اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این خاصیت ذهنه و طبیعیه برای همه اتفاق میفته ، کلا زندگی همینه که باید بین دوتا رنج هر لحظه انتخاب کنیم ، رنج پیشرفت یا رنج پسرفت کردن ، و اینکه وقتی تو مسیر و تازه شروع میکنی مسیر رشد معممولا اولش ذنن خیلی توجت نمیکنه به نفص و اشتباهاتت ، ولی وقتی میرسی به تمام هدف هات و بیکار میشبنی ذهن اولین چیزی که میاد درگیرش میشه بدن آدم ، برای همین به اصطلاح ادمای موفق بیشتر عمل جراحی و زیبایی انجام میدن تا ادم هایی معمولی ، چون بیکارن و ذهنشون درگیر روزمرگی و بدنشون میشه و اینکه متنفر میشن از خودشون ، اینم تو دخترای که تو دوران مدرسه میتونیم ببینیم ، موفعی که در حال تحصیل و درس هست ، حتی خواستگارزیاد میاد براش ولی به محض اینکه دبیرستان یا دانشگاهش تموم میشه و خونه نشین میشه بشدت توانایی هاش پایین میشه جوری که حتی تو حرف زدن هم اشتباه میکنه ، ویا صورتش پر جوش میشه مریض میشه خواستگاراش کم میشن به مرور ، ویا میتونیم این چالش تو پدر و مادر بزرکمون که معمولا بیکار میشن تو سنین بالا، خیای دنبال جلب توجه از طریق بچه هاشون و نوه هاشون میشن ، و خبلی ها بهشون بی محلی میکنن ، این نشون میده که آدم وقتی بیکاره و هیچ هدفی ویا مشکلی نداره که حلش کنه ، ذهن پخش و پراکنده میسه و اولین کاری که میکنه ذهن میره و به بدن و زیبایی شخص گیر میده و جذابیت ادم کم میشه ، هر چند از لحاظ ظاهری اون ادم زیبا و خوشگل بنظر بیاد ، هدف و کار و مشکلات باعث میشه ادم عا جذاب بشن
اصلا یکی از دلایلی که ادم های پولدار زیاد مریض میشن و یا اینکه جذاب نیستن نسبت به ادم های معث لی که مشکلات ندارن ویا روابط ادم عای پولدار بده چه با مردم و چه تو خانواده و با پارتنرشون دلیلش همینه که ادم وقتی بیکار میشه تو زندگی و چیزی ندارا که ذهنش درگیرش کنه، ذهن اولین کاری ک میکنه میاد درگیر بدن وناتوانایی هات میشه و اون وقت عصبی و افسرده میشی ، و شروع میکنه ثثل خوره رابطه ات و سلامتی ات و نازیبایی هات بهت نشون میده ، ادم های معمولی که درگیر پول و کار هستن درسته رنجشون پول و کاره ولی از اون طرف سلامتی و روابط خوب دارند ، ادم های پولدار و مشکل پول ندارن رنجشون مریضی و روابط بد اینم ذهن این کار رو میکنه ، که مشکلات و چالش های زندگی باعث میشه تو جذاب بشی و ذهن متمرکز شه روی یک نقطه جای اینکه پخش شه روی ادم ها و بدن ات ، ، از اون ور وقتی مشکلی پیش میاد ادم های موفق رنج میکشن ولی بلاتکلیفی هم خودش رنج دردناکی هست ، زندگی رنجه ، اول رنج و حسرت رسیدن میکشی ، لعد که رسیدی یا رنج نگه داشتن چیزی که بهش رسیدی یا رنج بدست اوردن چیز بهتری باید انتخاب کنی ،
ادم پولدار اگه میخاد همیشه بالا باشه باید بره جایی که پولدارا زندگی میکنن ، اگه بره اونجا دست اوردهاش عادی میشه براش ، و رنج نداشتن و نازیبایی میکشه
اگه هم بخواد تو محله های قشر ضعیف بمونه ، اونجا موفقیت هاش میبینه ولی از اون سمت ترس از دست دادن بهش دست میده (ترس نکنه اینا بیان و ماشین ببرن و. . . ) یعنی خودش میتونه ببینه ولی بازم رنج ترس از مردم میاد سراغش ،
اگه هم بره بالا شهر و لای ادم های موفق زنزگی کنه ، دیگه رنجش میشه عادی شدن دست اوردهاش و بلانکلیفی و بی انگیزگی
رنج نمیشه حذفش کرد میشه کم کرد ، در کل رنج فقط شکلش و لباسش تغییر میده
و وقتی ادم به تمام خواسته هاش میرسه ، رنجش بیشتر میشه ، چون دیگه چیزی نداره ، که بهش فکر کنه موقع مشکلات و چالش ها و تفسردکی ،قبلا زیر خیمه خواسته هاش خودش رو اروم میکرد ولی وقتی به تمام خواسته هات میرسی هیچ امیدی دیگه نداری ، برای همین سخت تر میشه زندگی برات
اینم بودا میگه زندگی کلا رنج است ،
ذهن اتفاقات قشنک و زیبایی هت ازش سرسری میگذوه ولی اشتباهات رو با اینکه تکراریه هر ساعت میاد تکرارش میکنه
یا دنبال اهداف و رشد و پیشرفت و چیزای جدید تمرکز میکنی ، یا ذهن میاد روی نازیبایی بدن ات تمرکز میکنه
سلام استاد جان، سلام به خانم شایسته مهربون و دوستداشتنی و سلام به دوستای عزیزم در خانواده صمیمی عباسمنش، امیدوارم حال همگی عالی باشه.
استاد جان، ممنونم بخاطر این فایل فوقالعاده، ممنونم که توی این فایل اهمیت احساس لیاقت و خودارزشمندی رو به من یادآوری کردید.
من یاد گرفتم که کانون توجه چقدر مهمه در تجربه احساس لیاقت داشتن، ما موجودات دوقطبی هستیم، هرکاری انجام بدیم، باز هم نمیتونیم اون کار رو بینقص انجام بدیم.
چقدر مثالهای زیبایی زدید، مثال بازیکن فوتبالی که دو تا گل زده، اما یه دروازه خالی رو گل نکرده، مثال یک دانشجو یا دانشآموزی که نمره یکی از درسهاش رو 19 گرفته و یک اشتباهی داشته، مثال یک نفری که میره مهمونی و کلی اتفاقات جالب و فوقالعاده توی مهمونی داره رقم میخوره و درعین حال یک نفر مثلا رفتار نامناسبی باهاش داشته، یک نفری که خیلی چهره یا اندام زیبایی داره و یک مشکل کوچیکی توی صورتش هست، یک نفری که نُه نفر بهش گفتن چقدر ارائه فوقالعادهای داشتی، چقدر مطالب رو عالی توی پاورپوینت درست کردی، چقدر از ارائهای که داشتی استفاده کردیم و در عین حال یک نفر میگه اینجای کار میشد بهتر عمل کنی و یه انتقادی میکنه. مثال از فردیکه خیلی پیشرفت داشته توی کار مثلا نوازندگی پیانو، خیلی آهنگهای قشنگی نواخته، اما یک آهنگ هست که هنوز نتونسته اون رو کامل بنوازه.
اگر ما تمرکزمون روی مواردی باشه که اشتباه کردیم، خوب نتونستیم عمل کنیم و خودمون رو سرزنش کنیم، جهان از جنس تمرکز ما بیشتر و بیشتر وارد زندگیمون میکنه، جهان مواردی که اشتباه کنیم رو بیشتر میکنه، احساس سرزنش بیشتر رو برای ما بوجود میاره، مثل اینکه میترسی که نکنه من اشتباه کنم و ازقضا چون ترمز کردی روی کار اشتباه، بیشتر اشتباه میکنی، از هرچیزی بترسی، سرت میاد، اما اگر بیخیال باشی، از اشتباه کردن نترسی و اگر اشتباهی انجام دادی غمت نباشه، خودت رو سرزنش نکنی و بگی یاد میگیرم، نمیترسم که نکنه دوباره اشتباه کنم، اشتباهات کمتری مرتکب میشی، پس اگر تمرکزمون روی اشتباه یا ناخواستهها باشه این یعنی اینکه ما احساس عدم لیاقت داریم، از طرفی اگر ما در هر موضوعی تمرکز کنیم روی نیمه پر لیوان، خودمون رو تحسین کنیم به خاطر تلاشمون، به خاطر ارادهمون، خودمون رو تحسین کنیم بخاطر اون 19 نمره خوبی که توی اون درس گرفتیم، خودمون رو تحسین کنیم بخاطر پیشرفتی که توی کار داشتیم و خدا رو شکر کنیم، این یعنی ما داریم احساس لیاقت در خودمون ایجاد میکنیم.
حس میکنم اینکه ذهن افراد روی ناخواستهها توی هر موضوعی توجه میکنه با این نگاه مثبت وارد میشه که این کارم درسته و من چقدر دقیق هستم، چقدر میخوام بینقص عمل کنم، چقدر خواهان پیشرفت هستم و این باعث میشه رشد کنم، پس من نباید اشتباه کنم و با توجه روی این موضوع بخوام اون نکته منفی رو برطرف کنم. انگار این توجه روی موارد نادلخواه با این نگاه مثبت وارد میشه که کار درست همینه و من چقدر فوقالعاده هستم که نمیخوام کوچکترین خطا و اشتباهی در کارم وجود داشته باشه، که به این صورت به ویژگی کمالگرایی در افراد میرسیم.
قانون این رو میگه به اندازهای که من به خودم احترام میذارم و برای خودم ارزش قائل هستم، جهان و افراد به من احترام میذارن و برام ارزش قائل میشن.
به اندازهای که من احساس لیاقت میکنم برای داشتن یه رابطه فوقالعاده، برای داشتن ثروت، برای داشتن هر نعمتی توی زندگیم، جهان هم من رو لایق رابطه عاشقانه، لایق ثروت و لایق هر نعمت دیگهای میدونه.
این لیاقت از کنترل کانون توجه میاد، باید ببینم کانون توجهام توی مسائل زندگی روی چه جنبهای از مسئله هست و آگاهانه اون قسمتهای مثبت و اون تواناییهام رو ببینم و تحسین کنم و ببینم چقدر خوب عمل کردم و این کار ادامه دار باشه، این احساس لیاقت نه برای یک روز و دو روز، بلکه استمرار داشتن در تجربه احساس لیاقت، نتایج عالی رو برای ما بوجود میاره.
خدایا شکرت به خاطر این آگاهی و به خاطر دستان مهربانش استاد و خانم شایسته و دوستای عزیزم.
امیدوارم همه شما دوستای گلم در پناه خدای بزرگ همیشه شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
تقریبا دو ساعتی میشه که دارم کامنت میخونم البته کامنت فایل قدرت اراده در برابر عملکرد مغز ،که در مورد قانون سلامتی.
اونجا هم زیر کامنت چند تا از دوستان گفتم که راهنماییم کنن و از خدا طلب کمک میکردم بابت اینکه 3 ماه تو دوره سلامتی هستم و یک ماه که تقلب میکنم با اینکه دوست ندارم روز به روز داره تقلب بیشتر میشه
وقتی کامنت شما خوندم حس کردم خدا جوابم داده
اینکه چرا دارم روی تقلب تمرکز میکنم بیام 7ودم تشویق کنم بابت اون دو ماهی که عالی کار کردم اندام عالی دارم 7 کیلو کم کردم حتی مربی بدنسازی پارسالم الان منو دیده کلی تشویق کرده و باورش نمیشد من تو خونه آنقدر 5الی پیش رفتم
اینکه پوستم چقدر شفاف شده پر انرژی شدم اینکه کلی از غذاهای کربوهیدرات دهر و قندی اصلا نمیخورم
واقعا سپاسگزار شما و ربم هستم که بهم انرژی داده که ذهنم از این مقایسه و سرزنش کردن بردارم روی نکات مثبت خودم بزارم.
من هم از اون افرادی بودم و الان هم هستم که در مهمونی تقریبا همه من را تحویل می گرفتند . باهام خوب صحبت می کردند ولی همیشه و همیشه یه نفر میرسید که شیطان وجدان من میشه و همین طور روی مخ من بود و هست یعنی الان هم هستش و تا آخر مهمونی من را عذاب می داد و می دهد
البته که صد در صد از احساس عدم لیاقت هست و توجه و تمرکز روی اون یه نفر و حرف هایش و صحبت هایش ولی چرا باید این یه نفر باشه؟؟؟
علتش چیه؟؟؟؟
من خودم را این طور آرام می کنم که اون نفر باعث رشد من هست چون وقتی همه چیز گل و بلبل است من مغرور نشوم
یا اینکه اون فرد داره به من می فهمونه که این ایراد ها را داری و باید اینها را هم درستش کنی و حلش کنی
اگر این تضادها نبود که من اینجا نبودم . برای وجود تضادهای پی درپی اینجا هستم
سلامی به زیبایی این صبح و این آبی آسمان و این لطافت هوا به عزیزترین ها استاد و مریم و به دوستان خوبم که چقدر خوشحالم از بودن با اونها در این فضای روحانی
دیروز داشتم همینطور کامنت دوستان رو میخوندم بعد دیدم که چقدر همین کامنتها توی این سایت رشد و پیشرفت کرده و هم سو شده با اون چیزی که استاد میخواسته که از دانشجوهاش ادمهای توحیدی بسازه
کامنتها پر بود از ایات زیبای قران با درسترین تعبیرها و درک بالایی از مفاهیم قرانی.چقدر هر چی میگذره قران رو بهتر میشناسیم.
درمورد موضوع فایل تا استاد جملات اولی رو گفت من استاپ کردم و شروع به نوشتن کردم به خودم گفتم زهرا کمبودهای موجود رو نپذیر شرایط حال حاظر برات عادی نباشه که دیگه همینه بلکه زهرا تو لایق زندگی در بهترین خونه هستی خونه ای زیبا با امکانات کامل رفاهی .توی لایق زندگی در منطقه ای خوش اب و هوا رو داری.زهرا تو لایق راحت پول در اوردن هستی.تو لایقی که دوره احساس لیاقت رو داشته باشی چون تو دختر توانا و با استعداد با کلی ویژگی های خوب هستی که کافیه احساس لیاقت رو درست کنی که مثل یک ستاره بدرخشی.
یک مثال از خودم دراین باره همین اواخر به یک جمع فامیلی رفتم. خوب همه چیز خوب بود و ما کلا خانواده ای هستیم که همه مارو به خوب بودن میشناسن و جایگاه خودمون رو داریم اونجا من یک اشتباه کردم فقط . وقتی برگشتم این اشتباهم هی میومد تو ذهنم هی میگفتم من چم بود واقعا چرا اینطوری کردم .چرا خنگ میزنم. بعد یهو یاد نگاه مثبت بی قید و شرط به خود افتادم. بعد تکرار کردم گفتم زهرا نگاه مثبت بی قید و شرط به خود حتی با وجود اشتباه.بعد گفتم زهرا خودت مهمی یا نظر فلان شخص راجعت.زهرا واقعا چه اهمیتی داره که بقیه ممکنه راجعت چی بگن .به خودت ظلم نکن و خودتو اذیت نکن اشتباه کردی که کردی بابا مهم ارامش خودته.یه چیز خنده دار بگم من هر وقت تحت فشارم و سعی میکنم خونسرد و بی خیال باشم میگم : به درک سگ سیاه( بقیه خیلی میخندن.خودمم کلی میخندم) نمیدونم این چطور افتاد رو زبونم اما تاثیر گزاره.بابا به درک سگ سیاه که اشتباه کردم .من الان خودمو دوست دارم و اینکه الان ارامش داشته باشم و مشغول کارام برام مهمتره .بعد به خودم گفتم ببین فلانی چه اشتباهی کرد اما انگار نه انگار. پیش میاد برا همه پیش میاد حتی اون شاخاش هم اشتباه میکنن.اون حس دوست داشتن خود رو حتی الان هم احساس میکنم.
گاهی وقتا میبینم خدا برام معجزه ها انجام میده بعد میگم وای خدایا دمت گرم که برام این کارو کردی اما یکم بعدش میگم نه بابا فک نکنم دیگه خدا برا من ….مممن بیاد یه همچین کن فیکونی کنه نه حالا پیش میاد یعنی برای خودم ارج و قرب پیش خدا نمیتونم زیاد تصور کنم . خیلی دارم تمرین میکنم که کارهایی که انجام میدم و ارزشی که می افرینم رو خودم ببینم و دست بالا بگیرم و خودم تحسین کنم و قدردان خوبی هام باشم.قبلا شاکی میشدم که من به این خوبی چرا اصلا قدردان من نیستن بقیه.اما الان میگم زهرا خودت خوبی ها و ارزش کارهات رو نمیبینی چه توقعی از بقیه داری.بی خیال بقیه . خودت بیا قدردان خودت باش. خودت ببین اهمیت کار خوبی که کردی رو .
همین الان میخام خودمو تحسین کنم سرعت تایپم خیلیی بیشتر از قبل شده.
پارسال توی دانشگاه من خب دانشجوی ویژه تری نسبت به بقیه بودم مسیولیت های بیشتری میگرفتم و کارها رو خیلی خوب انجام میدادم و گیرایی من بیشتر بود مدیریت کارها .مثلا استاد یک چیزی توضیح میداد که کارها رو انجام بدیم بقیه ممکنه اون بار اول متوجه نمیشدن اما من زود میدونستم که چکار باید بکنیم.قابل اعتماد استادم هم بودم.بعد خب به این واسطه استادم خیلی برام احترام قایل بود و خیلی دوستم داشت .برام اهمیت بیشتری نسبت به بقیه میگذاشت. و هر چی که میخاستم در اختیارم قرار میداد. بعد وقتی با نگاه های بقیه مواجه میشدم که چرا زهرا چرا فقط با زهرا اینطوره. من خودم هم یطوری معذب میشدم. در حالی که باید با قدرت میگفتم بله این توجه و خاص بودن رو من لایقشم. من واقعا لایقشم. چکار دارم که بقیه میپسندن یا نه.
در مورد ظاهر که همه در اکثر مواقع سرتاپامو تحسین میکنن. اما خودم گاهی پیش میومد خسته بودم یا حس خوب نداشتم یه نگا میکردم میگفتم نه زهرا در بهترین حالت تو زشت نیستی. نه اینکه خوشکل باشی .البته در بیشتر مواقع خودم هم تحسین میکنم زیبایی خودم رو اما گاهی اونطور هم بودم.و البته اینکه گاهی اینقدر حس خوبی به قیافه خودم دارم که به خودم میگم زهرا من همین زشتی تو رو خیلی دوست دارم.
واو یادم میاد قبلا به خاطر هر رفتار اشتباه عین خوره مغزم خورده میشد ازهجوم سرزنش و تخریب خودم.خداروشکر خب خیلی بهتر شدم اما هنوووووز خیلی جای کار داره .یعنی الان داشتن بهترین ها رو انگار برام زیادیه و باید سعی کنم که دریافت کننده باشم.
خدایا شکرت که برای این فایل کامنت نوشتم و هم پیشرفتهام رو ریویو کردم هم یه کنکاشی برای خودشناسی در خودم داشتم.خداروشکر این اگاهی ها رو از زبان استادم شنیدم دوباره و با تامل و تفکر.خداروشکر دیشب یکی از سریال های زندگی در بهشت از قسمتهای اول رو دیدم که چقدر لذت بردم . چه نشانه واضح و قوی برام داشت
خداروشکر برای همه چیز
ممنون که کامنت منو خوندید. خوشحال میشم بازخورد بگیرم
به نام خداوندی که ما رو افرید و اشرف مخلوقاتش قرار داد
سلام استاد عز یز و دوستان هم مسیر
واقعا فکرشو بکنید که اصلی ترین قانون این جهان که احساس خوب مساویست با اتفاقات خوب و همینطور احساس بد مساویست با اتفاقات بد ، چقدر زیبا و برای ما انسانها چقدر عالی و خوشحال کننده است چونکه زمانی که این قانون رو بپذیریم و بر روی خودمون کار کنیم همزمان هم شادیم و هم نتیجه مثبت و اتفاقات خیلی خوب وارد زندگیمان میشود و این روند اگه ادامه پیدا کنه قطعا تعداد اتفاقات خوب تصاعدی خواهد شد و نه بصورت حسابی ، این قانون جهان هم یکی از بزرگترین نعمت های خداوند برای انسانه و من بعنوان یک انسان باید بدونم چقدر بزرگم و خدا همیشه یار و یاور منه
احساس ارزشمندی چقدر میتونه حال منو خوب کنه چونکه در طور زمان بیشترین فرکانس ما باور ارزشمندی و یا عدم اون در مورد خودمونه و اگه این درست بشه زندگیمون در همه زمینه ها عالی پیش خواهد رفت .
یکی از بزرگترین نشونه های احساس عدم لیاقت این است که ما همیشه کمبودها و یا نقص ها رو میبینیم انگار که دستاوردها و مهارت ها و خوبیها و نکات مثبت شخصیتی هیج ارزشی ندارن و این باعث گفتگوهای اغلب منفی در ذهن ما میشه و در نتیجه احساس میکنیم ارزشمند نیستیم
توی این 15 روزی که فایلهای رایگان مربوط به دوره احساس لیاقت رو خوندم و بیشتر کامنت ها رو مطالعه کردم خدا شاهده که نتایج و نشانه های وارد زندگیم شده :
احساسم نسبت به خودم بهتر شده و بعضی باگهای احساس لیاقت رو تو خودم شناسایی کردم
دو تا ورودی مالی خوب داشتم ،
یه پیشنهاد سفر خیلی عالی رو از یگی از نزدیکان داشتم
یه تماس تلفنی از یکی از همکارا داشتم که خیلی خبر خوبی بود برای من
خدایی کتمام نعمتهاش در اطرافم فراوان و فراوان پراکنده شده
همه چیز بدون واسطه ای در حال رشد هستند و خداوند هدایت تک تک چیزها رو بعهده گرفته خداوندا سپاسگذارم ب خاطر همین دیدگاه کوچک از خودت
اگر همین ی فایل 11 دقیقه رو بهم بگن چند براش پول میدی ،من میگم 1/500 تا 1/800
چقدر یه انسان میتونه بزرگمنش باشه که اگاهی ها رو راحت در اختیار بقیه بزاره
در حین فایل دیدن گفتم پریسا تو شاگرد استاد عباسمنشی و این چیزه کمی نیست
تو باید مثل استاد نتیجه تو دستت باشه
اگه مسیر درست وچنگنزنیواقعا در حقه خودت کم کاری شدیدی کردی که تبعات سختی داره
استوری استاد عزیزم
از اونثروت ب اینثروت
از اون ناآرومی به این ارامش
از اون اندام به این اندام
خداوند این هدایتها رو برات محیا کرده خیلی فیری و بهت یک راهنمای قدرتمند هم داده و تو استفاده ببر و خودت و رشد بده
روزی نقطه اتصال تو میرسه ،
حتی این خانه داری و تربیت فرزند ورشد خودت و تایمهای خالیتو بی ارزش ندون و فرصت خدا بدون و بدون که یه روزی به این تایمها میگی نقطه اتصال
توجه تو رو 90٪ هست یا 10٪نداشته ها
اراده قوی
تلاش هات
کنترل ذهنت هات
زبان خاندنت
آشپزیت
قد بلندت
شکم صافت
انگیزه ات برای ورزش عضلانی
تمیزی منزل ونظافت خودت
تمرکزت رو چ چیزهایی هست ؟؟؟؟
اینجا ی خرده بحث برام متفاوته تمرکز رو داشته ها یا نداشته ها
ایا تمرکز روداشته ها ربطی به لیاقتمندی داره؟
ایا توجه کردن به نیمه خالی زندکی یا پر لیوان ربطی زندگی به احساس لیاقتمندی داره
استاد تو این فایل ربطش داده
ایا یه رفتار نامناسب همسرت که شایدساعت 2 بعداظهر گشنه اش هست خیلی و توهمخیلی بهشگیر دادی تاثیری در احساس لیاقتمندی تو داره
ایا ارزشمندی خودت و به توجه ونظر دیگرانمیدی یا میگی بیخیال من پذیرفتم که خودممقصرم و من از درونارزشمندم و چیزی از ارزشمندی من جلوی دیگران کم ن میکنه
من اگه احترام بیشتر بخام و این سیکل و اینجا قعط کنم باید احترام بیشتر ب همسرم بزارم
چون ایشون مرد خونه من هستند ومن خودم مقصر بودم و خودم مقصر بودم
احساس لیاقتمندی یا احساس عدم لیاقت
در روابط
مالی
ارتباط باخدا
ارتباط بادوستان لول بالا
امکانات عالی
قدرت تمرکز رو داشته /عدم تمرکز رو نداشته ها
تغییر نوع نگاه و برداشتت از اتفاقات بیرونی و پذیرفتن خلق همون شرایط
هر چقدر خودت ولایق بدونی از همون جذب میکنی
هم نشین همون سفره میشی
همنشینبا انسانهای همون مدار میشی
هرچقدر خودت ونالایق بدونی از همون شرایط برات رخ میده
تمرکزت روهر چیزی باشه رو توانایی هات رو زیبایی ها وتوانایی هایی که داری برات بلدتر میشه (احساس ارزشمندی در تو نهادینه میشه)در طی تکامل
اصلا ب قول استاد احساس ارزشمندی درونینره برای همینه
من اگه در طول روز احساس ارزشمندی خودم روب هیچ چیزی گره نزنم
مثلا همون اول صبح ب یه چیزه کوچیکگره نزنم ب طور عادی 70٪جلوترم چون احساسم بهتره و با احساس خوب بیشتر که کنترل ذهنکمتری میخاد ،چون من از درون اونمسئله اصلی روحل کردم ،امورات برام راحتتر رخ میده ،چون من هستم و من و احساس ارزشمندی همه طرفه)
اما
وتمرکزت رو همون یه دونه عیبی که داری بزاری همون اول صبح
هر روز خودت و ناامیدتر میکنی و انگیزه هات وکور میکنی
چیزی که من هنوز هنوز دارم براش تلاش میکنم
و همین یه دونه کار باعث میشه تو کارهایی رو که میتونی عالی انجام بدی وهم ندی
میبینی مهم نیست چقدر حق داری که بابت قضیه ناراحت باشی و چقدر منطق داری براش
قانون جهان ساده هست
احساس خوب =اتفاقات خوب
احساس بد=اتفاقات بد
استاد عباسمنشعزیز من پریسا شعبانی ااز صمیم قلبم از شما سپاسگذارم
سلام و درود بر برادر عزیزم عباسمنش بزرگوار و مریم بانو و خانواده بزرگش که خودم هم جز سایت و خانواده هستم و خودم را لایق و شایسته این خانواده میدونم.
از اون جایی که من خیلی هم چی رو ایراد میگرفتم در گذشته خوب طبیعی احساس لیاقت خوبی هم نداشتم چون کارم شده بود فقط نق زدن و جای خالی زر زدن ..خنده …
حالا که فهمیدم برای کوچکترین چیزها هم باید از خودم و خدا تشکر کنم تا جایی که به احساس خوب برسم نه به احساس غرور که این خودش رد شدن از لبه پرتگاه هست.
چرا؟ چون من باید یاد بگیرم همانطور که به خودم ارج و قرب میدم به عنوان اشرف مخلوقات به دیگرانی که خدا خالق اونهاست هست احترام بگذارم و ایراد نگیرم هر چند که ایراد دیگران هم ببینم چون با ایراد گرفتن دارم توجه میکنم به ناشایستگی ها و این خودش کم لیاقتی بیشتری وارد زندگیم میکنه ..
حالا راهش چیه چکار کنم؟؟؟
این که آقا من کاری ندارم که رفتار دیگران روی مخ منه بلکه باید یاد بگیرم دیگران وقتی کار اشتباهی انجام میدهند همانطوری که من باید به خودم احساس لیاقت ایجاد کنم برای اونها هم تو ذهن خودم احساس لیاقت کنم چون هردو آنها لازمه…. شروع کنم چیز های خوب رو از کم شروع کنم مثلا اگر کسی که باهاش داریم زندگی میکنیم توی آشپزخانه زیادی سر وصدا میکنه نیام به سر وصدایی که ایجاد میکنه تمرکز کنم بلکه بیام به تلاش اون فرد تمرکز کنم یا هزاران مثال دیگر که میشه ساخت و چون ذهن انسان چموشه و دوست داره دنبال کمبود ها بگرده تا زمانی که عادت نکنه تغیر مسیر رو…بلکه میخاد به اون مسیر اشتباه هی تکرار کنه..
پس من نباید فکر کنم فقط به خودم احساس خوب باید داشته باشم همه چی لایق و شایسته خواهم شد بلکه مواظب رفتارم و فکرم و ذهنم باشم که توی موقعیت های مختلف به دیگران چطوری فکر میکنه در اصل یک بیگ پیکچر کلی از خودم و روابطم با دیگران داشته باشم که کجا و به چه قیافه و احساس خوبی برسم داشته باشم….
بعدش بیام توی مثال های زندگیم اون رو توی تصور کلی حل کنم ..
یا اگرهم مشکل جدیدی پیش اومد اون را با تغیر دادن به احساس لیاقت درستش کنم ..
در پایان آرزوی پیدا کردن مثال های حل شده برای همه عزیزان و بشریت میکنم چون اگر ما به احساس دائمی لذت و شایستگی برسیم به نظرم همون عشق واقعی که هر لحظه اشباع میشیم با حال خوب و اون حال خوب را به دیگران انتقال میدیم و این یعنی همون بهشتی که باید خود ما از جهنم که بودیم و تبدیلش کردیم به بهشت هست…
به خاطر این همه آدم های خوب در این سایت شکرگذاری میکنم
به خاطر وجود استاد و خانوم شایسته شکرگذاری میکنم
به خاطر سلامتی ام شکر به خاطر تضاد ها شکر به خاطر عشق شکر به خاطر زیبایی هایی که داشتم و دارم شکر به خاطر همه چی و همه اتفاق هایی که تا الان افتاده همین زندگی و همین پدرو مادر و همین فرزندانم شکر شکر شکر
سلام به مریم جان شایسته عزیزم سپاسگذارتم بابت این فایل زیبا که مروری بر گذشته و اوایل همراهی من با استاد شد
سلام به استاد عزیزم که هرفایلی ازتون میبینم تهش میرسیم به توحید ازتون سپاسگذارم که خداوند رو به من شناسوندید
وسلام به دوستان عزیزم که با هر کامنتشون باعث نوردرقلبم میشن ازتون سپاسگذارم
الهه هستم
چقدر خوبه توی این سایت هستم استاد عزیزم روز اولی که با دوره احساس لیاقت همراه شدم از بس ضربه ها خورده بودم از مقایسه به خودم قول دادم تا میتونم روی این موضوع تمرکز کنم
و زندگی من زمانی تغییر کرد که دست از مقایسه افراطی برداشتم نمیگم الان خیلی خوبم نه اما اون شدت اولیه که واقعا ناسپاس بودم رو ندارم
ازوقتی شروع کردم به کار کردن خودم که حتی استاد اوایل متوجه نمیشدم شما چی میگید هی به حسین جان میگفتم برام توضیح بده و بنده خدارو کلافه کردم تا اینکه مریم جان شایسته عزیزم که کم از استاد ندارند فایل های مهاجرت به مدار بالاتر و گام به گام ها رو گذاشتند و وقتی اون سلسه فایل ها رو گوش کردم و خیلی هاشون برام در جنبه های مختلف تکرار میشد درک قانون برام بهتر شد و بعد اون دوره هم جهت که چی بگم از این دوره که فضل خداوند و پاداش خداوند به من بود والان که برگشتم به دوره احساس لیاقت چقدر بهتر متوجه میشم استاد عزیزم چی میگن چه جاهایی بازهم از گفتگوهای ذهنیم ضربه خوردم اما به قول استاد به جای اینکه ماهی یکبار اونم سخت روی خودت کار کنی روزی ده دقیقه کار کن و قانون رو به خودت یاد اور شو و من مدت هاست که از این دوره احساس لیاقت دور شده بودم و واقعا الان میخوام شده روزی یک فایل درمورد احساس لیاقت گوش بدم درحد همون ده دقیقه ولی روی اگاهی هاش تعقل کنم که کجاها منم ازش ضربه خوردم یا ازش نتیجه گرفتم
استاد عزیزم خیلی خیلی ازتون متشکرم این سایت خود شما این فایل ها و دوره هاتون همه وهمه گنج هایی هستند که خداوند از فضل خودش به ما داده و واقعا باید همیشه سپاسگذار این نعمت هام باشم
استادعزیزم عاشقتم بچه ها و مریم عزیز عاشق همتونم امیدوارم یک روز ماهم همه دور هم جمع بشیم و در کنارهم حضوری لذت ببریم و از نتایجمون برای همدیگه صحبت کنیم انشالله
ممنون از فایل عالیتون که هر چی دقیق تر گوش میدم انگار داره منو مثال میزنه
من در تمام 22سالی که داشتم همیشه دنبال اعتماد به نفس بودم .در کودکی رفتارهای اطرافیانم باعث شد که این کمبود در من پررنگ تر بشه و در نوجوانی هم احساس میکردم در برابر دوستام که در شرایط مشابه بودیم من چیزی کم دارم و نمیتونستم احساس باارزشی داشته باشم
فک میکردم اگر سعی کنم ظاهر خفن ترو خوشگلتری داشته باشم این کمبود از بین میره ودر من اعتماد به نفس به وجود میاره
ولی بعد فهمیدم که مشکل از عزت نفسه منه .سعی میکردم که جبران کنم مثلا میرفتم جلو ایینه قربون صدقه خودم میرفتم و فک میکردم عزت نفسم از راه توجه کردن به زیبایی های صورتم بر میگرده ولی نه استاد اشتباه میکردم
عزت نفس من به ظاهر من مربوط نیست بلکه به روح من برمیگرده .هیچ وقت سعی نکردم این روح خودمو بشناسم و درکش کنم یا بهش محبت کنم همیشه میخواستم توجه و محبتم رو برا بقیه بزارم تا تایید اینارو نسبت به خودم دریافت کنم
درسته استاد تمام اینا برمیگرده به احساس لیاقت .من حتی خودم رو لایق این ندونستم که وقت بزارم خودمو بشناسم.
با اینکه میدونستم اگ خودمو بشناسم میتونم به خدا وصل بشم میتونم قشنگتر و با لذت بیشتری زندگی کنم .
همیشه بقیه رو در الویت قرار دادم و برتری دادم بهشون نسبت به خودم .
ولی میدونم اگ این احساس لیاقت به وجود بیاد در من میتونم به جای یک قدم هزار قدم برم جلو .میتونم به اندازه تمام سالهایی که ار خدای خودم دور بودم بهش نزدیک بشم .میتونم سبک زندگی که دوس دارمو داشته باشم بدون اینکه نظر بقیه برام مهم باشه و میتونم خود خودم باشم و مطمئنم حتی شکل ارزو ها و رویاهای من تغییر خواهد کرد چون خودم رو لایق چیزهایی میدونم که تا اونموقع نمیدونستم .
از خدای خودم میخام که هدایتم کنه تا این دوره رو بخرم و شروع کنم چون اون بیشتر هرکسی میدونه که وجود من چقدر با این احساس لیاقت به شکوه واقعی خودش میرسه .
ممنون از خدای خوبم که هدایتم کرد به این فایل و استاد عزیزم و مریم جان مهربون برای این فایل عالی
سلام استاد عزیز
این خاصیت ذهنه و طبیعیه برای همه اتفاق میفته ، کلا زندگی همینه که باید بین دوتا رنج هر لحظه انتخاب کنیم ، رنج پیشرفت یا رنج پسرفت کردن ، و اینکه وقتی تو مسیر و تازه شروع میکنی مسیر رشد معممولا اولش ذنن خیلی توجت نمیکنه به نفص و اشتباهاتت ، ولی وقتی میرسی به تمام هدف هات و بیکار میشبنی ذهن اولین چیزی که میاد درگیرش میشه بدن آدم ، برای همین به اصطلاح ادمای موفق بیشتر عمل جراحی و زیبایی انجام میدن تا ادم هایی معمولی ، چون بیکارن و ذهنشون درگیر روزمرگی و بدنشون میشه و اینکه متنفر میشن از خودشون ، اینم تو دخترای که تو دوران مدرسه میتونیم ببینیم ، موفعی که در حال تحصیل و درس هست ، حتی خواستگارزیاد میاد براش ولی به محض اینکه دبیرستان یا دانشگاهش تموم میشه و خونه نشین میشه بشدت توانایی هاش پایین میشه جوری که حتی تو حرف زدن هم اشتباه میکنه ، ویا صورتش پر جوش میشه مریض میشه خواستگاراش کم میشن به مرور ، ویا میتونیم این چالش تو پدر و مادر بزرکمون که معمولا بیکار میشن تو سنین بالا، خیای دنبال جلب توجه از طریق بچه هاشون و نوه هاشون میشن ، و خبلی ها بهشون بی محلی میکنن ، این نشون میده که آدم وقتی بیکاره و هیچ هدفی ویا مشکلی نداره که حلش کنه ، ذهن پخش و پراکنده میسه و اولین کاری که میکنه ذهن میره و به بدن و زیبایی شخص گیر میده و جذابیت ادم کم میشه ، هر چند از لحاظ ظاهری اون ادم زیبا و خوشگل بنظر بیاد ، هدف و کار و مشکلات باعث میشه ادم عا جذاب بشن
اصلا یکی از دلایلی که ادم های پولدار زیاد مریض میشن و یا اینکه جذاب نیستن نسبت به ادم های معث لی که مشکلات ندارن ویا روابط ادم عای پولدار بده چه با مردم و چه تو خانواده و با پارتنرشون دلیلش همینه که ادم وقتی بیکار میشه تو زندگی و چیزی ندارا که ذهنش درگیرش کنه، ذهن اولین کاری ک میکنه میاد درگیر بدن وناتوانایی هات میشه و اون وقت عصبی و افسرده میشی ، و شروع میکنه ثثل خوره رابطه ات و سلامتی ات و نازیبایی هات بهت نشون میده ، ادم های معمولی که درگیر پول و کار هستن درسته رنجشون پول و کاره ولی از اون طرف سلامتی و روابط خوب دارند ، ادم های پولدار و مشکل پول ندارن رنجشون مریضی و روابط بد اینم ذهن این کار رو میکنه ، که مشکلات و چالش های زندگی باعث میشه تو جذاب بشی و ذهن متمرکز شه روی یک نقطه جای اینکه پخش شه روی ادم ها و بدن ات ، ، از اون ور وقتی مشکلی پیش میاد ادم های موفق رنج میکشن ولی بلاتکلیفی هم خودش رنج دردناکی هست ، زندگی رنجه ، اول رنج و حسرت رسیدن میکشی ، لعد که رسیدی یا رنج نگه داشتن چیزی که بهش رسیدی یا رنج بدست اوردن چیز بهتری باید انتخاب کنی ،
ادم پولدار اگه میخاد همیشه بالا باشه باید بره جایی که پولدارا زندگی میکنن ، اگه بره اونجا دست اوردهاش عادی میشه براش ، و رنج نداشتن و نازیبایی میکشه
اگه هم بخواد تو محله های قشر ضعیف بمونه ، اونجا موفقیت هاش میبینه ولی از اون سمت ترس از دست دادن بهش دست میده (ترس نکنه اینا بیان و ماشین ببرن و. . . ) یعنی خودش میتونه ببینه ولی بازم رنج ترس از مردم میاد سراغش ،
اگه هم بره بالا شهر و لای ادم های موفق زنزگی کنه ، دیگه رنجش میشه عادی شدن دست اوردهاش و بلانکلیفی و بی انگیزگی
رنج نمیشه حذفش کرد میشه کم کرد ، در کل رنج فقط شکلش و لباسش تغییر میده
و وقتی ادم به تمام خواسته هاش میرسه ، رنجش بیشتر میشه ، چون دیگه چیزی نداره ، که بهش فکر کنه موقع مشکلات و چالش ها و تفسردکی ،قبلا زیر خیمه خواسته هاش خودش رو اروم میکرد ولی وقتی به تمام خواسته هات میرسی هیچ امیدی دیگه نداری ، برای همین سخت تر میشه زندگی برات
اینم بودا میگه زندگی کلا رنج است ،
ذهن اتفاقات قشنک و زیبایی هت ازش سرسری میگذوه ولی اشتباهات رو با اینکه تکراریه هر ساعت میاد تکرارش میکنه
یا دنبال اهداف و رشد و پیشرفت و چیزای جدید تمرکز میکنی ، یا ذهن میاد روی نازیبایی بدن ات تمرکز میکنه
و در اخر هیچ خبری نیست ، لذت ببرید
به نام خدا
سلام استاد جان، سلام به خانم شایسته مهربون و دوستداشتنی و سلام به دوستای عزیزم در خانواده صمیمی عباسمنش، امیدوارم حال همگی عالی باشه.
استاد جان، ممنونم بخاطر این فایل فوقالعاده، ممنونم که توی این فایل اهمیت احساس لیاقت و خودارزشمندی رو به من یادآوری کردید.
من یاد گرفتم که کانون توجه چقدر مهمه در تجربه احساس لیاقت داشتن، ما موجودات دوقطبی هستیم، هرکاری انجام بدیم، باز هم نمیتونیم اون کار رو بینقص انجام بدیم.
چقدر مثالهای زیبایی زدید، مثال بازیکن فوتبالی که دو تا گل زده، اما یه دروازه خالی رو گل نکرده، مثال یک دانشجو یا دانشآموزی که نمره یکی از درسهاش رو 19 گرفته و یک اشتباهی داشته، مثال یک نفری که میره مهمونی و کلی اتفاقات جالب و فوقالعاده توی مهمونی داره رقم میخوره و درعین حال یک نفر مثلا رفتار نامناسبی باهاش داشته، یک نفری که خیلی چهره یا اندام زیبایی داره و یک مشکل کوچیکی توی صورتش هست، یک نفری که نُه نفر بهش گفتن چقدر ارائه فوقالعادهای داشتی، چقدر مطالب رو عالی توی پاورپوینت درست کردی، چقدر از ارائهای که داشتی استفاده کردیم و در عین حال یک نفر میگه اینجای کار میشد بهتر عمل کنی و یه انتقادی میکنه. مثال از فردیکه خیلی پیشرفت داشته توی کار مثلا نوازندگی پیانو، خیلی آهنگهای قشنگی نواخته، اما یک آهنگ هست که هنوز نتونسته اون رو کامل بنوازه.
اگر ما تمرکزمون روی مواردی باشه که اشتباه کردیم، خوب نتونستیم عمل کنیم و خودمون رو سرزنش کنیم، جهان از جنس تمرکز ما بیشتر و بیشتر وارد زندگیمون میکنه، جهان مواردی که اشتباه کنیم رو بیشتر میکنه، احساس سرزنش بیشتر رو برای ما بوجود میاره، مثل اینکه میترسی که نکنه من اشتباه کنم و ازقضا چون ترمز کردی روی کار اشتباه، بیشتر اشتباه میکنی، از هرچیزی بترسی، سرت میاد، اما اگر بیخیال باشی، از اشتباه کردن نترسی و اگر اشتباهی انجام دادی غمت نباشه، خودت رو سرزنش نکنی و بگی یاد میگیرم، نمیترسم که نکنه دوباره اشتباه کنم، اشتباهات کمتری مرتکب میشی، پس اگر تمرکزمون روی اشتباه یا ناخواستهها باشه این یعنی اینکه ما احساس عدم لیاقت داریم، از طرفی اگر ما در هر موضوعی تمرکز کنیم روی نیمه پر لیوان، خودمون رو تحسین کنیم به خاطر تلاشمون، به خاطر ارادهمون، خودمون رو تحسین کنیم بخاطر اون 19 نمره خوبی که توی اون درس گرفتیم، خودمون رو تحسین کنیم بخاطر پیشرفتی که توی کار داشتیم و خدا رو شکر کنیم، این یعنی ما داریم احساس لیاقت در خودمون ایجاد میکنیم.
حس میکنم اینکه ذهن افراد روی ناخواستهها توی هر موضوعی توجه میکنه با این نگاه مثبت وارد میشه که این کارم درسته و من چقدر دقیق هستم، چقدر میخوام بینقص عمل کنم، چقدر خواهان پیشرفت هستم و این باعث میشه رشد کنم، پس من نباید اشتباه کنم و با توجه روی این موضوع بخوام اون نکته منفی رو برطرف کنم. انگار این توجه روی موارد نادلخواه با این نگاه مثبت وارد میشه که کار درست همینه و من چقدر فوقالعاده هستم که نمیخوام کوچکترین خطا و اشتباهی در کارم وجود داشته باشه، که به این صورت به ویژگی کمالگرایی در افراد میرسیم.
قانون این رو میگه به اندازهای که من به خودم احترام میذارم و برای خودم ارزش قائل هستم، جهان و افراد به من احترام میذارن و برام ارزش قائل میشن.
به اندازهای که من احساس لیاقت میکنم برای داشتن یه رابطه فوقالعاده، برای داشتن ثروت، برای داشتن هر نعمتی توی زندگیم، جهان هم من رو لایق رابطه عاشقانه، لایق ثروت و لایق هر نعمت دیگهای میدونه.
این لیاقت از کنترل کانون توجه میاد، باید ببینم کانون توجهام توی مسائل زندگی روی چه جنبهای از مسئله هست و آگاهانه اون قسمتهای مثبت و اون تواناییهام رو ببینم و تحسین کنم و ببینم چقدر خوب عمل کردم و این کار ادامه دار باشه، این احساس لیاقت نه برای یک روز و دو روز، بلکه استمرار داشتن در تجربه احساس لیاقت، نتایج عالی رو برای ما بوجود میاره.
خدایا شکرت به خاطر این آگاهی و به خاطر دستان مهربانش استاد و خانم شایسته و دوستای عزیزم.
امیدوارم همه شما دوستای گلم در پناه خدای بزرگ همیشه شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام دوست عزیزم واقعا سپاسگزارم از شما
تقریبا دو ساعتی میشه که دارم کامنت میخونم البته کامنت فایل قدرت اراده در برابر عملکرد مغز ،که در مورد قانون سلامتی.
اونجا هم زیر کامنت چند تا از دوستان گفتم که راهنماییم کنن و از خدا طلب کمک میکردم بابت اینکه 3 ماه تو دوره سلامتی هستم و یک ماه که تقلب میکنم با اینکه دوست ندارم روز به روز داره تقلب بیشتر میشه
وقتی کامنت شما خوندم حس کردم خدا جوابم داده
اینکه چرا دارم روی تقلب تمرکز میکنم بیام 7ودم تشویق کنم بابت اون دو ماهی که عالی کار کردم اندام عالی دارم 7 کیلو کم کردم حتی مربی بدنسازی پارسالم الان منو دیده کلی تشویق کرده و باورش نمیشد من تو خونه آنقدر 5الی پیش رفتم
اینکه پوستم چقدر شفاف شده پر انرژی شدم اینکه کلی از غذاهای کربوهیدرات دهر و قندی اصلا نمیخورم
واقعا سپاسگزار شما و ربم هستم که بهم انرژی داده که ذهنم از این مقایسه و سرزنش کردن بردارم روی نکات مثبت خودم بزارم.
دوستون دارم موفق باشید.
به نام خدا
سلام دوست عزیزم
من هم از اون افرادی بودم و الان هم هستم که در مهمونی تقریبا همه من را تحویل می گرفتند . باهام خوب صحبت می کردند ولی همیشه و همیشه یه نفر میرسید که شیطان وجدان من میشه و همین طور روی مخ من بود و هست یعنی الان هم هستش و تا آخر مهمونی من را عذاب می داد و می دهد
البته که صد در صد از احساس عدم لیاقت هست و توجه و تمرکز روی اون یه نفر و حرف هایش و صحبت هایش ولی چرا باید این یه نفر باشه؟؟؟
علتش چیه؟؟؟؟
من خودم را این طور آرام می کنم که اون نفر باعث رشد من هست چون وقتی همه چیز گل و بلبل است من مغرور نشوم
یا اینکه اون فرد داره به من می فهمونه که این ایراد ها را داری و باید اینها را هم درستش کنی و حلش کنی
اگر این تضادها نبود که من اینجا نبودم . برای وجود تضادهای پی درپی اینجا هستم
از بس تکرار شدند و تمومی نداشتند من اینجا هستم
ممنون دست عزیز
الهی شکرت
من خودمو لایق احترام باید بدانم
این باور خیلی برای من کارساز هست و باید درستش کنم
من لایق احترام هستم
تا کی وقتی وارد جمعی میشم هیچ کسی متوجه نشود ؟؟؟!!!!
پس من لایق احترام هستم
دیدم بعضی افراد تا وارد مجلس و مهمونی میشوند همه بلند میشوند مثل اینکه از قبل هماهنگ شده است !!!؟؟؟؟
همیشه برام سوال بود
ولی من که وارد میشدم هیچ کسی نمی فهمید !!!!!
همه مشغول گفتگوهای خودشون بودند
خدایا شکرت
باید باز هم روی احترام به خودم کار کنم و تا خودم به خودم احترام نکذارم از احترام دیگران به من هم خبری نیست
این برای من خیلی نکته حیاتی و بزرگیه
بسم الله الرحمن الرحیم
سلامی به زیبایی این صبح و این آبی آسمان و این لطافت هوا به عزیزترین ها استاد و مریم و به دوستان خوبم که چقدر خوشحالم از بودن با اونها در این فضای روحانی
دیروز داشتم همینطور کامنت دوستان رو میخوندم بعد دیدم که چقدر همین کامنتها توی این سایت رشد و پیشرفت کرده و هم سو شده با اون چیزی که استاد میخواسته که از دانشجوهاش ادمهای توحیدی بسازه
کامنتها پر بود از ایات زیبای قران با درسترین تعبیرها و درک بالایی از مفاهیم قرانی.چقدر هر چی میگذره قران رو بهتر میشناسیم.
درمورد موضوع فایل تا استاد جملات اولی رو گفت من استاپ کردم و شروع به نوشتن کردم به خودم گفتم زهرا کمبودهای موجود رو نپذیر شرایط حال حاظر برات عادی نباشه که دیگه همینه بلکه زهرا تو لایق زندگی در بهترین خونه هستی خونه ای زیبا با امکانات کامل رفاهی .توی لایق زندگی در منطقه ای خوش اب و هوا رو داری.زهرا تو لایق راحت پول در اوردن هستی.تو لایقی که دوره احساس لیاقت رو داشته باشی چون تو دختر توانا و با استعداد با کلی ویژگی های خوب هستی که کافیه احساس لیاقت رو درست کنی که مثل یک ستاره بدرخشی.
یک مثال از خودم دراین باره همین اواخر به یک جمع فامیلی رفتم. خوب همه چیز خوب بود و ما کلا خانواده ای هستیم که همه مارو به خوب بودن میشناسن و جایگاه خودمون رو داریم اونجا من یک اشتباه کردم فقط . وقتی برگشتم این اشتباهم هی میومد تو ذهنم هی میگفتم من چم بود واقعا چرا اینطوری کردم .چرا خنگ میزنم. بعد یهو یاد نگاه مثبت بی قید و شرط به خود افتادم. بعد تکرار کردم گفتم زهرا نگاه مثبت بی قید و شرط به خود حتی با وجود اشتباه.بعد گفتم زهرا خودت مهمی یا نظر فلان شخص راجعت.زهرا واقعا چه اهمیتی داره که بقیه ممکنه راجعت چی بگن .به خودت ظلم نکن و خودتو اذیت نکن اشتباه کردی که کردی بابا مهم ارامش خودته.یه چیز خنده دار بگم من هر وقت تحت فشارم و سعی میکنم خونسرد و بی خیال باشم میگم : به درک سگ سیاه( بقیه خیلی میخندن.خودمم کلی میخندم) نمیدونم این چطور افتاد رو زبونم اما تاثیر گزاره.بابا به درک سگ سیاه که اشتباه کردم .من الان خودمو دوست دارم و اینکه الان ارامش داشته باشم و مشغول کارام برام مهمتره .بعد به خودم گفتم ببین فلانی چه اشتباهی کرد اما انگار نه انگار. پیش میاد برا همه پیش میاد حتی اون شاخاش هم اشتباه میکنن.اون حس دوست داشتن خود رو حتی الان هم احساس میکنم.
گاهی وقتا میبینم خدا برام معجزه ها انجام میده بعد میگم وای خدایا دمت گرم که برام این کارو کردی اما یکم بعدش میگم نه بابا فک نکنم دیگه خدا برا من ….مممن بیاد یه همچین کن فیکونی کنه نه حالا پیش میاد یعنی برای خودم ارج و قرب پیش خدا نمیتونم زیاد تصور کنم . خیلی دارم تمرین میکنم که کارهایی که انجام میدم و ارزشی که می افرینم رو خودم ببینم و دست بالا بگیرم و خودم تحسین کنم و قدردان خوبی هام باشم.قبلا شاکی میشدم که من به این خوبی چرا اصلا قدردان من نیستن بقیه.اما الان میگم زهرا خودت خوبی ها و ارزش کارهات رو نمیبینی چه توقعی از بقیه داری.بی خیال بقیه . خودت بیا قدردان خودت باش. خودت ببین اهمیت کار خوبی که کردی رو .
همین الان میخام خودمو تحسین کنم سرعت تایپم خیلیی بیشتر از قبل شده.
پارسال توی دانشگاه من خب دانشجوی ویژه تری نسبت به بقیه بودم مسیولیت های بیشتری میگرفتم و کارها رو خیلی خوب انجام میدادم و گیرایی من بیشتر بود مدیریت کارها .مثلا استاد یک چیزی توضیح میداد که کارها رو انجام بدیم بقیه ممکنه اون بار اول متوجه نمیشدن اما من زود میدونستم که چکار باید بکنیم.قابل اعتماد استادم هم بودم.بعد خب به این واسطه استادم خیلی برام احترام قایل بود و خیلی دوستم داشت .برام اهمیت بیشتری نسبت به بقیه میگذاشت. و هر چی که میخاستم در اختیارم قرار میداد. بعد وقتی با نگاه های بقیه مواجه میشدم که چرا زهرا چرا فقط با زهرا اینطوره. من خودم هم یطوری معذب میشدم. در حالی که باید با قدرت میگفتم بله این توجه و خاص بودن رو من لایقشم. من واقعا لایقشم. چکار دارم که بقیه میپسندن یا نه.
در مورد ظاهر که همه در اکثر مواقع سرتاپامو تحسین میکنن. اما خودم گاهی پیش میومد خسته بودم یا حس خوب نداشتم یه نگا میکردم میگفتم نه زهرا در بهترین حالت تو زشت نیستی. نه اینکه خوشکل باشی .البته در بیشتر مواقع خودم هم تحسین میکنم زیبایی خودم رو اما گاهی اونطور هم بودم.و البته اینکه گاهی اینقدر حس خوبی به قیافه خودم دارم که به خودم میگم زهرا من همین زشتی تو رو خیلی دوست دارم.
واو یادم میاد قبلا به خاطر هر رفتار اشتباه عین خوره مغزم خورده میشد ازهجوم سرزنش و تخریب خودم.خداروشکر خب خیلی بهتر شدم اما هنوووووز خیلی جای کار داره .یعنی الان داشتن بهترین ها رو انگار برام زیادیه و باید سعی کنم که دریافت کننده باشم.
خدایا شکرت که برای این فایل کامنت نوشتم و هم پیشرفتهام رو ریویو کردم هم یه کنکاشی برای خودشناسی در خودم داشتم.خداروشکر این اگاهی ها رو از زبان استادم شنیدم دوباره و با تامل و تفکر.خداروشکر دیشب یکی از سریال های زندگی در بهشت از قسمتهای اول رو دیدم که چقدر لذت بردم . چه نشانه واضح و قوی برام داشت
خداروشکر برای همه چیز
ممنون که کامنت منو خوندید. خوشحال میشم بازخورد بگیرم
دوستتون دارم
به نام خداوندی که ما رو افرید و اشرف مخلوقاتش قرار داد
سلام استاد عز یز و دوستان هم مسیر
واقعا فکرشو بکنید که اصلی ترین قانون این جهان که احساس خوب مساویست با اتفاقات خوب و همینطور احساس بد مساویست با اتفاقات بد ، چقدر زیبا و برای ما انسانها چقدر عالی و خوشحال کننده است چونکه زمانی که این قانون رو بپذیریم و بر روی خودمون کار کنیم همزمان هم شادیم و هم نتیجه مثبت و اتفاقات خیلی خوب وارد زندگیمان میشود و این روند اگه ادامه پیدا کنه قطعا تعداد اتفاقات خوب تصاعدی خواهد شد و نه بصورت حسابی ، این قانون جهان هم یکی از بزرگترین نعمت های خداوند برای انسانه و من بعنوان یک انسان باید بدونم چقدر بزرگم و خدا همیشه یار و یاور منه
احساس ارزشمندی چقدر میتونه حال منو خوب کنه چونکه در طور زمان بیشترین فرکانس ما باور ارزشمندی و یا عدم اون در مورد خودمونه و اگه این درست بشه زندگیمون در همه زمینه ها عالی پیش خواهد رفت .
یکی از بزرگترین نشونه های احساس عدم لیاقت این است که ما همیشه کمبودها و یا نقص ها رو میبینیم انگار که دستاوردها و مهارت ها و خوبیها و نکات مثبت شخصیتی هیج ارزشی ندارن و این باعث گفتگوهای اغلب منفی در ذهن ما میشه و در نتیجه احساس میکنیم ارزشمند نیستیم
توی این 15 روزی که فایلهای رایگان مربوط به دوره احساس لیاقت رو خوندم و بیشتر کامنت ها رو مطالعه کردم خدا شاهده که نتایج و نشانه های وارد زندگیم شده :
احساسم نسبت به خودم بهتر شده و بعضی باگهای احساس لیاقت رو تو خودم شناسایی کردم
دو تا ورودی مالی خوب داشتم ،
یه پیشنهاد سفر خیلی عالی رو از یگی از نزدیکان داشتم
یه تماس تلفنی از یکی از همکارا داشتم که خیلی خبر خوبی بود برای من
خدایا ما رو در مسیر درست هدایت کن
خدایا شکر
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایی کتمام نعمتهاش در اطرافم فراوان و فراوان پراکنده شده
همه چیز بدون واسطه ای در حال رشد هستند و خداوند هدایت تک تک چیزها رو بعهده گرفته خداوندا سپاسگذارم ب خاطر همین دیدگاه کوچک از خودت
اگر همین ی فایل 11 دقیقه رو بهم بگن چند براش پول میدی ،من میگم 1/500 تا 1/800
چقدر یه انسان میتونه بزرگمنش باشه که اگاهی ها رو راحت در اختیار بقیه بزاره
در حین فایل دیدن گفتم پریسا تو شاگرد استاد عباسمنشی و این چیزه کمی نیست
تو باید مثل استاد نتیجه تو دستت باشه
اگه مسیر درست وچنگنزنیواقعا در حقه خودت کم کاری شدیدی کردی که تبعات سختی داره
استوری استاد عزیزم
از اونثروت ب اینثروت
از اون ناآرومی به این ارامش
از اون اندام به این اندام
خداوند این هدایتها رو برات محیا کرده خیلی فیری و بهت یک راهنمای قدرتمند هم داده و تو استفاده ببر و خودت و رشد بده
روزی نقطه اتصال تو میرسه ،
حتی این خانه داری و تربیت فرزند ورشد خودت و تایمهای خالیتو بی ارزش ندون و فرصت خدا بدون و بدون که یه روزی به این تایمها میگی نقطه اتصال
توجه تو رو 90٪ هست یا 10٪نداشته ها
اراده قوی
تلاش هات
کنترل ذهنت هات
زبان خاندنت
آشپزیت
قد بلندت
شکم صافت
انگیزه ات برای ورزش عضلانی
تمیزی منزل ونظافت خودت
تمرکزت رو چ چیزهایی هست ؟؟؟؟
اینجا ی خرده بحث برام متفاوته تمرکز رو داشته ها یا نداشته ها
ایا تمرکز روداشته ها ربطی به لیاقتمندی داره؟
ایا توجه کردن به نیمه خالی زندکی یا پر لیوان ربطی زندگی به احساس لیاقتمندی داره
استاد تو این فایل ربطش داده
ایا یه رفتار نامناسب همسرت که شایدساعت 2 بعداظهر گشنه اش هست خیلی و توهمخیلی بهشگیر دادی تاثیری در احساس لیاقتمندی تو داره
ایا ارزشمندی خودت و به توجه ونظر دیگرانمیدی یا میگی بیخیال من پذیرفتم که خودممقصرم و من از درونارزشمندم و چیزی از ارزشمندی من جلوی دیگران کم ن میکنه
من اگه احترام بیشتر بخام و این سیکل و اینجا قعط کنم باید احترام بیشتر ب همسرم بزارم
چون ایشون مرد خونه من هستند ومن خودم مقصر بودم و خودم مقصر بودم
احساس لیاقتمندی یا احساس عدم لیاقت
در روابط
مالی
ارتباط باخدا
ارتباط بادوستان لول بالا
امکانات عالی
قدرت تمرکز رو داشته /عدم تمرکز رو نداشته ها
تغییر نوع نگاه و برداشتت از اتفاقات بیرونی و پذیرفتن خلق همون شرایط
هر چقدر خودت ولایق بدونی از همون جذب میکنی
هم نشین همون سفره میشی
همنشینبا انسانهای همون مدار میشی
هرچقدر خودت ونالایق بدونی از همون شرایط برات رخ میده
تمرکزت روهر چیزی باشه رو توانایی هات رو زیبایی ها وتوانایی هایی که داری برات بلدتر میشه (احساس ارزشمندی در تو نهادینه میشه)در طی تکامل
اصلا ب قول استاد احساس ارزشمندی درونینره برای همینه
من اگه در طول روز احساس ارزشمندی خودم روب هیچ چیزی گره نزنم
مثلا همون اول صبح ب یه چیزه کوچیکگره نزنم ب طور عادی 70٪جلوترم چون احساسم بهتره و با احساس خوب بیشتر که کنترل ذهنکمتری میخاد ،چون من از درون اونمسئله اصلی روحل کردم ،امورات برام راحتتر رخ میده ،چون من هستم و من و احساس ارزشمندی همه طرفه)
اما
وتمرکزت رو همون یه دونه عیبی که داری بزاری همون اول صبح
هر روز خودت و ناامیدتر میکنی و انگیزه هات وکور میکنی
چیزی که من هنوز هنوز دارم براش تلاش میکنم
و همین یه دونه کار باعث میشه تو کارهایی رو که میتونی عالی انجام بدی وهم ندی
میبینی مهم نیست چقدر حق داری که بابت قضیه ناراحت باشی و چقدر منطق داری براش
قانون جهان ساده هست
احساس خوب =اتفاقات خوب
احساس بد=اتفاقات بد
استاد عباسمنشعزیز من پریسا شعبانی ااز صمیم قلبم از شما سپاسگذارم
پیشرو و هدایتگر ما شدید ادر این دنیای مادی
خداوند شما رو برای ما حفظ کند
الهی امین
شهر زیبای آمل ،بوس و بغل برای شما
سلام و درود بر برادر عزیزم عباسمنش بزرگوار و مریم بانو و خانواده بزرگش که خودم هم جز سایت و خانواده هستم و خودم را لایق و شایسته این خانواده میدونم.
از اون جایی که من خیلی هم چی رو ایراد میگرفتم در گذشته خوب طبیعی احساس لیاقت خوبی هم نداشتم چون کارم شده بود فقط نق زدن و جای خالی زر زدن ..خنده …
حالا که فهمیدم برای کوچکترین چیزها هم باید از خودم و خدا تشکر کنم تا جایی که به احساس خوب برسم نه به احساس غرور که این خودش رد شدن از لبه پرتگاه هست.
چرا؟ چون من باید یاد بگیرم همانطور که به خودم ارج و قرب میدم به عنوان اشرف مخلوقات به دیگرانی که خدا خالق اونهاست هست احترام بگذارم و ایراد نگیرم هر چند که ایراد دیگران هم ببینم چون با ایراد گرفتن دارم توجه میکنم به ناشایستگی ها و این خودش کم لیاقتی بیشتری وارد زندگیم میکنه ..
حالا راهش چیه چکار کنم؟؟؟
این که آقا من کاری ندارم که رفتار دیگران روی مخ منه بلکه باید یاد بگیرم دیگران وقتی کار اشتباهی انجام میدهند همانطوری که من باید به خودم احساس لیاقت ایجاد کنم برای اونها هم تو ذهن خودم احساس لیاقت کنم چون هردو آنها لازمه…. شروع کنم چیز های خوب رو از کم شروع کنم مثلا اگر کسی که باهاش داریم زندگی میکنیم توی آشپزخانه زیادی سر وصدا میکنه نیام به سر وصدایی که ایجاد میکنه تمرکز کنم بلکه بیام به تلاش اون فرد تمرکز کنم یا هزاران مثال دیگر که میشه ساخت و چون ذهن انسان چموشه و دوست داره دنبال کمبود ها بگرده تا زمانی که عادت نکنه تغیر مسیر رو…بلکه میخاد به اون مسیر اشتباه هی تکرار کنه..
پس من نباید فکر کنم فقط به خودم احساس خوب باید داشته باشم همه چی لایق و شایسته خواهم شد بلکه مواظب رفتارم و فکرم و ذهنم باشم که توی موقعیت های مختلف به دیگران چطوری فکر میکنه در اصل یک بیگ پیکچر کلی از خودم و روابطم با دیگران داشته باشم که کجا و به چه قیافه و احساس خوبی برسم داشته باشم….
بعدش بیام توی مثال های زندگیم اون رو توی تصور کلی حل کنم ..
یا اگرهم مشکل جدیدی پیش اومد اون را با تغیر دادن به احساس لیاقت درستش کنم ..
در پایان آرزوی پیدا کردن مثال های حل شده برای همه عزیزان و بشریت میکنم چون اگر ما به احساس دائمی لذت و شایستگی برسیم به نظرم همون عشق واقعی که هر لحظه اشباع میشیم با حال خوب و اون حال خوب را به دیگران انتقال میدیم و این یعنی همون بهشتی که باید خود ما از جهنم که بودیم و تبدیلش کردیم به بهشت هست…
به خاطر این همه آدم های خوب در این سایت شکرگذاری میکنم
به خاطر وجود استاد و خانوم شایسته شکرگذاری میکنم
به خاطر سلامتی ام شکر به خاطر تضاد ها شکر به خاطر عشق شکر به خاطر زیبایی هایی که داشتم و دارم شکر به خاطر همه چی و همه اتفاق هایی که تا الان افتاده همین زندگی و همین پدرو مادر و همین فرزندانم شکر شکر شکر
به نام خداوند جان و خرد
سلام به مریم جان شایسته عزیزم سپاسگذارتم بابت این فایل زیبا که مروری بر گذشته و اوایل همراهی من با استاد شد
سلام به استاد عزیزم که هرفایلی ازتون میبینم تهش میرسیم به توحید ازتون سپاسگذارم که خداوند رو به من شناسوندید
وسلام به دوستان عزیزم که با هر کامنتشون باعث نوردرقلبم میشن ازتون سپاسگذارم
الهه هستم
چقدر خوبه توی این سایت هستم استاد عزیزم روز اولی که با دوره احساس لیاقت همراه شدم از بس ضربه ها خورده بودم از مقایسه به خودم قول دادم تا میتونم روی این موضوع تمرکز کنم
و زندگی من زمانی تغییر کرد که دست از مقایسه افراطی برداشتم نمیگم الان خیلی خوبم نه اما اون شدت اولیه که واقعا ناسپاس بودم رو ندارم
ازوقتی شروع کردم به کار کردن خودم که حتی استاد اوایل متوجه نمیشدم شما چی میگید هی به حسین جان میگفتم برام توضیح بده و بنده خدارو کلافه کردم تا اینکه مریم جان شایسته عزیزم که کم از استاد ندارند فایل های مهاجرت به مدار بالاتر و گام به گام ها رو گذاشتند و وقتی اون سلسه فایل ها رو گوش کردم و خیلی هاشون برام در جنبه های مختلف تکرار میشد درک قانون برام بهتر شد و بعد اون دوره هم جهت که چی بگم از این دوره که فضل خداوند و پاداش خداوند به من بود والان که برگشتم به دوره احساس لیاقت چقدر بهتر متوجه میشم استاد عزیزم چی میگن چه جاهایی بازهم از گفتگوهای ذهنیم ضربه خوردم اما به قول استاد به جای اینکه ماهی یکبار اونم سخت روی خودت کار کنی روزی ده دقیقه کار کن و قانون رو به خودت یاد اور شو و من مدت هاست که از این دوره احساس لیاقت دور شده بودم و واقعا الان میخوام شده روزی یک فایل درمورد احساس لیاقت گوش بدم درحد همون ده دقیقه ولی روی اگاهی هاش تعقل کنم که کجاها منم ازش ضربه خوردم یا ازش نتیجه گرفتم
استاد عزیزم خیلی خیلی ازتون متشکرم این سایت خود شما این فایل ها و دوره هاتون همه وهمه گنج هایی هستند که خداوند از فضل خودش به ما داده و واقعا باید همیشه سپاسگذار این نعمت هام باشم
استادعزیزم عاشقتم بچه ها و مریم عزیز عاشق همتونم امیدوارم یک روز ماهم همه دور هم جمع بشیم و در کنارهم حضوری لذت ببریم و از نتایجمون برای همدیگه صحبت کنیم انشالله
بنام الله یکتا
فرمودید بیشترین امتیاز رو در احساس خوب موندن و کسب موفقیت …احساس لیاقت داره
من از همون روز مداوم دارم میگم من لایق ثروت فراوانی هستم که به راحتی و بدون هیچ زحمتی بدستم میرسه
جالب اینه که من تو این چندروزه فقط با همین جمله رکورد جذب ثروت رو زدم
من لایق دریافت عشق و محبت زیادی هستم….
من هرعشقی رو که دریافت میکنم دنبال جبران کردن نیستم چون میدونم اون دستی از دستان خداونده
امروز بزرگترین تصمیم زندگیم و دارم میگیرم
سلول سلول بدنم میلرزه و نمیتونم خودم و کنترل کنم،اما فقط از خداوند هدایت خواستم
چون میدونم من لایق این هستم که خداوند ریز به ریز اتفاقات و انسانها رو جوری بچینه که بهترین اتفاق و تصمیم گیری اتفاق بیافته
من به موفقیت هام نگاه میکنم و خودم رو لایق قبولی تو کنکور تجربی میدونم
من فوق العاده باهوش و درجه ی یک هستم
من بشدت انسان جذاب و موفقی هستم و همه آرزو دارن که بامن همکاری کنند
ما همه لایق ثروتمند شدن،دریافت عشق فراوان،سالم بودن و شاد بودن هستیم
سلام استاد عزیزم
ممنون از فایل عالیتون که هر چی دقیق تر گوش میدم انگار داره منو مثال میزنه
من در تمام 22سالی که داشتم همیشه دنبال اعتماد به نفس بودم .در کودکی رفتارهای اطرافیانم باعث شد که این کمبود در من پررنگ تر بشه و در نوجوانی هم احساس میکردم در برابر دوستام که در شرایط مشابه بودیم من چیزی کم دارم و نمیتونستم احساس باارزشی داشته باشم
فک میکردم اگر سعی کنم ظاهر خفن ترو خوشگلتری داشته باشم این کمبود از بین میره ودر من اعتماد به نفس به وجود میاره
ولی بعد فهمیدم که مشکل از عزت نفسه منه .سعی میکردم که جبران کنم مثلا میرفتم جلو ایینه قربون صدقه خودم میرفتم و فک میکردم عزت نفسم از راه توجه کردن به زیبایی های صورتم بر میگرده ولی نه استاد اشتباه میکردم
عزت نفس من به ظاهر من مربوط نیست بلکه به روح من برمیگرده .هیچ وقت سعی نکردم این روح خودمو بشناسم و درکش کنم یا بهش محبت کنم همیشه میخواستم توجه و محبتم رو برا بقیه بزارم تا تایید اینارو نسبت به خودم دریافت کنم
درسته استاد تمام اینا برمیگرده به احساس لیاقت .من حتی خودم رو لایق این ندونستم که وقت بزارم خودمو بشناسم.
با اینکه میدونستم اگ خودمو بشناسم میتونم به خدا وصل بشم میتونم قشنگتر و با لذت بیشتری زندگی کنم .
همیشه بقیه رو در الویت قرار دادم و برتری دادم بهشون نسبت به خودم .
ولی میدونم اگ این احساس لیاقت به وجود بیاد در من میتونم به جای یک قدم هزار قدم برم جلو .میتونم به اندازه تمام سالهایی که ار خدای خودم دور بودم بهش نزدیک بشم .میتونم سبک زندگی که دوس دارمو داشته باشم بدون اینکه نظر بقیه برام مهم باشه و میتونم خود خودم باشم و مطمئنم حتی شکل ارزو ها و رویاهای من تغییر خواهد کرد چون خودم رو لایق چیزهایی میدونم که تا اونموقع نمیدونستم .
از خدای خودم میخام که هدایتم کنه تا این دوره رو بخرم و شروع کنم چون اون بیشتر هرکسی میدونه که وجود من چقدر با این احساس لیاقت به شکوه واقعی خودش میرسه .
ممنون از خدای خوبم که هدایتم کرد به این فایل و استاد عزیزم و مریم جان مهربون برای این فایل عالی