این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-23 05:42:152025-12-17 05:25:19«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
در واقع این شرک هست که دعای کسی رو دارای قدرت و تاثیر در زندگیمون بدونیم چونکه افرینش زندگیمون ۱۰۰% در دستان خودمون هست .
و ضد قانون جهان هم هست زیرا مدار ما تعیین کننده ی اتفاقات و شرایط ماست نه دیگران .
از طرف دیگه کسی که دعای خیر دیگران رو تاثیرگذار در زندگیش میدونه ، نفرین رو هم دارای تاثیر منفی در زندگیش میدونه .
ما دعا و طلب خیر و برکت میکنیم چون که نوعی ارسال انرژی مثبت از ماست که هم حال ما هم اطرافیانمون رو خوب میکنه . نه اینکه زندگیشونو تغییر بده . مثلا من وقتی میشنوم کسی برای من طلب ثروت میکنه به من حس خوبی میده ، مدار منو میبره بالاتر که ثروت در این دنیا زیاده و … همینطور برعکس …
دعا کردن برای دیگران نوعی انتقال انرژی مثبت بهشونه
که اگر در مدار درست باشند این انرژی رو دریافت میکنند و این انرژی که از ما گسیل میشه به سمت خودمون بازمیگرده و ازونجایی که در مدار درست بودیم که طلب خیر کردیم حتما این بازگشت انرژی تاثیر مثبتشو میذاره .
نفرین کردن نوعی انتقال انرژی منفی هست که اگه دیگران در مدار درست باشند این انرژی زو دریافت نمیکنند و این انرژی گسیل شده از ما بهمون برمیگرده و ازونجایی که در مدار نادرست بودیم که نفرین کردیم حتما این بازگشت انرژی روی ما تاثیر منفی میذاره .
پس ما نتیجه میگیریم که :
دعا کردن برای شخصی که در مدار نادرست هست هیچ تاثیری برای اون نداره .
نفرین کردم برای شخصی که در مدار درست هست هیچ تاثیری برای اون نداره
ولی در هر صورت برای خود فرد فرستنده تاثیر داره :)
توی قرآن بارها اومده که حتی پیامبر بارها طلب استغفار برای کسی کنه نتیجه ای نداره و هرکسی نتیجه ی اعمال خودشو میبینه .
خود پیامبر هم باید برای خودش طلب مغفرت و امرزش کنه .
ظلم هم به همین شکل هست .
ببین همونطور که وقتی انرژی منفی از خودت ساطع میکنی اون انرژی بهت برمیگرده ظلم هم همینطوره .
وقتی ظلمی به کسی کنی اون فرد میتونه به راحتی دوری کنه از تو و با هدایت و راهگشایی خداوند بهش هیچ آسیبی زده نشه اما تو نمیتونی از چیزی که خودت به وجودش اوردی فرار کنی و 100% اون ظلم به خودت برمیگرده .
کمک کردن و عشق ورزیدن به دیگران که مقابل ظلم هست هم به همین شکله . فارق از اینکه اون نیکی نتیجه ی مثبت برای فرد مقابلت داشته باشه یا نه .
چون ممکنه اون فرد در مدار دریافت اون نیکی نباشه اما تویی که در مدارش هستی حتما بهت برمیگرده .
من خودم به شخصه توی این که ظلم وجود نداره خیلی مشکل دارم . اصلا همه ی ادما مشکل دارن کسی نیست توی این مورد خوب باشه من ندیدم مگر کسی که عاالی با عباسمنش کار کرده باشه :))
مثلا توی باور های خوب درباره ثروت ، میلیون ها افراد ثروتمند هستند که باوراشون خوبه
توی روابط ادمای زیادی هستن که از بچگی باورای درست داشتند
توی سلامتی ، معنویت و …
اما اینکه ظلم در دنیا وجود نداره خییلی بد تو ذهنمون رفته یعنی به قول استاد که میگه تغییر باورهای ثروت خییلی سخت تره تا بقیه باور ها … این یکی دیگه از ثروت هم سخت تره خداوکیلی …😄😅😅😂
توی عمرم کسی رو ندیدم که بگه ظلم در دنیا نیست
توی عمرم حتی یه بار هم نشنیدم کسی که ظلم میکنه به خودش میکنه نه به بقیه .
یعنی از وقتی بدنیا اومدیم و چشم باز کردیم ظلم بوده و ظلم و اسیب دیدن مظلوم( از نظر خودمون )
از وقتی که کوچیک بودیم و( خانواده هم سنامون و …)ما رو میزد و ما اسیب میدیدم نه اون
تا الان که چپ و راست رسانه ها ، مردم ، خانواده و …از ظلم و ظلم و ظالم و ظالم حرف میزنن .
ظلم به کودکان کار ، ظلم به زنان ، ظلم به سیاه پوستان ، ظلم به فقرا ، ظلم به معلولین ، ظلم به مستضعفان ، ظلم حکومت به مردم ، ظلم رئیس به کارمند ، تجاوز ، قتل ، بیماری و ….
یعنی این یکی باوره دیگه فسیل شده تو ذهنمون ببین این چقدر کار میخواد 😅😂😂😂😭😭
الان میفهمم که این چه ترمز بزرگی توی ذهنم بوده
این باور که ظلم وجود نداره یک ستون اصلیِ اصلیه
۹۰% حال بدیامون ابشخور این باوره
یعنی این باورو در ذهنت درست کنی 90% حال خوب بیشتری تجربه میکنی در نتیجه شرایط بهتری تجربه میکنی توی زندگیت چون حال ما شرایط مارو میسازه .
واقعا وقتی یک اتفاق بدی برام میوفته
یا میشنوم اتفاق بدی برای کسی افتاده
وقتی این باورو داشته باشم که هیچ ظلمی به کسی نمیتونه برسه و من فقط باید از خداوند هدایت بطلبم تا در نهایت همین اتفاق به سود من تموم بشه دیگه هیچ وقت احساس بد رو تجربه نمیکنم . دیگه احساس دلسوزی کردن برای دیگران رو ندارم . دیگه نمیترسم ، دیگه شرک نمیورزم ، دیگه ایمانم ابراهیمی میشه ، دیگه نمیشینم گریه کنم وای فلانی بدبخت چرا باهاش اینجور رفتار شد چرا اون اتفاق براش افتاد .
ان چیز که مرا نکشد قوی ترم میکند
حتی اگه به قتل هم برسه بهش ظلم نشده چونکه این دنیا هیچی نیست شاید دوباره همینجا برگردیم شاید به زندگی بهتر دیگری برسیم که بگیم چه خوبه اینجا کاش زودتر میمردم .😂 خدا میدونه بعدش چیه ما فقط میدونیم که اخرش نیست تازه شروعشه .
من توی باور ظلم کردن به زنان خیلی ضعف دارم . هر دفعه فکر کردن به این مورد چنان حال منو بد میکنه که باید بخوابم تا تموم بشه .😂😆🤦🤦
میدونی به نظر من این اشتباه ماست که اسم میذاریم روش و دسته بندیش میکنیم و این حتی حالمونو بدتر میکنه .
اصلا اینکه به همه ی انسان هایی که در مدار درست نباشن ظلم میشه زن و مرد نداره . بعدشم
که ظلم بشه فارق از جنسیت ، رنگ پوست ، نژاد ، سن و… اون انسان میتونه با اختیار و ازادی خودش تصمیم بگیره که ظلم رو بپذیره یااااااااا اینکه نپذیره و از اون به عنوان تضادی برای بهتر شدن ، قدرتمند تر شدن ، با اعتماد به نفس تر شدن و یافتن مسیری بهتر با کمک هدایت درونیش استفاده کنه . 😃😃😃
بابا اسمش اصلا ظلم نبود
اسمش تضاد بود ما اشتباهی گرفتیم داداش . 🤦😄
واااییییی خیلی از جنبه های متفاااااااوت و زیاااااااااااااااااد میشه درباره این ظلم حرف زد و باورهای درست گذاشت جاش . 💯💯💯💯💯
با تشکر فراوان از استاد ، شایسته خانم و بچه های سایت . دوستتون دارم . نگار .❤️
با سلام و ادب خدمت همسفران و مشتاقان کوی دوست امروز در دومین سفر خودم فایلی رو گوش دادم که قبلا هم بارها گوش داده بودم و روزی دوباره ام شد در این سفر و چه خوش روزی و هدیه ای بود که بار دیگر بر نکاتی رو بهم گوشزد کرد که به قولی قبلا هم شنیده بودم و می دونستم اما …..
در یکی از فایل های استاد ازش شنیدم با این مضمون که می گفت” کار من دیگه کسب اطلاعات نیست بلکه عمل به دانسته هاست ”
و چه نکته بزرگ عظیم و راه گشایی در این جمله است برای ما ها که همش دنبال کسب اطلاعات و آرشیو سازی هستیم (خودممو میگم ) ولی نتایج ما نشون دهنده این مطلبه که این اطلاعت منجر به عمل نشده وگرنه نتایج دیگه ای در زندگی ما هویدا بود .
در سطر دوم نوشته های خانم شایسته از مفاهیم این فایل ، یکی از اصلی ترین قوانین باور این مطلب بود که ” ما توانایی کامل بر خلق زندگی خود داریم ” … جمله ای که بارها و بارها شنیده ایم از زبان اساتید ، کتابها و فیلم های مختلف ولی اعتراف می کنم که در مقام عمل نشون دادم که این باور چقدر در وجودم ضعیف ، سست و گاها ناچیزه
با این که توانایی های فردی و اجتماعی زیادی در خودم ایجاد کردم که مورد احترام دوستان و نزدیکانه اما باور اینکه جانشین خدا بر روی زمینم و توانایی کامل برای حل مشکلات در من وجود داره هنوز کامل نیست و متاسفانه هنوز در مواقع بحرانی این هویدا میشه و شرایط و دیگران و نجواهای دیگر در نتیجه نگرفتن خودم شریک میشن
اعتراف می کنم که باور و یقین کامل در همین یک قانون می تونه زندگی رو به سمت خواسته هام ببره ولی هنوز این یقین شکل نگرفته و در دومین روز از همسفریم با شما دوستان این مطالب رو نوشتم که هم به عهدم عمل کنم و هم راهکار دوستان و و کسانی که در مراحل جلوتری از این بینش قراردارند راهگشای من در این سفر باشه
سپاس از استاد عباسمنش گرانقدر ، خانم شایسته مهربان و خداوندی که عزیز است .
“زندگی آدمهای زیادی مدتهاست که یک جهنم واقعی است. آنها سالهاست در این جهنم مانده اند زیرا معتقدند این جهنم توسط فردی غیر از خودشان ایجاد شده. مثلا همسرشان به آنها خیانت کرده یا به ناحق قربانی پرخاشگری ها یا اشتباهات دیگران شدهاند و یا به طرق متعدد، مورد ظلم واقع شده اند.”
دارم به این موضوع فکر می کنم که زندگیم رو خودم تبدیل کردم به جهنم. زندگی که یک روز آرزوش رو داشتم. اما این پاشنه آشیل منه و پذیرفتن و باور کردن اون به این راحتی نیست که اگه من الان شرایط مالی بدی رو تجربه می کنم علتش خودم هستم. من همسرم رو مقصر می دونم و میبینم که روز به روز این شرایط بدتر میشه نه تنها تلاشی نمی کنم بلکه بقیه جنبه های زندگیم رو هم دارم داغون می کنم.
آره مقصر دونستن دیگران راحت ترین کار دنیاست ولی این کار آدم ها ی بزدل هستش و با این کارم توی این مدت زندگی مشترک نه تنها چیزی درست نشده بلکه روز به روز همه چیز خراب تر شده
این طرز تفکر بزرگترین نشتی انرژی من هستش
باید انرژیمو بذارم برای تغییر خودم نه همسرم. از سرزنش کردن و تحقیرش دست بردارم و کمکش کنم و توکل کنم بخدا و صبر کنم.
“طبیعتاً تغییر آنچه که فکر میکنی تو نقشی در ایجادش نداشتهای ، تقریباً غیر ممکن است. اما حقیقت این است که اگر این اصل جهان را بپذیری که میگوید:
«تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء بازتاب باورهای و فرکانس های خودمان است»، آیا موضوعاتی مثل خیانت، مورد ظلم واقع شدن، یا بخشیدن یا نبخشیدن فردی که آن را مقصر بدبختی خود میدانی و… همچنان برایت موضوعیت خواهد داشت؟
آیا همچنان بخش اعظمی از انرژی، تمرکز، توانایی و زمانی را که باید صرف تحقق خواستههایت نمایی، صرف خواهی نمود تا ثابت کنی که مورد ظلم و خیانت واقع شدهای یا یک قربانی و مظلوم هستی؟!
اگر بدانی که، تمام تمرکزی که با هر دلیل، منطق و استدلال، صرف یافتن مقصر یا اثبات تقصیر میشود، یک فرکانس ناخواسته است که ناخواستهی دیگری را میسازد یا یک احساس بد است که اتفاق بدِ بعدی را خلق میکند، آیا باز هم “حق به جانب بودن” برایت مهمتر از “احساس خوب داشتن” خواهد بود؟!
اگرهمین فردی که “صاحب حق بودن” براش بسیار مهمتر از ”تجربه احساس خوب” است، موجودیت فرکانسی خودش و خاصیت فرکانسی جهانی را بشناسد که بدون استثناء به احساس او پاسخ میٔدهد، هرگز با هیچ دلیل، منطق و استدلالی، جرأت تمرکز بر ناخواستهها یا گلایه و شکایت از آنها را-حتی به درگاه خدا- نخواهد داشت.
اگر این اصل را بپذیری که تو بدون استثناء خالق زندگیات با فرکانسهایت هستی، همه حاشیههای زندگیات حذف میشود. آنوقت نمیتوانی عواملی بیرون از خود را موانعی بدانی بر سر راهِ خواستههایت یا عواملی بدانی برای دستیابی به خواستههایت. مگر توحید غیر از این است! آنوقت هدایت میشوی به مسیر اجرای توحید در عمل. همان مسیری که زندگیات را با توانایی و خاصیت خداگونهات خلق میکنی. همان توانایی که تو را همواره در زمان مناسب، در مکان مناسب قرار خواهد داد.”
این جملات گوهر گران بهایی هستند که باید درک بشه باید عمل بشن و زندگی انسان رو بسازن.
تمرین روز دوم
این تمرین رو من از این فایل و از آگاهی های این فایل برای خودم درست کردم
تمام اتفاقات زندگی من به واسطه باور ها و فرکانس های من ساخته شده. پس اگه شرایط نامناسب رو همین الان دارم تجربه می کنم تنها فردی که باعث ایجاد این شرایط شده من هستم پس به دنبال پیدا کردن مقصر نباشم. تمرین کنم که وقتی اشتباهی پیش اومد یا یک مسئله ای پیش آمد دنبال مقصر نباشم فقط به دنبال راه حل باشم.
بزرگترین قانون جهان هستی ” احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب هست . تمام تلاشمو بکنم که فقط احساسم رو خوب نگه دارم. احساس من شیشه عمر من هستش .
از خداوند زیاد طلب استغفار کنم
اگه داره به من ظلم میشه این من هستم که می خوام و مقصر خودم هستم نه فردی که به من ظلم میکنه . حتی اگه به نجواهای شیطان گوش میدم و اشتباه می کنم مقصر منم نه شیطان.
همه رو دوست داشته باشم و عاشق همه باشم و نسبت به همه کس و همه چیز احساس خوب داشته باشم.
زمانیکه بچه بودم خانواده یا هر کسی که من رو میدید میگفتن چقدر مظلوم و ساکت هستی و من فکر میکردم که مظلوم بودن چیز خیلی خوبیه چون انگار که همه دوستت دارن و بهت محبت میکنن ، بعدها فهمیدم که این عین حقارته که بخوام ادای انسان های مظلوم رو در بیارم چون دقیقا همین قضیه باعث شد که توی مدرسه و دانشگاه توسط استاد و هم کلاسی ها یا همکارهایم مورد آزار قرار بگیرم
خدارو صد هزار مرتبه شکر که متوجه شدم منی که از کانون قدرت آفریده شده ام کاملا داشتم خلاف آن چیزی که حقیقت من تعریف میکرد عمل میکردم
مظلوم بودن به منظور مورد ظلم قرار گرفتن هست ولی قدرتمند بودن به منظور مورد رحمت و عزّت قرار گرفتن هست
من تصمیم گرفتم که دومی باشم قدرتی که بر پایه ی عشق و محبت الهی هست که همراش وفور نعمت و ثروت جریان داره
خداروشکر که من بیشتر دارم تلاش میکنم که به مخلوقات خداوند محبت و مهربانی و کمک کنم تا خودم مورد لطف و مهربانی و کمک از جانب پروردگار عزیزم قرار بگیرم خدایاشکرت
خدایی که به من قدرت خلق داده خدایی که عدالتش بی نظیره خدایی که اینقدر مارو آزاد خلق کرده
خدایا شکرت برای این جهان بینظیر و قانون پر از عدل این جهان
خدای مهربانم خدای بخشنده
چقدر خوبه که من هر لحظه میتونم زندگیمو تغییر بدم و زندگیمو بسازم
خدایا چقدر خوبه که من لایق بهترینها هستم
چقدر احساس لیاقت مهمه چقدر احساس لیاقت قشنگه چقدر قشنگه که احساس میکنی همه چیزو میتونی داشته باشی اگر خودتو لایقش بدونی
چقدر قشنگه که به خودت احترام بزاری
چقدر قشنگه که بدونی اول خودت چون تو فقط برای خودت میتونی کاری انجام بدی نه برای هیچ کس دیگه چقدر قشنگه که فقط مسئول زندگیه خودتی
چقدر قشنگه که هرکسی که بخواد میتونه زندگیشو بسازه
چقدر قشنگه که من لیاقت بهترینا رو دارم تنها به این دلیل که خدا منو برای گسترش جهان انتخاب کرد
من منتخب خدا جونم رب العالمین هستم چی ازین مهمتر برای اینکه احساس لیاقت کنم
چی ازین قشنگتر
خدایا شکرت برای کتاب قرآن برای این راهنمای زندگی
خدایا منو ببخش که سالها این کتاب گوشه کمد خاک میخورد و من در پیچ و تاب زندگیه مزخرفی که برای خودم ساخته بودم حیران و سرگشته به هر ریسمان پوسیده ای چنگ مینداختم
خدایا من به خودم ستم کردم خدایا منو ببخش که تو توبه پذیر مهربان هستی
اما الان غرق در شادی هستم که این لحظه در این مسیر پر از آگاهی هستم
هزاران بار شاکر تو هستم که دارم بیشتر و بیشتر میشناسمت
خدایا چقدر زندگیم قشنگتره چقدر همه چیز بهتره
خدایا شکرت
من هرلحظه به تو محتاجم هر لحظه منو به راه بندگانی که بهشون نعمت دادی هدایت کن
خدای بخشنده و مهربانم❤️❤️❤️❤️
استاد عزیزممم خدارو شاکرم برای وجودتون برای مهربونیتون برای سخاوتی که دارین
استاد عزیز سپاس فروان بخاطر آگاهیهای ک امروز از صحبتهاتون دریافت کردم ؛ امروز به این درک رسیدم ک من باید مسولیت تمام اتفاقات زندگیمو تا به امروز بر عهده بگیرم و قبول کنم هیچکس هیچ نقشی تو زندگی من نداشته و تمام شکستها و مشکلات زندگیمو خودم ایجاد کردم، البته که قبول کردن همچین مسولیت بزرگی برای من خیلی سخته، چون من همیشه یه بخشی از بدبختیها و مشکلاتم رو به گردن بقیه مینداختم ؛ خانواده ، والدین و تمام انسانهای ک تو تمام زندگیم به نحوی با من برخورد داشتن و باهاشون در ارتباط بودم، من خودم رو خیلی جاها مظلوم دیدم و باور داشتم ک انسان های زیادی به من ظلم کردن، زمانهای زیادی تو تاریکی زندگی میکردم از خیلیا شاکی بودم ، اما الان میفهمم این من بودم که با افکار و گفتارم ، با ترسها و نگرانیهام، با باورهای اشتباهم اون اتفاقات رو بوجود میاوردم، اون آدما رو به زندگیم دعوت میکردم، نحوه ی رفتار بقیه با خودم رو ایجاد میکردم و هر روز با فکر کردن به دردها و مشکلات اونها رو بیشتر و بیشتر میکردم
امروز میدونم این توانایی رو دارم ک دنیامو زیر رو رو کنم و فقط اتفاقاتی رو ایجاد کنم ک خودم بخام
فهمیدم با کنترل ذهن و افکارم و بالا بردن مدارم خودم رو در شرایطی قرار بدم ک فقط خوشبختی و عشق و آرامش به سمتم سرازیر بشه.
استاد عزیز چند روزه دلم میخاد قرآن و شروع کنم به خوندن اما فک میکردم نمیتونم درست بفهمم ، یا ممکنه اشتباه برداشت کنم و از مسیر درست منحرف بشم، اما حرف امروز شما برام یه نشونه بود که اگه واقعا دنیال حقیقتم اگه واقعا خوشبختی رو میخام، شروع کنم به مطالعه قرآن، وقتی خود قرآن میگه آیات خیلی واضحه و هر کسی میتونه بفهمه پس دلیلی نداره من نتونم
خدایا من شروع میکنم توام کمکم کن تا بتونم درست بفهمم و بتونم به شناخت تو و خودم و جهان هستی راه پیدا کنم.
چقدر این فایل با باورهایی که داره احساس گناه رو دور میکنه
چرا؟ بخاطر این باور:من هر کاری میکنم به خودم ظلم میکنم
بخاطر این باور که کسی نمیتونه جای من فرکانس بفرسته
این دوتا باور اگر در زمان مناسب استفاده بشه فوق العاده اس!
هر وقت احساس گناه اومد سراغمون بگیم ببین آیدا اگر این کارو کنی به خودت ظلم میکنی
تویی که فرکانسو میفرستی تویی که دنیاتو خلق میکنی تویی که دنیای خودت رو مدیریت میکنی
_ما مسئولِ خوشحالی و ناراحتی کسی نیستیم
_ما مسئول خوشبخت کردن کسی نیستیم
_ما مسئول کمک کردن به کسی نیستیم
_ما توانایی تغییرِ زندگی کسی رو نداریم چه در جهت مثبت چه منفی
_ما در تغییر دیگران ناتوانیم چه در ظلم چه در خیر
_ما تنها مسئولِ احساساتِ خودمون هستیم
_ما تنها برای خودمون فرکانس میفرستیم
_ما با بدی و تخریب کسی خودمونو هرلحظه داریم تخریب میکنیم!
_ما نباید مظلوم باشیم یعنی مراقب باشیم که ظلم به من(خودم) تنها زمانی حقیقتِ واقعی داره که خودم به خودم ظلم کنم با چی؟ با فرکانس و اعمالی که پشتشه؛پر از نیت هاییه که سرشار از باور های محدود کننده و منفیه…
فکر میکنی ظلم کردی؟ به خودت بله
فکر میکنی ظلم بهت شده؟بازم اینجا خودت به خودت ظلم کردی اما اینبار از طریق یه فردِ دیگه چون منِ انسان باور کردم دیگران میتونن تاثیری توی زندگی من داشته باشن(بازم خودم به خودم ظلم کردم) اون فرد نبوده که ظلم کرده جهان با فرکانس های من از طریقِ دیگه ای بهم ثابت کرده چیو؟؟؟ باور های منو
گناه چیه؟ از عذاب وجدان میاد
وجدانو کی تعریف کرده؟ فرهنگ و افکار جامعه ای که درش زندگی کردیم
کاره اشتباه کاریه که واااقعا اشتباه باشه
مثل چی؟ مثل دروغ هیچ جای دنیا نمیگن دروغ خوبه
مثل خیانت هیچ جای دنیا نمیگن خیانت خوبه
مثلِ تهمت هیچ جای دنیا نمیگن تهمت پسندیدس و…و….
اما کارایی مثل گریه نکردن برای مرده ها،عزاداری نکردن ،خوردن غذاهای خاص اینا چی اینام گناهن؟
آیا همه جای دنیا واااقعا همینه؟ نه اصلا
شاید یجا شادی کنن از مرگ عزیزان یه جام ناراحت بشن
شاید یه جا غذای خاصی براشون مفید باشه و یه جا مخالفش باشن
همیشه حواسمون باشه اشتباهاتمون رو با تصویر بزرگتری توی جهان بسنجیم و بعد میتونیم بگیم که الان چیکار باید کرد درس گرفتن از اشتباه و رد شدن ازون یا اصلا اشتباهی نبوده و بفهمیم که چی گذشته بهمون
-خب دروغ گفتی؟ به خودت دروغ گفتی
تهمت زدی؟ به خودت تهمت زدی
خیانت کردی؟ بازم به خودت ظلم میکنی چون جهان آینه ی رفتارها و اعمال ماست
همیشه فکر کنیم یه آینه جلومونه و قراره همون لحظه نتیجه رو به ما برگردونه بازم همین جوری( هر چی هرچی) هر کاری شد انجام میدیم یا مراقب رفتار و اعمالمون هستیم؟؟؟
خب! اون شخص یه دروغ بهش گفته شده اما من چی؟ قراره عکس العمل منفی تری رو از جهان دریافت کنم (میدونی جهان چی میگه؟میگه دروغ گفتی؟دروغ بهت میگن)و….البته سیستم مدلش اینه نه اینکه بیکار باشه بگه بذار مچشو بگیرم
پس بازم به کسی ظلم نکردم
کی میشه به خودم ظلم نکنم؟
۱.وقتیکه برای خودم ارزش قائل باشم
۲.وقتیکه در مسیرِ درست قرار بگیرم
۳.قوانین جهان رو درک کنم
۴.باااور داشته باشم که به خودم ظلم میشه
من مسئولم،مسئولِ دنیای خودم،فرکانس خودم،افکار خودم،باورهای خودم،آخرتِ خودم و تماااام زندگی ام
استغفار یعنی چی؟ یعنی طلب بخشش
حالا واقعا احساس گناه میکنی و واقعا کاره اشتباهی کردی و دوست داری بخشیده بشی درسته؟بله درسته
خب!اگر از شخصِ دیگه ای(هر کسی) بخوای برات طلب بخشش کنه به نظرت فایده داره؟
چه بخششی صورت میگیره وقتی منم که دارم برایِ خودم فقط و فقط خودم فرکانس میفرستم
عه!اینجوری که اون شخص واسه خودش حساب میشه پس من چی؟
خودت باید طلب بخشش کنی و اگر واقعاااا خواستار تغییر باشی از همون لحظه فرکانست تغییر میکنه از منفی به مثبت چرا میگن خدا بسیار توابه؟ چرا میگن صدبار توبه شکستی باز آ؟ چون از هر لحظه بخوای میتونی فرکانستو تغییر بدی حتی اگر صدبارم اون اشتباهو تکرار کردی بارِ صدو یکم میتونی طلب بخشش کنی
ولی اینا اینجوریم نیست که بگی خب حالا که خدا توابه بذار بالاخره یه روزی درستش میکنم
چون باز این اصلو فراموش کردی که هر لحظه داری به خودت ظلم میکنی
خداوند به بنده هاش ظلم نمیکنه
اگر فکر میکنی شخص دیگه ای میتونه برات استغفار کنه یعنی قدرتو از خودت گرفتی قدرتی که خدا بهت داده (برای خلق هر لحظت)
حالا فکر میکنی میتونی با توسل به کسی ازش بخوای برات دعا کنه و بگه خدایا ایشونو ببخش ایشون اشتباه کرده
یا بگی من که آدم نیستم فلانی شما برای من طلب آمرزش بخواه؟؟؟؟!!
مثل این میمونه که اینجوری فکر کنیم:
_من که فرستنده ی فرکانسم توی این مورد خرابه عمل نمیکنه از شما فعاله انجام بده برامون!
نه اینطور نیست من اگر احساسِ گناه میکنم و یا اشتباهی کردم که پشیمونم خیلی ساده با تغییر فرکانسم و البته با درک اشتباهم و درس گرفتن ازون میگذرم به زندگیم ادامه میدم
*اگر قرار بود طلبِ مغفرت برای عده ای خاص باشه خدا حتما قرار میداد اون افراد رو و صراحتا بیان میکرد که ای مردم وقتی اشتباه کردید بیایید اینجا و طلب مغفرت کنید
مگ خدا یادش رفته؟ یا نخواسته بگه یا نتونسته؟؟؟!!
منِ انسان کنترلِ تمومه زندگیم دستمه و همیشه هروقت ی جا خراب شد میتونم تغییرش بدم
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی جان مظهر صلح درون
خدایا سپاسگزارم که متعهدانه ردپای چهل و سوم سفرنامم رو می نویسم
امروز با دیدن این فایل هم متعجب شدم و هم ذوق کردم چون این فایل رو دقیقا من روز دوم سفرنامم گوش کردم و کامنت گذاشتم…امروز با خودم می گفتم بعد از اینکه رد پای روز چهل و سومم رو نوشتم میرم با رد پای روز دومم مقایسه می کنم و می بینم که فرکانسم چه تغییری کرده…
وقتی ظهر فایل رو گوش کردم با اینکه بار چندم بود که گوش میکردم انگار خیلی برام همه ی حرفها تازه بود…و همش به خودم می گفتم عصر یه کامنت توپ میذارم تا خودمو بسنجم
اما عصر منصرف شدم…من تو این مدت باورهام بالا و پایین های متفاوتی داشته…گاهی عالی و گاهی هم کمی مکدر اما به لطف این فایل ها و تعهدم سعی میکردم ک زود خودم رو جمع و جور کنم…و سریع افکارم رو کنترل کنم….پس نیازی به نوشتن یه کامنت توپ و خودنمایی برای فرزانه ی قبلی نیست…همین رفتارها خودش چکاب فرکانسی منو نشون میده..
من قرار شده در خاموشی و سکوت و آرامش پیش برم و اجازه بدم تکاملم طی بشه و فقط لذت ببرم…
فقط در این مسیر تکامل امروز یکهو به یک تصمیمی هدایت شدم و این تصمیم هم این بود ک الان باز هم نسبت به قبل متعهدانه تر برو جلو…الان وقتش شده که از فایل هایی که گوش می کنی منسجم تر یادداشت برداری کنی…تا نوشته هات تبدیل به باورهات بشن…از امروز هدفمندتر به تمریناتت ادامه بده..
خدایا بابت این آگاهی ها و هدایت سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم ک این قوانین ثابت رو توی جهان قرار دادی
و ووقتی که فکر می کنم این جهان و خدای من سیستمی عمل می کنه خیلی امیدوارمیشم و حالم خوب میشه
خدایا منو به آدم های خوب و مهربون که مدار بالایی دارند هدایت کن
خدایا منو به تصمیمات درست و به باورهای درست هدایت کن
باز کلی آگاهی های ناب و عالی گرفتم وقتی صحبت از توحید میشه شور و هیجانی درونم جاری میشه و انگار میرم آسمون ها😃
همیشه تو زندگیم تو حق به جانبی کامل بودم و فکر میکردم بقیه باعث بدبختی من هستن و من مظلوم واقع شدم
شاید این برام لذت داشت لذتی که دیگه کاری نکنم حرکتی نکنم و ثابت بمونم چه بسا روز به روز پسرفت هم بکنم
لذت کوتاه مدت و هر روز بدبختی ها بیشتر و بیشتر هم میشد اما از وقتی با این مباحث آشنا شدم که با کتاب چهاراثر بود به قلبم نشست نمی دونم چرا بدون هیچ مقاومتی قبول کردم و خوشم می اومد
و من تصمیم گرفتم یکی از تمارین اون کتاب رو انجام بدم که گفته بود دعا کن برای بقیه
من شروع کرده بودم دعا میکردم دعای خیر
و چقدر روابطم بهتر شد و این مهری شد که نگین خالق زندگیت خودت هستی
و در واقع اون دعاها داشت به نفع من کار میکرد
و الان هم سعی میکنم دعا کنم برای بقیه برای خودم خیلی بهم آرامش میده و به احساس خوبی می رسم💗
برخلاف جریان حرکت کردن سخته اما غیرممکن نیست چون چیزی که خیلی مرسومه حداقل در اطرافیانم نفرین کردن بقیه هستش و با چشمان خودم میبینم که بلا و مصیبت داره سر این افراد می باره که خودشون هم نمی فهمن مشکل از کجاست.
به مرور بیشتر برام قابل فهم تر میشه که چرا اینقدر تاکید می کنند به عشق ورزیدن به بقیه
من همیشه فکر میکردم و شاید میکنم که اون عشق به طرف مقابل داده میشه برای من که سودی نداره و کلی انرژی و وقت منم میگیره
اما با مطالبی که در این فایل گفته شد
به این نتیجه و درک رسیدم اون عشق و محبتی که نثار بقیه میکنم به خودم برمیگرده یعنی دارم به خودم خدمت میکنم
و تو لحظه ای که میخوام چیزی که اثبات کنم که حق با منه از خودم بپرسم که میخوام حق با من باشه یا آرامش داشته باشم؟؟؟
از خداوند می خوام خودش من رو در این مسیر ثابت قدم نگه داره چون ذهنم خیلی مقاومت داره در برابر تغییر،رشد، پیشرفت و… و نجواهای ذهنیم میخواد من رو متوقف کنه اما میدونم استمرار در مسیر نتیجه میده و مقاومت کمتر میشه
خدایا شکرت بابت استاد عباس منش . خانم شایستۀ عزیز و این فضا که من رو به سمتش هدایت کردی🙏🥰
به نام خدا
روز دوم سفرنامه
در واقع این شرک هست که دعای کسی رو دارای قدرت و تاثیر در زندگیمون بدونیم چونکه افرینش زندگیمون ۱۰۰% در دستان خودمون هست .
و ضد قانون جهان هم هست زیرا مدار ما تعیین کننده ی اتفاقات و شرایط ماست نه دیگران .
از طرف دیگه کسی که دعای خیر دیگران رو تاثیرگذار در زندگیش میدونه ، نفرین رو هم دارای تاثیر منفی در زندگیش میدونه .
ما دعا و طلب خیر و برکت میکنیم چون که نوعی ارسال انرژی مثبت از ماست که هم حال ما هم اطرافیانمون رو خوب میکنه . نه اینکه زندگیشونو تغییر بده . مثلا من وقتی میشنوم کسی برای من طلب ثروت میکنه به من حس خوبی میده ، مدار منو میبره بالاتر که ثروت در این دنیا زیاده و … همینطور برعکس …
دعا کردن برای دیگران نوعی انتقال انرژی مثبت بهشونه
که اگر در مدار درست باشند این انرژی رو دریافت میکنند و این انرژی که از ما گسیل میشه به سمت خودمون بازمیگرده و ازونجایی که در مدار درست بودیم که طلب خیر کردیم حتما این بازگشت انرژی تاثیر مثبتشو میذاره .
نفرین کردن نوعی انتقال انرژی منفی هست که اگه دیگران در مدار درست باشند این انرژی زو دریافت نمیکنند و این انرژی گسیل شده از ما بهمون برمیگرده و ازونجایی که در مدار نادرست بودیم که نفرین کردیم حتما این بازگشت انرژی روی ما تاثیر منفی میذاره .
پس ما نتیجه میگیریم که :
دعا کردن برای شخصی که در مدار نادرست هست هیچ تاثیری برای اون نداره .
نفرین کردم برای شخصی که در مدار درست هست هیچ تاثیری برای اون نداره
ولی در هر صورت برای خود فرد فرستنده تاثیر داره :)
توی قرآن بارها اومده که حتی پیامبر بارها طلب استغفار برای کسی کنه نتیجه ای نداره و هرکسی نتیجه ی اعمال خودشو میبینه .
خود پیامبر هم باید برای خودش طلب مغفرت و امرزش کنه .
ظلم هم به همین شکل هست .
ببین همونطور که وقتی انرژی منفی از خودت ساطع میکنی اون انرژی بهت برمیگرده ظلم هم همینطوره .
وقتی ظلمی به کسی کنی اون فرد میتونه به راحتی دوری کنه از تو و با هدایت و راهگشایی خداوند بهش هیچ آسیبی زده نشه اما تو نمیتونی از چیزی که خودت به وجودش اوردی فرار کنی و 100% اون ظلم به خودت برمیگرده .
کمک کردن و عشق ورزیدن به دیگران که مقابل ظلم هست هم به همین شکله . فارق از اینکه اون نیکی نتیجه ی مثبت برای فرد مقابلت داشته باشه یا نه .
چون ممکنه اون فرد در مدار دریافت اون نیکی نباشه اما تویی که در مدارش هستی حتما بهت برمیگرده .
من خودم به شخصه توی این که ظلم وجود نداره خیلی مشکل دارم . اصلا همه ی ادما مشکل دارن کسی نیست توی این مورد خوب باشه من ندیدم مگر کسی که عاالی با عباسمنش کار کرده باشه :))
مثلا توی باور های خوب درباره ثروت ، میلیون ها افراد ثروتمند هستند که باوراشون خوبه
توی روابط ادمای زیادی هستن که از بچگی باورای درست داشتند
توی سلامتی ، معنویت و …
اما اینکه ظلم در دنیا وجود نداره خییلی بد تو ذهنمون رفته یعنی به قول استاد که میگه تغییر باورهای ثروت خییلی سخت تره تا بقیه باور ها … این یکی دیگه از ثروت هم سخت تره خداوکیلی …😄😅😅😂
توی عمرم کسی رو ندیدم که بگه ظلم در دنیا نیست
توی عمرم حتی یه بار هم نشنیدم کسی که ظلم میکنه به خودش میکنه نه به بقیه .
یعنی از وقتی بدنیا اومدیم و چشم باز کردیم ظلم بوده و ظلم و اسیب دیدن مظلوم( از نظر خودمون )
از وقتی که کوچیک بودیم و( خانواده هم سنامون و …)ما رو میزد و ما اسیب میدیدم نه اون
تا الان که چپ و راست رسانه ها ، مردم ، خانواده و …از ظلم و ظلم و ظالم و ظالم حرف میزنن .
ظلم به کودکان کار ، ظلم به زنان ، ظلم به سیاه پوستان ، ظلم به فقرا ، ظلم به معلولین ، ظلم به مستضعفان ، ظلم حکومت به مردم ، ظلم رئیس به کارمند ، تجاوز ، قتل ، بیماری و ….
یعنی این یکی باوره دیگه فسیل شده تو ذهنمون ببین این چقدر کار میخواد 😅😂😂😂😭😭
الان میفهمم که این چه ترمز بزرگی توی ذهنم بوده
این باور که ظلم وجود نداره یک ستون اصلیِ اصلیه
۹۰% حال بدیامون ابشخور این باوره
یعنی این باورو در ذهنت درست کنی 90% حال خوب بیشتری تجربه میکنی در نتیجه شرایط بهتری تجربه میکنی توی زندگیت چون حال ما شرایط مارو میسازه .
واقعا وقتی یک اتفاق بدی برام میوفته
یا میشنوم اتفاق بدی برای کسی افتاده
وقتی این باورو داشته باشم که هیچ ظلمی به کسی نمیتونه برسه و من فقط باید از خداوند هدایت بطلبم تا در نهایت همین اتفاق به سود من تموم بشه دیگه هیچ وقت احساس بد رو تجربه نمیکنم . دیگه احساس دلسوزی کردن برای دیگران رو ندارم . دیگه نمیترسم ، دیگه شرک نمیورزم ، دیگه ایمانم ابراهیمی میشه ، دیگه نمیشینم گریه کنم وای فلانی بدبخت چرا باهاش اینجور رفتار شد چرا اون اتفاق براش افتاد .
ان چیز که مرا نکشد قوی ترم میکند
حتی اگه به قتل هم برسه بهش ظلم نشده چونکه این دنیا هیچی نیست شاید دوباره همینجا برگردیم شاید به زندگی بهتر دیگری برسیم که بگیم چه خوبه اینجا کاش زودتر میمردم .😂 خدا میدونه بعدش چیه ما فقط میدونیم که اخرش نیست تازه شروعشه .
من توی باور ظلم کردن به زنان خیلی ضعف دارم . هر دفعه فکر کردن به این مورد چنان حال منو بد میکنه که باید بخوابم تا تموم بشه .😂😆🤦🤦
میدونی به نظر من این اشتباه ماست که اسم میذاریم روش و دسته بندیش میکنیم و این حتی حالمونو بدتر میکنه .
اصلا اینکه به همه ی انسان هایی که در مدار درست نباشن ظلم میشه زن و مرد نداره . بعدشم
که ظلم بشه فارق از جنسیت ، رنگ پوست ، نژاد ، سن و… اون انسان میتونه با اختیار و ازادی خودش تصمیم بگیره که ظلم رو بپذیره یااااااااا اینکه نپذیره و از اون به عنوان تضادی برای بهتر شدن ، قدرتمند تر شدن ، با اعتماد به نفس تر شدن و یافتن مسیری بهتر با کمک هدایت درونیش استفاده کنه . 😃😃😃
بابا اسمش اصلا ظلم نبود
اسمش تضاد بود ما اشتباهی گرفتیم داداش . 🤦😄
واااییییی خیلی از جنبه های متفاااااااوت و زیاااااااااااااااااد میشه درباره این ظلم حرف زد و باورهای درست گذاشت جاش . 💯💯💯💯💯
با تشکر فراوان از استاد ، شایسته خانم و بچه های سایت . دوستتون دارم . نگار .❤️
هوالعزیز
با سلام و ادب خدمت همسفران و مشتاقان کوی دوست امروز در دومین سفر خودم فایلی رو گوش دادم که قبلا هم بارها گوش داده بودم و روزی دوباره ام شد در این سفر و چه خوش روزی و هدیه ای بود که بار دیگر بر نکاتی رو بهم گوشزد کرد که به قولی قبلا هم شنیده بودم و می دونستم اما …..
در یکی از فایل های استاد ازش شنیدم با این مضمون که می گفت” کار من دیگه کسب اطلاعات نیست بلکه عمل به دانسته هاست ”
و چه نکته بزرگ عظیم و راه گشایی در این جمله است برای ما ها که همش دنبال کسب اطلاعات و آرشیو سازی هستیم (خودممو میگم ) ولی نتایج ما نشون دهنده این مطلبه که این اطلاعت منجر به عمل نشده وگرنه نتایج دیگه ای در زندگی ما هویدا بود .
در سطر دوم نوشته های خانم شایسته از مفاهیم این فایل ، یکی از اصلی ترین قوانین باور این مطلب بود که ” ما توانایی کامل بر خلق زندگی خود داریم ” … جمله ای که بارها و بارها شنیده ایم از زبان اساتید ، کتابها و فیلم های مختلف ولی اعتراف می کنم که در مقام عمل نشون دادم که این باور چقدر در وجودم ضعیف ، سست و گاها ناچیزه
با این که توانایی های فردی و اجتماعی زیادی در خودم ایجاد کردم که مورد احترام دوستان و نزدیکانه اما باور اینکه جانشین خدا بر روی زمینم و توانایی کامل برای حل مشکلات در من وجود داره هنوز کامل نیست و متاسفانه هنوز در مواقع بحرانی این هویدا میشه و شرایط و دیگران و نجواهای دیگر در نتیجه نگرفتن خودم شریک میشن
اعتراف می کنم که باور و یقین کامل در همین یک قانون می تونه زندگی رو به سمت خواسته هام ببره ولی هنوز این یقین شکل نگرفته و در دومین روز از همسفریم با شما دوستان این مطالب رو نوشتم که هم به عهدم عمل کنم و هم راهکار دوستان و و کسانی که در مراحل جلوتری از این بینش قراردارند راهگشای من در این سفر باشه
سپاس از استاد عباسمنش گرانقدر ، خانم شایسته مهربان و خداوندی که عزیز است .
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و دوستان
واقعا فایل عالی بود خیلی خوب درباره قانون جهان صحبت کردید
من از وقتی که این فایل رو گوش کردم یکی دو بار قرآن رو تا آخر خواندم و بعد از این می خوام بیشتر بخونم چون واقعا آیه های فوق العاده است
خیلی ممنون از شما واقعا فایل خوبی بود
و خیلی کار خوبی کردید که گفتید من و بقیه دوستان خودمون بریم تحقیق کنیم
خیلی ممنون
همگی در پناه الله یکتا
“زندگی آدمهای زیادی مدتهاست که یک جهنم واقعی است. آنها سالهاست در این جهنم مانده اند زیرا معتقدند این جهنم توسط فردی غیر از خودشان ایجاد شده. مثلا همسرشان به آنها خیانت کرده یا به ناحق قربانی پرخاشگری ها یا اشتباهات دیگران شدهاند و یا به طرق متعدد، مورد ظلم واقع شده اند.”
دارم به این موضوع فکر می کنم که زندگیم رو خودم تبدیل کردم به جهنم. زندگی که یک روز آرزوش رو داشتم. اما این پاشنه آشیل منه و پذیرفتن و باور کردن اون به این راحتی نیست که اگه من الان شرایط مالی بدی رو تجربه می کنم علتش خودم هستم. من همسرم رو مقصر می دونم و میبینم که روز به روز این شرایط بدتر میشه نه تنها تلاشی نمی کنم بلکه بقیه جنبه های زندگیم رو هم دارم داغون می کنم.
آره مقصر دونستن دیگران راحت ترین کار دنیاست ولی این کار آدم ها ی بزدل هستش و با این کارم توی این مدت زندگی مشترک نه تنها چیزی درست نشده بلکه روز به روز همه چیز خراب تر شده
این طرز تفکر بزرگترین نشتی انرژی من هستش
باید انرژیمو بذارم برای تغییر خودم نه همسرم. از سرزنش کردن و تحقیرش دست بردارم و کمکش کنم و توکل کنم بخدا و صبر کنم.
“طبیعتاً تغییر آنچه که فکر میکنی تو نقشی در ایجادش نداشتهای ، تقریباً غیر ممکن است. اما حقیقت این است که اگر این اصل جهان را بپذیری که میگوید:
«تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء بازتاب باورهای و فرکانس های خودمان است»، آیا موضوعاتی مثل خیانت، مورد ظلم واقع شدن، یا بخشیدن یا نبخشیدن فردی که آن را مقصر بدبختی خود میدانی و… همچنان برایت موضوعیت خواهد داشت؟
آیا همچنان بخش اعظمی از انرژی، تمرکز، توانایی و زمانی را که باید صرف تحقق خواستههایت نمایی، صرف خواهی نمود تا ثابت کنی که مورد ظلم و خیانت واقع شدهای یا یک قربانی و مظلوم هستی؟!
اگر بدانی که، تمام تمرکزی که با هر دلیل، منطق و استدلال، صرف یافتن مقصر یا اثبات تقصیر میشود، یک فرکانس ناخواسته است که ناخواستهی دیگری را میسازد یا یک احساس بد است که اتفاق بدِ بعدی را خلق میکند، آیا باز هم “حق به جانب بودن” برایت مهمتر از “احساس خوب داشتن” خواهد بود؟!
اگرهمین فردی که “صاحب حق بودن” براش بسیار مهمتر از ”تجربه احساس خوب” است، موجودیت فرکانسی خودش و خاصیت فرکانسی جهانی را بشناسد که بدون استثناء به احساس او پاسخ میٔدهد، هرگز با هیچ دلیل، منطق و استدلالی، جرأت تمرکز بر ناخواستهها یا گلایه و شکایت از آنها را-حتی به درگاه خدا- نخواهد داشت.
اگر این اصل را بپذیری که تو بدون استثناء خالق زندگیات با فرکانسهایت هستی، همه حاشیههای زندگیات حذف میشود. آنوقت نمیتوانی عواملی بیرون از خود را موانعی بدانی بر سر راهِ خواستههایت یا عواملی بدانی برای دستیابی به خواستههایت. مگر توحید غیر از این است! آنوقت هدایت میشوی به مسیر اجرای توحید در عمل. همان مسیری که زندگیات را با توانایی و خاصیت خداگونهات خلق میکنی. همان توانایی که تو را همواره در زمان مناسب، در مکان مناسب قرار خواهد داد.”
این جملات گوهر گران بهایی هستند که باید درک بشه باید عمل بشن و زندگی انسان رو بسازن.
تمرین روز دوم
این تمرین رو من از این فایل و از آگاهی های این فایل برای خودم درست کردم
تمام اتفاقات زندگی من به واسطه باور ها و فرکانس های من ساخته شده. پس اگه شرایط نامناسب رو همین الان دارم تجربه می کنم تنها فردی که باعث ایجاد این شرایط شده من هستم پس به دنبال پیدا کردن مقصر نباشم. تمرین کنم که وقتی اشتباهی پیش اومد یا یک مسئله ای پیش آمد دنبال مقصر نباشم فقط به دنبال راه حل باشم.
بزرگترین قانون جهان هستی ” احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب هست . تمام تلاشمو بکنم که فقط احساسم رو خوب نگه دارم. احساس من شیشه عمر من هستش .
از خداوند زیاد طلب استغفار کنم
اگه داره به من ظلم میشه این من هستم که می خوام و مقصر خودم هستم نه فردی که به من ظلم میکنه . حتی اگه به نجواهای شیطان گوش میدم و اشتباه می کنم مقصر منم نه شیطان.
همه رو دوست داشته باشم و عاشق همه باشم و نسبت به همه کس و همه چیز احساس خوب داشته باشم.
سلام به دوستای عزیزم و استاد عباسمنش عزیز
زمانیکه بچه بودم خانواده یا هر کسی که من رو میدید میگفتن چقدر مظلوم و ساکت هستی و من فکر میکردم که مظلوم بودن چیز خیلی خوبیه چون انگار که همه دوستت دارن و بهت محبت میکنن ، بعدها فهمیدم که این عین حقارته که بخوام ادای انسان های مظلوم رو در بیارم چون دقیقا همین قضیه باعث شد که توی مدرسه و دانشگاه توسط استاد و هم کلاسی ها یا همکارهایم مورد آزار قرار بگیرم
خدارو صد هزار مرتبه شکر که متوجه شدم منی که از کانون قدرت آفریده شده ام کاملا داشتم خلاف آن چیزی که حقیقت من تعریف میکرد عمل میکردم
مظلوم بودن به منظور مورد ظلم قرار گرفتن هست ولی قدرتمند بودن به منظور مورد رحمت و عزّت قرار گرفتن هست
من تصمیم گرفتم که دومی باشم قدرتی که بر پایه ی عشق و محبت الهی هست که همراش وفور نعمت و ثروت جریان داره
خداروشکر که من بیشتر دارم تلاش میکنم که به مخلوقات خداوند محبت و مهربانی و کمک کنم تا خودم مورد لطف و مهربانی و کمک از جانب پروردگار عزیزم قرار بگیرم خدایاشکرت
شاد و ثروتمند و سلامت باشید😊❤
به نام خدای مهربانم
خدایی که به من قدرت خلق داده خدایی که عدالتش بی نظیره خدایی که اینقدر مارو آزاد خلق کرده
خدایا شکرت برای این جهان بینظیر و قانون پر از عدل این جهان
خدای مهربانم خدای بخشنده
چقدر خوبه که من هر لحظه میتونم زندگیمو تغییر بدم و زندگیمو بسازم
خدایا چقدر خوبه که من لایق بهترینها هستم
چقدر احساس لیاقت مهمه چقدر احساس لیاقت قشنگه چقدر قشنگه که احساس میکنی همه چیزو میتونی داشته باشی اگر خودتو لایقش بدونی
چقدر قشنگه که به خودت احترام بزاری
چقدر قشنگه که بدونی اول خودت چون تو فقط برای خودت میتونی کاری انجام بدی نه برای هیچ کس دیگه چقدر قشنگه که فقط مسئول زندگیه خودتی
چقدر قشنگه که هرکسی که بخواد میتونه زندگیشو بسازه
چقدر قشنگه که من لیاقت بهترینا رو دارم تنها به این دلیل که خدا منو برای گسترش جهان انتخاب کرد
من منتخب خدا جونم رب العالمین هستم چی ازین مهمتر برای اینکه احساس لیاقت کنم
چی ازین قشنگتر
خدایا شکرت برای کتاب قرآن برای این راهنمای زندگی
خدایا منو ببخش که سالها این کتاب گوشه کمد خاک میخورد و من در پیچ و تاب زندگیه مزخرفی که برای خودم ساخته بودم حیران و سرگشته به هر ریسمان پوسیده ای چنگ مینداختم
خدایا من به خودم ستم کردم خدایا منو ببخش که تو توبه پذیر مهربان هستی
اما الان غرق در شادی هستم که این لحظه در این مسیر پر از آگاهی هستم
هزاران بار شاکر تو هستم که دارم بیشتر و بیشتر میشناسمت
خدایا چقدر زندگیم قشنگتره چقدر همه چیز بهتره
خدایا شکرت
من هرلحظه به تو محتاجم هر لحظه منو به راه بندگانی که بهشون نعمت دادی هدایت کن
خدای بخشنده و مهربانم❤️❤️❤️❤️
استاد عزیزممم خدارو شاکرم برای وجودتون برای مهربونیتون برای سخاوتی که دارین
سلامت و پاینده باشین عاشقتونم❤️❤️❤️
سلام و درود فراوان
روز دوم سفر من
خدا یا سپاسگزارم
استاد عزیز سپاس فروان بخاطر آگاهیهای ک امروز از صحبتهاتون دریافت کردم ؛ امروز به این درک رسیدم ک من باید مسولیت تمام اتفاقات زندگیمو تا به امروز بر عهده بگیرم و قبول کنم هیچکس هیچ نقشی تو زندگی من نداشته و تمام شکستها و مشکلات زندگیمو خودم ایجاد کردم، البته که قبول کردن همچین مسولیت بزرگی برای من خیلی سخته، چون من همیشه یه بخشی از بدبختیها و مشکلاتم رو به گردن بقیه مینداختم ؛ خانواده ، والدین و تمام انسانهای ک تو تمام زندگیم به نحوی با من برخورد داشتن و باهاشون در ارتباط بودم، من خودم رو خیلی جاها مظلوم دیدم و باور داشتم ک انسان های زیادی به من ظلم کردن، زمانهای زیادی تو تاریکی زندگی میکردم از خیلیا شاکی بودم ، اما الان میفهمم این من بودم که با افکار و گفتارم ، با ترسها و نگرانیهام، با باورهای اشتباهم اون اتفاقات رو بوجود میاوردم، اون آدما رو به زندگیم دعوت میکردم، نحوه ی رفتار بقیه با خودم رو ایجاد میکردم و هر روز با فکر کردن به دردها و مشکلات اونها رو بیشتر و بیشتر میکردم
امروز میدونم این توانایی رو دارم ک دنیامو زیر رو رو کنم و فقط اتفاقاتی رو ایجاد کنم ک خودم بخام
فهمیدم با کنترل ذهن و افکارم و بالا بردن مدارم خودم رو در شرایطی قرار بدم ک فقط خوشبختی و عشق و آرامش به سمتم سرازیر بشه.
استاد عزیز چند روزه دلم میخاد قرآن و شروع کنم به خوندن اما فک میکردم نمیتونم درست بفهمم ، یا ممکنه اشتباه برداشت کنم و از مسیر درست منحرف بشم، اما حرف امروز شما برام یه نشونه بود که اگه واقعا دنیال حقیقتم اگه واقعا خوشبختی رو میخام، شروع کنم به مطالعه قرآن، وقتی خود قرآن میگه آیات خیلی واضحه و هر کسی میتونه بفهمه پس دلیلی نداره من نتونم
خدایا من شروع میکنم توام کمکم کن تا بتونم درست بفهمم و بتونم به شناخت تو و خودم و جهان هستی راه پیدا کنم.
سلام به استاد و مریم شایسته ی عزییییز🤗
روز دوم سفرنامه…
چقدر این فایل با باورهایی که داره احساس گناه رو دور میکنه
چرا؟ بخاطر این باور:من هر کاری میکنم به خودم ظلم میکنم
بخاطر این باور که کسی نمیتونه جای من فرکانس بفرسته
این دوتا باور اگر در زمان مناسب استفاده بشه فوق العاده اس!
هر وقت احساس گناه اومد سراغمون بگیم ببین آیدا اگر این کارو کنی به خودت ظلم میکنی
تویی که فرکانسو میفرستی تویی که دنیاتو خلق میکنی تویی که دنیای خودت رو مدیریت میکنی
_ما مسئولِ خوشحالی و ناراحتی کسی نیستیم
_ما مسئول خوشبخت کردن کسی نیستیم
_ما مسئول کمک کردن به کسی نیستیم
_ما توانایی تغییرِ زندگی کسی رو نداریم چه در جهت مثبت چه منفی
_ما در تغییر دیگران ناتوانیم چه در ظلم چه در خیر
_ما تنها مسئولِ احساساتِ خودمون هستیم
_ما تنها برای خودمون فرکانس میفرستیم
_ما با بدی و تخریب کسی خودمونو هرلحظه داریم تخریب میکنیم!
_ما نباید مظلوم باشیم یعنی مراقب باشیم که ظلم به من(خودم) تنها زمانی حقیقتِ واقعی داره که خودم به خودم ظلم کنم با چی؟ با فرکانس و اعمالی که پشتشه؛پر از نیت هاییه که سرشار از باور های محدود کننده و منفیه…
فکر میکنی ظلم کردی؟ به خودت بله
فکر میکنی ظلم بهت شده؟بازم اینجا خودت به خودت ظلم کردی اما اینبار از طریق یه فردِ دیگه چون منِ انسان باور کردم دیگران میتونن تاثیری توی زندگی من داشته باشن(بازم خودم به خودم ظلم کردم) اون فرد نبوده که ظلم کرده جهان با فرکانس های من از طریقِ دیگه ای بهم ثابت کرده چیو؟؟؟ باور های منو
گناه چیه؟ از عذاب وجدان میاد
وجدانو کی تعریف کرده؟ فرهنگ و افکار جامعه ای که درش زندگی کردیم
کاره اشتباه کاریه که واااقعا اشتباه باشه
مثل چی؟ مثل دروغ هیچ جای دنیا نمیگن دروغ خوبه
مثل خیانت هیچ جای دنیا نمیگن خیانت خوبه
مثلِ تهمت هیچ جای دنیا نمیگن تهمت پسندیدس و…و….
اما کارایی مثل گریه نکردن برای مرده ها،عزاداری نکردن ،خوردن غذاهای خاص اینا چی اینام گناهن؟
آیا همه جای دنیا واااقعا همینه؟ نه اصلا
شاید یجا شادی کنن از مرگ عزیزان یه جام ناراحت بشن
شاید یه جا غذای خاصی براشون مفید باشه و یه جا مخالفش باشن
همیشه حواسمون باشه اشتباهاتمون رو با تصویر بزرگتری توی جهان بسنجیم و بعد میتونیم بگیم که الان چیکار باید کرد درس گرفتن از اشتباه و رد شدن ازون یا اصلا اشتباهی نبوده و بفهمیم که چی گذشته بهمون
-خب دروغ گفتی؟ به خودت دروغ گفتی
تهمت زدی؟ به خودت تهمت زدی
خیانت کردی؟ بازم به خودت ظلم میکنی چون جهان آینه ی رفتارها و اعمال ماست
همیشه فکر کنیم یه آینه جلومونه و قراره همون لحظه نتیجه رو به ما برگردونه بازم همین جوری( هر چی هرچی) هر کاری شد انجام میدیم یا مراقب رفتار و اعمالمون هستیم؟؟؟
خب! اون شخص یه دروغ بهش گفته شده اما من چی؟ قراره عکس العمل منفی تری رو از جهان دریافت کنم (میدونی جهان چی میگه؟میگه دروغ گفتی؟دروغ بهت میگن)و….البته سیستم مدلش اینه نه اینکه بیکار باشه بگه بذار مچشو بگیرم
پس بازم به کسی ظلم نکردم
کی میشه به خودم ظلم نکنم؟
۱.وقتیکه برای خودم ارزش قائل باشم
۲.وقتیکه در مسیرِ درست قرار بگیرم
۳.قوانین جهان رو درک کنم
۴.باااور داشته باشم که به خودم ظلم میشه
من مسئولم،مسئولِ دنیای خودم،فرکانس خودم،افکار خودم،باورهای خودم،آخرتِ خودم و تماااام زندگی ام
استغفار یعنی چی؟ یعنی طلب بخشش
حالا واقعا احساس گناه میکنی و واقعا کاره اشتباهی کردی و دوست داری بخشیده بشی درسته؟بله درسته
خب!اگر از شخصِ دیگه ای(هر کسی) بخوای برات طلب بخشش کنه به نظرت فایده داره؟
چه بخششی صورت میگیره وقتی منم که دارم برایِ خودم فقط و فقط خودم فرکانس میفرستم
عه!اینجوری که اون شخص واسه خودش حساب میشه پس من چی؟
خودت باید طلب بخشش کنی و اگر واقعاااا خواستار تغییر باشی از همون لحظه فرکانست تغییر میکنه از منفی به مثبت چرا میگن خدا بسیار توابه؟ چرا میگن صدبار توبه شکستی باز آ؟ چون از هر لحظه بخوای میتونی فرکانستو تغییر بدی حتی اگر صدبارم اون اشتباهو تکرار کردی بارِ صدو یکم میتونی طلب بخشش کنی
ولی اینا اینجوریم نیست که بگی خب حالا که خدا توابه بذار بالاخره یه روزی درستش میکنم
چون باز این اصلو فراموش کردی که هر لحظه داری به خودت ظلم میکنی
خداوند به بنده هاش ظلم نمیکنه
اگر فکر میکنی شخص دیگه ای میتونه برات استغفار کنه یعنی قدرتو از خودت گرفتی قدرتی که خدا بهت داده (برای خلق هر لحظت)
حالا فکر میکنی میتونی با توسل به کسی ازش بخوای برات دعا کنه و بگه خدایا ایشونو ببخش ایشون اشتباه کرده
یا بگی من که آدم نیستم فلانی شما برای من طلب آمرزش بخواه؟؟؟؟!!
مثل این میمونه که اینجوری فکر کنیم:
_من که فرستنده ی فرکانسم توی این مورد خرابه عمل نمیکنه از شما فعاله انجام بده برامون!
نه اینطور نیست من اگر احساسِ گناه میکنم و یا اشتباهی کردم که پشیمونم خیلی ساده با تغییر فرکانسم و البته با درک اشتباهم و درس گرفتن ازون میگذرم به زندگیم ادامه میدم
*اگر قرار بود طلبِ مغفرت برای عده ای خاص باشه خدا حتما قرار میداد اون افراد رو و صراحتا بیان میکرد که ای مردم وقتی اشتباه کردید بیایید اینجا و طلب مغفرت کنید
مگ خدا یادش رفته؟ یا نخواسته بگه یا نتونسته؟؟؟!!
منِ انسان کنترلِ تمومه زندگیم دستمه و همیشه هروقت ی جا خراب شد میتونم تغییرش بدم
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی جان مظهر صلح درون
خدایا سپاسگزارم که متعهدانه ردپای چهل و سوم سفرنامم رو می نویسم
امروز با دیدن این فایل هم متعجب شدم و هم ذوق کردم چون این فایل رو دقیقا من روز دوم سفرنامم گوش کردم و کامنت گذاشتم…امروز با خودم می گفتم بعد از اینکه رد پای روز چهل و سومم رو نوشتم میرم با رد پای روز دومم مقایسه می کنم و می بینم که فرکانسم چه تغییری کرده…
وقتی ظهر فایل رو گوش کردم با اینکه بار چندم بود که گوش میکردم انگار خیلی برام همه ی حرفها تازه بود…و همش به خودم می گفتم عصر یه کامنت توپ میذارم تا خودمو بسنجم
اما عصر منصرف شدم…من تو این مدت باورهام بالا و پایین های متفاوتی داشته…گاهی عالی و گاهی هم کمی مکدر اما به لطف این فایل ها و تعهدم سعی میکردم ک زود خودم رو جمع و جور کنم…و سریع افکارم رو کنترل کنم….پس نیازی به نوشتن یه کامنت توپ و خودنمایی برای فرزانه ی قبلی نیست…همین رفتارها خودش چکاب فرکانسی منو نشون میده..
من قرار شده در خاموشی و سکوت و آرامش پیش برم و اجازه بدم تکاملم طی بشه و فقط لذت ببرم…
فقط در این مسیر تکامل امروز یکهو به یک تصمیمی هدایت شدم و این تصمیم هم این بود ک الان باز هم نسبت به قبل متعهدانه تر برو جلو…الان وقتش شده که از فایل هایی که گوش می کنی منسجم تر یادداشت برداری کنی…تا نوشته هات تبدیل به باورهات بشن…از امروز هدفمندتر به تمریناتت ادامه بده..
خدایا بابت این آگاهی ها و هدایت سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم ک این قوانین ثابت رو توی جهان قرار دادی
و ووقتی که فکر می کنم این جهان و خدای من سیستمی عمل می کنه خیلی امیدوارمیشم و حالم خوب میشه
خدایا منو به آدم های خوب و مهربون که مدار بالایی دارند هدایت کن
خدایا منو به تصمیمات درست و به باورهای درست هدایت کن
🌺 روز دوم سفرنامه 🌺
سلام استاد عزیز و همسفران
خداروشکر میکنم که به من عنایت داد تا روز دوم بیام
باز کلی آگاهی های ناب و عالی گرفتم وقتی صحبت از توحید میشه شور و هیجانی درونم جاری میشه و انگار میرم آسمون ها😃
همیشه تو زندگیم تو حق به جانبی کامل بودم و فکر میکردم بقیه باعث بدبختی من هستن و من مظلوم واقع شدم
شاید این برام لذت داشت لذتی که دیگه کاری نکنم حرکتی نکنم و ثابت بمونم چه بسا روز به روز پسرفت هم بکنم
لذت کوتاه مدت و هر روز بدبختی ها بیشتر و بیشتر هم میشد اما از وقتی با این مباحث آشنا شدم که با کتاب چهاراثر بود به قلبم نشست نمی دونم چرا بدون هیچ مقاومتی قبول کردم و خوشم می اومد
و من تصمیم گرفتم یکی از تمارین اون کتاب رو انجام بدم که گفته بود دعا کن برای بقیه
من شروع کرده بودم دعا میکردم دعای خیر
و چقدر روابطم بهتر شد و این مهری شد که نگین خالق زندگیت خودت هستی
و در واقع اون دعاها داشت به نفع من کار میکرد
و الان هم سعی میکنم دعا کنم برای بقیه برای خودم خیلی بهم آرامش میده و به احساس خوبی می رسم💗
برخلاف جریان حرکت کردن سخته اما غیرممکن نیست چون چیزی که خیلی مرسومه حداقل در اطرافیانم نفرین کردن بقیه هستش و با چشمان خودم میبینم که بلا و مصیبت داره سر این افراد می باره که خودشون هم نمی فهمن مشکل از کجاست.
به مرور بیشتر برام قابل فهم تر میشه که چرا اینقدر تاکید می کنند به عشق ورزیدن به بقیه
من همیشه فکر میکردم و شاید میکنم که اون عشق به طرف مقابل داده میشه برای من که سودی نداره و کلی انرژی و وقت منم میگیره
اما با مطالبی که در این فایل گفته شد
به این نتیجه و درک رسیدم اون عشق و محبتی که نثار بقیه میکنم به خودم برمیگرده یعنی دارم به خودم خدمت میکنم
و تو لحظه ای که میخوام چیزی که اثبات کنم که حق با منه از خودم بپرسم که میخوام حق با من باشه یا آرامش داشته باشم؟؟؟
از خداوند می خوام خودش من رو در این مسیر ثابت قدم نگه داره چون ذهنم خیلی مقاومت داره در برابر تغییر،رشد، پیشرفت و… و نجواهای ذهنیم میخواد من رو متوقف کنه اما میدونم استمرار در مسیر نتیجه میده و مقاومت کمتر میشه
خدایا شکرت بابت استاد عباس منش . خانم شایستۀ عزیز و این فضا که من رو به سمتش هدایت کردی🙏🥰
در پناه خداوند یکتا🙌