سرمایه اصلی شما چیست؟! - صفحه 34 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

770 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 856 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره

    به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه

    به نام خدای رزاقم

    سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی

    اومدم در مورد این فایل کامنت بنویسم به یاری خداوند

    پریشب سر کار آقا مرتضی صاحب کارم با هم صحبت میکردیم و می‌گفت تو اخلاق خیلی خیلی خوبی داری و آدم سالمی هستی

    و همینکه اخلاقت خوب هست و آدم درستی هستی برام بسه

    داشتم فکر میکردم میدیدم آره من هر موقع مشتری بیاد سعی میکنم با کلامم بهش حس خوب بدم و اگر مشتری بیاد و غذا داخل رستوران بخوره سعی میکنم بهش حس خوب بدم و سعی میکنم اخلاقم با آقا مرتضی خوب باشه و سرمایه اصلی من درست کاریم هست سرمایه اصلی من دست و دل پاکیم هست و آقای برزگر می‌گفت نیتت پاکه و بچه درجه یک هستی

    پریشب بهش گفتم من فکر میکنم علاقه به این کار ندارم و می‌خوام برم و بهم گفت در مغازه من بروی تو باز هست من بیرونت نمیکنم در مغازه من بروی تو باز هست و اگر خودت داری اذیت میشی میتونی بری ولی من بیرونت نمیکنم

    و بهم گفت اخلاقت اگر من یه چیز بهت بگم بدت میاد ناراحت بشی و من به خودم گفتم مصطفی راست میگه فقط یک اخلاق بد داری و اینه که اگر صاحب کار یه چیز بهت میگه زود بدت میاد عصبانی میشی و نباید بدت بیاد اون صاحب کار تو هست باید عیبت رو بگیره تا آسا بشی نباید ناراحت بشی و عصبانی گرچه خشمت رو فروکش میکنی ولی باید این رو بدونی که عصبانی شدن ندارن اون اسا هست و عیب تو رو باید بهت هدیه بده

    من بخواطر اینکه اعتماد به نفسم پایینه به خودم میگم من چطوری مغازه رو تنهایی به دست بگیرم و بچرخونم حالا اومد و من ادامه دادم آیا من آسا میشم من یه روز میتونم که مغازه رو به تنهایی بچرخونم

    من هر چی میکشم از دست خودم هست روزهایی که خودم می‌خوام آقای برزگر چیزی پیشم بگه و من ناراحت بشم و حالم خراب بشه همون میشه

    اون هفته به مدت پنج شش روز حالم خوب بود و آقای برزگر با اخلاق خوب باهام برخورد می‌کرد و من به خودم میگفتم نمیشه اینجور آنقدر راحت کارها جلو بره و چرا آقای برزگر دیگه چیزی پیشم نمیگه و میگفتم خوب بخواطر این هست که من دارم خوب کار میکنم و اومدم تجسم و فکر کردم که داره باهام با تندی برخورد می‌کنه و همینم شد

    پریشب حمید و آقای برزگر داشتند نصیحتم میکردند میگفتند که مصطفی منفی نباش بدبین نباش حالا اینجا هیچی تو زندگی خودت اذیت میشی

    دیشب آقای برزگر بهم می‌گفت مصطفی شاد باش خدا میخواد که تو شاد باشی این غمگین بودن رو بزار کنار خدا میخواد تو پیشرفت کنی و شاد باشی و من بهش حرفهای جامعه رو میزدم و میگفتم تو این دوروزمونه میشه شاد باش

    به آقای برزگر گفتم من منفی هستم گفت صد درصد فکر منفی زیاد میکنی و باید فکرهای مثبت بکنی

    و من گوش میدادم و الان که دارم می‌نویسم خداوند داره از طریق آقای برزگر باهام صحبت می‌کنه و خدا رو گواه میگیرم صاحب کاری نداشتم که این حرفها رو بهم بزنه و اگر دارم این حرف ها رو میفهمم چون من تو فرکانس این حرفها قرار گرفتم و خوشحالم که بعضی از حرفهای شما رو داره صاحب کارم بهم میگه

    طبق تعهدی که به خودم داده بودم که در مورد منفیها تا میتونم سر کار صحبت نکنم چون من عادت دارم سر کار در مورد پردها و مشکلاتم صحبت میکنم دیشب گردنم درد میکرد و من چیزی نگفتم به آقای برزگر به خودم یک آفرین میگم بخواطر اینکه از درد گردنم چیزی نگفتم

    یه روزی مغازه کبابی داشتم از بس مغازمو دوست میداشتم وسیلهام رو تمیز میکردم و بوسشون میکردم و گریه میکردم از عشق که خدایا اینا رو برای من نگه دار ولی من بخواطر اینکه باورهای درستی در مورد کسب و کار و ثروت نداشتم شکست خوردم و الان شدم کارگر مردم که بهم میگن تو هیچی بلد نیستی در صورتی که من خودم چند سال پیش اسا کار بودم ولی بخواطر مشکلاتی که این چند سال جلو راهم گرفت که در کلمنتهای قبلیم نوشتم اعتماد به نفسم از دست دادم و یادم رفت که من حتی خودم یه روز مغازه کبابی داشتم ولی مشکلی نداره به قول دکتر نوری می‌گفت بخواطر وسیله که فروختی اعصابت خورد نکن دوباره گیر میاد

    آره وسیلهام رو همش یک جا بخواطر طلب کار همش فروختم من خورده بودم به دوران پندمیک و واقعا مونده بودم چیکار کنم همون دستگاه کباب گیر که من فروختم الان چندصدملیون پولش هست و اسا کار من آقای برزرگر نداره

    خدایا تو غیر ممکن ها رو ممکن میکنی راهش رو به منم بگو

    خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم

    خدایا پروردگارا کمکم کن

    خدایا من سخت به تو محتاجم

    خدایا من نیازمند تو هستم کمکم کن

    خدایا فقیر و خسته به درگاهت امدم رحمی

    خدایا تو اومدی شبها در کنارم و داری کمکم میکنی

    خدایا تو این عذت و ابرو رو به من دادی

    خدایا تو کمکم کردی

    خدایا تو دستم رو گرفتی

    خدایا تو این صاحب کار خوب رو بهم دادی

    خدایا تو ابروم رو حفظ کردی

    خدایا هر چی دارم از تو دارم

    خدایا من غیر تو کسی ندارم کمکم کن

    خدایا من هیچی نمی‌دونم هیچی هیچی نیستم در برابر عظمت و بزرگی تو کمکم کن

    خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم

    خدایا پروردگارا من سخت به تو محتاجم

    خدایا

    سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم

    با آرزوی بهترینها برای چشمهای زیبایی که کامنت منو خوند دوست دارم عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1632 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز

    استاد این جمله ای که

    به میزانی که بخوایین سرمایه گذاری کنین روی یه چیز بیرونی از سرمایه گذاری درونی و از اصل دورمیشین قشنگ توی گوشم صدا کرد

    من بار ها این فایل رو شنیده بودم اما چیزایی اینبار درک کردم که میتونم بگم هرگز توی دفعات قبلی نشیدت بودم

    سرمایه اصلی من چیه

    من ورزش حرفه ای رو دارم دنبال میکنم و سرمایه اصلی من بدنم و مهارت هام هست

    و به لطف خدا سعی کردم درک کنم که این سرمایه اصلی من هست و من بالاترین هزینه هام برای خوراک بدنم و خوراک ذهنم هست من خیلی از دوره های استاد رو خریدم و از لحاظ تغذیه هم سعی کردم با کیفیت ترین تغذیه هارو داشته باشم همیشه و این رو به عنوان یک سرمایه گذاری میبینم

    درحالی که همه دارن پول میزارن توی بورس و بانک و فلان و بیسار من تا به حال به لطف آموزش های شما و لطفی که خداوند به من داشته یک ریال جایی به جز روی خودم سرمایه گذاری نکردم یه مدت کوتاهی توی ذهنم این بود دلار بخرم اما هیچ وقت اینکارو نکردم نمیگم پولای بزرگی دستم اومده اما همون پولی که داشتم رو به جای اینک بیام جمع کنم و استفاده نکنم اومدم و روی خودم سرمایه گذاری کردم دوره هارو خریدم وسایل ورزشی خریدم به خودم جایزه دادم رستوران رفتم مسافرت رفتم و توی این 22 سالی که از خدا عمر گرفتم این 4 سال اخری رو خیلی حال کردم و خوش گذروندم البته یه جاهایی هم ول خرجی کردم و از اون طرف افتادم

    برای افزایش سرمایم باید تمرین کنم توی ورزشم باید تغذیم رو بهبود ببخشم باید ویدیو ببینم

    برای تقویت شخصیتم به شدت و تا اخر عمر نیاز دارم روی عزت نفسم کار کنم چون مهم نیست که یه نفر چقدر توانمند باشه اگه خودشوباور نداشته باشه به هیچ جا نمیرسه

    باید صادق تر بشم

    باید محکم تر بشم

    باید توحیدی تر بشم

    و این یک مسیره

    و باید کار کنم روی تک تک توامندی هام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    شهرزاد ممبینی گفته:
    مدت عضویت: 2107 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز 114 سفرنامه

    سلام به همگی.

    سرمایه اصلی شما برای شروع یه بیزنس چی هست؟

    دوست استاد نگران سرمایه اولیه برای شروع کار بودن. استاد بهشون یادآوری کردن که ایشون خیلی صادق، متعهد به عهد، خیرخواه، درستکار وآدم امنی هستن و این سرمایه اصلی ایشون هست.

    اعتماد بنفس، خودباوری، توکل، صداقت، مهارت در کار و درستکاری سرمایه اصلی انسان است. همه اینها توام با احساس لیاقت جواب میده. اگه خودت واسه این صفات ارزشی قائل نباشی و دست کم بگیریشون فایده نداره و نتیجه نمیده.

    استاد میگن تاثیرگزاریشون بخاطر صداقتشون هست، به آنچه گفتن عمل کردن و نتیجه دیدن و همونو صادقانه ارائه دادن. (من شاهد و گواه هستم چون نتیجه های پررنگ گرفتم)

    استاد میگن من برای صداقت و درستکاریم ارزش قائل شدم. جاهایی که مشکل داشتم ارزشهام رو فراموش نکردم و در نهایت جواب داد. روی این خصوصیاتم بیشتر و بیشتر کار کردم تا قوی تر و بهتر بشم. سرمایه من اینهاست.

    روی چیزهایی که علاقه دارین تمرکز کنید و مهارت و آگاهی تون رو افزایش بدین. این ارتقا سرمایست.

    پیامبر وقتی همه دنبال بیهودگی بودن یک ماه از سال رو از آدمها دوری میکردن و به غار میرفتن و به عبادت و تفکر میپرداختن. خودشون یه کاری کردن که خدا انتخابشون کرد. امانتداری و درستکاری پیامبر به پیامبری مبعوثشون کرد.

    پیامبر خوش خلق و مهربان و صبور بودن. این ویژگی ها سرمایه ایشون برای پیامبری بود.

    ما هم خوبه که سرمایه هامون رو بشناسیم و سعی کنیم اونهارو ارتقا بدیم. وقتی برای این سرمایه ها ارزش قائل باشیم جهان اونها رو به ثمر میرسونه.

    برای من تفکر اینکه پولم رو بزارم بانک و سود بگیرم سم هست. سود بانکی از نظر من حرامه. من روی باورها و مهارتهای پولسازیم کار میکنم. خیلیها میخوان از طریق ارز دیجیتال، بیت کوین، شرکتهای هرمی و اجاره دادن ملک و … پولدار بشن. اما اینها جواب نمیده. برای بدست اوردن پول باید شخصیتت مون عوض بشه.

    نکته: این تفکر که برم کجا پول بزارم که برام درآمد داشته باشه باعث میشه از اصل منحرف بشیم. اصل توحید، اصل ارتقا مهارتهام، اصل درستکاری و …

    دنبال افزایش احساس لیاقت باشیم. یک چیزهایی رو در درونمون تغییر بدیم. باورهامون رو درباره ثروت تغییر بدیم اونوقت رزق به غیرالحساب رو تجربه میکنیم. سرمایه اصلی ما ایمان، توحید و درستکاری و نه گفتن به نجواهای شیطان هست. افراد با این ویژگیها آسون میشن برای آسونی.

    ممنون برای این آگاهیهای ناب. ممنون از مریم عزیز برای این یادآوری این موضوع به استاد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 649 روز

    بنام خدا

    سلام به استاد و همه دوستان

    سرمایه اصلی من چیست؟

    اول بگم من تا قبل اشنایی باشما فکر میکردم سرمایه فقط پوله

    و ارزشی نه برا مهارتم نه برای درستکاری م قایل نبودم

    و باور داشتم هرچه حرام خورتر هرچه کلاش تر و دروغگوتر و دغل تر پولدارتر مشتری بیشتر

    و همین باور باعث میشد الگوهاشم به وفور ببینم

    اما ازوقتی با شما اشنا شدم و این فایل رو گوش دادم

    فهمیدم من سرمایه ای دارم که جدا میگم هر کسی اونو نداره

    تخصصی دارم که هر کسی انقد توش مهارت و ارتقا و رشد نداره و دیگران توش انقد دنبال پیشرفت نیستن

    من صداقتی دارم که هرکسی نداره به قدری که اگر شده در ظاهر به ضررم بوده اما حرف درست رو گفتم

    من درستکاری در وجودمه که تا ثانیه اخر حواسم به خدمتتم هست که ایرادی نداشته باشه

    مشتری اخر سر که مبخواد بره در حال حرف زدن با منه اما من دارم به کار خودم توجه میکنم که ایرادی نداشته باشه

    نوبتی که به مشتری میدم به هیچ وجه خلف وعده نمیکنم و حتی یک نفر بدون نوبت جلوتراز اون انحام نمیدم

    هزینه ای که برای خدماتم از مشتری میگیرم همیشه بیشتر از اون پول خدمات ارایه میدم

    علاوه بر خدمات عالی و خوب همیشه سعی میکنم جو‌مثبت و احساس خوب انتقال بدم به مشتری ها و محل کارم

    همیشه با اینکه مشتری اصلا متوجه ایراد ها نمیشه اما من همیشه دنبال رفع کاستی های کارم هستم

    همیشه دنبال تحقیق و تفحص و امپزش دیدن در حیطه کاری خودمم و مدام در حال اپدیتم به کوچکترین نکات دقت میکنم و وارد علم تخصص خودم شدم نه سرسری یه چیزی یاد گرفته باشم

    همیشه به مشتری مشاوره پوست و مو و تغذیه هم میدم

    پس این ترمز رو با دلیل و مدرک کنار بذارم که مشتریها برای خدمات من ارزش قایل نیستن این محله پول ننیدن و میگن هزینه هات گرونه

    چون باید افتخار هم بکنن که همچین کسی با این حد از تخصص و صداقت و درستکاری براشون خدمات انجام بده و البته خدمات من بیشتر از هزینه ای که میکنن براشون ارزشمنده مثل استاد که یک کلاسشو میخریم و در تمام جوانب زندگی مون موثره

    خدمات من هم زیبایی میده به افراد هم عزت نفس

    هم وقت با ارزششون رو تلف نمیکنم مثل خیلی ها

    هم مثل یک ملکه بهشون بها نیدم و براشون تایم میذارم دقت میذارم و بهشون اهنیت نیپم ارزش براشون قایلم

    من خودم باشم ایا دوست ندارم همچین جایی برم و این حد از عزت و احترام رو ببینم؟ایا دوست ندارم‌ برم جایی که کار منه حساس رو با تمام دقت و ظرافت و سرعت بالا انجام بدن؟و برای وقتمم ارزش قایل باشن؟

    یا برای همکارایی که من براشون کار ارایه میدم

    آیا خودمن دنبال پرسنل قوی و کاردرست و دریتکار و باصداقت و حلال خورو خوش برخورد و پاک نیستم؟ایا دوست ندارم که پرسنلم توانایی ارتیاط عالی با مشتری رو بلد باشن ؟

    ایا دوست ندارم کاری که از سالن من میره بیرون به حد عالی خودشونشون بده اونم با قیمت عالی که هرجا مشتری بره تبلیغ بشه برا سالن من؟

    پس افتخار میکنم به خودم و خدارو شاکرم برای اینهمه هنرو درستکاری اینهمه سرمایه عالی که بهم عطا کرده

    و قدر دان خودم و خداوندم

    من لایق اینم مثل قبل صبح تا شب توی سالنم غلغله باشه و تمام مشتری ها از تمام شهر بیان پیش من و خدمات عالی بگیرن

    همه ادمای ارزشمند که برای خودشون ارزش زیاد قایلن به طرف من و سالنم هدایت میشن تا خدمات عالی منو به خودشون هدیه بدن

    من لایق داشتن مشتری های عالی و پولدار و با ارزشم

    من لایق کار کردن در مکانهای عالی و با افراد قدر دان هستم

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    فرشید گفته:
    مدت عضویت: 1669 روز

    با سلام‌ خدمت استاد عباس منش و خانوم شایسته و همه بچهای سایت

    این فایل بسیار عالی و فوق العاده بود و واقعا حیف است که اسم رایگان گذاشت روی این فایل

    شاید به ظاهر ساده باشن این حرفهای استاد ولی واقعا سرمایه اصلی هر انسانی خصوصیات خوب اخلاقیش میتونه باشه و همونطور که استاد گفتند متخصص شدن توی یک حرفه مورد علاقه.

    من میخاستم یه چیزی رو در مورد برادرم بگم که برادر بزرگ من واقعا انسان درستکار و صادق و مورد اطمینان و امانت داری هستش و توی کار خودش که پیمانکاری ساختمان است متخصص هستش و تمام این صحبتهای استاد در موردش صدق میکنه

    ولی از لحاظ مالی اصلا پیشرفت چندانی نکرده و همیشه صفر است و بسیار بسیار از لحاظ مالی عقب افتاده است در حالی که نزدیک به ۳۰ سال است که در کار ساختمان هست

    و این هم به خاطر اینه که به هیچ عنوان باورهای درستی در مورد پول و ثروت نداره

    و چندین بار که من باهاش صحبت میکردم میگفت که هر چی آدم ثروتمند هستند همشون مغرورن و پول که انسان رو از خدا دور میکنه ‌و مثلا فلانی که ثروتمنده چه فایده داره خدا پسرش رو ازش گرفت و…

    اینجاست که تمام حرفهای استاد میاد توی ذهنم که هر کسی در هر جایی هستش در بهترین جا قرار داره

    و خیلی راحت میشه این حرفها و باورهای برادرم رو نقض کرد با نشون دادن الگوهای متضادش مثلا بهش گفتم که فلانی هم که پسرش فوت کرد مگه ثروت داشت؟ یا مثلا فلانی که آدم مغروریه الان مگه ثروت داره؟ و غیره ولی خوب نمیخاد قبول کنه که داره اشتباه فکر میکنه و این در حالی هستش که که بسیار زیاد از ماشینهای آخرین سیستم و لباسهای مارک و خونهای عالی خوشش میاد ولی خوب به قول استاد مهم نیست که ما از چی خوشمون میاد مهم اینه که ته دلمون و نیتمون یا همون باورهامون چیه

    من هم به قول استاد انرژیم رو میزارم روی خودم تا باورهای خودم رو درست کنم و کاری به برادرم ندارم

    و

    فقط خواستم این رو بگم که این که سرمایه اصلی ماکه درست کاری و صداقت و امانت داری و متخصص شدن توی کار مورد علاقمونه موقعی ما رو به ثروت میرسونه که ما همانطور که استاد گفتند اول باورهایمان رو در مورد پول و ثروت باید درست باشه

    به امید روزی که بتونم با نتایجم به همه اطرافیانم راه اصلی ثروتمند شدن که تغییر باورها هست رو نشون بدم

    بازهم تشکر از استاد عباس منش عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1655 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به همگی

    وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْناً وَإِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (8)

    و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند، و اگر آن دو کوشیدند تا چیزى را که بدان علم ندارى شریک من سازى، از ایشان اطاعت مکن، سرانجامِ شما به سوى من است، پس شما را از (حقیقت) آنچه انجام مى دادید آگاه خواهم ساخت.

    فایل بسیار ارزشمند و زیبایی هست

    سرمایه اصلی شما چیست؟

    اگر آدم قبلی بودم حتما مادیات را می گفتم ولی الان با افتخار اعلام می کنم ،

    صداقت و درستکاری سرمایه من هست چراکه این سرمایه همیشه همراه من و در وجود منه هرجای دنیا سفر کنم همراه منه و هیچ خطری هم تهدید نمی کنه و در هر زمان و مکان هم کاربرد داره .

    یادمه چند سال پیش که از یکی از دانشگاههای بابلسر استعفا دادم برام مراسم خوب تودیع گرفتن و کلی احترام و جوایز دادن در حالی که برای بقیه کارکنان این حالت پیش نیامد الان می دونم این بخاطر درستکاری و صداقت من در طول کارم بوده که روسای دانشگاه‌ متوجه این قضیه بودن.

    خدایا شکرت به خاطر این آگاهی های توحیدی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    Rojina گفته:
    مدت عضویت: 2111 روز

    سلام به استاد خانم شایسته و دوستای عزیزم

    این فایل نشانه روز منه به چند دلیل

    اول اینکه خداوند میخواست سرمایه ی اصلی من رو بهم یادآوری کنه در شروع کارم که یادم نره باید به چی و کی تکیه کنم

    توانایی های خودم رو اصل بدونم و بدونم که میتونم با اونا ارزش خلق کنم.

    بچه ها توی پرانتز بگم، واقعا توانایی کنترل ذهن خیلی خیلی مهمه من این رو امروز فهمیدم

    یه مثال ساده میزنم چون چندین و چند بار چوبش رو خوردم و اخرین بار همین امروز برام اتفاق افتاد که به امید خدا درسم رو میگیرم و اخرین بار بود.

    مثال آب کم خوردن!

    وقتی آب بدن کم میشه یکی از اثراتش منگی و گیجیه و کلا میزنه من رو ناک اوت میکنه.

    شاید عجیب باشه ولی من دو ماهه که هنوز نتونستم این مسئله رو به صورت ریشه ای حل کنم!

    این بار میخوام سیستم ثابتی رو بچینم که دیگه به صورت ریشه ای این مسئله رو حلش کنم. چون به تبعش خیلی مشکلات دیگه هم برام بوجود میاره که توضیحش از حوصله این کامنت خارجه.

    ولی حل همین مسئله ی ساده هم کنترل ذهن میخواد…

    اگه نتونی ذهنت رو کنترل کنی به دلایل واهی، دنیا میزنه در گوشِت.

    باااااااید بتونم تمرکزم رو از حاشیه بردارم و روی اصل بذارم تا پیشرفت کنم، وگرنه ضربه می‌خورم.

    مثال امروزش هم اینه که به همین دلیل ساده ی کم اب خوردن و به موقع اب نخوردن من دست ذهنم بهونه دادم برای اینکه چموش بشه. در صورتی که از همون اول اگه با یه کنترل ذهن ساده میزان آب دریافتی ام رو مناسب می‌کردم و به درستی کنترلش می‌کردم کارام خیلی راحت تر انجام میشد و ذهنم هم اینجوری آنتریک نمی‌شد.

    خیلی جاها انجام یکاری برام سخته، جا انداختن یه الگوی درست برام سخته، اشکال نداره انجامش میدم. بهاشه. جایزشو میگیرم.

    ولی اگه بتونم این ویژگی رو در خودم نمی‌گم ایجاد، زنده کنم، من رو تبدیل به یه آدم شکست‌ناپذیر می‌کنه!

    چون ابزار کنترل ذهن دستمه…

    حالا ادامه توضیحاتم راجب شروع کارم…

    من برای پیجی که میخوام بزنم و توی کامنتای هفته قبل گفتم چقدر ازش نتیجه دیدم، نیاز داشتم هدفم رو ازش واضح و شفاف بنویسم، ایده هایی که برای پست هام دارم رو بنویسم و توضیح بدم که چه کارهایی باید برای هرکدوم انجام بدم.

    مجموع اینا وقتی توی ذهنم واضح و شفاف بشن، ویژگی ای رو در من شکل می‌ده به اسم «هدفمندی»، و معیاری رو دست من می‌ده که اصل رو از فرع برای خودم تشخیص بدم.

    این ویژگی ترس های من رو کم میکنه چون من رو متمرکز میکنه روی یک نقطه و زمان توجه به چرت و پرت برای من باقی نمی‌ذاره، نه زمان و نه البته جای خالی توی ذهنم که این از همه مهم تره.

    این کار رو من پشت گوش می‌انداختم چون برام سخت بود مشخص نبود دقیقا باید چکار می‌کردم، باید وقت و انرژی می‌ذاشتم و روش فکر می‌کردم. تا اینکه امروز انجامش دادم. نه کامل، ولی خیلی چیزا واسم واضح شد. تازه فهمیدم توقع بی‌جایی بود که می‌خواسنم سر و ته همه چیز رو در یک شب هم بیارم و چنین چیزی غیر ممکنه چون تکامل نیاز داره.

    در ادامه به امید خدا از قدم های بعدیم هم می‌نویسم…

    و یه مثال دیگه ام که حس میکنم باعث شد این فایل نشونه امروزم بشه امتحان امروزم بود.

    خوشبختانه از امتحان امروزم راضی بودم و آنچه در توان داشتم نوشتم، بقیه اش رو می‌سپرم به خدا…

    تایم امتحان که تموم شد، فرصت این کاملا پیش اومد که جوابای بقیه ی بچه ها رو ببینم و اصلاح کنم، مراقب هم آخر کلاس بود و توی اون شلوغی پایان امتحان چیزی متوجه نمی‌شد، ولی من امروز دیدم توی اون موقعیت چجوری به اصل خودم برگشتم و خداوند هدایتم کرد که سر درستی خودم بمونم. خیلی محکم فقط برگه رو به صفحه ی اصلیش برگردوندم و وقتی نوبت به تحویل برگه ها رسید با لبخندی متقابل برگه ام رو تحویل مراقب دادم و راضی از خودم از سالن اومدم بیرون…

    این سرمایه ی منه. درستی ای که سعی میکنم توی موقعیت های مختلف حفظش کنم و به جا ازش استفاده کنم و خدا رو به خاطرش شاکرم.

    سرمایه ای که باید روی کسبش بیشتر تمرکز کنم کنترل ذهنه که از اعمال حیاتی گرفته تا تصمیمات بزرگ، برای همه چیز به شدت به کمکم میاد و دستام رو به جا، به موقع و درست می‌گیره.

    ازتون سپاسگزارم برای این فایل زیبا،

    شاد، سلامت و همواره سرمایه‌دار باشین؛)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    محمد نمازی گفته:
    مدت عضویت: 1149 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام

    سرمایه اصلی من درست کاریمه،واقعا ادم درست و قابل اعتمادی هستم

    همینطوری نمیگم،چون بارها،اصلا بارها چیه همیشه، کارم جوریه که کل کسب و کلر خانوادم و یه برهه ای چند سال در گذشته کسب و کار فامیل هم دست من بود

    بارها کارهاشون رو میسپرن به من و خودشون میرفتن مشهد،شمال،اصلا جوری به من اعتماد دارن که خیالشون از بابت درستکاری ام راحته

    چون از بچگی هم درست بودم

    سرمایه اصلی دیگه ام راستگو و صادق بودنمه

    (میشد بعضی موقع ها دروغ بگما اما انقدر دروغه کوچیک و بدیهی بود که دروغ نمیشه شمرد)

    الان سعیم رو میکنم که صادق باشم،

    اصلا من در موقعیتی زیاد نبودم که دروغ بگم،اما باید تمام تلاشم رو بکنم تا کار درست رو انجام بدم

    سرمایه دیگه ام با فرهنگ بودنمه

    فرهنگ از نظر من احترام به هرکسی با هر سن و سالی هست

    فرهنگ از نظر من اشغال نریختن و تمیز بودنه

    فرهنگ از نظر من به عقاید دیگران احترام گذاشتنه

    فرهنگ از نظر من خوش اخلاق بودنه

    فرهنگ از نظر من کمک کردن درست به دیگرانه

    و….

    سرمایه دیگه ای که از نظر تخصصی دارم فروشندگیه

    من سالهاست که فروشنده ام

    نمیدونم دقیقا علاقه ام چیه

    اما میدونم چون مدت هاست فروشندگی کردم تو این حوزه خوبم

    مچکرم و سپاسگزارم از شما استاد عزیز

    بابت فایل زیبایی که ضبط کردید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ولی الله زیلایی پوری گفته:
    مدت عضویت: 1435 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیزاعضا محترم من خودم کلی از فایلهای فقط رایگان استاد عباسمنش نتیجه گرفتم و خیلی اعتماد به استاد عباسمنش عزیز داشتم واولین دوره قانون سلامتی استاد رو خرید کردم و هم واقعا با این فایل هر بار سرمایه اصلی خودمو که پاکی وصداقت ودرستی وامانتداری و مورد اطمینان واعتماد بودن،آرام بودن و خوش برخورد بودن ،سود رساندن به طرف مقابل، مهربان بودن ،ولی گاهی فراموش میکنم واین فایل استاد هربار باعث میشه که من ویژگیهای مثبت شخصیتی و تواناییها مو یاد بیارم و براشون ارزش قائل باشم خیلی خدا رو شکر میکنم که انسانی به پاکی وصداقت ودرستکاری استاد عباسمنش رو سر راه زندگی من قرار داد به امید ثروت ،شادی خوشبختی بیشتر خدا نگهدار به امید دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    مهدی گفته:
    مدت عضویت: 1555 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی. من در حوزه ارزدیجیتال فعالیت میکنم و وقتی شما راجب ارزدییجیتال صحبت کردید اولش من به این فکر افتادم که از ارزدیجیتال خارج بشم و به خدا گفتم هرچی به دلم بندازی گوش میکنم حتی چیزی که درظاهر خوب نباشه برام.بعد چن ساعت حرف هایی که درفایل زدید میومدن تو ذهنم و واقعا حرفتون درسته که ارزدیجیتال و بیت کوین بد است اما برای کسانی که بدون علم و اگاهی واردش میشن بدون اینکه بهاشو بپردازن وارد میشن و میخوان یک شبه پولدار بشن و بدون طی کردن تکاملشون به موفقیت برسن. ولی خداروشکر من به لطف خدای عزیزم هرروز دارم اگاهیمو در این حوزه افزایش میدم و به اندازه خودم بهاشو دادم هم مالی هم زمانی و هم انرژی و…

    استاد عزیز با این فایل من انرژیم در کارم خیلی افزایش یافت و واقعا از شما و خانم شایسته عزیز که این پیشنهاد رو داد و خدای عزیزم که من رو به این فایل هدایت کرد سپاس گذارم.

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: