اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به روی ماه استادجان خوش قلب و مریم جان عزیزمممم و تک تک اعضای دوست داشتنی خانواده عباس منش.امروز که این کامنتو مینویسم عیدغدیره و تبریک میگم(خودمم سیدم)راستش چند روزی بود که حس میکردم از مدار اصلی و درست فاصله گرفتم از حس کلافگی و بدی که داشتم فهمیدم.امروز یه حسی بهم گفت برگرد به حالت قبلت اون حس خوبی که هرروز با فانتزیات و رویای دلت روزاتو میگذروندی! سه روز پیشم که تولدم بود خیلی روبراه نبودم اونم قطعا از ورودیای نامناسب و کنترل نکردن ذهنم بود.با اینکه خداروشکر نتایج عالی داشتم و نعمتای فراوونی وارد زندگیم شده بود(من نقاشی میکنم و هدف اصلیم هستش حتی اون چیزی که هنرمندای دیگه میخوان و نمیخوام قلبم همیشه فراتراز هرچیزیو میخواد چیزی که ارزش روحم رو بهم یاداور کنه) ولی خب ذهنه دیگه ولش میکنی پرتت میکنه به تاریک ترین نقطه مغزت. خلاااصه امروز گفتم خدایا عیدی میخوام ازت.نشستم پای گوشیم و اینستاگرام دوستانی که تبریک گفته بودن و جواب دادم یهو گفتم بذار پیج استادم ببینم امروز خبری هست یا نه.چشمم افتاد به این پست(همین فایل) گفتم به به از تیترش معلومه ازاون فایلای نابه.کوش که کردم اصلا خورااااک خودم بود و دوباره تلنگری بود که لازم داشتم تا تو مسیری که انتخاب کردم قدمامو محکم تر بردارم بها بپردازم و ایمانمو قوی تر کنم و باورای محدودکننده رو ازبین ببرم.سعی کنم از الگوهای فوق العاده بهره ببرم و از نقطه امنم بیام بیرون و قربانی کنم تمام چیزیایی رو که پروازمو کند کردن. خدایا شکرت شکرت که همه جوره هوامو داری و با دستای فوق العادت مثل استاد هدایتم میکنی…..اینم از عیدی من….ممنون که بهم یاداوری کردین کجا وایسادم.اگاهی کسب کردم و حسم فوق العاده شد.امیدوارم هممون روند تکامل رو به درستی و بدون عجله طی کنیم. دوستون دارم خاص ترین خانواده دنیا
سلام خدمت خانم موسوی عزیزاتفاقامنم امروزحالم خوب نبودوازندارخارج شدم گفتم خدایاکمکم کن باینکه این فایلوچندبارگوش کردم ولی امروزتصمیم گرفتم کامنت های دوستان بخونم که اولین کامنت که رسیدم بهش این مطلب زیبای شمابود وبهم یادآوری کردی که باید ورودی هامو کنترل کنم
خداروشکر هدایت شدیم به سایت استاد عباس منش و میتونیم هرروز روی خودمون کار کنیم و لحظه به لحظه از زندگی لذت ببریم منم گاهی بیشتر تله ها و ترمزای ذهنمو بین کامنتای دوستان متوجه میشم.فضای سایت بینهایت لذت بخشه
به امید الله هممون با عمل کردن به قوانین به سعادت و خوشبختی میرسیم
هیچوقت فراموش نمیکنم اون اوایل که با قانون اشنا شده بودم کم و بیش ارام ارام فایل گوش میکردم ان چنان درکی صحبت های استاد نداشتم اما ادامه دادم تا اینکه اولین قربانی را برای هدایت به مسیر برای رشد خودم همان جا دادم وقتی بیشتر از قوانین فهمیدم وقتی تغییر را در خودم احساس کردم.
من یک رفیق داشتم از بچگی ما باهم بزرگ شدیم خراب کاری هامون بیرون رفتن هامون و خلاصه از 24 ساعت ما 25 ساعت باهم بودیم پسر با معرفت خیلی خوبی هم بود اما وقتی من تغییر کردم دیدم عقاید ایشون و افکار ایشون در هر زمینهای با من 180 درجه تفاوت داره فهمیدم ادامه این مسیر با ایشون غیرممکن اما تنها شدن هم به اندازه خودش برام سخت و رنج آور بود راه های دیگری را رفتم اما بیراهه
با اشتیاق پذیرفتم با اشتیاق قربانی دادم بهاء دادم مدتی تنها شدم اما الان که به نتایج نگاه میکنم مسیرم را چکابم میکنم ارزشش را داشته
بچهها خیلی مهمه که ما بپذیریم و با اشتیاق از سمت خودمون بهاء هدفمون رو بپردازیم.هیچ راهی هم نیست. فرمول اینه مسیر اینه و به قول استاد ولاغیر
هدفت رو هم که عوض کنی فرمول رسیدن به هدفت که تغییر نمیکنه وقتی میگیم قوانین تغییر ناپذیر راجب اینا صحبت میکنیم
اینجوری به هدفمون ارزش میدیم به خودمون ارزش میدیم یا باید هدفمون رو قربانی کنیم یا یک قربانی برای هدفمون بدیم
وقتی ما سمت خودمون رو قشنگ و با اشتیاق انجام بدیم و بپذیریم و به خودمون یاداوری کنیم چه هدفی داشتیم شک نکنید خداوند به شگفت انگیز ترین راه ها هدایتتون میکنه وقتی خداوند اشتیاق شمارو ببینه قربانی رو از شما میپذیره
و به شما کمک میکنه من انقدر راحت از این رفیقم جدا شدم که هنوز باورم نمیشه فقط دوبار جواب تماسش رو ندادم
وقتیه ما “انفاق” میکنیم خب انفاق یعنی رها کردن . دل کندن
خداوند چرا انقدر راجب انفاق میگه ما باید دل بکنیم باید رها کنیم باید سبک کنیم خودمون رو
باید یاد بگیریم داره به ما یاد میده چطوری دل بکنیم
که ما بعدها بتونیم از این دنیا دل بکنیم از ثروت هامون دل بکنیم از عزیزانمون دل بکنیم و به سوی خودش بازگردیم
بچهها برای اهدافمون بیشترین ارزش هارو قائل باشیم برای خودمون بالاترین ارزشرو قائل باشیم اگر قرار بود چیزی قربانی بکنیم برای رسیدن به هدفمون اگر قرار باشه بهائی بپردازیم تا به هدفمون برسیم با اغوش باز اینکارو انجام بدیم
بدون شک هم هر هدفی بهائی داره که باید پرداخته بشه ازمون الهی اینطور نیست که برگه بزارن جلوت و سوال جواب بدی خداوند به اندازه هدفت از تو بهاء میخواد قربانی میخواد
اما لحظهای شک نکنیم لحظهای تردید نباشه تو دلمون
چون پاداش های خداوند خیللی بزرگه
یه چیزی جایگزین قربانیت میکنه که تورو به حیرت میبره یجوری جذاب هدایتت میکنه که جز سپاسگذاری کلامی بر لبت نمیاد جز اشک شوق چیزی نخواهی دید
همیشه به خداوند اعتماد کنیم و با اشتیاق بهاء اهدفمون بپردازیم
چقدر این فایل و صبحت هاتون تو این لحظات برای من به جا بود، انگار برای من گفته شده بود، من و همسرم دو سه سالی هست که یه بیزینس در زمینه فروش زعفران شروع کردیم و حدود یکساله یه پیج اینستاگرامی زدیم و اوایل خیلی کم فایل میزاشتم و محتوا تولید میکردم چون اعتماد به نفسم کم بود ترس از قضاوت داشتم لهجه داشتم و دارم و اینکه ایده آل گرا بودم و همین باعث شده بود قفل بشم. از ابتدای سال گذشته فایل های شما رو به صورت مستمر گوش میدادم بعدا دوره عشق و مودت رو خریدم و خیلی خیلی خیلی روی من تاثیر داشت و همون بهم کمک کرد رابطه ام خیلی بهتر بشه هم با همسرم هم با آدمای دیگه حتی باعث شد اعتماد به نفس اینو پیدا کنم که از کارم بیام بیرون و تمام تمرکز رو بزارم روی کار زعفرانم ، در حالی که هفت سال تجربه داشتم کارشناس بودم مدیر پروژه بودم اما حرفای شما که گفتین باید تمرکز کنی روی اون کاری که میخوای نتیجه بگیری گفتم تمام تمرکزم بایددددد بشه اینکار، استاد از بهمن ماه که فروش اینستاگرامیمون رو شروع کردیم هر ماه از ماه قبل فروشمون یکمی بهتر شده و همش به خاطر آموزه های شما بوده
در مورد اینکه چه چیزی رو باید قربانی کنم؟ من یه آن دیدم من هفته ای یک بار یا دو هفته یه بار یه پست میزارم و انتظار دارم نتیجه ام خیلی عالی بشه🤦
بسیار زیباست پرداختن بها البته اگر چشمان زیبا بین به تعبیر استاد داشته باشیم .
من از منطقه ای کوچک ولی زیبا برای شما مینویسم ،زمانی که خودم را شناختم و رسالت برای ابلاغ برای خود برگزیدم میدانستم که باید بها بپردازم چون منطقه ما کوچک است سریع ویدئو ها وایرال شد .
من با واکنش از طرف خانواده مواجعه شدم ،در حدی که پدر بنده شروع کرد به شکایت که: آقا دارن میگن پسر فلانی دیوانه شده و… دوست آشنا با طعنه ها شروع به تخریب کردن .اما من میدانستم که اینها نشانه خوبی است که من در مسیر هستم و پرداخت کردم بهای آنرا، البته کمی هم باورهای اشتباه من باعث این موضوع شد(توهین و تخریب دیگران ) و زمانی که من خودم را رها کردم و تمرکزکردم روی کار خودم دیدم که همه چیز تغییر کرد آن مسخره کردن ها تبدیل به تشویق شد و آن طعنه زدن ها تبدیل به سوال ها در همین زمینه شد . من توانستم اولین سخنرانی انگیزشی منطقه خودم را برگزار کنم (شکر)
و امروز هم هر لحظه بها پرداخت میکنم و لذت میبرم از این پرداخت .
آن لحظه که در ماشین میتوانم اهنگ گوش کنم ،آموزش ها (اکثرا استاد ) گوش میکنم
آن لحظه که میتوانم با دوستان بیرون رفته کباب بزنم آموزش میدهم
و آن لحظه که میتوانم بخوابم مطالعه میکنم
و خودم رو غرق در آموزش دیدن وآموزش دادن کرده ام و لذت میبرم .
در آخر خواستم بگوییم به یاد شیرینی رسیدن به هدف میتوان از مسیر لذت برد و پراخت بها ها شادمان شد و لحظه را در آگاهی کامل زندگی کرد .
تشکر از مرد عاشق استاد عباسمنش عزیز
و شما سروران که به درستی هدایت شده ترین انسانها هستید
واقعا این فایل رو هزاران هزار باااااار ببینی کمه !!!!
این سوال منم بود که چرا به فلان هدفم نمیرسم
یا چرا اتفاق نمیافته
فهمیدم من همیشه چندتا هدف رو باهمدیگه دارم
و عملا نمیتونم رو هیچ کدوم تمرکز بزارم
به خاطر عجله ام هم میخواستم مسائل مالیم درست بشه هم سلامتیم هم یکسری هدف بزرگ دیگه
ولی نه
وقتی تمرکز نیست ، رسیدنی در کار نیست !!!!!!
ایده و الهامی در کار نیست
مثل اینکه بریم بوتیکی و بخوای تمام خریدای داروخانه و فروشگاه و بهداشتتم انجام بدی
تو تقضای اشتباهی داری اصلا
ذهنتو هزار جا میزاری و بعد یه چیز رو میخوای؟
اخه چطور ؟؟؟
حالا از این حرفا گذشته من میخوام راجب هدفم حرف بزنم
من بالاخره هدایت شدم و تصمیم گرفتم فعلا از قانون واسه رسیدن به یک هدف خاص استفاده کنم
هدفی که رسیدن بهش کمک میکنه به هدف های بعدیم راحت تر برسم و افکت خییییییلی خفنی رو زندگیم داره
من متوجه شدم که بزرگترین نشتی انرژی من سلامتیم هست
یعنی انننننقدر مسائل سلامتیم منو از زندگیم انداخته که نمیدونم چی بگم….
و خب من پولی نداشتم واسه خرید دوره سلامتی و واسه همین خیلی کمال گرایانه میگفتم من الان که 9 تومن ندارم هروقت تو کارتم 15 تومن بدد 9 تومنش رو میدم واسه دوره
و جالبه من همش این رو هدف گزاری میکردم که دوره قانون سلامتی رو توش شرکت کنم اما رها میکردم و کمال گرایی نمیذاشت ادامه بدم
تا اینکه من خیلی نشونه های قوی ای دریافت کردم واسه تغییر مسیرم
در اصل میخواستم برم سراغ یه هدف دیگه اما دیدم مهم ترین هدفم اینه!!!!!
اقا هیچی دیگه تممممممام زندگیم رو مترکز کردم رو این نقطه
حالا الان میخوام راجب اینکه من تا به حال چه قربانی هایی دادم واسه این هدفم تو این یک ماه توضیح بدم
و کنارش قربانی هایی که باید بدم و نمیدم رو هم بگم !!!!
من واسه هدف سلامتیم چه قربانی هایی دادم؟؟
1.همه چیز رو تعطیل کردم و از تمرین دوره کشف قوانین و فایل های سایت واسه رسیدن به هدفم و حذف ترمز هام استفاده میکنم
2.یه دفتر 200برگ خریدم و توش هر روز یک عالمه تمرین مینویسم
3.شیرینی جات و قند مصنوعی رو کلا حذف کردم حتی کیک تولدم رو هم نخوردم
4.کمتر تو جمع هستم و جایی نمیرم تا تمرکزم پیوسته باشه
5.تمام فایل های معرفی دوره رو تو دفترم نکته برداری کردم تا اگاه تر بشم نسبت به دوره و تو فرکانس خریدنش قرار بگیرم
6.هر روز تمرینسناریو نویسی انجام میدم و روزی دو بار به صورت مدیتیشن اون سناریو رو مرور میکنم
7.یکسری کارهایی که باعث میشد به جسممبیشتر آسیب بزنم رو انجام نمیدم
8.من دوتا از دوستانم تعهد کتبی دادم که 6 ماه دیگه منو نمیشناسن انقدر تغییر کردم
9.واسه ی دوران لاغریم لباس خریدم
یعنی یکییش که هدایتی شد از یه تاپی خوشم اومد که تنگم بود ولی خریدمش دومیشم که مامانم میخواست واسه روز دختر واسم لباس بخره منم یه شومیز خییییییلی خوشگل که اصلا سایز من نیست خریدم با اینکه کلی لباس قشنگ اندازه الانم داشت ولی با عشق اون رو خریدم
و بعدشم خواهرم یه شلوار داشت که من عاشقش بودم و اون دوست نداشتش زیاد دادش به من و من امروز یه چوب رختی تو کمدم واسشون درست کردم و گریم میگیره از خوشحالی وقتی نگاهشون میکنم
درست مثل پدر مادری که واسه بچشون که هنوز به دنیا نیومده لباس میخرن و ذوق میکنن براش و با عشق نگاهش میکنن دقیقاااا همونطوری شدم دلم میخواد باز برم لباس بخرم سایز 34 و 42 و اینا…. :)
سایز هایی که به عمرم ندیدم تن خودم…
10. پیاده روی های طولانی ایم رو جدی گرفتم و مداوم انجام میدم
با اینکه عاشق پیاده روی ام اما یک امر ضروری نبوده هیچوقت واسم برای همین الان تبدیل به یک روتین دارم میکنمش که تو دوره راحت باشم
11. تمامممم پولی که از درامدم داشتم تا عیدیم و همه چی گذاشتم تو باکس پس انداز بلوکارتم واسه قانون سلامتی
یعنی هرچی پول داشتم و دارم و اون پول هایی که قراره دستم بیاد رو میزارم واسه اینکار و دوره رو میخرم حتی اگه صفر صفر بشم !!!! با عششششششششششششق این بها رو میدم
و در نهایت
عین همون جایی که استاد زد به سینه اش و گفت با عشق اینکارو کردم منم الان میزنم به سینه ام و میگم با عشق تمام اینکار هارو کردم
نتیجه:
من هنوز دوره سلامتی رو نگرفتم اما
1. احساسم انقدر خوبه انقدر خوبه انقدر خوبه که واقعا انگار 10 باره به خواستم رسیدم مخصوصا وقتی دقیق به تمرین سناریو نویسی که خداوند به من الهام کرد عمل میکنم !
2.دیگه به مسائل سلامتیم نگاه قربانی بودن ندارم و قدرت میگیرم اتفاقا و میگم اینا عالیه واسه اهرم رنجو لذت و حفظ تعهدم
3.هر روز با انگیزه و عشق از خواب بیدار میشم
4.احساس خوبی دارم نسبت به خودم وقتی شکر نمیخورم
5.اعتماد به رب و توحید هر روز داره تو وجودم تقویت میشه چون من تو مسیری پا گذاشتم که اصلا هیچ ایده ای ندارم منی که انننننقدر عاشق غذام چطور میخام تغییر کنم یا پولش چطور میخواد جور بشه تماممن همهچیز رو سپردم به خدا همه چیزو
6.من بوی رسیدن به خواسته ام رو هر روز احساس میکنم و امیدوارانه ترین حالت ممکن رو دارم و ایمان دارم این حل این مسئله شروع خفن ترین دست آورد های زندگیمه
7. واسه نتایح استاد و خانم شایسته و بچه ها از دوره قانون سلامتی هر رووووز ذوق میکنم و خوشحال میشم خداروشکر میکنم
خدایا شکرت
قربانی که باید بدم واسه هدفم و نمیدم :
1. خب امروز که داشتم کند و کاش میکردم
از اونجایی که خیلی فکر کردم ترمز من چیه واسه دوره
چون من خیلی فکر کردم برم فلان کارو کنم پولش جور بشه و اینا و یهو بهم الهام شد تو اگه تو فرکانس چیزی باشی اصلا لازم نیست انقدر سختی بکشی واسه رسیدن بهش و اگه کار دیگه این بکنی واسه این دوره تو در اصل مثل همون فردی هستی که از کشور خودش فرار میکنه اما این جا به جایی فیزیکی هیچ کمکی بهش نمیکنه
فکر نکن اگه دوره باشه و تو ترمز داشته باشی میتونی ادامه بدی!!!!!
هی گشتم و گشتم
اول که قبل اینا متوجه ترمز حرف مردم شدم که اگه لاغر بشم فلان چیزو راجبم بگن چی و اینا که گفتن گوربابای بقیه همونطور که الان واسم مهم نیست راجب چاقیم چی میگن به جهنم هرچی میخوان راجب سلامتیم بگن هرکیم تایید کنه دمش گرم عشق وجودیش رو نشون میده
و خب این باعث شد تمام اون قربانی هایی که گفتم رو بدم
اما من متوجه شدم بعد کلی فکر که من قبلا هم رژیم گرفتم کلی
گشنگی ام کشیدم حتی
چرا انققققدر راجب تغذیه دوره مقاومت دارم !!!!!
جالبه من متوجه شدم تو تمام رژیم هام تنهای چیزی که حذف نمیکردم هیچ وقت نون و برنج بود !
و من متوجه شدم با اینکه تو فایل نحوه عمل کرد مغز استاد گفت که نون و برنج چه تاثیر وحشتناکی رو ما داره اما من باز تعصب دارم!!!!!!!
و متوجه شدم 1 روزم تو زندگیم نبوده من نون و برنج نخورم !!!!!
منهرچیو میتونم نخورم هرچچچچچی جز این دوتا !!!
و خب از امروز شروع کردم به منطق نوشتن واسه ما گذاشتن رو مقاومتم و مثال تاثیر کوکائین رو از جهات مختلف زدم اما خب
با همه اینا میدونم اون بهایی که الان حاضر نیستم بدم
حذف کردن نون و برنج و تغییر روند تغذیه امه
و همین باعث شد من تا الان دوره رو شرکت نکنم توش و انننننقدر مقاومت داشته باشم
حالا از امروز نوبت اینکه تو دل این ترس برم و این قربانی رو بدم
چقدر زیبا داری برای رشد و بهبود خودت کار میکنی منم کلی ازت یاد گرفتم برای اقدامات عملی در راستای هدفام
برات بهترین ها رو از پروردگار عالم خواستارم
چون تو دوره سلامتی هستم و حدود 1.5 ساله دارم ادامه میدم و خوشحالترینم از بودنم درین مسیر میخواستم این نوید رو بهت بدم که انقدر راااحت این دو تا شیطون یعنی برنج و نون میلش از ذهنت پاک میشه که میشه برات راحت ترین کار دنیا
نه که ببینی مقاومت کنی نخوری نههه
میبینی اما میلش نیست.حتی وقتی بدنت به اون سطح انرژی و طراوت میرسه اگه یبارم امتحانش کنی اصلا اون حالتای بعدش انقدر برات آزار دهنده میشه چون که حال پرفکت بدنتو تجربه کردی عمرا سمتش بری.
من برای تست یبار نون خوردم به معنای واقعی اذیت شدم و شدم عین بالن.
انقدر راحت و آسون نتایج برات رقم میخوره که لذت میبری.
من عشق کردم از خریدات.عشق کردم از ذوقت و از مثالت که انگار برای بچت هنوز نیومده لباس بخری و ذوقش رو بزنی
من مطمینم زووودتر از اونی که دو دو تا چهارتا کنی با این فرمونی که داری میری وارد دوره سلامتی میشی و لذتش رو میبری
نوووش جون و روح و جسمت چون تو واقعا لایقشی اینجوری که داری زیبا اقدام و عمل میکنی
هر لحظه زیبا زندگی کردن در پرتو نور هدایت بخش الهی
خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم که می توانم در این مکان مقدس و این مسیرِ لبریزاز آگاهی ،تمام سعی ام این باشد که آگاهانه، لحظه لحظه های ناب زندگیم را که پروردگارم ارزانی داشته با نور هدایتش متبرک گردانم و آنچه که نیاز هست را در
راه صراط المستقیم اش ، قربانی کنم که
هیچ چیز بالاتر از این نیست که در تمام زمینه ها نیّت پاک داشته باشی و زندگی کنی و
پاک و توحیدی از دنیا بروی .
حدود یکساعتی که به لطف خداوند برق رفت و مصطفی از قهوه خانه اومدم پیشم و باهم میوه های زیبا و خوشرنگِ فصلی و فراوان و پرخیروبرکت خداوند رو نوش جان می کردیم و این فایل بی نظیر رو با عشق می شنیدیم ،گفتم واقعا در اینکه برق هم نیست و ما حالمان احسن الحال است و حتی بابت این مورد هم خداروشکر می کنیم که برق هم نیاز به استراحت و آرامش دارد مثلا یکساعت کولر خاموش باشد و راحت بخوابد،
که شاید اگر کسی چنین دیالوگی را حتی بفهمد هم بگوید این ها دیوانه هستند و در خیلی از موارد دیگر که این روزها کاملا دارم تجربش می کنم .
بله ما دیوانه و مست و شیدای خدایِ این مسیری شدیم که به زیبایی هدایت مان کرد و همه جوره باید قدر وارزش والا و معنوی آن را با گوشت و پوست و استخوان خود درک کنیم و تفکر،تعقل و تامل کرده و به قول استاد مان
جان بدهیم ….
و چه زیبا و اعجاب انگیز در حدیثی از پیامبر اسلام حضرت محمد(ص)
آمده است: یک ساعت تفکر، از هفتاد سال عبادتِِ
بدون تفکر ارزشمند تر است .
از وقتی در این مسیر توحیدی قرار گرفتم و با تعهد و عشق و شورو شعف ادامه دادم بدونِ
هیچ عذرو بهانه ای ،
من چیزهایی را در این راه قربانی کردم که شاید به خاطر همان مسائل ،
امروزدر شرایطی که من هستم و زندگی می کنم و در کنارش حال و احساسم با خودم و خدایم عالیست ندیدم کسی ،زندگی کند .
این را با تمام صداقتم می گویم که به اندازه روزهایِ بودنم در اینمسیر من خود را در غاری نورانی و در حال خودسازی ، خودشناسی و خداشناسی دیدم و نتایجِ شگفت انگیزی که خداوند صلاح دید و در زندگیم جاری کرد ، هرروز بیادم آوردم و شکرش را گفتم و ادامه دارد ،
خداوند خودش از دلم خبر دارد که با تمام تاروپودوجودم این را هرروز نوشته و در رازو نیازهایم می گویم که بالاتر از رسیدن به هر خواسته ای،
من تنها مسئله ای که برایم مهم و حیاتیست است گفتار،رفتارو عملکردهایی می باشد که جایگاه مرا نزد خداوند مشخص و معلوم می دارد و دوری از ذره ای غیبت،کنترل و قضاوت که وقتی هرروز تمرین و تکرار کنم در وجودم نهادینه می شود آنوقت است که
می توانم از خداوند هر خواسته ای را بخواهم و اجابت شود و داشتن شان برایم ارزشمند می شود.
واقعا در تنهایی و کلا دور از رفت و آمدهای بیهوده و مسموم ، ماندن در غاری که می توانی هر لحظه از لحظه قبل خود عالی تر عمل کنی و روز به روز با ایمان و توکل قدم های اصولی برداری و رشدوپیشرفت هایت باتوجه به هدایت و رعایت قانون تکامل، بدون عجله و فقط تمام تمرکزت روی
هر روز آگاهانه زندگی کردن باشد بی شک به مرور زمان یک انسان دیگر متولد خواهد شد و
باید هم همین طور باشد و در اینمسیر هم که قرار
می گیری،دوست داری روز به روز بهتر باشی و بعد درونت لبریز از عطر وجود خداوند می شود و با درونی آرام و ذهنی بازوپاک چه معجزه ها که اتفاق نیفتاد و هرروز شاهد این معجزات در
وجود و بعد هم زندگی مان هستیم …….
واقعا رمز خوشبختی من همین تنهایی های هدفمند بوده
وگرنه من روزی فکر نمی کردم دختری شروشلوغ و کاملا اجتماعی از نوع بوشهری اش با رویِ باز وزمانی کارمند با سابقه 17سال
امروزعاشق و شیفته بودن در غار تنهایی خود با خداوندش باشد و زیبایی های این مسیر مقدس را تجربه کند و نتیجه اش برایم بشود نعمتِ گرانبهای ، حال و احساس عالی و آرامش به واسطه ایمان قلبی و صد درصدی که به خدایم دارم .
امروز هم همین را در ادامه صحبت هایم به عزیزدلم می گفتم که باید با خداوند صددرصد بود شل و سفت هیچ فایده ای برای من ندارد من باید خالصانه خود را به خداوند بسپارم فارغ از هر اتفاقی در زندگیم
حتی چند روز پیش به مصطفی می گفتم که حاضرم کل دارایی که خداوند به من هدیه داده و امانت است کامل ،محضری به نامت کنم و از نو شروع کنم هرچند که این عزیزِدل همه جوره حسابش را پس داده است و بی نظیره این مرد ،مردی خدایی و صادق و اگر هزار تومان در حسابش باشد دریغ نمی کند و برای زندگی خرج می کند ،این هم نعمتی گرانبهای دیگر…..
خلاصه که در این مسیر هر قربانی باشد من حاضرم و خداوند هم بهتر از هرکسی این را
می داند ،من در این مسیر هر لحظه برای با خدا بودنم رفتارهایی کردم که همه برایشان غیر قابل تصور بوده اما با خدا که باشی کافیست که او تنها از دلت و نیتت خبر داشته باشد ….
در پناه نور هدایتِ خداوندِ مهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق به همتون
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان بزرگوارم در بهشت عباسمنش
قبل از عید 1403 من هدفم برای سال جدید بهبود شخصیتم بود
دقیقا استاد قبل از اون سال هم یه فایلی گذاشتن که بهترین هدفی که میتونید انتخاب کنید بهبود شخصیته
خیلی خوشحال شدم که اینم یه نشونه که همین رو دنبال کنم
وخدایی سال گذشته به لطف خدای مهربان و هدایتهاش من خیلی از باگهامو فهمیدم و روشون کار کردم و تو جنبه های مختلف بهبودهای خوبی داشتم
قبل از اینکه سال 1404 شروع بشه چندتا مورد توذهنم بود برای هدف گذاری
ولی هرجی فکر کردم دیدم بهترین هدفی که میتونم امسال هم انتخاب کنم ادامه ی همون بهبود شخصیته
جون وقتی شخصیتم بهتر بشه تو همه جنبه ها اوضاع خوب میشه
شما همیشه میگید ثروت نتیجه بهبود شخصیته
کلا دیدم من اگه ثروت میخوام سلامتی میخوام روابط عالی میخوام باید اول خودم درونی یه بازسازی کامل بشم
بعد لاجرم طبق قانون بدون تغییر خداوند همه چی خودش میاد
اونم به راحتی بدون هیچ تقلا و زجری
من به سمتشون هدایت میشم اونا به سمت من هدایت میشن
خلاصه جهان کارشو بلده
خداوند در بهترین زمان چیدمانشو انجام میده
و این شد
که امسالم گذاشتم برای کار کردن رو خودم و درونم
پارسال از عملکردم و هدف گزاری در این زمینه خیلی راضی بودم ولی هنوز خیلی کارا بود که باید توشون خودمو بهتر میکردم ویه سری چیزهام که باید از بیس یادشون میگرفتم
هربارکه یه چالشی برام پیش میومد سعی میکردم اون موضوع رو حلش کنم فقط سرپوش روش نزارم که دوباره از یه جای دیگه سر در بیاره
میدونم که این روند همیشگیه
ولی اینکه تموم تمرکزم رو این باشه که به زیباییها بیشتر توجه کنم
هرجا میرم به نکات مثبت اونجا و افراد توجه کنم
اعراض کنم از هر نازیبایی
وارد بخث با هیچ کس نشم هرچند حق بامن باشه
از قضاوت و سرزنشو و نصیحت آدما بیشتر دست بردارم
بیشتر به خدا توکل کنم خودمو بیشتر بهش بسپارم
از سر راهش در عمل برم کنار و بزارم اون کار خودشو انجام بده
خلاصه سعی کنم بیشتر در لحظه باشم ذهن و روحم درهماهنگیه بیشتر باهم باشن ونهایتا اینکه از زندگیم لذذذذت ببرم
استاد درزمینه پرداخت بها
من برای اینکه این قوانینو بهتر یاد بگیرم و تو زندگیم عملیشون کنم مثل همه بچه ها خیلی کارها کردم
منیکه سریالهای تلویزیونی بخصوص ترکی رو حتما باید میدیدم رو گذاشتم کنار
شبکه های اجتماعی رو دارم ولی من اون موقعشم اهل اینکه هی تو اینجاها بچرخم نبودم
الانم برا داشتن هرکدومشون دلیلی دارم
دخترم کلاس ویولن میره و اطلاع رسانی برنامه هاش تو یه گروه تلگرامیه
اینستا هم برام شده محل تمرکز بر زیباییهای بیشتر!!
شاید تعحب کنید ولی من تموم کسانی که یا فالوورم بودن یا من بودم و دیدم نامناسبن رو پاک کردم
تمام مطالبی که قبلا پست گذاشته بودم و دیدم محتوای مفیدی ندارن رو پاک کردم
الان هیچ پست و استوری نمیزارم
ولی با فالو کردن یه سری پیج از ویلاهای زیبا
پرنده ها وخیوانات قشنگ
زیباییهای سوییس و عحایب زتدگی و کیفیت در ژاپن
و خیلی چیزای دیگه که فقط باور فراوانی و احساس لذت میده دارم تمرکزم رو میزارم بر زیباییها
و اینستا هم مثله دنیا عمل میکنه هربار پیج هایی در این زمینه ها رو برام بیشتر ساجسشن میکنه
ارتباطم با خیلیا رو کات کردم یه سریها که خودشون نیستن یه سری ها رو هم خودم کمتر زنگ زدم و یواش یواش اونام نیست شدن
استاد حتی به پدر ومادر وخواهرهامم کمتر زنگ میزنم
سعی میکنم تو مسایل و کارهاشون خودمو درگیر نکنم
کلا تنها شدم وعاشق این تنهاییم
همش سعی میکنم به زیباییهای اطرافم توجه کنم
سعی میکنم مقاومت هامو کمتر کنم وپذیرای شرایط مناسب موجود بشم در حالیکه من همیشه حرف حرف خودم بود
ازشنیدن غیبت و وارد این مباحث شدن خودمو دور میکنم
سبک شخصی برا خودم درست کردم و به مرزها وخط قرمزهام پایبندم
کلا کنترل ذهن رو سرلوحه خودم کردم و دارم سعی میکنم هر روز تو این زمینه بهتر بشم
چند وقت پیش به یه تضادی خوردم که استقلال مالی برام خیلی مهمتر شد
خب طبق گفته های شما باید از اونجایی که هستم شروع میکردم
دیدم پرونده که مدتیه ندارم و کلا کاری نیست که مدام ورودی داشته باشم
بعد هدایت طلبیدم خداوند گفت تو هنوز نماینده ی شرکت تراست هستی
باورم نمیشد اره من نماینده و مشاور فروش یه شرکت هستم که محصولات پوست و مو عالی داره
ولی خدایا من قاضی این کشورم حالا برم اینکارو کنم؟
ودیدم بله باید انجامش بدم
باید بر ترسهام و یه سری غرور هام غلبه کنم
و دوباره رفتم با اون خانم مربوطه تماس گرفتم
یه سری کتاب برام فرستاد خوندمشون
بعد رفتم یه ارایشگاه و کارو معرفی کردم
بعد یه کانال تو واتساپ زدم
بعد به همه کانتکت هام و مادرهایی که بچه هاشون تو کلاس شیرین هستن پیام دادم و لینک کانالمو دادم
تقریبا هر روز دارم یه محتوایی تو کانال میزارم
همه ی این کارها رو خداوند قدم به قدم به سمتشون هدایتم کرد
تمام این کارها برای منی که کمالگرا بودم و یه سری شغلها رو چیپ میدونستم
خیلی خیلی سخت بود
ولی انجامشون دادم
چون بهبود شخصیتم برام مهمتر بود
وانجام این کارها
یعنی شکستن خودم
غرورم یعنی رفتن بر دل ترسهام
همه میدونستن من پروانه داوری گرفتم والان کار خقوقی میکنم
حالا برام خیلی سخت بود بگم شدم مشاور پوست ومو
ولی به خودم میگفتم
اشکال نداره این کاری نیست که بخوای تا اخر عمر انجامش بدی ولی با انجامشون بزرگتر میشی
اون حبابهای ذهنیت از بین میرن
اون غرور کاذبی که فکر میکردی فقط یه سری کارا در شاءن تو هستن از بین میرن
وحتی به خودم گفتم سعیده این کار مورد علاقت نیست ولی سعی کن با لذت انجامشون بدی و بهترین خودت باشی تو انجامش
اینها بهایی بود که این چند روز پرداخت کردم
هنوز هیچ موفقیت مالی در کارم ایجاد نشده
ولی میدونم این مسیر و باید میرفتم و اینکه بعدش چی بشه رو نمیدونم
ولی خیلی احساس سبکی و بزرگتر شدن میکنم
خودمو دیگه تافته ی جدابافته از بقیه نمیبینم
شخصیتا برام خیلی بنفیت داشت وخداروشاکرم که اینهمه بهبود پیدا کردم
فقط خودمو سپردم به خداوند و هدایتهاش و احساس عجزم رو هر روز بهش اعلام میکنم
وهرچی بگه رو سعی میکنم انجام بدم
ومیدونم که وقتی دارم رو خودم کار میکنم و مدتهاست حالم عالیه تمام اتفاقات به نفع من رخ میدن و هرچی بشه حتی به ظاهر ناجالب در راستای اهداف منه .
همین جوری سایت رو باز کردم دیدم فایل جدید در زمان مناسب در مکان مناسب همیشه هدایت میشم به نشانه ها دقیقا اون چیزی بود که میخواستم بهم الهام شد بیام ببینم
توجه بر نکات مثبت:
خدایا شکرت بابت این هوای عالی و قشنگ و سرسبز پرادایس زیبا اون خونه قشنگ و اون دریاچه و اون پرنده های زیبایی که پرواز میکردن و این قطره های بارون بود به نظرم !
چه قدر استاد عالی شدین بهای هدف دادنتون بوده که باعشق تنمپا وقت گذاشتین روش
و خانوم شایسته که باعشق همیشه فیلم میگیرن و قرار میدین در سایت از همگی شما سپاس گزارم و از همگی دوستان که واقعا توی سایت زحمت میکشن از استاد عزیزم خانوم شایسته عزیز خانوم فرهادی آقای ابراهیم مدیر فنی و دوستان هم فرکانسی عزیزم !
روز عید قربان شروع داستان عشق و ایمان است
عید قربان بر همگی دوستان مبارک باشه💜
رد پا باشه که متعهد باشم!
امروز 1401/4/19
حاضری برای هدفت چه چیزی قربانی کنی؟؟؟
خدای من این نشانه ای بود که امروز هدایت شدم به سمتش خدا باهام حرف زد که اقا چرا تمرکزت نمیزاری روی همین کاری که انجام میدی روی همین رسالتت روی همین شغل مورد علاقت و اونجایی که استاد شما گفتین بها دادین بله این هم نتیجه اون بها دادن
بها دادن فقط پول دادن به یک دوره نیست بها دادن این نیست این فایل رو گوش کنم بعدش همون آش و همون کاسه همون زندگی نه باید عمل کنم مثل استاد میاد هدفش رو مینویسه رسالتش رو و میندازه دور گردنش که هرروز حسش کنه که اقا دنبال چیزی نرو این رسالت تو هست اینقدر ایمان داشتین که میرسین و گفته بودین گسترش توحید و یکتا پرستی این نشون دهنده چی هست؟یعنی تمرکز روی این کار فقط و بقیه رو بزاری کنار توی دانشگاه به جای اینکه کتاب دانشگاه بخونی اونجایی که گفتین دوستتون گفته بود امتحان داری امروز گفتی من میخوام این کتاب ها رو بخونم و عاشق باشی دیگه زمان نمیفهمی وقتی عاشق رسالتت باشی دیگه تمرکزت روی کارته بقیه کارها میزاری کنار حتی مثل قران ایات محکم و متشابه که بعضیا میرن سراغ متشابه بعضیا سراغ ایات محکم و استاد همیشه دنبال اصل بودین یعنی دنبال هدفت برو بقیه اصل نیست اگه تو دانشگاه بودی همون جا میموندی و هیچ رشد و پیشرفتی هم نبود!
مثل ابراهیم که رفت فرزندش که تو خواب بهش الهام شده بود قربانی کنه که به الهامتش عمل کرد اینقدر به خدا اعتماد داشت !!!!
و خیلی نشانه واضح بود برای من که اقا چرا سردرگمی برو سراغ عشق علاقت ؟؟؟
خدا دقیقا این نشانه رو داد توی فایل که علی ؟؟؟؟؟!!!!
آیا این کاری که داری انجام میدی چه بهای رو داری میدی؟
آیا برای همین کاری که انجام میدی هم با خودم هستم هم با بقیه که پیشرفت کنیم یکم فکر کنیم؟؟؟
آیا من توی این رسالتم شغلم همونی که عاشقشی چه کارهایی داری انجام میدی براش ؟؟؟
آیا تمرکزت روی شغل مورد علاقت هست؟؟
آیا حاضری بهاش رو بدی از قدم های کوچک شروع کنی آیا حاضری همین شغلی که داری بری مهارت کسب کنی کتاب بخونی دوره ببینی رشد کنی وقتت رو بزاری براش تا موفق باشی یا اینکه فقط بشینیم نگاه کنیم ؟
آیا حاضریم به قول استاد تمام کارها رو یاد بگیری توی همون شغلت یک مثال مثلا در رستوران
آیا حاضری بری اموزش تمام غذاها رو یاد بگیری خودت غذا بلد باشی زمانی که آشپز رستوران نبود به هر دلیلی آیا حاضری با عشق بری خودت غذا درست کنی یا بشینی مغازتو ببندی بگی آشپز نیست؟؟؟
منظور استاد همینه که یاد بگیر روی خودت خدا حساب کنی که اگه یه جایی کارت به مشکل خورد خودت انجام بدی مثلا در کار آنلاین بری اموزش ببینی مهارت کسب کنی ویدیو بسازی برای کارت برای بیزینست که رشد کنی
مثال رستورانی که زدم مثل باید یاد بگیری که حسابداری بلد باشی طرز برخورد طرز چیدمان یخچال طرز چگونگی کاهش هزینه ها بیهوده و کم کردن ساعت کاری اما بالا بردن کیفیت غذا
من مثالی بزنم از خودم من این حرفا ننوشتم که چند تا حرف خوشگل باشع یا نصیحت که منم بدم میاد از نصیحت من دقیقا امروز میشه ۳سال یا بیشتر من دریک رستوران بودم حسابدار خیلی دوست داشتم پیشرفت کنم در تمام جنبه ها اون رستوران همیشه به خودم میگفتم علی تو که اینجایی یه چیزی رو یاد بگیر باور کنید من رفتم توی آشپز خونه ببینم آن آشپز چه جوری غذا درست میکنه مثلا برنج ایرانی گوشت کباب تکه کردن رفتم یاد گرفتم جوری که اگه آشپز نبود من حسابداری رو ول میکردم تو روزی که مثلا آشپز نبود که غذا درست کنه یا غذا درست بود کسی نبود مثلا برنج ایرانی بزنه من یاد گرفتم رفتم زدم صاحب کارم خیلی مسخره اما اومد دید خیلی لذت برد از کارم من برای جلب توجه بقیه اون کارو انجام نمیدادم فقط به نفع خودم بود و اینکه رفتم تو بحث کارهای دیگه خیلی پیشرفت کردم یعنی مشتری ها خیلی بهم افتخار میکردن یک آدم پشت صندوق بره بیاد کمک کنه فقط برای یک هدف!! بلد باشم غرور ریختم بیرون با عشق اونجا کار میکردم حتی با مشتری ها چه قدر صحبت کردم از موفقیت هاشون با صاحب کار کلا دنبال پیشرفت بودم و الان توی یک حوزه دیگه هستم از وقتی که خودمو شناختم رسالتم رو پیدا کردم و منظور استاد همینه باید برای رسیدن به هدف باید بهاشو پرداخت
به نظر من مهم ترین بها !!!
وقت گذاشتن تمرکز و بابت پولی که میدی برای هدف برای دوره ها ارزش قاعل باشی باعشق شروع کنی.
و امروز نشانه ای بود برای من!!!
و برای رسیدن به هدف چه بهایی بدم!
خدارو شکر آدم های منفی رو ۳سال پیش وقتی با قانون آشنا شدم گذاشتم کنار تلویزیون که دیگه هرگز نگاه نمیکنم !!
در ۲۴ساعت ۵ساعت میخوابم
من باید توی این چند ساعت باید تمرکز کنم فقط توی شغل مورد علاقم از یه جایی شروع کنم از پست گذاشتن قدم های کوچک ناامید نشم نتیجه کم کم مثل کاشت گیاه🌱👉🏻 میاد
استاد چند روز پیشرفتم دفتر ۳سال پیشم دیدم گفتم خدایا سه سال گذشت ؟؟؟؟؟
ولی من هرگز حسرت نخوردم تمام وقتتم گذاشتم روی اموزش دیدن خدارو شکر توی کسب کارم مهارت لازم کسب کردم فقط باید بیشتر تمرکز بزارم
واقعا وقتی عاشق کارت رسالت الهی خودت باشی رسالتی که خدا بهت نمیگه چه رسالتی خودت کشف میکنی از درون حسش نمیکنی انگاری وقتی میری سمتش خدا بهت میگه این توانایی هارو داری اما تو خیلی توی این یکی پیشرفت میکنی روش بیشتر کار کن
رسالت مثل همون دفتر نقاشی میمونه که معلم ها میدان زمان تصیح نمرات میبینی چه قدر نقاشی فوق العاده یکی درخت یکی ماشین یکی دریا میکشه اما درنهایت رسالت همه زیبا همه توانای دارن بها دادن همون تمرکز همون نقاشی هایی که میکشیدم در دوران مدرسه یادمه تنها جایی که ما تمرکز داشتیم موقع نقاشی کشیدن بودن بود همه تمرکز میذاشتن روی نقاشی زیبای خودشون روی کار خودشون یادمه سرم بالا میکردم همه غرق بودن در اون چیزی که میخواستن بکشن خیلی تمرکز بود روی کارهاشون هرکسی برای خودش یه چیزی میکشید براش مهم نبود نمره رقابت فقط مهم اون چیزی بود که میخواست بکشه باعشق انجام میداد
امیدوارم همه دوستان در این سایت بتونیم رشد پیشرفت کنیم از یع جایی که بهمون الهام میشه شروع کنیم قدم های بعدی گفته میشع
من اولین کاری میکنم همین الان برم یه کار کوچک برای کسب و کارم کنم بعد از همین نوشتن کامنت میرم
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست!!!
دوستتون دارم همگی
راستی یه چیز بگم من وقتی اومدم کامنت بنویسم خدا شاهده نمیدونستم اینقدر طول بکشه و این حرفا گفته بشه
دقیقا وقتی کاری رو شروع میکنی اون آگاهی ها میاد خودش از طرف خدا
دقیقا مثل یک ماشین میمونه که در تاریکی شب میخوای بری جایی اما چراغ های ماشین تا چند متر روشن میکنه اما قدم به قدم میری و بهت گفته میشه از کجا بری از کدوم مسیر فقط باید ادامه بدی
سلام به استاد خوبم و خانم شایسته عزیز و همه ی دوستان عزیزم
بعد از مدت ها دارم کامنت میزارم تو سایت
و در مورد این قربانی کردن در مورد رسیدن به هدف
یه مثال عینی تو زندگی خودم دارم که میخوام بگم هم برای خودم یادآوری بشه هم یه نکته اموزنده باشه برای دوستانم
من حدود ۱۰ سال پیش گواهینامه رانندگی مو گرفتم و همون بار اولم تو هر دو آزمون قبول شدم ولی به خاطر ترس و نگران بودن در مورد حرف دیگران و همینطور کمالگرایی که من باید از همون اول درست انجامش بدم در صورتی که کاملا غلط هست و این نکته رو تو جلسه ۱ دوره عزت نفس استاد گفتند و چقدر هم کاربردی و اموزنده بود برای من که هیچ کس از روز اول کاری رو درست انجام نمیداده
و به خاطر این دلایل من ۵،۶ سال رانندگی نمیکردم و هی جسته گریخته انجامش میدادم چند بار میرفتم تمرین باز یه مدت انجام نمیدادم و رسید تا اواخر سال ۹۸ و اوایل ۹۹ که تصمیمم رو گرفتم و با خودم گفتم من میخوام انجامش بدم و به خودم گفتم دیگه برام مهم نیست دیگران از خانواده م تا بقیه چی میگن و حتی اگر مسخره کنن برام مهم نیست
و برای غلبه به ترسمم این ایه قران و همیشه با خودم میگفتم و هو معکم این ما کنتم یعنی خدا میگه هر جایی باشید هر لحظه و ثانیه و هر کجا من با شما هستم و این خیلی بهم انرژی و ایمان میداد و حرکت میکردم و از مسیر های کم و کوتاه شروع کردم و هی بهتر شدم و تکاملم و طی کردم و بلاخره کاملا راه افتادم و برام راحت شد البته بعد از یه مدت و تا جایی رسید که موقعیت هایی جور شد و خودم مثلا تنهایی مسیرهای طولانی رو رفتم و ترسم بیشتر ریخت و مسافرت تنهایی رفتم و هی تجربه م بیشتر شدم و ترسم کمتر … این مثال و زدم تا هم به خودم یادآوری بشه که من برای رسیدن به این هدفم دو تا مورد و قربانی کردم که تونستم بعد ۶ سال بهش غلبه کنم و انجامش بدم ۱. اهمیت ندادن به حرف دیگران ۲. غلبه به ترس با ایمان به حضور خدا و هدایت و حمایت و کمکش تو هر لحظه و همه جا
و برای رسیدن به هدف های دیگه هم باید قربانی کنی تا بهشون برسی و از خدای خودم کمک میخوام تا بتونم انجامشون بدم .
وقتی این فایل رو برای بار چندم گوش میدادم ، متوجه موضوعی شدم ، که وقتی برای بار اول گوش دادم متوجه نبودم ، در قسمتی از فایل استاد گفتن که در واقع حضرت ابراهیم رفت که قربانی کنه و خدا براش گوسفندی رو فرستاد ، این جمله برای من جای تفکر داشت ، و بعد تجربه اش کردم . موضوع این هست که ، در اهداف کوچک تر و قدم های کوچکی که برای اهداف بزرگمون برمیداریم ، زمانی که خداوند ایمان ما برای رسیدن به هدف رو میبینه ، راه رو برامون هموار میکنه ، گاهی اوقات ما میریم با اطمینان بها رو پرداخت کنیم و از نظرمون کار سختی بیاد اما زمانی که انجام میدیم خداوند گوسفند جایگزین رو میفرسته و متوجه میشیم عه ، پس اون جوری که من فکر میکردم هم نبوده ، دلیل خیلی از تنبلی های آدم ها به نظرم همینه ، اگر ما حرکت کنیم راه برامون باز میشه ولی تا زمانی که فکر کنیم ، عمرا شروع به حرکت نمیکنیم ، اگر حضرت ابراهیم ، بی چون و چرا و منطق فرمان خدا رو اجرا نمیکرد، هرگز خلیل الله نمیشد، اگر من بخوام از این قضیه درس بگیرم ، اینطور میگم که اکثر اوقات ، ما میریم که برای هدفمون بها رو پرداخت کنیم (قربانی کردن اسماعیل) زمانی که با اطمینان تصمیم میگیریم که قربانی کنیم ، وقتی ایمان ما دیده میشه خداوند مسیر رو برامون هموار میکنه ( گوسفند رو جایگزین میکنه) و من فکر میکنم در اکثر قضایا ، موضوع همین باشه .
چون خودم کار هایی که فکر میکردم سخته رو شروع نمیکردم ولی زمانی که تصمیم گرفتم و انتخاب کردم ، شروع کردم، مسیر هموار شد ، انگار که ۲۴ ساعت شبانه روزِ من دو برابر شد ، وقت بیشتر ، انرژی بیشتر در حالی که تا چند وقت پیش انرژی انجام دادن کار های روزانه و معمولی هم نداشتم ، نمیدونم با دیدن فایل های دانلودی به صورت روزانه و کوتاه کوتاه چه انرژی رو در من فعال کرد ، در هر صورت خدارو شاکرم که به این مسیر هدایت شدم .
سلام به روی ماه استادجان خوش قلب و مریم جان عزیزمممم و تک تک اعضای دوست داشتنی خانواده عباس منش.امروز که این کامنتو مینویسم عیدغدیره و تبریک میگم(خودمم سیدم)راستش چند روزی بود که حس میکردم از مدار اصلی و درست فاصله گرفتم از حس کلافگی و بدی که داشتم فهمیدم.امروز یه حسی بهم گفت برگرد به حالت قبلت اون حس خوبی که هرروز با فانتزیات و رویای دلت روزاتو میگذروندی! سه روز پیشم که تولدم بود خیلی روبراه نبودم اونم قطعا از ورودیای نامناسب و کنترل نکردن ذهنم بود.با اینکه خداروشکر نتایج عالی داشتم و نعمتای فراوونی وارد زندگیم شده بود(من نقاشی میکنم و هدف اصلیم هستش حتی اون چیزی که هنرمندای دیگه میخوان و نمیخوام قلبم همیشه فراتراز هرچیزیو میخواد چیزی که ارزش روحم رو بهم یاداور کنه) ولی خب ذهنه دیگه ولش میکنی پرتت میکنه به تاریک ترین نقطه مغزت. خلاااصه امروز گفتم خدایا عیدی میخوام ازت.نشستم پای گوشیم و اینستاگرام دوستانی که تبریک گفته بودن و جواب دادم یهو گفتم بذار پیج استادم ببینم امروز خبری هست یا نه.چشمم افتاد به این پست(همین فایل) گفتم به به از تیترش معلومه ازاون فایلای نابه.کوش که کردم اصلا خورااااک خودم بود و دوباره تلنگری بود که لازم داشتم تا تو مسیری که انتخاب کردم قدمامو محکم تر بردارم بها بپردازم و ایمانمو قوی تر کنم و باورای محدودکننده رو ازبین ببرم.سعی کنم از الگوهای فوق العاده بهره ببرم و از نقطه امنم بیام بیرون و قربانی کنم تمام چیزیایی رو که پروازمو کند کردن. خدایا شکرت شکرت که همه جوره هوامو داری و با دستای فوق العادت مثل استاد هدایتم میکنی…..اینم از عیدی من….ممنون که بهم یاداوری کردین کجا وایسادم.اگاهی کسب کردم و حسم فوق العاده شد.امیدوارم هممون روند تکامل رو به درستی و بدون عجله طی کنیم. دوستون دارم خاص ترین خانواده دنیا
سلام خدمت خانم موسوی عزیزاتفاقامنم امروزحالم خوب نبودوازندارخارج شدم گفتم خدایاکمکم کن باینکه این فایلوچندبارگوش کردم ولی امروزتصمیم گرفتم کامنت های دوستان بخونم که اولین کامنت که رسیدم بهش این مطلب زیبای شمابود وبهم یادآوری کردی که باید ورودی هامو کنترل کنم
سپاسگزارم انشالله همیشه درحال پیشرفت باشیم
سلام ودرود دوست عزیز.سپاسگزارم…خوشحالم بابت نظرتون.
خداروشکر هدایت شدیم به سایت استاد عباس منش و میتونیم هرروز روی خودمون کار کنیم و لحظه به لحظه از زندگی لذت ببریم منم گاهی بیشتر تله ها و ترمزای ذهنمو بین کامنتای دوستان متوجه میشم.فضای سایت بینهایت لذت بخشه
به امید الله هممون با عمل کردن به قوانین به سعادت و خوشبختی میرسیم
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایا شکرت
قربانی کردن_پرداختن بهاء
هیچوقت فراموش نمیکنم اون اوایل که با قانون اشنا شده بودم کم و بیش ارام ارام فایل گوش میکردم ان چنان درکی صحبت های استاد نداشتم اما ادامه دادم تا اینکه اولین قربانی را برای هدایت به مسیر برای رشد خودم همان جا دادم وقتی بیشتر از قوانین فهمیدم وقتی تغییر را در خودم احساس کردم.
من یک رفیق داشتم از بچگی ما باهم بزرگ شدیم خراب کاری هامون بیرون رفتن هامون و خلاصه از 24 ساعت ما 25 ساعت باهم بودیم پسر با معرفت خیلی خوبی هم بود اما وقتی من تغییر کردم دیدم عقاید ایشون و افکار ایشون در هر زمینهای با من 180 درجه تفاوت داره فهمیدم ادامه این مسیر با ایشون غیرممکن اما تنها شدن هم به اندازه خودش برام سخت و رنج آور بود راه های دیگری را رفتم اما بیراهه
با اشتیاق پذیرفتم با اشتیاق قربانی دادم بهاء دادم مدتی تنها شدم اما الان که به نتایج نگاه میکنم مسیرم را چکابم میکنم ارزشش را داشته
بچهها خیلی مهمه که ما بپذیریم و با اشتیاق از سمت خودمون بهاء هدفمون رو بپردازیم.هیچ راهی هم نیست. فرمول اینه مسیر اینه و به قول استاد ولاغیر
هدفت رو هم که عوض کنی فرمول رسیدن به هدفت که تغییر نمیکنه وقتی میگیم قوانین تغییر ناپذیر راجب اینا صحبت میکنیم
اینجوری به هدفمون ارزش میدیم به خودمون ارزش میدیم یا باید هدفمون رو قربانی کنیم یا یک قربانی برای هدفمون بدیم
وقتی ما سمت خودمون رو قشنگ و با اشتیاق انجام بدیم و بپذیریم و به خودمون یاداوری کنیم چه هدفی داشتیم شک نکنید خداوند به شگفت انگیز ترین راه ها هدایتتون میکنه وقتی خداوند اشتیاق شمارو ببینه قربانی رو از شما میپذیره
و به شما کمک میکنه من انقدر راحت از این رفیقم جدا شدم که هنوز باورم نمیشه فقط دوبار جواب تماسش رو ندادم
خداوند وقتی ببینه شما از چیز های ارزشمندتون دل میکنین هداتتون میکنه
تا از کهنههات دل نکنی جدیدا به سراغت نمیان
وقتیه ما “انفاق” میکنیم خب انفاق یعنی رها کردن . دل کندن
خداوند چرا انقدر راجب انفاق میگه ما باید دل بکنیم باید رها کنیم باید سبک کنیم خودمون رو
باید یاد بگیریم داره به ما یاد میده چطوری دل بکنیم
که ما بعدها بتونیم از این دنیا دل بکنیم از ثروت هامون دل بکنیم از عزیزانمون دل بکنیم و به سوی خودش بازگردیم
بچهها برای اهدافمون بیشترین ارزش هارو قائل باشیم برای خودمون بالاترین ارزشرو قائل باشیم اگر قرار بود چیزی قربانی بکنیم برای رسیدن به هدفمون اگر قرار باشه بهائی بپردازیم تا به هدفمون برسیم با اغوش باز اینکارو انجام بدیم
بدون شک هم هر هدفی بهائی داره که باید پرداخته بشه ازمون الهی اینطور نیست که برگه بزارن جلوت و سوال جواب بدی خداوند به اندازه هدفت از تو بهاء میخواد قربانی میخواد
اما لحظهای شک نکنیم لحظهای تردید نباشه تو دلمون
چون پاداش های خداوند خیللی بزرگه
یه چیزی جایگزین قربانیت میکنه که تورو به حیرت میبره یجوری جذاب هدایتت میکنه که جز سپاسگذاری کلامی بر لبت نمیاد جز اشک شوق چیزی نخواهی دید
همیشه به خداوند اعتماد کنیم و با اشتیاق بهاء اهدفمون بپردازیم
خدایا ما نمیدانیم تو مارا هدایت کن
خدیا شکرت
سلام استاد عزیز
چقدر این فایل و صبحت هاتون تو این لحظات برای من به جا بود، انگار برای من گفته شده بود، من و همسرم دو سه سالی هست که یه بیزینس در زمینه فروش زعفران شروع کردیم و حدود یکساله یه پیج اینستاگرامی زدیم و اوایل خیلی کم فایل میزاشتم و محتوا تولید میکردم چون اعتماد به نفسم کم بود ترس از قضاوت داشتم لهجه داشتم و دارم و اینکه ایده آل گرا بودم و همین باعث شده بود قفل بشم. از ابتدای سال گذشته فایل های شما رو به صورت مستمر گوش میدادم بعدا دوره عشق و مودت رو خریدم و خیلی خیلی خیلی روی من تاثیر داشت و همون بهم کمک کرد رابطه ام خیلی بهتر بشه هم با همسرم هم با آدمای دیگه حتی باعث شد اعتماد به نفس اینو پیدا کنم که از کارم بیام بیرون و تمام تمرکز رو بزارم روی کار زعفرانم ، در حالی که هفت سال تجربه داشتم کارشناس بودم مدیر پروژه بودم اما حرفای شما که گفتین باید تمرکز کنی روی اون کاری که میخوای نتیجه بگیری گفتم تمام تمرکزم بایددددد بشه اینکار، استاد از بهمن ماه که فروش اینستاگرامیمون رو شروع کردیم هر ماه از ماه قبل فروشمون یکمی بهتر شده و همش به خاطر آموزه های شما بوده
در مورد اینکه چه چیزی رو باید قربانی کنم؟ من یه آن دیدم من هفته ای یک بار یا دو هفته یه بار یه پست میزارم و انتظار دارم نتیجه ام خیلی عالی بشه🤦
باید ترسهام رو کنار بزارم بیشتر جلوی دوربین بیام
بیشتر خودم باشم
باید وقت بیشتری بزارم و روزی یه محتوا درست کنم
نترسم از قضاوت بقیه از اینکه پرفکت نیستم
ممنون که راه رو بهمون نشون میدین استاد
خداروشکر که با شما آشنا شدم🙌🙌
انشالله که بتونم آموزه هاتونو به کار ببندم♥️
سلام و عرض ادب
خدمت استاد گرانقدر آگاه ودوستان آگاه من
که این کامنت را مطالعه میکنند.
بسیار زیباست پرداختن بها البته اگر چشمان زیبا بین به تعبیر استاد داشته باشیم .
من از منطقه ای کوچک ولی زیبا برای شما مینویسم ،زمانی که خودم را شناختم و رسالت برای ابلاغ برای خود برگزیدم میدانستم که باید بها بپردازم چون منطقه ما کوچک است سریع ویدئو ها وایرال شد .
من با واکنش از طرف خانواده مواجعه شدم ،در حدی که پدر بنده شروع کرد به شکایت که: آقا دارن میگن پسر فلانی دیوانه شده و… دوست آشنا با طعنه ها شروع به تخریب کردن .اما من میدانستم که اینها نشانه خوبی است که من در مسیر هستم و پرداخت کردم بهای آنرا، البته کمی هم باورهای اشتباه من باعث این موضوع شد(توهین و تخریب دیگران ) و زمانی که من خودم را رها کردم و تمرکزکردم روی کار خودم دیدم که همه چیز تغییر کرد آن مسخره کردن ها تبدیل به تشویق شد و آن طعنه زدن ها تبدیل به سوال ها در همین زمینه شد . من توانستم اولین سخنرانی انگیزشی منطقه خودم را برگزار کنم (شکر)
و امروز هم هر لحظه بها پرداخت میکنم و لذت میبرم از این پرداخت .
آن لحظه که در ماشین میتوانم اهنگ گوش کنم ،آموزش ها (اکثرا استاد ) گوش میکنم
آن لحظه که میتوانم با دوستان بیرون رفته کباب بزنم آموزش میدهم
و آن لحظه که میتوانم بخوابم مطالعه میکنم
و خودم رو غرق در آموزش دیدن وآموزش دادن کرده ام و لذت میبرم .
در آخر خواستم بگوییم به یاد شیرینی رسیدن به هدف میتوان از مسیر لذت برد و پراخت بها ها شادمان شد و لحظه را در آگاهی کامل زندگی کرد .
تشکر از مرد عاشق استاد عباسمنش عزیز
و شما سروران که به درستی هدایت شده ترین انسانها هستید
🙏
بهنام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیزم و تمام دوستان خوبم در سایت
واقعا این فایل رو هزاران هزار باااااار ببینی کمه !!!!
این سوال منم بود که چرا به فلان هدفم نمیرسم
یا چرا اتفاق نمیافته
فهمیدم من همیشه چندتا هدف رو باهمدیگه دارم
و عملا نمیتونم رو هیچ کدوم تمرکز بزارم
به خاطر عجله ام هم میخواستم مسائل مالیم درست بشه هم سلامتیم هم یکسری هدف بزرگ دیگه
ولی نه
وقتی تمرکز نیست ، رسیدنی در کار نیست !!!!!!
ایده و الهامی در کار نیست
مثل اینکه بریم بوتیکی و بخوای تمام خریدای داروخانه و فروشگاه و بهداشتتم انجام بدی
تو تقضای اشتباهی داری اصلا
ذهنتو هزار جا میزاری و بعد یه چیز رو میخوای؟
اخه چطور ؟؟؟
حالا از این حرفا گذشته من میخوام راجب هدفم حرف بزنم
من بالاخره هدایت شدم و تصمیم گرفتم فعلا از قانون واسه رسیدن به یک هدف خاص استفاده کنم
هدفی که رسیدن بهش کمک میکنه به هدف های بعدیم راحت تر برسم و افکت خییییییلی خفنی رو زندگیم داره
من متوجه شدم که بزرگترین نشتی انرژی من سلامتیم هست
یعنی انننننقدر مسائل سلامتیم منو از زندگیم انداخته که نمیدونم چی بگم….
و خب من پولی نداشتم واسه خرید دوره سلامتی و واسه همین خیلی کمال گرایانه میگفتم من الان که 9 تومن ندارم هروقت تو کارتم 15 تومن بدد 9 تومنش رو میدم واسه دوره
و جالبه من همش این رو هدف گزاری میکردم که دوره قانون سلامتی رو توش شرکت کنم اما رها میکردم و کمال گرایی نمیذاشت ادامه بدم
تا اینکه من خیلی نشونه های قوی ای دریافت کردم واسه تغییر مسیرم
در اصل میخواستم برم سراغ یه هدف دیگه اما دیدم مهم ترین هدفم اینه!!!!!
اقا هیچی دیگه تممممممام زندگیم رو مترکز کردم رو این نقطه
حالا الان میخوام راجب اینکه من تا به حال چه قربانی هایی دادم واسه این هدفم تو این یک ماه توضیح بدم
و کنارش قربانی هایی که باید بدم و نمیدم رو هم بگم !!!!
من واسه هدف سلامتیم چه قربانی هایی دادم؟؟
1.همه چیز رو تعطیل کردم و از تمرین دوره کشف قوانین و فایل های سایت واسه رسیدن به هدفم و حذف ترمز هام استفاده میکنم
2.یه دفتر 200برگ خریدم و توش هر روز یک عالمه تمرین مینویسم
3.شیرینی جات و قند مصنوعی رو کلا حذف کردم حتی کیک تولدم رو هم نخوردم
4.کمتر تو جمع هستم و جایی نمیرم تا تمرکزم پیوسته باشه
5.تمام فایل های معرفی دوره رو تو دفترم نکته برداری کردم تا اگاه تر بشم نسبت به دوره و تو فرکانس خریدنش قرار بگیرم
6.هر روز تمرینسناریو نویسی انجام میدم و روزی دو بار به صورت مدیتیشن اون سناریو رو مرور میکنم
7.یکسری کارهایی که باعث میشد به جسممبیشتر آسیب بزنم رو انجام نمیدم
8.من دوتا از دوستانم تعهد کتبی دادم که 6 ماه دیگه منو نمیشناسن انقدر تغییر کردم
9.واسه ی دوران لاغریم لباس خریدم
یعنی یکییش که هدایتی شد از یه تاپی خوشم اومد که تنگم بود ولی خریدمش دومیشم که مامانم میخواست واسه روز دختر واسم لباس بخره منم یه شومیز خییییییلی خوشگل که اصلا سایز من نیست خریدم با اینکه کلی لباس قشنگ اندازه الانم داشت ولی با عشق اون رو خریدم
و بعدشم خواهرم یه شلوار داشت که من عاشقش بودم و اون دوست نداشتش زیاد دادش به من و من امروز یه چوب رختی تو کمدم واسشون درست کردم و گریم میگیره از خوشحالی وقتی نگاهشون میکنم
درست مثل پدر مادری که واسه بچشون که هنوز به دنیا نیومده لباس میخرن و ذوق میکنن براش و با عشق نگاهش میکنن دقیقاااا همونطوری شدم دلم میخواد باز برم لباس بخرم سایز 34 و 42 و اینا…. :)
سایز هایی که به عمرم ندیدم تن خودم…
10. پیاده روی های طولانی ایم رو جدی گرفتم و مداوم انجام میدم
با اینکه عاشق پیاده روی ام اما یک امر ضروری نبوده هیچوقت واسم برای همین الان تبدیل به یک روتین دارم میکنمش که تو دوره راحت باشم
11. تمامممم پولی که از درامدم داشتم تا عیدیم و همه چی گذاشتم تو باکس پس انداز بلوکارتم واسه قانون سلامتی
یعنی هرچی پول داشتم و دارم و اون پول هایی که قراره دستم بیاد رو میزارم واسه اینکار و دوره رو میخرم حتی اگه صفر صفر بشم !!!! با عششششششششششششق این بها رو میدم
و در نهایت
عین همون جایی که استاد زد به سینه اش و گفت با عشق اینکارو کردم منم الان میزنم به سینه ام و میگم با عشق تمام اینکار هارو کردم
نتیجه:
من هنوز دوره سلامتی رو نگرفتم اما
1. احساسم انقدر خوبه انقدر خوبه انقدر خوبه که واقعا انگار 10 باره به خواستم رسیدم مخصوصا وقتی دقیق به تمرین سناریو نویسی که خداوند به من الهام کرد عمل میکنم !
2.دیگه به مسائل سلامتیم نگاه قربانی بودن ندارم و قدرت میگیرم اتفاقا و میگم اینا عالیه واسه اهرم رنجو لذت و حفظ تعهدم
3.هر روز با انگیزه و عشق از خواب بیدار میشم
4.احساس خوبی دارم نسبت به خودم وقتی شکر نمیخورم
5.اعتماد به رب و توحید هر روز داره تو وجودم تقویت میشه چون من تو مسیری پا گذاشتم که اصلا هیچ ایده ای ندارم منی که انننننقدر عاشق غذام چطور میخام تغییر کنم یا پولش چطور میخواد جور بشه تماممن همهچیز رو سپردم به خدا همه چیزو
6.من بوی رسیدن به خواسته ام رو هر روز احساس میکنم و امیدوارانه ترین حالت ممکن رو دارم و ایمان دارم این حل این مسئله شروع خفن ترین دست آورد های زندگیمه
7. واسه نتایح استاد و خانم شایسته و بچه ها از دوره قانون سلامتی هر رووووز ذوق میکنم و خوشحال میشم خداروشکر میکنم
خدایا شکرت
قربانی که باید بدم واسه هدفم و نمیدم :
1. خب امروز که داشتم کند و کاش میکردم
از اونجایی که خیلی فکر کردم ترمز من چیه واسه دوره
چون من خیلی فکر کردم برم فلان کارو کنم پولش جور بشه و اینا و یهو بهم الهام شد تو اگه تو فرکانس چیزی باشی اصلا لازم نیست انقدر سختی بکشی واسه رسیدن بهش و اگه کار دیگه این بکنی واسه این دوره تو در اصل مثل همون فردی هستی که از کشور خودش فرار میکنه اما این جا به جایی فیزیکی هیچ کمکی بهش نمیکنه
فکر نکن اگه دوره باشه و تو ترمز داشته باشی میتونی ادامه بدی!!!!!
هی گشتم و گشتم
اول که قبل اینا متوجه ترمز حرف مردم شدم که اگه لاغر بشم فلان چیزو راجبم بگن چی و اینا که گفتن گوربابای بقیه همونطور که الان واسم مهم نیست راجب چاقیم چی میگن به جهنم هرچی میخوان راجب سلامتیم بگن هرکیم تایید کنه دمش گرم عشق وجودیش رو نشون میده
و خب این باعث شد تمام اون قربانی هایی که گفتم رو بدم
اما من متوجه شدم بعد کلی فکر که من قبلا هم رژیم گرفتم کلی
گشنگی ام کشیدم حتی
چرا انققققدر راجب تغذیه دوره مقاومت دارم !!!!!
جالبه من متوجه شدم تو تمام رژیم هام تنهای چیزی که حذف نمیکردم هیچ وقت نون و برنج بود !
و من متوجه شدم با اینکه تو فایل نحوه عمل کرد مغز استاد گفت که نون و برنج چه تاثیر وحشتناکی رو ما داره اما من باز تعصب دارم!!!!!!!
و متوجه شدم 1 روزم تو زندگیم نبوده من نون و برنج نخورم !!!!!
منهرچیو میتونم نخورم هرچچچچچی جز این دوتا !!!
و خب از امروز شروع کردم به منطق نوشتن واسه ما گذاشتن رو مقاومتم و مثال تاثیر کوکائین رو از جهات مختلف زدم اما خب
با همه اینا میدونم اون بهایی که الان حاضر نیستم بدم
حذف کردن نون و برنج و تغییر روند تغذیه امه
و همین باعث شد من تا الان دوره رو شرکت نکنم توش و انننننقدر مقاومت داشته باشم
حالا از امروز نوبت اینکه تو دل این ترس برم و این قربانی رو بدم
عااااااااااااشق این فایل ام
حاضرم 10.000.000 بار ببینمش
شکرت خدایا
بریم برای پرداخت بهای بیشتر :)
سلام نیلوفر قشنگم دوسته الهی ارزشمندم
حض کردم از کامنتت
چقدر زیبا داری برای رشد و بهبود خودت کار میکنی منم کلی ازت یاد گرفتم برای اقدامات عملی در راستای هدفام
برات بهترین ها رو از پروردگار عالم خواستارم
چون تو دوره سلامتی هستم و حدود 1.5 ساله دارم ادامه میدم و خوشحالترینم از بودنم درین مسیر میخواستم این نوید رو بهت بدم که انقدر راااحت این دو تا شیطون یعنی برنج و نون میلش از ذهنت پاک میشه که میشه برات راحت ترین کار دنیا
نه که ببینی مقاومت کنی نخوری نههه
میبینی اما میلش نیست.حتی وقتی بدنت به اون سطح انرژی و طراوت میرسه اگه یبارم امتحانش کنی اصلا اون حالتای بعدش انقدر برات آزار دهنده میشه چون که حال پرفکت بدنتو تجربه کردی عمرا سمتش بری.
من برای تست یبار نون خوردم به معنای واقعی اذیت شدم و شدم عین بالن.
انقدر راحت و آسون نتایج برات رقم میخوره که لذت میبری.
من عشق کردم از خریدات.عشق کردم از ذوقت و از مثالت که انگار برای بچت هنوز نیومده لباس بخری و ذوقش رو بزنی
من مطمینم زووودتر از اونی که دو دو تا چهارتا کنی با این فرمونی که داری میری وارد دوره سلامتی میشی و لذتش رو میبری
نوووش جون و روح و جسمت چون تو واقعا لایقشی اینجوری که داری زیبا اقدام و عمل میکنی
در پناه خدا باشی عزیز دلم.
سلاااام نگین جاااان
همون روزی که پاسخت رو خوندم
یکی از کدهایی که واسه اون روز نوشته بودم تیک خورد
منتظر یه فرصت مناسب بودم تا جواب کامنت قشنگت رو بدم
من نوشته بودم خدایا امروز هدایت هایی رو به سمت ام بفرستکه مقاومت و ترس من از شرکت تو این دوره کم بشه
و تو از طرف خدا مامور شدی که این کامنت رو بنویسی و ازت سپاسسسسس گزارم عزیزم
که از تجربه ات گفتی
از احساس قشنگت گفتی
واقعا من انققققدر نسبت به تغییر تغذیه ام مقاومت داشتم که دوسال طول کشید من اقدام کنم واسه خرید دوره حتی
حتی با اینکه بارها و بارها نشونه اومد برام که شرکت کنم تو دوره
حتی با اینکه خانوم شایسته قشنگم خودش تو ایمیل هامون به من گفت چقدر این دوره مناسب منه
واقعا این مقاومت انقدر شدید بود که
همش نسبت به این خواسته احساس ام ترس و شک و نگرانی بود اما من تو این یک ماه فقط کلی تمرین کردم که احساس ام به امید و شور و شوق تغییر کنه
و انصافا خدام از در و دیوار واسم کمک فرستاد
حتی بابام گفته بود من میخوام پول بزارم با هم دوره رو بخریم
بعدش دیدم من همش منتظرم بابام اون پولی که قول داده بود رو بده
یا خواهرم یه مقدار پول گذاشته بود که انگار هنوز دلش راضی نبود و شک داشت بیاد تو دوره یا نه
منم دیدم هیچکس اندازه من تعهد نداره
پول خواهرم رو پسش دادم
و گفتم نصفش رو خودم گذاشتم کنارکار خدا بوده
باقیشم با خود خدا
و جالبه از زمانی که انرژی ایم رو متمرکز کردم رو خودم و اعتماد به خدا
از در و دیوار داره پول و شاگرد میاد و به زودی زود دوره رو میخرم
و جالب تر از اون اینکه من اصلا عجله ندارم و فقط دارم لذت میبرم
و این قربانی بعدی بود که تمام پولش رو خودم بدم وکاری به دیگران نداشته باشم
چون باررررها مامانم گفت هرچقدر باشه من میدم
اماحتی فکرمنکردم به کمکش
و این توهین رو به رابطه ام با خدا نکردم
خوشحال ام شما سلامت هستی
خوشحالم به زندگی به این شیوه متعهد بودی و داری پاداش هارو هر روز دریافت میکنی
خدارو صد هزار مرتبه شکر
خواهی که تو را کعبه کند استقبال
مایی و منی را به منا قربان کن
مولوی
سلام به استاد بزرگوارم و مریم بانوی نازنینم
و همه دوستانم در ادامه اینمسیر لبریزاز عشق و
هر لحظه زیبا زندگی کردن در پرتو نور هدایت بخش الهی
خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم که می توانم در این مکان مقدس و این مسیرِ لبریزاز آگاهی ،تمام سعی ام این باشد که آگاهانه، لحظه لحظه های ناب زندگیم را که پروردگارم ارزانی داشته با نور هدایتش متبرک گردانم و آنچه که نیاز هست را در
راه صراط المستقیم اش ، قربانی کنم که
هیچ چیز بالاتر از این نیست که در تمام زمینه ها نیّت پاک داشته باشی و زندگی کنی و
پاک و توحیدی از دنیا بروی .
حدود یکساعتی که به لطف خداوند برق رفت و مصطفی از قهوه خانه اومدم پیشم و باهم میوه های زیبا و خوشرنگِ فصلی و فراوان و پرخیروبرکت خداوند رو نوش جان می کردیم و این فایل بی نظیر رو با عشق می شنیدیم ،گفتم واقعا در اینکه برق هم نیست و ما حالمان احسن الحال است و حتی بابت این مورد هم خداروشکر می کنیم که برق هم نیاز به استراحت و آرامش دارد مثلا یکساعت کولر خاموش باشد و راحت بخوابد،
که شاید اگر کسی چنین دیالوگی را حتی بفهمد هم بگوید این ها دیوانه هستند و در خیلی از موارد دیگر که این روزها کاملا دارم تجربش می کنم .
بله ما دیوانه و مست و شیدای خدایِ این مسیری شدیم که به زیبایی هدایت مان کرد و همه جوره باید قدر وارزش والا و معنوی آن را با گوشت و پوست و استخوان خود درک کنیم و تفکر،تعقل و تامل کرده و به قول استاد مان
جان بدهیم ….
و چه زیبا و اعجاب انگیز در حدیثی از پیامبر اسلام حضرت محمد(ص)
آمده است: یک ساعت تفکر، از هفتاد سال عبادتِِ
بدون تفکر ارزشمند تر است .
از وقتی در این مسیر توحیدی قرار گرفتم و با تعهد و عشق و شورو شعف ادامه دادم بدونِ
هیچ عذرو بهانه ای ،
من چیزهایی را در این راه قربانی کردم که شاید به خاطر همان مسائل ،
امروزدر شرایطی که من هستم و زندگی می کنم و در کنارش حال و احساسم با خودم و خدایم عالیست ندیدم کسی ،زندگی کند .
این را با تمام صداقتم می گویم که به اندازه روزهایِ بودنم در اینمسیر من خود را در غاری نورانی و در حال خودسازی ، خودشناسی و خداشناسی دیدم و نتایجِ شگفت انگیزی که خداوند صلاح دید و در زندگیم جاری کرد ، هرروز بیادم آوردم و شکرش را گفتم و ادامه دارد ،
خداوند خودش از دلم خبر دارد که با تمام تاروپودوجودم این را هرروز نوشته و در رازو نیازهایم می گویم که بالاتر از رسیدن به هر خواسته ای،
من تنها مسئله ای که برایم مهم و حیاتیست است گفتار،رفتارو عملکردهایی می باشد که جایگاه مرا نزد خداوند مشخص و معلوم می دارد و دوری از ذره ای غیبت،کنترل و قضاوت که وقتی هرروز تمرین و تکرار کنم در وجودم نهادینه می شود آنوقت است که
می توانم از خداوند هر خواسته ای را بخواهم و اجابت شود و داشتن شان برایم ارزشمند می شود.
واقعا در تنهایی و کلا دور از رفت و آمدهای بیهوده و مسموم ، ماندن در غاری که می توانی هر لحظه از لحظه قبل خود عالی تر عمل کنی و روز به روز با ایمان و توکل قدم های اصولی برداری و رشدوپیشرفت هایت باتوجه به هدایت و رعایت قانون تکامل، بدون عجله و فقط تمام تمرکزت روی
هر روز آگاهانه زندگی کردن باشد بی شک به مرور زمان یک انسان دیگر متولد خواهد شد و
باید هم همین طور باشد و در اینمسیر هم که قرار
می گیری،دوست داری روز به روز بهتر باشی و بعد درونت لبریز از عطر وجود خداوند می شود و با درونی آرام و ذهنی بازوپاک چه معجزه ها که اتفاق نیفتاد و هرروز شاهد این معجزات در
وجود و بعد هم زندگی مان هستیم …….
واقعا رمز خوشبختی من همین تنهایی های هدفمند بوده
وگرنه من روزی فکر نمی کردم دختری شروشلوغ و کاملا اجتماعی از نوع بوشهری اش با رویِ باز وزمانی کارمند با سابقه 17سال
امروزعاشق و شیفته بودن در غار تنهایی خود با خداوندش باشد و زیبایی های این مسیر مقدس را تجربه کند و نتیجه اش برایم بشود نعمتِ گرانبهای ، حال و احساس عالی و آرامش به واسطه ایمان قلبی و صد درصدی که به خدایم دارم .
امروز هم همین را در ادامه صحبت هایم به عزیزدلم می گفتم که باید با خداوند صددرصد بود شل و سفت هیچ فایده ای برای من ندارد من باید خالصانه خود را به خداوند بسپارم فارغ از هر اتفاقی در زندگیم
حتی چند روز پیش به مصطفی می گفتم که حاضرم کل دارایی که خداوند به من هدیه داده و امانت است کامل ،محضری به نامت کنم و از نو شروع کنم هرچند که این عزیزِدل همه جوره حسابش را پس داده است و بی نظیره این مرد ،مردی خدایی و صادق و اگر هزار تومان در حسابش باشد دریغ نمی کند و برای زندگی خرج می کند ،این هم نعمتی گرانبهای دیگر…..
خلاصه که در این مسیر هر قربانی باشد من حاضرم و خداوند هم بهتر از هرکسی این را
می داند ،من در این مسیر هر لحظه برای با خدا بودنم رفتارهایی کردم که همه برایشان غیر قابل تصور بوده اما با خدا که باشی کافیست که او تنها از دلت و نیتت خبر داشته باشد ….
در پناه نور هدایتِ خداوندِ مهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق به همتون
خدایا شکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
بنام خدای مهربان که هرچه دارم از اوست
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان بزرگوارم در بهشت عباسمنش
قبل از عید 1403 من هدفم برای سال جدید بهبود شخصیتم بود
دقیقا استاد قبل از اون سال هم یه فایلی گذاشتن که بهترین هدفی که میتونید انتخاب کنید بهبود شخصیته
خیلی خوشحال شدم که اینم یه نشونه که همین رو دنبال کنم
وخدایی سال گذشته به لطف خدای مهربان و هدایتهاش من خیلی از باگهامو فهمیدم و روشون کار کردم و تو جنبه های مختلف بهبودهای خوبی داشتم
قبل از اینکه سال 1404 شروع بشه چندتا مورد توذهنم بود برای هدف گذاری
ولی هرجی فکر کردم دیدم بهترین هدفی که میتونم امسال هم انتخاب کنم ادامه ی همون بهبود شخصیته
جون وقتی شخصیتم بهتر بشه تو همه جنبه ها اوضاع خوب میشه
شما همیشه میگید ثروت نتیجه بهبود شخصیته
کلا دیدم من اگه ثروت میخوام سلامتی میخوام روابط عالی میخوام باید اول خودم درونی یه بازسازی کامل بشم
بعد لاجرم طبق قانون بدون تغییر خداوند همه چی خودش میاد
اونم به راحتی بدون هیچ تقلا و زجری
من به سمتشون هدایت میشم اونا به سمت من هدایت میشن
خلاصه جهان کارشو بلده
خداوند در بهترین زمان چیدمانشو انجام میده
و این شد
که امسالم گذاشتم برای کار کردن رو خودم و درونم
پارسال از عملکردم و هدف گزاری در این زمینه خیلی راضی بودم ولی هنوز خیلی کارا بود که باید توشون خودمو بهتر میکردم ویه سری چیزهام که باید از بیس یادشون میگرفتم
هربارکه یه چالشی برام پیش میومد سعی میکردم اون موضوع رو حلش کنم فقط سرپوش روش نزارم که دوباره از یه جای دیگه سر در بیاره
میدونم که این روند همیشگیه
ولی اینکه تموم تمرکزم رو این باشه که به زیباییها بیشتر توجه کنم
هرجا میرم به نکات مثبت اونجا و افراد توجه کنم
اعراض کنم از هر نازیبایی
وارد بخث با هیچ کس نشم هرچند حق بامن باشه
از قضاوت و سرزنشو و نصیحت آدما بیشتر دست بردارم
بیشتر به خدا توکل کنم خودمو بیشتر بهش بسپارم
از سر راهش در عمل برم کنار و بزارم اون کار خودشو انجام بده
خلاصه سعی کنم بیشتر در لحظه باشم ذهن و روحم درهماهنگیه بیشتر باهم باشن ونهایتا اینکه از زندگیم لذذذذت ببرم
استاد درزمینه پرداخت بها
من برای اینکه این قوانینو بهتر یاد بگیرم و تو زندگیم عملیشون کنم مثل همه بچه ها خیلی کارها کردم
منیکه سریالهای تلویزیونی بخصوص ترکی رو حتما باید میدیدم رو گذاشتم کنار
شبکه های اجتماعی رو دارم ولی من اون موقعشم اهل اینکه هی تو اینجاها بچرخم نبودم
الانم برا داشتن هرکدومشون دلیلی دارم
دخترم کلاس ویولن میره و اطلاع رسانی برنامه هاش تو یه گروه تلگرامیه
اینستا هم برام شده محل تمرکز بر زیباییهای بیشتر!!
شاید تعحب کنید ولی من تموم کسانی که یا فالوورم بودن یا من بودم و دیدم نامناسبن رو پاک کردم
تمام مطالبی که قبلا پست گذاشته بودم و دیدم محتوای مفیدی ندارن رو پاک کردم
الان هیچ پست و استوری نمیزارم
ولی با فالو کردن یه سری پیج از ویلاهای زیبا
پرنده ها وخیوانات قشنگ
زیباییهای سوییس و عحایب زتدگی و کیفیت در ژاپن
و خیلی چیزای دیگه که فقط باور فراوانی و احساس لذت میده دارم تمرکزم رو میزارم بر زیباییها
و اینستا هم مثله دنیا عمل میکنه هربار پیج هایی در این زمینه ها رو برام بیشتر ساجسشن میکنه
ارتباطم با خیلیا رو کات کردم یه سریها که خودشون نیستن یه سری ها رو هم خودم کمتر زنگ زدم و یواش یواش اونام نیست شدن
استاد حتی به پدر ومادر وخواهرهامم کمتر زنگ میزنم
سعی میکنم تو مسایل و کارهاشون خودمو درگیر نکنم
کلا تنها شدم وعاشق این تنهاییم
همش سعی میکنم به زیباییهای اطرافم توجه کنم
سعی میکنم مقاومت هامو کمتر کنم وپذیرای شرایط مناسب موجود بشم در حالیکه من همیشه حرف حرف خودم بود
ازشنیدن غیبت و وارد این مباحث شدن خودمو دور میکنم
سبک شخصی برا خودم درست کردم و به مرزها وخط قرمزهام پایبندم
کلا کنترل ذهن رو سرلوحه خودم کردم و دارم سعی میکنم هر روز تو این زمینه بهتر بشم
چند وقت پیش به یه تضادی خوردم که استقلال مالی برام خیلی مهمتر شد
خب طبق گفته های شما باید از اونجایی که هستم شروع میکردم
دیدم پرونده که مدتیه ندارم و کلا کاری نیست که مدام ورودی داشته باشم
بعد هدایت طلبیدم خداوند گفت تو هنوز نماینده ی شرکت تراست هستی
باورم نمیشد اره من نماینده و مشاور فروش یه شرکت هستم که محصولات پوست و مو عالی داره
ولی خدایا من قاضی این کشورم حالا برم اینکارو کنم؟
ودیدم بله باید انجامش بدم
باید بر ترسهام و یه سری غرور هام غلبه کنم
و دوباره رفتم با اون خانم مربوطه تماس گرفتم
یه سری کتاب برام فرستاد خوندمشون
بعد رفتم یه ارایشگاه و کارو معرفی کردم
بعد یه کانال تو واتساپ زدم
بعد به همه کانتکت هام و مادرهایی که بچه هاشون تو کلاس شیرین هستن پیام دادم و لینک کانالمو دادم
تقریبا هر روز دارم یه محتوایی تو کانال میزارم
همه ی این کارها رو خداوند قدم به قدم به سمتشون هدایتم کرد
تمام این کارها برای منی که کمالگرا بودم و یه سری شغلها رو چیپ میدونستم
خیلی خیلی سخت بود
ولی انجامشون دادم
چون بهبود شخصیتم برام مهمتر بود
وانجام این کارها
یعنی شکستن خودم
غرورم یعنی رفتن بر دل ترسهام
همه میدونستن من پروانه داوری گرفتم والان کار خقوقی میکنم
حالا برام خیلی سخت بود بگم شدم مشاور پوست ومو
ولی به خودم میگفتم
اشکال نداره این کاری نیست که بخوای تا اخر عمر انجامش بدی ولی با انجامشون بزرگتر میشی
اون حبابهای ذهنیت از بین میرن
اون غرور کاذبی که فکر میکردی فقط یه سری کارا در شاءن تو هستن از بین میرن
وحتی به خودم گفتم سعیده این کار مورد علاقت نیست ولی سعی کن با لذت انجامشون بدی و بهترین خودت باشی تو انجامش
اینها بهایی بود که این چند روز پرداخت کردم
هنوز هیچ موفقیت مالی در کارم ایجاد نشده
ولی میدونم این مسیر و باید میرفتم و اینکه بعدش چی بشه رو نمیدونم
ولی خیلی احساس سبکی و بزرگتر شدن میکنم
خودمو دیگه تافته ی جدابافته از بقیه نمیبینم
شخصیتا برام خیلی بنفیت داشت وخداروشاکرم که اینهمه بهبود پیدا کردم
فقط خودمو سپردم به خداوند و هدایتهاش و احساس عجزم رو هر روز بهش اعلام میکنم
وهرچی بگه رو سعی میکنم انجام بدم
ومیدونم که وقتی دارم رو خودم کار میکنم و مدتهاست حالم عالیه تمام اتفاقات به نفع من رخ میدن و هرچی بشه حتی به ظاهر ناجالب در راستای اهداف منه .
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
همین جوری سایت رو باز کردم دیدم فایل جدید در زمان مناسب در مکان مناسب همیشه هدایت میشم به نشانه ها دقیقا اون چیزی بود که میخواستم بهم الهام شد بیام ببینم
توجه بر نکات مثبت:
خدایا شکرت بابت این هوای عالی و قشنگ و سرسبز پرادایس زیبا اون خونه قشنگ و اون دریاچه و اون پرنده های زیبایی که پرواز میکردن و این قطره های بارون بود به نظرم !
چه قدر استاد عالی شدین بهای هدف دادنتون بوده که باعشق تنمپا وقت گذاشتین روش
و خانوم شایسته که باعشق همیشه فیلم میگیرن و قرار میدین در سایت از همگی شما سپاس گزارم و از همگی دوستان که واقعا توی سایت زحمت میکشن از استاد عزیزم خانوم شایسته عزیز خانوم فرهادی آقای ابراهیم مدیر فنی و دوستان هم فرکانسی عزیزم !
روز عید قربان شروع داستان عشق و ایمان است
عید قربان بر همگی دوستان مبارک باشه💜
رد پا باشه که متعهد باشم!
امروز 1401/4/19
حاضری برای هدفت چه چیزی قربانی کنی؟؟؟
خدای من این نشانه ای بود که امروز هدایت شدم به سمتش خدا باهام حرف زد که اقا چرا تمرکزت نمیزاری روی همین کاری که انجام میدی روی همین رسالتت روی همین شغل مورد علاقت و اونجایی که استاد شما گفتین بها دادین بله این هم نتیجه اون بها دادن
بها دادن فقط پول دادن به یک دوره نیست بها دادن این نیست این فایل رو گوش کنم بعدش همون آش و همون کاسه همون زندگی نه باید عمل کنم مثل استاد میاد هدفش رو مینویسه رسالتش رو و میندازه دور گردنش که هرروز حسش کنه که اقا دنبال چیزی نرو این رسالت تو هست اینقدر ایمان داشتین که میرسین و گفته بودین گسترش توحید و یکتا پرستی این نشون دهنده چی هست؟یعنی تمرکز روی این کار فقط و بقیه رو بزاری کنار توی دانشگاه به جای اینکه کتاب دانشگاه بخونی اونجایی که گفتین دوستتون گفته بود امتحان داری امروز گفتی من میخوام این کتاب ها رو بخونم و عاشق باشی دیگه زمان نمیفهمی وقتی عاشق رسالتت باشی دیگه تمرکزت روی کارته بقیه کارها میزاری کنار حتی مثل قران ایات محکم و متشابه که بعضیا میرن سراغ متشابه بعضیا سراغ ایات محکم و استاد همیشه دنبال اصل بودین یعنی دنبال هدفت برو بقیه اصل نیست اگه تو دانشگاه بودی همون جا میموندی و هیچ رشد و پیشرفتی هم نبود!
مثل ابراهیم که رفت فرزندش که تو خواب بهش الهام شده بود قربانی کنه که به الهامتش عمل کرد اینقدر به خدا اعتماد داشت !!!!
و خیلی نشانه واضح بود برای من که اقا چرا سردرگمی برو سراغ عشق علاقت ؟؟؟
خدا دقیقا این نشانه رو داد توی فایل که علی ؟؟؟؟؟!!!!
آیا این کاری که داری انجام میدی چه بهای رو داری میدی؟
آیا برای همین کاری که انجام میدی هم با خودم هستم هم با بقیه که پیشرفت کنیم یکم فکر کنیم؟؟؟
آیا من توی این رسالتم شغلم همونی که عاشقشی چه کارهایی داری انجام میدی براش ؟؟؟
آیا تمرکزت روی شغل مورد علاقت هست؟؟
آیا حاضری بهاش رو بدی از قدم های کوچک شروع کنی آیا حاضری همین شغلی که داری بری مهارت کسب کنی کتاب بخونی دوره ببینی رشد کنی وقتت رو بزاری براش تا موفق باشی یا اینکه فقط بشینیم نگاه کنیم ؟
آیا حاضریم به قول استاد تمام کارها رو یاد بگیری توی همون شغلت یک مثال مثلا در رستوران
آیا حاضری بری اموزش تمام غذاها رو یاد بگیری خودت غذا بلد باشی زمانی که آشپز رستوران نبود به هر دلیلی آیا حاضری با عشق بری خودت غذا درست کنی یا بشینی مغازتو ببندی بگی آشپز نیست؟؟؟
منظور استاد همینه که یاد بگیر روی خودت خدا حساب کنی که اگه یه جایی کارت به مشکل خورد خودت انجام بدی مثلا در کار آنلاین بری اموزش ببینی مهارت کسب کنی ویدیو بسازی برای کارت برای بیزینست که رشد کنی
مثال رستورانی که زدم مثل باید یاد بگیری که حسابداری بلد باشی طرز برخورد طرز چیدمان یخچال طرز چگونگی کاهش هزینه ها بیهوده و کم کردن ساعت کاری اما بالا بردن کیفیت غذا
من مثالی بزنم از خودم من این حرفا ننوشتم که چند تا حرف خوشگل باشع یا نصیحت که منم بدم میاد از نصیحت من دقیقا امروز میشه ۳سال یا بیشتر من دریک رستوران بودم حسابدار خیلی دوست داشتم پیشرفت کنم در تمام جنبه ها اون رستوران همیشه به خودم میگفتم علی تو که اینجایی یه چیزی رو یاد بگیر باور کنید من رفتم توی آشپز خونه ببینم آن آشپز چه جوری غذا درست میکنه مثلا برنج ایرانی گوشت کباب تکه کردن رفتم یاد گرفتم جوری که اگه آشپز نبود من حسابداری رو ول میکردم تو روزی که مثلا آشپز نبود که غذا درست کنه یا غذا درست بود کسی نبود مثلا برنج ایرانی بزنه من یاد گرفتم رفتم زدم صاحب کارم خیلی مسخره اما اومد دید خیلی لذت برد از کارم من برای جلب توجه بقیه اون کارو انجام نمیدادم فقط به نفع خودم بود و اینکه رفتم تو بحث کارهای دیگه خیلی پیشرفت کردم یعنی مشتری ها خیلی بهم افتخار میکردن یک آدم پشت صندوق بره بیاد کمک کنه فقط برای یک هدف!! بلد باشم غرور ریختم بیرون با عشق اونجا کار میکردم حتی با مشتری ها چه قدر صحبت کردم از موفقیت هاشون با صاحب کار کلا دنبال پیشرفت بودم و الان توی یک حوزه دیگه هستم از وقتی که خودمو شناختم رسالتم رو پیدا کردم و منظور استاد همینه باید برای رسیدن به هدف باید بهاشو پرداخت
به نظر من مهم ترین بها !!!
وقت گذاشتن تمرکز و بابت پولی که میدی برای هدف برای دوره ها ارزش قاعل باشی باعشق شروع کنی.
و امروز نشانه ای بود برای من!!!
و برای رسیدن به هدف چه بهایی بدم!
خدارو شکر آدم های منفی رو ۳سال پیش وقتی با قانون آشنا شدم گذاشتم کنار تلویزیون که دیگه هرگز نگاه نمیکنم !!
در ۲۴ساعت ۵ساعت میخوابم
من باید توی این چند ساعت باید تمرکز کنم فقط توی شغل مورد علاقم از یه جایی شروع کنم از پست گذاشتن قدم های کوچک ناامید نشم نتیجه کم کم مثل کاشت گیاه🌱👉🏻 میاد
استاد چند روز پیشرفتم دفتر ۳سال پیشم دیدم گفتم خدایا سه سال گذشت ؟؟؟؟؟
ولی من هرگز حسرت نخوردم تمام وقتتم گذاشتم روی اموزش دیدن خدارو شکر توی کسب کارم مهارت لازم کسب کردم فقط باید بیشتر تمرکز بزارم
واقعا وقتی عاشق کارت رسالت الهی خودت باشی رسالتی که خدا بهت نمیگه چه رسالتی خودت کشف میکنی از درون حسش نمیکنی انگاری وقتی میری سمتش خدا بهت میگه این توانایی هارو داری اما تو خیلی توی این یکی پیشرفت میکنی روش بیشتر کار کن
رسالت مثل همون دفتر نقاشی میمونه که معلم ها میدان زمان تصیح نمرات میبینی چه قدر نقاشی فوق العاده یکی درخت یکی ماشین یکی دریا میکشه اما درنهایت رسالت همه زیبا همه توانای دارن بها دادن همون تمرکز همون نقاشی هایی که میکشیدم در دوران مدرسه یادمه تنها جایی که ما تمرکز داشتیم موقع نقاشی کشیدن بودن بود همه تمرکز میذاشتن روی نقاشی زیبای خودشون روی کار خودشون یادمه سرم بالا میکردم همه غرق بودن در اون چیزی که میخواستن بکشن خیلی تمرکز بود روی کارهاشون هرکسی برای خودش یه چیزی میکشید براش مهم نبود نمره رقابت فقط مهم اون چیزی بود که میخواست بکشه باعشق انجام میداد
امیدوارم همه دوستان در این سایت بتونیم رشد پیشرفت کنیم از یع جایی که بهمون الهام میشه شروع کنیم قدم های بعدی گفته میشع
من اولین کاری میکنم همین الان برم یه کار کوچک برای کسب و کارم کنم بعد از همین نوشتن کامنت میرم
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست!!!
دوستتون دارم همگی
راستی یه چیز بگم من وقتی اومدم کامنت بنویسم خدا شاهده نمیدونستم اینقدر طول بکشه و این حرفا گفته بشه
دقیقا وقتی کاری رو شروع میکنی اون آگاهی ها میاد خودش از طرف خدا
دقیقا مثل یک ماشین میمونه که در تاریکی شب میخوای بری جایی اما چراغ های ماشین تا چند متر روشن میکنه اما قدم به قدم میری و بهت گفته میشه از کجا بری از کدوم مسیر فقط باید ادامه بدی
این ردپا باشع برای خودم
!!!
سلام به استاد خوبم و خانم شایسته عزیز و همه ی دوستان عزیزم
بعد از مدت ها دارم کامنت میزارم تو سایت
و در مورد این قربانی کردن در مورد رسیدن به هدف
یه مثال عینی تو زندگی خودم دارم که میخوام بگم هم برای خودم یادآوری بشه هم یه نکته اموزنده باشه برای دوستانم
من حدود ۱۰ سال پیش گواهینامه رانندگی مو گرفتم و همون بار اولم تو هر دو آزمون قبول شدم ولی به خاطر ترس و نگران بودن در مورد حرف دیگران و همینطور کمالگرایی که من باید از همون اول درست انجامش بدم در صورتی که کاملا غلط هست و این نکته رو تو جلسه ۱ دوره عزت نفس استاد گفتند و چقدر هم کاربردی و اموزنده بود برای من که هیچ کس از روز اول کاری رو درست انجام نمیداده
و به خاطر این دلایل من ۵،۶ سال رانندگی نمیکردم و هی جسته گریخته انجامش میدادم چند بار میرفتم تمرین باز یه مدت انجام نمیدادم و رسید تا اواخر سال ۹۸ و اوایل ۹۹ که تصمیمم رو گرفتم و با خودم گفتم من میخوام انجامش بدم و به خودم گفتم دیگه برام مهم نیست دیگران از خانواده م تا بقیه چی میگن و حتی اگر مسخره کنن برام مهم نیست
و برای غلبه به ترسمم این ایه قران و همیشه با خودم میگفتم و هو معکم این ما کنتم یعنی خدا میگه هر جایی باشید هر لحظه و ثانیه و هر کجا من با شما هستم و این خیلی بهم انرژی و ایمان میداد و حرکت میکردم و از مسیر های کم و کوتاه شروع کردم و هی بهتر شدم و تکاملم و طی کردم و بلاخره کاملا راه افتادم و برام راحت شد البته بعد از یه مدت و تا جایی رسید که موقعیت هایی جور شد و خودم مثلا تنهایی مسیرهای طولانی رو رفتم و ترسم بیشتر ریخت و مسافرت تنهایی رفتم و هی تجربه م بیشتر شدم و ترسم کمتر … این مثال و زدم تا هم به خودم یادآوری بشه که من برای رسیدن به این هدفم دو تا مورد و قربانی کردم که تونستم بعد ۶ سال بهش غلبه کنم و انجامش بدم ۱. اهمیت ندادن به حرف دیگران ۲. غلبه به ترس با ایمان به حضور خدا و هدایت و حمایت و کمکش تو هر لحظه و همه جا
و برای رسیدن به هدف های دیگه هم باید قربانی کنی تا بهشون برسی و از خدای خودم کمک میخوام تا بتونم انجامشون بدم .
در پناه خدا باشید
به نام خدا
سلام به استاد و همه دوستان خوبم.
وقتی این فایل رو برای بار چندم گوش میدادم ، متوجه موضوعی شدم ، که وقتی برای بار اول گوش دادم متوجه نبودم ، در قسمتی از فایل استاد گفتن که در واقع حضرت ابراهیم رفت که قربانی کنه و خدا براش گوسفندی رو فرستاد ، این جمله برای من جای تفکر داشت ، و بعد تجربه اش کردم . موضوع این هست که ، در اهداف کوچک تر و قدم های کوچکی که برای اهداف بزرگمون برمیداریم ، زمانی که خداوند ایمان ما برای رسیدن به هدف رو میبینه ، راه رو برامون هموار میکنه ، گاهی اوقات ما میریم با اطمینان بها رو پرداخت کنیم و از نظرمون کار سختی بیاد اما زمانی که انجام میدیم خداوند گوسفند جایگزین رو میفرسته و متوجه میشیم عه ، پس اون جوری که من فکر میکردم هم نبوده ، دلیل خیلی از تنبلی های آدم ها به نظرم همینه ، اگر ما حرکت کنیم راه برامون باز میشه ولی تا زمانی که فکر کنیم ، عمرا شروع به حرکت نمیکنیم ، اگر حضرت ابراهیم ، بی چون و چرا و منطق فرمان خدا رو اجرا نمیکرد، هرگز خلیل الله نمیشد، اگر من بخوام از این قضیه درس بگیرم ، اینطور میگم که اکثر اوقات ، ما میریم که برای هدفمون بها رو پرداخت کنیم (قربانی کردن اسماعیل) زمانی که با اطمینان تصمیم میگیریم که قربانی کنیم ، وقتی ایمان ما دیده میشه خداوند مسیر رو برامون هموار میکنه ( گوسفند رو جایگزین میکنه) و من فکر میکنم در اکثر قضایا ، موضوع همین باشه .
چون خودم کار هایی که فکر میکردم سخته رو شروع نمیکردم ولی زمانی که تصمیم گرفتم و انتخاب کردم ، شروع کردم، مسیر هموار شد ، انگار که ۲۴ ساعت شبانه روزِ من دو برابر شد ، وقت بیشتر ، انرژی بیشتر در حالی که تا چند وقت پیش انرژی انجام دادن کار های روزانه و معمولی هم نداشتم ، نمیدونم با دیدن فایل های دانلودی به صورت روزانه و کوتاه کوتاه چه انرژی رو در من فعال کرد ، در هر صورت خدارو شاکرم که به این مسیر هدایت شدم .
با آرزوی آگاهی و سلامتی برای تمام دوستان عزیزم ❤️