علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2 - صفحه 24


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

406 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 435 روز

    درود

    روز دویست و هفتم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد عزیزم

    استاد واقعا جای سپاس داره که با این آگاهی ها باعث شدید من تا حدودی در مسیر خودشناسی گام بردارم

    از وقتی وارد سایت شدم و یواش یواش که جلو رفتم هی بیشتر متوجه شدم که چه خصوصیاتی داشتم و دارم

    و اعتراف کنم حتی به این مرحله رسیدم که منی که خیلی از درون ادعا داشتم که آدمی هستم آگاه

    و به علت کمالگرایی بالایی که داشتم همیشه فکر میکردم طرز تفکرم ، سبک زندگیم ،نوع رفتارم خاص و متفاوت از دیگران هست

    اما وقتی فایل ها رو دونه به دونه دیدم و گوش کردم و دیگران و خودم رو در ذهنم آوردم دیدم ای وای چقدر مدارم پایین تر بوده از فلانی که من اصلا افکار و سبک زندگیشو قبول نداشتم ،از همون هنرش به درآمد رسید و من نرسیدم

    یا مثلاً فلان آدمی که فکر میکردم هیچی سرش نمیشه چقدر مدارش از من بالاتره که اینقدر جسم سالمی داره …

    بعد کم کم فهمیدم که در یک باد و توهمی زندگی میکردم که به خیال خودم آدم متفاوتی بودم.

    اما نه در سلامتی ،نه در ثروت ،نه در رابطه ی عاطفی … موفق‌تر از دیگران نبودم .

    شاید اون تعریف های دیگران این باد متفاوت بودن رو درونم ایجاد کرده بود که همیشه شنیده بودم که تو آدم عاقلی هستی یا همسرم بارها بهم گفته بود که تو در تربیت فرزندمون عالی عمل کردی یا اینکه نوع رفتارت در اجتماع و فامیل جوری هست که بهت افتخار میکنم

    یا دوران تحصیل استادها و معلم ها ، همیشه ازم تعریف می‌کردند و من در عین اینکه کمالگرا بودم بعضی از تعریف هاشون رو رد میکردم و بعضی هاشون بهم توهم خاص بودن داده بود.

    اما با هر فایلی که گوش کردم، متوجه شدم که مدار من بشدت پایین بوده و اصلا در حد کسانیکه فکر میکردم اینها زندگیشون از نظرم بی خود هست ، هم گاهی نبودم .

    خب این مقدمه رو بخاطر این نوشتم که این مدت مدام در ذهنم بود و دقیقا تو این فایل انگار یک نتیجه گیری تونستم واسش انجام بدم و خوشحالم که خودم رو کمی شناختم تو این مدت

    در مورد این فایل هم و فایل قبلی که مربوط به هم هستند واقعا یک گام دیگه از خودشناسی بود برای من که همیشه فکر میکردم شاید اعتماد بنفس یا احساس لیاقت ندارم اما دقیقا نمی‌دونستم چطور

    نشونه هایی که در فایل قبلی بود و در این فایل رو ، حدود نود درصدشو داشتم و کامل متوجه شدم که فوق‌العاده احساس کم ارزشی و بی لیاقتی داشتم.

    و چقدر استعداد ها و توانایی هامو همیشه نادیده گرفتم .

    زمانیکه دوره های نقاشیمو شروع کرده بودم همه بهم می‌گفتند تو از آنچه که استادان بهت آموزش میده بهتر عمل میکنی ولی در عین اینکه خیلی ذوق میکردم دنبال کوچکترین ایراد کارم بودم و یکبار نشد که بگم که از این اجرام بشدت راضی هستم.

    خیلی لذت می‌بردم حین اجرا اما در نهایت وقتی اجرا تمام می‌شد فکر میکردم یه جای کار میلنگه و اونی که می‌خوام نشده . برای همین هیچ وقت به نقاشیم بها ندادم رشد کنم و بتونم ازش به درآمد برسم

    از دوران مجردی که مادرم آشپزی فوق‌العاده ای داشت ، خیلی عالی زیر دستش آشپزی رو یاد گرفتم و هر زمان که آشپزی میکردم همه به به و چه چه می‌کردند و یادمه بعد از ازدواج همه به همسرم میگفتند که تو تو همسر شانس آوردی چون دستپختش عالیه .

    ولی خودم همیشه دنبال این بودم که امروز مثلا این خورشی که پختم یکم بی نمک شده یا یکم خوب جا نیافتاده ، یا چرا ایندفعه احساس میکنم مثل همیشه نشده و هیچوقت از آشپزیم راضی نبودم.

    توی سبک نو کمی متفاوت ، از سن سیزده سالگی شعر میگفتم ، هر کی شعرهام رو میخوند به وجد میومد و همه بارها گفتند چرا نمیری شعرهاتو یک مجموعه کنی و چاپ کنی ، اما من هیچوقت از شعرهام راضی نبودم و یک ایرادی همیشه تو هر کدومشون به نظر بود .

    دقیقا اگر تو یک مهمونی همه چی عالی بود و فقط یک نفر بهم احساس بد منتقل می‌کرد فوق‌العاده بهم میریختم ….

    یا توی مهمونی ها دوستداشتم لباسم از همه زیباتر و خاص تر باشه و اگر کسی بود که خاص تر بود ، تو لاک خودم فرو میرفتم .

    و واقعا نمی‌دونستم اینها نشونه های احساس عدم لیاقت هست

    و اصلا خودم رو تا به امروز نمی‌شناختم .

    همیشه شنیده بودم خودشناسی…

    اما دقیق نمی‌دونستم خودشناسی یعنی چی

    و امروز به لطف این آموزه ها پله پله دارم خودم رو میشناسم

    و خداروشاکرم بخاطر این موهبتی که در اختیار من قرار گرفته.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    رضا حمزه گفته:
    مدت عضویت: 669 روز

    سلام به استاد و خانم شایسته و دوستان گلم

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    علائم عدم احساس لیاقت که استاد در این فایل گفتند

    رو دارم من همیشه روی نقاط ضعف و اشتباهاتم

    تمرکز میکنم اصلا به توانایی هام و موفقیت هام فکر

    نمی کنم اگر کلی اتفاقات خوب برام بیفته و یک اتفاق

    نامناسب بیفته ذهنم فقط درگیر همون یک اتفاق

    نامناسب میشه یا اگر مثلاً در مهمانی همه بهم احترام

    میزارند یک نفر باهام تند رفتار کنه یا بی محلی کنه

    ذهنم فقط به این یک نفر که باهام تند حرف زد توجه

    می‌کنه به افرادی که باهام خوش رفتاری کردند توجه

    نمیکنه یا اگر اشتباهی بکنم ذهنم به شدت درگیر میشه

    و خودم رو سرزنش میکنم و هی به این اشتباه فکر

    میکنم یا اگر کاری رو 60 درصد خوب انجام میدم و 40

    درصد خوب انجام نمیدم ذهنم فقط به این 40 درصد

    که خوب عمل نکردم توجه میکنه انشاالله با کردن روی

    این آگاهی های ارزشمند خودمو بهبود ببخشم و رشد

    کنم در تمام جنبه های زندگیم

    2025,12,25

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مریم محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1506 روز

    به نام خدای مهربون.

    سلام.

    آره استاد این نشانه‌ها دقیقا من بودم.

    این‌همه استعداد تو وجود من هست اما در گذشته اصلا بابتشون سپاسگزار نبودم و انگار اصلا نمی‌دیدمشون‌. اما اگر اشتباهی می‌کردم به شدت بزرگش می‌کردم مدتها ذهنم درگیرش میشد و دست به خود تخریبی می‌زدم.

    در مورد زیبایی، چهره‌ی من انقدر زیبا بود و هست که هر کس می‌دید منو، ناخودآگاه تحسین می‌کرد، اما من همش ذهنم درگیر این بود که دماغم بزرگه، قدم کوتاهه، گوشه‌ی پیشونیم خال هست و واقعا فک کردن به اینا روحمو خراش می‌داد.

    در مورد نمره که دقیقا همینطور بودم حتما باید 20 میشدم وگرنه به شدت خودمو می‌خوردم.

    مامانم هم همیشه بهم می‌گفت این همه درس می‌خونی آخرشم 20 نمیشی، همش بخاطر اینه که من ازت راضی نیستم ( احساس گناه).

    در مورد مهمونی و برخورد نامناسب افراد، قبلا که انقدر احساس بی‌لیاقتی داشتم که اگر کسی توجهی به حضور من داشت خیلی اتفاق شاقی بود دیگه اینکه بخوام نوع توجه رو تعیین کنم خیلی زیاد از حد بود برام.

    اما اخیرا که احساس لیاقتم یه مقدار بهتر شده آره وقتی کسی برخورد نامناسبی داشت باهام، اول یکی دو روز درگیرش بودم، الان رسیده به چند دقیقه.

    در مورد ایراد گرفتن بقیه از من که باید بگم قبلا به شدت اینجوری بود. اگه فقط یه نفر از من ایراد می‌گرفت به شدت بهم می‌ریختم و خیلی ذهنم درگیر میشد.

    همین 4 روز پیش یه مهمونی رفته بودم که یه نفر یه ایراد ریز از من گرفت من الان بعد از 4 روز هنوز بعضی وقتا ذهنم بهش فک می‌کنه و حتی حس می‌کنم از اون آدم بدم میاد چون ازم انتقاد کرده.

    راجع به یادگیری مهارت‌ها، باید بگم همه‌ی مهارتهایی که می‌خواستم یاد بگیرم بعد از

    آشناییم با شما بود که اونا رو هم خداروشکر خوب یاد گرفتم و خیلی هم خوب می‌تونستم خودمو تحسین کنم. حالا به احتمال زیاد مواردی هم بوده که مهارتمو نادیده گرفتم اما فعلا چیز بولدی تو ذهنم نیست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    آیسان گفته:
    مدت عضویت: 1300 روز

    سلام به استاد،مریم جون و دوستان عزیزم

    استاد اون اول فایل گفتین که استعدادها وموفقیت هامون رو بهش کمتر توجه میکنیم و تمرکز میکنیم روی نقص ها، من خیلی وقت ها ناآگاهانه این رفتار رو با خودم انجام میدم

    بجای اینکه بگم من تو فلان کار خیلی عالی هستم ، همش میگم که چی ؟ هنوز اون خواسته رو ندارم یا فلانی از من زودتر تونست اون موضوع

    رو یادبگیره و….

    درصورتی که خیلی وقت ها همون چیزی که ما شاید در حد متوسط هم بلد باشیم آرزوی خیلی هاست که یادش بگیرن! ولی چون همیشه خوب انجامش میدیم به چشممون نمیاد‌‌‌‌….

    و این نکته هم برام خیلی جالب بود انسان هایی که روی کمبودها تمرکز میکنن و به نوعی ناشکر هستن جزو افرادین که احساس عدم لیاقت میکنن

    و یادمه تو دوره عزت نفس هم به این ویژگی رفتاری اشاره کردین ، و الان هم درباره احساس لیاقت دوباره این موضوع رو بهمون یاد آوری میکنین ، رفتار های بی رحمانه ای که باخودمون انجام میدیم مثل تشویق نکردن خودمون و کمالگرایی، خواسته هایی که هنوز نداریم و احساس بی عرضگی که از نداشتنش میکنیم، سرزنش خودمون برای اشتباهات، کمرنگ کردن دستاور های زندگیمون….

    همین تمرکز روی چیز هایی که نمیخوایم باعث ایجاد احساس منفی و فرستادن فرکانسی که زندگی نادلخواه رو برامون به وجود میاره می‌شود

    و دیدن خوبیها و زیبایی های خود و جهان باید جزو شخصیتمون بشه تا نتایج عظیم و پایدار رو خلق کند وگرنه با چندبار توجه به خواسته ها و بعد بریم روی ناخواسته ها زندگیمون تغییری نمیکنه…

    …با آرزوی بهترین تجربیات در تمامی

    جنبه های زندگی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    نجمه منفرد گفته:
    مدت عضویت: 383 روز

    سلام به استاد عزیزم و تمامی دوستان

    به لطف الله با ورودم به دوره هم‌جهت با جریان خداوند نعمت و ثروت به راحتی وارد زندگیم شد و تونستم دوره ارزشمند احساس لیاقت رو‌هم در کنار بقیه ی دوره های ارزشمند استاد عزیزم تهیه کنم

    و انقدررر این بخث احساس خوب مساوی اتفاقات خوب مهمه و درونیه که اگر درکش کنیم دوست داریم در هر لحظه در هر لحظه برای داشتن این احساس خوب در این آگاهی ها غرق بشیم

    دوره احساس لیاقت رو‌من تا الان موفق شدم تا جلسه نهم که احساس گناه هست بنویسم و درون خودمو کنکاش کنم تا مواردی که مانع رشدم هستن رو بشناسم

    اوایل که با دوره اومدم جلو متوجه شدم چقدر درون من مواردی رو داشته که من ازش بی اطلاع بودم و طبق قانون ناآگاهانه داشتم فرکانس های بی ارزشی به جهان ارسال میکردم

    و ی چند وقتی بود که از مواجه شدن با این درونیات خودم حسابی پکر شدم

    طوریکه می خواستم برم جلسه ی بعدی میگفتم بسم الله الرحمن الرحیم استاد تو این جلسه چی می خوان بگن؟!!!

    و این داستان بودددد تا جلسه ی نهم که الان به این درک رسیدم که اگر این آگاهی ها رو درک نمی کردم یا وارد این دوره نمی شدم قرار بود چند سال دیگه چه بلاهایی سرم بیاد؟

    چه بی احترامی ها چه گریه ها چه حسرت ها و خدا می دونه

    پس خدا چقدررر دوستم داشته که بهم فرصتی داد تا وارد این دوره بشم و از اقیانوس آگاهی های بیکرانش استفاده کنم

    البته که با واقعیات درونی خودم رو به رو شدن کار سختی بود برام اما نتایجی که بعد از درک این آگاهی ها برام اتفاق افتاد ارزش هزاران برابری داشت

    و استاد هر بار هر بار که هر فایلی از شما رو‌گوش دادم هزاران بار ازتون سپاسگزاری کردم

    که نجاتگرم شدین

    از خدا می خوام کمکم کنه

    در این مییر ثابت قدم باشم

    درک کنم و عمل کنم به آگاهی ها

    و وارد ترس هام بشم که‌همان طور که در جلسه ی نهم دوره احساس لیاقت گفتین خداوند همه جیز رو‌می بخشه جز شرک و شرک از ترس و بی ایمانی میاد

    می خوام توحیدی عمل کنم

    و در هر چیزی فقط خودشو ببینم

    ازتون سپاسگزارم استاد بابت آیتم نشانه ی امروز من

    فوق العاده است این آیتم

    در پناه الله باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 576 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم

    میدونم که این مساله خیلیاس که احساس لیاقت کم دارن

    و باید همیشه روش کار کنیم

    من به این زیبایی از وقتی رو صورتم جوش زدم مدام گیر دادم به همین موضوع و مدام میگم چرا انقد جوش دارم چقد پوستم خراب شده

    هر روز دارم روی خودم عیب هایی میذارم

    اینهمه خوبی و مهربونی و صداقت و خوش اخلاقی دارم اما همیشه برچسب هایی که دیگران بهم میزنن رو تو ذهنم مرور میکنم

    و خودمم مدام میگم من مغرورم من بداخلاقم من بساز نیستم من فلان کارو بلد نیستم من زبونم خوش نیس من تندخو و زودجوشم

    و لین گفتگوهای ذهنی این برچسب ها نه تنها کمکی بهم نمیکنه بلکه مدام بدتر میشم خشمی در درونم شکوفا میشه مه اگه بیرون بیاد دنیایی رو به هم میریزم

    و اتفاقات بد به دنبال این احساس بد برام از درو دیوار میاد

    اما اگر که اینارو بخودم نگم پس چطور باید بهبود بدم خودمو چطور بایدرو اون اخلاقم کار کنم

    بارها بخودم میگم چرا بمن میگن مغرور من اصلا غرور ندارم

    اما نمیدونم چطور به این خودشناسی و اصلاح برسم

    ایا اینا حرف های درونی منه که به خودم برمیگرده؟وقتی از بچگی بمن ایراد گذاشتن ایا اینها باورهای من بوده؟اگه این باور خودمه چطور میشه عوضش کنم ؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      معصومه گفته:
      مدت عضویت: 1290 روز

      سلام پریا جان

      امروز یه مسأله ای داشتم که راه حلش رو نمیدونستم اومدم تو سایت و زدم روی نشانه روزم و به این فایل بینظیر هدایت شدم

      وقتی به کامنت شما رسیدم احساس کردم منم تجربه ام رو بگم شاید به هممون کمک کنه

      منم سالهای زیادی با گفتگوهای درونی محدود کننده درگیر بودم و هنوزم درگیرم ولی از وقتی با آموزشهای بینظیر استاد آشنا شدم اوضاع بهتر شده ولی این نکته که گفتی نمیدونی این افکار و گفتگوها باورهای خودته یا جامعه بهت داده دقیقا سوال منم بود

      تا اینکه مدتی پیش کتاب« زندگی خود را دوباره بیافریند» را خواندم و کمک کرد تا کمی با خودم به صلح برسم ،متوجه شدم کارها و افکاری که دارم بخاطر عوامل زیادی پیش میاد که در بعضی موارد تقصری ندارم و در بعضی موارد باید آگاهانه اصلاح کنم ولی به این نتیجه رسیدم که با خودم بیشتر مهربان باشم تا احساسم خوب بشه و در نتیجه اتفاقات خوب رخ بده طبق قانون بدون تغییر خدا

      و نکته ی دیگه ای که به من کمک کرده با خودم و دیگران راحتتر برخورد کنم،کمتر قضاوت کنم و توکلم قوی تر بشه ،فهمیدن این موضوع بود که ارزشهای آدما باعث تفاوت در فکر و عملشون میشه

      باورها و ارزشها با هم دارن ما را مدیریت میکنن اگه ما آگاه نباشیم

      منم سالها به خودم برچسب ،نچسب بودن و مغرور بودن میزدنم و خودم را با خواهرم که از من راحتتر با بقیه ارتباط میگیره مقایسه میکردم تا اینکه متوجه شدم در ارتباط با آدما چیزهایی برای من ارزشه که برای خواهرم نیست برای همین ما متفاوت عمل میکنیم ،

      راحتی و آزادی زمانی و مکانی برای من ارزشمنده برای همین دوست دارم طبق راحتی خودم با بقیه و در زمان دلخواهم ارتباط برقرار کنم و این دلیل غرور من نیست چون وقتی با کسی ارتباط میگیرم اتفاقا خیلی خوشبرخورد و خنده رو هستم و سعی میکنم محترمانه و صمیمانه ارتباط برقرار کنم منتها این شرایط در مقایسه با دیگران کمتر اتفاق میفته و این انتخاب منه

      الان که دارم اینا را میگم متوجه میشم چه سالهایی را به خودم سخت گرفتم و هزاران بار خودم را سرزنش کردم که من مغرورم،من نمیتونم دوستان زیادی داشته باشم،من عرضه دوست پیدا کردن را ندارم,بقیه دوست ندارن با من دوست بشن و…….

      در صورتی که این ویژگی رفتاری من اگر چه به ظاهر یا نظر بقیه غرور یا هر چیز دیگه ای محسوب میشه ولی در نظر من ،من دارم طوری که راحتم زندگی میکنم و وظیفه ای ندارم که کاری کنم که بقیه خوششون بیاد

      از همین از استاد عزیزم تشکر میکنم که با آموزشهای بینظیرتون باعث شدین در مدار بهتر ی از رشد و آکاهی قرار بگیرم و بازم باید به خودم یادآوری کنم که همینطور ادامه بدم ،دوره احساس لیاقت پایه ای ترین دوره س ولی درک مطالب دوره هم تکامل میخواد

      روز و روزگارتون خوش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        پریا گفته:
        مدت عضویت: 576 روز

        سلام به استاد و دوست عزیزم

        ازت ممنونم که جوابمو دادی و باعث شدی دوباره پیاممو بخونم

        خیلی شبیه من بود این خصلتتون و دقیقا بهم گفتین که چرا من رابطه باهرکسی ندارم

        اره منم خودمو باخواهرم مقایسه میکردم که چقد دوست داره

        اما من ندارم

        درصورتیکه اون خیلی قانون و قواعدی برای بودن با افراد نداره اما من توی همه چیز مقررات دارم و حریم شخصی م استراحتم راحتیم برام مهمتره

        در واقع من یه ملاک هایی دارم توی زندگی که ترجیح میدم تنها باشم تا اطرافم پراز ادم هایی باشه که کمکی بهم نمیکنن و فقط باعث تحلیل انرژیم میشن

        اما در عوض باهمه هستم و توی جمع در کنار همه لذت میبرم و بسیار شوخ طبع گرم و صمیمی ام

        تو دنیای ما جوری شده که اگه کسی برا خودش ارزش قایل بشه میگن مغروره اگه کسی حریم شخصی داشته باشه یا قدرتمند تصمیم بگیره و حرکت کنه و توحیدی باشه و فقط از خدا کمک بخوادمیگن مغروره

        پس گفته دیگران مهم نیست

        منم که باید خودمو باور داشته باشم منم که باید خودمودوست داشته باشم همونجوری که هستم همونجوری که خدا منو دوست داره مثل یک مادر که بچه ش اگه بدترین و زشت ترینم باشه باز دوستش داره

        بی قیدو شرط

        مرسی ازت که بیادم اوردی من کی ام و چی میخوام دوست خوبم بهترین ها نصیب قلب پاکت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2408 روز

    به اندازه ای که من خودم را لایق احترام می دونم به همون اندازه احترام را از دیگران دریافت میکنم.

    تا من خودم به خودم احترام نگذارم

    تا من خودمو لایق دریافت و روبرو شدن در مواقعی که با آدمها هستم و اونها بهم احترام بگذارند و برام احترام قائل شوند

    وقتی من از درون خودم را لایق دونستم و احساس لیاقت احترام از دیگران را دیدم و لمس کردم و احساسش کردم همون را جهان بهم بازخورد می دهد

    چه دنیای قشنگی

    خیلی عالیه

    پس من احتیاج نیست شاخ غولی را بشکنم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.

    .

    تا وقتی ایرادات خودم را می بینم خودمو لایق دریافت نعمت ها و خواسته های خودم هم نمی دونم

    وقتی موفقیت های خودم را برای خودم پررنگ کردم بهشون بهای بیشتری دادم اپن موقع پاسخ

    خداوند را دریافت می کنم و صدایش را می شنوم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.

    از بس بچه بودیم و با خواهر و برادر هامون مسخره بازی در می آوردیم و این شده بود جزیی از وجود مون از بس این کار را تکرار کردیم دیگه در ذهنم جایی برای دیدن (( توانایی))) نمانده….

    همه به هم می گفتیم چقدر دماغت گنده است ؟؟؟ چقدر چاق شدی ؟؟؟؟ چقدر لاغری ؟؟؟ و صد البته با القاب زشت دیگه ای می گفتیم و همدیگرو صدا می زدیم

    ولی الان باید آگاهانه از همین مکان از همین ساعت شروع به دیدن توانایی های خودمون و فراموش کردن گذشته و فراموش کردن تجربیاتی که باب میل مون نبودند و در قانون جایی نداشتند و الان هم ندارند باشیم البته اگر بدنبال رشد هستیم

    وگرنه این یک فایل است و زور و جبری پشتش نیست

    پس همه چیز به خودم بر می گردد همه چیز خودم هستم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.

    .

    من همیشه کانون توجه و تمرکز خودم را می گذارم روی نواقص و عیب هام روی چیزهایی که ندارم .

    روی چیزهایی که من ندارم و بقیه دارند…..

    وقتی مدام دارم تکرار می کنم که چرا باز هم باید ماشین ما خراب شود ؟؟؟!!!!! خب معلومه نه تنها عیبش را هیچ مکانیکی سر در نمی آورد بلکه روز به روز اوضاعش بد و بدتر میشه

    و من متعجبم که چرا درست نشد ؟؟؟ چرا ماشین ما باید این عیب ها را بگیرد ؟؟؟؟

    حالا این وسط بقیه هم نظر می دهند که آره چندین سال هست که شماها نتوانستید ماشین عوض کنید یا می گویند آره دیگه همینه برای به عده ای نیست دیگه خدا به یه عده ای فقط لطف داره

    اما اگر من که دارم روی خودم کار می کنم منی که می خواهم موفقیت های بزرگ را دریافت کنم همیشه و پیوسته باید گوش به حرف این نوع جنس از اراجیف ندهم چرا ؟؟؟ چون این نوع نگاه این نوع حرف ها و افکار برای قبلاً من بوده

    الآن که می خواهم اوضاع درست تر شود باید توانایی‌های خودم را ببینم . خوبی‌های ماشین خودم را ببینم . عیب های الانش را چشم پوشی نکنم و بزرگش نکنم و اعراض کنم چرا ؟؟ چون می خواهم بهترین ها را نصیب خودم کنم همیشه

    چون می خواهم خود عیب های ماشین خوب شود

    که باید اینطوری باشه

    همه چیز دست خودمونه

    خدایا شکرت.

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    فاطمه نامی گفته:
    مدت عضویت: 1622 روز

    با عرض سلام و ارادت خدمت استاد گرامی و این مجموعه بی نظیر من خیلی زیاد به این قسمت از سایت سر می زنم و نشانه خودم را دریافت میکنم وتقریبا از سال 97 با استاد اشنا شدم و فقط از فایل های رایگان ایشون استفاده میکنم و پیشرفت قابل توجهی داشتم البته در کنار اساتید زیادی که خدای مهربان برایم فرستادن استاد عباس منش تاثیر بسیار زیادی روی روند رشد و. نگرش هایم و باورهای مخربم داشتندمن چندین روز هست که خودم را به خاطر مسئله ای که ترسیدم و انجام ندادم، سرزنش میکردم و امروز با این نیت فایل را باز کردم و نشانه خودم را به وضوع دریافت کردم خدایااااا شکرت

    شاید مراحل رشدم برای شما بسیار جالب باشد

    عذر خواهم ولی دوست دارم موفقیت هایم را با شما استاد عزیز به اشتراک. بگذارم

    من در سن 16 سالگی ازدواج کردم و در سن 18 سالگی فرزند اولم به دنیا امد و همسرم بسیار بد دل بود و بی تعهد

    تا جایی که بعد از دنیا امدن فرزند دومم متوجه خیانت هایش شدم و درد زیاد این زخم برایم داشت و خداوند مهربان را سپاسگزارم که درهایی از رشد را به سوی من باز کرد و تمام تلاشم را با اراده الله و. لطف خدا کردم که رشد کنم بعد از 17 سال ترک تحصیل دیپلم گرفتم بعد پیش دانشگاهی و باد هم لیسانس علوم تربیتی گرفتم.

    برای هزینه دانشگاه که پیام نور بود دوره های روش تدریس را برگزار کردم و از یک استاد دعوت میکردم برای تدریس

    و هنوز دانشجو. بودم که به عنوان معلم ابتدایی پایه سوم مشغول به تدریس شدم و زخم های زندگی ام هنوز ادامه داشت و با استاد عباس منش خدا را به طور شگفت انگیزی شناختم

    و شکر خدا بعد از سالیان سال به درامد با عزت و احترامی رسیدم

    من که حتی کارت بانکی قبل از سال 95 نداشتم و. حتی بلد نبودم از دستگاه خود پرداز استفاده کنم حالا جایی ایستاده بودم که فکرش را نمیکردم

    درامدم کم بود چون رسمی اموزش و پرورش نبودم ولی خوشحال بودم و احساس استقلال و عزت داشتم

    و رویا و ارزویی در وجودم شکل گرفت به خاطر دیدن اشکالات اموزش و پرورش در مدارس و ضربه ای که فرزندانم از این سیستم دیده بودند

    تصمیم گرفتم مجوز دبستان دخترانه ابتدایی بگیرم و. مجوز گرفتم و همچنان هم پایه سوم در دبستان تدریس میکردم

    واز اردیبهشت ماه سال 1404 دنبال مکان برای مدرسه بودم

    و دائم صدای استاد عباس منش توی سرم بود که خدا راه ها رو باز میکنه و آدمها به کمکت میان

    من با دست خالی فقط دنبال ملکی برای تاسیس مدرسه بودم و درخواست وام کردم و خودم را دلداری میدادم که با وامی که میگیرم و فروش چند تکه طلا حتما میتونم حداقل دوره اول یعنی اول و دوم و سوم را برگزار کنم تا مجوزم باطل نشه و بعد ها شش پایه را داشته باشم

    ولی وام ها جور نشد و ملک بسیار عالی و خوبی پیدا شد رهن ملک 400 میلیون بود و من فقط 100 میلیون از پدرم قرض گرفتم و 80 میلیون از همسرم

    ملک را باید کارشناسان تایید میکردند و من اصلا فرصت نداشتم چون سایت نوسازی بسته میشد و دیگر امکان تایید مدرسه ای نبود

    کارشناسان برای تایید و اینکه راهنمایی کنند که ملک را مرحله به مرحله چه تغییراتی باید بدهم 120میلیون پول میخواستند و من روزی که حضوری رفتم و. این مبلغ را درخواست کردند و با کلی صحبت فقط حاضر شدن یه تخفیف کوچک بدهند و بقیه را یک 30 میلیون اول و بقبه را چک بدهم

    من به منزل برگشتم و قرار شد به انها تا روز بعد اطلاع بدم و. پول را واریز کنم و اول. در سایت نوسازی من را ثبت نام کنند و مراحل بعدی را انجام دهند من بسیار حال بدی داشتم که تا حالا در همچین موقعیتی قرار نگرفته بودم و به شدت گریه میکردم چون همه چیز داشت درست میشد و. من با رویای خودم چند قدم بیشتر فاصله نداشتم خانه بسیار عالی در مکانی عالی پیدا کرده بودم، صاحب خانه ای که خودش قبول کرده بود یه سری مقاوم سازی ها را انجام بدهد با هزینه خودش و حتی کارشناسانی که با من راه اومدن و خدماتشون را قسطی کردند ولی من ترسیدم تاسیس مدرسه هزینه های زیادی دارد علاوه بر تهیه تجهیزات مدرسه واماده سازی محیط مدرسه

    و. پول رهن مکان و. کلی هزینه دارد ولی کار من با یک میلیاد راه می افتاد و من باز هم با چک و قسطی میخواستم تجهیزات را تهیه کنم ولی حتی پول رهن را هنوز نداشتم فقط میگفتم خدا میرسونه ولی متاسفانه من ترسیدم پام. لرزید و، 30 میلیون را واریز نکردم چون ترسیدم پول به دستم نرسه و نتونم بقیه هزینه ها را مدیریت کنم سایت بسته شد

    حالا من موندم با سرزنش های هر روزه که به خودم میگم دیدی مشرک بودی استاد میگه شرک مثل مورچه ای روی سنگ سیاه در تاریکی هست و. تو ترسیدی تو ایمان نداشتی، شاید برایت فراهم میشد، من به جای اینکه احساس لباقت کنم و.این همه رشد و.موفقیتی که داشتم رو ببینم.فقط شروع کرده بودم به سرزنش خودم، ولی من ترسبدم و الان فقط یک سال دیگه فرصت دارم که مدرسه را تاسیس کنم وگرنه مجوزم باطل میشه و من با تمام رویا ها و اروزو هایی که تا یک قدمی شون رفتم

    ممنون که وقت گذاشتین و. مطالعه کردین

    منتظرم ببینم. در این یک سال خداوند برایم چی رقم میزنه

    سپاسگزار خداوند هستم و. ممنون از استاد عباس منش و. مریم عزیز

    شاد و ثروتمند و. سعادتمند باشید در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      پریا گفته:
      مدت عضویت: 576 روز

      سلام فاطمه عزیزم

      چقد خوبه که از تضادی که بهش برخوردی استفاده مفید کردی و راه حل ها وحرف خدارو از دل این مسایل دراوردی

      خوشحالم برات که انقدر قوی بودی و هستی

      قشنگم شما تقریبا در مرحله ای هستی که من هستم البته که در دو شغل متفاوت هستیم

      خدارو شاکر باش که اون کار رو انجام ندادی تو برای فرار از یه چاله کوچولو خواستی خودتو توی چاه بندازی

      اینو یادت باشه که عجله کار شیطان‌ هست و هروقت تو کاری عجله داشتی اون کار رو انجام ندی

      دوم اینکه استاد همیشه میگن حرکت کنید شروع کنید و با ایمان قدم بردارید

      اما همیشه موکدا گفتن قرض و وام نگیرید وبا همون امکاناتی که دارید باهمون شرایط

      از همون جایی که هستید شروع کنید

      من از وقتی فایل های( نتایج دوستان قسمت هفت به بعد) که صحبت های اقا رضاهست رو گوش دادم به هیچ وجه قرض و وام نگرفتم

      اما چون کمال طلب بودم نتونستم بعداز چند سال سابقه برگردم عقب و دوباره از صفر شروع کنم و منتظر بودم از جای خوب شروع کنم از یه سالن بزرگتر در محله بهتر

      اما پیشنهاد میکنم شما حتما فایل های اقا رضا رو گوش بدید

      و به هیچ وجه با قرض جلو نرید اگه وام بگیریدبا چالش هایی دست و پنجه نرم میکنید که خودتون پشیمون میشید

      یادتون باشه قوانین خدا قوی تر از قوانین بنده خدا هستن و نگران ابطال مجوزتون نباشید امیدوارم به زودی خدا راه درستو بهتون نشون بده و در پناه حق موفق و موید باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1444 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز دویست و دهم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که می‌خواستیم به عروسی بریم خیلی آن تایم و راحت حاضر شدم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم ماشینمو ببرم باغ تالار که خارج از شهرمونه بردم صحیح و سالم رفتیم و برگشتیم مادرشوهر خواهرم و خواهرم و‌مادرم رو برداشتم و در زمان مناسب رسیدیم به لطف خدای مهربون و جای پارک هم به راحتی خداوند برام رزرو کرده بود خدایا شکرت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم خیلی شاد و پرانرژی و درصلح با خود و دیگران بودم و خیلی هم عالی رقصیدم و روابط خوبی رو تجربه کردم

    خدایا شکرت بابت میوه و شیرینی و آب هویج بستنی و دو نوع غذای خوشمزه با سالاد و نوشابه خوشمزه خوردم و لذت بردم (طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم )

    خدایا شکرت بابت اینکه هزینه خیلی زیادی برای عروسی صرف کرده بودند و این نمود واضح فراوانیه

    خدایا شکرت بابت اینکه قبل از اینکه برم عروسی هدایتم کردی رفتم سرویس کا  روغن ریخت برای ماشینم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم دنبال عروس برم که رفتم و خیلی خوش گذشت

    خدایا شکرت که بابت لوسترهای تالار و گل آرایی و تلویزیون بزرگ و تالار بسیار خوشگل و فراوانی میوه ها و … سپاسگزاری کردم

    خدایا شکرت که دو تا مشتری زنگ زد یکیش 30 بسته و یکیش 6 بسته پودر زعفران سفارش داد

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2

    استاد میگه

    مهم ترین احساسی که میتونیم در خودمون ایجاد کنیم و بیشترین تاثیر رو در احساس خوب داره احساس لیاقت و ارزشمندیه

    چون جهان به اندازه ای که ما خودمون برا خودمون ارزش قائل هستیم برای ما ارزش قائله

    افراد حتی ثروت ، به اندازه ای که ما خودمون رو لایق آدمای خوب بدونیم به اندازه ای که خودمون رو لایق ثروت و احترام و خوشبختی بدونیم به همون اندازه خوشبختی و ثروت و آدمای خوبی وارد زندگیمون میشه

    جهان داره پاسخ میده به افکار ما

    یکی از نشانه های احساس عدم لیاقت اینه که افراد استعدادها و توانایی ها و دستاوردهاشون رو خیلی ارزشمند نمیدونن ولی بالعکس ناتواناییاشون شکست هاشون و ایرادهاشون رو بسیار بسیار پررنگ بهش توجه می‌کنند

    اگه یه توانایی کسب کرده خیلی راحت به شانس ربطش میده و بهش توجهی نمیکنه

    ولی کافیه یکبار اشتباه بکنه کافیه یه نقصی رو تو خودش پیدا کنه بهش توجه میکنه مثلا ممکنه صورت زیبایی داشته باشه ولی یه کوچولو تو صورتش ایراد باشه اون ویژگی های خوب رو نادیده میگیره و هر بار توجه میکنه به اون مشکلی که داره

    (من صورت زیبایی دارم ولی توجه میکنم به یه دونه جوشی که زده ام و هنوز نرفته )

    مثلا ممکنه 19 بگیره تو درسش به جای اینکه تمرکز کنه به اون 19 تا نمره ای که گرفته تمرکز میکنه به اون یه نمره ای که نگرفته و هی میگه چرا من دقت نکردم و چرا نتونستم و…

    (یادمه تو مدرسه تو درس فارسی 19 گرفتم کلی گریه کردم انقدر که تمرکزم به اون یه نمره ای بود که نگرفته بودم)

    افرادی هستند که خیلی خوب رفتن کنفرانس دادند ولی یه توپوق زبانی اتقاق افتاده عوض اینکه تمرکز کنه به اینکه خیلی عالی انجام داده تمرکز میکنه به یه دونه اشتباه و میگن چقدر بد شد

    (منم وقتی رقص اجرا میکنم خیلی خوب اجرا میکنم و وقتی اشتباهی میرم تمرکزم رو اون اشتباهه هست)

    یا مثلا طرف رفته مهمونی و همه چی عالی بوده و هزار تا اتفاق قشنگ افتاده ولی یک نفر باهاش تند صحبت کرده یا به هر دلیلی تجربه ناخوشایندی رو براش به وجود آورده بعد این فرد تمرکزش به اون یه دونه هست

    (خیلی واسم اتفاق افتاده که رفتم مهمونی همه چی خوب بوده مثلا دختر خالم یه حرف ناخوشایندی زده یا زنداییم تو جشن خواهرم یه حرفی زد گریه کردم و… و همش تمرکزم روی اون برخورد نامناسبه بوده )

    مثلا100 نفر تو اون مهمونی باهاش خوب برخورد کرده یک نفر برخورد خوبی نکرده و تمرکزش فقط به اون یه دونه هست

    این یعنی اینکه طرف احساس لیاقت نداره

    یا مثلا فردی رفته مهمونی و همه گفتن چقدر قشنگ شدی و چه لباس‌ زیبایی پوشیدی همه تعریف کردند ولی یه نفر از کفشش ایرادی گرفته یا یه تیکه ای پرونده یا یه حرفی زده و گفته که این لباست به این کفشت نمیخوره بعد این آدم تمرکزش فقط به اون یه دونه نظر نامناسبه و بقیه اون تعریف ها رو بهش توجهی نمیکنه

    (دقیقا من بهم میریزم تو این جور مواقع که از عدم احساس لیاقتمه

    مثلا یکی سلام نده و احترام نذاره بهم میریزم

    یا یه تیکه ای بپرونه بهم میریزم)

    یا موقعی که یه تمرینی انجام میدیم مثلا پیانو مینوازیم بجای اینکه خودمونو تحسین کنیم بخاطر پیشرفتی که ایجاد شده تو مهارتمون روی اون یه دونه آهنگی که هنوز نمیتونیم خوب بنوازیم تمرکز میکنیم

    (تو اجرای رقص خیلی برام اتفاق افتاده که تمرکزم روی اون بخش رقصیه که نمیتونم انجام بدم )

    عوض اینکه تمرکز کنیم به اون آهنگی که خوب نواختیم بارها و بارها خودمونو سرزنش کردیم که چه فایده این آهنگ رو نمیتونم بنوازم

    وقتی ما تمرکز میکنیم بر روی کمبود تمرکز میکنیم به اون تیکه هایی که خوب انجام ندادیم جهان از اون اشتباهات و کمبودها بیشتر و بیشتر وارد زندگیمون میکنه

    چون زندگی شما به واسطه کانون توجهتون ایجاد میشه

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    پارسا اژدهاکش پور گفته:
    مدت عضویت: 1535 روز

    به نام فرمانروای جهان هستی

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و دوستان …

    تهران 1404/06/02 15:10

    نشانه روز من..

    واقعا فایل های استاد از زبان خداوند هستند که خیلی واضح و روان ساده خداوند داره با ما صحبت می‌کنه واقعا که انسان فقط دنبال ایراد پیداه کردنه تا اینکه بخواد نکات مثبت و توانایی های خودش رو بولد کنه و به خودش و ذهن یادآوری کنه که چه مسایل و مسیر و مشکلاتی رو حل کرده و به این مرحله از زندگی رسیده و بشینه خودش رو تشویق کنه خدا جونم من پارسا رو به راه راست راه آنان که آنها نعمت دادی نه راه گمراهان هدایت کن خدایا شکرت …

    به زودی فلوریدا آمریکا می‌بینمتون استاد گرانقدر..

    (In God we trust)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: