اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیزم بخدا تو ابراهیم زمان منی بخاطر وجودت تو زندگیم ازتون سپاسگذارم
استاد این فایل ک امروز گذاشتین دقیقا برای من بود باوجود اینکه من اینو قبلا هم گوش داده بودم و دوره روابطم هم شرکت کردم و رو خودمم کار میکنم اما چن روزه با ی تضادی در روابط برخوردم همش میگفتم خدایا من ک رو خودم کار میکنم پس چی شد اینجور شددیروز رفتم نشونه هدایت کن باز ب قسمت مقدماتی قدم هشت برخوردم ک باورهاتو تقویت کن هی میگفتم خدایا مگ من روخودم و باورهام کار نمیکنم ایراد کار من کجاس ک ب این تضاد قبل از خرید دوره عشق و مودت برخوردم بعد امروز این فایلو گذاشتید واای استاد کلی از باگهامو فهمیدم ک من بعضی وقتها نگران عشقم میشم ک دوستان اطرافش چطور ادمهایی هستند.باوجود اینکه مدتی هم بود عشقم اصلا با دوستاش رفت وامد نمیکردو تغییر کرده بود ولی باز من نگران بودم گاهی و با ی تضادی برخوردم الان فهمیدم استادک من چرا فراموش کردم انقد رو باورهای توحیدیم زیاد کار کنم و نگران نباشم ب خدا بسپارم یا ب روابط سطحی نگاه کنم هرچند ک گاهی یادم میومد ک نگران نباشم ولی باز ناخودگاه نگران میشدم.امروز این فایلو گوش دادم گفتم وااای آزاده چکار کردی تو چرا فراموش کردی این حرفهارو تازه روخودتم کار میکنی و ذهنتم کنترل میکنی گفتم اشکال نداره آزاده این تضاده بود بفهمی ک رو خودت و باورهای توحیدیت ببشتر کار کنی و بسپار ب خدا اونم خدایی داره تو فقط رو خودت کار کن.ب خودم قول دادم ک رو این باورهای توحیدیم یشتر کار کنم
ازتون ممنونم استاد عزیزم بخاطر این فایل بی نظیرت ب خاطر وجودت تو زندگیم سپاسگذارم از عشقمم ک تو زندگیمه ک باعث میشه ب تضاد بخورم و روخودم و خواسته ام بیشتر فکر کنم و کار کنم
سپاسگذارم بازم ازتون استاد عزیز و مریم جان عزیز دوستون دارم❤😘🌹🙏💖
این درصد از استقلالی که استاد دارند هیچ وقت بهش فکر نکرده بودم
حس قدرت میده و آرامش
اما اگر طرف مقابل هم همین استقلال رو داشته باشه…
خب برای منی که به این سطح نرسیدم یکم نگران کننده است که دیگران بدون هیچ وابستگی منو هر زمان بخوان ترک کنن ولی مسلما اگر خودم هم به اون سطح از استقلال عاطفی و توحیدی برسم نگرانی نخوام داشت چون دستان خداوند بسیار است
فکرمو مشغول کرده منی که با کلی وابستگی بزرگ شدم و یکسالی هست دارم تلاش میکنم خلاص بشم، خدا رو محور قرار بدم نه بنده هارو، و نترسم از تنهایی و از خیلی چیزها و کارهایی که بلند نیستم تنهایی انجام بدم
یه مدت هست از یه نفر خوشم اومده و با خودم تکرار کردم خدایا من نمیدونم آیا این فرد مناسب من هست یا نه خودت من رو هدایت کن و خودت فرد مناسب رو برام انتخاب کن
که الان هم استاد فرمودند از خدا هدایت بخوایم تا فردی مناسب با ویژگی های ما به ما بده
و اینکه من از خدا هدایت میخوام در مسیری قرار بگیرم که هی بهتر بشم لایق تر بشم تا به قول استاد انسانهای بهتری هم سر راهم قرار بگیرن
ولی الان فکرم مشغوله این هست چطور به استقلال بیشتری برسم شاید با مواجه شدن با ترس هام
استاد جان ، دارم استارت کتاب خودم رو میزنم ….. باورت میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدا عاشق منه
خدا خیلی منو دوست داره
یه کم با همسرم اختلاف پیدا کردم و نشستم به گریه کردن ولی از درون حالم خوب بود . یه حسی بهم گفت پاشو جلو همسرت خودتو به زمین بینداز!!!!!!!! ولی یه حس آرومی بهم گفت : نه ..نه.. این کار رو نکن !! این خودش یه احساس گناه میشه……… بعد حالم عالی شد و خوب شد
بعد ارتباطم با همسرم هم خوب شد
بعد یه حس آرومی بهم گفت//// یه کتاب بنویس و منم گفتم چشم///// الان داره بهم میگه و می نویسم
بسم الله الرحمن الرحیم
بخند و شاد باش که همه ی جهان تو ، برای تو ساخته شد و بس
تو از بدنه ی جامعه . از مادرت . از پدرت . از همسرت . از همه ی فامیل ها و از همه ی کسانیکه ورودی نا مناسب به تو میدادن دور شدی و دور هستی ..این کلمات رو به خودت بگو و هزار بار تکرار کن برای خودت تا دنیات با دنیای بیرونت عوض شود . تا اونجوری که می خواهی زندگیت دگرگرون شود
ادامه دارد……….
خدایا عاشقتم
………………………………………………………………………
استادا جان ببین شاگردات به کجا رسیدن ؟؟؟؟؟
منی که تا دیروز جرات نداشتم یه کلمه حرف بزنم دارم کتاب می نویسم و از نوشتن لذت میبرم
سلام استاد عزیزم خانم شایسته عزیز و تمامی دوستان همراه
امروز به این فایل نیاز داشتم و خدا منو هدایت کرد خدایا سپاسگزارم
داشتم به همسرم گیر میدادم و خلاصه از همه شاکی بودم مخصوصا خونواده همسرم
ولی این فایل گفت فقط رو خودت کار کن و بقیه رو رها کن
وقتی به خدا توکل میکنم و میگم خدایا زندگیم رو مدیریت کن و تسلیم هستم بابد در عمل نشون بدم تا تفاوتی داشته باشم با بقیه
خدایا سپاسگزارم خدای دانا و حکیم
اینجوری آرومتر هستم دیگه تمرکزم روی خودمه بجای تعدا زیادی شخص متفاوت
اگر در زندگیم همین رو الگو کنم بخدا قسم فقط خیر و نعمت به من میرسه
چون من وظیفه م توکل و تسلیم بودن هست و تاجایی ک بتونم عمل به الهامات و خداهم وظیفه ش سر و سامان دادن به زندگیمه ،حتی زیبا تر و کامل تر از خواسته خودم،بازم میگم باید ایمانم قوی باشه
خب بازم سپاسگزار خداوند هستم همینکه میدونم باید تمرکزم روی خودم باشه برام ارزشمند هست و بیشتر متوجه میشم هر کسی سر جای خودش هست و اگر اتضادی هست بخاطر خودم هست
دیگه حسادت و کینه برام کمرنگ و محو میشه چون میدونم بدون اذن خدا اتفاقی برام نمیوفته،و میدونم وسوسه ذهن هست و شیطان همواره در حال وسوسه هست پس نباید نگران باشم و ناامید باشم چون اینا کار شیطانه واگر خطایی کردم بدون نگرانی دوباره برگردم به مسیر بدون وجود احساس گناه
احسنت به شما برای باورهاتون ،منم حقیقتا دوس ندارم چک بکنم مخصوصا گوشی
هرچند در گذشته انجام میدادم و ضربه شو خوردم ولی خیلی بده
الان میگم خدایا خودت هدایت و حمایتم کن به راه درست و مشخص
احسنت ب ایمانتان به خداوند ک ابدا نگران نیستید و با خیال راحت زندگی میکنید و اینقدر تسلیم هستید دربرابر رب واحد که خداوند خیلی زیبا افراد خوب و متناسب با خواسته شمارو در مسیرتون قرار میده
پس منم همینکار رو میکنم درواقع تلاشی برای تغیر انجام نمیدم چون بیفایده س نهایت نظرمو میگم و اجباری کاری انجام نمیدم،در عوض از خداوند همه چیز در بهترین و بالاترین حالت ممکن رو میخام دیگه خودش میدونه و بس.
من اینجا متوجه شدم سطح توقعم رو از خداوند بالا ببرم و خودم،ن بنده های خداوند
باید آزاد و رها باشم و دیگران رو هم آزاد و رها بذارم،میدونم سخته ولی شدنیه
من کارهای خیلی سختتر و مهمتری انجام دادم اینکه چیزی نیست
وقتی استارتر و حامی مث خداوند دارم دیگه چه باک از غم طوفان
خدایاشکرت و سپاسگزارم بابت تمام نعمتهای زندگیم
ممنونم بازم سپاسگزار
در پناه الله یکتا شاد سالم سعادتمند و ثروتمند باشیم
این فایل راقبلن گوش کرده بودم ولی ازاون جایی که این روزا،توروابط نیازبه شنیدن این آگاهی هاداشتم بازگوش کردم .حتی دانلودهم کردم که تووقتای دیگه بازم بارها گوش بدم .
استادرابطه ی شمااستثنایی هستش .
من که مثل شمانه دیدم ونه شنیدم.
خب درکش هم قابل هضم برای هرکسی نیست .
خیلی خوب بوده که شماقبل ازایجادروابط عاطفی،به درک قوانین وتغییرباورهارسیده بودید.
که کمک بزرگی بهتون کرده .به قول خودتون دست وپایی برای ایجاد رابطه نزدیدورابطه ی فوق العاده خودش پیش اومده که هردو،ازهم احساس رضایت دارید.
این موضوع برای کسانی که هنوزواردرابطه ی عاطفی نشدن ،عالی وخیلی عبرت برانگیزه.
ولی برای منی که 27سال توزندگی هستم واتفاقاهردوب خاطرکمبودهامون که ب نظرعاشق هم شدیم ، تغییروجهت دهیش برای ایجاد رابطه ای که شماازش صحبت میکنید،سخته.
حتی من دوره ی عشق ومودت راخریدم چندبارگوش کردم تاتغییراتی صورت بدم .همین کارم کردم البته .
وانصافاهم خودم وهم همسرم خیلی روشنفکرتروبهترازقبل شدیم .
سطح توقعاتمون خیلی پایین تراومده.
درکموننسبت به هم بیشترشده .
آزادی ورهابودنمون هم به نسبت قبل خیلی بهترشده .
ولی هنوزهردومون موزیانه دنبال تغییرات برای خواسته های که توروابط داریم ،هستیم .
حالا به همسرم کاری ندارم .
ازخودم میخام بگم .
چون خیلی جاهاقبولش ندارم ،دلممیخادطبق استانداردهای من دربیاد.
قبلنا خیلی واضح و شفاف میگفتمحالایابادرخاست یاباتشنج یاواضح وشفاف یادردودل کردن ،بالاخره هرطورشده متوجش میکردم .ایشون هم گاهی گوش میکردگاهی فراموش گاهی هم لجبازی و….
امادوسالی که بااستادهستم ،کمپیش میادکه به خودم اجازه بدم که بگم .
اماازطرفی وقتهایی که حالم مناسب نیس،تماماون رفتارهای گذشته توذهنم میاد.البته منظورم از گذشته کارهاورفتارهای مثلن چندهفته یاهفته ی قبل هستش.
واگرنه گذشته های دورروفراموش کردم .
من روی خودم کارمیکنم اماالان متوجه شدم که هنوزمرضهایی تووجودخودمهست که نمیتونم درست رفتارکنم .
هنوز خودخواه بازیامودارم .
هنوزدنبال تغییرش هم هستم .چرا؟چون هنوزترسهایی تووجودمهست که به ایشون ربط داره.
استادوقتی شماازروابطتون حرف میزنید فکرمیکنم دوست دختر،دوست پسرید.آخه هیچ روابطی رومثل شماندیدم، رفتارکنن.
نمیدونم شایدانقدخوب عمل نکردم که ب نظرم رفتارهای شمایه خورده برام سنگینه .
منظورم اینه یه جورایی نشدنیه.
ولی یه چیزم بگم ،من تاحالادقیق دقیق حرفهاوصحبتهاوتجربیات شماروعملی نکردم .چرادروغ بگم ،صادقانه اعتراف میکنم که صد،خودموبرای زندگی نزاشتم .
تغییر زیادداشتم حتی تغییرات زیادی از همسرم دریافت کردم ولی زندگی انقدپیچدس که هرچقدم روی خودت کارکنی بازکمه ونیازهستش که ادامه بدی.
استادمیگن جاهایی مثل لب دریامیرن ،مریم جون هیچ مشکلی ندارن .
مایه مهمونی ساده و معمولی میریم میآییم کلی حالمون بدمیشه به خاطر حساسیتهایی که داریم .
البته استادقبول کنیدبودن تواون کشورواون شرایط خودش بی تاثیر نیست البته شماتوایران هم ازاین حساسیتهانداشتیدویادمه میگفتیدشاگرداتون را،حتی خانوما رابه آغوش میکشیدید.
خب منی که قم زندگی میکنم هیچ وقت ازاین آزادیها،نه دیدم ونه انجام دادم طبیعتااونحساسیتهای زنانگی وجودخواهدداشت.حالاداریم روی خودمون کارمیکنیم ،فک کنم وقتی پیرمردوپیرزن شدیم این حساسیتهاازبین برن وهمه چی برامون عادی بشه .
خودم میدونم این احساسی که دردرونمه ،درست نیست وخیلی تمرین کردم برام مهم نباشه ولی واقعن سخته .یه جاهایی حساسیتم میزنه بالا.
وناراحتی بوجودمیاد.تازه منی که همسرم خوشگل نیس وقدوهیکل خفنی نداره.
وای به حال اینکه همسرم خوشگل وهیکلی بود،دیگه فکرکنم روانی میشدم .
بله قبول داریم وایمان هم داریم که همسرمونو،نمیقاپن ولی انگار عادت کردیم وخوشمون نمیاداوناباکس دیگه ای توتایمی خوش باشن .
انگارتو،کتمون نمیره.
اصلن باورهامون انقدبیمارگونس که مگه میشه حالاحالا،درسش کرد.
ازبیس داغونیم .
به قول استاد به احترام خودم وبرای ارزش قائل شدن به خودم نبایدگیری به این چیزهابدم وتوجهم راازاین مسائل بردارم .
میدونم همه چیزتویه چیزخلاصه میشه واونم اینه که قانون رادرک کنم وایمان داشته باشم که وقتی من رهاباشم ،جهان خودش چینش درستی انجام میده ونیازی به نگرانی من نیست .
واقعن چراهمیشه بامراقبتهامون میخواهیم مواظب باشیم که کسی به همسرمون چیزی نگه یارفتارخاصی نداشته باشه .چراانقدمیترسیم .
یه وقتایی به شوخی به همسرم میگم اگه مطمئن باشم که توبرای همیشه ازمن جدامیشی ومیری سمت کس دیگه ،مشکلی نداشتم .
ترسم اینه هم بامن باشی هم ….
خیلی مسخرس .باورتون میشه خودم ازاین فرهنگ واحساس مزخرفی که دارم حالم بدمیشه.
الان ازخودملجم گرفته ،چراانقدخودموکوچیک میکنم .حتی به خودشم نگم .اصلن چراتوذهنممیاد؟!بیخودکرده میادتوذهنم ،حالم ازاین افکاربهم میخوره که مثل خوره میفته به جونمون والکی سرهیچی ،مارابه تشنج واحساس بدمیبره.
خدایا ببخش منو،استادشماهم ببخش منو.
حالا متوجه شدم خیلی ضعیفم .چقدم ایمانم ضعیفه.
اعتمادبه نفسمم ضعیفه .همه چی ضعیفه .
البته جای امیدواری هست چون میگم که به نسبت قبل خیلی تغییرکردم وخیلی بهترشدم .همین که کاریش ندارم وچیزی نمیگم ،خودش ب نظرم یه کارمثبتیه که یادگرفتم ولی اینکه ذهنم گاهی یه جاهایی درگیرمیشه ،خب جالب نیست .
اونجایی که استادگفتن من اصلن این چیزارو،خفت خواری وضعیف بودنم میدونم .
واونجایی که گفتن خودتولایق بدون ،ارزشهای خودتوبالاببر،اعتمادبه نفستوبالاببر.اینازمانی رخ میده که باورداشته باشم خدایی هست که بهترازخودم به همه چی نظارت داره وحواسشبه همه چی هست.
میخام همین جاقول بدم دخترخوبی باشم .
نگاهم روتوروابط بیشترتغییربدم .
من توخونه میگم: عباس منشی میخام به این قضیه نگاه کنم .
اتفاقاامروزعصرباهمسرم سرچن تاموضوع بحث کردیم ،وآخرش بهش گفتم سال جدیدی که میادتمام سعیمومیکنم وبه همین این مسیرروادامه میدم وبااستادم تواین مسیر میمونم .بش گفتم واقعن صد،خودمومیزارم امااگرسال تموم بشه واون چیزی روکه میخام تواین روابط پیدانکنم ،ممکنه اتفاقات دیگه ای بیفته .
اینم فهمیدم که یه جاهایی شایداتفاقات ناجالب چیزیومیخادبهم نشون بده یاعامل اتفاق خوب دیگه ای باشه امامن مثل همیشه میام وهم چیوخراب میکنم .
ازاین طرف میگم روابط عالی میخام ازطرفی برای هرچیزی دست وپاوتقلای بیش ازحد میزنم .
نمیزارم خداکارخودشوانجام بده .همش بگیرنگیردارم .
منم مثل همه ی انسانها،حسرت داشتن روابط خوب رودارم .با همسرم خیلی جاها هم فرکانس هستم ولی خیلی جاها هم نیستم .
ولی اینم میدونم یه جاهایی خودم کم گذاشتم وبایدبیشترتمرکزکنم تارفعشون کنم که دلم نسوزه .وحداقل به خودم ثابت کنم که همه کاری کردم همه تلاشی کردم .
حالانتیجه روهم میسپارم به خدا.
یاروابطم عالی میشه یاجدامیشم .
من به نتیجه فکرنمیکنم .میخام تمرکزم روتغییراتم باشه .
کاش بتونم تمام توقعاتم راازطرف همسرم ،فراموش کنم .وفقط به خودم تمرکزکنم .
کاش دنبال تغییرات همسرم نباشم .
کاش این توذهنم بمونه .
ازخدامیخام منم یه انسان موحدومتعهدومتوکل باشم تاخداوندبه هرجایی هدایتم کرد،نگم چرا؟
استادجونم ممنون ومرسی که الگوهای مناسبی مثل شماومریم جون هست که نزارن ماتومسیراشتباهی بریم .
ناهید عزیزم ،اگر دوست داشتی مقاله های مریم جون در عقل کل راجب روابط رو بخون قطعاخوندن این مقاله های ارزشمندوجامع به درک بهتر قوانین کمک بزرگی میکنه …
دوست عزیزم چون ما قوانین رو درست درک نکردیم و باور نکردیم که خودمون مرکز زندگیمون هستیم و همه چیز توسط ما و فرکانسهای خود ما رقم میخوره،به همین خاطر قدرت رو به عوامل بیرونی دادیم و میخوایم تا همسرمون ،فرزندمون ،رئیس و همکار و….تغییر کنن تا حالمون بهترشه،
باور کن اگر قانون رو درست درک کنیم اگر باورکنیم که مهربان پروردگار ،قدرت خلق زندگیمون رو تنهای تنها در دستان ما قرارداده ،اگر باورکنیم هییییچ تجربه ای اجازه ی ورود به زندگی مارو نداره مگر اینکه ما بهش اجازه ورود بدیم اونوقت خیلی وسواس گونه مراقب ورودی هامون میشیم
اونوقت متعهدانه پای ساخت باورهای جدید و سازنده میمونیم ،
اگر باورکنیم که این ماهستیم که داریم تجربه هامون رو خلق میکنیم اونوقت قدرت در دستان ماست اونوقت تنها وظیفمون میشه کار کردن رو خودمون اونوقت زمان وانرژی که برای اصلاح دیگران میخوایم بذاریم که در صد درصد ومواقع اصلاح نمیشن وماناامید میشیم ،وانرژیمون هدر میره ،همون انرژی رو روی کارکردن رو باورهامون میذاریم و نتایج کم کم از راه میرسن و ما میشیم خالق عامدانه ی تمام خواسته هامون،ولذت میبریم از این قدرت خالق بودمنون وزندگی برامون بهشت میشه..
باور کنید که ما در تغییر دادن دیگران عاجز هستیم واصلا نیازی به این توانمندی نداریم چون قانون جهان اینجوری کار نمیکنه ،
بهتون پیشنهاد میکنم زمانی رو برای درک بهتر قوانین ثابت جهان که استاد عباسمنش عزیزم هربار تو همه ی محصولات و فایل های دانلودی و سریال ها و کلا تمام آموزه هاشون بهشون اشاره میکنن بزارید و با نگرش جدید دوباره محصولاتی که تهیه کردید رو بشنوید
دراون صورت حتما نتیجه های بهتری دریافت میکنید
عشق و آرامش برای شما ،وتمام بچهای سایت توحیدی عباسمنش….
این فایل بی نظیره !! بی همتاست !! چقدر جالب .. این کامنت میذارم که بعدا میام کامنتهای گذشته ام رو چک کنم ببینمش بارها..
آقا باورم رو درست کنم که به لطف الله هدایت بشم به همسری با تمام ویژگی هایی که میخواهم .. نه اینکه یه آدم منطقی باشه بشینم با کلی دردسر این ویژگی ها رو درش ایجاد کنم.. منطقی ترین افراد هم خیلی سخت تغییر میکنند و حتی ممکنه درک کنند و بپذیرند اما نتوانند تغییر کنند و چه درگیری بی خودی میشه توی زندگی مشترک.. و مهمتر از این نکته این که بسپرم دست هدایت خداوند و بخواهم تمام ویژگی های همسرم مطابقت با خواسته ها و نوع شخصیت من داشته باشد و واقعا توکل کنم . خدایا شکر که قبل از تجربه ازدواج این نکته مهم را به من متذکر شدی .
استاد عزیزم از چه رابطه ی زیبایی حرف میزنین .رابطه ای که این روزا در دور و برم به ندرت می بینم .چه زیباست اینطور زندگی کردن.رها بودن وابسته نبودن .و تجربه کردن را .
شماو مریم جان رو تحسین میکنم .بابت این همه ازادی.و این همه رهایی.
ازادی که من در تمام زندگیم به دنبالش هستم .
راستش استادگاهی ناخواسته از من هم این رفتارها سرمیزند ونجواهای شیطانی میگوید این وظیفه ی توست که هواست به همسرت باشد .وگاهی سرک کشیدن در کار همسر لازم است.
اما دیگر از شما خوب یاد گرفتم که نجواهارو کنترل کنم .
استادعزیزم شماو مریم جان بهترین الگو در تمام جنبه های زندگیم هستین .من این ازادی و رهایی شمارو که میبینم لذت میبرم و سعی میکنم که در زندگیم این حداز ازادی رو تجربه کنم…دوستتان دارم ..
سلام استاد عزیزم بخدا تو ابراهیم زمان منی بخاطر وجودت تو زندگیم ازتون سپاسگذارم
استاد این فایل ک امروز گذاشتین دقیقا برای من بود باوجود اینکه من اینو قبلا هم گوش داده بودم و دوره روابطم هم شرکت کردم و رو خودمم کار میکنم اما چن روزه با ی تضادی در روابط برخوردم همش میگفتم خدایا من ک رو خودم کار میکنم پس چی شد اینجور شددیروز رفتم نشونه هدایت کن باز ب قسمت مقدماتی قدم هشت برخوردم ک باورهاتو تقویت کن هی میگفتم خدایا مگ من روخودم و باورهام کار نمیکنم ایراد کار من کجاس ک ب این تضاد قبل از خرید دوره عشق و مودت برخوردم بعد امروز این فایلو گذاشتید واای استاد کلی از باگهامو فهمیدم ک من بعضی وقتها نگران عشقم میشم ک دوستان اطرافش چطور ادمهایی هستند.باوجود اینکه مدتی هم بود عشقم اصلا با دوستاش رفت وامد نمیکردو تغییر کرده بود ولی باز من نگران بودم گاهی و با ی تضادی برخوردم الان فهمیدم استادک من چرا فراموش کردم انقد رو باورهای توحیدیم زیاد کار کنم و نگران نباشم ب خدا بسپارم یا ب روابط سطحی نگاه کنم هرچند ک گاهی یادم میومد ک نگران نباشم ولی باز ناخودگاه نگران میشدم.امروز این فایلو گوش دادم گفتم وااای آزاده چکار کردی تو چرا فراموش کردی این حرفهارو تازه روخودتم کار میکنی و ذهنتم کنترل میکنی گفتم اشکال نداره آزاده این تضاده بود بفهمی ک رو خودت و باورهای توحیدیت ببشتر کار کنی و بسپار ب خدا اونم خدایی داره تو فقط رو خودت کار کن.ب خودم قول دادم ک رو این باورهای توحیدیم یشتر کار کنم
ازتون ممنونم استاد عزیزم بخاطر این فایل بی نظیرت ب خاطر وجودت تو زندگیم سپاسگذارم از عشقمم ک تو زندگیمه ک باعث میشه ب تضاد بخورم و روخودم و خواسته ام بیشتر فکر کنم و کار کنم
سپاسگذارم بازم ازتون استاد عزیز و مریم جان عزیز دوستون دارم❤😘🌹🙏💖
سلام به همگی دوستان 🌹🌼
این درصد از استقلالی که استاد دارند هیچ وقت بهش فکر نکرده بودم
حس قدرت میده و آرامش
اما اگر طرف مقابل هم همین استقلال رو داشته باشه…
خب برای منی که به این سطح نرسیدم یکم نگران کننده است که دیگران بدون هیچ وابستگی منو هر زمان بخوان ترک کنن ولی مسلما اگر خودم هم به اون سطح از استقلال عاطفی و توحیدی برسم نگرانی نخوام داشت چون دستان خداوند بسیار است
فکرمو مشغول کرده منی که با کلی وابستگی بزرگ شدم و یکسالی هست دارم تلاش میکنم خلاص بشم، خدا رو محور قرار بدم نه بنده هارو، و نترسم از تنهایی و از خیلی چیزها و کارهایی که بلند نیستم تنهایی انجام بدم
یه مدت هست از یه نفر خوشم اومده و با خودم تکرار کردم خدایا من نمیدونم آیا این فرد مناسب من هست یا نه خودت من رو هدایت کن و خودت فرد مناسب رو برام انتخاب کن
که الان هم استاد فرمودند از خدا هدایت بخوایم تا فردی مناسب با ویژگی های ما به ما بده
و اینکه من از خدا هدایت میخوام در مسیری قرار بگیرم که هی بهتر بشم لایق تر بشم تا به قول استاد انسانهای بهتری هم سر راهم قرار بگیرن
ولی الان فکرم مشغوله این هست چطور به استقلال بیشتری برسم شاید با مواجه شدن با ترس هام
🌷
این منم
این منم
خود واقعیم هستم
بایدم اینطور باشه
اگه جز این باشه پس هیچی نیست
من خودمو پیدا کردم
باید روی دو تا پای خودم بایستم
من زندگی که الان دارمو آسان به دست نیاوردم
پس باید قدرشو بدونم
باید ادمهای خوبی که کوچکترین خوبی به من می کنند رو در ذهنم در درونم به خودم یادآوری کنم
یادت باشه زهرا………………
.تو خودت هستی
و دیگران هم خودشون هستن.
… یادت نره
استاد جان ، دارم استارت کتاب خودم رو میزنم ….. باورت میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدا عاشق منه
خدا خیلی منو دوست داره
یه کم با همسرم اختلاف پیدا کردم و نشستم به گریه کردن ولی از درون حالم خوب بود . یه حسی بهم گفت پاشو جلو همسرت خودتو به زمین بینداز!!!!!!!! ولی یه حس آرومی بهم گفت : نه ..نه.. این کار رو نکن !! این خودش یه احساس گناه میشه……… بعد حالم عالی شد و خوب شد
بعد ارتباطم با همسرم هم خوب شد
بعد یه حس آرومی بهم گفت//// یه کتاب بنویس و منم گفتم چشم///// الان داره بهم میگه و می نویسم
بسم الله الرحمن الرحیم
بخند و شاد باش که همه ی جهان تو ، برای تو ساخته شد و بس
تو از بدنه ی جامعه . از مادرت . از پدرت . از همسرت . از همه ی فامیل ها و از همه ی کسانیکه ورودی نا مناسب به تو میدادن دور شدی و دور هستی ..این کلمات رو به خودت بگو و هزار بار تکرار کن برای خودت تا دنیات با دنیای بیرونت عوض شود . تا اونجوری که می خواهی زندگیت دگرگرون شود
ادامه دارد……….
خدایا عاشقتم
………………………………………………………………………
استادا جان ببین شاگردات به کجا رسیدن ؟؟؟؟؟
منی که تا دیروز جرات نداشتم یه کلمه حرف بزنم دارم کتاب می نویسم و از نوشتن لذت میبرم
استاد جان عاشقتم
دوستت دارم
I love you
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان موحد و ارزشمندم
خداروشکر میکنم که در جمع شما هستم
چه کامنت هایی نوشتن دوستان
بی واهمه میگم من هنوز ذهنم نمیتونه مطالب رو کامل بپذیره
ولی میدونم که این عدم وابستگی صحیحه
ولی مرزش کجاست
این از اون بحثاییه که میشه سوء برداشت و سوء استفاده بشه
امیدوارم بتونم درست بفهمم و درکش کنم
ولی الان بحث من یه چیز دیگست
من ۳ تا جمله تو این فایل شنیدم منو دیوانه کرد
وقتی انسان به خداوند توکل میکنه دیگه نگرانی نداره
توکل یعنی خداوند حواسش به همه چی هست
نگرانی یعنی اینکه خدا وجود نداره من باید از عشقم محافظتت کنم و نگرانش بشم
به خودم فکر میکنم
تو تضاد ها
میگفتم خدا توکل به تو
ولی نگران بودم شدید
این تضادی که الان توشم
و این جملات برای من توی این فایل گنجونده شده
البته تضاد عاطفی نیست، مالیه
ولی بخدا حس میکنم آرام ترم
نگرانیم کمتره
توکل یعنی اینکه خدا حواسش به همه چی هست
نگرانی یعنی خدا که وجود نداره من باید مواظب باشم
چرا باورم نمیشه خدا حواسش به همه چی هست
چرا باورم نمیشه هرچی پیش اومده در راستای رسیدن من به درخواستمه
چرا باورم نمیشه الخیر فی ماوقع
داره کم کم باورم میشه
الهی شکرت
آرام ترم
توکل یعنی خدا حواسش به همه چی هست
نگرانی یعنی خدا وجود نداره من تنها رها شدم ولی خودش گفت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
وَالضُّحَىٰ ﴿١﴾
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
سوگند به ابتدای روز [وقتی که خورشید پرتو افشانی می کند] (۱)
۲
وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَىٰ ﴿٢﴾
و سوگند به شب آن گاه که آرام گیرد، (۲)
۳
مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَىٰ ﴿٣﴾
که پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است. (۳)
خدا هست
و خدا هست
و خدا هست
گر سر هر موی من گردد زبان
شکرهای تو نیاید در بیان
الهی شکرت
استاد
مرسی هستین
در پناه خدا باشید
اهدافم در ۱۴۰۱
عاشق الله بشم
بلطفش بیزنس خودمو ران کنم
بلطفش فهم و حفظ و تثبیت قرانم عالی بشه
نهبه نام خدا ی مهربانم
سلام ب استاد عزیز و مریم گرامی
خدارو شاکرم که منو هدایت کرد به سایت شما بزرگواران
استاد عزیزم منم اینجوریم توکلم بخدای یکتا زیاده
نسبت به سه تا پسرم هر جا برن بیان خیلی آرامش دارم و خیالم راحته
همسرم راننده است خیلی عادیه رفتن و اومدنش
ولی اطرافیان منو آدم علی بی غم میدونن
و با حرفاهشون روی بچه ها م تاثیر داره که مثلاً مادر بی خیالیم یا بچه ها واسم مهم نیستن
یا همسرم فکر میکنه ک مهم نیست که من دایم زنگ نمیزنم
در مورد آدم ها در نظر من هیچ آدم بدی نیست
ولی شوهرم بمن میگه تو خیلی ساده ای
تا جایی که خودمم باورم شده ک چقدر ساده دلم
میشه منو راهنمایی کنی
که من روی چه باورهایی بیشتر کار کنم
سپاس بیکران بابت وجود شما نازنین ها
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
خدایا من بهر خیری که از تو بمن برسه سخت فقیرم
فتبارک الله احسن الخالقین
تعهد روز صدو پنجم
سلام استاد عزیزم خانم شایسته عزیز و تمامی دوستان همراه
امروز به این فایل نیاز داشتم و خدا منو هدایت کرد خدایا سپاسگزارم
داشتم به همسرم گیر میدادم و خلاصه از همه شاکی بودم مخصوصا خونواده همسرم
ولی این فایل گفت فقط رو خودت کار کن و بقیه رو رها کن
وقتی به خدا توکل میکنم و میگم خدایا زندگیم رو مدیریت کن و تسلیم هستم بابد در عمل نشون بدم تا تفاوتی داشته باشم با بقیه
خدایا سپاسگزارم خدای دانا و حکیم
اینجوری آرومتر هستم دیگه تمرکزم روی خودمه بجای تعدا زیادی شخص متفاوت
اگر در زندگیم همین رو الگو کنم بخدا قسم فقط خیر و نعمت به من میرسه
چون من وظیفه م توکل و تسلیم بودن هست و تاجایی ک بتونم عمل به الهامات و خداهم وظیفه ش سر و سامان دادن به زندگیمه ،حتی زیبا تر و کامل تر از خواسته خودم،بازم میگم باید ایمانم قوی باشه
خب بازم سپاسگزار خداوند هستم همینکه میدونم باید تمرکزم روی خودم باشه برام ارزشمند هست و بیشتر متوجه میشم هر کسی سر جای خودش هست و اگر اتضادی هست بخاطر خودم هست
دیگه حسادت و کینه برام کمرنگ و محو میشه چون میدونم بدون اذن خدا اتفاقی برام نمیوفته،و میدونم وسوسه ذهن هست و شیطان همواره در حال وسوسه هست پس نباید نگران باشم و ناامید باشم چون اینا کار شیطانه واگر خطایی کردم بدون نگرانی دوباره برگردم به مسیر بدون وجود احساس گناه
احسنت به شما برای باورهاتون ،منم حقیقتا دوس ندارم چک بکنم مخصوصا گوشی
هرچند در گذشته انجام میدادم و ضربه شو خوردم ولی خیلی بده
الان میگم خدایا خودت هدایت و حمایتم کن به راه درست و مشخص
احسنت ب ایمانتان به خداوند ک ابدا نگران نیستید و با خیال راحت زندگی میکنید و اینقدر تسلیم هستید دربرابر رب واحد که خداوند خیلی زیبا افراد خوب و متناسب با خواسته شمارو در مسیرتون قرار میده
پس منم همینکار رو میکنم درواقع تلاشی برای تغیر انجام نمیدم چون بیفایده س نهایت نظرمو میگم و اجباری کاری انجام نمیدم،در عوض از خداوند همه چیز در بهترین و بالاترین حالت ممکن رو میخام دیگه خودش میدونه و بس.
من اینجا متوجه شدم سطح توقعم رو از خداوند بالا ببرم و خودم،ن بنده های خداوند
باید آزاد و رها باشم و دیگران رو هم آزاد و رها بذارم،میدونم سخته ولی شدنیه
من کارهای خیلی سختتر و مهمتری انجام دادم اینکه چیزی نیست
وقتی استارتر و حامی مث خداوند دارم دیگه چه باک از غم طوفان
خدایاشکرت و سپاسگزارم بابت تمام نعمتهای زندگیم
ممنونم بازم سپاسگزار
در پناه الله یکتا شاد سالم سعادتمند و ثروتمند باشیم
به نام الله .
سلام به استادعزیزونازنینم .
این فایل راقبلن گوش کرده بودم ولی ازاون جایی که این روزا،توروابط نیازبه شنیدن این آگاهی هاداشتم بازگوش کردم .حتی دانلودهم کردم که تووقتای دیگه بازم بارها گوش بدم .
استادرابطه ی شمااستثنایی هستش .
من که مثل شمانه دیدم ونه شنیدم.
خب درکش هم قابل هضم برای هرکسی نیست .
خیلی خوب بوده که شماقبل ازایجادروابط عاطفی،به درک قوانین وتغییرباورهارسیده بودید.
که کمک بزرگی بهتون کرده .به قول خودتون دست وپایی برای ایجاد رابطه نزدیدورابطه ی فوق العاده خودش پیش اومده که هردو،ازهم احساس رضایت دارید.
این موضوع برای کسانی که هنوزواردرابطه ی عاطفی نشدن ،عالی وخیلی عبرت برانگیزه.
ولی برای منی که 27سال توزندگی هستم واتفاقاهردوب خاطرکمبودهامون که ب نظرعاشق هم شدیم ، تغییروجهت دهیش برای ایجاد رابطه ای که شماازش صحبت میکنید،سخته.
حتی من دوره ی عشق ومودت راخریدم چندبارگوش کردم تاتغییراتی صورت بدم .همین کارم کردم البته .
وانصافاهم خودم وهم همسرم خیلی روشنفکرتروبهترازقبل شدیم .
سطح توقعاتمون خیلی پایین تراومده.
درکموننسبت به هم بیشترشده .
آزادی ورهابودنمون هم به نسبت قبل خیلی بهترشده .
ولی هنوزهردومون موزیانه دنبال تغییرات برای خواسته های که توروابط داریم ،هستیم .
حالا به همسرم کاری ندارم .
ازخودم میخام بگم .
چون خیلی جاهاقبولش ندارم ،دلممیخادطبق استانداردهای من دربیاد.
قبلنا خیلی واضح و شفاف میگفتمحالایابادرخاست یاباتشنج یاواضح وشفاف یادردودل کردن ،بالاخره هرطورشده متوجش میکردم .ایشون هم گاهی گوش میکردگاهی فراموش گاهی هم لجبازی و….
امادوسالی که بااستادهستم ،کمپیش میادکه به خودم اجازه بدم که بگم .
اماازطرفی وقتهایی که حالم مناسب نیس،تماماون رفتارهای گذشته توذهنم میاد.البته منظورم از گذشته کارهاورفتارهای مثلن چندهفته یاهفته ی قبل هستش.
واگرنه گذشته های دورروفراموش کردم .
من روی خودم کارمیکنم اماالان متوجه شدم که هنوزمرضهایی تووجودخودمهست که نمیتونم درست رفتارکنم .
هنوز خودخواه بازیامودارم .
هنوزدنبال تغییرش هم هستم .چرا؟چون هنوزترسهایی تووجودمهست که به ایشون ربط داره.
استادوقتی شماازروابطتون حرف میزنید فکرمیکنم دوست دختر،دوست پسرید.آخه هیچ روابطی رومثل شماندیدم، رفتارکنن.
نمیدونم شایدانقدخوب عمل نکردم که ب نظرم رفتارهای شمایه خورده برام سنگینه .
منظورم اینه یه جورایی نشدنیه.
ولی یه چیزم بگم ،من تاحالادقیق دقیق حرفهاوصحبتهاوتجربیات شماروعملی نکردم .چرادروغ بگم ،صادقانه اعتراف میکنم که صد،خودموبرای زندگی نزاشتم .
تغییر زیادداشتم حتی تغییرات زیادی از همسرم دریافت کردم ولی زندگی انقدپیچدس که هرچقدم روی خودت کارکنی بازکمه ونیازهستش که ادامه بدی.
استادمیگن جاهایی مثل لب دریامیرن ،مریم جون هیچ مشکلی ندارن .
مایه مهمونی ساده و معمولی میریم میآییم کلی حالمون بدمیشه به خاطر حساسیتهایی که داریم .
البته استادقبول کنیدبودن تواون کشورواون شرایط خودش بی تاثیر نیست البته شماتوایران هم ازاین حساسیتهانداشتیدویادمه میگفتیدشاگرداتون را،حتی خانوما رابه آغوش میکشیدید.
خب منی که قم زندگی میکنم هیچ وقت ازاین آزادیها،نه دیدم ونه انجام دادم طبیعتااونحساسیتهای زنانگی وجودخواهدداشت.حالاداریم روی خودمون کارمیکنیم ،فک کنم وقتی پیرمردوپیرزن شدیم این حساسیتهاازبین برن وهمه چی برامون عادی بشه .
خودم میدونم این احساسی که دردرونمه ،درست نیست وخیلی تمرین کردم برام مهم نباشه ولی واقعن سخته .یه جاهایی حساسیتم میزنه بالا.
وناراحتی بوجودمیاد.تازه منی که همسرم خوشگل نیس وقدوهیکل خفنی نداره.
وای به حال اینکه همسرم خوشگل وهیکلی بود،دیگه فکرکنم روانی میشدم .
بله قبول داریم وایمان هم داریم که همسرمونو،نمیقاپن ولی انگار عادت کردیم وخوشمون نمیاداوناباکس دیگه ای توتایمی خوش باشن .
انگارتو،کتمون نمیره.
اصلن باورهامون انقدبیمارگونس که مگه میشه حالاحالا،درسش کرد.
ازبیس داغونیم .
به قول استاد به احترام خودم وبرای ارزش قائل شدن به خودم نبایدگیری به این چیزهابدم وتوجهم راازاین مسائل بردارم .
میدونم همه چیزتویه چیزخلاصه میشه واونم اینه که قانون رادرک کنم وایمان داشته باشم که وقتی من رهاباشم ،جهان خودش چینش درستی انجام میده ونیازی به نگرانی من نیست .
واقعن چراهمیشه بامراقبتهامون میخواهیم مواظب باشیم که کسی به همسرمون چیزی نگه یارفتارخاصی نداشته باشه .چراانقدمیترسیم .
یه وقتایی به شوخی به همسرم میگم اگه مطمئن باشم که توبرای همیشه ازمن جدامیشی ومیری سمت کس دیگه ،مشکلی نداشتم .
ترسم اینه هم بامن باشی هم ….
خیلی مسخرس .باورتون میشه خودم ازاین فرهنگ واحساس مزخرفی که دارم حالم بدمیشه.
الان ازخودملجم گرفته ،چراانقدخودموکوچیک میکنم .حتی به خودشم نگم .اصلن چراتوذهنممیاد؟!بیخودکرده میادتوذهنم ،حالم ازاین افکاربهم میخوره که مثل خوره میفته به جونمون والکی سرهیچی ،مارابه تشنج واحساس بدمیبره.
خدایا ببخش منو،استادشماهم ببخش منو.
حالا متوجه شدم خیلی ضعیفم .چقدم ایمانم ضعیفه.
اعتمادبه نفسمم ضعیفه .همه چی ضعیفه .
البته جای امیدواری هست چون میگم که به نسبت قبل خیلی تغییرکردم وخیلی بهترشدم .همین که کاریش ندارم وچیزی نمیگم ،خودش ب نظرم یه کارمثبتیه که یادگرفتم ولی اینکه ذهنم گاهی یه جاهایی درگیرمیشه ،خب جالب نیست .
استادتوراستای تغییراتمون ،بقدری اتفاقات عجیب غریب میفته که گاهی نمیدونیم چکاری بهتره ؟!
باتضادهای زیادی برخوردمیکنیم .
ماشاالله ازهمه طرف هم نیاز به تغییرات داریم .هم توزمینه ی مالی ،هم توروابط ،هم توارتباط باخدا.
تمرکزو،روهرچی که میزاریم ،اون یکیومیزنیم داغون میکنیم .
استادیه وقتایی خسته میشم ،ازبس تمرکزمیگیرم که فلان کارودرست کنم یافلان عمل روانجام بدم .
بازاینو میدونم اکثراتفاقات توهول ومحوراحساس خوب میچرخه .
همسرم میگه ازمن راضیه وتغییرات منوخیلی دیده .هرچند خودش هم نیاز به تغییرات زیادی داره ولی نظرشو درباره ی من اینطورگفت.
این یه کم انرژی بهم میده چون باورمیکنم که تغییراتم دیده شده .
البته اول خودم به شخصه خوشحال میشم چون خودمم میفهمم که چ تغییراتی داشتم وچ تغییراتی نیازدارم .
قول میدم الویتم رو،روی تمرکزبرای تغییراتم توروابط بزارم وسال جدید،بهترازامسال عمل کنم .
اونجایی که استادگفتن من اصلن این چیزارو،خفت خواری وضعیف بودنم میدونم .
واونجایی که گفتن خودتولایق بدون ،ارزشهای خودتوبالاببر،اعتمادبه نفستوبالاببر.اینازمانی رخ میده که باورداشته باشم خدایی هست که بهترازخودم به همه چی نظارت داره وحواسشبه همه چی هست.
میخام همین جاقول بدم دخترخوبی باشم .
نگاهم روتوروابط بیشترتغییربدم .
من توخونه میگم: عباس منشی میخام به این قضیه نگاه کنم .
اتفاقاامروزعصرباهمسرم سرچن تاموضوع بحث کردیم ،وآخرش بهش گفتم سال جدیدی که میادتمام سعیمومیکنم وبه همین این مسیرروادامه میدم وبااستادم تواین مسیر میمونم .بش گفتم واقعن صد،خودمومیزارم امااگرسال تموم بشه واون چیزی روکه میخام تواین روابط پیدانکنم ،ممکنه اتفاقات دیگه ای بیفته .
اینم فهمیدم که یه جاهایی شایداتفاقات ناجالب چیزیومیخادبهم نشون بده یاعامل اتفاق خوب دیگه ای باشه امامن مثل همیشه میام وهم چیوخراب میکنم .
ازاین طرف میگم روابط عالی میخام ازطرفی برای هرچیزی دست وپاوتقلای بیش ازحد میزنم .
نمیزارم خداکارخودشوانجام بده .همش بگیرنگیردارم .
منم مثل همه ی انسانها،حسرت داشتن روابط خوب رودارم .با همسرم خیلی جاها هم فرکانس هستم ولی خیلی جاها هم نیستم .
ولی اینم میدونم یه جاهایی خودم کم گذاشتم وبایدبیشترتمرکزکنم تارفعشون کنم که دلم نسوزه .وحداقل به خودم ثابت کنم که همه کاری کردم همه تلاشی کردم .
حالانتیجه روهم میسپارم به خدا.
یاروابطم عالی میشه یاجدامیشم .
من به نتیجه فکرنمیکنم .میخام تمرکزم روتغییراتم باشه .
کاش بتونم تمام توقعاتم راازطرف همسرم ،فراموش کنم .وفقط به خودم تمرکزکنم .
کاش دنبال تغییرات همسرم نباشم .
کاش این توذهنم بمونه .
ازخدامیخام منم یه انسان موحدومتعهدومتوکل باشم تاخداوندبه هرجایی هدایتم کرد،نگم چرا؟
استادجونم ممنون ومرسی که الگوهای مناسبی مثل شماومریم جون هست که نزارن ماتومسیراشتباهی بریم .
سپاسگزارخداوندی هستم که منودرمسیرهدایت میکنه.
ازشمااستادعزیزم هم نهایت سپاس رودارم .
عاشقتونم .
سلام به شما دوست عزیزم ناهید خانم گرامی
ناهید عزیزم ،اگر دوست داشتی مقاله های مریم جون در عقل کل راجب روابط رو بخون قطعاخوندن این مقاله های ارزشمندوجامع به درک بهتر قوانین کمک بزرگی میکنه …
دوست عزیزم چون ما قوانین رو درست درک نکردیم و باور نکردیم که خودمون مرکز زندگیمون هستیم و همه چیز توسط ما و فرکانسهای خود ما رقم میخوره،به همین خاطر قدرت رو به عوامل بیرونی دادیم و میخوایم تا همسرمون ،فرزندمون ،رئیس و همکار و….تغییر کنن تا حالمون بهترشه،
باور کن اگر قانون رو درست درک کنیم اگر باورکنیم که مهربان پروردگار ،قدرت خلق زندگیمون رو تنهای تنها در دستان ما قرارداده ،اگر باورکنیم هییییچ تجربه ای اجازه ی ورود به زندگی مارو نداره مگر اینکه ما بهش اجازه ورود بدیم اونوقت خیلی وسواس گونه مراقب ورودی هامون میشیم
اونوقت متعهدانه پای ساخت باورهای جدید و سازنده میمونیم ،
اگر باورکنیم که این ماهستیم که داریم تجربه هامون رو خلق میکنیم اونوقت قدرت در دستان ماست اونوقت تنها وظیفمون میشه کار کردن رو خودمون اونوقت زمان وانرژی که برای اصلاح دیگران میخوایم بذاریم که در صد درصد ومواقع اصلاح نمیشن وماناامید میشیم ،وانرژیمون هدر میره ،همون انرژی رو روی کارکردن رو باورهامون میذاریم و نتایج کم کم از راه میرسن و ما میشیم خالق عامدانه ی تمام خواسته هامون،ولذت میبریم از این قدرت خالق بودمنون وزندگی برامون بهشت میشه..
باور کنید که ما در تغییر دادن دیگران عاجز هستیم واصلا نیازی به این توانمندی نداریم چون قانون جهان اینجوری کار نمیکنه ،
بهتون پیشنهاد میکنم زمانی رو برای درک بهتر قوانین ثابت جهان که استاد عباسمنش عزیزم هربار تو همه ی محصولات و فایل های دانلودی و سریال ها و کلا تمام آموزه هاشون بهشون اشاره میکنن بزارید و با نگرش جدید دوباره محصولاتی که تهیه کردید رو بشنوید
دراون صورت حتما نتیجه های بهتری دریافت میکنید
عشق و آرامش برای شما ،وتمام بچهای سایت توحیدی عباسمنش….
این فایل بی نظیره !! بی همتاست !! چقدر جالب .. این کامنت میذارم که بعدا میام کامنتهای گذشته ام رو چک کنم ببینمش بارها..
آقا باورم رو درست کنم که به لطف الله هدایت بشم به همسری با تمام ویژگی هایی که میخواهم .. نه اینکه یه آدم منطقی باشه بشینم با کلی دردسر این ویژگی ها رو درش ایجاد کنم.. منطقی ترین افراد هم خیلی سخت تغییر میکنند و حتی ممکنه درک کنند و بپذیرند اما نتوانند تغییر کنند و چه درگیری بی خودی میشه توی زندگی مشترک.. و مهمتر از این نکته این که بسپرم دست هدایت خداوند و بخواهم تمام ویژگی های همسرم مطابقت با خواسته ها و نوع شخصیت من داشته باشد و واقعا توکل کنم . خدایا شکر که قبل از تجربه ازدواج این نکته مهم را به من متذکر شدی .
ممنون از استاد عباسمنش و خانم شایسته
سلام استاد عزیزم
سلام مریم جانم .
استاد عزیزم از چه رابطه ی زیبایی حرف میزنین .رابطه ای که این روزا در دور و برم به ندرت می بینم .چه زیباست اینطور زندگی کردن.رها بودن وابسته نبودن .و تجربه کردن را .
شماو مریم جان رو تحسین میکنم .بابت این همه ازادی.و این همه رهایی.
ازادی که من در تمام زندگیم به دنبالش هستم .
راستش استادگاهی ناخواسته از من هم این رفتارها سرمیزند ونجواهای شیطانی میگوید این وظیفه ی توست که هواست به همسرت باشد .وگاهی سرک کشیدن در کار همسر لازم است.
اما دیگر از شما خوب یاد گرفتم که نجواهارو کنترل کنم .
استادعزیزم شماو مریم جان بهترین الگو در تمام جنبه های زندگیم هستین .من این ازادی و رهایی شمارو که میبینم لذت میبرم و سعی میکنم که در زندگیم این حداز ازادی رو تجربه کنم…دوستتان دارم ..