جهان مانند آینه عمل می کند - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2363 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    احمد رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 2738 روز

    سلام ب همگی.

    منم مث دوستان باورهایی برا خودم ساختم،ک وقتی با مسئله ی بر خوردمیکنم خودمو ب این روش اروم میکنم. ما خودمون خواستیم ک ب این جهان پر از نعمت و فراوانی خداوند پا بگذاریم.

    ما انتخاب کردیم و انتخاب شده ایم حتی از قبل تولد در رحم مادر.

    چندوقت پیش مطلبی خوندم ک نوشته بود وقتی اسپرم ها در رحم مادر شروع ب حرکت میکنن ،سلول های رحم ،اسپرم مرد رو ب عنوان یه سلول ناشناخته میدونن و انگار ک یه ویروس وارد بدن شده.و علم پزشکی میگه اگه ویروس جدیدی وارد بدن انسان بشه مغز و بدن، پادزهر اونو درست میکنن و ذخیرش میکنن تا اگه یه بار دیگه همون ویروس وارد بدن شد سریع پادزهر وارد عمل بشه..

    حالا فکر کنین از یه میلیارد اسپرم فقد یکی واردتخمدان میشه بهتر بگم انتخاب میشه.عجیب نیست..!؟وحالا از اون خطرات رحم باید بگذری تا ب هدف برسی ولی بازم میگم ما از قبل طراحی شده بودیم .ما کار خاصی در رحم انجام ندادیم چون رحمت خداوند هدایتمون میکرد .همه انسان ها هدایت میشن اگر ک ب جریان خداوند وصل بشن، بدون هیچ کاری.منظورم اینه اگه واقعا ایمان داشته باشیم .ترس ها، غم ها،تضادها همگی میخوان فقد مارو با ایمانی ک داریم هدایت کنن.

    برا خودم پیش اومده ک از کاری میترسیدم و هرروز از انجامش واهمه داشتم تا اینکه چندروز پیش با ترسم ب هم سلام پر انرژی دادیم و من اون کارو شرو کردم اون کار رانندگی بود.شاید برا شما خنده دارباشه ولی برا من موفقیته.از این موضوع ها زیاد تو زندکیم هست و حل شده.فقد میدونم هر چیزی ک تو جهان هست فقد برا رشد و موفقیت ماها طراحی شده تا بدونیم کی هستیم و میتونیم با ایمان انجامش بدیم

    ممنونم ک با استاد و شما عزیزان دوست شدم.خدارو شکر.ان شالله همیشه شادی برا خودتون خلق کنین.با سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1348 روز

    به نام خداوند یکتا

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بابت هم مداری با این آگاهی ها و این سایت و مکان بهشتی

    سپاس گزار خداوندم بابت شناخت درستی که به من عطا فرموده و مرا لایق هدایت دیده و همواره در مسیر درست منو هدایت و حمایت میکنه

    الهی شکرت

    با نام و یاده تو آغاز میکنم ،ای آغازگر کیهان

    با نام ویاده تو غرق در شور و شوق و سرمستی وصف ناپذیری هستم ، ای که نامت ویادت آرام بخش دلهاست

    سرور و صاحب من نمیتوانم درک کنم حتی ضره ای از بزرگی تورو

    ارباب من ،من از من ضعیف ،من از من محدود ،من از من عاجز و درمانده به تو پناه میبرم ،ای که آسمانها و زمین را مسخر من کردی ،تو مرا یاری بده ای خداوند ابراهیم ،تو مرا یاری بده ای شکافنده ی دریا برای موسی ، تو مرا یاری بده ای نگهدارنده ی گهواره در آب های پرتلاطم ،تو مرا یاری بده ای …….

    چه بگویم که همش از من گناه و از تو بزرگی و بخشش

    از من همش خطا و از تو بخشش و عیب پوشی

    از من همش لغزش و از تو همش لطف و عشق بی قید و شرط

    چه بگویم ؟؟؟ مرا جز تو نیاری نیست ، تو مرا به شدت کافی هستی

    ای که مرا از عدم آفریدی ،

    خداوندگار همواره حاضر من ،ای که در همه چیز جان داری ،از پرنده ای که پرواز میکند تا هر آن چیزی که میبینم و نمی‌بینم

    ای آگاه به اسرار غیب

    ای توانا به انجام هر کاری ،منو هدایت کن ،من از من محدود به تو پناه میبرم

    نکات مثبت دو روز من :

    الهی صد هزار مرتبه شکرت که غرق در روابط عاشقانه و صمیمی بودم و عشق و احترام و حال خوب دریافت کردم

    دیروز کلی برنامه اول صب نوشتم و تصویر سازی کردم و بسیار هم خواسته های اول صبم زیاد بود برای اون روز و هنگام تجسم خواسته هام، با خودم گفتم این برنامه و خواسته ها برای امروز خیلی فشردس ،و خیلیم برام مهم بود که به موقع به برنامه و باشگام برسم در حالی که همه کارامو انجام دادم ، و بعد گفتم خدایا من تسلیم

    منو تو هدایت کن و تو مدیریت کن کارهارو و بعد دوتا اتفاق افتاد که اصن صدو هشتاد درجه مخالف اون خواسته ها بود و حسمو خوب نگه داشتم و گفتم پلن خداونده ،یه حسی میگف اوکیه ،من برنامه ریزی میکنم لذت ببری ،

    و الله اکبر رفتم سمت ویلا که قرار بود برای باغچه های ویلا ماسه بیارن و رفتم سمت ویلا و طرف زنگ زد گفت پنچر کردم و خیلی طول می‌کشه و گفتم اینم اوکیه با خودم ، و گفتم پلن خداونده نشستم رو مبل و همینجوری رفتم تو گوگل و هدایت شدم به یه آهنگ بی‌نظیر که عجیب آرامش داره و الآنم تو گوشمه و هندزفری انداختم تو گوشم و فارغ از تمام اون چیزهایی که نوشته بودم تا رخ بده ،اصن همه یادم رفت ،بس که غرق اون نسیمی شدم که برگای درختارو جلوی چشمام میرقصوند و درختای بلند به حالت تعظیم میومدن سمت من و برمیگشتن با بادی که در جریان بود و گفتگو شروع شد :

    خداوند در نسیمی است که میوزد

    خداوند : جهان مسخر توست ،تو لذت ببر فقط همین

    من: اشک

    خداوند : به من اعتماد کن و تمام بارتو بنداز رو دوش من

    من : اشک در حالی که زل زدم به برگای درخت

    خداوند : من همه جوره هدایتت میکنم ،کارت فقط و فقط کارکردن رو باورهاته

    من : اشک و فقط اشک شوق و غرق در آرامش

    خداوند : در زمان مناسب به تو داده میشود

    من : اشک و سپاس گزاری و درخواست موندن در این فضا بیشتر و بیشتر و ساعتها و تا آخره دنیا

    و بعده این درخواست :

    خداوند : تصویرهایی از آینده ایده آل و عشقی که در اون تصاویر تمام وجودم رو لبریز کرده

    من : فقط و فقط اشک شوق و پرت از تمام جهان

    خداوند : آرام باش و لذت ببر

    من : اشک و اشک و اشک

    و نتونستم بیشتر بشینم و بلند شدم و شروع به حرکت کردم و اشک ریختن و حرف زدن و اشک ریختن و حرف زدن و اشک ریختن

    همه چیز یادم رفت و هیچ چیز هم نمی‌خواستم جز این حس و حال

    خداوند یک باره دیگه به من ثابت کرد که میتواند به جای تمام نداشته های من بنشیند ،طوری که دیگر هیچ چیز جز او نخواهم و التماس کنم تا بیشتر در این فضا باشم و متصل به او ، خداوند یک بار دیگه به من ثابت کرد که به غیر از او و عشق او به هیچ چیز نیازی ندارم ، خداوند ثابت کرد که به غیر از او وعبادت و سپاس گزاری او همه چیز جزییاته

    خداوند یه بار دیگه ثابت کرد که با تمام خطاها و لغزش ها و اشتباهات تکراری عاشق منه ،

    خداوند یک باره دیگه به من ثابت کرد که عشقش فراتر چیزیه که من با عقل محدود زمینی بسنجم و درکش کنم این عشق بی قید و شرط رو !!!!

    من : عهد و پیمان ، عهد و پیمان و عهد و پیمان که خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم ،

    چرا ابراهیم فرزندش را به قربانگاه نبرد ؟؟؟وقتی که قطره ای از اقیانوس درک خداوند منو اینطور مجنون ساخته ؟؟؟ قطره ای درک عظمت و بزرگی رب

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند ؟؟؟

    فرزند و عیال و دودمان را چه کند ؟؟؟؟

    دیوانه کنی هردوجهانش بخشی

    دیوانه ی تو‌هر دو جهان را چه کند؟؟؟

    خدایا میخوای منو دیوانه کنی و بعد بیای دو جهانت رو یه من ببخشی ؟؟؟!!!

    بابا دیوانه ی تو‌هر دوجهان را چه کند؟؟؟؟

    شکر بابت روابطی سرشار از صمیمیت و احترام و عشق

    شکر بابت ثروتی که در زندگیم جاریه

    شکر بابت عشقی که به تو دارم

    شکر بابت سلامتی جسم و جانم

    شکر بابت قوت و قدرتم

    شکر بابت هدایت افکارم

    و اما بعد از همه ی اینا

    خداوند : خب بگو ببینم برنامه‌ی تو برای امروز بهتر بود یا برنامه‌ی من ؟؟؟

    من : اشک و اشک و اشک و با حالتی عاجز و درمانده ،خدایا برنامه‌ی تو به مانند همیشه و هر وقتی که اجازه دادم

    چه عشقی تجربه کردم و یک ثانیه این حس و حال و آرامش و اتصال می‌ارزید به تمام برنامه هایی که چیده بودم برای امروز ،که البته در نهایت شگفتی رخ دادن و بعد آگاهی هایی که دریافت کردم ،فهمیدم که چرا نباید بعضی ها رخ نمیدادن ؟؟؟چون موقع مناسبش امروز بود و صدهزار مرتبه شکر ،اتفاق افتاد

    بازم تا کی می‌خوام اعتماد نکنم ؟؟؟

    تا کی با ذهن محدودم پیش برم ،درحالی که این بار سنگین داره له می‌کنه منو ؟؟؟

    خدایا منو بزار رو دوشت

    من تسلیمم ،چون تو باره دیگه به من ثابت کردی که :

    هرگاه که تسلیمم در کارگه تقدیر

    آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم

    هرگاه که می‌کوشم درکار کنم تدبیر

    رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

    من فقط باید اجازه بدم تا منو ببری

    آقا اوکی تو به درون من آگاهی نیار به تکرار نیست

    بابا تو مثل من نیستی ،تو‌ یادت نمیره چیزی رو

    من کی می‌خوام اینو بفهمم؟؟؟

    سپاس گزارم اجابت کننده ی درخواست‌های هر لحظه‌ی من

    تو هرروز به موقع خورشید رو از شرق طلوع میدی و از غرب غروب میدی ،چرا خواسته ی من یادت بره ؟؟؟ مگه یادت می‌ره که آفتاب رو طلوع بدی ؟؟؟

    تو شب رو در پرده‌ی روز و‌‌ روز رو در پرده‌ی شب پنهان می‌کنی ، چرا خواسته های من یادت بره ؟؟؟ مگه یادت می‌ره که روز رو با شب عوض کنی جاشو ؟؟؟

    تو تمام سیاره هارو با نظمی دیوانه وار مدیریت می‌کنی ،چرا زندگی منو نتونی مدیریت کنی ؟؟؟منی که سره سوزنی در برابر عظمت کیهانت نیستم ؟؟؟

    منو ببخش به خاطر بی ایمانیم

    من یادم می‌ره اینارو

    من شرک میورزم

    من عجله میکنم و استرس دارم که کس میرسم ، کجاااااااااا؟؟؟؟ بابا حقیقت همین لحظست ،نقد و ول کردی دنباله نسیه ای ؟؟؟

    اوکی من که بهت میدم ،ولی شرطش اینه که لحظه رو دریابی و لذت ببری تا من هدایتت کنم .

    تنها تو را میپرستم و تنها تو را میپرستم و تمام خواسته هامو به تو سپردم

    اخیییییییسیسششش

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    در پناه الله یکتا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
      مدت عضویت: 2728 روز

      سلام به شما دوست عزیز.

      حقیقتا از خوندن کامنت شما بییییییی‌نهایت لذت بردم.

      چقدرررر زیبا توصیف کردید و چقدرررر خوب درک کردید و چه عالی لذت بردید از لحظه‌ای که توش قرار گرفتید.

      بله، این نتیجه‌ی تسلیم بودن در برابر برنامه‌های خداونده، حاصل و ثمره‌ی صبر در برابر رب و نگهداشتن خودتون در فرکانس مثبت میشه همین که با عمق جان خودتون، حضور پروردگار رو لمس میکنید و از دیدن یک برگ درخت اینطور به وجود الله توانمند و بزرگ پی میبرید.

      الحق که شما رو تحسین می‌کنم و بهتون تبریک میگم بابت درک این احساس زیبا با شیره‌ی وجودتون.

      با اجازه از برخی قسمت‌های دیدگاه‌تون عکس گرفتم تا با خواندن مجدد بیشتر لذت ببرم.

      در پناه الله باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      پرنیان خدابخشی گفته:
      مدت عضویت: 1093 روز

      خداای من!!!

      سپاسگزارم که هدایت شدم به این صفحه و بعدم این کامنت!!!

      من به اسم ها توجهی نمیکنم و هر خط از این کامنت رو که میخوندم فکر میکردم یک خانم شاعر یا نویسنده این متن و نوشته!!!!

      چقدر حس خوبی داشت و برای چند لحظه هرچی پایین تر میومدم ببیشتر لبخند میزدم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      نازنین عباسی گفته:
      مدت عضویت: 1009 روز

      سلام و درود خدای مهربان بر قلب پاک و سپاسگزارتان این حس و حال آسمانی گوارای وجودتان .مراقبت لحظه هایتان باشید که به لطف الله بهترین اتفاق ها برایتان رخ میدهد و تنها سجده ی شکر راه سپاسگزاریست .خیلی لذت بخش بود خواندن کامنت شما دوست عزیز.اشک ریختم از این همه حس خوب.خداوند قلب شما را لمس کرد.خوشا به سعادت تان.بدرود

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    بهروز کمانی گفته:
    مدت عضویت: 4191 روز

    سلام

    واقعآ پیشنهادات خوبی بودن

    یک قسمتی از سایت را واسه تجربیات دوستان قرار بدهید(موفقیت هایی را که کسب کرده اند ) تا تاثیر گذاری و تاثیر پذیری بیشتری داشته باشه واسه اعضا

    2-روزانه جملات انگیزشی را واسه اعضا پیامک کنید

    3- بابت تماس های گروه شدیدآ و بشدت تشکر وقدردانی می شود(یک شیوه بسیار عالیست )

    4-یک قسمت واسه سوژه ها و قوانمندی های جهان بزارید تا دوستان که انصافآ والحق والانصاف همگی عقل کل هستند بتوانند در جهت تهیه فایل ها کمکتون کنندچه ایرادی داره ؟؟؟

    5- این همه فایل pdf و کتاب فراوان درباره روانشناسی وموفقیت و… که در اینترنت پیدا میشه در سایت بگذارید–پتانسیل سایت باید بیشتر باشه- ویژگی های یک سایت خوب را مطالعه بفرمایید- آخه انتظارات ما از شما بیش از این هاست

    6- چند تا پرسشنامه درباره موارد مختلف موفقیت طراحی کنید – تا دوستان را درگیر کنید

    7- اون بحث طراحی سوال جالب بود ادامه ندادید جای گلایه مندی داره

    8- یک فایل pdf 10صفحه ای نحوه هدف گذاری متناسب با نحوه درست هدفگذاری در تمامی جوانب زندگی طراحی کنید و روی سایت قرار دهید

    9- درباره ذهن و ضمیر ناخود آگاه مطالب بیشتر تهیه کنید

    10- کار تحقیقاتی به دوستان پیشنهاد بدهید

    11- تعامل باید دوطرفه باشه -(هر تعاملی ) پس ارتباط سایت با اعضا باید خیلی راحت باشه –

    12-خداوکیلی بحث عقل کل را ازسایت حذف نکنید اما بصورت مناسب ساماندهی اش کنید

    13-ازبالای که به پایین دست نگاه کنید (آینده نگری ) -خوراک فکری بیشتر تغذیه کنید چون تشنه این موارد هستیم- خوب شد عقل کل را راه انداختید وگرنه روزی 3 نفر به سایت سر نمی زد چون مباحث قدیمی و کسل کننده است

    14- از دوستان دعوت به همکاری افتخاری کنید -من نظر چندتا از دوستان را که میخوندم معلوم بود دست کمی از آقای عباس منش ندارند

    15-یک قسمت را بزارید واسه شاهکارهای دوستان تا کلیپ تصویری وصوتی خودشون را با اسم خودشون درباره سوژه های مفید ومناسب به اشتراک بزارن

    ازشما و تمامی اعضا تقدیر وتشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    مهتاب خادمی گفته:
    مدت عضویت: 3028 روز

    سلام به استادجان و خانم شایسته عزیز دل همه ما و همسفرام در این مسیر باحال و درست صراطالمستقیم که دران هستیم.این فایل استاد منو برد به دورانی که این اگاهی ها واسم یهو دری از موفقیت باز کرد و اونم در رابطه با مساعل عاطفیم با همسرم بود بخاطر یک عادتی که همسرم داشت و منم خیلی میترسیدم از گذشته از این موضوعات .یک روز بعد این اگاهی ها که دنیا ایینه ماست نشستم به خودم گفتم چه دلت بخواد چه نخواد این اوضارو خودت ساختی اگه الان همسرت اینجوریه اگه الان زتدگیتون اینجوریه اگه شرایطت اینقد ناخوشاینده خودتکردی چون دنیا ایینه یعنی توهر چی باشی همونو نشون میده بعد منطقم میگفت من چیکا کردم که بایدهمسرم اعتیاد داشته باشه و کل زندگیمرو هوا باشه به من چه خوب???دلم :اگه به تو ربطی نداره چرا قبل از تو اینجوری نبود و سالم زندگی میکرد الکی حرف نزن همین تو نبودی که یکسره از انواع اعتیادا میترسیدی فکر میکردی بخاطر تجربه همسر قبلیت همش بهش فکر میکردی و ول نمیکردی افکارو بعدم تو اینم دنبال نشونه بودی خوب اونم نشونه بهت نشون داد حالا بگو من کاری نکردم .همین تو نبودی یکسره فیلمای مزخرف میدیدی که شوهره مشکل داره و صبح تا شبتو به اونا گره داده بودی خوب تو درونت همش دنبال توجه به اعتیاد بودی دنیا هم بهت نشون داد .بدترین قسمتش اینه که حالا که این مسعله رو داری چسبیدی بهش تمام لحظه های زندگیتو گره زدی به این مسعله همسرت زندگی رو تعطیل کردی و ذره بین دستت گرفتی این بوتر و بدتر میشه.از اونجا شروع شد که من تصمیم گرفتم اگاهانه توجهم رو از این موضوع بردارم و درونم رو تبدیل به شخص و شخصیتی کنم که دلم میخواد تو طرف مقابلم همونا نمود پیدا کنه .شروع کردم تو اوج دوران سختی به شکر گذاری از ته دل واسه خونه ای که مال خودمونه و به نام خودمونه .از اونجایی که عاشق بچه های داداشام بودم اونا جزع بزرگی از شکر گذاریم بودن.در مورد کار مستقلی که دارم در مورد خانواده عالی که دارم و وقتای نا رضایتیم میرفتم اونجا و لذت میبردم.و هرچی که باهاش شاد میشدم رو هر روز صب و شب سپاسگذاری میکردم وقتایی که اوضا خوب نبود سریع از خونه میزدم بیرون و اعراض واقعی میکردم و با فایلهای ارامش استاد یاد گرفتم عشقم رو بدون ودیعه به ادمها بدم به همسرم بدون اینکه توقع پاکی یا هر چی داشته باشم محبت میکردم و معجزه اش رو در کمتر از دو سه ماه دیدم همزمان بامن دوستی داشتم اونم مشکل داشت اون ماوسل به دعا و توسل و جادو شد منم متوسل به ربم و اینکه خودم میتونم بسازم شدم بعد یک سال اون تو دادگاهاس و من هر روز رابطه عالی تری تجربه میکنم با همسرم .هر وقت یک رفتار بداز کسی در مقابل خودم میبینم به خودم میگم ببین تو از درون چیکا کردی که این ایینه هم همونو نشونت داده دیگه ناراحتی معنی نداره واسم چون خودم دارم همه چیزو ایجاد میکنماز کی شاکی بشم و الانم رو باورهای ثروت سازم کار میکنم چون میخوام اینم به حد فوقالعاده عالی باشه .به خودم توجه میکنم همیشه اینکه بتونم جوری باشم که تصویرم در افراد مقابلم عالی نمود پیدا کنه یا در اصل وجودم پر بشه از دات مقدس خدام و در ادمها زیبا ترین تصویر از تجلی خدارو ببینم .خدایا مرسی همیشه بامنی و ارامشم رو تامین میکنی دوست دارم مهربونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      آوا گفته:
      مدت عضویت: 3040 روز

      سلام دوست عزیزم نظراتت من به فکر فرو برد و این فایل خیلی خوب درک کردم من شاید ده ها بار این فایل گوش دادم ولی بحث جهان مانند آینه است به این خوبی درک نکرده بودم …از خدا میخوام نگاه ویژش به شما باشه و زندگیت در جهت خیر و خوبی متحول کنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2513 روز

    جهان مانند آینه عمل می کند

    با درود و سلام به استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته ی مهربانم

    و سلام به دوستان همراه در این قسمت

    امروز به این قسمت فوق العاده عالی هدایت شدم و نشانه ی امروزم بود و خواستم تشکر و قدردانی کنم از دوستان عزیزی که با نوشتن کامنت های بینظیرشون به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم

    من هر روز در دفتر شکر گذاری و صبحگاهی و شامگاهی ام به نکات مثبت زیادی توجه می کنم و می نویسم و احساسم رو در لحظه ی حال و هم اکنون خوب نگه میدارم البته سعی می کنم آگاهانه این تمرکز رو با نوشتن و خواندن کامنت های دوستانم و صحبت کردن با خودم با صدای

    بلند حفظ کنم و اینجا چکیده ای از شکرگذاری هامو برای دوستان

    عزیزم می نویسم

    خدایااا  شکرت  تنها  ترا می پرستم  و  تنها  از  تو  یاری  می جویم

    خدایاااا شکرت  …  اگر  آگاهی  خداوند  در من  جاری  شود دیگر  هیچ  محدویتی  در  مورد  ثروت  ندارم  چون منبع  این  ثروت خودش  نامحدود  است

    خدایااااا  شکرت

    که  امروز  هم  قدرت  خداوند  زندگی  منو  بسمت  تک تک بهترینع بهترین  ها از  هر  نوع  در  سراسر  دنیا  هدایت  کرد

    خدایااا  شکرت قدرت خداوند  منو  بسمت  بهترینع بهترین  ورودی ها شنیده ها  دیده ها   آگاهی های  روز افزونم  هدایتم کرد

    خدایااا  شکرت که  هر  روزِ  من  یک  روز  آکبند  و جادویی  و  یک  طلوعی  شگفت انگیزی  به  این  جهان هستی است

    خداااایاااا  شکرت   که  امروز هم

    خداوند    به  من   سلامتی  و  تندرستی کامل جسم و جان  و ذهن و روح  مقدس  الهی ام را بخشید  و به تک تک  سلول های  بدنم  قوت  و قدرت و  نیرو  و  انرژی  مضاعفی  بخشید  و  در مدار  و ارتعاش  سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و ذهن و روح مقدس ام در هماهنگی با جهان هستی است

    خدااایاااا شکرت که  سقف وسیع و  رویایی و جادویی  با  امنیت الهی  بالای  سرم  دارم   که  هر  روز  در مدار   و ارتعاش  محافظت  الهی  بیشتری هستم

    خدااایاااا  شکرت   خانه ای  دارم  که  همیشه  مشغول نظافت و تمیز کاری و مرتب کردن  آن هستم .. این  یعنی  موهبت  الهی  که  نعمت  داشتن  سر پناهی را  دارم  که  در  آن  با  آرامش   بیاسایم خدایااا شکرت

    خدااایااا شکرت  بابت  تمام  گل و گلدان های  بسیار  زیبایم  که   جلوی پنجره ی  بزرگ   و   روی  میز  گردی  چیدم   تا  احساس  سرزندگی  و  احساس  خوبم  رو  به من  هر  لحظه  یادآوری میکنه  و  من هم  با  رسیدگی  مداوم  به  آنها  یادم می ماند  که  باید  از  خواسته ها  و  اهدافم  هم چنین  مراقبتی  بعمل  بیارم

    خدااایاااا  شکرت  که  دو تا خیابان  با  کوه  فاصله  دارم  و  می تونم از  پشت پنجره ی قصرم  افرادی  که  روی اون تپه های  بلند روی  برف سر سره بازی می کنند و با تیوپ لاستیکی فریاد  شادی میکشند  لذت میبردم  رو  ببینم و از  صداشون لذت ببرم  خدایا شکرت  برای  این  فریادهای  شادی  و شادمانی

    خدایااا شکرت  بابت  تمام  امکانات  رفاهی  که  به  وفور  و فراوانی  در زندگیم  جریان  پیدا کرده

    خدایااا شکرت  که  رختخواب  گرم و نرمی  همراه  با  آرامش  ذهنی  دارم که هر روز در مدار افزایش  آرامش  بیشتر و  بیشتری هستم

    خدااایاااا شکرت  که  هر  روز  صبح  آسمان  زیبایت  رو  از  پنجره ی  بزرگ  اتاق  خوابم  میبینم و لذت میبرم و ذوق زده میشم و حمد و ثنای  ترا  بجا می آورم

    خداااایااا  شکرت  برای  اینکه  همیشه و همیشه  در  زمان  درست و مناسب و  در  مکان  درست و مناسب  و  در  همزمانی های  درست و مناسب  جادویی  هستم  تا  بهترینع  بهترین  اتفاق ها و موقعیت ها و فرصت های جادویی  رو  تجربه  کنم

    خدااایاااا شکرت فرصت  لذت بردن  از  زندگی  مادی  و معنوی ام  رو  به من عطا کردی

    خدااایاااا شکرت  که  همیشه  در  لحظه ی  حال و  هم اکنونم  هستم  برای تسبیح و حمد و ثنا  از   نعمت های  بی حد و حسابی که  در  زندگیم به وفور  و  فراوانی جاری است  

    خداااایااا   شکرت  پروردگار  دلسوز  و  مهربانم   بخاطر  آرامش   ذهنی   درونی  و  بیرونی ام از  تو ممنون و سپاسگذارم

    خدایا شکرت  بخاطر  روحیه ی  عالی ام  از  تو  ممنون  و  سپاسگذارم

    خدایااا شکرت  بخاطر فرزندان  عزیزم  مرجان  و مهران ممنون و سپاسگذارم

    خدایااا بخاطر  خانواده  و  اطرافیان  فوق العاده  عالی ام  از  تو سپاسگذارم

    خدایااا بخاطر  تمام  موهبت  هایی  که  به  من  ارزانی  داشتی  ممنون  و سپاسگذارم

    خدایا شکرت  که  اگر  تمام  دریا ها ی جهان و بعلاوه  هفت  دریای دیگر  مرکب  شوند  و  تمام  درختان  جهان قلم شوند  نمی توانم شکر  تمام  نعمت هایت  رو بجا  آورم

    خدایااا   حضرت   موسی  حق  داشت  که  بگوید  من به  هر  خیر  و نکویی  که  از  جانب تو  بر من فرو فرستی فقیرم

    خدایااا من حل  تمام مسایل کار و   امورات   زندگی ام    را  به تو می سپارم تا همچون گذشته  از  کوتاهترین مسیر  براحتی  و  به  آسونی  و  به  زیبایی  و عزتمندانه  بدون هیچ  خطا  و اشتباهی  به راه حل های  الهی ام  هدایت شوم 

    خداایااا  شکرت  که  همه ی  کارها  و  امورات  زندگیم  با  نظم  الهی  انجام  شده است 

    خدایاااا شکرت  که  همه ی  کارهای  نیمه  تمامم را  سر و سامان بخشیدی  به سرانجام  رسیده  قبل  از  آنکه  من  نگرانش  باشم  قبل  از اینکه  من  برسم  خدایا شکرت  که  پیشاپیش من حرکت می کنی و حامی و پشتیبان  و  محافظ و هدایتگر من هستی  و  من  را  به  آرامش ذهنی درونی و بیرونی  و  آسایش  و رفاه میرسانی

    خدایا  شکرت  که  فرصت  بخشیدن  و  بخشش  و  بخشیده  شدن   خودم  رو  به من  عطا کردی

    خدایاااا  شکرت  بخاطر  تمام  تضادهایی  که  سبب  خیر  و برکت  و دوستان من  بودند  و من  قدرشونو  ندونستم

    خدایا  شکرت  بخاطر  همین  تضادهایم  چراغ  راهم  رو بسمت  استاد عباسمنش  بینظیرم روشن  و منور و درخشان  و  تابان  و  نورانی  کرده ای..خدایااااا شکرت

    خدایا شکرت که من آماده ی دریافت و جذب اهداف و خواسته های مقدس این جهان مادی تو هستم

    خدایااا شکرت من قلبمو به تمام هدایت های درست و صحیح تو باز کرده ام و اجازه می دهم که با تمرکز به زیبایی ها و نکات مثبت پیرامونم موهبت ها و نعمت های بیشتری وارد زندگیم شود

    خدایا من به تو و عدالت الهی تو ایمان و یقین و اعتماد دارم

    خدایااا شکرت تمام درآمدهای من… ثروت های من… سلامتی و تندرستی من…. نعمت و دارایی های من … شادی و شادمانی من …. خوشبختی من همواره و همواره به راحتی و به آسونی و به زیبایی و عزتمندانه از کوتاهترین مسیر در حال افزایش بیشتر و بیشتری است

    خدااایااا شکرت بخاطر این سایت گوهر نشانی که سعادت حضور در آن را بلطف استاد عباسمنش عزیزم نصیبم کردی

    خدااااشکرت که جهان همانند آینه عمل می کنید تا من خودم را در آن ببینم

    خدایااا سپاس سپاس سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    مرضیه پری پور گفته:
    مدت عضویت: 3052 روز

    به نام هدایتگر ثروت آفرین

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    سپاسگزار خداوندی هستم که مرا به بهترین مسیر هدایت کرد مسیر کسانی که به آنها نعمت داده است.

    سپاسگزارم از خانم شایسته عزیز که باعث شد بعد از مدتها امروز چند بار این فایل رو گوش بدهم.

    سپاسگزارم از استاد عزیزم که این آگاهی ها را با کلام زیبا و تاثیر گذار شون در اختیار ما قرار می دهند.

    سپاسگزارم از خانم فرهادی عزیز و تمام همکاران در گروه تحقیقاتی عباس منش.

    ????????????????

    ?اولین و مهمترین اتفاق و نکته مثبت امروزم، بیدارشدن و هدیه گرفتن یک روز با شکوه دیگه از خداوند بود. خدای خوبم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?دومین نکته مثبت سلامتی و حس خوبم بود . خدای خوبم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?سومین نکته خانواده سالم، شاد و مهربانم. خدای جان سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?چهارمین نکته مثبت بارش باران زیبای امروز بود، خدای عشق سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?پنجمین نکته مثبت سرحال بودن و شاد بودن دخترم در صبح موقع حاضر شدن برای رفتن به پیش دبستانی اش بود. خدای مهربونم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?ششمین نکته مثبت دقایقی بود که دخترم در آغوشم نشسته بود و باهم کل کل بوسه و دوستت دارم و حرف های مثبت گذاشته بودیم و کلی هم می خندیدیم.خدای عزیزم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?هفتمین نکته مثبت امروز دستان کوچولوی دخترم در دستان پر محبت همسرم موقع رفتن به پیش دبستانی اش بود، خدای زیبایی ها سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?هشتمین اتفاق مثبت امروز انجام کارهای خانه ام بود در حالی که به فایل های استاد گوش می دادم و حسم عالی بود. خدای فراوانی ها سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?نهمین اتفاق مثبت امروز بازی کردن پسرم با خودش و اسباب‌بازی هایش بود که با لحن بچگانه خودش شعر حسنی رو می خوند و من کلی بهش خندیدم و وقتی متوجه شد من دارم بهش می خندم در حالی که خودشم می خندید با لحنی که خودش رو داشت تایید می کرد گفت مامان من خیلی شیرینما. که من بیشتر خندیدم. خدای شادی آفرینم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?دهمین اتفاق مثبت امروز دستیار آشپز شدن پسر کوچولوم موقع درست کردن غذا بود که خیلی خندیدیم و کلی بهمون خوش گذشت. خدای خالق نعمت‌ها سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?یازدهمین اتفاق امروز رفتن دنبال دخترم بود که کلی شاد بود و حسابی بهش خوش گذشته بود. خدای رئوفم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?دوازدهمین اتفاق مثبت امروز رفتن به کلاس آی مت پسرم بود . که جلسه دومش بود و خودش هفته قبل درخواست داده بود که منم می‌خوام برم کلاس ، و بعد از صحبت کردن با مربی اش و رفتن یک جلسه آزمایشی قرار شد که به کلاس بره و اینقدر خدا مهرشو به دل مربی اش انداخته که با توجه به اینکه از همه بچه ها کوچیکتره یک تایمی بعد از کلاس می مونه و باهاش خصوصی کار می کنه در صورتی که به خاطر بودن و موفقیت های دخترم نیم بها براش شهریه میدم. خدای وهابم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?سیزدهمین اتفاق لحظاتی بود که از مانیتور دفتر مدیر به پسرم و مربی اش نگاه می کردم در حالی که به خاطر هم جوار بودن کلاسش با دفتر مدیر صداشون هم می اومد. با مدیرش و یکی دیگه از مربی ها کلی بهشون خندیدیم. و به خاطر بودن مربی با اون همه مهربونی و روحیه شاد که مفاهیم ریاضی رو اینقدر جذاب و با بازی و خنده به پسرم یاد می داد خدا رو شکر می کردم. خلاصه کلی کیف کرده بود و بهش خوش گذشته بود و به مربی اش می گفت حالا باید برم ولی فردا حتما میام پیشت. خدای رحمانم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?چهاردهمین اتفاق مثبت امروز ناهار و بعد از ظهر شاد و خوبی با همسرم و بچه‌ها داشتیم که با کلی بازی و خنده طی شد. خدای مهربونم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ?پانزدهمین نکته مثبت امروزم خواب آرام فرشته کوچولو هام بود که باعث شد من کلی برای مرور آموزش ها و دیدن فایل‌ها و نوشتن کامنت ها وقت داشته باشم. خدای ثروت آفرینم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ??????????????????

    من و

    عشق و

    دل دیوانه

    بساطی داریم

    عقل هی

    فلسفه می بافد و

    ما

    می خندیم!!

    «وحشی_ بافقی»

    ?????????????????

    در پناه خدا، شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    رضوان یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 2541 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ ۚ فَسَیَقُولُونَ اللَّهُ ۚ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ

    بگو: کیست که شما را از آسمان و زمین روزی می دهد؟ یا کیست که بر گوش ها و چشم ها مالکیّت و حکومت دارد؟ و کیست که زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می آورد؟ و کیست که همواره امور را تدبیر می کند؟ به زودی خواهند گفت: خدا! پس بگو: آیا نمی پرهیزید؟!

    با سلام به بندگان خاص خدا

    تمرین این فایل که نوشتن نکات مثبت امروز زندگی‌ات را در بخش نظرات این فایل بنویس

    خدایا شکرت که امروز صبح همچون ملکه از خواب ناز در رختخواب نرم و زیبا زیر کولر که خنک و دلچسب بود بیدار شدم و یک روز دیگر برای زندگی بهم هدیه دادی.

    خدایا شکررررررررت که توفیق نوشتن تمرین ستاره قطبی رو داشتم. خدایا شکرت که امروز توانایی و انرژی دادی که ورزش کنم.

    خدایا شکرت که صبحانه سالم و شاهانه رزقم کردی، شیر و خرما و پنیر و گردو روی میز سلطنتی چه حس خوبی داشت.

    خدایا شکرت که نهار کوبیده فوق العاده خوش مزه درست کردیم.

    خدایا شکرت بخاطر همسر مهربان و متعهد و دوست داشتنی ام که همیشه بهم کمک می کنه و مسئولیت کباب کردن کوبیده ها رو در این گرما به عهده گرفت.

    خدایا شکرت که در جمع پر مهر خانواده 5 نفرمون نهار رو با لذت تمام نوش جان کردیم.

    خدایا شکرت بخاطر وجود نازنین فرزندانم که بسیار با محبت و مسئولیت پذیر هستند و بعد از نهار ظرف ها را شستند.

    خدایا شکرت بخاطر خواب بعد از ظهر در زیر کولر که بسیار می چسبه.

    خدایا شکرت بخاطر چای خوش رنگی که الان درست کردم و کنار مادر همسرم که زنی بسیار آرام و مهربان است داریم نوش جان می کنیم.

    خدایا شکرت بخاطر آجیل و بیسکویت و کشمکش بسیار خوشمزه ای که کنار چای نوش جان کردیم.

    امروز 16 می روز جهانی پسر است. خدایا شکرت که دو پسر فوق العاده باهوش و زرنگ و کاری و ورزشکار و منطقی و خوش اخلاق بهم هدیه دادی.

    خدایا شکرت بخاطر خانه بزرگی که بهمون هدیه دادی که در اون زندگی کنیم.

    خدایا شکرت بخاطر ماشین سورن پلاس سفید مون که 4 ماه میشه اون رو بهمون هدیه دادی.

    خدایا شکرت بخاطر اینکه مرا هدایت کردی از اولین فایل های هدیه شروع به گوش دادن و نوشتن و فکر کردن به آنها کردی.

    خدایا شکرت که سالن زیبایی دارم و روز به روز کار و بارم بهتر و بهتر میشه.

    حسبی الله و نعم الوکیل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    محمدرضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 3403 روز

    سلام روز چهارم سفر نامه هست و از روزی که سفرنامه شروع شده خیلی بیشتر دارم می بینم که تمام اتفاقات روزم به این فایل ها گره خورده حتی اگاهی هایی که از باقی محصولات میگیرم به فایل اون روز سفر نامه ربط داره؛

    امروز من به سمت فایل ۲۹ و۳۰ ثروت ۱ هدایت شدم و نمیدونمم که چطور شد و حواسمم نبود اصلاً.

    استاد اینکه گفتید که من اون آگاهی ها رو در مورد خداوند و سیستمی بودنش داشتم و باورهای مناسب رو هم ساخته بودم و از طرفی این باور ی که ثروت رو از خدا جدا میدونست، اصلاً به شکل یک ترمز خودش رو نشون نمیداد، من هم امروز به کمک خداوند قشنگ حسش کردم و این اصلاً ته ذهنم نبود که مشکل از اینجا باشه چون من رفته بودم و کلی در مورد دین و مذهب و اینا تحقیق کردم و قرآن رو مطالعه کردم و با خدای قرآن آشنا شدم و درکش کردم و اون تعصبات مذهبی رو در ذهنم بسیار بسیار کمر نگ کردم و فکر هم کردم که این مشکل هم حل شده دیگه اما جالبی اش میدونید چیه، وقتی که امروز این فایل رو گوش دادم، مقاومتم به شدت مقاومتی بود که اوایل حضورم در سایت، نسبت به حرفای شما داشتم.. اینقدر قلبم درد گرفته بود، مخصوصاً اونجایی که شما میگید درستش اینه محله هایی که مذهبی ترند باید ثروتمندتر باشند، چنان مقاومتی دارم سر این جمله که قلبم چنان درد میگیره و چنان سینم بند میاد که نگو الانش هم که نوشتمش دوباره اون مقاومت رو احساس می کنم. چون من یک آدم مذهبی بودم و یکی از بزرگترین خواسته های قلبی من این هست که آزاد باشم تو هر چیزی و اون محدویت های رفتاری و عقائدی اطرافیانم رو نداشته باشم خدا میدونه که چقدر عاشقانه این خواسته رو میخوام و میخوام روابطم آزادانه باشه و وقتی که شما این جمله رو گفتید خیلی خیلی زیاد حالم بد میشد و مقاومت داشتم ولی بعدش با خودم گفتم که ببین محمدرضا، استاد آدم مذهبی ای نیست که بخواد این حرفا رو از روی مذهبی بودنش بزنه. دوم هم اینکه خود استاد هنوز به این فایل ها گوش میدهند با اینکه خودشون مذهبی نیستند پس یه جایی تو توجه من و ذهن من ایراد داره که دارم اینطور برداشت می کنم از این حرفا. سوم هم اینکه نگاه استاد اصلاً نگاه مذهبی نیست و منظورم از مذهبی همون چیزهایی هست که من توشون بودم، پس بازهم درک من اشتباه هست و خلاصه خیلی خیلی مقاومت دارم.

    بعد یه چیز دیگه همه ی اون مطالب رو دارم به خودم میگیرم، واو به واوش رو دارم به خودم میگیرم و مثلا شما میگید اگه بدبختی اگه پول نداری اگه نمیتنونی از پس هزینه هات بربیایی، چون ایمان نداری چون خدا رو باور نکردی… با اینکه سختمه اما من میگم آره منم منم من اینطوریم و اون حرفای حضرت علی رو هم دارم به خودم میگیرم و همش رو دارم به خودم میگیرم و اون جمله رو هم تو ریپیت گذاشتم و دارم مدام گوشش میدم و خیلی قلبم درد میگیره و اگه اون اوایل بود دیگه گوشش نمیدادم ولی الان میفهمم که گیرم از اینجاست و باید اینجا وایسم.

    از ساعت ۴و۵ صبح شروع کردم به گوش دادنش تا ۱۰ بعد اتفاقات شروع شد مامانم گفت که پاشو برو خونه ی مادرجون مرغ محلی گرفته واسمون برو بیارش، موقع رفتن سریع یک تاکسی خیلی تمیز و مرتب اومد ، رفتم اونجا مادر جونم میوه داد خوردم و کلی با مادرجونم خندیدم و تازه مادرجونم عاشق طبیعت و گل و گیاهه و حیاطشون پر از گل و برگ و از این چیزاست و من هم قبلا دیده بودم اونا رو اما امروز که دیدم خیلی خیلی قشنگ بود و خیلی کیف کردم . هوا خیلی عالی بود موقع برگشتن،تو کوچمون دو تا ماشین خیلی خوشگل پارک کرده بودند، ناهار لوبیا پلو داشتیم که خیلی دوست دارم، خالم اومد اونجا و یکسری گردنبند ها و دستبند های طلا آورده بود تا مامانم ببینه خوشش میاد یا نه تا برداره، بعد من از یکی از اون دستبد ها خیلی خوشم اومد و سریع رفتم تو موقعیتی از لحاظ ذهنی قرار گرفتم که انگار اون رو خریدم و به اون دختری که دوستش دارم هدیه دادم و خیلی خیلی حالم خوب شد و گفتم چقدر خوبه که پول داشتم این رو براش میخریدم چون خیلی خیلی زیبا بود و من هم خیلی خیلی دوست دارم که خوشحالی اون دختر خانم رو ببینم و خیلی لذت می برم، پسرخالم اومد و کلی باهم خندیدیم و اون دستبند ها با اینکه خیلی ظریف بودند اما قیمت ها همه بالای یه تومن و دو تومن بود و دیدم که همین جا روی اوپن مون الان نزدیک ۱۰ میلیون تومن و بیشتر پول و ارزش هست. بعد از ظهر برای خواهرم خواستگار اومد و شیرینی خیلی خوش مزه ای آوردند و خواهرم تو دانشگاه قبول شد و خبرش رو بهم گفت و اون تمرین سپاسگزاری ج ۳۰ رو انجام دادم که گفتید همین الان بشینید و هر چیزی که الان تو زندیگتون هست رو بنویسید( بخاطر این گفتم که اتفاقات روزم داره با محوریت سفر نامه رقم میخوره) و هنوز هم که هنوزه اون مقاومته هست و خدا کمکم کنه تا درستش کنم چوم فهمیدم که از همینه و اصلا روحم هم خبر نداشت که از اینجا باشه و یه چیزی هم بگم و اون هم اینکه من خودم از قصد نمی رفتم سراغ فایل ۲۹ و۳۰ چون اون آدمهای مذهبی رو قبول نداشتم که استاد از مراجع تقلید میگن و خوشم نمیومد که پول رو با اونا جمع کنم و با سوال هایی که بالا در مورد استاد گفتم و از خودم پرسیدم شون به خودم گفتم محمدرضا اعتماد کن به حرفای استاد و گوششون بده. خدا کمک کنه بریم جلو.

    اتفاقات از بعد نوشتن نعمت هام و دارایی هام شروع شد و بلافاصله که حدود ۶۰ تایی نوشتم مامانم گفت برو خونه ی مادرجون مرغا رو بیار. بعد که میخواستم بلند شم برم یهو گرفتم قضیه چیه گفتم ببیـــن چقــدر سریع جواب داد.

    یه کار دیگه هم کردم که تو پس اندازم سی تومن پول بود که وقتی اون جمله ای که شما گقتید در مورد بخشش و اینکه خداوند میگه اگه ببخشی هفتصد برابرش رو میدم، حسم گفت که برو پولات رو بذار تو پاکت مامانت که میبخشه به این و اون و رفتم این کار رو کردم و سی تومنم رو گذاشتم اونجا و حس خنکی داشتم و قلبم باز شد.

    ایشالا این تمرین رو فقط برای فردا انجامش میدم چون امروزم رو نوشتم. خدا رو شکر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    Yalda va Hossein گفته:
    مدت عضویت: 2701 روز

    در جهان هر چیز چیزی جذب کرد

    گرم گرمی را کشید و سرد سرد

    قسم باطل باطلان را می کشند

    باقیان از باقیان هم سرخوشند

    ناریان مر ناریان را جاذب اند

    نوریان مر نوریان را طالب اند

    خوب خوبی را کند جذب این بدان

    سلام استاد عزیزم.سلام بر بانوی عزیزم خانم مریم جان شایسته .خداروشکر میکنم خداونددوباره سعادت این را به من داد تا بتوانم دوباره دست به کیبرد بشم و بنویسم و از این سفر،سفری که به درون بود

    استاد سفر کردم به درون که خودم را بشناسم اما به بیراهه رفتم البته اینو بگم تو این مدت که درگیر راهی بودم که رفتم همیشه خدا باهام بود از طریق شما، طول کشید برگردم اما با کوله باری از تجربه با کوله باری از یافتن باورهای مخرب در لایه لایه های درونم گاهی از این که انقدر طول کشید که خودمو پیدا کنم ناراحت میشدم اما الان که میبینم دقیق دقیق متوجه شدم که چه چیزی رو باید تغییر بدم خوشحالم و از خدای عزیزم ممنونم که حتی تو کلاس اشتباه هم حواسش به من است چند ماهی بود در کلاس اشتباه روی نیمکت نشسته بودم و ذهنم داشت بهم درس میداد ولی خداروشکر میکنم که خدا هم پیشم نشسته بود و مثل همیشه بهم یادآور میشد که زود باید از این کلاس خارج بشم و این درس رو زود پاس کنم خداروشکر خیلی چیزها یاد گرفتم

    و اما داستان سفر به درونم

    استاد اخ استاد عزیزم واقعا چقدر تو مردی چقدر تو کنترل ذهنت خوبه،وقتی فایلات نگاه میکنم میبینمتون میگم من الان جای استاد بودم چقدر خوب بود چقدر خوبه من اون مدل زندگی تجربه کنم و الان تقریبا تو این چندماه اخیر فهمیدم که این مردی که میبینی به این راحتی و آسایش رسیده

    یچزی داره به اسم توکل و تسلیم

    یچیزی داره به اسم تقوا

    یچیزی داره به اسم کنترل ذهن

    یچیزی داره به اسم کنترل ورودی های ذهن

    یچیزی داره به اسم کنترل کانون توجه

    یچیزی داره به اسم تمرکز به زیبایی ها در لحظه وهر شرایطی

    یچیزی داره به اسم تعهد به دانسته هاش

    یچیزی داره به اسم عمل کردن و ساخت باورهای بنیادین

    یچیزی داره به اسم کار کردن رو خودش در همه وقت حتی الان که بهترین موقعیت ها رو داره

    یچیزی داره به اسم پذیرش قانون بدون تغییر خداوند

    یچیزی داره به اسم ماندن در احساس خوب به مدت طولانی

    یچیزی داره به اسم تغییر و مقاومت نکردن در برابر تغییر

    یچیزی داره به اسم تمرکز روی زندگی خودش نه سرک کشیدن تو زندگی این و اون

    یچیزی به اسم اینکه هر چیزی جای درستشه و اون نمیتونه زندگی دیگران رو تغییر بده

    یچیزی به اسم اینکه اینو خوب میدونه که جهان مثل آینه عمل میکنه و مواظب هست که داره چیکار میکنه

    استاد جون الان از ته قلبم تحسینتون میکنم بابت همه ی نعمت،ثروت و سلامتی و روابط خوبی که دارین گوارای وجود شما واقعا عالییی هستید تو تک تک این هایی که گفتم عالی انجام میدین که الان جایگاهتون اونجاست ، بله فهمیدم که وقتی خدا میگه تقوا پیشه کنید یعنی چی؟ یعنی همین

    خدا برای پرهیزگاران برای مومنین با تقوا بهشت های برین را در نظر گرفته همون بهشت هایی که از زیر آن ها نحر هایی روان است یعنی همین بهشتی که الان داری توش زندگی میکنی پرادایس زیبا و قشنگ

    خدا داده بهت استاد عزیزم گوارای وجود پاداش تقوایی که داری و سعی میکنی همیشه داشته باشیش تحسینتون میکنم مرحبا مرحبا مرحبا مرحبا………..

    تویی مومن واقعی تویی پرهیزگار واقعی

    .

    جهان مانند آینه عمل میکند

    استاد احساس میکنم تمام کامنت هایی که میزارم قبلش اون فایل باید چندین بار گوش کنم وتمرین عملی اونو هم تو زندگیم انجام بدم بعد بیام بنویسم تا دقیقا چیزی که تجربه کردم رو بنویسم واقعیت تو این چند وقتی که از سفر جا موندم دلیلش دقیقا همین

    بله جهان مانند اینه عمل میکند دقیقاخودتون جلو آینه تصور بکنین خودتون میبینین دقیقا با تمام جزییات ظاهری ،همان چیزهایی که در صورتتون وجود داره رو هم نشون میده حتی ریزترین جوش هارو به شما نشون میده ،هیچ وقت اینطور نیست که آینه بیاد با خودش بگه گناه داره بزار جوش هاش بهش نشون ندم ، خال رو صورتشو بهش نشون ندم ناراحت میشه !!!!!

    نه اینطور نیست حقیقت همینه همون چیزی که هستی به تو نشون میده

    کلا به این درک رسیدم تو این چندماهی که گذشت که کنترل کار هرکسی نیست ولی از جایی که از بچگی به هر چی خواستم رسیدم این کارم انجام میدم نمیزارم شکست بخورم نمیزارم ذهنم افسار منو به دستش بگیره و هر جایی دلش خواست ببره

    خیلی از پاشنه آشیل هام پیدا کردم خیلی

    واقعا با این جمله اینکه جهان مثل آینه عمل میکنه جهان منو به چالش کشید گفت خوب بیا ببینم این همه فایل گوش کردی این همه منم منم میکنی ببینم چند مرده حلاجی

    ببینم اینجا چیکاره ای ببینم واقعا قبول داری تمام اتفاقات زندگی مارو افکار ما میساز ه

    واقعااااااااا قبول داری یا نه

    دوس داری تو بعضی مواقع قانون انوجوری که دوس داری برای خودت تفسیرمیکنی

    خوب بزن بریم

    اااااااااااااااخ استاد وقتی میگفتین بعضیها با گوشت وپوست واستخون فهمیدن من چی میگم ،الان دقیقا همینه با تمام پوست و گوشت و استخوانم میفهمم چی میگین چرا چون فهمیدم که قانون با کسی شوخی نداره

    به هر چی توجه کنی از همون جنس وارد زندگیت میشه،

    بچه ها پاشنه آشیل خودمو پیدا کردم و باید روشون کار کنم چون عجیب تو این چند وقته حالمو بد کرد

    دل بستن به غیر خدا

    وابستگی تو روابط

    پایین بودن عزت نفس

    نداشتن ارزشمندی و لیاقت

    قضاوت کردن

    دلسوزی

    این هایی چیزهایی بود که فهمیدم میخوام ریز بگم که چقدر این آینه ای که داریم با ما رودربایستی نداره و نگران ناراحت شدن ما نیست همونی که هستی نشون میده

    متاسفانه درامد من چون بنا به دلایلی اومده بود پایین حالم هی رفته رفته بد میشد و متاسفانه آروم آروم بدون اینکه خودم بفهمم افسار ذهنم افتاد دست ذهنم و حالا این ذهن چموش که خیلی وقت بود صداش در نیومده بود انگار که بخاد تلافی کنه تا میتونست تاخت و حسابی منو اذیت کرد کار از جایی شروع شد که عشقم میخواست برای من تولد بگیره و نجواها از جایی شروع شد که عشقم با خواهر زادم هماهنگ کرده بودند که منو سورپرایز کن برای شب یلدا که تولد من بود و یه شب که عشقم داشته با خواهر زادم پیام میداده من خواستم ببینم وعشقم مانع از این شد که گوشیشو ببینم

    بعععععله اینجا نقطه شروع نجواها بود نمیخوام از حال بدی هام بگم دوس دارم از حال خوبی هام بگم ولی این کار به جایی رسوند که من به همه گیر میدادم به عشقم،به خواهرزادم،ذهنم داشت برای خودش می تاخت و بی پروا هر چی میخواست میگفت و میساخت

    البته ناگفته نماند خیلی کنترل کردم یعنی خیلی سعی میکردم اما چون اصلی ترین پاشنه آشیلم بود زور اون بیشتر بود

    خیلی اتفاق ها افتاد ناخوب ناخوشایند حتی کار به جایی رسید به استاد ایمیل زدم و ازش کمک خواستم یعین یجوارایی درمونده شده بودم واقعا نمیدونستم چیکار کنم خداروشکر گوش کردن به فایل ها همیشه تو سایت بودن و گوش کردن به ندای قلبم تونستم همه چیو جمع کنم

    فهمیدم همه ی این ها از کنترل نکردن ورودی های ذهن،درسته ما تلویزیون نگاه نمیکنیم و فقط فایلهای استاد ولی ذهن بخواد کاری کنه میدونه چیکار کنه

    الان مقایسه میکنم اون موقع هایی که نتایج خیلی خوبی گرفتم با این چند مدتی که گذشت این بود که ما روابطمون با افراد خانواده خودم و خانواده عشقم خیلی خیلی کم بود من و عشقم سرمون تو لاک خودمون بود سرمون انداخته بودیم پایین داشتیم رو خودمون کار میکردیم و نتایج پشت نتایج تا اینکه ذهن اومد تو لفافه گفت خوش کذروندن و لذت بردن از زندگی یعنی رفت و امد، شما دیگه بلدین ذهنتون کنترل کنین ،شما دیگه کلی اطلاعات دارین

    میتونین از پس افکار منفی که میشنوین یا ورودی های نامناسب بربیاین و چقدر تو این مسیراشتباه کردیم شروع کردیم رفت و آمد با افرادی که از لحاظ باوری و کنترل ذهن ضعیف بودن وکنترل نکردن ورودی های ذهن ،هر سری هم این ذهن چموش یه برنامه هایی رو برامون میریخت از این مهمونی به اون مهمونی اوووووووو خیلی بد بود واقعا من یکی پوست انداختم خیلی اتفاقات افتاد دوس ندارم از حال بدی ها بگم ولی همین رفت آمد باعث شد که خودمو با بقیه مقایسه کنم یا از سر دلسوزی بقیه رو نصیحت کنم خواهرم مادرم خواهرزاده هام و این بزرگترین اشتباه من بود چون استاد اینو به ما یاد داده بود که من توانایی تغییر زندگی دیگران ندارم من فقط فقط میتونم زندگی خودمو تغییر بدم بععععله بچه ها چشمتون روز بد نبینه ما هم آروم آروم شدیم عین اونا درآمدمون صفر شد نتونستیم هیچ قراردادی بنویسیم خودمون اینجوری توجیح میکردیم بازار خرابه در صورتی که میدونستیم این فقط بهانه است و ما خودمون میدونستیم که ما هستیم اتفاقات زندگیمون خودمون رقم میزنیم بعله زندگی و رفتارها و همه وهمه شبیه شد به بقیه آدم هایی که تو زندگیمون خودمون با دست های خودمون وارد زندگیمون کرده بودیم زمان زیادی برد البته خدا تو مسیر همیشه باهام بوده که الان دوباره دارم تو این سایت پر از حس خوب خدا کامنت میزارم البته اینم بگم کارهایی که کردم رو هم مینویسم

    هر چی فایل راجه به کنترل ذهن بود رو میگشتم پیدا میکردم و گوش میدادم و فایل های توحیدی که هر چی دارم از اوناست رو صبح تا شب شب تا صبح گوش میدادم و هنوزم دارم همون کارهارو میکنم

    شکرکزاری و تمرین ستاره قطبی

    ولی من با تمام سلول های بدنم هر آنچه که استاد راجع به این میگه که آقاااا قانون میگه به هر چی فکر کنی همون میشه خوب =خوب بد=بد

    احساس خوب =اتفاقات خوب

    احساس ناخوب =اتفاقات ناخوب

    را کاملا درک کردم و میتونم به جرات بگم بهترین تمرینی که بهم کمک کرد تا خودمو پیدا کنم وصل بشم به یگانه معبود هستی شکرگزاری بود چقدر حس قشنگی، به قول استاد نزدیکترین احساس به خدا احساس شکرگزاری ،چقدر لذت بخش واقعاااااااا

    خدایا صدهزارمیلیاد مرتبه شکر به خاطر اینکه تو این مسیری خاکی تو این بیراهه همیشه همراهم بودی و دستمو گرفتی و آوردی تو مسیر

    خدایا صدهزار میلیارد مرتبه شکرت که دوباره میتونم وجودت رو در درونم احساس کنم و صداتو از درون قلبم بشنوم

    خدایا صدهزارمیلیارد مرتبه شکرت که تو این مسیر سفر دوباره با هدایت شدگان همراه شدم و من هم هدایت شدم

    خدایا صدهزارمیلیارد مرتبه شکرت از صبح که بیدار شدم با احساس سپاسگزاری و تمرین ستاره قطبی روزم رو شروع کردم و امروز فقط فقط روی نکات مثبت زندگیم تمرکز کردم

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت به خاطر روابط عالی که دارم وروز به روز بهتر وبهتر میشه ،به خاطر عشقم که چقدر مهربان وخوش اخلاقه و امروز کلی تو کارهای خونه کمکم کرده خدایا شکرت

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت که امروز 147 شماره به شماره مشتریانمون اضافه کردیم با برادرم وقدم برداشتیم در جهت کارمون

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت که یه ماشین صفرکیلومتر پارس سال داریم و کلی ازش لذت میبریم

    خدایا صدهزارمیلیارد مرتبه شکرت یه سقف بالاسرمون هست و کلی وسیله رفاهی داخل خونمون داریم دکوراسیون زرد رنگ و عالییییی

    خدایا صدهزار مرتیه شکرت که کسب و کار خودمون داریم و برای خودمون کار میکنیم برای خودمون مغازه داریم آزادی مالی ،زمانی همه جوره با شغلمون راحتیم بهترین نکته اش درآمدش سقف درآمدی نداریم هرچقدر بخواهیم میتونیم درآمد داشته باشیم

    خدایا صدهزارمیلیارد مرتبه شکرت من وعشقم و خانواده هامون تو شرایط سلامتی جامعه همگی سالم هستیم و چهار ستون بدنمون سالم و سرحاله خدایا واقعا شکرت

    خدایا صدهزارمیلیارد مرتبه شکرت که من وعشقم امروز بعد نهار کلی حرف های خوب زدیم عشقم کلی حرف های خوب زد و کلی تصمیمات خوب گرفتیم و با احساس خوب در دفتر املاک باز کردیم

    خدایا صدهزارمیلیارد مرتبه شکرت که هر شب سریال زندگی در بهش میبینیم و کلی لذت میبریم

    خدایا صد هزار میلیارد مرتبه شکرت که دستی از دستانت رو برای هدایت ما فرستادی

    استاد عزیزم بابت تمام زحماتی که میکشی ازت ممنونم واقعا ممنونم و از مریم بانو عزیزم هم ممنونم بابت تمام زحماتت دست هر دوتانون میبوسم

    ای خدای مهربونم عااااااااااااااااااااااااشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      مریم اشکی گفته:
      مدت عضویت: 1885 روز

      سلام دوست عزیز ازخداسپاسگذارم منوبه کامنت توهدایت کردتابفهمم ک مسیرودارم اشتباه میرم چون منم الان بعدازسالها دوری ازفامیل بازدارم رفتو امدمیکنم واونام کلا منفین خداروشاکرم ک به شمارسیدم وازتون ممنونم بخاطر توضیحاتتون چه خوب شد خدامسیرونشونم داد خدایاشکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        Yalda va Hossein گفته:
        مدت عضویت: 2701 روز

        سلام مریم عزیز امیدوارم در حال تجربهی اهدافت باشی عزیزم

        تنها وتنها باید از خدا بخواهیم که مارو هدایت کنه و همیشه حواسمون باشه که دست خدارو ول نکنیم و از مسیر خارج نشیم و همیشه به اصل خودمون وصل باشیم وگرنه شیطان همیشه وعده اینو داده کا مارو به مسیر غلط فرا میخونه و ما کافیکه صدای خدارو نشویم واونجاست که صدای شیطان برامون واضح تر میشه و ما از مسیر خارج میشیم، خداروشکر میکنم که خدا همیشه هدایتمون میکنه خدارو هزار مرتبه شکر

        براتون آرزوی بهترین هارو دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: