عشق واقعی از دیدگاه استاد عباس ‌منش - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    484MB
    32 دقیقه
  • فایل تصویری عشق واقعی از دیدگاه استاد عباس ‌منش
    143MB
    32 دقیقه
  • فایل صوتی عشق واقعی از دیدگاه استاد عباس ‌منش
    29MB
    32 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

732 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فریبا حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 973 روز

    بنام خدای هدایتگر.

    روز شمار تحول زندگی من/روز105 ام

    دو سال پیش که این فایل را گوش داده بودم با آگاهی هاش غریبه بودم چیز خاصی را نتونستم درک کنم

    اما چند ماه بعدش که دوره عشق و مودت را کار کردم و هنوزم دارم روی این دوره فوق العاده کار میکنم تا حد خوبی حرف هاتونو میفهمم.

    من چقدر خوشبختم که در مدار این آگاهی ها قرار گرفتم و دارم ازشون استفاده میکنم

    شاید خیلی از ما ها فقط برای جذب یک ازدواج خوب دوره ای عشق و مودت را تهیه کردیم و فکر میکردیم آگاهی های این دوره هم در همین حد است

    اما جذب ازدواج عاشقانه و. زیبا یکی از نتایج این دوره خواهد بود

    این دوره بما صلح و آرامش درونی را هدیه میده، رابطه مارا با خدای خودمون زیبا میکنه، نگرانی های مارو در مورد روابط ازبین میبره و من هیچ وقت از گوش دادن فایل های این دوره خسته نمیشم.

    چقدر خوبه این داستان تغییر باور ها

    به آدم حس قدرت میده

    من کافیه روی خودم کارکنم و خدا آدم مناسبه را برام میفرسته

    آدمی که با قلب و روح من هماهنگ باشه رو میفرسته

    اما به شرط ایمان، به شرط هماهنگی بین ذهن و روح، به شرط داشتن احساس لیاقت، به شرط توکل بخودش و ساختن باور های درست

    خدایا شکرت

    انگیزه گرفتم بیشتر وقت بزارم برای کار کردن روی دوره ای عشق و مودت در روابط.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 591 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز شمار تحول زندگی من روز 105

    سلام به همه دوستان محترم

    من سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا را دیدم و رابطه ای که استاد با خانم شایسته را داره دیدم و چیزی برای پنهان کردن نداره

    چون خود استاد یک انسان موحد و متوکل و بدون شرکی هست و خدا هم براش یک انسان مثل خودش را سر راهش قرار داده و قانون کبوتر با کبوتر باز با باز اجرا شده ماهم اگر میخواهیم با اطرافیان خود رابطه خوب داشته باشیم اول باید خودمون را پاک کنیم و انسان سالمی باشیم تا انسانی با این صفات جذب ما بشه پس نباید توقع داشت که خودمون آدم نامناسب باشیم بعد یه آدم مناسب به طول ما بخوره نه این طور نیست و من تجربه اش را دارم و میدونم استاد چی میگه و نگران کسی بودن خودش یه نوع شرکه یعنی خدا هواسش نیست ما هواسمون هست و وقتی فکر کنی نگران بودن فایده ندارد اون چیزی که باید اتفاق بیفته میفته حالا نگران باشی یا نباشی و نگرانی ترس از طرف شیطانه و آرامش و آسوده خاطر بودن از طرف خداونده که بارها در قرآن آمده

    ممنون از استاد و خانم شایسته عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مریم رنجبر گفته:
    مدت عضویت: 1347 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    استاد عزیزم خانم شایسته دوستانم سلام به روی ماه همتون …

    این فایل بسیار ارزشمند وعالی نشونه ی امروز من بود ….

    استاد نمیتونم بگم چقدر ازشما سپاسگزارم

    من العان این فایلو دیدم نمی‌دونم قبلا دیدم یانه

    ولی میخوام بگم همون روزهای اول ماههای اول که داشتم روی این اگاهی ها کارمیکردم به این نکته مهم رسیدم که من انسان آزادی هستم واین آزادی حق منه هیچ کسی نمیتونه بگه من چه جوری زندگی کنم واین من هستم که دارم زندگی خودم روخلق میکنم

    کم کم که روی دوره دوازده قدم بیشتر کارکردم وپیش رفتم روی روابطم با بچهام خیلی به آرامش رسیدم

    دیگه ازاون محدودیت ها خبری نبود انگاربارسنگینی روی دوشم بود که وقتی فهمیدم خداوند مراقب ومحافظ فرزندانم هست ووقتی درک کردم خیلی راحت شدم خیلی آسوده شدم

    یاداون سوره شرح می‌افتم واقعا خدا منو ازبارسنگین شرک که فکر میکردم این من هستم که باید کاری برای بچهام انجام بدم تا خوشبخت بشن نجات داد

    این تغییر دیدگاه نه تنها منو نجات داد و منو سبک کرد بلکه پسرم ودخترم هم نجات پیدا کردن از اینهمه توجه بیش ازحدی که توی تمام کارهاشون داشتم وبیشتر شبیه دخالت کردن در حریم خصوصی اونها بود ومن اینو متوجه نبودم که چقدر بچهام دارن اذیت میشن ازکارمن

    وحتی اگر بچهام ابراز ناراحتی میکردن بابت کارهای من .درک نمی‌کردم چرا ناراحت میشن باخودم میگفتم من که مادر خوبیم به خاطر اونها دارم میگم چیکارکنن چرا پس به چشمشون نمیاد وناراحت میشن وازدستشون عصبانی میشدم و…..بقیه چیزا

    نه تنها بچهام بلکه این شده بود عادت من با همسرم با خواهرم هم همینطور بودم ….

    ولی وقتی خدا رو درک کردم وقتی فهمیدم همین جمله ی ساده که شاید هزاران بار من توزندگی تکرارش کردم بدون اینکه درکش کنم

    اینکه خدا هست کافیه این حرف، حرف خیلی بزرگیه

    خیلی من هنوزم نتونستم خیلی درکش کنم اما به اندازه آیی که دارم تلاش میکنم

    خدا کمکم می‌کنه تا بیشتر رها باشم نگران دخترم نباشم نگران پسرم نباشم بزارم زندگی کنن همون‌جوری که خودم دوست دارم

    استاد من قبلاً از اینکه جلوی همسرم بامرد دیگه آیی صحبت کنم هم روم نمیشد هم اینکه میترسیدم

    نکنه ایشون فکردیگه آیی پیش خودش بکنه

    واصلا خودم هم ازارتباط با مردهای دیگه یه ترس وحراسی داشتم …

    ولی العان من دارم توی باشگاه سانس آقایون کارمیکنم

    اولا اصلا اون مریم سابق نیستم خیلی راحتم خیلی

    اصلا احساس نمیکنم محدودیتی دارم اینجا چون زن هستم

    من حتی جلوی همسرم با اقایون دیگه شاگردم هستن حرف می زنیم شوخی میکنیم البته متعارف

    برای آموزش دادن به آقایون گاها به بدنشون دست میزنم تا حرکت‌ها رو اصلاح کنم

    ویا حتی بعضی اوقات خودم اون حرکت رو انجام میدم تا شاگردم خوب ببینه ویادبگیره

    حتی برای اینکه براشون برنامه بنویسم بدنشون رو چک میکنم بدون لباس …

    واصلا احساس بدی ندارم اصلا محدودیتی در ذهن من نیست آخ اگه همسرم ببینه ناراحت میشه فلان فکرو می‌کنه ..اصلا

    چون یادگرفتم که من آزادم من این آزادی رو دارم اون جوری زندگی کنم و رفتارکنم که دوست دارم

    این کارمنه ومن خجالت نمی‌کشم از اینکه با آقایون در ارتباط باشم وباورم اینه من مربی برتر هستم توی کارخودم بهترین خودم هستم فقط همین

    حاشیه برام مهم نیست

    ویا اینکه من دارم توی روستا زندگی میکنم خودتون میدونید چقدرذهنیت محدودی دارن درمورد کاریه خانم اونم توی باشگاه سانس آقایون تا شب خیلی وقتها خیلی تنها هستم یعنی اکثر اوقات

    العان حدود یک سال شده

    ومن شدم الگوی خانمهای دیگه

    توی کارم روابطم

    اونقدرباوردارم خدا حامی هادی وپشتیبان من خدارو شکر حدود یکسال داره میشه من اینجا کارمیکنم با کلی اعتبار وابرو خدارو شکر خدا بهم این اعتبار وابرو رو داده

    خدابهم یاددادکه چطور نگاهم رو به جنس مخالف درست کنم

    چون همه چی باورمن این روابط سالم دوستانه که من با تک تک شاگردهای آقام دارم بخاطر خداوند

    شاگردهای آقای من اونقدر منو دوست دارن بهم احترام میزارن که تاحالاچندباربهم گفتن خانم رنجبر شما هرجا رفتین بگین ماهم بیاییم

    وهمسرم اینها رو می‌دونه

    این اتفاق زیبا این آزادی وقتی افتاد که من نگاهم به خداوند تغییر کرد

    ومن این درک رو ازشما آموختم یادگرفتم استاد

    استادمن اصلا نگران حرف زدن همسرم با هیچ خانمی نیستم اصلا دیگه اون نگاه قبل رو ندارم وبه نظر من هم ایشون آزاد هستن هم من

    اما خوب ایشون البته هنوز محدودیتهای ذهنی خودشون رو دارن

    ولی چون من زاویه نگاهم تغییر کرده ایشون نسبت به من این نگاه و ندارن

    من همیشه قبلا با آقایی صحبت میکردم عذاب وجدان می‌گرفتم ولی العان اصلا این نگاه و ندارم وتازه این صحبت کردن باعث شد من بدونم توی روابطم اصلا چی می‌خوام

    من یه روز نشستم با خودم فکر کردم که من اینقدر ازروابطم ناراضی هستم با همسرم

    اصلا من از رابطه چی می‌خوام چی دوست دارم

    می‌خوام چه جور رابطه آیی رو تجربه کنم ،

    استاد واقعا جوابی برای خودم نداشتم چون اصلا نه اطرافم روابط خوب دیده بودم نه شنیده بودم و نه اصلا بلد بودم که یه رابطه خوب یعنی چی چه جوری باید باشه …..

    نه اینکه نباشن شایدم بودن من تومداردیدنشون نبودم

    بعد متوجه شدم من اصلا توی این سالهای عمرم سعی نکردم با آقایون دیگه صحبت کنم همیشه نگران حرف بقیه بودم نگران همسرم بودم نکنه فکر کنه من زن خوبی نیستم

    وفکرهای دیگه …..

    ولی برام خیلی جالبه استاد من اصلا دیگه مثل قبل فکر نمیکنم العان مدتهاست من باکلی آقا دوست شدم صحبت کردم وسعی کردم اون ویژه گی که دوست دارم تووجودشون رو پیش خودم نگه دارم

    ازخدا بخوام خدایا من این ویژه گی رو توی روابطم می‌خوام

    اصلا از اینکه ازیه اقایی خوشم آمده خجالت نمی‌کشم وخیلی خوشحالم که میتونم احساست پاک خدایی خودم رو بروز بدم

    من تواین مدت خیلی چیزها از آقایون یادگرفتم

    اصلا احساس نمیکنم فرقی با اونها دارم

    خودم رو کاملا برابر با اونها می‌دونم این چیزیه که قبلا تفکرم وباورم نبود

    همین نگاه باعث شده من خیلی راحت باشم توی روابطم با هراقایی بااعتماد به نفس بااونها صحبت کنم

    مثلا با دهیار روستا که طبقه بالای باشگاه هستن خیلی راحت صحبت میکنم اونقدر دوستانه صمیمی راحت وخودم هستم خیلی جالبه که ایشون هم بخاطر این رفتارم بامن خیلی راحتن

    چند وقت پیش دعوتم کرد برم بالا و با ایشون وچند تا کارکنان باهم پینگ پنگ و فوتبال دستی بازی کردیم خیلی خوش گذشت

    البته اینم بگم که این آقایونی که من باهاشون ارتباط دارم واقعا انسانهای درست خوبی هستن من نمی‌دونم به بقیه چه جوری هستن ولی یامن بسیار خوب باادب وبا احترام هستن اونقدری خوبه که واقعا کنارشون احساس راحتی دارم خدارو شکر

    یعنی استاد من مریم اصلا توی این موضوعات بامریم قبل قابل مقایسه نیستم اصلا

    واین آزادی رو حق خودم می‌دونم وخدااین حق رو بهم داده

    وسپاسگزارش هستم ….

    استاد این فایل خیلی عالیه وقتی میگین من اصلا نگران خانم شایسته حتی پسرم مادرم خواهرم نیستم من درک میکنم این حرف شما از سر بی‌تفاوتی یا بی مسولیتی شما نیست بلکه بخاطر ایمان شما توحیدی بودن شماست ومن شما رو خیلی تحسین میکنم

    چون منم دوست دارم سبک باشم ونگرانی درهرموردی درمورد عزیزانم رو کناربزارم وباخاطری آرام که اونها در پناه الله یکتا هستن زندگی کنم واززندگیم لذت ببرم

    استاد دختر من العان دوماهه با کارکردن روی آموزشهای شما توی دوماه اونقدر پول ساخت که تونست یه خونه اجاره کنه واون العان جدا زندگی می‌کنه ودرامد خیلی بالایی داره

    خونه خالی خودش رو پر می‌کنه با اون وسایلی که دوست داره

    ومن خیلی تحسینش میکنم

    اگر مادر قبل بودم قطعا دخترم العان این آزادی را نداشت چون من به شدت بهشون وابسته بودم ونمیزاشتم ازمن دور بشن

    ولی من العان آدم بهتری شدم با افکار بهتر

    استاد من شما رو تحسین میکنم وقتی میگین خودتون رو لایق بهترین روابط میدونیدواین احساس لیاقت رو توی تمام ابعاد زندگیتون میخواهین والعان دارین

    استاد شما واقعا الگوی مناسبی هستین ومن همیشه وجود توحیدی شماروتحسین میکنم

    خدارو شکر بابت این فایل این آگاهی ها

    وجود پربرکت شما

    خیلی دوستتون دارم عاشقتونم هستم

    در پناه الله یکتا باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      داوود ر گفته:
      مدت عضویت: 313 روز

      خانم رنجبر داری زیاده روی میکنی، حدود الهی رو زیر پا میذاری، عواقبش سنگینه. مواظب باش از این ور بوم نیوفتی. همه ما دوست داریم آزادتر و راحت‌تر باشیم دوست داریم تغییر کنیم و محدودیت ها رو کنار بزنیم اما باید به اقتضای مکان و زمان هم توجه کنیم ، امیدوارم موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    *بهاره * گفته:
    مدت عضویت: 2558 روز

    سلام استاد عزیزم

    آخ جون فایل ….

    وا ای چقدر خوب شد که فایل گذاشتید و در موردش صحبت کردین ….خیلی خیلی خوشحال شدم ..اینقدر از صحبتاتون لذت میبرم و درکش میکنم که واقعا سعی میکنم همینجوری باشم ینی به طرف مقابلم آزادی بدم که جوری که دوس داره لباس بپوشه و زندگی کنه و هر ساعت هر کجا دوست داره بره ..واقعا من اینجوری شدم …و از وقتی به همسرم توی ذهنم و در واقعیت آزاد گذاشتم …من دارم آزادی بیشتری رو کسب میکنم توی لباس پوشیدن و زمان و مکانی که جهان من رو هدایت میکنه که چه جایی باشم .چون بازتاب افکار و باورهای جدیدم در زندگی واقعی نمایان شده و جهان باورهای جدیدم رو به من داره ثابت میکنه ..ولی قبلا خیلی محدود بودم ..چون تو ذهنم اونو محدود میکردم و زیاد بش گیر میدادم …و اونم به من گیر میداد (برانگیخته میکردم که منو محدود کنه و آزادیم گرفته میشد )..

    و من خیلی خیلی خیلی خوشحالم که این قوانین رو درک کردم و دارم ازش لذت میبرم …

    واقعا من خیلی تغییر دارم میبینم در زندگیم ..خداایا شکرت برای قوانینت…برای این استاد نازنینی که منو هدایت کردی بهش ..خدا حفظتون کنه…😍😍

    تو رو خدا از این فایلها بزارید برامون …همیشه ..زود به زود ..😍😍😍😍😍🙏🙏🙏🙏❤❤❤❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    خورشید گفته:
    مدت عضویت: 1460 روز

    سلام استاد عزیز مریم خانوم دوستان دیگه

    استاد راستش من درحال حاضر شاید بشه گفت درحال گذروندن یکی از سختترین تضادای زندگیمم

    همیشه مشکل در مسایل عاطفی برای من خیلی بزرگ و زجر اور بود دلیلشم مشخصه مثل روز روشنه عزت نفس پایینم و وابستگی ای ک به افراد پیدا میکردم و دوست نداشتن خودم و لذت نبردن از تنهاییام دلیل اصلی ای که باعث مشکلاتم میشد و من تقصیر اون ادما مینداختم درحالی ک مقصر اصلی خود من بودم

    این کامنتو به عنوان ردپایی ازخودم میزازم تا هفته های بعد و ماهای اینده ک دیدمش ببینم همون اتفاقی ک میخاستم برام افتاده و امید بگیرم برای ادامه دادن مسیر و بدونم ک درسته و چ قدر تغییر کردم

    من تازگی و چندروزه دارم به صورت جدی تری روی خودم کارمیکنم و دقیقن بعد اون تضاد عاطفی به جای اینکه بشینم بزنم تو سرخودم و خودمو قربانی بگیرم و اون ادمو فوش بدم یا هرکاری ک قبلن میکردم البته نمیگم اینا نیس و نبوده میاد سراغم این احساسات اما زود دیلیتشون میکنم و بیشتر سعیمو میکنم

    خیلی به فکر فرو رفتم و به حرفای شما رسیدم ک تو روابطم فقط داره اسم ادما عوض میشه و قیافشون وگرنه از اساس یکسری مشکلات تو هر روابطم هست مثل نادیده گرفته شدن مورد عشق قرار نگرفتن و اررش نداشتن برای طرف و من اینارو پذیرفتم ک تو وجودم دارم و جهان ب وسیله اون ادما فقط درون منو و باورم نسبت به خودمو هربار ثابت کرد با فعل گذشته حرف میزنم چون دگ واقعن خسته شدم ار این مسایل تکراری و مطمعنم و مطمعن شدم ک دگ هرگز این اتفاقات نمیفته چون من تصمیم جدی ای برای تغییر دارم

    در حال حاضر اون ادم نسبتن زیاد از صبح تا شب تو فکرم میاد اما نکته مثبتش اینه ک همزمان حسمو خوب میکنم و سعی میکنم با دید مثبتتری قضیه رو ببینم اما هنوزم هس تو فکرم

    حتی تصور بودنش با بقیه حالمو بد میکنه و بعضی وقتام چکش میکنم و یکسری فکرای چرت و پرتی ک درموردش تو فکرم میاد

    و تهه ذهنم این هست که چرا منو دوست نداشت چرا برای موندنم تلاشی نکرد چرا خوبیامو ندید و منو نخاس و توقعی ک دارم ک باید برای موندنم تلاش میکرد باید منو دوست میداش منک اینقد ویژگیای خوبی دارم و …

    و البته اینا همش طبیعیه چون فقط دوسه روز گذشته اما بااینحال تو همین دوسه روز من تغییرات مثبتی داشتم و حتی نشونه هاییم دیدم و نسبت ب قبلم ک یک رابطرو تموم میکردم و اوضاعی ک داشتم و روند فراموشی الان داره بهتر پیش میره براهمینم خودمو سرزنش نمیکنم و به خودم میگم

    منک دارم قانونو یاد میگیرم بااستفاده از قانون جواب سوالاتمو درمورد رابطه ای ک داشتم میدم مثلا درمورد اینکه چرا برای موندنم تلاشی نکرد یا چرا اونقد منو دوست نداش و ازاین سوالا میگم ک

    ساجده تو فقط و فقط نتیجه باورا و فرکانساتو دیدی تو یکسری باورایی درمورد رابطه داشتی و متعاقبش یکسری فرکانسایی به جهان ارسال کردی و جهانم از طریق این ادما و یاحتی ادمای قبلی نتیجه فرکانساتو بهت برگردوند همین و بس پس دلیلش این نیس ک تو بی ارزشی یا دوست داشتنی نیستی تو فقط باورای غلطی داری چون تو هیچی از بقیه ای ک روابط خوبی دارن کم نداری و حتی بیشتر از هرکسی لیاقت یک رابطه فوق العاده و عاشقانه و وفادارانه رو داری

    بعدشم تو خودتو اونجور ک باید هنوز دوست نداری و باارزش نمیدونی و احساس لیاقتت کمه (البته الان دارم روی خودم کارمیکنم و هرروز بهتر میشم) ولی در گذشته ک تو اون روابط قرار گرفتم همچین ویژگیایی داشتم پس چ توقعی بوده ازاون ادما ک منو دوس داشته باشن و بااررش بدونن وقتی خود من اینطور نیستم پس توقعی از ادما نیست

    و الانم ک این احساساتو افکارو دارم

    شیطان بهم میگ ببین تو تااخر عمرت قراره تو فکر این طرف باشی ببین رفت با یکی دگ دوستت نداش بااون خوشحاله باتو نبود تورو دوس نداش اونو دوس داره وای خیلی فکرای چرتی میاد تو سرم و من یکسر دارم باهاشون میجنگم و بضی وقتا فک میکنم میگم نکنه واقعن نکنه هیچوقت فراموشش نکنم نکنه اون خیلی ادم خوبی بود نکنه بهترین مردی بود ک میتونستم تو زندگیم داشته باشم نکنه از دستش دادم

    و بعد باتموم این فکرا یک صدایی تو قلبم میگ

    همع اینا میگذره و این ادم یجوری فراموشت میشه ک انگار ن انگار ی زمانی تو زندگیت بوده و فقط درسایی ک از رابطه باهاش گرفتی یادت میمونه و به رشدت کمک میکنه و نتیجه اینوک همین حالاهم دارم میبینم ک این تضاد چقد باعث شده من جدی حرکت کنم برای رسیدن به خواسته هامو و اصن انگار ی جرقه ایو تو وجودم زده خدایا شکرت و من چن مدت بعد ک خیلی دیدم نیس برمیگردم و این کامنتو دوباره میخون م و میبینم ک قلبم درست میگفت و این روزا چقد راحت و زود گذشت و من چقد فرق کردم و این ادم چه قد راحت فراموش شد برای همیشه و اونوقت از تهه دلم میگم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    سمیه نظامی گفته:
    مدت عضویت: 2120 روز

    سلام استادعزیزم ومریم جون باعشق

    واقعا این فایلتون خیلی عالی بود من همیشه ازاینکه کسی توزندگی آزادی منو بگیره خیلی عذاب میکشم چون اعتقاد دارم انسان موجودی تک سلولی هست وتک به دنیا اومده ومیتونی اونجوری که دوستدارم زندگی کنه وحق انتخاب داره ولی متاسفانه درایران عشق رویکجوری دیگه معنی میکنن برده گی واسارت این یعنی دوست‌داشتن این یعنی غیرت مزخرف مردانگی ویا زنانگی به نظر معنی عشق اینه عشقت بزاری اون جوری که دوستنداره زندگی کنه بخاطر همین طلاق زیاد شده دردنیا چون عشقو برعکس معناکردن عشق درایران یعنی آدم آهنی شخصی باشی که باهش زندگی میکنی وبعدازیک مدت آدم آهنی خسته میشه به راهای بدی کشیده میشه بعدمیگن زن زندگی نبود یامرد هوس با زبودمن همیشه ازبچگی دوستداشتم زن وشوهررفیق باشن باهم به نظرها وخواستهای هم احترام بزارین ولی متاسفانه اینجوری نشود ولی با دیدن این فایل باورکردم که چنین رابطه هست ومیشود داشت به کمک الله مهربان من میخوام این نوع رابطه داشته باشم باهرکسی که خداوند برام من میخوام وظایف من تغییردادن وهماهنگ شدن با خود واقعی خودم هستم استاد به زودی میام میبینمتون چون شما الگوی من هستین موفق شدم به لطف خدا کتاب‌های که توسایت هست بخرم وبخونم واحساساتم راعالی نگه دارم تا خداوند منوهدایت کنه من میتونم چون می‌شود دوستدارم استادعزیزم عاشقتم مردخدا🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰سمیه نظامی ازمشهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    فرشته کوهستانی گفته:
    مدت عضویت: 1626 روز

    بنام الله یکتا

    صد و پنجمین روز شمار تحول زندگیم رو دارم رد پا میذارم

    و چقدر زیبا که به این فایل هدایت شدم

    چیزی که الان خیلی احتیاج داشتم

    من قبلا همش دنبال تغییر شوهرم بودم و متاسفانه هرروز تضادها بیشتر میشد از وقتی با قوانین آشنا شدم تعصبم رو روی نام شخص عاطفیم کنار گذاشتم،رابطم رو برای خودم تجسم کردم،من خیلی خوب میتونم تجسم کنم وقتی رابطه ی عاطفی دلخواهم رو تجسم میکنم یجوری لذت میبرم انگار واقعا الان توی اون جو هستم،شجاعت مریم جان خیلی قابل تحسینه ،من مدتها خواستم بر ترسم از تاریکی غلبه کنم اما هنوزم موفق نشده ام،مورد دیگه ای که فرمودید نگرانی است،چیزی که من قبلا خیلی برام پررنگ بود همش دوست داشتم کسی نگرانم باشه یا من نگران عشقم باشم و این رو گزینه ای از خصوصیات عاشقان میدونستم،اما الان دیگه نگران نیستم،چون بشدت بخدا اعتماد دارم و آرامش دارم،میدونم خداوند نگهدار من و عزیزانم است،خوش بحال مریم جان که اینقدر مدارشون بالاست که شخص عاطفی شماست،منکه در مداری بسیار پایین تر از ایشون هستم آرامش لذت بخشی رو تجربه میکنم که خیلی حالم و خوب میکنه،شما گفتید توکل یعنی خداوند حواسش به همه چی هست،من دقیقا تو این زمان به توکل رسیدم،من تو روابطم بخدا توکل کردم و دیگه نگران نیستم البته که وسوسه های شیطان ذهن هم هست،من خیلی زیاد به آزادی طرف مقابلم احترام میذارم و به همون اندازه هم خواهان آزادی خودم هستم،اما بزرگترین خواسته ی من پاکی و وفاداری شخص مقابلمه،چون من خودم خیلی زیاد وفا و تعهد و پاکی در روابط برام مهمه،تا قبل از کار کردن روی خودم آزادیهای طرف مقابلم رو محدود میکردم فلط بخاطر اینکه طرفم رو مجبور به وفا و پاکی کنم،اما بدتر میشد هرچی کنترل میکردم بدتر میشد و کار بجایی رسید که در عین محدودیت باز هم خیانت دیدم،چون اول اینکه به ناخواسته توجه میکردم و دوم اینکه میخواستم چیزی خارج از خودم رو کنترل کنم،اما از یه موقعی به بعد فقط گفتم من بخدا اعتماد دارم و شوهرم رو رها کردم،(رها از نظر ذهنی)و به خداوند گفتم که خدایا تو گفتی که الطیبون للطیبات،پس من رها میکنم و این مرد رو تا زمانی در زندگی من نگهدار که پاک باشه،من به این قانون جهان اعتماد کردم و شخص عاطفی خودم رو آزادو رها گذاشتم چون من نمیخوام تو زمینی که کویره عمرم و هدر بدم،نمیخوام یه کویر رو نگه دارم و بزور توش برنج بکارم،من تمام سعیم رو میکنم که آدم مناسبی باشم تا آدم مناسب هم تو زندگیم بیاد،دیگه تعصب روی بزور نگهداشتن روابطم با شخص خاصی ندارم،قبلا خیلی زیاد گوشی کک میکردم و رفت و آمدهاشو چک میکردم،اما بعد از کار کردن روی عزت نفسم دیگه این کار رو نکردم

    مردان پاک برای زنان پاک و مردان ناپاک برای زنان ناپاک

    خدایا عاشقتم که اینقدر زیبا جهان رو خلق کردی

    استاد جانم و مریم جانم و دوستان گلم دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  8. -
    Maryam💫💫💫 گفته:
    مدت عضویت: 560 روز

    شکر خدایی که هر لحظه در حال هدایت و حمایت ماست( گام 105)

    واقعا جمله ی زیبای استاد را باید با طلا نوشت ،،لازم نیست ما خودمونو با کسی هماهنگ کنیم ماباید روی خودمون کار کنیم جهان، افراد مناسب و هماهنگ با ما رو در مسیرمون وارد میکنه،،وچقدر خودم تلاش های بیهوده ای در این راستا کردم و زور زدم برا نگه داشتن برخی آدمها و زور زدم برا حذف برخی دیگر و چیزی جز افسردگی و غم و ناامیدی و شرک نصیبم نشد چقدر اشک ریختم از رفتن ها و موندن ها امروز بعد از گذشت سالها حتی یک نفر دوست هم ندارم تنهای تنها و با این فایل استاد متوجه شدم من اونقدر از خودم فاصله داشتم و خودمو دوست نداشتم و لایق نمیدونستم که جهان داشت با آمدن و رفتن ها با من حرف میزد و منم ناآگاه و امروز متوجه شدم تمام اون اتفاقات در جهت رشد من و بزرگ شدن من بوده و چقدر به نفعم شده که همه رفتن وگرنه الان نابود و افسرده منتظر مرگ بودم و خدا رو شاکرم بخاطر هدایتهایش بخاطر سایت استاد عزیز و مریم خانم خدا قوت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فردوس داداشی گفته:
    مدت عضویت: 460 روز

    بنام خداوند مهربان

    سلام و درود فراوان بر استاد عباس منش و خانم شایسته مهربان،واقعا خوشحالم و خداوند را صدها هزار مرتبه شکر که با این قوانین الهی آ شنا و هدایت شدم به سمت راستی،صداقت،نور،پاکی سرتاسر ایمان،اولین کامنت من تو این سایت توحیدی و خدا شناسی بود با احترام فراوان بخاطر این فایل فوق العاده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2045 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام ی همگی عزیزانم

    ردپای 18 اردیبهشت 1404

    خدایا شکرت بخاطر هدایتم ب این فایل ارزشمند

    صبح موقعی گ داشتم شکرگزاری میکردم تو دفترم یهو شروع کردم ب سناریو نوشتن برای رابطه ی دلخواهم چقدحسم عالی شد و قلبم باز الهی شکرت

    بعد ک اومدم سمت گوشیم فایل گوش بدم اتفاقی پستم خورد رو ی فایلی ک نمیدونستم درمورد چیه بعد ک پلی شد دیدم همین فایله

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    چقد قشنگ بهم گفتی زکی اول شخصیت خودت و بساز ،سمت خودت و انجام بده ،عاشق خودت باش

    فرد مناسب، همسر دلخواهت رو من ب راحتی درزمان مناسب وارد زندگیت میکنم

    الهی شکرت

    واقعا خداوند همیشه ب قانونش عمل میکنه.

    الطیبات للطیبین ،زنان پاکدامن برای مردان پاک دامن

    اینکه من نمیتونم کسی و تغییر بدم واقعا تواناییش و هم ندارم ناتوان هستم توی این مورد

    اینکه دنبال ی فرد خاص با ظاهر خاص نباشم

    دنبال این باشم ک ی رابطه ی لذت بخش و تجربه کنم فرد مناسب و جهان وقتی ک آماده باشم میاره تو زندگیم اگه من فقط روی خودم کار کنم وکاری ب بیرون ازخودم نداشته باشم

    خط قرمز هایی برای خودم داشته باشم

    ب کمتر از بهترین قانع نشم

    استاندارهام و ببرم بالاتر و خودم تبدیل بشم ب همون چیزی ک دوسدارم طرف مقابلم باشه

    احساس لیاقت و در خودم ایجاد کنم

    پا روی ترسهام بزارم

    شخصیتم و بهبود بدم

    فقط متمرکز باشم روی خودم ،خیلی ها بقیه رو نصیحت میکنن ک رابطه شون خوب بشه ولی خودشون تو رابطه ای ک هستن تو سرو کله هم میزنن آرامش ندارن

    همه اش بحث و دعوا

    خودم نمونه اش و دیدم

    واقعا حالشون خوب نیست ولی تظاهر میکنن ک خوشبخت ان

    من دوسدارم رابطه ای داشته باشم ک پراز آرامش و لذت باشه ،پراز صلح ،احترام ،عشق

    پراز درک متقابل

    قبل از هرچیز باید خودم باخودم ب صلح برسم ،خودم و دوسداشته باشم

    ب خودم با احترام رفتار کنم

    سعی کنم از زندگیم لذت ببرم با تنهایی خودم حال کنم

    سعی کنم دیگران و قضاوت نکنم

    تمرکزم رو ویژگی های مثبت باشه هم خودم و هم دیگران

    جهان لاجرم ب فرکانس من پاسخ میده

    جهان قانون کبوتر با کبوتر باز با باز رو خودش عالی انجام میده

    خداوند سیستمه ک فقط داره پاسخ میده ب فرکانسهای ما ،ب افکار و باورهای ما،ب کانون توجه ما

    ب میزانی ک من برای خودم ارزش قائل میشم جهان هم برام ارزش قائل میشه

    و آدم ها،شرایط واتفاقات خوب و وارد زندگیم میکنه

    دیروز هدایت شدم ب آیه ای از قرآن ک میگه

    یونس, آیه 44 : یقیناً خدا هیچ ستمی به مردم روا نمی دارد، ولی مردم [با روی گردانی از حق] بر خود ستم می ورزند.

    آدم ها چطور ب خودشون ستم میکنن ؟

    با توجه کردن ب نازیبایی ها

    ندیدن نعمت ها

    کفر ورزیدن، قدرت دادن ب بقیه تو ذهنشون ،همون شرک،باور وعده ی فقر شیطان

    باورهای محدودکننده ،با ترس،ناامیدی، و پیروی از باورهای عموم جامعه و گذشتگان

    خدایا پناه می‌برم ب تو از گمراهی ،از نجواهای شیطان ذهنم

    از خودم و افکارم ب تو پناه می‌برم

    خدایا تنها تورا بندگی میکنم و تنها از تو یاری می‌جویم من رو ب راه راست راه کسانی ک نعمت دادی هدایت کن

    دیشب خونه خواهرم بودیم ی تضادی پیش اومد در مورد حرف مردم ک چی میگن فردا در موردمون

    خواهرم چنان بهم ریخت ک برای من انگار غیر طبیعی بود،باخودم میگفتم مگه مهمه حرف بقیه ک اینقد حرص بخوری

    چندبار سعی کردم کمکش کنم تا کنترل ذهن کنه

    ولی دیدم اصلا راه نمیده ب افکار مثبت

    و یادم اومد ک بقیه مث من توی این مسیر نیستن و حرفم و درک نمیکنن اصن

    بعد ک دیدم حرفاش تمومی نداره رهاش کردم و اون هی باز ادامه می‌داد و هی افکار منفی بیشتری بیاد می‌آورد کاری ک ذهن همه ی ما همچین مواقعی میکنه

    گفتم ببین زکیه این کار ذهن همه ی آدم هاست

    و اگه جلوش رو نگیری از کاه کوه میسازه و زندگی رو تبدیل ب جهنم میکنه برات

    الهی صدهزار مرتبه شکرت تا حدودی بهتر شدم توی این زمینه ولی هنوز خیلی جای کار داره.

    دیشب پیاده برگشتیم خونه هوا خیلی عالی بود ی نسیم خنک میومد و همه جا خلوت و ساکت خیلی خوشم اومد

    خدایا شکرت بخاطر این مسیری ک هدایتم کردی و هرروز داری بیشتر میکنی این هدایت رو

    چند روز پیش خواهرم ک تماس تصویری گرفت با خواهر زاده ام سارا کوچولو ک یکسال و نیمه تقریبا

    اولین حرفی ک زد گفت کی کی

    کی کی قربونش برم کی کی منظورش منم

    ،ب من میگه کی کی خخخخخخ

    بلد نیست بگه زکیه ،کلی ذوق کردم براش گفتم خدایا این تو داری از طریق سارا بهم عشق میدی

    هربار آجیم باهاش تماس مبگرفت میگفت کی کی،خواهرم گفت منو ب این گنده ایی نمیبینی همه اش میگی کی کی خخخخ

    چون من واتساپم و پاک کرده بودم،نمیتونستم خودم باهاش تصویری صحبت کنم ک اومدم نصب کردم و بهش زنگ زدم اینقد ذوق کرد ک نگو کیف مداد رنگی هاشو آورد جلو دوربین گفت کی کی باج

    دستم و بردم نزدیک گوشی گفتم باج

    گفتم دفترت کجاست گفت دبتر ؟!گفتم آره سریع رفت آوردش

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    بخاطر نتایج دوستان ک هرروز داره بیشتر میشه واین نشون میده ک قانون داره جواب میده

    الهی شکرت

    خدایا شکرت بخاطر نعمت سلامتی، نعمت اکسیژن،نعمت دست ،پا،گوش چشم ،انگشتان سالمم،گوشیم ک دارم باهاش تایپ میکنم

    نتی ک دارم

    الهی شکرت بابت این دانشگاه توحیدی ک دانشجوش هستم

    و هرروز دارم روی خودم و بهبود شخصیت و افکارم کار میکنم هرچند کوچیک و اهسته

    ولی این مهمترین کار زندگی منه

    و وقتی ک من از درون تغییر میکنم دنیای بیرونم خود ب خود تغییر میکنه جهان این کارو انجام میده

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: