غذای روح چگونه تأمین می‌شود؟ - صفحه 87 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1443 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نوید محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 2320 روز

    به نام خالق زیبایی

    سلامی دوباره خدمت خانواده محترم و استاد عزیز و خانم شایسته نازنین

    امروز هفتمین روز سفر پربرکت بنده است که من باز هم چیز های زیادی آموختم مطالبی که هر کدام یک گنج نامه است فایل استاد که مربوط به غذای روح است مهم ترین مسئله قانون جذب یعنی کنترل ورودی های ذهن اینکه ما بقول استاد کنترل میکنیم غذامون رو و خیلی مراقبیم که کثیف نباشه مزه اش چجوری باشه کلا غذا چی باشه ورودی های ذهن هم به همین صورت اگه ما غذایی بخوریم که پر کرم و سوسک باشه نمیتونم انتظار داشته باشیم سالم بمونیم اگه ما بیایم ورودی های نامناسب به ذهنمون بدیم نمیتونیم انتظار داشته باشیم اتفاقات خوبی رو تجربه کنیم پس غذای روح خیلی مهم تر از غذای جسمه و ما باید مراقب افکارمون باشیم چون توانایی کنترل ذهن خیلی مهمه عاشق همه ی دوستان عزیز و شما هستم

    شاد باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3580 روز

    باید دوباره اهرم رنج و لذتم را برای کنترل ورودی های ذهنم بسازم

    زیرا مدتی است که به وسیله عدم کنترل ورودی هایم ذهنم از مسیر درست خارج شده ام.

    و همیشه باید این سوال را از خودم بپرسم

    منی که حاضر نیستم غذای فاسد را بود کنم و نگاه کنم چطور به خودم اجازه

    ورودیهایی را میدهم به ذهنم که مرا غمگین می کنند.

    در تمام لحظات باید افسار ذهنم را در کنترلم بگیرم و به سمت احساس بهتر بروم

    هر ورودی که مرا غمگین میکند یا می ترساند و در یک کلام احساس بدی به من میدهد

    را باید حذف کنم.

    همانطور که شراب و قمار حرام شدند این ورودیها نیز حرام اند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2245 روز

    با سلاام خدمت همه دوستای عزیز❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    سلام به استاد عزیزم❤️❤️

    امیدوارم حال همه خوب باشه

    برای همه بهترینارو آرزو میکنم الهییییییی که همه سلامت خوشحال و پولدار باشن

    خدایاااااا سپاسگزارم ازت ک در همین لحظه نفس میکشم و دارم زندگی میکنم تمام تلاشمو میکنم ک قدر بدونم

    خدایا شکرت

    من میدونم ک زندگی ک الان دارم نتیجه افکار من تو گذشته بوده افرادی ک باهاشون در ارتباطم بخاطر باور های من بوده وضع اقتصادی ک الان درگیرش هستم هم کاره خودمه

    من میدونم ک زندگیمو خودم شکل میدم

    چرااااا باید خودم زندگی خودموووو این نعمت زندگی ک به من داده شده رو ،خودم خرابش کنم

    وقتی میدونم ک لحظه لحظه من رو ورودی های من شکل داده

    هر وقت ک ی اتفاقی میوفته ک حس بدی بهم میده خودم تو فکر فرو میرم میگم چه افکار بدی داشتم ک این اتفاق رو رقم زده چه باوری داشتم ک این چیزارو جذب کردم

    واقعا باور دارم حالم اتفاقاتو رقم میزنه خداااانکنه ک ی لحظه حس بدی ارسال کنی به جهان سریع انعکاسشو دریافت میکنی

    خدااااانکنه تو همون حس بمونی .یهو ی اتفاق بد میاد اگه تغییر ندی فکرتو راحت چند ساعتی تو اون حال گیر میوفتی

    پس فاطمه جان خیلی باید حواستو جمع کنی

    من هروقت نمیتونم ذهنمو کنترل کنم یعنی میتونم کنترل کنما‌ ی وقتایی چون میفهمه دارم کنترلش میکنم و ذهنم میخواد در بره شروع میکنم به شکرگزاری

    ببین جوووواب میده ها من واقعا میرم تو حس و حال سپاسگزاری و یادم میره ک قبلش داشتم به چی فکر میکردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    نسرین ویسی گفته:
    مدت عضویت: 2533 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربان

    هفتمین  روز سفرنامه

    خدایا شکرت امروز یه روز عالی ودرجه یک داشتم واز صبح همینجور دارم آگاهی دریافت میکنم خدایا شکرت برای این لیاقت واین خوشبختی .خدایا برای سپاسگزاری از تو مینویسم وامید وارم مفید باشه .این اولین قسمت از سفرنامه هست که قبل ازشنیدن فایل وخوندن کامنت ها با گوشت وپوست واستخوان درکش کردم .یه نکته ای اینجا هست که استاد هم گفتن اینکه ما تا غذای بد میخوریم حالمون بد میشه ومیفهمیم که ازون غذا بوده ودفعه دیگه مواظبیم که اون اتفاق نیفته ،وحالا به لطف این آگاهی ها وهدایت خداوند جوری شده که من تا یه کار اشتباه میکنم نتیجه ش رو میبینم ومیفهمم وخدای من شکرت شکرت بابت این فهمیدن این یه نعمت بزرگه  که قبل از این آگاهی ها نداشتم قبلا نمی دونستم احساس گناه چه بلایی سرم میاره   قبلا نمی دونستم حرف زدن وهمدردی کردن با ادمهایی که ناله میکنن وغر میزنن ومایوسن چه عواقبی داره ولی حالا خووووب فهمیدم 😩وجالب اینجاست قبلا چون زیاد دچار این نتایج بد میشدم زیاد اذیت نمیشدم یا عادت کرده بودم  ولی الان اصلا برام این نتایج قابل تحمل نیست وبرام سخته که حتی یه ساعت حالم بد باشه خدایا شکرت ببین به کجا رسیدم  ،واین خیلی خوبه خدایا شکرت که تا یه ورودی بد به ذهنم میدم اینقدر زود میفهمم وبرام گرون تموم میشه این باعث میشه جدیتر باشم وهرلحظه مراقب ورودی ها باشم . استفاده از اهرم رنج ولذت یعنی همین یعنی تو بدونی (با گوشت وپوست واستخوان  )که اگه الان داری با زن داداشت در مورد گرونی خونه وپیدانشدنش همدردی میکنی یعنی در چند روز اینده اتفاقاتی برات میفته که این مطلب گرونی خونه رو بیشتر درک کنی ومایوس وناراحتتر بشی .واین رنج حالیت میکنه که دیگه ازین کارا نکنی واگه دوباره این موقعیت برات پیش  اومد بدونی که قانون شوخی بردار نیست وبدون توجه به حرفهای دیگران تو از فراوانی واینکه خیلی ها تونستن یه خونه خوب رو با قیمت مناسب وکمتر بخرن بگی .یا حتی در مورد بیماری که این روزها هرجا میشینیم حرفش هست باید اعراض کنم چون خوب فهمیدم با توجه بهش وحرف  زدن در موردش حتی اگه به شوخی وفان  باشه چه رنجی خواهم برد ومریض میشم .وبرعکسش وقتی ورودی های خوب به ذهنم میدم چقدر حالم خوب میشه چقدر لذت میبرم وهمین لذت هست که باعث میشه بیشتر وبیشتر فایل گوش کنم همین لذت هست که باعث میشه همش تو سایت باشم وکامنت های بی نظیر بچه ها رو بخونم وهمین لذت باعث خوندن قرآن میشه . اهرم رنج ولذت یعنی همین هرلحظه بدونی این غذایی که به روحت میدی  چه عواقبی داره .خدایا شکرت برای این درک واین آگاهی وسپاسگزارم بی نهایت از استاد عزیزو مرد خدا وخانم شایسته مهربان وبچه های آگاه سایت که با خوندن کامنتاشون آگاه تر وامیدوارتر میشم وخیلی بهم کمک میکنن .خدایا شکرت برای نوشتن این کامنت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    بهزاد حیدری گفته:
    مدت عضویت: 2187 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی و خانم شایسته وهمه ی اعضای گروه کلام گران بهاء استاد گرانقدر کاملا درست است با توجه به اینکه در گدشته پرونده های باورهای اشتباه در ناخودآگاه ما تشکیل شده است و با توجه با همین باورها زندگی میکنیم با کنترل ورودیهای ذهنمان که از طریق رسانه و همنشینی با افراد منفی گرا و حتی بحث های بی فایده با دوستان و آشنایان بوجود می آید به فکر غذای عالی برای روح مان باشیم و آن هم امکان پذیر نیست مگر با داشتن آگاهی که من به این نتیجه رسیده ام که اگر میخواهیم زندگی خوبی داشته باشیم باید یک الگوی عملی داشته باشیم که این الگوی عزیز پیشاپیش در جلو ما در حرکت است اما برای اینکه یک خانه خوب داشته باشیم باید خانه ما شالوده و ستونهای خوبی داشته باشد که برای خوب زندگی کردن هم باید شالوده خوبی پایه ریزی شود و آن هم گذراندن دورهای عزت نفس و کشف قوانین است با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    بهزاد حیدری گفته:
    مدت عضویت: 2187 روز

    با سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته و اعضای گروه با کنترل ورودیهای ذهن میتوان خوراک فکری خوب به مغز رساند بطوری که با دوری کردن از رسانه هم دیدن وهم گوش دادن و دوری کردن از بحث های بی فایده و دوری از محیط هایی که افراد منفی گرا قرار دارند و با کنترل روابط مان با دیگران و خواندن کتابهای خوب و آموزش دیدن از طریق همین دوره وعمل کردن به آن ذهن خود را از آلودگی ها پاک کنیم تا باورهای اشتباه گذشته پاک شوند و با ایجاد باورهای جدید زندگی زیبایی را تجربه کنیم باتشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    Jasmin گفته:
    مدت عضویت: 2230 روز

    غذای روح

    یک.. کسی که میره یه کشورخارجی یه فرهنگ جدیدبایدحواسش باشه که چه ورودی هایی واردمغزش میکنه چون اونجایه محیط جدیدهست وکلی باورجدید هست واتفاقا خیلی خوبه که اوناروبررسی کنی وباورای خوبشونو برداری

    دو.. همونطورکه اگه اشپز ادم تمیزی نیست غذاشونمیخوریم پس

    یکی از راه های ورودی دوستانه بنابراین باید ازدوستایی که ورودی های منفی میدن هم فاصله بگیریم

    سه.. این درمورداشپزخونه هم صدق میکنه همونطورکه ما توی یه رستوران کثیف غذانمیخوریم پس نبایدواردجایی بشیم که میدونیم توش همش ورودی منفی هست

    اهنگ.. صدایی که میشنویم کتابی که میخونیم فیلم که میبینیم چیزی که بهش توجه میکنیم هم ورودی هست ینی چیزی که بهش نگاه میکنیم اخبار..

    ورودی چی هست؟ چیزی که توذهن مامیره وبعدما اونوتحلیل میکنیم و بعدبه یه احساسی میرسیم

    واون احساس که اصالتش انرژی هست باعث خلق اتفاق درزندگی مامیشه

    چهار… دلیل اینکه ما ورودی های روحمون رودقت نمیکنیم وهرچیزی به خوردذهنمون میدیم

    اول اینکه خوب خیلی ازماصدردرصد باورنکردیم که فکرمن وچیزی که دارم تکرارمیکنم توی ذهنم داره تبدیل به اتفاقات مشابه درزندگی من میشه

    دوم فاصله زمانی هست چون مابعدخوردن غذا سریع دچاردل پیچه ودل دردمیشیم اما بعداز توجه به یه موضوع حالابه هرروشی خیلی سریع نتیجه واردنمیشه ینی چی؟

    ینی یه مدت زمانی بین فرستادن فرکانس وافتادن اتفاق وجودداره این برای اینکه بعضی وقتا که ناامیدشدیم چیز خوبیه چرا؟ چون توورودی رومیفرستی اما ناامیدی که چرانتیجه نگرفتی خوب بایدیکم زمان بگذره

    پنج.. حالا ماواردمدارمیشیم ینی چی این مدارام طول میکشه که واردش بشی پس میشه گفت ماهی بین مدارادرحال حرکتیم این اصل جهانه که دنیاثابت نیس اگه توحرکت نکنی ینی داری میری مدارپایین تر اگه روباورات کارکنی ینی داری میری مداربالاتر

    شش… حالااساس اون واردمیشه ینی مثلاتودرباره بیماری کروناحرف میزنی شایدکرونانیاد اما سرماخوردگی میاد وغیره

    این اساس باشرایط اتفاقات وافرادهست ینی تودرموردبیماری کروناحرف بزنی یهویی بایکی برخوردمیکنی که مریضه واون اتفاق بیماری روروارد زندگی تومیکنه

    هفت.. خوب قانون خداتوقران بماقدمت ایدیهم ینی ازهمین یه ایه میشه فهمیداین فاصله زمانی چقدرهست بادراوردن ریشه این کلمه درقران

    هشت.. خداهیچ ظلمی نداره ینی عدالت محض. حتی یه بچه ام خودش فرکانس داره و داره این ینی چی ینی به هرحال مغزاونم دائم درحال تحلیل هست اما اما پدرمادرای عزیز. اینچانقشی که پدرمادردارن اینه که پدرمادری که ورودی خوب بدن باعث خلق اتفاق خوب برای فرزندشون میشن مثلابچه ای که مریض میشه چون مامان باباش ورودی منفی براش گذاشتن

    مثلااستاداصلاتلوزیونوحتی توخونه ام نیاورده چرا؟ چون نمیخاسته بچش ورودی منفی بگیره

    نه.. نکته بعدما بااین قوانین ثابت میتونیم توی همه چی موفق بشیم ینی اصالت ماجرا یه قانون ثابت باوراتفاقه!

    ده.. کانون توجه!

    ینی یه مرکزتوجه وجودداره ینی ممکنه اتفاق بیفته توازمسیرخارج بشی وبری توحاشیه اما اگه حواست جم باشه و مرکزت روخاسته هات بزاری اونقدرسریع این اتفاق نمیفته

    یازده.. نکته بعدی اینه که با توجه به خاسته هات باورای محدودکننده قبلیت ازبین میرن

    دوازده.. چرا کنترل ورودی اینقدرمهمه؟ چون یه جمله به نظرماناچیزه اما اتفاقی که میفته اینه که اون تبدیل به یه ترمزبزرگ درراه رسیدن به خاسته مون میشع

    سیزده.. درموردکانون توجه بایدوسواسی بشیم!

    اگه یه ادم وسواسی مدام داره همه چیزوتمیزمیکنه مثلا! ماهم بایدهمش باورای مخربو تصحیح کنیم

    این بعداینه که ورودی های منفی رواگاهانه بستیم برای اوناییه که دیگه ازکنترل ماخارجه ورودش اماتحلیلش باماست

    سیزده.. نکته دیگه اما اینکه اگه اتفاق توزندگی ماافتادنباید بقیه رومقصربدونیم واونارو سرزنش کنیم چرا؟ چون این نتیجه این بوده که ماورودی هامون روخودمونم اگاهانه کنترل نکردیم وبه زیبایی هاتوجه نکردیم

    چون اگه اینکاروکرده بودیم حتما محیطمون ویاادمای اطرافمون هم تغییرمیکردن چون همونطورکه عباس منش گفته وقتی ماتغییرکنیم ادمای اطرافمون هم تغییرمیکنن ینی مسئولیت خودمو بپذیرم

    پایان نکته برداری من ازفایل غذای روح که ازاین به بعدمیخام ازخودم ردپابزارم..

    تامتعهدترتواین مسیرباشم

    خدایامرسی💓

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 2185 روز

    به نام خدای مهربان سلام به خانواده ی بزرگ عباس منش.اول خداروشکرمیکنم که خیلی اتفاقی ازاعضای خانواده عباس منش شدم.خب امروز روزهفتم سفرمو بررسی میکنم استادعزیزم ممنونم که انقدباانرژی وباحوصله برای ما حرف میزنین ممنون که انقدلباسهای زیبا بارنگهای شاد میپوشین.ممنون که منوی غذای روح بهمون دادین حالابهترمیتونیم انتخاب کنیم که چی به خورد روحمون بدیم.اینجوری آگاهی داریم به تغذیه روحمون.همونطورکه شخصی بعدازاینکه مدتی غذاهای ناجورخورده یهو میره یه غذای خوشمزه ومقوی میخوره به اصطلاح میگن معده اش تعجب کرده منم مدتیه باتغییردربرنامه ی غذایی روحم اونو دچارتغییرکردم وروحموشگفت زده کردم.پرهیزازهرگونه غیبت وقضاوت پرهیزاززدن هر حرفی یادیدن هرچیزی البته ایناهمه نسبیه وبه راحتی نمیتونم همشون رو یهوکناربذارم اما دارم تمام تلاشمو میکنم .من چون فیلما وسریالای ماهواره رو نگاه نمیکردم همیشه فک میکردم خیلی کارشاقی انجام میدم ودارم به خودم کمک میکنم ومدام مینشستم پای شبکه های وطنی وفیلمای جدید وتکراری وچندبارپخش شده رو نگاه میکردم حالا که دقت میکنم میبنم چقد ورودی نامناسب دادم به ضمیرناخودآگاهم چقد ظلم کردم درحق خودم. الان دیگه مدتهاست سریال نمیبنم همش یا پولدارای کلاهبردار رونشون میده یا فقیربیچاره های مستاجر رونشون میده اینا همه منو ازمدارثروت وموفقیت دورمیکنه دیگه اخبارگوش نمیدم وآمارمبتلایان کرونا رونمیگیرم چکاردارم که به بیماری فک کنم من چکار دارم که دلار وطلا فلان قیمت شده من مطمئنم که فراوانی که درزمان دلارباقیمت پایین بود الان هم هست فقط من باید اجازه ورود اون فراوونی رو به زندگیم بدم.اینروزا من سریال سفربه دورآمریکارو دان کردم وباپسرم میشینیم تماشا میکنیم وحسابی لذت میبریم چقدنظرم نسبت به آمریکا تغییرکردچقداین کشورزیبا وافسونگره.پسرم که عاشقrv استاد شده ومیگه مامان منم میخوام یه RVبخرم وشما رو ببرم دور دنیا.آخه من همیشه دوست داشتم بادوچرخه برم دوردنیا روبگردم که پسرم پیشنهاد داده تغییرعقیده بدم وباRV برم.هرشب که میخوام بخوابم به خواسته هام فک میکنم وتوذهنم مرورشون میکنم و رهاشون میکنم دیگه مث قدیما شب موقع خواب به افرادی که درطی روز ازشون دلخورمیشدم فک نمیکنم یا به نگرانیهام وترسهام فک نمیکنم وبا این فکرنکردن به این موضوعات راه ورودشون به روحم رو میبندم.امیدوارم روزی برسه که حساب کوچکترین ورودی روحمون رو هم داشته باشیم.همتون رو دوست دارم خانواده ی موفق ودرمسیررشدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    آزاده زمانی جوهرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2237 روز

    سلام استاد عزیزم، حدود 4 ماهه که عضو سایت شما هستم و در طول شبانه روز هر فرصتی پیدا می کنم آموزش‌های شما را گوش می کنم. نتایج فوق العاده ای برام داشته. خدا رو هزاران مرتبه شکر. من به تک تک کلماتی که شما بیان می کنید ایمان کامل دارم وبدون هیچ مقاومتی همه ی اونها را پذیرا هستم. هر روز صبح به محض بیدار شدن به سراغ نشانه ای برای هدایتم میرم وهر روز خیلی زیبا وبه جا هدایت می شم. خدا رو شکر از این همه آگاهی، ونکات آموزنده وزندگی ساز که هر روز از صحبت های شما دریافت می کنم. خیلی دوستتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    سعید گفته:
    مدت عضویت: 2212 روز

    سلام دوستان

    حدود سه ماهی میشه که وارد این سایت شدم و از همون روزهای اول در مورد گوش نکردن به اخبار و سخن های منفی تعهد خوبی داشتم.الان یادم نمیاد اخرین باری که اخبار رو گوش دادم یا با کسی در مورد مسائل منفی صحبت کرده باشم.

    قبل از این به دلیل اینکه مخصوصا توی محیط کار همکارانی دارم که به شدت اخبار رو دنبال میکنند و از کاه کوه میسازند خیلی منفی صحبت میکردم ولی در این مدت کم و با این مراقبه رفتار و سخنم ۱۸۰ودرجه عوض شده و جالبه که بدونید حتی اعتماد به نفس ادم بالا میره زمانی که مثبت صحبت میکنه و به دیگران امید و شادی میده.

    متاسفانه در مورد اصل قانون که افکار ما زندگی ما رو میسازند هنوز ایمان قوی پیدا نکردم و تنها موردی که گاهی ذهنم رو درگیر میکنه و حسم رو خراب، همین مقاومت های ذهنیه،اما با این وجود اینقدر اصول سخنان استاد قوی و بدیهی هستند که به شدت دارم روی این مقاومت ها کار میکنم تا با ایمان بیشتری حرکت کنم‌.خیلی مراقب ورودی های ذهنم هستند ولی نه به اندازه حساسیتم روی غذا و تلاش میکنم از این لحظه به ورودی های ذهنم مثل غذا نگاه کنم و روی این افکار و افرادی که سخنانشان رو میشنوم وسواس به خرج دهم. اگر این وسواس رو از گذشته رعایت میکردم میتونستم ببینم که الان چه شرایط فوق العاده ای رو تجربه میکردم،پس از این به بعد در مورد آینده با دقت بیشتری رفتار میکنم و در هر لحظه توجه خودم رو روی نکات مثبت معطوف میکنم.

    و سلام علی من اتبع اهدی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: