ارزش ابزار - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1176 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شیوا گفته:
    مدت عضویت: 1644 روز

    سلام و درود خدمت استاد توحیدی و ثروتمندم و خانم شایسته عزیز دل و دوستان هم فرکانسی امیدوارم هر جا هستید سالم و ثروتمند و شاد باشید.

    خدایا شکرت چقدر من خوشبختم که در مدار دریافت این آگاهی ها هستم و هدایت شدم به سفرنامه که به جرئت می‌تونم بگم هر قسمتش نکات فوق العاده‌ای داره که اگر بهشون عمل کنیم به تمام خواسته هامون می رسیم و خوشبختی رو تجربه می‌کنیم.

    نکاتی از متن ارزشمند خانم شایسته :

    🟠همه‌ی ما به یک اندازه به منبع ثروت و نعمت دسترسی داریم و توانایی همه‌ی ما به عنوان موجودی که با فرکانس هایش زندگی اش را خلق می‌کند به یک اندازه است

    چقدر با این قانون وجودت لبریز از آرامش میشود و با باور کردنش دیگه نه به کسی حسودی می‌کنی نه حسرت چیزیو می‌خوری؛خودم به شخصه وقتی افرادی رو دیده‌ام که به راحتی دارن خواسته‌های منو زندگی می‌کنند و چقد همه‌چی براشون سریع و آسان اتفاق می افته و چقد خوش شانسن؛خودخوری کرده ام و احساس کردم که چقدر این افراد خاص و توانا هستن و چقد شانس دارن؛اما غافل از اینکه همه چیز به فرکانس های ارسالی ما بستگی داره و من در همان جهانی زندگی می کنم و با همان قوانینی سر و کار دارم که همون افراد زندگی می کنند که آنها را ثروتمندتر و موفق‌تر از خودم می بینم.

    🟠تجربه‌های خوبی که این افراد براشون به وجود می آید هم برمی گرده به احساس لیاقت و باور فراوانی .

    🟠کسی که احساس لیاقت و باور فراوانی نداره همیشه به بی کیفیت ترین و بی ارزش ترین چیزا قانع میشود و فکر می‌کنه که از سرشم زیاده و همیشه تجارب نادلخواه خواهد داشت پس به جای پایین آوردن کیفیت زندگی‌‌، باورهایت را قدرتمندکننده‌تر کن و به جای پایین آوردن توقع‌ات از تجربه نعمتها‌، قوانین زندگی را درک کن و با آنها هماهنگ شو.

    اگر به کمتر از بهترین قانع نشوی‌، قطعاً جهان تو را به سمت بهترین‌ها هدایت می‌کند و قانع نشدن به کمتر از بهترین‌‌‌، یعنی تعهد برای ساختن باورها قدرتمند کننده و تغییر باورهای محدودکننده‌، به جای پایین آوردن کیفیت خواسته.

    دوران ابتدایی خیلی زیاد پیش می اومد که پدر و مادرمون برامون کوله پشتی ارزون می‌خریدن و خوش حال از اینکه این هزینه هم پرداخت شد و تا یک سال دیگه خبری از کوله خریدن نیست اما غافل از اینکه اون کوله انقد بی کیفیته که هنوز چند ماه نگذشته خراب میشه و بچه بهونه میگیره که من یه کوله جدید می خوام و پدر و مادر مجبورن دوباره هزینه کنند اما والدین با ذهن ثروتمند همون اول کوله پشتی بسیار با کیفیت برای فرزندشون خریداری می کنند و هزینه زیادش براشون اهمیتی نداره چون می‌دونن میشه از این کوله تا چندین سال استفاده کرد و هزینه اش در مقابل کیفیت عالیش که چیزی نیست!

    چند سال پیش یه بوت بلند چرم خریدم که اون موقع خیلی گرون بود و هزینه زیادی براش پرداخت کرده بودم ولی هنوز که هنوز این بوت مثه روز اولش با کیفیت و راحته و انگار که همین الان خریدمش و چندین ساله که ازشون استفاده میکنم؛اینجاست که یک بار هزینه کردن و کیفیت عالی خودشو نشون میده و این خریدا هم فقط از احساس لیاقت و باور به فراوانی انجام می شود .

    🟠نگاهمون در مورد قیمت ها باید این باشه که چه چیزی رو دریافت می‌کنیم در مقابل آنچه که پرداخت می کنیم🟠

    اگر آنچه که دریافت می کنی بیشتر از آنچه که پرداخت می کنی باشه بدون که خیلی ارزون و مفت خریدی

    پدرم تابستون پارسال چون هممون به ماشین نیاز داشتیم یه ماشین دیگه هم گرفت و به نسبت ارزون بود ولی من می دیدم که چقد این ماشین مشکل داره و هر روز یه جاییش خراب میشه و خلاصه که چند ماه اول همش تعمیرگاه بود البته که خدارو هزار بار شکر برای این نعمت که چقد کارمونو آسون کرده و می‌تونیم باهاش هر جایی بریم ولی به نظر من اینجور ماشینا ارزش خرید ندارن چون به همون اندازه که هزینه پرداخت کردیم تا این ماشین و بگیریم به همون اندازه‌م باید هزینه این مشکلات و…. رو پرداخت کنیم و چیزیم دریافت نمی کنیم.

    یه مثال دیگه هم از پدر عزیزم که از عراق گوشی سفارش دادن که قیمتش ارزون تر بود نسبت به شهر خودمون ولی متاسفانه یه گوشی به معنای واقعی آشغال که همش خاموش می‌شد به دستش رسید و تقریبا 30 میلیون ضرر کردن.

