این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/10/abasmanesh-24.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-10-24 08:14:042020-10-24 23:38:59«موفقیت»، مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصدِ آن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و مریم جان شایسته که این روزها فقط عزیزِدل استاد نیستن ، یه جورایی عزیزدل قلبهای خانواده عباسمنش هستن و همچنین تمام دوستان عزیزم در این سایت
خیلی وقته تو سایت کامنتی نذاشتم اما با شنیدن این فایل دلم گفت برو و اونچیزیکه احساس کردی رو بنویس!
استاد جان چند وقت بود اون خودسانسورِ درونیم بیش فعال شده بود و هر از گاهی تو سرم میزد که ، آخه اینهمه ساله داری با عباسمنش پیش می ری چه نتیجه ای گرفتی؟
اینهمه فایل گوش می دی ، اینهمه تمرین ، همه محصولات رو هم تقریبا با خواهرت تهیه کردین و گوش دادی ولی کو نتیجت؟ کو پول؟ کو اون ثروتی که می خواستی؟
خونت کو؟ بچه های سایت و ببین ، خیلیاشون دیرتر از تو شروع کردن اما نتایجشون هزار برابر بیشتر از تواِ و…
قلبم از شنیدن این حرفا به درد می اومد و احساس بدی بهم دست می داد
چند شب پیش، قبل از خواب کلی با خدا حرف زدم.
گفتم : خدایا ، خوب من اینهمه ساله که دارم به زعم خودم ، رو خودم کار می کنم ولی واقعا اون نتیجه ای که می خواستم و نگرفتم!
تو به من بگو من باید چیکار کنم؟ ترمز من کجاست؟ کدوم باوره که نمیذاره من رشد کنم؟
با این حرفا و فکرا خوابیدم
وقتی صبح بیدار شدم و این فایل رو روی سایت دیدم انگار یه حسی بهم گفت همین حالا گوشش کن و همینطور که داشتم صبحانه آماده می کردم ، گوش میدادم
از دقیقه ۸ به بعد که استاد گفتن از اینجا به بعدشو خوب گوش کن ، انگار خدا بهم گفت: خووووووب گوش کن که می خوام سوالای دیشبتو بهت جواب بدم!
استاد تمام لحظه هایی که شما حرف زدی من اشک ریختم!
تازه فهمیدم ، من موفق بودم ، من خیلی چیزا تو این سالها به دست آوردم که اصلا به چشمم نمیومد
من همون ریحانه ۵ سال پیش نیستم! من خیلی تغییر کردم ، شاید هنوز مسئله مالی و یا عاطفی ام اونجور که دلم می خواسته پیش نرفته که البته به خاطر باورای خودمه ، اما من هرچقدر وقت گذاشتم برای تغییر خودم ، برای تغییر باورام و بالا بردن کیفیت خودم و زندگیم ، به همون نسبت رشد کردم.
نشستم و بعد از فایل گفتم ریحانه ،به یاد بیار تغییرات این چند سالت رو!
چون یادت رفته تغییراتی که تو این سالها کردی!
یادت رفته با ظاهر خودت مشکل داشتی ، تو عکسایی که ازت می گرفتن نمی خندیدی ، پیرهن و دامن نمی پوشیدی ، چون فکر می کردی پاهای زیبایی نداری، ولی الان راحت تو عکسات می خندی و اجازه میدی دندونای خرگوشیت لبخندت رو زیباتر کنه
الان پیرهن و دامن می پوشی و قربون صدقه پاهای خودت می ری!
یادت رفته تو مهمونیای دخترونه هم بزور می رفتی و نگران این بودی لباسم تکراری نباشه ، الان تو مهمونیای مختلط می ری و حتی با جنس مخالف خودت می رقصی و با لباس تکراری هم می ری و مهم نیس دیگران چی راجع بهت می گن!
یادت رفته از اینکه بگی آشپزیم خوبه همیشه خجالت می کشیدی و اونو کسر شأن خودت می دونستی ولی با افتخار به همکارات گفتی من آشپزیم خوبه و مدتی با آشپزی کردن برای همکارات کسب درآمد کردی و تازه چقدر غذارو که تا حالا درست نکرده بودی ، درست کردی و همه با به به و چه چه خوردن و گفتن انگار یه آشپز با تجربه این غذاهارو درست کرده.
یادت رفته چقدر از خودگذشتگی می کردی برای خانوادت ، دل می سوزوندی ، هر فداکاری می کردی که به اونا خوش بگذره ، هر کاری می کردی که حال اونا خوب بشه و خودتو نادیده می گرفتی ، اما الان خودت مهم تری برای خودت ، اگه حوصله نداشته باشی ، اگه کار داشته باشی ، شرایطت جور نباشه بزور نمی ری خانوادت رو ببینی که اونا دلخور نشن!
یادت رفته تویی که تنهایی جایی نمی رفتی ، نه خرید ، نه رستوران یا کافی شاپ و نه مسافرت ، خیلی وقتا تنها رفتی برای خودت خرید کردی ، خیلی وقتا تنهایی خودتو به یه رستوران یا کافی شاپ دعوت کردی و تازه بدون پول، بدون اینکه زبون بلد باشی ، بدون اینکه فرش قرمزی برات پهن کرده باشن ، پاشدی یهو رفتی ترکیه و خودتو به چالش کشیدی و چهارسال اونجا زندگی کردی ، کار کردی ، استقلال رو تجربه کردی ، پس جسارت داشتی!
یادت رفته وقتی یه اتفاقی میافتاد یه ماه حالت بد بود اما الان می شینی با خودت صحبت می کنی ، تمرکزتو از اون مشکل بر میداری و نهایت نهایت یه روز حالت گرفته باشه ولی خیلی سریع حال خودتو خوب می کنی!
یادت رفته اوایل، تمیز کردن خونه برات عذاب بود اما از مریم جون یاد گرفتی همه کاری و با اشتیاق انجام بدی و حالا از تمیز کردن خونه لحظه به لحظه لذت می بری!
توییکه برای هر چیزی پول میدادی تا کسی چیزی بهت یاد بده ، الان با جستجو تو اینترنت که از استاد یادش گرفتی ، کلی کارا می کنی که خودتم باورت نمیشه ، حتی تعمیر لوازم خونه!
یادت رفته توییکه وزنت بالا بود و هر چی رژیم می گرفتی نمیومد پایین ، الان با تغییر باورات ، با نوشتن اهرم رنج و لذت وزنت خود به خود پایین اومده و هر روز خوش تیپ تر می شی
یادت رفته موهاتو کوتاه نمی کردی چون حس می کردی ، زن با موی کوتاه زنانگی نداره و الان چهارساله با موهای کوتاه خودت عشق می کنی!
یادت رفته که روابطت خیلی بهتر شده ، آدما دیگه به خودت می گن که فلان مسافرت ، فلان مهمونی ، تو نباشی حال نمیده ، با اشتیاق دعوتم می کنن تو جمعهاشون و می خوان تو عکساشون حتما کنار من باشن!
یادت رفته با تغییر رفتارت ، رفتار پدرت که خیلی خشک و متعصب بود چقدر باهات تغییر کرده و چقدر مهربونتره ، چقدر دوست داشتنش رو ابراز می کنه و توییکه همیشه شاکی بودی از نبودن پدرت از بچگی در کنارت ، الان روزی هزاربار خدارو شکر می کنی برای همین پدر که اگر حمایتت می کرد شاید هیچ وقت به این مسیر نمیومدی.
انقدر چیزا یادم اومد که اگر بخوام بنویسم چندین صفحه می شه ، فقط نوشتم که بگم
ما همیشه خودمونو دست کم می گیریم و موفقیت رو مقصد می دونیم،
اما موفقیت واقعی ، کنترل ذهن و تمرکز بر زیباییها و دیدن زیباییهای مسیریه که داریم می ریم!
موفقیت ، یه روندیه که باید قدم به قدم با عمل به آگاهیها و طی کردن تکاملمون اتفاق بیافته
بعد این فایل خیلی خیلی آروم شدم ، انگار قلبم باز شد و از اون روز به خودم می گم ، ریحانه تو موفقی و اگر هر روز موفقیت هاتو به یاد بیاری و ذهنتو کنترل کنی موفقیتهات بیشتر و بیشتر میشه.
استاد ازتون ممنونم و سپاسگزار خدای خودمم که شش ساله منو به این مسیر زیبای هدایت از طریق یکی از بنده های موحدش کشونده.
تصمیم گرفتم بیشتر به یاد بیارم و بیشتر بنویسم اینجا تا دیگه از یاد نبرم و نتایج مالی و عاطفی هم در زندگیم بیشتر نمود پیدا کنه!
یهودی ها ، خواستن به اصطلاح مسلمونا فقیر نگه دارند ، و خرافات عذاب قبر و بهشت و جهنم و شخصیت های توهمی ساختند و لغت عربی ساختمد ، بر خلاف لسان عربی در قران برای ما که که به قرآن ضربه بزنند ، و قران معانیش تخریب کردند ، چون نتونستند تحریف کنند ، فقط معانی اش تحریف کردند ، که مردم ، ذلیل و مشرک و فقیر نگه داردن ، چون همه بدی های پشت فقر شیطان…. وفتی قران معانی کلماتش اش تحریف می کنند تو می خوای تاریخ و روایات تحریف نشه !!! همه شخصیت ها روایات توهمی اند وجود خارجی ندارند ، حتی خلیف های مسلمونات توهمی اند ، حالا کار نداریم ما به این چرت و هرت های یهود و کسانی که پشت این دروغ و افسانه ها بودند
بریم سراغ قرآن که همه دروغ ها را هر روز داره فاش میکنه…
اگه به بچه مهد کودک بگم ، شیطان فقیره تو قرآن ، خدا هم ثروتمنده ، برای اینکه نزد خدا محبوب تر و عزیزتر بشی باید فقیر یا ثروتمند بشی ، می خندند معلومه دیگه ثروتمند بشیم که مثل خدا بشیم!!!!
▪أَنَّ ٱللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ
{بقره 267}
تازه تو کل قرآن خدا گفته من ثروتمند م (بی نیازم ! )
▪از کجا به ما گفتن فقرا بهشتی اند ، در صورتی که طرفداران شیطان فقرا قرآن گفته !!!
اینم بخاطر اون شخصیت های توهمی که در طول تاریخ ما را الکو گذاشتیم برای خودمون و در اصل وجود ندارند
چون ما هیچ وقت قرآن نخواندیم و فقط گوش کردیم از بقیه افسانه های ساختگی
میدونید از کجا این داستان آب خورده
خدا تو قرآن به ثروتمندانش گفته پول بدید به فقرای شیطان ،
تو قرآن خدا به ثروتمندانش گفته پول بدید ، به فقرای شیطان که فقیر نشید و شیطان گولتون بزنه ببرتون تو صفش ، ذهن تحلیلی فکر کرده که خدا داره از فقرای شیطان طرفداری میکنه ، چون گفته ثروتمندان کمی از پولشون بدن به فقرای شیطان ، همه مردم فکر کردن اگه خدا اینو گفته پس حتما خدا فقرای شیطان را دوست داره و ثروتمندان دوست نداره ، ببینید بی عقلی
در صورتی که خدا میخاسته پول بدی که تو فقیر نشی شیطان بکشونتت سمتش و شرک بورزی
قبلا ما اینو نمیدونستیم ، حتی همین حالا هم 99%مردم اینو نمیدونن که با بخشش پول به کسی که پایین تر از خودشان ثروتمند میشن ، چون از نظر منطقی باید کم بشه ولی ذهن ناخوداگاه برعکس بیرون عمل میکنه ، چون قران همش با ذهن درون حرف میزنه ، سالیان که ما فکر میکردیم که قرآن چرا همش زوری حرف میزنه ، که پول ببخشید ، ما این همه به زور جمع کردیمش نمیشه که بریم بدیمش ،
نمیدونستیم که با همین کارمون داریم خودمون فقیر و نیازمند میکنیم ، چون وقتی چیزی جمع میشه هر روز میشماریش و حس ترس بهت دست میده و کم کم از دست میدی
خلاصه اینجا خدا می خواسته ما ثروتمند بشیم ، چون فقرا دوستان شیطانو در آخر جهنمی اند با شیطان
▪دلیل دوم اینکه ما تو محلمون یا خانواده ، ادمای فقیر را به عنوان پولدار فکر میکردیم و این الگو باعث شده کهباور کنیم که این بدبختا پولدارن
مثلا کسی تو محلمون یا خانواده می بینیم یه ماشین ایرانی بهتراز ما داره یا خونه یه ذره قشنگتر داره ، ما فکر میکردیم که این ثروتمنده در صورتی که این بدبخت نسبت به ما یه ذره وضعش خوبه ولی هنوز فقیره ، چون هنوز زور میزنه ، مریضه ، نمیتونه بخوابه ، بچه هاش نمیتونه ببینه ، دزدی میکنه… همه اینها صفات فقرا هستن
همه ما در طول زندگی مون ادمای بدبخت فقیر به عنوان الگو گذاشتیم تو ذهنمون ولی حالا فهمیدیم که اونا اصلا بوی از ثروت نداشتن ولی همینا باعث شدن که باورهای مخرب ثروت را جمع کنیم تو ذخنمون و نتونیم پیشرفت کنیم ، همین زباله های این بدبخت جمع شده تو ذهنمون
ثروتمند واقعی دزدی نمیکنه چون بی نیازه ، طمع ن ، حسد ن ، دروغ نمیگه ، فقرای شیطان این کار می کنند ، مشکل شما هر کی دیدید یه ذره وضعش خوبه فکر کردید این ثروتمنده ، و این اشتباهه پس دقت کنید که کی الگو میگذارین برای خودتون چون کلی باورها تو الگو ها یکجا جمع میشه تو ذهنمون
پس برای رسیدت به ثروت عجله نکنید چون کلی زباله هشت تو ذهنمون ، مثل سلامتی و روابط نیست ، برای همین ذهن شدت زورش نسبت به ثروت خیلی بالاتر از خواسته های روابط و سلامتی و خیلی سریع و راحت میشه به روابط و سلامتی رسید ، ولی ثروت یه زور دیر میرسید
یه موضوعی که دارم بهش فکر میکنم اینه که خیلیا هستن میخوان با این حرفا مخالفت کنن با قانون جذب و ارتعاش موافق نیستن و سعی دارن بقیه رو متقاعد کنن که مسیرشون اشتباهه.
اما این قوانین برای من کلییی زیبایی و حس خوب و رشد و تکامل و موفقیت و تغییر شخصیت به همراه داشته پس من کاری به نظرات و حرفهای اونا ندارم😌
مهم منم که روز به روز دارم به درک بهتر و بالاتری از قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند میرسم😍😍 و این منم که با قلبم درک میکنم چه مسیری درسته .
نکته مهم اینه که من با بودنم توی این مسیر :
✅ توحید
✅ توکل
✅ ایمان
✅ درک موضوع تکامل
✅ شکرگزاری
✅ آرامش
✅ نحوه کنترل ذهن
✅ نحوه کنترل واکنشهای هیجانی
✅ کنترل کانون توجه
✅ کار کردن روی خودم و باورام
✅ بخشش
✅ حسادت نکردن
✅ قضاوت نکردن
✅ از دیگران توقع نداشتن
✅ روی دیگران حساب نکردن
✅ فقط و فقط روی خدا حساب کردن
✅ عشق و محبت
✅ عزت نفس
✅ پا روی ترسها گذاشتن و شجاع بودن
✅ شخصیت قوی داشتن
✅ تمرکز روی نکات مثبت
✅ اهمیت تجسم
✅ درک بیشتر از قرآن
✅ تفکر و استفاده از قدرت تعقل
✅ سبک زندگی شخصی داشتن
✅ از تنهایی لذت بردن
✅ رفتار و باورهای درست برای داشتن روابط عالی
✅ ارزش کمک به دیگران که در اصل کمک به خودمونه
✅ تلاش برای گسترش جهان با دنبال کردن علاقمون
✅ وابسته نبودن
✅ توانایی تغییر احساسات و تغییر فرکانس در لحظه
✅ درک قانون احساس خوب=اتفاقات خوب
✅ الهامات خداوند
✅ هدایت خداوند
✅ مفهوم تسلیم خداوند بودن در مسیر زندگی
✅دستان خداوند را باز گذاشتن برای هدایتهایش
✅ اهمیت احساس لیاقت و ارزشمندی
✅ پذیرش خود و در صلح بودن یا خود
✅ قانون برانگیختگی در روابط
✅ هدفگذاری درست
و …..
همه اینا رو یاد گرفتم و درکشون کردمممم.
ارزش اینا چقدرررره؟
آیا واقعا میشه روی این همه آگاهی و این همه یادگیری و تکامل قیمت گذاشت ؟
اسم اینا چیه؟
اینا ینی چی؟
همه ایناااا موفقیته و ارزشش به مراتب بیشتر از موفقیت مالیه.
من یه آدم دیگهای شدم.
به خدا فایلهای رایگان استاد تفاوت آنچنانی با دورههاشون ندارن و توی همه فایلها قانون خیلی عاااالی گفته میشه.
برام جالبه که توی هر دو تا فایل رایگان «اصول اساسی خلق رویاها» استاد تمام اون مباحثی که در دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها گفته شده رو میگن و من خیلی خوشم اومد از این که ایشون به خودشون نگفتن ، من نگم این مباحث رو و بچههای سایت رو کنجکاو کنم که ترغیب بشن محصولات رو بخرن. این نوع تفکر متعلق به یه ذهن فقیر با باورهای محدودکنندهس.
استاد خیلی خوب میدونن که باورهاشون داره اتفاقات رو رقم میزنه و این چیزا و نگفتن یه سری آگاهیها ربطی به افزایش فروش محصولات یا کم شدن فروش نداره.
واقعا من از بودن در این سایت و دنبال کردن فایلهای رایگان و هم چنین دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها انسانیت رو یاد گرفتم و خدا رو صد هزار مرتبه شکر میکنم.
من همین الان هم یه انسان ثروتمندم 😊😍
چه ثروتی بالاتر از اینکه من انسان توحیدی تری شدم
چه ثروتی بهتر و بالاتر از وجود و حضور پررنگ خدا تو زندگیم
چه ثروتی بهتر از آرامش و ایمان و توکلم
چه ثروتی بهتر از این ذهنی که تربیتش کردم تا نکات مثبت آدمها ، زندگی ، شرایط و … رو ببینه.
چه ثروتی بهتر از این همه تغییر توی شخصیتم.
از لحاظ مالی هم پیشرفت کردم و خدا رو از این بابت شکر میکنم و میدونم که این مسیر درسته و به قول استاد این ایمان و باورهای ماست که ثروت رو وارد زندگیمون میکنه.
ثروت هم میاد و من باید یاد بگیرم از مسیر لذت ببرم.
خدا رو شکر میکنم که این کامنت رو نوشتم و خیلی احساسم با نوشتن این کامنت خوب شد.
میخواستم بیام در مورد نکته های فایل بنویسم که الهام شد اینطوری نکته هارو بگم
استاد منم سال چهارم دبستان زمانی که اولین بار دستم به توپ بسکتبال خورد مسیری توی زندگیم باز شد که واقعا شبیه مسیر شما توی سال 87.
من عاشق بسکتبال نبودم و اصلا نمیدونستم این رشته چیه وقتی خیلی هدایتی وارد مسیرش شدم از همون اول برام جذاب و لذت بخش بود. اینقدر داشتم ازش لذت میبردم که پیشرفتم خیلی سریع بود.
مربی بسکتبالم توی مدرسه من رو انتخاب کرد و اولین تمریناتم توی زمین مدرسه بود با بچه ها، اوایل فقط الکی بازی میکردیم ولی بعدش طبق اصول رفتیم جلو و این جلو رفتن و پیشرفتهای خیلییییییییی کوچیک بهم واقعاااااا لذت میداد، یعنی اینکه میتونستم توپ زمین بزنم به صورت متوالی و روی توپ زمین زدم تسلط داشته باشم همین برام کلی پیشرفت بود، اینکه میتونستم در حال حرکت راه برم و توپ زمین بزنم و هر از گاهی به توپ زمین زدن نگاه نکنم این برام کلییییی پیشرفت بود، اینکه میتونستم اصول شوت زدن یاد بگیرم و توپ پرت کنم که حداقل به لبه های حلقه بخوره این برام کلی پیشرفت و لذت بود.
همین پیشرفت های کوچیک اینقدر لذت بهم میداد که سرعت یادگیریم و پیشرفتم خیلی سریع بود طوری که برای مسابقات مدرسه انتخاب شدم و جالبتر اینکه توی مسابقات مدرسه بهترین بازیکن شدم. بعدش برای تمرینات مسابقات شهرستان انتخاب شدم یعنی اینقدرررر خوشحال بودم که میتونستم برم توی سطح بالاتری تمرین کنم و البته اینکه انتخاب شدم بهم کلی انگیزه و شور و شوق و اعتماد به نفس به معنای واقعی میداد.
حالا تمرینات شهرستان بود و چون اعتماد به نفسم رفته بود بالا دلم میخواست بهتر بشم، از چیزی که هستم بهتر بشم و نکته جالبش اینجاست که مربی من مخصوصا به من که میدید چقدر ذوق و شوق دارم اصول بسکتبال قدم به قدم بهم میگفت و منم قدم به قدم عملی میکردم به تسلط میرسیدم و بعدش میرفتیم سراغ تکنیک بعدی یعنی من خیلی خیلی تکاملی اصول و تکنیکهای فردی بسکتبال یاد گرفتم و اینقدر احساسم خوب بود که تکاملم خیلی سرعت داشت.
کم کم داشتم از بچه ها خیلی بهتر میشدم و یه جورایی بازیکن حرفه ایی تیم که بقیه روش جور دیگه ایی حساب باز میکردن بعدش من شدم بازیکن فیکس تیم و تاااااااازه من تنها فردی بودم توی تیم که کلاس چهارم بودم و بقیه کلاس پنجم.
مسابقات شروع شد و توی خراسان رضوی اول شدیم که خیلی لذت خوبی بود اما بیشترین لذت واقعاااااااااااااااااا لذتی بود که اون 10 روز با دوستام داشتم، شوخی هایی که میکردیم، بازیهایی که میکردیم، غذاهایی که میخوردیم، حرفایی که میزدیم، اذیت هایی که میکردیم :))) نوبتی اتاق و قابلمه غذا رو میشستیم و تمیز میکردیم اصلاااااااااا این پروسه با مسابقاتش و برنده شدنش برام عالی بود و بعدش برای بازی های کشوری انتخاب شدم یعنی بازی هایی که بین استانها بود توی سطح کشور.
اون پروسه هم خیلی زیبا بود، دوستای جدید پیدا کردم، وارد محیط جدیدی شدم، تمریناتمون توی مشهد بود، دوری از خانواده بود که البته من مشکلی نداشتم چون از بچگی توی تهران که بودیم خودم بدون سرویس میرفتم مدرسه، اصلا یه سبک جدیدی از زندگی برام بود با کلی اتفاقات قشنگ دیگه. و جالب اینکه اینقدررررررر عشق بسکتبال درونم بود و اون شوق و ذوقی که میگین شعله میکشید دوباره من کلی پیشرفت کردم توی تمرینات سطح کشوری مخصوصا اینکه بچه های خیلی قوی بودن از نظر تکنیکی و من ازشون کلی یادمیگرفتم و کلی پیشرفت و توی تمرینات هم جزو بهترینها شدم بدون اینکه اصلااااااااااااااااا من بخوام بهترین باشم نسبت به بقیه یا اصلاااا برام مهم نبود که بقیه دارن چیگار میکنن، کی میخواد رقابت کنه، اصلاااااا هیچی برام مهم نبود این مهم نبودن به این دلیل بود که اینقدررررررررر با خودم و احساسم و بسکتبال بازی کردم لذذذذذذت میبردم که واقعا ذهنم نمیرفت روی اینکه بقیه دارن چیگار میکنن یا اینکه اگه اول بشیم چیکار کنم چی جایزه میدن اصلااااااا اینا نبود توی ذهنم، من حتی بازیکنان بسکتبال NBA مثل مایکل جردن بخدا تا سوم راهنمایی نمیشناختم کیه::)) اینقدر که لذت میبردم از مسیرم. خب بعدش رفتیم مسابقات کشوری و منم مجدد بازیکن فیکس تیم بودم و تیم خراسان رضوی توی ایران اول شد، من بهترین بازیکن شدم، بهمون سکه دادن، روزنامه باهام مصاحبه کرد ولی بخداااااااا من اصلا به این چیزا فکر نمیکردم. نه اینکه نخوامااااااا اصلا اینقدر غرق لذت این مسیر بودم که ذهنم نمیرفت روی این چیزا.
و حالا استاد نکته ش اینجاست که میخواستم بگم من همه این پروسه رو توی کمتر از یکسال گذروندم با این همه پیشرفت و موفقیت و عناوینی که بدست امد. همه اینا توی کمتر از یک سال بود یه جورایی نزدیک 10 ماه و همه عمل کردن به قوانینم واقعا ناخودآگاه بود که خودتون گفته بودین همه اینا توی وجودمون هست فقط بخاطر باورهای محدودی که ایجاد شده یادمون رفته.
حتی استاد من یادمه بخدااا کفش نداشتم یعنی یه کفش خیلی خیلی معمولی که با اون همههه جااااا میرفتم منظورم تمرینات و مسابقات و توی خیابون و …… یک توپی داشتم بدترین جنس توپ که یک سمت توپ زده بود بیرون من اینو میزدم زمین و رروی اون قسمت فرود میومد زاویه میگرفت به یک سمت دیگه میرفت. یا من اصلا لباس مخصوص بسکتبال نداشتم یا زمین مخصوص بسکتبال یا مربی خیلی حرفه ایی البته مربی اولیم واقعا عالی بود اما در سطح پایه و من خودم یعنی خداوند منو هدایت میکرد و چنااااااااااان با شور و شوق و ذوقی توی حیاط خونه مون بسکتبال تمرین میکردم اینقدرررررررر با کمترین امکانات حتی حلقه بسکتبال هم نداشتم ولی یه حلقه مربعی شکلی ساخته بودم و اینقدر با لذت تمرین میکردم که اصلااااااااااااا این کمبودهارو احساس نمیکردم چون داشتم فقط لذت میبردم و بعدش که میرفتم مسابقات بهترین بازیکن میشدم یا برای باشگاههای مشهد انتخاب میشدم وقتی یه تست کلی از 100 نفر بازیکن میگرفتن من نفر اول میشدم حالا نکته ش اینجاست که دقیقا بچه های مشهد هرچی رو که من نداشتم اونا داشتن
یعنی بهترین مربی، بهترین کفش، بهترین لباس، بهترین توپ، بهترین زمین بازی ولی مثل من نبودن و همیشه از من میپرسیدن چیکار میکنی اینقدر خوب پیشرفت میکنی و منم میگفتم تمرین میکنم ولی نکته ش اینجا بود که خداایی خیلی خودم رو باور داشتم و اعتماد به نفسمم خیلی رفته بود بالا و به صورت ناخودآکاه خیلیییییییییی موفقیتهام و پیشرفتهام رو تایید و تو ذهنم تکرار میکردم و اصلا برام یه چیز معمولی نبود اتفاقا میگفتم چقدر خوب تونستم این پیشرفت بکنم برعکس خیلیها که پیشرفتهای کوچیکشون براشون ارزشی نداشت.
و نکته اخر همه هم دوست داشتن با من دوست باشن و جالبه اینقدررررر استاد با خودم یکی بودم اصلا کاری به مثلا کلاس گذاشتن یا فخر فروختن یا اینکه غرور بگیره اصلااااا این چیزا نبود چون بخدا قسم چنااان غرق لذت بردن از بسکتبال بودم که اصلا نه وقت میکردم نه ذهنم میرفت سمت این چیزا….
الان که بزرگ شدم و این قضایا برای سال چهارم ابتدایی تا سوم دبیرستان بود به من یه چیزی رو خیلی خوب میگه یعنی درس خیلی مهمی میده
اونم اینه که اگه الان اونطوری نیستی بیا کار کن مثل اون زمان خالص شو، باورهای قدرتمند و توحیدت رو بساز و قوی کن و فقط از زندگی و این پروسه لذت ببر بقیه چیزا خودشون طبیعی میان دنبالم و من نیاز نیست دنبالشون باشم
دقیقا االان توی قلبم یه عشقی ایجاد شده، یه خودباوری خیلی قوی که نمیتونم وصفش کنم
اون زمان بسکتبال بود الان برنامه نویسی هیچ فرقی ندارن فقط باید قوانین مثل اون زمان عملی کنم ولی ایندفعه تلاش بیشتری میخواد چون از اصل خودم دور شدم و باورهای محدود کننده ریشه دارن اما جای نگرانی نداره اصلا جای هیچی نداره چون همینقدر که کار کردم و این همه نتایج خلق کردم تا الان توی زندگیم از لحاظ مالی بگیر تا آرامش و سلامتی و موفقیت بازم میتونم و بازم میتونم مثل اون زمانم باشم الان که دیگه اگاهانه به درک قوانین و روند زندگی رسیدم.
واقعاااااااا استاد خیلی ممنونم ازت بخاطر همچین فایلی چون برای من یکی که خیلی درکها داشت و یادآوری عالی بود از گذشته م و تصمیمیاتی ایجاد شد که میخوام بنویسموشون و عملیشون کنم
خیلییییییییی دوستون دارم
همیشششششه شاد و سلامت و سعادتمند و ثروتمند در ارامش خداوند باشیم.
و چند روزی دنبال باور منفی تو ذهنم میگشتم که باعث بیماری جسمی شده بود
و بالاخره دلیل بیماری خودم را پیدا کردم و چندتا نشونه هم درست بودن دلیل بیماری ام را تایید کردن که یکی از نشونه ها ; همین فایل بود
من تو مسیر پیشرفت و موفقیت . با کمی استرس و عجله پیش میرفتم و این استرس باعث بیماری در 2 ماه گذشته برای من شده بود و باور داشتم که موفق شدن سخته وباید خیلی تلاش کنم تا موفق بشم .
این باور و این استرس باعث شد تا 2ماه پیاپی من در روزهای پایانی ماه بیمار بشم . درحالیکه ظاهرا و به خیال خودم در این 2ماه اخیر من شدیدتر داشتم پیشرفت میکردم ولی تکرار این تضاد در سلامتی در 2ماه پیاپی باعث شد تا بشینم و فکر کنم و ایراد کار را پیدا کنم
و فهمیدم که باورها با حرف خیلی فرق دارن و من به گمان خودم باور داشتم که موفق شدن و ثروتمندشدن راحته ولی وقتی دقیق شدم روی احساساتم در این 2ماه گذشته . فهمیدم که احساسم خوب نبوده و حتی موقعیکه فایلها را گوش میدادم با استرس و عجله گوش میدادم که سریع موفق بشم. ولی فهمیدم که نه . باید ازمسیر موفقیت لذت برد و با احساس خوب و عالی به موفقیت رسید و این فایل هم مهر تاییدی بود بر این باور که :
مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصد آن
و موفق شدن راحت و آسونه
پول در آوردن راحتترین کار دنیاست
ثروتمندشدن طبیعیه
به شرطیکه اجازه بدیم خدا کارها را انجام بده
و نشانه اجازه دادن به خدا هم . احساس خوب در هر لحظه است
زمانیکه من فایل سمینار قدیمی شما رو دیدم واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم و گفتم با اون شرایط چند ماه قبلتون چه کار بسیار بسیار بزرگی انجام دادید. واقعا جای تحسین داره. متاسفانه خیلی از افراد دارن راه رو اشتباه میرن و فکر میکنند تمام هستی در ثروت خلاصه میشه و این با آموزه های کلی شما بسیار متفاوت است. به نظرم ثروت خیلییی مهمه ولی نه اینکه صرفا به ثروت محض توجه کنیم. بنظرم سخنرانی در جمع کثیر و برگزاری سمینار و دوره در اوایل کار و با اون شرایط قبلی شما، نشاندهنده بلوغ فکری، رشد شخصی و پیشرفت و شجاعتتان در دنبال کردن خواسته ها و انجام رسالت زندگیتان بوده است که باید همواره بدان افتخار کنید و من بعنوان عضوی کوچک از این گروه از صمیم قلب به شما تبریک میگم و قدردان فایل های ارزشمندتون جهت بهبود و ارتقاء زندگیم و رشدشخصیم هستم.
با سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربانم و دوستان ارزشمندم
روز ۳۰ام سفر و چقدر زیبا ذهنم از هر گونه عامل بیرونی برای شاد بودن ،موفق شدن ،ثروتمند شدن ،روابط عالی داشتن و هر خواسته ی دیگه ای که باشه مهم نیست ،پاک پاک شد. تنها عامل رسیدن داشتن باور درسته چیزی که در تمام فایل ها روش تاکید شد .
هر موضوعی که در زندگیم باشه مهم نیست خاص هم باشه فرقی نداره منم که با باورهام ساختم .
هر فایلی که گوش کردم از هدایتی که شدم سپاسگزارتر و شاکر تر شدم که استادی دارم به تمام معنا عملگرا و فوق العاده توحیدی ،توحیدی تر از هر آدمی که ادعا داشت ،اما عملی توحیدی نه .پس باید گفت منتظر هدایت خدا بودن یعنی بهترین نتیجه رو گرفتن.من بهترین استاد رو دارم چون بهش هدایت شدم .
چقدر زیبا همه چیز میشه ذهن.
استاد چقدر عالی به جای اینکه مثل خیلی های دیگه که دکان باز میکنند از نیاز مردم، میگین نباید قرض کنید و دوره ها رو بخرید بلکه نداشتن پول کافی برای خرید دوره رو نشونه ای میدونید از اینکه هنوز تکاملمون طی نشده . چقدر استاد عالی هستی و هر بار به تو اعتقاد بیشتری پیدا میکنم .
همون حرفی که قبلا زدید که موفقیت هر کس در هر کاری نه پارتی بازی ،نه موقعیت خانوادگی ،سرمایه اولیه و یا هر دلیلی که ذهن منطقی براش میاره نیست، بلکه همون اصل همیشگی باورهای درسته .
استاد چقدر ارزشمنده خواستن یک نعمت برای کسی اولویت نباشه اما میشه کمک کنه که دیگران هدایت بشن به مسیر درست. خواست شما استاد عزیزم و انگیزت این شد که ذهن منطقی آدم هایی مثل من رو قانع کنه تا به قول خودتون بگی بخدا راه همینه …این راه جواب میده برای همه چیز جواب میده ،هر چیزی که به دلت بیفته جواب میده ،بخدا جواب میده .
این دوره ۳۰ روزه پایه ی اصلی رو در وجودم کاشت که باور مهمترین عمله برای رسیدن به خواسته ها .و دوم اعتقاد کامل به شما استاد عزیز.
خدای مهربانم در این لحظه مسئولیت تمام آنچه که در زندگیم دارم را میپذیرم و هیچ کس و هیچ عامل بیرون از خودم را مقصر در کمبود ها ،نارضایتی ها و مشکلاتم نمیدانم .و برای آنچه که تا کنون خلق کردم بخشش تو را خواهانم و از تو سپاس گذارم که مرا به بهترین راه و زیباترین و سریع ترین راه برای جبران اش هدایتم کردی .دوستت دارم .
استاد زندگی من با بعضی از فایل ها شدیدا عجین هستش مثل فایل توحید عملی شماره ۶ و این فایل
دقیقا این فایل یه تکون اساسی به من داد طوری که فرکانس هایم ۳۶۰ درجه تغییر کردند و به سمت هدفم نشانه گرفتم بیشتر از قبل
آره استاد من خیلی موفقیت در زندگی ام کسب کرده ام از زمان کار کردن روی خودم اما چون از دید دیگران و اینکه همه می گویند این که چیزی نداره خودم را نگاه می کردم خیلی کم احساس رضایت درونی در مورد خودم تجربه می کردم و حتی در ارتباطاتم نیز دچار مشکل می شدم
اینکه من کسی بودم که اگر ۲ میلیون در آمد داشتم ۳ میلیون بدهکاری میدادم و امروز این بدهی به صفر رسیده این برای من موفقیت هستش ولی من متوجه اش نمیشدم
اینکه من که دارو رو مثل نقل می انداختم بالا 😃 و الان سالهاست که هیچ دارویی نمی خورم این موفقیت هستش اما من نمی بینم چرا؟ چون برای بقیه اهمیت نداره و پول مهمه پول اگه پول نداشته باشی که نمیشه من اصلا پول رو هم برای اینکه ارزشم پیش دیگران برود بالا می خوام
اینکه من چند ساله هیچ وسیله ایی رو برای اینکه وسیله دیگری بخرم نفروختم این موفقیت هست ولی من نمی بینم چرا؟😆 آره دیگه چون پول از دید دیگران درش نیست دیگه
اینکه من دقیقا در ماه آبان سال ۹۸ در جایی کار می کردم با شرایط طاقت فرسا و کار یدی سخت و دقیقا با یکسال کار کردن روی خودم الان آبان سال ۹۹ دارم جایی کار می کنم که هیچ شباهتی به جایگاه شغلی من نداره این مهم نیست واقعا
اینکه هر فردی بخواهد در محل کار ما پستی را تصاحب کند باید کلی پروسه اداری و مصاحبه و پارتی بازی و کثیف کاری کند دست و پای این و اون را ببوسد من دیدم که می گم استاد ، اون وقت من بدون انجام دادن این کارها و با لذت و آبرو و عالی پستی رو تصاحب کردم و حال بسیار عالی نیز دارم این موفقیت نیست چون هنوز خونه تریپلکس اونم برای به به و چه چه دیگران نتوانستم بخرم
اینکه من مهاجرت کنم یک شهر دیگه در صورتی که اونجا هیچ کسی رو ندارم و باعث راحتی خودم و خانواده ام باشم این موفقیت نیست چرا؟ چون BMW سری ۷ نتونستم بخرم که همه بگن واوووو این چقدر پولداره
اگر اینها مهم نیستند پس چی مهمه ؟
اگر اینها موفقیت برای من نیستند پس چی موفقیت هستش ؟
تا زمانی که من اینها را نبینم و تحسین نکنم و سپاسگذار خداوند نباشم به موفقیت های دیگه صددرصد دست پیدا نمی کنم
واقعا استاد اینکه یک جوان شهرستانی بیاید تهران در صورتی که میدان ولیعصر تهران رو هم نمی داند کجاست و دوره برگزار می کند این موفقیت نیست چون هنوز اون خونه و اون ماشینه رو هنوز نتونسته داشته باشه
الله و اکبر باید سر گذاشت به کوه ما چکار کردیم با خودمون
واقعا به قول استاد دید ما نسبت به پول چقدر مشکل داره و پول با ما چکار کرده
خدایا شکرت
خیلی بار من سبک شد با آگاهی هایی که در این سایت درک کردم و به من الهام شدند الهی شکرت
واقعا من پول می خوام برای چی؟
آیا من پول می خوام که بیاید و به من ارزش بدهد ؟
این که باز شد یه عامل بیرونی و دوباره شرک
به قول استاد من خودم همینطوری که هستم ارزشمند هستم طلا خودش باارزشه
هر جا و هر شکلی که باشه
من خودم با ارزشم حالا در هر شرایطی که هستم از روح خدا در درون من دمیده شده است و من احسن الخالقین و خلیفه خدا بر روی کره زمین هستم
حالا منتظرم که اون ماشینه اون پوله اون خونه بیاید و به من ارزش بدهد
خب این ارزش اینطوری که می شود همون مدیر اداره مون که روش حساب باز کردم و کردیت و اعتبار پیشرفتم رو به او دادم و اون قدرت پیدا کرد و چنان ریشه من رو زد و با مغز سقوط کردم که به یک هزار تومانی برای خرید نان شب محتاج شدم و هیچ کس هم نبود که به دادم برسد
خدا را شکر که متوجه شدم و امروز توانستم اینو درک کنم و آگاه باشم که از نگاه پول و دیگران به خودم نظاره نکنم
شما در لایو 19 از برگزاری دوره های 21 جلسه ای در تهران به عنوان اینکه قانون رو درست درک نکرده اید یاد می کنید و یه عالمه مشکلات برایتان رقم خورده است ولی در این فایل به عنوان یه موفقیت و جسارت ( اینکه چه کسی می تواند همچین کاری کند) در مسیر رشد صحبت می کنید این تناقض چجوری حل میشه ؟
سلام و واقعا سلام ؛ من اون آدمی که روی صن بود درسال۸۷ .او را همون آدم میبینم که هدفش گسترش توحید است هدفش گسترش یکتاپرستی است من آن آدم که درسال ۸۷ جلوی جمع سخنرانی میکند انرژی پرغلیانی درش می بینم که الان هم دارد .من انسانی را دیدم وهزار بار تحسینش کردم که شاید ده ها بار در مسیر افتاد اما تسلیم شرایط نشد میدانست اگرایرادی هست از سمت خودش است نه خدا ودیگران . من این انسان روی صن جلوی دهها نفر را میستایم که از وجودش بدون مبالغه گویی ؛ انرژی وشوق وعشقی می بینم که درتمام فایلها آنرا حس میکنم . من چنین آدمی را می ستایم
من اون خشتک پاره شده را قبول دارم حسش میکنم وبه خودم میگویم باید برای هدفت چنین باشی . من شور وشوق این آدم را در اون سالن درسال ۸۷ ثروت واقعی می بینم . خوب درک میکنم که استاد چه میگویند شور وشوق است عشق است ایمان است توکل است رسیدن به رودخانه خوشبختی است که هیچ پارو نزنی وتسلیم باشی اینها ثروت است . لذت بردن از مسیر ثروت است حال وهوای هدایت ودرک نشانه ها ثروت است . اگر ۱۵ سال یک قرص نخوردی وسالم بودی اون ثروت است نه اینکه پول وثروت نصیبت شود ولی از اون سمت همش هزینه دوا ودکتر کنی . ثروت اینه که در مسیر توحید باشی حالت اوکی باشد هر لحظه بین خودت وخدای خودت احساس شادی داشته باشی احساس رضایت مندی داشته باشی وهر لحظه از خدای خودت تشکر وسپاسگزاری کنی این ثروت واقعی است .
ثروت واقعی برای من این است که در حالی که همه عزراییل دریک قدمی خودشان می بینند ولی من با احساس رضایت میگویم خدایا تو صاحبی واز وقتی که با این خانواده دوست داشتنی آشنا شدم نمیدانم دفترچه درمانیم کجاست . وقتی در مسیر خدا اقتادی ای ایهاالناس ؛ خدا هدایتت میکند میگوید که برای هر مشکلی چکار کنی به جون خدا قسم ؛ رحیم تجربه کرده که میگوید . واز این بابت خدای عزیزم را هزاران بار سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
چون جود ازل بود مرا انشاء کرد /برمن زنخست درس عشق املاء کرد
عشق وعلاقه ودر مسیر بودن است که به شما همه چی میدهد . توحیدی بودن است ک به شما همه چی میدهد .ایمان وعمل است وادامه دادن است که شما را پیروز میدان میکند
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و مریم جان شایسته که این روزها فقط عزیزِدل استاد نیستن ، یه جورایی عزیزدل قلبهای خانواده عباسمنش هستن و همچنین تمام دوستان عزیزم در این سایت
خیلی وقته تو سایت کامنتی نذاشتم اما با شنیدن این فایل دلم گفت برو و اونچیزیکه احساس کردی رو بنویس!
استاد جان چند وقت بود اون خودسانسورِ درونیم بیش فعال شده بود و هر از گاهی تو سرم میزد که ، آخه اینهمه ساله داری با عباسمنش پیش می ری چه نتیجه ای گرفتی؟
اینهمه فایل گوش می دی ، اینهمه تمرین ، همه محصولات رو هم تقریبا با خواهرت تهیه کردین و گوش دادی ولی کو نتیجت؟ کو پول؟ کو اون ثروتی که می خواستی؟
خونت کو؟ بچه های سایت و ببین ، خیلیاشون دیرتر از تو شروع کردن اما نتایجشون هزار برابر بیشتر از تواِ و…
قلبم از شنیدن این حرفا به درد می اومد و احساس بدی بهم دست می داد
چند شب پیش، قبل از خواب کلی با خدا حرف زدم.
گفتم : خدایا ، خوب من اینهمه ساله که دارم به زعم خودم ، رو خودم کار می کنم ولی واقعا اون نتیجه ای که می خواستم و نگرفتم!
تو به من بگو من باید چیکار کنم؟ ترمز من کجاست؟ کدوم باوره که نمیذاره من رشد کنم؟
با این حرفا و فکرا خوابیدم
وقتی صبح بیدار شدم و این فایل رو روی سایت دیدم انگار یه حسی بهم گفت همین حالا گوشش کن و همینطور که داشتم صبحانه آماده می کردم ، گوش میدادم
از دقیقه ۸ به بعد که استاد گفتن از اینجا به بعدشو خوب گوش کن ، انگار خدا بهم گفت: خووووووب گوش کن که می خوام سوالای دیشبتو بهت جواب بدم!
استاد تمام لحظه هایی که شما حرف زدی من اشک ریختم!
تازه فهمیدم ، من موفق بودم ، من خیلی چیزا تو این سالها به دست آوردم که اصلا به چشمم نمیومد
من همون ریحانه ۵ سال پیش نیستم! من خیلی تغییر کردم ، شاید هنوز مسئله مالی و یا عاطفی ام اونجور که دلم می خواسته پیش نرفته که البته به خاطر باورای خودمه ، اما من هرچقدر وقت گذاشتم برای تغییر خودم ، برای تغییر باورام و بالا بردن کیفیت خودم و زندگیم ، به همون نسبت رشد کردم.
نشستم و بعد از فایل گفتم ریحانه ،به یاد بیار تغییرات این چند سالت رو!
چون یادت رفته تغییراتی که تو این سالها کردی!
یادت رفته با ظاهر خودت مشکل داشتی ، تو عکسایی که ازت می گرفتن نمی خندیدی ، پیرهن و دامن نمی پوشیدی ، چون فکر می کردی پاهای زیبایی نداری، ولی الان راحت تو عکسات می خندی و اجازه میدی دندونای خرگوشیت لبخندت رو زیباتر کنه
الان پیرهن و دامن می پوشی و قربون صدقه پاهای خودت می ری!
یادت رفته تو مهمونیای دخترونه هم بزور می رفتی و نگران این بودی لباسم تکراری نباشه ، الان تو مهمونیای مختلط می ری و حتی با جنس مخالف خودت می رقصی و با لباس تکراری هم می ری و مهم نیس دیگران چی راجع بهت می گن!
یادت رفته از اینکه بگی آشپزیم خوبه همیشه خجالت می کشیدی و اونو کسر شأن خودت می دونستی ولی با افتخار به همکارات گفتی من آشپزیم خوبه و مدتی با آشپزی کردن برای همکارات کسب درآمد کردی و تازه چقدر غذارو که تا حالا درست نکرده بودی ، درست کردی و همه با به به و چه چه خوردن و گفتن انگار یه آشپز با تجربه این غذاهارو درست کرده.
یادت رفته چقدر از خودگذشتگی می کردی برای خانوادت ، دل می سوزوندی ، هر فداکاری می کردی که به اونا خوش بگذره ، هر کاری می کردی که حال اونا خوب بشه و خودتو نادیده می گرفتی ، اما الان خودت مهم تری برای خودت ، اگه حوصله نداشته باشی ، اگه کار داشته باشی ، شرایطت جور نباشه بزور نمی ری خانوادت رو ببینی که اونا دلخور نشن!
یادت رفته تویی که تنهایی جایی نمی رفتی ، نه خرید ، نه رستوران یا کافی شاپ و نه مسافرت ، خیلی وقتا تنها رفتی برای خودت خرید کردی ، خیلی وقتا تنهایی خودتو به یه رستوران یا کافی شاپ دعوت کردی و تازه بدون پول، بدون اینکه زبون بلد باشی ، بدون اینکه فرش قرمزی برات پهن کرده باشن ، پاشدی یهو رفتی ترکیه و خودتو به چالش کشیدی و چهارسال اونجا زندگی کردی ، کار کردی ، استقلال رو تجربه کردی ، پس جسارت داشتی!
یادت رفته وقتی یه اتفاقی میافتاد یه ماه حالت بد بود اما الان می شینی با خودت صحبت می کنی ، تمرکزتو از اون مشکل بر میداری و نهایت نهایت یه روز حالت گرفته باشه ولی خیلی سریع حال خودتو خوب می کنی!
یادت رفته اوایل، تمیز کردن خونه برات عذاب بود اما از مریم جون یاد گرفتی همه کاری و با اشتیاق انجام بدی و حالا از تمیز کردن خونه لحظه به لحظه لذت می بری!
توییکه برای هر چیزی پول میدادی تا کسی چیزی بهت یاد بده ، الان با جستجو تو اینترنت که از استاد یادش گرفتی ، کلی کارا می کنی که خودتم باورت نمیشه ، حتی تعمیر لوازم خونه!
یادت رفته توییکه وزنت بالا بود و هر چی رژیم می گرفتی نمیومد پایین ، الان با تغییر باورات ، با نوشتن اهرم رنج و لذت وزنت خود به خود پایین اومده و هر روز خوش تیپ تر می شی
یادت رفته موهاتو کوتاه نمی کردی چون حس می کردی ، زن با موی کوتاه زنانگی نداره و الان چهارساله با موهای کوتاه خودت عشق می کنی!
یادت رفته که روابطت خیلی بهتر شده ، آدما دیگه به خودت می گن که فلان مسافرت ، فلان مهمونی ، تو نباشی حال نمیده ، با اشتیاق دعوتم می کنن تو جمعهاشون و می خوان تو عکساشون حتما کنار من باشن!
یادت رفته با تغییر رفتارت ، رفتار پدرت که خیلی خشک و متعصب بود چقدر باهات تغییر کرده و چقدر مهربونتره ، چقدر دوست داشتنش رو ابراز می کنه و توییکه همیشه شاکی بودی از نبودن پدرت از بچگی در کنارت ، الان روزی هزاربار خدارو شکر می کنی برای همین پدر که اگر حمایتت می کرد شاید هیچ وقت به این مسیر نمیومدی.
انقدر چیزا یادم اومد که اگر بخوام بنویسم چندین صفحه می شه ، فقط نوشتم که بگم
ما همیشه خودمونو دست کم می گیریم و موفقیت رو مقصد می دونیم،
اما موفقیت واقعی ، کنترل ذهن و تمرکز بر زیباییها و دیدن زیباییهای مسیریه که داریم می ریم!
موفقیت ، یه روندیه که باید قدم به قدم با عمل به آگاهیها و طی کردن تکاملمون اتفاق بیافته
بعد این فایل خیلی خیلی آروم شدم ، انگار قلبم باز شد و از اون روز به خودم می گم ، ریحانه تو موفقی و اگر هر روز موفقیت هاتو به یاد بیاری و ذهنتو کنترل کنی موفقیتهات بیشتر و بیشتر میشه.
استاد ازتون ممنونم و سپاسگزار خدای خودمم که شش ساله منو به این مسیر زیبای هدایت از طریق یکی از بنده های موحدش کشونده.
تصمیم گرفتم بیشتر به یاد بیارم و بیشتر بنویسم اینجا تا دیگه از یاد نبرم و نتایج مالی و عاطفی هم در زندگیم بیشتر نمود پیدا کنه!
دوستتون دارم!
سلام ریحانه جان ممنون که از تغیراتت نوشتی خیلی درس داشت برام
سلام عزیز دلم ، خدارو شکر که این کامنت باعث ایجاد احساس خوب شده در تو
موفق باشی دوست خوبم
◼ثروتمندان خدا و فقرای شیطان ◼
یهودی ها ، خواستن به اصطلاح مسلمونا فقیر نگه دارند ، و خرافات عذاب قبر و بهشت و جهنم و شخصیت های توهمی ساختند و لغت عربی ساختمد ، بر خلاف لسان عربی در قران برای ما که که به قرآن ضربه بزنند ، و قران معانیش تخریب کردند ، چون نتونستند تحریف کنند ، فقط معانی اش تحریف کردند ، که مردم ، ذلیل و مشرک و فقیر نگه داردن ، چون همه بدی های پشت فقر شیطان…. وفتی قران معانی کلماتش اش تحریف می کنند تو می خوای تاریخ و روایات تحریف نشه !!! همه شخصیت ها روایات توهمی اند وجود خارجی ندارند ، حتی خلیف های مسلمونات توهمی اند ، حالا کار نداریم ما به این چرت و هرت های یهود و کسانی که پشت این دروغ و افسانه ها بودند
بریم سراغ قرآن که همه دروغ ها را هر روز داره فاش میکنه…
————————
ٱلشَّیۡطَـٰنُ یَعِدُکُمُ ٱلۡفَقۡرَ وَیَأۡمُرُکُم بِٱلۡفَحۡشَاۤءِۖ وَٱللَّهُ یَعِدُکُم مَّغۡفِرَهࣰ مِّنۡهُ وَفَضۡلࣰاۗ وَٱللَّهُ وَ ٰسِعٌ عَلِیمࣱ
{بقره، 268}
ٱلشَّیۡطَـٰنُ یَعِدُکُمُ ٱلۡفَقۡرَ……… .!!!!
▪شیطان فقیره……راهش فقره………طرفدارانش فقرا هستند!!!
▪وَٱللَّهُ یَعِدُکُم مَّغۡفِرَهࣰ مِّنۡهُ وَفَضۡلࣰاۗ………!!!
▪وخدا می خواهد شما را ثروتمند کند !!!!
اگه به بچه مهد کودک بگم ، شیطان فقیره تو قرآن ، خدا هم ثروتمنده ، برای اینکه نزد خدا محبوب تر و عزیزتر بشی باید فقیر یا ثروتمند بشی ، می خندند معلومه دیگه ثروتمند بشیم که مثل خدا بشیم!!!!
▪أَنَّ ٱللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ
{بقره 267}
تازه تو کل قرآن خدا گفته من ثروتمند م (بی نیازم ! )
▪از کجا به ما گفتن فقرا بهشتی اند ، در صورتی که طرفداران شیطان فقرا قرآن گفته !!!
اینم بخاطر اون شخصیت های توهمی که در طول تاریخ ما را الکو گذاشتیم برای خودمون و در اصل وجود ندارند
چون ما هیچ وقت قرآن نخواندیم و فقط گوش کردیم از بقیه افسانه های ساختگی
میدونید از کجا این داستان آب خورده
خدا تو قرآن به ثروتمندانش گفته پول بدید به فقرای شیطان ،
وَإِذَا قِیلَ لَهُمۡ أَنفِقُوا۟ مِمَّا رَزَقَکُمُ ٱللَّهُ قَالَ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ لِلَّذِینَ ءَامَنُوۤا۟ أَنُطۡعِمُ مَن لَّوۡ یَشَاۤءُ ٱللَّهُ أَطۡعَمَهُۥۤ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِی ضَلَـٰلࣲ مُّبِینࣲ
{یس 47}
تو قرآن خدا به ثروتمندانش گفته پول بدید ، به فقرای شیطان که فقیر نشید و شیطان گولتون بزنه ببرتون تو صفش ، ذهن تحلیلی فکر کرده که خدا داره از فقرای شیطان طرفداری میکنه ، چون گفته ثروتمندان کمی از پولشون بدن به فقرای شیطان ، همه مردم فکر کردن اگه خدا اینو گفته پس حتما خدا فقرای شیطان را دوست داره و ثروتمندان دوست نداره ، ببینید بی عقلی
در صورتی که خدا میخاسته پول بدی که تو فقیر نشی شیطان بکشونتت سمتش و شرک بورزی
قبلا ما اینو نمیدونستیم ، حتی همین حالا هم 99%مردم اینو نمیدونن که با بخشش پول به کسی که پایین تر از خودشان ثروتمند میشن ، چون از نظر منطقی باید کم بشه ولی ذهن ناخوداگاه برعکس بیرون عمل میکنه ، چون قران همش با ذهن درون حرف میزنه ، سالیان که ما فکر میکردیم که قرآن چرا همش زوری حرف میزنه ، که پول ببخشید ، ما این همه به زور جمع کردیمش نمیشه که بریم بدیمش ،
نمیدونستیم که با همین کارمون داریم خودمون فقیر و نیازمند میکنیم ، چون وقتی چیزی جمع میشه هر روز میشماریش و حس ترس بهت دست میده و کم کم از دست میدی
خلاصه اینجا خدا می خواسته ما ثروتمند بشیم ، چون فقرا دوستان شیطانو در آخر جهنمی اند با شیطان
▪دلیل دوم اینکه ما تو محلمون یا خانواده ، ادمای فقیر را به عنوان پولدار فکر میکردیم و این الگو باعث شده کهباور کنیم که این بدبختا پولدارن
مثلا کسی تو محلمون یا خانواده می بینیم یه ماشین ایرانی بهتراز ما داره یا خونه یه ذره قشنگتر داره ، ما فکر میکردیم که این ثروتمنده در صورتی که این بدبخت نسبت به ما یه ذره وضعش خوبه ولی هنوز فقیره ، چون هنوز زور میزنه ، مریضه ، نمیتونه بخوابه ، بچه هاش نمیتونه ببینه ، دزدی میکنه… همه اینها صفات فقرا هستن
کسی که ثروتمند واقعی هست ،
ربا ، دزدی ، حسد ، طمع ، شرک ، مریضی ، ترس ، نداره
همه ما در طول زندگی مون ادمای بدبخت فقیر به عنوان الگو گذاشتیم تو ذهنمون ولی حالا فهمیدیم که اونا اصلا بوی از ثروت نداشتن ولی همینا باعث شدن که باورهای مخرب ثروت را جمع کنیم تو ذخنمون و نتونیم پیشرفت کنیم ، همین زباله های این بدبخت جمع شده تو ذهنمون
ثروتمند واقعی دزدی نمیکنه چون بی نیازه ، طمع ن ، حسد ن ، دروغ نمیگه ، فقرای شیطان این کار می کنند ، مشکل شما هر کی دیدید یه ذره وضعش خوبه فکر کردید این ثروتمنده ، و این اشتباهه پس دقت کنید که کی الگو میگذارین برای خودتون چون کلی باورها تو الگو ها یکجا جمع میشه تو ذهنمون
پس برای رسیدت به ثروت عجله نکنید چون کلی زباله هشت تو ذهنمون ، مثل سلامتی و روابط نیست ، برای همین ذهن شدت زورش نسبت به ثروت خیلی بالاتر از خواسته های روابط و سلامتی و خیلی سریع و راحت میشه به روابط و سلامتی رسید ، ولی ثروت یه زور دیر میرسید
سلام
یه موضوعی که دارم بهش فکر میکنم اینه که خیلیا هستن میخوان با این حرفا مخالفت کنن با قانون جذب و ارتعاش موافق نیستن و سعی دارن بقیه رو متقاعد کنن که مسیرشون اشتباهه.
اما این قوانین برای من کلییی زیبایی و حس خوب و رشد و تکامل و موفقیت و تغییر شخصیت به همراه داشته پس من کاری به نظرات و حرفهای اونا ندارم😌
مهم منم که روز به روز دارم به درک بهتر و بالاتری از قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند میرسم😍😍 و این منم که با قلبم درک میکنم چه مسیری درسته .
نکته مهم اینه که من با بودنم توی این مسیر :
✅ توحید
✅ توکل
✅ ایمان
✅ درک موضوع تکامل
✅ شکرگزاری
✅ آرامش
✅ نحوه کنترل ذهن
✅ نحوه کنترل واکنشهای هیجانی
✅ کنترل کانون توجه
✅ کار کردن روی خودم و باورام
✅ بخشش
✅ حسادت نکردن
✅ قضاوت نکردن
✅ از دیگران توقع نداشتن
✅ روی دیگران حساب نکردن
✅ فقط و فقط روی خدا حساب کردن
✅ عشق و محبت
✅ عزت نفس
✅ پا روی ترسها گذاشتن و شجاع بودن
✅ شخصیت قوی داشتن
✅ تمرکز روی نکات مثبت
✅ اهمیت تجسم
✅ درک بیشتر از قرآن
✅ تفکر و استفاده از قدرت تعقل
✅ سبک زندگی شخصی داشتن
✅ از تنهایی لذت بردن
✅ رفتار و باورهای درست برای داشتن روابط عالی
✅ ارزش کمک به دیگران که در اصل کمک به خودمونه
✅ تلاش برای گسترش جهان با دنبال کردن علاقمون
✅ وابسته نبودن
✅ توانایی تغییر احساسات و تغییر فرکانس در لحظه
✅ درک قانون احساس خوب=اتفاقات خوب
✅ الهامات خداوند
✅ هدایت خداوند
✅ مفهوم تسلیم خداوند بودن در مسیر زندگی
✅دستان خداوند را باز گذاشتن برای هدایتهایش
✅ اهمیت احساس لیاقت و ارزشمندی
✅ پذیرش خود و در صلح بودن یا خود
✅ قانون برانگیختگی در روابط
✅ هدفگذاری درست
و …..
همه اینا رو یاد گرفتم و درکشون کردمممم.
ارزش اینا چقدرررره؟
آیا واقعا میشه روی این همه آگاهی و این همه یادگیری و تکامل قیمت گذاشت ؟
اسم اینا چیه؟
اینا ینی چی؟
همه ایناااا موفقیته و ارزشش به مراتب بیشتر از موفقیت مالیه.
من یه آدم دیگهای شدم.
به خدا فایلهای رایگان استاد تفاوت آنچنانی با دورههاشون ندارن و توی همه فایلها قانون خیلی عاااالی گفته میشه.
برام جالبه که توی هر دو تا فایل رایگان «اصول اساسی خلق رویاها» استاد تمام اون مباحثی که در دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها گفته شده رو میگن و من خیلی خوشم اومد از این که ایشون به خودشون نگفتن ، من نگم این مباحث رو و بچههای سایت رو کنجکاو کنم که ترغیب بشن محصولات رو بخرن. این نوع تفکر متعلق به یه ذهن فقیر با باورهای محدودکنندهس.
استاد خیلی خوب میدونن که باورهاشون داره اتفاقات رو رقم میزنه و این چیزا و نگفتن یه سری آگاهیها ربطی به افزایش فروش محصولات یا کم شدن فروش نداره.
واقعا من از بودن در این سایت و دنبال کردن فایلهای رایگان و هم چنین دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها انسانیت رو یاد گرفتم و خدا رو صد هزار مرتبه شکر میکنم.
من همین الان هم یه انسان ثروتمندم 😊😍
چه ثروتی بالاتر از اینکه من انسان توحیدی تری شدم
چه ثروتی بهتر و بالاتر از وجود و حضور پررنگ خدا تو زندگیم
چه ثروتی بهتر از آرامش و ایمان و توکلم
چه ثروتی بهتر از این ذهنی که تربیتش کردم تا نکات مثبت آدمها ، زندگی ، شرایط و … رو ببینه.
چه ثروتی بهتر از این همه تغییر توی شخصیتم.
از لحاظ مالی هم پیشرفت کردم و خدا رو از این بابت شکر میکنم و میدونم که این مسیر درسته و به قول استاد این ایمان و باورهای ماست که ثروت رو وارد زندگیمون میکنه.
ثروت هم میاد و من باید یاد بگیرم از مسیر لذت ببرم.
خدا رو شکر میکنم که این کامنت رو نوشتم و خیلی احساسم با نوشتن این کامنت خوب شد.
بی نهایت از استاد عزیزم و خانم شایسته ممنووونم🥰♥️
سلام به استاد عزیزم و همه عزیزان دل
میخواستم بیام در مورد نکته های فایل بنویسم که الهام شد اینطوری نکته هارو بگم
استاد منم سال چهارم دبستان زمانی که اولین بار دستم به توپ بسکتبال خورد مسیری توی زندگیم باز شد که واقعا شبیه مسیر شما توی سال 87.
من عاشق بسکتبال نبودم و اصلا نمیدونستم این رشته چیه وقتی خیلی هدایتی وارد مسیرش شدم از همون اول برام جذاب و لذت بخش بود. اینقدر داشتم ازش لذت میبردم که پیشرفتم خیلی سریع بود.
مربی بسکتبالم توی مدرسه من رو انتخاب کرد و اولین تمریناتم توی زمین مدرسه بود با بچه ها، اوایل فقط الکی بازی میکردیم ولی بعدش طبق اصول رفتیم جلو و این جلو رفتن و پیشرفتهای خیلییییییییی کوچیک بهم واقعاااااا لذت میداد، یعنی اینکه میتونستم توپ زمین بزنم به صورت متوالی و روی توپ زمین زدم تسلط داشته باشم همین برام کلی پیشرفت بود، اینکه میتونستم در حال حرکت راه برم و توپ زمین بزنم و هر از گاهی به توپ زمین زدن نگاه نکنم این برام کلییییی پیشرفت بود، اینکه میتونستم اصول شوت زدن یاد بگیرم و توپ پرت کنم که حداقل به لبه های حلقه بخوره این برام کلی پیشرفت و لذت بود.
همین پیشرفت های کوچیک اینقدر لذت بهم میداد که سرعت یادگیریم و پیشرفتم خیلی سریع بود طوری که برای مسابقات مدرسه انتخاب شدم و جالبتر اینکه توی مسابقات مدرسه بهترین بازیکن شدم. بعدش برای تمرینات مسابقات شهرستان انتخاب شدم یعنی اینقدرررر خوشحال بودم که میتونستم برم توی سطح بالاتری تمرین کنم و البته اینکه انتخاب شدم بهم کلی انگیزه و شور و شوق و اعتماد به نفس به معنای واقعی میداد.
حالا تمرینات شهرستان بود و چون اعتماد به نفسم رفته بود بالا دلم میخواست بهتر بشم، از چیزی که هستم بهتر بشم و نکته جالبش اینجاست که مربی من مخصوصا به من که میدید چقدر ذوق و شوق دارم اصول بسکتبال قدم به قدم بهم میگفت و منم قدم به قدم عملی میکردم به تسلط میرسیدم و بعدش میرفتیم سراغ تکنیک بعدی یعنی من خیلی خیلی تکاملی اصول و تکنیکهای فردی بسکتبال یاد گرفتم و اینقدر احساسم خوب بود که تکاملم خیلی سرعت داشت.
کم کم داشتم از بچه ها خیلی بهتر میشدم و یه جورایی بازیکن حرفه ایی تیم که بقیه روش جور دیگه ایی حساب باز میکردن بعدش من شدم بازیکن فیکس تیم و تاااااااازه من تنها فردی بودم توی تیم که کلاس چهارم بودم و بقیه کلاس پنجم.
مسابقات شروع شد و توی خراسان رضوی اول شدیم که خیلی لذت خوبی بود اما بیشترین لذت واقعاااااااااااااااااا لذتی بود که اون 10 روز با دوستام داشتم، شوخی هایی که میکردیم، بازیهایی که میکردیم، غذاهایی که میخوردیم، حرفایی که میزدیم، اذیت هایی که میکردیم :))) نوبتی اتاق و قابلمه غذا رو میشستیم و تمیز میکردیم اصلاااااااااا این پروسه با مسابقاتش و برنده شدنش برام عالی بود و بعدش برای بازی های کشوری انتخاب شدم یعنی بازی هایی که بین استانها بود توی سطح کشور.
اون پروسه هم خیلی زیبا بود، دوستای جدید پیدا کردم، وارد محیط جدیدی شدم، تمریناتمون توی مشهد بود، دوری از خانواده بود که البته من مشکلی نداشتم چون از بچگی توی تهران که بودیم خودم بدون سرویس میرفتم مدرسه، اصلا یه سبک جدیدی از زندگی برام بود با کلی اتفاقات قشنگ دیگه. و جالب اینکه اینقدررررررر عشق بسکتبال درونم بود و اون شوق و ذوقی که میگین شعله میکشید دوباره من کلی پیشرفت کردم توی تمرینات سطح کشوری مخصوصا اینکه بچه های خیلی قوی بودن از نظر تکنیکی و من ازشون کلی یادمیگرفتم و کلی پیشرفت و توی تمرینات هم جزو بهترینها شدم بدون اینکه اصلااااااااااااااااا من بخوام بهترین باشم نسبت به بقیه یا اصلاااا برام مهم نبود که بقیه دارن چیگار میکنن، کی میخواد رقابت کنه، اصلاااااا هیچی برام مهم نبود این مهم نبودن به این دلیل بود که اینقدررررررررر با خودم و احساسم و بسکتبال بازی کردم لذذذذذذت میبردم که واقعا ذهنم نمیرفت روی اینکه بقیه دارن چیگار میکنن یا اینکه اگه اول بشیم چیکار کنم چی جایزه میدن اصلااااااا اینا نبود توی ذهنم، من حتی بازیکنان بسکتبال NBA مثل مایکل جردن بخدا تا سوم راهنمایی نمیشناختم کیه::)) اینقدر که لذت میبردم از مسیرم. خب بعدش رفتیم مسابقات کشوری و منم مجدد بازیکن فیکس تیم بودم و تیم خراسان رضوی توی ایران اول شد، من بهترین بازیکن شدم، بهمون سکه دادن، روزنامه باهام مصاحبه کرد ولی بخداااااااا من اصلا به این چیزا فکر نمیکردم. نه اینکه نخوامااااااا اصلا اینقدر غرق لذت این مسیر بودم که ذهنم نمیرفت روی این چیزا.
و حالا استاد نکته ش اینجاست که میخواستم بگم من همه این پروسه رو توی کمتر از یکسال گذروندم با این همه پیشرفت و موفقیت و عناوینی که بدست امد. همه اینا توی کمتر از یک سال بود یه جورایی نزدیک 10 ماه و همه عمل کردن به قوانینم واقعا ناخودآگاه بود که خودتون گفته بودین همه اینا توی وجودمون هست فقط بخاطر باورهای محدودی که ایجاد شده یادمون رفته.
حتی استاد من یادمه بخدااا کفش نداشتم یعنی یه کفش خیلی خیلی معمولی که با اون همههه جااااا میرفتم منظورم تمرینات و مسابقات و توی خیابون و …… یک توپی داشتم بدترین جنس توپ که یک سمت توپ زده بود بیرون من اینو میزدم زمین و رروی اون قسمت فرود میومد زاویه میگرفت به یک سمت دیگه میرفت. یا من اصلا لباس مخصوص بسکتبال نداشتم یا زمین مخصوص بسکتبال یا مربی خیلی حرفه ایی البته مربی اولیم واقعا عالی بود اما در سطح پایه و من خودم یعنی خداوند منو هدایت میکرد و چنااااااااااان با شور و شوق و ذوقی توی حیاط خونه مون بسکتبال تمرین میکردم اینقدرررررررر با کمترین امکانات حتی حلقه بسکتبال هم نداشتم ولی یه حلقه مربعی شکلی ساخته بودم و اینقدر با لذت تمرین میکردم که اصلااااااااااااا این کمبودهارو احساس نمیکردم چون داشتم فقط لذت میبردم و بعدش که میرفتم مسابقات بهترین بازیکن میشدم یا برای باشگاههای مشهد انتخاب میشدم وقتی یه تست کلی از 100 نفر بازیکن میگرفتن من نفر اول میشدم حالا نکته ش اینجاست که دقیقا بچه های مشهد هرچی رو که من نداشتم اونا داشتن
یعنی بهترین مربی، بهترین کفش، بهترین لباس، بهترین توپ، بهترین زمین بازی ولی مثل من نبودن و همیشه از من میپرسیدن چیکار میکنی اینقدر خوب پیشرفت میکنی و منم میگفتم تمرین میکنم ولی نکته ش اینجا بود که خداایی خیلی خودم رو باور داشتم و اعتماد به نفسمم خیلی رفته بود بالا و به صورت ناخودآکاه خیلیییییییییی موفقیتهام و پیشرفتهام رو تایید و تو ذهنم تکرار میکردم و اصلا برام یه چیز معمولی نبود اتفاقا میگفتم چقدر خوب تونستم این پیشرفت بکنم برعکس خیلیها که پیشرفتهای کوچیکشون براشون ارزشی نداشت.
و نکته اخر همه هم دوست داشتن با من دوست باشن و جالبه اینقدررررر استاد با خودم یکی بودم اصلا کاری به مثلا کلاس گذاشتن یا فخر فروختن یا اینکه غرور بگیره اصلااااا این چیزا نبود چون بخدا قسم چنااان غرق لذت بردن از بسکتبال بودم که اصلا نه وقت میکردم نه ذهنم میرفت سمت این چیزا….
الان که بزرگ شدم و این قضایا برای سال چهارم ابتدایی تا سوم دبیرستان بود به من یه چیزی رو خیلی خوب میگه یعنی درس خیلی مهمی میده
اونم اینه که اگه الان اونطوری نیستی بیا کار کن مثل اون زمان خالص شو، باورهای قدرتمند و توحیدت رو بساز و قوی کن و فقط از زندگی و این پروسه لذت ببر بقیه چیزا خودشون طبیعی میان دنبالم و من نیاز نیست دنبالشون باشم
دقیقا االان توی قلبم یه عشقی ایجاد شده، یه خودباوری خیلی قوی که نمیتونم وصفش کنم
اون زمان بسکتبال بود الان برنامه نویسی هیچ فرقی ندارن فقط باید قوانین مثل اون زمان عملی کنم ولی ایندفعه تلاش بیشتری میخواد چون از اصل خودم دور شدم و باورهای محدود کننده ریشه دارن اما جای نگرانی نداره اصلا جای هیچی نداره چون همینقدر که کار کردم و این همه نتایج خلق کردم تا الان توی زندگیم از لحاظ مالی بگیر تا آرامش و سلامتی و موفقیت بازم میتونم و بازم میتونم مثل اون زمانم باشم الان که دیگه اگاهانه به درک قوانین و روند زندگی رسیدم.
واقعاااااااا استاد خیلی ممنونم ازت بخاطر همچین فایلی چون برای من یکی که خیلی درکها داشت و یادآوری عالی بود از گذشته م و تصمیمیاتی ایجاد شد که میخوام بنویسموشون و عملیشون کنم
خیلییییییییی دوستون دارم
همیشششششه شاد و سلامت و سعادتمند و ثروتمند در ارامش خداوند باشیم.
مهرداد مرادی نظیف 8 آبان 1399
با سلام به همه همه بچه ها و استاد عباسمنش بزرگ
واقعا عالی بود این فایل و درسهای زیادی داشت
من چند روز گذشته با یک مشکل در سلامتی مواجه شدم
و چند روزی دنبال باور منفی تو ذهنم میگشتم که باعث بیماری جسمی شده بود
و بالاخره دلیل بیماری خودم را پیدا کردم و چندتا نشونه هم درست بودن دلیل بیماری ام را تایید کردن که یکی از نشونه ها ; همین فایل بود
من تو مسیر پیشرفت و موفقیت . با کمی استرس و عجله پیش میرفتم و این استرس باعث بیماری در 2 ماه گذشته برای من شده بود و باور داشتم که موفق شدن سخته وباید خیلی تلاش کنم تا موفق بشم .
این باور و این استرس باعث شد تا 2ماه پیاپی من در روزهای پایانی ماه بیمار بشم . درحالیکه ظاهرا و به خیال خودم در این 2ماه اخیر من شدیدتر داشتم پیشرفت میکردم ولی تکرار این تضاد در سلامتی در 2ماه پیاپی باعث شد تا بشینم و فکر کنم و ایراد کار را پیدا کنم
و فهمیدم که باورها با حرف خیلی فرق دارن و من به گمان خودم باور داشتم که موفق شدن و ثروتمندشدن راحته ولی وقتی دقیق شدم روی احساساتم در این 2ماه گذشته . فهمیدم که احساسم خوب نبوده و حتی موقعیکه فایلها را گوش میدادم با استرس و عجله گوش میدادم که سریع موفق بشم. ولی فهمیدم که نه . باید ازمسیر موفقیت لذت برد و با احساس خوب و عالی به موفقیت رسید و این فایل هم مهر تاییدی بود بر این باور که :
مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصد آن
و موفق شدن راحت و آسونه
پول در آوردن راحتترین کار دنیاست
ثروتمندشدن طبیعیه
به شرطیکه اجازه بدیم خدا کارها را انجام بده
و نشانه اجازه دادن به خدا هم . احساس خوب در هر لحظه است
با تشکر از استاد عباسمنش و خانم شایسته
زمانیکه من فایل سمینار قدیمی شما رو دیدم واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم و گفتم با اون شرایط چند ماه قبلتون چه کار بسیار بسیار بزرگی انجام دادید. واقعا جای تحسین داره. متاسفانه خیلی از افراد دارن راه رو اشتباه میرن و فکر میکنند تمام هستی در ثروت خلاصه میشه و این با آموزه های کلی شما بسیار متفاوت است. به نظرم ثروت خیلییی مهمه ولی نه اینکه صرفا به ثروت محض توجه کنیم. بنظرم سخنرانی در جمع کثیر و برگزاری سمینار و دوره در اوایل کار و با اون شرایط قبلی شما، نشاندهنده بلوغ فکری، رشد شخصی و پیشرفت و شجاعتتان در دنبال کردن خواسته ها و انجام رسالت زندگیتان بوده است که باید همواره بدان افتخار کنید و من بعنوان عضوی کوچک از این گروه از صمیم قلب به شما تبریک میگم و قدردان فایل های ارزشمندتون جهت بهبود و ارتقاء زندگیم و رشدشخصیم هستم.
به نام مهربان ترین
روز ۳۰ام سفر
با سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربانم و دوستان ارزشمندم
روز ۳۰ام سفر و چقدر زیبا ذهنم از هر گونه عامل بیرونی برای شاد بودن ،موفق شدن ،ثروتمند شدن ،روابط عالی داشتن و هر خواسته ی دیگه ای که باشه مهم نیست ،پاک پاک شد. تنها عامل رسیدن داشتن باور درسته چیزی که در تمام فایل ها روش تاکید شد .
هر موضوعی که در زندگیم باشه مهم نیست خاص هم باشه فرقی نداره منم که با باورهام ساختم .
هر فایلی که گوش کردم از هدایتی که شدم سپاسگزارتر و شاکر تر شدم که استادی دارم به تمام معنا عملگرا و فوق العاده توحیدی ،توحیدی تر از هر آدمی که ادعا داشت ،اما عملی توحیدی نه .پس باید گفت منتظر هدایت خدا بودن یعنی بهترین نتیجه رو گرفتن.من بهترین استاد رو دارم چون بهش هدایت شدم .
چقدر زیبا همه چیز میشه ذهن.
استاد چقدر عالی به جای اینکه مثل خیلی های دیگه که دکان باز میکنند از نیاز مردم، میگین نباید قرض کنید و دوره ها رو بخرید بلکه نداشتن پول کافی برای خرید دوره رو نشونه ای میدونید از اینکه هنوز تکاملمون طی نشده . چقدر استاد عالی هستی و هر بار به تو اعتقاد بیشتری پیدا میکنم .
همون حرفی که قبلا زدید که موفقیت هر کس در هر کاری نه پارتی بازی ،نه موقعیت خانوادگی ،سرمایه اولیه و یا هر دلیلی که ذهن منطقی براش میاره نیست، بلکه همون اصل همیشگی باورهای درسته .
استاد چقدر ارزشمنده خواستن یک نعمت برای کسی اولویت نباشه اما میشه کمک کنه که دیگران هدایت بشن به مسیر درست. خواست شما استاد عزیزم و انگیزت این شد که ذهن منطقی آدم هایی مثل من رو قانع کنه تا به قول خودتون بگی بخدا راه همینه …این راه جواب میده برای همه چیز جواب میده ،هر چیزی که به دلت بیفته جواب میده ،بخدا جواب میده .
این دوره ۳۰ روزه پایه ی اصلی رو در وجودم کاشت که باور مهمترین عمله برای رسیدن به خواسته ها .و دوم اعتقاد کامل به شما استاد عزیز.
خدای مهربانم در این لحظه مسئولیت تمام آنچه که در زندگیم دارم را میپذیرم و هیچ کس و هیچ عامل بیرون از خودم را مقصر در کمبود ها ،نارضایتی ها و مشکلاتم نمیدانم .و برای آنچه که تا کنون خلق کردم بخشش تو را خواهانم و از تو سپاس گذارم که مرا به بهترین راه و زیباترین و سریع ترین راه برای جبران اش هدایتم کردی .دوستت دارم .
استاد عزیزم متشکرم ،خانم شایسته عزیز متشکرم .دوستان ارزشمندم متشکرم .
دوستتون دارم .
سلام به استاد عباس منش
استاد زندگی من با بعضی از فایل ها شدیدا عجین هستش مثل فایل توحید عملی شماره ۶ و این فایل
دقیقا این فایل یه تکون اساسی به من داد طوری که فرکانس هایم ۳۶۰ درجه تغییر کردند و به سمت هدفم نشانه گرفتم بیشتر از قبل
آره استاد من خیلی موفقیت در زندگی ام کسب کرده ام از زمان کار کردن روی خودم اما چون از دید دیگران و اینکه همه می گویند این که چیزی نداره خودم را نگاه می کردم خیلی کم احساس رضایت درونی در مورد خودم تجربه می کردم و حتی در ارتباطاتم نیز دچار مشکل می شدم
اینکه من کسی بودم که اگر ۲ میلیون در آمد داشتم ۳ میلیون بدهکاری میدادم و امروز این بدهی به صفر رسیده این برای من موفقیت هستش ولی من متوجه اش نمیشدم
اینکه من که دارو رو مثل نقل می انداختم بالا 😃 و الان سالهاست که هیچ دارویی نمی خورم این موفقیت هستش اما من نمی بینم چرا؟ چون برای بقیه اهمیت نداره و پول مهمه پول اگه پول نداشته باشی که نمیشه من اصلا پول رو هم برای اینکه ارزشم پیش دیگران برود بالا می خوام
اینکه من چند ساله هیچ وسیله ایی رو برای اینکه وسیله دیگری بخرم نفروختم این موفقیت هست ولی من نمی بینم چرا؟😆 آره دیگه چون پول از دید دیگران درش نیست دیگه
اینکه من دقیقا در ماه آبان سال ۹۸ در جایی کار می کردم با شرایط طاقت فرسا و کار یدی سخت و دقیقا با یکسال کار کردن روی خودم الان آبان سال ۹۹ دارم جایی کار می کنم که هیچ شباهتی به جایگاه شغلی من نداره این مهم نیست واقعا
اینکه هر فردی بخواهد در محل کار ما پستی را تصاحب کند باید کلی پروسه اداری و مصاحبه و پارتی بازی و کثیف کاری کند دست و پای این و اون را ببوسد من دیدم که می گم استاد ، اون وقت من بدون انجام دادن این کارها و با لذت و آبرو و عالی پستی رو تصاحب کردم و حال بسیار عالی نیز دارم این موفقیت نیست چون هنوز خونه تریپلکس اونم برای به به و چه چه دیگران نتوانستم بخرم
اینکه من مهاجرت کنم یک شهر دیگه در صورتی که اونجا هیچ کسی رو ندارم و باعث راحتی خودم و خانواده ام باشم این موفقیت نیست چرا؟ چون BMW سری ۷ نتونستم بخرم که همه بگن واوووو این چقدر پولداره
اگر اینها مهم نیستند پس چی مهمه ؟
اگر اینها موفقیت برای من نیستند پس چی موفقیت هستش ؟
تا زمانی که من اینها را نبینم و تحسین نکنم و سپاسگذار خداوند نباشم به موفقیت های دیگه صددرصد دست پیدا نمی کنم
واقعا استاد اینکه یک جوان شهرستانی بیاید تهران در صورتی که میدان ولیعصر تهران رو هم نمی داند کجاست و دوره برگزار می کند این موفقیت نیست چون هنوز اون خونه و اون ماشینه رو هنوز نتونسته داشته باشه
الله و اکبر باید سر گذاشت به کوه ما چکار کردیم با خودمون
واقعا به قول استاد دید ما نسبت به پول چقدر مشکل داره و پول با ما چکار کرده
خدایا شکرت
خیلی بار من سبک شد با آگاهی هایی که در این سایت درک کردم و به من الهام شدند الهی شکرت
واقعا من پول می خوام برای چی؟
آیا من پول می خوام که بیاید و به من ارزش بدهد ؟
این که باز شد یه عامل بیرونی و دوباره شرک
به قول استاد من خودم همینطوری که هستم ارزشمند هستم طلا خودش باارزشه
هر جا و هر شکلی که باشه
من خودم با ارزشم حالا در هر شرایطی که هستم از روح خدا در درون من دمیده شده است و من احسن الخالقین و خلیفه خدا بر روی کره زمین هستم
حالا منتظرم که اون ماشینه اون پوله اون خونه بیاید و به من ارزش بدهد
خب این ارزش اینطوری که می شود همون مدیر اداره مون که روش حساب باز کردم و کردیت و اعتبار پیشرفتم رو به او دادم و اون قدرت پیدا کرد و چنان ریشه من رو زد و با مغز سقوط کردم که به یک هزار تومانی برای خرید نان شب محتاج شدم و هیچ کس هم نبود که به دادم برسد
خدا را شکر که متوجه شدم و امروز توانستم اینو درک کنم و آگاه باشم که از نگاه پول و دیگران به خودم نظاره نکنم
خدایا شکرت
مرسی استاد عالی بود
مرسی مرسی
❤️️❤️️
سلام استاد
شما در لایو 19 از برگزاری دوره های 21 جلسه ای در تهران به عنوان اینکه قانون رو درست درک نکرده اید یاد می کنید و یه عالمه مشکلات برایتان رقم خورده است ولی در این فایل به عنوان یه موفقیت و جسارت ( اینکه چه کسی می تواند همچین کاری کند) در مسیر رشد صحبت می کنید این تناقض چجوری حل میشه ؟
خیلی دنبال ذهنت نرو گمراهت میکنه ،
استاد کلی گفتند که از نظر تکامل نباید زودی میرفت تهران
چون رو خودش فشار آورده
ولی در اون زمان کسی به همچی موفقیتی کسب نکرده
سلام و واقعا سلام ؛ من اون آدمی که روی صن بود درسال۸۷ .او را همون آدم میبینم که هدفش گسترش توحید است هدفش گسترش یکتاپرستی است من آن آدم که درسال ۸۷ جلوی جمع سخنرانی میکند انرژی پرغلیانی درش می بینم که الان هم دارد .من انسانی را دیدم وهزار بار تحسینش کردم که شاید ده ها بار در مسیر افتاد اما تسلیم شرایط نشد میدانست اگرایرادی هست از سمت خودش است نه خدا ودیگران . من این انسان روی صن جلوی دهها نفر را میستایم که از وجودش بدون مبالغه گویی ؛ انرژی وشوق وعشقی می بینم که درتمام فایلها آنرا حس میکنم . من چنین آدمی را می ستایم
من اون خشتک پاره شده را قبول دارم حسش میکنم وبه خودم میگویم باید برای هدفت چنین باشی . من شور وشوق این آدم را در اون سالن درسال ۸۷ ثروت واقعی می بینم . خوب درک میکنم که استاد چه میگویند شور وشوق است عشق است ایمان است توکل است رسیدن به رودخانه خوشبختی است که هیچ پارو نزنی وتسلیم باشی اینها ثروت است . لذت بردن از مسیر ثروت است حال وهوای هدایت ودرک نشانه ها ثروت است . اگر ۱۵ سال یک قرص نخوردی وسالم بودی اون ثروت است نه اینکه پول وثروت نصیبت شود ولی از اون سمت همش هزینه دوا ودکتر کنی . ثروت اینه که در مسیر توحید باشی حالت اوکی باشد هر لحظه بین خودت وخدای خودت احساس شادی داشته باشی احساس رضایت مندی داشته باشی وهر لحظه از خدای خودت تشکر وسپاسگزاری کنی این ثروت واقعی است .
ثروت واقعی برای من این است که در حالی که همه عزراییل دریک قدمی خودشان می بینند ولی من با احساس رضایت میگویم خدایا تو صاحبی واز وقتی که با این خانواده دوست داشتنی آشنا شدم نمیدانم دفترچه درمانیم کجاست . وقتی در مسیر خدا اقتادی ای ایهاالناس ؛ خدا هدایتت میکند میگوید که برای هر مشکلی چکار کنی به جون خدا قسم ؛ رحیم تجربه کرده که میگوید . واز این بابت خدای عزیزم را هزاران بار سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
چون جود ازل بود مرا انشاء کرد /برمن زنخست درس عشق املاء کرد
عشق وعلاقه ودر مسیر بودن است که به شما همه چی میدهد . توحیدی بودن است ک به شما همه چی میدهد .ایمان وعمل است وادامه دادن است که شما را پیروز میدان میکند
خداجونم عزیزم سپاس سپاس ……………………………………………