اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خداوند مهربان و هدایتگر ،رزاق ،وهاب و بخشنده
سلام به استاد و خانم شایسته عزیز و دوستداشتنی
سلام به دوستان خوبم
این فایل واقعا من رو بیدار کرد از دیشب تو ذهن من داره تکرار میشه که من کجای این دنیا بودم
من چرا برای خودم ارزش قائل نبودم
آخه وقتی من برای خودم ارزش قائل نیستم این جهان این سیستم میخواد برای من ارزش قائل بشه
من یادمه بازار روز رشت رفتم میوه بخرم میوه خوب و عالی که کیلویی 30هزار بود رو بخاطر قیمتش بیخیال شدم و رفتم سه کیلو نارنگی ده هزار تومانی خریدم و وقتی آوردم خونه دقیقا یک کیلو رو ریختیم رفت مابقی هم آنقدر بی مزه بود که نمیشد بخوری
و مسئله دیگر اینکه کفش خوب نمیخریدم افکارم اینطور بود که پول یک کفش خوب رو میدم سه تا معمولی میخرم تنوع ایجاد میشه ولی تو یک سال ده بار هم کفش میخریدم بازم کم بود برام و کلی هم پا درد داشتم بخاطر نا مرغوب بودن کفش
ولی وقتی افکارم رو تغییر دادم و یک بار به دل این افکار منفی زدم رفتم یک کفش اورجینال خوب گرفتم آنقدر راحته این کتونی با روز اولش هم فرق نمیکنه یک بار داخل ماشین لباسشویی میندازه عزیزدلم انگار تازه خریدم واقعا الان فکر میکنم به حرف استاد من ارزون خریدم این کتونی رو
استاد بی نهایت از شما سپاسگزارم برای این فایل ارزشمند
خدایا شکرت برای این آگاهی که امروز دریافت کردم
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
من هنوز نخوابیدم داشتم به اتفاقات 8 دی که الان شده دیروز فکر میکردم و تحیلشون میکردم ،حتی من دوباره انرژی خاصی تو وجودم حس میکنم که منو بیدار نگه داشته تا بیام و بنویسم
گفت آخه سر پا اکثرا یه جا وایسادین گفتم نه خوبه گفت عجیبه و رفت
تو دلم گفتم وقتی بار خدا حرف میزنم که خسته نمیشم برعکس پر انرژیم میشم
و فقط و فقط به یه نتیجه رسیدم با حرفایی که بین خودم و خدا تو این دل تاریکی شب که همه جا ساکته
قدرت خدا
برای دومین بار رد پای روز 18میذارم
18. هجدهمین روز شمار تحول زندگیم از جعبه شگفتی خدا
داشتم با خدا حرف میزدم و سپاسگزاری میکردم ازش و اشک میریختم اشکی که از درون پر از سبکی و حس خوب بود
یهویی یه صدایی گفت بیام اینجا بنویسم
در مورد موضوع این فایل بگم
اول که اومدم رد پامو بنویسم دیدم ربطی به اتفاقات امروزم نداشت که برام اتفاق به ظاهر بد درمورد پاره شدن تابلوم تو نمایشگاه افتاد نداشت پرسیدم خدا ؟
آخه هر روز موضوع اون روزم با توجه به فایل همون روز من که میام آخر شب میخونم و میبینم که دقیقا اون روز اون کاراییو انجام دادم که بیام اینجا به عنوان رد پای اونروز بنویسم مرتبطه
ولی امروز چرا موضوع اینه که باور احساس لیاقت و باور فراوانی
و اینکه نوشتن از ماجرای خرید ابزار هایی بنویس که فقط برای ارزان بودن آنها را انتخاب کرده ای؟؟!!!!!
بعد گفتم شاید من الان درکش نمیکنم که ربطی به اتفاقای به ظاهر بد امروزم و بعد تبدیلش به معجزه روزم شد ،نداره
ولی میدونم خدا ربطشو بهم میگه
بازم هدایتم میکنه تا بفمم ربطشو
بعد من دو سه تا نظر از دیدگاه هارو خوندم و رفتم
الان که داشتم با خدا حرف میزدم سپاسگزاری میکردم
هی تکرار میکردم من عشق دارم خدا امروز تو چقدر از طریق آدم ها نقاشیامو تحسین کردی ،چقدر محبت داشتن بهم ،چقدر با انسان های مودب ،با احترام،با ادب، مهربان،تلاشگر،زیبا رو ،خوشگل ،با اهمیت و بهترین هایی که در وجود توست خدا و در اونها برای من نمایان کردی تا عشق بینهایتت رو بهم نشون بدی
بعد یه صدایی گفت بیام سایت
و اومدم
گفتم بذار ببینم روز 19 چی نوشته
اولش گفتم نه بذار فردا شب ببینمش ولی باز خدا میخواست زودتر به جواب سوالم برسم و هدایتم کرد به روز شمار تحول شماره 19 که زودتر ببینمش
البته اولشو چند خط خوندم جواب سوالمو گرفتم گفتم بیام اینجا و تو روز 18 ام بنویسم تا فردا ادامه شو بخونم و بنویسم
اینکه یه نفر سوال پریده بودن که وقتی الان پول خرید وسیله گرون و با کیفیت ندارم چطوری بگیرم و بعد در ادامه گفته بود که خود استاد هم اونموقع چیزای گرون میخرید وقتی پول نداشت ؟ و جوابی که مریم خانم شایسته بهشون داده بودن تا اینجا که رسیدم گفت
اما تنها زمانی انتخابهای ایشان یعنی استاد عباسمنش تغییر کرد که باورهای ایشان تغییر کرد و از آن مدار خارج شد.
بلافاصله با یه هدایت از طرف خدا که یادم انداخت
سریع مثل یه فیلم رد شد از جلو چشمم البته از پس پرده آگاهی درونم
دیدم آره درسته من قبلا باور احساس عدم لیاقت درمورد کشیدن تابلوهای بزرگ داشتم و سعی میکردم با وسایل ارزون کارای کوچیک بسازم و میگفتم پولشو ندارم برم بوم بزرگ بگیرم تا کار بزرگتر رو که سال ها آرزوشو داشتم بکشم و باور فراوانی نداشتم میگفتم که خب مثلا مشتری نیست من تابلومو بکشم چجوری بفروشم و یا اینکه احساس عدم لیاقت داشتم که تابلوهای منو کی میخره و باورای محدود کننده دیگه درمورد باور فراوانی و احساس لیاقت و ارزشمندی
الان که درکش کردم دیدم چقدرم ربط داشت به موضوعو اتفاق به ظاهر بد امروزم
که خدا جواب سوالمو گفت :
که طیبه دقیقا این حرف برای تو صدق میکنه
اما تنها زمانی انتخابهای ایشان یعنی استاد عباسمنش تغییر کرد که باورهای ایشان تغییر کرد و از آن مدار خارج شد.
یعنی من قبلا اون همه باور محدود کننده داشتم و نمیتونستم تغییری داشته باشم
ولی از وقتی باورام داره تقویت میشه دیروز 8 دی که الان دارم بهش فکر میکنم میبینم قشنگ حس کردم که از مدار قبلم خارج شدم و به مدار بالاتر اومدم
از وقتی شروع کردم به اینکه مشتری هرچقدر بخوام هست اصلا خدا مشتریه خدا کارامو میگیره ،خدا رنگه ،خدا قلموعه خدا بوم نقاشیه ،خدا توجه ،خدا عمل کردن و سریع قدم برداشتنه ،خدا هر آن چیزی که من میخوام و بهش شکل میدم هست
مثل گفته استاد تو فایل رابطه ما با انرژی که خدا مینامیم
و من دارم کم کم میفهممش
و شروع کردم جوری شکلش دادم تو این روزای تحول زندگیم که قشنگ امروز با این حرف درکش کردم
و من احساس لیاقت درمورد نقاشیام دارم الان جوری شده که هر روز میگم نقاشیای من با ارزش ترینه وقتی خیلی از هنرمندای نقاش میلیاردی تونستن منم میتونم و میشه
من قبلا احساس لیاقت نداشتم برای نقاشیام ولی الان هر بار میگم من یه نقاش ارزشمندم حتی بارها شد تو این چند روز ذهنم خواست الکی باز حرف بزنه ولی بلافاصله گفتم طرحی که خدا بهم داده یه طرح بینهایت خاصه و همه رو مجذوب خودش میکنه
و خدا حامی من ،قدرتمند ترینه و کارامو انجام میده به سادگی و زیبایی
چقدر قشنگ الان یاد گرفتم این ربط موضوع روز 18 ام رو در اتفاق امروز زندگیم
که خدا گفت تبریک میگم طیبه تو مدارت تغییر کرده و دیگه بیشتر بخواه و بیشتر عمل کن و سریعتر عمل کن
سلام طیبه عزیزم اول ازت ممنونم برای کامنتی که در پاسخ کامنتم گذاشته بودی واقعا احساس خوب امروزم چندین برابر شد و کلی ذوق کردم دوم چقدر هماهنگی و همزمانی های خدا قشنگه منم عاشق هنرم و خیلی خوشحال شدم که گفتی هدایت شدی به فرستادن نقاشی هات به خارج از ایران واقعا این قابل ستایشه و این خودش نشون از تغییر باورهات و قدرتمندتر شدنشون میده که با یه اتفاق به ظاهر بد خودت رو کنترل کردی و احساست رو از درون خوب نگه داشتی و به این زیبایی هدایت شدی ، برات بهترینها رو آرزومندم عزیزم ایشالا که خیلی زود شاهد موفقیت های بیشترت با زبان کامنت گذاری در سایت باشم ، در پناه خدا باشی:)
خدا را شکر با گوش دادن به این فایل چند تا از ویژگی هامو کشف کردم و امیدوارم که همیشه به این ویژگی ها پایبند باشم یکی اینکه من اصلا جنس دست دوم دوست ندارم چه لباس باشه چه وسیله ، و استفاده نمی کنم و دقیقا مامانم هم همینطوریه .
دوم اینکه من هم مثل استاد عزیز خیلی به کیفیت چیزی که میخرم توجه میکنم و از وسایل و لباس های باکیفیت لذت میبرم و تا اون جایی که بتونم هزینه کنم ، هزینه میکنم و جنس خوب میخرم و همیشه بابام بهم میگه چیزی که میخری یه چیز خوب بخر که بتونی ازش استفاده کنی .حدود شش سال پیش یک مانتوی با کیفیت با جنس خیلی خوب خریدم با وجود اینکه طی این شش سال مانتو های زیادی رو خریدم و حتی دور انداختم ولی هنوز این مانتو رو دارم و ازش استفاده میکنم جوری که هرکی میبینه فکر میکنه که تازه خریدم .
با وجود اینکه هنوز استقلال مالی ندارم اما همیشه سعی کردم که چیزی رو بخرم که ازش راضی باشم وکیفیت خوبی داشته باشه و هی به خودم نگم این چی بود که خریدی و خودم رو سرزنش کنم و هر بار که سعی کردم این جوری نباشم و به قیمت پایین تر راضی باشم واقعا پولمو هدر دادم و پشیمون شدم .
خدا یا شکر ت که منو به این مسیر زیبا هدایت کردی تا از این آموزش های عالی بهره مند بشم.
درود و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و همه بزرگواران در این مکتب الهی..
این فایل منو یاد یک مورد مشابه در مورد خودم انداخت که حدودا برای سال 72 هست و در اون سال من کلاس سوم راهنمایی بودم..
در اون سالها ما به جای مداد از اتد یا همون مداد نوکی استفاده میکردیم..
و من به خاطر ذهن فقیری که داشتم و هیچ موقع هم پول نداشتم، نمیتونستم برم اتد جنس خوب بخرم و یه مدل اتدهایی بود که بدنه پلاستیکی ضعیفی داشت ولی در رنگهای قشنگی تولید میشد..
اون زمان این اتدها 5 تومن بود، یعنی پنجاه ریال..
و هر دو سه ماه من یه دونه میخریدم و فورا داغون میشد و مجبور بودم که دو باره بخرم..
خلاصه تو همون سالها یه رفیقی داشتم که از همون زمان اندیشه های بسیار خوبی داشت..
یه روزی بهم گفت چرا نمیری یه جنس خوب بخری که برات مدتها بمونه..؟
و من بهش گفتم پول ندارم..!
ولی اون بخاطر اینکه درس مهمی به من بده گفت من برات یه اتد فلزی میخرم و تو پولش رو بهم قسطی بده..
یادش بخیر.. با هم رفتیم و یه اتد فلزی با کیفیت خریدم به قیمت 50 تومن یعنی پانصد ریال..
و من پولش رو خورد خورد بهش دادم و الان که بیش از 30 سال از اون روزها میگذره من هنوز هم اون اتد رو دارم و هم اون رفیق بینظیرم رو..
و خدارو شکر بعد از اون داستان دیگه همیشه هر چیزی رو که برای خودم خریدم اولین اولویتم کیفیت بوده و بعدش قیمت..
سلام استاد عزیزم، مریم مهربونم و هم فرکانسی های گلم
روزشمار تحول زندگی ام برگ هجدهم
هیجان زده ام و با چشمان اشکبار این کامنت رو مینویسم. البته من که نه ، خداوندِ من
داشتم به آموزه های این فایل و مطالبی که یادداشت کرده بودم فکر میکردم و تو دلم میگفتم خدایا، چرا نمیدونم چی باید کامنت کنم.
کجاها چیز بی کیفیت خریدم و تاوان دادم و کجاها چیز با ارزش خریدم و سود اش رو بردم. اما هیچی یادم نمیومد. نه اینکه مثال نباشه تو زندگی ام، بلکه ذهنم قفل شده بود.
گفتم : خدایا تا زمانی که تو بر من جاری نشی، نمیتونم حتی یک خط هم بنویسم.
یه حسی بهم گفت سپاسگزاری کن تا فرکانس ات بیاد بالا
سپس سایت رو رها کردم و نشستم به سپاسگزاری، انقدر این سپاسگزاری سرشار از احساس بودش که رب من شروع کرد با من صحبت کردن.
همونطور که داشتم بابت محصولات سایت سپاسگزاری میکردم خداوند منو یاد دورانی انداخت که تازه وارد خودشناسی شده بودم.
اون زمان من استاد عباسمنش رو تو اینستا دیده بودم منتها با ایشون هم فرکانس نبودم و به سمت اساتید دیگه ای رفتم و دوره های اون ها رو خریدم.
من دوره های ارزون قیمت میخریدم که بسیار ناخالصی داشتند و حتی مطالبی آموزش میدادند که هیچ ربطی به اصل نداشتند. دوره هایی که فنگشویی و گیاه خواری و حتی انواع دعا ها و سنگ ها و… آموزش میدادند.
من خیلی هزینه میکردم برای این دوره ها، بمدت سه سال این دوره های عجیب غریب میخریدم و هیچ کیفیتی وارد زندگی ام نمیکرد.
تا اینکه با یکی از شاگردهای استاد عباسمنش آشنا شدم و ایشون که خودشونم استاد بودند به شیوه عباسمنشی اصل رو آموزش میدادند.
وقتی اصل رو یاد گرفتم دیگه تمام اون مطالبی که تو دوره های آموزشی یاد گرفته بودم از ذهنم بیرون کردم و دیگه ازشون تبعیت نکردم.
دیگه دنبال فنگشویی و جعبه عشق و گل رز و تکنیک های سکه و انواع حرز های مختلف و دعا ها نرفتم. ذهنم کامل خالی کردم و تمرکز کردم روی اصل
شاگرد استاد عباسمنش به ما گفت : بچه ها سریال های استاد عباسمنش نگاه کنید برای باورسازی تون خوبه. (همینجا از شاگرد شون سپاسگزارم که ایشون هم دستی از دستان الله بودند.)
از اونجا بود که من هدایت شدم به سایت الهی عباسمنش. وقتی داشتم با چشمان پر از اشک سپاسگزاری میکردم :
ندایی به من گفت که این فایل هایی که الان داری ازشون استفاده میکنی، قیمتی هستند، اینها رایگان نیستند.
و تو بهای این فایل های با ارزش رو قبلا پرداخت کردی. بهاش این بود که دوره های بی کیفیت رو رها کردی، و آنچه یادت داده بودند از ذهنت بیرون کردی.
بها اش ارتقای فرکانس ات و همراه شدن با اصل هست.
بها اش زمانی هست که با عشق برای دیدن شون ، میزاری
استاد گفتید تجربه تون بنویسید ؟
تمرین دادید توی کپشن این فایل ؟
خداوند یاد من آورد که بهترین مثال زندگی ام بزنم.
کوجاها منِ عاطفه هزینه درستی نکردم و تاوان دادم ؟ اون زمانی که لول فرکانسی ام پایین بود و دچار دوره های بی کیفیت شدم که منو نه تنها با اصل آشنا نمیکرد بلکه شرک های زیادی بمن اضافه میکرد.
کوجا ها منِ عاطفه هزینه کردم و سود کردم ؟ اونجایی که دوره های قبلی رو از زندگی ام بیرون کردم و با اصل همراه شدم و تونستم هم فرکانس با فایل های سایت شما بشم.
بله درسته ! من این فایل ها رو رایگان نمیبینم. اینا قیمتی اند. ارزشمند اند. هروز دارم مطالب مفید یاد میگیریم. و بها اش قبلا با عملکرد ام پرداخت کردم.
این همون مثالی بود که رب من بهم یادآوری کرد و خودش بر من جاری شدش که اینجا به یادگار بنویسم اش و به بقیه دوستانم هم یادآوری بشه که : این فایل ها رایگان نیست.
خدارو صدهزار مرتبه شکر.
“یه موضوعی هم هست که دوست دارم بهش اشاره کنم.
اشتباه کردن باعث میشه حواس مون جمع کنیم و اون اشتباه رو دیگه مرتکب نشیم.
من اون دوره های ناخالص رو خریدم ولی چون بمن درس بزرگی رو داد از خرید شون ناراحت نیستم. اون ها بخشی از تکامل من بودند و باید طی میشدند چون هم لول سطح آگاهی اون زمان من بودند و باید میگذروندم تا بفهمم که نتیجه ای ندارند و اصل چی هست.
وقتی وسیله ای ارزان خریدیم و تاوان دادیم برامون درس داره که دیگه سمت بی کیفیتی و ارزانی نریم و این موضوع نه تنها ناراحتی نداره بلکه درس بزرگی برامون داره.
اشتباه نیازه که ما بیدار بشیم و درس اش بگیریم و دیگه تکرارش نکنیم، ما لایق با کیفیت ترین هاییم ”
وقتی این کامنت نوشته شد به این فکر کردم که :
من از خداوند درخواست کردم خودش بر من جاری بشه و ایشون هم دقیقا همین کار کرد
اشک های من بابت سریع الاجابه بودن رب ام هست. گفتم عاطفه خواسته های ما هم همینطوریه. درجا داده میشه فقط باید با درست کردن باورهامون بهشون اجازه ورود بدیم.
استاد عزیزم، مریم مهربونم بابت تهیه ، تدوین و کپشن این فایل های توحیدی ازتون سپاسگزارم.
فایل امروز با تحول روز18 حضورم در سایت یکی بود و دقیقا40روز پیش کن این آموخته هارو فرا گرفتم در دانشگاه قوانین زندگی،
یاد گرفتم همیشه بهترین ابزارآلات با کیفیت عالی و مدرن و قیمت مناسب و بنوعی از لحاظ خودم ارزان قیمت بخرم نه اینکه پول کمتری داده باشم،اتفاقا برای خریدش پول بیشتری دادم اما باتوجه به استفاده ش و موارد مصرف برام بسیار بهینه بوده و میشه گفت بواسطه ی کارهایی که با این ابزار انجام دادم برام ارزانتر از خرید محصول تمام شده ست،چون با این ابزارها میتونم تا چندین و چند سال کار کنم و ایده های که در طول مسیر با من همگام هستن را اجرایی کنم و ارزش این ابزار تا سالیان سال متمادی برام مهم و اقتصادیه،و روش بسیار عالی برای پیوند خوردن نیازهای اساسی یکسری از مشتریان هم هست،اینکه من کارم شغلم مدیون ابزار آلات و لوازم مدرن وبروز باشه باید با تکامل و قیمت بالای ابزار همسو باشم،تا با انجام خدمات و استفاده مکرر از ابزار برام ارزش ابزاری که با آن امرار و معاش میکنم بنوعی مفت و مجانی خریدمش، و چندین چند برابر پول خریدش برام بازدهی داشته و تونستم بجای ابزار داغون،و پردردسر،ابزاری مدرنیزه و عالی با قیمت مناسب و عالی بخرم که بازدهیش به اندازه خرید80تا دستگاه واقعی ارزان قیمته،یعنی من این یک ابزار پیشرفته و قیمت بالا رو با 80تا ابزار ارزان قیمت عوض نمیکنم چون بهره وری این یک ابزار از 80تا ابزار ارزان قیمت بیشتره،
من همیشه توی بازار که میرفتم چیزایی که نیاز داشتم و علاقه داشتم و چون پول نداشتم بیدکیفیت ترین چیزارو میخریدم که صرفا فقط به اون اهدافم برسم که فقط اون چیزو داشته باشم و چیزی نمیگذشت که علنا اون چیز بی کیفیت از بین میرفت و دوباره من میموندم و اون کالای خراب اما الان وقتی میخام یه کالایی رو بخرم اینقدر حساست به خرج میدم که اون کالا چقدر قراره برای من کار کنه و قراره با این کیفیت چقدر کار من جلو بره و باعث پیشرفت من بشه️چقدر لذت داره وقتی بازار میری دنبال قیمت نباشی نگرانش نباشی اصلا کالاهای بی کیفیت رو نبینی حتی وقتی پول نداری بری داخل فروشگاه سرتو بگیری بالا در مورد کالای مورد علاقه ت سوال بپرسی و بیای بیرون .چقدر خوبه رضایت و لبخندو میبینی توی چهره ی فروشنده و بهترین کالای فروشگاهشو میخری چقدر بهش کمک میکنی چقدر خوبه با خرید ما کمک میکنیم تا جهان جای بهتری برای زندگی باشه
با وجود تغییرات چشمگیر جهان در هر لحظه بسیاری از ما برخی اوقات الگوهایی را در ذهن خود داریم که مطابق با آن و مانند گذشته رفتار می کنیم شرایط موقعیت و اتفاقات باعث شده الگوها شکل بگیرند شرایط و موقعیت ها به صورت کلی از بین رفته اما ما همچنان طبق آن ها عمل و مرتبا تکرار می کنیم به این مورد فکر کنیم که کدام الگوها را تکرار کرده و آن ها را بهبود و اصلاح کنیم.
بسیاری از ما در مورد گران و ارزان بودن محصولات باورهای نامناسبی داریم. ما باید مبلغ پرداخت شده برای کالاها را با نتایجی که برای ما ایجاد می کند مقایسه کنیم آن وقت می توانیم در مورد گران یا ارزان بودن آن قضاوت کنیم. اگر مبلغی را بابت محصولی پرداخت می کنیم که نتیجه ی کیفیت آن بارها و بارها از مبلغ پرداخت شده بیشتر است پس این محصول را بسیار ارزان خریده ایم اما اگر مبلغی را برای محصولی پرداخت کرده و به این نتیجه می رسیم که پول خود را به دور انداخته و نتیجه ی مورد انتظار را برای ما ایجاد نکرده این کالا را بسیار گران خریداری کرده و پول هایی که بابت تعمیر آن می پردازیم به مراتب بیشتر از مبلغی است که آن را خریداری کرده ایم.
زمانی که در مورد قیمت صحبت می کنیم به نتیجه ای که برای ما ایجاد می کند توجه کنیم. در مقابل چیزی که پرداخت می کنیم چه چیزی را دریافت می کنیم؟ اگر چیزی که دریافت می کنیم بیشتر از چیزی است که پرداخت کرده ایم در واقع آن را ارزان خریداری کرده ایم در مورد قیمت ها قضاوت نکنیم برای کالاها و خدمات خوب باید پول بپردازیم و بدانیم که آن ها را ارزان خریداری کرده ایم
مراقب باشیم که اگر کالایی را ارزان خریداری می کنیم صدها برابر پول جنس با کیفیت را هزینه نکنیم جنس خوب خریداری کنیم باورهای افرادی که ذهن فقیر دارند را نداشته باشیم آن ها به خاطر هزینه هایی که پرداخت نکرده اند به مشکلات و اتفاقات نامناسب بسیاری برخورد خواهند کرد.این نوع تفکر و خرید کردن گران ترین اجناس روی کره ی زمین هستند.
به خاطر اینکه هزینه ی کمتری بپردازیم ده ها برابر هزینه پرداخت خواهیم کرد در تمام موارد این نکته را مد نظر قرار دهیم زمانی که چیزی را ارزان خریداری می کنیم در آینده هزینه های بیشتری برای ما به وجود خواهد آورد .
برای تغییر باورهایمان باید زمان انرژی و هزینه صرف کنیم آن ها مانند ابزارهایی هستند که باعث رشد و پیشرفت همه جانبه ی ما در تمام حوزه ها خواهد شد نتایجی که در زندگی خود خواهیم گرفت به ما ثابت می کند که ارزان ترین هزینه هایی است که پرداخت کرده ایم. افراد دارای ذهن ثروتمند همیشه و در تمام شرایط اینگونه فکر و در هزینه های خود به شدت صرفه جویی می کنند به جای تمرکز گذاشتن صرف وقت انرژی و هزینه برای تعمیرات تمرکز خود را بر ساختن قرار دهیم.
استاد به پترن دیگه ای با گوش دادن این فایل اومد توی ذهن
که وقتی ما داریم انرژیمون رو میذاریم برای دوستایی که میدونیم که از لحاظ روحی هر بار که میبینیمشون دارن به ما آسیب میزنن.. داریم انرژی گرونی میذاریم براشون
که به نظر من اون انرژی میذاری روی خودت خودت رو شخصیتت رو باورهات رو و همچنین هزینه ای که میایی برای خودت توی سایت دوره میخری روی خودت سرمایه گذاری میکنی خیلیی با ارزش تره که انگاری داری خودت رو بیمه عمر با این کار که البته هرچقدر بهتر عمل کنی نتیجه بهتر میبینی….
و من خودم همین جورم حتی اگه پول نداشته باشم به اندازه کافی لباس نمیخرم تا وقتی که بتونم اون چیزی که میخوام رو با جنسی که میخوام بخرم چون میدونم که من این لباسارو میندازم دور و اصلا به چشمم خیلی بد میان بعد یه مدت اگه بخوام جنس بدی بخرم .
پس عاقلانه ترین و به نظرم خیلی ساده است این موضوع ولی نمیدونم چرا خیلیا نمیتونن اینجوری فکر کنن
در هر صورت هر کسی توی مسیر تکاملی و باور های خودشه ایشالا که خدا اون ادم هارو هدایت کنه البته که اون ادم ها هم قدرت اراده و انتخاب مسیر دارند
فقط خیلی دوست دارم یه سپاسگزاری گنده کنم ازتون که نمیدونین چجوری زندگی من جون میدین و من هر بار با گوش دادن فایل ها درکم عمیق تر میشه مثل هرچقدر میرم جلو تر و بیشتر تعمقرمیکنم باز دوباره باید چیز جدید میفهمم و خیلی جذابه برای من
منم تا قبل از آشنایی با استاد تا قبل از اینکه عضو سایت بشم ذهن فقیری داشتم و همیشه اول نگاه به قیمت جنس میکردم بعد تصمیم به خرید میگرفتم.
کلی لباس بی کیفیت میخریدم اونم جنس چینی. نه اینکه نداشته باشم. مثلاً به جای اینکه دو تا لباس مجلسی با کیفیت بخرم میرفتم چند تا میخریدم میگفتم واسه تولد، واسه دور همی، واسه مهمونی که میرم هر دفعه یکیش و میپوشم پر کمد دیواری لباس معمولی و ارزون داشتم، وقتی هم ی مراسم میخواستم برم عزا میگرفتم لباس مناسب ندارم همیشه هم ناراضی بودم.
اگه موبایل میخریدم بخاطر ارزونی مدل بالاتر و نمیگرفتم حافظه بیشتر یا ضد آب باشه بعد هم پشیمون میشدم
یادمه برادرم توی شمال دخترش تو آب افتاد هول شد بدو رفت که نجاتش بده گوشیش افتاد توی آب هیچ مشکلی واسش پیش نیومد ولی گوشی من تو خونه داشتم صحبت میکردم در حال ظرف شستن، تو قابلمه پر آب افتاد باطریش خراب شد عوض کردم دیگه مثل روز اول که نمیشه روزی 3 یا 4 بار باید شارژ بشه. در صورتیکه میتونستم همون اول کار پول بیشتری بدم و گوشی با کیفیت بالا بخرم
از این مثالها زیاد دارم موقع فرش خریدن یا لوازم برقی هم همین طور بودم میگفتم بزار حالا کارمون راه بیفته ارزون میخریدم ی مدت بعد باید دوباره تهیه میکردیم
به قول استاد جنس فیک چینی تمام بازار دنیا رو گرفته.
واقعاً این طرز فکر که ارزون بخریم اشتباهه جنس با کیفیت حتی گرون بخریم بازم خیلی ارزون تر در میاد تا خریدن جنس بیکیفیت که گرون ترین در میاد واسمون چون بعد از ی مدت باید تعمیر بشه یا دوباره از نو بخریم .
ممنون و سپاسگزارم از این فایل زیبا و تاثیر گذار. از وقتی که تصمیم گرفتم سفرنامه رو شروع کنم و تعهد دادم که فایل رو بفهمم و کامنت بنویسم احساس میکنم داره مدارم بالاتر میره چون قبلنا فقط نگاه میکردم و رد میشدم فقط تایید میکردم ولی الان چون تعهد دادم که حتی به قول بانو شایسته مهربونم یک جمله که درک کردیم و بنویسیم خوب گوش میکنم و توضیحات رو میخونم خیلی بهتر متوجه آموزشها میشم نسبت به قبلم.
شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خداوند مهربان و هدایتگر ،رزاق ،وهاب و بخشنده
سلام به استاد و خانم شایسته عزیز و دوستداشتنی
سلام به دوستان خوبم
این فایل واقعا من رو بیدار کرد از دیشب تو ذهن من داره تکرار میشه که من کجای این دنیا بودم
من چرا برای خودم ارزش قائل نبودم
آخه وقتی من برای خودم ارزش قائل نیستم این جهان این سیستم میخواد برای من ارزش قائل بشه
من یادمه بازار روز رشت رفتم میوه بخرم میوه خوب و عالی که کیلویی 30هزار بود رو بخاطر قیمتش بیخیال شدم و رفتم سه کیلو نارنگی ده هزار تومانی خریدم و وقتی آوردم خونه دقیقا یک کیلو رو ریختیم رفت مابقی هم آنقدر بی مزه بود که نمیشد بخوری
و مسئله دیگر اینکه کفش خوب نمیخریدم افکارم اینطور بود که پول یک کفش خوب رو میدم سه تا معمولی میخرم تنوع ایجاد میشه ولی تو یک سال ده بار هم کفش میخریدم بازم کم بود برام و کلی هم پا درد داشتم بخاطر نا مرغوب بودن کفش
ولی وقتی افکارم رو تغییر دادم و یک بار به دل این افکار منفی زدم رفتم یک کفش اورجینال خوب گرفتم آنقدر راحته این کتونی با روز اولش هم فرق نمیکنه یک بار داخل ماشین لباسشویی میندازه عزیزدلم انگار تازه خریدم واقعا الان فکر میکنم به حرف استاد من ارزون خریدم این کتونی رو
استاد بی نهایت از شما سپاسگزارم برای این فایل ارزشمند
خدایا شکرت برای این آگاهی که امروز دریافت کردم
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام با بینهایت عشق
من هنوز نخوابیدم داشتم به اتفاقات 8 دی که الان شده دیروز فکر میکردم و تحیلشون میکردم ،حتی من دوباره انرژی خاصی تو وجودم حس میکنم که منو بیدار نگه داشته تا بیام و بنویسم
یاد حرف عکاس توی نمایشگاه افتادم آخرای نمایشگاه گفت شما خسته نشدین؟؟؟
گفتم نه چطور ؟
گفت آخه سر پا اکثرا یه جا وایسادین گفتم نه خوبه گفت عجیبه و رفت
تو دلم گفتم وقتی بار خدا حرف میزنم که خسته نمیشم برعکس پر انرژیم میشم
و فقط و فقط به یه نتیجه رسیدم با حرفایی که بین خودم و خدا تو این دل تاریکی شب که همه جا ساکته
قدرت خدا
برای دومین بار رد پای روز 18میذارم
18. هجدهمین روز شمار تحول زندگیم از جعبه شگفتی خدا
داشتم با خدا حرف میزدم و سپاسگزاری میکردم ازش و اشک میریختم اشکی که از درون پر از سبکی و حس خوب بود
یهویی یه صدایی گفت بیام اینجا بنویسم
در مورد موضوع این فایل بگم
اول که اومدم رد پامو بنویسم دیدم ربطی به اتفاقات امروزم نداشت که برام اتفاق به ظاهر بد درمورد پاره شدن تابلوم تو نمایشگاه افتاد نداشت پرسیدم خدا ؟
آخه هر روز موضوع اون روزم با توجه به فایل همون روز من که میام آخر شب میخونم و میبینم که دقیقا اون روز اون کاراییو انجام دادم که بیام اینجا به عنوان رد پای اونروز بنویسم مرتبطه
ولی امروز چرا موضوع اینه که باور احساس لیاقت و باور فراوانی
و اینکه نوشتن از ماجرای خرید ابزار هایی بنویس که فقط برای ارزان بودن آنها را انتخاب کرده ای؟؟!!!!!
بعد گفتم شاید من الان درکش نمیکنم که ربطی به اتفاقای به ظاهر بد امروزم و بعد تبدیلش به معجزه روزم شد ،نداره
ولی میدونم خدا ربطشو بهم میگه
بازم هدایتم میکنه تا بفمم ربطشو
بعد من دو سه تا نظر از دیدگاه هارو خوندم و رفتم
الان که داشتم با خدا حرف میزدم سپاسگزاری میکردم
هی تکرار میکردم من عشق دارم خدا امروز تو چقدر از طریق آدم ها نقاشیامو تحسین کردی ،چقدر محبت داشتن بهم ،چقدر با انسان های مودب ،با احترام،با ادب، مهربان،تلاشگر،زیبا رو ،خوشگل ،با اهمیت و بهترین هایی که در وجود توست خدا و در اونها برای من نمایان کردی تا عشق بینهایتت رو بهم نشون بدی
بعد یه صدایی گفت بیام سایت
و اومدم
گفتم بذار ببینم روز 19 چی نوشته
اولش گفتم نه بذار فردا شب ببینمش ولی باز خدا میخواست زودتر به جواب سوالم برسم و هدایتم کرد به روز شمار تحول شماره 19 که زودتر ببینمش
البته اولشو چند خط خوندم جواب سوالمو گرفتم گفتم بیام اینجا و تو روز 18 ام بنویسم تا فردا ادامه شو بخونم و بنویسم
اینکه یه نفر سوال پریده بودن که وقتی الان پول خرید وسیله گرون و با کیفیت ندارم چطوری بگیرم و بعد در ادامه گفته بود که خود استاد هم اونموقع چیزای گرون میخرید وقتی پول نداشت ؟ و جوابی که مریم خانم شایسته بهشون داده بودن تا اینجا که رسیدم گفت
اما تنها زمانی انتخابهای ایشان یعنی استاد عباسمنش تغییر کرد که باورهای ایشان تغییر کرد و از آن مدار خارج شد.
بلافاصله با یه هدایت از طرف خدا که یادم انداخت
سریع مثل یه فیلم رد شد از جلو چشمم البته از پس پرده آگاهی درونم
دیدم آره درسته من قبلا باور احساس عدم لیاقت درمورد کشیدن تابلوهای بزرگ داشتم و سعی میکردم با وسایل ارزون کارای کوچیک بسازم و میگفتم پولشو ندارم برم بوم بزرگ بگیرم تا کار بزرگتر رو که سال ها آرزوشو داشتم بکشم و باور فراوانی نداشتم میگفتم که خب مثلا مشتری نیست من تابلومو بکشم چجوری بفروشم و یا اینکه احساس عدم لیاقت داشتم که تابلوهای منو کی میخره و باورای محدود کننده دیگه درمورد باور فراوانی و احساس لیاقت و ارزشمندی
الان که درکش کردم دیدم چقدرم ربط داشت به موضوعو اتفاق به ظاهر بد امروزم
که خدا جواب سوالمو گفت :
که طیبه دقیقا این حرف برای تو صدق میکنه
اما تنها زمانی انتخابهای ایشان یعنی استاد عباسمنش تغییر کرد که باورهای ایشان تغییر کرد و از آن مدار خارج شد.
یعنی من قبلا اون همه باور محدود کننده داشتم و نمیتونستم تغییری داشته باشم
ولی از وقتی باورام داره تقویت میشه دیروز 8 دی که الان دارم بهش فکر میکنم میبینم قشنگ حس کردم که از مدار قبلم خارج شدم و به مدار بالاتر اومدم
از وقتی شروع کردم به اینکه مشتری هرچقدر بخوام هست اصلا خدا مشتریه خدا کارامو میگیره ،خدا رنگه ،خدا قلموعه خدا بوم نقاشیه ،خدا توجه ،خدا عمل کردن و سریع قدم برداشتنه ،خدا هر آن چیزی که من میخوام و بهش شکل میدم هست
مثل گفته استاد تو فایل رابطه ما با انرژی که خدا مینامیم
و من دارم کم کم میفهممش
و شروع کردم جوری شکلش دادم تو این روزای تحول زندگیم که قشنگ امروز با این حرف درکش کردم
و من احساس لیاقت درمورد نقاشیام دارم الان جوری شده که هر روز میگم نقاشیای من با ارزش ترینه وقتی خیلی از هنرمندای نقاش میلیاردی تونستن منم میتونم و میشه
من قبلا احساس لیاقت نداشتم برای نقاشیام ولی الان هر بار میگم من یه نقاش ارزشمندم حتی بارها شد تو این چند روز ذهنم خواست الکی باز حرف بزنه ولی بلافاصله گفتم طرحی که خدا بهم داده یه طرح بینهایت خاصه و همه رو مجذوب خودش میکنه
و خدا حامی من ،قدرتمند ترینه و کارامو انجام میده به سادگی و زیبایی
چقدر قشنگ الان یاد گرفتم این ربط موضوع روز 18 ام رو در اتفاق امروز زندگیم
که خدا گفت تبریک میگم طیبه تو مدارت تغییر کرده و دیگه بیشتر بخواه و بیشتر عمل کن و سریعتر عمل کن
خداجونم شکرت که جواب سوالمو زود دادی
همه چی باوره
دوست داشتم این حرف استادو تکرارش کنم
همه چی باوره
همه چی باوره
همه چی باوره
خدایا بینهایت سپاسگزارم ازت
دوستتون دارم باعشق طیبه
سلام طیبه عزیزم اول ازت ممنونم برای کامنتی که در پاسخ کامنتم گذاشته بودی واقعا احساس خوب امروزم چندین برابر شد و کلی ذوق کردم دوم چقدر هماهنگی و همزمانی های خدا قشنگه منم عاشق هنرم و خیلی خوشحال شدم که گفتی هدایت شدی به فرستادن نقاشی هات به خارج از ایران واقعا این قابل ستایشه و این خودش نشون از تغییر باورهات و قدرتمندتر شدنشون میده که با یه اتفاق به ظاهر بد خودت رو کنترل کردی و احساست رو از درون خوب نگه داشتی و به این زیبایی هدایت شدی ، برات بهترینها رو آرزومندم عزیزم ایشالا که خیلی زود شاهد موفقیت های بیشترت با زبان کامنت گذاری در سایت باشم ، در پناه خدا باشی:)
سلام نازنین جان خیلی ممنونم
وقتی دیدم برام یه پاسخی اومده گفتم خدا چی باید از نوشته ایشون یاد بگیرم
باز اینو به خودم یاد آور کردم از نوشته تون که به خدا بسپارم هر لحظه همه زندگیم رو
براتون شادی آرامش سلامتی و ثروت و عشق بی نهایت از خدا میخوام
به نام خدای عزیز و مهربان
سلام به همه
ردپای من در هجدهمین روز سفر نامه
خدا را شکر با گوش دادن به این فایل چند تا از ویژگی هامو کشف کردم و امیدوارم که همیشه به این ویژگی ها پایبند باشم یکی اینکه من اصلا جنس دست دوم دوست ندارم چه لباس باشه چه وسیله ، و استفاده نمی کنم و دقیقا مامانم هم همینطوریه .
دوم اینکه من هم مثل استاد عزیز خیلی به کیفیت چیزی که میخرم توجه میکنم و از وسایل و لباس های باکیفیت لذت میبرم و تا اون جایی که بتونم هزینه کنم ، هزینه میکنم و جنس خوب میخرم و همیشه بابام بهم میگه چیزی که میخری یه چیز خوب بخر که بتونی ازش استفاده کنی .حدود شش سال پیش یک مانتوی با کیفیت با جنس خیلی خوب خریدم با وجود اینکه طی این شش سال مانتو های زیادی رو خریدم و حتی دور انداختم ولی هنوز این مانتو رو دارم و ازش استفاده میکنم جوری که هرکی میبینه فکر میکنه که تازه خریدم .
با وجود اینکه هنوز استقلال مالی ندارم اما همیشه سعی کردم که چیزی رو بخرم که ازش راضی باشم وکیفیت خوبی داشته باشه و هی به خودم نگم این چی بود که خریدی و خودم رو سرزنش کنم و هر بار که سعی کردم این جوری نباشم و به قیمت پایین تر راضی باشم واقعا پولمو هدر دادم و پشیمون شدم .
خدا یا شکر ت که منو به این مسیر زیبا هدایت کردی تا از این آموزش های عالی بهره مند بشم.
درود و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و همه بزرگواران در این مکتب الهی..
این فایل منو یاد یک مورد مشابه در مورد خودم انداخت که حدودا برای سال 72 هست و در اون سال من کلاس سوم راهنمایی بودم..
در اون سالها ما به جای مداد از اتد یا همون مداد نوکی استفاده میکردیم..
و من به خاطر ذهن فقیری که داشتم و هیچ موقع هم پول نداشتم، نمیتونستم برم اتد جنس خوب بخرم و یه مدل اتدهایی بود که بدنه پلاستیکی ضعیفی داشت ولی در رنگهای قشنگی تولید میشد..
اون زمان این اتدها 5 تومن بود، یعنی پنجاه ریال..
و هر دو سه ماه من یه دونه میخریدم و فورا داغون میشد و مجبور بودم که دو باره بخرم..
خلاصه تو همون سالها یه رفیقی داشتم که از همون زمان اندیشه های بسیار خوبی داشت..
یه روزی بهم گفت چرا نمیری یه جنس خوب بخری که برات مدتها بمونه..؟
و من بهش گفتم پول ندارم..!
ولی اون بخاطر اینکه درس مهمی به من بده گفت من برات یه اتد فلزی میخرم و تو پولش رو بهم قسطی بده..
یادش بخیر.. با هم رفتیم و یه اتد فلزی با کیفیت خریدم به قیمت 50 تومن یعنی پانصد ریال..
و من پولش رو خورد خورد بهش دادم و الان که بیش از 30 سال از اون روزها میگذره من هنوز هم اون اتد رو دارم و هم اون رفیق بینظیرم رو..
و خدارو شکر بعد از اون داستان دیگه همیشه هر چیزی رو که برای خودم خریدم اولین اولویتم کیفیت بوده و بعدش قیمت..
امیدوارم که همیشه بهترینها قسمت همه عزیزان بشه..
سلام استاد عزیزم، مریم مهربونم و هم فرکانسی های گلم
روزشمار تحول زندگی ام برگ هجدهم
هیجان زده ام و با چشمان اشکبار این کامنت رو مینویسم. البته من که نه ، خداوندِ من
داشتم به آموزه های این فایل و مطالبی که یادداشت کرده بودم فکر میکردم و تو دلم میگفتم خدایا، چرا نمیدونم چی باید کامنت کنم.
کجاها چیز بی کیفیت خریدم و تاوان دادم و کجاها چیز با ارزش خریدم و سود اش رو بردم. اما هیچی یادم نمیومد. نه اینکه مثال نباشه تو زندگی ام، بلکه ذهنم قفل شده بود.
گفتم : خدایا تا زمانی که تو بر من جاری نشی، نمیتونم حتی یک خط هم بنویسم.
یه حسی بهم گفت سپاسگزاری کن تا فرکانس ات بیاد بالا
سپس سایت رو رها کردم و نشستم به سپاسگزاری، انقدر این سپاسگزاری سرشار از احساس بودش که رب من شروع کرد با من صحبت کردن.
همونطور که داشتم بابت محصولات سایت سپاسگزاری میکردم خداوند منو یاد دورانی انداخت که تازه وارد خودشناسی شده بودم.
اون زمان من استاد عباسمنش رو تو اینستا دیده بودم منتها با ایشون هم فرکانس نبودم و به سمت اساتید دیگه ای رفتم و دوره های اون ها رو خریدم.
من دوره های ارزون قیمت میخریدم که بسیار ناخالصی داشتند و حتی مطالبی آموزش میدادند که هیچ ربطی به اصل نداشتند. دوره هایی که فنگشویی و گیاه خواری و حتی انواع دعا ها و سنگ ها و… آموزش میدادند.
من خیلی هزینه میکردم برای این دوره ها، بمدت سه سال این دوره های عجیب غریب میخریدم و هیچ کیفیتی وارد زندگی ام نمیکرد.
تا اینکه با یکی از شاگردهای استاد عباسمنش آشنا شدم و ایشون که خودشونم استاد بودند به شیوه عباسمنشی اصل رو آموزش میدادند.
وقتی اصل رو یاد گرفتم دیگه تمام اون مطالبی که تو دوره های آموزشی یاد گرفته بودم از ذهنم بیرون کردم و دیگه ازشون تبعیت نکردم.
دیگه دنبال فنگشویی و جعبه عشق و گل رز و تکنیک های سکه و انواع حرز های مختلف و دعا ها نرفتم. ذهنم کامل خالی کردم و تمرکز کردم روی اصل
شاگرد استاد عباسمنش به ما گفت : بچه ها سریال های استاد عباسمنش نگاه کنید برای باورسازی تون خوبه. (همینجا از شاگرد شون سپاسگزارم که ایشون هم دستی از دستان الله بودند.)
از اونجا بود که من هدایت شدم به سایت الهی عباسمنش. وقتی داشتم با چشمان پر از اشک سپاسگزاری میکردم :
ندایی به من گفت که این فایل هایی که الان داری ازشون استفاده میکنی، قیمتی هستند، اینها رایگان نیستند.
و تو بهای این فایل های با ارزش رو قبلا پرداخت کردی. بهاش این بود که دوره های بی کیفیت رو رها کردی، و آنچه یادت داده بودند از ذهنت بیرون کردی.
بها اش ارتقای فرکانس ات و همراه شدن با اصل هست.
بها اش زمانی هست که با عشق برای دیدن شون ، میزاری
استاد گفتید تجربه تون بنویسید ؟
تمرین دادید توی کپشن این فایل ؟
خداوند یاد من آورد که بهترین مثال زندگی ام بزنم.
کوجاها منِ عاطفه هزینه درستی نکردم و تاوان دادم ؟ اون زمانی که لول فرکانسی ام پایین بود و دچار دوره های بی کیفیت شدم که منو نه تنها با اصل آشنا نمیکرد بلکه شرک های زیادی بمن اضافه میکرد.
کوجا ها منِ عاطفه هزینه کردم و سود کردم ؟ اونجایی که دوره های قبلی رو از زندگی ام بیرون کردم و با اصل همراه شدم و تونستم هم فرکانس با فایل های سایت شما بشم.
بله درسته ! من این فایل ها رو رایگان نمیبینم. اینا قیمتی اند. ارزشمند اند. هروز دارم مطالب مفید یاد میگیریم. و بها اش قبلا با عملکرد ام پرداخت کردم.
این همون مثالی بود که رب من بهم یادآوری کرد و خودش بر من جاری شدش که اینجا به یادگار بنویسم اش و به بقیه دوستانم هم یادآوری بشه که : این فایل ها رایگان نیست.
خدارو صدهزار مرتبه شکر.
“یه موضوعی هم هست که دوست دارم بهش اشاره کنم.
اشتباه کردن باعث میشه حواس مون جمع کنیم و اون اشتباه رو دیگه مرتکب نشیم.
من اون دوره های ناخالص رو خریدم ولی چون بمن درس بزرگی رو داد از خرید شون ناراحت نیستم. اون ها بخشی از تکامل من بودند و باید طی میشدند چون هم لول سطح آگاهی اون زمان من بودند و باید میگذروندم تا بفهمم که نتیجه ای ندارند و اصل چی هست.
وقتی وسیله ای ارزان خریدیم و تاوان دادیم برامون درس داره که دیگه سمت بی کیفیتی و ارزانی نریم و این موضوع نه تنها ناراحتی نداره بلکه درس بزرگی برامون داره.
اشتباه نیازه که ما بیدار بشیم و درس اش بگیریم و دیگه تکرارش نکنیم، ما لایق با کیفیت ترین هاییم ”
وقتی این کامنت نوشته شد به این فکر کردم که :
من از خداوند درخواست کردم خودش بر من جاری بشه و ایشون هم دقیقا همین کار کرد
اشک های من بابت سریع الاجابه بودن رب ام هست. گفتم عاطفه خواسته های ما هم همینطوریه. درجا داده میشه فقط باید با درست کردن باورهامون بهشون اجازه ورود بدیم.
استاد عزیزم، مریم مهربونم بابت تهیه ، تدوین و کپشن این فایل های توحیدی ازتون سپاسگزارم.
خدایا ممنونم که بر انگشتانم و وجودم جاری شدی.
آگاهانه و عاشقانه دوستتون دارم.
همگی در پناه الله یکتا باشیم.
56مین نشانه ی روزم
موضوع فایل:ارزش ابزار
سلام وادب احترام به استاد عباسمنش وبانوشایسته
فایل امروز با تحول روز18 حضورم در سایت یکی بود و دقیقا40روز پیش کن این آموخته هارو فرا گرفتم در دانشگاه قوانین زندگی،
یاد گرفتم همیشه بهترین ابزارآلات با کیفیت عالی و مدرن و قیمت مناسب و بنوعی از لحاظ خودم ارزان قیمت بخرم نه اینکه پول کمتری داده باشم،اتفاقا برای خریدش پول بیشتری دادم اما باتوجه به استفاده ش و موارد مصرف برام بسیار بهینه بوده و میشه گفت بواسطه ی کارهایی که با این ابزار انجام دادم برام ارزانتر از خرید محصول تمام شده ست،چون با این ابزارها میتونم تا چندین و چند سال کار کنم و ایده های که در طول مسیر با من همگام هستن را اجرایی کنم و ارزش این ابزار تا سالیان سال متمادی برام مهم و اقتصادیه،و روش بسیار عالی برای پیوند خوردن نیازهای اساسی یکسری از مشتریان هم هست،اینکه من کارم شغلم مدیون ابزار آلات و لوازم مدرن وبروز باشه باید با تکامل و قیمت بالای ابزار همسو باشم،تا با انجام خدمات و استفاده مکرر از ابزار برام ارزش ابزاری که با آن امرار و معاش میکنم بنوعی مفت و مجانی خریدمش، و چندین چند برابر پول خریدش برام بازدهی داشته و تونستم بجای ابزار داغون،و پردردسر،ابزاری مدرنیزه و عالی با قیمت مناسب و عالی بخرم که بازدهیش به اندازه خرید80تا دستگاه واقعی ارزان قیمته،یعنی من این یک ابزار پیشرفته و قیمت بالا رو با 80تا ابزار ارزان قیمت عوض نمیکنم چون بهره وری این یک ابزار از 80تا ابزار ارزان قیمت بیشتره،
ممنونم از استاد عزیزم بابت فایل عالیشون
سلام و درود فراوان
من همیشه توی بازار که میرفتم چیزایی که نیاز داشتم و علاقه داشتم و چون پول نداشتم بیدکیفیت ترین چیزارو میخریدم که صرفا فقط به اون اهدافم برسم که فقط اون چیزو داشته باشم و چیزی نمیگذشت که علنا اون چیز بی کیفیت از بین میرفت و دوباره من میموندم و اون کالای خراب اما الان وقتی میخام یه کالایی رو بخرم اینقدر حساست به خرج میدم که اون کالا چقدر قراره برای من کار کنه و قراره با این کیفیت چقدر کار من جلو بره و باعث پیشرفت من بشه️چقدر لذت داره وقتی بازار میری دنبال قیمت نباشی نگرانش نباشی اصلا کالاهای بی کیفیت رو نبینی حتی وقتی پول نداری بری داخل فروشگاه سرتو بگیری بالا در مورد کالای مورد علاقه ت سوال بپرسی و بیای بیرون .چقدر خوبه رضایت و لبخندو میبینی توی چهره ی فروشنده و بهترین کالای فروشگاهشو میخری چقدر بهش کمک میکنی چقدر خوبه با خرید ما کمک میکنیم تا جهان جای بهتری برای زندگی باشه
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
با وجود تغییرات چشمگیر جهان در هر لحظه بسیاری از ما برخی اوقات الگوهایی را در ذهن خود داریم که مطابق با آن و مانند گذشته رفتار می کنیم شرایط موقعیت و اتفاقات باعث شده الگوها شکل بگیرند شرایط و موقعیت ها به صورت کلی از بین رفته اما ما همچنان طبق آن ها عمل و مرتبا تکرار می کنیم به این مورد فکر کنیم که کدام الگوها را تکرار کرده و آن ها را بهبود و اصلاح کنیم.
بسیاری از ما در مورد گران و ارزان بودن محصولات باورهای نامناسبی داریم. ما باید مبلغ پرداخت شده برای کالاها را با نتایجی که برای ما ایجاد می کند مقایسه کنیم آن وقت می توانیم در مورد گران یا ارزان بودن آن قضاوت کنیم. اگر مبلغی را بابت محصولی پرداخت می کنیم که نتیجه ی کیفیت آن بارها و بارها از مبلغ پرداخت شده بیشتر است پس این محصول را بسیار ارزان خریده ایم اما اگر مبلغی را برای محصولی پرداخت کرده و به این نتیجه می رسیم که پول خود را به دور انداخته و نتیجه ی مورد انتظار را برای ما ایجاد نکرده این کالا را بسیار گران خریداری کرده و پول هایی که بابت تعمیر آن می پردازیم به مراتب بیشتر از مبلغی است که آن را خریداری کرده ایم.
زمانی که در مورد قیمت صحبت می کنیم به نتیجه ای که برای ما ایجاد می کند توجه کنیم. در مقابل چیزی که پرداخت می کنیم چه چیزی را دریافت می کنیم؟ اگر چیزی که دریافت می کنیم بیشتر از چیزی است که پرداخت کرده ایم در واقع آن را ارزان خریداری کرده ایم در مورد قیمت ها قضاوت نکنیم برای کالاها و خدمات خوب باید پول بپردازیم و بدانیم که آن ها را ارزان خریداری کرده ایم
مراقب باشیم که اگر کالایی را ارزان خریداری می کنیم صدها برابر پول جنس با کیفیت را هزینه نکنیم جنس خوب خریداری کنیم باورهای افرادی که ذهن فقیر دارند را نداشته باشیم آن ها به خاطر هزینه هایی که پرداخت نکرده اند به مشکلات و اتفاقات نامناسب بسیاری برخورد خواهند کرد.این نوع تفکر و خرید کردن گران ترین اجناس روی کره ی زمین هستند.
به خاطر اینکه هزینه ی کمتری بپردازیم ده ها برابر هزینه پرداخت خواهیم کرد در تمام موارد این نکته را مد نظر قرار دهیم زمانی که چیزی را ارزان خریداری می کنیم در آینده هزینه های بیشتری برای ما به وجود خواهد آورد .
برای تغییر باورهایمان باید زمان انرژی و هزینه صرف کنیم آن ها مانند ابزارهایی هستند که باعث رشد و پیشرفت همه جانبه ی ما در تمام حوزه ها خواهد شد نتایجی که در زندگی خود خواهیم گرفت به ما ثابت می کند که ارزان ترین هزینه هایی است که پرداخت کرده ایم. افراد دارای ذهن ثروتمند همیشه و در تمام شرایط اینگونه فکر و در هزینه های خود به شدت صرفه جویی می کنند به جای تمرکز گذاشتن صرف وقت انرژی و هزینه برای تعمیرات تمرکز خود را بر ساختن قرار دهیم.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام استاد عزیزم
امیدوارم که حالتون خیلی خوب باشه
استاد به پترن دیگه ای با گوش دادن این فایل اومد توی ذهن
که وقتی ما داریم انرژیمون رو میذاریم برای دوستایی که میدونیم که از لحاظ روحی هر بار که میبینیمشون دارن به ما آسیب میزنن.. داریم انرژی گرونی میذاریم براشون
که به نظر من اون انرژی میذاری روی خودت خودت رو شخصیتت رو باورهات رو و همچنین هزینه ای که میایی برای خودت توی سایت دوره میخری روی خودت سرمایه گذاری میکنی خیلیی با ارزش تره که انگاری داری خودت رو بیمه عمر با این کار که البته هرچقدر بهتر عمل کنی نتیجه بهتر میبینی….
و من خودم همین جورم حتی اگه پول نداشته باشم به اندازه کافی لباس نمیخرم تا وقتی که بتونم اون چیزی که میخوام رو با جنسی که میخوام بخرم چون میدونم که من این لباسارو میندازم دور و اصلا به چشمم خیلی بد میان بعد یه مدت اگه بخوام جنس بدی بخرم .
پس عاقلانه ترین و به نظرم خیلی ساده است این موضوع ولی نمیدونم چرا خیلیا نمیتونن اینجوری فکر کنن
در هر صورت هر کسی توی مسیر تکاملی و باور های خودشه ایشالا که خدا اون ادم هارو هدایت کنه البته که اون ادم ها هم قدرت اراده و انتخاب مسیر دارند
فقط خیلی دوست دارم یه سپاسگزاری گنده کنم ازتون که نمیدونین چجوری زندگی من جون میدین و من هر بار با گوش دادن فایل ها درکم عمیق تر میشه مثل هرچقدر میرم جلو تر و بیشتر تعمقرمیکنم باز دوباره باید چیز جدید میفهمم و خیلی جذابه برای من
همین ازتون ممنونم
به نام خالق زیبایی ها
روز 18 سفرنامه
سلام به استاد و بانو شایسته و همه دوستان هم مسیر
منم تا قبل از آشنایی با استاد تا قبل از اینکه عضو سایت بشم ذهن فقیری داشتم و همیشه اول نگاه به قیمت جنس میکردم بعد تصمیم به خرید میگرفتم.
کلی لباس بی کیفیت میخریدم اونم جنس چینی. نه اینکه نداشته باشم. مثلاً به جای اینکه دو تا لباس مجلسی با کیفیت بخرم میرفتم چند تا میخریدم میگفتم واسه تولد، واسه دور همی، واسه مهمونی که میرم هر دفعه یکیش و میپوشم پر کمد دیواری لباس معمولی و ارزون داشتم، وقتی هم ی مراسم میخواستم برم عزا میگرفتم لباس مناسب ندارم همیشه هم ناراضی بودم.
اگه موبایل میخریدم بخاطر ارزونی مدل بالاتر و نمیگرفتم حافظه بیشتر یا ضد آب باشه بعد هم پشیمون میشدم
یادمه برادرم توی شمال دخترش تو آب افتاد هول شد بدو رفت که نجاتش بده گوشیش افتاد توی آب هیچ مشکلی واسش پیش نیومد ولی گوشی من تو خونه داشتم صحبت میکردم در حال ظرف شستن، تو قابلمه پر آب افتاد باطریش خراب شد عوض کردم دیگه مثل روز اول که نمیشه روزی 3 یا 4 بار باید شارژ بشه. در صورتیکه میتونستم همون اول کار پول بیشتری بدم و گوشی با کیفیت بالا بخرم
از این مثالها زیاد دارم موقع فرش خریدن یا لوازم برقی هم همین طور بودم میگفتم بزار حالا کارمون راه بیفته ارزون میخریدم ی مدت بعد باید دوباره تهیه میکردیم
به قول استاد جنس فیک چینی تمام بازار دنیا رو گرفته.
واقعاً این طرز فکر که ارزون بخریم اشتباهه جنس با کیفیت حتی گرون بخریم بازم خیلی ارزون تر در میاد تا خریدن جنس بیکیفیت که گرون ترین در میاد واسمون چون بعد از ی مدت باید تعمیر بشه یا دوباره از نو بخریم .
ممنون و سپاسگزارم از این فایل زیبا و تاثیر گذار. از وقتی که تصمیم گرفتم سفرنامه رو شروع کنم و تعهد دادم که فایل رو بفهمم و کامنت بنویسم احساس میکنم داره مدارم بالاتر میره چون قبلنا فقط نگاه میکردم و رد میشدم فقط تایید میکردم ولی الان چون تعهد دادم که حتی به قول بانو شایسته مهربونم یک جمله که درک کردیم و بنویسیم خوب گوش میکنم و توضیحات رو میخونم خیلی بهتر متوجه آموزشها میشم نسبت به قبلم.
شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید