این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-23 05:42:152025-12-17 05:25:19«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
در ایه ٩٧ سوره نساء که در این ویدیو درباره ان صحبت شد که میگوید مگرزمین خدا فراخ نبود که مهاجرت کنیدسراوجایگاه اینان دوزخ است در ایه بعد یعنی ٩٨ میگوید به جز مردان و زنان و کودکان مستضعف که نه چاره ای دارند و نه راهی که استاد اینجا رو توضیح ندادن و بنده به تعارض برخوردم مگر قوانین استثنا دارند لطفااز کسانی که این تعارض برایشان حل شده بنده رو هم اگاه بفرمایند تشکر
وقتی کامنتا رو میخونم ، میبینم همه خوب موضوع را درک کردند و دارند بهش عمل میکنند . و این موضوع خیلی بهم حس خوب و یکم حس بد میده
حس بد ،به خاطر اینکه خودم چرا نمیتونم به هر چیزی که میدونم درسته ، عمل کنم
من الان خیلی با خودم در تضادم ، خیلی از نظر رشد و آگاهی در مدار پایینی قرار گرفتم ، نمیتونم ذهنم رو کنترل کنم
راستش من توسط همسرم با سایت عباسمنش آشنا شدم ، از سال 97 تا هفته پیش هر کلیپ و یا ویدیویی که از استاد عباسمنش میدیدم رو همسرم بهم نشون میداد و من هیچ وقت تو این مدت کنکجاو نبودم که خودم یه سر به سایت عباسمنش بزنم و همیشه همسرم منو تشویق میکرد که تو سایت عضو بشم که بلاخره چندماه پیش خودش من رو تو سایت عضو کرد و همیشه من رو تشویق میکرد که به سایت سر بزنم .
تا اینکه هفته پیش که خیلی از نظر روحی حالم بد بود و احساس ناامیدی و گناه میکردم از گذشت روزهام به بطالت و بی هدفی ، یه حسی بهم گفت برو سایت عباسمنش شاید یه چیزی حالت رو خوب کرد من قبلا هم در روز شمار اول تحول من گفتم که بدون اینکه تصوری به این فایل داشته باشم ، فایل رو باز کردم و خیلی برام عجیب بود که چطور به سمت فایلی هدایت شدم که درست برای حال و روز الان من بوده .
اون روز خیلی حالم از قبل بهتر شد و شب برای همسرم تعریف کردم و حتی یه گروه هم با همسرم به اسم تحول روز شمار درست کردم که خودمو اینطوری متعهد کنم به انجام هر روزش .
ولی اخیرا من در یه موضوعی خیلی با خودم درگیرم و توجه به این موضوع خیلی هم از نظر روحی و جسمی به من آسیب زده و هر وقت که بهش توجه میکنم از ناحیه گردن و قلب درد زیادی رو حس میکنم.
و زندگی رو هم برای خودم هم برای همسرم سختر میکنم.
انگاری ماندن تو این وضعیت برای من خیلی راحتر از تغییر افکارمه ، همش منتظر یه معجزه ام که من رو از این اوضاع بیاره بیرون بدون اینکه من بخوام افکارمو تغییر بدم ، احساس میکنم تغییر افکارم در این موضوع خیانت کردن به خودمه یا باخت منِ
دیشب همسرم تو ماشین فایلی از اولین قسمت ویدیو رضا رو پلی کرد همینطور که گوش میدادم به فایل ، به یه موضوعی رسیدم که رضا زمانی تونست زندگیش رو تغییر بده که خودش خواست تغییر کنه که واقعا موضوع رو باور داشت و اینکه هر روز با سایت در ارتباط بوده یعنی هر روز به فکر تکامل خودش بوده ولی من حتی کوچکترین سختی به خودم در تغییر افکارم ندادم
همون دیشب تصمیم گرفتم برای یکبارم شده سعی ام رو بکنم وبا اون غرور شیطانی که سبب میشه من در این گرداب بمانم ، مبارزه کنم .
من امروز 3 بهمن 1401 ، در پایین ترین سطح از رشد و آگاهی هستم ولی تصمیم گرفتم که تمام سعی خودم رو بکنم و از خودم هر روز ردپایی به جا بگذارم.
من میدونم که ظلم دیگران به من در واقع ظلم به خودشان هست و در مقابل ظلم من به دیگران در واقع ظلم به خودم هست .
امروز 13 بهمن ، و حدودا ده روزی است که از این کامنت من میگذرد .
تو این ده روز ، من به نوبه خودم خیلی تلاش کردم و سعی کردم حواسم به احساساتم باشه ، راستش تا روز چهارم پیش رفتم ( هنوزم این فایل را گوش میدم روزی چند بار ، این فایل رو خیلی دوست دارم ) فایل رضا رو تا 10 گوش دادم ( فایل ده از نتایج دوستان خیلی خیلی برای من انگیزشی بود )
غیر از این کارها ، من تمام سعی ام را کردم که حرکت کنم ولی به جلو نه به عقب و گذشته ، پس هر وقت موضوعی نگران کننده برام پیش اومد به گذشته فکر نکردم و سعی کردم افکارم را با افکار خوب جایگزین کنم .
کارهایی که بهم حس بد و نگرانی میدادن حتی اونهایی که آگاهانه نبود رو ترک کردم .
هر روز خیلی زودتر از قبل بیدار میشم ، در روز دیگه نمیخوابم و کسل نیستم
من شروع کردم به خواندن زبان و با اینکه خیلی خیلی اولش برام سخت بود و هنوزم کمی برام سخته و کلی هر روز بهانه برای انجام ندادنش دارم ، ولی با این حسم دارم مقابله میکنم و خودم رو به چیزهای کوچک و جوایز کوچک تشویق میکنم ، مثلا خوردن شکلات مورد علاقم یا بیرون رفتن و خوردن بستنی مورد علاقه و یا مهمونی رفتن و امثال اینها
و هنوز کلی راه مونده به قولهایی که به خودم دادم
من میدونم که در شروع کارم برای همین همه چی برام سخت به نظر میرسه ولی مطمینم هر چقدر جلوتر بروم ، راه اسانتر آسانتر خواهد شد .
و در مورد حال و احوالم باید بگم من الان خیلی خیلی حالم خوبه ، و هر روز هر روز بهتر هم خواهم شد.
امروزفهمیدم تاالان ناخواسته شرک به خداداشتم هربار مشکل یا خواسته ای داشتم به جای اینکه مستقیم باخودش صحبت کنم و ازش بخوام قلبا وبدون واسطه همش منتظرفرصتی بودم که به زیارت شخص باارزشی برم وازاوبخوام که کمکم کنه و به خدادرخواستم روبگه
وای که چقدر ناآگاه بودم…..
وچقدر شیرین و قشنگه که بدونی تو به خدا خیلی خیلی نزدیکی و نیازی به واسطه و دعای کسی نداری توخودت پیش رب یکتا به اندازه همون واسطه ها ارزشمندی وخدامنتظره تاازش بخوای…
باورکنید اینارو با دارم بااشک شوق مینویسم و خداروشکرمیکنم که من روتواین مسیر بی انتها قرارداد.
وممنون ازشما که اینطور شفاف و ناب حقایق رو برای آگاه کردن ما بیان میکنید.
سلام و درود بر استاد محترم و خانم شایسته و دوستان سایت.
داشتم به موضوع احساس گناه فکر میکردم. این جمله به ذهنم رسیدو دیدم ما چقدر از این جمله بدون توجه به باوری که در ما میسازه و احساسی که به مامیده ازش استفاده میکنیم و اون هم جمله خدارو خوش نمیاد.دراکثر موارد هم با لحنی بسیار احساسی بیان میکنیم چه زبانی یا به صورت گفتگوی ذهنی.به عنوان مثال بوی کباب نپیچه تو در همسایه خدارو خوشش نمیاد.چیزی خریده مخفیانه ببرن تو خونه تا کسی یه وقت دلش نخاد…..خلاصه اینکه تو پوشیدن، خوردن،گشتن،حتی تو درخواست و پیگیری حق و حقوقمون.گاهی برای فرار از انجام کاری یا برای جبران کمبود عزت نفسمون چقد ازاین جمله استفاده کردیم و میکنیم.و چقدر هم احساس گناه و حس مظلومیت به خودمون یا دیگران میدیم.وچقدرهم چیزهای ناخوشایند جذب میکنیم.
وبه نظر من این ناشی از اینه ما خدارو مثل خودمون دارای احساس میدونیم.فارغ از این هستیم که خداوند دارای یک سیستم و قانون بدون تغییر مطابق با فرکانسهای ماست.و اون هم احساس خوب مساوی اتفاقات خوب و احساس بد نتیجه اش هم اتفاقات بد.
خداروشکر میکنم بابت روز دوم سفرم به این دنیای زیبای خلقت …باور فرکانس، ارتعاش
خدایا سپاسگزارم بابت قوانین ثابت و عادلانه ات
عادلانه تر ازین که هر فکر و باوری که داشته باشی ردی زندگیت تاثیر داره نه هیچ چیز دیگری
خودت و خودت و خودت و نه هیچ کس دیگری من مسئول تمام و کمال زندگی خودم هستم من با احساس خود ارزشی زندگی رویایی خودمو خلق میکنم و با احساس ناکامی و بی ارزشی زندگی و اتفاقات ناخوشایند….خودم با افکارم با باورهام و اعمالم خلق میکنم
عدالتت رو شکر یا الرحمن الراحمین
با یاری الله متعهد میشوم تا به خودم ظلم نکنم ….
،باور کردم و میکنم که خالق شرایط دلخواه خودم هستم پس با احساس خوب اتفاقات خوب رو برای خودم رقم میزنم …نجواهای ذهنم رو کنترل میکنم و سعی میکنم طوری به قضیه نگاه کنم که به احساس خوب برسم .. با دعا کردن حتی برای افرادی که احساس خوبی ندارم به حس خوب میرسم و شرایط را کنترل میکنم چون میدانم که افکار خوب اتفاقات خوب را برایم رقم میزند…اگر اشتباهی کردم توبه میکنم و خداوند را توبه پذیر و بخشنده میدانم و از آن اشتباه درس میگیرم و به رشدم کمک میکنم من لایق بهترین شرایط زندگی هستم و بهترین ها را برای خودم رقم میزنم..
طبق تعهدی که دادم میخوام تو روز دوم از روز شمار تحول زندگیم کامنتم رو بزارم
واقعا لذت بردم از این فایل روز اول رو صبح دیدم و بعد از ظهر داشتم ریشه صلاه و ظلم رو تو قران مطالعه میکردم (ریشه خیلی پر تکراریه نتونستم همش رو مطالعه کنم )در اکثر موارد به خود ستم روا میدارند اومده بود و بسیار عالی استاد هم ایه هایی که خیلی خوب و. واضح توضیح میدادند رو آورده بودن
و بریم سراغ این اصل بزرگ که پذیرفتنش نوع زندگی ادم رو عوض میکنه
مثال های زیادی دورو برم دارم و دوستان هم خیلی مثال های خوبی تو کامنت ها گفته بودن ولی میخوام از خودم بنویسم
از وقتی این قانون و اصل رو فهمیدم تو زندگیم واقعا تاثیرش رو به وضوح میشه دید البته از شنیدن تا باور کردن و عمل کردن راه درازی رو طی کردم
قبلا با دوستان خیلی زیاد بحث میکردم سعی میکردم از چیز هایی که یاد گرفتم براشون بگم و به اصتلاح زندگیشون رو تغیر بدم (همونطور که زندگی خودم داشت تغیر میکرد)ولی از وقتی شروع کردم به عمل کردن دیگه به کسی چیزی نگفتم (البته که بی تاثیر بودن تلاشهای قبلیم هم تو این تصمیم دخیل بود) آرامش عجیبی پیدا کردم و عملگراییم خیلی بالا تر رفت
احساس گناهم کمتر شد به طبع اعتماد به نفس بیشتر شد
کسایی رو که مقصر زندگیم میدونستم بخشیدم و 100٪مسئولیت زندگیم رو بر عهده گرفتم
و شروع مردم به پیشرفت کردم و تغیر مدار رو تو خودم حس کردم البته ی چیز هم خیلی محرز شد برام از وقتی آروم شدم و مسئولیت زندگیم رو قبول کردم و به ی ثباتی رسیدم به طور عجیبی خوش شانس شدم و تو قرعه کشی ها برنده میشم و واقعا تو زندگیم دارم لذت میبرم همیشه جا برای من هست همیشه غذای خوب میخورم البته این که میگم همیشه در اکثر مواقع منظورمه
شاید این قرعه کشی ها یا این شانس ها ارزش مالی زیادی نداشته باشن ولی زندگی رو لذت بخش تر کردن
و مهم تر از همه این نتیجه ها یعنی قوانین کار میکنه
هنوز اوله راهه و شروع کردم به گذروندن فایل های روز شمار تحول زندگی من به لطف الله مهربان تو هر روز کامنت می زارم و از موفقیت های هر چند کوچیکم مینویسم
سلام استاد عزیزم ومریم جان مهربان برای آماده کردن این فایل های زیبا
امروز عید مبعث هست وبرای من بسیار جالب بود این فایل رو در این روز خاص بشنوم.
از دیروز تصمیم گرفتم جهاد اکبری شروع کنم برای تغییر باورهام. از سال گذشته تصمیم داشتم فایل های سفرنامه رو شروع کنم. ولی نمیشد فکر میکنم الان بهترین زمان برای این کار هست. ویقین دارم. که هدایت میشوم.
سلام استاد عزیز و خانم شایسته عزیز امروز جلسه دوم برای من است اصل موضوع خیرخواهی برای دیگران که به خودمان برمیگردد ، اینگونه است که من توجه کرده ام به خوبی ها ویژگی های خوب و درباره آنها صحبت کرده ام خود را در مدار ان خوبی قرار داده ام و اصل آن را در زندگی خودم میتوانم رقم بزنم اگر آگاهانه روی آن کار کنم و هر بار که زیبایی را میبینم ویژگی ها رفتار خوب را میبینم اگر راجب آن صحبت کنم و بنویسم و میتوانم اصل را در زندگی خودم رقم بزنم
این جهان سیستمی بودن و قوانین بدون تغییر پذیر در واقع آینه ای است که اگر به آن زیبایی نشان دهم به من زیبایی نشان میدهد اگر خنده نشان دهم به من خنده نشان میدهد اگر گریه و حالت ناراحتی نشان دهم به من ناراحتی نشان میدهد و آن هرگز به من دروغ نمی گوید تمام آنچه که هست را نشان می دهد بومرنگی است که به نقطه اولش باز میگردد اما من باید در نقطه شروع خوبی ،حال خوب احساس خوب را به او بدهم تا جهان هم به من بازتابی از احساس خوب اتفاقات خوب را برگرداند
این باور که ما نمی توانیم سرنوشت آینده کسی را عوض کنیم جز خودمان برایم باوری بود تا الان برعکس ان را میدانستم و و فکر میکردم ظالم و مظلوم همیشه هستند افرادی قدرت بیشتری دارند و میتوانند زندگی دیگران را تغییر دهند باور هایی بود که داشتم و من قبل از این تمام عوامل بیرونی را مقصر میدانستم و فکر میکردم که خانواده محیط شهر در اتفاقات زندگی من مقصرن و خودم هیچ مشکلی ندارم بعد از شنیدن فایل میخواهم این باور را اگاهانه درمسیر خلق باورهای درست برای خودم و در قدم اول باید خودم و باورهایم بشناسم باید روی انچه میخواهم تمرکز کنم خدایا شکرت برای گوش دادن به این فایل خدایا شکرت
واقعا نمیدونم چی بگم از این حجم آگاهی که امشب بهم رسید
یک لحظه هم احساس خستگی نکردم با اینکه فایل چهل دقیقه اس و الان ساعت نزدیک یک شبه
اینکه میگین تحقیق واقعا درسته یه استادی
یه ترجمه عالی از آقای علی ملکی که ابتدا برای نوجوان هاو جوانها تدارک دیده شده بود بهم معرفی کردن
که بعد ها به دلیل استقبال زیادش بزرگسالان هم مطالعه کردن
اون ترجمه واقعا عالی روان و زیباست هرچند که همه قرآن همینه
قرآن نامه ایی برای همه ی ما که هرکس بنا به باورها دیدگاه و فرکانسش ازش به درک خودش میرسه برای همینه که هرکس خودش بخونه
من هرچقدر که میخونم میبینم خدا چقدر مهربانه
و من عاشق اون قسمت از ایات هستم که میگه
و او مهربان ترین مهربانان است 😍🌱💜
خیلی حس خوبی دارم و در مورد تحقیق میگن که هرکه را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند
سلام خدمت دوستان و استاد عزیز
در ایه ٩٧ سوره نساء که در این ویدیو درباره ان صحبت شد که میگوید مگرزمین خدا فراخ نبود که مهاجرت کنیدسراوجایگاه اینان دوزخ است در ایه بعد یعنی ٩٨ میگوید به جز مردان و زنان و کودکان مستضعف که نه چاره ای دارند و نه راهی که استاد اینجا رو توضیح ندادن و بنده به تعارض برخوردم مگر قوانین استثنا دارند لطفااز کسانی که این تعارض برایشان حل شده بنده رو هم اگاه بفرمایند تشکر
ردپای روز دوم من در” تحول روز شمار من ”
وقتی کامنتا رو میخونم ، میبینم همه خوب موضوع را درک کردند و دارند بهش عمل میکنند . و این موضوع خیلی بهم حس خوب و یکم حس بد میده
حس بد ،به خاطر اینکه خودم چرا نمیتونم به هر چیزی که میدونم درسته ، عمل کنم
من الان خیلی با خودم در تضادم ، خیلی از نظر رشد و آگاهی در مدار پایینی قرار گرفتم ، نمیتونم ذهنم رو کنترل کنم
راستش من توسط همسرم با سایت عباسمنش آشنا شدم ، از سال 97 تا هفته پیش هر کلیپ و یا ویدیویی که از استاد عباسمنش میدیدم رو همسرم بهم نشون میداد و من هیچ وقت تو این مدت کنکجاو نبودم که خودم یه سر به سایت عباسمنش بزنم و همیشه همسرم منو تشویق میکرد که تو سایت عضو بشم که بلاخره چندماه پیش خودش من رو تو سایت عضو کرد و همیشه من رو تشویق میکرد که به سایت سر بزنم .
تا اینکه هفته پیش که خیلی از نظر روحی حالم بد بود و احساس ناامیدی و گناه میکردم از گذشت روزهام به بطالت و بی هدفی ، یه حسی بهم گفت برو سایت عباسمنش شاید یه چیزی حالت رو خوب کرد من قبلا هم در روز شمار اول تحول من گفتم که بدون اینکه تصوری به این فایل داشته باشم ، فایل رو باز کردم و خیلی برام عجیب بود که چطور به سمت فایلی هدایت شدم که درست برای حال و روز الان من بوده .
اون روز خیلی حالم از قبل بهتر شد و شب برای همسرم تعریف کردم و حتی یه گروه هم با همسرم به اسم تحول روز شمار درست کردم که خودمو اینطوری متعهد کنم به انجام هر روزش .
ولی اخیرا من در یه موضوعی خیلی با خودم درگیرم و توجه به این موضوع خیلی هم از نظر روحی و جسمی به من آسیب زده و هر وقت که بهش توجه میکنم از ناحیه گردن و قلب درد زیادی رو حس میکنم.
و زندگی رو هم برای خودم هم برای همسرم سختر میکنم.
انگاری ماندن تو این وضعیت برای من خیلی راحتر از تغییر افکارمه ، همش منتظر یه معجزه ام که من رو از این اوضاع بیاره بیرون بدون اینکه من بخوام افکارمو تغییر بدم ، احساس میکنم تغییر افکارم در این موضوع خیانت کردن به خودمه یا باخت منِ
دیشب همسرم تو ماشین فایلی از اولین قسمت ویدیو رضا رو پلی کرد همینطور که گوش میدادم به فایل ، به یه موضوعی رسیدم که رضا زمانی تونست زندگیش رو تغییر بده که خودش خواست تغییر کنه که واقعا موضوع رو باور داشت و اینکه هر روز با سایت در ارتباط بوده یعنی هر روز به فکر تکامل خودش بوده ولی من حتی کوچکترین سختی به خودم در تغییر افکارم ندادم
همون دیشب تصمیم گرفتم برای یکبارم شده سعی ام رو بکنم وبا اون غرور شیطانی که سبب میشه من در این گرداب بمانم ، مبارزه کنم .
من امروز 3 بهمن 1401 ، در پایین ترین سطح از رشد و آگاهی هستم ولی تصمیم گرفتم که تمام سعی خودم رو بکنم و از خودم هر روز ردپایی به جا بگذارم.
من میدونم که ظلم دیگران به من در واقع ظلم به خودشان هست و در مقابل ظلم من به دیگران در واقع ظلم به خودم هست .
امروز 13 بهمن ، و حدودا ده روزی است که از این کامنت من میگذرد .
تو این ده روز ، من به نوبه خودم خیلی تلاش کردم و سعی کردم حواسم به احساساتم باشه ، راستش تا روز چهارم پیش رفتم ( هنوزم این فایل را گوش میدم روزی چند بار ، این فایل رو خیلی دوست دارم ) فایل رضا رو تا 10 گوش دادم ( فایل ده از نتایج دوستان خیلی خیلی برای من انگیزشی بود )
غیر از این کارها ، من تمام سعی ام را کردم که حرکت کنم ولی به جلو نه به عقب و گذشته ، پس هر وقت موضوعی نگران کننده برام پیش اومد به گذشته فکر نکردم و سعی کردم افکارم را با افکار خوب جایگزین کنم .
کارهایی که بهم حس بد و نگرانی میدادن حتی اونهایی که آگاهانه نبود رو ترک کردم .
هر روز خیلی زودتر از قبل بیدار میشم ، در روز دیگه نمیخوابم و کسل نیستم
من شروع کردم به خواندن زبان و با اینکه خیلی خیلی اولش برام سخت بود و هنوزم کمی برام سخته و کلی هر روز بهانه برای انجام ندادنش دارم ، ولی با این حسم دارم مقابله میکنم و خودم رو به چیزهای کوچک و جوایز کوچک تشویق میکنم ، مثلا خوردن شکلات مورد علاقم یا بیرون رفتن و خوردن بستنی مورد علاقه و یا مهمونی رفتن و امثال اینها
و هنوز کلی راه مونده به قولهایی که به خودم دادم
من میدونم که در شروع کارم برای همین همه چی برام سخت به نظر میرسه ولی مطمینم هر چقدر جلوتر بروم ، راه اسانتر آسانتر خواهد شد .
و در مورد حال و احوالم باید بگم من الان خیلی خیلی حالم خوبه ، و هر روز هر روز بهتر هم خواهم شد.
خدایا شکرت
سلام
امروزفهمیدم تاالان ناخواسته شرک به خداداشتم هربار مشکل یا خواسته ای داشتم به جای اینکه مستقیم باخودش صحبت کنم و ازش بخوام قلبا وبدون واسطه همش منتظرفرصتی بودم که به زیارت شخص باارزشی برم وازاوبخوام که کمکم کنه و به خدادرخواستم روبگه
وای که چقدر ناآگاه بودم…..
وچقدر شیرین و قشنگه که بدونی تو به خدا خیلی خیلی نزدیکی و نیازی به واسطه و دعای کسی نداری توخودت پیش رب یکتا به اندازه همون واسطه ها ارزشمندی وخدامنتظره تاازش بخوای…
باورکنید اینارو با دارم بااشک شوق مینویسم و خداروشکرمیکنم که من روتواین مسیر بی انتها قرارداد.
وممنون ازشما که اینطور شفاف و ناب حقایق رو برای آگاه کردن ما بیان میکنید.
به نام خدایی که از رگ گردن بمن نزدیکتره
دومین روز سفرنامه
خداروهزاران بار شکر بابت هدایتم به این مسیر فراعالی
وتغییر درونی وبیرونی من
استادعزیزم وخانم شایسته عزیزم سپاسگزارم
دوستان ارزشمندم ممنونم از تک تک شما خوبان بابت وقتی که گذاشتین برای خوندن دیدگاه من
خدایاشکرت بابت این قوانین قشنگ که هر دعایی برای دیگران داشته باشیم برمیگرده به خودمون
سیستم یعنی هرکسی نتیجه ی اعمال خودش رو میگیره وهرکسی خوبی کنه یا بدی ؛تمام اعمال به خودمون برمیگرده
سیستم یعنی هرکسی به یک اندازه به خداوند نزدیکه وفرقی بین یوسف ومن وزکریا وحضرت محمد وجود نداره بلکه تفاوت در تقواست
سیستم میگه هرکسی بینهایت ارزشمنده واگر کسی از دیگری بخواد که دیگری براش از خدا چیزی بخوادو فک کنه که اون شخص ارزشمندتره واین یکنوع شرکه
سیستم میگه هرکسی خودش بخودش ظلم میکنه نه خدا نه هیچ کس دیگه *چنانچه بخودت ستم وظلم کردی واز خدا طلب استغفار کنی خداتورا میبخشه
سیستم میگه خداوند بخشنده ومهربانه وبی نهایت لطف داره به بندگانش وهرکسی در مدار وفرکانس باشند لطف ومهربانی خدارا دریافت می کنند
سیستم میگه خزائن کل اسمانها وزمین در دست خداست وتمام قدرت از ان اوست
سیستم میگه زمین پهناوره باایمان حرکت کن اگه اونجایی که هستی اذیتت میکنه
تمام زندگی ما حاصل افکار وباورهای ماست
بجز خودمون کسی نمیتونه باعث خوشبختی یا بدبختی مابشه
خدایا هدایتم کن به مسیر کسانی که به انها نعمت فراوان دادی
وبرای تک تک دوستانم عزت وسعادت وپادشاهی وثروتمندی در دنیا واخرت راخواهانم
سلام و درود بر استاد محترم و خانم شایسته و دوستان سایت.
داشتم به موضوع احساس گناه فکر میکردم. این جمله به ذهنم رسیدو دیدم ما چقدر از این جمله بدون توجه به باوری که در ما میسازه و احساسی که به مامیده ازش استفاده میکنیم و اون هم جمله خدارو خوش نمیاد.دراکثر موارد هم با لحنی بسیار احساسی بیان میکنیم چه زبانی یا به صورت گفتگوی ذهنی.به عنوان مثال بوی کباب نپیچه تو در همسایه خدارو خوشش نمیاد.چیزی خریده مخفیانه ببرن تو خونه تا کسی یه وقت دلش نخاد…..خلاصه اینکه تو پوشیدن، خوردن،گشتن،حتی تو درخواست و پیگیری حق و حقوقمون.گاهی برای فرار از انجام کاری یا برای جبران کمبود عزت نفسمون چقد ازاین جمله استفاده کردیم و میکنیم.و چقدر هم احساس گناه و حس مظلومیت به خودمون یا دیگران میدیم.وچقدرهم چیزهای ناخوشایند جذب میکنیم.
وبه نظر من این ناشی از اینه ما خدارو مثل خودمون دارای احساس میدونیم.فارغ از این هستیم که خداوند دارای یک سیستم و قانون بدون تغییر مطابق با فرکانسهای ماست.و اون هم احساس خوب مساوی اتفاقات خوب و احساس بد نتیجه اش هم اتفاقات بد.
آیا واقعا خدارو خوش میاد؟
به نام الله هدایتگر و حمایت کننده
سلام به استاد عزیز و مریم مهربان
خداروشکر میکنم بابت روز دوم سفرم به این دنیای زیبای خلقت …باور فرکانس، ارتعاش
خدایا سپاسگزارم بابت قوانین ثابت و عادلانه ات
عادلانه تر ازین که هر فکر و باوری که داشته باشی ردی زندگیت تاثیر داره نه هیچ چیز دیگری
خودت و خودت و خودت و نه هیچ کس دیگری من مسئول تمام و کمال زندگی خودم هستم من با احساس خود ارزشی زندگی رویایی خودمو خلق میکنم و با احساس ناکامی و بی ارزشی زندگی و اتفاقات ناخوشایند….خودم با افکارم با باورهام و اعمالم خلق میکنم
عدالتت رو شکر یا الرحمن الراحمین
با یاری الله متعهد میشوم تا به خودم ظلم نکنم ….
،باور کردم و میکنم که خالق شرایط دلخواه خودم هستم پس با احساس خوب اتفاقات خوب رو برای خودم رقم میزنم …نجواهای ذهنم رو کنترل میکنم و سعی میکنم طوری به قضیه نگاه کنم که به احساس خوب برسم .. با دعا کردن حتی برای افرادی که احساس خوبی ندارم به حس خوب میرسم و شرایط را کنترل میکنم چون میدانم که افکار خوب اتفاقات خوب را برایم رقم میزند…اگر اشتباهی کردم توبه میکنم و خداوند را توبه پذیر و بخشنده میدانم و از آن اشتباه درس میگیرم و به رشدم کمک میکنم من لایق بهترین شرایط زندگی هستم و بهترین ها را برای خودم رقم میزنم..
سپاسگزارم
سلامی به زیبایی طلوع خورشید بعد از باران
طبق تعهدی که دادم میخوام تو روز دوم از روز شمار تحول زندگیم کامنتم رو بزارم
واقعا لذت بردم از این فایل روز اول رو صبح دیدم و بعد از ظهر داشتم ریشه صلاه و ظلم رو تو قران مطالعه میکردم (ریشه خیلی پر تکراریه نتونستم همش رو مطالعه کنم )در اکثر موارد به خود ستم روا میدارند اومده بود و بسیار عالی استاد هم ایه هایی که خیلی خوب و. واضح توضیح میدادند رو آورده بودن
و بریم سراغ این اصل بزرگ که پذیرفتنش نوع زندگی ادم رو عوض میکنه
مثال های زیادی دورو برم دارم و دوستان هم خیلی مثال های خوبی تو کامنت ها گفته بودن ولی میخوام از خودم بنویسم
از وقتی این قانون و اصل رو فهمیدم تو زندگیم واقعا تاثیرش رو به وضوح میشه دید البته از شنیدن تا باور کردن و عمل کردن راه درازی رو طی کردم
قبلا با دوستان خیلی زیاد بحث میکردم سعی میکردم از چیز هایی که یاد گرفتم براشون بگم و به اصتلاح زندگیشون رو تغیر بدم (همونطور که زندگی خودم داشت تغیر میکرد)ولی از وقتی شروع کردم به عمل کردن دیگه به کسی چیزی نگفتم (البته که بی تاثیر بودن تلاشهای قبلیم هم تو این تصمیم دخیل بود) آرامش عجیبی پیدا کردم و عملگراییم خیلی بالا تر رفت
احساس گناهم کمتر شد به طبع اعتماد به نفس بیشتر شد
کسایی رو که مقصر زندگیم میدونستم بخشیدم و 100٪مسئولیت زندگیم رو بر عهده گرفتم
و شروع مردم به پیشرفت کردم و تغیر مدار رو تو خودم حس کردم البته ی چیز هم خیلی محرز شد برام از وقتی آروم شدم و مسئولیت زندگیم رو قبول کردم و به ی ثباتی رسیدم به طور عجیبی خوش شانس شدم و تو قرعه کشی ها برنده میشم و واقعا تو زندگیم دارم لذت میبرم همیشه جا برای من هست همیشه غذای خوب میخورم البته این که میگم همیشه در اکثر مواقع منظورمه
شاید این قرعه کشی ها یا این شانس ها ارزش مالی زیادی نداشته باشن ولی زندگی رو لذت بخش تر کردن
و مهم تر از همه این نتیجه ها یعنی قوانین کار میکنه
هنوز اوله راهه و شروع کردم به گذروندن فایل های روز شمار تحول زندگی من به لطف الله مهربان تو هر روز کامنت می زارم و از موفقیت های هر چند کوچیکم مینویسم
ممنون که وقت گذاشتید و مطالعه کردید
در پناه خدا از زندگی لذت ببرید
سلام استاد عزیزم ومریم جان مهربان برای آماده کردن این فایل های زیبا
امروز عید مبعث هست وبرای من بسیار جالب بود این فایل رو در این روز خاص بشنوم.
از دیروز تصمیم گرفتم جهاد اکبری شروع کنم برای تغییر باورهام. از سال گذشته تصمیم داشتم فایل های سفرنامه رو شروع کنم. ولی نمیشد فکر میکنم الان بهترین زمان برای این کار هست. ویقین دارم. که هدایت میشوم.
سلام استاد عزیز و خانم شایسته عزیز امروز جلسه دوم برای من است اصل موضوع خیرخواهی برای دیگران که به خودمان برمیگردد ، اینگونه است که من توجه کرده ام به خوبی ها ویژگی های خوب و درباره آنها صحبت کرده ام خود را در مدار ان خوبی قرار داده ام و اصل آن را در زندگی خودم میتوانم رقم بزنم اگر آگاهانه روی آن کار کنم و هر بار که زیبایی را میبینم ویژگی ها رفتار خوب را میبینم اگر راجب آن صحبت کنم و بنویسم و میتوانم اصل را در زندگی خودم رقم بزنم
این جهان سیستمی بودن و قوانین بدون تغییر پذیر در واقع آینه ای است که اگر به آن زیبایی نشان دهم به من زیبایی نشان میدهد اگر خنده نشان دهم به من خنده نشان میدهد اگر گریه و حالت ناراحتی نشان دهم به من ناراحتی نشان میدهد و آن هرگز به من دروغ نمی گوید تمام آنچه که هست را نشان می دهد بومرنگی است که به نقطه اولش باز میگردد اما من باید در نقطه شروع خوبی ،حال خوب احساس خوب را به او بدهم تا جهان هم به من بازتابی از احساس خوب اتفاقات خوب را برگرداند
این باور که ما نمی توانیم سرنوشت آینده کسی را عوض کنیم جز خودمان برایم باوری بود تا الان برعکس ان را میدانستم و و فکر میکردم ظالم و مظلوم همیشه هستند افرادی قدرت بیشتری دارند و میتوانند زندگی دیگران را تغییر دهند باور هایی بود که داشتم و من قبل از این تمام عوامل بیرونی را مقصر میدانستم و فکر میکردم که خانواده محیط شهر در اتفاقات زندگی من مقصرن و خودم هیچ مشکلی ندارم بعد از شنیدن فایل میخواهم این باور را اگاهانه درمسیر خلق باورهای درست برای خودم و در قدم اول باید خودم و باورهایم بشناسم باید روی انچه میخواهم تمرکز کنم خدایا شکرت برای گوش دادن به این فایل خدایا شکرت