«موفقیت»‌، مسیر رسیدن به خواسته است‌ نه مقصدِ آن - صفحه 28


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    548MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی «موفقیت»‌، مسیر رسیدن به خواسته است‌ نه مقصدِ آن
    42MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1392 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    افسانه نوشادی گفته:
    مدت عضویت: 2189 روز

    سلام

    کامنت قبلم را میخواهم اصلاح کنم چون بعد که مطالعش کردم فهمیدم کجای مطلب را خوب بیان نکردم

    اینکه من باید بهترین ها را برای خودم بخواهم و بالاترین استاندارد ها را برای خودم در نظر بگیرم همیشه و درجهت بهبود همیشگی خودم باشم پایانی ندارد این بهبود

    >>کمالگرایی یعنی من بخواهم اولین کارم بهترین کارم باشد و این باعث میشود من جرئت تجربه ی خیلی از ناشناخته ها را نداشته باشم،یا اگر کاری را شروع کردم اینقدر به خودم سخت بگیرم که اگر یه اشتباهه کوچک رخ داد و با یک مانعی برخورد کردم پا پس بکشم و توجهم به ناتوانای ها و ضعف هایم بگذارم و خودم را سر زنش کنم و این باعث میشود عزت نفسم کمتر و کمتر شود و و کمتر به دل ناشناخته هایم بروم و بترسم،

    در صورتی که من میتوانم در دل همین مسیر به توانایی های خودم پی ببرم توانایی های که نهفته در درون من است ودر مواجه با مسائل و حل آنها رشد میکنم و بزرگتر میشوم،و به نعمتهاو داشته هایی که در طی مسیر خواسته هایم به دست می آورم توجه داشته باشم(سپاسگزاری)

    و تکامل این نیست که زمان بیشتری را طی کنم تا به خواسته هایم برسم بلکه این است که من آماده تر شوم و ظرفم را بزرگتر کنم آن موقع به هدفهایم زودتر میرسم

    و با لذت

    استاد اوایلی که میخواستم وارد سایت شوم،که خداروشکر خیلی زود از طریق کانال تلگرام فهمیدم که سایت اصلی کدام است بعد که با خانم فرهادی تماس گرفتم که میتوانم محصولات را استفاده کنم،ایشون گفتند که میتوانید از فایلهای رایگان استفاده کنید حدود ۳۰۰ فایل رایگان بعد محصولات را خرید کنید،میدونید من آنموقع چی گفتم گفتم فوقش یه هفته گوششان میکنم حتما معارفه محصولات باشند بعد محصولات را میخرم،ارزششان را درک نمیکردم، من عمرا چیزی را بخواهم و نتوانم زود بدستش بیاورم،اما پولش جور نشد،و من الان حدود ۶ ماه است که دارم از فایلهای رایگان استفاده میکنم(البته با کتابها)اما تغیراتی که در طی این مسیر کردم خیلی برایم با ارزش است فارغ از اینکه این فایلها چه تغییرات بزرگی ایجاد کردند خیلی برایم ارزش دارد،،شخصیتم بهبود پیدا کرد عجول بودم،

    الان خیلی صبور تر شدم،باعث شد قانون تکامل را کمی بفهمم و باید خیلی روی آن کار کنم…

    چون قبلا میخواستم خیلی زود به همه چیز برسم، اوایل هم خیلی نجواهای ذهنم میگفت اگر الان از محصولات استفاده میکردی خیلی پیشرفتت بیشتر بود اما قلبم دوست داشت بیشتر در این مسیرباشد پولش هم جور نشد نشد،بزارم آمادگی بیشتری پیدا کنم،پولش جور نشد ، این تضاد خیلی باعث رشد من شد،این مسیر خیلی در من تغییر ایجاد کرد…

    ✔️لذت بردن از مسیر،طی کردن قانون تکامل موفقیت از نظر خودم(خیلی باید کار کنم روی آن)،

    آرامشی که دارم،احساس خوبی که دارم سپاسگزار خداوند هستم

    استاد سپاسگزار شما هستم چه برای کامنتهایی که تایید میکنید و چه کامنتهایی که تایید نمیکنید هر دو کمک زیادی به من میکنند،حتی کامنتهایی که تایید نمیکنید بیشتر به رشدم کمک میکند که بیشتر روی خودم کار کنم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    دریا هدایت شده گفته:
    مدت عضویت: 2880 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد و خانم شایسته عزیزم

    من چند موضوع را بررسی میکنم که هم درک خودم بالا تر بره و هم شما دوست عزیزی که میخوانی

    استاد در خیلی از فایل ها گفتن که یک سال فقط کتاب میخوندن و با دیدن الگو های موفق که خونده بودن و درس های ان کتابها را درک کرده بودن خودشون را در انتهای سال موفق میدونستن با اینکه هیچی نداشتن حتی همون سمینار ها ولی میگفتن یک حس موفقیت در وجودشون بوداون هم به دلیل ایمانی که پیدا کرده بودن که حتما به ارزو های خودشون میرسن و بعد با ایمان شروع کردن از دانشگاه خودشون شروع کردن که بعد تهران رفتن من همون اولی که داشتم فایل ۷۸ را میدیدم حسش میکردم و حتی در حرف های استاد میگفتن که ادم های موفقی مثل من و امثال من یا من نمیگم که ادم موفقی هستم ولی در مسیرش هستم من انها را شنیدم ولی برام ابهام داشت که چرا خودشون را موفق میدانستن (چون من فکر میکردم که در همون بندر عباسه )که بعد این فایل را قرار دادن و از back این دوره متوجه شدم که در اون زمان اول استاد چه طوری شروع کردن و بعد اون موقع در چه مکانی بودن با دیدن اون فیلم متوجه شدم نزدیک ۱۵۰ نفر هستن و استاد من خیلی تحسینتون میکنم شما رکورد خودتون را شکسته بودین 💪

    و اینکه مخاطبین شما دکترا و ادم های تحصیل کرده بودند و کلا رفتن افراد تحصیلات بالا سر کلاسی که اصلا طرف مقابل در اون زمینه مدرکی نداره خیلی حرفه علاوه بر اون

    وتاثیر پذیری ان ادم ها از شما خیلی عالیه

    وقتی که کسی میگه اگر نمیخواید کار کنید هزینه را بگیرید برید من اصلا به شخصه خیلی خوشم اومد و با این حرف قصد اصلی فرد را متوجه میشی که اون فقط برای پولش کار نمیکنه و من این حرف را خیلی کم شنیدم اگر هم شنیدم از انسان های به موفقیت مالی رسیده بوده ولی شما وقتی این را میگید قصد اصلی را درک میکنه

    شما با برگزاری دوره به من ثابت کردین با اینکه قبلا ادم های دیگه در همون جا همون کا ر ها را انجام میدادن ولی نتجه ای نمیگرفتن ولی شما با باور هاتون و بدون حتی مدرک و شهرت خاصی در همون مکان این جمعیت را اوردین

    🚫به من میگه مکان مهم نیست بلکه باور ها و طرز فکر ادم ها مهمه🚫

    چون من چند وقته که در گیر این مسیله مکان هستم( که باید کار بشه ) و شما و خانم شایسته به من یاد دادین که میشه با تحصیلات دانشگاه ازاد هم به این موفقیت ها رسید

    بحث لباس :

    به نظر من همون لباسی که شما پوشیده بودین در اون زمان خیلی خوب بوده من هر چیزی را به زمان خودش میسنجم و یک نکته مهم اینه که خیلی از ادم های موفق اصلا لباس های خیلی گران در کار هاشون نمیپوشن مثل : استاد ، ایلان ماسک ، بلگیتس و …

    حتی خیلی هاشون با لباس های خیلی سال پیش خودشون میرن سر کار

    و من با دیدن فیلمjoy که یک خانم کار افرین بود دقیقا همین مسئله را نشون داد که اون با لباس بلوز سفید ساده بدون طرح و یک شلوار مشکی رفت پیش تبلیقاتی ها و اون با ارائه کارش ازش خوششون امد و بعد که میخواست تبلیقات کنه رییسش گفت برو لباست را عوض کن و مجلسی باش اون گفت مگه من شما با همین لباس ها راضی نکردم ؟! و گفت من با همین لباس خودم میرم جلوی دوربین چون با این لباس ها خودم هستم

    فیزیک کوانتوم :

    طبق درک من از فیزیک معنی مقصد در اون جود نداره چون که جهان بی نهایته و علم بی نهایته و بعد درک انسانها در هر روز بهتر میشه از بی نهایت اگاهی جهان به همین دلیل هست که دنیا در حال پیشرفته چون با حل کردن مسائل بیشتر کنجکاو تر شده و به همین دلیل هست که باید هدف بعدی من را قبل از رسیدن به خواسته مون مشخص کنیم تا همواره شورو نشاط برای حل کردن داشته باشیم و به قول استاد زندگی کنیم

    پس نه برای جهان و نه برای ادم ها نباید مقصدی باشه باید حرکت کرد

    علاقه :

    خیلی از ادم های موفق بودن که به جاهای باریکی رسیدن ولی با علاقه ای که به اون کار داشتن حاضر شدن که خیلی ساعت ها کار کن که کارشون را نجات بدن البته بر عکس این موضوع لزوما درست نیست که هر کی زیاد کار میکنه و یا درس میخونه حتما موفقه بلکه به علاقهکه داره که بعد باعث تمرکز و بعد ایده و بعد نو اوری و حل مشکلات زیاد و بعد به ثروت ایجاد میشه

    چون همین ایلان ماسک به زمانی که فقط یک هفته بود که تسلا ورشکست بشه ایلان ۲۲ ساعت هر روز هفته کار میکرد هم در خونه محل کار و… اگر اون علاقه ایلان به ماشین و کارش زیاد نبود مگه ادمی میتونهاین حجم از بی خوابی و خستگی را تحمل کنه که ارزوش به باد نره ؟! که بعد به این موفقیت ها و بعد به این ثروت برسه

    ما چند نوع ادم داریم :

    فقرا :

    ۱-بعضی ها خدا را پیدا کردن و هنوز مال و اموالی ندارن و فکر میکنن که راهش اینه و درستشاینه که فقیر باشن که بعد در اخرت عالیه براشون اون هم به دلیل باور بدنه جامعه

    ۲-بعضی ها هم خدا را پیدا کردن ولی فقیر بودن و بعد با در رزاقیت اون به ثروت هم رسیدن و الان از هر نعمتی که دارن شکر میکنن و طمع نمیورزند و حالشون و زندگی خیلی خوبی دارن مثل استاد

    دسته دوم افراد ثروتمند :

    ۱- بعضی هاشون با ندیدن و درک نکردن خدا حالشون بده طمع میورزند و خلاصه از زندگی شون هیچ لذتی هم نمیبرن چوناون اصل جهان که خدا را در اموال و کار های خودشون درک نکردن که اکثرا عاقبت خوبی ندارن

    ۲- افراد ثروتمندی که در کار هاشون خدا را دیدن و نعمت های خودشون را از اون میبینن و وجودشون پرهاز عشق خدا و حال خوب

    که من الان فکر میکنم افراد دسته اول و دوم ۲ هر دو یکی هستن که اون ها هم با درک تضاد به اون ثروت رسیدن و به همین دلیل خوب درک کردن

    موفقیت از دید جامعه ( رسیدن به پول موفقیت و بعد درک خوشبختی )

    موفقیت استاد ( درک همه چیز جهان (خدا ) و احساس خوشبتی بعد ثروت )

    در اصل کار استاد از دیدگاه جامعه مهندسی معکوسه 🤔😊

    من نمیگم که همه این های که نوشتم را عمل کردم ولی دارم سعی میکنم که در عمل اجراشون کنم

    خیلی ممنونم ازتون که این پیام را خوندید

    در پناه خدا سرفراز و خوشحال و سلامت باشید 💝

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  3. -
    محمد سعیدی گفته:
    مدت عضویت: 2333 روز

    سلام به خودم و همه

    چه عالی که شما با گرفتن پول مشتریتون بیشتر از افرادی بود که بدون اون کار میکردند

    این نشان از رشد و و سعه وجودی هستش

    منم از این تجربیات زیاد داشتم

    مثلا تو یک گروه چند هزار نفره که معمولا هفتصد هشتصد نهصد نفر ادم های اکثرا محقق و متخصص انلاین بودند

    من بی نظیرم

    بعد گروه رو قفل میکردند و من با یک نفر بحث مینمودم

    خیلی تخصصی حتی گاهی میگفتیم ما حرفمون رو میزنیم و شنونده ها خودشون تصمیم بگیرند بجای جد و بگو مگو

    یکبار من چیزی گفتم و دیگه ادامه ندادم

    و بعد یک نفر سوالی پرسید و طرف بحث من بهش توضیح داد

    اما اون گفت سر منو نمیتونی شیره بمالی من خودم بیست سال درس فلان چیز رو خوندم

    و یا یکی بهم گفت منطقت فرا بشریه

    یک ضرب المثل عربی میگه بزرگترین فضل اینست که دشمننت اونو بگه و تصدیق کنه

    به خودم افتخار نمیکنم چون بار معنایی بدی داره اما به خودم میبالم

    کسایی که متخصص بودند اینقدر مثل من تسلط نداشتند و من گاها همزمان با چند نفر بحث میکردم و از مغلطه هم استفاده نکردم

    خیلی ها رو بیرون میکردند از اونجا و اجازه حرف زدن در گروه نداشتند با اینکه کلی متخصص بودند جون خودشون اما من همش مناظره میکردم

    من چه قدر تاثیر گذار و قوی بودم و هستم

    ماشا الله به خودم واقعا

    ایشالا مبارکم باشه بقو یک عزیزی

    اما الان مطمین نیستم که بحث هام همه درست بوده باشه و بحث کردن زیاد خوب باشه مثلا اما باعث خوش حالی هست برام الان و یک موفقیت بزرگ بوده برام

    یک چیزی که در افراد موفق بزرگ خیلی دیدم از جمله شما اینکه از گفتن رنج هاشون اذیت نمیشوند

    و منم الان حاضرم از بدترین رنج های زندگیم بگم و حسم بد نشه و با شجاعت بگمش در حالی که قبلا فکر کردن بهشون برام ازار دهنده بود

    الان خیلی قدرتمند تر شدم

    از سختی های گذشتم بزرگ ترشدم

    من شاید برای یک نفر خیلی کم چیز هایی رو گفته بودم اما یهو همون اولی که دو کلمه چیز گفتم توی اون گروه یکی از مدیرران گروه گروه رو قفل کرد و خواست منو کباب کنه اما من با شجاعت ادامه دادم و مبهوت میشدند خیلی وقت ها

    با بعضی ها حرف میزدم و میرفتند و یک ماه بر نمیگشتند یا اکانتشون رو حذف میکردند

    اینقدر براشون سنگین بود و اینقدر کوبنده و محترمانه

    من یک اعجوبه هستم واقعا

    هفت هشت ساعت میتونم حرف بزنم برای اون کار بزرگم و دستاورد های بسیارم

    شش ماه روشون کا کردم و خیلی موفق بودم و باور هام تقویت شد

    منم فکر میکنم کسی نمیتونه کار منو انجام بده با اون قدرت و کیفیت مگر اینکه قدرت و تبحر منو داشته باشه

    حتی اگه ده ها سال تحقیق کرده باشه و هزارن تجربه داشته باشه

    البته خیللی بیشتر از اینایی هست که دارم میگم ها

    اینم گفتم تا نعمت خدا رو بگم و به خودم یاد اوری کنم و باور هام تقویت بشود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    Lida گفته:
    مدت عضویت: 2410 روز

    سلام استاد عزیز و مریم جانِ دوست داشتنی..

    من این فایل قدیمی رو دیدم و خیلی لذت بردم.. و اتفاقا خیلی برام قابل تحسین بود که استاد از همون اول با تسلط کامل و درک عمیق قوانین و صداقتی که واقعا تو این زمینه بی نظیر و مثال زدنی هست شروع کردن.این اولین بار هست که توی سایت نظرمو مینویسم. در واقع چیزی که باعث شد چنین تصمیمی بگیرم این بود که به محض این که متوجه شدم بعضی از دوستان چه نظری در مورد فایل قدیمی استاد داشتن،کاملا ناخودآگاه داستان زندگی خودم و دلیل اینکه تصمیم گرفتم با آموزه های استاد عباس منش همراه بشم، جلو چشمام رد شد.واقعیتش من حتی قبل از آشنا شدن با استاد عباس منش هم، زندگی ظاهرا فوق العاده ای داشتم و همین الان هم دارم! از همه نظر!بر خلاف ظاهر استاد در فایل های قدیمیشون از نظر دوستان! چه از نظر ظاهر، چه از نظر تحصیلات و موقعیت مالی و رابطه عاطفی و روابطم با خانواده و دوستان.. از همه نظر.. به قدری که تحسین دیگران از اول زندگیم تا الان به یه موضوع کاملا بدیهی و عادی و حتی شاید خسته کننده تبدیل شده.. همیشه هر چیزی رو که خواستم بهترین هاشو به دست آوردم و همین الان هم حتی بدون آموزه های استاد، میتونستم با همون روال قبل هر چیز دیگه ای که میخواستم رو تو زندگیم به دست بیارم.من با این دیدگاه بزرگ شدم که خانوادم بهم میگفتن فلان موفقیت رو به دست بیار، دیگه تا آخر عمر راحت و خوشبختی.. میرفتم اون موفقیت رو کسب میکردم..بعد از اون میگفتن حالا فقط این یک موفقیت دیگه رو هم به دست بیار، دیگه تمومه و واسه همیشه تو زندگیت راحتی.. و من باز هم تلاش کردم و موفق شدم به این امید که یه روزی با رسیدن به یک موفقیت و هدف نهایی، از یک جایی به بعد دیگه واسه همیشه خوشبخت و خوشحالم.و این داستان به یک چرخه ی موفقیت ناتموم و همچنان ادامه دار توی زندگی من تبدیل شده بود.ولی اتفاقی که برای من افتاد این بود که توی همون دورانی که داشتم موفقیت ها رو پشت سر هم درو میکردم و پیش میرفتم،یه بار برام این سوال پیش اومد که خب آخرش که چی؟ پس اون حس خوب خوشحالی همیشگی کجاست؟ چرا نمیاد و واسه همیشه نمیمونه؟ من که هر چی پیش میرم، بعد از هر موفقیت، یه هدف بعدی دیگه به وجود میاد که همه میگن رسیدن بهش آخر خوشبختی هست و بازم میرم و میرسم و میبینم این بار هم خبر خاصی نبوده.یه لحظه خودمو تو سن هفتاد سالگیم دیدم که احتمالا به خیلی چیزا رسیدم و ظاهرا از نظر بقیه! زندگی خیلی ایده آلی داشتم، ولی خودم از درون به احساس پوچی رسیدم. یه آدم هفتاد ساله که با توهم خوشبختی بعد از رسیدن به یک هدف، همه عمرمو تباه کردم.اونجا بود که به این نتیجه رسیدم که خوشبختی هر جا که باشه، بعد از رسیدن به یک هدف خاص نیست.ولی این موضوع تازه اول مشکلات من بود.از اون دنیای توهمی موفقیتی که همین الانم خیلی آدما درگیرش هستن بیرون اومدم، ولی جایی برای رفتن نداشتم..از نظر ذهنی به این نتیجه رسیده بودم که باید خوشبختی رو توی حس خوب هر لحظه و احساس معنای زندگی که تو هر لحظه تجربه میکنم، پیدا کنم.. ولی چنین چیزی گفتنش با اینکه آدم بتونه تو زندگی در عمل اجرا کنه، زمین تا آسمون تفاوت داره.. من شاید فقط توی قلبم راه درست رو میدونستم، ولی اینکه بتونم با چنین روشی زندگی کنم واسه من به یک حسرت همیشگی تبدیل شده بود. این حسرت همیشگی به مدت هفت سال تمام منو به یک انسانِ در ظاهر! کاملا موفقِ شدیدا افسرده و بی میل و رغبت به زندگی تبدیل کرد.الان تقریبا ده سالی میشه که شروع کردم به خوندن انواع و اقسام کتابای مختلف و دنبال کردن آموزه های اساتید مختلف..که شاید قابل قبول ترین هاشون که ارزش دنبال کردن داشتن استر هیکس و کوین ترودو بودن.ولی حتی این اساتید هم منو به جایی که میخواستم نرسوندن.مفاهیمی که استر هیکس آموزش میده کاملا بی نقص و خالی از اشتباه هست، اما فقط تئوری زیبایی داره..توضیحاتش به من کمک نکرد که قوانین زندگی رو کاملا عملی وارد زندگی روزمره و لحظه به لحظه ی زندگیم کنم. روش کوین ترودو هم با اینکه خیلی چیزا ازش یاد گرفتم و همین الان هم احترام خیلی زیادی براش قائلم، اما یک سری باورهای محدود کننده داشت و تا حدی هم به انواع تکنیک های مختلف تکیه میکرد که با روحیات من سازگار نبود.من ترجیح میدم زندگیم رو بدون تکنیک و با باور قلبی عمیق پیش ببرم. باورهایی که ریشه ی اون آگاهی هایی بود که توی آموزه های استاد عباس منش پیداشون کردم. آگاهی هایی که خود استاد هم قبلا گفتن که همه ما وقتی میشنویم، حس اینو نداریم که یک مطلب کاملا جدیده!همه حس میکنیم این آگاهی ها رو از قبل داشتیم،ولی انگار فراموش کردیم. انگار یه جایی تو اعماق وجودمون مدفون شده.من راهم رو کنار استاد عباس منش و مریم عزیز پیدا کردم. البته هنوز اول راهم. راهم رو بعد از ده سال سرگردانی و آشنایی با تقریبا همه اساتید و انواع و اقسام کتاب ها، کنار استاد عباس منش پیدا کردم.آدمی مثل من بعد از خوندن اون همه کتاب و موشکافی تدریس اساتید مختلف،میتونه اصالت و صداقت آموزشای استاد عباس منش رو تشخیص بده.بعد از این همه مدت میتونم تشخیص بدم کی یه سری جمله از کتاب حفظ کرده و داره تحویل مردم میده و کی داره تجربیات واقعی خودش رو که همه رو تک به تک با همه وجودش لحظه به لحظه زندگی کرده، با بقیه درمیون میذاره..این مطلبی که اینجا نوشتم اصلا گنجایش این رو نداره که بتونم همه مزیت های انتخاب استاد عباس منش رو به عنوان استاد روش زندگی، بیان کنم. فقط میتونم بگم که من به عنوان آدمی که همه ی موفقیت های ظاهری که آرزوی خیلی آدما هست رو داشتم، این روزا دارم با کمک آموزه های استاد عباس منش، زندگی در لحظه و دیدن زیبایی های زندگی تو لحظه به لحظه ی زندگی رو تمرین میکنم.چیزی که برای من رسیدن بهش، از رسیدن به هر هدف دیگه ای سخت تر بوده تا جایی که واقعا مدت زیادی رو کاملا ناامید و افسرده شدم. اما الان میخوام با کمک خدا و بعد از خدا، کمک استاد و مریم عزیز، بعد از این همه موفقیت تو زندگیم، به هدفی برسم که استاد تو فایلای قدیمی توی همون اول مسیرشون بهش رسیدن. به حس خوب همیشگی و تحت هر شرایطی در هر لحظه..دوستانی هم که نظرشون این بوده که استاد چون اون موقع پول نداشتن، پس موفق نبودن، شاید باید این مسیر تکاملی رو طی کنن و به همه موفقیت های ظاهری زندگی برسن و روزی برسه که حس و حال خوب استاد در فایل های قدیمیشون، بشه مهم ترین هدف و معنی موفقیت در زندگی این دوستان…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      سيما گفته:
      مدت عضویت: 2984 روز

      به نام خداوند وهاب

      سلام خدمت شما دوست عزیز

      بعد از گوش کردن به این فایل نوشته ی شما منو به فکر فرو برد و واقعا از شما سپاسگزارم

      این که زندگی کردنه خود زندگی و لذت بردن از اون باید در مرحله ی اول قرار بگیرد و طبق آموزش های استاد ثروت هم با این نوع نگاه و حس به دنبالش میاد

      بسیار از نوشته ی شما لذت بردم و آموختم

      شاد و خوشحال باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      رحیم خان گفته:
      مدت عضویت: 3775 روز

      آفرین برزهرا .هزاران درود وسلام . من هم مثل شما بودم . آری همه ما مرغ باغ ملکوتیم به قول اون اصفهانی که از تجربه مرگش میگوید ؛ میگوید : من وقتی رفتم اونجا انگار هزاران سال بود که من اینجا زندگی کردم ووقتی اون نور که همراه من بود به من گفت بهتره شما برگردید .همینکه این حرف رابه من گفت من گفتم غلط میکنم که برکردم . میدونی تفاوت عباسمنش ودیگران در این است که عباسمنش خودش است . بارها من دیده ام که مشکلات خودش وخانواده اش را میگوید یا از پدرش ومادرش میگوید . من وقتی میگوید از درون میگویم نگو نگو . ولی وقتی دقیق میشوم وپی به اصل میبرم به خودم میگویم تو که میگویی ؛ عیش بی حضورت نمیخواهم توکه میدونی هر لحظه حضور دارد میخواهی دروغ بگویی اون هم در حضور خدایت . اینه که عباسمنش متفاوت کرده . درسته که ممکنه در فایلهای اولیه به علت طی نکردن تکامل ، میگوید اما در ادامه اصل همان است که میگوید اصل را فراموش نکرده صداقت دارد . عباسمنش از مسیر درست وارد شده . لقمه را دور سر نچرخونده . همون جایی که گفت ؛ در قرآن هیچ جا نگفته که پیامبران چی پوشیدن ؟چه خونه ای داشتن ؟چی خوردن ؟و……… که خیلی برای من درس داشت خیلی آگاهی بزرگی بود یعنی اگر تودرمسیردرست باشی همه اینها به صورت طبیعی وارد زندگیت میشود . همین الان من میتونم درمورد این حرف ده صفحه بنویسم مثلا خود کسانیکه که خودشان را مفسر قرآن میدونند چنین حرفی من از آنها نشنیدم . میدونی ؟حرف عباسمنش به دل می نشیند . من آدمی بودم که خیلی سخت میگرفتم که الهی مرا هدایت کن خیلی درخواست دادم که خدا هم گفت مرد راهم هستی بفرما بفرما . اصلا نمیدانم از کجا یک فایل از عباسمنش اومد گوشی تلفنم همینکه کوشش کردم انکار آتش زیر خاکستر فوران کرد .

      آقا جون یک کلام ، یک کلام ؛ من توی این خانواده خوشم شادم دوتا کامنت که میخونم بوی خدا راحس میکنم احساسم عالی میشود سه کامنت لایک شده میخونم انکار میخواهم پرواز کنم میخواهم اگر همسایه ها نگویند این آدم دیوانه است داد بزنم که بگویم ای همگان ، ای ایهاالناس ؛ بیایید من بهشت پیدا کردم همه بیایید اینجا تا مثل من مست شوید اهاااااااااااااااااای خدا حالم عالیست پس تو هم حال اون آدم را که چنین راه نمود عالی بگردان خداجون بوس بوس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    نفیسه گفته:
    مدت عضویت: 2421 روز

    سپاس خدایى را که همواره مرا در زمان مناسب و در مکان مناسب هدایت میکند

    سلام به استاد عزیزم مریم عشقم و دوستان عزیزم

    من عاااااااشق همزمانى ها هستم خدایا شکرت دقیقا زمانى که من این احساس خوشبختی وااااااقعیمو از لذت بردن از مسیر تو فایل پایدارى نتایج کامنت کردم دقیقا فایلى با همون محتوا رو سایت قرار گرفت خدایا شککککککرت

    احساس خوشبختى، احساس آرامش بزررررررگترین نتیجه من از این مسیر هست احساس خوشبختى که درسته نتایج بیرونى هنوز واضح نیومده تو زندگیم ولى من وااااااقعا از همه کسایی که اون نتایج ها رو دارن خودم رو خوشبخت تر میدونم

    استاد خیلی قششششششنگ گفتى این پول با ذهن شما چیکار کرده خیلییییییی حرف قشنگى زدى خیلى تلنگر خوبى بود ایییینقدر که احساس کردم باید برگردم با یک ذهن باز تر و یه نگاه بهتر شروع کنم به گوش کردن فایلها

    چراااااااا اینقدر پول براى ما بیگ شاته مگه انرژى خورشید که ما هر لحظه داریم دریافت میکنیم که ایییینقدر راحت در اختیارمونه خلقش سخت تر از اسکناس کاغذی نیست که به دست انسان خلق شده پس چرا اونو اییینقدر طبیعى میدونیم و واسه دریافتش دست وپا نمیزنیم

    مگه منبع همهههه چیز نزد خدا نیست

    مگه نه اینکه خدا در قرآن میفرماید نیست هیچ جنبنده ای در زمین مگر بر عهده ماست روزی آن

    پس چرا دریافت رزق از منابع طبیعی که اییینقدر عظیم و گسترده هست و خلقش فقققققط از دست خدا بر میاد رو اینقدر طبیعی میدونم ولی آزادی مالی رو جدا کردم از اون نعمت ها و اتفااااااقا بزرگترش کردم و یه معیار موفقیت که اون نشونه موفقیته

    خلق کاغذ دست ساخته بشر راحت تره یا اکسیژنى که بییییییینهایت فراوانه و در دسترس و اراده میکنیم وارد دستگاه تنفسیمون میشه چرا من اینا رو نمیییییبینم که نتایج مالى رو موفقیت میدونم که داشتن آزادى مالىى رو مثه ورود اکسیژن به دستگاه تنفسیم طبیعى نمیدونم

    مگه نفس کشیدن یا دریافت اکسیژن موفقیته، درسته بززززززززرگترین نعمت براى من نفس کشیدنمه و هر روز بابتش سپاسگذارم اما چرا ایییینقدر ورود بینهایت پول و داشتن آزادى مالى تو زندگیم برام غیر طبیعیه که باید معیار اندازه موفقیت من و بقیه باشه که بخوام بقیه رو با اندازه نتایج مالیشون موفق بدونم

    اینا چیزاییه که چندین وقته به صورت الهام بهم گفته میشه و دقیقا حرفاى شما تأییدى بود بر این الهامات

    چرا من فراموش کردم خداییی که این دوتا پای سالم که هییییییچ بنى بشرى نمیتونه خلقش کنه و اییییینقدر طبیعى بهم داده که باهاش راه برم نمیتونه ماشین دلخواهم که ساخته دست انسانى مخلوق خدا هست رو بهم بده یا اصلا اینو یه نتیجه میدونم و یه معیار براى موفقیتم میدونم و نتیجه و معیار موفقیت بقیه رو به ماشین زیر پاشون میدونم

    مگه نه اینکه خدا در قرآن میفرماید ما چهارپایان و کشتى ها رو مسخر شما کردیم که وسیله رفت و آمد شما باشن بابا اصلا طبییییییعى اینه ما بهترین ماشین ها زیر پامون باشه

    خداى من به صورت طبیعى دوتا پاى سالم بهم داده منو میبره اینور اونور و در خدمتمه که هیییییییچ احد و ناسى نمیتونه خلقش کنه چرااااا من داشتن یه وسیله که سرتاپاش سااخته دست انسان هست رو موفقیت میدونم و فکر میکنم استادم چون فلان ماشین ها رو داره موفق هست

    استاد یه حرفى تو ١٢ قدم قدم دوم گفتى که میشه بهترین ماشین رو داشته باشى ولى نگران خط و خشش باشى من اینو قششششششششنگ با پوست و استخونم درک کردم همسر من لندکروز داره ولى زلزله اومده بود دقیقا همونشب یه اتفاقی براى ماشین افتاد که واقعا اصلا جونش و زلزله براش مهم نبود هرچند که منم برام مهم نبود ولى من به لطف خدا به خاطر ایمانم بود ولى ایشون انقددددر به خاطر خسارت ماشین تو جهنم خود ساخته خودش بود من دارم میییییبینم که داشتن ماشین چند میلیاردى موفقیت و خوشبختى نییییییست اگه اصل رو درک نکرده باشى اگه قوانین رو درک نکرده باشی همون ماشین چند میلیاردیه سوارت میشه

    همسر من خدارو شکر تمام نتایج مالى که همه فکر میکنن اگه داشته باشن موفق هستن رو داره ولى خدا شاهده من خودم رو خیلییییییییى خوشبخت تر میدونم که با اسنپ میرم اینور اونور من دارم میبینم اگه احساس خوشبختى و معیار موفقیتت رو حساب بانکى و ماشین و خونه ات بدونى همونا سوارت میشن و واست جهنم میسازن خدارو بیییییینهایت سپاسگذارم به خاطر حضور همسرم تو زندگیم که چقددددددر خوب شد این هارو دیدم و قشنگ درک کردم

    اصلا چرا راه دور برم خود من اییینقدر دلم میخواست خودم ماشین براى خودم داشته باشم چون کلا وسیله قرضى رو دوست ندارم حتى اگه براى همسرم باشه چرا نیومد تو زندگیم با اینکه چندبار هم شرایطش جور شد اما وارد زندگیم نشد

    چون من خودمو لاااایق نمیدونستم من سپاسگذار همون اسنپ نبودم و همش نگران هزینه اسنپ بودم چون شرک قایل بودم و همسرم رو روزى دهنده میدونستم اما الان ایمان دارم لاااااجرم بهترین چهارپا مسخرم میشه و الان سپاسگذار رفت و آمدم با اسنپ هستم خدایا شکرت راننده هاى فوق العاده میان با عزت و احترام در خونه سوارت میکنن مودب نه دنبال جا پارک و این حرفا خدایا شککککرت من اینا رو نمیدیدم و گرنه باااااید به صورت طبیعى همینطور که خدا بهم دو تا پاى سالم داد بهترین ماشین رو هم بده و ماشین یه نعمته مثه نفس کشیدن نه معیار موفقیت

    مگه آوردن این اسباب بازى ها و زینت هاى این دنیا تو زندگى من از آوردن شب و روز فصل ها که به صورت طبیییییعى انجام میشه سخت تره

    خدایى که برام من خورشید و آسمان و ماه و ستاره رو خلق کرده که هییییییچ احد و ناسى نمیتونه خلقش کنه و قشنگتر که مسسسسخر من کرده چرا دادن خواسته هام که یا بیشترشون ساخته دست یه انسان هست یا خواسته هایى بوده که باید لااااااااجرم وارد زندگیم میشده که الان دارم قرآن رو میخونم میبینم إإإ این خواسته من که به صورت طبیعى باید میشد إإإإ اینم که بااااااید میشد اصلا قااااااانون این بوده این طبیعیشه مثل مهاجرت مگه جنین تو شکم مادر میمونه تا آخر عمر وقتى تکاملش رو طى میکنه لااااااااجرم از رحم مادر وارد این دنیا میشه مگه من براى به دنیا اومدنم کار شاقى کردم تو رحم مادرم فققققط تکاملم رو طى کردم و از اون شرایطى که بودم لذت بردم ولى زمانش که رسید لااااااجرم اومدم به این دنیا یه دنیاى بزرگتر چون اون فضا دیگه جاى من نبود و اگه بیشتر میموندم میمردم

    خداى من شکرت چققققققدر قرآن داره بهم کمک میکنه اینارو بهتر درک کنم

    مثه لوط که خدا از اون قومش جداش کرد برد به یه جاى با برکت مثه نوح

    مثه یوسف اصلا لااااااجرم این اتفاق میوفته رو قششششششنگ میشه فهمید تو مورد مهاجرت یوسف ،مگه یوسف واسه رفتنش به مصر مهاجرت کارى کرد اتفاقا چقدرم بعقوب چهارچشمى میپاییدش که از دستش نده داداشاش انداختنش تو چاه اما چون تو مداااااار و فرکانس عالى بود هداااااایت شد از اون ده فضایى که هم فرکانس نبود باهاش به بهترین شرایط تو قصر عزیز مصر و اونجا تکاملش رو طی کرد و شد عزیز مصر

    همه خواسته هاى ما همین جوریه ما خودمون جلوش رو میگیریم من خودم جلوش رو گرفتم اییییینقدر غیر طبیعى و بزرگ شد که اینجورى تو ذهنم رفت که وقتى اون نتایج بیاد یعنى من موفقم

    دادن خواسته هاى ما مثه اینه که یه بچه به پدر بیییییینهایت ثروتمندش بگه واسم یه آب نبات بخر

    خداااااى من هدایتم کن ایییییینقدر این نعمت ها تو زندگیم برام طبیعى باشه نه اینکه معیار موفق بودنم باشه

    خدایا کمکم کن این پاداش ها برام به اندازه نفس کشیدن طبیعى باشه به اندازه تپش قلبم که به صورت طبیعى میزنه حتى وقتى خوابم و من اینو موفقیت نمیدونم شکرگذار هستم ولى اگه نباشه واسم غیر طبیعی باشه

    خدایا کمکم کن ایییینقدر این نعمت ها تو ذهنم بدیهى و طبیعى باشه که همه نتایج مالى استادم رو طبیعى بدونم مثه تپش قلبش و موفقیتش رو با این نعمت ها نسنجم

    و فققققط توانایییشون تو کنترل ذهن ایمان توکل عزت نفسشون رو معیار موفقیتشون بدونم

    فقط احساس آرامش و خوشبختى خودم رو نتیجه موفقیتم بدونم

    قرآنى که خدا تو دستام گذاشته و انگار نقشه گنج رو بهم داده که هرروز که میخونمش اششششششک از چشمام جارى میشه از سپاسگذارى و خودمو خووووووشبختترین زن دنیا میدونم به خاطر این مهرهایی که خدا داره از قلبم و گوشم بر میداره تا بهتر درکش کنم و به سعادت دنیا و آخرت برسم و حاضر نیستم حتى یک لحظه جام رو حتى با بانوى اول آمریکا و ملکه انگلیس عوض کنم چون خدا بهترین کتاب آسمانى رو تو دستام گذاشته و هدایتم کرده که به اونا نداده منى که تا قبل از آشنایى با این قوانین دوست داشتم جاى هر کسى بودم به جز خودم

    منى که فقط دوست داشتم بخوابم و روزها بگذره و من بیدار نباشم تا با تضادعام روبرو باشم الان فققققط دوست دارم بیدار باشم و از خدا هدایت خواستم که کمکم کنه ۴ ساعت در روز بخوابم لذت ببرم چون خدا هر لحظه داره با همزمانى ها با نشونه با کلام استاد باهام صحبت میکنه هدایتم میکنه میخوام بیدار باشم ببینم و بشنوم صداشو و بیشتر سپاسگذار باشم تا ایمانم قوى تر بشه چون وقتى به تارکت هام برسم به این ایمان ها نیاز دارم براى تارگت هاى بعدیم این یعنى من همین الان موفق هستم تو بهششششششتم

    مثه لذت بردن از بازى هاى سگا و آتارى بچگیهام که حاضر نبودم بدم کسى بازى کنه دوست داشتم فقط خودم بازى کنم و رد کردن اون غول هاى بازى بهم احساس خوب میداد یه احساس غرور که من تونستم از این عبور کنم و شجاعترم میکرد براى مراحل بعدى و دوست نداشتم دسته آتارى رو بدم به کس دیگه چون از اون مسیر بازى و خود بازى لذت میبردم از اینکه با بالاترین امتیاز اون مرحله رو به اتمام برسونم و برم مرحله بعد و با لذت اون مرحله رو بازى میکردم نه اینکه زودتر تموم بشه ستاره هاى اون مرحله رو بگیرم

    موفقیت یعنی همه کسایی که ادعاى قدرت و شجاعتشون میشد چندلایه ماسک بزنن و هزار بار سرتاپاشون رو ضدعفونى بکنن از ترس یه ویروس که با چشم دیده نمیشه اما تو ایییینقدر ایمان دارى که اولا اون رو یه مامور الهى میدونى یه فرشته که اومده غربال کنه و داره مأموریتش رو انجام میده و باهاش در صلح کامل باشى و نه ترسى داشته باشى و نه غمى و ایمان دارى که یه فرشته از روبرو و یه فرشته از پشت سر دارن از تو محافظت میکنن و بدون ماسک و اینجورى الکل کارى کردن همه جاااااا برى نه اینکه سلامتیت برات مهم نباشه از روى ایمانت به خدا که فالله خیرا” حافظین هست و قدرت رو به کسى غیر خدا نمیدى

    موفقیت یعنى ایمان دارم الطیبین لطیبات و هربار نجوا ها میاد این رو خدا تو گوشم زمزمه میکنه که قانون جواب میده کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز

    موفقیت یعنى شنیدن صداى خدا یعنى لاااااااایق شنیدن صداى خدا شدن که وقتى نجواها میاد بهم میگه و من یتق الله یجعل له مخرجا لاااااااااجرم این اتفاق میوفته

    خداااا شاهده من دورو برم پر از افرادى که نتایج مالى آنچنانى دارن ولى هیییچ درکى از دریافت هدایت و الهامات ندارن اصلا نمیدونن قوانین الهى چى هست میخننننندن به من و حرفام وقتى میگم مثلا فلان کارو هدایتى کردم همسرم میییییخنده واسم شعر آقاى هدایتى اسم قصه گوى ماست رو میخونه و چقققققققدر مهر رو قلب و گوششونه موفقیییییت یعنى لااااایق شنیدن الهامات الهى شدن و نتیجه طبییییییعى نعمت و ثروت هست

    و من نفیسه موفققققققترین زن دنیا هستم با همین شرایطم خدایا شککککککککرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 52 رای:
    • -
      عمران نوری گفته:
      مدت عضویت: 2293 روز

      سلام دوست عزیز

      خدا رو صد هزار مرتبه شکرت که منو هدایت کرد سمت کامنت شما و متن زیبای شما رو بخونم‌

      واقعا سپاسگذارم از اینکه درک زیباتون از قوانین رو با ما به اشتراک گذاشتید

      خیلی خوشحالم دوستانی مثل شما دارم که با گوش کردن صحبتهای زیباشون باعث میشن هم خودشون خوب و عالی زندگی کنند و خوشبخت باشن و هم کاری میکنند دنیا جای بهتری برای زندگی باشه

      🙏🙏🌹🌹

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سيما گفته:
      مدت عضویت: 2984 روز

      به نام خداوند وهاب

      سلام دوست عزیزم

      چه نوشته ی زیبایی خیلی کیف کردم

      چقدر زیبا به خداوند وصل شدید و صدای هدایت خداوند را دریافت می کنید بهتون تبریک می گم و تحسینتون می کنم

      منم قبل آشنایی با استاد همش دوست داشتم بخوابم و بیداری برایم یعنی زجر چون اون موقع معنی واقعی تضادها رو نمی دونستم که از دل همین تضادها باید خواسته هامو مشخص کنم ولی خدا رو شکر که هدایت شدیم به این سایت زیبا

      راستش الان هم بعضی اوقات که کنترل ذهن از دستم خارج می شه به خواب پناه می برم ولی امیدوارم مثل شما به جایی برسم که دوست داشته باشم کمتر بخوابم و بیشتر بیدار باشم که در این بیداری با معبودم عشقبازی کنم

      موفق و شاد باشید دوست عزیز در پناه خدا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      رحیم خان گفته:
      مدت عضویت: 3775 روز

      آفرین نفیسه هزاران درود وسلام برشما .سلام بر پرنده ی مهاجر . به خدا خیلی لذت بردم از دلنوشته هایت . عزیزم زیر نور هدایت خدا هستی . خیلی از کامنتت میشود هدایت را دریافت . حرفهای شما حرفهای من هم هست .

      اصلا وقتی در مسیرهستی وجایی میروی تعجب میکنی که چرا این آدمها اینجوری حرف میزنند من خودم در چنین مواقعی این شعر حافظ میگویم

      با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

      تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی

      عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید

      ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

      دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم

      با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی

      موفق باشی عزیزم بگذار حرف دلم را برایت بگویم : احساس میکنم اگر به همین روال ادامه دهی لایق درگاه خداوند وسجود فرشته ها هستی

      خداجون ؟ خداجون ؟ بوس ماچ

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      راضیه راضیه گفته:
      مدت عضویت: 3746 روز

      سلام به دوست عزیزم…به دوست‌موفقممم….مرسی برای کامنت فوق العادت…..که مثل یک‌کتاب می مونه‌ که بارها باید خونده بشه…..

      «مگه آوردن این اسباب بازى ها و زینت هاى این دنیا تو زندگى من از آوردن شب و روز فصل ها که به صورت طبیییییعى انجام میشه سخت تره»

      وای خدای من اره میبینی چقدر این اسباب بازی ها رو بزرگ‌کردم توی ذهنم فکز کردم اینها موفقیته؟؟؟ موفقیت یعنی توحید….یعنی ایمان….یعنب احساس خوشبختی….یعنی شنیدن هدایت خداوند…

      مرسی عزیزم عاشقتم‌…💕

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      محمد مردانی گفته:
      مدت عضویت: 3404 روز

      سلام بر دوست خوبم

      بخدا این کامنتارو باید با طلا نوشت

      چقدرررررررررر آگاهی

      چقدررررررررراحساس خوب داشت این کامنت

      ذخیرش کردم در کامنتهای مورد علاقم که دوباره بخونمش👌🌹

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    محسن بیراتی گفته:
    مدت عضویت: 2725 روز

    به نام خدایی که با هر کس به اندازه ی فهمش باهاش حرف میزنه

    این ویدئو رو که دیدم، تکونم داد، خیلی تکونم داد

    سال های ساله که دیگران من رو پر از پتانسیل میدیدن، تو خیلی از کارهایی که انجام میدادم توانمد و پر از استعداد میدیدن ولی من اون ها رو درک که نمیکردم هیچ، خودم رو خیلی ناتوان و حتی بی عرضه میدیدم.

    امروز تو این ویدئو خدا جوابم رو داد.

    چند وقتی هست که تصمیم گرفتم روی باورهای خودم کار کنم و باور کردم زندگیه من حاصله باورهامه و هر روز با دیدن و شنیدن حرفها و زندگی استاد و خانم شایسته و خوندن کامنت ها و صحبت کردن با برادر عزیزم مرتضی جان، که پل آشنایی من با این خانواده بود، بیشتر و بیشتر به خدا اعتماد میکنم، به بودنش، به کافی بودنش، به آرامشه سپردن کارها بهش، به حال خوبه اعتماد کردن بهش.

    امروز جواب سوالی رو که شاید بارها و بارها شنیده بودم ولی درکش نکرده بودم، حتی خودم شاید بهش رسیده بودم ولی بازم انگار گنگ بود، یه قطعه ش کم بود، رو گرفتم.

    همه چیز در رها بودن بود و درصلح بودن با خود

    همه چیز در ایمان به حرکت و دیدنه رد پای خودم و درک این بود که من دارم پیش میرم و رد پاهام هست اگه برگردم و نگاه کنم، بود.

    امروز فهمیدم چرا از جایگاهم راضی نبودم ولی همچنان در همون جایگاه موندم.

    دوازده سال پیش، یکی از هم تیمی های دانشگاهم (تیم رباتیک) یه ایده داد و انجامش داد که از نظر من خیلی کار خاصی نبود و یا شاید اون زمان بخاطر اعتماد به نفس پایینم خیلی برای اون کار ارزش قائل نبود و نمیخواستم بپذیرم. ولی دوستم به شدت به اون کار افتخار میکرد و به شدت خودش رو تحسین میکرد! حال اون که من در شرایط مسابقه کاری رو انجام داده بودم که هر چهار هم تیمیم بیخیالش شده بودن و میگفتن دیگه فرصتی نیست و نمیشه کاریش کرد( یک ساعت مونده به شروع مسابقات، ربات ما به مشکل خورده بود و فقط قادر بود در یک جهت حرکت کنه و همه نا امید شده بودن از پیدا کردن عیب و اصلاحش ولی من موفق شدم با سماجت درستش کنم و راهش بندازم)

    با این حال من خودم رو تحسین نمیکردم با اینکه اون کار بزرگ رو برا تیممون تو اون شرایط پر استرس انجام داده بودم.

    و حتی بعدها، من خودم رو عضو مفیدی برای تیم نمیدونستم و حس میکردم به هیچ دردی نمیخورم و اضافیم!!

    الان میفهمم که نمیدیدم که دارم حرکت میکنم. به مقصدی فکر میکردم که کیلومترها باهام فاصله داشت.

    امروز از اون روزها دوازده سال میگذره، الان میفهمم که اگر باور کرده بودم خودم رو، خدای خودم رو، و به حرکت ادامه میدادم، هزاران کیلومتر پیش رفته بودم.

    به لطف خدای مهربون، امروز این رو فهمیدم، امروز میتونم همه چی رو بسپرم بهش و با خیال راااحت راه بیفتم و از حرکت کردن، از دیدن نعمتهای فراوونش، از نفس کشیدن، از حس خوبه داشتن بهترین امانت دار عالم (خدا) لذت ببرم و یادم باشه در این دنیا مقصد همه مرگ و حرکت به اون دنیاست و این مسیر زندگیه که زیباس و میتونه مقصد رو هم زیبا کنه.

    سپاس گذار خداییم که از طریق این خانواده ی بزرگ و این استاد عزیز با من حرف میزنه و من رو هدایت میکنه.

    خدایا شکرت بخاطر آرامش حاصل از این آگاهی😌

    استاد و خانم شایسته خیلی خیلی ازتون بابت به اشتراک گذاشتن درک زیباتون از این خدا، از این دنیا و از اتفاقات زیباش سپاس گذارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 4086 روز

    به نام خدا

    ممنونم استاد عزیز

    چه عالی و چقدر عالی حتی اشتباه خودمو بهم گفتید

    چجوری میتونم اینو هر روز بدونم غیر از تکرار و تکرار

    آخر فایل احساس کردم بجای گفتن اینکه بچه ها به این صحبتها عمل کنید تا خوشبختی واقعیو بچشید دریغ کردید و نگفتید چون همین گفتن این صحبتها به خودتون بهترین احساسو میده و اونی که در مدار باشه عمل هم میکنه و اگه نباشه هیچ و هیچ فایده ای نداره حتی اگه خودتو جلوش تیکه و پاره کنی

    استاد همیشه سالم و سلامت باشیید و ما از وجود شما لذت ببریم

    به خدا میسپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    Reyhane AR گفته:
    مدت عضویت: 3993 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    سلام استاد عزیز و مریم بانوی مهربانم .

    امیدوارم درسهایی که درک کردم روخوب پس بدم.

    موضوع مهم: درک و عمل به اصل .

    خداوند یکی است .

    ابراهیم یکی بود.

    نوح یکی بود .

    محمد یکی بود .

    عیسی ,موسی ,یعقوب و یوسف و……یکی بودند .

    عباس منش یکی است …..

    عشق و علاقه ی همه این انسانها اشاعه ی توحید و یکتاپرستی بود .

    توحید و یکتاپرستی یعنی انسانیت ,یعنی حق ,یعنی صلح ,یعنی مهربانی و صداقت ,یعنی وجود پاک خداوند ….

    وقتی عشق و علاقت که یکتاپرستی و توحید میشه اصل , مابقی میشه فرع .

    این عشق تبدیل میشه به یک نیروی خدادادی در وجودت .میشه عزت نفست ,میشه شجاعتت ,میشه گذشت و فداکاریت ,میشه حال خوبت ,میشه احساس آرامشت .

    آرامشی از جنس خدا…..

    اونوقت که دیگه پول و مال دنیا برات معنایی نداره ,اونوقت که دیگه وابسته هیچ چیز و هیچ کسی نمیشی ,اونوقت که دلت مزه ی شیرین درک خداوند رو میفهمه و با تمام وجودت میخوای که لذت این شیرینی رو به همگان بچشانی …

    اونوقته که حرف و عملت یکی میشه ,اونوقت که صداقت حرفت به دل کسانی که هم مدار تو هستند مینشینه .دیگه مهم نیست هم مدارت زن یا مرد ,مهم نیست دکتر و مهندس یا یه کارگر ساده ی ساختمانی .

    باور تو اونها رو جذب میکنه .حقانیت و نیت درست تو باعث میشه که طالب شنیدن صحبتهای تو بشوند .حال عملکرد اونها باعث میشه که آیا تا آخر مسیر با تو بمونند یا نه ……

    استادم من تو اون سخنرانی سال ۸۷ شما این رو درک کردم که یه جوون شهرستانی پر از عشق اشاعه توحید و یکتاپرستی شده .من مردی رو دیدم که مثل پیامبرها پر بود .

    پر از عشق به یاد دادن اونچه که خودش درک کرده بود و عمل کرده بود و نتیجه دیده بود .

    پر بود از عشق به آموزش ,

    پر بود از شور و اشتیاق پیدا کردن مسیر خوشبختی .

    اون جوون فقط و فقط میخواست بگه اصل درک این قوانین و عمل به اون قوانین .

    اون جوون شهرستانی دنبال پول نبود .دنبال آدمها نبود .دنبال تیپ و ساعت و کت شلوار نبود .نقاب نداشت .

    خودش بود .خود ,خود ,خودش .

    اون عشق تبدیل شده بود به یه نیرویی که هر مانعی رو از سر راهش برمیداشت .اگر زمین میخورد بلندش میکرد ,اگر زخمی میشد مرحم زخم هاش میشد .

    اون نیرو هدایتش میکرد ,الهام میکرد به قلبش و اون جوون عمل میکرد به هدایت ها .

    اون نیرو خداوند بود……….

    اون جوون قلبش همیشه پر بود از عشق به خدا و قوانین و آموزشش به انسانها بود.

    و خداوند هم عاشق این جور بندهاشه و اونها رو مثل خودش یک دونه میکنه .عزیز میکنه …..

    حالا این عملکرد تو شغلهای دیگه هم به این شکل که اگر ما تو هر زمینه ای از شغلی که داریم اگر دنبال پول نباشیم و با عشق و علاقه ی واقعی اون کار رو انجام بدیم به همه چی میرسیم .البته عشق به کارت باید همراه با صداقت و درستی باشه ,با باورهای درست باشه .

    مثل انیشتن ,مثل ادیسون ,مثل مسی ,رونالدو ,زین الدین زیدان ,ایلان ماسک , راجر فدرر و هادی ساعی ,خمینی و………

    آیا کسی مثل رونالدو داریم ?

    آیا مثل خمینی دوباره هست ?

    یکی تو هنرش ,یکی پزشک ,یکی نجار ,یکی کفاش ,هر کسی زمانی یه فرد خاص میشه که همه ی زندگیش میشه عشق به حرفه اش .

    به نظر من آدم های معروف جهان الگو برداری از هیچ کسی نمیکنند .اونها خودشون رو کشف میکنند .عشق و علاقشون رو کشف میکنند و برای اون بها میپردازند و به هدف و جایگاه والایی میرسند .اونوقت که هر کسی هر چقدر بخواد از کارها و اعمال اونها کپی کنه باز مثل اونها موفق نمیشه .

    من تمام صحبتهایی که مریم جان عزیزم گفتند رو تو کامنت قبلیم گفتم و کاملا نظر ایشون رو در مورد شما تایید میکنم .و واقعا هم استاد کاملا درست گفتید که ۵ درصد از ۹۵ درصد از آدم های دنیا موفق هستند و ثروت جهان رو دارند.

    اون ۵ درصد انسانهای عملگرا هستند .اونها باورهاشون رو قوی ساختند و به اون ها عمل کردند مثل خود شما .

    چطور میشه یه جوون بخواد به اصرار تو یه دانشگاه کار مشاوره ای دانشجوها رو به عهده بگیره و به صورت رایگان بره ساعتها از اساتید زمان بگیره و برای دانشجوها حرف بزنه .بعد از شش ماه بره تهران بزرگ سمینار ۲۱ جلسه ای برگزار کنه اونم جایی که مردم رایگان نمیومدن تو اون تالار همایش ولی به اون جوون پول هم پرداخت میکردند .چطور باید باور کرد ???

    آیا غیر از اینه که همش بر گرفته که یه شور و هیجان در وجودش بوده و حرفهاش از قلبش میومد بدون نگاه کردن به کاغذی و ساعتها روی سن حرف میزد بدون اینکه تشنه یا گشنه بشه .

    چطور باید باور کرد ???

    حالا اگر یه جوون دیگه بیاد ۵۰۰ تا کتاب بخونه و همون مسیری که استاد رفته و بره بخدا که موفق نمیشه .چون این شور و اشتیاق و عملکرد و این مسیر مختص استاد عباس منش بود .

    مگر به محمد هم نمیگفتند که او امی (بی سواد )است .چطور اون همه آیات به قلبش الهام شد و گفت و نوشتند .

    چه عشقی محمد رو پیامبر و رسول خدا کرد ?

    چه عشقی آتش رو برای ابراهیم گلستان کرد ?

    چه عشقی نوح رو مجاب کرد که نهصد سال کشتی بسازه ?

    لذت از مسیر ,لذت از لحظه های زندگی ,داشتن آرامش و احساس خوب باعث میشه که به هیچ چیز وابسته نشی .وقتی به این حس برسی هر کاری که انجام میدی توش عشق بوجود میاد .وقتی اون عشق تو قلبت هویدا بشه با خودت به صلح میرسی .ذهن و روحت یکی میشه .اونوقته که هرچیزی رو میتونی خلق کنی و لذتش رو ببری و رهاش کنی .

    بچه ها ما نباید به دنبال پول و ثروتی که استاد تو زندگیش خلق کرده باشیم .چون هر کدوم از ما تو یه شرایطی زندگی میکنیم .اگر به این قوانینی که استاد آموزش میده درست عمل کنیم تو همون شرایطی که هستیم به خواسته هامون میرسیم .به آرامش و احساس خوشبختی میرسیم .

    من بارها آرزو میکنم که پارادایس رو از نزدیک ببینم .و خداوند مشابه به اون رو به همون زیبایی تو شهر خودم بهم نشون میده

    من نباید بگم که نه این نمیشه من فقط پرادایس رو میخوام .

    از هر شرایطی که هستید لذت ببرید و شکر گزار باشید .ایمان داشته باشید که به همه خواسته هاتون میرسید به شرطی که بهشون نچسبید و دست خداوند رو باز بزارید .

    کوچکترین پیشرفتون رو تحسین کنید .به قول استاد عزیز خوشبختی زیاد شدن صفرهای بانکی نیست .

    خوشبختی تو آزادیتون ,تو آرامشتون ,تو حال خوب واقعیتون .

    تک تک ما بچه ها دنبال حال خوب و موفقیت تو حیطه ی شغلی و چشیدن طعم واقعی خوشبختی هستیم و هدایت شدیم به مداری که با استاد عباس منش آشنا شدیم .

    باید ببینیم چه چیزی استاد رو به اون جایگاه رسونده .آیا خوشبختی استاد به خاطر ثروتش ?

    آیا خوشبختی استاد به خاطر آزاد زندگی کردنش ?

    نه اصلا .خوشبختی استاد به خاطر عشقش به رسالتش ,به خاطر درک قوانین ,به خاطر عملگرا بودنش .چون توجهش فقط

    به اصل …..

    استاد دنبال رسیدن به مقصد نبود وگرنه که سالهاست که همه چی داره .

    پس چرا هر روز عاشقانه تر از روز قبل به این قوانین عمل میکنه و عاشقانه تر آموزش میده ?

    دوستان عزیزم اول به خودم میگم .بیایید عملگرا باشیم .بچسبیم به اصل تا برسیم به اصل .

    اصلی که ما رو خوشبخت دو عالم میکنه .

    شعر نو : محمدرضا شیری(salar) – اصل و فرع

    اصل را ول کرده ای،دنبال فرعی ای جوان

    خوب بنگر به ظاهر،تا رسی تو بر نهان

    غرق در ظاهر شدی و، از حقیقت غافلی

    درخیالت راه حق رفتی ، ولیکن جاهلی

    ابتدا بنگر که هستی، از کجا تو آمدی

    زان سپس بنگر ببین،تو در کجا کارآمدی

    در میان این همه مخلوقها،جایت کجاست

    جای خود پیدا بکن، بالاترازاین قله هاست

    درمیان این همه بی راهه ها،راهت کجاست

    ابتدا بنگربه مقصد،پس ببین راهت بجاست

    هر چه بینی درجهان،در ذات آن اندیشه کن

    شاخه را بنگرولی،اندیشه ای درریشه کن

    بهر هر کاری بکن ، اندیشه ای در باطنت

    شک ندارم میرسی،براین جواب اندردلت

    گرتوماندی ناتوان و،کارهایت بی ثواب

    جستجوکن،پرس وجوکن،تا نمانی بی جواب

    گرشدی سردرگم و،آخرسوالت چون سراب

    منتظر باش،روزگاران میدهدآن را جواب

    بهر هر کاری برو، اندر پی استاد آن

    آنچه را که روزگاران داده ،اورا یاد آن

    فکرکن،اندیشه کن،بیهوده عمرت نگذران

    نباشد کل عمرت دربهارومیرسد زودی خزان

    متن را ول کرده ای،درگیر وزنی ای جوان

    متن را بهتر بخوان،در قید وزن آن نمان

    عاشقانه به این مسیر ادامه خواهم داد……

    یاحق…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
    • -
      سمیه امینی گفته:
      مدت عضویت: 2566 روز

      سلام به ریحانه عزیز دوست خوبم

      کامنت عالی و نابتون رو خوندم و درسها گرفتم

      چه خوب گفتی که بچسبیم به اصل…

      واقعا همینطوره چیزهای دیگه خودش درست میشه اگر که ما توحیدی بشیم و فقط روی خدا حساب کنیم

      الهی که همه مون هر روز اصل رو بهتر و بیشتر درک کنیم

      تحسینتون میکنم برای این همه درک و آگاهی

      امیدوارم که زندگیتون سرشار باشه از شادی و سلامتی و خوشبختی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      زهرا راد گفته:
      مدت عضویت: 2139 روز

      سلام دوست عزیزم

      واقعا غرق در لذت شدم .متنتون زیبا بود و معلومه از دلی که تونسته اتصال رو با خالقش برقرار کنه جاری شده .

      به خودم می بالم چنین دوستانی دارم .

      شعر پایانی هم دیگه عشق کردم .

      دوستتون دارم هر کجا که هستین.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    قاصدک الهی گفته:
    مدت عضویت: 2796 روز

    به نام خدای عشق و عاشقانهااا

    سلام استادو سلام مریم و دوستان عزیزم

    اره مقصدی در کار نیست ارزو و خواستهاا و پول و ثروت و عشق و هرچی که میخوایم مقصدو هدف نهایی ما نبوده اصلا اومدیم که اینارو داشته باشیم بهمون داده میشه وقتی در مسیر باشیم شاید حتی خیلی نعمتهای دیگه رو نمیدونیم هست برای مثال من اصلا نمیدونستم همچین قانونی هست درجهان خودم شروع کرده بودم به خوندن قران با نگاهی ازجنس استاد تلاش میکردم همونی که هستو باور کنم بدون تعصب و این شد که به اینجا هدایت شدم و دیدم نه تنها یه خیال نبوده بلکه حقیقت جهانه یا همون قانونه و میخوام بگم منی که نمیدونستم خداتا دید دارم تغییر میکنم حالمو عوض میکنم خودش کن فیکون کرد منو هدایت کرد بهم نعمت داد یه جورایی گفت اونا هرچی بخوای و میخوای با من مطمئن باش بهت میدم نگران نباش من عهد کردم با خودم که بهت بدم اینجاست که علمه مهم نیس عمل مهمه شاید خیلی پیزارو ندونیم خدا که میدونه دیدین لابد افرادی که علم پزشکی ندارن یه میرمد بی سوال فقط پی استعدادو علاقش رفته و مراجعه کنندهاش از یه سری دکترااا بیشتره چون با اینکه علمو نمیدونسته ولی عمل کرده به قلبش و متیجشو دیده دیدی یکی که بهش اطمینان داری بهت قول میده فلان کارو برات میکنم توام میری برای خودت با خیال راحت به کار دیگت میرسی چون روش حساب باز کردی بخاطر رفاقتش و خوبیش و هرچیه دیگه حالا میگم رفیق تر از خدا سراغ داری اگه نداری خدارو هنوز خوب نشناختی به دوستت میگی مهربونه و ادم خوبیه و فلان کارو براش کردم ورواین حساب کتابا بهش اطمینان میکنی ولی تا حالا خدارو دیدی اونکه میخوابی بیدارت میکنه و خونودر قلبت جریان داده و زندگی رو بهت داده که حالا به قول خودن اون دوستتو دیدی اگه به دنیا نزومده بودی که نمیدیدیش و تو تنهاییات خدا بوده وقتی رفاقت خدارو باور کنی میتونی روش حساب باز کنی حساب باز کردی دیگه تمومه بهش اجازه میدی میگی رفیق بیا فلان و فلان کارامم کن مدیریت کن پس حالا که همه چی حله پس کار من چیه سهم من چیه از وجودم برای لذت بردن از بودنم دقیق که میشی میبنی برای لذت خداتورو برای تجربه یک سفر یک مسیر بی انتهاا دعوت کرده تو اومدی تا لذت خلق کردنو تجربه کنی تا اعجاز هدایت رو ببینی فک گن به قانون تو سپاسگزاری میکنی و حالتو خوب میکنیتا وارد مدار یا همون مسیری بشی که لذت ببشتری رو ببری اونقور که اون خاسته دیگه برات طبیعیع که داشته باشیش مثلا رابطه عاشقانه میخوای میای شروع میکنی با تغییر زاویه دیدت به حس خوب برسی همون حس خوب تورو وارد یک ماجرای جدید میکنه تو انجام میدی و میرسی و اعتماد به نفس و عزت نفس رو که همون هدف اصلیه همون قدرت خلق کنندگیه رو تجربه میکنی وبه خواستت که رسیدی برات مقصد نیست چون در روند زندگیت وقتی برای هدفت شروع به حرکت کردی زره زره ف کانس فرستادی مساعلی رو حل کردی با ایمان و امید اون یک نشانه ی کوچک رو دیدی و اونو بزرگ کردی و سپاسگزارش بودی و عشق و حال کردی و نگات بهاین نبود پس کی و چطوری به اون انتها نبود چون روح حرکت میخواد لذت میخواد درواقع خودتو نگران نمیکنی و ناراحت نمیکنی از لحظه ات لذت میبری از هر فرکانسی که میفرستی برات خود نتیجه است هیجانوشوقو زندگی میکنی واین فایل نوید پرودگار بود که برو زندگی کن حال کن اگه الان اینجا داری متن مینویسی عشق کن لذت ببر چون حالت خوبه یک قدم به خدا نزدیکتر میشی هدایت میشی و هدایت میشن نعمتها به سمتت نتیحه همین حال الانته بقیش که با خداس حساب کتاب نکن نگران نباش و استرس نداشته باش خدا که یادش نمیره هرچه قدر خدارو انسانی نمبینی بجاش حسش کنی بینهایت زیبای و مهربانی و ثروت ونور حالت خوبتره خلاصه که خدا میگه از همین لحظه لذت ببردر مسیر موفقیتی ارچیم که بخوای بهت میدن مسیر موفقبت مسیر نداشتن غم و ترسه ینی شادی وارامش و امیدو ایمان شوق و هیجان .الحمدالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    نظری گفته:
    مدت عضویت: 2983 روز

    سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته ، ممنون و سپاس فراوان از شما ، مانندهمیشه حرفهای شما مانند زعفرانی که رنگ می بخشد و طعم ، بر روح و جان من رنگ و طعم در‌وجودم انداخت ، حرفهای کلیدی گفته شد که من هم بسیار تجربه کرده بودم و بعداز این همه سال کار و‌تلاش و‌زحماتی‌که کشیده بودم برای کار‌ و زندگیم ، همه فقط بعد مالی آن را می‌دیدند ، وقتی ماشین خوب گرفتم و‌زیر پایم بود همه می دیدند و می‌گفتند کار رو‌خیلی خوب بلدی‌چکار می‌کنی که آنقدر موفق هستی ، ولی وقتی ماشین رو‌فروختم همه می‌گفتند این چکاریه تو‌داری ، ولی برای من هیچ کدام از این حرفها مهم نبود ، با تمام وجود به کارم عشقم می‌ورزیدم‌ و‌بدون هیچ ترسی مرحله به مرحله به جلو میرفتم و‌خدا رو شکر از آن موقع که با شما استاد عزیز آشنا شدم و‌خدا شما رو سر راهم قرار داد خیلی چیزها رو‌بهتر‌و‌بیشتر درک‌می‌کنم .

    سید عزیز که واقعا سپاسگزارم‌از شما ، همیشه سالم و‌ سربلند باشی و‌روز‌ بروز در جایگاه بالاتری باشی در تمام جهات

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      نوشین نوروزی گفته:
      مدت عضویت: 2357 روز

      به نام خدای عشق و شور و امید

      خدایا این فایل با من چه کرد و چقدر به سوالهای ذهنم جواب داد چقدر منو رشد داد خدایا شکرت برای این آگاهی های ناب و خالص که جنس خدا هست ،همیشه این سوال در ذهنم بود چرا خیلی از افراد پولدار افسرده هستند و روابط بدی دارند چرا با اینکه به ثروت رسیده‌اند آرامش ندارند و لذت نمی‌برند چرا شاید جنبه این پول را ندارند و تازه فهمیدم که اول باید روی خودمان کار کنیم روی عزت نفسمان ،اول باید خودمان را بشناسیم خدایمان را ،عشق و شور را در زندگی پیدا کنیم در سادگی ،در هر لحظه فقط به خداوند وابسته باشیم ،اول به سلامتی برسیم آرامش را کشف کنیم ،قران را پیدا کنیم از ترسهایمان عبور کنیم ،برقصیم و ورزش کنیم و شکر گذار باشیم برای هر قدمی که برمی‌داریم خودمان را تحسین کنیم بعد که رشد کردیم مستقل شدیم ،قلب و روحمان را آزاد کردیم بعد که یاد گرفتیم قانونمند زندگی کنیم صبحها زود بیدار شویم و برای دیدن طلوع خورشید سپاس گذاری کنیم و برقصیم و متعهد باشیم باور و ایمان داشته باشیم که میتوانیم خلق کنیم و از مسیر لذت ببریم بعدش روی باورهای ثروت هم کار میکنیم و ثروت مالی هم وارد زندگیمون میکنیم و بیشتر به خداوند نزدیک میشویم و حالا که به ثروت رسیده‌ایم دیگر افسرده و نگران نیستیم و بی جنبه چون انسانی مستقل و رشد یافته شده‌ایم که خودمان و خدایمان را میشناسیم و میدانیم چگونه به آرامش و لذت برسیم و باز هم ایمان و تعهد داریم و عشق به زندگی باز هم صبحها زود بیدار می‌شویم و برای طلوع آفتاب سپاس گذاری میکنیم و سالم هستیم و روابط عالی داریم چون یادگرفتیم که از مسیر زندگی لذت ببریم و بدون پول هم ایمان و آرامش و شادی را تجربه کنیم ❤️❤️❤️❤️🙏🙏🙏🙏🇱🇷🇱🇷🇱🇷🇱🇷🇱🇷🌹🌹🌹🌹

      سپاس فراوان 🙏🇱🇷

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: