گام به گام - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)

207 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    دختر خدا گفته:
    مدت عضویت: 1538 روز

    سلام خواهر خوبم‌رضوان عزیزم امیدوارم خداوند بشما صبر عطا کند و و مادرتون هم قرین بهشت برین و لقا الله باشد

    آفرین بشما چقد بالغانه رفتار کردید و اینجا که کنترل ذهن داشتید قابل ستودن هست !!

    وقتی همه ما آمده ایم که برویم و نیامده ایم بمانیم پس خوب است که با مقوله مرگ‌مثل یک تولد دیگر و جاودانه زیستن در جوار رحمت ابدی خداوند نگاه کنیم و چه کسی مهربانتر از پروردگار به بنده آش !!

    وقتی خودش در قرآن بصراحت می‌گوید

    هر کسی طعم مرگ را می چشد

    کل نفس ذایقه الموت

    و کل نفس ترجع الامور و بازگشت همه امور به سمت اوست

    وانا الله و انا الیه راجعون !!

    و چه خوب است طوری زندگی کنیم که حسرت روزهای از دست رفته را نخوریم و از خود یاد ونامی جاودانه بر جای بگذاریم !!

    دنیا فانی و آخرت باقی است !!

    و بقول مولانا

    دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

    ای هیچ برای هیچ بر خود مپیچ !!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  2. -
    رضوان یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 2517 روز

    به نام خدای بخشنده ی مهربان و رزاق و وهابم

    سلام، سلامی به گرمی آش زمستان به درخشندگی شعله های آتش، به زلالی آب باران، به محکمی کوه استوار، به وسعت دریای بیکران به شما عزیزای دلم

    روزشمار:روز ششم

    همین لحظه بهترین زمان برای شروع است

    من برای این فایل میخوام به شروع دو کار قبل از آشنایی با استاد و بعد از آن اشاره کنم

    قبل از آشنایی با استاد، میخواستم که لباس فروشی در مغازه ای خودمان راه اندازی کنم، هیچ سرمایه ای نداشتم، یک تک پوش طلا داشتم فروختم و یک مقدار لباس بصورت اینترنتی سفارش دادم و بعد یه مقدار از دیلم گناوه جنس آوردم و اون موقع واقعا لباس مناسب بود. بعد از مدتی احساس کردم نیاز به پول بیشتری دارم که جنس بیارم. پدر و مادرم یه ماشین داشتند فروخته بودند و پول اون رو گذاشته بودند تو بانک هر ماه یه مقدار سود به اونها میداد، منم با خواهرم صحبت کردم که این پول ها رو به من بده جنس بیارم و ماهانه همون سود رو بهشون میدم. خلاصه من کلی جنس از شیراز سفارش دادم و مغازه ام پر جنس شد، و شروع به فروش بصورت نقد و قرضی کردم و بدون اینکه تکاملم رو طی کنم و بعد از مدتی کل سرمایه رو از دست دادم و لباس فروشی رو جمع کردم و برای برگردونند پول پدر و مادرم مجبور شدم وام بگیرم که همسرم اون رو پرداخت کرد.

    اگه من قبل از این با استاد آشنا میشدم اول باید می رفتم یه مدت در یه مغازه لباس فروشی، فروشندگی می کردم و کم‌کم لباس می آوردم و بعد از آشنایی با چم و خم خرید و فروش لباس تکم رو می‌فروختم و کم کم از سود فروش اون به لباس فروشی ام جنس اضافه می کردم و تا الان یک فروشگاه میشد، با مشتری هایی که داشتم. واقعا فروش خوبی داشتم از شهرهای دیگه هم می آمدن از من خرید می کردند. با اینکه مغازه ی محله ای بود.

    بعد از آشنایی با استاد هدایت شدم به کار کوتاهی، اول خواستم در همون مغازه کار را شروع کنم، ولی دیدیم من نیاز دارم در سالن باشم تا با چم و خم کار آشنایی پیدا کنم بعد از حدود 6 ماه کار کردن در سالن، همون مغازه رو راه اندازی کردم، بدون هیچ. یه بوفه مانند بود که قسمت جلوی تخت خوابمان بود که درآورده بودیمش، این شد ویترین. دو تا آینه نیم قد دیواری داشتم، این شد آینه، دو تا صندلی داشتم که روکش آنها پاره بود، با پارچه‌ای که داشتم و البته به یاد آوردم که این رو دارم و روکش صندلی ها رو عوض کردم، و خوشکل شدند. کار رو شروع کردم بعد از یکماه پول کلاس آموزش کامپیوتر رو به حسابم واریز کردند، رفتم صندلی اصلاح گرفتم بعد از مدتی که کار کردم صندلی استاد کار گرفتم، کلی وسیله آرایشگری هم گرفتم. و با خیال راحت کارهایم رو پیش میبرم. یه پیج در اینستا هم درست کردم که فیلم و آهنگش هدایتی هستند.، آنقدر این آهنگی که انتخاب میشه به اون ویدئو میشینه که خودم از دیدن آنها سیر نمیشم.

    و این هم از نتیجه عمل به قوانین.

    در پناه ایزد منان همه ی ما روز به روز توحیدی تر و سعادتمند تر باشیم الهی آمین

    این هم ردپای روزشمار روز ششم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  3. -
    نگین گفته:
    مدت عضویت: 3010 روز

    به نام رب یگانه فرمانروای هستی کسی که قدرت آسمان ها و زمین در دستان اووست

    دروود و سلام استاد مریم جانه ناااازنینم

    سپاااس فراوااااان از لطف و مناعت طبع شما زیبا روی زیباااا دل

    گلستان سعدی

    منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است چون برمی آید مفرح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب

    از دست و زبان که براید

    که از عهده ی شکرش به دراید

    اعملوا ال داوود و شکرا و قلیل من عبادی الشکور

    بنده به همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای اورد ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواند که به جای اورد

    باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده

    پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی به خطای منکر نبرد

    ای کریمی که از خزانه غیب

    گبر و ترسا وظیفه خور داری

    دوستان را کجا کنی محروم

    تو که با دشمن این نظر داری؟

    فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردی بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد. درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر گرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده . عصاره تاکی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته.

    وااای واااای واااای

    مراااا این آیات گهرباری که ذکر کردید و این قطعه از گلستان سعدی بس است

    چقدر زیبااا و دقیق و منظم شد این پروژه ی گام به گام. اتفاقا دنبالشون میگشتم استاد مریم جان و اینجوری رااحتتر و در دسترس تر شد.

    میگمااااا قدرت و توانمندیه اورگنایز کردن شما و نظم و انضباطتون همه جا خودشو نشون میدههه. دمتون گرم واقعااا.

    مریم بانوی شایستههه میگماااا رخی بنمااااای آبجیییی و استاد بزرگهههه. دلتنگتونییییم.

    به خدا میسپرمتون

    در پناه حق باااشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  4. -
    ستایش گفته:
    مدت عضویت: 1703 روز

    بنام خدای همواره عاشق و خیرخواه و هدایتگر

    و درود خداوند بر شما استاد گرامی بزرگوار و بی نظیر،

    و خانم‌شایسته عزیزمهربان واقعا گل خدا برای ما که همه چیو آسانتر میکنم در این سایت،

    خیلی ممنونم از خداوند یکتا همواره هدایتگر مهربان،

    از استاد عباسمنش بی نظیر و دست خدا و بکر و ناب که قرآن رو دوباره به قلب ما با آگاهی درست جاری کردن ،

    و مریم جون نازنین حمایتگر و استوار با استقامت انشاالله رستگاری همواره برای شما در دو جهان باش برای شما و استاد محترم ناب بینظیر،

    خدا خوب میدونسته چه کسی رو همراه استاد عباسمنش بینظیر و عالم و محترم و گرامی و لایق کنند که تا در این راه پر نور شگفت انگیز ابدی بینهایت در خوشبختی،

    خانم شایسته عزیز مهربان خیرخواه که با صفات خدا یکی هستن با زحمات خالصشون که ما میگیریم این انرژیشونو از راه دور حتی،

    که اینطور با زحمات بی نظیرشان آموزه های الماس و دروگوهر استاد عباسمنش عزیز رو برای ما تشنگان دانستن قوانین و باور سازی و درک و خواستار رشد ابدی نظمو ترتیب دهند و آسان کنند تا ما هم بتوانیم خوشبخت تر باشیم و رشد کنیم و آسانتر قوانین را بفهمیم،

    دقیقا چند وقت پیش دوست داشتم نظمی به تمام لایوها و دانلودها باش دیدم خانم شایسته گل کاشتنه جور احسنت واقعا که فوق العاده لیدوما تشکر و سپاس فراوان میکنیم از زحمات استاد و شما دو زوج بینظیر و نور خدا در مسیر هدایت خدا روی زمین ،

    من به شخصه هر روز رندمی میرفتم گوش میدادم و زیاد نمی‌دونستم کجا برم از کجا شروع کنم چکار کنم

    خانم شایسته بی نظیر آموزه های گوهر استاد رو اینچنین نظم دادن و واقعا کیف کردم خدا خیرتون بده واقعا ممنونیم از شما ،

    این نظم دهی این ترتیب دهی درست مغز ما را آرام و راه رو سبک و آسانتر کرد ،

    چقدر خوشم میاد از این خصیصه خانه تکانی همیشگی شما همیشه عالیو عالیتر و اسانو آسانتر ،

    چقدر این توضیح قوانین خداوند همراه فران را دوست دارم انگار به قلبم میکوبه و میشینه خدایا شکرت ،

    استاد چقدر قرآن ساده و روان و اسان چقدر هر بار جدید و هدایتگر چقدر با شما یکجور دیگه میفهمم و متوجه درست بودن قرآن میشم قبلا اصلا دکور بالای تختم‌بود کتاب قرآن اما الان از موسسه مهر و زخمت پیامبر تمام قرآن را گوش میدم تا بفهمم حرفهای شمارو و تکرار بشه همواره و اعتقاد بیارم و باورم قویتر بشه به خداوند مهربان بی نظیر همواره عاشق ما ،

    ممنونیم از خداوند یکتا مهربان همواره هدایتگر

    و از آموزه های الماس استاد بینظیر

    و از زحمات خانم شایسته گل برای این اسانتر کردن مسیر خدا خیرتون بده و همراهان باش همواره

    سپاسگزاریم.️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  5. -
    رضوان یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 2517 روز

    به نام خدای بخشنده ی مهربان

    شکر درگاهت خدایا زان که جانم داده ای              نعمت افزون که بی حد است آنم داده ای

    بهره مندم کردی یارب از تمام نعمتت   

    باز بنمودی برایم درب های رحمت

    سلام و سلامتی به روی همه ی جویندگان حقیقت و راستی.

    روز سوم روزشمار

    «اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش

    اعتماد کردن و تسلیم بودن در مقابل الهامات خداوند درهایی از رحمت و نعمت رو به سوی ما میگشاید که با عقل منطقی خود به اندازه ارزنی در برابر آن ها نخواهد بود. و به اندازه ای تسلیم هستیم از این نعمات برخورداریم. نمونه کسی که نهایت تسلیم بودن رو داشت، حضرت ابراهیم بود که حتی در مقابل امر به ذبح فرزندش، درنگ نکرد و آماده برای اجرای امر الهی شد. ما هم باید سعی کنیم که به همچنین فرکانسی خودمان را نزدیک کنیم، گرچند سخت و دشوار است، اما وقتی یک نفر دنیا توانسته این طور باشد، پس من هم میتوانم بشرطی که مانند او عمل کنم.

    روز شمار چهارم

    جهان مانند آینه عمل می کند

    ما هر طور که احساس و فکر کنیم هر واکنشی نسبت به اتفاقات داشته باشیم، همسنگ با اون رو تجربه خواهیم کرد. دنیا مثل آینه است، هر چه به اون بگی یا هر ادای براش دربیاری اون هم این گار رو میکنه. پس هیچ جای مسامحه و شوخی با مکانیزم جهان نیست، کوچک ترین کار و رفتارت به سویت باز می گردد

    فَمَن یَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّهٍ خَیۡرࣰا یَرَهُۥ 

    وَمَن یَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّهࣲ شَرࣰّا یَرَهُۥ 

    پس باید مراقب افکار و رفتار خودمان باشیم در کل مراقب احساس مون باشیم که چه هست.

    روز شمار روز پنجم

    تغییر شخصیت، جسارت می خواهد

    باید شرایط شغلی و روابط عاطفی و… را بسنجیم و اگر اوضاع کمی خوب پیش نمی‌رفت به فکر تغییر باشیم و نگذاریم کار به جایی برسد که نشود کاری برای آن کرد. اگه در شغل درآمد کم شود، باید علت رو پیدا کنیم و اگر نیاز به تغییر باشه باید زود تغییر کنیم.

    من جز افرادی بودم و فعلا هستم که وقتی شرایط داغون شد اونوقت تغییر می کنم. اما الان با این آگاهی ها سعی می کنم قبل از اینکه اوضاع خراب بشه تغییر کنم.

    خدایا شکررررررررت برای این آگاهی های زندگی بخش.

    استاد عزیزم تو را سپاس

    مریم جانم تو را سپاس

    در پناه حق روز به روز همه ی ما توحیدی تر و ثروتمند تر و شادتر و موفق تر و سعادتمند باشیم الهی آمین

    ردپای روز سوم چهارم و پنجم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  6. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2704 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    من پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو دی ماه سال 403 شروع کردم و تا قبل از سال جدید تموم شد. از اثرات فوق‌العاده این دوره توی جلسه آخر این پروژه نوشتم، جدای از اون، برای خودم هم یک سری نتایج رو نوشتم که در اثر شرکت توی این پروژه بود که در پایان دیدگاهم بعنوان رد پا اینجا هم میذارمشون.

    و اما یچیزی که میخواستم بگم اینه که من تصمیم گرفته بودم که اینبار خیلی جدی روی آموزه‌ها کار کنم و از فایل‌های دانلودی استفاده کنم.

    از قضا مصادف شد با پروژه مهاجرت و بعدش هم که هدایت‌های دیگه که از طرف خداوند راهنمای من بود.

    انقدر دلم برای این پروژه تنگ شده که دوست دارم یکبار دیگه در مسیر این آگاهی‌ها قرار بگیرم. نمی‌دونم کی میشه اما بی صبرانه منتظر اون فرصت میمونم.

    یه نکته دیگه که میخواستم بگم اینکه واااااقعا بخش گام به گام آدم رو تو مدار نگه‌میداره. واااااقعا نمیذاره کج بریم. خدایا شکرت.

    و اما بریم سراغ یادداشتی که برای خودم نوشته بودم:

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر با موفقیت به اتمام رسید

    دستاوردهای من در طول این دوره :

    حس خوب ، رضایت و شادی

    به اتمام رساندن پروژه‌ای که شروع کرده بودم

    نوشتن 26 دیدگاه در سایت

    آشنا شدن با کتاب فوق‌العاده چگونه فکر خدا را بخوانیم

    صوتی کردن کتاب با صدای خودم

    پیشنهاد کتاب به مامان و خواهرم حدیث و خواندن آنها به عنوان دو تن از عزیزانم

    ایجاد اکانت تردز و رسیدن فالورها به حدودا 600 نفر در مدت کم

    ایجاد اکانت اینستاگرام و گرفتن صد فالور جدید

    روشن شدن مسیر و استارت پروژه آرامش در پرتو آگاهی

    رفتن به سفر و تجربه‌های جدید

    ‌فعالیت بیشتر در سایت و یک و نیم ستاره شدن

    الحمدلله رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      شفق گفته:
      مدت عضویت: 1826 روز

      سلام بر دوست عباسمنشی عزیز

      از خوندن نتایج موفقیتت خیلی خوشحال شدم و امیدوارم که این روند همچنان ادامه داشته باشه برات.

      و کلی انرژی گرفتم که من هم این پروژه گام به گام رو در کنار دوره هایی که خریداری کردم استفاده کنم.

      موفق شاد و ثروتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
    مدت عضویت: 544 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    امروز 1404/9/15

    سلام استادجونم، سلام استاد مریم جون، ــ

    امروز خواستم ردپایی از خودم به جا بزارم

    تا چند سال مجدد برگشتم ببینم که از کی من متعهدانه تصمیم گرفتم تو سایت باشم

    و اصولی و صادقانه پیش برم

    حقیقتا منم مثل زهرا جون تو تلگرام به صورت غیر شرعی دوره های استاد رو گرفته بودم و ازش استفاده میکردم

    و با این دید که: خدا بهم کمک کرده و این دوره رو رسونده، بقولی خدا هواسش به من هست» دوره هارو ادامه میدادم

    حالا چرا اینو میگم؟

    قبلا حقیقتا نمیتونستم بیانش کنم حتی یه ماه پیش

    اما همین که فایل ها رو حذف کردم از گوشیم احساس کردم واقعا استاد منو بخشید

    همیشه استاد میگه به حرف نیست به عمله

    من وقتی عملی اونارو حذف کردم و تصمیم گرفتم از دانلودی ها شروع کنم، کامنت دوستان رو بخونم و کامنت بنویسم، حس کردم واقعا استاد منو بخشید

    و الان این کامنت رو با عشق مینویسم، با احساس خوب بخاطر این عمل خوبم

    یه ماه پیش خواستم این کار رو بکنم ولی نتونستم اما الان تونستم و چقدر احساس خوبی بهم دست داد

    الان تصمیم دارم از بخش « توانایی کنترل ذهن > گام به گام» شروع کنم

    هر روز یه فایل گوش بدم، کامنت بنوییم، کامنت بخونم و مهم تر از همه تا حد توانم بهش عمل کنم

    مطمعنم بعد از گذشت چند سال که این کامنت رو بخونم، بخاطر این تصمیمم به خودم افتخار خواهم کرد

    خدایا شکرت که کمکم کردی….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  8. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2453 روز

    بنام تنها فرمانروای زمین و آسمان ها

    سلام به شما استاد عزیزم و استادیار عزیزم و تمام اعضای تیم تحقیقاتی عباسمنش که با عملکردهای همیشه رو به بهبود شون، اقدام ها و تغییراتی که در سایت می دهند به من یادآوری میکنن که ماندن در جایگاه اول بودن و همیشه بهترین خودمون رو ارائه دادن باید همیشه حرکت کرد.

    واقعا همین تغییرات کوچیک در قسمت فنی سایت، در دسته بندی ها، در نحوه فایل ضبط کردن استاد جان و تدوین ها همه و همه برای من درس داره، همه ی اینا به من میگن اینجا یک زندگی در جریانه، زندگی که روی ریل آرامش و خوشبختی و رسیدن به هدف هست. ریلی که سمت و جهتش سمت خداست و هرزگاهی هم چک میشه که از مسیر منحرف نشه، چطوری چک میکنین با بازبینی هاتون، با آپدیت و باز هم بهبود دادن محصولات و هزاران فایل و مقاله ایی که روی سایت هست. من چقدر وقتی اینا رو به یاد خودم میارم احساس شور و شعف و خوشبختی میکنم که عضویی از این خانواده بزرگ هستم. واقعا خداروشکر که اینجام.

    خداروشکر که گام به گام پیش میرم و الان بخشی آماده شده با عنوان “گام به گام” و فکر میکنم این بخش برای راحتی منه برای چک کردن خود منه. چقدر این بخش و دسته بندی مهم میتونه به ما کمک کنه. واقعا ازتون سپاسگزارم و از خدا میخوام کمکم کنه که در این بخش قدم ها و گام های کوچیکم رو بتونم هر روز ثبت کنم. و چند سال بعد برگردم و ببینم چطور یواش یواش رشد کردم و شخصیتم از اساس تغییر کرده و افتخار کنم به این قدم هام. آره من میخوام به چیزی که وجود نداره ایمان بیارم که میتونم خلقش کنم چون به خدا و قوانین ثابتش ایمان دارم، قوانین و جریان هدایتی که دیده نمیشه ولی وجود داره و فقط کافیه بچسبم به اصل، از فرعیات دور بشم تا خداوند و جهانش به آسانی با عشق و لذت منو به خواسته هام برسونن.

    خدایا شکرت برای این بهترین جای دنیای من

    خدایا شکرت برای شروع و فرصت های دوباره ایی که هر روز صبح به من میدی تا انتخاب کنم تا تصمیم بگیرم، تا خلق کنم و فرکانس هامو آگاهانه تر ارسال کنم.

    خدایا شکرت که منو ناظر بر زندگی ام، خالق زندگی ام آفریدی.

    خدایا شکرت که قدرتی وصف ناپذیر درون من قرار دادی که فقط باید بهش اعتماد کنم.

    خدایا شکرت برای این آگاهی ها این رشدها این تغییرات و بهبود ها…

    باز هم سپاسگزارم برای تمام وجودتون انسان های ارزشمند مسیر درستی و راستی زندگی ام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  9. -
    سیما کشاورز گفته:
    مدت عضویت: 1652 روز

    الصافات

    وَإِذَا رَأَوْا آیَهً یَسْتَسْخِرُونَ

    ﻭ ﭼﻮﻥ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﻱ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ [ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻭﺍﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ، ](١۴)

    الصافات

    وَقَالُوا إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِینٌ

    ﻭ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : ﺍﻳﻦ ﺟﺰ ﺟﺎﺩﻭﻳﻲ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻧﻴﺴﺖ .(١۵)

    الصافات

    أَإِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ

    [ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : ]ﺁﻳﺎ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻣُﺮﺩﻳﻢ ﻭ ﺧﺎﻙ ﻭ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺷﺪﻳﻢ ، ﺣﺘﻤﺎً ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﻳﻢ ؟(١۶)

    الصافات

    أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ

    ﻭ ﺁﻳﺎ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﻣﺎ [ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ؟ ](١٧)

    الصافات

    قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَاخِرُونَ

    ﺑﮕﻮ : ﺁﺭﻱ ، [ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﻳﺪ ]ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﻧﺎﭼﻴﺰ ﻫﺴﺘﻴﺪ .(١٨)

    ============================

    سلام به استاد عزیزم و سر کار خانم شایسته عزیزم و سلام به همه‌ی دوستان عزیزم

    استاد این حرفها رو شما خوب متوجه میشید، شاید اگر به یک انسان خارج از این وادی بزنم، مسخرم کنه اما شما کاملا می‌فهمید

    چند روزی بود که یک حسی بهم میگفت فقط نگاه به تصویر صفحه ی گام به گام کن

    تا اینکه امروز بهم گفت آخر تصویر چی هست، دیدم فقط یک درخت زیبا هست

    گفت توی مسیر چی دیدی

    دیدم توی مسیر پر از گل های زیبا

    جاده ی هموار

    پرندگان زیبا

    درختان پر از شکوفه و سرسبز

    گفت خوب، پس اصل اینه که تو از این مسیر به این زیبایی لذت ببری

    نه اینکه یک هدف داشته باشی

    فهمیدم که ای دل غافل، بلهههههه

    من هرگز از مسیر لذت نمیبرم

    این همه زیبایی رو نمی‌بینم

    توی این جاده ی هموار یک گاری زهوار در رفته به خودم بستم که دارم خسته میشم

    فقط به امید اینکه برسم به هدفهای آخر

    راحت بگم،چند تا مشکل دارم

    مقایسه کردن

    عجله کردن

    ناسپاس بودن

    البته بگم که از زمان آشنایی با شما خیلییییییی بهتر شدم، اما به قول خودتون همیشه جا واسه بهتر بودن و بهتر بودن هست

    امیدوارم که در مدار دریافت هدایت خداوند قرار بگیرم

    و بتونم از مسیر لذت ببرم که نتایج خوب قطعا حاصل، لذت بردن از این مسیر هست

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    احساس بد =اتفاقات بد

    انشاالله که در پناه الله یکتا، شاد، سالم و ثروتمند باشید.

    دوستدار شما =سیما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
    • -
      الهام حامد گفته:
      مدت عضویت: 3152 روز

      سلام سیما جان

      چقدر خوب گفتی:

      مقایسه کردن

      عجله کردن

      ناسپاس بودن

      این سه تا مشکلی که نوشتی رو اکثرا داریم، من بعد از دوره احساس لیاقت خیلی تونستم ناظر به افکارم بشم و میبینم همچنان احساس بدم ناشی از مقایسه خودم با بقیه هست، به قول استاد این مسیر بهبود شخصیت یک مسیر همیشگی و دائمی هست،

      خدایا شکرت برای دوستان خوبی که تو این سایت دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3265 روز

    بنام خدای رزاق ،بنام او که هر چه دارم از اوست ومن بدون او هیچ هیچم

    لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ یُحْیِی وَیُمِیتُ رَبُّکُمْ وَرَبُّ آبَائِکُمُ الْأَوَّلِینَ

    هیچ معبودى جز او نیست، اوست که زنده مى کند و مى میراند و پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست

    سلام ودرود فراوان به استاد ارجمندم ،به مریم بانوی نازنین ودوستان الهی ام

    خداراسپاسگزارم که امروز هم به من فرصت زندگی دادفرصت داد تا روزی دیگر را با یادویاری گرفتن از خودش شروع کنم

    خداراسپاسگزارم بخاطر وجود اساتید توحیدیم

    خداراسپاسگزارم بخاطر وجود دوستان الهی ام

    خداراسپاسگزارم که به این مسیر هدایت شدم ودر این مکان الهی حضور دارم

    خدایاشکرت که هر روز از این مکان الهی عشق وانرژی بیشتری دریافت می کنیم

    استاد جان صبح که آمدم به سایت وبنر سایت را نگاه کردم گفتم خدایا شکرت دوباره سفر به دور آمریکا داریم ولی وقتی با چشمان خواب آلود دوباره نگاه‌کردم وتیتر بنر را خواندم خداروشکر کردم که چنین امکانی فراهم کردید تا ما هرروز با تعهد یه قدم به سمت بهبود شخصیت وزندگیمون برداریم کاری که شما اساتید عزیزم هر روز در زندگی خود انجام می دهید

    استاد جان مریم نازنینم صمیمانه از لطف ومحبت شما سپاسگزارم که این محبت از سخاوت وروح بزرگ وقلب پاک شما می باشد

    از خانم فرهادی عزیز وآقا ابراهیم نازنینم نیز سپاسگزارم

    در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای: