حاضری برای هدفت چه چیزی قربانی کنی؟ - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

729 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 802 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی

    یاد دورانی افتادم که مغازه کبابی داشتم و اون روزها که با شما استاد عمو حسینم و عمو جلالم منو وارد این مسیر کردند اونم به صورت نادرست خلاصه وقتی که فایلهای ثروت شما رو گوش میدادم تمرینی داده بودید به نام بخشش و من هر شب ده درصد از درآمد خودم را میبخشیدم به هوای اینکه دارم به تمرینات شما عمل میکنم و همیشه به خودم میگفتم مصطفی فایلها رو فقط گوش نکن و تمرینات رو انجام بده و سر خودم رو شیره میمالیدم که یه روز من پولدار میشم و پول دورهاتون رو میدم و مابقی رو در کامتهای قبلیم نوشتم

    خلاصه پولهای بی زبون رو میبخشیدم به شاگردان که از روی دروغ به من می‌گفت بدبخت هستم و اینا و من بعدا ها متوجه شدم که نه این بنده خدا وضع مالیش از من بهتره

    داشتم اینا رو به صاحب کارم میگفتم و می‌گفت بگو پس تو چرا ورشکست شدی

    آره من علاقه دارم به کبابی ولی بلد نبودم چجوری درست ببرم جلو مغازه ام رو تا پیشرفت کنم

    حالا هم که بعد از سالها چشم انتظاری کشیدن برای با شما آشنا شدن استاد به صورت حلال حالا اون شور و شوق گذشته رو نسبت به عمل و گوش دادن تمرکزی به فایلها رو ندارم و یه جورایی دلزده شدم ازین حرفها و عمل کردن به این حرفها رو نمیپذیرم و یه زمانی که من بر علیه خودم استفاده میکردم

    من اگر واقعا شما رو باور داشتم استاد و این مسیر رو درست میدونستم الان بایستی خیلی تغیرات در درونم ایجاد کنم

    یکی از چیزهایی که متوجه شدم این هست که من در مورد بدبختیهایی که در دوران کبابی کشیدم دارم با صاحب کارم صحبت میکنم و اونم در مورد بدبختیهایی که در گذشته کشیده با من صحبت می‌کنه

    و یه جورایی دید من نسبت به صاحب کارم داره منفی میشه و امشب که بهش گفتم من دیگه نمیام و جای من یکی رو بگیر بخواطر بحثی که بوجود اومد سر کار ولی اون بنده خدا مانع رفتن من شد و گفت برو آدم گنده خجالت بکش و گفت یعنی تو بدت اومد من اینا رو بهت گفتم که دیگه نمیخوای بیای

    آقای برزگر خیلی آدم خوبی هست ولی من این عادتم هست که هر جا رفتم سر کار بعد از یک مدتی بهانه میارم که از اون کار فرار منم الا کاری که برای خودم باشه

    امشب ذهنم داشت بهانها میآورد برای اینکه بهم ثابت کنه که باید این کار رو ترک کنم

    و من واقعا راه دیگه ای بلد نیستم و نمی‌دونم جز نوشتن کامنت که اونم اگر این ذهن بزاره چون یه جورایی کلمات یادم میره و ذهن فرار می‌کنه ازین که بنویسم تا خلع صلاح بشه

    باز هم خدا را شکر امشب تونستم این چند خط رو نویسم

    و امیدوارم بتونم اصل داستان باورهامو بنویسم و خودم رو کندوکاو کنم تا برسم به خوشبختی پایدار

    موضوعی که متوجهش شدم همین موضوع هست که من دست به هر کاری زدم بعد از یک مدت برام عادی میشه و دیگه واقعا ادامه دادن برام سخته نمی‌دونم واقعا چرا من اینقدر زود سیر میشم حالا یا اهرم رنج و لذت تو ذهنم اونقدرا زیاد نیست یا تا پدرم زنده هست و من ناهار ظهر میرم خونش میخورم و یه جورایی تلاش نمیکنم برای به دست آوردن پول بیشتر اینجوری هستم

    من برجی یک تومان مداحی میکنم اگر نرم سر کار و با این یک تومان زندگی میکنم و فقط برای ناهار میرم خونه بابام و خرجهای دیگه زندگیم خودم میدم و حالا که دارم میرم کبابی کار کنم خدا را شکر حقوق چند برابر بیشتر از مداحی اگر به یاری خدا ادامه بدم دریافت میکنم

    خلاصه من دوروبرم ادمهای خوبی هستن ولی خودم بخواطر تجربهای تلخ گذشته نمیتونم باهاشون اونجوری که باید ارتباط برقرار کنم

    اون صداهایی که در کامنت قبلیم گفتم به گوشم میرسه از وقتی که رفتم سر کار کمتر شده و لحظهایی هم داشتم که صدا به گوشم نمیرسیده ولی قطع قطع نشده

    خدا رو گواه میگیرم من اگر کامنت نمینوشتم در طول این مدتی که رفتم سر کار و در طول این مدتی که سیگار رو کمتر کردم من اگر کامنت نمینوشتم به هیچ عنوان نمیتونستم همین سیگار رو کمتر کنم و به هیچ عنوان الان من سر کار نبودم

    از آقای برزگر خوشم میاد آدم فهمیده ای هست و امشب بهم گفت من به چشم کارگر بهت نگاه نمیکنم و تو مغازه کبابی داشتی خودت و دستت تو کار هست و حسابت فرق می‌کنه

    بخدا قسم مصطفی اگر با این دست خدا ادامه بدی بهت قول میدم روزی بیاد تو همین سایت کامنت بنویسی من باز هم خدا کمکم کرد و بلند شدم و مغازه خودم رو زدم

    چند روز هست که نتونستم کامنتهام رو به صورت درست بنویسم نجواهای ذهنی دارم از پا درم میارن و دارن منو وادار میکنن که دیگه ادامه ندم این کار رو

    به قول شما استاد کنترل ذهن خیلی سخته خیلی من تازه دارم اونم در حد کم متوجه این موضوع میشم

    من بخواطر اینکه ذهنم رو ول کردم که هر جور دوست داره فکر کنه و برام تصمیم بگیره دارم الان ضربهاش رو میخورم

    یه خورده هم دلیل اینکه این چند روز نتونستم کامنتهام رو به صورت درست بنویسم این بوده که من تو شبها بیشتر از روز میتونم کامنت درست بنویسم منظورم همون کندوکاو کردن خودم هست دو شب خیلی بهتر میتونم بنویسم

    موضوعی که متوجهش شدم اینه که من نظرم اگر نسبت به چیزی یا کاری عوض شد مثبت همین کار کبابیی که دارم میرم نظرم امشب چون نجوا زیاد داشتم این شد که استعفا بدم و بعدش نظرم عوض شد بخواطر اخلاق خوب صاحب کارم که من به همین دلیل نظرم عوض شد و اینو می‌خوام بگم که باورم نمیشه که نظرم عوض شده و یه جورایی نمیتونم قبول کنم که نظرم عوض شده

    موضوع دیگه اینه که نمیتونم بپذیرم که من تغیر کردم و آدم گذشته ام نیستم مثبت همین رفتن سر کار من چون قبلاً بی کار بودم و الان تغیر کردم که کار پیدا کردم و دارم میرم سر کار نمیتونم بپذیرم که آقا من دیگه اون آدم گذشته نیستم که بی کار میشسته تو خونه و چایی و سیگار می‌کشیدم و الان واقعا نمیتونم مثل گذشته باشم که بشینم تو خونه و هیچ کاری نکنم و چون که نمیتونم بپذیرم که من تغیر کردم اونوقت میام از کار استعفا میدم که بیام تو خونه بشینم و بعدش میبینم نمیتونم مثل گذشته باشم اونوقت پشیمون و تالان میشم ازینکه دوباره گول ذهنم خوردم و خودم رو بیکار کردم

    هیچ چیزی مثل نوشتن کامنت حالم رو خوب نمیکنه وقتی که حالم خراب باشه اگر درست نوشته بشه

    خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم

    خدایا اگر تو پشت من نباشی من هیج جا نمی‌رسم

    خدایا تو کمکم کن که من سخت بهت محتاج هستم

    قبلا که اینجور با خدا تو کامتام صحبت کنم هیچ وقت اینجور با خدا صحبت نکردم ولی وقتی که شروع کردم تو کامنتهام با خدا صحبت کردن و کمک خواستن الان تو زندگیم هم کم کم دارم خدا رو باور میکنم که کمکم می‌کنه

    به قول شما استاد کامنت نوشتن معجزه می‌کنه

    خدایا من فقیر و خسته به درگاه آمدم رحمی

    ولی تو همین کامنت نوشتن هم شرک میورزم به خدا که ببین استاد عباس منش خیلی خدایی هست و تو با خدا صحبت کن اون بخونه که اون میتونه خیلی کمکت کنه و کارها برات بکنه

    خدایا منو ببخش بخواطر شرکهایی کن به تو ورزیدم

    خدایا من سخت بهت محتاج هست کمکم کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    مهدی نظری گفته:
    مدت عضویت: 1121 روز

    به نام خدایی که همواره بامنه در قلب منه در وجود منه هادیه منه

    استاد عزیزم سلام

    نمیدونم چیبگم ولی مینویسم مینویسم تا بیاد بیارم روز هایی که بها پرداخت کردم در کنترل ذهنم و اتفاقات بصورت معجزه اسا وارد زندگی من شده

    هر وقت که تونستم به خاسته هام فکر کنم و بها رسیدن به هدفم یعنی کنترل کنم ذهنمو تمام اتفاقات قشنگ و زیبا به راحتی وارد زندگی من شده

    یه مثال میزنم از همین 3 روز قبل مدت ها بود که تو فکر یه مسافرتی بودم که برم امدم سعی کردم که ذهنمو جهت بدم بهش و فقط به نکات مثبت و زیبایی ها توجه کردم اعراض کنم از نازیبایی ها بصورت معجزه اسا در ها باز شد اتفاقات قشنگ پشت به پشت هم وارد زندگیم شد و بصورت معجزه اسا تجربه شیرینی از یک مسافرت قشنگ باعزیزدلم وارد زندگیم شد و اصلا هر سریع هم داره همه چیز با کیفیت تر خاص تر بهتر و قشنگ تر میشه تجربه های از جنس لطف خداگونه تر اتفاقات خوب تر به راحتی وارد زندگیم شده و میشه هر وقت که بتونم ذهنم و کنترل کنم بتونم اعراض کنم از ناخاسته ها و به زیبایی ها توجه کنم انگار تو بغل خداوند جایگاه ویژه تری دارم انگار محکم تر تو بغل خداوند قرار میگیرم

    و واقعا جریانی از هدایت من و فرا میگیره الهاماتی از خداوند دریافت میکنم که سعی میکنم اگاهانه عمل کنم و در عمل بلافاصله نتیجه رو میبینم

    مخصوصا در سفر اصلا این که بغل خداوند هستم کاملا برام واضحه واضحه و قانون و در سفر هام بهتر درک میکنم انگار دارم بهتر درک میکنم بهتر میفهمم قوانین خداوند و

    مثال های ساده وای برای من انقدری بزرگ هستن که اصلا فقط چند روز بهشون فکر میکنم

    وقتی دنبال یه رستوران خوب با یه غذای خوب میگردی یهو یه ایده ای به ذهنت میاد یه الهامی میاد و تو اون مسیرو دنبال میکنی ناخداگاه چشمت میخوره به یه رستورانی که توش پر از ادمه نه اسم مغازه رو دیدی نه چیزی فقط توجهت به داخل مغازه بوده نظرتو تو یه لحظه جلب میکنه و میری یه دوری میزنی که یه جای بهتر پیدا کنی ولی یه ندایی میاد میگه همونجا بهترین جاست و بعد از اینکه ما دورمون و زدیم امدیم وارد مغازه شدیم اولین چیزی که نظرمو باز جلب کرد هیچ کسی تو مغازه نبود در صورتی که یک ربع قبل تمام صندلی های اون رستوران پر بود

    دومین چیزی که نظرمو به این جریان هدایت جلب کرد این که بطور معجزه اسایی صاحاب رستوران با ما یه برخورد فوق العاده ای داشت که بقول عزیزدلم گفت انگاری اون خانوم خالم بود واقعا انگاری ما چند بار وارد اون رستوران شده بودیم و اونجا غذا خورده بودیم

    واقعا کیفیت غذاهاشون عالی بود قیمت های عالی برخورد عالی همه چیز عالی بود این ها همه نتیجه پرداخت بهایی بود که ما تونستیم ذهنمون و کنترل کنیم و این هم پاداش اون پرداخت بها بود

    دومین چیز تو راه برگشت از سفر بودیم کنار جاده وایستادیم تا یه چای بخوریم جاتون واقعا خالی بود

    یهو جلوم تابلو دیلمان دیدم یهو چراغ بعدی روشن شد که بریم سمت دیلمان یه دوری بزنیم و وقتی به سمت دیلمان حرکت کردیم کلی جنگلهای قشنگی و دیدیم کلی حس خوب کلی قشنگی و اونجا تجربه کردیم و اتفاقی که افتاد رفتیم کنار جاده یه چای اتیشی بزنیم بر بدن وقتی که پیش یه دوستی رفتیم که اذش چای بگیریم دیدم که اون شخص هم چقدر با روی خوش با چه انگیزه ای امد محصولاتشو برامون توضیح داد چقدر فوق العاده امد برامون از زیبایی های دور و اطراف برامون توضیح داد انگار اون بنده خدا منتظر ما بوده تا برای ما تون توضیحات و بده

    و خیلی خیلی اتفاقات جذاب دیگه وقتی که سعی میکنیم اگاهانه از قانون استفاده کنیم و بهای کارمون و با کنترل ذهنمون پرداخت میکنیم در هایی از لطف و رحمت خداوند به زندگیمون باز شده و باز میشه که واقعا خداوند با معجزاتش هر لحظه مارو سوپرایز میکنه

    سومین اتفاق که همین لحظه که داشتم این متن و مینوشتم وارد زندگیم شد اینکه همین الان یکی از دوستای خوبم بهم زنگ زد با عشق با کلی احساس خوب دعوتم کرد به رفتن به دل یه جای زیبا اگه این کار بها پرداخت کردن نیست پس چیه اگه این کنترل کردن اگاهانه ذهن به سمت چیز هایی که به ما احساس خوبی میدهد بهارسیدن ما به خاسته هامون نیست پس چیه

    واقعا یه جاهایی حرفم نمیاد انقدر مات و مبهوت این معجزات خداوند میشم انقدری که شوق درونم و پر میکنه دوست دارم فقط سکوت کنم و قربون صدقه ی خدای خودم برم که انقدر عاشقانه کنارمه و داره کار ها رو برام انجام میده

    واقعا خدارو شکر میکنم که تو این مسیر زیبا و الهی و بهشتی دارم حرکت میکنم

    و از شما و خانوم شایشته عزیزم کلی سپاسگزار هستم

    عاشقانه دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    Afsontorbati گفته:
    مدت عضویت: 2397 روز

    به نام خداوند یکتا و بسیار بخشنده

    سلام

    رد پای من

    این فایل شاید اول ریطی حس و حال الان من نداشت من مشکلی تو وابستگی در روابط داشتم و این اومد واسم

    ولی وقتی تا آخر گوش کردم

    دیدم خوب هدف من چیه

    چه ربطی به حال الان من میتونه داشته باشه

    من برای روابط خوب چیو باید قربانی کنم

    من برای خوشبختی چی و باید قربانی کنم

    بابت آرامش عشق دوستی چه بهایی باید بدم

    اومدم نگاه کردم من بشدت حسودم

    من بشدت وابسته ام

    من گاهی از خودگذشتگی میکنم جوری که عقده میشه برام

    من دچار وسواس شدم وسواس در روابط

    من دچار سوعظن شدم

    من افکار گذشته خیانت تو سرم میچرخه

    چرا من چک میکنم

    چرا من جاسوس شدم

    چرا من سرک میکشم

    چرا هی ابراز ناراحتی میکنم که دیگه به من اهمیت نمیدی

    من با افکار گذشته دارم حال و آینده م و میسازم

    خووب بهاش چیه ؟

    الان واقعا نمیدونم چی و باید قربانی کنم چی باید بنویسم از خداوند در همین لحظه که در حال نوشتن هستم درخواست میکنم بهم بگه که چه بهایی باید پرداخت کنم

    من باید خودم رو در مقابل افکار منفی ایزوله کنم خودم رو مجبور کنم به تجربیاتم تکیه نکنم و در روابط خوب الانم نگونجونم

    من باید انقدر سرگرم خودم باشم و خودم رو دوست داشته باشم و واسه خودم برنامه داشته باشم که دیگه وقت نکنم طرف مقابلم رو چک کنم ساعت رفت و برگشت ش و رفت و آمدهاش و ارتباطش با خانمهای مشتری و دوستان اجتمایی شون و من باید در گیر خودشناسی خودم باشم نه دیگری من یادم رفته خودم هم رسالتی دارم در این جهان نیومدم که دیگری آموزش بدم چطور با من رفتار کنه که من ناراحت نشم من باید دنبال درست کردن آینده ی خودم باشم نه اینکه درگیر آینده ی طرف مقابلم باشم

    استاد گفت آدمها برای همیشه با ما نمیمونن شاید ترکت کنن و حتما یه روزی حتی شده به واسطه ی مرگ از من جدا میشن اون وقت اونهمه جنگ برای آموزش دادن به طرف مقابلم که با من جوری رفتار کنه که من ناراحت نشم به چه دردم میخوره کجای زندگیم بدرد میخوره چه پیشرفتی برام داره حای اگه تو این موضوع برنده باشم

    دنبال چی هستم

    چیو میخام ثابت کنم اینکه من قوی هستم و یه نفر و تسخیر خودم کردم با ترسوندنش با تهدید به اینکه ولت میکنم یعنی ما اینطوری باید آدمهارو کنارمون نگه داریم ما قرارمون این بود یعنی بالای چهر سال تو سایت این و یاد گرفتم ؟

    من کی هستم چرا با روابط صمیمی ام این کارو کردم من غرق در عشق بودم چرا بعد از اینکه به واسطه ی این سایت و تغییر نگرش وارد همچین رابطه ی رویایی شدم همه چیز برام طبیعی شده

    چرا فکر کردم این عشق بوده

    چرا فکر نمیکنم که من به واسطه ی تغییر رفتار گذشته این حال خوب و این همه عشق دریافت میکردم

    من به واسه ی این سایت هیچ ربطی به گذشته پنج سال به قبلم و ندارم من اصلا اون زندگی جهنمی و فراموش کردم

    این همه عشق و طبیعی دیدم و یادم رفته که اگه رفتارم عین گذشته بشه زندگیم دوباره میشه عین قبل

    من باید احساساتم رو قربانی کنم وابسطگی هام رو قربانی کنم

    از خداوند سپاس گزارم که کمکم کرد بنویسم و این جز الهامات خداوند بی همتایم نبود

    شاید نگارشم درست نبود

    شاید بدرد کسی نخوره

    شاید بی ربط به فایل مورد نظر بود ولی حتما خیره اگه نبود نمیگفت بیا بنویس

    فرمانروای کل کاعنات مارا به راه راست هدایت فرما به راه کسانی که نعمتهای فراوان عطا کردی نه آنها که غضب کردی

    آمییین یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      نازنین خشنود گفته:
      مدت عضویت: 1690 روز

      سلام افسون جان.

      امیدوارم که حالت عالی باشه و در بهترین شرایط خودت باشی

      اتفاقا کامنتت به درد من بسیار خورد

      تو انگار خودمن بودی تک تک جملاتت دقیقا من بودم.

      الان درشرایطی مینویسم ک رابطه دوسال و خورده ایم تموم شد. باگریه و….

      در حالی که همیشه ادعا داشتم ک اررره من قویممم من سرسختم من وابسته نیستم هروقت دلم بخواد میتونم تورو کنار بذارم

      و همیشه با نبودم تهدیدش میکردم و ازش ی برده ساخته بودم.

      اونم بخاطر دوس داشتنم همه اینارو قبول میکرد

      فک میکردم خیلی خفنم و گردنمو تبرم نمیزنه.

      همش فکر خیانت و….

      باعث چک کردن و بی اعتمادی بود حتی وقتی خواب بود

      گوشیشو چک میکردم

      چون همیشششه تو بچگی جای بزرگ شدم ک میگفتن مگ میشه مرد خیانت نکنه فلانی فلانی

      اینا همشون که میگفتن زندگی خوبی دارن اونام شوهرشون خیانت کرد

      انقددددددددر رفتم توی این افکار

      و باورام محکم بود ک رابطه عاطفی شیرینم رو گند زدم بهش.

      جالبه یچیزی بهت بگم.

      مهم نیست طرف مقابلت چقدر ادم حسابی باشه

      یا بدباشه

      مهم اینه که وقتی تو باورات خرابه هیچوقت خوشبختی رو تجربه نمیکنی.

      مثلا توی این رابطه

      پارتنر من بنظرم بهترین و پاک ترین و مهربون ترین و خوش قلب ترین انسان دنیا بود

      و ذات اون اینطوری نبود که بخواد خیانت کنه.

      بخاطر همین افکاری ک من داشتم درمورد خیانت درنهایت فرکانساش

      منجر به خیانت نشد

      اما منجر به جدایی شد

      چون وقتی فکرت درمورد روابط خرابه هرگزززز نمیتونی خوشبخت باشی.

      راستشو بخوای بدجوری منو زمین زد این تضاد

      میخوام بگم

      اگه هنوز ررابطتو داری و دوسش داری تغییر کن

      قبل ازینکه بادست خودت رابطه قشنگتو از دست بدی

      اگرم ک نیستی و دوسش نداری اون رابطه رو

      دوره عشق و مودت رو بگیرو باتمام وجودت روش کارکن

      منم میخوام همین کارو بکنم

      چون الان تو این شرایط فقط دلم ارامش میخواد

      و مطمئنم تاوقتی باورام درست نشه تو هر رابطه ای برم

      جهنمه

      اما اگ باورامون خوب باشه احساسمون خوب باشه

      یا تو همین رابطه یا رابطه خیلی بهتر خوشبختی رو با تمام وجود تجربه میکنیم.

      و ربطی به سرگرم کردن خودمون نداره

      درسته ک خوبه که هدف داشته باشیم برا خودمون ک گیر ندیم ولی باید از بیس درست شه

      مثلا برای خودم

      غرور بیجام

      خود برتر بینیم

      کنترل گریم که میخوام همممه اونجوری ک من دوس دارم فکر کنن و رفتار کنن

      و افکار خیانت و……..

      و حتی احساس عدم لیاقت که خودم رو ارزشمند نمیدونستم

      اینا باعث ازبین رفتن رابطم شد

      راستش اینارو هم برای شما نوشتم

      هم برای خودم.

      که بفهمم باید چیکار کنم

      ک بگم باید تغییر کنیم

      نباید بذاریم همه چی نابود شه مث الان من

      و. بعد به خودمون بیایم

      دوست دارم عزیزم

      انشالله که همیشه حال دلت. عالی باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        Afsontorbati گفته:
        مدت عضویت: 2397 روز

        سلام نازنین عزیزم دخترک دوست داشتنی مرسی که هم واسه من نوشتی هم واسه خودت عزیز دلم

        من روابطم و از دست ندادم چشم قول میدم به تو وخودم که با عشق زندگی کنم و ارام باشم البته من هم رابطه ی از دست رفته داشتم ولی این رابطه ی رویایی هنوز به قوت خودش پاورجاست

        خدارو شکر

        تو روابط قشنگی و پشت سر گذاشتی و میگی با فرکانس بد دورش کردی و منجر به جدایی شد

        خوب حتما یه خیری درش هست هیچ چیز اشتباه نیست تو دختر دوست داشتنی هستی وقتی رابطه ی رویایی رو تجربه کردی پس لایقش بودی پس فرکانست خوب بوده تونستی بدست بیاری فقط الان به واسطه ی خیری که صد درصد در این موضوع هست این جدایی اتفاق افتاد به هیچ عنوان حق نداری خودت رو سرزنش کنی

        تو مقصر نیستی راه تو همین بوده ازین راه باید بگذری تا به کمال برسی اصلا نگران از دست دادن نباش چون قرار بر این بود بین تو وخدای تو که اینجا اون رابطه کات شه و تو حتما باید این قسمت از زندگیت درس بزرگی و یاد بگیری و اون درس درین تموم شدنه ست

        به هیچ عنوان خودت رو سرزنش نکن همه چیز سر جاشه عزیزم

        تو لایق بهترین روابطی فقط یکم دیگه یاید درس زندگی و بیاموزی

        تو لایقی فقط یکم بیشتر فرصت میخای که رو افکارت کار کنی

        و این اتفاق به ظاهر بد رو برات رقم خورده البته به واسطه ی افکارت که قراره وقتی روی خودت دوباره کار میکنی داستانی برات رخ بده که روزی هزار بار شکر گزار این اتفاق باشی

        سالهای بعد متوجه میشی

        من به تو قول میدم که بهترینها در انتظارته فقط به صدای سرت گوش نده ندای دل صدای خداونده به اون گوش بده قلبت مهربانه ارامه بهت التماس میکنه به حرفهای ذهن گوش نده که همش بازی در میاره و گولت میزنه

        دخترک زیبا خیلی خوشحالم که باهت حرف زدم مراقب خودت باش محکم باش قوی باش خودت رو آماده کن یه ورژن فوق العاده از خودت بساز برای روزهای فوق العاده برای روابط عالی خودت رو آماده کن در پناه خدا باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          نازنین خشنود گفته:
          مدت عضویت: 1690 روز

          سلام افسون عزیزم.

          بی نهایت سپاسگزارم

          بابت اینکه به کامنت من پاسخ دادی و احساس من رو به حدی خوب کردی ک اشکمو دراورد.

          الهی فداتشم مرسییی.

          مرسی که بهم گفتی نباید خودتو سرزنش کنی.

          تو مقصر نیستی راه تو همین بوده ازین راه باید بگذری تا به کمال برسی اصلا نگران از دست دادن نباش چون قرار بر این بود بین تو وخدای تو که اینجا اون رابطه کات شه و تو حتما باید این قسمت از زندگیت درس بزرگی و یاد بگیری و اون درس درین تموم شدنه ست.

          این جملاتی که نوشتیو

          دفه اول یعنی روز اول که کامنتت اومد خوندمشون اما انگار نمیفهمیدم چون قلبم سنگین بود.

          اما الان که حالم خیلی خوبه.

          متوجه میشم و به خودم گفتم اررره دقیقاااا همینه.

          همه ی ما انسان ها ضعف هایی داریم مسائل شخصیتی ای داریم که باید حل شه. ووقتی حل بشه دوباره میتونیم خوشبختی رو تجربه کنیم. مخصوصا منک بقول شما فرکانسم خوب بوده که تونستم این رابطه رو تجربه کنم.

          درحالی که هیچکس. باورش نمیشه من چنین رابطه ی زیبایی داشتم.

          میدونی افسون جان من

          دقیقا 5سال پیش هم باهمین ادم توی رابطه بودم و چون خیلیییی فرکانسم داغون بود. و بااستاد هنوز اشنا نبودم توی همون دوماه اول اشنایی بدترین رفتارهارو با من داشت و رفت.

          اونموقع من میگفتم این ادم هررررگز دیگه برنمیگرده و یک هیولای بدجنس بود توی ذهنم.

          اما وقتی بااستاد اشنا شدم چندماه بعدش وروی خودم و دوره عزت نفس کارکردم بعداز 2سال به طررزززز عجیب و غریبی درحالی که ایشون دریک شهر دیگ بود ما دوباره کانکت شدیم و ایشون واقعااا ی فرشته شده بود.

          و دلیلشم تغییر من بود

          وازون وقت به بعد همممه چی زیبا زیبا تر شد.

          تااینکه باز من ی باگای دیگ پیداکردم و الان باز این رابطه تموم شد

          راستش نمیخوام توی کار خداوند دخالت کنم و وبه خودم میگم. مگه تو دوسال پیش اون ادم رو 180درجه تغییر دادی؟

          نه تو فقط خودتو تغییر دادی. حالاهم میتونی خودتو بهتر وبهتر کنی.

          حالا یا این ادم یا صد لول بالاترش رو تجربه میکنی.

          و فکر میکنم مهم ترین درسش اینه که بتونیم ازوجود خودمون لذت ببریم.

          اگه این اتفاق بیفته دیگ ترس ازدست دادن هیچکس وجود نداره.

          و بقول استاد عباسمنش توی زندگی دربهشت وقتی بوقلمونا توسط یه حیوونی خورده شدن…؛؛؛

          ایشون گفتن

          ما نمیخوایم بزور چیزیو نگه داریم که. مامیخواستیم ازشون لذت ببریم. وازشونم لذت بردیم و کلی خاطرات قشنگ ساختیم.

          حالا منم سعی میکنم که ورژن بهتری بسازم و اززندگیم لذت ببرم تا مثل قبل خداوند خودش برام تصمیم بگیره که اون عادل ترین تصمیم گیرنده س.

          مرسی افسون جان.

          خیلییی سپاسگزارتم. خیلیییی احساس خوبی گرفتم از کامنتت

          انشالله هرکجا که هستی درپناه الله یکتا شادو ثروتمند و سللامتت باشی

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1511 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟

    -اهداف ما هر چقدر بزرگ و دست نیافتنی با پرداخت بها به راحتی تحقق یافتنی است

    -قربانی کردن حضرت اسماعیل توسط حضرت ابراهیم نماد بهایی است که حضرت ابراهیم برای تحقق هدف توحیدی خود پرداخت

    -هر چقدر اهداف ما بزرگتر و توحیدی تر باشد بهای بیشتری باید برای آن باید پرداخت شود

    -منظور از پرداخت بها تنها بهای مادی نیست بلکه:

    زمان و انرژی که برای تحقق اهداف خود صرف می کنیم

    ورودی های نامناسب افراد فیلم ها سریال ها اخبار شبکه های اجتماعی که حذف می کنیم

    کنترل ذهن و ایجاد باورهای هم جهت با خواسته ها

    حساب کردن تنها بر قدرت خداوند هدایت ها و الهامات او نه شریک گرفتن

    تمرکز 100 درصد بر هدف و چشم پوشی کردن از سایر مسیرهای نامرتبط

    رفتن به طبیعت به تنهایی و گفتگو با خداوند

    غلبه بر ترس ها و پا گذاشتن از محدوده امن

    مهم نبودن حرف مردم و عدم تلاش برای تایید و جلب رضایت آنها

    عمل به سبک شخصی

    بهایی است که برای تحقق اهداف خود باید بپردازیم

    کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟

    -هیچ گاه مفهوم و پیام اصلی پرداخت بها را درک نکرده بودیم

    اگر اهداف برای ما مهم هستند باید همزمان با هدف گزاری تعیین کنیم چه بهایی برای تحقق آنها باید بپردازیم

    تعیین بها برای اهداف به ما کمک کرده بتوانیم به مرور زمان به تمام مواردی که استاد گفتند عمل کنیم اینکه ورودی های منفی را حذف کرده با افراد نامناسب رفت و آمد نکنیم شبکه های اجتماعی را به طور کامل حذف کنیم فیلم و سریال نامناسب نبینیم بر ترس های خود غلبه کنیم هر روز قدم عملی برای تحقق اهداف خود برداریم

    زمان و عمر خود را بسیار با ارزش بدانیم و با افکار بیهوده و کلام منفی آن را به هدر ندهیم برای اهدافمان ارزش قائل باشیم

    به جای حساب کردن بر دیگران یا سایر عوامل بیرونی تنها بر خداوند حساب کنیم

    به ایده ها و الهامات الهی عمل و برای اهداف خود با کمک اهرم رنج و لذت انگیزه ایجاد کنیم اهداف خود را معنوی دانسته و از طریق تحقق آنها بتوانیم به گسترش جهان کمک کنیم

    چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟

    -با حذف ورودی ها و تمرکز تنها بر هدف و پرداختن بها که البته نمی دانستیم که انجام این کارها باعث می شود به اهدف خود دست یابیم بسیاری از خواسته های ما محقق شده قوانین الهی را بهتر درک کرده و می توانیم به انها عمل کنیم

    در قانون سلامتی با حذف مواد غذایی نامناسب روزه گرفتن و رعایت تمام مواردی که استاد در دوره ذکر کرده اند توانستیم به هدف خود که سلامتی و داشتن انرژی بیشتر بود دست یابیم

    با حذف شبکه های اجتماعی فیلم و سریال ها توانستیم تمرکز خود را بر اهدافمان قرار دهیم زمان و انرژی ما به جای صرف دیگران و مسائل نامناسب شدن صرف کار کردن بر روی باورهایمان شد

    با غلبه بر ترس ها و پا از محدوده ی امنمان فراتر گذاشتن بسیاری از استعدادهای خود را شناختیم و به بسیاری از خواسته هایی که زمانی داشتنش ارزوی ما بود دست یافتیم

    برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

    -برنامه ی شخصی ما پرداخت بهای بیشتر برای اهدافمان است بهایی که استاد برای هدف خود که اشاعه ی توحید قرار دادند بسیار بزرگ بود و اگر ما هم بتوانیم بهایی را برای تمام اهدافمان قرار دهیم قطعا خداوند ما را به تحقق انها هدایت کرده و راه ها را برای ما باز می کند تا به حال هرگز بهایی به بزرگی جانمان برای اهدافمان تعیین نکرده و به هیچ وجه فکر نمی کنیم بتوانیم مانند حضرت ابراهیم و استاد عمل کنیم اما سعی خود را کرده که از این به بعد به اهداف خود جدی تر نگاه و بهای سنگین تری برای ان قرار دهیم تا راحت تر به آنها دست یافته و به قوانین الهی بهتر عمل کنیم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    ali گفته:
    مدت عضویت: 1375 روز

    به نام نامی یگانه پروردگارجهان هستی

    سلام خدمت استادگرامی وهمه دوستان هم فرکانسی

    چقدراین فایل فوق العاده است

    چه نکات ارزشمندی دراین فایل گفته شده که واقعادنیادنیابرای من درس داره

    این کامنت دوم من زیراین فایل پرمحتواست

    اومدم بنویسم که برای رسیدن به اهداف وخواسته هایم حاضرم چه بهایی بپردازم وقیدچه چیزهایی روبزنم یابه قول استادعزیزچه چیزهایی روقربانی کنم

    امیدوارم اینبار پای این تعهدم بایستم وبعدهاکه موفقیت های بزرگی کسب کردم به این کامنت ام برگشته ومثل استادافتخارکنم وبگویم که این موفقیت هااز دل این قربانی کردن هامتولدشده است

    درقدم اول بایدبگویم که من ازحدودسه ماه پیش تصمیم گرفتم مهم ترین باگ ذهنی خودم که همان هوس بازی وشهوت رانی وچشم چرانی بودراقربانی کنم وخداروشکرالان بیش ازسه ماه است که به این تعهدم پایبندبوده ام وهمین متعهدبودن دراین سه ماه یک خودباوری درمن ایجادکرده که الان احساس میکنم به هرخواسته دیگری میتوانم درزندگیم دست یابم

    بنابراین همچنان پای این هدفم متعهدمی مانم وتصمیم میگیرم که ازاین پس نیزباهمه وجودم تلاش کنم که ازاین خلاءشخصیتی عبورکنم واین بهای بزرگ رادرجهت رسیدن به خواسته هایم باجان ودل بپردازم

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم دورانسان هایی که بامن دریک مسیرویادریک فرکانس نیستند، خط قرمزبکشم ومثل استادتنهابودن رابه خیلی از جمع هاودورهمی هایی که چیزی به من اضافه نمی کنند،ترجیح دهم

    تصمیم میگیرم ازاین پس برای خودم وبرای زندگیم‌ ارزش بیشتری قائل باشم وبه خودم اجازه ندهم که باهرآدمی نشست وبرخواست کنم ومراوده داشته باشم

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم قیدپرخوری وناسالم خوری رابزنم واگرچیزی هم میخورم بیشتر سالم بودن آن چیزوبعدبالذت خوردن آن چیز مدنظرم باشدوتلاش میکنم جسمم راآشغال دونی نکنم وبه اندازه نیازبدنم غذابخورم تاهم جسم متناسبی داشته باشم وهم یکبارهم که شده به وزن ایده آلم که همان هفتادکیلیوگرم هست برسم تااینگونه دوباره اعتمادبه نفس خودم راافزایش دهم ونیزبسیارپرانرژی وسرزنده باشم وازداشتن نعمت ارزشمندسلامتی لذت ببرم

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم تلویزیون واینستاگرام(مخصوصابخش اکسپلور)اینستاگرام راکناربگذارم تاهرچیزناخواسته ای به آسانی واردذهن من نشودوکنترل زندگی من رادردست نگیرد

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم خوابم راقربانی کنم وصبح هاسحرخیزباشم تاوقت آزادزیادی برای کارکردن روی خودم وقوانین داشته باشم

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم قیدتنبلی رابزنم وهمواره ورزش بکنم تاجسم سالم وورزیده وآماده ای داشته باشم

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم باهمه وجودم ذهنم وورودی های ذهنم راکنترل کنم واجازه ندهم هرموردناخواسته ای واردذهنم شودواحساس میکنم این مهم ترین بهایی است که میتونم درجهت رسیدن به خواسته هایم بپردازم

    من حاضرم برای بالارفتن مهارتم هرروزوهرروزساعت های زیادی روی خودم کارکنم وبه جای کارهای بیهوده ای که هرروزاکثرماانجام میدهیم وهیچ سودی هم برایمان ندارد،وقت بگذارم وروی مهارت هایم کارکنم

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم همواره خودم روبه چالش بکشم وکارهایی روانجام بدم که دیگران قادربه انجامش نیستندتابعداچیزهایی رودرزندگیم داشته باشم که دیگران قادربه داشتنش نیستند

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم همه جوره به قانون متعهدباشم وهمواره عمل کردن به قانون رامهم ترین اصل زندگیم قراردهم

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم خودم رابکوبم وحقیقتاازنوازخودم یک انسان ویک شخصیتی جدیدی بسازم

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم هرروزوهمیشه روی باگ های ذهنی ام کارکنم تایک به یک آنهارااصلاح کنم ویک ذهنیت فوق العاده قدرتمندی برای خودم بسازم

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم روی هرآن چیزی که من روازخواسته هایم دورمیکندخط بطلان بکشم وهرگزسراغ اعمال ورفتاری که به ذهنیت وشخصیت من آسیب میزنند،نروم

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم تمام توانم رابه کارگیرم تااززندگیم لذت بیشتری ببرم چراکه همین لذت بردن ساده میتواندبخوبی مسیررسیدن به خواسته هایم راصاف وهموارکند

    من برای رسیدن به خواسته هایم حاضرم به احساس خوبم بیش ازهرچیز دیگری درزندگیم بهابدهم وحس وحال خوب رامهم ترین اولویت زندگیم قراردهم چراکه تنهاباقدرت احساس خوب است که میتوانم خواسته هایم رادرآغوش گیرم

    من حاضرم برای رسیدن به خواسته هایم جهاداکبری به راه بیندازم وهمه جوره خودم وذهنیتم راتغییردهم تابدینوسیله بتوانم زندگیم راتغییردهم

    من به یاری خدا ازاین لحظه به بعدتمامیت ام رابرای رسیدن به خواسته هایم به میدان عمل می آورم

    تمام وجودم را

    تمام جوانی ام را

    تمام زندگیم را

    چون میدانم آنچه بعداساخته میشودبسیارارزشمندتر ازتمام چیزهایی است که الان دارم قربانی کنم

    پس به امیدخدااین بارپای این تعهدم می مانم

    من درگذشته بارهاتعهدداده ام ولی پای عهدوپیمان خودنایستاده ام

    امااینباراینجادربین همه دوستان عباسمنشی تعهدم رامینویسم تاباشدکه باجان ودل پای این عهدوپیانم راسخ واستواربمانم

    به یاری خداوبه همت وارده خودم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    مریم روشندلی گفته:
    مدت عضویت: 2338 روز

    بنام خدای بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد و مریم جان عزیز،

    استاد این فایل، یکی از فایل هایی هست که من تو پوشه روزانه ام قرار دادم و هر روز چندین بار گوش میدم. خیلی قدم بزرگیه، انتخاب بها و قربانی برای هدف. من تا قبل از اینکه این آگاهی رو درک کنم، فقط هدف انتخاب می کردم و یه برنامه فشرده و مرتب هم براش مینوشتم و کلی ذوق و هیجان وجودم رو پر میکرد، از اینکه، ایندفعه دیگه گاز میدم میرم جلو و میترکونم. ولی همیشه بلا استثنا دو سه روز ادامه میدادم و از فرداش دیگه انگار نه انگار که هدفی بود و برنامه ای بود و زمانبندی دقیق و حرفه ای بود… دلیلش هم فکر میکنم مهم ترینش به درون خودم بر میگرده، که اراده ضعیفی دارم و و متعهد نیستم. حرفم قویه، ولی ایمانم ضعیفه و عملم صفره. و دومش به شرایط محیطم بر میگرده، اینکه من سر کار باید برم تا درآمد حداقلی داشته باشم تا سربار خانوادم نباشم. ووقتی برمیگردم خونه. تا استراحت کنم و غذا بخورم و دوش بگیرم و بازم شامی چیزی بپذم و خونه رو مرتب کنم، دیگه شب شده و کل روزم همینطور با یک روند تکراری همیشگی میگذره. واقعا اعتراف میکنم که کل روزهای من شبیه به همه.. ینی همیشه با فکر خواسته هام بیدار میشم. پا میشم میگم خدایا شکرت، امروزمو خوب استفاده میکنم و به برنامه عمل میکنم… ولی تاز نماز میخونم و صبحانه و عجله ای آماده شدن واسه سرکار رفتن و بازم… زود شب میشه و طبق معمول هر روز، شبها غصه میخورم که من نمیتونم، هیچ وقت درست نمیشه و کلی چیزای منفی به خودم میگم. باز به زور خودمو سرزنش میکنم که نه، غصه خوردن فرکانس خوبی نیست. ومثلا الکی با حال خوب و امیدواری و گفتن خواسته هام، میرم میخوابم… الان زندگیم جوری شده، که الان که 30 سالمه، میتونم بگم از لحاظ پیشرفت شخصی، تقریبا هیچ تکونی نخوردم با زمان مثلا 12سالگیم…استاد فقط فکر میکنم زمان برای من میگذره و من همون آدم قبلم، همون شرایط، همون کمبودهای کهنه ی چندین ساله.. همون خواسته های کهنه ی هیچ وقت به ثمر ننشسته. ینی به حدی که به یه شناخت شخصیتی از خودم رسیدم که من ادم بی عرضه و به درد نخور و بی اراده ای هستم. ولی نمیدونم چرا با اینهمه احساس منفی و شکست همیشگی، همیشه این امیدواری هرچند ضعیف و کوچک به اینکه شاید درست بشه، شاید یه روز تونستم تغییر کنم و قوی و باکیفیت و بااراده زندگی کنم، تو وجودم همیشه بوده و هست. تا اینکه برای اولین بار این فایل رو که گوش دادم، متوجه شدم،… متوجه شدم که من چه بهایی تاکنون پرداختم برای خواسته هام. و دیدم که من هیچ بهایی نپرداختم… ولی استاد چندین هفته هست که من این فایل رو گوش میدم نمیتونم بها انتخاب کنم. به قول شما هر روز فکر میکنم که چه بهایی باید بپردازم. هدفی که من برای امسالم انتخاب کردم، تقویت مغز هستش. و من پکیج استاد جاوید رو تهیه کردم و 5 روز تونستم مداومت کنم ولی چند روز باز فاصله افتاد، چون کارهای غیرمنتظره پیش اومد. فعلا تونستم یدونه بها بنویسم، اون اینکه من متعهد میشم که هر روز ساعت 4 صبح از خواب بیدار بشم، حتی اگه اون شب فقط یک ساعت و نیم خوابیده باشم. چون باید تمرینات رو زمانی انجام بدم که بیشترین تمرکز رو دارم و کسی باهام کار نداشته باشه. ولی فقط تونستم 5 روز ادامه بدم. هنوزم دارم فکر میکنم چه بهایی بدم، چون میدونم اگه کارکرد مغز من 5 برابر بشه، تو تمام تصمیم گیریهام تو ارادم تو سرعت مطالعه و کلا همه جنبه های زندگیم تاثیر خیلی زیاد میزاره ومیتونم با قدرت بسیار بیشتر، به هدف اصلی خودم برسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      امیرحسین دانش گفته:
      مدت عضویت: 3282 روز

      5 روز ساعت 4 صبح بیدار شدن و تلاش و تمرکز کردن اون هم برای شمایی که شاغل هستید و کار خونه می‌کنید کار کمی نیست،به هیچ وجه خودتون رو سرزنش نکنید کم نیستن افرادی که یک روز هم نمی تونن چنین کاری کنن و سالها فقط حرف از موفقیت های آینده شون می زنن و عملشون در حد صفر باقی می مونم،به اعتقاد من کمال گرایی کنار بگذارید بابت همون تلاشتون خودتون تشویق کنید دوباره از اول شروع کنید،هر بار هم که نشد باز هم مهم نیست به تلاشتون ادامه بدید،البته قربانی کردن برای رسیدن به هدف هم باید در اولویت باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      لهیا فداکار لنگرودی گفته:
      مدت عضویت: 2021 روز

      سلام به دوست عزیزم مریم جان

      برای شروع اول روی عزت نفس خودتون کار کنید که پاشنه آشیل همه ماست دوره ی عزت نفس استاد عباسمنش فوق العاده ست و حتی خودِ استاد هم همیشه میگن که روی عزت نفس شون کار کردند بیس همه ما عزت نفسه ، عزت نفس که ساخته بشه جهان خودبخود شما را به مسیرهای عالی تر هدایت میکنه

      سعادتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    محمد محسنی گفته:
    مدت عضویت: 2082 روز

    بنام رب ابراهیم

    سلام و احترام و درود بر ابراهیم زمان استاد عزیزم و هاجر دوران خانم شایسته عزیز که اینقدر رها و وابسته به ربش هست.

    خدایا خودت بگو این حس و حال درونم را که با شنیدن این فایل پیدا شده و این تصمیم بها دادن به هدفم

    خدایا سپاس گذارم ازت، که هدایتم نمودی به این فایل در زمان که باید هدایت می شدم ، هدایت شدن این فایل هم معجزه وار بود.

    من امسال را سال ثروت برایم نامگذاری کردم و تمام دوره های ثروت را هم خریده ام دوره های روان شناسی ثروت 1.2.3 .

    بگذار از نتایج و ندانستن بها برای اهداف پارسالم بگویم ، من دوهدف عمده را انتخاب کردم ، یکی ثروت بود و دیگریش بالابردن اعتماد به نفس و خود ارزشی .

    از ابتدا بسیار بصورت عالی ومتعهد روی دوره دوازده قدم کار کردن را شروع کردم و تمام چکاپ های فریکانسی را به صورت دقیق انجام دادم ،و خیلی عالی کار میکردم ، اما چندماهی به بعد تمرکزم روی چند کار رفت و رفتم سراغ قانون سلامتی و نتایج عالی گرفتم خدارا سپاس ، ولی استدلال که خودم برایم داشتم این بود که قانون سلامتی نیز به خود ارزشی ام می افزاید که تا حدی هم آنطور شد و وسطای سال متوجه شدم که تمرکزم را روی فیلد دیگرش که ثروت بود خیلی کم شده و ازان به بعد آمدم سراغ ثروت ، دراخر سال نتایج اهدافم را که بررسی کردم ،بعضی از اهدافم تقریبا محقق شده بود ، مثل خریدن اکثر دوره های سایت ، مستقل نمودن کسب و کارم ،بالا رفتن اعتماد به نفسم ، ولی خیلی به آن چیزی که برایم تعیین کردم بودم نرسیده ، دلیلش هم این بود که اولا هدفم دوتا بود دوما تمرکز لیزری نداشتم و مهمتر از همه ، اگر میخواهی به چیزی برسی حاضری چه بهای را پرداخت نمایی و یا چه چیزی قربانی کنی اصلا ننوشته بودم و بهای را نگفته بودم و اصلا این اصل را نمیدانستم .

    استاد این فایل بیش از یک محصول ارزشمند است ،خدایا سپاس گذارم که در بهترین موقع که میخواهم برای سال جدیدم اهدافم را مشخص کنم این فایل را به دادم رساندی .

    در آنجا که میگویی : ابراهیم برای هدفش جان فرزندش را وسط گذاشت ، تو کجایی کاری ؟ هر بار که میشنوم موی تنم سیخ میشه و اشک دور چشمش حلقه میزند و من هم گفتم به خدایم و نوشتم .

    من هم جانم را وسط گذاشتم برای هدفم .

    خدایا من میخواهم ثروت مند شوم ، و به نعمت و ثروت های بی حساب برسم ، و روی دوره های ثروت فقط تمرکزی کارکنم .

    من این بها ها را میدهم .

    1. دوره های ثروت 1,2,3 را میخرم و خریده ام خدارا شکر

    2. تمرکز صد درصد میگذارم روی دوره ها

    3.کامنت میخوانم و مینویسم ، در حالیکه نوشتن کامنت برایم سخت بود تا قبل از ین بها ، و اولین کامنت اش را هم نوشتم .

    4.هر فایل را حداقل 50 بار گوش میدهم که 20 بار گوش دادم و هر بار چیزی جدیدی فهمیدم.

    5. شب و روز گوش دادن و کارکردن روی دوره های ثروت

    6. صبح ها زود از خواب بیدار شدن و کار کردن و جالب اینجاست که بعد از شنیدن آگاهی های این فایل نمیتوانم بخوابم .

    7.تمرکز گذاشتن روی کنترل احساسم و برداشتن تمرکزم از زنده گی دیگران حتی همسر و فرزندانم.

    8.در اطاق جداگانه از همسر و فرزندانم بودن و کار کردن روی دوره ها

    9.خلاصه نمودن و نوشتن دوره ها

    10. برداشتن تمر کز از دیگر فایل ها و سر نه زدن یوتیوب ، من شدیدا ویدیوهای یوتیوب را نگاه میکردم و به نحوی نمیتوانستم نگاه نکنم ،برای خودم هم میگفتم من تمرکزم روی زیبای های فایل هاست و میفهمیدم که خیلی انرژی ام را میگیرد ، ترکش میکنم.

    11. برای رسیدن به هدفم که ثروت مند شدن هست اگر جانم نیاز باشد میدهم .

    خدایا امید و توکلم فقط به خودت .

    استاد عزیزم ، و خانم شایسته عزیز واقعا سپاس گذارم از شما و پشتیبانی سایت که درین هیاهوی زمانه راه و شیوه زنده گی کردن را به ما آموختید ،

    استاد عزیزم سپاس گذارم که بابت این فایل هر چه سپاس گذاری کنم کم است ،عاشقتم .

    حکومت افغانستان ومردمشازین سو به آن سو شد ولی من و دوستانم که افتخار استفاده ازین سایت را داریم به کمک این آگاهی ها که خداوند از طریق شما به ما رساند، اینگار نه اینگار اتفاق افتاده ،ایمانم و توکلم قرص تر شد که بلی قانون جواب میدهدو مابه اندازه که تغییر کنیم نتیجه میگیرم . خداوند عزت در هر دو جهان را نصیبت کند، استاد عزیزم ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    آرزو جانی زاده گفته:
    مدت عضویت: 1203 روز

    سلام استاد عزیزم

    من دقیقا دیشب بود که به این فایل هدایت شده ام واقعا لذت برده ام از این همه زیبایی که در این قاب دیدم من از دیشب ذهنم مشغول شده بود که من حاضرم به خاطر هدفم چه بهایی رو پرداخت کنم و صبح به محض بیدار شدن بازم اومدم سراغ این فایل که همین اول صبح یه تعهد محکم به خودم بدم من هدفم عروسک سازی و رسیدن درآمد از این حرفه است که البته تعیین کرده ام که میخوام برای امسال چقدر باشه استاد به شدت به این کار علاقه دارم و احساس بی نظیری از ساخت عروسک دارم به خاطرش چند ماه پیش شروع کردم به آموزش دیدن خب هزینش رو باید پرداخت میکردم هزینه آموزش و خرید وسایل مورد نیاز به خاطرش در یک جایی مشغول به کار شده ام که در دوهفته فقط دو روزه که من باید سرکار باشم به لطف خداکار بسیار سبک خوبیه و من هزینه آموزش رو داده ام و آموزش دیدم و توی همین چند ماه مشتری های خیلی خوبی داشتم یه روزایی واقعا از صبح تا شب تمرکزی روی عروسکام کار کردم به شدت دوست دارم که توی سه روز بتونم یه عروسک درست کنم خب من خیلی زمان برای ساختنشون میزارم اما یک چیزی که هست اینه که روند درست کردن کند پیش میره من تو یه هفته میتونم درست کنم اونجایی که شما اشاره کردید به اون خانوم گفتید که میتونی تو یه روز یه محتوا تولید کنی واقعا منو به فکر فرو برد من واقعا میخوام که تو سه روز بتونم یه عروسک بسازم اما تو یه روز واقعا بهش فکر کردم که آیا من میتونم بعد گفتم که همه چیز امکان پذیره اگر شما تونستید تو یه روز این کارو کنید چرا من نتونم صد درصد میشه اصلا شکی نیست پس قدم برمیدارم و تمام سعیم رو میکنم که سرعتم رو بالا ببرم و من یک برنامه روزانه دقیقا از 6صبح تا 11شب تنظیم کردم میخوام یک بار دیگه این برنامه رو تغییر بدم و فقط کارهای که خیلی مهمه مثل کار کردن روی باورهام و کار روی هدفم رو در این برنامه انجام بدم و اینکه من خیلی استاد روی تغییر دیگران تمرکز میکنم و چندین بار بود که با دیگران برای تغییر دادنشون بحث میکردم واقعا پاشنه آشیل منه این موضوع که باید خیلی روش کارکنم چند روزی هست که خدا رو شکر رها شده ام و فقط دارم تمرکزم و روی خودم میزارم پس بهای من برای هدفم

    بالا بردن سرعت کارم

    تمرکز و کارکردن فقط روی تغییر خودم

    از خداوند میخوام که در این مسیر منو به مسیر درست هدایت کنه مسیری که پر از لذت باشه

    از شما استاد عزیزم بسیار ممنونم بابت این فایل ارزشمند که در اختیار همه ی ما قرار دادید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    مهلا کیان گفته:
    مدت عضویت: 1129 روز

    سلام دوستان استادعزیزم مریم جانم

    من دیشب قبل خواب اومدم ونشانه امروزم رو چک کردم و نیتی که داشتم این بود که مسیرجدیدم که چند روز محکم‌تر دارم ادامه میدم چه مدلیه و ته دلمم در مورد رابطه ای که چندروز کات کردم سوال داشتم البته رابطه رو کات کردم چون فک میکنم میتونم رابطه زیباتری رو داشته باشم و یکی از چیزایی که منو مصمم کرد برای جدایی این بود که چون مشکلات رابطه زیاد بود و همش سعی داشتم تغییرات ایجادکنم تمرکزم روی زندگیم و هدفام کم شده بود البته اینم بگم رابطم از قبل خیلی بهتر شده بود ولی من هم بزرگتر شدم

    و احساس لیاقتی که روش کار کردم و فک میکنم رابطه سازنده تر و صمیمیتری دلم میخواد،به هرحال نشانه امروزم رو چک کردم و زیبا جوابمو گرفتم من برای زندگی زیباتر خیلی وقته خیلی چیزهارو حذف کردم حتی یکی از دوستای دخترمم تو این چند روز حذف شد چون احساس کردم در کنارش ذهنم فقط می‌ره سمت داشتن رابطه و استوری …. واقعا از ته دلم می‌خوام که زندگی رو تجربه کنم که هر روزش رشد و یادگیری داشته باشه من از روتین شدن زندگی فراریم،به تازگی 12قدم رو حدود چهار ماه شروع کردم و چقدر جالبه وقتی تمرکزی میرم جلو فایل گوش میدم کامنت میخونم کامنت میزارم ذهنمو کنترل میکنم به قول استاد جنس اتفاقات متفاوت میشه و به محضی که شل میکنم ورق برمیگرده این لایف استایل جدیدمو که هرروزم داره آپدیت میشه رو خیلی دوس دارم ترسام کمترشده نگرانی هام خیلی کمتر شده توکلم بیشترشده فقط رو خودش حساب میکنم ظرفم بزرگتر شده نعمت تو زندگیم بیشتر شده جمله ای رو که عاشقشم

    که من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    علی سادات گفته:
    مدت عضویت: 636 روز

    به نام خدای مهریان

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم بانو شایسته

    من این فایل و قبلا هم گوش داده بودم ولی این چند روز ی حسی بهم میگفت برو دوباره این فایل رو ببین این فایل رو من دانلود تو گوشیم داشتم ولی هر چی میگشتم پیداش نمیکردم تو سایت هم نمیدونستم کجاست و از خدا خواستم حالا که میگی گوشش بده برام پیداش بکن به شکل معجزه آسایی برام پیداش کرد همینجا هم ایمان آوردم که خدا هر لحظه داره مارو هدایت میکنه

    این فایل بد جور به قلب من نشسته و خیلی منو روبه جلو هل میده اصلا بعد از گوش دادن به این فایل جوری دیگ نگاه میکنم به مساعل زندگیم

    من سالهاست که فوتبال حرفه ایی بازی می‌کنم از 8 سالگی و کلی تکامل به خوبی طی شد و پله هارو به خوبی بالا اومدم ولی تو سن 20 سالگی به دلیل گرفتن تصمیمات غلط و نداشتن ایمان به خداوند چندین سال از این مسیر دور شدم تا این که با سایت استاد آشنا شدم و دوباره تصمیم گرفتم به این مسیر برگردم مسیری که از بچه گی عاشقش بودم و کلی توانایی داشتم تو این مسیر خیلی ترس نگرانی داشم که شاید این مسیر جواب نده اون موقعی که تصمیم گرفتم بیام تو این مسیر هیچ ایده ایی نداشتم و از خدا هدایت خواستم و باتوجه به گوش دادن به این فایل از سر کار استعفا دادم و اومدم تو این مسیر و شروع کردم تمرین کردن به تنهایی خیلی وقتا بی انگیزه میشدم که این مسیرو رها کنم ولی به خودم میگفتم باید بهاشو پرداخت کنی و خداروشکر بعد کلی تمرین کردن و اینکه تمام تمرکزم گذاشته بودم رو فوتبال و تمرین کردن یکی از دوستانم زنگ زد که همچین تیمی هست بازیکن میخواد تورور معرفی کردم میای اینجا بود که گفتم خدایا شکرت جواب تعهدمو دادی و من رفتم سر تمرین و با اون تیم قرار داد بستم

    دو باره بعد از چندین ماه که میگذره خداوند منو به این فایل هدایت کرد که اگه هدف بزرگی داری باید بیشتر قربانی کنی تا به اهداف بزرگتری برسی وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبینم من ناخودآگاه داشتم قربانی میکردم چه از نظر مالی چه از نظر وقت و انرژی و تمرکز…

    استاد واقعا درست میگه که انسان یادش میره که باید قربانی بکنه و منم واقعا یادم رفته که علی اگه میخوای به جایگاه بالاتری برسی باید قربانی کنی و به یادت بیاری که سال پیش چطوری شد که نه ایده ای داشتی نه تیمی داشتی ولی خدا هدایت کرد به اندازهایی که قربانی کردی ایمانت نشون دادی نتیجه گرفتی

    وهمین مسیرو هم تو این مقطعه باید ادامه بدی باید دهنتو کنترل کنی که بعضی وقتا مائیوست میکنه که قدم های بزرگتری بر داری

    باید به یاد بیارم که همواره خدا داره هدایتم میکنه من باید برای رسیدن به هدفم قدم بردارم برای رسیدن به بالاترین سطح فوتبال ایران باید به همین اندازه قربانی بکنم

    تشکر میکنم از استاد بایت این فایل بی نظیر که انگار برا اینکه به من یادآوری بشه علی باید قربانی بکنی درست شده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: