تسلیم بودن در برابر خداوند - صفحه 38 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری تسلیم بودن در برابر خداوند
    382MB
    59 دقیقه
  • فایل صوتی تسلیم بودن در برابر خداوند
    57MB
    59 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

934 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عصمت دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 1502 روز

    خداوند هر لحظه درحال هدایت کردن منه فق من باید گوشامو تیز کنم هدایتورو دنبال کنم

    استاد جان چقد قشنگ اونجایی که بدهکار بودین و بعد متوجه شدید بازهم ایمان داشتید که همه چیز درست میشه خیلی از ما تا اوضاع کمی سخت میشه ناامید میشم و به نجواهامون گوش میدیم تا احساساتمون بد بشه شما از خداوند خواستی دری بروتون باز بشه و خداوند دوره ی تند خوانی رو بهتون الهام کرد و شما گوش کردین و عمل کردین و از طریق اون چقد درهای دیگه ای بازشد و مشکلاتتون حل شد

    اسلام به معنای تسلیم بودنه نه به معنای دین یا مذهب خاص

    همیشه فکر میکردم اسلام یعنی دین که با صحبت های شما متوجه شدم اسلام یعنی تسلیم بودن

    و خداوند در قرآن گفته پیرو ابراهیم باش که او موحد بود و مشرک نبود

    چقد هرلحظه احساس میکنم ایمانم قوی تر میشه و احساسم خوب تر

    خدایا ازت میخام کمکم کنی که توحیدی تر عمل کنم تو ذره ذره ی کارهام ازت کمک میخام و میدونم که هدایتم میکنی به بیشتر از اون چیزی که درخواست دارم یا شاید بهتر

    خدایاشکرت امروز برام روز قشنگی بود

    خدایاشکرت که امروز همسرم برخورد خوبی باهام داشت

    خدایاشکرت که فرزندم امروز کلی شیرین کاری کرد

    خدایاشکرت امروز غذایی داشتیم برای خوردند

    خدایاشکرت امروز توانستم غذایی درست کنم

    خدایا شکرت امروز توانستم به پسرم محبت کنم در آغوش بگیرمش

    خدایا شکرت امروز آفتاب قشنگ دیدم

    خدایاشکرت امروز لبخند میزنم

    خدایاشکرت امروز زیباهاتو دیدم

    خدایا شکرت به خاطر سلامتی ام

    خدایاشکرت به خاطر عطر بوی تن فرزندم

    خدایاشکرت به خاطر چشمانم میتوانم با آن ها همه چیز را ببینم

    خدایاشکرت به خاطر گوش هایم میتوانم باآن ها بشنوم

    خدایاشکرت به خاطر توانستم خانه ام را تمیز کنم

    خدایاشکرت به خاطر لباس هاس تمیزی که مرتب کردم

    خدایاشکرت به خاطر خانه ام که خیلی زیباس

    خدایاشکرت به خاطر روابط خوبم باهمسرم مادرم، پدرم دوستانم

    خدارشکر به خاطر میوه داریم که بخوریم

    خدایا شکرت به خاطر آبی که هست بتوانیم باآن حمام کنیم لباس و طرف بشوریم صورتمان را بشوریم

    خدایاشکرت به خاطر صدای قشنگ فرزندم

    خدایاشکرت به خاطر موهای پرپشت و خوش حالتم

    خدایاشکرت به خاطر پوست بدنم که سالمه

    خدارشکر به خاطر ساق دست سالمم

    خدارشکر به خاطر قفسه سینم که سالمه

    خدایاشکرت به خاطر قلبم که میتپبه باعشق بدون منت

    خدایا شکرت به خاطر پمپاژ خون قلبم

    خدایاشکرت شکرت به خاطر معده ام

    خدارشکر به خاطر روده ام

    خدایاشکرت به خاطر کبد و رحمم

    خدایاشکرت به خاطر فرش زیر پام

    خدایاشکرت به خاطر حمام بزرگ

    خدارشکر به خاطر آب گرم

    خدارشکر به خاطر آب گرمکن که آبو گرم میکنه

    خدایاشکرت به خاطر دستام و پاهام ک باهاشون کلی کار میتونم بکنم و اگر اونا نبودند چی میشد

    خدایا به خاطر تمام نعمت هایی که بهم دادی شکر میکنم

    خدارشکر به خاطر دوستان خوبم و استاد مهربانم دراین سایت معنوی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    علی ومریم گفته:
    مدت عضویت: 1078 روز

    سلام به استاد عزیزم ،ودوستان گلم

    استاد همیشه که فایل هارو گوش میکردم حسرت میخوردم کی من علاقه ام رو متوجه میشم وکسب وکارم چی شد ،بخاطر پسرم نمیتونم کاری بکنم وایشون ترمز منه ،کلا زندگیم جهنم شده بودورابطه ام خراب شده بود ولی میگفتم حداقل هرچی باشه چون هرروز میام سر میرنم وفایل گوش می کنم

    من خیلی خوبم یه عباسمنشی هستم، ولی احساسم اینو نمی گفت

    استاد از وقتی که دوره هم جهت در جریان خداوند رو گوش میکردم وفکت هایی که شما میاوردین که میخواستین برید تماشای مسابقات وپلیس جلوتونو گرفت وشما نجواهاتونو کنترل می کردید ،منم ازتون یادگرفتم یاد گرفتم به یاد بیارم اون زندگی

    گزشته ام رو که بهش چسبیده بودم وهرروز بدتر میشد هی من میخواستم اوضاع رو کنترل کنم جواب معکوس میداد،زمانی که روی خودم کار کردم وهمچی رو ذهنی رها کردم به طور مهجزه آسایی زندگیم آرام شد

    وبه قول شما در مراقبه دوره هم جهت آدم هایی وارد زندگی من شدن که شاید در خواب شبم نمیدیم حتی آشنا شدن با استادان عزیزی همچون شما.

    چندروزی هست خیلی آرام شدم ،ونشانش احساسم خوبی که دارم ، ذهنمو خلوت کردم ودیگه بجای شغلم رو چکارکنم

    به این فکرم چطور ارتباطم رو با پسرم بهتر کنم وهروز دارم اینجا کلی رشد میکنم اینقدر نتیجه اینجا دارم میبینم که فقط میتونم بگم معجزه هست خودم میدونم که خیلی درس ها باید بگیرم وتمام رشد من از همین تضاد هاهست باید بتونم مسئله های کوچکتر زندگیم رو راحت حل کنم حتما این یک آزمونی هست تا ایمان من مشخص بشه

    وبه راحتی آب خوردن همونطور که زندگیم درست شد وارد کسب وکار مورد علاقه ام هم میشم ،خدا خودش میدونه من ثروت رو میخوام برای اینکه آرامش رو تجربه کنم وزندگی در طبیعت رو تجربه کنم

    ثروت رو میخوام برای اینکه بهترین روابط رو تجربه کنم پس از وجود پسرم وبزرگ شدنش لذت میبرم ،چون روزی پسرم یکی از بزرگترین آرزوهای من بود که فقط بتونم فرزند خودمو در آغوش بگیرم وببوسمش پس من از وجودش لذت میبرم خدا هم به هر طریقی که دلش بخواهد نعمت هارا به من عطا می کند.عاشقتم استاد میبوسمت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    نجمه منفرد گفته:
    مدت عضویت: 450 روز

    خدایا کمکم کن تسلیم تو باشم

    خدایا تسلیم بودن را با ارامش قلبی بهم یاد بده

    خدایا منو در مسیر تسلیم بودن هدایت کن

    خدایا من تا به حال یاد گرفتم به همه امیدوار باشم و از تو فقط یک‌اسم در زندگیم داشته ام

    اون هم اسمی که حتی بلد نبودم بهش تکیه کنم

    بلد نبودم بهش تکیه کنم

    خدایا من به تازگی توسط تکرار ث تکرار و تکرار و تاکید و تاکید و تاکید استاد عزیزم یاد گرفتم

    ایاک نعبد و ایاک نستعینی که 40سال می گفتمش یعنی چی؟!!!

    خدایا من تسلیمت خودت کن

    من می خوام تسلیمت باشم

    من می خوام با تو به ارامش برسم

    خدایا من می خوام تقوا داشته باشم

    من می خوام پرهیزگار باشم

    من می خوام سپاسگزار باشم

    من می خوام فراوانی ات را در تمام ابعاد زندگیم داشته باشم

    خدایا و فقط از تو می خوام

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    چقدرررررر فایل تاثیر گذاری بود

    عاشقتونم استاد

    در پناه الله باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سید علی رضا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 1320 روز

    «به نام خدایی که زیاد روزی میده »

    سلام وقتتون بخیر دوستان

    خوشحالم که الان به این فایل هدایت شدم

    واقعا گوش دادن این فایل الان این موقع خودش ی هدایت بزرگه برای ما

    بارها و بارها تجربه کردم که آرام بودم تسلیم بودم و خدا بهترین هارو برام رقم زده وقتی بعد از اتفاق افتادن اون ماجرا بهش فکر کردم دیدم هیچ جوره هیچ بشری نمی‌تونست این کارو انجام بده

    این فایل تو این برهه از زندگیم ی تلنگر بود که انقدر خودم درگیر نکنم و مسئول نبینم رها باشم و اجازه بدم خودش هدایتم کنه

    مورد دیگه ای که بود دلیل نماز خوندم بود من چند روزیه به خاطر هدایتی که داشتم نماز شروع کرده بودم الان هم این فایل و حرف های اخری که استاد زدن دلیل نماز خوندن برام روشن تر شد

    الان این نظر میخوام ثبت کنم که بعدا بیام بخونم و بخشی از سیر تکاملم رو بتونم ببینم تا ایمانم بیشتر بشه الان دارم روی باور های خودم و فرکانس هایی که میفرستم کار میکنم چون قلبا ایمان دارم که زندگی ما با باور های ما شکل میگیره از لحاظ مالی میدونم که قراره انقلابی رخ بده تو زندگیم خاطره ای که استاد تعریف کرد درمورد دوره تند خوانی همش تو ذهنم بود که اگه به هدایت خدا گوش بدی و عمل کنی تو زندگی تو هم همین اتفاق قراره بیوفته ایمان داشته باش پسر

    میخوام بشینم تمرینی که درمورد شناخت خواسته هام هست رو هم انجام بدم تا بدونم واقعا چی میخوام پول یا راحتی؟ شهرت یا محبوب بودن شاید هم دیده شدن بشینم ریشه یابی کنم ببینم لیست هدفم داره وی نشون میده

    به امید روزی که تسلیم بشم در مقابل هدایت هایی که الهام میشه بهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2475 روز

    به نام خدا

    روی دیگران حساب کردن …. ما به مدت 5. 6 سال هفته ای یک بار به یک انجمن خیریه مسکن می رفتیم تا اونها برای ما یه کاری بکنند و ما خونه دار شویم ولی بعد از این همه سال انتظار آخر هم ندادند که ندادند

    همیشه برام سوال بود که چرا

    و دوباره پاسخ خداوند از زبان استاد عزیزم که تو بنده چشم نگاهت به دست آنهاست

    همه را جلو انداختی بغیر از هدایت خداوند

    قانون جهان که عوض نمی‌شود

    برگ برنده دست بنده ای هست که متوکل تر است . سپاسگزارتره.

    ایمانش به خداونده و لاغیر

    بعد رهایشان کردیم و فقط به خدا چسبیدم

    و گفتم من نمی دونم تو می دونی

    خودت درست کن

    و اونقدر گفتم و گفتم تا با استاد با قانون جهان آشنا شدم

    که همه چیز قانون دارد

    که همه چیز خداوند است

    من چرا از منبع نخواهم که همه ی کارهای من را انجام بده

    چرا روی بیاورم به بنده

    بندگان خدا دستی هستند از طرف خدا

    بعد با تمرین ستاره قطبی که اپن هم از طرف خداوند بود از زبان استاد عباس منش عزیزم تونستیم پول هامون را از انجمن خیریه بگیریم و خونه ای را فعلا برای خودمون اجاره کنیم

    یه مدت زیادی هست که من به شدت دارم روی خودم کار می کنم

    و از دیشب به خودم میگم خدایا تو همه لطفی به من داشتی و داری

    اما باید ورود نعمت ها . ثروت ها . خوشبختی ها . برکت ها برای من بیشتر باشه ؟؟!!!!!!!!!

    خدایا شکرت برای تمام نعمت های که به من عطا کردی و عطا می کنی

    ولی ورودی باید بیشتر باشه

    به نظرم کمه

    خیلی باید فراتر از این باشه

    و دوباره فایل های توحیدی

    و دوباره شرک خفی

    و باید تسلیم باشم در برابر خداوند تا هدایت شوم به بهترینها

    خدایا شکرت

    من خیلی خدا را شکر می کنم که خداوند زود اجابت می کند و این خیلی برام قشنگ و جذاب است

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    فرشته رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 1622 روز

    به نام خدای مهربان سلام ب استاد عزیز ومریم بانو ودیگر دوستان گرامی فایل با دقت تمام گوش دادم کامنت دوستان رو خواندم لذت بردم مطالب ارزشمندی گفته شده از خدای مهربان خواستم منم همیشه تسلیم اراده خدا باشم وبه او توکل کنم وب قدرتش ایمان داشته باشم خدایا ازتو بهترینهارو میخوام خدایا شکرت از اینکه مرا هدایت کردی تا در این سایت شب وروزم را سپری کرده تا ب اگاهی میرسم خدایا ازت ممنونم بابت هدایتهای ک دریافت میکنم دوستان از خوندن کامنتهای ارزشمندتون سپاسگزارم ب خدای مهربان می‌سپارمتون بدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    مهدیه جهانی گفته:
    مدت عضویت: 935 روز

    سلام به استادعزیزم،استادعباسمنش وخانم شایشته عزیز واستاد عرشیانفروهمه کسانیکه دراین سایت هستند واین آگاهی ها والهامات رادریافت میکنند ،میشنوند وعمل میکنند.

    امروز میخواهم یک ردپایی از اتفاقاتی چند وقت پیش برایم اتفاق افتاده،دراین دیدگاه ازخود به جا بگذارم.

    حدودا یک ماه پیش درمحل کارم همکارم استعفا داد وبه من پیشنهاد شد که علاوه برشیفت صبح که قبلا بودم شیفت عصر راهم قبول کنم واین شد که حقوق من دوبرابر شد یعنی 7،000،000 تومان رسیدوبعد من چون آمادگی نداشتم که درمدارماهی 7،000،000 تومان باشم باور نمیکردم که حقوقم زیاد شده بعد چندشب پیش درخواب این آیه راشنیدم که خدا گفت (قم الیل الا قلیلا) ومن آنشب ازخواب بیدارشدم وچون خیلی خسته بودم دوباره خوابیدم ولی ازشب های بعدی گوشیم راکوک میکردم که ساعت حدودا 12 شب بیدار شوم وبعد که بیدارمیشدم اول دفترم را مینوشتم که مربوط به (بهترین اتفاقات خوب دیروز چه بود؟،،،،،بهترین اتفاقات خوب امروز چه بود؟،،،،، چه اتفاقات خوبی دوست دارم فردا برایم بیافتد؟،،،،،)

    وبعد شروع میکردم دوصفحه قرآن حفظ ومرور میکردم و یک ساعت بعد دوباره میخوابیدم

    دوروز پیش هنگام ظهر بعدازاذان با خودم گفتم برم ازحیاط خانه انگوربچینم وظرف برداشتم وباخوشحالی رفتم کنار درخت اول گفتم خدایا هدایتم کن از کجا انگور بچینم یک سمت را دیدم وچون هیچوقت از آن سمت انگور نچیده بودم اعتنایی نکردم وازآن سمتی رفتم که هرسال میرفتم وپایم راروی پله اول آبنما گذاشتم ودرهمان لحظه چند طبقه آبنما متلاشی شد ومن فرود آمدم روی زمین با دستی خون آلود وبدنی خراش دیده ویک تکه از آبنما روی شکمم بود ودرهمان حال با صدای بلند کمک خواستم وخواهرم آمد و من بلند شدم وبا کنترل ذهنم توانستم حالم را خوب کنم وخواهرم کمکم کرد ومن داخل خانه رفتم ودستم راپانسمان کردم وبسیار خداراشکر کردم که فقط خراشیده شدم وتنم کاملا سالم است وبعد بایک چسب بخیه دستم کاملا خوب شد

    دیروز که کاملا خوب بودم فایل استادعباسمنش را که گوش میکردم استاد میگفت هراتفاقی که می افتد (بما قدمت ایدیهم)(بماکانو یعملون)است .

    بعد چون من مقصر خراب شدن آبنما بودم درطی یک جلسه که با داداش داشتم قرار شد ماهیانه مبلغ 3،000،000 تومان تا بهمن امسال بپردازم یعنی کلا18،000،000 تومان برای خرید یک آبنما ومن قبول کردم،

    به قول استاد (وقتی درمدار آن ثروت نباشیم جهان کاری میکند،که فقط همان پولی که درمدارش هستیم را دریافت کنیم)

    ومن چون درمدارماهی 7میلیون نبودم واینگونه شد.

    وامروز صبح که چشمم را باز کردم واین فایل جدید استاد که درباره ی تسلیم بودن دربرابر خدا را دیدم وشنیدم باخودم گفتم یک رد پایی از اتفاقاتی که برایم افتاد ومن تسلیم خدا نبودم چون آن لحظه که به من گفته شد ازچه سمتی انگور بچینم گوش ندادم وگفتم من همیشه ازروی آبنما انگور میچیدم وبعد چه شد….

    استاد عزیزم ازشما بسیارسپاسگذارم این تجربیات خودتان درباره تسلیم بودن دربرابر خداوند را به ما میگویید تاما بیشتر قوانین را درک کنیم ودر زندگی عمل کنیم،

    ازهمه کسانیکه که تلاش میکنند که این آگاهی ها به ما برسد سپاسگذارم واز خداوند متعال خواهان آرامش بیشتر برای دریافت آگاهی هایی که عمل می آورد،هستم.

    درپناه الله یکتا همیشه شاد وخوشبخت وسعادتمند دردنیا وآخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    زهرا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1334 روز

    تسلیم بودن در برابر خداوند

    و

    اون تیکه که استاد یعقوب و مادر موسی را باهم مقایسه کرد

    چقدر درس داره و چقدر زیباست این حس رهایی و خیال راحتی و البته چقد سخته برای من که همیشه یاد گرفتم به عقلم اتکا کنم .

    ولی چیزی که تو ذهن من میاد و خیلی پررنگ میشه با شنیدن داستان پیامبران

    اولین چیزی که تو ساختار ذهنم شکل گرفته و چقدر هم اشتباه اینه که

    همه ما آدم ها مخصوصا انبیا که الگو بشریت بودن یه داستان از قبل نوشته شده توسط خداوند داشتن

    یعنی تمام این اتفاقات که براشون رخ داده از قبل نوشته شده بوده و به هر حال قرار بوده رخ بده و این حس رو میده که ما انسان ها بی اختیاریم و مثل برگی در باد به هر طرف می‌رویم.

    اما در قدم دوم استاد کاملا به من فهموند که اشتباه . حتی خدا هم از آینده ما خبر نداره و ما موجوداتی هستیم دارای اختیار که آینده خودمون رو میتونیم تغیر بدیم .

    همیشه پیش‌فرض‌های ذهنم اینه که …بله دیگه یوسف قرار بوده تو چاه بیفته باباش قرار بوده کور بشه ابراهیم قرار بوده بره تو آتیش و…..

    و همه شون هم می‌دونستن که قرار این اتفاقات بیوفته و آماده بودن چون انسان های خاصی بودن و بخاطر همین اصلا هم ترسی نداشتن و همیشه اوکی و ریلکس بودن

    خوب من که اینجوری فکر میکنم دیگه چه درسی از قرآن و سرگذشت انبیا میتونم بگیرم ؟

    منکه تو زندگی عادی خودمم همین پیش‌فرض‌ رو دارم دیگه چجوری میخوام اختیار زندگیم رو دست بگیرم

    درست من دوسال با استاد آشنا شدم اینجا عضو شدم رو خودم کار کردم بهتر شدم نتیجه گرفتم دارم ادامه میدم ولی الان که اینو فهمیدم مخم سوت کشید گفتم وووووااااوووو

    چه ترمز مخفی بزرگی

    بابا عجب قفلی داره این ذهن من

    خداروشکر که فهمیدم حالا روش کار می‌کنم تا درست بشه تا اصلاح بشه

    تا بره تو ذهنم بره تو ناخودآگاهم که ما انسانها خودمون آیندمون رو خلق می‌کنیم

    خدا هیچی برامون ننوشته

    ما ربات برنامه ریزی شده نیستیم

    خداوند قدرتمند و ما رو هم قدرتمند آفریده

    قدرت در دست گرفتن زندگیمون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4075 روز

    به نام فرمانروا

    سعی کردم جهان را درک کنم‌ اگر آدم بدونه این جهان یه پروردگاری داره که همه چیز رو مدیریت میکنه یه سری باورها را اول باید بپذیریم بعد بریم سراغ تسلیم

    1-یه خدایی هست،یه ربی هست،رب به معنای توانمندی ، در کنترل داشتن و نگهداشتن همه چیز.یعنی خالق و creator

    اون خدا که جهان را آفریده و داره مدیریتش میکنه در تمام ابعاد بی نهایت از من آگاه تره. بی نهایت راه ها رو بهتر میدونه. بی نهایت مدیر و مدبر بهتریه از مغز من.و آن‌وقته که من میتونم بهش اعتماد کنم و بهش تسلیم باشم.

    شما فرزندی را در نظر بگیرید وقتی بدنیا میاد هیچ کنترلی روی خودش نداره و کاملا تسلیم مادره.در تمام ابعاد.از اینکه خوراک بهش برسه،گردنشو نگه دارن،دستشویی اش را مراقبت کنن.

    ما داریم در مورد خداوندی صحبت میکنیم که اصلا قابل مقایسه نیست انرژیش با انسان، یک کودک با مادر ، من بزرگسال با خداوند، وقتی آدم اینا رو درک کنه میاد میگه خدایا من تسلیم اعتماد میکنم، توکل میکنم به تو،و اگر بتونم این کار رو انجام بدم خدا هدایت میکنه. چی میشه که خدا هدایت میکنه موقعی که ما تسلیم باشیم.چی میشه که ما تسلیم میشیم موقعی که بفهمیم ما چه جایگاهی داریم و خدا چه جایگاهی داره. اونوقته که اجازه میدیم خداوند هدایت کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    زیبا قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 911 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم

    امید دارم خدا هدایتم کنه تا اگاهی که امروز به قول دوستان توش شیرجه زدم و بتونم درست بیان کنم

    و این حجم از اگاهی رو بتونم همون شکل که در ذهنمه

    اینجا بنویسم .

    امروز اتفاق عجیبی برام افتاد مثل یه معجزه .

    برمیگردم یکم عقب ، و میخوام از مسیر حرکتم کمی خلاصه وار براتون بگم .

    وقتی هدایت شدم به ایده ی بافت کیف رافیا برای خودم ، قدم برداشتم و حرکت کردم و نخ خریدم و شروع کردم، از همون ابتدا همش هدایتی بود حتی انتخاب نخش ، چون من نخ دیگه ای و قرار بود بگیرم نه نخ رافیا ، فروشنده و همه دست به کار شدن تا من هدایت بشم به اینکه ببافم و بفروشم ، منی که هیچی نمی دونم

    منی که گفتم خدایا چه جوری ،

    فقط تلگرام و دارم و در تو این شرایط چه جوری مگه میشه

    بازم هدایت کار خودشو کرد و بهم گفته شد و منی که انگار چاقو زیر گلوم باشه رفتم و دونه به دونه مغازه ها کارم و معرفی کردم

    هیشکی قبول نکرد که برام بفروشه

    نجواها اومد و دوباره کم مونده بود قدرت و بدم دست همسرم که اجازه نمیده من از طریق های دیگه بفروشم و این حرفا تا اینکه گفتم نه همه کاره خداست

    اینو گفتم و خدا خواهر همسرم و فرستاد و بدون اینکه من بگم خودش قبول کرد کارامو بفروشه

    کمی گذشت و دیدم ایشون اصلا به کار من بها نمیده و ارزش کارمو نمیدونه

    با قیمتای خیلی پایین میفروشع

    گفتم خدا درستع هدایتم کردی ولی ته دلم اشوبع

    اخه ارزش کار من بالاتر از این حرفاس

    خدا گفت صبر کن و ادامه بده

    بعد از سه ماه یه تضادی برام پیش اومد خیلی اتفاقی

    و اون تضاد منو حل داد به اینکه بگم خواهر همسر عزیزم ممنون که برام شدی دستی از دستان خدا

    ولی ممنون میشم بقیه بافتها رو برام بیاری

    و اینجا بود که دفتر این موضوع بسته شد

    حالا من موندم و نجواها ، چه طور قراره بفروشم

    شاید باورتون نشه تو این دو روز خدا از زمین و زمان با من حرف زده ، از طریق پسرم :

    مامان خدا بع من گفته برات مشتری میشه

    قران بارها و بارها باز کردم و دیدم که میگه ادامه بده

    و اما امروز

    گفتم خدا من اون قدر ایمان ندارم که بخوام ببافم و جمع کنم اونجا

    گفتم اصلا این جوری فکر کنم که این کار برلم مناسب نیست و تو برام برنامه بهتری داری من ادمی نیستم روزم و الکی شب کنم .داشتم تو سایت میچرخیدم

    منو کشون کشون برد سمت نشانه ها

    به خدا یه لحظه مغزم کار نکرد

    مگه میشه منو برد به خریدن فصل پنج کتاب رویاهای استاد

    حالا چرا فصل پنج؟

    چون میخواست اینو بهم بگه

    حتی اگر روزهایی رو سپری میکنید که به نظر برسد هیچ کار مفیدی انجام نمیدی به معنی بطالت نیست بلکه برکتی به شما هدیه شده تا اجازه دهی روحت اماده ی مکاشفه ای دیگر باشد

    اماده هدایتی در مسیر دیگر و تنها کارت این است که لذت ببری.

    خدا شاهده دقیقا جمله کتابه

    من دیده بودم ، خیلی ، که خدا جوابمو بده تو کامنتا یا خیلی جاها مثل قران

    ولی به خدا قسم این شکلیشو ندیده بودم

    حتی خدا بهم گفت کامنتم و اینجا بنویسم

    میخواستم تو قسمت همون کتاب بنویسم ولی بازم منو اورد اینجا .

    اونقدر قشنگ منو اروم کرد که تا شب از خوشحالی داشتم گریه میکردم و به حدی از لذت رسیدم که رسیدن به خواستم با من این کارو نمیکرد .

    کتاب و خوندم و خوندم

    انگار خدا داشت با من حرف میزد

    مگه میشه منو بکشونه سمت این کتاب و من بدون مقاومت بخرمش و این حرفا از زبان استادم واقعا باور کردنی نیست

    بهم گفت وقتی ایمان میاری و تسلیم میشی نعمت و برکت میاد سمتت از راه ایده های مختلف

    بعد وقتی کلمه تسلیم و شنیدم اومدم اینجا تو این فایل

    بازم اگاهی بهم داد

    بازم حالم دگرگون کرد

    اخه من این فایل و چند روز پیش گوش دادم ولی انگار اولین با رم بود.

    خدای من

    بازم رفتم سراغ کتاب

    انگار داشت خدا من میکشوند به این ور و اون ور تا بهم بگه باید چی کار کنم

    اولش که گفت نترس این یه فرصته برای رشد بیشترت

    بعد که صفحات بعدی کتاب و خوندم

    بازم معجزه

    گفت:

    اگه به خاطر ترس از شکست نزدیکه که بیخیال ایده هات بشی نترس،

    ایمان داشته باش همون خدایی که این ایده رو بهت داده، قبلا تمام اسباب اجراشو برات فراهم کرده.

    خدا شاهده بازم جمله ی کتاب بود .

    من هنوزم فکر میکنم خواب میبینم

    اروم اروم هدایتم کرد

    بعد خیلی عالی حالم و تغییر داد برای درک بیشتر

    بعد حرف اصلی و زد

    یعنی تسلیم باش ، ایمان داشته باش

    نترس

    این جمله ی کتاب منو زیرو رو کرد

    درسته ، همون خدایی که این ایده رو بهم الهام کرد ، قبلا

    برام اجراش کرده ، فقط منتظره ایمان منه

    خدایا من در این لحظه تسلیم ترین حالت ممکن و دارم

    خدایا من اجاره میدم در هر لخظه هدایتم کنی

    خدایا شکرت برای اگاهی امروزم

    خدایا شکرت برای رشد امروزم

    خدایا شکرت برای ایمان بیشتر امروزم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      M گفته:
      مدت عضویت: 643 روز

      سلام خانم قاسمی عزیز

      من‌الان داشتم فکر میکردم چرا بیکارم الان و جواب خداوند در کامنت شما بود:

      حتی اگر روزهایی رو سپری میکنید که به نظر برسد هیچ کار مفیدی انجام نمیدی به معنی بطالت نیست بلکه برکتی به شما هدیه شده تا اجازه دهی روحت اماده ی مکاشفه ای دیگر باشد

      اماده هدایتی در مسیر دیگر و تنها کارت این است که لذت ببری.

      وای خدای من که خداوند با یک حرف چندین نفر هدایت می کنه

      سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: