علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2 - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

406 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 435 روز

    درود

    روز دویست و هفتم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد عزیزم

    استاد واقعا جای سپاس داره که با این آگاهی ها باعث شدید من تا حدودی در مسیر خودشناسی گام بردارم

    از وقتی وارد سایت شدم و یواش یواش که جلو رفتم هی بیشتر متوجه شدم که چه خصوصیاتی داشتم و دارم

    و اعتراف کنم حتی به این مرحله رسیدم که منی که خیلی از درون ادعا داشتم که آدمی هستم آگاه

    و به علت کمالگرایی بالایی که داشتم همیشه فکر میکردم طرز تفکرم ، سبک زندگیم ،نوع رفتارم خاص و متفاوت از دیگران هست

    اما وقتی فایل ها رو دونه به دونه دیدم و گوش کردم و دیگران و خودم رو در ذهنم آوردم دیدم ای وای چقدر مدارم پایین تر بوده از فلانی که من اصلا افکار و سبک زندگیشو قبول نداشتم ،از همون هنرش به درآمد رسید و من نرسیدم

    یا مثلاً فلان آدمی که فکر میکردم هیچی سرش نمیشه چقدر مدارش از من بالاتره که اینقدر جسم سالمی داره …

    بعد کم کم فهمیدم که در یک باد و توهمی زندگی میکردم که به خیال خودم آدم متفاوتی بودم.

    اما نه در سلامتی ،نه در ثروت ،نه در رابطه ی عاطفی … موفق‌تر از دیگران نبودم .

    شاید اون تعریف های دیگران این باد متفاوت بودن رو درونم ایجاد کرده بود که همیشه شنیده بودم که تو آدم عاقلی هستی یا همسرم بارها بهم گفته بود که تو در تربیت فرزندمون عالی عمل کردی یا اینکه نوع رفتارت در اجتماع و فامیل جوری هست که بهت افتخار میکنم

    یا دوران تحصیل استادها و معلم ها ، همیشه ازم تعریف می‌کردند و من در عین اینکه کمالگرا بودم بعضی از تعریف هاشون رو رد میکردم و بعضی هاشون بهم توهم خاص بودن داده بود.

    اما با هر فایلی که گوش کردم، متوجه شدم که مدار من بشدت پایین بوده و اصلا در حد کسانیکه فکر میکردم اینها زندگیشون از نظرم بی خود هست ، هم گاهی نبودم .

    خب این مقدمه رو بخاطر این نوشتم که این مدت مدام در ذهنم بود و دقیقا تو این فایل انگار یک نتیجه گیری تونستم واسش انجام بدم و خوشحالم که خودم رو کمی شناختم تو این مدت

    در مورد این فایل هم و فایل قبلی که مربوط به هم هستند واقعا یک گام دیگه از خودشناسی بود برای من که همیشه فکر میکردم شاید اعتماد بنفس یا احساس لیاقت ندارم اما دقیقا نمی‌دونستم چطور

    نشونه هایی که در فایل قبلی بود و در این فایل رو ، حدود نود درصدشو داشتم و کامل متوجه شدم که فوق‌العاده احساس کم ارزشی و بی لیاقتی داشتم.

    و چقدر استعداد ها و توانایی هامو همیشه نادیده گرفتم .

    زمانیکه دوره های نقاشیمو شروع کرده بودم همه بهم می‌گفتند تو از آنچه که استادان بهت آموزش میده بهتر عمل میکنی ولی در عین اینکه خیلی ذوق میکردم دنبال کوچکترین ایراد کارم بودم و یکبار نشد که بگم که از این اجرام بشدت راضی هستم.

    خیلی لذت می‌بردم حین اجرا اما در نهایت وقتی اجرا تمام می‌شد فکر میکردم یه جای کار میلنگه و اونی که می‌خوام نشده . برای همین هیچ وقت به نقاشیم بها ندادم رشد کنم و بتونم ازش به درآمد برسم

    از دوران مجردی که مادرم آشپزی فوق‌العاده ای داشت ، خیلی عالی زیر دستش آشپزی رو یاد گرفتم و هر زمان که آشپزی میکردم همه به به و چه چه می‌کردند و یادمه بعد از ازدواج همه به همسرم میگفتند که تو تو همسر شانس آوردی چون دستپختش عالیه .

    ولی خودم همیشه دنبال این بودم که امروز مثلا این خورشی که پختم یکم بی نمک شده یا یکم خوب جا نیافتاده ، یا چرا ایندفعه احساس میکنم مثل همیشه نشده و هیچوقت از آشپزیم راضی نبودم.

    توی سبک نو کمی متفاوت ، از سن سیزده سالگی شعر میگفتم ، هر کی شعرهام رو میخوند به وجد میومد و همه بارها گفتند چرا نمیری شعرهاتو یک مجموعه کنی و چاپ کنی ، اما من هیچوقت از شعرهام راضی نبودم و یک ایرادی همیشه تو هر کدومشون به نظر بود .

    دقیقا اگر تو یک مهمونی همه چی عالی بود و فقط یک نفر بهم احساس بد منتقل می‌کرد فوق‌العاده بهم میریختم ….

    یا توی مهمونی ها دوستداشتم لباسم از همه زیباتر و خاص تر باشه و اگر کسی بود که خاص تر بود ، تو لاک خودم فرو میرفتم .

    و واقعا نمی‌دونستم اینها نشونه های احساس عدم لیاقت هست

    و اصلا خودم رو تا به امروز نمی‌شناختم .

    همیشه شنیده بودم خودشناسی…

    اما دقیق نمی‌دونستم خودشناسی یعنی چی

    و امروز به لطف این آموزه ها پله پله دارم خودم رو میشناسم

    و خداروشاکرم بخاطر این موهبتی که در اختیار من قرار گرفته.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    پارسا اژدهاکش پور گفته:
    مدت عضویت: 1535 روز

    به نام فرمانروای جهان هستی

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و دوستان …

    تهران 1404/06/02 15:10

    نشانه روز من..

    واقعا فایل های استاد از زبان خداوند هستند که خیلی واضح و روان ساده خداوند داره با ما صحبت می‌کنه واقعا که انسان فقط دنبال ایراد پیداه کردنه تا اینکه بخواد نکات مثبت و توانایی های خودش رو بولد کنه و به خودش و ذهن یادآوری کنه که چه مسایل و مسیر و مشکلاتی رو حل کرده و به این مرحله از زندگی رسیده و بشینه خودش رو تشویق کنه خدا جونم من پارسا رو به راه راست راه آنان که آنها نعمت دادی نه راه گمراهان هدایت کن خدایا شکرت …

    به زودی فلوریدا آمریکا می‌بینمتون استاد گرانقدر..

    (In God we trust)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1003 روز

    به نام خدایی که به تنهایی وافیست.

    سلام به استاد ومریم جان ودوستانم.

    کلیدتوانایی به نام خودشناسی.

    فایل:علائم احساس عدم لیاقت.

    خدارو شکر که روزم رو با این آگاهیها با این سایت توحیدی شروع می کنم.

    یکی دیگه از علایم احساس عدم لیاقت تمرکز برنکات منفی کار یا شخصیتمون هست.

    کاری رو انجام دادیم نمره ای گرفتیم لباسی پوشیدیم یا چهره وظاهری داریم که 90 درصد عالیه حالا 10 درصد اشکال یا کمبودی داره ما به جای تمرکز بر اون 90 درصد وتحسین خودمون می یایم وتمرکز می کنیم بر 10 درصد وخودمون رو سرزنش می کنیم و به احساس بد می رسیم.

    از آنجایی هم که احساس بد مساوی هست با اتفاقات بد پس اتفاقاتی از همون شکل رو دریافت می کنیم واحساس بد بیشتری پیدا می کنیم.

    برای رسیدن به حس لیاقت وشایستگی که پایه وریشه رسیدن به خواسته هامون هست وما در صورتی به خواسته می رسیم که حس لیاقت داشته باشیم وخودمون رو شایسته ثروت خونه خوب رابطه عاشقانه وشادی بدونیم باید تمرکز رو از روی نکات منفی واشکالاتمون برداریم وتوجه کنیم به موفقیتهامون به اون 19 نمره خوبی که گرفتیم به چشمهای زیبامون به جای توجه به یه خال یا نکته در صورتمون تمرکز کنیم به اون قسمت از کار که خوب انجام دادیم وبه این شکل جهان از جنس همون اتفاقات خوب رو بیشتر وبیشتر وارد زندگیمون می کنه.

    به خودم قول دادم هر روز که از خواب پا می شم روی حس لیاقتم کار کنم وفکر کنم چی تو زندگیم هست ودر وجود من که من رو به حس خوب ولیاقت می رسونه.

    خدایا شکرت که من رو در این مسیر قرار دادی.

    استاد متشکرم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    سکینه دهقان گفته:
    مدت عضویت: 1170 روز

    سلام به اسناد گرامی وخانم مریم عزیز من همیشه شکممم بزرگ بود واصلا به خودم نمیرسیدم ولی وقتی قانون سلامتی را گوش کردم تصمیم گرفتم شکمم را کوچیک کنم دیروز رفتم 3 نا بلیز اندامی برای خودم گرفتم وقتی یکی را پوشید م ی حس خوب وخود ارزشی پیدا کردم وجوری احساس لیاقت کردم در اینه که به خودم نگاه کردم خودم را تحسین کردم وبرای استاد عزیزم دعای خیر کردم از ته دلم وخانم شایسته خدایا صدهزا مرتبه شکرت دوستتون دارم عزیزم هر جا که هستی همیشه سالم وسلامت در پناه خداوند مهربان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    شفق گفته:
    مدت عضویت: 1783 روز

    استاد عزیز سلام

    این بحث کنترل ذهن ، اینکه بتونی نیمه پر رو ببینی، تمرکزت روی نیمه پر لیوان باشه کار هر کسی نیست.

    از خانواده ، مدرسه ، دانشگاه و محیط کار بیشتر تمرکز بر نیمه خالی رو دیدیم. ولی خودمو میگم ، همین که آگاه شدم که به نفع خودمه اگه نزارم ذهنم منو بازی بده و منو ببره توی حال و احساس بد، توی سرزنش که چرا اینو گفتی، چرا اونکارو کردی٫…. اونوقته که به صورت تکاملی یاد میگیرم و به ذهنم آموزش میدم حواسش فقط به پوینت مثبت ماجرا باشه و اونو ببینه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    گزینگ عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 894 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی زحمت کش و مهربانم

    استاد عزیز به خدا معرفی و بررسیاین نکته ها خودش یک دوره ی کامله از نظر من

    واقعا با شنیدن صدای شما همیشه در ذهنم انرژی میگیرم واقعاازتون ممنونم شما نمونه ی یک استاد تکامل یافته هستید و از خدای خودم هم تشکر میکنم که من را در این مسیر خوب قرا.ر داد

    احساس لیاقت ذاتی نیست و ما باید ان را کسب کنیم و ان را در وجودمان رشد دهیم

    من همیشه این جملات را با خودم تکرا.ر میکنم تا احساس لیاقت کنم

    من خوش شانس ترین ادم روی زمین هستم

    من لایق بهترین ها هستم خدایا شکرت

    ممنونم استاد عزیزم در پناه الله شاد و پیروز و سعادتمند باشید

    خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    _سارا_ گفته:
    مدت عضویت: 1245 روز

    خداروشکر میکنم که منو با این سایت عالی آشنا کرد که بتونم ترمزهامو شناسایی کنم

    همین امروز نتایج قبولی دانشگاه اومد وفکر میکردم چرا من نباید به دانشگاه دولتیی ک میخواستم برم درحالی ک من همون رشته رو در دانشگاه آزاد قبول شدم بجای شکرگزاری کل تفکرم روی اینه ک وقتی راه بهتری مثل قبولی روزانه هست چرا من باید از راه آزاد برم و هزینه بیشتری کنم و میدونم این بخاطر عدم لیاقت هست و به اندازه کافی هم نخوندم چون خودمو لایق بهترین راه برای عبور نمیدونستم خوشحالم ک فهمیدم بخاطر عدم لیاقت بوده اما حالا نمیدونم راه حل این کار چیه

    چطور ب لیاقت برسم و چطور این عدم رو جبران کنم

    با سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      عباس امیری گفته:
      مدت عضویت: 2377 روز

      سلام دوست عزیز

      موردهای زیادی هست که بتونی به ذهنت بگی و آروم تر بشی.

      من از خودم مثال می‌زنم که بهتر باشه.

      من هم یک زمانی مثل شما بودم و تمام هم م غمم قبولی دانشگاه دولتی بود و خب اتفاق افتاد…

      بعدش نیمه دولتی

      بعدش هم آزاد

      در تمامی مراحل خودمو عذاب دادم واسه قبولی انکار که خوشبختی یعنی دانشگاه…

      اما سالها که گذشت و من بیوگرافی آدمای موفق دنیا رو هی مطالعه کردم یک چیز مشترک اکثریتشون داشتن….

      خیلی هاشون وارد یک مقطع تحصیلی میشن اما به دلایل متعددی دیگه ادامه نمیدن ، دلایلی مثل:

      نداشتن هزینه ادامه تحصیل

      علاقه نداشته به اون مسیر

      و‌‌‌‌….

      وقتی اینا رو دیدم وهمم زد….

      چرا؟؟؟

      چون من هم در دورانی از زندگی به دلایل مسئله مالی نتونستم اونجوری که میخواستم ادامه بدم، اما بشدددددت حالم بد بود

      افسرده و ناراحت

      روزها و ماه ها غمگین بودم

      دچار بیماری جسمی و فکری شدم….

      اما اون افراد موفق دنیا دقیقا بر خلاف من عمل کرده بودن…

      و یجوری دیگه ادامه داده بودن و موفقیت رو در گروی دانشگاه ندیده بودن و هر کدومشون به یک طریقی ادامه دادن ….مثلا:

      یکی رفته سراغ کار دیگه ای

      یکی کلا حوزه رو تغییر داده

      بعد با خودم فکر کردم که ماها خیلییی برامون تحصیل رو بلد کردن که فقط موفقیت و خوشبختی ما به تحصیل گره خورده ….

      به همین دلیل بود که واکنش من با اون الگوهایی موفق کاملا متفاوت بود…

      اینو منی میگم که تا کارشناسی ارشد برق پیش رفتم و پایان نامه ( که ازش غوووولی ساخته بودن) رو خودم انجام دادم ….

      اماااا دقیقه 90 از بازی خارج شدم

      و انصراف دادم

      چون مسیر, مسیر من نبود

      بهتون پیشنهاد میکنم این الگوها رو ببینید خیلی بهتون کمک می‌کنه

      در پناه الله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1492 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    احساس ارزشمندی:

    -مهم ترین احساس خوبی است که می توانیم در خود ایجاد کنیم

    -قانون:

    *به اندازه ای که برای خود ارزش قائلیم جهان برای ما ارزش قائل است

    به اندازه ای که خود را ارزشمند و لایق بدانیم نعمت ثروت افراد ایده های خوب را دریافت می کنیم*

    -جهان به افکار و باورهای لحظه ای ما پاسخ می دهد

    -اگر بتوانیم احساس ارزشمندی درونی و بی قید و شرط را در وجود خود ایجاد کنیم زندگی ما در تمام ابعاد متحول و دگرگون می شود

    نشانه های احساس عدم لیاقت:

    +افراد دستاوردها موفقیت ها نقاط قوت خود را نادیده گرفته بر نقاط منفی و ناتوانایی های خود تمرکز می کنند

    -ظاهر زیبای خود را نادیده گرفته بر نازیبایی های صورت خود توجه دارند

    -با تنها جواب ندادن به یک سوال در امتحان تمام جواب های درست خود را نادیده می گیرند

    -استعدادها و توانمندی های بی نهایت خود را نادیده گرفته بر نقص ها و ناتوانایی های خود تمرکز دارد

    -تمام مراحل اجرای کار را درست انجام داده و به خاطر خطای کوچک مرتبا خود را تحقیر و سرزنش می کنند

    -واکنش خوب سایر افراد با خود را نادیده گرفته تمرکزشان بر رفتار نامناسب تنها یک فرد است

    -تحسین و تعریف دیگران از توانمندی ها استعدادها و زیبایشان را نادیده گرفته بر نکات منفی بیان شده توسط یک فرد تمرکز دارد

    -به جای تحسین خود به خاطر پیشرفت های روز افزون تمرکز خود را بر ناتوانایی ها و نقاط ضعفشان قرار داده اند

    بررسی کنیم تمرکز ما بر نقاط قوت یا ضعفمان است؟

    با داشتن احساس لیاقت و ارزشمندی:

    +توانمندی ها و استعدادهای خود را نادیده نمی گیریم

    در واقعیت:

    -ذهن ما همواره قصد دارد با تمرکز بر نکات منفی ما را تحقیر و سرزنش کرده نقاط قوت و توانمندی هایمان را نادیده بگیرد

    -آگاهانه به ذهن خود جهت دهیم به جای تمرکز بر نکات منفی بر توانایی ها و نکات مثبت مان تمرکز کند

    -اشتباهات خود را پررنگ و توانمندی ها و استعدادهایمان را کمرنگ نکنیم

    -با تمرکز بر ناتوانایی ها و کمبودها از جنس همان را بیشتر و بیشتر جذب می کنیم

    -زندگی ما با کانون توجه مان خلق می شود اگر تمرکز ما بر ناتوانایی ها و نقاط منفی مان است از جنس همان را جذب می کنیم

    -جهان به کانون توجه ما واکنش نشان می دهد

    -توجه به زیبایی ها و نکات مثبت باید تبدیل به شخصیت و عادت ما شود

    -با داشتن احساس لیاقت و ارزشمندی جریانی از نعمت و ثروت های بی نهایت را دریافت می کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فاطمه نامی گفته:
    مدت عضویت: 1622 روز

    با عرض سلام و ارادت خدمت استاد گرامی و این مجموعه بی نظیر من خیلی زیاد به این قسمت از سایت سر می زنم و نشانه خودم را دریافت میکنم وتقریبا از سال 97 با استاد اشنا شدم و فقط از فایل های رایگان ایشون استفاده میکنم و پیشرفت قابل توجهی داشتم البته در کنار اساتید زیادی که خدای مهربان برایم فرستادن استاد عباس منش تاثیر بسیار زیادی روی روند رشد و. نگرش هایم و باورهای مخربم داشتندمن چندین روز هست که خودم را به خاطر مسئله ای که ترسیدم و انجام ندادم، سرزنش میکردم و امروز با این نیت فایل را باز کردم و نشانه خودم را به وضوع دریافت کردم خدایااااا شکرت

    شاید مراحل رشدم برای شما بسیار جالب باشد

    عذر خواهم ولی دوست دارم موفقیت هایم را با شما استاد عزیز به اشتراک. بگذارم

    من در سن 16 سالگی ازدواج کردم و در سن 18 سالگی فرزند اولم به دنیا امد و همسرم بسیار بد دل بود و بی تعهد

    تا جایی که بعد از دنیا امدن فرزند دومم متوجه خیانت هایش شدم و درد زیاد این زخم برایم داشت و خداوند مهربان را سپاسگزارم که درهایی از رشد را به سوی من باز کرد و تمام تلاشم را با اراده الله و. لطف خدا کردم که رشد کنم بعد از 17 سال ترک تحصیل دیپلم گرفتم بعد پیش دانشگاهی و باد هم لیسانس علوم تربیتی گرفتم.

    برای هزینه دانشگاه که پیام نور بود دوره های روش تدریس را برگزار کردم و از یک استاد دعوت میکردم برای تدریس

    و هنوز دانشجو. بودم که به عنوان معلم ابتدایی پایه سوم مشغول به تدریس شدم و زخم های زندگی ام هنوز ادامه داشت و با استاد عباس منش خدا را به طور شگفت انگیزی شناختم

    و شکر خدا بعد از سالیان سال به درامد با عزت و احترامی رسیدم

    من که حتی کارت بانکی قبل از سال 95 نداشتم و. حتی بلد نبودم از دستگاه خود پرداز استفاده کنم حالا جایی ایستاده بودم که فکرش را نمیکردم

    درامدم کم بود چون رسمی اموزش و پرورش نبودم ولی خوشحال بودم و احساس استقلال و عزت داشتم

    و رویا و ارزویی در وجودم شکل گرفت به خاطر دیدن اشکالات اموزش و پرورش در مدارس و ضربه ای که فرزندانم از این سیستم دیده بودند

    تصمیم گرفتم مجوز دبستان دخترانه ابتدایی بگیرم و. مجوز گرفتم و همچنان هم پایه سوم در دبستان تدریس میکردم

    واز اردیبهشت ماه سال 1404 دنبال مکان برای مدرسه بودم

    و دائم صدای استاد عباس منش توی سرم بود که خدا راه ها رو باز میکنه و آدمها به کمکت میان

    من با دست خالی فقط دنبال ملکی برای تاسیس مدرسه بودم و درخواست وام کردم و خودم را دلداری میدادم که با وامی که میگیرم و فروش چند تکه طلا حتما میتونم حداقل دوره اول یعنی اول و دوم و سوم را برگزار کنم تا مجوزم باطل نشه و بعد ها شش پایه را داشته باشم

    ولی وام ها جور نشد و ملک بسیار عالی و خوبی پیدا شد رهن ملک 400 میلیون بود و من فقط 100 میلیون از پدرم قرض گرفتم و 80 میلیون از همسرم

    ملک را باید کارشناسان تایید میکردند و من اصلا فرصت نداشتم چون سایت نوسازی بسته میشد و دیگر امکان تایید مدرسه ای نبود

    کارشناسان برای تایید و اینکه راهنمایی کنند که ملک را مرحله به مرحله چه تغییراتی باید بدهم 120میلیون پول میخواستند و من روزی که حضوری رفتم و. این مبلغ را درخواست کردند و با کلی صحبت فقط حاضر شدن یه تخفیف کوچک بدهند و بقیه را یک 30 میلیون اول و بقبه را چک بدهم

    من به منزل برگشتم و قرار شد به انها تا روز بعد اطلاع بدم و. پول را واریز کنم و اول. در سایت نوسازی من را ثبت نام کنند و مراحل بعدی را انجام دهند من بسیار حال بدی داشتم که تا حالا در همچین موقعیتی قرار نگرفته بودم و به شدت گریه میکردم چون همه چیز داشت درست میشد و. من با رویای خودم چند قدم بیشتر فاصله نداشتم خانه بسیار عالی در مکانی عالی پیدا کرده بودم، صاحب خانه ای که خودش قبول کرده بود یه سری مقاوم سازی ها را انجام بدهد با هزینه خودش و حتی کارشناسانی که با من راه اومدن و خدماتشون را قسطی کردند ولی من ترسیدم تاسیس مدرسه هزینه های زیادی دارد علاوه بر تهیه تجهیزات مدرسه واماده سازی محیط مدرسه

    و. پول رهن مکان و. کلی هزینه دارد ولی کار من با یک میلیاد راه می افتاد و من باز هم با چک و قسطی میخواستم تجهیزات را تهیه کنم ولی حتی پول رهن را هنوز نداشتم فقط میگفتم خدا میرسونه ولی متاسفانه من ترسیدم پام. لرزید و، 30 میلیون را واریز نکردم چون ترسیدم پول به دستم نرسه و نتونم بقیه هزینه ها را مدیریت کنم سایت بسته شد

    حالا من موندم با سرزنش های هر روزه که به خودم میگم دیدی مشرک بودی استاد میگه شرک مثل مورچه ای روی سنگ سیاه در تاریکی هست و. تو ترسیدی تو ایمان نداشتی، شاید برایت فراهم میشد، من به جای اینکه احساس لباقت کنم و.این همه رشد و.موفقیتی که داشتم رو ببینم.فقط شروع کرده بودم به سرزنش خودم، ولی من ترسبدم و الان فقط یک سال دیگه فرصت دارم که مدرسه را تاسیس کنم وگرنه مجوزم باطل میشه و من با تمام رویا ها و اروزو هایی که تا یک قدمی شون رفتم

    ممنون که وقت گذاشتین و. مطالعه کردین

    منتظرم ببینم. در این یک سال خداوند برایم چی رقم میزنه

    سپاسگزار خداوند هستم و. ممنون از استاد عباس منش و. مریم عزیز

    شاد و ثروتمند و. سعادتمند باشید در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      پریا گفته:
      مدت عضویت: 576 روز

      سلام فاطمه عزیزم

      چقد خوبه که از تضادی که بهش برخوردی استفاده مفید کردی و راه حل ها وحرف خدارو از دل این مسایل دراوردی

      خوشحالم برات که انقدر قوی بودی و هستی

      قشنگم شما تقریبا در مرحله ای هستی که من هستم البته که در دو شغل متفاوت هستیم

      خدارو شاکر باش که اون کار رو انجام ندادی تو برای فرار از یه چاله کوچولو خواستی خودتو توی چاه بندازی

      اینو یادت باشه که عجله کار شیطان‌ هست و هروقت تو کاری عجله داشتی اون کار رو انجام ندی

      دوم اینکه استاد همیشه میگن حرکت کنید شروع کنید و با ایمان قدم بردارید

      اما همیشه موکدا گفتن قرض و وام نگیرید وبا همون امکاناتی که دارید باهمون شرایط

      از همون جایی که هستید شروع کنید

      من از وقتی فایل های( نتایج دوستان قسمت هفت به بعد) که صحبت های اقا رضاهست رو گوش دادم به هیچ وجه قرض و وام نگرفتم

      اما چون کمال طلب بودم نتونستم بعداز چند سال سابقه برگردم عقب و دوباره از صفر شروع کنم و منتظر بودم از جای خوب شروع کنم از یه سالن بزرگتر در محله بهتر

      اما پیشنهاد میکنم شما حتما فایل های اقا رضا رو گوش بدید

      و به هیچ وجه با قرض جلو نرید اگه وام بگیریدبا چالش هایی دست و پنجه نرم میکنید که خودتون پشیمون میشید

      یادتون باشه قوانین خدا قوی تر از قوانین بنده خدا هستن و نگران ابطال مجوزتون نباشید امیدوارم به زودی خدا راه درستو بهتون نشون بده و در پناه حق موفق و موید باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    آیسان گفته:
    مدت عضویت: 1300 روز

    سلام به استاد،مریم جون و دوستان عزیزم

    استاد اون اول فایل گفتین که استعدادها وموفقیت هامون رو بهش کمتر توجه میکنیم و تمرکز میکنیم روی نقص ها، من خیلی وقت ها ناآگاهانه این رفتار رو با خودم انجام میدم

    بجای اینکه بگم من تو فلان کار خیلی عالی هستم ، همش میگم که چی ؟ هنوز اون خواسته رو ندارم یا فلانی از من زودتر تونست اون موضوع

    رو یادبگیره و….

    درصورتی که خیلی وقت ها همون چیزی که ما شاید در حد متوسط هم بلد باشیم آرزوی خیلی هاست که یادش بگیرن! ولی چون همیشه خوب انجامش میدیم به چشممون نمیاد‌‌‌‌….

    و این نکته هم برام خیلی جالب بود انسان هایی که روی کمبودها تمرکز میکنن و به نوعی ناشکر هستن جزو افرادین که احساس عدم لیاقت میکنن

    و یادمه تو دوره عزت نفس هم به این ویژگی رفتاری اشاره کردین ، و الان هم درباره احساس لیاقت دوباره این موضوع رو بهمون یاد آوری میکنین ، رفتار های بی رحمانه ای که باخودمون انجام میدیم مثل تشویق نکردن خودمون و کمالگرایی، خواسته هایی که هنوز نداریم و احساس بی عرضگی که از نداشتنش میکنیم، سرزنش خودمون برای اشتباهات، کمرنگ کردن دستاور های زندگیمون….

    همین تمرکز روی چیز هایی که نمیخوایم باعث ایجاد احساس منفی و فرستادن فرکانسی که زندگی نادلخواه رو برامون به وجود میاره می‌شود

    و دیدن خوبیها و زیبایی های خود و جهان باید جزو شخصیتمون بشه تا نتایج عظیم و پایدار رو خلق کند وگرنه با چندبار توجه به خواسته ها و بعد بریم روی ناخواسته ها زندگیمون تغییری نمیکنه…

    …با آرزوی بهترین تجربیات در تمامی

    جنبه های زندگی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: