تر و جذاب تر میشه .
من قبل از این سایت دوره های خودشناسی شرکت کرده بود و زمان و هزینه زیادی هم خرج کرده بودم ولی انگار اون موقع کر بودم و اصلا حرفها رو نمیشنیدم ولی الان وقتی فیلمی از اون دوره ها میبینم میبینم همین حرفهایی که استاد میزنن اون موقع هم به شکلی دیگه به من گفته شده ولی من هیچی یادم نمیاد علت اصلی اینه که استاد عباس منش حرفهاش از دل بر میاد که به دل من میشینه در یادم میمونه چون خودش عمل کرده و عمل گرا هست منم خودم رو متعهد به عمل میبینم و البته که من راهی طولانی در پیش دارم تا بتونم مثل استاد در هر لحظه به قوانین الهی عمل کنم .
از خداوند میخوام به همه ما لیاقت رسیدن به تکامل رو بده تا به خواسته هامون برسیم و هر روز از زندگی بیشتر لذت ببریم و بیشتر از قبل شکر گذار خداوند رحمان و رحیم باشیم.
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم مریم شایسته عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام
بریم سراغ نوشتن نشانه های امروز خدای رزاقم رو:
خدایا شکرت ک دو روز پیش ی خانمی تو گروه واتس آپ یکی از آشنایانمون پیام گذاشته بود ک پودر زعفران میخوام من رفتم بهش پیام دادم و گفتم ک خواستی در خدمتم و اونم 20 عدد سفارش داد برای اون روز ،اون روز کنسل شد فرداش زنگ زد گفت 30تاش کن شب میام میبرم شبش هم نشد بیاد امروز زنگ زد گفت دارم میام 40 تا میخوام و من رفتم فروختم و 600 تومن دریافت کردم میبینی هدایت خدارو ؟
پس من نباید تقلا کنم که چرا نشد چرا نیومد تو بسپرش ب خدا خودش میدونه چجوری برات بچینه وقتی تو رها باشی و تسلیم اون خودش میدونه چجوری روزی تو نعمتتو بیشتر کنه
روز اول 20 تا سفارش داده بود روز دوم 30 تا سفارش داده بود روز سوم و البته روز خرید 40 تا خدایا شکرت ک نعمت هاتو هرروز برام بیشتر میکنی خدایا شکرررررت
به یه خانم ک قبلا مشتریم بود پیام داده بودم
ک پودر زعفران میخواد یا نه اونم گفت میخوام 4 عدد سفارش داد بعدش گفت عصاره هم میخوام داری؟منم گفتم آره رفتم و از مغازه عموم 5 تا خریدم 150 دادم بعدش رفتم براش فروختم 4 تا پودر و 5 تا عصاره و 300 تومن دریافت کردم 20 تومن بابت کرایه 50 تومن از عصاره سود کردم و 80 تومن بابت پودر زعفران خدایا شکرت
خدایا شکرت ک امروز ب میلادیه عمم دعوت بودیم و رفتیم و کلی خوش گذشت و کلی شکلات دریافت کردم و دختر عمم هم رسوندم خونشون خدایا شکرت بابت ماشین قشنگم پراید
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت برررررردم
خدایا شکرت بابت پرتقال خوشمزه ای ک عموم خریده بود و خوردم و لذت بردم
خدایاشکرت بابت این نعمت های رایگانی ک هرروز دریافت میکنم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ:
جهان هستی بر اساس قانون تکامل کار میکنه
هیچ چیز در این جهان ی شبه ب وجود نیومده
ی شبه نمیشه ثروتمند شد
ی شبه نمیشه لاغر یا چاق شد
ی شبه نمیشه ی مهارتی رو یاد گرفت
باید قانون تکامل طی بشه
ی بذری رو میکاریم فرداش بهمون میوه نمیده که تکاملشو طی میکنه میوه میده
قانون تکامل یعنی با آنچه که داری کارتو شروع کنی با امکانات الانت کاررو شروع کنی
بدون سرمایه هم میشه کار رو شروع کرد
تمام افراد ثروتمند با آنچه که داشتند کاررو شروع کردند تکاملو طی کردن و ثروتمند شدند
اگه یک میلیون داری کارتو شروع کن با آنچه ک داری شروع کن
از تو خونه از تو خیابون کاررو شروع کردند و رسیدن ب اونجایی ک الان هستند
اگر من میگم باید فلان مقدار سرمایه داشته باشم تا کار رو شروع کنم یعنی باورام محدود کنندست یا میگم با پول قرضی ک لیاقتشو بدست نیاوردم کاررو شروع کنم یعنی باورام ایراد داره
اگر باوراتو درست کنی اگر باور داشته باشی ک بدون سرمایه هم میشه کارو شروع کرد چون تمام افراد ثروتمند بدون سرمایه کارو شروع کردند ایده هایی ک با امکانات الانت قابل اجراست میاد به ذهنت و تو اجرا میکنی و جواب میگیری
کسی که یک میلیونشو نمیتونه بکنه 5 میلیون
چه انتظاری داری 100 میلیون اگه بدن بهش 200 میلیون میکنه اتفاقا چون تکاملشو طی نکرده چون مدارهای قبلی رو طی نکرده اون پولو از دست میده و با مخ میخوره زمین این یک قانونه
و اما بریم سراغ سوال این فایل:
در نظرات این فایل، داستان نقش اجرای قانون تکامل یا عدم اجرای این قانون رو در تجربیات زندگیت بنویس:
درمورد وام گرفتن چقدر استاد تاکید کردند ک هیچوقت وام نگیر ک این وام گرفتن چون بازم تکاملو طی نمیکنی هرروز بدهکارترت میکنه
درمورد وام گرفتن من تجربه ای نداشتم خداروشکر وام بگیرم چون قانون رو فهمیدم به هیچ وجه وام نمیگیرم خدایا شکرت
در مورد وام گرفتن پدرم میخوام بگم که پدرم تا الان چند بار وام گرفته و بلاهایی سرش اومده سر این وام گرفتن
در مورد خرید این خونمون چند سال پیش چون خونه وام داشت خودش و پول کامل خونه رو پدرم نداشت مجبور شد وام بگیره و چون روی پولی ک هنوز نیومده حساب کرده بود نمیتونست پرداخت کنه یکی از فامیلامون ضامن شده بود و خیلی اذیت شد ضامن
و اون وام یکی دو میلیونی برامون چندین میلیون تموم شد یعنی خیلی رشد میکرداا ب جایی رسید ک بانک گفت خونه مال ما آخرش مادرم رفت کار کرد و اون پول رو پرداخت کرد ببین چه بلایی سرت میاره این وام گرفتن و من سر وام گرفتن های پدرم درس بزرگی برام شد ک هیچوقت وام نگیرم استادم همیشه میگه وام نگیرین دیگه تمام شد من هیچوقت وام نمیگیرم
در مورد قانون تکامل اکثرا تو زندگیم رعایتش کردم
درمورد کلاس رقص رفتن روز اول انقدر از بدنم کار کشیدم جلسه بعدش نتونستم برم یعنی نمیتونستم تکون بخورم از شدت پا درد حتی نمیتونستم راه برم
من چن ساله ب کلاس رقص میرم و تکاملی دارم یاد میگیرم بدون اینکه بگم ی شبه باید برسم
دارم از مسیرم لذت میبرم خدارو شکر
در مورد قانون تکامل و شروع کردن از امکانات الان چن سال پیش ی ایده ای اومد ب ذهن من پودر زعفران بفروشم اولش 100 بسته سفارش دادم آروم آروم فروش رفت بعدش 100 بسته بازم بعدش 200 بسته بعدش500 بسته بعدش 1000 بسته بعدش 1500 بسته سفارش دادم چندین بار حالا تصمیم گرفتم یکم بزرگترش کنم کسب و کارمو هم عمده میفروشم ک قبلا نمیفروختم و هم 2 هزار و 2هزار ب بالا سفارش بدم و من میدونم که قانون تکامل رو رعایت کردم
در مورد چک گرفتن ک استاد میگن هرگز چک نگیر و پول ی چیزیو اگه داری خرید کن اگه نداری خرید نکن
تا حالا من چک نگرفتم خداروشکر
ولی تو خرید ماشینم چون پولم کم بود و من عجله داشتم ماشینو بخرم ماشین رو خریدم و 33 میلیون بدهیم موند اما چون فامیل بود چک نگرفت و من ماهانه3300 پرداخت کردم خداروشکر تموم شد ولی چون ذهنم همش درگیرش بود و آروم نبود هیج ایده ای هم ب ذهنم نمیرسید
ولی من بخاطر رعایت نکردن قانون تکامل هر چی طرف گفت قبول کردم ولی اگه نقد میخریدم خیلی بیشتر تخفیف هم میگرفتم و این درسی شد برام ک تا پول چیزیو کامل نداشته باشی نخر حتی بیمه هم نداشت خودم بیمه کردم 5 میلیون دادم
دوست پدرم میرفت از بنگاه میوه میخرید میفروخت و از چک پدرم استفاده میکرد روزی شد که این رفیق چند ساله پدرم فرار کرد و پدرم موند با چک هایی ک دست مردمه و ما وضعیت مالیمون زیاد اوکی نبود پدرم نتونست پرداخت کنه و چند سال یارانمون قطع شد این هم یه درس بزرگی شد ک رو هیج کس حساب نکن و چک استفاده نکن تمام
اول پولشو لیاقتشو کسب کن بعدش بخر
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
مساله تکامل یکی از بزرگترین دغدغه هایی هست که تو این جامعه ومخصوصا تو نسل جدید دغدغه های زیادی ایجاد کرده
اینکه همه هر روز خودشون رو با بلاگر ها و یوتیوبر ها وکسایی که به واسطه فضای مجازی رشد کردن مقایسه میکنن و فضای مجازی و اینستاگرام مخصوصا باعث شده ما عجول بشیم باعث شده فقط نتیجه رو بخوایم نتیجه رو ببینیم حای هر روز داره تایم ویدیو های اینستا کوتاه تر میشه به خاطر همین مساله ،وقتی کسی رومیبینم که با همین بلاگری درامد های خیلی بالایی داره به جای اینکه به راهی ک اومده نگاه کنیم میگیم یه گوشی گرفته دستش و چرت و پرت میگه و پول میگیره بعد با همین طرز تفکر خیلی ها میرن شروع میکنن کار اونا رو انجام دادن و خب شکست میخورن
یا هر شغل دیگه ای که الان شرایط خوبی داره قبلا از صفر شروع شده ولی ما یاد گرفتیم زرق و برق رو ببینیم و بخوایم
من چون یه مقداری ام انسان کمال گرایی هستم و این طرز تفکر عجولانه رو هم پیدا کرده بودم خیلی سرخورده شدم و همش از خودم انتظاراتی داشتم که شاید فراتر از توانایی ها و شرایط ام بود و بدون اینکه تکامل ام رو طی کنم میخواستم یک شبه ره صد ساله رو برم و سرخوردگی و شکست پشت هم برام اتفاق می افتاد اما الان میخوام که از قانون استفاده کنم و اجازه بدم که مسیر من رو جلو ببره و عجله ای نداشته باشم
نکات این فایل ارشمند رو اونطور که برای خودم مناسبه شخصی سازی میکنم:
در قانون جهان هستی روند و تکامل حاکم است. تکامل باید طی شود تا موفق شوی. جهان بر اساس تکامل گسترش یافته است. با همین چیزی که داری شروع کن اگر یک ریالت رو میتونی بکنی دو ریال اونوقته که میتونی بری سراغ یک قدم بعدی. تو یگانه جانم اگر روند رو طی نکنی برمیگردی به حالت قبل. دورترین فاصله ها با یک قدم اول آغاز میشوند. همین الان همین لحظه فعلی بهترین وضعیت توعه. پروانه وجودت رو یگانه جانم با عجله با اینکه میخوام زودتر جواب بگیرمو نمیدونم استادمو تحت تاثیر قرار بدم از پیله بیرون نکش میمیرد … تو یک بار با کمک دیگری راه رو بدون رعایت تکاملت و طی کردن روند پیش بردی… ایا درس نگرفتی که باید روند توسط خودت طی شود؟ ایا درس نگرفتی که تو دقیقا الان داری مسائلی رو حل میکنی که میتونستی سالها پیش حلشون کنی ولی به خاطر ندونستن این قانون عجله کردی و تکاملت رو طی نکردی و حالا چیشد؟ ایا به نتیجه رسید؟ ایا اون عجله ها تورو به موفقیت های مد نظرت رسوند؟ البته که نه… چون برخلاف قانون جهان هستی عمل کردی البته که جواب نمیدهد
قدم های قبلی باید طی شود تا به ثروت پایدار به موفقیت پایدار برسی نه موفقیتی که فقط یک شب به تو احساس کمی بهتر بدهد
روند رو طی کن یگانه جانم پاشنه اشیل تو در رعایت نکردن قانون تکامله…در ذهنت با هر قدم میگی چرا نرسیدم چرا نرسیدم و احساست رو بد میکنی…با هر قدمی که برمیداری بگو نزدیکتر شدم اما باید روند رو طی کنم…باید بیخیال نشوم باید متوقف نشوم باید ادامه بدم…باید درین مسیر درس های بسیار بسیار زیادی یاد بگیرم تا ازین مرحله رد بشوم…
از همین چیزی که داری شروع کن از همین امکانات شروع کن از همین ایده های نپخته الانت شروع کن و اروم اروم با حرکتت اون ها از خام بودن درمیان و شکل میگیرن
یگانه جانم لیاقت رو با تکامل و از شیوه و روند درست و با قدم قدم های کوچک کسب کن وگرنه اگر سراغ عجله بری هر انچه داشتی رو از دست میدی و بسیار سریع شکست میخوری
یگانه جانم با این روزهات که فهمیدی باید قدم های کوچک و عملی رو خودت برداری و نه با کمک هیچ فرد دیگری نجنگ
وقتی فکرش میکنم میبینم خدا منو خوب هدایت کرد به اینجا تا یاد بگیرم اینجا این کشوری که هستم جایی نبود که از مهاحرت ارزو داشتم ولی شرایط من اینطوره که به شدت شهر و کشور ارامی هستم به شدت ارام در دانشگاه در اتاق خودم هیچ کدام از همکارانم نیستند و من میتونم فضایی رو صبح تا شب با خودم کار کنم. خدا میداند اول چقدر مقاومت داشتم به سوت و کوری اینجا و به تنهایی سر کار…همش میگفتم من باید دیده شوم من باید در کنار دیگران باشم تا بتوانم کار کنم اما چیزی در قلبم میگفت که این وابستگی به دیگرانه و اگر الان اینجا هستی به این معناست که این شرایط برای تو خوبه و حالا که فکر میکنم میبینم تمام شرایط تمام 100 درصد شرایط ایجاد شده برای رشد من برای قدم برداشتن من…حتی موضوعی که روش کار میکنم جالبه که هم شیوه و متد های کاریش رو دوست دارم اما هدف اصلی کار و پروژه مورد علاقه من نیست و چقدر من به خاطر این موضوع ناراحت بودم که چرا من نباید روی مبحثی که عاشقم هستم کار کنم…الان میفهمم که این هم از کار خداوند مهربانه که اگر من درموضوعی در حال حاضر که باید تکامل طی کنم کار میکردم که عاشقش هستم همین موضوع باعث میشد یک بار استرس اضطراب مضاعفی روی من وارد بشه یک مسئولیت که من میخوام درباره این موضوع مهم تحقیق کنم …اما الان ارام ترم چون اونقدر رگ گردنم برای این موضوع و مبحث مورد تحقیقم بیرون نمیزنه و برام اهمیتی نداره که حالا جواب بدهد یا ندهد من فقط میخوام درین مسیر یاد بگیرم و چقدر این رو هم از خدای مهربانم سپاسگزارم که بهترین هدایتگره…و شرایط الان من مثل کود حاصلخیزه مثل خاک بهشته که هرچی درش بکاری میروید…خداوند عزیزم من رو به مکان و زمانی هدایت کرده که فقط غیرت یگانه را میتلبد فقط پا گذاشتن یگانه بر روی ترس هاش رو میخواهد و خاک و اب و نور همه چیز هست همه چیز مهیاست برای من…
موردی که با صحبت های استاد ذهنم رو مشغول کرد و ایشون درباره چک گفتند که نباید روی چیزی که الان نیست حساب کنیم من مطابقتش دادم به شرایط الانم و دیدم من باید هر هفته روی کاری که هنوز انجام ندادم حساب کنم و به استادم برای هفته ی اینده یک تایمی رو ست کنم برای گزارش دادن روند کاریم…درحالی که هنوز قدم هاش رو برنداشتم…این اتفاق من رو فریز میکنه هر بار و چنان ترس و نگرانی و اضطرابی به من وارد میشه که چشمه ایده هام میخشکه و خودم از حرکت به سمت جلو می ایستم…ایده ها اومدن و رفتن در ذهنم نوشتم و نوشتم تا به این ایده از جانب الله مهربان درین لحظه رسیدم…
یگانه جانم سرعت کارت رو از گزارش هفتگی بالاتر ببر تا تو دیگه تعیین کننده باشی نه استاد و نه رسم و ایین گروه کاریت…تا سرت بالا باشه تا موحد باشی تا خط رسم و رسوم رو بشکنی … تو هر دو روز یکبار درخواست جلسه کن…زمانی که تو سرعتت از سرعت استاد بالاتر رفت اونوقت با شوق و انتظار و امید درخواست میدی و اونوقت استادته که باید برای تو وقت خالی کنه باید نگران باشه که به سرعت پیشرفت تو میرسه یا ن و این به شدت به تو ارامش ذهنی خواهد داد و بعد ایده ها سرازیر میشوند
چقدر این حرفها داره نگاه من رو عوض می کنه آخه چه دعایی میشه برای شما کرد برای شمایی که اینقدر آگاهی های ناب دارین به ما ارائه می دین و چقدر خوب شد که این حرفها رو شنیدم چون دنبال وام گرفتن و خرید وسایل خونه بودم ولی بعد از شنیدن این فایلها کلا از انجام این کار منصرف شدم خدایا شکرت که تونستم تصمیم بگیرم دیگه به هیچ عنوان از کسی قرض نگیرم و خیلی نگاهم عوض شد خداوند خیر دنیا و آخرت رو به شما بده و از خداوند می خوام که تنتون همیشه سلامت باشه و عمری طولانی خداوند بهتون بده آمین یا رب العالمین
سلام خدمته استاده عزیزم شکره خدا کمتر از یکساله که با سایته شما اشنا شدم از خدا ممنونم که منو هدایت کرد ودر مداری قرار داد که به این اگاهی هادست پیدا کنم.من دوساله که در یک کارگاه طلا سازی کار میکنم والبته قبل از خدمتم هم دوسالی تو این رشته کار میکردم خب از وقتی که فایل های رایگان رو گوش دادم و رویه خودم کار کردم خیلی بهترشدم مخصوصا از لحاظه مالی وپیشرفته کاری.من کله حقوقم تو این دوسال نزدیک به ۲۷ ملیون میشد ولی اتفاقه جالبی که برام افتاده اینه که من الان ۳۰ ملیون تومن داریی خالصم میشه ینی اگر تمامه حقوقمو پس انداز میکردم اینقد نمیشد.که خب این فایل ها خیلی باعثه حرکت کردنه من شد که طلا بخرم برایه خودم شروع به کار کنم بفروشم وبعدشم که قیمته طلا رفت بالا وهمه این ها بخاطر ایمان وحرکته من بود که بازم از خدا ممنونم بابابته تمامه اتفاقاته زندگیم که الان میفهمم همیچی به نفع من رقم میخوره.حالا میخام یک کارگا برایه خودم بزنم راستش پدرمم تویه همین کاره که گفته میخاد بامن باشه وتویه یک مغازه باشیم چون کارش ویزیتوریه که خب اینجوری هم کارگاه برایه من میشه وهم یک دفتر برایه پدرم وخب از لحاظ مالی هم میخاد که بهم کمک کنه تا ابزار بخرم و شروع به کار کنیم و ایشون هم کنارمن باشه. وباهم یک مجموعه رو تشکیل بدیم ولی خب بعد از شنیدنه این فایل برام سوال شد که الان من تکامل خودم رو طی کردم یا نه؟ یا این که پدرم به خاطر فرکانس افکارهایه من جذب شده ودستی از طرفه خداست برایه من؟ منتظره جواب های خوبتون هستم ممنونم.
با سلام و احترام به همه ی دوستان و استاد
یه موضوعی که من همیشه برای خودم وقتی وسوسه ی وام و طی نکردن تکامل میاد سراغم به خودم میگم اینه که من اگه از لحاظ فرکانسی امادگی دریافت این پول. رابطه و …نداشته باشم قطعا به زودی از دستش میدم پس نباید عجله کنم و اجازه بدم کائنات خودش منو راهنمایی کنه و مسیر رو با صبوری و توکل طی کنم بالفرض من میخوام برای خودم مستقل کار کنم ولی سرمایه ی کافی برای شروع رو ندارم اطرافیانم به شدت منو ترغیب و تشویق می کنند که وام بگیرم ولی من میدونم مسئله فقط مالی نیست اگر من این کسب و کار و داشته باشم ایا واقعا با همه ی چالش هاش اشنایی دارم یا درمواجه با اولین تضاد میدون رو خالی میکنم وناامید میشم انگاری اگه تکامل رو طی نکنی به باور های توحیدی هم صدمه وارد میکنی با خودت میگی خدایا چرا اینجوری شد چرا کمکم نمی کنی چرا انقد مشکل دارم چرا هرچی میرم جلو انگاری اصلا برای این کار من ساخته نشدم ولش کن من مال این حرفا نیستم و براحتی از مسیر خارج میشی و بعد از چن سال بدو بدو کلی باور منفی دوباره کائنات برت میگردونه جای اول بخاطر این خیلیا با نا امیدی میگن انگاری درجا میزنم هی میرم جلو به در بسته برمیخوره واقعیت اینه اگه نکامل رو طی کرده باشی به هر دری هم برسی هم خدا کمکت میکنه هم خودت باورداری و میتونی و بلدی در رو باز کنی
سلام استاد عزیزم دوستان خوبم
مرور روز 6 سفر
من یه سانسوریا دارم که 5تا بودن و هر کدوم کنارش پاجوش داشت و خیلی ناز بودن
تو نت سرچ کردم نحوه تکثیرش نوشته بود پاجوش جدا کنم و بذارم جایتاریک تا ریشه ببنده وبعد 48ساعت بکارمش امام من چون عجله داشتم گلدون کوچولو و خوشگل آماده کردم و سریع کاشتمش خب دوروز اول خوب بودا ولی بعدش کلا زردشد و خراب شد و من اجازه ندادم تکاملش طی کنه روزای اول به ظاهر خوب بودا همه چیز ولی سریع رو به افول رفت تا امروز که کلا خراب شد و ول شد افتاد تازه مامانش هم ملد ?
یاد گرفتم حرکت کنم و قدم به قدم پیش برم
دوس دارم معلم بشم و زیست شناسی تدریس کنم والان تصمیم دارم خودم شروع کنم به خوندن و قوی کردن خودم در این مسیر و ریاضی تدریس میکنم برای خواهرم و دوستاش و توی این مسیر که قرار بگیرم خدا کمکم میکنه ?این قدم اولم قدم های بعدی خداجونم بهم میگه
در مورد ازدواج عجله داشتم همیشه والان با خیال راحت دارم رو باورهام کار میکنم و لذت میبرم از مجردیم
برای بحث معنویت و ایمان به خداجونم هم شروع کردم به شکر گذاری و حرف زدن با خداوند
توی فروشگاه اینترنتی با سلام غرفه زدم و میخوام با فروش چیزای کوچیک شروع کنم و کارهای هنریم بفروشم?
دلم یه خونه میخواد دوطبقه استو دوتا مغازه هم داره ویو خوبی هم داره دوس دارم بخرمش و اولین قدم همین خواستنم و خدا هدایتم میکنه
و این سفر هم ما روقدم به قدم رشد میده و اولش با عزت نفس شروع شد و قدم بعدی توحید و قدم بعد سپاسگذاری و دیدن زیبایی ها و قدم بعد فهمیدم چی میخوام و چه قدم هایی باید واسش بردارم و قدم 6 یعنی نگران نباش قدم به قدم پیش برو و تکاملت طی کن. قدم میگه حواست به غذای روحت باشه و ورودی هات کنترل کن و لازمه موندن تو این مسیر کنترل ورودی هامون قدم 8 با یه کلیپ انگیزشی استاد بهمون انگیزه میدن میگه وقتش مهم ترین تصمیم زندگیت برداری دیگه تنبلی بسه
تنها راه سعادت و خوشبختی اعتماد به خدای من که توسط خانوم مریم شایسته مارو داره هدایت میکنه
ممنونم ازت استاد عباس و خانوم شایسته
سلام استاد عزیزم و همراهان همیشگی
روز ششم روز شمار تحول زندگی من
در این فایل استاد در مورد تکامل صحبت کردند که واقعاً خیلی مهمه که ما نخواییم ره صد ساله رو یه شبه طی کنیم .
که این تکامل نه تنها در مورد کسب و کار بلکه در تمام جنبه های زندگی مهمه ، من که الان هدفم تغییر اساسی باورهام در تمام زمینه ها از جمله: توحید ، مالی ، سلامتی و روابط هست باید تکاملمو طی کنم و عجله نکنم و به همین دلیل هم پروژه روز شمار تحول زندگی رو شروع کردم روز های اول سعی میکردم که هر روز یک فایل رو ببینم و نت برداری کنم و کامنتشم بنویسم ولی دیدم نه باید فایل ها رو بیشتر گوش کنم با اینکه من این فایل ها رو قبلاً گوش کردم ولی انگار اولین باره که دارم می شنومشون.
همین امشب یه تضاد کوچولو برام پیش اومد خدا شاهده اولش یکم بهم خوردم ولی نسبت به دفعه های قبل زودتر تونستم خودمو جمع و جور کنم و افسار ذهنمو به دست بگیرم و در همون لحظه خداوند از طریق برنامه کودکی که بچه هام نگاه میکردن جواب کنترل ذهنمو داد .
من از خدا خواستم که هدایتم کنه و فوراً به دلم افتاد که برم فایل روز هفتم رو دانلود کنم و گوش کنم که خدا رو شکر وقتی گوش کردم باز هم حالم بهتر شد.
در مورد تکامل در کسب و کار خدارو شکر من و همسرم هم تکاملمونو طی کردیم همسرم سال 96 از شغل کارمند رسمی یکی از ارگان های دولتی بعد از 11 سال خدمت استعفا داد و ما از اصفهان به شهرستان مون درگز یکی از شهرهای خراسان رضوی مهاجرت کردیم یک مغازه راه اندازی کردیم و دو سه سال بعدش من فروش اینترنتی اجناس مغازه رو ابتدا در اینستا شروع کردم و یک سال بعدش سایت فروشگاهی راه اندازی کردیم و از شهریور سال گذشته از شهرمون به تهران مهاجرت کردیم و یک سال اول در تهران ما یکی از اتاق های خونمون رو به انباری اجناسمون تبدیل کردیم و فقط فروش اینترنتی در سایت خودمون و دیجی کالا و باسلام انجام می دادیم و الان 4 ماهه که ما یک انبار برای اجناسمون رهن کردیم که خدارو شکر حالا هم فروش اینترنتی داریم و هم فروش حضوری و هم فروش عمده به شهرستان ها داریم و هنوز در فکر بزرگتر کردن تجارتمون هستیم .
همون اول که ما به شهرستان مون رفته بودیم و همسرم مغازه رو راهاندازی کرد دسته چک گرفته بود ولی وقتی که استاد گفتن که اگر میخواهید به ثروت پایدار برسید و آرامش داشته باشید دسته چک تونو برگردونید همسرم دسته چکشو به بانک برگردوند و خدا رو شکر از اون موقع دیگه چک نداریم و در ابتدا که اومده بودیم تهران وقتی همسرم به بازار منیریه برای خرید میرفت همشون میگفتن که دسته چک بگیر ولی همسرم بهشون میگفت من چک ندارم و نمیگیرم و خلاصه خودشون همون طوری اعتماد میکردن و خدا رو شکر ما بیشتر نقد خرید میکنیم و یا بعد از یک هفته پول اجناس رو پرداخت میکنیم .
در مورد وام هم ما فقط یک دونه وام 4 درصد فرزند آوری رو داریم . من خودم همون اولین سال که به شهرستان مهاجرت کرده بودیم در دو تا وام خونگی شرکت کردم ولی بعد از شنیدن حرف استاد دیگه دور وام های خونگی رو خط کشیدم در صورتی که خواهرای من پایه ثابت وام های خانگی هستن و همه وسایل زندگیشون رو قسطی خرید میکنند ولی خدا رو شکر ما همیشه نقد خرید میکنیم دو هفته پیش که به خونه یکی از خواهرام در چهابهار رفتیم خدارو شکر 31 میلیون نقد از منطقه آزاد چهابهار خرید کردم و حس بسیار عالی رو داشتم حس قدرت .
خدایا کمکم کن که من به هر خیری از جانب تو سخت فقیرم . الهی به امید تو
به نام خداوند بخشنده مهربان
روز ششم سفرنامه. خدایا تو قلم بدست بگیر که هرآنچه باید رو بنویسم
قانون تکامل یکی از اصلی ترین قوانینیه که من همیشه ب صورت ناخودآگاه رعایت میکردم. من تو زندگیم کمتر به یاد دارم که شکست بدی رو تجربه کرده باشم . دلیلشم اینه که همیشه به قول معروف لقمه اندازه دهنم برداشتم
چند تا از مثال های تکامل رو مینویسم ک باورم قوی تر بشه .
یادمه توی دوران تحصیل دانشگاه من از لحاظ درسی خیلی افت کرده بودم . دانشگاه دولتی درس میخوندم که اساتیدمون بسیار سخت گیر بودن . و من شروع کردم به تغییر باورهام در مورد هوش و استعدادم. هرروز صداهای که ضبط کرده بودم رو گوش میدادم و سعی میکردم نشونه های بهبود رو بگیرم و دنبال کنم .
اروم اروم رنج نمراتم یکم بهتر شد و جهان هم کم کم جامو تغییر داد و از کنار آدمای تنبل و بازنده دورم کرد و منو هم خوابگاهی شاگرد اول ها کرد. فقط یک ترم طول کشید که من از رنج نمرات حدود 10 11 توی اکثر درس ها نمره ماکزیمم کلاس میشدم . واقعا یه جاهاییش خودمم باورم نمیشد فراتر از حد انتظار بود. اینطور شد که من معدلم از حدود 13 به نزدزک 17 رسید تا اخر دوران تحصیل و این یه شبه اتفاق نیفتاد . و ترم اخر اینقدر اعتماد ب نفسم بالاتر رفته بود که نصف بقیه میخوندم و با اختلاف نمره اول کلاس میشدم
یا یه مثال دیگه یادمه که دوس داشتم توی دانشگاه درامد داشته باشم از خدا میخواستم یه راهی برای کسب درآمد بهم نشون بده . یکی از پروژه هایی که ترم قبلش پاس کرده بودم و خیلی بهش مسلط بودم بهم پیشنهاد شد ک برای یکی از دوستان انجام بدم و یه رقم کمی دریافت کنم
وقتی انجامش دادم نتیجه و نمره اون فرد اینقدر بالا شد که همه اطرافیان بهم پیشنهاد دادن که ترمای بعد برای اونا انجام بدم. و من شروع کردم اروم اروم تعداد بیشتری پروژه تحویل میگرفتم و همه راضی و طی یه مدت کوتاه اسم من پیچید توی کل بچه های عمران و معماری حتی بچه های سال پایینی.
من میدونستم این سرزبونا افتادن از کجا آب میخوره از جانب ربم بود . ب طرزی ک از ترم های قبل زنگ میزدک برای دو ترم بعد پروژه رزرو میکردن و درآمد من توی دانشجویی به اندازه حقوق قانون کار یک مهندس با تجربه رسید.
اولش ک شروع کردم ب تصوراتمم نمیرسید همچین پیشرفتی . خدایا شکرت
الان من تریدر بازار فارکسم که این هم با هدایت پروردگار پیداش کردم . مغز من دیوونه پیدا کردن الگوریتم های تکرار شونده ست و عاشقانه لذت میبرم از رمز گشایی رفتار جریان نقدینگی و رفتار بانک های بزرگ جهان . چیزی که خیلی توی همکارای من پرتکراره شکست های بزرگ و از دست دادن پول های زیاده ولی من از اول باورم این بود ک شکست شدید نمیخورم چون همیشه کارای هیجانی و ریسک های فراتر از حد ظرفم نمیکردم. آروم آروم جلو میرم و اصلا طمع برای عددای بزرگ ندارم و میدونم ب حدی ک ظرفم بزرگ شه بیشتر واردش میشه و این رو مدیون قانون تکاملم
خدایا شکرت خدایا مارو ب راه راست ب راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن
با نام خدا روز ششم از سفرم رو آغاز میکنم
سلام استاد عزیز و دوستان نازنین
الان داشتم به این فکر میکردم که من وقتی اولین بار سال 99 این فایل رو شنیدم در چه جایگاه شغلی بودم و الان پس از چهارسال و گذروندن پله ها کجا هستم . دوست دارم بنویسم اینجا تا ردپایی باشه برای خودم .
4سال پیش در یک شرکت کوچک کار میکردم با یک حقوق نه خیلی کم نه خیلی زیاد که نیازهای خودم و مادرم رو تامین میکرد باتوجه به اینکه مادرم اون زمان بیمار بود – روحش شاد و فضای شرکت به شدت سمی و پرحاشیه .همکاران من هر روز راجبه بیماری صحبت میکردند و صبح به صبح آمار و اخبار بد رو باهم به اشتراک میذاشتن و من همه تلاشم رو میکردم که از این صحبتها اعراض کنم تا حدودی هم موفق میشدم و اون زمان میگفت من در مداری متفاوت با این افراد قرار دارم .
الان به عنوان یکی از مدیران شرکت در فضایی آرام کار میکنم که برای خودم اتاقی جداگانه و خصوصی دارم و هر روز از صبح تا عصر فایل های استاد در حال پخش شدن هستن با درآمدی حداقل 4 برابر اون روزها .
خدا رو شاکرم به خاطر لطفی که در حق من کرده و این مسیر زیبا رو به من نشون داده احساس میکنم تا قبل از ورودم به این سایت در یک جاده بی آب و علف بودم و فقط میرفتم که به مقصد برسم . وقتی این سایت توسط همسر برادرم بهم معرفی شد و با استاد آشنا شدم انگار خداوند دست منو گرفت منو هدایت کرد به یک جاده سرسبز و خوش آب و هوا که هر چی جلوتر میرم مسیر زیبا تر قشنگ تر و جذاب تر میشه .
من قبل از این سایت دوره های خودشناسی شرکت کرده بود و زمان و هزینه زیادی هم خرج کرده بودم ولی انگار اون موقع کر بودم و اصلا حرفها رو نمیشنیدم ولی الان وقتی فیلمی از اون دوره ها میبینم میبینم همین حرفهایی که استاد میزنن اون موقع هم به شکلی دیگه به من گفته شده ولی من هیچی یادم نمیاد علت اصلی اینه که استاد عباس منش حرفهاش از دل بر میاد که به دل من میشینه در یادم میمونه چون خودش عمل کرده و عمل گرا هست منم خودم رو متعهد به عمل میبینم و البته که من راهی طولانی در پیش دارم تا بتونم مثل استاد در هر لحظه به قوانین الهی عمل کنم .
از خداوند میخوام به همه ما لیاقت رسیدن به تکامل رو بده تا به خواسته هامون برسیم و هر روز از زندگی بیشتر لذت ببریم و بیشتر از قبل شکر گذار خداوند رحمان و رحیم باشیم.
شاد تندرست و ثروتمند باشید .
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز ششم از فصل اول
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم مریم شایسته عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام
بریم سراغ نوشتن نشانه های امروز خدای رزاقم رو:
خدایا شکرت ک دو روز پیش ی خانمی تو گروه واتس آپ یکی از آشنایانمون پیام گذاشته بود ک پودر زعفران میخوام من رفتم بهش پیام دادم و گفتم ک خواستی در خدمتم و اونم 20 عدد سفارش داد برای اون روز ،اون روز کنسل شد فرداش زنگ زد گفت 30تاش کن شب میام میبرم شبش هم نشد بیاد امروز زنگ زد گفت دارم میام 40 تا میخوام و من رفتم فروختم و 600 تومن دریافت کردم میبینی هدایت خدارو ؟
پس من نباید تقلا کنم که چرا نشد چرا نیومد تو بسپرش ب خدا خودش میدونه چجوری برات بچینه وقتی تو رها باشی و تسلیم اون خودش میدونه چجوری روزی تو نعمتتو بیشتر کنه
روز اول 20 تا سفارش داده بود روز دوم 30 تا سفارش داده بود روز سوم و البته روز خرید 40 تا خدایا شکرت ک نعمت هاتو هرروز برام بیشتر میکنی خدایا شکرررررت
به یه خانم ک قبلا مشتریم بود پیام داده بودم
ک پودر زعفران میخواد یا نه اونم گفت میخوام 4 عدد سفارش داد بعدش گفت عصاره هم میخوام داری؟منم گفتم آره رفتم و از مغازه عموم 5 تا خریدم 150 دادم بعدش رفتم براش فروختم 4 تا پودر و 5 تا عصاره و 300 تومن دریافت کردم 20 تومن بابت کرایه 50 تومن از عصاره سود کردم و 80 تومن بابت پودر زعفران خدایا شکرت
خدایا شکرت ک امروز 750 تومن پول بهم رسوندی خدایا شکررررررررررت
خدایا شکرت ک امروز ب میلادیه عمم دعوت بودیم و رفتیم و کلی خوش گذشت و کلی شکلات دریافت کردم و دختر عمم هم رسوندم خونشون خدایا شکرت بابت ماشین قشنگم پراید
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت برررررردم
خدایا شکرت بابت پرتقال خوشمزه ای ک عموم خریده بود و خوردم و لذت بردم
خدایاشکرت بابت این نعمت های رایگانی ک هرروز دریافت میکنم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ:
جهان هستی بر اساس قانون تکامل کار میکنه
هیچ چیز در این جهان ی شبه ب وجود نیومده
ی شبه نمیشه ثروتمند شد
ی شبه نمیشه لاغر یا چاق شد
ی شبه نمیشه ی مهارتی رو یاد گرفت
باید قانون تکامل طی بشه
ی بذری رو میکاریم فرداش بهمون میوه نمیده که تکاملشو طی میکنه میوه میده
قانون تکامل یعنی با آنچه که داری کارتو شروع کنی با امکانات الانت کاررو شروع کنی
بدون سرمایه هم میشه کار رو شروع کرد
تمام افراد ثروتمند با آنچه که داشتند کاررو شروع کردند تکاملو طی کردن و ثروتمند شدند
اگه یک میلیون داری کارتو شروع کن با آنچه ک داری شروع کن
از تو خونه از تو خیابون کاررو شروع کردند و رسیدن ب اونجایی ک الان هستند
اگر من میگم باید فلان مقدار سرمایه داشته باشم تا کار رو شروع کنم یعنی باورام محدود کنندست یا میگم با پول قرضی ک لیاقتشو بدست نیاوردم کاررو شروع کنم یعنی باورام ایراد داره
اگر باوراتو درست کنی اگر باور داشته باشی ک بدون سرمایه هم میشه کارو شروع کرد چون تمام افراد ثروتمند بدون سرمایه کارو شروع کردند ایده هایی ک با امکانات الانت قابل اجراست میاد به ذهنت و تو اجرا میکنی و جواب میگیری
کسی که یک میلیونشو نمیتونه بکنه 5 میلیون
چه انتظاری داری 100 میلیون اگه بدن بهش 200 میلیون میکنه اتفاقا چون تکاملشو طی نکرده چون مدارهای قبلی رو طی نکرده اون پولو از دست میده و با مخ میخوره زمین این یک قانونه
و اما بریم سراغ سوال این فایل:
در نظرات این فایل، داستان نقش اجرای قانون تکامل یا عدم اجرای این قانون رو در تجربیات زندگیت بنویس:
درمورد وام گرفتن چقدر استاد تاکید کردند ک هیچوقت وام نگیر ک این وام گرفتن چون بازم تکاملو طی نمیکنی هرروز بدهکارترت میکنه
درمورد وام گرفتن من تجربه ای نداشتم خداروشکر وام بگیرم چون قانون رو فهمیدم به هیچ وجه وام نمیگیرم خدایا شکرت
در مورد وام گرفتن پدرم میخوام بگم که پدرم تا الان چند بار وام گرفته و بلاهایی سرش اومده سر این وام گرفتن
در مورد خرید این خونمون چند سال پیش چون خونه وام داشت خودش و پول کامل خونه رو پدرم نداشت مجبور شد وام بگیره و چون روی پولی ک هنوز نیومده حساب کرده بود نمیتونست پرداخت کنه یکی از فامیلامون ضامن شده بود و خیلی اذیت شد ضامن
و اون وام یکی دو میلیونی برامون چندین میلیون تموم شد یعنی خیلی رشد میکرداا ب جایی رسید ک بانک گفت خونه مال ما آخرش مادرم رفت کار کرد و اون پول رو پرداخت کرد ببین چه بلایی سرت میاره این وام گرفتن و من سر وام گرفتن های پدرم درس بزرگی برام شد ک هیچوقت وام نگیرم استادم همیشه میگه وام نگیرین دیگه تمام شد من هیچوقت وام نمیگیرم
در مورد قانون تکامل اکثرا تو زندگیم رعایتش کردم
درمورد کلاس رقص رفتن روز اول انقدر از بدنم کار کشیدم جلسه بعدش نتونستم برم یعنی نمیتونستم تکون بخورم از شدت پا درد حتی نمیتونستم راه برم
من چن ساله ب کلاس رقص میرم و تکاملی دارم یاد میگیرم بدون اینکه بگم ی شبه باید برسم
دارم از مسیرم لذت میبرم خدارو شکر
در مورد قانون تکامل و شروع کردن از امکانات الان چن سال پیش ی ایده ای اومد ب ذهن من پودر زعفران بفروشم اولش 100 بسته سفارش دادم آروم آروم فروش رفت بعدش 100 بسته بازم بعدش 200 بسته بعدش500 بسته بعدش 1000 بسته بعدش 1500 بسته سفارش دادم چندین بار حالا تصمیم گرفتم یکم بزرگترش کنم کسب و کارمو هم عمده میفروشم ک قبلا نمیفروختم و هم 2 هزار و 2هزار ب بالا سفارش بدم و من میدونم که قانون تکامل رو رعایت کردم
در مورد چک گرفتن ک استاد میگن هرگز چک نگیر و پول ی چیزیو اگه داری خرید کن اگه نداری خرید نکن
تا حالا من چک نگرفتم خداروشکر
ولی تو خرید ماشینم چون پولم کم بود و من عجله داشتم ماشینو بخرم ماشین رو خریدم و 33 میلیون بدهیم موند اما چون فامیل بود چک نگرفت و من ماهانه3300 پرداخت کردم خداروشکر تموم شد ولی چون ذهنم همش درگیرش بود و آروم نبود هیج ایده ای هم ب ذهنم نمیرسید
ولی من بخاطر رعایت نکردن قانون تکامل هر چی طرف گفت قبول کردم ولی اگه نقد میخریدم خیلی بیشتر تخفیف هم میگرفتم و این درسی شد برام ک تا پول چیزیو کامل نداشته باشی نخر حتی بیمه هم نداشت خودم بیمه کردم 5 میلیون دادم
دوست پدرم میرفت از بنگاه میوه میخرید میفروخت و از چک پدرم استفاده میکرد روزی شد که این رفیق چند ساله پدرم فرار کرد و پدرم موند با چک هایی ک دست مردمه و ما وضعیت مالیمون زیاد اوکی نبود پدرم نتونست پرداخت کنه و چند سال یارانمون قطع شد این هم یه درس بزرگی شد ک رو هیج کس حساب نکن و چک استفاده نکن تمام
اول پولشو لیاقتشو کسب کن بعدش بخر
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خداوند هدایتگر و مهربان
مساله تکامل یکی از بزرگترین دغدغه هایی هست که تو این جامعه ومخصوصا تو نسل جدید دغدغه های زیادی ایجاد کرده
اینکه همه هر روز خودشون رو با بلاگر ها و یوتیوبر ها وکسایی که به واسطه فضای مجازی رشد کردن مقایسه میکنن و فضای مجازی و اینستاگرام مخصوصا باعث شده ما عجول بشیم باعث شده فقط نتیجه رو بخوایم نتیجه رو ببینیم حای هر روز داره تایم ویدیو های اینستا کوتاه تر میشه به خاطر همین مساله ،وقتی کسی رومیبینم که با همین بلاگری درامد های خیلی بالایی داره به جای اینکه به راهی ک اومده نگاه کنیم میگیم یه گوشی گرفته دستش و چرت و پرت میگه و پول میگیره بعد با همین طرز تفکر خیلی ها میرن شروع میکنن کار اونا رو انجام دادن و خب شکست میخورن
یا هر شغل دیگه ای که الان شرایط خوبی داره قبلا از صفر شروع شده ولی ما یاد گرفتیم زرق و برق رو ببینیم و بخوایم
من چون یه مقداری ام انسان کمال گرایی هستم و این طرز تفکر عجولانه رو هم پیدا کرده بودم خیلی سرخورده شدم و همش از خودم انتظاراتی داشتم که شاید فراتر از توانایی ها و شرایط ام بود و بدون اینکه تکامل ام رو طی کنم میخواستم یک شبه ره صد ساله رو برم و سرخوردگی و شکست پشت هم برام اتفاق می افتاد اما الان میخوام که از قانون استفاده کنم و اجازه بدم که مسیر من رو جلو ببره و عجله ای نداشته باشم
با سلام و احترام
نکات این فایل ارشمند رو اونطور که برای خودم مناسبه شخصی سازی میکنم:
در قانون جهان هستی روند و تکامل حاکم است. تکامل باید طی شود تا موفق شوی. جهان بر اساس تکامل گسترش یافته است. با همین چیزی که داری شروع کن اگر یک ریالت رو میتونی بکنی دو ریال اونوقته که میتونی بری سراغ یک قدم بعدی. تو یگانه جانم اگر روند رو طی نکنی برمیگردی به حالت قبل. دورترین فاصله ها با یک قدم اول آغاز میشوند. همین الان همین لحظه فعلی بهترین وضعیت توعه. پروانه وجودت رو یگانه جانم با عجله با اینکه میخوام زودتر جواب بگیرمو نمیدونم استادمو تحت تاثیر قرار بدم از پیله بیرون نکش میمیرد … تو یک بار با کمک دیگری راه رو بدون رعایت تکاملت و طی کردن روند پیش بردی… ایا درس نگرفتی که باید روند توسط خودت طی شود؟ ایا درس نگرفتی که تو دقیقا الان داری مسائلی رو حل میکنی که میتونستی سالها پیش حلشون کنی ولی به خاطر ندونستن این قانون عجله کردی و تکاملت رو طی نکردی و حالا چیشد؟ ایا به نتیجه رسید؟ ایا اون عجله ها تورو به موفقیت های مد نظرت رسوند؟ البته که نه… چون برخلاف قانون جهان هستی عمل کردی البته که جواب نمیدهد
قدم های قبلی باید طی شود تا به ثروت پایدار به موفقیت پایدار برسی نه موفقیتی که فقط یک شب به تو احساس کمی بهتر بدهد
روند رو طی کن یگانه جانم پاشنه اشیل تو در رعایت نکردن قانون تکامله…در ذهنت با هر قدم میگی چرا نرسیدم چرا نرسیدم و احساست رو بد میکنی…با هر قدمی که برمیداری بگو نزدیکتر شدم اما باید روند رو طی کنم…باید بیخیال نشوم باید متوقف نشوم باید ادامه بدم…باید درین مسیر درس های بسیار بسیار زیادی یاد بگیرم تا ازین مرحله رد بشوم…
از همین چیزی که داری شروع کن از همین امکانات شروع کن از همین ایده های نپخته الانت شروع کن و اروم اروم با حرکتت اون ها از خام بودن درمیان و شکل میگیرن
یگانه جانم لیاقت رو با تکامل و از شیوه و روند درست و با قدم قدم های کوچک کسب کن وگرنه اگر سراغ عجله بری هر انچه داشتی رو از دست میدی و بسیار سریع شکست میخوری
یگانه جانم با این روزهات که فهمیدی باید قدم های کوچک و عملی رو خودت برداری و نه با کمک هیچ فرد دیگری نجنگ
وقتی فکرش میکنم میبینم خدا منو خوب هدایت کرد به اینجا تا یاد بگیرم اینجا این کشوری که هستم جایی نبود که از مهاحرت ارزو داشتم ولی شرایط من اینطوره که به شدت شهر و کشور ارامی هستم به شدت ارام در دانشگاه در اتاق خودم هیچ کدام از همکارانم نیستند و من میتونم فضایی رو صبح تا شب با خودم کار کنم. خدا میداند اول چقدر مقاومت داشتم به سوت و کوری اینجا و به تنهایی سر کار…همش میگفتم من باید دیده شوم من باید در کنار دیگران باشم تا بتوانم کار کنم اما چیزی در قلبم میگفت که این وابستگی به دیگرانه و اگر الان اینجا هستی به این معناست که این شرایط برای تو خوبه و حالا که فکر میکنم میبینم تمام شرایط تمام 100 درصد شرایط ایجاد شده برای رشد من برای قدم برداشتن من…حتی موضوعی که روش کار میکنم جالبه که هم شیوه و متد های کاریش رو دوست دارم اما هدف اصلی کار و پروژه مورد علاقه من نیست و چقدر من به خاطر این موضوع ناراحت بودم که چرا من نباید روی مبحثی که عاشقم هستم کار کنم…الان میفهمم که این هم از کار خداوند مهربانه که اگر من درموضوعی در حال حاضر که باید تکامل طی کنم کار میکردم که عاشقش هستم همین موضوع باعث میشد یک بار استرس اضطراب مضاعفی روی من وارد بشه یک مسئولیت که من میخوام درباره این موضوع مهم تحقیق کنم …اما الان ارام ترم چون اونقدر رگ گردنم برای این موضوع و مبحث مورد تحقیقم بیرون نمیزنه و برام اهمیتی نداره که حالا جواب بدهد یا ندهد من فقط میخوام درین مسیر یاد بگیرم و چقدر این رو هم از خدای مهربانم سپاسگزارم که بهترین هدایتگره…و شرایط الان من مثل کود حاصلخیزه مثل خاک بهشته که هرچی درش بکاری میروید…خداوند عزیزم من رو به مکان و زمانی هدایت کرده که فقط غیرت یگانه را میتلبد فقط پا گذاشتن یگانه بر روی ترس هاش رو میخواهد و خاک و اب و نور همه چیز هست همه چیز مهیاست برای من…
موردی که با صحبت های استاد ذهنم رو مشغول کرد و ایشون درباره چک گفتند که نباید روی چیزی که الان نیست حساب کنیم من مطابقتش دادم به شرایط الانم و دیدم من باید هر هفته روی کاری که هنوز انجام ندادم حساب کنم و به استادم برای هفته ی اینده یک تایمی رو ست کنم برای گزارش دادن روند کاریم…درحالی که هنوز قدم هاش رو برنداشتم…این اتفاق من رو فریز میکنه هر بار و چنان ترس و نگرانی و اضطرابی به من وارد میشه که چشمه ایده هام میخشکه و خودم از حرکت به سمت جلو می ایستم…ایده ها اومدن و رفتن در ذهنم نوشتم و نوشتم تا به این ایده از جانب الله مهربان درین لحظه رسیدم…
یگانه جانم سرعت کارت رو از گزارش هفتگی بالاتر ببر تا تو دیگه تعیین کننده باشی نه استاد و نه رسم و ایین گروه کاریت…تا سرت بالا باشه تا موحد باشی تا خط رسم و رسوم رو بشکنی … تو هر دو روز یکبار درخواست جلسه کن…زمانی که تو سرعتت از سرعت استاد بالاتر رفت اونوقت با شوق و انتظار و امید درخواست میدی و اونوقت استادته که باید برای تو وقت خالی کنه باید نگران باشه که به سرعت پیشرفت تو میرسه یا ن و این به شدت به تو ارامش ذهنی خواهد داد و بعد ایده ها سرازیر میشوند
با سپاس فراوان
یگانه
سلام استاد عزیزم
چقدر این حرفها داره نگاه من رو عوض می کنه آخه چه دعایی میشه برای شما کرد برای شمایی که اینقدر آگاهی های ناب دارین به ما ارائه می دین و چقدر خوب شد که این حرفها رو شنیدم چون دنبال وام گرفتن و خرید وسایل خونه بودم ولی بعد از شنیدن این فایلها کلا از انجام این کار منصرف شدم خدایا شکرت که تونستم تصمیم بگیرم دیگه به هیچ عنوان از کسی قرض نگیرم و خیلی نگاهم عوض شد خداوند خیر دنیا و آخرت رو به شما بده و از خداوند می خوام که تنتون همیشه سلامت باشه و عمری طولانی خداوند بهتون بده آمین یا رب العالمین
سلام خدمته استاده عزیزم شکره خدا کمتر از یکساله که با سایته شما اشنا شدم از خدا ممنونم که منو هدایت کرد ودر مداری قرار داد که به این اگاهی هادست پیدا کنم.من دوساله که در یک کارگاه طلا سازی کار میکنم والبته قبل از خدمتم هم دوسالی تو این رشته کار میکردم خب از وقتی که فایل های رایگان رو گوش دادم و رویه خودم کار کردم خیلی بهترشدم مخصوصا از لحاظه مالی وپیشرفته کاری.من کله حقوقم تو این دوسال نزدیک به ۲۷ ملیون میشد ولی اتفاقه جالبی که برام افتاده اینه که من الان ۳۰ ملیون تومن داریی خالصم میشه ینی اگر تمامه حقوقمو پس انداز میکردم اینقد نمیشد.که خب این فایل ها خیلی باعثه حرکت کردنه من شد که طلا بخرم برایه خودم شروع به کار کنم بفروشم وبعدشم که قیمته طلا رفت بالا وهمه این ها بخاطر ایمان وحرکته من بود که بازم از خدا ممنونم بابابته تمامه اتفاقاته زندگیم که الان میفهمم همیچی به نفع من رقم میخوره.حالا میخام یک کارگا برایه خودم بزنم راستش پدرمم تویه همین کاره که گفته میخاد بامن باشه وتویه یک مغازه باشیم چون کارش ویزیتوریه که خب اینجوری هم کارگاه برایه من میشه وهم یک دفتر برایه پدرم وخب از لحاظ مالی هم میخاد که بهم کمک کنه تا ابزار بخرم و شروع به کار کنیم و ایشون هم کنارمن باشه. وباهم یک مجموعه رو تشکیل بدیم ولی خب بعد از شنیدنه این فایل برام سوال شد که الان من تکامل خودم رو طی کردم یا نه؟ یا این که پدرم به خاطر فرکانس افکارهایه من جذب شده ودستی از طرفه خداست برایه من؟ منتظره جواب های خوبتون هستم ممنونم.