اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من واقعا از ته دل خوشحالم به خاطر وجود استاد واگاهی هاشون من از وقتی با استاد و حرفاشون اشناشدم به اطرافم یکم بیشتر دقت میکنم میبینم واقعا مردم و تا قبل از اینا خودم چقدر افکار بیماریزا به ذهنشون میدن مثلا پدرم زیاد اخبار گوش میده و هر روزم با مشکلات بیشتر دستو پنجه نرم میکنه مامانم با حرف زدن درمورد سختی ها و مشکلات بیماری هارو به خودش جذب میکنه ادمای کشورم همش درگیر اخبار و انداختن مشکلاتشون گردن این و اونن و من میدونم چون با این باورا و این غذاهایی که به ذهنم میدادم تو این موقعیتم اصلا گاهی بهش فکر میکنم باورم نمیشه که من چرا خودمو در گیر بازی های این ادما کرده بودم چرا من الان تو این موقعیتم اما نه این که ناراضی باشم خدارو شکر تا الانم به خیلی موقعیتای عالیی هم رسیدم اما از لحاظ ثروت و معنویت واقعی به جای زیادی نرسیدم خدارو شکر میکنم و واقعا سپاس گذار خداوندم که با این سایت با این استاد که خودش یک گنجه و با تمام شماها اشنا شدم و میتونم کم کم باورای غلطمو عوض کنم و از شماها الگو بگیرم و بتونم غذای مناسب به روحم بدم تا به امید الله مهربان به خواسته هام برسم خدارو شکر میکنم که دارم کم کم مثل شماها از بدنه جامعه جدا میشم دلم میخواد به جایی برسم که برای خودم زندگی کنم برای خوشحالی خودم برای رهایی خودم برای پیدا کردن احساس خوب در درون خودم همتونو دوست دارم و سپاس گذارتونم که به من تو این مسیر کمک میکنید.❤
سلام به استاد عزیز , خانوم شایسته مهربان و دوستان همسفر
روز هفتم سفرنامه جذاب زندگی من
سفر به دور امریکا جذابیت خاص خودش رو داشت و من همه قسمت ها با عشق میدیدم تا زمانی که سریال زندگی در بهشت شروع شد . خیلی لذت بخش بود , کار به جایی رسید که سریال رو با خانواده زمانی که ناهار می خوریم تماشا می کنیم .به صورت یک عادت برای همه ما در اومده . مثل سریال اشین که وقتی زمان پخشش میرسید دیگه اکثر خانواده ها پای تلوزیون تکون نمی خوردند و با علاقه اون رو دنبال میکردند , حتی روز بعد بیشتر صحبت ها حول همین سریال میچرخید و کلی راجع به اون حرف و حدیث میشنیدیم . خانواده سه نفره ما هم کلی ذوق می کنیم از دیدن تصاویر بهشت استاد و کلی نکته و درس از زندگی استاد و مریم عزیز یاد می گیریم . چه قدر ارامش و زیبایی در بهشت دیده و حس میشه .کلبه چوبی و رود اب و درخت و سبزه ها منو یاد نقاشی دوران بچگی می اندازه . استاد و مریم جان , ساده و بی الایش زندگی خودشون به اشتراک میذارن واین که اونا خودشون هستند و در زیر نقاب و پرده پنهان نمی شن بزرگترین درس زندگی رو به من داد .
چند ماهی که مهمون این بهشت پاک و بی الایش بودیم باعث شد ما هم به بهشت دیگه خداوند راهنمایی بشیم , باغی کنار کوه و لب رود خونه … بهشت ما هم خیلی زیبا و باعظمت هست .هر روز که چشمم رو باز میکنم ,عظمت کوه و صدای رودخونه مدهوشم میکنه ,هنوز باورم نمیشه که در این بهشت ساکن هستم , انگار دارم خواب میبینم , ولی این واقعیت زندگی منه که توجه به زیبایی های بهشت استاد بهشت زیبایی رو بهم هدیه داد .
خدایا هزاران مرتبه سپاس که تونستم این بزرگترین معجزه زندگیم رو تجربه کنم .حس میکنم در این یک سال و اندی که در رکاب استاد بودم تونستم پیشرفتی داشته باشم و مثل یک شاگرد خوب درس های زندگیم رو یاد بگیرم . خدایا شکرت
استاد عزیز ومریم جان از شما هم بینهایت سپاسگزارم .از خلوص نیت و پاکی وسادگیتون ممنونم که ارامش در زندگی رو به بهترین صورت ممکن بهم اموزش داد . براتون بهترین ها رو از خدا می خواهم .
یک غذای خوشمزه و سالم به دنبالش انرژی خوب و حال خوب هم دارد و هیچ کس حاضر نیست با اینکه میداند فلان غذا ناسالم است آن رابخورد پس همین اندازه و چه بسا بیش آن باید مراقب روحمان باشیم که داریم چه انرژی به آن میرسانیم مثبت یا منفی و هیچ وقت تا میتوانیم بهانه نیاوریم که حالا شرایط مملکت خرابه اوضاع بد شده دلار بالا رفته و…تو همین شرایط خیلی افراد هستند که دارند پیشرفت میکنند واوضاعشون هم خوبه پس مراقب باشیم چی به روحمان میدیم با چی روزمان رو شی میکنیم با چه افکاری وبا چه ورودیهایی و در عین حال عملگرا هم باشیم و توکل داشته باشیم
سلام خدمت استا عزیز،مریم گلی مهربان و خانواده بزرگ دوست داشتنی ام.
در هفتمین روز از سفرم در فصل اول در مورد غذای روح ، عزمم رو جزم کردم تا با استفاده از اهرم رنج و لذت تمرکزی روی ورودیهای مناسب کار کنم و غذای مناسب به ذهن و روحم برسانم.
به محض گرفتن نتیجه مطلوب از نتایجم براتون مینویسم.
به نام خدایی که جهان را به منظم ترین شکل ممکن آفرید
سلام خدمت همه شما عزیزان و دوستان گرامی
روز هفتم این سفر فوق العاده
همه ما انسانها در مورد غذای جسم خیلی حساس هستیم ،اینکه چیزی که می خوریم سالم، بهداشتی، تمیز و حلال باشه و با مزاج ما سازگار باشه.اگر خواستیم بیرون غذایی بخوریم سعی می کنیم بهترین جا باشه و اگر جایی بریم که به دلیل بهداشت یا هر دلیل دیگه خوشمون نیاد قید غذا خوردن رو می زنیم و از اونجا بیرون میایم. حتی خود من اگه یه جایی که دسترسی به اغذیه فروشی خوب و مناسب نداشته باشم و گرسنم بشه ترجیح میدم با یه بیسکویت خودم را سیر کنم تا به خونه برسم و از دست فروش غذایی تهیه نمی کنم. حتی تو تجربه یک طعم و غذای جدید تردید داریم و اگر غذایی حس کنیم مونده هست یا بوش تغییر کرده و یا تاریخش گذشته بی درنگ دور می ریزیمش.
حالا چرا با اینکه تا این حد به غذای جسممان اهمیت می دهیم، از تغذیه ذهنمان غافلیم؟
و اما جواب زیبای استاد:
چون ما تاثیر غذای نامناسب بر روی جسممان را در فاصله زمانی کوتاهی می بینیم. برای مثال، خود من سردی روی جسمم سریع خودش را با ضعف در بدن نشان می دهد که با مصرف کمی زنجبیل و نبات در آبجوش درست می شود.
اما در مورد غذای روح، چون فاصله زمانی بین ارسال فرکانس و دریافت نتیجه، تقریبا طولانی است و هم چنین نوع نتایج دریافتی در ظاهر با فرکانس ارسالی ما ربطی ندارد درکی از غذای مسموم ذهن نداریم. در واقع قانون جهان بدین گونه است که «هر فرکانسی به جهان ارسال کنی، جهان هستی نتایج، موقعیت، شرایط، اتفاقات و افرادی هم سنگ و هم مدار با کانون توجه ات وارد زندگیت می کند.»
چرا نمی توانیم درک کنیم که هر موضوعی که آرامش ما را مختل می کند، هر تصویری که احساس مان را بد می کند، هر اخباری که ما را نگران تر می کند و هر توجهی که ترس، تردید و اضطراب را برایمان به وجود می آورد، همان غذای مسمومی است که ذهنمان را بیمارتر و باورهای مان را محدودکننده تر می گرداند و سپس خودش را در قالب بدهی، نگرانی های تمام نشدنی مالی ، روابط پرتنش، جسم بیمار و … نشان می دهد.
توجه به هر ورودی مسموم، یعنی ارسال فرکانس یک ناخواسته ی دیگر و نتیجه آن ورود اتفاقات ناخواسته ی بیشتری است که راه را برای گله و شکایت ها، ترس و نگرانی های بیشتر باز می کند.
اتفاقات ناخواسته ی بیشتری را به زندگی ات جذب می کند تا دوباره موضوعات بیشتری برای گله و شکایت و نگرانی داشته باشی. تنها راه خروج از این حلقه معیوب تغذیه ذهن با غذایی مناسب است. وحال این غذای مناسب از توجه به نکات مثبت در تمام موارد زندگی، توجه به داشته هایمان درزندگی، توجه به خواسته هایمان، حس خوب سپاس گزاری و کلا هر چیزی که حسمان را خوب کند تامین می شود.
در پناه الله یکتا شاد و سربلند و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام ب همسفرهای عزیزم و همراهان خوبم درین سفر معنوی🤗😙
بریم سراغ ثبت هفتمین روز از سفرنامه🤗😙
خدا را شکر میکنم برای هدایت لحظه ب لحظه ام🤗خدایی ک هر لحظه منو ب مسیر هایی هدایت میکنه تا فاصله ام با خواسته هایم صفر شود❤😊😊
موضوع این قسمت از سفرنامه کنترل ورودی های ذهن هست
شالوده ی اساسی ایجاد تغییر و خلق خواسته.
ورودی های عزیز روی حرفم با شماست….شما خیلی خفن هستید…وارد ذهن ما ک میشید شروع میکنید ب تولید فکر…افکار تولید احساس میکنن و فرکانس ها ب جهان بی نظیر الله مخابره میشن
این پایان کار نیس
ارتعاش های ارسالی توسط الله نازنین تفسیر میشه و اتفاقاتی رو ب زندگی ما وارد میکنه ک هم سنگ و هماهنگ با احساسات و کانون توجه ما بوده🤗🙄💓
اینگونه است ک ما دست ب خلقت میزنیم و خالق زندگی خودمون میشیم
اینطوریه کمیگن بابا عوامل بیرونی حکم شلغم رو دارن در زندگی تو درصورتیکه تو اگاه باشی ک خالق زندگیت هستی و فرکانس هات تنها عامل خلق اتفاقات زندگیت…
حالا فهمیدی چرا میگم ورودی ها صفر کلوین هستن؟؟؟ چون همه چی از ی تصویر شروع میشه یا ی صدا یا ی بو یا جمله یا …..
پس ورودی ها رو باید لیزری کنترل کرد البته اگه میخوای خالق هدف ها ک رویاهات باشی😍🤗
ک میدونم میخوای🌹😘❤💖
هدفتو جلو چشمت مجسم کن
و بخاطر هدفت و علاقه ات و اثار و برکاتی ک با ورود ب زندگیت برات ارمغان میاره متفهد شو هیچ هیچ هیچ وروی ناهماهنگ با هدفت رو نبینی نشنوی و …
فقط چیزهایی رو ب ذهنت راه بده ک احساست رو ب هدفت عالی و عالی و عالی تر کنه😍🤗
وقتی ورودی هات کنترل شده و هماهنگ باشه باورهاای قدرتمند کننده در درونت شروع ب رشد میکنن و باورها فرکانس هایی ب جهان ارسال میکنن و الله ایده ها شرایط و اتفاقاتی رو سر راهت قرار میده ک براحتی تو رو ب هدفت میرسونه😍🤗
به نام انرژی منبع ، سلام به همه دوستانم ❤
من واقعا از ته دل خوشحالم به خاطر وجود استاد واگاهی هاشون من از وقتی با استاد و حرفاشون اشناشدم به اطرافم یکم بیشتر دقت میکنم میبینم واقعا مردم و تا قبل از اینا خودم چقدر افکار بیماریزا به ذهنشون میدن مثلا پدرم زیاد اخبار گوش میده و هر روزم با مشکلات بیشتر دستو پنجه نرم میکنه مامانم با حرف زدن درمورد سختی ها و مشکلات بیماری هارو به خودش جذب میکنه ادمای کشورم همش درگیر اخبار و انداختن مشکلاتشون گردن این و اونن و من میدونم چون با این باورا و این غذاهایی که به ذهنم میدادم تو این موقعیتم اصلا گاهی بهش فکر میکنم باورم نمیشه که من چرا خودمو در گیر بازی های این ادما کرده بودم چرا من الان تو این موقعیتم اما نه این که ناراضی باشم خدارو شکر تا الانم به خیلی موقعیتای عالیی هم رسیدم اما از لحاظ ثروت و معنویت واقعی به جای زیادی نرسیدم خدارو شکر میکنم و واقعا سپاس گذار خداوندم که با این سایت با این استاد که خودش یک گنجه و با تمام شماها اشنا شدم و میتونم کم کم باورای غلطمو عوض کنم و از شماها الگو بگیرم و بتونم غذای مناسب به روحم بدم تا به امید الله مهربان به خواسته هام برسم خدارو شکر میکنم که دارم کم کم مثل شماها از بدنه جامعه جدا میشم دلم میخواد به جایی برسم که برای خودم زندگی کنم برای خوشحالی خودم برای رهایی خودم برای پیدا کردن احساس خوب در درون خودم همتونو دوست دارم و سپاس گذارتونم که به من تو این مسیر کمک میکنید.❤
سلام مهربونا
واقعا عالی بود این پیام استاد به من که باید به عالی ترین ها توجه کنیم و منتظر باشیم تا عالی ترین ها نضیب بشه…
البته انتظار با امید…
براتون بهترین ها رو از خداوند میخوام
مهری
به نام خالق بی همتا
سلام به استاد عزیز , خانوم شایسته مهربان و دوستان همسفر
روز هفتم سفرنامه جذاب زندگی من
سفر به دور امریکا جذابیت خاص خودش رو داشت و من همه قسمت ها با عشق میدیدم تا زمانی که سریال زندگی در بهشت شروع شد . خیلی لذت بخش بود , کار به جایی رسید که سریال رو با خانواده زمانی که ناهار می خوریم تماشا می کنیم .به صورت یک عادت برای همه ما در اومده . مثل سریال اشین که وقتی زمان پخشش میرسید دیگه اکثر خانواده ها پای تلوزیون تکون نمی خوردند و با علاقه اون رو دنبال میکردند , حتی روز بعد بیشتر صحبت ها حول همین سریال میچرخید و کلی راجع به اون حرف و حدیث میشنیدیم . خانواده سه نفره ما هم کلی ذوق می کنیم از دیدن تصاویر بهشت استاد و کلی نکته و درس از زندگی استاد و مریم عزیز یاد می گیریم . چه قدر ارامش و زیبایی در بهشت دیده و حس میشه .کلبه چوبی و رود اب و درخت و سبزه ها منو یاد نقاشی دوران بچگی می اندازه . استاد و مریم جان , ساده و بی الایش زندگی خودشون به اشتراک میذارن واین که اونا خودشون هستند و در زیر نقاب و پرده پنهان نمی شن بزرگترین درس زندگی رو به من داد .
چند ماهی که مهمون این بهشت پاک و بی الایش بودیم باعث شد ما هم به بهشت دیگه خداوند راهنمایی بشیم , باغی کنار کوه و لب رود خونه … بهشت ما هم خیلی زیبا و باعظمت هست .هر روز که چشمم رو باز میکنم ,عظمت کوه و صدای رودخونه مدهوشم میکنه ,هنوز باورم نمیشه که در این بهشت ساکن هستم , انگار دارم خواب میبینم , ولی این واقعیت زندگی منه که توجه به زیبایی های بهشت استاد بهشت زیبایی رو بهم هدیه داد .
خدایا هزاران مرتبه سپاس که تونستم این بزرگترین معجزه زندگیم رو تجربه کنم .حس میکنم در این یک سال و اندی که در رکاب استاد بودم تونستم پیشرفتی داشته باشم و مثل یک شاگرد خوب درس های زندگیم رو یاد بگیرم . خدایا شکرت
استاد عزیز ومریم جان از شما هم بینهایت سپاسگزارم .از خلوص نیت و پاکی وسادگیتون ممنونم که ارامش در زندگی رو به بهترین صورت ممکن بهم اموزش داد . براتون بهترین ها رو از خدا می خواهم .
شاد و سربلند باشید در پناه حق
هفتمین روز سفر
ورود افکار منفی ممنوع.
از امروز تمرین میکنم اجازه ورود افکار منفی به ذهنم ندم یا دست کم کنترلش کنم و دریچه ورودشو با توجه به نکات مثبت ببندم
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی بزرگوار
یک غذای خوشمزه و سالم به دنبالش انرژی خوب و حال خوب هم دارد و هیچ کس حاضر نیست با اینکه میداند فلان غذا ناسالم است آن رابخورد پس همین اندازه و چه بسا بیش آن باید مراقب روحمان باشیم که داریم چه انرژی به آن میرسانیم مثبت یا منفی و هیچ وقت تا میتوانیم بهانه نیاوریم که حالا شرایط مملکت خرابه اوضاع بد شده دلار بالا رفته و…تو همین شرایط خیلی افراد هستند که دارند پیشرفت میکنند واوضاعشون هم خوبه پس مراقب باشیم چی به روحمان میدیم با چی روزمان رو شی میکنیم با چه افکاری وبا چه ورودیهایی و در عین حال عملگرا هم باشیم و توکل داشته باشیم
شاد باشید وثروتمند وتندرست در دنیا و آخرت
به نام االه یکتا
سلام خدمت استا عزیز،مریم گلی مهربان و خانواده بزرگ دوست داشتنی ام.
در هفتمین روز از سفرم در فصل اول در مورد غذای روح ، عزمم رو جزم کردم تا با استفاده از اهرم رنج و لذت تمرکزی روی ورودیهای مناسب کار کنم و غذای مناسب به ذهن و روحم برسانم.
به محض گرفتن نتیجه مطلوب از نتایجم براتون مینویسم.
در پناه حق پیروز و شاد باشین.
هفتمین روز سفرنامه
سلام ب استاد خوب و نازنیم و مریم عزیزم
و سلام ب دوستان با حال خودم
“غذای روح”
من از وقتی ک عضو سایت شدم خداروشکر تلویزیون و اینستا و تلگرام رو کلا تعطیل کردم و ارتباطمو با دوستان انرژی منفی کم کردم(ولی الان کلا قطع ارتباط کردم)
ولی فقط همین کارو انجام دادم.
قبل اینک ب این سفرنامه هم هدایت بشم فقط فایل های استاد رو گوش میکردم ولی کار دیگه ای انجام نمیدادم و روی باورهام کار نمیکردم.
ولی با این سفرنامه کلا دارم ی آدم دیگه ای میشم،هر روز بهتر از دیروزم هستم
هر روز بهتر از دیروز رو خودم و باورهام کار میکنم
هر روز بهتر از دیروز ورودی هامو کنترل میکنم
خدااااااااایااااااا شکرت ک قدم ب قدم همراهیم میکنی
و دارم خیلی با انگیزه و با انرژی با این سفر رویایی پیش میرم و مطمممممممئنم اتفاقات خیلی خیلی خوبی در انتظارم هست.
من از این ب بعد حواسم خیلی بیشتر ب غذای روحم هست حتی بیشتر از غذای جسمم،از این ب بعد با وسواس خیلی بیشتری غذای روحمو انتخاب میکنم
غذاهای خوشمزه ب روحم میدم تا از زندگی کردن لذت ببرم😉
خدایا سپاسگزارم ک امروزم بهتر از دیروزم بود
خدایا سپاسگزارم ک امروز شادتر از دیروز بودم
خدایا سپاسگزارم ک منو ب این مسیر زیبا و جذااااب هدایت کردی
خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
به نام خدایی که جهان را به منظم ترین شکل ممکن آفرید
سلام خدمت همه شما عزیزان و دوستان گرامی
روز هفتم این سفر فوق العاده
همه ما انسانها در مورد غذای جسم خیلی حساس هستیم ،اینکه چیزی که می خوریم سالم، بهداشتی، تمیز و حلال باشه و با مزاج ما سازگار باشه.اگر خواستیم بیرون غذایی بخوریم سعی می کنیم بهترین جا باشه و اگر جایی بریم که به دلیل بهداشت یا هر دلیل دیگه خوشمون نیاد قید غذا خوردن رو می زنیم و از اونجا بیرون میایم. حتی خود من اگه یه جایی که دسترسی به اغذیه فروشی خوب و مناسب نداشته باشم و گرسنم بشه ترجیح میدم با یه بیسکویت خودم را سیر کنم تا به خونه برسم و از دست فروش غذایی تهیه نمی کنم. حتی تو تجربه یک طعم و غذای جدید تردید داریم و اگر غذایی حس کنیم مونده هست یا بوش تغییر کرده و یا تاریخش گذشته بی درنگ دور می ریزیمش.
حالا چرا با اینکه تا این حد به غذای جسممان اهمیت می دهیم، از تغذیه ذهنمان غافلیم؟
و اما جواب زیبای استاد:
چون ما تاثیر غذای نامناسب بر روی جسممان را در فاصله زمانی کوتاهی می بینیم. برای مثال، خود من سردی روی جسمم سریع خودش را با ضعف در بدن نشان می دهد که با مصرف کمی زنجبیل و نبات در آبجوش درست می شود.
اما در مورد غذای روح، چون فاصله زمانی بین ارسال فرکانس و دریافت نتیجه، تقریبا طولانی است و هم چنین نوع نتایج دریافتی در ظاهر با فرکانس ارسالی ما ربطی ندارد درکی از غذای مسموم ذهن نداریم. در واقع قانون جهان بدین گونه است که «هر فرکانسی به جهان ارسال کنی، جهان هستی نتایج، موقعیت، شرایط، اتفاقات و افرادی هم سنگ و هم مدار با کانون توجه ات وارد زندگیت می کند.»
چرا نمی توانیم درک کنیم که هر موضوعی که آرامش ما را مختل می کند، هر تصویری که احساس مان را بد می کند، هر اخباری که ما را نگران تر می کند و هر توجهی که ترس، تردید و اضطراب را برایمان به وجود می آورد، همان غذای مسمومی است که ذهنمان را بیمارتر و باورهای مان را محدودکننده تر می گرداند و سپس خودش را در قالب بدهی، نگرانی های تمام نشدنی مالی ، روابط پرتنش، جسم بیمار و … نشان می دهد.
توجه به هر ورودی مسموم، یعنی ارسال فرکانس یک ناخواسته ی دیگر و نتیجه آن ورود اتفاقات ناخواسته ی بیشتری است که راه را برای گله و شکایت ها، ترس و نگرانی های بیشتر باز می کند.
اتفاقات ناخواسته ی بیشتری را به زندگی ات جذب می کند تا دوباره موضوعات بیشتری برای گله و شکایت و نگرانی داشته باشی. تنها راه خروج از این حلقه معیوب تغذیه ذهن با غذایی مناسب است. وحال این غذای مناسب از توجه به نکات مثبت در تمام موارد زندگی، توجه به داشته هایمان درزندگی، توجه به خواسته هایمان، حس خوب سپاس گزاری و کلا هر چیزی که حسمان را خوب کند تامین می شود.
در پناه الله یکتا شاد و سربلند و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
بنام مهربان خدای من🌹❤🤗
سلام ب مریم عزیز و استاد نازنین😘😘
سلام ب همسفرهای عزیزم و همراهان خوبم درین سفر معنوی🤗😙
بریم سراغ ثبت هفتمین روز از سفرنامه🤗😙
خدا را شکر میکنم برای هدایت لحظه ب لحظه ام🤗خدایی ک هر لحظه منو ب مسیر هایی هدایت میکنه تا فاصله ام با خواسته هایم صفر شود❤😊😊
موضوع این قسمت از سفرنامه کنترل ورودی های ذهن هست
شالوده ی اساسی ایجاد تغییر و خلق خواسته.
ورودی های عزیز روی حرفم با شماست….شما خیلی خفن هستید…وارد ذهن ما ک میشید شروع میکنید ب تولید فکر…افکار تولید احساس میکنن و فرکانس ها ب جهان بی نظیر الله مخابره میشن
این پایان کار نیس
ارتعاش های ارسالی توسط الله نازنین تفسیر میشه و اتفاقاتی رو ب زندگی ما وارد میکنه ک هم سنگ و هماهنگ با احساسات و کانون توجه ما بوده🤗🙄💓
اینگونه است ک ما دست ب خلقت میزنیم و خالق زندگی خودمون میشیم
اینطوریه کمیگن بابا عوامل بیرونی حکم شلغم رو دارن در زندگی تو درصورتیکه تو اگاه باشی ک خالق زندگیت هستی و فرکانس هات تنها عامل خلق اتفاقات زندگیت…
حالا فهمیدی چرا میگم ورودی ها صفر کلوین هستن؟؟؟ چون همه چی از ی تصویر شروع میشه یا ی صدا یا ی بو یا جمله یا …..
پس ورودی ها رو باید لیزری کنترل کرد البته اگه میخوای خالق هدف ها ک رویاهات باشی😍🤗
ک میدونم میخوای🌹😘❤💖
هدفتو جلو چشمت مجسم کن
و بخاطر هدفت و علاقه ات و اثار و برکاتی ک با ورود ب زندگیت برات ارمغان میاره متفهد شو هیچ هیچ هیچ وروی ناهماهنگ با هدفت رو نبینی نشنوی و …
فقط چیزهایی رو ب ذهنت راه بده ک احساست رو ب هدفت عالی و عالی و عالی تر کنه😍🤗
وقتی ورودی هات کنترل شده و هماهنگ باشه باورهاای قدرتمند کننده در درونت شروع ب رشد میکنن و باورها فرکانس هایی ب جهان ارسال میکنن و الله ایده ها شرایط و اتفاقاتی رو سر راهت قرار میده ک براحتی تو رو ب هدفت میرسونه😍🤗
این است شگفتی سیستم الله یکتا❤💖
پایان روز هفتم از سفر عشق💐🌹😘
همواره نگرشی توام با نگرانی داشتم که باعث شده افسوس گذشته رابخورم ونگران اینده باشم که با امید به خدا صبوری با توجه به قانون تکامل به هدفم خواهم رسید