اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استادعزیزاین فایل سرمایه اصلی،انقدربرای من جالب بودکه اگرهمیشه درحال انجام کارهام به فایلهاتون گوش میکردم،این فایل من رو میخکوب کرد و موبایل به دست جمله جمله اش رو باگوش جان شنیدم،چون واقعانکاتی مطرح کردیدکه بسیارمهم ،ضروری ودربعضی زندگی هاسرنوشت سازهستند.من یک دبیرزبان هستم ،جناب عباسمنش ودرآموزشگاه هم تدریس دارم،و مرتب به فکرراهکارهایی برای درآمدبیشترهستم ،درکنارتدریس مهارتهایی هم کسب کردم اماهیچکدام عملا نتونستنن برای من پولسازباشن،وباخودم فکرمیکردم پس بایدیک جایی ازکارایرادداشته باشه،اون چی میتونه باشه،چراهرچی سعی میکنم نتیجه دلخواه رو هنوزکسب نکردم. دراین گیر وداربودکه باگروهی برای سرمایه گذاری دریک شرکت چندملیتی آشناشدم ولی خب سرمایه لازم رو نداشتم وبرای بدست آوردنش خیلی تلاش کردم ،حتی مبل هام رو برای فروش گذاشتم دیواربفروشم که بتونم اون مبلغ لازم برای سرمایه گذاری رو مهیاکنم ولی فروش نرفتن بااینکه بسیارباکیفیت و خاص هستند…همیشه باخودمیگفتم الهی درس من ازاین قضیه چیه،من کجاکم کاری کردم ؟استادمن مرتب درحال افزودن به دانسته هام درزمینه ی کاریم هستم،مرتب درکارگاه های روش تدریس ها شرکت میکردم ،تابه خودم گفتم یک ارتقائ اساسی درسیستم خودت ایجادکن،ودوباره دانشگاه شرکت کردم وقبول شدم والان ترم آخرآموزش زبان هستم،ودرتدریس تک تک بچه هارومثل بچه های خودم میدونم ومحاله ذره ای وقت کم بزارم درکارم وسعی کردم همیشه مثل یک خانم خانه دارکه درمهمونی هاش سنگ تموم میزاره،درتدریسم همونطورباشم.ایناروعرض کردم که بگم باسکون وبایکوت بودن بسیارمخالفمو همواره پویابوده وهستم.وهمین باعث شددنبال راه های نوین درآمدباشم..والان این فایل شمامن رو عمیقابه فکرفروبرد…من هم دربورس واردشدم والبته فقط عرضه اولیه خریداری کردم وکوچکترین سودی حاصل نشد.همکارم کلی طلا که با وام خریده بودفروخت و در بورس گذاشت وکلی ضرر کرد،یکی دیگرازدوستانم درعرصه ی خریدطلا وفروش اون در موقعی که فکرمیکردبایدبه فروش برسونه ضرراساسی کرد…صحبتهای شمامن رو تکان داداستاد..تمام این تجارب دوستان و خودم رو ازلایه های زیرین ذهنم که داشت فراموش میشد،بیرون کشیدوصدای زنگ در گوشم طنین اندازشدکه این بوددلیل به فروش نرفتن مبلهات،این بوددلیل جورنشدن وامها…خداونداززبان شمابه من گفت”نمیخوام بیش ازاین متضرربشی”.من شاکردرگاه پرمهرش هستم که من رو بادانشگاه بی نظیرعباسمنش آشناکرد.ازهمسرنازنین تون متشکرم که ازشماخواستن اون گفتگوی بین شماو دوستتون رو به این فایل تبدیل کنیدوازشماسپاسگزارم که انقدرخالصانه ،آگاهی دادید.شاید کلمات بیانگرواقعی میزان سپاس و علاقه بنده به تدریس های بی نظیرشمانباشن،اماامیدوارم ارتعاش این حس عالی رو دریافت کنید. همواره سلامت،سعادتمند،پرانرژی وموفق باشید. درپناه مهرالهی
استاد چقدر خوشحال شدم وقتی اومدم تو سایت و دیدم فایل جدید گذاشتید. سریع نشستم و شروع کردم به گوش دادن. اصلا توی هر فایل نکات بی نظیری گفته میشه که واااااقعا من هیچ جا نشنیدم . خدایا شکرررررررررت
سرمایه اصلی من چیست؟
وقتی استاد این سوال رو اول فایل پرسیدن همون ابتدا فایل رو استپ کردم و نشستم روی کاغذ فکر کردم و نوشتم .
به نظرم مهمترین و اولین سرمایه ای که من می تونم داشته باشم و هر روز بیشتر و بزرگترش کنم ، ایمان و توکلم به خداست و اعتمادی که نسبت بهش دارم . که فقط و فقط روی خدا حساب کنم نه هیچ کس دیگه
بعد همون درستکاری ، صادق بودن ، قابل اعتماد بودن و… که اینها همه بستگی به خودم داره اینکه من چقدر بتونم به خدا ایمان داشته باشم و در مقابل نجواهای شیطان وسوسه نشم و آدم سالمی باشم . اینکه چقدر استقامت کنم چقدر امیدوار باشم و نخوام خیلی زود امیدم رو از دست بدم و از مسیر توحیدی خارج بشم.
مورد دیگه هم توانایی ها و مهارت هایی که دارم هستش مثل:
توانایی ارتباط برقرار کردن ، اعتماد به نفسم ، خوب صحبت کردنم ، والیبال حرفه ای که بلدم ، توانایی بازی با کودک ، توانایی مدیریت یک گروه از کودکان ، گریم کودک که بلدم ، توانایی آموزش مهارت های زندگی به کودکان ، توانایی قصه گویی و…
من می تونم روی این توانایی ها کار کنم و یک سرمایه بسیااااار عالی و بزرگ برای خودم بسازم و حتی از همین ۱۵ سالگیم که خدا می دونه در آینده قراره چه زندگی رو برای خودم خلق کنم.
استاد من یک مثال خوب از یک رفتگر توی تهران یادم اومد.
رفتگر یک منطقه از تهران یک روز میره و به خونه ها و آپارتمان های اون منطقه میگه که من هر روز این منطقه رو تمیز نگه میدارم و بابتش فلان مقدار به من بدید. اون ها چون به این رفتگر خیلی اعتماد داشتن و اون رو یک آدم خیلی خوب و درستکاری می شناختن قبول می کنن و اون آدم بدون هیچ سرمایه نقدی فقط با استفاده از روند تکاملی و سرمایه اصلیش ، پله پله مسیرش رو طی می کنه و الان به جایی رسیده که آدم باورش نمیشه یک رفتگر ساده بدون هیچ پولی به اینجا برسه . در واقع اون آدم پول زیادی نداشته بلکه یک سرمایه واقعی و درست داشته و از اون سرمایه به بهترین شکل استفاده کرده و براش ارررررررزش قائل بوده .
وای چه باور اشتباهی ما از بچگی شنیدیم که پول پول میاره.
در حقیقت اگر ما آدم قبلی با تفکرات و ذهنیت های قبلی باشیم هر چقدر هم پول داشته باشیم باز هم شرایط مثل قبله و هیچ تغییری نمی کنه تا زماااانی که ما تغییر کنیم.
اون چیزی که پول میاره ایمان و توکل واقعی ما به خدا ، تغییر ذهنیت و شخصیت ، تغییر باور ها و افکار ، افزایش سرمایه اصلی و… هستش.
من الان به جایی رسیدم که دوست دارم تنها باشم و با خودم بشینم ساعت ها فکر کنم و برای خودم وقت بزارم . روی مهارت هام، تغییر باور هام و… وقت بزارم و کار کنم . زمانی که تصمیم می گیری برای توانایی هات و افکارت زمان بزاری و تغییرشون بدی و روشون تمرکز می کنی ایده ها از بی نهایت طریق بهت الهام میشن و زندگیت رو متفاوت می کنن .
استاد عزیزم واقعا ازتون بی نهایت سپاسگزارم این فایل فوق العاااااااااااده باعث شد امروز من چیز هایی رو متوجه بشم و به چیز هااایی فکر کنم که تا بحال به این وضوح بهشون توجه نکردم. خدایا صد هزار مرتبه شکر
مریم جون عزیز از شما هم خیلی ممنونم که دستی از دستان خداوند هستید و باعث شدید امروز این فایل که معلوم نیست چند صدها هزار نفر در آینده ببینند و زندگیشون متحول بشه روی سایت قرار گرفت.
سلام استاد جان زمان بسیار زیادیه که داخل سایت کامنتی ننوشتم ولی بیشتر از هر وقت دیگه ای تمرکز گزاشتم رو خودم و کار کردن قانون و درست کردن کج فهمی هام به لطف آشنا شدنم با بهترین گروهی از بچه های همین سایت که هممون میشناسیمشون
این فایل فوقالعاده بود نمیتونستم دیگه ننویسم و نظرم و تمرینم رو ثبتش نکنم
1.سرمایه اصلیِ من چیست؟ جواب من بدون هیچ خوشبینی و خواسته رو گفتن فقط و فقط پول بود. اصلا چیز دیگه ای به فکرم نرسید موضوع دیگه ای به جز پول که بتونه سرمایه ی اولیه ی یک کاری بشه
و میدونید الان که بهش فکر کردم فهمیدم که این فایلی که ضبط کردین جواب یکی از باورهایی بود که چند وقت پیش از جوشن کبیر فهمیده بودم و با خودم تکرارش میکردم و اون باور ای سرمایه ده بود
اون زمان من میدونستم که سرمایه ای میتونه باشه برای اول کار بجز پول ولی نمیدونستم که چیه
سرمایه اصلی شما می تواند شامل ویژگی های شخصیتیِ سازنده ای باشد مثل:
صداقت، درستکاری، خوش خلقی،وفای به عهد ، توکل، توانایی برقراری ارتباط، توانایی مدیریت بحران، توانایی مدیریت افراد، توانایی حل مسئله، توانایی دیدنِ نکات مثبت افراد و برانگیخته کردن آن ویژگی ها خصوصا در شرایط به ظاهر بحرانی و…
تازه من باید پای این ویژگیهام وایسم و ادامشون بدم و مهمتر ارزش مند بدونمشون
همچنین سرمایه اصلی شما شامل مهارت هایی تخصصی است که می توانی کسب کنی و هر بار در آن مهارت ها بهتر بشوی.
در مورد ارزشمند دونستن این ویژگی هام من واقعن ضعیف بودم تا قبل از این فایل اصلا به ذهنمم نرسیده بود تا الان که اینا ارزشمنده.
اینکه آدم ها هرباری به من میگن تو چهرت یک آرامشی هست و ما ازت آرامش میگیریم از کارت آرامش میگیریم این ارزشمنده، ومن با چشمم دیدم واقعا که الان چه قدر این ویژگی ها که سعی کنی درستکار باشی غیبت نکنی نترس باشی شجاع باشی توکل داشته باشی چه قدر کمه تو جامعه ، چه قدر بعضیا نمیتونن انجامش بدن
و چه قدر قشنگ و ساده گفتین اینا میتونه همیشه با آدم باشه اگر خود آدم بخواد که باشه همراهش که اگر من این انتخاب رو بکنم ، به معنای واقعی زندگی میکنم تو این دنیا
ضمن اینکه هر کدام از این دو جنبه از سرمایه اصلی شما، می تواند جنبه ی دیگر را رشد بدهد و مثمر ثمرتر کند. در نهایت، «ثروت و استقلال مالی»، فقط یکی از خروجی های سرمایه ی اصلی شماست.
2.چطور می توانم این سرمایه را رشد بدهم؟
یعنی با جزئیات بنویس:
در حال حاضر، چقدر بهبود دائمیِ این سرمایه های اصلی چقدر برایت اولویت دارد؟
الان که درست فهمیدم که کدوم سرمایه مهمتره به شدت برام الویت داره که بیشتر از الان بکنم این سرمایه رو، میخوام بزارم جزو اولویت زندگیم بیشتر کردن سرمایم رو،و دقیقا بیشتر کردن این سرمایه همون درستتر کردن و بهتر کار کردنم رو خودم و قانونه ، دور شدن از فرع و چسبیدن به اصله
چقدر از زمان، انرژی و تمرکز روزانه ی شما صرف رشد این سرمایه های اصلی می شود؟
در حال حاضر شاید 20 درصد از روز من صرف این موضوعات بشه، صرف تمرین کردن رو قانون بشه،واقعا بعضی جاها برمیگردم هنوز به همون دیفالت قبلی دیفالتی که به خاطر ترس از کمبود و اعتماد به نفس و از دست دادنه ولی خبر خوب اینه که تا جایی که آگاه باشم تغییرش میدم و کار درست رو انجام میدم
خیلی وقتا دچار حاشیه ها میشم چیزایی که برای جامعه اهمیت داره ، سعی کردم درستش کنم ولی اون تلاش کردنه کم بوده من خیلی بهتر میتونم تلاش کنم
امروز یک قدم برای بهتر کردن و با کیفیت تر کردن خودم و کارم برداشتم تقریبا 80 درصد از ورودی و درآمد این ماهم رو صرف خرید آموزشهایی کردم که نیاز داشتم بهشون هم برای خودشناسیم هم برای افزایش مهارت توی کارم
البته نجوا این وسطا کم تلاش خودش رو نکرد که منصرفم بکنه ولی انجامش دادم
چه برنامه ها یا ایده هایی برای رشد این سرمایه ها می توانی داشته باشی؟
کاری که من بعد از دیدن این فایل انجام دادم نوشتن یک لیست از اصل وفرع کارهایی بود که در طول روزم دارم انجام میدم چه برای کارم چه برای کار کردن رو ی قانون
که هر روز باید بر طبق همین جدول عمل کنم و از همون موقعی که جدول نوشتنش تموم شد دارم سعی میکنم بهش عمل کنم
مخصوصا مخصوصا کنترل کردن ذهنم و ارزشمند دونستن اون ویژگی های درست برای خودم و تکرار اینکه بابا اینا ارزشمندن
یکی از مهم ترین کارهای که دیدم واقعا دیگه باید انجامش میدادم و قدم اولیه رو برداشتم آموزش های بهتر پیشرفته تر واصولی تر بود که امروز داخل یک دوره آموزشی شرکت کردم با اینکه من میدونستم محتوای اون دوره رو ، سالهاست که دارم انجامش میدم ولی ضعف داشتم که با آموزش این ضعفم حل میشد.
و اگر تمرکز اصلی شما صرف رشد این سرمایه های اصلی بشود، چقدر کیفیت زندگی شما را در تمام جنبه ها بالاتر می برد؟
وای اگه تمام کارهامو بر اساس این ایده هایی که اون بالا براتون گفتم انجام بدم میترکونم تو همه ی جنبه ها
تو خودشناسی بهتر میشم ، حالم خوبه ، تکاملم سریعتر طی میشه ، مشتریهام زیاد تر میشه ، ایده های نوعی میتونم اجرار کنم با توجه به مهارتم که تا الان ندیدم نمونش رو ، با کسایی میتونم همکاری کنم که ثروتمندن ، به خدا نزدیکتر میشم ، صداش برام واضح تر میشه، زندگی پر از کیفیت میشه ، از حاشیه ها میام بیرون که خود این موضوع باعث میشه نتایجی بگیرم که خودم میخوام نه نتایجی که نمیخوام ،
مثلن اگر این آموزش ها رو ببینم و تمرین کنم و تو آموزش هام با هنرجوم صادق باشم اون میره چنتای دیگه رو با خودش میاره خودش کار مورد علاقش رو شروع میکنه به درآمد میرسه من رو هم به بقیه معرفی میکنه ، از طریق آدمایی که نمیشناسم هم معرفی میشم و کلی مشتری میگیرم ، اون خودشناسی بیشتر و کار کردن بهتر رو قانون باعث میشه موقعیت هایی که باعث موفقیت بیشترم میشن سریعتر برام اتفاق بیافتن ، درستکارتر شدنم و صادقتر بودنم باعث میشه مثلن ترسی نداشته باشم که اگه بفهمن دروغ بود چی میشه، آرامش دارم، به ثروت بیشتر راحت تر میرسم و …
اصلن اینقدر زیاده نتایجش که نمیشه نوشت حتی شاید الان خیلیاش به ذهنمم نمیرسه ولی برام اتفاق میافته
ممنون از این فایل عالی که رایگان در اختیارم قرار دادید استاد.
شاید خیلی وقته نیومدم و کامنتی بزارم ولی خودم دارم میبینم که چه کارهایی رو دارم میکنم که قبلن میگفتم امکان نداره من بتونم از پس این کارار بربیام
استاد هر روز که فایلارو گوش میدم بیشتر متوجه میشم که چرا هدایت شدم به اینجا
با گوش دادن به هرحرفتون انگار چیزایی از اصل وجودم رو یادم میاره. انگار حرفهای خدارو دارم اینجا میشنوم دقیقا اگاهی هایی که موقع تولد به یاد داشتیم ولی فراموش کردیم و حالا داریم به یاد میاریم
از وقتی ازتون یاد گرفتم هرچیز و فکری که بهت احساس بدی میده بدون از بنیاد غلطه دیگه میتونم بگم راهی شده برای پیدا کردن اصل به جای فرع برام حالا در مورد بورس بگم, اینکه اون دوسال پیش انقدر جنب و جوش زیاد شده بود براش و موج تقلید بی فکر جامعه حرفش فقط این بود بچه زرنگا دارن پول در میارنا و ازین حرفا
دوست من به یکی از دوستانش پول داده بود که بزاره براش سرمایه گذاری کنه و به منم پیشنهاد داد اینکار کنم ولی گفتم خب که چی
حالا یه قرون دوهزار هم زیادتر بشه بعدش چی؟ بعدش کار ما کلا چیه که حالا فلان تومنم برا حالامون در بیاریم که بشه یا نشه البته؟ من از پایه میخوام ثروتساز بشم نه اینطوری
حالا میخوام بگم کلا خیلیییی باور ها و حرفها و تفکرات ب من احساس بدی میدادن و مخالفتی هم داشتم کسی قبول نمیکرد و البته دلیل بزرگی براش پیدا نمیکردم ولی حالا نگاه میکنم من به اینجا اومدم تا اصل رو پیدا کنم
اصل از اومدن ما به این دنیای مادی اینه که با گسترش دادن خودمون جهان رو گسترش بدیم, و هدف انقدر حاشیه نبوده که
خوشیامون بشه خوشیای زودگذر اشتباه مثل قلیون و مشروب و….
پول در اوردنمون بشه از راهی که دوسش نداریم
عبادتمون بشه چادر و نمازهای به چه طولانی مدت و بی دل و علاقه فقط با تفکر اینکه اره جای مهر داریم و حجاب برتر داریم
روابطمون چشم و هم چشمی معنیش باشه
و مثالهای دیگه
اینا فرعیات جامعه ای بود که مارو انقدر درگیر کرده بود و احساس بدی میداد چون باوراش از دم غلط بود
واسه همین استاد وقتی اومدم تو سایت اوایل با هر فایل اشک میریختم چون داشت اصل یادم میومد
استاد میگید بزرگترین سرمایتون چیه
شخصیتی بخوام بگم همیشه نگاه میکردم چه رفتارهایی از دیگران اذیتم میکرد و همونو سفت و سخت پاش وایمیسادم( می ایستادم به اصفهانی 😂) یکیش راز داری بود
به شدت اذیت شدم وقتی میدیدم حرفم پیش بقیه ست و دیگه همه اینو میدونند یه چیز بهم میگند به هیچ کس عمرا بگم
یکی دیگش که اینم بخاطر ادب از که اموختی از بی ادبان یاد گرفتم, غیبت نکردن بود
من چون این ویژگیارو ساختمشون و حواسم خیلی بهشون بوده همیشه خیلی دوسشون داشتم ولی حالا که گفتید از سرمایه هاته, به خودم گفتم فاطمه این اطمینان و قابل اعتماد بودنت حتی برا یه دونه حرف خیلی تحسین برانگیزه
قربونتون برم استاد
من شبانه روزی روی اگاهی های شما زوم شدم و این شیوه رو برای بهبود شخصیتم دارم ادامه میدم
دیروز تو مسیر به خودم گفتم فاطمه هرکسیو تو خیابون دیدی بگرد دنبال زیباترین بخش ظاهریش یا لباس یا صورت….
اصلا به طرز عجیبی همه هم زیبا شده بودن هم خوشتیپ با تنوع خاص خودشون
خب گفتم این دنبال نکات زیبا گشتنه و خیلییی ذوق زده شدم بخاطر یاد دادن این اموزه ی خوب
یه طوری شده بود انگار میتونستم همه را با روی باز بپذیرم و جالب اینکه این چندوقته همه به شدت باهام خوش رفتار شدن
واقعا عیب جو نبودن و دیدن زیبایی ها و حالا که دیگه دریچه ی دیگه و لول بالاتری ازشو یاد گرفتم برام خیلی ارزشمنده
اینو ادامه میدم تا این صلح بزرگ درونم و ارامشم برام بشه سرمایه جدید
خیلی دوست داشتم بازم نوشتن رو ادامه بدم و از تخصص هم بگم که هنری که یاد گرفتم چجور کمک کرد چون انگار این قلب پر از حرفه و چه خوب جایی دارم برا گفته هام ولی باید برم
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
دوستتون دارم, با تموم وجود و از برگشتن به اصل خودم خشنودم
من سالها بود که از شهر و شغلی که بهش علاقه داشتم دور شده بودم و شغلهای مختلفی رو عوض کردم،و هیچ کدام از کارها رو به اندازه اون شغلی که علاقه داشتم دوست نداشتم و نتونسم توش موفق بشم.در همین حین با شما و فایلهای شما که توسط یکی از دوستام معرفی شد آشنا شدم و ۲ سال فایلهای شما گوش میدادم هر کدام رو چندین مرتبه ،و روی خودم کار کردم، تا اینکه به لطف خدا، خیلی معجزه آسا هدایت شدم به همون شهر و همون شغلی که علاقه داشتم در صورتی که من تو اون زمانی که هدایت شدم اصلا بهش دیگه فکر نمیکردم ولی تو بیشتر مواقع احساس خوبی رو برای خودم بوجود می آوردم با تکنیک هایی که از شما یاد گرفته بودم،
تا اینکه با یک مکالمه تلفنی ساده و پیشنهادی که از شخص دیگه ای به من شد هدایت شدم به او شهر و شغل،
الان مدت ۲ سال هست که به این شغل مشغولم و همچنان با ذوق کار میکنم،ولی با فایل هایی که از شما گوش دادم یه وقت هایی احساس میکنم تو این شغل نمیتونم خیلی پیشرفت کنم چون شغل من داروخانه است و با اینکه جایگاه خوبی دارم به خودم میگم این شغل با قانون مغایرت داره چون همش با افراد بیمار سر و کار دارم و مدام در حال فروختن و خریدن دارو هستم در صورتی که در قانونی که من یاد گرفتم دارو نقشی نداره ولی چطور خودم دارم این کار رو میکنم،
با اینکه به این شغل خیلی علاقه دارم ولی نمیدونم با این حس چیکار کنم،
بطور اتفاقی سوالت ب چشمم خورد من خیلی کم تو این صفحه از سایت میام …
ب نظر من شغل شما هیچ مغایرتی با قانون نداره ….
سوال خوبی مطرح کردی ….منم مثل تو یه روزی با این سوالات درگیر بودم اما الحمدالله با اموزشهای خوب استاد ب خیلی از پاسخ سوالاتم رسیدم …
اگه اشتباه نکنم سوال شما این بود:
به خودم میگم این شغل با قانون مغایرت داره چون همش با افراد بیمار سر و کار دارم و مدام در حال فروختن و خریدن دارو هستم در صورتی که در قانونی که من یاد گرفتم دارو نقشی نداره ولی چطور خودم دارم این کار رو میکنم….؟؟!!!
میخوام سوالت رو با پرسیدن چند سوال دیگه پاسخ بدم آیا ب نظر شما همه ادما ب اون قدرت ذهنی رسیدن که بتونن با ذهن شون جسم شون رو درمان کنن …؟
ایا همه ب این توانمندی رسیدن …؟
ایا خود شمایی که الان نزدیک ب ۵سال اینجایی میتونی با قدرت ذهنت خودت رو درمان کنی …؟
بنابراین چطور توقع داری ادمایی که اصلا هیچ اعتقادی ب قدرت شفا دهی ذهن ندارند با استفاده از ذهن خودشون رو درمان کنن …؟!
خودتم میدونی که ذهن با باورها و اعتقاد ما کار میکنه …
باید قوانین جهان هستی رو بلد باشی باید سازو کار ذهن رو یاد بگیری باید ب خودشناسی برسی تا بتونی با قدرت ذهنت خودت رو درمان کنی …
وقتی کسی ب این حرفا اعتقادی نداره و همه این حرفها رو پوچ و مسخره میدونه یا چرت و پرت میدونه چطوری میخواد با قدرت ذهنش بیماریش رو درمان کنه …؟
سالی میلیونها نفر ب حرم امام رضا میرن برای شفا گرفتن ولی ایا همه شون شفا پیدا میکنن …؟ خیر ….جز یکی دونفر
چرا همه شون شفا نمیگیرند …؟ ب خاطر اعتقادشون هست …ب خاطر باورهای سست شون هست که شفا نمیگیرند …ب خاطر اینه که این حرفهارو چرت و پرت میدونن اصلا باور ندارند …چیزی که من و تو داریم مطالعه میکنیم اونا اصلا باور ندارند اونا ما رو مسخره میکنن …چطور توقع داری کسی که این حرفهارو چرند میدونه با استفاده از ان ب خواسته اش برسه ..؟
قانون زندگی قانون باورهاست …جهان بازتابی از باورهای ماست ….
زمانی قدرت ذهن جواب میده که در راستای قوانین جهان هستی گام برداری …زمانی که باور داشته باشی …زمانیکه ایمان داشته باشی …زمانیکه ب خداوند اعتماد کنی ….
این افراد باید وقت بذارن و ب جای هزینه کردن برای دارو رو خودشون هزینه کنن تا بتونن بدون خرید دارو خودشون رو درمان کنن …این کار با یکی دو روز و یکی دو سال هم جواب نمیده باید کلا باورهای درب و داغونی که سالها از گذشتگانمون ب ارث بردیم و یدک میکشیم از ذهن مون پاک کنیم در اونصورت هست که میتونیم از قدرت ذهن مون برای رسیدن ب هر خواسته ایی استفاده کنیم ….
در غیر اینصورت تنها راه معالجه خوردن داروست …..بنابراین با خیال راحت واستا داروت رو بفروش و حست رو هم خوب نگه دار…
جهان کارش درسته هیچ اشتباهی در جهان رخ نداده و نخواهد داد همه چی رو حساب و کتاب و نظم خاصی ب پیش میره خداوند کارش درسته اصلا نگران این موضوعات نباش همه چی سر جای درستش هست هر کسی الان هر کجا هست جاش درسته …
امیدوارم تونسته باشم پاسخ سوالت رو بدرستی داده باشم ….
سپاس از سید عزیز برای تکرار آگاهی های ناب الهی ,شاید اگه قرار بود پروردگار جمله ای بگه میگفت : جانا سخن از زبان ما میگویی همه ما به نوعی هم اتوبان و هم جاده خاکی رو تجربه کردیم و تفاوتش هم به وضوح درک کردیم و اینجا اون جمله معروفتون که میگفتید تفاوت اصل و فرع رو میشه بهتر درک کرد این که گاها ما تمرکزمون رو از دست میدیم و دچار سردرگمی میشیم به خاطر همین علائم هشدار دهنده ای هست که در تمام مسیرهای اصلی وجود داره ولی ما نسبت بهش بی توجهیم کافیه ببینیم و تیز بین باشیم و تمرکز داشته باشیم در مسیر رو به جلو و به قول خودتون ببینیم قوانین بر چه اصلی کار میکنند و به قول انیشتین چه طور میشه فکر خدا رو خوند و مبهوت میشیم که واقعا قانون این قدر ساده و روشن بود و من نفهمیدم ….صداقت و درستکاری ,فهم الله ,ایجاد ابزار درونی همچون عزت نفس و امثالهم , انتخاب مسیر , بالا بردن مهارت و تمام …به همین سادگی به همین خوشمزگی و این کار یه سرآشپز ماهر و چیره دسته همچون سید حسین عباسمنش که درساشو خوب فهمیده از صاحب و مالک رستوران.
سلام خدمت استاد و خانم شایسته بی نظیر و تمامی دوستان اگاه و ارزشمندم❤❤❤❤
امروز بعد از ماه ها درست زمانی که بعد از مطالعات روزانم قلم دستم گرفتم که طراحی کنم و تمریناتم رو شروع کنم خدای یکتا هدایتم کرد به اینجا و خوندن کامنت دوستان ارزشمندم و قلم هدایتش رو دستم داد و گفت اینجا بنویس انقدر این هدایت روشن هست که بی چون و چرا قبول کردم و میخوام بنویسم.استاد بی نظیرم من از سایت مدتی فاصله گرفتم چون احساس بی لیاقتی داشتم از اینکه هنوز تو بعد مالی نتایج بزرگ نیومده بود غافل از اینکه این مدت بهم ثابت شد لیاقت رو دارم اما اراده و توکل محکم و باورهای درست رو هم لزوما باید داشته باشم و این هم کار یک روز و دو ماه نیست و تکامل میخواد.این مدت اتفاقات زیادی رخ داد.الان فقط میخوام به سوال شما جواب بدم .سرمایه من درستکاری و پاکی و احساس مسئولیت زیادم و خلاقیت و مهارتم در کارم هست و تلاش زیادم و زیبایی درونی که تا قبل از این یک ماه اخیر انقدر پر رنگ ندیده بودم.این دوسالی که رو دوره ها و آموزشهای شما کار میکنم از نظر سلامتی نتایج خیلی بزرگی گرفته بودم دو ساله که به لطف خدا هیچ دهرویی استفاده نکردم.زخمی رو پام بود که تا یک سال بود و حتی نمیتونستم بدون صندل بیرون برم و از اونجا که ظاهر پام رو ناجالب کرده بود اصلا بیرون نمیرفتم درست زمانی که قدم یک رو شروع کردم و یک سال از بودنش رو پام میگذشت برادرم یه دارو دست ساز برام سفارش داد و اورد و گفت این رد خور نداره و استفاده کن زود پات خوب میشه یه حسی درونم گفت زهرا تو نیازی به این دارو نداری داروی تو از قبل تو وجودت شروع به ترمیم سازی کرده فقط با باور بیشتری اون رو استفاده کن.به خاطر احترام به داداشم و لطفش دارو رو فقط در حد چند ثانیه رو پام استفاده کردم اما به شدت سنگینیش رو حس کردم و بلافاصله رفتم شستم و دارو رو دیگه استفاده نکردم داداشم گفت چرا به خودت ظلم میکنی ؟گفتم روش بهتری برای درمانش پیدا کردم لبخند زد اما در کمتر از یکی دو هفته خودش هم دید که اون زخم به زیبایی محو شد برای همیشه.بعدش هم درد های زیادی که زمان سیکلم تا دو روز ازم انرژی میگرفت طوری که حتی خوردن آب خنک رو همیشه طی اون دو روز از خودم منع کرده بودم و از کار و زندگی می افتادم و اون هم الان به لطف خدا ۲ ساله هیچ دردی ندارم و حتی انرژیم چندین برابر شده و به همه کارهام هم میرسم تا چند ماه پیش که انقدر ذهنم درگیر ثروت ساختن و زود نتیجه گرفتن شده بود و احساس بی لیاقتی که نسبت به ثروت داشتنم که از نعمت های بزرگ و نتایج دیگه غافل شده بودم و یه تضاد به وجود اومد که وزنم تا شاید۷ کیلو کم شد این کم شدن وزن تاثیری رو انرژیم نداشت اما صورتم خیلی لاغر شد .من ارایش رو از یک سال گذشته حذف کردم و به زیبایی درونیم ایمان داشتم چون خیلی زیبا و با حضور شفاف خدا به حذف ارایش و به صلح رسیدن با خودم هدایت شده بودم و به یه سادگی زیبایی رسیدم که دوسش دارم.یک ماه پیش سفری داشتم به شهری که سه سال پیش دانشجو بودم خب من بعد دوسال سفر میرفتم و تو این دو سال یه جورایی تو یه قرنطینه ذهنی بودم یه غاری که لازم بود و رو خودم کار میکردم اولین اتفاقی که تو سفرم افتاد این بود که به شدت خودم رو بین ادمها غریبه میدونستم احساس میکروم از یه جنس دیگه هستند و مدام اون حرف استاد و خوابشون که با دارو دسته معلولین مسابقه میدادن تو ذهنم نا خود آگاه مرور میشد.چهرم رو در تضاد با جو جامعه میدیدم اما حس خوبی داشتم وقتی دوستانم رو بعدداز مدتها یدیدم خیلی متفاوت تر شده بودن به لحاظ ظاهر و تاثیر عمل های زیبایی و تیپ و لباس های متفاوت و من حتی لاغر هم شده بودم و اون رو تا زمان سفرم متوجه نشده بودم نجواها میومد که زهرا ببین چقدر دوستانت زیباتر شدن آرایش کن که روت بشه باهاشون بیرون راه بری اما ته دلم زود اون ایمانه میومد که این زیبایی واقعیه و خدا تو رو اینطوری ارزشمند میدونه چون ایمان داشتم که من اگاهانه انتخاب کردم پس باید پاش وایسم و از اون لحظه با اعتماد به نفس خیلی زیاد و عالی با همون ظاهر بی ارایش و ساده ادامه دادم شاید اگر ارایش میکردم یه مقداری اون تغییرات لاغری مخفی میشد اما یک درصد وسوشه نشدم که چیزی رو تغییر بدم برام عجیب بود که با احترام و رفتار های عجیبی مواجه میشدم درست از لحظه ای که جلوی وسوسه ها رو گرفتم .تو دانشگاه وقتی برای مدارکم رفتم یکی از کارمندای دانشگاه که بعد از سه سال من حتی ایشون رو یادم نبود و فقط در حد سلام علیک میشناختم داشت رد میشد نگاهش یه لحظه بهم افتاد و برگشت گفت واااای خدایااااا دختر من سر نماز صبح یه لحظه تو رو دیدم انگار و برات دعا کردم گفت من تو رو میشناسم و یادمه حتی اسمم رو وقتی گفتم گفت صبح با همین اسم سر نماز یادت افتادم یه لحظه و برات دعا کردم.همه کارمندا با یه حالت عجیبی بهم احترام میزاشتن بین صف طولانی از بچه های هم دوره مون که مثل من برای کارای فارغ التحصیلی اومده بودن و ظاهر به ظاهر زیباتر این برخورد های عجیب عالی فقط با من میشد و کارهام هم برخلاف بقیه که کسر مدارک داشتن در کمترین زمان انجام شد.هر جا میرفتم و هر کدوم از دوستان گذشتم رو میدیدم با برخورد های عالی مواجه میشدم.حتی تو اون مدت کوتاه سه تا پیشنهاد کاری دریافت کردم و یکیش رو انجام دادم تا به حال.یه شب یه اتفاق عجیب افتاد که اولش برام قابل حضم نبود ولی متوجه عظمتی از خدا شدم که تو خیابون راه میرفتم و گریه میکردم از شادی و خدا رو شکر میکردم.اونجا دوستی داشتم که سه سال پیش که خودم دوره های استاد رو به شکل نادرستی داشتم دو سه تاش رو به اون هم داده بودم و البته که استاد بابت این کار اشتباهم با تمام وجود ازتون عذر خواهی میکنم . یادمه اولش خیلی خوشحال بود ونتیجه هایی هم گرفته بود اما این سه سال کلا بی خبر بودم ازش تا اون شب که به شکل عجیبی گفت میخوام ببینمت و باهات کار دارم وقتی رفتم به محض اینکه وارد شدم متوجه رشد مالی خوب و پیشرفت کاریش و استقلال مالیش شدم و برعکس حال نامناسب روحیش. درست لحظه ای که وارد خونش شدم بهم یه کلید داد گفت زهرا این کلید اتاق تو هست تا هر زمان میخوای بمونی اونجا اتاق تو هست گفت تجربه خوبی از همخونه های قبلش نداره .دوستم دختر بسیار خوبیه اما از نظر روحی شرایط مناسبی نداشت و حتی استاد عباسمنش رو هم یادش نبود . یه نجوایی میگفت اونجا رو ترک کن یک لحظه وسوسه نشدم که اون کلید رو قبول کنم با اینکه قصد مهاجرت به یه شهر بزرگتر رو دارم و ایشون یه خونه تو گرونترین و عالیترین نقطه شهرشون داشت با امکانات عالی اما حتی وسوسش هم تو ذهنم نیومد که قبول کنم چون به شدت تفاوت مدار ها رو و فرکانسها رو متوجه بودم و همون لحظه گفتم به قصد موندن نیومدم یه سفر کوتاهه و حتی خواست که مدت سفرم اونجا پیشش باشم اما قبول نکردم .امااون شب چقدر داشته هام جلو چشمم بولد شد خدا رو به خاطر خیلی چیزا که ازشون غافل بودم شکر کردم .خودم رو دیدم که از نطر مالی نتیجه نداشتم اما یه حال عالی و علی بی غمی داشتم یه حس خوبی که با دنیا عوضش نمیکنم اون دوستم همه چی داشت کار عالی خونه با شرایط و امکانات عالی اما ارامش نداشت تازه فهمیدم گنج و سرمایه اصلی من چیه . وقتی کلید اتاق و خونش رو به چشمام گرفته بود مدام میگفت چون تو پاکی چون قابل اعتمادی و هین رو به واسطه شناختم از قبل بهت دارم.این برای من خیییلی ارزشمند بود.تازه متوجه بزرگترین داشته هام شدم.به یاد اوردم که زهرا همه چی پول نیست زیبایی ظاهری نیست ومهمترین گام برای حفظ این سرمایه ها استمرار در مراقبت ازشون هست با کنترل ذهن و این رو دوباره طی اتفاقی تو این چند روزه متوجه شدم که کافیه یک لحظه افسار ذهن رو دست شیطان بدی تا قهقرا میکشونه انسان رو .درست زمانی که خیلی عالی داری کار میکنی و قراره میوه ها رو بچینی شیطان با ترفنددهاش وارد میشه و به قول قرآن “البته او را تسلطی بر کسانی که ایمان اورده اند نیست و البته که این عمل میخواد وعمل محکم و توحیدی چون هر چقدرم عالی کار کرده باشی یک لحظه غفلت.. .و اون زمان کنترل ذهن ابزار مهمیه که فقط در عمل میتونی حریف شیطان بشی و من به زیبایی این رو متوجه شدم و درک کردم .دیروز که این فایل مهم و ارزشمتد و پر از اگاهی رو گوش دادم قبلش که وارد سایت شدم به خدا گفتم خدایا من که این مدت عالی داشتم پیش میرفتم و حتی نتایج هم دارن میان حکمت این اتفاق چی بود و توفایل استاد کاملا متوجهش شدم گاهی یه اتفاق به ظاهر تضاد بهای فهمیدن یه اگاهی بزرگه به شرطی که درکش کنم و بتونم بهش عمل کنم.مقاومت مقاومت و محافظت از سرمایه های وجودم.من هیچوقت هیچ تبلیغی نداشتم اما حتی زمانی که ۲۲ سالم بود و دانشجو بودم کارهای ژوژمانهام رو که فقط برای ارائه به استاد بود و اعتبار دیگه ای به ظاهر نداشت بیرون از فضای دانشگاه افرادی که نمیشناختم و فقط معرفی میشدم با قیمت خوب میخریدن.حتی اون زمان که نرم افزار بلد نبودم و رشتم گرافیک نبود منو و لوگوی معروف ترین رستوران و کافه ها رو فقط معرفی میشدم و طراحی میکردم و با قیمت های عالی کار میکردم.تو تجربه کاریم با یه کارفرمایی که با خارج از کشور کار میکردو بسته بندی محصولاتش رو برای صادر به خارج از کشور میخواست با اینکه هیچ تجربه از طراحی بسته بندی نداشتم به لطف خدا باکس هایی رو طراحی کردم که حتی تو هزینه برای کارفرما مفید بود و برای طراحی کاراکتر یکیشون انقدر جالب شد که خودش همون کاراکتر لازم هم شده بود و اون سفارش هم فقط معرفی شده بودم به خاطر خلاقیت بالاو وظیفه شناسی و درستی که همیشه تو کارم به لطف خدا و تربیت پدرم داشتم .و الان دارم تمرکزم رو رورشد همین سرمایه ها فقط و فقط در مسیر مورد علاقم میزارم و با اگاهی های فوق العاده ارزشمند این فایل اگر که عمل کنم قطعا نتایج بی نطیری در پیش دارم .تو کامنت های قبلیم خیلی گفته بودم که ۲ ساله خودم دارم مطالعه و تمرین میکنم تو حوزه کاریم چون بلد نبودم پول بسازم و باورهای ریشه دار و محدود کننده داشتم هزینه خرید دوره های پیشرفته و عالی رو نداشتم اما این سرمایه ها رو تو وجودم پیدا کردم و تلاش کردم و مسیر ها باز شد.دیروز از طرف یکی از برجسته ترین و عالیترین اساتید که خیلی هم شناخته شده هست تو کارشون ویسی رو دریافت کردم که انرژی خیلی خیلی حیلی بالایی راجب پیشرفتم تو کارم بهم داد و ایمانی که سرمایه هام کافی هستند حتی اگر اون امکاناتی که همه فک میکنند لازمه نباشه فعلا .شاید دیرتر اما اتفاقتی رخ میده که عظمت خدا رو به زیبایی میبینی وقتی رشدشون بدی.از طرف ناشر ها با استقبال و اشتیاق خیلی بالایی برای کارهام مواجه هستم که میدونم دیگه اگر ادامه بدم اتفاقات خیلی عالی تو کارم در حال رخ دادنه.فقط و فقط اگر ادامه بدم و مقاومت کنم و کننترل ذهن مستمر و گامهای توحیدی بردارم.استاد عزیزم ببخشید طولانی شد خیلی خیلی خیلی دوستون دارم و از شما و خانم شایسته عزیز که از تون خواستن این فایل رو اماده کنید و تلاششون برای انتشار تمام آگاهی های ارزشمندتون و خصوصا تاثیر مهمی که به عینه در سلامتی و اندام فوق العاده زیبای خودتون و بچه های قانون سلامتی میبینم سپاسگذار هستم و خدا رو بابت وجود ارزشمندتون بی اندازه شاکرم واز خدا میخوام لاغر باشم یا هر وزنی فرقی نداره لیاقت خرید دوره قانون سلامتی رو درکنار دوره های دیگه تون و ادامه دوازده قدم به زودی داشته باشم.دوستون دارم❤❤❤❤❤
از کامنت شما خیلی لذت بردم. و عجیب و هدایتی به کامنت شما هدایت شدم. واقعا تحسینتون میکنم و آفرین به شما. که با کنترل ذهن و تمرکز بر نکات مثبت سلامتی رو جذب کردید. این فوق العاده ست. و همین دیدن آرامش خودتون و نکات مثبت هر چند کوچک تون و شکرگذار بودن شما. و این که هر جا میرفتید کارتون به راحتی انجام میشد. نشونه ست که شما در مسیر درست قرار گرفتید.
سلام. خدمت استاد عزیز م و مریم خانم دوست داشتنی 🌹 خداروشکر که هروز بهتر از روز قبل هستید. من قبلا سرمایه های زیاد داشتم مثل صادق بودن، درست کار بودن، حواسم به حساب کتاب مردم بودن، خوش قول بودن و… . بعد از یک مدت که خیلی در گیر کار شدم یه جاهایی تو کار لغزش میکردم و وسوسه های شیطان روم تاثیر می گذاشت و تو کار بد قولی میکردن 100در100 صادق نبودم، نگاران این میشدم که اگه الان راستش رو بگم مشتری چی میگه یا از دستم میپره(باورهای اشتباه) و… البته اینها زمانی بود که هنوز خوب با قانون آشنا نبودم. البته ناگفته نمونه که دنیا جواب کارهایی رو که نباید انجام میدادم و انجام دادم رو بهم نشون داد. ولی خدارو شکر از وقتی خوب با قانون آشنا شدم دیگه سعی کردم اون کارهارو انجام ندم و از دیشب که این فایل فوقالعاده رو گوش دادم تصمیمم برای تسویه حساب ها با مردم جدی تر شد و از امروز شروع به تسویه حساب کردم و به لطف الله مهربان تصمیم گرفتم تا چند وقت دیگه همه رو تسویه کنم🙏🙏🙏و تمام تلاشم رو بکنم که سرمایه های اصلیم رو مجدد برگردونم😇😇😇از کل دوستانی که کامنت های فوقالعاده مینویسند تشکر میکنم. در پناه الله، شاد، خوش بخت و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید❤️❤️❤️❤️
سلام استاد عزیزم وخانم شایسته ی عزیز ودوست داشتنی.ممنونم ازتون که با درخواستهای عالی که از استادمون برای بیان بعضی مسائلی که شاید به ظاهر ساده وپیش وپا افتاده باشه باعث میشین تو یه فایلی که با وجود اینکه کلی ارزش داره ولی شما به صورت رایگان در اختیارمان قرار میدین کلی درسهای جدید یاد بگیرم 😘😘😘
استاد عزیزم اگه بخوام از خودم بگم منم یکی از سرمایه های اصلی که دارم و واقعا خدا رو شاکرم به خاطرش ،صداقت تو کارمه که خیلی باعث پیشرفتم شده .
من فروشنده ام و سعی میکنم تو کارم با کمال صداقت و رو راستی در مورد محصولم برا مشتری توضیح بدم .مثلا یه شامپو گیاهی که اون کسانی که تو صنف ما این شامپو رو به فروش میرسونن (البته طبق گفته ی مشتریها) میگن برای هر کسی مناسبه ولی من بعد از تحقیقاتی که از مشتریهای دیگه که قبلا ازم خرید داشتن ودیدم افرادی بودن که ناراضی بودن ،بعد تحقیق کردم در موردش وفهمیدم مثلابرای چنین اشخاصی مناسب نیس وشاید بالعکس عمل کنه و وقتی برای مشتری توضیح میدم و میبینم براش مناسب نیس وبشون میگم کلی از این کار من تشکر میکنن وبهم میگن که هر جا پرسیدیم میگن برا شما عالیه چون بیشتر قصدشون فقط فروش محصولشون بوده نه رضایت مشتریشون و اون نتیجه ای که مد نظر مشتریه، ولی من با وجود اینکه خیلی وقتها مشتریمو از دست دادم ولی صادقانه بهشون گفتم
ودر کنار خداوند کلی مشتری دیگه به سمتم هدایت کرده. ولی بازهم گاهی پیش میاد که این نجواهای ذهن آزارم میده و ممکنه یه رفتارهایی ازم سر بزنه که مناسب نیس ولی واقعا دارم سعی میکنم بهترین باشم تو کارم و رفتارم با دیگران .
امیدوارم با این آموزههای عالی شما به این خواسته ام برسم و خودم از این همه پیشرفت توی کارم و زندگیم لذت ببرم
البته اینم بگم که من از اول به این صورت نبودم ولی از وقتی با شما آشنا شدم سعی میکنم خوب عمل کنم که خوب هم نتیجه بگیرم
خیلی دوستتون دارم استاد عزیزم .انشالله که همیشه همین طور پر انرژی باشین واین انرژی مثبتونم با ما به اشتراک بذارین وباعث حال خوب ما هم بشین
سلام به استاد عزیزم هر روز صبح که برای رفتن به سر کار به اداره میخواهم بروم اولین کاری مه بعد از خارج شدن از منزل انجام می دهم رفتن به سایت عباس منش هست الان دو یه روز هست که دیدم این فایل آمده رو سایت ولی فرصت تمرکز کردن و گوش دادنش را نداشتم ولی امروز اول صبح که صحبت های شمار را گوش کردم فلش بک زدم به گذشته خودم و ندای قلبم بهم گفت محسن اگر در زندگیت تا الان درجا زدی بخاطر ایراد داشتن این فاکتور اصلی مه استاد بهش گفت سرمایه اصلی و واقعا هم استاد زدی وسط خال دمت گرم که عمق وجودی آدم هارو میشناسی ….. دست مریزاد …..
من هم مثل همه آدم ها سرمایه اصلیم ایراد داشت ولی به ظاهر ادم های اطرافم به من به اندازه چشمانشون اطمینان دارند و این لطف خدای متعال هست ولی من که به خودم نمیتوانم دروغ بگویم ، من صادق و امانتدار خوبی نبودم و چند سال بود خودم را گول میزدم که من پاک ترینم ، از خدای خودم درخواست توبه کردم و قشنگی این خدا این هست که هر زمان که توبه کنیم خدا را توبه پذیر مهربان خواهیم یافت ….. خدا از تو میخواهم مرا ببخشی و هدایتم کنی که اگر هدایتم نکنی از گمراهانم …..
خدایا از تو میخواهم بتوانم بیشتر روی سرمایه اصلی خودم کار کنم که همه چیز همین سرمایه اصلی که استاد گفت هست ……
من در اداره مخابرات کارمند هستم و همیشه به خدای خودم میگفتم خدایا هدایتم کن به جای بالاتر من همیشه دوست دارم در هر قسمت که کار میکنم اونجا راکد نباشم و جای جدید را تجربه کنم و الان ایراد خودم را پیدا کردم و به خودم گفتم محسن آیا تو به اندازه کافی صادق هستی که میخواهی در یک جای وسیعتر کار کنی یا نه!!!!
در پایان خودم را دوست دارم و خودم را همین طور که هستم میپذیرم و به قول استاد هر روز باید روی باورهام کار کنم مثل غذا خوردن که هر روز نیاز داریم واینکه خودم را با دیروز خودم مقایسه میکنم
من قدرت بیان خوبی دارم
من کاریزمای خوبی دارم و با هرکسی که صحبت میکنم روی آن تاثیر کذار خواهم بود
و هر روز روی ایراد های شخصیتی خودم که امانتدار بودن صادق بودن و ترس داشتن از بازگو کردن بعضی از صحبت ها هست دارم کار میکنم و تا الان خدا هدایتم کرده و رشد کردم تو این زمینه به اندازه ای که روی خودم کار کردم تغییر کردم ….
از خانم شایسته عزیز تشکر میکنم که به شما گفت این فایل را بزار تو سایت واقعا سپاسگزارم این هدایتی بود برای پاسخ به ایراد های درونی خودم که خدا به زبان مریم خانم بندازه و شما هم گوش کنی بزارید روی سایت و من هم با تمرکز گوش کنم و ایراد های خودم را بیشتر از قبل پیدا کنم …
امیدوارم بقیه بچه هایی که تو مدار گوش کردن این فایل هستند کامنت های خودشان را بنویسند تا بقیه بچه ها مثل من ایرادات خودشان را روز به روز بهتر نمایند
درودوعرض ادب خدمت استادگرامی.
استادعزیزاین فایل سرمایه اصلی،انقدربرای من جالب بودکه اگرهمیشه درحال انجام کارهام به فایلهاتون گوش میکردم،این فایل من رو میخکوب کرد و موبایل به دست جمله جمله اش رو باگوش جان شنیدم،چون واقعانکاتی مطرح کردیدکه بسیارمهم ،ضروری ودربعضی زندگی هاسرنوشت سازهستند.من یک دبیرزبان هستم ،جناب عباسمنش ودرآموزشگاه هم تدریس دارم،و مرتب به فکرراهکارهایی برای درآمدبیشترهستم ،درکنارتدریس مهارتهایی هم کسب کردم اماهیچکدام عملا نتونستنن برای من پولسازباشن،وباخودم فکرمیکردم پس بایدیک جایی ازکارایرادداشته باشه،اون چی میتونه باشه،چراهرچی سعی میکنم نتیجه دلخواه رو هنوزکسب نکردم. دراین گیر وداربودکه باگروهی برای سرمایه گذاری دریک شرکت چندملیتی آشناشدم ولی خب سرمایه لازم رو نداشتم وبرای بدست آوردنش خیلی تلاش کردم ،حتی مبل هام رو برای فروش گذاشتم دیواربفروشم که بتونم اون مبلغ لازم برای سرمایه گذاری رو مهیاکنم ولی فروش نرفتن بااینکه بسیارباکیفیت و خاص هستند…همیشه باخودمیگفتم الهی درس من ازاین قضیه چیه،من کجاکم کاری کردم ؟استادمن مرتب درحال افزودن به دانسته هام درزمینه ی کاریم هستم،مرتب درکارگاه های روش تدریس ها شرکت میکردم ،تابه خودم گفتم یک ارتقائ اساسی درسیستم خودت ایجادکن،ودوباره دانشگاه شرکت کردم وقبول شدم والان ترم آخرآموزش زبان هستم،ودرتدریس تک تک بچه هارومثل بچه های خودم میدونم ومحاله ذره ای وقت کم بزارم درکارم وسعی کردم همیشه مثل یک خانم خانه دارکه درمهمونی هاش سنگ تموم میزاره،درتدریسم همونطورباشم.ایناروعرض کردم که بگم باسکون وبایکوت بودن بسیارمخالفمو همواره پویابوده وهستم.وهمین باعث شددنبال راه های نوین درآمدباشم..والان این فایل شمامن رو عمیقابه فکرفروبرد…من هم دربورس واردشدم والبته فقط عرضه اولیه خریداری کردم وکوچکترین سودی حاصل نشد.همکارم کلی طلا که با وام خریده بودفروخت و در بورس گذاشت وکلی ضرر کرد،یکی دیگرازدوستانم درعرصه ی خریدطلا وفروش اون در موقعی که فکرمیکردبایدبه فروش برسونه ضرراساسی کرد…صحبتهای شمامن رو تکان داداستاد..تمام این تجارب دوستان و خودم رو ازلایه های زیرین ذهنم که داشت فراموش میشد،بیرون کشیدوصدای زنگ در گوشم طنین اندازشدکه این بوددلیل به فروش نرفتن مبلهات،این بوددلیل جورنشدن وامها…خداونداززبان شمابه من گفت”نمیخوام بیش ازاین متضرربشی”.من شاکردرگاه پرمهرش هستم که من رو بادانشگاه بی نظیرعباسمنش آشناکرد.ازهمسرنازنین تون متشکرم که ازشماخواستن اون گفتگوی بین شماو دوستتون رو به این فایل تبدیل کنیدوازشماسپاسگزارم که انقدرخالصانه ،آگاهی دادید.شاید کلمات بیانگرواقعی میزان سپاس و علاقه بنده به تدریس های بی نظیرشمانباشن،اماامیدوارم ارتعاش این حس عالی رو دریافت کنید. همواره سلامت،سعادتمند،پرانرژی وموفق باشید. درپناه مهرالهی
به نام خداوند مهربان
سلام استاد عزیزم
سلام مریم جون دوست داشتنی
استاد چقدر خوشحال شدم وقتی اومدم تو سایت و دیدم فایل جدید گذاشتید. سریع نشستم و شروع کردم به گوش دادن. اصلا توی هر فایل نکات بی نظیری گفته میشه که واااااقعا من هیچ جا نشنیدم . خدایا شکرررررررررت
سرمایه اصلی من چیست؟
وقتی استاد این سوال رو اول فایل پرسیدن همون ابتدا فایل رو استپ کردم و نشستم روی کاغذ فکر کردم و نوشتم .
به نظرم مهمترین و اولین سرمایه ای که من می تونم داشته باشم و هر روز بیشتر و بزرگترش کنم ، ایمان و توکلم به خداست و اعتمادی که نسبت بهش دارم . که فقط و فقط روی خدا حساب کنم نه هیچ کس دیگه
بعد همون درستکاری ، صادق بودن ، قابل اعتماد بودن و… که اینها همه بستگی به خودم داره اینکه من چقدر بتونم به خدا ایمان داشته باشم و در مقابل نجواهای شیطان وسوسه نشم و آدم سالمی باشم . اینکه چقدر استقامت کنم چقدر امیدوار باشم و نخوام خیلی زود امیدم رو از دست بدم و از مسیر توحیدی خارج بشم.
مورد دیگه هم توانایی ها و مهارت هایی که دارم هستش مثل:
توانایی ارتباط برقرار کردن ، اعتماد به نفسم ، خوب صحبت کردنم ، والیبال حرفه ای که بلدم ، توانایی بازی با کودک ، توانایی مدیریت یک گروه از کودکان ، گریم کودک که بلدم ، توانایی آموزش مهارت های زندگی به کودکان ، توانایی قصه گویی و…
من می تونم روی این توانایی ها کار کنم و یک سرمایه بسیااااار عالی و بزرگ برای خودم بسازم و حتی از همین ۱۵ سالگیم که خدا می دونه در آینده قراره چه زندگی رو برای خودم خلق کنم.
استاد من یک مثال خوب از یک رفتگر توی تهران یادم اومد.
رفتگر یک منطقه از تهران یک روز میره و به خونه ها و آپارتمان های اون منطقه میگه که من هر روز این منطقه رو تمیز نگه میدارم و بابتش فلان مقدار به من بدید. اون ها چون به این رفتگر خیلی اعتماد داشتن و اون رو یک آدم خیلی خوب و درستکاری می شناختن قبول می کنن و اون آدم بدون هیچ سرمایه نقدی فقط با استفاده از روند تکاملی و سرمایه اصلیش ، پله پله مسیرش رو طی می کنه و الان به جایی رسیده که آدم باورش نمیشه یک رفتگر ساده بدون هیچ پولی به اینجا برسه . در واقع اون آدم پول زیادی نداشته بلکه یک سرمایه واقعی و درست داشته و از اون سرمایه به بهترین شکل استفاده کرده و براش ارررررررزش قائل بوده .
وای چه باور اشتباهی ما از بچگی شنیدیم که پول پول میاره.
در حقیقت اگر ما آدم قبلی با تفکرات و ذهنیت های قبلی باشیم هر چقدر هم پول داشته باشیم باز هم شرایط مثل قبله و هیچ تغییری نمی کنه تا زماااانی که ما تغییر کنیم.
اون چیزی که پول میاره ایمان و توکل واقعی ما به خدا ، تغییر ذهنیت و شخصیت ، تغییر باور ها و افکار ، افزایش سرمایه اصلی و… هستش.
من الان به جایی رسیدم که دوست دارم تنها باشم و با خودم بشینم ساعت ها فکر کنم و برای خودم وقت بزارم . روی مهارت هام، تغییر باور هام و… وقت بزارم و کار کنم . زمانی که تصمیم می گیری برای توانایی هات و افکارت زمان بزاری و تغییرشون بدی و روشون تمرکز می کنی ایده ها از بی نهایت طریق بهت الهام میشن و زندگیت رو متفاوت می کنن .
استاد عزیزم واقعا ازتون بی نهایت سپاسگزارم این فایل فوق العاااااااااااده باعث شد امروز من چیز هایی رو متوجه بشم و به چیز هااایی فکر کنم که تا بحال به این وضوح بهشون توجه نکردم. خدایا صد هزار مرتبه شکر
مریم جون عزیز از شما هم خیلی ممنونم که دستی از دستان خداوند هستید و باعث شدید امروز این فایل که معلوم نیست چند صدها هزار نفر در آینده ببینند و زندگیشون متحول بشه روی سایت قرار گرفت.
خدایااااااااااااااشکرررررررررررت
سلام استاد جان زمان بسیار زیادیه که داخل سایت کامنتی ننوشتم ولی بیشتر از هر وقت دیگه ای تمرکز گزاشتم رو خودم و کار کردن قانون و درست کردن کج فهمی هام به لطف آشنا شدنم با بهترین گروهی از بچه های همین سایت که هممون میشناسیمشون
این فایل فوقالعاده بود نمیتونستم دیگه ننویسم و نظرم و تمرینم رو ثبتش نکنم
1.سرمایه اصلیِ من چیست؟ جواب من بدون هیچ خوشبینی و خواسته رو گفتن فقط و فقط پول بود. اصلا چیز دیگه ای به فکرم نرسید موضوع دیگه ای به جز پول که بتونه سرمایه ی اولیه ی یک کاری بشه
و میدونید الان که بهش فکر کردم فهمیدم که این فایلی که ضبط کردین جواب یکی از باورهایی بود که چند وقت پیش از جوشن کبیر فهمیده بودم و با خودم تکرارش میکردم و اون باور ای سرمایه ده بود
اون زمان من میدونستم که سرمایه ای میتونه باشه برای اول کار بجز پول ولی نمیدونستم که چیه
سرمایه اصلی شما می تواند شامل ویژگی های شخصیتیِ سازنده ای باشد مثل:
صداقت، درستکاری، خوش خلقی،وفای به عهد ، توکل، توانایی برقراری ارتباط، توانایی مدیریت بحران، توانایی مدیریت افراد، توانایی حل مسئله، توانایی دیدنِ نکات مثبت افراد و برانگیخته کردن آن ویژگی ها خصوصا در شرایط به ظاهر بحرانی و…
تازه من باید پای این ویژگیهام وایسم و ادامشون بدم و مهمتر ارزش مند بدونمشون
همچنین سرمایه اصلی شما شامل مهارت هایی تخصصی است که می توانی کسب کنی و هر بار در آن مهارت ها بهتر بشوی.
در مورد ارزشمند دونستن این ویژگی هام من واقعن ضعیف بودم تا قبل از این فایل اصلا به ذهنمم نرسیده بود تا الان که اینا ارزشمنده.
اینکه آدم ها هرباری به من میگن تو چهرت یک آرامشی هست و ما ازت آرامش میگیریم از کارت آرامش میگیریم این ارزشمنده، ومن با چشمم دیدم واقعا که الان چه قدر این ویژگی ها که سعی کنی درستکار باشی غیبت نکنی نترس باشی شجاع باشی توکل داشته باشی چه قدر کمه تو جامعه ، چه قدر بعضیا نمیتونن انجامش بدن
و چه قدر قشنگ و ساده گفتین اینا میتونه همیشه با آدم باشه اگر خود آدم بخواد که باشه همراهش که اگر من این انتخاب رو بکنم ، به معنای واقعی زندگی میکنم تو این دنیا
ضمن اینکه هر کدام از این دو جنبه از سرمایه اصلی شما، می تواند جنبه ی دیگر را رشد بدهد و مثمر ثمرتر کند. در نهایت، «ثروت و استقلال مالی»، فقط یکی از خروجی های سرمایه ی اصلی شماست.
2.چطور می توانم این سرمایه را رشد بدهم؟
یعنی با جزئیات بنویس:
در حال حاضر، چقدر بهبود دائمیِ این سرمایه های اصلی چقدر برایت اولویت دارد؟
الان که درست فهمیدم که کدوم سرمایه مهمتره به شدت برام الویت داره که بیشتر از الان بکنم این سرمایه رو، میخوام بزارم جزو اولویت زندگیم بیشتر کردن سرمایم رو،و دقیقا بیشتر کردن این سرمایه همون درستتر کردن و بهتر کار کردنم رو خودم و قانونه ، دور شدن از فرع و چسبیدن به اصله
چقدر از زمان، انرژی و تمرکز روزانه ی شما صرف رشد این سرمایه های اصلی می شود؟
در حال حاضر شاید 20 درصد از روز من صرف این موضوعات بشه، صرف تمرین کردن رو قانون بشه،واقعا بعضی جاها برمیگردم هنوز به همون دیفالت قبلی دیفالتی که به خاطر ترس از کمبود و اعتماد به نفس و از دست دادنه ولی خبر خوب اینه که تا جایی که آگاه باشم تغییرش میدم و کار درست رو انجام میدم
خیلی وقتا دچار حاشیه ها میشم چیزایی که برای جامعه اهمیت داره ، سعی کردم درستش کنم ولی اون تلاش کردنه کم بوده من خیلی بهتر میتونم تلاش کنم
امروز یک قدم برای بهتر کردن و با کیفیت تر کردن خودم و کارم برداشتم تقریبا 80 درصد از ورودی و درآمد این ماهم رو صرف خرید آموزشهایی کردم که نیاز داشتم بهشون هم برای خودشناسیم هم برای افزایش مهارت توی کارم
البته نجوا این وسطا کم تلاش خودش رو نکرد که منصرفم بکنه ولی انجامش دادم
چه برنامه ها یا ایده هایی برای رشد این سرمایه ها می توانی داشته باشی؟
کاری که من بعد از دیدن این فایل انجام دادم نوشتن یک لیست از اصل وفرع کارهایی بود که در طول روزم دارم انجام میدم چه برای کارم چه برای کار کردن رو ی قانون
که هر روز باید بر طبق همین جدول عمل کنم و از همون موقعی که جدول نوشتنش تموم شد دارم سعی میکنم بهش عمل کنم
مخصوصا مخصوصا کنترل کردن ذهنم و ارزشمند دونستن اون ویژگی های درست برای خودم و تکرار اینکه بابا اینا ارزشمندن
یکی از مهم ترین کارهای که دیدم واقعا دیگه باید انجامش میدادم و قدم اولیه رو برداشتم آموزش های بهتر پیشرفته تر واصولی تر بود که امروز داخل یک دوره آموزشی شرکت کردم با اینکه من میدونستم محتوای اون دوره رو ، سالهاست که دارم انجامش میدم ولی ضعف داشتم که با آموزش این ضعفم حل میشد.
و اگر تمرکز اصلی شما صرف رشد این سرمایه های اصلی بشود، چقدر کیفیت زندگی شما را در تمام جنبه ها بالاتر می برد؟
وای اگه تمام کارهامو بر اساس این ایده هایی که اون بالا براتون گفتم انجام بدم میترکونم تو همه ی جنبه ها
تو خودشناسی بهتر میشم ، حالم خوبه ، تکاملم سریعتر طی میشه ، مشتریهام زیاد تر میشه ، ایده های نوعی میتونم اجرار کنم با توجه به مهارتم که تا الان ندیدم نمونش رو ، با کسایی میتونم همکاری کنم که ثروتمندن ، به خدا نزدیکتر میشم ، صداش برام واضح تر میشه، زندگی پر از کیفیت میشه ، از حاشیه ها میام بیرون که خود این موضوع باعث میشه نتایجی بگیرم که خودم میخوام نه نتایجی که نمیخوام ،
مثلن اگر این آموزش ها رو ببینم و تمرین کنم و تو آموزش هام با هنرجوم صادق باشم اون میره چنتای دیگه رو با خودش میاره خودش کار مورد علاقش رو شروع میکنه به درآمد میرسه من رو هم به بقیه معرفی میکنه ، از طریق آدمایی که نمیشناسم هم معرفی میشم و کلی مشتری میگیرم ، اون خودشناسی بیشتر و کار کردن بهتر رو قانون باعث میشه موقعیت هایی که باعث موفقیت بیشترم میشن سریعتر برام اتفاق بیافتن ، درستکارتر شدنم و صادقتر بودنم باعث میشه مثلن ترسی نداشته باشم که اگه بفهمن دروغ بود چی میشه، آرامش دارم، به ثروت بیشتر راحت تر میرسم و …
اصلن اینقدر زیاده نتایجش که نمیشه نوشت حتی شاید الان خیلیاش به ذهنمم نمیرسه ولی برام اتفاق میافته
ممنون از این فایل عالی که رایگان در اختیارم قرار دادید استاد.
شاید خیلی وقته نیومدم و کامنتی بزارم ولی خودم دارم میبینم که چه کارهایی رو دارم میکنم که قبلن میگفتم امکان نداره من بتونم از پس این کارار بربیام
سلام استاد عزیزمممم
قربونتون برم من
استاد هر روز که فایلارو گوش میدم بیشتر متوجه میشم که چرا هدایت شدم به اینجا
با گوش دادن به هرحرفتون انگار چیزایی از اصل وجودم رو یادم میاره. انگار حرفهای خدارو دارم اینجا میشنوم دقیقا اگاهی هایی که موقع تولد به یاد داشتیم ولی فراموش کردیم و حالا داریم به یاد میاریم
از وقتی ازتون یاد گرفتم هرچیز و فکری که بهت احساس بدی میده بدون از بنیاد غلطه دیگه میتونم بگم راهی شده برای پیدا کردن اصل به جای فرع برام حالا در مورد بورس بگم, اینکه اون دوسال پیش انقدر جنب و جوش زیاد شده بود براش و موج تقلید بی فکر جامعه حرفش فقط این بود بچه زرنگا دارن پول در میارنا و ازین حرفا
دوست من به یکی از دوستانش پول داده بود که بزاره براش سرمایه گذاری کنه و به منم پیشنهاد داد اینکار کنم ولی گفتم خب که چی
حالا یه قرون دوهزار هم زیادتر بشه بعدش چی؟ بعدش کار ما کلا چیه که حالا فلان تومنم برا حالامون در بیاریم که بشه یا نشه البته؟ من از پایه میخوام ثروتساز بشم نه اینطوری
حالا میخوام بگم کلا خیلیییی باور ها و حرفها و تفکرات ب من احساس بدی میدادن و مخالفتی هم داشتم کسی قبول نمیکرد و البته دلیل بزرگی براش پیدا نمیکردم ولی حالا نگاه میکنم من به اینجا اومدم تا اصل رو پیدا کنم
اصل از اومدن ما به این دنیای مادی اینه که با گسترش دادن خودمون جهان رو گسترش بدیم, و هدف انقدر حاشیه نبوده که
خوشیامون بشه خوشیای زودگذر اشتباه مثل قلیون و مشروب و….
پول در اوردنمون بشه از راهی که دوسش نداریم
عبادتمون بشه چادر و نمازهای به چه طولانی مدت و بی دل و علاقه فقط با تفکر اینکه اره جای مهر داریم و حجاب برتر داریم
روابطمون چشم و هم چشمی معنیش باشه
و مثالهای دیگه
اینا فرعیات جامعه ای بود که مارو انقدر درگیر کرده بود و احساس بدی میداد چون باوراش از دم غلط بود
واسه همین استاد وقتی اومدم تو سایت اوایل با هر فایل اشک میریختم چون داشت اصل یادم میومد
استاد میگید بزرگترین سرمایتون چیه
شخصیتی بخوام بگم همیشه نگاه میکردم چه رفتارهایی از دیگران اذیتم میکرد و همونو سفت و سخت پاش وایمیسادم( می ایستادم به اصفهانی 😂) یکیش راز داری بود
به شدت اذیت شدم وقتی میدیدم حرفم پیش بقیه ست و دیگه همه اینو میدونند یه چیز بهم میگند به هیچ کس عمرا بگم
یکی دیگش که اینم بخاطر ادب از که اموختی از بی ادبان یاد گرفتم, غیبت نکردن بود
من چون این ویژگیارو ساختمشون و حواسم خیلی بهشون بوده همیشه خیلی دوسشون داشتم ولی حالا که گفتید از سرمایه هاته, به خودم گفتم فاطمه این اطمینان و قابل اعتماد بودنت حتی برا یه دونه حرف خیلی تحسین برانگیزه
قربونتون برم استاد
من شبانه روزی روی اگاهی های شما زوم شدم و این شیوه رو برای بهبود شخصیتم دارم ادامه میدم
دیروز تو مسیر به خودم گفتم فاطمه هرکسیو تو خیابون دیدی بگرد دنبال زیباترین بخش ظاهریش یا لباس یا صورت….
اصلا به طرز عجیبی همه هم زیبا شده بودن هم خوشتیپ با تنوع خاص خودشون
خب گفتم این دنبال نکات زیبا گشتنه و خیلییی ذوق زده شدم بخاطر یاد دادن این اموزه ی خوب
یه طوری شده بود انگار میتونستم همه را با روی باز بپذیرم و جالب اینکه این چندوقته همه به شدت باهام خوش رفتار شدن
واقعا عیب جو نبودن و دیدن زیبایی ها و حالا که دیگه دریچه ی دیگه و لول بالاتری ازشو یاد گرفتم برام خیلی ارزشمنده
اینو ادامه میدم تا این صلح بزرگ درونم و ارامشم برام بشه سرمایه جدید
خیلی دوست داشتم بازم نوشتن رو ادامه بدم و از تخصص هم بگم که هنری که یاد گرفتم چجور کمک کرد چون انگار این قلب پر از حرفه و چه خوب جایی دارم برا گفته هام ولی باید برم
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
دوستتون دارم, با تموم وجود و از برگشتن به اصل خودم خشنودم
شاد و پرانرژی باشید
سلام .
استاد عزیزم و خانواده بزرگ عباسمنش.
میخواستم در مورد شغلی که توش هستم از شما بپرسم ،
من سالها بود که از شهر و شغلی که بهش علاقه داشتم دور شده بودم و شغلهای مختلفی رو عوض کردم،و هیچ کدام از کارها رو به اندازه اون شغلی که علاقه داشتم دوست نداشتم و نتونسم توش موفق بشم.در همین حین با شما و فایلهای شما که توسط یکی از دوستام معرفی شد آشنا شدم و ۲ سال فایلهای شما گوش میدادم هر کدام رو چندین مرتبه ،و روی خودم کار کردم، تا اینکه به لطف خدا، خیلی معجزه آسا هدایت شدم به همون شهر و همون شغلی که علاقه داشتم در صورتی که من تو اون زمانی که هدایت شدم اصلا بهش دیگه فکر نمیکردم ولی تو بیشتر مواقع احساس خوبی رو برای خودم بوجود می آوردم با تکنیک هایی که از شما یاد گرفته بودم،
تا اینکه با یک مکالمه تلفنی ساده و پیشنهادی که از شخص دیگه ای به من شد هدایت شدم به او شهر و شغل،
الان مدت ۲ سال هست که به این شغل مشغولم و همچنان با ذوق کار میکنم،ولی با فایل هایی که از شما گوش دادم یه وقت هایی احساس میکنم تو این شغل نمیتونم خیلی پیشرفت کنم چون شغل من داروخانه است و با اینکه جایگاه خوبی دارم به خودم میگم این شغل با قانون مغایرت داره چون همش با افراد بیمار سر و کار دارم و مدام در حال فروختن و خریدن دارو هستم در صورتی که در قانونی که من یاد گرفتم دارو نقشی نداره ولی چطور خودم دارم این کار رو میکنم،
با اینکه به این شغل خیلی علاقه دارم ولی نمیدونم با این حس چیکار کنم،
ممنون.
سلام ب دوست عزیزم اقا یوسف احد …
بطور اتفاقی سوالت ب چشمم خورد من خیلی کم تو این صفحه از سایت میام …
ب نظر من شغل شما هیچ مغایرتی با قانون نداره ….
سوال خوبی مطرح کردی ….منم مثل تو یه روزی با این سوالات درگیر بودم اما الحمدالله با اموزشهای خوب استاد ب خیلی از پاسخ سوالاتم رسیدم …
اگه اشتباه نکنم سوال شما این بود:
به خودم میگم این شغل با قانون مغایرت داره چون همش با افراد بیمار سر و کار دارم و مدام در حال فروختن و خریدن دارو هستم در صورتی که در قانونی که من یاد گرفتم دارو نقشی نداره ولی چطور خودم دارم این کار رو میکنم….؟؟!!!
میخوام سوالت رو با پرسیدن چند سوال دیگه پاسخ بدم آیا ب نظر شما همه ادما ب اون قدرت ذهنی رسیدن که بتونن با ذهن شون جسم شون رو درمان کنن …؟
ایا همه ب این توانمندی رسیدن …؟
ایا خود شمایی که الان نزدیک ب ۵سال اینجایی میتونی با قدرت ذهنت خودت رو درمان کنی …؟
بنابراین چطور توقع داری ادمایی که اصلا هیچ اعتقادی ب قدرت شفا دهی ذهن ندارند با استفاده از ذهن خودشون رو درمان کنن …؟!
خودتم میدونی که ذهن با باورها و اعتقاد ما کار میکنه …
باید قوانین جهان هستی رو بلد باشی باید سازو کار ذهن رو یاد بگیری باید ب خودشناسی برسی تا بتونی با قدرت ذهنت خودت رو درمان کنی …
وقتی کسی ب این حرفا اعتقادی نداره و همه این حرفها رو پوچ و مسخره میدونه یا چرت و پرت میدونه چطوری میخواد با قدرت ذهنش بیماریش رو درمان کنه …؟
سالی میلیونها نفر ب حرم امام رضا میرن برای شفا گرفتن ولی ایا همه شون شفا پیدا میکنن …؟ خیر ….جز یکی دونفر
چرا همه شون شفا نمیگیرند …؟ ب خاطر اعتقادشون هست …ب خاطر باورهای سست شون هست که شفا نمیگیرند …ب خاطر اینه که این حرفهارو چرت و پرت میدونن اصلا باور ندارند …چیزی که من و تو داریم مطالعه میکنیم اونا اصلا باور ندارند اونا ما رو مسخره میکنن …چطور توقع داری کسی که این حرفهارو چرند میدونه با استفاده از ان ب خواسته اش برسه ..؟
قانون زندگی قانون باورهاست …جهان بازتابی از باورهای ماست ….
زمانی قدرت ذهن جواب میده که در راستای قوانین جهان هستی گام برداری …زمانی که باور داشته باشی …زمانیکه ایمان داشته باشی …زمانیکه ب خداوند اعتماد کنی ….
این افراد باید وقت بذارن و ب جای هزینه کردن برای دارو رو خودشون هزینه کنن تا بتونن بدون خرید دارو خودشون رو درمان کنن …این کار با یکی دو روز و یکی دو سال هم جواب نمیده باید کلا باورهای درب و داغونی که سالها از گذشتگانمون ب ارث بردیم و یدک میکشیم از ذهن مون پاک کنیم در اونصورت هست که میتونیم از قدرت ذهن مون برای رسیدن ب هر خواسته ایی استفاده کنیم ….
در غیر اینصورت تنها راه معالجه خوردن داروست …..بنابراین با خیال راحت واستا داروت رو بفروش و حست رو هم خوب نگه دار…
جهان کارش درسته هیچ اشتباهی در جهان رخ نداده و نخواهد داد همه چی رو حساب و کتاب و نظم خاصی ب پیش میره خداوند کارش درسته اصلا نگران این موضوعات نباش همه چی سر جای درستش هست هر کسی الان هر کجا هست جاش درسته …
امیدوارم تونسته باشم پاسخ سوالت رو بدرستی داده باشم ….
برات ارزوی بهترینها رو دارم …
امیدوارم ب تمام خواسته ها وارزوهات برسی دوست من …
تشکر ….
سپاس از سید عزیز برای تکرار آگاهی های ناب الهی ,شاید اگه قرار بود پروردگار جمله ای بگه میگفت : جانا سخن از زبان ما میگویی همه ما به نوعی هم اتوبان و هم جاده خاکی رو تجربه کردیم و تفاوتش هم به وضوح درک کردیم و اینجا اون جمله معروفتون که میگفتید تفاوت اصل و فرع رو میشه بهتر درک کرد این که گاها ما تمرکزمون رو از دست میدیم و دچار سردرگمی میشیم به خاطر همین علائم هشدار دهنده ای هست که در تمام مسیرهای اصلی وجود داره ولی ما نسبت بهش بی توجهیم کافیه ببینیم و تیز بین باشیم و تمرکز داشته باشیم در مسیر رو به جلو و به قول خودتون ببینیم قوانین بر چه اصلی کار میکنند و به قول انیشتین چه طور میشه فکر خدا رو خوند و مبهوت میشیم که واقعا قانون این قدر ساده و روشن بود و من نفهمیدم ….صداقت و درستکاری ,فهم الله ,ایجاد ابزار درونی همچون عزت نفس و امثالهم , انتخاب مسیر , بالا بردن مهارت و تمام …به همین سادگی به همین خوشمزگی و این کار یه سرآشپز ماهر و چیره دسته همچون سید حسین عباسمنش که درساشو خوب فهمیده از صاحب و مالک رستوران.
به نام تنها نیروی هدایتگر هستی❤
سلام خدمت استاد و خانم شایسته بی نظیر و تمامی دوستان اگاه و ارزشمندم❤❤❤❤
امروز بعد از ماه ها درست زمانی که بعد از مطالعات روزانم قلم دستم گرفتم که طراحی کنم و تمریناتم رو شروع کنم خدای یکتا هدایتم کرد به اینجا و خوندن کامنت دوستان ارزشمندم و قلم هدایتش رو دستم داد و گفت اینجا بنویس انقدر این هدایت روشن هست که بی چون و چرا قبول کردم و میخوام بنویسم.استاد بی نظیرم من از سایت مدتی فاصله گرفتم چون احساس بی لیاقتی داشتم از اینکه هنوز تو بعد مالی نتایج بزرگ نیومده بود غافل از اینکه این مدت بهم ثابت شد لیاقت رو دارم اما اراده و توکل محکم و باورهای درست رو هم لزوما باید داشته باشم و این هم کار یک روز و دو ماه نیست و تکامل میخواد.این مدت اتفاقات زیادی رخ داد.الان فقط میخوام به سوال شما جواب بدم .سرمایه من درستکاری و پاکی و احساس مسئولیت زیادم و خلاقیت و مهارتم در کارم هست و تلاش زیادم و زیبایی درونی که تا قبل از این یک ماه اخیر انقدر پر رنگ ندیده بودم.این دوسالی که رو دوره ها و آموزشهای شما کار میکنم از نظر سلامتی نتایج خیلی بزرگی گرفته بودم دو ساله که به لطف خدا هیچ دهرویی استفاده نکردم.زخمی رو پام بود که تا یک سال بود و حتی نمیتونستم بدون صندل بیرون برم و از اونجا که ظاهر پام رو ناجالب کرده بود اصلا بیرون نمیرفتم درست زمانی که قدم یک رو شروع کردم و یک سال از بودنش رو پام میگذشت برادرم یه دارو دست ساز برام سفارش داد و اورد و گفت این رد خور نداره و استفاده کن زود پات خوب میشه یه حسی درونم گفت زهرا تو نیازی به این دارو نداری داروی تو از قبل تو وجودت شروع به ترمیم سازی کرده فقط با باور بیشتری اون رو استفاده کن.به خاطر احترام به داداشم و لطفش دارو رو فقط در حد چند ثانیه رو پام استفاده کردم اما به شدت سنگینیش رو حس کردم و بلافاصله رفتم شستم و دارو رو دیگه استفاده نکردم داداشم گفت چرا به خودت ظلم میکنی ؟گفتم روش بهتری برای درمانش پیدا کردم لبخند زد اما در کمتر از یکی دو هفته خودش هم دید که اون زخم به زیبایی محو شد برای همیشه.بعدش هم درد های زیادی که زمان سیکلم تا دو روز ازم انرژی میگرفت طوری که حتی خوردن آب خنک رو همیشه طی اون دو روز از خودم منع کرده بودم و از کار و زندگی می افتادم و اون هم الان به لطف خدا ۲ ساله هیچ دردی ندارم و حتی انرژیم چندین برابر شده و به همه کارهام هم میرسم تا چند ماه پیش که انقدر ذهنم درگیر ثروت ساختن و زود نتیجه گرفتن شده بود و احساس بی لیاقتی که نسبت به ثروت داشتنم که از نعمت های بزرگ و نتایج دیگه غافل شده بودم و یه تضاد به وجود اومد که وزنم تا شاید۷ کیلو کم شد این کم شدن وزن تاثیری رو انرژیم نداشت اما صورتم خیلی لاغر شد .من ارایش رو از یک سال گذشته حذف کردم و به زیبایی درونیم ایمان داشتم چون خیلی زیبا و با حضور شفاف خدا به حذف ارایش و به صلح رسیدن با خودم هدایت شده بودم و به یه سادگی زیبایی رسیدم که دوسش دارم.یک ماه پیش سفری داشتم به شهری که سه سال پیش دانشجو بودم خب من بعد دوسال سفر میرفتم و تو این دو سال یه جورایی تو یه قرنطینه ذهنی بودم یه غاری که لازم بود و رو خودم کار میکردم اولین اتفاقی که تو سفرم افتاد این بود که به شدت خودم رو بین ادمها غریبه میدونستم احساس میکروم از یه جنس دیگه هستند و مدام اون حرف استاد و خوابشون که با دارو دسته معلولین مسابقه میدادن تو ذهنم نا خود آگاه مرور میشد.چهرم رو در تضاد با جو جامعه میدیدم اما حس خوبی داشتم وقتی دوستانم رو بعدداز مدتها یدیدم خیلی متفاوت تر شده بودن به لحاظ ظاهر و تاثیر عمل های زیبایی و تیپ و لباس های متفاوت و من حتی لاغر هم شده بودم و اون رو تا زمان سفرم متوجه نشده بودم نجواها میومد که زهرا ببین چقدر دوستانت زیباتر شدن آرایش کن که روت بشه باهاشون بیرون راه بری اما ته دلم زود اون ایمانه میومد که این زیبایی واقعیه و خدا تو رو اینطوری ارزشمند میدونه چون ایمان داشتم که من اگاهانه انتخاب کردم پس باید پاش وایسم و از اون لحظه با اعتماد به نفس خیلی زیاد و عالی با همون ظاهر بی ارایش و ساده ادامه دادم شاید اگر ارایش میکردم یه مقداری اون تغییرات لاغری مخفی میشد اما یک درصد وسوشه نشدم که چیزی رو تغییر بدم برام عجیب بود که با احترام و رفتار های عجیبی مواجه میشدم درست از لحظه ای که جلوی وسوسه ها رو گرفتم .تو دانشگاه وقتی برای مدارکم رفتم یکی از کارمندای دانشگاه که بعد از سه سال من حتی ایشون رو یادم نبود و فقط در حد سلام علیک میشناختم داشت رد میشد نگاهش یه لحظه بهم افتاد و برگشت گفت واااای خدایااااا دختر من سر نماز صبح یه لحظه تو رو دیدم انگار و برات دعا کردم گفت من تو رو میشناسم و یادمه حتی اسمم رو وقتی گفتم گفت صبح با همین اسم سر نماز یادت افتادم یه لحظه و برات دعا کردم.همه کارمندا با یه حالت عجیبی بهم احترام میزاشتن بین صف طولانی از بچه های هم دوره مون که مثل من برای کارای فارغ التحصیلی اومده بودن و ظاهر به ظاهر زیباتر این برخورد های عجیب عالی فقط با من میشد و کارهام هم برخلاف بقیه که کسر مدارک داشتن در کمترین زمان انجام شد.هر جا میرفتم و هر کدوم از دوستان گذشتم رو میدیدم با برخورد های عالی مواجه میشدم.حتی تو اون مدت کوتاه سه تا پیشنهاد کاری دریافت کردم و یکیش رو انجام دادم تا به حال.یه شب یه اتفاق عجیب افتاد که اولش برام قابل حضم نبود ولی متوجه عظمتی از خدا شدم که تو خیابون راه میرفتم و گریه میکردم از شادی و خدا رو شکر میکردم.اونجا دوستی داشتم که سه سال پیش که خودم دوره های استاد رو به شکل نادرستی داشتم دو سه تاش رو به اون هم داده بودم و البته که استاد بابت این کار اشتباهم با تمام وجود ازتون عذر خواهی میکنم . یادمه اولش خیلی خوشحال بود ونتیجه هایی هم گرفته بود اما این سه سال کلا بی خبر بودم ازش تا اون شب که به شکل عجیبی گفت میخوام ببینمت و باهات کار دارم وقتی رفتم به محض اینکه وارد شدم متوجه رشد مالی خوب و پیشرفت کاریش و استقلال مالیش شدم و برعکس حال نامناسب روحیش. درست لحظه ای که وارد خونش شدم بهم یه کلید داد گفت زهرا این کلید اتاق تو هست تا هر زمان میخوای بمونی اونجا اتاق تو هست گفت تجربه خوبی از همخونه های قبلش نداره .دوستم دختر بسیار خوبیه اما از نظر روحی شرایط مناسبی نداشت و حتی استاد عباسمنش رو هم یادش نبود . یه نجوایی میگفت اونجا رو ترک کن یک لحظه وسوسه نشدم که اون کلید رو قبول کنم با اینکه قصد مهاجرت به یه شهر بزرگتر رو دارم و ایشون یه خونه تو گرونترین و عالیترین نقطه شهرشون داشت با امکانات عالی اما حتی وسوسش هم تو ذهنم نیومد که قبول کنم چون به شدت تفاوت مدار ها رو و فرکانسها رو متوجه بودم و همون لحظه گفتم به قصد موندن نیومدم یه سفر کوتاهه و حتی خواست که مدت سفرم اونجا پیشش باشم اما قبول نکردم .امااون شب چقدر داشته هام جلو چشمم بولد شد خدا رو به خاطر خیلی چیزا که ازشون غافل بودم شکر کردم .خودم رو دیدم که از نطر مالی نتیجه نداشتم اما یه حال عالی و علی بی غمی داشتم یه حس خوبی که با دنیا عوضش نمیکنم اون دوستم همه چی داشت کار عالی خونه با شرایط و امکانات عالی اما ارامش نداشت تازه فهمیدم گنج و سرمایه اصلی من چیه . وقتی کلید اتاق و خونش رو به چشمام گرفته بود مدام میگفت چون تو پاکی چون قابل اعتمادی و هین رو به واسطه شناختم از قبل بهت دارم.این برای من خیییلی ارزشمند بود.تازه متوجه بزرگترین داشته هام شدم.به یاد اوردم که زهرا همه چی پول نیست زیبایی ظاهری نیست ومهمترین گام برای حفظ این سرمایه ها استمرار در مراقبت ازشون هست با کنترل ذهن و این رو دوباره طی اتفاقی تو این چند روزه متوجه شدم که کافیه یک لحظه افسار ذهن رو دست شیطان بدی تا قهقرا میکشونه انسان رو .درست زمانی که خیلی عالی داری کار میکنی و قراره میوه ها رو بچینی شیطان با ترفنددهاش وارد میشه و به قول قرآن “البته او را تسلطی بر کسانی که ایمان اورده اند نیست و البته که این عمل میخواد وعمل محکم و توحیدی چون هر چقدرم عالی کار کرده باشی یک لحظه غفلت.. .و اون زمان کنترل ذهن ابزار مهمیه که فقط در عمل میتونی حریف شیطان بشی و من به زیبایی این رو متوجه شدم و درک کردم .دیروز که این فایل مهم و ارزشمتد و پر از اگاهی رو گوش دادم قبلش که وارد سایت شدم به خدا گفتم خدایا من که این مدت عالی داشتم پیش میرفتم و حتی نتایج هم دارن میان حکمت این اتفاق چی بود و توفایل استاد کاملا متوجهش شدم گاهی یه اتفاق به ظاهر تضاد بهای فهمیدن یه اگاهی بزرگه به شرطی که درکش کنم و بتونم بهش عمل کنم.مقاومت مقاومت و محافظت از سرمایه های وجودم.من هیچوقت هیچ تبلیغی نداشتم اما حتی زمانی که ۲۲ سالم بود و دانشجو بودم کارهای ژوژمانهام رو که فقط برای ارائه به استاد بود و اعتبار دیگه ای به ظاهر نداشت بیرون از فضای دانشگاه افرادی که نمیشناختم و فقط معرفی میشدم با قیمت خوب میخریدن.حتی اون زمان که نرم افزار بلد نبودم و رشتم گرافیک نبود منو و لوگوی معروف ترین رستوران و کافه ها رو فقط معرفی میشدم و طراحی میکردم و با قیمت های عالی کار میکردم.تو تجربه کاریم با یه کارفرمایی که با خارج از کشور کار میکردو بسته بندی محصولاتش رو برای صادر به خارج از کشور میخواست با اینکه هیچ تجربه از طراحی بسته بندی نداشتم به لطف خدا باکس هایی رو طراحی کردم که حتی تو هزینه برای کارفرما مفید بود و برای طراحی کاراکتر یکیشون انقدر جالب شد که خودش همون کاراکتر لازم هم شده بود و اون سفارش هم فقط معرفی شده بودم به خاطر خلاقیت بالاو وظیفه شناسی و درستی که همیشه تو کارم به لطف خدا و تربیت پدرم داشتم .و الان دارم تمرکزم رو رورشد همین سرمایه ها فقط و فقط در مسیر مورد علاقم میزارم و با اگاهی های فوق العاده ارزشمند این فایل اگر که عمل کنم قطعا نتایج بی نطیری در پیش دارم .تو کامنت های قبلیم خیلی گفته بودم که ۲ ساله خودم دارم مطالعه و تمرین میکنم تو حوزه کاریم چون بلد نبودم پول بسازم و باورهای ریشه دار و محدود کننده داشتم هزینه خرید دوره های پیشرفته و عالی رو نداشتم اما این سرمایه ها رو تو وجودم پیدا کردم و تلاش کردم و مسیر ها باز شد.دیروز از طرف یکی از برجسته ترین و عالیترین اساتید که خیلی هم شناخته شده هست تو کارشون ویسی رو دریافت کردم که انرژی خیلی خیلی حیلی بالایی راجب پیشرفتم تو کارم بهم داد و ایمانی که سرمایه هام کافی هستند حتی اگر اون امکاناتی که همه فک میکنند لازمه نباشه فعلا .شاید دیرتر اما اتفاقتی رخ میده که عظمت خدا رو به زیبایی میبینی وقتی رشدشون بدی.از طرف ناشر ها با استقبال و اشتیاق خیلی بالایی برای کارهام مواجه هستم که میدونم دیگه اگر ادامه بدم اتفاقات خیلی عالی تو کارم در حال رخ دادنه.فقط و فقط اگر ادامه بدم و مقاومت کنم و کننترل ذهن مستمر و گامهای توحیدی بردارم.استاد عزیزم ببخشید طولانی شد خیلی خیلی خیلی دوستون دارم و از شما و خانم شایسته عزیز که از تون خواستن این فایل رو اماده کنید و تلاششون برای انتشار تمام آگاهی های ارزشمندتون و خصوصا تاثیر مهمی که به عینه در سلامتی و اندام فوق العاده زیبای خودتون و بچه های قانون سلامتی میبینم سپاسگذار هستم و خدا رو بابت وجود ارزشمندتون بی اندازه شاکرم واز خدا میخوام لاغر باشم یا هر وزنی فرقی نداره لیاقت خرید دوره قانون سلامتی رو درکنار دوره های دیگه تون و ادامه دوازده قدم به زودی داشته باشم.دوستون دارم❤❤❤❤❤
سلام دوست عزیزم.
از کامنت شما خیلی لذت بردم. و عجیب و هدایتی به کامنت شما هدایت شدم. واقعا تحسینتون میکنم و آفرین به شما. که با کنترل ذهن و تمرکز بر نکات مثبت سلامتی رو جذب کردید. این فوق العاده ست. و همین دیدن آرامش خودتون و نکات مثبت هر چند کوچک تون و شکرگذار بودن شما. و این که هر جا میرفتید کارتون به راحتی انجام میشد. نشونه ست که شما در مسیر درست قرار گرفتید.
مطمعنم به زودی ثروت هم سراغتون میاد. موفق باشید.
سلام. خدمت استاد عزیز م و مریم خانم دوست داشتنی 🌹 خداروشکر که هروز بهتر از روز قبل هستید. من قبلا سرمایه های زیاد داشتم مثل صادق بودن، درست کار بودن، حواسم به حساب کتاب مردم بودن، خوش قول بودن و… . بعد از یک مدت که خیلی در گیر کار شدم یه جاهایی تو کار لغزش میکردم و وسوسه های شیطان روم تاثیر می گذاشت و تو کار بد قولی میکردن 100در100 صادق نبودم، نگاران این میشدم که اگه الان راستش رو بگم مشتری چی میگه یا از دستم میپره(باورهای اشتباه) و… البته اینها زمانی بود که هنوز خوب با قانون آشنا نبودم. البته ناگفته نمونه که دنیا جواب کارهایی رو که نباید انجام میدادم و انجام دادم رو بهم نشون داد. ولی خدارو شکر از وقتی خوب با قانون آشنا شدم دیگه سعی کردم اون کارهارو انجام ندم و از دیشب که این فایل فوقالعاده رو گوش دادم تصمیمم برای تسویه حساب ها با مردم جدی تر شد و از امروز شروع به تسویه حساب کردم و به لطف الله مهربان تصمیم گرفتم تا چند وقت دیگه همه رو تسویه کنم🙏🙏🙏و تمام تلاشم رو بکنم که سرمایه های اصلیم رو مجدد برگردونم😇😇😇از کل دوستانی که کامنت های فوقالعاده مینویسند تشکر میکنم. در پناه الله، شاد، خوش بخت و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید❤️❤️❤️❤️
سلام استاد عزیزم وخانم شایسته ی عزیز ودوست داشتنی.ممنونم ازتون که با درخواستهای عالی که از استادمون برای بیان بعضی مسائلی که شاید به ظاهر ساده وپیش وپا افتاده باشه باعث میشین تو یه فایلی که با وجود اینکه کلی ارزش داره ولی شما به صورت رایگان در اختیارمان قرار میدین کلی درسهای جدید یاد بگیرم 😘😘😘
استاد عزیزم اگه بخوام از خودم بگم منم یکی از سرمایه های اصلی که دارم و واقعا خدا رو شاکرم به خاطرش ،صداقت تو کارمه که خیلی باعث پیشرفتم شده .
من فروشنده ام و سعی میکنم تو کارم با کمال صداقت و رو راستی در مورد محصولم برا مشتری توضیح بدم .مثلا یه شامپو گیاهی که اون کسانی که تو صنف ما این شامپو رو به فروش میرسونن (البته طبق گفته ی مشتریها) میگن برای هر کسی مناسبه ولی من بعد از تحقیقاتی که از مشتریهای دیگه که قبلا ازم خرید داشتن ودیدم افرادی بودن که ناراضی بودن ،بعد تحقیق کردم در موردش وفهمیدم مثلابرای چنین اشخاصی مناسب نیس وشاید بالعکس عمل کنه و وقتی برای مشتری توضیح میدم و میبینم براش مناسب نیس وبشون میگم کلی از این کار من تشکر میکنن وبهم میگن که هر جا پرسیدیم میگن برا شما عالیه چون بیشتر قصدشون فقط فروش محصولشون بوده نه رضایت مشتریشون و اون نتیجه ای که مد نظر مشتریه، ولی من با وجود اینکه خیلی وقتها مشتریمو از دست دادم ولی صادقانه بهشون گفتم
ودر کنار خداوند کلی مشتری دیگه به سمتم هدایت کرده. ولی بازهم گاهی پیش میاد که این نجواهای ذهن آزارم میده و ممکنه یه رفتارهایی ازم سر بزنه که مناسب نیس ولی واقعا دارم سعی میکنم بهترین باشم تو کارم و رفتارم با دیگران .
امیدوارم با این آموزههای عالی شما به این خواسته ام برسم و خودم از این همه پیشرفت توی کارم و زندگیم لذت ببرم
البته اینم بگم که من از اول به این صورت نبودم ولی از وقتی با شما آشنا شدم سعی میکنم خوب عمل کنم که خوب هم نتیجه بگیرم
خیلی دوستتون دارم استاد عزیزم .انشالله که همیشه همین طور پر انرژی باشین واین انرژی مثبتونم با ما به اشتراک بذارین وباعث حال خوب ما هم بشین
😘😘😘😘
در پناه خدا همیشه شاد و سرحال باشین❤❤❤
سلام به استاد عزیزم هر روز صبح که برای رفتن به سر کار به اداره میخواهم بروم اولین کاری مه بعد از خارج شدن از منزل انجام می دهم رفتن به سایت عباس منش هست الان دو یه روز هست که دیدم این فایل آمده رو سایت ولی فرصت تمرکز کردن و گوش دادنش را نداشتم ولی امروز اول صبح که صحبت های شمار را گوش کردم فلش بک زدم به گذشته خودم و ندای قلبم بهم گفت محسن اگر در زندگیت تا الان درجا زدی بخاطر ایراد داشتن این فاکتور اصلی مه استاد بهش گفت سرمایه اصلی و واقعا هم استاد زدی وسط خال دمت گرم که عمق وجودی آدم هارو میشناسی ….. دست مریزاد …..
من هم مثل همه آدم ها سرمایه اصلیم ایراد داشت ولی به ظاهر ادم های اطرافم به من به اندازه چشمانشون اطمینان دارند و این لطف خدای متعال هست ولی من که به خودم نمیتوانم دروغ بگویم ، من صادق و امانتدار خوبی نبودم و چند سال بود خودم را گول میزدم که من پاک ترینم ، از خدای خودم درخواست توبه کردم و قشنگی این خدا این هست که هر زمان که توبه کنیم خدا را توبه پذیر مهربان خواهیم یافت ….. خدا از تو میخواهم مرا ببخشی و هدایتم کنی که اگر هدایتم نکنی از گمراهانم …..
خدایا از تو میخواهم بتوانم بیشتر روی سرمایه اصلی خودم کار کنم که همه چیز همین سرمایه اصلی که استاد گفت هست ……
من در اداره مخابرات کارمند هستم و همیشه به خدای خودم میگفتم خدایا هدایتم کن به جای بالاتر من همیشه دوست دارم در هر قسمت که کار میکنم اونجا راکد نباشم و جای جدید را تجربه کنم و الان ایراد خودم را پیدا کردم و به خودم گفتم محسن آیا تو به اندازه کافی صادق هستی که میخواهی در یک جای وسیعتر کار کنی یا نه!!!!
در پایان خودم را دوست دارم و خودم را همین طور که هستم میپذیرم و به قول استاد هر روز باید روی باورهام کار کنم مثل غذا خوردن که هر روز نیاز داریم واینکه خودم را با دیروز خودم مقایسه میکنم
من قدرت بیان خوبی دارم
من کاریزمای خوبی دارم و با هرکسی که صحبت میکنم روی آن تاثیر کذار خواهم بود
و هر روز روی ایراد های شخصیتی خودم که امانتدار بودن صادق بودن و ترس داشتن از بازگو کردن بعضی از صحبت ها هست دارم کار میکنم و تا الان خدا هدایتم کرده و رشد کردم تو این زمینه به اندازه ای که روی خودم کار کردم تغییر کردم ….
از خانم شایسته عزیز تشکر میکنم که به شما گفت این فایل را بزار تو سایت واقعا سپاسگزارم این هدایتی بود برای پاسخ به ایراد های درونی خودم که خدا به زبان مریم خانم بندازه و شما هم گوش کنی بزارید روی سایت و من هم با تمرکز گوش کنم و ایراد های خودم را بیشتر از قبل پیدا کنم …
امیدوارم بقیه بچه هایی که تو مدار گوش کردن این فایل هستند کامنت های خودشان را بنویسند تا بقیه بچه ها مثل من ایرادات خودشان را روز به روز بهتر نمایند