این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/08/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-08-08 08:57:552024-08-08 09:05:31تسلیم بودن در برابر خداوند
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقد شما وجودتون معنوی هستش خدارشکر دارمتون خدارشکر هرروز میتونم صداتون رو بشنوم گاهی انقد آرامش به قلب من رسوخ میکنه که دلم میخاد رمان متوقف بشه و من همون لحظه فقط صداتون بشنوم
خدایاشکرت
امروز این فایلو گوش کردم و چقد بهش احتیاج داشتم و چقد برام تاثیرگذار بود
اول باور کنم در این جهان هستی ربی هست پروردگار هستی که بدون اذن اون برگی از درخت نمیفته باور کنم اون نیروی برتر وجود داره که کمکم کنه همه جا باهام هست این اولین قدمه
مثل مثال مادر که فرزند در مقابل مادرش تسیلمیه همه کاراشو مادرش میکنه واون این اطمینان رو داره که مادرش همه کاراشو به نحو احسن انجام میده و ماهم باید در مقابل خداوند همینگونه تسلیم باشیم بذاریم اون برامون کارامون انجام بده و مطمئن باشیم حتی بهتر از اون چیزی که ما میخایم انجام میده
اگر توی جنگل گم بشم اگ بخایم با عقل خودمون راه روپیدا کنیم شاید سال ها دور خودمون میچرخیم اما اگر به خداوند اعتماد کنیم و از او درخواست کنیم میبینیم که چجوری کمکمون میکنه و راه درست رو بهمون نشون میده
و باور کنیم که در مقابل خداوند هیچی نیستیم و هیچی نمیدونیم و همیشه در برابر او بگیم واقعا هیچی حالیمون نیس و باور کنیم اوم میدونه اون میتونه کمکمون کنه توی تمام جنبه ها از او کمک بخایم بدن من چه ماده ی معدنی نیاز داره یا از کدوم راه برم که بهتره
و این احساس خشوع در ما به وجود میاد و هدایت ها رو دنبال میکنیم و دریافت میکنیم
و زندگی راحت تر میشه و چقدر زندگی روان تر میشه
داستان مادر موسی و تسلیم بودن او در مقابل خداوند کار خیلی سختی بوده ولی اون خدارو باور داشته و بعد چند ساعت مادر بچشو میبینه و مادر از بچه خودش شیر میخوره بااین تفاوت یعقوب که اینقد در فراق پسرش گریه کرد که گفتند کور شد این تفاوت تسلیم بودنه
نشانه ی تسلیم بودن اینه که من الان آرامش دارم نشانه تسلیم بودن آرامشه
تسلیم بودن از یک حالت رهایی میاد از یک حالت آزاد شدن میاد
اون جایی که استاد به عموشو اعتماد کردندو خودشون انداختند و در برابر اون تسلیم شد و عموشون ایشونو گرفتند در زمان بچگی اعتماد کردند
خدایا شکرت که این فرصت رو به من دادی تا روی خودم کار کنم و روی شرایط زندگی ام کنترل داشته باشم، شاکرت هستم ای پروردگار قدرتمند
خدایا شاکرت هستم، خدایا شاکرت هستم که در کنار من هستی، شاکرت هستم که که مرا هدایت میکنی به شرطی که من تسلیم تو باشم
خدایا ، ای خداوند قدرتمند هزاران بار شاکرت هستم که از طریق این فایل یاد من انداختی که باید در مقابل تو خاشع باشم
من از خودم چیزی ندارم، خودم چیزی نیستم، هر آنچه که دارم از آن توست و تو هستی که آن ها را به من دادی
خداوندا ، شاکرت هستم که از طریق این فایل این مسائل را به من یاد آوری کردی
وای استاد حرف دل من را زدید وقتی گفتید “می روم به طبیعت تا تو را بیشتر حس کنم”
این تمامی خواسته من از زندگی ام است، فقط می خواهم زندگی ام طوری باشد که حضور خداوند را بیشتر حس کنم و از حضور او بیشتر لذت ببرم
خدایا هزاران مرتبه شاکرت هستم، خدایا شکرت، خدایا شکرت، شاکرت هستم ای بهترین راهنما
استاد و دوستان عزیزم، خیلی وقت ها قبل از رسیدن به هدف احساس پوچی می کنم، از همین الان حس می کنم که به بی نهایت ثروت رسیده ام و باز هم یه چیزی کم است، نمی دانم چرا این حس ها به سراغ من می آیند، اگر می شود در کامنت ها به من کمک کنید.
هرروز جوری صداش میزنم که بله هسته وجود داره از رگ گردن به ما نزدیکتره خدایا شکرت
خدایی که که من درخواست میدم و خداوند پاسخ میده من هر رفتاری میبینم نمیدونم چقدر عمل میکنم در چه حد موفق هستم ولی میدونم انجام دادم گفتم خدایا من تسلیم هستم من درخواست میدم تو جواب میدی اگه من اون رابطه رو ندارم چون تغییر دادم فرکانس هامو تغییر دادم زندگیم تغییر کرده پس نباید ناراحت باشم نباید به یه موضوعی که تو زندگیم شغلم روابطم یا هر چی دیگه تغییر کرده من ناراحت ناراحت دلگیر نگران باشم من تغییر کردم خداوند تغییر داده خدایا شکرت خدایا تویی زندگیمو بهتر میکنی عالی تر من تسلیم هستم من بهترین هارو ازت میخوام بله قطعا هم بهترش برام رخ داده زیباترش رخ داده برای من با تغییر کردنم یه کم بهش فکر کردم ولی گفتم خدایا من درخواست دادم تو تغییر دادی پس من چرا نگران باشم چرا بگم بپرسم اینجوری شدئه اونجوری شده نباید دیگه بپرسم باید ذهنمو تغییر بدم خودمو بهترو بهتر کنم خدایا شکرت خدایا لحظه به لحظه زندگیم شکرت تمام این حرفام مربوط میشه به درک یه اگاهی از طیبه عزیزم دوست همراته تو سایت گفت اره من درونم تغییر کرده من فکر کردم دیدم بله درون من تغییر میکنه منم که باید فرکانسمون به سمت زیبایی ها باتوجه به زیبایی ها انجام بدم خدایا شکرت قدم های زیبا و عالی منم هروزی که قراره نامید شم میگم خدایا تو خدای منی تورب منی همونجور که رب ابراهیمه رب مریم رب یوسف و رب موسی خدای منم هست و دلم اروم میشه و کلی اتفاق حتی بهتر ازونی که من انتظارشو دارم برام میوفته خدای توراهر لحظه شکر هر ثانیه با هر دم و بازدم باهر نفس کشیدنم شکرت خدایا تو بساز تو بسازی قشنگتره زیباتره خدایا شکرت
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته جان و دوستان ارزشمندم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می جویم خدایا من هدایت کن به مسیر راست به مسیر کسانی که نعمت داده ای. این توضیحات از نوشته سودای عزیز برای خودم نوشتم
تسلیم بدون در برابر خداوند
اصل و اساسی که تو رو به مرحله تسلیم و بعد هدایت قدم به قدم خداوند برای داشتن زندگی بهشتی هم در این دنیا و هم در سرای آخرت میرسونه
درک رب العالمین پروردگار جهانیان درک توانایی و قدرت خدایی که جهان رو خلق و بعد هدایتش میکنه از ذرات هستی از باکتری ها تا کهکشان را. خلق و هدایت میکنه بینهایت اگاهه بینهایت قدرتمنده بینهایت مدیر ومدبره بینهایت راه و مسیر داره
خاشع بودن متواضع بودن در مقابل خدا اعتبار هر نعمتی هرکاری هر ایده ای هر موقعیت و شرایط و فرصتی رو به خداوند بدی به میزانی که درمقابل خداوند متواضع وتسلیم هستی به همون اندازه زندگی رونتر راحتر و لذت بخش تر پیش میره و جایگاهت در مقابل غیر خدا بالاتر میره
نچسبیدن به خواسته تعیین نکردن مسیر برای رسیدن به خواسته طبق منطق ذهن خودت
منتظر نشونه ها باشم تا با هدایت خداوند پیش برن
هدف و ویژگی اصلی رو در خواسته هام بدونم و قصدم رو از رسیدن به اون خواسته کاملا واضح بگم در زمینه مالی مثلا ازادی مالی زمانی مکانی در ارامش رو میخوام درروابط عاطفی آرامش احساس یکی بودن لذت بردن تجربه زندگی سراسر توحید و عشق بدون وابستگی در سفر کردن تجربه خودم و جهان اطرافم دیدن زیباییهای بیشتر رشد شخصیتم و بعد از خداوند بخوام هر تغییری که در باورهام و عملکردم و ویژگی هایی که باید ایجاد کنم کاری بهم بگه و تسلیم باشم
قدم به قدم هدایت میشم هیچ وقت کل مسیر رو خدا نمیگه اولین قدم رو که میگه من انجامش میدم بعد قدم بعدی به من گفته میشه
از اعتماد کردن به این جریان هدایت و نتایجی که دریافت کردم به خودم یادآوری کنم از چیزهای کوچیک شروع کنم و بنویسم و ب ای ذهنم برهان و دلیل بیارم که این اعتماد به خداوند چقدر مسیر رو برام هموار و کوتاه و راحت تر و بهتر کرد
نشانه تسلیم بودن آرامشِ درونیه هدایت احساسیه که وقتی بهت گفته میشه سوالی در موردش برات پیش نمیاد هیچ مقاومتی در موردش نداری یه تائیدی در قلبت احساس میکنی اطمینان داری این درسته البته درک واضح این احساس تکاملی ایجاد میشه
رسیدن به مرحله تسلیم در زمانی که میدونی هدف چیه راحتر چون ذهن رو میتونی قانع کنی اگر بازی ذهن رو بدونم میپذیرم که این طبیعیه ذهن مقاومت میکنه به خصوص اگر هدف رو از اون الهام و هدایت ندونی ولی اگر اعتماد کنی مطمئن باشی که این به نفع توئه برای تو خوبه ،فقط میگم چشم اگر دلیل رو فهمیدم خیلی ام خوب و اگر دلیل رو فعلا نفهمیدم شاید بعدها بفهمم بازم خوبه من فقط باااااید تسلیم باشم این پلن خداونده من بهش اعتماد دارم ممکنه اصلا ارتباط اون هدایت با اون موضوع رو نفهمم چون خیلی زمان دورتری مشخص شده
درنهایت اگر میخوای به اقیانوس برسی باید بیفتی تو دریا تا جریان تو رو ببره به اقیانوس راحت و ساده و روان به خواسته هات میرسی
وعده خدا هدایته إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَىٰ ما بر خودمون وظیفه قرار دادیم که همواره هدایت کنیم
پیامبر میگه خداوند من همونیه که خلق میکنه و بعد هدایت میکنه
پس دیگه سوال این نیست که هدایت هست یا نه ؟بلکه این سوال مطرح میشه که من در مسیر دریافت هدایتهای همواره خدا هستم یا نه ؟
موردی که من اخیرا برخورد کردم همکاری تو اتاق من بود که تو کامنت قبلی هم نوشته بودم گرمایی اوایل سال که هوا خیلی سر بود کولر روشن می کرد من به شدت اذیت میشدم بر اساس آگاهی احساس لیاقت از ایشان درخواست کردم که کولر کم کنه من اذیت نشوم با اینکه قبل از اینکه اتاق من بیاد خیلی با من خوب بود و خیلی هم از شخصیت من تعریف می کرد به شدت مقاومت می کرد و هر راهی فکرش کنید چه ذهنی چه کلامی من انجام دادم ولی نتیجه نداد تا می خواستم بروم به مسولین بگویم یک فکری کنند ذهن من به من می گفت تو مشرکی قدرت به چه کسی داری می دهی یعنی کارفرما می تونه انجام بده ولی خداوند نمی تونه چون من خیلی روی توحید تو این چند سال کار کردم واقعا تا جایی که می تونستم روی هیچ کس حساب نکردم به خاطر همین هم نمی خواستم بروم به کارفرما بگویم چند نشانه هم آمد که برو بگو ولی من مقاومت می کردم به خاطر همین باور تا جایی که کم آوردم و تسلیم شدن رفتم گفتم و شرایط عوض شد و الان که دوباره هوا گرم شد باز هم جریان به صورت عکس تکرار شد یعنی این خانم کولر به سمت خودش میزنه و طرف من خیلی گرم اصلا نمیشه کار کرد باز هم من به مشکل خوردم با زبان خوش گفتم هیچ تاثیری نداشت با اینکه از من کوچکتر و سابقه کاریش کمتر هست رفتار خیلی بدی داشت که من سعی می کردم اعراض کنم باز هم نشانه ها بود که برو بگو من دیگه کم آوردم رفتم گفتم یک وسیله سرد کننده برای من تهیه کنید
و مسولم گفت من خودم بررسی می کنم البته خداوند خیلی درسها را به من داد که ارزشهای خودت ببین و اولویت خودت باشی وغیره ولی اینکه چرا باید می رفتم به مسیولین می گفتم هنوز نفهمیدم منطقش چی بود
استاد وقتی مدتی از آشناییم با شما گذشت با خدای که شما میگید آشنا شدم
با اینکه شرایطم از الانم خیلی بدتر بود ولی احساسش کردم همونجوری که شما توصیفش میکنی که اون تو رو بخشیده خودتو ببخش اون از مادر خیلی مهربونتره اون دوست داره که تو خوشبخت باشی هر وقت خواستی باهاش حرف بزن اون هر لحظه صداتو میشنوه
من اون خدا را احساس کردم انگار قلب آدم شکوفته میشه خیلی احساس لذت بخشیه احساس یک نوع عشقه که فراتر از هر عاشقیه که آدم میتونه تجربه کنه
احساس کردنش به این ربطی نداره که چه شرایطی داری چه گرفتاری داری وقتی میاد خیلی لذت بخشه
مثل زمانهای که استاد غرق در نداری و شرایط بد بندر عباس بود و احساسش کرد
و گاهی میشه که بهر دلیلی دور میشم و با سپاسگزاری کردن هم به این احساس نمیرسم
و من بارها شده که ازش خواستم برگرده
یعنی من حاظرم بیمار باشم بدهکار باشم گرفتار باشم ولی با اون احساس در ارتباط باشم
خیلی احساس قشنگیه که من خیلی سعی میکنم خودمو بهش برسونم امیدوارم به روزهای برسم که غرق در این احساس باشم فارغ از اینکه به سایر خواسته هام رسیده باشم یا نه
از شما استاد عزیز خیلی خیلی سپاسگزارم که منو با این احساس آشنا کردی بخاطر سایر باورها و کنترل ذهنها و توجهات هم که دیگه بینهایت سپاسگزارم
سلام سلام به همه،نمیدونم چندباراین فایلوگوش کردم تاآماده شم که بنویسم،الان واقعادلم میخوادکامنت بزازم تایادم بیادوقتی خیلی تحت فشاربودم وهیچ کاری نمیتونستم بکنم یه جای دیگه تسلیم شدم گفتم خداااااا من دیگه نمیتونم باآدمات بجنگم نمیتونم همه روراضی کنم خدااااااا نمیتونننننننم خارج ازتوان منه خودت یه کاریش بکن من نمیدونم چطوری اصلا نمیخوام بدونم چطوری فقط میخوام آدمای خوب ودرستی سرراهم قراربدی توخالقی توقدرتمندی توعقل کلی من نمیتونم خودت حلش کن بعدش همه استرسهاروریختم دوربه خودم گفتم اگه خدادرستش نکنه دیگه هیچکس نمیتونه ازپسش بربیاددخترحالافقط آروم باش چون سپردی به قدرت مطلق کیهان،خداشاهده توتمام اون مدت هیچ اضطرابی نداشتم وباخیال راحت پیش میرفتم وبه طرز معجزه آسایی تمام آدمای که تومسیرم قرارگرفتن فوق العاده بودن،ولی نمیدونم چراتوخیلی اززمینه هانمیتونم تسلیم باشم،ازخداهدایت خواستم برای حل این مشکل بهم گفت این فایلوحالا حالاها بایدگوش کنم،استادجان ممنونم بابت فایل زیباتون
1_یک ربی هست که خالق جهان هست که همه چیز رو مدیریت می کنه .اولین باور این که این جهان را یک رب العالمینی خلق کرده که همه چیز در ید قدرت اوست که میلیاردها بار از من اگاه تره بینهایت مدیر مدبر بهتری از من هست…
خداوند بی نهایت از ما آگاه تر هست.
خدایا من مرضیه تسلیم اعتماد می کنم و توکل می کنم بر تو
من را هدایت کن .من به عنوان یک آفریده که بنده تو هستم دلم میخواد که پیشرفتکنم ولی نمی دانم چطور باید پیشرفت کنم من تسلیم تسلیم درگاه تو هستم.خدایا من خاشع ام در برابر تو فروتنم دربرابر تو .خدایا مدرک من قطعا به لطف تو بوده من تسلیمم. اگر لطف و هدایت تو نبود قطعا من نمی تونستم مدرک ارشدم بگیرم پروردگارا. خداوندا هر پیشرفتی که قطعا کمکتو بوده من فروتنم. مدرک ارشد چیه نمره چیه هوش چیه من نوک سوزونم نیستم در برابر عظمت تو پروردگارا.
من تسلییمم. من دیگه نمی چسبم به خواسته ام و دیگه نمیخوام مسیر مشخص کنم برای رسیدنم به خواسته که شغل ثابت خوب هست .تو هزار برابر من آگاهی دانایی مسیر بلدی .
بیام به جای درخواستم که این خانه ماشین وپول و کار و رابطه میخوام قصد پشت این خواسته ها بیا بگو. مثلا میخوای بری سرکار فکر کن ببین قصد پشت این کارت چیه
جای مشخص کردن مسیر و نوع رسیدن به اون مسیر بگو خدایا من تسلیمم می سپرم به خودت من اجازه میدم تو تصمیم نهایی بگیری خداوندا تو هدایت کن من رو .
هدایت قدم به قدم میاد باید قدم اول برداری تا قدم های بیاد برات.
نمی دانی چطوری به خواسته برسی ولی خداوند مرحله به مرحله هدایت می کنه .
شاید گاهیی مسیر نزدیک باشه ولی هدایت بخواد مارو به سمت بهتری هدایت کنه که با آسیب کمتر .
خدایا من حالیم نیست تو متوجه تری من هدایت کن به سمت درست .من مغزم نمی دانه چه جوری باید شاغل بشم و در چه شغلی باشم تو خودت من هدایت کن و نشانه کاری که بدردم میخوره و ثروت آفرین برام برسون …
وقتی به وعده و هدایت خداوند عمل می کنی به زودی گشایش میاد چون خداوند هرکس که تسلیمش باشه رو خیلی خوب هدایت می کنه .
ما نمی توانیم همه چیز رو کنترل کنیم و اصلا امکان پذیر نیست
ما باید فقط قصد خودمان رو بگیم.
2_دربرابر این سیستم باید تسلیم بود و اعتماد کرد به این نیرو بدون هیچ ترس و شکی مثل نوزادی که هنگام تولد وصل به مادرش و مطیع مادرش هست..
هرچیزی میخوای بگو چرا دلیل هات پیدا کن
خدایا من دلم میخواد برم سرکار و حقوق ثابت و شغل ثابت داشته باشم چرا ؟
1_چون فکر می کنم اگر شاغل بشم مستقل تر میشم و خودم می توانم هرچی دلم خواست بخرم و اینکه با داشتن شغل اعتماد به نفس و خود عشق ورزی بیشتری
2_مشغول میشم و کمتر تو خانه می مونم یه جورایی از وقتم ارزشمند استفاده میکنم و با افراد بیشتری ارتباط برقرار می کنم.
3_می توانم پس انداز کنم خانه بخرم ماشین بخرم وسیله بخرم همه مایحتاج خودم بدون منت کسی تهیه کنم
4_از مدرکم استفاده میکنم
5_دیگه تو خانه نمیونم می تونم دوستان خوب افراد خوبی کنار خودم داشته باشم
6_احساس هویت می کنم.
7_دلیل اصلی پول درآوردن هست و رفع مایحتاج و پرشدن وقتم و اینکه جلو دیگران پرستیژ دارم و از بیکاری خارج میشم.
8_احساس مهم بودن و اعتماد به نفس میده ارزشمند تر نیشن
9_کمک خرج همسرم میشم
10_هرچیزی دلم بخواد بدون دغدغه میخرم دیگه لازم نیست به دست دیگران نگاه کنم تا مخارجم بده
11_ با کار پول درمیارم و با پول هرچی که دلم بخواد مثلا باشگاه برم لباس بخرم تفریح داشته باشم لذت ببرم
12_فرزتدانم دراینده بهم افتخار کنن و درآمد شخصی خودم داشته باشم .
13_اسایش آرامش راحتیم میخوام
14_می توانم تو مناسب های مختلف برای خودم برای همسرم و خانوادم بدون نگرانی کادو بگیرم
15_می توانم لوازم ضروری که یک خانم لازم داره بگیرم
و دوست دارم معلمی برم سرکار چرا ؟چون
1_چون فکر می کنم کاری که پرستیژ شغلی داری
2 فکر می کنم امنیت شغلی دارم و برای آینده ام خوبه چون کار ثابتی هست و درآمد مشخصی داره و بیمه عمر داره و تو پیری یه حقوقی بالاخره دارم
3 ساعت کاریش کمه و با توجه به ساعت کم حقوق خوبی داره
5 محیطش مناسب یک خانم هست و محیط شاد مفرحی هست و با کودکان در ارتباط هست
6 اینکه همه همکارانم هم جنس خودم و با شخصیت هستند
7 اینکه دوروز تعطیلی در هفته داره و میشه به خانواده رسیدگی کرد
8 تو تابستان مرخصی با حقوق دارن
9 مرخصی زایمان با حقوق داره
10 به هرحال یه شغلی که توش برشکست شدن نداره
11 سرمایه اولیه نمیخواد و من توش مهارت کافی دارم
12 چرا ؟چون محیطش طوری که فرهنگی هست و آدم ها خوب توش هستن و من می توانم اونجا پیشرفت کنم
13 چرا چون دیگه هر دقیقه نگران کارم نیست که ممکن بازار کساد بشه یا اتفاقی بیفته که نتونم برم سرکار مدرسه همیشه هست و درآمدی مشخص اول هرماه میاد تو حساب
14 کاری که فعالیت بدنی خیلی زیاد نداره و بیشتر باید صحبت کرد و آموزش داد
15 به هرکس بگی معلمی احترام خاصی داری
16 به روحیه من بیشتر میخوره
17 کاری که توش علاقه دارم و توش خوبم و سال های زیادی تصویر می کشیدم معلمم
18 می توانم بعد از مدرسه به کارهای خانه رسیدگی کنم چون پاره وقت می توانم به همسرم و دراینده به فرزندانم رسیدگی کنم
19 بیمه عمر برام مهمه و اینکه امنیت شغلی و ثبات شغلی داشته باشم .
20و اینکه در حال حاضر کار دیگه ایی به ذهنم نمی رسه
21 اینکه دیگه توش حاشیه نیست صاحبکار نداری و اینکه خودت مدیریت داری و اینکه با دولت سروکله می زنی و حقوق دولت میده و طبق وزارت کار هست و در آمد ثابت داری دیگه نگران دزدی گرانی تورم و سرمایه اولیه نیستی احتیاج به شرایط خاصی برای شروع نداری .
22 محیطش منفی سمی نیست محیطش شاد دوستانه و اینکه در زمان کم و محیط مناسب مناسب شخصیت خانم ها هست .
23 کاری که بعد برات حاشیه نداره دشمن تراشی نمیشه محیط منفی نیست و قرار نیست اتفاق بدی بیفته
24 شیفت شب نداره و اینکه تایم کاری خوب
25 محیط شلوغ خوب اجتماعی و من فن بیان خوب دارم
26 قرار نیست صاحبکار سواستفاده جسمی روحی روانی کنه یا حق حقوقت بخوره.
27 قرار نیست خارج از تایم اداری هم کاری کنی .
28داشتن روحیه شاد و پرنشاط به دلیل ارتباط با جوانان و نوجوانان پرانرژی
29 کمتر بودن ساعات کاری کارمندان آموزش و پرورش نسبت به کارمندهای سازمانهای دیگر
30 تعطیلی مدارس در عید نوروز، سه ماه تابستان و شرایط بد جوی تعطیلات خیلی زیادی داره
31دریافت حقوق حتی در زمان تعطیلی مدارس
32 بهرهمندی از بیمه درمانی
33 دریافت عیدی سالانه، پاداش و مواردی مشابه
34دریافت حقوق بازنشستگی بعد از اتمام دوره خدمت
35 داشتن شرایط مناسب برای دو شغلی شدن
36امکان تدریس بهصورت دولتی و خصوصی
37 شغلی که برای خانم ها در ایران مناسب و خیلی امنیت داره .
من مرضیه الان متوجه شدم اولا خداوندا از تو درخواست کار دارم تا بتونم ثروت داشته باشم حالا ثروت برای چی میخوام برای اینکه دستم جلوی کسی دراز نباشه و بتونم هر زمان هرچی دلم خواست بدون نگرانی بخرم و نیازمند دیگران نباشم دلم میخواد مشغول باشم اعتماد به نفس عزت نفس داشته باشم.
خدایا متوجه شدم از شغل معلمی خوشم میاد چون حقوق ثابت داره آزادی مکانی و تعطیلات زمانی زیاد و ساعت کاری کم داره مستقل بودن داشتن حقوق مشخص بدون نیاز به سرمایه اولیه پرستیژ کاری داشتن یه پولی که بدون زحمت زیاد بدست میاد .و فکر می کنم این کار دوست دارم چون امنیت دارم چه در محیط کار و چه از لحاظ ثبات کاری
خداوندا من حس می کنم این کار دوست دارم به دلایل بالا ولی خداوندا من در برابر تو تسلیم هستم
من مرضیه به تو می سپارم همه چیز رو ودیگه با ذهن محدود خودم تصمیم نمی گیرم و از تو درخواست هدایت می کنم و تو جواب بده و تو راهنمایی کن من رو خودت مسیر مناسب رو نشان من بده من نمی دانم من خاشع متواضع هستم اگر این شغل به صلاح من هست من قبول بشم و اگر هم نیست من به سمت شغل یا افراد یا شرایطی هدایت کن که موارد بالا یعنی آزادی زمانی حقوق ثابت مناسب و شرایط بالا داشته باشد
ربنا از تو بابت داشتن شغلی با شرایط بالا سپاسگزارم
خدای مهربانم تو در هرشرایطی مواظب من مرضیه هستی دوست دارم خدا جونم.تو توی هر شرایطی کنارم هستی تو نزدیک ترین منی تو عزیز ترین منی تو بودی من نبودم .دلیل افرینشم را نمی دانم دلیل اینکه از روح خودت در من دمیده.چی شد که اجازه آمدن به کره خاکی رو به من دادی؟فقط صبورم و سپاسگزارم و ازت میخوام که بهم بگی چه باید بکنم و رسالت من در این زندگی چی هست. بهم خوب و بد مسیر رو نشان بده و هرجا از مسیر هدایت تو دور شدم مندو دستی به مسیر خودت برگردون خدایا عشق واقعی من نزدیک ترینم قوی ترینم دست دلباز ترینم صبور ترین مهربان ترین بخشنده ترینم همه دارایی من کاری کن که صفات شخصیتی من روز به روز شبیه تر به تو بشه. یه کاری کن رنگبوی خدایی بگیرم.یه کاری کن حضورم و وجودم باعث حال خوب همه انسان ها بشه.خدایا تو دست دلباز ترینی از روی شناختم از تو فهمیدم نباید التماس کسی رو بکنم یا کسی رو جای تو بیارم چون من با حضور تو قوی ترین زن و دختر دنیا هستم ازت میخوام توجه ویژه به من کنی چون من وجودم با تو معنا پیدا میکنه رسالت من رو بهمبگو
خیلی در هر لحظه این احساس را میشه درش عمیق شد و به قول سید همه چیز تکاملیه
در دوره 12 قدم ه خیلی سعی داشتم تمرکز کنم و با فاین های توحیدی و مثل این فایل ها تونستم بهتر هدایت رو درک کنم و امتحان میکنم تا در حد توانم و میفهمم این حسیه که مغز خیلی موقع ها درش میکنه و منیت و من میدونم و ترمزه این هست
یکی از داستان هایی که یادمه چند ماه پیش زنگ زده بودم به صاحب مغازه ام برای اینکه بدهی هاشو تونستم به یاری خدا و عمل بهتر به آموزه ها در 12 قدم پرداخت کنم و میخاستم چک هارو بگیرم نزدیکه بازاره شهرمون شدم که برم مغازشون که در بازار بود و از کوچه ای که بلد بودم میخاستم برم و این حس میگفت برگرد ! و من گفتم چیو برگردم این داره مغازشو میبنده تا چند دقیقه دیگگ این مسیرو من بلدم
میگفت فقط برگرد بهت میگم حسم خوب نبود میرفتم جلو و گفتم باشه برگشتم و رها تر بودم و 30 متر جلوترش یکی از دوستایی که سال هاس ندیده بودمش دیدم سره راهمه با موتور ! و گفتم میخام بریم اینجا و اینا گفت بشین و از کوچه پس کوچه های بازار بردم که اصلا من بلد نبودم با اینکه شهره خودمونه و کفت از این مسجد برو فلان و گفتم بقیشو بلدم مات مونده بودم و فقط باورم نمیشد و فقط راه میرفتم و گفت زنگش بزن گفتم 50 متر مونده تا مغازش زنگ بزنم ؟ گفتم باشه تو واقعن درست گفتی چشم زنگ زدم گفتم حاجی دمه مغازم گفت من بستم گفتم بخدا 50 مترم کمتره مسیرم گفت باشه بیا ! خدااااااااایا هنوز بعد از ماه ها یادمه واقعن فقط هنوز میخام به این نزدیکی و حتی بیشترش برسم و میدونم که نیاز بهه شناخت بهتر خدا دارم و اعتماد به این نرو و عمل به 12 قدمی که 4 فصلش رو سال هاس دارم و هنوز برای ده ها بار میبینم و هر روز جدیه هرروز هر لحظه واقعن و چقدر این حس باحاله
ی نمونه دیگ تویه بازی کامپیوتری ی هیرو هست که تیر پرت میکنه لولش و به هرکس بخوره تو مپ بازی که بزرگم هست اون تا چند ثانیه هیچ کاری نمیتونه بکنه و تویه بازی رو انداختم به این حسه ! گفتم بگو ببینم میتونم بگیرم ازت میگفت اسمش ارو هست این تیره بزن تو این نقطه تاریکی و اصلا عقلانی نبود و زدم و در کماله نا باوری دهنم باز مونده بود و طرف اومده بودن خفت بچه ها ما و ارو خورد و با بچه ها کیلش کردیم و فایتو زدیم ! واقعن قابله باور نبود . چندین باره دیگه فقط اینکه اصلا نباید رویه خود و مغز خودمون وتجربه حساب کرد و همه اینا برمیگرده به توحید و قبول این انرژی و اینکه این داره همواره به ما هدایت میده و ما باید از دهنمون و نجواهاش کمی فاصله بگیریم بنظرم فکر کردن کم و اصولی در مواقع خاص برای به یاد آوری نیازه واقعن زهن مثله ی قطره ای اقیانوسه ولی هدایت قلب از انرژی در جریانه هدایتت جهانه هستیه یعنی قلب از دریای بی انتهای خداونده که فراتر از درکه ماست در پناه خداوند باشین و این فایل فوق العاده رو من باید هرروز گوش کنم تا دیتاهای بهتر و آرامشم بیشتر بشه فعلا خدا نگهدار دیروز از نشانه اروز من هدایت شدم به اینجا باز بعد از ماها
سلام به استاد و همفرکانسی های عزیزم
استاد صداتون آرامش بخش قلب منه
چقد شما وجودتون معنوی هستش خدارشکر دارمتون خدارشکر هرروز میتونم صداتون رو بشنوم گاهی انقد آرامش به قلب من رسوخ میکنه که دلم میخاد رمان متوقف بشه و من همون لحظه فقط صداتون بشنوم
خدایاشکرت
امروز این فایلو گوش کردم و چقد بهش احتیاج داشتم و چقد برام تاثیرگذار بود
اول باور کنم در این جهان هستی ربی هست پروردگار هستی که بدون اذن اون برگی از درخت نمیفته باور کنم اون نیروی برتر وجود داره که کمکم کنه همه جا باهام هست این اولین قدمه
مثل مثال مادر که فرزند در مقابل مادرش تسیلمیه همه کاراشو مادرش میکنه واون این اطمینان رو داره که مادرش همه کاراشو به نحو احسن انجام میده و ماهم باید در مقابل خداوند همینگونه تسلیم باشیم بذاریم اون برامون کارامون انجام بده و مطمئن باشیم حتی بهتر از اون چیزی که ما میخایم انجام میده
اگر توی جنگل گم بشم اگ بخایم با عقل خودمون راه روپیدا کنیم شاید سال ها دور خودمون میچرخیم اما اگر به خداوند اعتماد کنیم و از او درخواست کنیم میبینیم که چجوری کمکمون میکنه و راه درست رو بهمون نشون میده
و باور کنیم که در مقابل خداوند هیچی نیستیم و هیچی نمیدونیم و همیشه در برابر او بگیم واقعا هیچی حالیمون نیس و باور کنیم اوم میدونه اون میتونه کمکمون کنه توی تمام جنبه ها از او کمک بخایم بدن من چه ماده ی معدنی نیاز داره یا از کدوم راه برم که بهتره
و این احساس خشوع در ما به وجود میاد و هدایت ها رو دنبال میکنیم و دریافت میکنیم
و زندگی راحت تر میشه و چقدر زندگی روان تر میشه
داستان مادر موسی و تسلیم بودن او در مقابل خداوند کار خیلی سختی بوده ولی اون خدارو باور داشته و بعد چند ساعت مادر بچشو میبینه و مادر از بچه خودش شیر میخوره بااین تفاوت یعقوب که اینقد در فراق پسرش گریه کرد که گفتند کور شد این تفاوت تسلیم بودنه
نشانه ی تسلیم بودن اینه که من الان آرامش دارم نشانه تسلیم بودن آرامشه
تسلیم بودن از یک حالت رهایی میاد از یک حالت آزاد شدن میاد
اون جایی که استاد به عموشو اعتماد کردندو خودشون انداختند و در برابر اون تسلیم شد و عموشون ایشونو گرفتند در زمان بچگی اعتماد کردند
وقتی آدم توکل میکنه تسلیم میشه نشونه اش اینه که آرامه
به نام خدا
خدایا شکرت که این فرصت رو به من دادی تا روی خودم کار کنم و روی شرایط زندگی ام کنترل داشته باشم، شاکرت هستم ای پروردگار قدرتمند
خدایا شاکرت هستم، خدایا شاکرت هستم که در کنار من هستی، شاکرت هستم که که مرا هدایت میکنی به شرطی که من تسلیم تو باشم
خدایا ، ای خداوند قدرتمند هزاران بار شاکرت هستم که از طریق این فایل یاد من انداختی که باید در مقابل تو خاشع باشم
من از خودم چیزی ندارم، خودم چیزی نیستم، هر آنچه که دارم از آن توست و تو هستی که آن ها را به من دادی
خداوندا ، شاکرت هستم که از طریق این فایل این مسائل را به من یاد آوری کردی
وای استاد حرف دل من را زدید وقتی گفتید “می روم به طبیعت تا تو را بیشتر حس کنم”
این تمامی خواسته من از زندگی ام است، فقط می خواهم زندگی ام طوری باشد که حضور خداوند را بیشتر حس کنم و از حضور او بیشتر لذت ببرم
خدایا هزاران مرتبه شاکرت هستم، خدایا شکرت، خدایا شکرت، شاکرت هستم ای بهترین راهنما
استاد و دوستان عزیزم، خیلی وقت ها قبل از رسیدن به هدف احساس پوچی می کنم، از همین الان حس می کنم که به بی نهایت ثروت رسیده ام و باز هم یه چیزی کم است، نمی دانم چرا این حس ها به سراغ من می آیند، اگر می شود در کامنت ها به من کمک کنید.
بنام تنها رب جهانیان الله یکتا
بنام خداوند بخشنده و مهربان
بنام تنها خالق زیبایی ها
هرروز جوری صداش میزنم که بله هسته وجود داره از رگ گردن به ما نزدیکتره خدایا شکرت
خدایی که که من درخواست میدم و خداوند پاسخ میده من هر رفتاری میبینم نمیدونم چقدر عمل میکنم در چه حد موفق هستم ولی میدونم انجام دادم گفتم خدایا من تسلیم هستم من درخواست میدم تو جواب میدی اگه من اون رابطه رو ندارم چون تغییر دادم فرکانس هامو تغییر دادم زندگیم تغییر کرده پس نباید ناراحت باشم نباید به یه موضوعی که تو زندگیم شغلم روابطم یا هر چی دیگه تغییر کرده من ناراحت ناراحت دلگیر نگران باشم من تغییر کردم خداوند تغییر داده خدایا شکرت خدایا تویی زندگیمو بهتر میکنی عالی تر من تسلیم هستم من بهترین هارو ازت میخوام بله قطعا هم بهترش برام رخ داده زیباترش رخ داده برای من با تغییر کردنم یه کم بهش فکر کردم ولی گفتم خدایا من درخواست دادم تو تغییر دادی پس من چرا نگران باشم چرا بگم بپرسم اینجوری شدئه اونجوری شده نباید دیگه بپرسم باید ذهنمو تغییر بدم خودمو بهترو بهتر کنم خدایا شکرت خدایا لحظه به لحظه زندگیم شکرت تمام این حرفام مربوط میشه به درک یه اگاهی از طیبه عزیزم دوست همراته تو سایت گفت اره من درونم تغییر کرده من فکر کردم دیدم بله درون من تغییر میکنه منم که باید فرکانسمون به سمت زیبایی ها باتوجه به زیبایی ها انجام بدم خدایا شکرت قدم های زیبا و عالی منم هروزی که قراره نامید شم میگم خدایا تو خدای منی تورب منی همونجور که رب ابراهیمه رب مریم رب یوسف و رب موسی خدای منم هست و دلم اروم میشه و کلی اتفاق حتی بهتر ازونی که من انتظارشو دارم برام میوفته خدای توراهر لحظه شکر هر ثانیه با هر دم و بازدم باهر نفس کشیدنم شکرت خدایا تو بساز تو بسازی قشنگتره زیباتره خدایا شکرت
به نام تنها قدرت جهان رب العالمین
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته جان و دوستان ارزشمندم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می جویم خدایا من هدایت کن به مسیر راست به مسیر کسانی که نعمت داده ای. این توضیحات از نوشته سودای عزیز برای خودم نوشتم
تسلیم بدون در برابر خداوند
اصل و اساسی که تو رو به مرحله تسلیم و بعد هدایت قدم به قدم خداوند برای داشتن زندگی بهشتی هم در این دنیا و هم در سرای آخرت میرسونه
درک رب العالمین پروردگار جهانیان درک توانایی و قدرت خدایی که جهان رو خلق و بعد هدایتش میکنه از ذرات هستی از باکتری ها تا کهکشان را. خلق و هدایت میکنه بینهایت اگاهه بینهایت قدرتمنده بینهایت مدیر ومدبره بینهایت راه و مسیر داره
خاشع بودن متواضع بودن در مقابل خدا اعتبار هر نعمتی هرکاری هر ایده ای هر موقعیت و شرایط و فرصتی رو به خداوند بدی به میزانی که درمقابل خداوند متواضع وتسلیم هستی به همون اندازه زندگی رونتر راحتر و لذت بخش تر پیش میره و جایگاهت در مقابل غیر خدا بالاتر میره
نچسبیدن به خواسته تعیین نکردن مسیر برای رسیدن به خواسته طبق منطق ذهن خودت
منتظر نشونه ها باشم تا با هدایت خداوند پیش برن
هدف و ویژگی اصلی رو در خواسته هام بدونم و قصدم رو از رسیدن به اون خواسته کاملا واضح بگم در زمینه مالی مثلا ازادی مالی زمانی مکانی در ارامش رو میخوام درروابط عاطفی آرامش احساس یکی بودن لذت بردن تجربه زندگی سراسر توحید و عشق بدون وابستگی در سفر کردن تجربه خودم و جهان اطرافم دیدن زیباییهای بیشتر رشد شخصیتم و بعد از خداوند بخوام هر تغییری که در باورهام و عملکردم و ویژگی هایی که باید ایجاد کنم کاری بهم بگه و تسلیم باشم
قدم به قدم هدایت میشم هیچ وقت کل مسیر رو خدا نمیگه اولین قدم رو که میگه من انجامش میدم بعد قدم بعدی به من گفته میشه
از اعتماد کردن به این جریان هدایت و نتایجی که دریافت کردم به خودم یادآوری کنم از چیزهای کوچیک شروع کنم و بنویسم و ب ای ذهنم برهان و دلیل بیارم که این اعتماد به خداوند چقدر مسیر رو برام هموار و کوتاه و راحت تر و بهتر کرد
نشانه تسلیم بودن آرامشِ درونیه هدایت احساسیه که وقتی بهت گفته میشه سوالی در موردش برات پیش نمیاد هیچ مقاومتی در موردش نداری یه تائیدی در قلبت احساس میکنی اطمینان داری این درسته البته درک واضح این احساس تکاملی ایجاد میشه
رسیدن به مرحله تسلیم در زمانی که میدونی هدف چیه راحتر چون ذهن رو میتونی قانع کنی اگر بازی ذهن رو بدونم میپذیرم که این طبیعیه ذهن مقاومت میکنه به خصوص اگر هدف رو از اون الهام و هدایت ندونی ولی اگر اعتماد کنی مطمئن باشی که این به نفع توئه برای تو خوبه ،فقط میگم چشم اگر دلیل رو فهمیدم خیلی ام خوب و اگر دلیل رو فعلا نفهمیدم شاید بعدها بفهمم بازم خوبه من فقط باااااید تسلیم باشم این پلن خداونده من بهش اعتماد دارم ممکنه اصلا ارتباط اون هدایت با اون موضوع رو نفهمم چون خیلی زمان دورتری مشخص شده
هرروز صبح بگم إِیَّاکَ نَعۡبُدُ وَإِیَّاکَ نَسۡتَعِینُ
ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِیمَ
صِرَٰطَ ٱلَّذِینَ أَنۡعَمۡتَ عَلَیۡهِمۡ غَیۡرِ ٱلۡمَغۡضُوبِ عَلَیۡهِمۡ وَلَا ٱلضَّآلِّینَ
درنهایت اگر میخوای به اقیانوس برسی باید بیفتی تو دریا تا جریان تو رو ببره به اقیانوس راحت و ساده و روان به خواسته هات میرسی
وعده خدا هدایته إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَىٰ ما بر خودمون وظیفه قرار دادیم که همواره هدایت کنیم
پیامبر میگه خداوند من همونیه که خلق میکنه و بعد هدایت میکنه
پس دیگه سوال این نیست که هدایت هست یا نه ؟بلکه این سوال مطرح میشه که من در مسیر دریافت هدایتهای همواره خدا هستم یا نه ؟
موردی که من اخیرا برخورد کردم همکاری تو اتاق من بود که تو کامنت قبلی هم نوشته بودم گرمایی اوایل سال که هوا خیلی سر بود کولر روشن می کرد من به شدت اذیت میشدم بر اساس آگاهی احساس لیاقت از ایشان درخواست کردم که کولر کم کنه من اذیت نشوم با اینکه قبل از اینکه اتاق من بیاد خیلی با من خوب بود و خیلی هم از شخصیت من تعریف می کرد به شدت مقاومت می کرد و هر راهی فکرش کنید چه ذهنی چه کلامی من انجام دادم ولی نتیجه نداد تا می خواستم بروم به مسولین بگویم یک فکری کنند ذهن من به من می گفت تو مشرکی قدرت به چه کسی داری می دهی یعنی کارفرما می تونه انجام بده ولی خداوند نمی تونه چون من خیلی روی توحید تو این چند سال کار کردم واقعا تا جایی که می تونستم روی هیچ کس حساب نکردم به خاطر همین هم نمی خواستم بروم به کارفرما بگویم چند نشانه هم آمد که برو بگو ولی من مقاومت می کردم به خاطر همین باور تا جایی که کم آوردم و تسلیم شدن رفتم گفتم و شرایط عوض شد و الان که دوباره هوا گرم شد باز هم جریان به صورت عکس تکرار شد یعنی این خانم کولر به سمت خودش میزنه و طرف من خیلی گرم اصلا نمیشه کار کرد باز هم من به مشکل خوردم با زبان خوش گفتم هیچ تاثیری نداشت با اینکه از من کوچکتر و سابقه کاریش کمتر هست رفتار خیلی بدی داشت که من سعی می کردم اعراض کنم باز هم نشانه ها بود که برو بگو من دیگه کم آوردم رفتم گفتم یک وسیله سرد کننده برای من تهیه کنید
و مسولم گفت من خودم بررسی می کنم البته خداوند خیلی درسها را به من داد که ارزشهای خودت ببین و اولویت خودت باشی وغیره ولی اینکه چرا باید می رفتم به مسیولین می گفتم هنوز نفهمیدم منطقش چی بود
استاد جان سپاسگزارم
به نام تنها فرمانروای کل کیهان …..
تسلیم بودن در برابر خداوند باید ابدی باشد
خداوند برنامه ریز کل جهان است
خداوند برنامه هایی را برای ما می چیند که هیچ کسی از عهده اش بر نمیاد
خدایا تنها تو را می پرستم
و تنها از تو یاری می خواهم
…….
…..
همیشه جهان در حال رشد است
جهان ایستایی ندارد
جهان همیشه در حال بهترشدن است
اگر من متوقف هستم
اگر من متوقف شده ام ایراد دارم
باید ایراد را درست کنم
و وقتی به این روند ادامه دادم سقوط آزاد
…
وقتی استاد را می بینم خیلی برام روشن میشود قانون . مثلا مثل این می ماند که استاد بگویند خب احساس خوب اتفاقات خوب همین …. و تمام
نه اینطور نیست
باید برای ذهن دلیل بیاری . منطق بیاری . منطقیش کنی . نشانش بدهی تا ثابت شود و
وقتی هم ثابت شد و بهش ثابت کردی چرخه باید ادامه داشته باشد
خدایا شکرت
……
سلام استاد عزیزم
سلام به همه دوستان
استاد وقتی مدتی از آشناییم با شما گذشت با خدای که شما میگید آشنا شدم
با اینکه شرایطم از الانم خیلی بدتر بود ولی احساسش کردم همونجوری که شما توصیفش میکنی که اون تو رو بخشیده خودتو ببخش اون از مادر خیلی مهربونتره اون دوست داره که تو خوشبخت باشی هر وقت خواستی باهاش حرف بزن اون هر لحظه صداتو میشنوه
من اون خدا را احساس کردم انگار قلب آدم شکوفته میشه خیلی احساس لذت بخشیه احساس یک نوع عشقه که فراتر از هر عاشقیه که آدم میتونه تجربه کنه
احساس کردنش به این ربطی نداره که چه شرایطی داری چه گرفتاری داری وقتی میاد خیلی لذت بخشه
مثل زمانهای که استاد غرق در نداری و شرایط بد بندر عباس بود و احساسش کرد
و گاهی میشه که بهر دلیلی دور میشم و با سپاسگزاری کردن هم به این احساس نمیرسم
و من بارها شده که ازش خواستم برگرده
یعنی من حاظرم بیمار باشم بدهکار باشم گرفتار باشم ولی با اون احساس در ارتباط باشم
خیلی احساس قشنگیه که من خیلی سعی میکنم خودمو بهش برسونم امیدوارم به روزهای برسم که غرق در این احساس باشم فارغ از اینکه به سایر خواسته هام رسیده باشم یا نه
از شما استاد عزیز خیلی خیلی سپاسگزارم که منو با این احساس آشنا کردی بخاطر سایر باورها و کنترل ذهنها و توجهات هم که دیگه بینهایت سپاسگزارم
شاد سربلند در دنیا و آخرت باشید
خداوند، هدایتگر انسانها به صراط مستقیم، به وسیله قرآن:
«یاهلَ الکِتبِ قَد جاءَکُم رَسولُنا … قَد جاءَکُم مِنَ اللَّهِ نورٌ وکِتبٌ مُبین • یَهدى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضونَهُ سُبُلَ السَّلمِ ویُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُمتِ الَى النُّورِ بِاذنِهِ ویَهدیهِم الى صِرطٍ مُستَقیم؛[45] [46]
اى اهل کتاب! فرستاده ما، به سوى شما آمد، …
آرى، از طرف خدا، نور و کتاب روشنگرى به سوى شما آمد.
خداوند به برکت آن، کسانى را که از رضاى او پیروى کنند، به راههاى سلامت و امنیت، هدایت مىکند؛
و به فرمانش، آنان را از ظلمتها خارج ساخته به سوى نور مىبرد؛ و آنها را به سوى راه راست، هدایت مىنماید.»
سلام سلام به همه،نمیدونم چندباراین فایلوگوش کردم تاآماده شم که بنویسم،الان واقعادلم میخوادکامنت بزازم تایادم بیادوقتی خیلی تحت فشاربودم وهیچ کاری نمیتونستم بکنم یه جای دیگه تسلیم شدم گفتم خداااااا من دیگه نمیتونم باآدمات بجنگم نمیتونم همه روراضی کنم خدااااااا نمیتونننننننم خارج ازتوان منه خودت یه کاریش بکن من نمیدونم چطوری اصلا نمیخوام بدونم چطوری فقط میخوام آدمای خوب ودرستی سرراهم قراربدی توخالقی توقدرتمندی توعقل کلی من نمیتونم خودت حلش کن بعدش همه استرسهاروریختم دوربه خودم گفتم اگه خدادرستش نکنه دیگه هیچکس نمیتونه ازپسش بربیاددخترحالافقط آروم باش چون سپردی به قدرت مطلق کیهان،خداشاهده توتمام اون مدت هیچ اضطرابی نداشتم وباخیال راحت پیش میرفتم وبه طرز معجزه آسایی تمام آدمای که تومسیرم قرارگرفتن فوق العاده بودن،ولی نمیدونم چراتوخیلی اززمینه هانمیتونم تسلیم باشم،ازخداهدایت خواستم برای حل این مشکل بهم گفت این فایلوحالا حالاها بایدگوش کنم،استادجان ممنونم بابت فایل زیباتون
به نام سیستم هدایتگر بشر
سلام
1_یک ربی هست که خالق جهان هست که همه چیز رو مدیریت می کنه .اولین باور این که این جهان را یک رب العالمینی خلق کرده که همه چیز در ید قدرت اوست که میلیاردها بار از من اگاه تره بینهایت مدیر مدبر بهتری از من هست…
خداوند بی نهایت از ما آگاه تر هست.
خدایا من مرضیه تسلیم اعتماد می کنم و توکل می کنم بر تو
من را هدایت کن .من به عنوان یک آفریده که بنده تو هستم دلم میخواد که پیشرفتکنم ولی نمی دانم چطور باید پیشرفت کنم من تسلیم تسلیم درگاه تو هستم.خدایا من خاشع ام در برابر تو فروتنم دربرابر تو .خدایا مدرک من قطعا به لطف تو بوده من تسلیمم. اگر لطف و هدایت تو نبود قطعا من نمی تونستم مدرک ارشدم بگیرم پروردگارا. خداوندا هر پیشرفتی که قطعا کمکتو بوده من فروتنم. مدرک ارشد چیه نمره چیه هوش چیه من نوک سوزونم نیستم در برابر عظمت تو پروردگارا.
من تسلییمم. من دیگه نمی چسبم به خواسته ام و دیگه نمیخوام مسیر مشخص کنم برای رسیدنم به خواسته که شغل ثابت خوب هست .تو هزار برابر من آگاهی دانایی مسیر بلدی .
بیام به جای درخواستم که این خانه ماشین وپول و کار و رابطه میخوام قصد پشت این خواسته ها بیا بگو. مثلا میخوای بری سرکار فکر کن ببین قصد پشت این کارت چیه
جای مشخص کردن مسیر و نوع رسیدن به اون مسیر بگو خدایا من تسلیمم می سپرم به خودت من اجازه میدم تو تصمیم نهایی بگیری خداوندا تو هدایت کن من رو .
هدایت قدم به قدم میاد باید قدم اول برداری تا قدم های بیاد برات.
نمی دانی چطوری به خواسته برسی ولی خداوند مرحله به مرحله هدایت می کنه .
شاید گاهیی مسیر نزدیک باشه ولی هدایت بخواد مارو به سمت بهتری هدایت کنه که با آسیب کمتر .
خدایا من حالیم نیست تو متوجه تری من هدایت کن به سمت درست .من مغزم نمی دانه چه جوری باید شاغل بشم و در چه شغلی باشم تو خودت من هدایت کن و نشانه کاری که بدردم میخوره و ثروت آفرین برام برسون …
وقتی به وعده و هدایت خداوند عمل می کنی به زودی گشایش میاد چون خداوند هرکس که تسلیمش باشه رو خیلی خوب هدایت می کنه .
ما نمی توانیم همه چیز رو کنترل کنیم و اصلا امکان پذیر نیست
ما باید فقط قصد خودمان رو بگیم.
2_دربرابر این سیستم باید تسلیم بود و اعتماد کرد به این نیرو بدون هیچ ترس و شکی مثل نوزادی که هنگام تولد وصل به مادرش و مطیع مادرش هست..
هرچیزی میخوای بگو چرا دلیل هات پیدا کن
خدایا من دلم میخواد برم سرکار و حقوق ثابت و شغل ثابت داشته باشم چرا ؟
1_چون فکر می کنم اگر شاغل بشم مستقل تر میشم و خودم می توانم هرچی دلم خواست بخرم و اینکه با داشتن شغل اعتماد به نفس و خود عشق ورزی بیشتری
2_مشغول میشم و کمتر تو خانه می مونم یه جورایی از وقتم ارزشمند استفاده میکنم و با افراد بیشتری ارتباط برقرار می کنم.
3_می توانم پس انداز کنم خانه بخرم ماشین بخرم وسیله بخرم همه مایحتاج خودم بدون منت کسی تهیه کنم
4_از مدرکم استفاده میکنم
5_دیگه تو خانه نمیونم می تونم دوستان خوب افراد خوبی کنار خودم داشته باشم
6_احساس هویت می کنم.
7_دلیل اصلی پول درآوردن هست و رفع مایحتاج و پرشدن وقتم و اینکه جلو دیگران پرستیژ دارم و از بیکاری خارج میشم.
8_احساس مهم بودن و اعتماد به نفس میده ارزشمند تر نیشن
9_کمک خرج همسرم میشم
10_هرچیزی دلم بخواد بدون دغدغه میخرم دیگه لازم نیست به دست دیگران نگاه کنم تا مخارجم بده
11_ با کار پول درمیارم و با پول هرچی که دلم بخواد مثلا باشگاه برم لباس بخرم تفریح داشته باشم لذت ببرم
12_فرزتدانم دراینده بهم افتخار کنن و درآمد شخصی خودم داشته باشم .
13_اسایش آرامش راحتیم میخوام
14_می توانم تو مناسب های مختلف برای خودم برای همسرم و خانوادم بدون نگرانی کادو بگیرم
15_می توانم لوازم ضروری که یک خانم لازم داره بگیرم
و دوست دارم معلمی برم سرکار چرا ؟چون
1_چون فکر می کنم کاری که پرستیژ شغلی داری
2 فکر می کنم امنیت شغلی دارم و برای آینده ام خوبه چون کار ثابتی هست و درآمد مشخصی داره و بیمه عمر داره و تو پیری یه حقوقی بالاخره دارم
3 ساعت کاریش کمه و با توجه به ساعت کم حقوق خوبی داره
5 محیطش مناسب یک خانم هست و محیط شاد مفرحی هست و با کودکان در ارتباط هست
6 اینکه همه همکارانم هم جنس خودم و با شخصیت هستند
7 اینکه دوروز تعطیلی در هفته داره و میشه به خانواده رسیدگی کرد
8 تو تابستان مرخصی با حقوق دارن
9 مرخصی زایمان با حقوق داره
10 به هرحال یه شغلی که توش برشکست شدن نداره
11 سرمایه اولیه نمیخواد و من توش مهارت کافی دارم
12 چرا ؟چون محیطش طوری که فرهنگی هست و آدم ها خوب توش هستن و من می توانم اونجا پیشرفت کنم
13 چرا چون دیگه هر دقیقه نگران کارم نیست که ممکن بازار کساد بشه یا اتفاقی بیفته که نتونم برم سرکار مدرسه همیشه هست و درآمدی مشخص اول هرماه میاد تو حساب
14 کاری که فعالیت بدنی خیلی زیاد نداره و بیشتر باید صحبت کرد و آموزش داد
15 به هرکس بگی معلمی احترام خاصی داری
16 به روحیه من بیشتر میخوره
17 کاری که توش علاقه دارم و توش خوبم و سال های زیادی تصویر می کشیدم معلمم
18 می توانم بعد از مدرسه به کارهای خانه رسیدگی کنم چون پاره وقت می توانم به همسرم و دراینده به فرزندانم رسیدگی کنم
19 بیمه عمر برام مهمه و اینکه امنیت شغلی و ثبات شغلی داشته باشم .
20و اینکه در حال حاضر کار دیگه ایی به ذهنم نمی رسه
21 اینکه دیگه توش حاشیه نیست صاحبکار نداری و اینکه خودت مدیریت داری و اینکه با دولت سروکله می زنی و حقوق دولت میده و طبق وزارت کار هست و در آمد ثابت داری دیگه نگران دزدی گرانی تورم و سرمایه اولیه نیستی احتیاج به شرایط خاصی برای شروع نداری .
22 محیطش منفی سمی نیست محیطش شاد دوستانه و اینکه در زمان کم و محیط مناسب مناسب شخصیت خانم ها هست .
23 کاری که بعد برات حاشیه نداره دشمن تراشی نمیشه محیط منفی نیست و قرار نیست اتفاق بدی بیفته
24 شیفت شب نداره و اینکه تایم کاری خوب
25 محیط شلوغ خوب اجتماعی و من فن بیان خوب دارم
26 قرار نیست صاحبکار سواستفاده جسمی روحی روانی کنه یا حق حقوقت بخوره.
27 قرار نیست خارج از تایم اداری هم کاری کنی .
28داشتن روحیه شاد و پرنشاط به دلیل ارتباط با جوانان و نوجوانان پرانرژی
29 کمتر بودن ساعات کاری کارمندان آموزش و پرورش نسبت به کارمندهای سازمانهای دیگر
30 تعطیلی مدارس در عید نوروز، سه ماه تابستان و شرایط بد جوی تعطیلات خیلی زیادی داره
31دریافت حقوق حتی در زمان تعطیلی مدارس
32 بهرهمندی از بیمه درمانی
33 دریافت عیدی سالانه، پاداش و مواردی مشابه
34دریافت حقوق بازنشستگی بعد از اتمام دوره خدمت
35 داشتن شرایط مناسب برای دو شغلی شدن
36امکان تدریس بهصورت دولتی و خصوصی
37 شغلی که برای خانم ها در ایران مناسب و خیلی امنیت داره .
من مرضیه الان متوجه شدم اولا خداوندا از تو درخواست کار دارم تا بتونم ثروت داشته باشم حالا ثروت برای چی میخوام برای اینکه دستم جلوی کسی دراز نباشه و بتونم هر زمان هرچی دلم خواست بدون نگرانی بخرم و نیازمند دیگران نباشم دلم میخواد مشغول باشم اعتماد به نفس عزت نفس داشته باشم.
خدایا متوجه شدم از شغل معلمی خوشم میاد چون حقوق ثابت داره آزادی مکانی و تعطیلات زمانی زیاد و ساعت کاری کم داره مستقل بودن داشتن حقوق مشخص بدون نیاز به سرمایه اولیه پرستیژ کاری داشتن یه پولی که بدون زحمت زیاد بدست میاد .و فکر می کنم این کار دوست دارم چون امنیت دارم چه در محیط کار و چه از لحاظ ثبات کاری
خداوندا من حس می کنم این کار دوست دارم به دلایل بالا ولی خداوندا من در برابر تو تسلیم هستم
من مرضیه به تو می سپارم همه چیز رو ودیگه با ذهن محدود خودم تصمیم نمی گیرم و از تو درخواست هدایت می کنم و تو جواب بده و تو راهنمایی کن من رو خودت مسیر مناسب رو نشان من بده من نمی دانم من خاشع متواضع هستم اگر این شغل به صلاح من هست من قبول بشم و اگر هم نیست من به سمت شغل یا افراد یا شرایطی هدایت کن که موارد بالا یعنی آزادی زمانی حقوق ثابت مناسب و شرایط بالا داشته باشد
ربنا از تو بابت داشتن شغلی با شرایط بالا سپاسگزارم
خدای مهربانم تو در هرشرایطی مواظب من مرضیه هستی دوست دارم خدا جونم.تو توی هر شرایطی کنارم هستی تو نزدیک ترین منی تو عزیز ترین منی تو بودی من نبودم .دلیل افرینشم را نمی دانم دلیل اینکه از روح خودت در من دمیده.چی شد که اجازه آمدن به کره خاکی رو به من دادی؟فقط صبورم و سپاسگزارم و ازت میخوام که بهم بگی چه باید بکنم و رسالت من در این زندگی چی هست. بهم خوب و بد مسیر رو نشان بده و هرجا از مسیر هدایت تو دور شدم مندو دستی به مسیر خودت برگردون خدایا عشق واقعی من نزدیک ترینم قوی ترینم دست دلباز ترینم صبور ترین مهربان ترین بخشنده ترینم همه دارایی من کاری کن که صفات شخصیتی من روز به روز شبیه تر به تو بشه. یه کاری کن رنگبوی خدایی بگیرم.یه کاری کن حضورم و وجودم باعث حال خوب همه انسان ها بشه.خدایا تو دست دلباز ترینی از روی شناختم از تو فهمیدم نباید التماس کسی رو بکنم یا کسی رو جای تو بیارم چون من با حضور تو قوی ترین زن و دختر دنیا هستم ازت میخوام توجه ویژه به من کنی چون من وجودم با تو معنا پیدا میکنه رسالت من رو بهمبگو
به نام جهانه یکه ای که بخشنده و مهربان است
خیلی در هر لحظه این احساس را میشه درش عمیق شد و به قول سید همه چیز تکاملیه
در دوره 12 قدم ه خیلی سعی داشتم تمرکز کنم و با فاین های توحیدی و مثل این فایل ها تونستم بهتر هدایت رو درک کنم و امتحان میکنم تا در حد توانم و میفهمم این حسیه که مغز خیلی موقع ها درش میکنه و منیت و من میدونم و ترمزه این هست
یکی از داستان هایی که یادمه چند ماه پیش زنگ زده بودم به صاحب مغازه ام برای اینکه بدهی هاشو تونستم به یاری خدا و عمل بهتر به آموزه ها در 12 قدم پرداخت کنم و میخاستم چک هارو بگیرم نزدیکه بازاره شهرمون شدم که برم مغازشون که در بازار بود و از کوچه ای که بلد بودم میخاستم برم و این حس میگفت برگرد ! و من گفتم چیو برگردم این داره مغازشو میبنده تا چند دقیقه دیگگ این مسیرو من بلدم
میگفت فقط برگرد بهت میگم حسم خوب نبود میرفتم جلو و گفتم باشه برگشتم و رها تر بودم و 30 متر جلوترش یکی از دوستایی که سال هاس ندیده بودمش دیدم سره راهمه با موتور ! و گفتم میخام بریم اینجا و اینا گفت بشین و از کوچه پس کوچه های بازار بردم که اصلا من بلد نبودم با اینکه شهره خودمونه و کفت از این مسجد برو فلان و گفتم بقیشو بلدم مات مونده بودم و فقط باورم نمیشد و فقط راه میرفتم و گفت زنگش بزن گفتم 50 متر مونده تا مغازش زنگ بزنم ؟ گفتم باشه تو واقعن درست گفتی چشم زنگ زدم گفتم حاجی دمه مغازم گفت من بستم گفتم بخدا 50 مترم کمتره مسیرم گفت باشه بیا ! خدااااااااایا هنوز بعد از ماه ها یادمه واقعن فقط هنوز میخام به این نزدیکی و حتی بیشترش برسم و میدونم که نیاز بهه شناخت بهتر خدا دارم و اعتماد به این نرو و عمل به 12 قدمی که 4 فصلش رو سال هاس دارم و هنوز برای ده ها بار میبینم و هر روز جدیه هرروز هر لحظه واقعن و چقدر این حس باحاله
ی نمونه دیگ تویه بازی کامپیوتری ی هیرو هست که تیر پرت میکنه لولش و به هرکس بخوره تو مپ بازی که بزرگم هست اون تا چند ثانیه هیچ کاری نمیتونه بکنه و تویه بازی رو انداختم به این حسه ! گفتم بگو ببینم میتونم بگیرم ازت میگفت اسمش ارو هست این تیره بزن تو این نقطه تاریکی و اصلا عقلانی نبود و زدم و در کماله نا باوری دهنم باز مونده بود و طرف اومده بودن خفت بچه ها ما و ارو خورد و با بچه ها کیلش کردیم و فایتو زدیم ! واقعن قابله باور نبود . چندین باره دیگه فقط اینکه اصلا نباید رویه خود و مغز خودمون وتجربه حساب کرد و همه اینا برمیگرده به توحید و قبول این انرژی و اینکه این داره همواره به ما هدایت میده و ما باید از دهنمون و نجواهاش کمی فاصله بگیریم بنظرم فکر کردن کم و اصولی در مواقع خاص برای به یاد آوری نیازه واقعن زهن مثله ی قطره ای اقیانوسه ولی هدایت قلب از انرژی در جریانه هدایتت جهانه هستیه یعنی قلب از دریای بی انتهای خداونده که فراتر از درکه ماست در پناه خداوند باشین و این فایل فوق العاده رو من باید هرروز گوش کنم تا دیتاهای بهتر و آرامشم بیشتر بشه فعلا خدا نگهدار دیروز از نشانه اروز من هدایت شدم به اینجا باز بعد از ماها