تسلیم بودن در برابر خداوند - صفحه 39 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری تسلیم بودن در برابر خداوند
    382MB
    59 دقیقه
  • فایل صوتی تسلیم بودن در برابر خداوند
    57MB
    59 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

934 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اکرم برزگری گفته:
    مدت عضویت: 1006 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خدایاتنهاتورامیپرستم وتنهاازخودت یاری میخواهم

    سالها روزانه چندین بارعربی این کلمات راتکرارکردم بدون هیچ حسی ودرکی

    خدایاسپاسگزارت هستم که هدایتم کردی وراه رانشانم دادی

    سپاسگزارت هستم برای درک قوانینت باهمین مدارودرکم تااین لحظه

    سپاسگزارت هستم که هدایتم کردی به سمت نوروروشنایی

    سپاسگزارت هستم برای حس وحال خوبم

    درسته سالهاتونمازهای ازسرعادت هرروز میگفتم خدایاتنهاتورامیپرستم وتنهاازتویاری میخواهم ولی قلبی نبودن برای تایییدگرفتن ازبقیه نماز می‌خواندم که بگن چقدمسلمونه وسروقت نمازش رومیخونه

    ولی خدای مهربانم بااینکه به نیتم آگاه بودبازهدایتم کرده سمت نورخودش ومراازظلمات بیرون اورد

    خدا یاراهل ایمان است آنان را از تاریکی های جهان بیرون اردوبه عالم نوربرد

    با تمام وجودم حس کردم معنی آیه الکرسی که خداوند همیشه همراه من هست هدایتم می‌کنه

    استادعزیزم سپاسگزارت هستم که با شنیدن هرفایلی ازشمادوباره به مسیربرمیگردم ونجواهاراساکت میکنم که مسیرم درسته وهمین احساس خوب همین آرامشی که دارم،همین که دارم لذت میبرم ازشنیدن این حرف ها،همین که باخوندن کامنت عزیزان اشک شوق میریزم خوشحال میشم برای موفقیت هاشون ،دیگه ناراحت نمیشم چرا،چطوراین هاواضح صدای خداوندرومیشنونند،چطورباشجاعت عمل میکنن

    بلکه تاساعت هاتواحساس خوب میتونم بمونم برای این حس وحال خوب دوستان عزیزم

    که اینا تونستن وبراشون اتفاق افتاده برای من هم میشه اگه تومسیرباشم ،اگه ادامه بدم ،اگه فقط دستاوردم همین حس خوب وارامش باشه برام کافیه

    من خیلی تواین مسیرپیشرفت کردم منی که ازهمه انتظارداشتم،همه رومقصرمیدونستم،ازهمه شاکی بودم الان خیلی آرومم وهرروزدارم سعی میکنم بهتروبهتربشم دارم تلاش میکنم از داشته هام که برام عادی دارن میشن لذت ببرم چون زمانی حسرت داشتن همین هایی رادارم که امروز دارمشون

    خدایا شکرت برای نوشتن همین کامنت که چند ماهی میشه نمی‌تونستم بنویسم وهربارنجوامیومدکه میخای از کدوم دستاوردمالی بنویسی توکه موفقیتی نداری دربرابر این حجم ازموفقیت بچه های سایت ولی شکرخداامروز تونستم بنویسم والان دلم خیلی بازشده و احساسم خوبه وبه گفته استادم احساس خوب همه چیه پس باحال خوب به هرآنچه دوست دارم میتونم برسم

    خیلی این آیه رودوست دارم که

    از سعیده وحمیدامیری عزیز یادگرفتم دوست داشتم این جاهم بنویسم چون باخوندنش خیلی احساسم خوب میشه

    هیچ کس نمی داند چه چیزهایی که مایه شادمانی وخوشحالی آنان هست به پاداش اعمالی که همواره انجام می داده اند برای آنها پنهان داشته اند

    سوره سجده آیه 17

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    ضحی نکویی گفته:
    مدت عضویت: 754 روز

    سلاممم به استاد عزیز و اعضای عزیز خانواده سلیت عباس منش

    چقدر قشنگ قوانین رو میشه به مرور زیبا تر و واضح تر درک کرد

    مدت ها بود مسئله ای (راجب انتخاب رشته و آیندم )ذهنم رو درگیر کرده بود

    هر روز نشونه میگرفتم و از حدا میخواستم راهو نشونم بده ‌

    اما دریق از اینکه به خدا میگم نشونم بده اما چشمم رو رو نشونه هاش بسته ام

    شاید باورتون نشه ولی این فایل رو من قبلا بار ها گوش کرده بودم و چندین بار هم همین اخیر چون توی نشونم بود .‌‌..

    اما الان که مجدد داشتم گوش میدادم گفتم که عه این که جواب همه سوالات منو داره ‌‌‌

    یعنی توکل و توسل صد به خدا

    من میدونم که دوست دارم موفق باشم

    اما شغل و رشته و مسیر و علایقم رو باید بسپارم دسته خودش که قدم قدم بهم نشون بده

    و چقدر حس خوبی داره که بدونی یکی هست که داره توی ای مسیر هر قدم همراهیت میکنه و راهو نشونت میده

    خداجون صد هزار مرتبههه شکرت ️

    و همینطور ممنونم از شما استاد عزیز بابت اگهاهی هایی که بمون میدید ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2253 روز

    سلام استاد

    این یکی از اون دوره های توحیدیتونه

    که واقعا به تنهایی ملیون ها دلار ارزش داره

    اصلا رایگان نیست

    استاد راجب تسلیم بودن گفتین

    اینکا ما مثلا یه خواسته ای داریم

    و مسیر رسیدن به اون خواسته رم میخوایم خودمون تعین کنیم

    و مقاومت داریم در برابر جریان هدایت خداوند

    مثلا استاد من یه خواسته ای داشتم از خداوند

    و یه اتفاقاتی میوفتاد و من همش مقاومت داشتم

    خدا منو از مسیرهایی میبرد که خیلی مقاومت داشتم و میلرزییدم میترسیدم

    نزدیک بود از ترس جونم دربیاد

    ولی وسط اونهمه ترس یکی بهم گفت آروم باش من کنارتم

    آروم باش هرخواسته ای داری من از رگ گردن بهت نزدیک ترم به خودم بگو

    آروم باش این اتفاقات همش خیره

    این آدما این شرایط این موقعیت همش خیره

    باور کن خیره

    من تورو هدایت کردم تو با هدایت من جلو اومدی همیشه از من هدایت خواستی منم اینجا هدایتت کردم آروم باش همه چی خیره

    تو از زاویه ای بهشون نگاه کن که بهت احساس خوبی بده

    مثلا این شرایط چه خیری برات داره

    1.نزدیک شدن به خداوند

    2.شناخت بیشتر خودم

    3.محیط شدن به باور سازی و انجام تمرینات و دوره ها

    4.شناخت سیستم

    5.کنترل ورودی ها

    6.دور شدن از چیزای نامناسب

    7.گرفتن اعتماد به نفس از درونم

    8.و خدامیدونه با قوی شدن این ویژگی ها توی درونم از چه چیزای احتمالی توی آینده جلوگیری میشه و چه خیر هایی برام داره

    9.باعث میشه دیگه از خیلی چیزا نترسم مثل استاد که قبلا میترسیدن ولی الان ترسشون خیلی کمتر شده

    خدای من چه شخصیتی داره از من ساخته میشه

    استاد من همیشه از شرایط به نفع خودم استفاده کردم برای همین همیشه درحال پیشرفت بودم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      زیبا قاسمی گفته:
      مدت عضویت: 911 روز

      سلام هانیه جان

      بسیار بسیار سپاسگزارم برای اینکه نوشتی

      نمی دونم چی بگم واقعا موندم تو کارای خدا ، انگار از طریق کامنت شما قشنگ با من خرف زد و انگار جونی دوباره بهم داد

      اجازه نداد سوالم از ذهنم رد بشه و سریع پاسخ داد

      خدایا شکرت برای هدایتت به این کامنت

      زیبا

      هانیه جان من همیشه تحسینت میکنم برای رشد روز افزونت و برات ارزوی بهترینها رو دارم دوست خوبم.

      چقدر روان و شیوا نوشتی و چقدر حالم و دگرگون کردی

      بسیار سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محمد حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2247 روز

    خدایا هر آن چه دارم از آن توست

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته پر از انرژی و دوستان هم فرکانسیم انشالله که همیشه حالتون خوب و عالی ترین باشه

    خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم

    ما را به راه راست هدایت بفرما

    راه کسانی که به آنها نعمت دادی

    باور کنید استاد بعد از چندین سال نماز خواندن تا با الان معنی این چندتا از سوره حمد رو آنقدر خوب و عالی به جونم نچسبیده بود

    سریع هم استفاده کردم و جواب هم گرفتم

    یاد اون صحبت از دکتر علی شریعتی افتادم که فرموده بود من رقص آن دختر هندی رو خیلی بیشتر از نماز خواندن خیلی ها قبول دارم

    چون نماز خواندن از روی عادت هست و تکلیف و ان رقص روی عشق هست و علاقه

    چقدر خوب هست اگر فقط بتونم همین فایل از استاد رو فقط فقط همین فایل رو توی زندگیم به معنای واقعی و عملی استفاده کنم که دیگه نور علی نور میشود

    و بتونم آنقدر غرق در تسلیم شدن به خدا بشوم که خدا هم انقدر من رو هدایت کنه که اوج در خوشبختی و احساس خوب بشوم

    و چقدر بازم برام جالب بود معنی کلمه اسلام که خیلی فراتر از دین و مذهب باید رفت و شد تسلیم درگاه الهی و اینم برام چقدر خوب و دلچسب بود که خدا فرموده به حضرت محمد فرموده پیرو دین ابراهیم باش یعنی موحد باش و برای خدا شریکی نیابد قائل شد اینقدر این فایل کلمه به کلمه اش دلچسب و زندگی بخش هست که میشه در موردی هزاران جمله گفت

    اونجایی که استفاده به ندای قلبشون گوش میکنند و ساعت 1/5 شب حرکت می‌کنند به سمت خیابان و…. .

    این یعنی که من ایمان کامل دارم

    این یعنی که من چقدر آگاهانه از قوانین استفاده میکنم

    این یعنی اینکه برام فرقی نمیکنه توی چه موقعیتی باشم فقط به ندای قلبم میگم چشم و سمت خودم رو بدون چون و چرا و اینکه با عقلم مشورت نمیکنم و حرکت میکنم

    این یعنی اینکه بعد از هدایت شدن حالا باید ببینم من باید چکار کنم و‌چی از این هدایت باید تجربه کنم

    مثال حضرت موسی و مادرش

    حضرت یعقوب و یوسف

    کلا مو به بدنم سیخ شد که چقدر آگاهانه باید به داستان های حتی زندگی خودم نگاه کنم که موقعی که خودم رو تسلیم کردم و سپردم خدا چه اتفاقات خوبی که توی زندگیم تجربه نکردم

    که چقدر توی این زمان آروم نبودم و با عشق زندگی کردم

    من یادم نیست ولی میدونم آشنایی با استاد هم مطمین هستم یه روزی از. خدا خواستم و خودم رو رها کردم و تسلیم که الان بعد از چند سال اینجا هستم و دارم هر روز از زندگی بیشتر و بیشتر لذت میبرم

    داستان هدایت دوم استاد که چقدر ماهرانه این اتفاق برای استاد افتاده و چقدر مو به بدنم سیخ شد

    جالب اینجاست برای خودم که این داستان رو توی فایل های مختلف چندین بار از استاد شنیده بودم ولی این بار از جهت دیگه وارد وجودم شد و….

    خدارا هزاران مرتبه شکر میکنم بابت وجود استاد نازنین و مریم خانم شایسته و استاد عرشیان فر که باعث شدن آگاهی این فایل به من برسه و اینجوری که دوست دارم با جون و دل چ عشق بهش گوش کنم

    و خود خدا هدایتم کنه و من این اجازه رو به خدا میدم که من رو به این سمت و سو ببره که خیلی راحت آگاهی این فایل رو به صورت عمل در زندگیم‌ ساری و جاری بشه

    خدایا هزاران مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    زهرا جوهری گفته:
    مدت عضویت: 2220 روز

    سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم

    اگه بتونیم بصورت عملکرد واقعی وآگاهانه به خواسته مون نچسبیم وفقط به همون مسیری که می‌بینیم اصرار نکنیم واینقدر انرژیمون رو هدر ندیم وخداوند رو محدود نکنیم

    هم آرامش داریم ،هم وابسته نیستیم به نتیجه ای که حتی ممکنه خداوند با رهایی ما نتایج بزرگتر رو زودتر از اونی که تصورش رو بکنیم در تمام ابعاد براحتی از راهی که نمیدونیم بهمون بده

    بخصوص وقتیکه مغرور نمیشیم ورها هستیم

    براحتی هر لحظه از خداوند سوال میکنیم که اگر مسیر بهتری میدونه که من آگاه نیستم کمکم کنه

    که نشونه ها وهدایت خودش رو واضح تر ببینم وعمل کنم ومحدود به مسیر خودم وخواسته کوچکم نباشم

    من باید با کنترل ذهنم اجازه بدم خداوند براحتی هدایتم کنه وروی خودم حساب نکنم،چون اگه بلد بودم که تا حالا نتیجه گرفته بودم که نه ترسی داشتم ونه غمی،نه اینکه کوچکترین چالشی بتونه افکار من واحساس من رو درگیر کنه

    مثال جنگل من رو آگاهتر کرد به عملکردم که چون آگاهی به اینکه بعدا چی میخاد اتفاق بیفته ندارم وچیزی نمی‌بینم بهمون چند قدم جلوتر که میبینم اکتفا میکنم ومسیری که ظاهرا بهتره وبرای من مشخصه وبرام آشناتره میرم ومجدد سیکل معیوب تکرار میشه

    چون نشونه هایی که برای مسیر نا آشنا وبه ظاهر سخت میاد رو ازش میگذرم وفکر میکنم دیرتر به نتیجه میرسم وروی عقل خودم حساب میکنم،چون به نتیجه وابسته هستم

    بار ها شده در شرایطی که فقط حرکت کردم بعد قدم به قدم رشد خودم وکمک افرادی که الان خودشون هم متعجبند چطور اون زمان کار براحتی

    انجام شد، هم با احساس خوب من وهم احساس

    خوب خانواده ونتایج خوبی ایجاد کرد واز راه‌هایی هدایت شدم وخداوند کارهام رو انجام داد،که هر لحظه باید یادآوری کنم تا مسیر برام هموارتر بشه

    وباید روی عقل وهوش خودم بدنبال نتایجی که میگیرم حساب نکنم ویادآوری کنم وقتی تسلیم شدم انتخابی که داشتم مسیر درست بوده وگرنه

    اگر هدایت‌های ونشونه ها رو نمیدیدم وبهش توجه نمیکردم مثل قبل فقط دور سر خودم میچرخیدم ونتیجه براحتی نمیگرفتم

    برای زندگی راحت تر وساده تر هرلحظه برای هر کاری ازش سوال کنم وهدایت بخام،که بهتر از قبل عمل میکنم وسوالات خیلی مسیرم رو شفاف تر میکنه وبهم آرامش میده،چون قدم به قدم جلو میرم وذهنم نگران عدم آگاهی که دارم نیست ونجواها بهتر کنترل میشه ومسیر تکاملی راحت تر طی میشه

    تفاوت نگاه مادر موسی وحضرت یعقوب ونتایج اونها نشون میده که وقتی مادر موسی تسلیم هدایت خداوند میشه چقدر زود نتیجه میگیره که چند ساعت بعد که نوزاد نیاز به شیر داشته براحتی به بچه اش میرسه واحساس خوب وآرامش رو تجربه میکنه وحتی برای این کار پاداش هم میگیره واتفاقات خوب پشت سر هم تجربه میکنه بدنبال تسلیم شدن واحساس خوب داشتن وکنترل نجواهای ذهنی که راحت هم نبوده

    ودر مقابل حضرت یعقوب با وابستگی که به یوسف داشته وتسلیم در اون لحظه نبوده ونتونسته ذهن خودش رو کنترل کنه تا هدایت خداوند رو ببینه وچندین سال این احساس بد ونگرانی باعث میشه بینایی خودش رو از دست بده وبعد زمانی که تسلیم میشه خداوند کمکش میکنه

    من باید بپذیرم که نمیتونم همه چیز رو کنترل کنم

    وامکانپذیر نیست وفقط مسیر زندگی ام رو سخت میکنم وخودم رو از نعمتها وآرامش که میتونم تجربه کنم دور میکنم ومسیر سنگلاخی رو انتخاب میکنم

    هر روز با سوال کردن از خودم وخدای خودم در مورد خواسته هایی که دارم سعی کنم در مسیر هموار قرار بگیرم وبا شناخت بیشتر از خودم به افکار وباورهام آگاهتر بشم تا آرامش بیشتری تجربه کنم

    اگه من آزادی وراحتی وآرامش رو میخام باید متعهد شوم که هر لحظه از خودم بپرسم که چرا این خواسته رو دارم تا ذهنم در مورد اون خواسته شفاف بشه وبه نتیجه رضایت بخشی با هدایت خداوند برسم

    گیر ندادن به یه خواسته هم انرژی کمتری میگیره

    هم مسیرهای بهتری رو با نعمات بیشتر در شرایط وزمان خودش که برای مابهتره خداوند آماده میکنه که وقتی می‌رسیم سورپرایز میشیم وبعدش خدا رو شکر میکنیم که خواسته ای که بهش چسبیده بودیم رو رها کردیم ودنبال اون رهایی هم ظرفمون بزرگتر شده،هم صبورتر شدیم وهم با رسیدن به نعمتها دیگه هیجان زده نمیشیم چون مسیر خلق کردنش رو یاد گرفتیم وفقط تسلیم میشم ودر حال زندگی می‌کنیم وراحت تر نجواها رو کنترل میکنیم

    براحتی با دیدن نشانه ها با آگاهانه عمل کردن ورهایی که داریم وقتی به خواسته نچسبیم راحت تر به نشونه ها عمل می‌کنیم وتغییر مسیر میدیم ومقاومت نمی‌کنیم حتی اگه براش زحمت کشیده باشیم وکلی برنامه ریزی کرده باشیم،به درسهایی که در مسیر گرفتیم اکتفا میکنیم وبراحتی تغییر مسیر میدیم وتسلیم هدایت خداوند میشیم

    وبعد که نتیجه گرفتیم با ایمان بیشتر آگاهانه هر لحظه با تسلیم بودن آرامش بیشتری خلق میکنیم

    از خداوند میخام کارهایی که لازمه در مسیر خواسته ام انجام بدم رو بهم بگه وهر روز سوالاتم مسیرم رو واضح تر کنه تا به خودشناسی بهتری برسم وباورهام وتغییر بدم ودیدگاهم در مسائل مختلف به سمت بهبود خودم تغییر کنه ومن آماده دریافت هدایت خداوند ورسیدن به خواسته ام باشم واز کنترل کردن همه جوانب زندگی ام دست بردارم تا آرام باشم وهدایت رو دریافت کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1224 روز

    به نام خدایی که برام کافیست

    خدای بخشاینده و مهربان خدای رحمان و رحیم خدای غفور رو رحیم

    خدای سمیع و بصیر خدای آگاه و عالم و دانا و توانا خدایا من در برابرت عاجزم و تسلیمم تو کمکم کن کارهامو برام انجام بده به راحتی و آسانی

    سلام به استاد عزیزم استاد توحیدیم

    و سلام به خانم شایسته عزیز

    استاد ممنونتم بابت این فایلهای رایگان که هزاران نکته پر مفهوم و ارزشمند درونش هست فقط باید درک کنی و تو مدارش باشی

    خدایا شکرت که امروز این آگاهی‌ها رو روزیم کردی ممنونتم سپاسگزارتم

    وقتی روی آگاهی و دانایی و توانایی

    و علم و قدرت خداوند حساب میکنی اونم از ته قلبت بعد میبینی چکار میکنه برات که اشک شوق می‌ریزی و سجده شکر بجا میاری

    استادعزیزم از روزی که این فایل رو دیدم و چندین مرتبه گوشش کردم

    آگاهیم تو چندان شده و قدرت گرفتم اومدم نشستم نوشتم عجز و ناتوانیم رو در برابرش گفتم خدایا من عاجزم ناتوانم تو قدرته مطلقی من همه رو از تو میخواهم چون من نمی‌توانم کاری انجام بدم من تسلیمم و از ته قلبم قدرت و عظمتشو پذیرفتم باور کردم درکش کردم و فهمیدم با تمام وجودم

    و چقدر آروم ترم چقدر حسم عالیه

    چقدر حالم خوبه چقدر حس میکنم با تمام وجودم که خدا دستمو گرفته داره میبره تا اتفاقات خوب رو ببینم خبرهای خوب رو بشنوم انسانهای خوب رو ببینم رزق و روزی زیاد داره به من میده مشتری ها رو داره میاره

    کسب و کارم داره رشد میکنه و خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر میکنم خدایا شکرت ممنونتم سپاسگزارتم

    که امروز داری هدایتم میکنی و دستمو گرفتی

    استاد عزیزم من همه این رشد و آگاهی و آرامشو شادی و سلامتی و ثروت و توحید و ایمان و خداشناسی و خیلی چیزهای دیگه رو مدیون شما هستم شما دستان خداوند هستین برای من و منو خودش هدایت کردی به سمته شما

    استاد عزیزم امروز یه مشتری اومد مغازه ام خرید کرد بعد به من گفت شما از این بنرهای چوبی بذارین دم در تا متوجه بشن اینجا مغازه ست من 6 ماه اینطرف میشینم ندیدم شما رو و منم چون یاد گرفتم در جوابش با آرامش و حس خوب و حس کردم میگم با تمام وجودم و از ته قلبم خدا کنارمه گفتم خدا برای من تبلیغ میکنه من خدا رو دارم و او برام کافیست الان هم اون خدا شما رو برام آورد وگرنه من توانایی ندارم و با یه حال خوب قبول کرد و گفت راست میگین همه چیز خداست انگار یه جورایی اونم فهمید خدا کارهامون رو انجام میده ما هیچیم

    استاد عزیزم من به خدا وصل شدم و با قدرت او قدرت گرفتم امروز با تغییرات زیادی وارد مغازه شدم

    اون کبری دیروز نیستم کبری تسلیم و عاجز در برابر خدا شدم و همه رو به خودش سپردم رها و آزاد و ایمان قلبی دارم برام همه رو قشنگ درست میکنه خدایا شکرت سپاسگزارم

    خدایا من سپاسگزار مهربانیت هستم

    خدایا من سپاسگزار ربوبیت هستم

    خدایا من سپاسگزار قدرت و تواناییت هستم

    خدایا من سپاسگزار غفار بودنت هستم

    استاد عزیزم من ممنون شما دو عزیز هستم که هر روز در این سایت الهی و خداپسندانه هزاران نکته مهم رو که باعث رشد و پیشرفت ما می‌شود یاد میگیریم و زندگیمان هر روز چرخش روان و روانتر می‌شود و داره به سوی خوشبختی زیاد زیاد میره

    چکار کنم که این نتایج پایدار باشه ؟

    باید هر روز و هر ثانیه به خودم یاد آور بشم این فایلها رو گوش کنم و عمل کنم

    تا آخر عمرم ورودیهای خوب به ذهنم بدم

    و هر ثانیه کنترل ذهنم دستم باشه و هر قدمی میخوام بردارم از خداوند هدایت بخواهم و روی قدرتش حساب باز کنم

    به امید روزی که نتایجم پایدار بشه میام و مینویسم برای شما عزیزای دلم

    استاد عزیزم و مریم جانم بهترین‌های خداوند نصیب دل مهربونتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    زهرا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1334 روز

    تسلیم بودن در برابر خداوند

    ریشه یک خواسته

    چرا من ثروت رو میخوام ؟

    چونکه من با ثروت میتونم بیشتر با خودم تنها باشم یک تنهایی و سکوت خود خواسته توام با آرامش قلبی و ذهنی

    مثلا در خیالم تصور می‌کنم ساعت ها در هواپیما هستم و از پنجره ابرها آسمان و آبهای روی زمین رو میبینم و غرق در تفکر میشم غرق در خودم

    مثلا تصور می‌کنم با ماشین شخصی خودم میرم به بهترین پاساژ تهران و میچرخم و میچرخم و لباسهایی که خوشم میاد رو می‌خرم اگر هم گرسنه شدم میرم رستورانی کافی شاپی خلاصه اینم همون غرق شدن تو خودمه که خودم رو تو لباسای مختلف تصور کنم با رنگ‌ها و مدل های جورواجور

    تصور می‌کنم برای نهار و شام دیگه پای اوجاق واینمیسم و غدایی که بخوام رو به راحتی سفارش میدم اینجوری وقتم رو برای خودم و تنهایی خودم صرف می‌کنم میتونم فایل گوش بدم بافتنی ببافم

    تصور می‌کنم همه دوره های استاد رو خریدم و دارم گوش میدم و تمرین میکنم اینم باز خودشناسی اینم باز تنهایی با خود

    اینکه همش ‌میگم تنهایی دلیلش این نیست که دوستندارم در کنار خانوادم باشم ‌ من عاشق شون هستم ولی دلم میخواد خودم انتخاب کنم کی پیششون باشم کی نباشم

    تصور می‌کنم برای خودم ی خونه دارم که وقتایی که دلم میخواد تنهایی میرم اونجا و فقط خودم و خودم هستم خودم و خدای خودم .

    تصور می‌کنم لباس غواصی پوشیدم و به اعماق دریا رفتم و اونجا تاریک و تنهابا خودم و خدای خودم

    تصور میکنم دوچرخه رو برداشتم و تو یه پیست جنگلی میرم و میرم و لذت می‌برم

    همه اینا بخاطر اینکه من تنها باشم و از زیبایی ها لذت ببرم و با خدا حرف بزنم مشغله و دغدغه نداشته باشم و به قول استاد آزادی رو در همه زمینه ها تجربه کنم .

    حس قدرت حس اینکه من اختیار دار تمام ابعاد زندگیم هستم . چون وقتی ثروت دارم بی‌نیاز هستم . من از خداوند بی‌نیازی رو میخوام رهایی رو میخوام تجربه لذت از دنیا رو میخوام . میخوام تا جوون هستم از فرصت هام استفاده کنم چون وقتی پیر بشم دیگه اون شور و شوق و هیجان رو ندارم .

    یادمه بچه 10 ساله ای که بودم خیلی دلم عروسک خرس بزرگ میخواست ازینا که اون زمان رو بورس بود و بهش میگفتن شاسخین . حتی خودمم مقداری از پولش رو جمع کرده بودم حدود 10 تومن . یادمه قیمتش 40 تومن بود . هرچی به مادرم و پدرم گفتم قبول نکردن که نکردن گفتن بدرد نمی‌خوره گرون بی خود بجاش برام یه بلوز خریدن 7 تومن

    بلوز قشنگ بود دوسشداشتم ولی من عاشق خرس بودم

    خلاصه گذشت و گذشت تا نوه اول خانواده به دنیا آمد برای خرید سیسمونی که رفته بودن ی خرس بزگ هم خریدن

    من اونموقه 19 سالم بود بنظرم خرس بامزه ای بود ولی من دیگه نه دوسش داشتم نه عاشقش بودم نه هیچ حسی

    ولی اون جای خالی که تو بچگی تو قلبم ایجاد شد اون حسرت اون شکستن قلبم تو بچگی اونا همه یادم هستن

    من الان صدتا خرس هم قد خودمم بخرم هیچ حسی بهش ندارم

    من اون حس رو تو اون دوران بچگیم داشتم فقط

    قطعا همین الان هم کلی خواسته و آرزو و رویا دارم که براش هیجان دارم

    و به خاطر اون تجربه میدونم اگه الان بدستش نیارم احتمالا چندین سال بعد دیگه اون لذت رو نمیتونم بچشم

    پس هر چیز جای خودش قشنگ و معنا داره

    پس من تا جوونم و دوستدارم باید هزارتا لباس بخرم

    تا جوونم باید سقوط آزاد رو تجربه کنم

    تا جوونم باید مهاجرت کنم

    چون الان اشتیاق دارم

    زندگی من تو همین خونه و شهر و کشور و همین اعداد کم خلاصه نشده زندگیم به وسعت روحم باید بزرگ بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1296 روز

    به نام تنها خالق همراه و فرمانروا و پدررم قدرتمندی برای پرورشم

    مادری عاشق برای محبت عشقم

    به نام چرخنده زندگیم عشق زندگیم

    واقعا از ربم از دونه دونه دستهای ارزشمندش تو ی زندگیم سپاسگزارم بینهایت استاد چشممو باز کردی

    خانم شایسته با فیلمات اجرا کردنشون دیدن بینهایت خواست و لول بهشتم زندگی رویاییمو بردی بالا باللاها

    از خدام که تونستم با بیام تو این مدار شیرین و ارزش ساز و درک کنم وعمل کنم و نتیجه بگیرم

    واقعا رشد باور زهنی که من توی این یه سالو خورده ای حالا دوسال که فک میکنم رابطه عالی با سایت برقرار شد وتونست رفتارهامو تغییر بده خیلی عادتهام حذف و خیلی عادتهام کسب کردم

    الان میبینم چقد نیاز به ابدیت الهی بروز رسانی داشتم واقعا چه به موقعه منو با سایت همراه کرد واقعا خودش میدونه چقد قراره ارزش خلق کرد

    چقد زندگی شیرین کنترل زهنی اسوده داشته باشیم واقعا برای این کسب درامد که هر روز عشقم بهش بیشترو بیشتر میشه با چه زبونی سپاسگزاری کنم

    من نیاز به یادگیری رابطه بودم کلن زهن احساس میکنم خالی بود ودرک عمیقی نداشت توی روابط عشق داشتم ولی اون درک نبود

    باورم خودمو بقیه رو دوس داشتم ولی اینکه عشق بورزم الهام ایده بگیرم تقویت باورهام باشه خلاصه نبود توی جم خیلی لذت نمیبردم تا اینکه مورد بروز رسانی تفکر قرار گرفتم به وسیله ربم فایل های دانلودی ارزشمند واقعا

    بعد اروم اروم قلبمو تازه پیدا کردم

    قلبی که محل ربمه محل همنشین همیشگیمه محل هدایتم محل اتصالم به برقم اتصالم به اصلم اتصالم به عشق وایده و جرات حرکت که واقعا سوخت لازم برای خلق بینهایت الماسه

    واقعا شکرت اینهاهم از دله و که فرمانروام به کل ربه

    ومن تسلیمم زهن تسلیمه قلبه احساس رهایی

    چقدر قشنگ تسلیم بودن چقد شیرین ارزشمند سپردن کارها به رب

    رب که از خوده ما بیشتر عاشق ماست و براش ارزشمندیم بگیم تسلیم اقا ما نوزاده شما هر کار ما پا خودت

    خوراک پوشاک اگاهی کنترل زهن روابط خلق الماسم پای خودت

    و من تسلیم نه به معنایی که دیگه هیچ کار نکنم

    ترمز اصلیی

    تو تقسیم کار کن و هر قدم کوچیک ساده و بی نهایت ارزشمندتو بگو برمیدارم

    نشونه لیست کارهارو گرفتم سپاس

    پرش کن باهم حل کنیم

    من تسلیم همه نظراتتم در مورد همه چیز وهمیشه من میدونم تو صلاحمو میدونی

    من بدنم ظعیفه و خودت میدونی چقد توی کنترل زهنم تضادها منو با خودشون میبرن توی قلبم تسلیم بودنه ولی خیره ولی با کوچیکترین چیزا سر پا بودن زمینو به زمانم به هم میخوره

    از خودت قدرت هدایت میخام

    از خودت تسلیم بودن میخام در برابر نجواها برای انجام قدم هام الهام هات

    تسلیمی همه جانبه

    تسلیم در مورد هدایتت

    تسلیم در مورد بخشندگیات فراوانی هات

    تسلیم توحیدت باشم تسلیم اینکه اقا همه چیزو تو خلق کردی ادعاش پای خودته ومن هیچ ادعایی برای خودم کسی ندارم من فقط خودم خاستم که دستهات باشم وخودت هر کاری لازمه میکنی و ارامشو عشقو تو زندگیم جاری و الماس ارزشمند طرح های که خواسته جهان بوده که با کشیدنشون به دنیا بیان و داره این اتفاق زیبا میوفتخ بی نهایت شکرر و چقد دنیا زیباتر و وایمانو که منبع ساخت این الماسه در جهان گسنترش پیدا میکنه و خودت هدایت میکنی زمانی با فیلترشکن کار میکردم تو سایتی و اتفاقی توی یه فایل یادگرفتم تا وقتی که برات چیزی فیلتره نرو توش و من رهاش کردم ومنتظر هدایتم

    یه کی از اولین تابلوهامو گفت بزار تو دیوار گزاشتم خیلی ترس از فروش داشتم واگهی کردن به لطفش همه شون حل شد

    و همینطور با همراهش با اتصالی قوی داریم پیشمیریم

    مژده خبر های خوب ونتایجی بزرگتر

    24مرداد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    مرضیه خرمی گفته:
    مدت عضویت: 2491 روز

    درود استاد عزیز

    سپاس خداوند بزرگ که هر لحظه مارو هدایت میکنه….

    ساعت 1:30 شب در حالی که مشغول کنکاش درونم بودم ناگهان مفاهیمی برام باز شد و هدایت شدم به سایت تا بنویسم….

    چند روز پیش ،یک لحظه در ذهنم گذشت که بیام و یه فایلی رو توی سایت چک کنم ،البته باید بگم خیلی وقته اصلا به سایت سر نزده بودم و جرقه ای در ذهنم

    منو به سایت کشوند که الان اصلا دیگه یادم نیست دنبال چه فایلی بودم….

    به محض ورودم به سایت این فایل رو دیدم که تازه آپلود شده بود…تسلیم بودن در برابر خداوند….چه هدایت قشنگی بود ،همون لحظه که نیاز داشتم….

    مدتی بعدش تونستم درک کنم که چقدر عجیب به سایت و این فایل هدایت شدم….

    استاد عزیز اولین بار که فایل توحید عملی قسمت 11 رو شنیدم و رسید به قسمت به عجز رسیدن مغز من یا هویت شکل گرفته من به شدت مقاومت کرد که این چه جور خداییه که بنده هاشو در چنین حالتی میخواد ملاقات کنه و….حسم کلا خراب شد قاطی کردم و یه لحظه از خود بی خود شدم و کنترل ذهنم از دستم رفت و عصبانی شدم و خب این گفتگوها و مقاومت شدید ذهن مال یه آدم تازه وارد نبود….

    اما به لطف خدا مدت زیادی طول نکشید که برگشتم به مسیر آرامش….

    مدتی بعد در حال مشاهده اتفاقی بودم که رخ داده بود،با قسمتی از وجودم روبرو شده بودم که برام ناشناخته بود،با خودم میگفتم این چی بود…

    خب نتونسته بودم اون جمله رو درک کنم و بعد از واکنشم هم نمیتونستم بفهمم چرا عصبانی شدم…احساس عجیبی بود….

    باوجود اینکه تصمیم گرفته بودم دیگه این فایلو گوش ندم اما از اون روز توحید عملی قسمت 11 رو بارها گوش دادم و هر بار بیشتر درکش کردم…

    در این فایل هم شما به عجز رسیدن اشاره کردید و احساس میکنم تکمیل کننده خوبی برای قسمت 11 توحید عملی باشه ،راستش الان دیگه از شنیدن این فایل ها لذت میبرم…

    امشب در حال کنکاش درونم به حالت عجز رسیدم…

    و یک مرتبه مفاهیمی درونم شکل گرفت….

    چرا باید به عجز برسیم؟

    چون عجز جاییه که بهت فشار لازم وارد میشه تا دست از اطلاعات خودت برداری و راه رو برای ورود خداوند باز کنی…

    مثل فشار لحظه آخر برای خروج از پیله ، پیله ای از افکار محدودکننده…

    چون جاییه که تو داری راه رو برای تغییر باز میکنی و وارد مرحله وسعت دادن خودت میشی…

    تا قبلش داری تلاش میکنی خودت تنهایی حلش کنی با اطلاعات محدود

    اما

    باید دست از خودت برداری و او شوی….

    چقدر راه داریم تا خدارو بشناسیم….

    چقدر نمیدونم های ما زیاده…

    موضوع اعتماد کردن به خداونده ،موضوع باور کردن اینه که اطلاعات مغز ما فقط به اندازه یه زندگیه ،ما واقعا اندازه ذره ای هم نمیتونیم علم خداوند رو درک کنیم حتی اگر فیلسوف و دانشمند باشیم،ما تقریبا هیچی نمیدونیم مثل همون بچه که تازه به دنیا اومده و هیچی از جهان اطرافش نمیدونه…

    شاید مغز بگه من میدونم اما وقتی عمیق میشیم متوجه میشیم که واقعا اون چیزهایی که با چشم میبینیم ،همون چیزی نیست که واقعا مغز ما داره درکش میکنه…

    و خدا میدونه چقدر مفاهیم با درک نادرست وارد مغز شده که با حقیقت فاصله زیادی داره….

    و حالا در سطح فکر میکنیم از همه چیز خبر داریم ،میدونیم و بلدیم….

    همین بلدم و میدونم هاست که جلوی وسعت گرفتن مارو گرفته…

    خدا فقط میخواد وسعت پیدا کنی و حالت عجز در برابر خداوند هم راهی که تورو وسعت بده….

    شکر و سپاس خداوند بزرگ

    شکر و سپاس برای وجود ارزشمند شما استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 733 روز

    سلام به استادوهمه دوستان

    چقدراین مثال جنگل زیبا بود که گفتید

    دقیقا ازوقتیکه تواین چندماه اخیر رفتارهام تغییرکرده احساس میکنم فعلا از باتلاق دراومدم بعداز 10سال

    الان تویک جنگل خیلی زیبا وهوای افتابی با یک تیپ عالی لباسهای شیک کفشهای پاشنه مدادی ده سانتی و ویک کیف خیلی شیک دستی تودستم

    الان توجنگل زیبا هستم وبچمم دستش تودستمه ودنبال جاده اهدافم میگردم که خدا داره قدم به قدم بمن میگه ازکدوم طرف برم جاده روپیداکنم

    واحساس میکنم ازاونطرف جاده هم یک عشق ابدی تخته گازداره میاد که منو بچموپیداکنه سوارماشینشه وازبک جاده سرسبز با صدای گنجشکها ویک جاده اسفالت داره میاد باهدایت خدابه سمتمون ناخوداگاه یک ماهه تواین فکرهستم که امروزهدایت شدم به این فایل وشمامثال جنگل رو زدین گفتم خدایا من چرا اینجوری شدم!! استاد چندماه قبل این مثال زده من یکماهه خودمو تواین جنگله بابچم گم شده میبینم واحساس میکنم همسرایندمم داره تخته گازمیاد دنبال منو بچم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: