این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-23 05:42:152025-12-17 05:25:19«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
جهان بر پایه فرکانس ساخته شده و قانون جهان اینه که به باورهای من که در غالب فرکانس هر لحظه دارن ارسال میشن پاسخ بده و طبق این قانون هیچ اتفاقی بدون اجازه ی من وارد زندگیم نمیشه و طبق این قانون من هر فرکانس ناخواسته ارسال کنم در پاسخ جهان اساس اون فرکانس ناخواسته رو به زندگیم میاره ،و طبق این قانون من خالق لحظه به لحظه ی زندگیم هستم و من انتخاب میکنم که در مدار مناسب قرار بگیرم یا در مدار ناخواسته و اگر من در مدار ناخواسته قرار بگیرم ،به این معناست که هر ظلمی کنم به خودم کردم و هر ستمی کنم به خودم ستم کردم .
طبق آیه های قرآن و داستان توحید و ربوبیت
اگر فردی در مدار مناسب باشه اتفاقا هر اقدامی بر علیهش منجر به برکت و نعمت در زندگیش میشه و طبق مشیت الهی عدوشود سبب خیر اگر خدا خواهد (من بتونم ذهنم رو کنترل کنم )
هیچ کس تاثیری در زندگی من نداره مگر باورهای من ،یعنی خدایی که قدرت کل کیهانه و قدرت خلق زندگیمو داده دست باورهای من ،اگر که من در مدار ناخواسته قرار بگیرم و قدرت رو به هر دلیلی از خدا بگیرم ومثلا تو زمینه ی مالی بدم دست دولت و دلار و رییس جمهور به این ترتیب خداوند به باورهای من پاسخ میده و جواب جهان به این نوع فرکانس ناخواسته و در حقیقت شرک ، عذابی خوار کنندس و سیستم داره این جواب رو میده و من خودم با قدرت دادن به عوامل بیرونی و از یاد بردن توحید به هر دلیلی وارد مدار ناخواسته و شرک شدم و به خودم ظلم کردم نه کسه دیگه و به همین ترتیب من عاجزم از تغییر سرنوشت دیگران و هر کسی مسعول فرکانسای خودشه و من جای حتی عزیزترین کسانم نمیتونم فرکانس بفرستم ، در واقع سیستم فقط بدون قضاوت پاسخ میده و یونس در جواب درخواست برای عذاب قومش ،خودش عذاب میشه و به دهن ماهی می افته واین کاره خداوند نیست و یونس با فرکانس های ارسالیش وارد مدار عذاب میشه ،
به قول قرآن هر خیری به شما میرسه از طرف خداونده و هر شری از طرف خودتون
خداوند قدرت خلق زندگی مارو دست خودمون داده ،اما ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم که با افکارمون به چه سمتی بریم چون زندگی ما و شرایط الان ما در بعد روابط سلامتی و ثروت و معنویت همه و همه نتیجه ی افکار یه که داشتیم و فرکانس هایی که ارسال کردیم و از همین الان به بعد رو ما میتونیم در هر زمینه ای که اوضاع خوب پیش نمیره تغییر بدیم ،اما ما و هر پیامبر و قدیس دیگه ای عاجز و ناتوانیم در برابر تغییر زندگی کسی ،چون جای اون نمیتونیم فرکانس ارسال کنیم ،
از دید خداوند هیچ کس به کسی ظلم نمیکنه مگر خودش ،موسی به خودش ستم کرد و از تصویر بزرگتر به اون فردی که به قتل رسوند ستمی نکرد و طبق قانون اون فرد به خاطر فرکانس های ناخواسته ای که ارسال کرده بود باید در اون زمان و مکان و درگیری بود و اون اتفاق رو تجربه میکرد و عدالت خداوند و عملکرد قانون در تمام موارد بی نقصه و حتی برگی بی اذن اون از درخت به زمین نمی افته،
پس در حقیقت هر کسی مسعول فرکانس های ارسالی خودشه و هیچ کس نمیتونه به کسی ستم کنه طبق قانون فرکانس که میگه اگر فردی در مدار مناسب باشه هر ضربه ای که بخوان بهش بزنن اگر قدرت رو به خدای خودش بده ونترسه ،همون ضربه میشه یک نعمت و یک پله ترقی براش .
پس بر اساس قانون فرکانس هیچ اتفاقی بدون اجازه ی فرد وارد زندگیش نمیشه .
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسم
برای اولین بار میخوام کامنت بزارم و این برای من بسیار خوشایند هست و بابت این موضوع بسیار خوشحالم و خدا رو هزاران بار شکر میکنم من حدود دو سال پیش داخل سایت ثبت نام کردم ولی چون مدارم پایین بود فاصله گرفتم و خیلی جدی نگرفتم خدارو هزاران بار شکر حدود یک ماه هست دارم روی خودم کار میکنم از زمانی که فهمیدم من خودم تنها کسی هستم که میتونمزندگیم رو بسازم و کسی نمیتونه روی زندگی من تاثیر بزاره دارم روی ورودی هام کار میکنم روی باور هام کار میکنم که روز به روز بتونم بهتر بشم و باورهای درست رو جایگزین باور های غلط کنم .قبلا حس قربانی شدن در من خیلی زیاد بود و همش گله مند بودم که بقیه جلوی پیشرفت من رو گرفتن اما الان که قانون رو فهمیدم میدونم من تنها کسی هستم که میتونم اونجور که میخوام روی زندگیم تاثیر بزارم و بدون هیچ بهانه ای دارم روی خواسته هام تمرکز میکنم و برای رسیدن به هدف هام تلاش میکنم، توی این مدت یک ماهه خیلی حس خوبی دارم خیلی خوشحالم احساس میکنم خدا منو در آغوش گرفته یک حس اطمینان قوی دارم حس میکنم خدا باهام حرف میزنه و نشونه هاش رو بهم نشون میده و هر دفعه بهم الهام میشه که نگران نباش من همراهتم فقط به مسیرت ادامه بده ،از لحظه ای که حس قربانی شدن رو از خودم دور کردم احساس سبکی دارم انگار تمام موانع از سر راهم کنار رفته و مسیر برام باز شده احساس پرواز کردن رو دارم احساس سبک بالی دارم و دستم رو در دستان خدا گذاشتم و با ایمان قوی توی این مسیر قدم میزارم خدارو هزاران بار شکر که توی این مسیر قرار گرفتم و هر لحظه به خدای خودمنزدیک تر میشم
سلام ویژه من به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین؛ انشالله در پناه خدا هر جا هستید سلامت باشید، هم استاد عزیز که فایل رو تهیه و ضبط کردند و هم خانم شایسته که واقعا عاشقانه توی روز شمار تکامل من اینها رو گذاشتند.
البته سلام هم میکنم به تمام عزیزانی که کامنت من رو میخونند و با من هم سفر هستند.
روز دوم سفر تکامل من آغاز شده و سعی میکنم هر کدوم از قسمت ها رو نشانه ای برای این روز های زندگیم پیدا کنم.
حقیقتا از وقتی با استاد عباسمنش تا به همین روز آشنایی پیدا کردم یک چیز خیلی خوب فهمیدم، تمان مشکلات انسان مثل بیماری ناراحتی قرض و… از بیایمانی انسان به ربّ خودش پیش میاد. وقتی بدونی خداوند مالک توعه و فرمانروای تمام نعمات زمین و آسمان ترسی در تو نیست و به قول استاد در این قسمت ایمان باعث حرکتت میشود، مشوق ات میشود.
وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم بیشتر زندگیام در حال ترسیدن بودم، ترسیدن از خدا نه ترسیدن از دیگران ونظراتشون یا از دست دادن دیگران؛ خداوند من رو ببخشد.
اگر بخوام چیز هایی که فهمیدم در یک پارگراف بنویسم میگم، خداوند سیستمگونه که مثل یک آیینه مقابل شماست، زندگی که هر روز بهتون میدهد بازتون شخص خودتونه؛ اعم از اعمالتون، افکارتون، باورهاتون و در نهایت فرکانسهاتون؛ پس فرقی نمیکنه اگر کسی براتون آمرزش بطلبه یا اگر کسی به شما صدمه بزنه یا … این شما هستید که مسئول صفر تا صد سرنوشت و زندگی خودتون هستید ولاغیر. و نکته بعدی اینکه شما چه به کسی خیر یا شر کنید و چه برای کسی دعا یا نفرین کنید بدونید از همان جنس، اصلا خودِ همون عملتون دامن گیر خودتون میشه.
قسمت طلایی من هم میشه اون قسمتی که شما ظلم رو دریافت نمیکنید مگر اینکه در مدارش باشید.
سلام میکنم به استاد عباس منش دوست داشتنی و مریم جان خوش قلب و همراه همیشگی استاد️
برای اولین بار هست که تصمیم گرفتم کامنت بزارم. از قبل با استاد آشنایی داشتم و از فایل های دانلودی استفاده میکردم ولی هیچوقت کامنت ننوشتم حتی زمانیکه از دوره های استاد خریداری کردم میگفتم نیاز نیست کامنت بزارم ولی الان برای اینکه با سفرنامه همراه بشم و بقول استاد ردپا از
خودم بزارم تا در آینده ببینم کجا بودم و چه پیشرفت هایی کردم می خوام بنویسم تو این مسیر که کجا هستم .
چهار سال پیش با معرفی یکی از دوستانم به خانمی که کار پتینه دیوار انجام میداد شروع کردم به یادگیری پتینه و بعدش هم با همون خانم میرفتم سر پروژه ساختمانی و حدود سه سالی با ایشون سر پروژه های مختلف کار کردم
کارم فقط مختص دیوار نبود و پتینه چوب ،بازسازی مبلمان هم انجام میدادم بعد از سه سال دیدم خب درآمدم تغییر نکرده و تصمیم گرفتم خودم به تنهایی کار کنم و شروع کردم تو خونه کار اکسسوری انجام میدادم و با یک گالری صحبت کردم و من کار میبردم و اون برام می فروخت گاهی اوقات هم از مشتریا سفارش میگرفتم ولی سودش ناچیز بود و عملا هرچی کار میکردم خرج خرید متریال میشد چند وقتی به این منوال گذشت تا اینکه دیدم نخیر دیگه حتی توانایی خرید متریال رو هم ندارم به پیشنهاد خواهرم قرار شد یک شیفت تو یکی از فروشگاه های معتبر شهر کار کنم اینجوری می تونستم یک شیفت کارای خودمو که علاقم بود انجام بدم و از پولی که از فروشندگی بدست میاوردم متریال بخرم تا بتونم کارمو ادامه بدم.یکسال گذشت و دیدم عملا کل درآمد من از فروشندگی هست و خیلی وقت ها اصلا نمیشد به علاقه خودم برسم چون بعد از اینکه از سرکار برمیگشتم تازه شروع میکردم به درست کردن ناهار روز بعد و شام درست کردن و انجام کارهای خونه ، و البته که تو این مدت فایل های استاد گوش میکردم تونسته بودم پیشرفت های خوبی هم داشته باشم من قبلش یک آدم غرغرو شاکی بودم که از هیچ چیزی تو زندگیم راضی نبودم
بیشتر هم روی باورهای توحیدی و چگونه دیدگاه توحیدی داشته باشیم کار میکردم و خب در کنارش دوره عزت نفس روهم گوش میکردم . و بعد مدتی دوره روانشناسی ثروت یک رو خریداری کردم و شروع کردم جلسات رو یکی یکی با دقت گوش کردن و نت برداری کردن حتی زمانیکه سرکار بودم فایل هارو گوش میکردم تا اینکه تو یکی از جلسات روانشناسی ثروت استاد عباس منش گفت بعضی از آدم ها رفتارشان رو تغییر نمیدن و میگن چرا ما پیشرفت نمی کنیم چرا کسب و کارمون رشد نمی کنه!! و استاد خطاب به اون آدم ها گفتن( که خودم هم یکی از همون آدم ها بودم) بابا تو چه تغییری کردی چقد زمان میزاری برای کارت ، چقد تمرکز میزاری روی کارت که ایده های جدید رو تست کنی. و من با خودم گفتم بله منم اگر می خوام کسب و کارم رشد کنه باید تمام تمرکزم رو بزارم روی کاری که دوسش دارم . از سر اون کار اومدم بیرون و تصمیم گرفتم دیگه منتظر نباشم تا یکی بیاد پروژه بگیره و منو با خودش ببره سرکار،چون تو اون یکسالی که تو فروشگاه مشغول کار بودم با یکی از کسایی که اونم کار پتینه دیوار انجام میداد آشنا شده بودم و هر وقت پروژه میگرفت منم باهاش میرفتم و کار ورق طلاشو من انجام میدادم .ولی دیگه می خواستم خودم برای خودم کار کنم . با گوش کردن به این فایل و آگاهی هاش فهمیدم من با ترس هام خودم به خودم ظلم کردم و اجازه پیشرفت رو از خودم گرفتم ،ترس از اینکه نتونم از پسش برنیام جلوی هر اقدامی از سمت من رو گرفته، سردرگم بودم و نمی دونستم چیکار کنم تا اینکه هدایت شدم به فایل های« روز شمار تحول زندگی من » امیدوارم با عمل به آگاهی های سفرنامه یکروز بیام و بگم که چطور به ترس هام غلبه کردم و تونستم اولین پروژه رو بگیرم
امروز روز دوم از سفر نامه من ، و من متعهدانه امروز را هم فایل روز دوم را گوش دادم به طور کامل و چندین بار این فایل را قبلا گوش داده بودم خیلی زیاد ولی امروز چیزهای خیلی خیلی جدیدی رو در این فایل درک کردم استاد عزیز درباره استغفار و دعا و بعضی از آیات قرآن صحبت کردید
استاد خیلی سالهای پیش قبل از اینکه با شما آشنا بشم پیش یکی از دوستان همسرم رفته بودیم برای کار، ایشون کتاب های مولانا را خیلی دنبال میکرد و مرد پخته ای بود من تو حرفام گفتم الهی گرگه بیابون هم خوشش باشه دوست همسرم اینکه سن کمی داشت برگشت به من گفت تو آدم رندی هستی گفتم چرا گفت کسی که برای گرگ بیابون خوبی و خوشی میخواد خدا مگه میشه کمتر از خوبی بهش بده اون موقع من با سیستمی بودن این جهان آشنا نشده بودم ولی این سوال همیشه دور سر من از بچگی میچرخید که خدا چطور به تک تک این همه انسان بدون چون و چرا و اینکه چیزی از قلم بیفته پاسخ میده خیلی کوچیک بودم که این سوال را همیشه میپرسیدم وقتی با شما آشنا شدم فهمیدم همه کارها رو داره سیستم انجام میده وقتیکه ما به کسی دعا میکنیم از همون جنس وارد زندگی ما میشه و شاید اصلا برای اون شخص اثری نداشته باشه
یه چیز دیگه اینکه من از اول چشم ونظر توکتم نمیرفت ولی خانوادم خیلی عقیده دارند و من همیشه عذاب میکشیدم هنوز با شما آشنا نشده بودم پسرم یکسالش بود رفته بودیم شمال خونه دوستامون به خاطر جابجا شدن خوابش نبرد و خیلی گریه کرد خانم دوستمون گفت چشم خورده پاشد به جای اسپندی که ما همیشه دود میکردیم گلپر دود کرد اونجا بود که یه جرقه تو ذهنم زده شد که سمیه دیگه باید شک کنی تو شهر خودمون برای دانه های اسپند ارزش خاصی قایل هستند ولی اینجا گلپر دود میکنند پس اصلا اعتباری نداره با یه استادی صحبت کردم ایشونم نظر منو داشت گفت نگاه ما داره معنا میده نه اسپند و گلپر و من دائم سوال میکردم وشما جواب سوالهای من بودید بعد از اینکه شما در باره چشم و نظر گفتید ومن رعایت کردم دیگه رها شدم راحت شدم اسیر نبودم به کسی تهمت نمیزدم فلانی دید مارا اینجور شد و جهان هم به قشنگی جواب منو میداد انگار به یکباره همه چی عوض شد کلا اتفاقات شکستنها و هر چیزی از این شکل حضر میکردند با ما در بیفتند و این موضوع خیلی راحت حل شد کسانی را میبینم نماز اول وقت وهر اصول را رعایت میکنند ولی با کوچکترین اتفاق به راحتی به افراد تهمت میزنند و غیبت میکنند و اصلا خودشان متوجه نمیشوند
استاد از اون به بعد حتی اتفاقی برامون بیفته به هیچ وجه به چیزی نمیتونیم ربط بدیم خیلی راحت و بی دردسر از کنارش میگذریم ولی استاد کسی تا به درکش نرسه و براش سوال نشه نمیتونه این باور مخرب را شناسایی کنه خدا را هزاران بار شکر میکنم بابت وجود تون استاد در مورد اینکه تو فایلها مخصوصا نامه حضرت علی ب امام حسن گفته اید از اون به بعد بی واسطه مستقیم میرم سراغ خود خدا و چقدر دلچسب چقدر قشنگ چقدر میفهمی که خدا بهت می باله که این بنده من ارزش خودشو پیدا کرده چقدر راحت با خدا حرف میشه زد چقدر راحت میشه از خودش درخواست کرد و چقدر آرامش داره چون خدا قدرت مطلق و ما هر چی را درخواست کنیم بی چون و چرا بهمون میده ولی به اندازه باورمون نه بیشتر نه کمتر وقتی باور داریم جای پا رک گیر میاد تو شلوغترین خیابونا جای پارک دارم چراغ همیشه برام سبز د به ترافیک نمیخورم مشتریان مغازه همیشه نقد هستند و …. به اندازه باور من چیا باور دارم چقدر باور دارم چقدر لایق هستم چقدر خجالت نمیکشم بی واسطه برم با خدا راست و حسینی حرف بزنم چقدر حواسم به شرک خفی بود همون قدر دریافت میکنم نه بیشتر نه کمتر
خدایا هزاران بار شکرت میکنم بابت فهمیدن بابت شعور و درک بابت این مکان امن که منو از همه جا به خودش جذب کرده بابت استاد بینظیر استاد عباس منش عزیز
بازم ممنونم خانم شایسته عزیز از زحماتتون که این همه آگاهی به رایگان در اختیار ما گذاشته میشه الهی هزاران برابر خیر و برکتش به زندگیتون برگرده
چه لذتی داره با خدا بودن چه لذتی داره توکل داشتن آرامش داشتن خدایا شکرت
خدارو شکر بازم خدا بهم فرصت داد تا یه رد پا یه انرژی جاری کنم در این سایت نور الهی
چقدر خوبه که قانون رو هر روز قدم به قدم توی وجودمون داریم تکرار میکنیم و حل میکنیم
موضوع ظلم به خود
چقدر زیبا استاد از تو قران جاری کرده که به هیچکسی نمیتونیم ظلم کنیم و این قانون الهی چقدر زیبا و بدون نقص خلق شده
هرکسی در این فضا قرار بگیره لطف خداوند شامل حالش میشه
هرکسی قانون رو بدونه و عمل کنه نتیجه خوب میگیره خدایا شکرت
همین امروز توی مغازه فروشم خیلی پایین بود
ذهنم شروع کرد به صحبت کردن این که چی شد پس تو که داری رو خودت کار میکنی چرا فروشت اینقدر پایین بود
اما ازون جا که استاد من استاد عباسمنشه نذاشتم احساسم بد بشه و باور این که خزائن کل اسمانها و زمین دست اوستتتت و تکرار اینکه خداوند من هیچوقت من رو لنگ نذاشته و همیشه به موقع به موقع بهم داده
شروع کردم به شکر گذاری کردن و احساسمو خوب نگه داشتن
من فقط حرکت میکنم تو این مسیر
و قشنگ انگار خدا بهم الهام کرد که نگران نباش تو هرچی بخوای به موقش میدم
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
و دیروز که داشتم قران میخوندم به یه ایه ای بر خوردم و خدا گفته که هر موقع نجواهای شیطان زیاد شد بگو پناه میبرم به خدای پاک و منزهم
و به او رو بیاور
و همین گفتگو ها با خودم کلی حالمو خوب کرد
چون اساس گفتگو ها ناشکری باشه جهان لاجرم همون جنس فرکانس رو وارد زندگیم میکنه
مثل دست زدن به اتیش میمونه برام افکار بدو نا امیدیو مشرک شدن
ودرک این اصل از قانون و اجراش تو زندگی کلی تجربیات فوق العاده برام رقم زده
وای چقدر حالم خوب میشه که میام اینجا و قانون رو تکرار میکنم
انگار هی از خودم راضی تر میشم و احساس لیاقت دریافت این اگاهی هارو تو وجودم بیشتر میکنم و بیشتر میبینم
حمدو ستایش تنها و تنها و تنها ازان توست ای خدای من
من زمانیکه استاد از روز شمار صحبت کرد نتونستم توش شرکت کنم ولی الآن اومدم ببینمش به خدا قسم شما درست میگی من با اینکه این فایل رو در دانلودها قبلا شنیده بودم ولی درکش نکرده بودم والآن بهش احتیاج داشتم که بشنوم، هر وقت که شاگرد آماده باشه استاد از راه میرسه.
دوستان نمیخوام ناراحتتون کنم ولی من الآن کسی رو رو از دست دادم که منو با استاد آشنا کرده بود .
قبلا در موردش نوشتم که دوره ی ثروت 1و2 و قانون آفرینش استاد رو برادرم به من داد ومن تمام تغییرات وموفقیتم را وتحول زندگیم را از استاد وبرادرم دارم که دستان خدا برای من شدن
وفکر میکردم برادرم خودش نتوسته ازش استفاده کنه چون همسرش نمیگذاشت گوش بده ومسخره میکرد.
برادرم از همسرش جدا شد ومن فکر میکردم عکس قانون عمل کرده واین اتفاق افتاده ، در حالیکه این جهان بوده که اونو از آدمهای غیر هم مدارش جدا کرده.
متاسفانه مارو هم کنار گذاشت وبعد از سالها دوری از همه مون که منم فکر میکردم جهان آدمهای غیر هم مدار رواز من دور کرده ویه سری مسائل ارثی در خانواده ام پیش اومد که همه از هم دور شدیم ، علتش خواهر بزرگم بود که کل ارث رو میخواست ولی برادرم باعث شد هرکس به حقش برسه اینارو میگم تا اصل ماجرا رو بدونین وبعد سالها تلفن کرد ومن عادی صحبت کردم ولی دلم نخواست ارتباط بگیرم چون احساس کردم طلبکار گذشته است راستش با ترسهایم مشورت کردم واینبار من جواب تلفنش رو ندادم وخودم رو از دیدارش محروم کردم ، اون موقع تصمیم گرفتن برام خیلی سخت وگنگ بود حالا که رفته ، احساس سنگین گناه داشت خفم میکرد وفکر میکردم اگه من می دیدمش شاید اینطور نمیشد وهنوز زنده بود با وجود اینکه قانون رو میدونستم وسعی میکردم خودم را آروم کنم ولی ذهن بیمارم همش به من حس گناه میداد تا اینکه این فایل وگوش دادم وفهمیدم من تاثیری در مرگ وزندگی حتی عزیزانم ندارم وبه گذشته نگاه کردم دیدم منو برادرم همش خاطرات شیرین وخوب داریم وتو زندگی خیلی پشت هم بودیم ، هم خودمو بخشیدم ، هم برادرم رو بخشیدم واز خدا خواستم به روحش آرامش بده اون بسیار مرد فوق العاده خوبی بود واشتباهی که کرد خودش رو وقف بقیه کرد وبه خودش نرسید اون آچار فرانسه همه ی خانواده ودوست وفامیل وهمکارانش بود.
تا موضوع فراقشو زدیم تو کانال ،کانال از تاثر همگان ترکید ولی حیف خودش فکر میکرد کسی دوستش نداره .
برادر دوست داشتنی من ، توملکوتی شدی ومن هر بار موفقیتی کسب کنم به یاد لطف تو خواهم بود که این هدیه ی زیبا ی دوره های استاد عبامنش را به من دادی ، ای عشق وآرامش من ، من تا آخرین لحظه ی عمرم به یادت خواهم بود …
چقدر فایل قشنگی بود، چقدر استاد به ماهرانه و زیباترین شکل توضیح میدن و یجوری هستش که تثبیت میشه در ذهن، اون جان کلام و یه پله بالاتر میرسونه..
یکی از باورهای سمی ای که تو ذهن خیلی ها رخنه کرده و به شدت نفوذ کرده اینه که من این وسیله رو خریدم، مبلم رو عوض کردم، طلا خریدم، خونه جدید و… نکنه منو چشم بزنن
وای وای وای از دست این باور مزخرف
و این یعنی شرک و این یعنی قدرت رو دادن دست کس دیگه و این یعنی من تو زندگیم هیچ کاره هستم..
دقیقا تو همین فایل هم یاد گرفتم که چه جاهایی به خودم ظلم کردم با عذاب وجدان هایی که کشیدم. مثلا من اونجا باید به فلانی این حرف رو میزدم و نزدم و هزار بار این موضوع رو تو ذهنم تکرار میکنم و هر بار با وضوح بیشتر و بالاتر و هر بار حس خودم رو بدتر میکنم و غافل از اینکه اون شخص شاید اصلا به صحبت من توجهی نکرده
و من دارم عزت نفسم رو نابود میکنم..
ای خدا
چه چیزهایی تو ذهنم نفوذ کرده و من در تعجبم که چرا نتایج دلخواهم رو نمیگیرم و یا با سرعت بیشتری رشد نمیکنم.
خدایا با تمام وجودم سپاسگزارتم که منو در این مسیر قشنگ قرار دادی و با این استاد بینظیر و سایت فوق العاده آشنام کردی که هر روز آگاه تر میشم.
چه جاهایی که از خودم زدم تا به دیگران برسم و این حس قربانی فقط منو ضعیف تر کرد
و جالبه هیچوقت طرف مقابل متوجه این رفتارم نشد
چه جاهایی نشستم و گفتم که فلانی داره این کار رو با من میکنه و اذیتم میکنه و دنبال خریدن احساس توجه دیگران بودم و نمیدونستم که دارم خودم رو قربانی میکنم.
اینارو گفتم که شاید دوستانی متنم رو بخونن و بدونن که همگی به طرق مختلف تجربش کردیم، اما اینجاییم که درستش کنیم، هدایت شدیم به اینجا که آگاه بشیم، قوی تر بشیم و مجدد خودمون رو برسونیم به ارزشمندی که از اول بودیم ولی با تکرارهای مختلف از جامعه و خانواده و اطراف فراموش کردیم..
ظلم به خود ممنوع
احساس قربانی داشتن ممنوع
این پاشنه آشیل رو باید بشکنم و بزارم عزت نفس برگرده سر جای اولش..
این فایل برای من مثل یک محصول است نه فایل رایگان واقعا ارزش پولی دارد مخصوص که الان کیفیت فایل بالا رفته است
من یک زمانی داشتم روی باورهای قدرتمند کننده کار می کردم که به این فایل هدایت شدم همون موقع که در مسیر درست بودم و داشتم با همین فایل روی خودم کار می کردم حس کردم این فایل نسبت به فایل های رایگان دیگه متفاوت هست و همیشه بهم انرژی زیادی می دهد و ایمانم را قوی می کنه اون موقه اسمش اعتماد به نفس چیست قسمت 4 بود .
من این فایل را صوتی و تصویری آن را در موبایلم دارم و هنوز وقتی گوش می دهم بسیار تاثیر گذارد
اینکه چرا برای افراد خانواده این همه انرژی میزاری. وقتی کسی در مدار دریافت نیست تا صبح حرف بزن ، درکی نداره .
یه وقتهایی میرم تو خاکی بعد به خودم میگم حواست کجاست . به هر چی توجه کنی از اصل همون وارد زندگیت میشه. موقع رانندگی در مسیر جاده زیبای زندگی ، نگاهت به جلو باشه . حواست به رانندگی جاده زندگیت باشه .
حواست به خودت باشه .
اولویت خودت باش. اجازه نده حرف مردم روی تو تاثیر بزاره .
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در فضای این آگاهی ها
واما ظلم به خود از دیدگاه قرآن :
جهان بر پایه فرکانس ساخته شده و قانون جهان اینه که به باورهای من که در غالب فرکانس هر لحظه دارن ارسال میشن پاسخ بده و طبق این قانون هیچ اتفاقی بدون اجازه ی من وارد زندگیم نمیشه و طبق این قانون من هر فرکانس ناخواسته ارسال کنم در پاسخ جهان اساس اون فرکانس ناخواسته رو به زندگیم میاره ،و طبق این قانون من خالق لحظه به لحظه ی زندگیم هستم و من انتخاب میکنم که در مدار مناسب قرار بگیرم یا در مدار ناخواسته و اگر من در مدار ناخواسته قرار بگیرم ،به این معناست که هر ظلمی کنم به خودم کردم و هر ستمی کنم به خودم ستم کردم .
طبق آیه های قرآن و داستان توحید و ربوبیت
اگر فردی در مدار مناسب باشه اتفاقا هر اقدامی بر علیهش منجر به برکت و نعمت در زندگیش میشه و طبق مشیت الهی عدوشود سبب خیر اگر خدا خواهد (من بتونم ذهنم رو کنترل کنم )
هیچ کس تاثیری در زندگی من نداره مگر باورهای من ،یعنی خدایی که قدرت کل کیهانه و قدرت خلق زندگیمو داده دست باورهای من ،اگر که من در مدار ناخواسته قرار بگیرم و قدرت رو به هر دلیلی از خدا بگیرم ومثلا تو زمینه ی مالی بدم دست دولت و دلار و رییس جمهور به این ترتیب خداوند به باورهای من پاسخ میده و جواب جهان به این نوع فرکانس ناخواسته و در حقیقت شرک ، عذابی خوار کنندس و سیستم داره این جواب رو میده و من خودم با قدرت دادن به عوامل بیرونی و از یاد بردن توحید به هر دلیلی وارد مدار ناخواسته و شرک شدم و به خودم ظلم کردم نه کسه دیگه و به همین ترتیب من عاجزم از تغییر سرنوشت دیگران و هر کسی مسعول فرکانسای خودشه و من جای حتی عزیزترین کسانم نمیتونم فرکانس بفرستم ، در واقع سیستم فقط بدون قضاوت پاسخ میده و یونس در جواب درخواست برای عذاب قومش ،خودش عذاب میشه و به دهن ماهی می افته واین کاره خداوند نیست و یونس با فرکانس های ارسالیش وارد مدار عذاب میشه ،
به قول قرآن هر خیری به شما میرسه از طرف خداونده و هر شری از طرف خودتون
خداوند قدرت خلق زندگی مارو دست خودمون داده ،اما ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم که با افکارمون به چه سمتی بریم چون زندگی ما و شرایط الان ما در بعد روابط سلامتی و ثروت و معنویت همه و همه نتیجه ی افکار یه که داشتیم و فرکانس هایی که ارسال کردیم و از همین الان به بعد رو ما میتونیم در هر زمینه ای که اوضاع خوب پیش نمیره تغییر بدیم ،اما ما و هر پیامبر و قدیس دیگه ای عاجز و ناتوانیم در برابر تغییر زندگی کسی ،چون جای اون نمیتونیم فرکانس ارسال کنیم ،
از دید خداوند هیچ کس به کسی ظلم نمیکنه مگر خودش ،موسی به خودش ستم کرد و از تصویر بزرگتر به اون فردی که به قتل رسوند ستمی نکرد و طبق قانون اون فرد به خاطر فرکانس های ناخواسته ای که ارسال کرده بود باید در اون زمان و مکان و درگیری بود و اون اتفاق رو تجربه میکرد و عدالت خداوند و عملکرد قانون در تمام موارد بی نقصه و حتی برگی بی اذن اون از درخت به زمین نمی افته،
پس در حقیقت هر کسی مسعول فرکانس های ارسالی خودشه و هیچ کس نمیتونه به کسی ستم کنه طبق قانون فرکانس که میگه اگر فردی در مدار مناسب باشه هر ضربه ای که بخوان بهش بزنن اگر قدرت رو به خدای خودش بده ونترسه ،همون ضربه میشه یک نعمت و یک پله ترقی براش .
پس بر اساس قانون فرکانس هیچ اتفاقی بدون اجازه ی فرد وارد زندگیش نمیشه .
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه الله یکتا .
روز دوم سفرنامه
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسم
برای اولین بار میخوام کامنت بزارم و این برای من بسیار خوشایند هست و بابت این موضوع بسیار خوشحالم و خدا رو هزاران بار شکر میکنم من حدود دو سال پیش داخل سایت ثبت نام کردم ولی چون مدارم پایین بود فاصله گرفتم و خیلی جدی نگرفتم خدارو هزاران بار شکر حدود یک ماه هست دارم روی خودم کار میکنم از زمانی که فهمیدم من خودم تنها کسی هستم که میتونمزندگیم رو بسازم و کسی نمیتونه روی زندگی من تاثیر بزاره دارم روی ورودی هام کار میکنم روی باور هام کار میکنم که روز به روز بتونم بهتر بشم و باورهای درست رو جایگزین باور های غلط کنم .قبلا حس قربانی شدن در من خیلی زیاد بود و همش گله مند بودم که بقیه جلوی پیشرفت من رو گرفتن اما الان که قانون رو فهمیدم میدونم من تنها کسی هستم که میتونم اونجور که میخوام روی زندگیم تاثیر بزارم و بدون هیچ بهانه ای دارم روی خواسته هام تمرکز میکنم و برای رسیدن به هدف هام تلاش میکنم، توی این مدت یک ماهه خیلی حس خوبی دارم خیلی خوشحالم احساس میکنم خدا منو در آغوش گرفته یک حس اطمینان قوی دارم حس میکنم خدا باهام حرف میزنه و نشونه هاش رو بهم نشون میده و هر دفعه بهم الهام میشه که نگران نباش من همراهتم فقط به مسیرت ادامه بده ،از لحظه ای که حس قربانی شدن رو از خودم دور کردم احساس سبکی دارم انگار تمام موانع از سر راهم کنار رفته و مسیر برام باز شده احساس پرواز کردن رو دارم احساس سبک بالی دارم و دستم رو در دستان خدا گذاشتم و با ایمان قوی توی این مسیر قدم میزارم خدارو هزاران بار شکر که توی این مسیر قرار گرفتم و هر لحظه به خدای خودمنزدیک تر میشم
سلام ویژه من به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین؛ انشالله در پناه خدا هر جا هستید سلامت باشید، هم استاد عزیز که فایل رو تهیه و ضبط کردند و هم خانم شایسته که واقعا عاشقانه توی روز شمار تکامل من اینها رو گذاشتند.
البته سلام هم میکنم به تمام عزیزانی که کامنت من رو میخونند و با من هم سفر هستند.
روز دوم سفر تکامل من آغاز شده و سعی میکنم هر کدوم از قسمت ها رو نشانه ای برای این روز های زندگیم پیدا کنم.
حقیقتا از وقتی با استاد عباسمنش تا به همین روز آشنایی پیدا کردم یک چیز خیلی خوب فهمیدم، تمان مشکلات انسان مثل بیماری ناراحتی قرض و… از بیایمانی انسان به ربّ خودش پیش میاد. وقتی بدونی خداوند مالک توعه و فرمانروای تمام نعمات زمین و آسمان ترسی در تو نیست و به قول استاد در این قسمت ایمان باعث حرکتت میشود، مشوق ات میشود.
وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم بیشتر زندگیام در حال ترسیدن بودم، ترسیدن از خدا نه ترسیدن از دیگران ونظراتشون یا از دست دادن دیگران؛ خداوند من رو ببخشد.
اگر بخوام چیز هایی که فهمیدم در یک پارگراف بنویسم میگم، خداوند سیستمگونه که مثل یک آیینه مقابل شماست، زندگی که هر روز بهتون میدهد بازتون شخص خودتونه؛ اعم از اعمالتون، افکارتون، باورهاتون و در نهایت فرکانسهاتون؛ پس فرقی نمیکنه اگر کسی براتون آمرزش بطلبه یا اگر کسی به شما صدمه بزنه یا … این شما هستید که مسئول صفر تا صد سرنوشت و زندگی خودتون هستید ولاغیر. و نکته بعدی اینکه شما چه به کسی خیر یا شر کنید و چه برای کسی دعا یا نفرین کنید بدونید از همان جنس، اصلا خودِ همون عملتون دامن گیر خودتون میشه.
قسمت طلایی من هم میشه اون قسمتی که شما ظلم رو دریافت نمیکنید مگر اینکه در مدارش باشید.
در پناه الله شاد و تندرست باشید.
سلام میکنم به استاد عباس منش دوست داشتنی و مریم جان خوش قلب و همراه همیشگی استاد️
برای اولین بار هست که تصمیم گرفتم کامنت بزارم. از قبل با استاد آشنایی داشتم و از فایل های دانلودی استفاده میکردم ولی هیچوقت کامنت ننوشتم حتی زمانیکه از دوره های استاد خریداری کردم میگفتم نیاز نیست کامنت بزارم ولی الان برای اینکه با سفرنامه همراه بشم و بقول استاد ردپا از
خودم بزارم تا در آینده ببینم کجا بودم و چه پیشرفت هایی کردم می خوام بنویسم تو این مسیر که کجا هستم .
چهار سال پیش با معرفی یکی از دوستانم به خانمی که کار پتینه دیوار انجام میداد شروع کردم به یادگیری پتینه و بعدش هم با همون خانم میرفتم سر پروژه ساختمانی و حدود سه سالی با ایشون سر پروژه های مختلف کار کردم
کارم فقط مختص دیوار نبود و پتینه چوب ،بازسازی مبلمان هم انجام میدادم بعد از سه سال دیدم خب درآمدم تغییر نکرده و تصمیم گرفتم خودم به تنهایی کار کنم و شروع کردم تو خونه کار اکسسوری انجام میدادم و با یک گالری صحبت کردم و من کار میبردم و اون برام می فروخت گاهی اوقات هم از مشتریا سفارش میگرفتم ولی سودش ناچیز بود و عملا هرچی کار میکردم خرج خرید متریال میشد چند وقتی به این منوال گذشت تا اینکه دیدم نخیر دیگه حتی توانایی خرید متریال رو هم ندارم به پیشنهاد خواهرم قرار شد یک شیفت تو یکی از فروشگاه های معتبر شهر کار کنم اینجوری می تونستم یک شیفت کارای خودمو که علاقم بود انجام بدم و از پولی که از فروشندگی بدست میاوردم متریال بخرم تا بتونم کارمو ادامه بدم.یکسال گذشت و دیدم عملا کل درآمد من از فروشندگی هست و خیلی وقت ها اصلا نمیشد به علاقه خودم برسم چون بعد از اینکه از سرکار برمیگشتم تازه شروع میکردم به درست کردن ناهار روز بعد و شام درست کردن و انجام کارهای خونه ، و البته که تو این مدت فایل های استاد گوش میکردم تونسته بودم پیشرفت های خوبی هم داشته باشم من قبلش یک آدم غرغرو شاکی بودم که از هیچ چیزی تو زندگیم راضی نبودم
بیشتر هم روی باورهای توحیدی و چگونه دیدگاه توحیدی داشته باشیم کار میکردم و خب در کنارش دوره عزت نفس روهم گوش میکردم . و بعد مدتی دوره روانشناسی ثروت یک رو خریداری کردم و شروع کردم جلسات رو یکی یکی با دقت گوش کردن و نت برداری کردن حتی زمانیکه سرکار بودم فایل هارو گوش میکردم تا اینکه تو یکی از جلسات روانشناسی ثروت استاد عباس منش گفت بعضی از آدم ها رفتارشان رو تغییر نمیدن و میگن چرا ما پیشرفت نمی کنیم چرا کسب و کارمون رشد نمی کنه!! و استاد خطاب به اون آدم ها گفتن( که خودم هم یکی از همون آدم ها بودم) بابا تو چه تغییری کردی چقد زمان میزاری برای کارت ، چقد تمرکز میزاری روی کارت که ایده های جدید رو تست کنی. و من با خودم گفتم بله منم اگر می خوام کسب و کارم رشد کنه باید تمام تمرکزم رو بزارم روی کاری که دوسش دارم . از سر اون کار اومدم بیرون و تصمیم گرفتم دیگه منتظر نباشم تا یکی بیاد پروژه بگیره و منو با خودش ببره سرکار،چون تو اون یکسالی که تو فروشگاه مشغول کار بودم با یکی از کسایی که اونم کار پتینه دیوار انجام میداد آشنا شده بودم و هر وقت پروژه میگرفت منم باهاش میرفتم و کار ورق طلاشو من انجام میدادم .ولی دیگه می خواستم خودم برای خودم کار کنم . با گوش کردن به این فایل و آگاهی هاش فهمیدم من با ترس هام خودم به خودم ظلم کردم و اجازه پیشرفت رو از خودم گرفتم ،ترس از اینکه نتونم از پسش برنیام جلوی هر اقدامی از سمت من رو گرفته، سردرگم بودم و نمی دونستم چیکار کنم تا اینکه هدایت شدم به فایل های« روز شمار تحول زندگی من » امیدوارم با عمل به آگاهی های سفرنامه یکروز بیام و بگم که چطور به ترس هام غلبه کردم و تونستم اولین پروژه رو بگیرم
به امید روزهای روشن..
سلام استاد عزیز و خانم شایسته عزیزم
امروز روز دوم از سفر نامه من ، و من متعهدانه امروز را هم فایل روز دوم را گوش دادم به طور کامل و چندین بار این فایل را قبلا گوش داده بودم خیلی زیاد ولی امروز چیزهای خیلی خیلی جدیدی رو در این فایل درک کردم استاد عزیز درباره استغفار و دعا و بعضی از آیات قرآن صحبت کردید
استاد خیلی سالهای پیش قبل از اینکه با شما آشنا بشم پیش یکی از دوستان همسرم رفته بودیم برای کار، ایشون کتاب های مولانا را خیلی دنبال میکرد و مرد پخته ای بود من تو حرفام گفتم الهی گرگه بیابون هم خوشش باشه دوست همسرم اینکه سن کمی داشت برگشت به من گفت تو آدم رندی هستی گفتم چرا گفت کسی که برای گرگ بیابون خوبی و خوشی میخواد خدا مگه میشه کمتر از خوبی بهش بده اون موقع من با سیستمی بودن این جهان آشنا نشده بودم ولی این سوال همیشه دور سر من از بچگی میچرخید که خدا چطور به تک تک این همه انسان بدون چون و چرا و اینکه چیزی از قلم بیفته پاسخ میده خیلی کوچیک بودم که این سوال را همیشه میپرسیدم وقتی با شما آشنا شدم فهمیدم همه کارها رو داره سیستم انجام میده وقتیکه ما به کسی دعا میکنیم از همون جنس وارد زندگی ما میشه و شاید اصلا برای اون شخص اثری نداشته باشه
یه چیز دیگه اینکه من از اول چشم ونظر توکتم نمیرفت ولی خانوادم خیلی عقیده دارند و من همیشه عذاب میکشیدم هنوز با شما آشنا نشده بودم پسرم یکسالش بود رفته بودیم شمال خونه دوستامون به خاطر جابجا شدن خوابش نبرد و خیلی گریه کرد خانم دوستمون گفت چشم خورده پاشد به جای اسپندی که ما همیشه دود میکردیم گلپر دود کرد اونجا بود که یه جرقه تو ذهنم زده شد که سمیه دیگه باید شک کنی تو شهر خودمون برای دانه های اسپند ارزش خاصی قایل هستند ولی اینجا گلپر دود میکنند پس اصلا اعتباری نداره با یه استادی صحبت کردم ایشونم نظر منو داشت گفت نگاه ما داره معنا میده نه اسپند و گلپر و من دائم سوال میکردم وشما جواب سوالهای من بودید بعد از اینکه شما در باره چشم و نظر گفتید ومن رعایت کردم دیگه رها شدم راحت شدم اسیر نبودم به کسی تهمت نمیزدم فلانی دید مارا اینجور شد و جهان هم به قشنگی جواب منو میداد انگار به یکباره همه چی عوض شد کلا اتفاقات شکستنها و هر چیزی از این شکل حضر میکردند با ما در بیفتند و این موضوع خیلی راحت حل شد کسانی را میبینم نماز اول وقت وهر اصول را رعایت میکنند ولی با کوچکترین اتفاق به راحتی به افراد تهمت میزنند و غیبت میکنند و اصلا خودشان متوجه نمیشوند
استاد از اون به بعد حتی اتفاقی برامون بیفته به هیچ وجه به چیزی نمیتونیم ربط بدیم خیلی راحت و بی دردسر از کنارش میگذریم ولی استاد کسی تا به درکش نرسه و براش سوال نشه نمیتونه این باور مخرب را شناسایی کنه خدا را هزاران بار شکر میکنم بابت وجود تون استاد در مورد اینکه تو فایلها مخصوصا نامه حضرت علی ب امام حسن گفته اید از اون به بعد بی واسطه مستقیم میرم سراغ خود خدا و چقدر دلچسب چقدر قشنگ چقدر میفهمی که خدا بهت می باله که این بنده من ارزش خودشو پیدا کرده چقدر راحت با خدا حرف میشه زد چقدر راحت میشه از خودش درخواست کرد و چقدر آرامش داره چون خدا قدرت مطلق و ما هر چی را درخواست کنیم بی چون و چرا بهمون میده ولی به اندازه باورمون نه بیشتر نه کمتر وقتی باور داریم جای پا رک گیر میاد تو شلوغترین خیابونا جای پارک دارم چراغ همیشه برام سبز د به ترافیک نمیخورم مشتریان مغازه همیشه نقد هستند و …. به اندازه باور من چیا باور دارم چقدر باور دارم چقدر لایق هستم چقدر خجالت نمیکشم بی واسطه برم با خدا راست و حسینی حرف بزنم چقدر حواسم به شرک خفی بود همون قدر دریافت میکنم نه بیشتر نه کمتر
خدایا هزاران بار شکرت میکنم بابت فهمیدن بابت شعور و درک بابت این مکان امن که منو از همه جا به خودش جذب کرده بابت استاد بینظیر استاد عباس منش عزیز
بازم ممنونم خانم شایسته عزیز از زحماتتون که این همه آگاهی به رایگان در اختیار ما گذاشته میشه الهی هزاران برابر خیر و برکتش به زندگیتون برگرده
چه لذتی داره با خدا بودن چه لذتی داره توکل داشتن آرامش داشتن خدایا شکرت
بسم الله الرحمن الرحیم
خدارو شکر بازم خدا بهم فرصت داد تا یه رد پا یه انرژی جاری کنم در این سایت نور الهی
چقدر خوبه که قانون رو هر روز قدم به قدم توی وجودمون داریم تکرار میکنیم و حل میکنیم
موضوع ظلم به خود
چقدر زیبا استاد از تو قران جاری کرده که به هیچکسی نمیتونیم ظلم کنیم و این قانون الهی چقدر زیبا و بدون نقص خلق شده
هرکسی در این فضا قرار بگیره لطف خداوند شامل حالش میشه
هرکسی قانون رو بدونه و عمل کنه نتیجه خوب میگیره خدایا شکرت
همین امروز توی مغازه فروشم خیلی پایین بود
ذهنم شروع کرد به صحبت کردن این که چی شد پس تو که داری رو خودت کار میکنی چرا فروشت اینقدر پایین بود
اما ازون جا که استاد من استاد عباسمنشه نذاشتم احساسم بد بشه و باور این که خزائن کل اسمانها و زمین دست اوستتتت و تکرار اینکه خداوند من هیچوقت من رو لنگ نذاشته و همیشه به موقع به موقع بهم داده
شروع کردم به شکر گذاری کردن و احساسمو خوب نگه داشتن
من فقط حرکت میکنم تو این مسیر
و قشنگ انگار خدا بهم الهام کرد که نگران نباش تو هرچی بخوای به موقش میدم
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
و دیروز که داشتم قران میخوندم به یه ایه ای بر خوردم و خدا گفته که هر موقع نجواهای شیطان زیاد شد بگو پناه میبرم به خدای پاک و منزهم
و به او رو بیاور
و همین گفتگو ها با خودم کلی حالمو خوب کرد
چون اساس گفتگو ها ناشکری باشه جهان لاجرم همون جنس فرکانس رو وارد زندگیم میکنه
مثل دست زدن به اتیش میمونه برام افکار بدو نا امیدیو مشرک شدن
ودرک این اصل از قانون و اجراش تو زندگی کلی تجربیات فوق العاده برام رقم زده
وای چقدر حالم خوب میشه که میام اینجا و قانون رو تکرار میکنم
انگار هی از خودم راضی تر میشم و احساس لیاقت دریافت این اگاهی هارو تو وجودم بیشتر میکنم و بیشتر میبینم
حمدو ستایش تنها و تنها و تنها ازان توست ای خدای من
رد پای روز دوم
20 اذر 1403
درود بر آقا فرشاد گرامی
دمت گرم عزیزم! چه گل گفتی! همهی مسئلهی احساس بد ریشه در ناسپاسی داره! داشت یادم میرفت که خدا منو با نوشتهی شما هدایت کرد.
خدایا پروردگارا سپاس بیکران دارم که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشتی و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهادی تا راه گم نکنم.
ارادتمند شما
سلام استاد عزیز ومریم عزیز وسلام به دوستان خوبم
من زمانیکه استاد از روز شمار صحبت کرد نتونستم توش شرکت کنم ولی الآن اومدم ببینمش به خدا قسم شما درست میگی من با اینکه این فایل رو در دانلودها قبلا شنیده بودم ولی درکش نکرده بودم والآن بهش احتیاج داشتم که بشنوم، هر وقت که شاگرد آماده باشه استاد از راه میرسه.
دوستان نمیخوام ناراحتتون کنم ولی من الآن کسی رو رو از دست دادم که منو با استاد آشنا کرده بود .
قبلا در موردش نوشتم که دوره ی ثروت 1و2 و قانون آفرینش استاد رو برادرم به من داد ومن تمام تغییرات وموفقیتم را وتحول زندگیم را از استاد وبرادرم دارم که دستان خدا برای من شدن
وفکر میکردم برادرم خودش نتوسته ازش استفاده کنه چون همسرش نمیگذاشت گوش بده ومسخره میکرد.
برادرم از همسرش جدا شد ومن فکر میکردم عکس قانون عمل کرده واین اتفاق افتاده ، در حالیکه این جهان بوده که اونو از آدمهای غیر هم مدارش جدا کرده.
متاسفانه مارو هم کنار گذاشت وبعد از سالها دوری از همه مون که منم فکر میکردم جهان آدمهای غیر هم مدار رواز من دور کرده ویه سری مسائل ارثی در خانواده ام پیش اومد که همه از هم دور شدیم ، علتش خواهر بزرگم بود که کل ارث رو میخواست ولی برادرم باعث شد هرکس به حقش برسه اینارو میگم تا اصل ماجرا رو بدونین وبعد سالها تلفن کرد ومن عادی صحبت کردم ولی دلم نخواست ارتباط بگیرم چون احساس کردم طلبکار گذشته است راستش با ترسهایم مشورت کردم واینبار من جواب تلفنش رو ندادم وخودم رو از دیدارش محروم کردم ، اون موقع تصمیم گرفتن برام خیلی سخت وگنگ بود حالا که رفته ، احساس سنگین گناه داشت خفم میکرد وفکر میکردم اگه من می دیدمش شاید اینطور نمیشد وهنوز زنده بود با وجود اینکه قانون رو میدونستم وسعی میکردم خودم را آروم کنم ولی ذهن بیمارم همش به من حس گناه میداد تا اینکه این فایل وگوش دادم وفهمیدم من تاثیری در مرگ وزندگی حتی عزیزانم ندارم وبه گذشته نگاه کردم دیدم منو برادرم همش خاطرات شیرین وخوب داریم وتو زندگی خیلی پشت هم بودیم ، هم خودمو بخشیدم ، هم برادرم رو بخشیدم واز خدا خواستم به روحش آرامش بده اون بسیار مرد فوق العاده خوبی بود واشتباهی که کرد خودش رو وقف بقیه کرد وبه خودش نرسید اون آچار فرانسه همه ی خانواده ودوست وفامیل وهمکارانش بود.
تا موضوع فراقشو زدیم تو کانال ،کانال از تاثر همگان ترکید ولی حیف خودش فکر میکرد کسی دوستش نداره .
برادر دوست داشتنی من ، توملکوتی شدی ومن هر بار موفقیتی کسب کنم به یاد لطف تو خواهم بود که این هدیه ی زیبا ی دوره های استاد عبامنش را به من دادی ، ای عشق وآرامش من ، من تا آخرین لحظه ی عمرم به یادت خواهم بود …
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست..
سلام خدمت این خانواده آگاه و دنبال رشد
چقدر فایل قشنگی بود، چقدر استاد به ماهرانه و زیباترین شکل توضیح میدن و یجوری هستش که تثبیت میشه در ذهن، اون جان کلام و یه پله بالاتر میرسونه..
یکی از باورهای سمی ای که تو ذهن خیلی ها رخنه کرده و به شدت نفوذ کرده اینه که من این وسیله رو خریدم، مبلم رو عوض کردم، طلا خریدم، خونه جدید و… نکنه منو چشم بزنن
وای وای وای از دست این باور مزخرف
و این یعنی شرک و این یعنی قدرت رو دادن دست کس دیگه و این یعنی من تو زندگیم هیچ کاره هستم..
دقیقا تو همین فایل هم یاد گرفتم که چه جاهایی به خودم ظلم کردم با عذاب وجدان هایی که کشیدم. مثلا من اونجا باید به فلانی این حرف رو میزدم و نزدم و هزار بار این موضوع رو تو ذهنم تکرار میکنم و هر بار با وضوح بیشتر و بالاتر و هر بار حس خودم رو بدتر میکنم و غافل از اینکه اون شخص شاید اصلا به صحبت من توجهی نکرده
و من دارم عزت نفسم رو نابود میکنم..
ای خدا
چه چیزهایی تو ذهنم نفوذ کرده و من در تعجبم که چرا نتایج دلخواهم رو نمیگیرم و یا با سرعت بیشتری رشد نمیکنم.
خدایا با تمام وجودم سپاسگزارتم که منو در این مسیر قشنگ قرار دادی و با این استاد بینظیر و سایت فوق العاده آشنام کردی که هر روز آگاه تر میشم.
چه جاهایی که از خودم زدم تا به دیگران برسم و این حس قربانی فقط منو ضعیف تر کرد
و جالبه هیچوقت طرف مقابل متوجه این رفتارم نشد
چه جاهایی نشستم و گفتم که فلانی داره این کار رو با من میکنه و اذیتم میکنه و دنبال خریدن احساس توجه دیگران بودم و نمیدونستم که دارم خودم رو قربانی میکنم.
اینارو گفتم که شاید دوستانی متنم رو بخونن و بدونن که همگی به طرق مختلف تجربش کردیم، اما اینجاییم که درستش کنیم، هدایت شدیم به اینجا که آگاه بشیم، قوی تر بشیم و مجدد خودمون رو برسونیم به ارزشمندی که از اول بودیم ولی با تکرارهای مختلف از جامعه و خانواده و اطراف فراموش کردیم..
ظلم به خود ممنوع
احساس قربانی داشتن ممنوع
این پاشنه آشیل رو باید بشکنم و بزارم عزت نفس برگرده سر جای اولش..
خدایا دوست دارم..
مرسی که هر لحظه منو هدایت میکنی..
قدم 43 روز شمار تحول زندگی من
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه اعضای سایت گروه تحقیقاتی عباس منش
این فایل برای من مثل یک محصول است نه فایل رایگان واقعا ارزش پولی دارد مخصوص که الان کیفیت فایل بالا رفته است
من یک زمانی داشتم روی باورهای قدرتمند کننده کار می کردم که به این فایل هدایت شدم همون موقع که در مسیر درست بودم و داشتم با همین فایل روی خودم کار می کردم حس کردم این فایل نسبت به فایل های رایگان دیگه متفاوت هست و همیشه بهم انرژی زیادی می دهد و ایمانم را قوی می کنه اون موقه اسمش اعتماد به نفس چیست قسمت 4 بود .
من این فایل را صوتی و تصویری آن را در موبایلم دارم و هنوز وقتی گوش می دهم بسیار تاثیر گذارد
در پناه الله یکتا شاد و سلامت باشید.
بنام خدای بخشنده و مهربان
خدابا هر خیری از تو به من برسد من فقیرم .
خدایا هر چه دارم از آن توست و تو به من
دادی .
سلام
وقتی داشتم صحبتهای استاد را گوش میکردم
، داشتم یکسری الهامات دریافت میکردم.
اینکه باید خیلی روی رشد شخصیتم کار کنم .
اینکه چرا برای افراد خانواده این همه انرژی میزاری. وقتی کسی در مدار دریافت نیست تا صبح حرف بزن ، درکی نداره .
یه وقتهایی میرم تو خاکی بعد به خودم میگم حواست کجاست . به هر چی توجه کنی از اصل همون وارد زندگیت میشه. موقع رانندگی در مسیر جاده زیبای زندگی ، نگاهت به جلو باشه . حواست به رانندگی جاده زندگیت باشه .
حواست به خودت باشه .
اولویت خودت باش. اجازه نده حرف مردم روی تو تاثیر بزاره .
به خدا این فایلها نعمته . این سایت نعمته بزرگیه .
این فضای نوشتن کامنت نعمته بزرگیه .
صدای استاد نعمته بزرگیه . نوشته های خانم شایسته نعمته بزرگیه .
خدایا شکرت برای این سایت توحیدی .
خدایا شکرت برای این لحظه ی اکنون زندگیم .
خدابا شکرت برای اینکه هدایتم کردی به این مسیر زیبا .
خدایا شکرت برای نشانه هایت .
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میخواهم.
خدایا مرا هدایت کن به راه راست
راه کسانی که به آنها نعمت دادی .
به امید دیدار استاد عزیزم در بهترین زمان و بهترین مکان
در پناه الله یکتا