اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به دوستان عزیزم و استاد عزیزم .با تک تک سلول هام حرف های استادم رو درک میکنم ومتوجه میشم که چه باورها چه ورودی های مسمومی رو وارد زندگیم کردم ،وانتظار موفقیت و نتایج عالی رو داشتم .الان هم همونطور با این تفاوت که آگاهم میدونم که هر اتفاقی بیفته دلیلش خود منم .وخدارو شکر میکنم که آنقدر قوانینش دقیق که میتونم خودم زندگیمو بسازم و برعکس
هر جا هستید هر روز موفق تر و آگاه تر باشید دوستان عزیزم ♥️♥️♥️
با سلام به استاد عزیز و دوستان همراه . سپاس از صحبت های ناب استاد و دوستان عزیز. و اما هفتمین روز سفر نامه من خیلی اهل نوشتن نبودم حتی یاد ندارم یک بار سر کلاس جزوه نوشته باشم اما بعد از مطالعه کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد تلاشم و کردم بنویسم . استاد تاکید داشتن نوشتن دیدگاه هر روز ما در مورد سفرنامه باعث تعهد ما میشه و واقعا که قسم به قلم و آنچه را که می نوسید . امروز تصمیم گرفتم مراقب ورودی های خودم باشم . آهنگ غمگین ممنوع . اخبار ممنوع و هر آنچه که حس من و بد می کنه ….. تصمیم گرفتم تمرکزم رو بزارم روی زیبایی ها و سپاسگزاری . هرگز نمیتونم بگم شکرگزاری چه ورودی و خروجی زیبایی فقط میدونم وقتی تمرکزم روی شکرگزاری زندگی بینظیر. خداوندا در هفتمین روز این سفر معنوی ازت میخوام ارادم و قوی کنی تا بتونم تمرکزم جز زیبایی بر چیز دیگه ای نباشه …
فایل رو امروز بارها گوش دادم و کامنتهای ارزشمند دوستان رو هم تا هرجا تونستم خوندم خیلی استفاده کردم واقعا ممنون
خوب بحث غذای روح که من واقعا خیلی بهش بی توجه بودم. روزانه فایل گوش میدادم ولی بقیه زندگیم مث قبل بود مث قبل تو بحث ها شرکت میکردم و کتابهای نامناسب میخوندم انتظارم داشتم زندگی به اون شرایط دلخواهم برسه که نرسید و من هدایت شدم به اینجا
از فایل جهان مانند آینه س خیلی دارم به کانون توجه هم حساسیت نشون میدم ولی خوب بعضی وقتا از دست در میره ولی وقتی اگاه شدم از همون جا جلوشو میگیرم که ادامه ندم. خصوصا گفتوگوهای ذهنیم😄 این چند روزه خیلی بهش توجه میکنم ببینم اونجا چه خبره بعضی وقتا بحثش شیرینه وقت توجه غرق میشم ولی بعد چند لحظه به خودم میام میگم شیرین چی این توجه بده داری چکار میکنی با خودت مُنا😑 امروز که فایل مربوط به غذای روح بود دیگه خیلی بیشتر داشتم توجه میکردم من ۹۰درصد مواقع خوابهامو یادم میاد وقتی بیدارشم. امروز عصر یه ساعتی خوابیدم تو خوابم داشتم به چیز بدی توجه میکردم فورا گفتم منا خانم کانون توجه تو اتفاقات رو به وجود میاره توکه دوست نداری اتفاقات بد برات بیافته😂
بیدارشدم با خودم گفتم استاد ببین چکار میکنه کلامت که تو خوابم یادم هست😍
من جمعه تو به بحث چند ساعته بودم خوب احساسمو بد کرد و همچنین توجه م رو چیزای بدی رفت که خیلیییی سریع نتیجه شو دیدم
من بیشترا وقتا خونه م و کم بیرون میرم
اقا یه گلو دردی گرفتم چشمتون روز بد نبینه😑تازه تونستم امروز(چهارشنبه) از دستش نجات پیدا کنم
این شد برام تجربه که ببین باعث اتفاقات بد شد اون بحث
یه جور اهرم رنج و لذتش کردم برا خودم و هی برا خودم تکرارش میکنم ببین با اون توجه به نکات بد چطوری جسم سالمتو مریض کردی تازه این یه نتیجه خیلی کوچیک بود یه جور هشدار که منا جان مواظب ورودی هات باش
اینم از کامنت های قشنگ دوستان یادگرفتم که باور رو درست کنم که بدنم خودش خودشو ترمیم کنه بدون احتیاج به دکتر
قبلا بود تا دکتر نمیرفتم خوب نمیشدم البته این باور خودم بوددیگه
این فایلتون خیلی خوبه استاد و کاملادرکش میکنم چون من دردوران مجردی خیلی پرانرژی دوست داشتنی بودم و همه دلشون میخواست بامن باشن تومدرسه توفامیل همیشه شادبودم هرجامیرفتم شادی میبردم همه اززیباییم وصدای خوبم استایلم تعریف میکردن وکلا خیلی اعتمادبه نفس بالایی داشتم و مثبت اندیش بودم حالاچرا چون هیچوقت تلویزیون نمیدیدم و گوشی هم نداشتم امازمانی ک نامزدکردم پدرشوهرم ک عاشق اخباربود ودائم پیگیربوداز۲۴ساعت ۲۳ساعت اخبارمیدید حتی وقتی ماخواب بودیم تاصب بیداربود ومنوبدجوروابسته اخبارکرد وکم کم اتفاقات بد برای من شروع شد روابطم ازبین رفت اعتمادب نفسم کم شد دیگ خودمودوس نداشتم واونموقع یه برنامه به اسم شوک بود ک نمیدونم چرا بهش علاقه داشتم ودائم پیگیرش بودم کلا فیلمای مافیایی وخلافکاری و اینامیدیدم نمیدونم چراآخه یه دختر۱۹ساله پیگیرایناباشه ونمیدونستم ک چ غذاهای سمی ب ذهنم دادم وبقول شما این اثراتشو بعدازازدواج واردزندگیم کرد ینی هرروز روزی ده بار ب شوهرم میگفتم قلیون نکشی بعدش سیگاربعدش ماری جواناس بعدش بنگ بعدش شیشه خلاصه داشتم ذهنه اونو آماده برای ورودش به دنیای موادمیکردم بااینک شوهرم کاملا پاک وسالم بود ومتاسفانه دقیقا به همین شکل پیش رفت وتاموادمخدرکشیده شدوخوشبختانه دیگ وقتی رسیدبه موادمخدرمن باقانون آشناشده بودم و فهمیدم ک ای دادبیداد ایناهمش کارمن بوده خودم این اتفاقاروواردزندگیم کردم وشروع کردم ب تغییر دیگ تلویزیون نمیبینم ونمیذارم کسی هم ببینه فقط آهنگای شاد واینکه بجزاینستاگرام ک اونم پیج های مربوط ب شمارومیبینم چیزی ندارم وخداروشکر باکمک الله یکتاشوهرم موادمخدروترک کرده وسیگارو فقط یه مدلش مونده ک اونم خودش اصن ب طرزعجیبی شروع کرده ب کنارگذاشتنش خیلی چیزهاهست ک نمیشه توکامنت گفت ومن الان میدونم ک چجورورودیهاموکنترل کنم وازالله یکتا وشماک دست اونین بی نهایت سپاسگذارم ک منوبه راه راست هدایت کردین
خداروشکر میکنم که در فرکانسی قرار گرفتم که این فایل رو گوش کردم.خدایا شکرت.
چه مقایسه واقعا خوبی کردین استاد.که همونطور که به فکر غذا هستیم و با وسواس انتخاب میکنیم،اصلا به فکر غذای روح و ورودی های ذهنمون نیستیم.من تا به امروز مراقب ورودی های ذهنم نبودم ولی این جمله و صحبت شما استاد عزیز، یکاری با من کرد که به خودم گفتم واقعا وقتی اینقدر به فکر غذا هستی برای صبح ظهر شب، وقتی مسافرت میری، وقتی رستوران میری و…. ولی اصلا به غذای ذهنت هیچ توجهی نمیکنی.
با خودم عهد بستم که از این لحظه مثل وسواس در غذاخوردن، وسواس در ورودی های ذهنم داشته باشم و هر فکر منفی یا بدی رو به ذهنم وارد نکنم.هر تصویر بدی رو نبینم و هر حرف یا صدای منفی یا بدی رو نشنوم.خدایا سپاسگذارم.خدایا شکرت.
باز هم ممنون از استاد عزیز و خانم شایسته برای تمام زحماتشون💐💐🙏🙏
َسلام به استاد عزیزم، مریم جان عزیزم و همه دوستان همراهم امیدوارم همه حال دلشون عالی باشه
باز هم تشکر میکنم بابت این آگاهی جدید و فایل بینظیرتون و مقایسه غذای جسم و غذای روح، از اونجایی که من به غذای خودم و خانوادم خیلی اهمیت میدم کاملا درک میکنم چقدر موضوع غذای روح مهمه. روحی که اگه سلامت باشه جسم من هم سلامته، من
با بهترین غذاها وقتی غذای روحم رو تأمین نکنم فایده ای برام نداره و جسمم همیشه در عذاب و درد هست.
در گذشته بخاطر افکار بیمار گونه و وسواس فکری که داشتم، بخاطر بودن در گذشته همیشه حال جسمم بد بود دردهای شدید، معده درد و سردرد داشتم، دردهای شدید دوران قاعدگی، و خدا رو هزاران بار شکر میکنم از زمانی که با استادعزیز آشنا شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم و ذهنم و ورودی های ذهنم اصلا درد ندارم یا اگر دارم خیلی کم هست و نیازی به دارو نیست.
از زمانی که توجه کردم به مثبتهای زندگیم، همسرم و دخترام و اطرافیانم حالم عالی شد، شادی واقعی رو تجربه کردم، لذت از زندگی رو درک کردم و در آرامش هستم.
در مورد بیماریها به هیچ وجه نه میخونم نه اجازه میدم کسی باهام صحبت کنه، موزیکهای بد گوش نمیدم به جای اون کلی موزیک شاد و انرژی مثبت دانلود کردم و اونا رو گوش میدم، تلویزیون نگاه نمیکنم، با افرادی که قبلا اطرافم بودن و زیاد اهل ناله بودن و غر میزدن ارتباط ندارم یا کم ارتباط دارم.
و چقدر خداوند تو این زمینه کمکم کرده و کمک میکنه.
دوره های سپاسگزاری راندا برن رو خیلی زیاد انجام میدم و سپاسگزاری وحشتناک حالم رو خوب میکنه و دائم اتفاقات عالی برام میافته.
رفتارم با خانوادم بهتر شده چون آرومتر شدم و همه این ها رو مدیون خدای مهربون و عاشقی هستم که همیشه حواسش به من بوده و هست و به همین خاطر استاد مهربانی و عشق رو سر راهم قرار داد تا بتونم از تجربه و عشقش استفاده کنم و خودم و زندگیم رو بسازم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
ممنونم استاد عزیزم و مریم عزیزم که اینقدر برامون وقت و انرژی میزارین. شاد باشید و تندرست
سلام خدمت دستی از خدا برای رساندن آگاهی ناب به من. خداقوت
باز هم صحبتی با خودم
فاطمه جان اتفاقها و جهان بیرون تو آینه باورهای درون توست. اگر رفته و موضوعی تو رو آزار می ده مثلا طول کشیدن تکالیف پسرت در حال حاضر بدون این هم مشکل از توست پس روی خودت و باورهای کارکن. هیچ اتفاقی نمی افته اگر مشق ها دیر تمام بشه ، اگر درست نباشه، یا حتی موضوعی که تدریس می شه خوب فهمیده نشه ، فقط حال خوب خودت رو حفظ کم و از زاویه ای نگاه کن که احساست خوب بشه مثلا او هم باید سیر تکاملی رو طی کنه و یاد خواهد گرفت یا …
خدایاشکرت
سلام براستادعزیز
منزل نشسته بودم وهمسرم آمدکنارم بوسم کرد وزبونی به صورتم زدوگفت حرفهای خش بزن
بچه هام هم داشتن پایتخت میدین
همسرم گفت این قسمتش رو دیدی جالبه
من داشتم کامنت میخوندم وکامل ذهنم توسایت نبود وهرزگاهی نگاهی میکردم یدفه بخودم گفتم ماشو وبرو آمدم تواتاق وفایل رودانلود کردم ودیدم
جالبه خیلی وقتها الهامات بهم دقیقا بهم شده مثلا درموردتضاد هم همین جوربود درگیربودم ووقتی آمدم توسایت دقیقا درموردتضادهاصحبت شد
چه قدرعالیه ورودیهای مناسب وقتی اون تصاویرزیبای پشت سراستادرودیدم لباس خوش رنگ استاد ظروف غذا شیرینی جات انواع غذاهاهم تحسین کردم استادروهم فراوانی رو
من هم دوست دارم این حداززیبایی فراوانی وتنوع وخودم روهمچین جاهایی تصور کردم
راستش دهنم آب افتاد
یک نفس عمیق کشیدم
وبه نوشتن ادامه دادم
وقتی فکرمیکنم میبینم نسبت به قبل خیلی خیلی مواظب وردوی هام هستم
ولی اولین تاحالا یه ترسی که داشتم این بوده که مثلا ازیه چیزی که تعریف میکردم بعداون تعریفه تعغیرمیکرده به سمت بد
یاامثال اینها توعقل کل هم خوندم همین سوال رویکی ازدوستان پرسیده بود
ولی من مصمم هستم وباورکردم ومعجزه هاش رو دیدم ازکنترل کردن ورودی ها شنوایی بینایی وزبانی
واقعا معرکه هست
ولی میدونیدهنوزکامل یادنگرفتم بعضی جاها حرف روعوض کنم وقتی توجمعی هستم
مجبورشدم خیلی جاها بگم دوست ندارم ادامه بدید
هرچندخودم روخیلی استریزه کردم وازاین کاراضی هستم
یجورایی پاستوریزه شدم
قبلا باوراین بودمن همه جکی روباید بلد باشم همه اصطلاحی رو هرمتلک وفحشی رو تاسرباشم وازدیگران کم نداشته باشم که نتایجش روهم دیدم
ولی خداروشکر حالا خوبم ودارم کارمیکنم عالی وعالی تربشم
موفق سلامت شاد ثروتمند درپناه الله باشید
🙌🙊🙉🙈🙏
سلام به دوستان عزیزم و استاد عزیزم .با تک تک سلول هام حرف های استادم رو درک میکنم ومتوجه میشم که چه باورها چه ورودی های مسمومی رو وارد زندگیم کردم ،وانتظار موفقیت و نتایج عالی رو داشتم .الان هم همونطور با این تفاوت که آگاهم میدونم که هر اتفاقی بیفته دلیلش خود منم .وخدارو شکر میکنم که آنقدر قوانینش دقیق که میتونم خودم زندگیمو بسازم و برعکس
هر جا هستید هر روز موفق تر و آگاه تر باشید دوستان عزیزم ♥️♥️♥️
با سلام به استاد عزیز و دوستان همراه . سپاس از صحبت های ناب استاد و دوستان عزیز. و اما هفتمین روز سفر نامه من خیلی اهل نوشتن نبودم حتی یاد ندارم یک بار سر کلاس جزوه نوشته باشم اما بعد از مطالعه کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد تلاشم و کردم بنویسم . استاد تاکید داشتن نوشتن دیدگاه هر روز ما در مورد سفرنامه باعث تعهد ما میشه و واقعا که قسم به قلم و آنچه را که می نوسید . امروز تصمیم گرفتم مراقب ورودی های خودم باشم . آهنگ غمگین ممنوع . اخبار ممنوع و هر آنچه که حس من و بد می کنه ….. تصمیم گرفتم تمرکزم رو بزارم روی زیبایی ها و سپاسگزاری . هرگز نمیتونم بگم شکرگزاری چه ورودی و خروجی زیبایی فقط میدونم وقتی تمرکزم روی شکرگزاری زندگی بینظیر. خداوندا در هفتمین روز این سفر معنوی ازت میخوام ارادم و قوی کنی تا بتونم تمرکزم جز زیبایی بر چیز دیگه ای نباشه …
سلام خدمت های همراهان گرامی
فایل رو امروز بارها گوش دادم و کامنتهای ارزشمند دوستان رو هم تا هرجا تونستم خوندم خیلی استفاده کردم واقعا ممنون
خوب بحث غذای روح که من واقعا خیلی بهش بی توجه بودم. روزانه فایل گوش میدادم ولی بقیه زندگیم مث قبل بود مث قبل تو بحث ها شرکت میکردم و کتابهای نامناسب میخوندم انتظارم داشتم زندگی به اون شرایط دلخواهم برسه که نرسید و من هدایت شدم به اینجا
از فایل جهان مانند آینه س خیلی دارم به کانون توجه هم حساسیت نشون میدم ولی خوب بعضی وقتا از دست در میره ولی وقتی اگاه شدم از همون جا جلوشو میگیرم که ادامه ندم. خصوصا گفتوگوهای ذهنیم😄 این چند روزه خیلی بهش توجه میکنم ببینم اونجا چه خبره بعضی وقتا بحثش شیرینه وقت توجه غرق میشم ولی بعد چند لحظه به خودم میام میگم شیرین چی این توجه بده داری چکار میکنی با خودت مُنا😑 امروز که فایل مربوط به غذای روح بود دیگه خیلی بیشتر داشتم توجه میکردم من ۹۰درصد مواقع خوابهامو یادم میاد وقتی بیدارشم. امروز عصر یه ساعتی خوابیدم تو خوابم داشتم به چیز بدی توجه میکردم فورا گفتم منا خانم کانون توجه تو اتفاقات رو به وجود میاره توکه دوست نداری اتفاقات بد برات بیافته😂
بیدارشدم با خودم گفتم استاد ببین چکار میکنه کلامت که تو خوابم یادم هست😍
من جمعه تو به بحث چند ساعته بودم خوب احساسمو بد کرد و همچنین توجه م رو چیزای بدی رفت که خیلیییی سریع نتیجه شو دیدم
من بیشترا وقتا خونه م و کم بیرون میرم
اقا یه گلو دردی گرفتم چشمتون روز بد نبینه😑تازه تونستم امروز(چهارشنبه) از دستش نجات پیدا کنم
این شد برام تجربه که ببین باعث اتفاقات بد شد اون بحث
یه جور اهرم رنج و لذتش کردم برا خودم و هی برا خودم تکرارش میکنم ببین با اون توجه به نکات بد چطوری جسم سالمتو مریض کردی تازه این یه نتیجه خیلی کوچیک بود یه جور هشدار که منا جان مواظب ورودی هات باش
اینم از کامنت های قشنگ دوستان یادگرفتم که باور رو درست کنم که بدنم خودش خودشو ترمیم کنه بدون احتیاج به دکتر
قبلا بود تا دکتر نمیرفتم خوب نمیشدم البته این باور خودم بوددیگه
ممنون از فایل ارزشمندتون استاد
درپناه حق تعالی شاد و ثروتمند باشید😍
بنام الله یکتا
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گلم
امیدوارم یه روزعالی روشروع کرده باشین
این فایلتون خیلی خوبه استاد و کاملادرکش میکنم چون من دردوران مجردی خیلی پرانرژی دوست داشتنی بودم و همه دلشون میخواست بامن باشن تومدرسه توفامیل همیشه شادبودم هرجامیرفتم شادی میبردم همه اززیباییم وصدای خوبم استایلم تعریف میکردن وکلا خیلی اعتمادبه نفس بالایی داشتم و مثبت اندیش بودم حالاچرا چون هیچوقت تلویزیون نمیدیدم و گوشی هم نداشتم امازمانی ک نامزدکردم پدرشوهرم ک عاشق اخباربود ودائم پیگیربوداز۲۴ساعت ۲۳ساعت اخبارمیدید حتی وقتی ماخواب بودیم تاصب بیداربود ومنوبدجوروابسته اخبارکرد وکم کم اتفاقات بد برای من شروع شد روابطم ازبین رفت اعتمادب نفسم کم شد دیگ خودمودوس نداشتم واونموقع یه برنامه به اسم شوک بود ک نمیدونم چرا بهش علاقه داشتم ودائم پیگیرش بودم کلا فیلمای مافیایی وخلافکاری و اینامیدیدم نمیدونم چراآخه یه دختر۱۹ساله پیگیرایناباشه ونمیدونستم ک چ غذاهای سمی ب ذهنم دادم وبقول شما این اثراتشو بعدازازدواج واردزندگیم کرد ینی هرروز روزی ده بار ب شوهرم میگفتم قلیون نکشی بعدش سیگاربعدش ماری جواناس بعدش بنگ بعدش شیشه خلاصه داشتم ذهنه اونو آماده برای ورودش به دنیای موادمیکردم بااینک شوهرم کاملا پاک وسالم بود ومتاسفانه دقیقا به همین شکل پیش رفت وتاموادمخدرکشیده شدوخوشبختانه دیگ وقتی رسیدبه موادمخدرمن باقانون آشناشده بودم و فهمیدم ک ای دادبیداد ایناهمش کارمن بوده خودم این اتفاقاروواردزندگیم کردم وشروع کردم ب تغییر دیگ تلویزیون نمیبینم ونمیذارم کسی هم ببینه فقط آهنگای شاد واینکه بجزاینستاگرام ک اونم پیج های مربوط ب شمارومیبینم چیزی ندارم وخداروشکر باکمک الله یکتاشوهرم موادمخدروترک کرده وسیگارو فقط یه مدلش مونده ک اونم خودش اصن ب طرزعجیبی شروع کرده ب کنارگذاشتنش خیلی چیزهاهست ک نمیشه توکامنت گفت ومن الان میدونم ک چجورورودیهاموکنترل کنم وازالله یکتا وشماک دست اونین بی نهایت سپاسگذارم ک منوبه راه راست هدایت کردین
با سلام خدمت همه دوستان عزیز🙏
خداروشکر میکنم که در فرکانسی قرار گرفتم که این فایل رو گوش کردم.خدایا شکرت.
چه مقایسه واقعا خوبی کردین استاد.که همونطور که به فکر غذا هستیم و با وسواس انتخاب میکنیم،اصلا به فکر غذای روح و ورودی های ذهنمون نیستیم.من تا به امروز مراقب ورودی های ذهنم نبودم ولی این جمله و صحبت شما استاد عزیز، یکاری با من کرد که به خودم گفتم واقعا وقتی اینقدر به فکر غذا هستی برای صبح ظهر شب، وقتی مسافرت میری، وقتی رستوران میری و…. ولی اصلا به غذای ذهنت هیچ توجهی نمیکنی.
با خودم عهد بستم که از این لحظه مثل وسواس در غذاخوردن، وسواس در ورودی های ذهنم داشته باشم و هر فکر منفی یا بدی رو به ذهنم وارد نکنم.هر تصویر بدی رو نبینم و هر حرف یا صدای منفی یا بدی رو نشنوم.خدایا سپاسگذارم.خدایا شکرت.
باز هم ممنون از استاد عزیز و خانم شایسته برای تمام زحماتشون💐💐🙏🙏
🌱 بنام الله یکتا 🌱
به لطف خدا فایل هفتم هم شنیدم
چقدر رو این مورد موفق بودم خدا میدونه
هم غذای جسمم نسبت به قبل با کیفیت تر شده
هم غذای روحم
همیشه سعی میکنم اگاه بشم
هرچیزی رو نمیخورم
هرچیزی رو نگاه نمیکنم
تلویزیون رو حذف کردم
شبکه های اجتماعی
دوستانی که هیچ سودی برام نداشتند
الان تنهاام ولی با خداام یعنی در واقع تنها نیستم
یادم باشه
توجهم توجهم توجهم به چیه
من همیشه از پنجره اشپزخونه اسمون رو میبینم
پرنده ها رو
برگای خوشگل درختا
زنبورها
خورشید
الان تو شرایطی هستم که به شدت تحت فشارم
ولی به لطف خدا تقوا پیشه میکنم
دیشب در اغوش خدا گریه کردم ولی گلایه خیر
خیلی تحت فشار هستم ولی ناامید نشدم و نمیشم
مطمئنم وقتی تو این شرایط سخت
توجهم رو نعمتهام میبرم
و صبر میکنم
و نگاهم به خداست
میدونم
پاداش دارم
هرچند پاداشی هم نمیخام
یه عالمه نعمت هست الان تو زندگیم
از خدا میخام ایمانمو بالاتر ببره
از خدا میخام کمکم کنه سپاسگزار واقعی باشم
و هدایتم کنه برای سپاسگزاری کردن
و رسیدن به اون حس ناب شاکر بودن
و از خدا میخام منو از مشکلاتم بزرگتر کنه
و همیشه کنارش باشم
اینم از رد پای هفتم💙
راستی یادم رفت
از استاد عزیزم تشکر کنم بابت این اموزه های زیبا
و خداقوت بگم به مریم جان عزیزم🌹😘
َسلام به استاد عزیزم، مریم جان عزیزم و همه دوستان همراهم امیدوارم همه حال دلشون عالی باشه
باز هم تشکر میکنم بابت این آگاهی جدید و فایل بینظیرتون و مقایسه غذای جسم و غذای روح، از اونجایی که من به غذای خودم و خانوادم خیلی اهمیت میدم کاملا درک میکنم چقدر موضوع غذای روح مهمه. روحی که اگه سلامت باشه جسم من هم سلامته، من
با بهترین غذاها وقتی غذای روحم رو تأمین نکنم فایده ای برام نداره و جسمم همیشه در عذاب و درد هست.
در گذشته بخاطر افکار بیمار گونه و وسواس فکری که داشتم، بخاطر بودن در گذشته همیشه حال جسمم بد بود دردهای شدید، معده درد و سردرد داشتم، دردهای شدید دوران قاعدگی، و خدا رو هزاران بار شکر میکنم از زمانی که با استادعزیز آشنا شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم و ذهنم و ورودی های ذهنم اصلا درد ندارم یا اگر دارم خیلی کم هست و نیازی به دارو نیست.
از زمانی که توجه کردم به مثبتهای زندگیم، همسرم و دخترام و اطرافیانم حالم عالی شد، شادی واقعی رو تجربه کردم، لذت از زندگی رو درک کردم و در آرامش هستم.
در مورد بیماریها به هیچ وجه نه میخونم نه اجازه میدم کسی باهام صحبت کنه، موزیکهای بد گوش نمیدم به جای اون کلی موزیک شاد و انرژی مثبت دانلود کردم و اونا رو گوش میدم، تلویزیون نگاه نمیکنم، با افرادی که قبلا اطرافم بودن و زیاد اهل ناله بودن و غر میزدن ارتباط ندارم یا کم ارتباط دارم.
و چقدر خداوند تو این زمینه کمکم کرده و کمک میکنه.
دوره های سپاسگزاری راندا برن رو خیلی زیاد انجام میدم و سپاسگزاری وحشتناک حالم رو خوب میکنه و دائم اتفاقات عالی برام میافته.
رفتارم با خانوادم بهتر شده چون آرومتر شدم و همه این ها رو مدیون خدای مهربون و عاشقی هستم که همیشه حواسش به من بوده و هست و به همین خاطر استاد مهربانی و عشق رو سر راهم قرار داد تا بتونم از تجربه و عشقش استفاده کنم و خودم و زندگیم رو بسازم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
ممنونم استاد عزیزم و مریم عزیزم که اینقدر برامون وقت و انرژی میزارین. شاد باشید و تندرست
عاشقتونم
سلام خدمت دستی از خدا برای رساندن آگاهی ناب به من. خداقوت
باز هم صحبتی با خودم
فاطمه جان اتفاقها و جهان بیرون تو آینه باورهای درون توست. اگر رفته و موضوعی تو رو آزار می ده مثلا طول کشیدن تکالیف پسرت در حال حاضر بدون این هم مشکل از توست پس روی خودت و باورهای کارکن. هیچ اتفاقی نمی افته اگر مشق ها دیر تمام بشه ، اگر درست نباشه، یا حتی موضوعی که تدریس می شه خوب فهمیده نشه ، فقط حال خوب خودت رو حفظ کم و از زاویه ای نگاه کن که احساست خوب بشه مثلا او هم باید سیر تکاملی رو طی کنه و یاد خواهد گرفت یا …
خدایا شکر