    خودمم از مغازه هایی که تخفیف زدن و جنسشونو خیلی ارزون می فروختند خرید کردم و متاسفانه از اون جنس فقط چندبار استفاده کردم و با یه بار شست و شو خراب شدن و دیگه قابل پوشیدن نبودند و اون به ظاهر ارزون خریدن فقط ضرر بوده.

    از این خریدا تو زندگیم خیلی زیاد بوده!

    ما انقد وضعمون خوب نیست که جنس دست دوم بگیریم،،،،،این جمله رو باید همیشه یادمون باشه.

    ذهن فقیر، همیشه همه چیز را گران میخرد.

    چقد آموزه‌هاتون عالیه استاد ، با این آموزه‌ها و تجربیات شما دیگه مثله 90 درصد افراد ضررهای مالی به دلیل ارزون خریدن رو تجربه نمی کنیم و چقد خریدهای عالی خواهیم داشت که برامون سراسر سوده . خدا رو شکر برای حضورتون تو زندگیم استاد خیلی ممنون و سپاسگزارتونم و بی نهایت دوستون دارم.

    چه الگوهایی هست که موقعیت و روندشون تغییر کرده و دیگه کارآمد نیست ولی هنوز انجامشون میدی؟

    اینم یه سوالی که استاد ازمون پرسید و باید عمیق بهش فکر کنم و رفتارهامو کنکاش کنم.

    ((((هرچه دارید و ندارید بپوشید و برقصید که سر هر کوچه خدا هست))))

    به امید دیدار دوستان عزیزم(:

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    لیلا دریایی گفته:
    مدت عضویت: 2289 روز

    من میکاپ ارتیست هستم

    با دیدن این فایل یاد متریالی افتادم که برای کارم تهیه میکردم

    عید امسال من پول کافی برای خرید لوازمی که واسه ی کارم لازم داشتم،داشتم

    و برای کارم یکسری شاین میخواستم بخرم

    که دوتا برند خیلی اسم‌در کردن

    اولیش که معتبرترینه توی شاین های میکاپ برند هایمر هستش که انقد شاین های باکیفیتی میزنه بدون اینکه ذره ای شاین ها بپره یا محو بشه و بسیار خوش رنگ

    و یک برند دیگه که یک دهم قیمت برند قبلی بود برند کوکو اومده بود طرح برند اول رو کپی کرده بود با قیمت کمتر

    خلاصه من وسوسه شدم و از برند دوم ده تا شاین خریدم

    که با پول اون ده تا شاین میشد سه یا چهارتا شاین با کیفیت از هایمر خرید

    موقعی که شاین ها بدستم رسید انقدرررر بی کیفیت و افتضاح بودن که بدتر کار منو کثیف تر میکردن

    شاین رو پشت پلک میزاشتیم

    یکساعت بعد هیچ خبری از شاین روی پلک نبود

    یا اصلا اسم شاین هایی که خریده بودم روی بسته بندی درج نشده بود و این باعث‌میشد دائم قاطی کنم کدوم به کدوم هستش

    و این کلی از زمانم رو میگرفت حین کار که مجدد تستش کنم

    و وقتی شما گفتید پدرم میوه میخرید ده کیلو خورده نمیشد

    کاش همون یک‌کیلو‌میخرید ارزشمند تر بود

    من یاد این قضیه افتادم

    مجدد برای براش هام از همون اول تفهیم شده بودم که اگر براشم فیک باشه هیچ‌جوره فید سایه و پوست سازیم خوب درنمیاد

    برای همین با هر بالا پایینی که بود

    شده بود دونه دونه بخرم

    میخریدم

    ولی با کیفیت میخریدم

    و بهترین براش میکاپ ارتیست های حرفه ای براش های فرین،زوا و…هستن

    و الحق که چه براش های خوبی

    نه موقع شستشو اذییتم میکنن و از بین میرن

    نه موقع کار کثیف کاری دارن

    خیلی راحت سایه هام به نرمی فید میشه و‌پوست اصلا آسیب نمیبینه

    و عمری براش ها میمونن برام

    استاد من توی شهری هستم که ارزون سرا بسیااااار داره

    و مردم خیلی برای قیمت چونه میزنن

    و این فایل خیلی چیزهارو یادم انداخت

    و میدونم اصلاحشون به کل شرایط منو تغییر میده

    مثلا‌ اصلا سمت دیدن ویترین چنین مغازه هایی هم نرم

    چه برسه چیزی ازشون بخرم

    یدونه مانتو ی بسیار با کیفیت خیلی بهتر از کمد بسیار شلوغ با پارچه های ارزون قیمته

    من ی دوستی‌داشتم که حقیقتا وقتی باهاش بودم جهان بینی من رو تغییر داد

    این دوستم خیلی برای پولش ارزش قائل بود

    و همیشه خوب زندگی‌میکرد

    من حتی یکبارم ندیدم بی کیفیت چیزی استفاده بکنه

    و برای کیفیت ارزش زیادی قائله

    چه خوراک چه پوشاک چه سفر چه هرچیزی

    این ارزشمندی رو توی تک تک رفتار هاش میدیدم

    مثلا وقتی میرفتیم غذا بخوریم هیچ وقت ساندویچ و رستورانای اشغال نمیرفتیم

    همیشه من با اون بهترین باکیفیت ترین گوشت ها رو‌خوردم و بهترین رستوران هارو رفتم

    یا مثلا برای خرید میوه همیشه بهترین میوه فروشی شهر رو انتخاب میکرد و با کیفیت ترین میوه ی مغازه رو میخرید

    یا مثلا رفتیم لباس بخریم

    طبق چیزی که واسم جا افتاده بود ماشین رو همیشه وسط خیابون کنار خیابون پارک میکردیم به امان خدا و تا هرجا که میخواستیم بریم پیاده میرفتیم

    ولی وقتی با این ادم بودم حتی با ماشینش هم با عزت رفتار میکرد و ماشین رو توی خود مال پارک میکرد و به خریدمون میرسیدیم

    یا حتی وقتی رفتیم داخل مال از روی ویترین هر‌مغازه اصالت اون مغازه رو میفهمید و‌نمیموند اون تو

    توی شهر ما یه برند خوب پوشاک وجود داره که خلوته ولی وقتی واردش میشی انگار وارد لویی ویتون شدی

    حالا نه به اون شدت ولی میخوام کیفیتش رو توصیف کنم

    بد توی اون فروشگاه اون واسه خودش قشنگترین و بهترین کفش و دُرس رو خرید

    و من کیف‌میکردم باهاش حقیقتا

    و خودم هم خیلی الهام میگیرم ازش برای تغییر‌خودم و زندگیم

    وقتی توی خونش میرم قشنگ ترین و بهترین رختخواب رو روی تخت کشیده

    بهترین یخچال ال جی رو توی خونش داره هرچند کم استفاده میکنه ولی با کیفیت استفاده میکنه

    خلاصه هرکسی اون رو میبینه رفتار هاشو میزاره پای خساست ولی من خیلی خوب درک‌میکنم اتفاقا این ادم هم لارجه هم ارزش قائله

    و روی برنامه ریزی درست بدون اسراف و اغراق نمایی داره زندگیشو پیش میبره

    موقع خرید سوپر مارکتی علاقه ای به خرید چیپس و پفک نشون نمیده

    اما از بهترین آجیل فروشی های شهر مغزیجات عالی برای پذیرایی میگیره

    و این واسه من خیلی جذابه و من باهاش اوکی هستم

    این فایل پر محتوا بود

    دل تو دلم نیست اتفاقاتی که آرزوشون رو دارم برام رخ بده و بیام بنویسم اینجا که استاد شد

    استاد منم نتیجه دستمه

    مثل بقیه اعضای سایت که متحول شدن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    منیره قنبری گفته:
    مدت عضویت: 3064 روز

    سلام استاد عزیزم. امیدوارم عالی باشین. عجب موضوعی رو گفتین چقدر به خاطر صرفه جویی توی این سالها ضربه خوردم و آخرین بارش تقریبا یک ماهه پیش بود اومدم پسرم رو ببرم خانه بازی نیم‌ساعته 130 تومن و یک ساعته 200 تومن و یک خانه بازی دیگه قیمتش یک ساعته 180 تومن بود من برای اینکه صرفه جویی کنم گفتم می برم نیم ساعته 130 تومن و از اونجایی که وقتی رفتم اصلا یادم رفت که قراره نیم ساعت اونجا باشم و یک ساعت طول کشید و مجبور شدم مبلغ 200 تومن پرداخت کنم این یکی از مثال‌های زیادی است که می خواستم صرفه جویی کنم ولی چند برابر هزینه کردم و خودم تقریبا یک هفته پیش بود که با خودم گفتم چرا این اتفاق میفته و متوجه شدم به خاطر ذهن فقیرم هست و الان هم با شنیدن این صحبت‌ها مطمئن شدم باز هم بی نهایت ازتون سپاسگزارم استاد جانم بابت این صحبتهای فوق العاده ارزشمند. مشتاق دیدارتون منیره قنبری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    محسن علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 4011 روز

    سلام به همه عزیزان و استاد گرانقدر

    استاد نکته مهمی رو اشاره کردن و به نظر من تمام کسانی که جنس بنجل و ارزون میخرن ذهن فقیری دارن .

    دوستی دارم که همیشه دنباله ارزونه و همیشه هم مشکل داره – وسایلی که میخره همیشه خراب میشه -همیشه زمان و فکرش رو در این مسیر تلف میکنه !

    چند وقت پیش سر یه خریدش خیلی عصبانی بود . من خیلی سعی میکنم که دیگران رو قانع نکنم ولی این بار ناخودآگاه بهش گفتم تو ذهن فقیری داری

    خیلی جالبه با وجود اینکه به شدت متعصبه به فکر فرو رفت و گفت : آره درست میگی . بماند که بعدا دوباره همین روال رو ادامه داد چون باورش اینه که زرنگی یعنی اینکه بتونی ارزون بخری .

    در مورد آموزش هم همینه – بارها و بارها دوره های آموزشی متعددی رفتم ولی سالها اتفاق عجیبی در زندگی من نیافتاد ولی زمانی که دوره های سایت رو خریدم از همه جهت زندگی من دچار تغییر شد .

    شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3134 روز

    سلااااااااااااااااااااااام به دوستای گلم و استااااااد عزیزم و البته خانم شایسته عزیز

    مدتی بود که در سایت فعالیتی در قالب نظر و دیدگاه گذاشتن نداشتم

    اما امروز فرصتی گران بها بدست اوردم که بیام اینجا براتون کلی حرف بزنم دلم تنگ شده بود برا همه

    هدایت شدم که بیام بگم از انچه منو به تفکر وادار کرد

    خانم شایسته عزیز چه سفر فوق العاده ای اغاز کردین

    متاسفانه من از اغاز همراه شما نبودم ولی از امروز بیشتر تصمیمم گرفتم که همراه بشم با دوستای خوبم من عاشق سفرم ، دوس دارم همه جا بگردم و سیر کنم این سفر هم حتما برای من بسیارگوهر بار و ارزشمند خواهد بود

    من با حجمی از پیام های سایت همراه بودم که هر روز به یه بهانه ای میگفتم بعدا میام میخونمشون ، حتی همسر عزیزم هم چندتا از این پیام هارو برای من ارسال کرد، و گفت حتما بخونشون

    منم توی ذهنم بود حتما میخونمشون ، ولی از خاطرم رفت

    تا امروز که رفتم سراغشون

    چقد عالی بودن ، هر بار که میخوندمشون حسم عالی میشد از اون حسا که لطیف میشی اروم میشی دلت میخواد یه اهنگ بی کلام لایت بزاری بری تو اعماق خاطره های شیرین اینده و ارزوهات

    حسش با هیچ چیز عوض نمیشه کرد ،

    باور کنید همین حس ها وجودمون خالص و خاصمون میکنه ، چون از درون میاد و در جهان پخش میشه ، در جهان و کل کهکشان نفوذ میکنه ،

    دوستای عزیزم قدر این حس ها رو بدونید که هر کسی تجربه نمیکنه ، برای کسی قابل لمس نیست .

    خیلی دوستون دارم

    من قبل از این نظری که داری مینویسم خودم رو لایق نظر گذاشتن نمیدونستم

    نظر میذاشتم ولی پشتش احساس عدم لیاقتِ احساس اینکه تو هیچی،، میومد

    تا امروز که به خودم گفتم بسه دیگه

    بسه دیگ ، من به اندازه ی خودم با توجه به شرایط زندگیم اینقد پیشرفت کردم که خودمو لایق بدونم ، نمیتونم بگم که این حس لیاقتِ خیلی قویِ

    ولی میتونم بگم قوی تر از قبل شده

    درک خودِ قانون و اصلش هم به نوعی به من باور لیاقت داده

    الان که دارم مینویسم توی پرانتز بگم نجوا اومد که ننویس طولانی میشه کسی نمیخونه

    حوصله سر بر میشه )

    ولی من مینویسم ، باید بنویسم باید بنویسم و فکر کنم

    اگر الان ننویسم هیچ موقع نمینویسم

    هیچ موقع …

    داشتم میگفتم بله درک قانون هم به احساس لیاقت میده ، اینو با خوندن نظر یکی دوستانم در بخش عقل کل متوجه شدم خیلی وقت پیش .

    والان بیشتر حسش میکنم ، به اندازه ای که قانون درک کردم.

    من هفده سال خورده سن داشتم که با استاد اشنا شدم و نزدیک به 1 ماه 13 روز دیگه وارد 19 سالگی میشم

    در این مدت روزهای خوب و به ظاهر بدی رو طی کردم

    و هر چقدر که بیشتر توجه میکنم میفهمم واقعا تجربه یه خواسته مثل خوردن فلان غذا ، یا رفتن به مکان لوکس ، یا سوار شدن به بهترین هواپیما هااو… نمیشه گفت لذت بخش نیست چرا اتفاقا هست

    ولی واسه همون لحظه که تجربش میکنی

    شب 14 یا 15 تا تیکه جگر درشت خوردم

    دهانم چنان اب افتاده بود و بدو بدو رفتم که کباب کنم و بعد شروع کردم به خوردن یکی یکی خوردم و تموم شد اون موقع گفتم ببینا واقعا لذتش همون موقع بود الان لذتی که ازش داشتم ندارم

    و این تنها اینو به من یاد اوری میکنه که خواسته های ما همون خواسته های مادی مثل خونه و ماشین , یه نمادی از پیشرفت میتونه باشه

    اما اونچه که داره برای من ارزشمندتر میشه اون حس است ، اون حسِ که از ساختن باور لیاقت و فراوانی و… میگیرم شیرینی خیلی زیاده

    استاد حتما درک میکنن و دوستانی که درک کردن

    و البته خودم به اندازه ای که کار کردم

    این حس هاس که اون حس های خوبِ که لذت داشتن فلان ماشین لذت بخش میکنه

    اون حسا نباشه خونه لوکس تصویر یه خونه خراب و داغونِ

    واقعا احساس ماست

    درکش خیلی مهمِ، خیلی دو ست دارم بفهمم و درک کنم یکی یکی جملاتی میشنوم از هر کدوم از بچها و استاد ..

    اما من امروز به قسمتی از صحبت های خانم شایسته در کانال برخورد کردم و همون نزاشت من به جلوتر برم و به بقیه فکر کنم

    ????????????

    هرچه به شناخت بهتری از خودت برسی‌، هرچه بهتر بتوانی ارتباط میان رفتارها و نحوه نگاهت را پیدا کنی‌، ترمزهای ذهنی عمیق‌تری را می‌شناسی و معمای ناکامی‌های بیشتری در زندگی‌،‌ برایت حل می‌شود. آنوقت است که بهتر می‌فهمی تغییر باید از کجا و چگونه شروع شود.

    همین تغییرات کوچک در رفتار است که‌، باورهای قدرتمند‌کننده‌ای برای‌مان می‌سازد تا دیگر نگرش گذشته را نداشته‌باشیم.

    در واقع تغییر رفتارها‌، با تغییر نگرش شروع می‌شود. تنها زمانی مصمم و موفق به تغییر رفتارت می‌شوی که‌ متقاعد شوی این نحوه نگرش اشکال دارد.

    ????????????

    البته من دو خط اول را خواندم ذهنم فرصت ادامه نداد و مشغول فکر کردن شدم

    با خودم فکر میکردم که نگاه خیلی نقش مهمی داره

    نگاه که استاد با نام های ایمان یا نیت یا باور یا میشه گفت توجه عنوانش کردن

    اگر نگاه من در یک موضوع تغییر نکنه

    رفتارمم تغییر نمیکنه

    پس بیایم یکم دقیقتر توجه کنیم به خودمون ،

    بجای تغییر رفتار

    بجای تمرکز کردن به این که رفتارم رو در موضوعی عوض کنم

    بیایم اول به ابتدای خط نگاه کنیم

    به سر خط

    یعنی نگاه

    با خودم میگفتم اگر نگاه من به این موضوعی که درگیر هستم و میخوام تغییرش بدم عوض کنم دیگه نیازی ندارم که اینقد انرژی بزارم که رفتاره عوض کنم

    اساسا تغییر رفتارت کاری بیهوده و به قول استاد مثل آب در هاون کوبیدنِ

    و فقط انرژیتو هدر میدی

    کاری که 95 در صد مردم جهان دارن انجام میدن

    اونها بجای نگاه کردن به ریشه، نگاه به ساق ها میکنن

    اینجوریِ که میخوان شکل قرار گرفتن ساق اون گیاه با دستاشون (زور فیزیکی ) تغییر بدن ، بدون تأمل بدون پرسیدن چرا در خودشون

    هی به این کار ادامه میدن تا به قولی

    فرجی بشه

    اما یکم توجه نمیکنن که این ساق ها از ریشه ای میاد که مدتها پیش بنای اون در زیر خاک در حال ساخت بوده

    و اون ساق ها از ریشه زده بیرون

    پس تا زمانی که ریشه دس خوش تغییر نشه شکل قرار گرفتن ساق ها هم تغییری در خودشون پیدا نمیتونن کنن

    و چقدر این طبیعیت پر از حکمتِ که میتونیم ازش درسهاا بگیریم در زندگی .

    دقیقا ماهم اینطوری هستیم

    تا من اون ریشه ها رو درست نکنم تا من نوع ریشه شکل و قالب درس نکنم

    هیچی تغییر نمیکنه

    به خودم گفتم مریم چرا اینقدر تلاش بیهوده کنی ، چرا انرژیتو بزاری روی تغییر رفتاری که خوشت نمیاد وقتی هنوز نگاهتو نسبت بهش نتونستی توی خودت تغییر بدی .

    تو باید سعی کنی و نگاهت تغییر بدی

    و به اندازه ای که نگاهت تغییر میکنه

    رفتارت تغییر میکنه

    به اندازه ای که سعی میکنم پاداشم میگیرم

    اینجاهاا بود که نگاه کمالگرایانم چسبید به تفکرات بالام

    توی این مدت نگاه کمالگرانه من که از عدم درک قانون تکامل و کمبود عزت نفس میاد و الان خیلییی بهتر شده

    خیلی خوب میومد که منو همراهی کنه?

    خب دیگه جوری داره میشه که وقتی مسئله ای پیش میاد منو همسرم یه گوشه ذهنمون میره سراغش ک نکنه از اون باشه

    امااااا

    از نگاه گفتم

    کمالگرایی بیشتر از هر چی تمرکزم میبرد و حتی الانِ میره روی رفتارم

    یعنی میگه

    خب مریم الان پر قدرت باا انگیزه شروع کن

    وارد عمل شو ، عمل کن منم میرم که عمل کنم ولی طولی نمیکشِ قفل میشم بعدش بیادم میاد آخ باید روی باورامم کار کنم اصل همون باورس بعد عملِ.

    چنان انگیزه وحشتناکی میندازه که

    میرم توی فکر اینکه ایووول n ساعت تمرین فوتسال انجام بدم

    میگه بلند شو همین الان

    شروع کن ،

    بعدش یه جوریی انگیزش میاد که من فکر میکنم اگر با اون حالت نرم سراغ کارام و هدفم حتما بی انگیزم و حرکتی ندارم براشون

    ، منم که دنبال پیشرفت

    گول میخورم با همون نگاه کمالگرایانه خودم که فکر میکنم آدم موفق و برنده ای هستم میرم سراغ کارام

    اما طولی نمیکشه که فروکش میکنم

    این مثال استاد ریاضیات و دیفرانسیلم

    بهم دو سال پیش گفت

    گفت :

    مریم تو عین اب توی کتری میمونی کا میزارن جوش میاد وقتی جوش اومد و قُل زد و دماش رفت بالا

    خیلی کمش میکن

    دماش میاد پایین دیگه قل نمیزنه

    و دوباره دما رو میبرن بالا باز شروع میکنه به قل زدن و

    این روند ادامه پیدا میکنه

    و وقتی به از ابتدا و انتهای یه سال تحصلیمو توی دبیرستان نگاه میکنم میبینم

    همش بالا میرفتم میومدم پایین

    یه موقع نمرات به شدت عالی ، نمره گرفتن توی شرایطی که تحت فشار بودم

    بعدش اومدم پایین و نمرات پایین تر

    و چقدر خوب و عالی خانم شایسته گفتن :

    همین تغییرات کوچک در رفتار است که‌، باورهای قدرتمند‌کننده‌ای برای‌مان می‌سازد تا دیگر نگرش گذشته را نداشته‌باشیم.

    مریم باید درک کنه هر کدوم از این الهامات کوچیکی که داره بهشون عمل میکنه

    اگه هر کدوم نباشه نمیتونه مستقل بشه نمیتونه به استقلال درونیش برسه

    هر کدوم قدمی هست که برداشته نشه قدم بعدی و راه بعدی گفته نمیشه و

    و نادیده گرفتن همین قدم های کوچیک به منظور نادیده گرفتن ارزوها و خواسته های ماست

    پسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

    وقتی دوست من بیا که باهم هر قدم کوچیکی که بر میداریم رو ارزشمند بدونیم

    هر قدم ما یه دلگرمی ِ،، دلگرمییییی

    منتظر من باشید حتما?

    خیلیی ممنونم از شما ، از همه چی

    ممنونم که هستین ، ممنونم ازت مریم که هستی و خدا که همیشه هست

    و تشکر فراوان از استاد که ، عشقشون رو جاری میکنن

    استاد به زودی فلوریدا میایم همراه عزیزم خدمتتون، فقط کافیه تکامل فرکانسیمون با لذت طی کنیم نه تکامل زمانی .

    بووووووووووووووووس واسه استاد ومیکائیل و همسشون و بچهاااای سایت ???

    خیلی دوستتون دارم که هوای همدیگرو دارین?????

    17 /10/97

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2779 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم

    وقتی کپشن این فایل رو خوندم یادم اومد که قبلا چقدر ذهنم فقیر بود

    یادم اومد که خیای وقت ها بدنبال خرید وسایل دست دوم بودم و همونطوری که شما استاد گفتین هزینه ای که بابت تعمیر اونها پرداخت میکردم خیلی بیشتر از قیمت نوش بود

    آره یادم میاد همین لپ تاپی که الان دارم ازش استفاده میکنم رو چند سال پیش دست دوم خریدم و اونقدر نا آگاه بودم که تقربا با قیمت نو بهم دادش اون فرد

    چقدر زمان و هزینه گذاشتم هر بار برای تعمیرش .هزینه هایی که اگر رو هم میذاشتمشون ی لپ تاپ عالی نو با قیمت مناسب میخریدم

    یا میوه ها و صیفی جاتی که با قیمت ارزون میخریدم اما وقتی میآوردم خونه ی کیلو خوب هم ازشون در نمی اومد

    یا میزهای دسته دومی که خریدم و بعدش وبال گردنم شدن چون کارایی نداشتن

    یا دم پایی های ارزون قیمتی که میخریدم و بعد از ی مدت کوتاه باید دور مینداختم چون کیفیتشون افتضاح بود

    یا ظروف آشپزخونه ارزونی که بعد از ی مدت بقول شما استاد یا دستشون می افتاد یا اونقدر کیفیتشون بد بود که قابل استفاده نبودن

    اما یادم میاد اون وسایل گرون با کیفیتی که خریدمشون و هنوز هم با کیفیت و عالی هستن مثل فرشی که خریدم و هنوز هم هر وقت نگاش مکنم انگار نو نو با اینکه 10 ساله که خریدمش .

    یا یخچال امرسان با کیفیتی که ده سال پیش خریدم و هنوز هم برق میزنه و انگار نو نو

    یا جارو برقی سامسونگ با کیفیتی که خریدیم و هنوز بعد از 15 سال عالیه

    یا چرخ گوشت پارس خزر با کیفیتی که خریدیم وهنوز بعد از 10 سال برق میزنه

    خدا رو شکر که بعد از آشنایی با استاد اولین چیزی که برام مهمه کیفیت اون چیزیه که میخرم و خیلی از اون ذهنیت های فقیرم حذف شدن

    سپاسگزارم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    علی روحی ۱۱۰ گفته:
    مدت عضویت: 1651 روز

    ❤️هو❤️

    با سلام خدمت استاد عباس منش و همه ی عزیزان، چندماهی است که دارم مرتب فایلهارو میبینم و توجه میکنم به مطالب سایت،، چند وقت پیش یه فایل ارزشمند از استاد رو گوش کردم در مورد قانون تکامل و نداشتن بدهی و وام و…….

    جالبه که میخوام یه پل بزنم از اون فایل به این فایل: من اون فایل رو که در مورد دسته چک و اقساطی نخریدن بود رو دقیقاً موقعی گوش دادم که مرتکب یه همچین اشتباهی شده بودم،، من پارسال ماشین نداشتم و یک ماشین معمولی، به صورت قسطی خریدم، یک موتور خوب هم داشتم که وسیله ی دستم و کارم بود، چون من سرویسکار هستم، گذشت و گذشت تا یک روز یکی از آشناها زنگ زد که علی جان،من برات یه ماشین مدل بالاتر و با شرایط فوق‌العاده و قسطی گیر اوردم که برای یکی از آشناهاس و همه جوره باهات راه میاد،، خلاصه بگم وقتی قانون تکامل(اون. فایل قبلی) طی نشده بود،من کار اشتباهی کردم و اون ماشین قسطی اولی رو فروختم و بجای ماهی ۳تومن،رفتم زیر بار ماهی ۸میلیون قسط، (قسط روی قسط)

    سرتون رو درد نیارم و خلاصه کنم قسط ها رو که توش مونده بودم هیچ،مجبور شدم موتور نسبتا خوبم رو بفروشم و یک موتور ارزون بخرم،اما پل بزنم به این فایل، طی مدت ۳ماه،این موتور ارزون انقدر خراب شد و هر روز من رو از کارم انداخت که تقریباً با هزینه ی تعمیراتش، هم قیمت اون موتور اولیه شد، در حالی که ۱۰سال قدیمی تر و به مراتب اوراق تر از اون موتور اولیه بود،، خلاصه اینکه چون قانون رو رعایت نکردم هی بلا اومد سرم، از چاله رفتم تو چاه،،در صورتی که اگر صبر کرده بودم یکسال دیگه،اقساط ماشین اول تمام میشد و با آرامش میرفتم سراغ یک ماشین بهتر و نیازی به فروش موتور و این همه لطمه به خودم و کارم نبودم، توصیه میکنم به رفقای جوان تر: بچه ها همون طور که استاد میفرمایند: قانون تکامل رو رعایت کنید و گول صفحات و پیجهای ۲زاری اینستا گرام رو نخورید که میگن برو بی مهابا، خرید کن، کارت بکش،از هزینه نترس، چونکه تو لایق بهترین هایی و……

    قانون تکامل باید طی بشه، همزمان ریشه ی افکارمون رو تعمیر و بازسازی کنیم و قدم قدم بریم جلو،،

    ضمنا:جنس و ابزار و وسایل بی کیفیت نخرید، تا مثل من دو طرفه ضرر نکنید،،

    بازم ممنونم از زحمات استاد عباس منش

    و در اخر میگم: خدایا شکرت بابت درس هایی که به من در زندگیم دادی، الهی شکرت

    الله یار و یاور همتون رفقا❤️🌹🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    زینب سعادتمند گفته:
    مدت عضویت: 1929 روز

    سلام به استاد بزرگوارم

    سلام دوستان گلتر از گلم

    منم دقیقا همیشه دنبال ارزان ترینها بودم فکر میکردم اینجوری سودکردمو کلی کیف میکردم

    غافل از اینکه خیلی زود اون وسیله خراب میشد وباید مجدد تهیه میشد

    مثلا همیشه شال وروسری های ارزون میخریدم ودر عرض یکماه کلا میشدپرز ورنگش خراب میشد و…که باید باز میخریدم ینی تا آخر سال شاید چندتا شال میخریدم چون همش قبلیا خراب میشدن یا از ریخت میوفتادن

    اما سال گذشته یه پول خیلی خوب دادم یه شال خیلی زیبا دقیقا همونچیزی بود که میخواستم وجنس بسیار خوبی داره والان بعد یکسال بااینکه کل سال بیشتر اونو سر کردم هنوز سالم وزیباست

    والبته من خیلی چیزارو اینجوری خرید میکردم

    مثلا کیف ارزون کفش ارزون لباس ارزون ظرف و ظروف ارزون وتا اسم حراجی میومد شاخک هام تیز میشد

    غافل از اینکه این حراجیا همش طعمست 😁که پول بیشتری پرداخت بشه به مرور

    والبته خرید جنس های مرغوب وبا کیفیت نشان دهنده اینه که من واسه خودم ارزش قایل هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    محمد حصاری گفته:
    مدت عضویت: 2325 روز

    🎉به نام خداوند هدایتگر و رحیم🎉

    اکثر مرد ها که واقعا عاشق ابزار هستند 🤔

    من خودم که به شدت علاقه دارم به ابزار و کارهای فنی ولی خب واقعا تا حالا به خاطر کم هزینه کردن بابت ابزار ، جنس آشغال نخریدم.

    دلیلش هم فکر میکنم از باور های پدرم باشه که همیشه هر چی میخواد بخره بهترین اونو میخره و دست دوم و این چیزا هم خوشش نمیاد .

    حتی اگه پول خرید اون کالارو نداشته باشه ، بازم بی کیفیتشو نمیخره و صبر میکنه تا در زمان مناسب ، بهترین اون کالا رو بخره.

    ولی من خودم قبلنا (حتی الآن هم گاهی پیش میاد) خیلی لباس هایی میخریدم که یه جورایی ارزون ولی خوشگل بودن و واقعا هم به قول استاد اونا گرون ترین چیزهایی بودن که من خریدم.

    شما تصور کن یه روز یه شلوار جین رو بپوشی ، اونوقت چنان گشاد شه و داغون به نظر برسه که انگار ده ساله داری میپوشیش.

    خب این شلوارو ده هزار تومنم بخری بازم گرونه دیگه ، اصلا یه حس بدی بهت دست میده از پوشیدن اون لباس که میگی کاش اصلا لخت میبودم ولی این تو تنم نبود.

    مثال لباس و کفش زیاد دارم که ارزون خریدم و بعدا پشیمون شدم ،

    مثال شارژر و هندزفری و لوازم برقی و بهداشتی و این چیزا هم زیاد دارم.

    و واقعا هم اینو پذیرفتم که کم‌ هزینه کردن برای جنس بی کیفیت خیلی دردسر داره تا اینکه پول درست حسابی بپردازی ، ولی در عوض وقتی هزینه میکنی ، کیفیت باهات حرف میزنه.

    آخرین باری که همچین اتفاقی افتاد زمانی بود که سشوارم سوخت و با این که این اتفاق درد داشت ، این درسو گرفتم ازش و به خودم گفتم دیگه چیز بی کیفیت نمیخرم.

    ۵۵۰ تومن دادم به یه سشوار بی کیفیت و سر یه ماه سوخت 😐

    با اینکه میتونستم ببرم بدم تعمیرگاه اینکارو نکردم و انداختمش دور (بعضی چیزا اصلا ارزش تعمیر ندارن خب) و با خودم گفتم اگه یکم بیشتر هزینه کرده بودم ، یه شسواری میخریدم که لااقل به جا یه ماه ، یه سال کار بده‌.

    این فایل خیلی کمک میکنه تا با کیفیت تر زندگی کنیم .

    واقعا هر چیزی تو زندگی ما یه ابزاره ،

    سشوار یه ابزاره برای خشک کردن و فرم دهی مو و ریش

    گوشی یه ابزاره برای هزاران کاربرد مختلف

    کتری برقی مثلا یه ابزاره برای جوشوندن آب

    و دریل و پیچ گوشتی و انبر و آچار هم ابزار هایی هستن برای کار های خاص خودشون.

    دوره های استاد ابزار هایی هستند برای رشد و پیشرفت ما.

    و کلی چیزای دیگه که ابزار های متنوعی هستند برای کاربرد های خودشون.

    یعنی میخوام بگم منطورم از ابزار ، فقط ابزار و یراق و این چیزا نیست ، منطورم هر چیزیه که کاربرد خاص خودشو داره.

    من ابزار رو دوست دارم چون بهم قدرت میده ، چون کار هارو برام راحت تر و سریع تر انجام میده ، چون باعث میشه من نتایج خوبی بگیرم و…

    و در نهایت موجب سپاسگذاری و رشد شخصیتم میشه.

    و از چیزایی که پول خوبی رو بابتشون دادم (با اینکه میتونستم با هزینه ی کمتری اونارو تهیه کنم) ، این مدل گوشیه که الان دستمه و ایرپاد که خیلی برام کاربردیه ، خیلی راضی ام و خیلی سپاسگزارم از خدا بابت این نعمت ها.

    واقعا همون چیزیه که من میخواستم ، حتی خیلی بهتر ؛ چند ماهه که دارمشون ولی واقعا هر روز احساس میکنم همین الآن آنباکسش کردم بس که نو و تازه ست برام.

    داشتن جنس با کیفیت حس فوق‌العاده ای رو به آدم میده.

    البته ابزار های مربوط به شغلم هم با کیفیت هستن و ازشون به شدت راضی ام (شارژی هم هستن مثل ابزار های استاد😉)

    💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸

    از خدا میخوام به هممون کمک کنه تا ایمانمون قوی تر بشه.

    از خدا میخوام کمکمون کنه تا فراوانی رو باور کنیم.

    از خدا میخوام کمکمون کنه تا خودمون و ارزش های خودمونو بشناسیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    نوشین تقی پور گفته:
    مدت عضویت: 2226 روز

    به نام خداوندی که بنده هاش رو لایق بهترین ها میدونه

    سلام

    امروز روز 18 ام روزشمار هست.

    من همیشه از خساست و اینجور به اصطلاح صرفه جویی ها بدم میومد.

    اسمشم شده ولخرجی نکردن و حساب جیبو کردن.

    کسانی رو در اطرافم میشناسم که اینطوری هستند و چون در عین همین خساست و یکسره دنبال تخفیف بودن، پولدارم هستند، فکر میکنند روششون درسته و همه باید همینطوری باشند.

    یکسره دنبال تخفیف و کالای تخفیف دار و ارزون قیمتند. برای هررر چیزی.

    چه خرید مایحتاج و کیف و کفش چه مثلا سفر رفتن. همش دنبال این هستند که چجوری کم ترین خرج رو بکنند حتی اگر اذیت بشن.

    فوکوس و توجهشون فقط رو اینه کجا تخفیف گذاشته، کجا ارزون تر میده. هر چی ام میخرند با کلی چک و چونه سر قیمتشه.

    در عین پولداری، مسافرت های خیلی خیلی سختی میرن. مثلا حتما با ماشین و اینکه پلوپز و قابلمه میبرند تا خودشون غذا درست کنند و پول غذا ندن یا چادر میبرند تا پول هتل ندن!! این همه سختی و هزینه های روحی روانی جسمی که میدن رو نمیبینن! شب تو چادر اخه! چقدر اذیت بخوابی و صبح پاشی از یه دسشویی کثیف و همگانی استفاده کنی و اصلا نگم.

    فوکوس و توجهشون فقط رو اینه کجا تخفیف گذاشته، کجا ارزون تر میده. هر چی ام میخرند با کلی چک و چونه سر قیمتشه. الزاما چیزهای بی کیفیتی هم نمیخرند اما دیگه خودشونو بیچاره میکنند انقدر چونه میزنند و دنبال جای ارزون میگردن.

    حتی گاهی یه چیزم لازم نداشته باشند، چون تخفیف خورده دیگه میخوان فرصت رو غنیمت بشمارند و دوست دارند بخرنش! فکر میکنند اینجوری سود کردند.

    من واااقعا این طرز زندگی رو دوست ندارم و قبول هم ندارم.

    نیمدونم چرا بعضی از افراد ثروتمند انقدر خسیس اند. بابا تو که بیشتر از خیلی ها خدا بهت داده چرا انقدر حرص کم بودن پول میزنی.

    تو تجربه هایی که داشتم، هرجا که به بی پولی و کم اومدن پولم فکر نکردم، اتفاقا خیلی ام بیشتر سود کردم!

    مثلا کفش چرم زیبا و گرونی رو میخواستم بخرم و اصلا نه دنبال تخفیف بودم نه حواسم به حراج اخر فصل بود، رفتم و یهو دیدم کفشه 50 درصد آف خورده!

    یا مثلا کرم و محصولات ارایشی گرونی رو خریدم اما چندین برابر با ساختن به پوستم و آسیب نزدن بهش، سود بردم. مخصوصا محصولات بهداشتی آرایشی خیلی مهمه چون مثلا من اگه به پوستم با مواد بد آسیبی بزنم یا با ریمل بی کیفیت به چشمم آسیبی بزنم، چندین برابر باید پول دکتر و درمان بدم!

    واقعا که خرج کردن همش سوده. چون فکر میکنم درستشم همینه و ادم نباید شان خودش رو با خرید محصولات بی کیفیت پایین بیاره و اگر این کارو کنی قطعا متضرر میشی چون بر خلاف شأن و لیاقت حقیقیت عمل کردی و کار درستی نکردی و اینم ضررش. چون باید باور فراوانی رو در خودت پرورش بدی و باور کنی که همه چیز از جمله پول و ثروت در دنیا فراوانه و هرچقدر خرج کنم بیشتر بهم برمیگرده.

    واقعا که در مواجه با جنس گرون نباید توقعمون رو بیاریم پایین و باید باورمون رو قدرتمند کننده تر کنیم.

    واقعا هر جا که با دست و دلبازی تمام و بدون فکر به کم شدن پولم، رفتم که خرجی بکنم خیلی ام بیشتر بهم سود رسیده!

    این همش به دنبال تخفیف بودنه، خیلی به من حس خوار و پایینی میده. برعکس وقتی با اعتماد به نفس میرم هزینه ی نسبتا زیادی ام میدم اما یک جنس فوق العاده شیک و باکیفیت با هزار احترام از بهترین فروشگاه ها میخرم، علاوه بر اون جنس عالی که نسیبم میشه کلی ام حس خوب عایدم میشه!

    خلاصه که من اینطور زندگی رو بیشتر میپسندم و بیشترم بهم حال میده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: