داستانی درباره هدایت الهی | قسمت 1 - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

609 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ریحانه گفته:
    مدت عضویت: 2017 روز

    فقط چند دقیقه از فایل گذشته اما از شدت نمیدونم واقعا اسمشو چی بذارم فقط میدونم قلبم داره ازجا کنده میشه نمیتونم که ننویسممممم کل صورتم غرق در اشکههه

    خدااای من خداییی مننننننن

    امروز صبح پا رو یکی از ترسام گذاشتم درحالی که اصرار داشتم زیر یکی از کامنت دوستان که مربوط به کاری که انجام دادم نوشته بود بنویسم اما همون موقع قلبم به من کفت چه اصراری داری که حتما اینجا باشه و منم از اون قسمت اومدم بیرون و گفتم باشه خدا جون هرجا تو گفتی فقط هدایتم کننن

    وووووو قشنگگ‌ هدایتم کرد اینجا همین امشب

    اونم بعد از اتفاق قشنگی که برام افتاد که پاداااش رفتن تو دل ترسم بوددد بخدا اشکام نمیذارننن درست ببینم چی مینویسم و چطور تایپ میکنم😭😭

    اخه این خدا این جهان چرا اینقد قشنگ کار میکنهههه دارم دیوووووونه میشممممم دیووونه

    من مطمئنم که این اتفاق فقط بخاطررر من اتفاق افتاد 😭😭😭

    الله اکبر

    استاد یه جاهایی نشنیدم چی گفتین انقد غرق اتفاقی که افتاده ،بودم

    نمیتونم خدااا هر ثانیه از صحبتاتون رو که میشنوم‌دیوانهه میشم هی ربطش میدم به اتفاق امشببب خداااا خدااااااااااا

    فقط خودت میدونی چه حالیم الان

    چطور میشه انقد قشنگ انقد هماهنگ باشه یه اتفاااق

    خدا این ترس کوچیک بود البته که اولش برام سخت بود امااا اما تو پاداش بزرگی دادی❤️

    حرف از اجازه دادن به خداوند برای انجام کارهاتون شد استاد

    یاد گفتگوی خودم با خدای خودم که امروز بود یا شایدم دیروز افتادم

    میگفتم چطور تو خیلی زمینه ها مثلا رانندگی یا وقتی تنهام انقد بهت اعتماد دارم ولی مثلا تو فلان زمینه نه؟

    هزاران هزار مثال دارم ازوقتی که برای اولین بار که رانندگی کردم تاالان که بخدا انقد حواسم نبوده یا انقد یه چیز عجیب غریبی بوده که به هرکی میگم باورش نمیشه

    مثلا واسه مامانم تعریف کردم یکیشو گفت این نشون میده تو راننده خوبی هستی/درسته رانندگیم خوبه ها ولی من هیچ کاری واسه اونا نکردم اتفاقا حتی اصلا هم حواسم نبوده

    حتی فاصله هارو نمیدونم بــخدا که خودش انجام میده برام

    ولی حالا بماند که چه چیزایی تجربه کردم

    خلاصه این سوالو پرسیدم و میدونید چی گفت؟

    بهم گفت چون تو ،تواین مورد میخوای خودت انجامش بدی همه کارارو خودت با توانایی های خودت انجام بدی

    و اجازه نمیدی که خداوند بهت کمک کنه

    تو سرم اینقد حرف هست که نمیدونم از کدوم شروع کنم

    فقط میتونم بگم الله اکــبر استاد

    غرق در آرامشم از یه جا به بعد زندگی کردم با داستانتون چقققدددر فوق العاده بود

    راستش میخواستم ثبت کنم اتفاقی که برام افتاده رو ولی وقتی داستان مهاجرتتون شروع شد بااینکه شنیده بودم قبلا اما یه حسی بهم گفت فقط حواست اینجا باشه و با دقت گوش بده

    واقعا که ما هرلحظه درحال هدایتیم

    حتی اینجا هم هدایتی شد

    داشتم از خدا سوال میپرسیدم و کمک میخواستم که یه لحظه چشم خورد به پایین پام که رو یه برگه دوبار نوشته بود و دورش هم خط کشیده بود : داستان هدایت الهی داستان هدایت الهی

    عاشقتم خدا

    خداروشکر استاد

    شما به من یاد دادین که چطور این صدارو واضح تر بشنوم

    چقد سپاسگزارتونم که شما اولین و تنها کسی بودین که به من یاد دادین چطور در شرایطی که به ظاهر نامناسبه کنترل ذهن داشته باشیم و یاد دادین بتونیم از زاویه ای به ااون موضوع نگاه کنیم که حالمون بهتر بشه

    استاد این شجاعتا منظورم این اتفاقایی که نیاز داره به شجاعت به ایمان چقد قشنگن

    اول ممکنه بترسی نجواها اذیتت کنن ولی وای که اگه بتونی ذهنت رو کنترل کنییی تبدیل میشن به بهترین اتفاقات و شیرین ترین تجارب زندگیت که میتونی باافتخار درموردشون صحبت کنی

    اول به شدت ضربان قلبم بالا بود و در هیجان بودم

    هرچی گذشت و غرق داستان شدم هیی اروم تر شدم

    خدایا شکرت واقعا

    عاشقتونم

    شما واقعا لایق بهترین ها هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      Arezoo گفته:
      مدت عضویت: 1477 روز

      واقعا عالی و لذت بخش

      تازه ازدواج کردم و از ازدواجم ناراضی ام

      به این فکر میکردم که اگه توی این مصاحبه شغلی قبول بشم قطعا خیلی سخته که جدا شم و مستقل زندگی کنم و چجور میشه و کلی ایده و رویا خدا انداخته بود توسرم که سرکوبشون میکردم

      ولی حالا که این فایل رو خدا دقیقا موقع سرکوب کردن سر راهم گذاشت فهمیدم همه چی فقط هدایته

      همه چی نشونس

      همه چی در راه موفقیت منه

      الان مطمئنم که میتونم تو مصاحبه قبول بشم تا راه مستقل زندگی کردنم هموار بشه

      الان مطمئنم که همش هدایته خداست و واقعا شور و شوق وجودمو گرفته و با خوشحالی دارم برای بعد از مصاحبه ای که قبول میشم برنامه ریزی میکنم

      برای زندگی مستقل و جدا شدن بی دردسر که بعدش به وجود میاد

      برای رسیدن به تموم رویاهام به تنهایی

      خدایا ممنونم که نور امید رو به دلم تابوندی و منو تا این حد خوشحال کردی

      عاشقتم خداااااا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    fatemeh saeeidi گفته:
    مدت عضویت: 2022 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت پروردگار جهانیان

    مریم جونم خیلی از شما ممنونم بابت هدایت‌هایت که با استاد تماس گرفتی و شوینده ات را میخواستی و اون شوینده سُر خورده بود آمده بود بیرون خونه و واقعا هدایتی استاد اون را برداشت و برایت آورد

    و باعث شد این فایل ارزشمند هدایتی برای ما ظبط شود

    خدایا بینهایت سپاسگزارم بابت وجود استاد و مریم جان در زندگی تک تک ما که خودت قرار دادی

    استاد هر چقدر میگذره و ظرف وجودم بزرگتر میشه بهتر میفهمم و بهتر و آسانتر هدایت‌های پروردگارم را دریافت میکنم

    خداوند همه ما را هدایت می‌کند

    خدایا بینهایت شکر.

    چند روز پیش خیلی دلم آروم شده بود و خیلی زیاد و بهتر خدا رو در وجودم احساسش میکردم شب که اومدم بخوابم به صورت کاملا هدایتی یه فایلی را باز کردم گفتم بزار ببینم این فایل چیه

    خدابه من گفته بود همیشه با شروع هر کاری اول. بسم الله الرحمن الرحیم بگو بعد استاد الهی قمشه ای گفت هر سوره ای که داری می‌خوانی و قرآن را که باز میکنی می‌خوانی اون آیات برای تک تک ما اومده اون آیات مخصوص ما و اون لحظه ماست بعد در ادامه سوره ضحی برام گفته شد

    پروردگارم قسم خورد و به من گفت قسم به ابتدای روز قسم به شب آن هنگام که آرام گیرد که پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده و به زودی پروردگارت بخششی به تو خواهد کرد تا خشنود شوی آیا تو را یتیم نیافت پس پناه داد؟ و تو را بدون شریعت نیافت پس به شریعت هدایت کرد؟ و تو را تهیدست نیافت پس بی نیاز کرد؟ و اما( به شکرانه این نعمت) یتیم را خوار و رانده مکن. و تهیدست حاجت خواه را( به بانگ زدن )از خود مران.

    و نعمتهای پروردگارت را باز گو کن.

    خدایا عاشقتم که چگونه من را هدایتم میکنی خدایا حتما یتیمی حتما درمانده ای در زندگی من هست که نباید از خودم برانم حتما تهیدستی در زندگی من هست که باید از خودم مرانمش.

    خدایا ممنونم که هدایتم کردی

    خدابه من گفت نعمتهایت را باز گو میکنی؟ سپاسگزاری میکنی؟

    خدا در این سوره به من چند تا مسیر درست گفت که این کارها را انجام بده و من تو را خشنود میکنم

    خدایا بینهایت شکر

    خدایا تو خودت میدانی از اون شب چه غوغایی در وجودم به پا کرده ای چه آرامشی به من داده ای خدایا بینهایت شکر

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از خودت یاری میطلبم خدایا یاری ام کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1803 روز

    سلام خدمت استاد و دوستان عزیز

    روزشمار تحول زندگی من قسمت 123

    استاد در این فایل در مورد هدایت الهی صحبت میکنن و‌ میگن که دلیل اینکه من تجربیاتم به اندازه ی فردی هست که 900 سال زندگی کرده اینه که من اجازه میدم هدایت بشم. چطور اجازه میدم؟ باور دارم که خداوند ما رو در نر لحظه هدایت میکنه، خداوند از طریق قلبمون با ما صحبت میکنه. داستان استاد در مورد شوینده خیلی جالب بود و از این نوع اتفاقات برای من هم بسیار رخ داده ولی تفاوت من و استاد در این هست که استاد انقدر فوق العاده به این اتفاق توجه میکنه و قانون رو‌میکشه بیرون ولی من مدتی ذوق میکنم و بعد فراموش میشه، واقعا خداوند در بسیاری از لحظه ها من رو هدایت کرده، مثلا مدتی پیش من علی رغم میل باطنیم در بیمارستانی بستری شدم و مرتب فکر میکردم که چه باوری باید ایجاد کنم که در چنین شرایطی قرار نگیرم و‌مرتب میگفتم که این اتفاق خیره و همینطور هم شد پس از مدت ها که از این داستان گذشت همون بستری شدنه کلیدی شد برای اینکه به من معافیت شش ماهه سربازی بدن در واقع اون اتفاقه خیر بود و هدایت الهی بود اما من درکش نمیکردم و در راستای خواسته من بود، اینکه استاد بر مبنای هدایت الهی زندگی میکنه و منطقی نیست زندگیش و هدایت رو تشخیص میده رو تحسین میکنم و آفرین میگم بهتون، داستانه مهاجرتتون به آمریکا خیلی زیبا و تحسین برانگیز هست و شما در لحظات سخت ذهنتون رو کنترل کردید و به جای تمرکز بر مشکل روی زیبایی ها و حال خوب داشتن و منطق داشتن برای کنترل ذهن تاکید داشتید که همون خدایی که من رو به اینجا از نظر مالی روابط سلامتی و .. رسونده خودش من رو به بهترین مسیرها میبره، و جالبه که گفتید چند ساعت حالم گرفته شد و ادم آهنی نبودید که اصلا احساس بد نداشته باشید ولی خودتون رو از اون حالت کشیدید بیرون، آفرین به شما این مهارت میخواد، کنترل ذهن میخواد، نکته دیگه نحوه برخورد شما با تضادهای زندگی هست که تضادها برای همه پیش میاد اما شما انگیزه گرفتید برای مهاجرت از این تضادها و قوی تر شدید بر عکس ناامید شدن چ افسردگی. نکته دیگه جمع کردن دفترها و شرکت و حرکت کردن در مسیر مهاجرت بود و شما پول خالی رو نمیخواستید بلکه تجربه عمیق زندگی همراه با ثروت رو‌ میخواستید و خدا بهتون هدایت کرد که به سمت تمرکزت هدایت میشی و دفترها رو‌ جمع کردید و ‌تمرکز رو گذاشتید روی مهاجرت، این بحث تمرکز رو‌ مدیریت کردن خیلی مهمه و شما استادانه این کار رو انجام دادید، اما این قسمت که خداوند ما رو هدایت میکنه و‌از طریق قلبمون با ما صحبت میکنه و انقدر توش قوی باشیم که حرف وکیل مهاجرتی روی ما تاثیر نگذاره که باعث بشه دفترها رو‌جمع کنیم که واقعا احساس کنیم این هدایت خداوند هست و بر‌مبنای اون زندگی کنیم چیزی هست که من باید روش کار کنم چون به حرف گفتنش ساده است و در عمل زندگی کردن و باور کردنش زمان و انرژی و باور میخواد اما شدنی هست چون استاد تونسته پس منم میتونم. امیدوارم بیشتر در‌موردش صحبت کنیم که این باور بشینه تو‌ وجودمون که خداوند هدایت میکنه ما رو.

    عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    مصطفی فرخی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1272 روز

    تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری میجوییم

    بزار به داستان بگم در مورد هدایت من چند سال پیش با آموزه های استاد از طریق برادرم آشنا شدم بعدش به صورت غیر قانونی و بدون رضایت استاد روانشناسی ثروت یک رو گوش کردم و اول این دوره البته ویرایش قدیمش گفته بودند که آقا یا یه پولی به حسابت میاد یا خبر ارثیه پیدا کردن پول و… برات پیش میاد و من اومدم که گوشش کنم ببینم راست میگه استاد یا نه و اون موقع تمام اتفاقات برام پیش اومد که استاد اول دوره گفتند و من هم چون تکامل ام رو طی نکرده بودم و تویه فرکانسش نبودم یه چیزی به نظرم اومد (همون هدایت پروردگار) که تا زمانی به قضیه تضادی بر نخوردی سراغ سایت استاد نیا و منم گفتم باشه و تمام فایل ها رو پاک کردم و به شیوه نادرست خودم پیش رفتم و وقتی که به تضادی که سر اشتباهاتی که خودم مرتکبش بودم بر خوردم اومدم سراغ سایت و الان میفهمم که هدایت پروردگار این بوده که آقا مصطفی شما تا زمانی مجبور نباشی کاری نمیکنی و تمام اعضای خانواده ام هم همینطوره که تا مجبور نباشیم کاری نمی‌کنیم منو خدا مجبور کرد تا تغییر کنم و الان سر یه شغل عالی که واقعا بهش علاقه مند شدم رفتم به اسم املاک و شخصیتم رشد کرده و درسته از لحاظ مالی دارم ضرر میدم ولی همین ضرر باعث شده که اینقدر تغییر کنم و اینقدر راحت بتونم پول بسازم و همین روانشناسی ثروت یک و دوازده قدم رو بخرم و حس فوق العاده میشود را داشته باشم واقعا خداوند تویه چهار سال البته من الان کمتر از یک سال و نیم به صورت مستمر تویه سایت فعالیت دارم من رو واقعا میگم از یک انسان ناتوان که به خودش ایمان نداشت و فکر میکرد مردم باید بهش کمک کنم و حد شرکت اینقدر بود و تا حدودی هست که باعث شده که همش نگاهم به دست مردم باشه

    این تجربه هدایت من بوده به سایت و این مسیر زیبا با خلاصه فراوان

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    صدف گفته:
    مدت عضویت: 798 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    روز 123 ام

    فایل داستان هدایت هیچ وقت تکراری نمیشه من لذت میبرم از شنیدن هدایت های خداوند توی زندگی استاد یه فایل بزارین و هدایت های خداوند رو توی زندگی بیشتر مثال بزنین این داستان دقیقا برای همه ما اتفاق میوفته به شرط ایمان و توکلمون احساس خوب و هماهنگی با روحمون وقتی هماهنگیم دیدم چطور خداوند همه کارارو برام به راحتی انجام میده

    به قول شما بخوای برای بقیه تعریف کنی فکر میکنن یه داستان علمی تخیلیه ما با ذهنمون اجازه نمیدیم خداوند برامون انجام بده خودمون گره میندازیم با دنبال ذهن منطقی رفتن و به حرفاش؟گوش دادن کلا از مسیر دور میشیم

    وقتی میخواستم سفر برم چمدونامون زیاد بود راننده میگفت کجا میخواین برین این همه بار حالا اینجا من بلند کردم بعدش چیکار میکنی گفتم خدا کریمه خدایی که اینجا بارمونو برداشت بقیه جاهام خودش برمیداره رسیدیم فرودگاه به باربر دادیم بارمون رو ببره بعد پشت چند نفر وایساده بودیم که کارت پرواز بگیریم یه باربر دیگه گفت چرا اونجا وایسادین اونجا فوتبالیست ها وایسادن کلی معطل میشین بیاین اینور رفتیم گیت کناری بعد 6 کیلیو اضافه بار داشتیم گفت چیکار میکنین پرداخت میکنین همون لحظه یه خانمی کنارمون بود کا گفت اصلا بار ندارم و قبول کرد روی بار اون خانم بندازیم بعد مسئول اونجا گفت یه چمدن هست میبرین تهران اونجا فرودگاه تحویل میگیرن گفتیم باشه مشکلی نیست اونجا رسیدیم اون آقا فرودگاه منتظرمون بود اومد چمدونای مارو همه از روی نوار برداشت گذاشت رو چرخ بردیم پایین به راحتی بعدم راننده اسنپ بارمونو توی ماشین گذاشت بدون اینکه زور بزنیم و سختی بکشیم همون لحظه یه خانم اومد چرخ رو برد بدون اینکه نیاز باشه از کنار جاده ببریم همه چی به راحتی انجام میشد خداروشکر کلی مثال دیگه هست بخوام بگم طولانی میشه ما متاسفانه خودمون مانع خوشبختی خودمونیم خودمون مانع رحمت خداوند میشیم فقط کافیه از سر راه خودمون کنار بریم خدایا مارو به راه نور و عشق خودت هدایت کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1144 روز

    بنام رب

    سلام استاد جان

    بعنوان نشانه روزم این فایل برام اومد و چه جالب که داشتم به همین موضوع فکر میکردم

    الان بیشتر درک میکنم وقتی حالت خوب باشه جهان خودش همه چیو درست میکنه

    من چند روز پیش گیره موهامو گم کرده بودم و پیدا نمیکردم و گفتم برم کشوی کمد دخترمو ببینم شاید اونجا باشه زیر یکی از دفتراش یه پلاک فلزی که کدپستی خونه بود و من موقع اسباب کشی اونجا گذاشته بودم و اصلا یادم نبود

    دیگه گذشت

    گیره موهامو جای دیگه پیدا کردم تا اینکه امروز بیرون بودم و صاحب خونه باهام تماس گرفت که کدپستی خونه رو لازم دارم منم گفتم همون که تو خونه گذاشته بودین

    گفت آره

    و اومدم عکسشو فرستادم براش

    اگه اونروز بهش هدایت نمیشدم الان باید کلی میگشتم تا پیداش کنم و چقدر اعصابم بهم میریخت

    یا اینکه چند وقت پیش یه پولی برای یه خانمی واریز کردم از دستگاه عابربانک و رسیدشو گذاشتم تو کیفم

    به خانومه پیام دادم که پولو واریز کردم براتون اونم جوابی نداد و چند روز بعد اومدم کیفمو تمیز کنم دیدم رسیده تو کیفمه حسم گفت اینو بیرون ننداز منم گفتم باشه فعلا نگهش میدارم

    تا اینکه فرداش همون خانومه تماس گرفت چرا پولو نزدی

    گفتم زدم همون لحظه هم پیام دادم

    گفت رسیدشو برام بفرست

    یعنی اگه رسید رو بیرون مینداختم حالا باید میرفتم بانک یا کلی با خانومه بحث میکردم که چرا همون روز نگفتی

    ولی خیلی راحت عکس گرفتم و فرستادم

    دقیقا قضیه کدپستی و این فایل باعث شد بیشتر بفهمم که وقتی تو مسیر درست باشی چطور جهان کارها رو برات راه میندازه و در مسیر آسانی قرار میگیری

    حس میکنم از وقتی تمرکز کردم رو باورای ثروت خیلی همه چی داره بهتر میشه

    به قول شما به این فکر نکنم که خب چرا الان یه میلیارد نیومده به حسابم

    خب من دارم تغییر میکنم جهان هم داره اینجوری بهم نشون میده و خداروشکر نشونه ها رو بهتر درک میکنم

    ممنونم استاد جانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    امین گفته:
    مدت عضویت: 2102 روز

    استاد سپاسگزاریم که به رایگان این گنج ها رو در اختیار ما قرار میدید و واقعا من شخصا حس میکنم که دارم باهاتون زندگی میکنم و یکی از اعضای خانوادم هستید و چند روزی که فایل و یا ویدیویی نمیاد واقعا دلم براتون تنگ میشه و واقعا شیرین ترین استاد دنیایید و خدارو بی نهایت شکر میکنم برای آشنایی با شما که تو جایی شما به من معرفی شدید که اصلا انتظارشو نداشتم و اصلا فکر میکردم که الان مسلط به قانون جذبه هستم و داشتم کسی رو به قول خودم ارشاد میکردم ولی خداوند اینطوری خواست که اون شخص شمارو به من معرفی کرد و صادقانه بگم اولین عکسی که من ازتون دیدم که چند تا موتور پشت سرتون بود تو دلم به اون کسی که شمارو به من معرفی کرده بود خندیدم و بعد ار شنیدن چند تا صوت و دیدن ویدیو ها و دلیل بودن اون موتورها به قضاوت خودم خندیدم و روزی نیست که خدارو شکر نکنم برای اینکه با شما آشنا شدم با یک انسان با صداقت که نشون داده تو حرف و عمل که ترسی نداره و به قانون خداوند ایمان داره و یک نعمت بزرگ برای ما شاگرداتون اینه داریم خیلی چیزهایی که دیگران فقط دارن حرفشو میزنند – ما داریم تو عمل اینو تو شما میبینم و هیچ چیزی مثل این نمیتونه باورهامونه اصلاح کنه – سپاس و سپاس و سپاس از خداوندی که این انسان زیبا و این استاد شیرین رو آفرید و در مسیر زندگی ما قرار داد – قدردان تک تک ثانیه هایی که فایل ضبط میکنید و آگاهی رو در جهان گسترش میدید هستم استاد شیرین تر از عسل -عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    خدایا شکرت گفته:
    مدت عضویت: 2219 روز

    سلام مجدد استاد

    مثلااستاد یه باور غلط ک قبلا داشتم این بود که بالاخره ثروتمندا یه روز ورشکسته میشن و میخورن زمین..و من اگه جای شمابودم مثلا موقعی ک سایت دچار مشکل شد این حسو داشتم که اها دیدی بالاخره خوردم زمین..و شکر خدا که شمااین باورو تصحیح کردید که اتفاقا این موقع است ک عدو شود سبب خیر و زمان اوج گرفتن تصاعدی هست.ممنون از اشتراک گذاشتن خصوصی ترین تجربه هاتون با ما

    ممنون از ازاین وسعت از مهربانی شما

    ممنون از این همه شجاعتتون

    خدایا شکرت چطور شکر اینهمه نعمت کنیم

    ، لاتُحْصی الاؤُکَ، وَ لایُبْلَغُ ثَناؤُکَ

    یَا مَنْ أَیَادِیهِ عِنْدِی لَاتُحْصیٰ ،

    فَاءَیَُّ نِعَمِکَ یا اِلهی اُحْصی عَدَداً و ذکرا

    وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا ۗ إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      حسن کفاش دوست گفته:
      مدت عضویت: 3196 روز

      سلام استاد عزیزم سلام خانوم شایسته و سلام دوستان هم فرکانسی

      من جلساتی که استاد به این شکل می‌زنند که بیشتر هدایتی است و بیشتر مطالبی است که در جلسات دوره‌ها نیست برا من خیلی خیلی کاربردی‌تر و آموزنده‌تر از جلسات دوره بگم هست، نیز کمتر نیست. 🌸💮

      واقعاً ببینید بچه‌ها که دوره‌ها را دارند شاید حرف منو بیشتر بفهمن مثل این میمونه که ما سر کلاس تئوری استاد میاد یه سری مفروضات یه سری مسائل را به صورت تئوری به ما می‌گن و خوب تئوریه دیگه بالاخره میاد استاد اون‌جا یکسری مثال‌ها رو می‌زنه بازهم ولی تئوری است باز هم جنبه عملی نداره ولی وقتی که میاد این‌جا استاد توی یه فایلی که هدایت الله است براش می‌گه از برداشتن یک مایع سفیدکننده، یه مایع شستشو و اون رو میاد ربط میده به قوانینی که ما سر کلاس تئوریش یاد گرفتیم به نظر من خیلی خیلی آموزنده است من یکی به تنها به‌تنهایی فقط جلسات رو نگاه نمی‌کنم جلسات را گوش نمی‌کنم، این‌ها می‌شه تکمیل‌کننده جلسات این‌ها می‌شه اون‌جایی که استاد از توی جلسات دوره دوازده قدم فکر کنم درواقع قدم پنجم یا قدم ششم که در مورد هدایت صحبت می‌کنه و اینی که می‌گی آقا بسپارید خودتون به جریان و بذارید که جریان شما را هدایت کنه و اون مثالهای زیباش رو می‌زنه واقعاً الان این‌جا می‌بینیم اون‌جایی که مثال می‌زنه از داستانی که هر یه سری ماهی‌هایی که به خزه های ته رودخونه چسبیدن و یکی از ماهی‌ها آزاد می‌شه و بعدش که برمی‌گرده و می‌ره سطح رودخانه و بعدش برمی‌گرده و می‌گن آی م ناجی آی منجی بعد می‌گه بابا من از شما بودم من آزاد کردم من رها کردم من رها شدم از این بندها، از این خزه های ته رودخونه و هدایت شدم و به هدایت دل سپردم و این اتفاقات برای من افتاد 👏👏👏

      من این‌جا دارم می‌بینم استاد رها می کند همه منطقها و اطلاعات قبلی رو و می‌گه اگه این اومد جلوی پای من پس حتماً من باید برش دارم این رو و این مال منه. من خودم در وهله اول اگه من قبلیم بودم شاید می‌گفتم نه این جاش این‌جا نیست باید برم توی خونه، کمی بهتر شدم الان من اوضاع الان اوضاع بهتر شده و من هم هدایت و هدایت را می‌پذیرم ولی نه بخوبی استاد 😜😜😜

      بازهم بازهم مقاومت بازهم منطق بازهم مسائل این‌جوری دارند ولی استاد ازبس که روی خودشون کار کردن تبدیل شده به عادت، و بارها و بارها بارها و بارها تو فایل های خودشون، توی دوره‌ها و شاید فایل‌های دانلود همون رو دارند اجرا می‌کنند،. 🌺

      چه خوب گفتن آقا ابراهیم تو فایل وقتی یک عمل تبدیل می‌شه به عادت نتیجه داره، تا زمانی که تبدیل به عادت نشه براتون نتیجه ندارد.

      باز هم که جلسات دوره دوازده قدم شون میان درمورد اینه که رفتارها این انقدر تکرار کنید تکرار کنیم این جلسات را که تبدیل بشه به عادت‌ها و تبدیل می‌شه به عادت‌ها و اون وقته که نتیجه می دهد ببینید تا زمانی که یک رفتار تبدیل به عادت نشه نتیجه‌ای برای ما ندارد ما باید روی خودمون کار کنیم هر عمل مثبت یا منفی زمانی هر باور مثبت یا منفی زمانی روی ما تاثیر گذاشته که تبدیل به عادت‌های ما شده.

      استاد هدایتش را پذیرفتند تبدیل به عادتش شده اصلاً نمی‌تونن جوری دیگه قبول کنه اگر یه کوچولو ذهنش مقاومت می‌کند اگر یک کوچولو نجواهای شیطانی بیاد ولی باز هم انقدر روی خودش کار کرده و تبدیل به عادت شده که باز به رسم عادت می‌ره سمت خود هدایت خداوندی خدا ما را هدایت می کنیم.

      من خودم می‌گم من خودم باید انقدر کار کنم روی خودم که هدایت که گوش دادن به ندای قلبم و گوش دادن به ندای هدایت پروردگار بش عادت من و این عادت شدنه که نتیجه بخشی نه این شنیدن نه تلاش کردند برای انجام یه چیزی تا زمانی که ما تلاش می‌کنیم یک کاری را انجام بدیم اون کار به‌خوبی انجام نمی‌شه شاید بهتر از قبل انجام بشه ولی به اون خوبی و راحتی انجام نمی‌شه.

      خیلی از ماها ارائه گواهی‌نامه رانندگی گرفتیم اوایلی که گواهی‌نامه رانندگی می‌گرفتیم حالا اگه ماشین غیر اتومات نداشتیم و ماشین دنده داشتیم همیشه حواسمان بود که ماشین دنده چنده و سخت بود عادت برامون نشده بود که یک دو و سه چهار پنج دنده ها را به همین ترتیب براساس خواسته خودمون بزنیم و با توجه به گوش کردن به صدای موتور با توجه به خیلی چیزایی که یواش‌یواش و در طی تکامل یاد گرفته بودیم دنده ماشین را تنظیم کنیم ولی الان خیلی کسایی که سال‌های سال دارن رانندگی می کنند یک عادتشون شده و ماشین دنده ای داشته باشند حالا ماشین اتومات صحبت نمی‌کنم، ماشین دنده داشته باشند و زندگی نگاه نمی‌کنند به دنده به دنده چنده بلافاصله احساس شون چون می‌گه ندای درونشون می‌گه که الان دنده چنده و چند و باید باشه باید اضافه بشه کم بشه و این‌جوری زندگیم همینه هر کاری که ما انقدر تمرین کنیم تمرین کنیم که تبدیل به عادت ما حالا مثبت یا منفی تاثیر مثبت یا منفی خواهد گذاشت و استاد هدایت خدا را پذیرفتند تبدیل شده و عادتش و اینه که انقدر خوب نتیجه می‌گیره انقدر خوب تمرین کردند استاد انقدر خوب تمرین کرده‌اند که اگر یه جایی حواسشان هم نباشه باز بالاخره خداوند هدایت رو انجام می‌ده. مثل همین جایی که نزدیک بود رد بشن و یه تابلو را رد کند واقعاً این‌ها به قول استاد اینا همش حرفه اینا همش این‌که که ما ببینیم بچه‌هاتو زندگی هامون چیز هست همه چیز همین‌جوری است همه چیز همین‌جوری است.

      یه مثال از خودم می‌زنم چند روز پیش مراسمی داشتیم و حالا یه جایی بود خانمم به من یه سری لباس‌ها گفت بیارم بعد به من گفته بود که گویا یه مانتویی داشتند فلان رنگ، من یادم شده بود حالا این مراسم شب بعدی هم بود شب دیگری مراسم بود و من و ماتنو مدنظرش رو نیاورده بودم ایشون هم خیلی ناراحت شد و من می‌خواستم اون مانتو رو امشب بپوشم 😢😢می‌دونید که بر خانمها چه قدر مهم و گفتم اشکال نداره هدایتی هست اشکال نداره حالا شما می‌گید گفتم و من نشنیدم چون بله شما نگفتید و خب بالاخره قانع شدند و اگرم من نشنیده‌ام این هدایت الهی هیچی گذشت و مانتو رو برای شب بعدشون بردند و خودشان گفتند چقدر خوب شد که این مانتو رو یادت رفت بیاری نیاورده بودی و امشب آوردی برای من امشب لازم بود. 😘😘😘

      اون‌جا زدم دست قشنگه را به اعتبار هدایت الله گفتم بزن دست قشنگه رو که خودت خودت می‌دونی چه کار کنیم ما نمی‌دونیم این اصلاً آتشی در وجودم ایجاد کرد به خانمم گفتم ولی در قلب خودم گفتم خدایا ممنون که نشون دادی باز هدایت چیه🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      من خیلی دارم تلاش می‌کنم، خیلی دارم تلاش می‌کنم که بسپارم به هدایت الله هرچند هرچند که خیلی از مواقع موفق نمیشن برخی مواقع موقع موفق نشم ولی خیلی نسبت به قبلاً خیلی بهتر شدم خیلی راحت تر خیلی راحت گیر تر، خیلی آروم‌تر و خیلی هدایتی تر شدند ولی مایل‌ها و مایل‌ها با استاد فاصله دارند و با اون چیز آرمانی و نرمال که اصن خیلی فاصله دارم ولی خیلی راضیم از خودم که تونستم خیلی بهتر از گذشته خودم باشم. 💪💪💪💪

      استاد جون بابت این آب آزمایشگاه های عملی که برایش هیچ پولی از ما نمی‌گیری، بچه‌ها به قرآن این فایل‌های دانلودی، اون مصاحبه آقا ابراهیم و استاد، اون تماس قبلاً با استاد برای من انقدر مطلب داشت که اصلاً ذهنم داشت منفجر می‌شد از حجم آگاهی اگه داشت این فایل‌هایی که این‌جوری می‌زاری و بابتش هزینه‌ای ازما نمیگیری استاد از من از بقیه بچه‌ها.

      حالا من که خوشبختانه خیلی از دوره‌های شما را دارم و دارم باهاشون زندگی می‌کنم ولی دوستانی که ندارند من هر کدوم از فایل‌های دانلودی شما را کمتر از دوره ها تون نمی‌دونم اصلاً به‌نظر من با همون حرص و ولعی که دوره‌های شما را گوش می‌کنم و می‌نویسم و تجزیه و تحلیل می‌کنم و کار می‌کنم و فکر می کنم با همون حرص و ولع فایل های دانلودی و فایل‌های رایگان رو کار می کنم با همون حرص و ولع برا من هیچ فرقی نمی‌کنه. 🥰🥰🥰

      بسیار بسیار سپاس‌گزارم از شما استاد عزیزم به خاطر این حجم آگاهی‌ای که دارید به ما می‌دید.

      در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند

      ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    ئاوات مصطفی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3022 روز

    امروز

    به نام خداوند مهربان

    مهربان از آن جهت که همیشه آغوشش باز است و قضاوتت نمیکند و هدایتت می کند…

    سلام سید حسین عباس منش هدایت شده

    چند روز بود که حالم خوش نبود.

    یه حسی چند وقته بهم میگفت صبحها زود از خواب بیدار شم و برم پیاده روی ولی هی پشت سر می انداختم .

    آقا حالم بد و بدتر شد. کار به جایی رسید که چند تا ایمیل فرستادم که اکانتم رو حذف کنید و دیگه نمیشه. آره من شک کردم. به این راه. به استاد. به حرفاش. به نتایجش. چون درونم پر از شک نسبت به خودم بود.

    شب قبل دیگه به آخر خط رسیدم. هیچی ته حسابم نبود الانشم نیست!! دلم گرفته بود. هیچی مثه اون چیزی که تصور میکردم پیش نرفته بود. تضاد و ناخواسته مثه آفتاب ظهر مرداد اذیتم کرده بود.

    خسته و دلزده نشستم پشت لپ تاپ. یه حسی گفت قرآن بخون. و قرآن خواندن. سوره یوسف . سوره نحل و کمی آرام شدم.

    و بعد نوشتم….

    ودیشب بالاخره زدم بیرون. رفتم بالای کوه خلوت کردم. تو مسیر که داشتم میرفتم یهو یه ترانه شاد شنیدم.پیدا کردم!!! من چند وقته مدام دارم موزیک بی‌کلام خیلی آرام گوش میدهم. شب و روز همیشه نوای آرام و یکنواخت از هدفونهام تویه گوشم پخش میشد. حتی شب وقتی می خوابیدم.

    چند روز پیشش نشانه امروزم قدم سه اومد. همه رو شنیدم بعد دیشب به قدم چهار و فایل اول رسیدم. موضوع تضادی که چند وقته در زندگیم وجود داره. ثروت!!! و من داشتم دیشب اونو گوش میدادم. یهو متوقفش کردم و یه آهنگ شاد گذاشتم! حالم چقدر خوب شد. رفتم بالای کوه و مدام آهنگهای شاد گوش می کردم. یهو خاموش کردم. دیدم طبیعت هست. همیشه بوده و می ماند. خالی از هیاهوی بیرون طبیعت درونش بودن است و بودن. خدا در طبیعت جاریست. براش فرقی نم یکند اوضاع چگونه است.کسی هست یا نه طبیعت همیشه هست و خواهد ماند. با دیدن ارامشی که در کوه بود قلبم ارامتر شد.

    دیشب رو دیر خوابیدم. ساعت۳ .بعد یهو تقریبا حالتی بین خواب و بیدار بود. یه حسی بهم گفت: پاشو! و منم بیدار شدم. لباس پوشیدم ساعت ۶صبح. شدم بیرون. هوا گرگ و میش. شروع کردم به پیاده روی. قدم چهارم قسمت دوم…..

    و تقریبا به بالای تپه گردشگری که رسیدم یهو تکون خوردم!! دیدم سید حسین هم مثه من یه روزی به تهه خط رسیده! و خواسته بزنه تو یک کار دیگه! و اون کارهایی که عاشقش بوده واسه دل خودش گاهی انجام بده !! و بعد اون تضاد ایراد بزرگ خودش رو نشون میده! راه حل رو پیدا میکنه! ایرادی در بیرون از خودش وجود نداره! و کشف می کنه تغییر باورهایی که ثروت رو به شکل معنوی ببینه و روانشاسی ثروت ۱ رو عملی انجام میده!!!

    وای خدای من منم به اینجا که رسیدم دیدم خیلی مشکل دارم در مورد پول پیدا کردن. در مورد نبود فرصت پولسازی! در مورد کمبود ثروت! حس کردم تکون خوردم. دلم وا شده بود. با تمام وجود داشتم فرکانسهای درست رو دریافت می کردم و به شهودی ناب رسیده بودم. یهو آهنگ Brayan Adams – Here I am در درونم شروع به تکرار کرد. این یه شروع دوباره است. یه نقشه جدیده و….

    واقعا تمام وجودم داشت نفس می کشید و غرق در شادی بودم. شاد از اینکه من شک کردم ولی جا نزدم. شک کردم ولی ایمانم از دست نرفته هنوز. اون کورسوی امید داشت شعله می گرفت. خوشحال به سر کوه رسیدم که تکان بزرگتری خوردم. یادم اومد امروز ۵ شهریوره روزی که ۱۹ سال قبل پدرم فوت کرد. دقیقا اونشب مثله دیشب دیر خوابیدم و صبحش رو زود پا شدم . دقیقا مثه امروز منتها اونروز پدرم مرد و حس کردم امروز من متولد شدم.

    این یه برگه جدید از زندگیمه که پر از درس های بزرگی بود که یه ذره از اون رو شاید تونسته باشم اینجا بیان کنم. البته در دفتر خاطراتم بهتر و بیشتر توضیح شب قبلش رو دادم.

    این تقارن و هماهنگی و کشف و شهود باعث شدند ایمان بیاورم که هنوز هدایت ها رو دریافت می کنم اگر اجازه دهم به سیستم خالص و پاک خدا!

    اگر بیشتر تمرکز کنم و به الهامات عمل کنم . ایمانی که منجر به عمل بشه.خدایا شکرت

    بماند یادگاری ۵-۶-۹۹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    طیبه مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3260 روز

    به نام خدای هدیتگر

    بعد مدتها ننوشتن دلم برای چند خطی نوشتن تنگ شده بود و هر وقت حسم خوبه عالیه فرکانس خالص تری دارم دوست دارم کامنت بذارم

    راستی سلام استاد عزیزم سلام عزیز لکدل استادم سلام همه دوستان الهی م

    امیدوارم هر لحظه تون پر از زیبایی و ثروت و سلامتی و آرامش و عشق بیشتر با‌شه

    الهی به امید تو صذ هزار مرتبه شکر خدای من که هدایتم میکنی تا مثل همیشه به این جریان جاری و همیشگی ت ایمانم بیشتر بشه.

    خیلی خیلی ازتون سپاسگزارم برای دسته بندی عالی که خانم شایسته عزیزم با انرژی خالص و عاشقانه خدایی برای فایل های دانلودی انجام داده ومن بعد مدتها بازم هدایت شدم به سمت دیدن تغییرات جدید هم در خودم هم در سایت و هم در شما عزیزان دل

    اگه تو سایت فعال نیستم اما همیشه نگاهم به استاد مسیر تکاملی و تغییرات زندگی و سایت هست الهی شکر

    خواستم تحسین کنم و سپاسگزار باشم بخاطر این همه عشق و تلاش و زیبایی خالصانه شما برای پیشرفت جهان هستی بعنوان دستان الله یکتا.

    ومنم هدایت شدم تا دوباره یه برنامه واسه مرور و دسته بندی فایل ها تو گوشیم و تغییرات تو وجودم داشته باشم 😊❤️❤️❤️🌹🌹🌹🌹

    این داستان هدایت قسمت رو من چند روز پیش توی اینستا گرام و پیج استاد دیده بودم و امروز هدایت شدم به دیدنش و گوش کردن این آگاهی ها.

    تو این مدت خیلی هدایت شدم به سمت کارم به سمت علایقم بسمت چیزی که دوستش دارم و کلی دستان خدا اومدن سمت من کلی احساسات عالی اتفاقات عالی و همین طور برام ادامه داره خواهد بود به امید خدا، برام رخ داده.

    از وقتی تمرکزی شروع کردم به لذت بردم از خودم و زندگیم و اولویت بندی خواسته هام و پیغام های خداوند رو بهتر درک کردن یه ابعاد شخصیتی جدید از خودم پیدا کردن و سلسه هدایت های که در این مسیر شدم و دارم میشم.

    به لطف خدا من بسمت علاقم حرکت کردم با همون امکاناتم و میخوام به دوستانم بگم که با همون چیزی که دارید قدم های اول رو شروع کنید.

    منم دل به حرف خدا دادم و تو روزهای که همه در گیر ماجرای این بیماری تو دنیا و ایران بودن من فقط با آرامش تمرکز گذاشتم روی کارم و یادگیری و آموزش دیدن و تمرین کردن

    اینجام بگم که باورهای سلامتیم خیلی بهتر از اطرافیانم هست و با آگاهی های امروزم و فهمیدن قانون هم بهتر از گذشته م عمل میکنم و این و بگم که شاید همه در وضعیت باوری من نباشند اما شکر الله این آرامش در تمام وجودم نسبت به سلامتی جاری هست

    من کار خودم رو توی روزهای به ظاهر حساس شروع کردم و فقط تمرین وآموزش و تو این مسیر هم همچنان دارم ارامه میدم و کلی اتفاقات خوب نشانه ها دستان خداوند لطف و رحمت یگانه معبودم رو دارم میبینم که از همه جا به یاری من میاد تا کمک کنه که رشد کنم.

    خیلی اتفاقات خوب برام افتاده استادم خیلی دارم به راهی میرم و هدایت میشم که خودم دوست دارم و دیوانه وار دوسش دارم

    و از خدا وند همون روزهای آشنایی با قوانین تو دفتر هام نوشتم و تجسمش کردم بارها و بارها

    و قشنگ دارم میبینم که خداوند داره برنامه ریزی دقیقی ریخته که قدم به قدم با حالتی خوش و با هدایتی همیشگی به خواسته م هر روز نزدیک تر و قدم های رو براش بردارم.

    دقیقا تو زمانی که نیاز داشتم فایل 13دوره راهنمای عملی اومد و من گوشش دادم بازم هدایت شدم

    من با دیدن جیکاب عزیز و قدم برداشتن هاش برای چیزی که دوست داشت بازم هدایت شدم

    من تاره داستان باورها نه درسته نه غلطه رو بهتر فهمیدم سو برداشت هام کنار رفت

    تازه فهمیدم خواسته ما درسته نه غلط یعنی چی قضاوت نکنیم اتفاقات رو یعنی چی 🌹🌹🌹🌹

    کامنت آیدا نجغی در مورد ارتعاش ثروت درک کردم بعد هشت نه ماه تازه به درکش رسیدم والله اکبر از این جریان دائمی هدایت از این رشد تکامل خودم الله اکبر از دیده ها و شنیده های که من دریافت میکنم و اطرافیان نخ می‌بینند و نه دریافت می‌کنند چون من امروز بیشتر صدای خدا رو نسبت به قبل میفهمم صدای پیغام هاش و به اندازه درکم هم عمل میکنم نمیگم عالیم اما زندگیم با این شناخت و این خدا و قانون هیچ ارتباطی به گذشته م نداره خیلی وقته.

    الله اکبر به نشانه ها به بزرگ تر شدن ظرف وجودم به دریافت نعمت های کخ یه روز آرزو داشتم و امروز بصورت طبیعی داره بیشتر میاد بیشتر میشه و بیشتر میبینم حتی تغییرات کوچیک زندکیم نشانه های از رحمت های بعدی یگانه خالقم میبینم و تفسیر میکنم و این ها رو همه از لطف خدا و آموزه های الهی شما استادم و تلاش های ذهنی خودم و توکل و ایمان های که هر بار برای رسیدن به خواسته هام دارم ایجاد میکنم میدونم از خدام و شما و هم خود عزیزم خیلی خیلی سپاسگزارم 😍😍😍😍❤️❤️❤️

    میخوام بگم که امشب با هدایت به این فایل چقدر اشک ریختم چقدر اتفاقات خودم برام مرور شد چقدر حرفاتون تو دوره های که دارم برام مرور شد مخصو صا راهنمای عملی که دارم الهی شکر بی نهایت شکر ❤️❤️❤️

    چقدر امشب انگار مصمم تر شدم و چقدر حرفات

    ون بیشتر به خورد ذهنم رفت بیشتر درک کردم حرفاتون رو و اعتماد کردن به ندای حق رو.

    یه هدایت بود این حرف ها چون هیچ ایده ای برای نوشتن نداشتم و گفتم خدایا خودت بنویس و جاری کن تا خبرهای خوب به استادم بدم و بگم که حالم عالیه و کلی اتفاقات خوب افتاده و در حال رخ دادنه و من همیشه دوستت دارم و همیشه با آموزه هات دارم زندگی میکنم و تو هر اتفاقی حرفهای الهی شما برام تکرار میشه و من همواره سعی میکنم نمیگم همیشه سعی میکنم تلاش می‌کنم قانون یادم بیاد و تایید و تصدیق کنم حرفای شما رو.

    احساس میکردم باید بنویسم چون نشانه شو دیده بودم

    خیلی عالی بود این فایل خیلی خدایا صد هزار مرتبه شکر ❤️❤️😍

    سپاسگزارم بی نهایت از شما خانم شایسته که بازم با اعتماد کردن و رها بودن تو دل این هدایت همیشگی خداوند جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن میکنید

    بقول اون دوست عزیز علاوه بر ظهور پدیده های جدید چون ایلان ماسک و انیشتین و حضرت محمد باید بگیم که سید حسین عباس منش و خانم شایسته هم جزو کسانی هستند که از این افراد هم در نسل های جدید بوجود خواهد اومد

    با عشق فراوان و همیشگی قلبم و با دعای همیشگی من برای شما استاد و خانم شایسته و گروه عالی تون و همه دوستان الهی

    از الله یکتا رزق های بی نهایت زیباشو در هر لحظه به لحظه زندگی زیباتون میخوام شاد باشیم خیلی مهمه که شاد باشیم 😁❤️❤️❤️❤️🌹🌹🌹

    12/6/99

    طیبه مرادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      مریم درویشی گفته:
      مدت عضویت: 3116 روز

      سلام و درود خداوند بر طیبه عزیزم

      چه زیبا خداوند پیغاماش رو برای میفرسته

      خدایاشکرت که دستانت میفرستی

      طیبه عزیزم دوست هم فرکانسی

      و با عزت نفسم

      میخوام بگم چقدر با برداشتن قدمهامون دستی میشیم برای هدایت افرادی که میخوان که بشنون

      چقدر خوشحالم ایدت رو عملی کردی

      فوق العادست

      نشانه ای

      جیکاپ، تو، بقیه بچهاا نشانه های خداوند هستند

      “به لطف خدا من بسمت علاقم حرکت کردم با همون امکاناتم و میخوام به دوستانم بگم که با همون چیزی که دارید قدم های اول رو شروع کنید.”

      عاشششفتم عزیزززم بخاطر این قدمهات بخاطر این ایمانت، شجاعتت تحسینت میکنمم

      از خدا (سیستم) میخوام که قدمها رو برات واضح تر کنه

      گره ها رو باز کنه

      و شجاعتت هر روز برای ورود به دل ناشناخته ها بیشتر بشه

      خدااااایا شکرت صدهزار مرتبه بخاطر این هدایتهای الهی

      دقیقا عزیزم وقتی توی شک و تردید باشی هیچ حرکتی اتفاق نمیوفته

      خب معلومه که ذهنت این باشه که نکنه اون چیزی که میخوام واردش بشمم اونی نباشه که میخوام

      یا درست نباشه

      یا نتونی نشانه رو درست بفهمی منظورش چیه؟!

      هیچ قدمی برای رفتن به جلو برنمیداری

      باید با تمام وجود بری باید با تعهدت ترمزات برداری و قدمها رو برداری

      عاشششقتم بینهایت از بیکران انرژی جهان برات بهترینا میخوام

      چون لایق حرکت هستی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: