«موفقیت»‌، مسیر رسیدن به خواسته است‌ نه مقصدِ آن - صفحه 90


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    548MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی «موفقیت»‌، مسیر رسیدن به خواسته است‌ نه مقصدِ آن
    42MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1392 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مسعود مقصودی گفته:
    مدت عضویت: 1785 روز

    سلام و دروود به استاد عزیزم

    مهمترین درس من از این فایل:

    باید حضوری برم و الگوها رو لمس کنم برای تغییر یک باور.

    من کلا مینشینم توی خونه و فکر میکنم که الگوهای ثروتمند و فراوانی رو توی اینترنت پیدا کردن،تاثیر زیادی در باورهام داره،ولی الان فهمیدم تاثیر اینکه حضوری برم و با گوشت و پوست و استخونم فراوانی رو ببینم،تاثیرش بارها و بارها بیشتره و باید از الان به فکر حضوری رفتن و دیدن نعمت ها و لمس کردنشون باشم.

    باید متعهدانه این کار رو انجام بدم از امروز.

    و اینکه باید از این لحظه به بعد،سعی کنم ورودی های مثبت بیشتری در رابطه با فراوانی به خودم بدم،حتی سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا رو از اول ببینم و بیشتر تمرکز کنم روی این موضوع و تا زمانی که نتونم فراوانی رو باور کنم،با زور زدن و بیشتر کار کردن به جایی نمیرسم.

    دوم مردادماه 1403

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    Maryam گفته:
    مدت عضویت: 1559 روز

    به خودت افتخار کن دختر

    نتیجه گرا نباش و از مسیر لذت ببر

    خودت رو یک آدم هیچ نتیجه نگرفته ای نبین!!!!!!!!!!!!!!! موفقیت رسیدن به فلان نقطه نیستا مریم!!!!!!!!!!!

    همین الان باااااااااااید احساس خوشبختی و موفقیت داشته باشی مریم

    موفقیت برات این نباشه که چقدر پول داری مریم موفقیت باید برات این باشه که چقدر داری در مسیر اهدافت پیش میری و حرکت میکنی و ساکن و راکد نیستی

    موفقیت یعنی بهبودگرایی

    بهبود امروزت نسبت به دیروز خودت

    اگر همین قدم های امروزت باعث افتخارت نباشه باعث احساس لیاقتت باعث احساس خوشبختیت نشه هررررررگز به نقاط و مراحل بالاتر نمیرسی مریم!

    معیارت فقط مسائل مالی نباشه مریم

    چقدر این فایل عاااااالی بود…..

    مریم بهت افتخار میکنم دختر کوشای من

    به ایده کار آنلاینت عمل کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    با یاد و نام خدای مهربانم گفته:
    مدت عضویت: 1720 روز

    سلام استاد عزیزم

    چقدر انرژی فوق العاده ای را از این فایلتون گرفتم ،تمام انرژی شما را از این فایل گرفتم و کلا سطح انرژی خودم را خیلی بالا برد

    استاد واقعا از اینکه تا اینکه خودتون به یه نتیجه نرسید در موردش حرف نمی زنید چقدر برای من الگو هستید و چه روش خوبی یادم دادین،از شما متشکرم

    از اینکه مهمترین اصل و اساس را در زندگی باور من شکل می دهد چقدر پذیرش دنیا را برای من راحتتر کرده و چقدر به خودم امیدوار شدم

    بارها شده ناامید و خسته شدم و از سطح کم درآمدم و خیلی چیزای دیگه شاکی بودم ولی وقتی که تونستم این موضوع را به خودم یادآوری کنم که فاطمه همه چیز در زندگی بستگی به باور خودت داره، حتی شب گذشته که من از برخورد یکی از اطرافیانم به شدت ناراحت بودم و یک روز حال من به خاطرش خراب بود ،اخر شب به خودم یادآوری کردم که این برخورد خراب را من خودم عاملش بودم نه اون شخص، حال بد روز قبل من باعث شد که من در مدار رابطه بد با اون شخص قرار بگیرم و اخر شب که این تلنگر را به خودم زدم و کم کم حالمو خوب کردم امروز رابطه خیلی خوب و رضایت بخشی را تجربه کردم و واقعا خداوند را به خاطر این قانون لی نظیرش شکر میکنم و از دست قشنگ خدا استاد عباسمنش عزیزم بی نهایت سپاسگزارم که این آموزشهای بی نظیر زندگی را به من یاد دادند

    برام این نکته خیلی جالب هست که من با تغییر باورم و قرار گرفتن در مدار فراوانی و ثروت بدون اینکه ساعات کارم را زیاد کنم به درآمد بیشتری میرسم، و حتی ممکنه ساعت کارم کمتر بشه و درآمد چندین برابر بشه،من مرتبا باید فراوانی را در دنیا به خودم یادآوری کنم،من این جملات را با خودم تکرار میکنم

    من به خداوند اعتماد دارم

    رب من من آماده و پذیرای دریافت پول و ثروت فراوان ،عشق و روابط عالی در هر لحظه و سلامتی هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    محمدرضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1764 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام ،

    روز 30 ام سفر …

    خداروشکر میکنم که دقیقا یک ماهه که باشما هستم ، چون من از ابتدای ماه شروع کرده بودم و الان 30 ام ماه هم هست .

    من تو همین 30 روز خدا شاهده کلی تغییرات مثبت کردم .

    من خطاب به دوستی که داره این پیام رو میخونه میگم ؛

    دوسته عزیزم در هر شرایطی که هستی ، اگر فقط همین دوره ی رایگان روز شمار تحول که الان 6 فصل هست رو با تعهد از فایل اول گوش بدی و کامنت بنویسی ، گوش بدی و یادداشت کنی موارد روزانه ات رو گوش بدی و واقعا بهش عمل کنی ، بخدا بخدا بخدا همه چییییز تغییر میکنه ، واسه من شد ، بخدا من کار خاصی نکردم شغلم همونه ، خونه و اطرافیانم همونه که اول این روز شمار یعنی 30 روز پیش بود . ولی باور کن همه چیز یجوری الان واسم عوض شده که من باورم نمیشه تو 30 روز این همه اتفاق عالی رخ داد .

    مهمترین دستاورد من از این فصل رسیدن به چند اصل مهم بود :

    1 . رهایی ؛

    من با رسیدن به حالت رهایی که خدا همه چیز دسته تو ، دیدی وقتی بازی کامپیوتری میکنی و یجا گیر میکنی یکی که خیلی ماهر تره کنارت میاد میگی تو واسم ردش کن ؟ این جهان بازیه ، و من بازی رو کامل سپردم به رب خودم ، گفتم تو بجا من بازی کن و دسته ی بازی دسته تو ، من میخوام رها باشم و لذت ببرم و به قول استاد من به علی بی غم شدن رسیدم ، اینشکلی نبودما ، تو همین روزها بهش رسیدم و خدا شاهده احساسم واقعا خیلی خیلی بهتر شد .

    2 . حضور در لحظه ی حال ؛

    من وقتی که بیشتر به خدا توکل کردم گفتم فردا واسه خداس هوامو داره ، دیروزم که خدا اگه اشتباه کردم ببخش منو و پاکش کن و از اونجایی هم خدا غفور هست پس فقط باید اکنون باشم ،

    و در این لحظه هم که هستم شادیه عجیبی بهم دست میده . پس بازم میرسم به احساس خوب .

    این دوتا مورد خیلی زیاد بهم کمک کرد و به من احساس عالی داد در طول روز .

    مشتری هام بهتر و بیشتر شد ، احساسم بهتر شد ، رفتار اطرافیانم خیلی بهتر شده ، خودم رو خیلی زیاد دوست دارم ، نجواهام کمتر شده ، امیدم خیلی زیاد شده . توحیدی تر شدم ، شجاع تر شدم .

    مثلا امروز یکاری باید میکردم که اگه قبلا بود واقعا سختم بود و نجوایی میشدم ، ولی امروز شجاع و با قدم استوار رفتم تو دلش ، اونقد بهم لذت داد این میزان از شجاعتم که حد نداره .

    دوسته عزیزی که این کامنت رو میخونی و الان در شرایط به ظاهر سخت هستی ،

    من اول این روز شمار یعنی روز 1 سفر که الان شده 30 ،

    روز 1 واقعااااا شرایطم سخت بود ، و من به عنوان یک کار عملی این دوره رو شروع کردم ، بجای گرفتن وام ، بجای تماس با فلانی تا مشکلم رو حل کنه ، بجای تغییر شغل و … که بقیه به عنوان کار عملی واسه رفع مشکل انجام میدن ، من اومدم این دوره رو به چشم کار اصلی برای تغییر وضعیت انجام دادم ، چون قبلا انجام داده بودم و ازش نتیجه گرفته بودم . شروع کردم ، الان که به روز 30 رسیدم شرایطم از نظر احساسی و اطرافم قابل مقایسه با روز 1 نیست .

    باور کنید باور کنید تمام کاری که باید بکنید عمل به این آموزه هاست ، بخدا این کار اصلیه همه ی ماست

    بخدا تمام کاری که باید بکنی تا شرایطت تغییر کنه فقط و فقط عمل به همین فایلهاست ،

    این بهترین کاریه که میتونی الان انجام بدی ،

    نجوایی نشو و به خودت نگو ای بابا این که کار خاصی نیس که !!

    بشینم فقط هر روز فایل گوش بدم‌ ؟!!

    اگه مثلا پاشم برم فلان کار خاص فیزیکی رو بکنم اون یه کار خاصه …

    نه ! نذار شیطون گولت بزنه ،

    بخدا گوش دادن و عمل کردن به این فایلها که نشونه اش احساس کمی بهتر از دیروزه ،

    این کار اصلی زندگی است ،

    این فایلها از درس دانشگاهت مهمتره ،

    آقا اگه شده یک هفته مرخصی بگیر ، صب تا شب بشین فقط به این فایلها گوش بده ،

    بنویس و تفکر کن با تمام وجود ،

    گفتم با نشونه و قطب نمای احساس خوب ها

    ( اگر احساست یکم بهتر از روز قبل شد یعنی مسیر درسته ، نه عمل بدون احساس خوب ، عمل بدون احساس کمی بهتر اشتباه و رفع تکلیفی میشه ،

    عملی که احساست داره یواش یواش بهتر میشه منظور من هست ) .

    وقتی این شکلی کار کردی و هفته مرخصی ات تموم شد ، میبینی چقدر همه چیز عالی تر شده .

    من کارم آزاده ،

    اول صب سعی میکنم کارهایی که میتونم رو انجام بدم بعد در ادامه اش فایل استاد رو به چشم یک حرکت شغلی بهش گوش میدم و عمل میکنم .

    این کار داره تاثیر واسم ایجاد میکنه ، داره مشتری هامو بهتر میکنه ، احساسم بهتر میشه .

    از خدای عزیزم بی نهایت سپاسگزارم که منو در هر لحظه هدایت میکنه ؛

    خداروشکر میکنم که فصل 1 رو با این حال عالی تموم کردم .

    امروز یه نشونه ی عالی بهم داد ،

    من به یک قدمی رسیدم ولی خدا امروز نجاتم داد .

    از استاد گلم برای این فایلها با تمام وجودم سپاسگزارم ،

    مریم جان عزیزم ، تو با این روز شمار واقعا زندگیم رو زیباتر کردی ، واسه وقتی که گذاشتی ، واسه این نوشته هات ، واسه این طراحی فایل هر روز ، با تمام وجودم ازت متشکرم .

    دوستان گلی که کامنت گذاشتید ، مشارکت میکنید ، با تمام وجودم از تک تک شما عشقام سپاسگزارم .

    خدا به همه ی ما ثروت و نعمت فراوان اعطا کند .

    با تمام قدرت و با دلی شاد

    پیش به سوی فصل دوم و روز 31 …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    زهرا محمودآبادی گفته:
    مدت عضویت: 1278 روز

    سلام به دوستان عزیزم در سایت عباس منش دات کام مریم جان و استاد عزیز سرتون سلامت

    مثال بارز این ویدئو خود منم ، من چندتا مهارت مختلف یاد گرفتم که البته به هم مرتبط بود ولی خب از اون جهت که استاد میگن تمرکز روی یک‌ موضوع باشه پس مختلفن

    این مهارتها طراحی ، تولید محتوا و تدوین بود البته عکاسی هم بود اما چون دوربین نداشتم روی این یکی تمرکز نکرده بودم

    و سعی میکردم با سیستمی که دارم و گوشیم از طراحی تولید محتوا و تدوین پول دربیارم

    من چندین سال مهارت طراحیو یاد گرفته بودم ولی میتونم بگم درآمدم صفر بود انقدر که کم بود

    کلی باور داشتم که مانع من میشد مثلا خودم رو لایق نمیدونستم که وقتی کاری برای کسی انجام میدادم پول کارم رو بگیرم

    یا به یه نحوی پولم رو نمیدادن

    تا اینکه وارد دوره 12 قدم شدم ‌و روی باورهای مالیم کار کردم و یه روز یه آگهی دیوار دیدم که دنبال طراح و تولیدکننده محتوا بودن پیام دادم و شروع به کار کردم

    شاید کلا کمتر از 3 ساعت وقت گذاشته باشم و 3 میلیون پول درآوردم

    این پول از کل زمانی که من این مهارت هارو یاد گرفته بودم بیشتر بود و اون موقع کلی خوشحال بودم

    ولی امان از آدم فراموشکار و این روند ادامه دار نشد

    چون کار کردن روی باورهام ادامه دار نبود

    ولی باز با توکل بر خدا شروع کردم و حتماً میام از نتایج دوباره و دوباره ام مینویسم براتون

    منتظر زهرا با نتایج مالی عالیش باشین :) دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    محمدرضا بهبودی گفته:
    مدت عضویت: 2624 روز

    بنام خدای مهربان ک هر لحظه در حال هدایت منی ب سمت خواسته هام ب سمت زیبایی ها و فرآوانی ها ب سادگی براحتی و کاملاً طبیعی

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیزم و مریم جان شایسته و بچه های گل این سایت الهی

    بازهم خداروشکر میکنم ک ب من این فرصت رو داد تا در مدار دریافت این آگاهی ها باشم و روی خودم کار کنم

    استاد عزیز ، ی مثالی میخوام بزنم ک تجربه ی زندگی خودم بوده و مربوط هست ب نوع شغل و کسب و کار

    من 9 سال پیش ی مدتی رفتم توی کار مشاور املاک

    حالا اینکه چرا رفتم توی اینکار برمیگرده ب باورهایی ک داشتم

    من اون موقع باور داشتم ک کار املاک خیلی درآمد خوبی داره و مثلا ی قرداد ک می‌نویسی ، میتونی کلی حق کمیسیون بگیری و مخصوصا اگه قراداد خرید و فروش باشه ک دیگه هیچی ، کلی پول گیرت میاد

    بخاطر همین باورها رفتم توی اینکار

    حالا چی شد ؟

    من بخاطر اینکه این باور رو داشتم ، در مدت 10 روز اولی ک مشغول بکار شدم ، تونستم 2 تا قرداد اجاره بنویسم و کمیسیون خوبی هم دریافت کنم و خیلی کیف کردم و لذت بردم و بهم چسبید …

    این نتیجه بخاطر همون باورم بود

    در ادامه ، من تا 3 ماه بعد از اون قراداد ها ، دیگه نتونستم قرارداد جدید بنویسم با اینکه خیلی پیگیر مشتری ها بودم و کلی مشتری داشتم

    هم برای اجاره هم برای فروش و اکثرا مشتری های خوبی بودن

    یعنی اگه ب قراداد میرسیدن می‌تونستم درآمد خوبی داشته باشم اما هیچ کدوم ب قرار داد نرسیدن تا وقتی ک من تصمیم گرفتم از اینکار بیام بیرون

    این الگوی تکرار شونده دقیقاً 3 سال پیش هم برام اتفاق افتاد

    اینجا میخوام ی نکته ای رو بگم

    اتفاقی ک 9 سال پیش در مورد نوع شغل و کسب و کار برام رخ داد و در واقع خودم رخ دادمش ، بعد از 6 سال دوباره تکرار شد

    دقیقاً از همون جنس

    با این تفاوت ک این دفعه نوع شغل من فرق کرده بود اما نتیجه کاملا یکسان بود

    و این یعنی کارکرد باورها و رخ دادن نتایج

    یعنی اصلا مهم نیست ک شغل ما چیه

    عامل مهم و اصلی فقط و فقط باورهای ما در مورد کسب و کار و پول و ثروت هست

    حالا ادامه داستان رو بگم

    من اون موقع ک از کار املاک میخواستم بیام بیرون ، ی حسی بهم میگفت ک : صبر کن و ادامه بده

    تلاش هایی ک توی این مدت کردی نتیجه میده

    فقط صبر کن

    اینجا میخوام ب فایل جلسه 6 دوره فوق العاده کشف قوانین زندگی اشاره کنم ک کاملا مرتبط هست ب این داستان ک استاد عزیز خیلی عالی ب موضوع صبر و آیه ی « فبشر الصابرین » اشاره کردن و توضیحات جامع و کاملی در اون جلسه فرمودن

    من اون موقع ک سال 92 بود ، اصلا با این مباحث هیچ گونه آشنایی نداشتم

    در ادامه من از کار املاک اومدم بیرون

    حالا اون اتفاقی ک سال 92 افتاد ، سال 1400 هم مجدد تکرار شد و در واقع خودم تکرارش کردم

    سال 1400 من آگاهانه وارد کار بازاریابی مواد غذایی شدم و ویزیتور شدم

    خیلی دوست داشتم اینکارو انجام بدم و ی موقعیت شغلی خوب توی شرکت خوب خلق کردم ک اون موقعیت رو با تمرین فوق العاده ستاره قطبی ایجادش کردم

    من اون موقع ب این موضوع فکر میکردم ک : چون موضوع روابط در کل پاشنه ی آشیلم هست و مخصوصا رابطه عاطفی با جنس مخالف ، پس اینکار ب درد من میخوره و می‌تونه باعث پیشرفتم بشه

    این هم یکی از دلایل انتخاب این شغل بود

    خلاصه من کار رو شروع کردم با یک تیم 4 نفره ک 2 نفرمون کاملا تازه کار بودیم و 2 نفرمون سابقه ی 8_7 ساله توی اینکار داشتن

    واقعیتش و بخوام بگم من اینکارو دوست داشتم

    چون هم با آدم های زیادی می‌تونستم دوست بشم و دوستان زیادی داشته باشم و هم سفر داشت

    یعنی اون موقع من توی شهرستان خودمون کار میکردم ک تقریبا هر هفته یک روزش رو می‌رفتیم یکی از شهر های استان و این موضوع خیییلی برام جذاب و فان بود و انگیزه ای بود برای انجام اینکار

    چون من کلا سفر کردن رو خییییلی دوست دارم

    سفر ب جاهای مختلف و دیدن شهر های مختلف و آدم های مختلف و تجربه های جدید

    اوایل کار خوب بود اما بعد از 1 ماه و نیم ، فروش من داشت کم و کمتر میشد

    ی روزی مدیر شرکت ک خییییلی انسان فوق العاده شریف مهربون دوست داشتنی و البته خیلی هم با تجربه بود ،با من و سرپرست مون ، ی جلسه ای رو گذاشت تا مسئله کم شدن فروش من رو حل کنه و ایشون با پرسیدن 3_2 تا سئوال ساده ، متوجه ایراد کار شد ک برمیگشت ب یک ضعف شخصیتی در وجود من ک دوست نداشتم با آدم ها زیادی صمیمی و نزدیک بشم

    ایشون اون روز حرف هایی رو ب من زد و تعریف هایی از من و شخصیت و طرز فکرم نسبت ب کارم کرد ک هیچوقت فراموش نکردم و نمیکنم ک انگار درون من زلزله ای اتفاق افتاد

    اون موضوع ضعف شخصیت رو ایشون متوجه شده بود و منم تمام سعیم رو کردم تا اون ضعف رو برطرف کنم و ب نقطه قوتم تبدیلش کنم

    از اون ماه ب بعد ، فروش من توی تمام محصولات شرکت مثل لاین مواد غذایی لاین انرژی زا و مخصوصاً لاین شوینده ک خیلی برای مدیر شرکت مهم بود و درآمد زیادی نصیب شرکت میشد ، ب طرز خیییلی خوبی افزایش پیدا کرد

    طوری ک اون همکارام ک 8_7 سال سابقه کار داشتن توی اون استان ، تعجب کرده بودن از میزان فروش بالای من

    حالا نکته اینه ک : من شغلم ک عوض نشد ،محل کار یا محل سکونت هم عوض نشد ، مسیر هام هم عوض نشد و مشتری هام همون مشتری های ماه های قبل بودن

    و تنها عاملی ک تغییر کرد ، تغییر شخصیت من بود

    یعنی من سعی کردم نقطه ضعف شخصیتی خودمو بهبود ببخشم ، همین

    و البته ک من سعیم رو کردم و زمان برد اما انجام دادم

    از اون ب بعد ، دید مدیر شرکت نسبت ب من و توانایی های من تغییر کرد و من قشنگ متوجه میشدم ک : ی حساب دیگه ای روی من باز می‌کنه چون موفقیت و پیشرفتم رو داشت میدید و البته ک من خیلی از ایشون بخاطر اون موضوع تشکر کردم و سپاسگزارم

    حالا اتفاقی ک بعدش افتاد چی بود

    بعداز اون فروش های خیلی خوب و بالا ، چند روز بود ک ی فکری هی میومد توی ذهنم ک از کار توی اون شرکت انصراف بدم

    چون این کار اون کاری نیست ک من بهش علاقه دارم

    استاد این فکر آنقدر داشت بصورت شدید ب من سیخ میزد ک من واقعاً نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و استعفا دادم در کمال ناباوری

    و اینجا بازم میخوام ب فایل جلسه 6 دوره فوق العاده کشف قوانین زندگی اشاره کنم و موضوع صبر و رسیدن پاداش ها

    استاد برای من عین روز روشنه ک اگه من می‌تونستم ذهنم رو کنترل کنم ، شرایط آنقدر عالی و فوق العاده میشد ک ب قول شما ، اون تضاد باعث میشد من ی جهش خیلی خوب کنم و ی پله ی حسابی برم بالا

    اما بعدش من برگشتم تهران و آنقدر اعتماد بنفس و عزت نفسم پایین اومد ک درآمدم تقریبا نصف شد

    من از این اتفاق و اتفاقات دیگه ی زندگیم خیلی درس گرفتم و تمام سعیم اینه ک از این درس ها استفاده کنم و ب قول استاد عزیز ی اشتباه رو دوبار تکرار نکنم و حواسم رو جمع کنم و اگه دوبار تکرار کنم ، باز ب قول شما استاد عزیزم گوش خودمو قشنگ میپیچونم تا یادم بمونه ک چقدر درد داشت

    امیدوارم مفید بوده باشه

    این کامنتی ک نوشته شد ، درک امروز من از قانون جهان و کارکرد باورها و ارتباط بین باور و نتایج بود ک میخواستم توی نت پد گوشیم بنویسم ک خداوند هدایتم کرد ک بیام توی این قسمت بنویسم

    از خدای وهاب و هدایتگرم بی نهایت سپاسگزارم

    برای همگی آرزوی سلامتی شادی عشق ثروت و سعادت در دنیا و آخرت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    محمدرضا بهبودی گفته:
    مدت عضویت: 2624 روز

    بنام خدای مهربونم ک هر لحظه در حال هدایت منی ب سمت خواسته هام ب سمت زیبایی ها ب سمت فرآوانی ها ب سادگی براحتی و کاملاً طبیعی

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیزم و مریم جان شایسته و تک تک بچه های گل این سایت الهی

    واقعاً از خدای مهربونم سپاسگزارم ک بازهم ب من فرصت زندگی کردن داد فرصت کار کردن روی خودم و در مدار بودن در این آگاهی ها

    در مورد موضوع این فایل میخوام دوتا مثال بزنم ، البته الان ک فکرشو میکنم مثال ها داره بیشتر میشه …

    از خدای مهربونم هدایت میخوام ک هرچی لازمه بگه تا بنویسم

    توی شهرستان ما اردبیل ی نوع سوغاتی هست ک خیلی پرطرفداره و مردم اونجا و مخصوصاً مسافرایی ک میرن ب این استان خیلی از این نوع سوغاتی استفاده میکنن

    ی خیابونی هم هست ک اسمشو نمی‌برم ک توی اون خیابون فکر میکنم حداقل 30 تا مغازه ی سوغاتی فروشی هست ک 95 درصدشون دارن این نوع سوغاتی رو میفروشن

    اما فقط ی مغازه هست ک مشتری هاش قبل از اینکه اون محصول بیاد و وارد مغازه بشه برای فروش ، صف می‌بندن

    یعنی هنوز محصول نیومده فروش رفته … در این حد

    مخصوصاً روزای تعطیل و بهار و تابستون ک مسافر هم زیاده

    با اینکه مغازه های بغل دستش هم همین سوغاتی رو دارن اما مردم حاضرن 2_1 ساعت توی صف منتظر بمونن تا از این مغازه خرید کنن

    جالبه ک بدونید ظرف بسته بندی محصولش کاملا ی ظرف ساده و بدون هیچ تبلیغاتی هست … ساده ی ساده ، بدون اسم و آدرس .‌‌..هیچی

    و اینکه هرکسی این سوغاتی رو میخواد فقط می‌تونه بیاد و از مغازه خرید کنه

    یعنی فروش اینترنتی و پست کردن وجود نداره

    البته اینو بگم ک ؛ محصولشون اولاً: تازه ی تازس

    یعنی هر روز 3 بار ب مقدار زیاد درست میکنن و میارن برای فروش

    و دوم اینکه انصافاً خیلی خوشمزه اس ..‌‌.. خیلی

    یکبار صبح ساعت 10:30 ب مقدار زیاد میارن و در کمترین زمان ممکن تموم میشه و بار دوم ساعت 12 ظهر میارن و یکبار دیگه دم غروب میارن

    ی وقتایی پیش اومده من رفتم بگیرم و حداقل نیم ساعت توی صف وایسادم اما بازم بهم نرسیده و ی وقتایی هم سرش دعوا میشه واقعاً

    خب این نتیجه ای ک این بندگان خدا دارن میگیرن و هر روز همین روال وجود داره ، اصلا قابل مقایسه با مغازه های بغل دستشون نیست

    اونا ک همگی دارن ی نوع سوغاتی میفروشن ، تازه این مغازه فقط همین نوع رو میفروشه اما مغازه های دیگه سوغاتی های دیگه مثل انواع شکلات چای ، عسل ، لواشک و چیزای دیگه هم میفروشن

    هرجور ک فکر میکنم ، ب این نتیجه میرسم ک : تنها عامل تفاوت نتایج این مغازه با بقیه ، برمیگرده ب ذهنیت و طرز فکرشون درباره کارشون ، محصولشون ، فرصت خلق پول و ثروت هست

    یعنی هیچ عامل دیگه ای ب ذهنم نمی‌رسه واقعاً

    حالا ی مثال دیگه از خودم درباره نوع شغل و میزان درآمد ؛

    من ی مدت کوتاهی با نیسان توی کارگاه بلوک سازی کار میکردم

    ی روز صبح از خونه زدم بیرون تا آماده باشم ک اگه زنگ خورد برم برای سرویس

    رفتم ی جایی از شهر و توقف کردم

    این فکر اومد ک ؛ این همه نیسان هست توی این شهر ک اکثرشون از تو با تجربه تر و حرفه ای تر هستند و خیلی وقته توی این کار هستن و آشنای زیادی هم دارن بواسطه ی مدت زمان بیشتر از من ک دارن اینکارو انجام میدن

    و من شروع کردم ب صحبت کردن با خودم و ب خودم میگفتم ک ؛ ببین ، این همه نیسان توی این شهر هست و دارن کار میکنن

    آیا بنظر تو درآمدشون در روز ب یک اندازه هست ؟!

    خوب ک فکر کردم دیدم ک ؛ ن

    معلومه ک درآمدشون باهم یکسان نیست و هی این فکرو برای خودم منطقی کردم

    باورتون نمیشه ، انگار ی سدی توی ذهن من شکست

    و بعداز 2_1 دقیقه ، گوشیم زنگ خورد و رفتم سرویس ، اونم چ سرویس هایی

    اولا چنتا سرویس خوب با درآمد بالا رفتم و ی اتفاق دیگه ای ک افتاد اینطور شد ک : ی سرویسی بهم خورد ک توی مسیر برگشت می‌تونستم برم اونجا و ی مقدار جنسی رو توی مسیرم بیارم و بعد ببرم ب ی جای دیگه ک هم خیلی سر راست و نزدیک بود و هم راحت و بی‌دردسر انجام شد

    یعنی من ب خودم گفتم ک : ببین محمدرضا !

    ی ذره روی باورهات کار کردی و دیدی نتیجه رو !؟

    و اونجا بود ک من باور و یقینم نسبت ب صحبت های استاد و قانون جهان کمی اصلاح شد و واقعاً تغییر کرد

    و نتیجه هم گویای تغییر بود

    من دیگه شک ندارم ک ؛ باورهای من هستن ک شرایط مالی و جنبه های دیگه ی زندگیم رو تحت تاثیر قرار میدم و هر روز با انجام تمرینی ک استاد فرمودن ، سعی میکنم با تمرکز روی باورهای ثروت سازم کار کنم تا بتونم زندگی پربارتر و با کیفیت تری رو تجربه کنم

    و از وقتی با جدیت هر روز دارم روی باور :

    ثروتمند شدن معنوی ترین خداپسندانه ترین و بهترین کار دنیاست کار میکنم ، نتایج جدید و هماهنگ با باورهای جدیدم دارن برام رخ میدن

    نتایجی ک اصلا نمی‌تونستم فکرشو کنم ک از فلان طریق میخواد نتیجه ی ملموس و واقعی بیاد

    و ب خودم میگم ک ؛ آرام باش و نگران چگونگی نباش و فقط روی خودت کار کن ، نتایج حتما رخ میدن

    خدای مهربونم رو سپاشگزارم ک ب من این فرصت فوق العاده رو عطا کرد تا روی خودم کار کنم و ب خودم کمک کنم تا ثروتمند بشم

    واقعاً برای همگی آرزوی سلامتی شادی عشق ثروت و سعادت در دنیا و آخرت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    امیر رجب پور گفته:
    مدت عضویت: 1286 روز

    بنام خالق فراوانی وثروت

    درودبه استاد بینظیرم خانم شایسته زحمتکش

    درودبه خانواده بزرگ وصمیمی عباسمنشی

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که بمن لیاقت دادوهدایتم کردی به مسیرزیبای الهی تاباکمک دستان بسیارت بتوانم این مسیرزیبا راطی کنم وبه خواسته هام برسم ولذت ببرم ازوجودت درزندگیم

    خدایاشکرت

    که توانستم باکارکردن روی خودم باآموزه های استادعزیزم باورفراوانی رادرخودم ایجاد کنم

    منی که درسالهای گذشته بدلیل ترمزهای ذهنیی که داشتم وباورکمبودی که درونم بود کسب وکارهایی که داشتم رو ازدست دادم وبا بالاآوردن بدهی زیاد وکلی مسائل دیگه ازدستشون دادم

    استادعزیزم بیسار سپاسگذارم که با آموزه های بسیار موثرتون درسایت بمن کمک بزرگی کردید که بتون شرایط زندگیمو تغییر بدم ونتایج بسیار عالیی رو بدست بیارم تاکنون

    من چندسال پیش برای اولین بار تونستم یه کسب وکار کوچکی راه اندازی کنم ولی بدلیل نداشتن تجربه کافی وعدم آگاهی هام نتونستم موفق بشم وحدود چندسالی روباز رفتم برای مردم کارکردم تا بازهم تونستم بلطف پروردگارم خودمو جمع وجورکنم ودوباره کسب وکارمو راه انداختم والبته کپی وسعت دادم وبزرگترش کردم وتاحدودیکسال ونیم خوب بود وتقریبا پیشرفتم بد نبود ولی بازهم نتونستم واینبار باکلی بدهی زمین خوردم ودیگه تاالان نتونستم کسب وکاری راه اندازی کنم وفقط باکمک خداوند تونستم بدهی هارو پرداخت کنم وهمچنین باهدایت پروردگارم بااستاد وسایت آشنا شدم وشروع کردم به کارکردن روی خودم وانجام تغییر باورهام وخوب پیش رفتم تاکنون وبسیاری از سوالاتم درمورد اینکه چراهربار بیزینسی رو راه میاندازم به مسئله ای برمیخورم ونمیتونم ادامه بدم

    وبزرگترین جوابی که بدست آوردم این بود که باورهای درستی درمورد کسب وکارم نداشتم بدلیل باور کمبودها

    واین خودش درهردو کسبم مشابه بودوهزینه زیادی کردن برای تبلیغات مسئله بعدیم بودکه هرچقدر درآمدداشتم بیشترشو صرف تبلیغ میکردم وه به این باور که تبلیغ اصل است

    اما خدارو شکر تاالان به خیلی از جوابهام رسیدم واصلا عجله ای ندارم برای راه اندازی مجدد کسب وکارم چونکه درحال حاضر باید روی خودم بیشتر کارکنم وتکاملم رو طی کنم وزمانش که برسه پروردگارم خودش هدایتم خواهد کرد

    من فعلا دارم رویدوره12قدم کارمیکنم وخداروشکر به پایان رسوندمش ومیخوام قدم12روشروع کنم وبخرم وهمچنان هم دارو روی دوره قانون آفرینش کارمیکنم ومیخوام بخش6روشروع کنم وبه امید خداوند وهدایتش میخوام بعدازاتمام این دوره هام محصولات روانشناسی ثروتها روشروع کنم تابتونم باآموزشهای استاد یک کسب وکاری اساسی وطبق قوانین باباورهای عالی جدیدم وطبق تجربیات گذشته م راه اندازی بکنم به امید خداوند

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که تمام اون سالهارو درسته که نتونستم خوب زندگی کنم اما کوله باری ازتجربه ودرسهای بزرگی رو برام بجا گذاشته که بتونم ازاین ببعد ادامه مسیرزیبای زندگیمو خوب وباآرامش زندگی کنم ولذت ببرم ازوجود خداوند درزندگیم وبه تمام خواسته هام برسم

    ثروتمندشدن معنوی ترین کار جهان است

    خداوندثروتمندهارو دوست داره

    من با خوب زندگی کردنم وثروتمند شدنم میتونم کمک کنم که جهان جای بهتری برای زیستن باشد

    من لایق بهترینهای جهان هستی هستم

    تمام آدمهای زندگی ام دستان خداوند هستند برای کمک بمن درجهت پیشرفتم درزندگی ام

    شادوپیروز وموفق باشیددرپناه االله مهربان

    استادومریم خانم دوستتان دارم وسپاسگذارتونم بابت تمام درسهایی که بمن دادید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1399 روز

    بنام خداوند جان و خرد

    سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    برگ سی ام از سفرنامه ی من

    چهارشنبه 1403/3/30

    ساعت 21:00

    امروز دلم میخاد ردپایی بزارم از چکاپ فرکانسی برای خودم

    یکماه تو این سفر هستم

    و تو این یکماه واقعا روی خودم کار کردم

    5 صبح بیدار شدم فایل گوش دادم

    نوشتم نت برداری کردم سپاسگزاری کردم

    سناریو نوشتم

    سریال زندگی در بهشت دیدم

    از اول صبح .

    امروز 41 روز دارم روی خودم کار میکنم از روزی ک متعهد شدم ک روی خودم کار کنم

    و خودم را تغییر بدم .

    1) 41 روز میشه عصبانی نشدم

    2) 41 روز صدای من بالا نرفت

    3) ارتباط من با فرزندانم خیلی خوب شد

    4) ارتباط فرزندانم با من خیلی خوب شد

    5)ارتباط من با همسرم بهتر شده

    6) با خودم ارتباط برقرار کردم

    7) با خودم آشتی کردم

    8) ارتباطم با خدا نزدیکتر شد

    9) کنترل ذهن کمی راحتتر شد

    10)آرامشم بیشتر شد

    11)راحتتر و آسونتر زندگی میکنم

    12)نکات مثبت زندگیم و زیبایی زندگیم را بیشتر میبینم

    13)سحرخیز شدم

    14)سپاسگزارتر شدم

    خدایااااا شکرت

    بزرگترین باارزشترین نعمتی ک تو این 41 روز بدست آوردم

    و برای من خیلی خیلی خیلی زیاد مهم بود و هست

    اینه که عصبانی نشدم و داد نزدم تحت هیچ شرایطی .

    بزرگترین دلیلی ک من را عصبانی میکرد رفتار و برخورد فرزندان من بود

    یعنی هیچ موضوع دیگه ای هیچوقت من را تا اندازه ای عصبانی نمیکرد ک من را مجاب ب تغغیرم کنه

    وقتی رفتار و برخورد فرزندانم تو این 41 روز دیدم اما به لطف خداوند عصبانی نشدم

    به لطف خدا صدام بالا نرفته

    بچه های من تغییر نکردن

    من هستم ک تغییر کردم با تغییر دیدگاهم

    و آسان گرفتم .

    خدایا شکرت .

    و وقتی عصبانی نشدم و اینو یادم رفت بگم که 41 روز گیر ندادم

    رفتار فرزندانم با من خیلی بهتر شده .

    خیلی بمن نزدیک شدن

    خدایااااشکرت .

    و من همچنان با تعهد بیشتر میخام ادامه بدم

    و خیلی خیلی زیاد دلم میخاد دوره دوازده قدم را بخرم و حتما حتما میخرم .

    چون احساس میکنم خیلی زیاد بهش نیاز دارم و مطمئنم باعث تغییر خیلی بیشتر من و نتایج بزرگی را بدست میارم .

    انگیزه من و اراده م بیشتر شده برای ادامه مسیر .

    استاد عزیز خیلی سپاسگزارم خیلی زیاد از شما برای آموزش های باارزش شما .

    ایمانم در این مسیر به نسبت کار کردنم تقویت شد

    امیدوارتر شدم به اندازه ای ک دارم کار میکنم

    من دارم تکاملم را طی میکنم و خیلی خیلی راضی هستم جایی ک الان قرار دارم

    و ب امید خدا حتما ادامه خواهم داد .

    روز شمار تحول زندگی من

    روز سی ام 1403/3/30

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1351 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاسگزار خداوندم بابت بودن درمسیر هدایت و این آگاهیهای ناب

    استاد عزیزم سپاسگزارم بابت این فایلای ارزشمند

    اومدم توی دسته توانایی تشخیص اصل از فرع وقصدم گوش دادن به فایل دیگه بود ولی این فایل بهم چشمک زد و حسم گف همینو گوش بده و اومدم گوش دادم و چقدر نیازه الانه من بود و خوشحالم که تسلیمم و وقتی میگه میگم چشم

    الان چند روزه هدایت میشم تا روی باورهای توحیدی کار کنم و لذت میبرم و احساسم فوق العاده میشه از این خدایی که داریم و از این قوانین ساده و بدون تغییر که جهان رو طوری خلق کرده و قوانینی وضع کرده که زمین و آسمانها مسخر ماست و کنترل صددرصد زندگیم دست خودمه و به غیر از باورهای خودم که نشات گرفته از ورودی های هر لحظه ی من هیچ چیزه دیگه ای توی زندگیم تاثیر گذار نیست ،حتی به اندازه نیم درصد

    چیزی که نظرم رو جلب کرد توی این فایل چنتا جمله از استاد بود در اوایل فایل و صحبت خانوم شایسته عزیز و استاد گفتن که من جزو معدود کسانی هستم که برای اولین کارم خیلی به خودم افتخار کردم از همه نظر و خیلی ها اولین کارای اولشون رو انقد ضایع می‌دونن که اصن دوست ندارن ببینن و جزو کارنامشون حساب بشه .

    من می‌خوام این موضوع رو از بعد وسیع تر نگا کنیم

    واقعا چی میشه که فردی در اولین سمینار پولی خودش با اون جمعیت انقد با اعتماد به نفس صحبت می‌کنه و همه چیش درسته به عنوان کسی که قوانین سخنرانی رو بلده ؟؟؟

    درصورتی که بلد نبوده و الان به گفته خودش مسلط تره ،ولی می‌خوام بگم که هدایت می‌شده کلمه به کلمه حرفایی بزنه که 12سال بعد من بیام این فایل رو ببینم و درک کنم که هدایت چجوری کار می‌کنه ،

    دلیل نتایج متفاوتی که این شخص رقم زد فقط و فقط به دلیل باورهای توحیدی بود و مهم تر از هرچیزی این که تسلیم بوده ،اینکه این حرفها از درون میومده ،مثل الان که از درون میاد این آگاهی ها ،هیچ تفاوتی در اصل نکرده این آموزش ها و شخصی که داره آموزش میده ،

    دلیل اینکه این شخص انقد در مسیر هدایت بوده و همیشه هدایت شده به بهترین مسیرها فک میکنم این باور پشتش بوده که به من گفته میشود ،من هدایت میشوم ،خداوند همه‌ی راه هارو بلده ،اون دیر نمیکنه ،اون حواسش به من هست ، اینکه استاد انقد تونسته از همون اول در مسیر درست حرکت کنه ،فقط و فقط بخاطر هدایت های این نیرو و عمل به الهاماته ،چیزی که خیلی خیلی خیلی عده ی معدودی میتونن درعمل اجرا کنن توحید رو تسلیم بودن رو ،دلیل اینکه استاد تونست ادامه بده چی بوده ؟عشقش به اشاعه یکتا پرستی و ایمانی که به قوانین داشته ،اینکه آقا خداوند خلف وعده نمیکنه درسته که وضعیت مالی به هم ریختس ولی بالاخره درست میشه روش کار میکنیم و اصن شکی درش نیست که قانونش همینه و من با عمل به قانون میتونم ثروت هم بسازم و واقعا این پاشنه ی آشیل خیلی ازماست که موفقیت رو در پول میبینیم ،حتی وقتی کامنتی از نتایج یک دوستی توی سایت میخونیم ،من خودم تند تند میخونم تا برسم به اونجایی که درمورد رشد نتایج مالی گفته و باید روی خودمون کار کنیم ،

    چطوری به نظرم اولین قدم اینه که فصل 6کتاب رویاها رو بارها و بارها بخونیم و با تمام وجود تعهد بدیم که بهش عمل کنیم و اونوخ تمام زندگی میشه گلستان ، چطوری وقتی که من یک فنجون دارم به خدا بگم که خدایا تو دریا رو بریز تو این ؟؟؟بعد خدا میگه جا نمیشه ،قوانین میگه جا نمیشه ،من میگم نه تو بده دریا رو من تو همین فنجون جاش میکنم ،همینقد غیر منطقی واقعا ما انتظار رشد کسب و کار و درامدمونو داریم ، خب هدف از گفتن این جمله چیه ؟؟؟اینکه می‌خوام بگم استاد به این درک رسیده بود که باید سپاس گزار ریز به ریز نتایج خودش باشه و روزی صدبار به خودش می‌گفت و تکرار میکرد ،یعنی استاد بلده بوده آگاهانه ظرف وجودش رو بزرگتر کنه ،اون فنجون رو سپاس گزارش باشه و بزرگ‌ترش کنه به جای اینکه بگه خدایا دریارو بده جا کردنش با من .

    سوال : چقدر سپاس گزار موفقیت های کوچیکمون هستیم ؟؟؟ چقدر سپاس گزار تغییرات کوچیک خودمون هستیم ؟؟؟چقدر سپاسگزار بهبود های کوچیک در شخصیت خودمون هستیم ؟؟؟ خب فک می‌کنی احساس لیاقت چطور ساخته میشه ؟؟؟ اینکه فقط راهش اینکه که بری 9میلیون بدی دوره احساس لیاقت استاد رو تهیه کنی ؟؟؟

    نه رضا احساس لیاقت با تایید همین موفقیت های کوچیک و پیش پاافتاده که به نظرت اصن موفقیت نمیاد ساخته میشه ، ظرف وجودی تو چطوری بزرگتر میشه ؟؟؟با سپاس گزاری ،خب فرمولش اینه دیگه ،اینکه شکرگزار موفقیت ها و رشدهای کوچک باشم ،اینکه سپاس گزار نیم درصد تغییر خودم نسبت به دیروزم باشم ،اینکه

    سپاسگزار خداوندی باشم که داره منو هدایت می‌کنه و برگی بدون اذن اون به زمین نمی افته اون خداوند میگه که تو این مسیر قدم بردار ،درمسیر سپاسگزاری و تمام این باورهایی که باید بسازیم رو خداوند در سپاس گزاری خلاصه کرده ،یعنی چی ؟؟؟یعنی وقتی من سپاس گزارم یعنی احساسم خوبه و اتفاقات خوب در راهه

    یعنی وقتی من سپاس گزارم به فراوانی خداوند و جهانش و فراوانی نعمت ها ایمان دارم

    و این نزدیکترین فرکانسه به خداوند ،

    ولی لازمه ی بودن در این فرکانس ،کار کردن روی باورهای توحیدیه ،روی باورهای ثروت آفرینه ،روی تمام باورهای قدرتمند کنندس ،روی کنترل مستمر ورودی های ذهنه ،خب ما با این کارها داریم چیکار میکنیم ؟؟؟الان من با نوشتن این کامنت دارم چیکار میکنم ؟؟؟دارم ظرف خودمو بزرگتر میکنم دیگه ،دارم توجهم رو می‌زارم روی باورهای خوب و خداوند و احساس خوب و آرامش دارم ،من دارم با نوشتن این کامنت لذت میبرم و اصن به این فکر نمیکنم که تموم بشه ،چون موفقیت مسیر رسیدن به خواسته هاست نه مقصد ،اصن مقصدی وجود نداره که این ترفند شیطانه به خدا، که ما فکر میکنیم که مقصد خاصی هست که ما با رسیدن به اون حالمون بهتر میشه و بعدش از اونجایی که نداریم فعلا اون خواسته رو و چون به اون مقصد نرسیدیم هنوز احساس خوبی نداریم ،و به این راحتی غول شیطان رو میخوریم و از فرکانس خداوند میایم بیرون ،از کجا شروع شد این احساس بد ؟؟؟ از اونجایی که شیطان بهمون گفت که مقصد خاصی هست که اگه به اون برسی حالت خوب میشه ،و ما لذت بردن از مسیر رو فدای اون مقصد کردیم و با هر بدبختی شده با خون و دل بهش رسیدیم و بعدش دیدیم عع خب که چی ؟؟چرا حالم خوب نشد ،غافل از اینکه خوشبختی یک نوع نگاهه و یک نوع باوره ،استاد زمانی که با کتونی پاره توی خیابونای بندرعباس داشت راه می‌رفت و اشک می‌ریخت از این اتصال و قوانین ،اون خوشبخت ترین بود ،اصن چرا استاد ،خودمون آقا خودمون ، خدا وکیلی زمانهایی که به خداوند متصل هستیم با توجه به زیبایی ها و سپاس گزاری و اشک خوشحالی ناخودآگاه از چشمانمون جاری میشه ،اون لحظه ما چه چیزی کم داریم ؟؟؟ آیا اون لحظه ما خوشبخت ترین آدم دنیا نیستیم ؟؟؟ایا همون لحظه رو و همون احساس ناب رو با میلیاردها میلیارد پول عوض میکنی؟؟؟ من که نه ،یعنی اگر کسی میگه من قانون رو فهمیدم می‌دونه که تمام پول و خواسته ها برای رسیدن به همچین احساسیه ،احساس آرامش و سپاس گزاری ،خب پس ما الآنم با توجه به داشته هامون و با عمل کردن به ایده ها در کسب و کار و زندگیمون داریم از مسیر لذت می‌بریم ،پس چرا به تعویق میندازیم ؟؟؟

    اصن یه مثال دیگه فک کن دختر یا پسری که عاشقشی رفته و ولت کرده و توام افتضاح تو اون لحظه حالت خرابه و همه جا تاریکه برات ،حالا چه فرقی برات داره ؟؟؟یعنی اصن اون موقع اگر لامبورگینی و پورشم بهت بدن اون لحظه بازم می‌شینی تو این ماشین و بیشتر حالت خراب میشه که کاشکی دوس دخترم یا دوس پسرم پیشم بود الان تو این ماشین ، درسته ؟؟؟؟

    برادره من ،رضا جان رمزه کار کنترل ذهنه ،وقتی تو به اون دختر یا پسری که از زندگیت رفته طوری نگاه می‌کنی که آرام آرام به احساس خوب برسی ،اون نگاه کمکت می‌کنه تا آرام باشی و از زندگیت لذت ببری وقتی داری روی خودت کار می‌کنی تا به غیر از خداوند وابسته ی هیچکسی نباشی و هی شخصیتت رو بهتر می‌کنی و از این تضادها قدرتمندی بیشتر میسازی برا خودت تو خوشبختی نه موقعی که سوار لامبورگینی هستی ،اره لامبورگینی خیلی خوبه حال میده ،ولی خب داریم فردی که لامبورگینی داره و حالش خوب نیست ،خوشبختی و لذت بردن از هر لحظه حاصل تمرکز بر نکات مثبت و داشته هامونه وتلاش همزمان برای نداشته ها ،اما هیچوقت طبق قانون فک نکنم که یک عامل بیرونی مثل ماشین و …. برای فردی خوشبختی بیاره

    من با هر تمرکز برروی زیبایی و نکته مثبت افراد و زندگیم دارم ظرف وجودمو بزرگتر میکنم دارم احساس لیاقت و ارزشمندی خودمو می‌سازم با هر هر لحظه ای که سعی میکنم طوری به جهان نگاه کنم که به احساس بهتری برسم ،

    قوانین جهان بر عکس تصورات ماست ،یعنی خداوند به گریه و زاری و التماس پاسخ نمیده ،اون به سپاس گزاری پاسخ میده به احساس نابی که داریم به خاطر داشته هامون به اون پاسخ میده .

    پس باید پرباشیم مثل استاد تا نعمت ها بی امان به سمت ما جاری باشن ،وقتی که ما انقدر

    عاشق عمل کردن به الهاماتمون هستیم فارغ از اینکه نتیجه برامون مهم باشه یا نه داریم تو لحظه عشق میکنیم ،اونوقته که نعمت هایی که می‌خوایم و خواسته هامون بس امان به سمت ما جاری میشن و راهشونو پیدا میکنن ،چون قانونش اینه ،

    اما حواسمون به قوانین باشه ،یعنی چی ؟؟؟

    یعنی استاد احساس خوشبختی داشت که خوشبختی اومد به سمتش ،انرژی های مشابه همدیگرو جذب میکنن ،حواسمون که هست ؟؟؟

    اگر ثروتمند باشم می‌بخشم !!!!

    اشتباهه

    تو باید ببخشی تا ثروتمند بشی

    به قول قرآن پرهیزکاران کسانی هستند که انقاق میکنند از آنچه روزیشان دادیم .

    نگفته کسانین که بعده اینکه به ثروت رسیدن می‌بخشن ،نه میگه از هر آن چیزی که روزی شأن دادیم انفاق میکنن ،یعنی اینکه اصن موضوع ثروت نیست خیلی جاها ،که بگیم خدایا من پول ندارم که ببخشم فعلا ،خب به جای پول شما مهربونی ببخش ،احساس خوب ببخش ، یه لبخند و سلام علیک به رفتگر نازنین شهرداری و کارگر ساختمونی ببخش ، امید ببخش ، یک جمله و آگاهی که می‌بخشی در جای درستش می‌تونه زندگی یک شخصی رو متحول کنه و به قول قرآن اگر شخصی رو نجات دادی به این معناست که تمام انسانها رو نجات دادی ، پس پرهیزکاران کسانی نیستن که پولدارن و می‌بخشن ،نه اونا کسانین که از هر آنچه دارن و میتونن در هر لحظه ببخشن ،دریغ نمیکنن .

    اگر به فلان خواسته برسم حالم خوب میشه !!!!

    اشتباهه

    تو باید حالت خوب باشه که به فلان خواسته برسی

    به قول استاد رسیدن به خواسته ها ادموبه احساس خوب نمیرسونه،اما صددرصد احساس خوب آدم رو به خواسته هاش می‌رسونه ،

    پس خیلی چیزا برعکس حرفاییه که از بچگی ما شنیدیم و باور کردیم .

    امیدوارم خداوند توفیق بده تا همواره با تمام تعهد خودمون در این مسیر قدم برداریم که سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت در گرو ادامه دادن همیشگیه این مسیره .

    خدایا سپاس گزارم بابت هدایتت به نوشتن این کامنت فوق العاده ،سپاس گزارم و من از خودم هیچی ندارم ،اعتبارش برا توا همه چیز زندگی من و من بدون جریان هدایت هیچی نیستم .

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم .

    در پناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      الهام وابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 1846 روز

      سلام به برداد توحیدی عزیزم

      خیلی کامنتون زیبا بود..

      وکاملا درست میگید..

      واقعا این سوالات منو دگرگون کرد

      (سوال : چقدر سپاس گزار موفقیت های کوچیکمون هستیم ؟؟؟ چقدر سپاس گزار تغییرات کوچیک خودمون هستیم ؟؟؟)

      هرلحظه برای نفس کشیدم باید شکر گزاری کنم و هرچی بگم باز کمه…

      خدایاشکرررررررت

      سپاس گذارم از شما ..

      موفق وشاد باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فهيمه گفته:
      مدت عضویت: 2273 روز

      سلام و درود آقا رضا

      هدایت شدم به کامنت شما از انجایی که رد پای سپاسگذاری رو دارم دنبال می کنم…دیدم شما اثرات سپاسگذاری رو شمردی در کامنتت

      گفتم براتون کامنت بزارم و بگم دقیقا مسیر همینه

      همین شکرگذاریه

      همین که ظرف ما رو بزرگ میکنه و استاد تمام تلاشش اینه که بگه در هر حال شکرگذار باشید

      مثال خوبی زدید از اینکه فنجون میبری پیش خدا و میگی دریا رو بریز توش

      ولی خبر خوب اینه که سپاسگذاری ، فنجون ما رو دریا میکنه و دریا دریا نعمت توش سرازیر خواهد شد

      به امید الله

      با آموزش های ناب استاد عباسمنش عزیزم

      و چقدررر عالی درباره انفاق گفتید

      پول نداری ببخشی ، لبخند ببخش

      معلومه که شما در مسیر عالی ای هستی که این کلام ناب بر زبانتون جاری میشه

      معلومه که سپاسگذاری داره کار خودش رو میکنه

      استاد توی همین فایل هم قویا میگه که “”چرا موفقیت رو فقط در پول میبینید”””اینکه شما انقدر قلبت باز شده که میتونی اینطوری کامنت بزاری ، با چقدر پول برات قابل مقایسه ست؟؟!!

      اینکه من با سپاسگذاری ، سر راست هدایت میشم به کامنت هایی که بوی سپاسگذاری میده ، با چقدر پول برام قابل مقایسه ست؟!!

      ممنوم که برامون نوشتی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: