چه کسی مالک توست؟! - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1329 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمیه مصطفائی گفته:
    مدت عضویت: 3868 روز

    سلام به همه عزیزان عباسمنشی ????

    این سفرنامه دوست داشتنی عجب توی این زمستون داره میچسپه ?

    راست گفتن بسیار سفر باید تا پخته شود خامی …

    واقعا ما هم برای رفتن به مدارهای بالاتر بسیار باید سفر کنیم ، سفر فرکانسی کار همیشگی مون باید باشه .

    الان حس میکنم برعکس زمانایی که میرم سفر خودم میرم میگردم و حرکت میکنم اینبار انگار جای من و جهان اطرافم عوض شده ، خودم یه جا وایسادم و جهان داره جلوی چشمای من خودشو به حرکت درمیاره و خودشو به من نشون میده( مثل یه آگهی تبلیغاتی ) ، هی داره بهم میگه سمیه بیا ببین نگاه کن من این مدار های عالی هم دارم ها… این جاهای قشنگ هم هست ،بیا برای تو جا خالی گذاشتم که بیای اینجا قرار بگیری .

    با هر فایل استاد صدای جهان تو گوشمه داره بهم میگه : ” خدا منو به تسخیر تو درآورده تا دورت بگردم اصلا وظیفه من همینه که در خدمت تو باشم اخه من از شرط خدا با تو باخبرم یعنی همه کائنات با خبر هستن که خداوند به تو وعده داده اجابت کنه همه خواسته ها تو رو به شرط ایمان تو ” …

    یا مالک یوم الدین با استاد عزیزم و دوستان عزیزتر با مریم شایسته مهربان دور هم جمع شدیم برای تجدید میثاق با تو …

    تنها تورو میپرستیم و تنها از تو یاری می طلبیم ، ما رو به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    راضیه زکی پور گفته:
    مدت عضویت: 2790 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام استاد عزیز و خانواده صمیمی ام

    وای منقلب شد روح و جسمم اگر این باور رو از کودکی در من می‌پروراندند و یک مشت باور شرک آلود به خوردم نمی‌دادند خدایم رو زودتر از اینا میشناختم و دیگه غر نمیزدم دیگه توقعی از کسی نداشتم چقدر حیف شد عمرم رو بیهوده گذروندم و اصلا متوجه این گوهر نشدم که چقدر من برایش مهم و دوست داشتنی هستم زیرا که در من خانه گزیده و همسایه قلب منه و همه جا هوامو داشته و من متوجه نمی‌شدم همیشه می‌شنیدم باخداباش پادشاهی کن ولی فقط می‌شنیدم و بهش فکر نمی‌کردم یعنی چی

    حالا باز هم این توجه و دوست داشتنشو حس میکنم که برای راهنماییم و هدایتم از جانب خودش یکی از دستانش را در قالب استاد برایم فرستاد اصلا منو هدایت کرد بسویش

    و واقعا درک میکنم حالا دیگه معنی اینو که خدا همه چیز میشود همه کس را خدایا هزاران بار سپاس و شکر میگویم تورا و اینو با ایمان و باور صد میگویم که مالک من خداست نه کس دیگری مالک خلق زندگیم رو خودم قرارداده نه کس دیگری اوست خدای و خالق جهان و منو خدا و خالق زندگی خودم قرارداده و این مقام والا رو بمن داده و من متوجه نبودم خدایا ممنون و سپاسگزارم از این رحمتت که شاملم شد و قول میدم بنده خوبی برات بشم و فقط بندگیت رو بکنم و باقی کارها رو بسپارم به تو

    واقعا دگرگون میشم با فایلهای زیبای استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1358 روز

    بنام تویی که مالک من هستی

    بنام تویی که جان میشوی برای من

    بنام تویی که اطمینان میشوی برای قلبم

    بنام تویی که آرامش میشوی برای لحظه هایم

    و بنام رب .

    سلام استاد عزیزم .

    چه کسی مالک من است؟؟؟

    اگه میخواستم جواب اینو قبلا بدم ،میگفتم همهههه،همه مالک من هستن،آدما و اتفاقاتی که بخاطره باور هام مالک من میشدن ،همون هایی بودن که خودم ساخته بودم،اما اگه بخوام الان بگم مالکم کیه ؟میگم همون خدایی که دستاشو هر لحظه ستون زندگیم میکنه،خدایی که نور میشه تو دل تاریکی ها برام ،از وقتی باورش کردم ،بهم عزت داده ،بهم آرامش و اطمینان داده ،اگه بخوام معجزه های خدامو تو این چند وقت بگم ،اونقدر زیادن که نوشتن کم میاره،اره جان من ،مالک من تویی ،نور من تویی ،خدای خوبم.

    توحید همون طنابی که باهاش حاضری به عمق تاریکی و ترسات بری،اطمینان داری اون طناب محکم تر از هر طنابی.

    توحید همون حس اطمینان که مثل کوه ایمان داری خدا پشته ،برمیگردم به چند وقت پیش که اتفاقی افتاد برام و بنا به دلایلی داخل مدرسه ،یکی از همکارم قضاوتم کرد ،میدونم هیج کسی مقصر نیست ،خودم اون اتفاقو رقم زدم ،به دلایلی بهم گفت شما فلان حرفو زدی ،درحالی که من نزده بودم،طبق آگاهی که از جلسه عزت نفس گرفتم ،احساس قربانی شدن،سعی کردم این حسو نداشته باشم پس وقتی بهم اینجوری گفت ،قوی و محکم بهش گفتم خیر شما حتما اشتباه شنیدی،دیگع سعی نکردم براش توضیح بدم ،من این روزا دیگه خودمو مجبور نمیکنم به بقیه توضیح بدم ،خلاصه هرچی لازم بود گفتم با قدرت،بعد از اتاق رفتم بیرون ،استاد توحید همون قدرتی که ایمان داری بدون اجازه خدا برگی از درخت نمیوفته،همون لحظه گفتم خدایا من تورو دارم تو پناه منی،میدونم که هیچ کسی هیچ قدرتی توی زندگیم نداره،خیلی قوی شدم ،خیلی محکم شدم ،خیلییی حالم خوبه ،حس میکنم یه انرژی پشتم هست ،فراتر از هر دولتی،فراتر از هر رئیس جمهوری ،شاید اگه قبلا بود دست پاچه میشدم ،گریه میکردم ،اماااا اینبار قوی هستممممم،و ایناااا همش برمیگرده به همون توحید.

    ممنون که هستین.

    خدایاشکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    الهام 🌳 گفته:
    مدت عضویت: 2657 روز

    سلام استاد عزیزم

    چند شب پیش

    ، خوابی دیدم که تو خوابم بهم داشتن میگفتن که شرک داری و مشرکی….

    بیدار شدم هی گفتم خدایا من که همه چیز رو ‌از خودت میخوام، یعنی حداقل فکر میکردم که مشرک نیستم!!! از نتایج زندگیم هم میشه فهمید که من واقعا مشرک هستم…

    با گوش دادن به این فایل و تکرار اینکه هرچی رو باور کنی و تو ذهنت بسازی بهش میرسی…

    دوباره یادِ خوابم افتادم…

    برداشتی که از این فایل و خوندن متنش و فکر کردن بهش دارم ، اینه که خدا میگه بابا تو اصلا باور نداری که میتونی موفق شی، اصلا باور نداری که میتونی خلق کنی و چون باور نداری، اصلا تو ذهنت هم نمی سازی، اینجاست که بهت میگم تو مشرکی!!!!!

    دقیقا چند روز پیش همین سوالو از خودم داشتم، که چرا من اصلا تو ذهنم هیچ تصویری از موفقیت، مهاجرت، سفر ندارم!!! خب معلومه بهم داده نمیشه!!!! جالبه فرداش یا دو روز بعد این فایل جدید که لایو مربوط به 5 سال پیش هست رو گذاشتید از قدرت تخیل گفتید ، و امروز هم که این فایل…

    همش داره بهم میگه تو اصلا باور نداری، اصلا تو ذهنت نمیبینی پس توقع هیچ پیشرفت موفقیتی نداشته باش و گریه زاری نکن!!!!!!

    ازت سپاسگزارم استاد عزیزم که هرروز اگاهترمون میکنی با حرفات

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    پسر خدا گفته:
    مدت عضویت: 196 روز

    بنام خداوندی که هرچه دارم از آنِ اوست

    سلام به همه

    چه کسی مالک توست؛

    پروردگارا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم

    خداوندا من را به راه راست هدایت کن ،راه کسانی که به آنها نعمت،ثروت ،سلامتی،آرامش،حال خوب و آزادی داده ای

    تنها قدرت جهان خداونده،خداوندی که جهان رو خلق کرده و داره اداره اش میکنه

    برگی بدون اذن و اجازه خداوند بر زمین نمی‌افته

    اوست که حاضر و ناظره

    وقتی ما به خداوند وصل میشیم،وقتی فقط خداوند رو منبع ثروت و نعمت و قدرت میدونیم دیگه دیگران برای ما هیچن،دیگه کسی تو زندگی ما هیچ تاثیری نداره و اونوقته که دسترسی ما به نعمتهای خداوند،به امکانات به فرصت‌ها باز میشه

    اونوقته که آرامش پیدا میکنیم

    اونوقته که ایده های ثروت آفرین به سمت ما میان

    اونوقته که الهامات خداوند به سمت ما میان،به ما گفته میشه ،راه‌ها باز میشه،شرایط برامون فراهم میشه،اتفاقات به نفع ما رخ میده خوشبختی به سراغمون میاد بدون اینکه ما بخوایم کار خاصی بکنیم به راحتترین روش‌ها و خیلی طبیعی نعمتها به سراغمون میان،فقط باید خدا رو باور کنیم، باید به او وصل بشیم دیگه همه چی درست میشه

    خدایا از تو میخوام که کمکم کنی و دستمو بگیری تا من هم مثل دوستانم به تو وصل بشم و به خوشبختی و سعادت برسم..الهی آمین

    امروز 24 آذر1404

    همیشه ثروتمند و سعادتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    Negin Ourani گفته:
    مدت عضویت: 2629 روز

    آزادی یعنی خداوند منو آفریده و قدرت خلق خواسته هامو به من بخشیده

    یعنی خداوند توانایی تغییر شرایط رو در من آفریده و باورهای من تعیین کننده ی مداریه که توش قرار میگیرم و مدار من تعیین کننده ی اتفاقاتیه که تجربه میکنم

    این نهایت آزادیه که با باورام جهانو انرژیو سیستمو اونجوری که میخوام شکلش میدم و وارد زندگیم میکنم

    این نهایت آزادیه که موفقیت من ثروتمند شدن من خوشبختی من سلامتی من زیبایی من آرامش من روابط عاشقانه ی من در گرو هیچ بشر و هیچ عاملی نیست فقط فقط در گرو باورهای منه

    باورهای من از کجا میاد؟ به فکری غالبی در مورد مسائل مختلف دارم و هر دم چه احساسیو دارم

    چیو به خورد ذهنم میدم با کیا در ارتباطم برای چیا دارم هزینه میکنم

    در شرایط ناجور آیا جوری تجزیه تحلیل میکنم که بهم احساس خوب بده یا احساس بد؟

    هیچ کس مالک تو نیست

    نه عشقت مالک توئه

    نه پدر و مادرت مالک توئه

    نه خویشاوندانت مالک توئن

    نه شرایط نه جغرافیا نه ملیت نه دین نه هیچ عامل دیگه ای مالک تو نیست

    مالک زمین وآسمان رب یکتاست اوست که ما را آفرید و زمین و آسمان را مسخر ما گردانید

    چه کسی میدونه ثروت جهان چقدره؟ چه کسی میدونی خوشبختی چقدره؟

    چه کسی میدونه سلامتی چقدره؟چه کسی میدونه زیبایی و کمال چقدره؟ چه کسی میدونه سعادتمندی چقدره؟ هیچ کس و هسچ کس

    هر چه که مربوط به ربه تمام نشدنیه مثل اکسیژن هوا مگه نفس کشیدن ما از اکسیژن هوا کم میکنه؟ یا نفس نکشیدن ما به اکسیژن هوا می افزایه؟ مگه انرژی تموم شدنیه؟

    نه به وجود میاد نه از بین میره

    نه زاییده شده و نه زاییده

    رب با این ویژگیها که تمامی ثروتها خوشبختی سلامتی زیبایی محبوبیت سعادتمندی برای اونه و ما به اعتبار اون دریافت میکنیم آیا این ویژگیها تمام شدنیه؟ نه خیر هرگز اصلا

    اگر تمام جهان دست به یکی کنن که منو تو رو مارو به خاک و بدبختی برسونن نمیتونن وقتی ما باورهای درستی داشته باشیم هیچ چیز و هیچ کسی به قدر ذره ای تاثیری بر زندگی ما رو ندارن

    ما توانایی تغییر زنگی کسیو به سمت خوشبختی یا به سمت بدبختی نداریم چون خداوند قدرت خلق زندگی هرکسو به واسه ی باورها و فرکانسش به خودش بخشیده

    سپاسگزارم که درجهانی با قوانین ثابت و بدون تغییر زندگی میکنم

    سپاسگزارم رب من

    سپاسگزارم رب من

    سپاسگزارم رب من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      نگین گفته:
      مدت عضویت: 2728 روز

      سلام دوستم.چه زیبا نوشتی.. به خاطر اسمت که هم اسم خودم بود،جذب شدم کامنتتو بخونم..

      مثال اکسیژن چقد خوب بود..

      واقعا مگه میشه با وجود یه همچین خدای بیکران و نامحدودی ،خوشبختیو سلامتیو ثروتمون محدود باشه؟!نمیشه…

      داشتم فکر میکردم چقد این باورا نیاز به یادآوری و تمرین داره!

      شکرت خدای من

      مرسی که یادآوریم کردی نگین جونم.

      شاد باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2650 روز

    به نام الله

    سلام

    چه کسی مالک توست؟ روز 26 ام سفرنامه

    خداوند مالک من است

    خداوند مالک من است

    خداوند مالک من است

    باید هر روز با خودم تکرار کنم تا فراموش نکنم خداوند مالک من است و اوست که مرا آفریده و از روح مقدسش در من دمیده و آنچنان به من قدرت بخشیده که قدرت تام جهت رقم زدن سرنوشتم را به دستانم سپرده

    پس من بخشی از خداوندم

    من پاره ای مقدس از وجود اویم

    من نیز خالقم

    اما فقط خالق سرنوشت و زندگی خودم

    این من هستم که قدرت خلق تمامی اتفاقات و رویدادهای زندگیم را بر عهده دارم و چه آگاهانه یا ناآگاهانه آن را خلق میکنم

    پس، ای جانشین خداوند بر روی زمین، ای انسان، ای اشرف مخلوقات، آنچنان سرنوشت و زندگیت را بساز که نه تنها خودت، بلکه خداوند نیز به تو ببالد و چنان روزی و برکت را به زندگیت سرازیر کند که در لذت نعمات او، غرق در شادی و آرامش پایدار باشی

    پس فراموش نکن و تکرار کن “خداوند مالک من است”

    باقی سخنان و باورهای پوچ را به دور افکن و تنها به ذات او وصل باش. تنها از او یاری بجوو تنها از او طلب یاری و کمک کن که او شنوای داناست

    او همواره حاضر است تا اجابت کند بنده ای که او را می خواند

    پس سخنان شرک آمیز را رها کن

    نیازهایت از هر نوع را فقط به درگاه او عرضه کن و بدان و آگاه باش و ایمان داشته باش که او همواره حاضر است

    همواره از رگ گردن به ما نزدیکتر و منتظر آن است تا من و تو تنها یک قدم به سمتش رویم تا او، صدها قدم به سمت ما و خواسته هایمان بردارد

    پس مومن باشیم

    مومن واقعی

    آن مومنی که شک و تردید از نشدن ها و ترس از ناممکن هارا در سر ندارد

    آنگونه که مولایمان علی مومن بود

    آنگونه که او خداوند را می پرستید و یاری می جست

    فقیر به درگاه خداوند باشیم نه رئیس و مدیر و همسر و فلانی و فلانی

    آنها همه گذرا و موقتی هستند و آنها خودشان نیازمند نیرویی پس قویترند همان نیروی جاویدان

    همان منبع، همان اصل

    و او، خداست

    خدایا شکرت شکرت شکرت

    چقدر فایل این جلسه رو دوست داشتم و بارها و بارها تا حالا گوشش دادم و ازش لذت بردم

    ممنونم از استاد گرانقدرم و مریم جان نازنینم بابت این گلچین های روزانه

    دست مالکمان به همراه همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      زهرا ایزدی گفته:
      مدت عضویت: 958 روز

      به نام ابرقدرت مهربان

      سلام به شما دوست عزیزم

      من واقعا لذت میبرم از کامنت خواندن دوستانم بسیار یادآور میشود برای من که اصلا برای چی در این سایت هستم و قرار هست که چکار کنم تعهدی که دادم چی بوده و فراموشش نکنم

      دقیقا باید همیشه و هروز و هرلحظه یادآور این باشیم که خداوند مالک من است و نه هیچ کسی دیگه ایی به نظرم هرچقدر هم این باور رو تکرار کنیم باز هم کم هست.

      این بحث توحید و شرک قبلا برای من یه معنی دیگه ای داشت و من باتوجه به چیزهایی و حرفهایی که در مدرسه و کلاس و خانواده میگفتند فکر میکردم که ما چون به قولی مسلمون هستیم دیگه خدا رو قبول داریم و مشرک هم نیستیم اصلا شرک که مال این دوران نیست مال دورانی هست که مردم جاهل و نادان بودند که بت می‌پرستیدند هرچند هنوز هم همچین باوری وجود دارد

      ذره ایی فکر نمی‌کردم که من هم الان مشرکم ولی خب در مدار آگاهی این موضوع مهم نبودم.

      وقتی متوجه شدم که در همون دوران هم مشرکین خداوند رو قبول داشتند متعجب شدم که عه پس چجوریاست

      و بعد کم کم فهمیدم که بله شرک یعنی همین قدرت رو از خدا از صاحب اختیارت از مالکت میگیری و میدی به غیر از خدا به عوامل بیرونی به هرچیزییی به هرچیز بزرگ و کوچک فرقی نداره ماشاالله ذهن اینقدر کارش رو خوب بلده که حتی به جوش روی صورت ک عهه ببین زیباییت رو گرفته ها قدرت میده حتی به اینکه در کدوم شهر داری زندگی می‌کنی قدرت میده عه زهرا آخه این شهری ک داری زندگی می‌کنی که نمیشه با این کاری که عاشقشی پول دربیاری باید بری تهران تا بتونی کار کنی اینجا که کار نیست

      اما باید خیلی زیاد رو خودمون کار کنیم که افسار ذهنمون رو دستمون بگیریم نمیگم کار خیلی سختیه ولی خیلی هم راحت نیست اما تکامل رو باید طی کنیم تا درک کنیم این موضوع رو

      البته این هم بگم من سعی خودم رو دارم میکنم که ذهنم رو کنترل کنم و قدرت رو فقط به خدا بدم

      این که میگیم قدرت رو فقط به خدا بدیم و نمی‌دونم خداوند مالک منه قدرت همه چیز دست اونه خب به کلام خیلی راخته خیلی کافیه یه موقعیتی پیش بیاد که به ظاهر بد باشه اون وقته که باید تو عمل نشون بدیم که واقعا قدرت رو به خدا دادیم یا به غیر از خدا یا واقعا خداوند رو مالک خودمون دونستیم یا نه این دیگه بستگی به عکس العمل و احساس ما داره اگر حسمون بد باشه که ناراحت ، نگران، ترس و .. باشه یعنی پس قدرت رو از خدا گرفتیم ولی وقتی بتونیم احساستمون رو کنترل کنیم و رها کنیم شاد باشیم و نگران نباشیم این یعنی واقعا قدرت رو به خدا دادیم

      من هم خیلی موقعیت ها بوده که قدرت رو از خدا گرفتم و نتیجه اش هم دیدم گاهی هم در تله ذهنم افتادم ولی سریع خودمو نجات دادم البته خدا نجاتم داد اون صدای قلبم رو شنیدم

      البته تجربه های بد قبلی هم به نظر من یه نوع شرک هست چون نگران و ناراحت و می‌ترسی

      اینکه این اتفاق قبلاً افتاده بود الان نکنه با همون تجربیات بد بیوفته ؟! نکنه همون درد ها غم ها ناراحتی ها ؟!

      خیلی هم سخته ولی میگم نه زهرا قرار نیست دوباره اون اتفاقات رو تجربه کنیم اون موقع مدارمون، آگاهی هامون خیلی فرق داشت و الان در یه مدار دیگه اییم مطمئنا چیزی نمیشه و فقط یه درس برامون داره نگران نباش

      البته گاها شباهتی با اون اتفاق به ظاهر بد نداره ها ولی ذهن که میدونید همه چیز رو بزرگ می‌کنه و همه چیز رو بهم ربط میده

      خدایاسپاسگزارم که منو در این مسیر هدایت کردی

      این حرف ها رو برای یادآوری به خودم برای تعهدی که به خودم دادم میزنم

      در پناه الله یکتا شاد و سلامت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        زهرا حسینی گفته:
        مدت عضویت: 2650 روز

        به نام یکتای عدایتگرم به سمت بهترین مسیرها

        سلام به هم نام خودم زهرای عزیز

        نقطه آبی کنار اسمم همواره حالم رو عالی میکنه چون بهم نشون میده اون نوشته و اون کامنت من، تونسته در حال یکی از دوستانم تغییری مثبت و متفاوت تر از قبل ایجاد کنه و این باعث میشه خودمم توجه ای دوباره به اون کامنت بندازم

        آخ که زندگی همه ماها از اول تا آخرش فقط خداشناسی و خداجویی وسپاسگذاری از خدا و شناخت اوست

        اگر بریم نتایج بحث و گفتگو و کشف و آموزه های همه اساتید موفقیت رو ببینیم و بخونیم میبینیم که همش در آخر به خدا ختم میشه

        همون نیرویی که من رو آفریده در وجود من دمیده از اول تا آخر بامنه و در نهایت به او ملحق خواهم شد

        آری هزاران بار فریاد میزنم که خودم درک کنم که خداوند مالک من است

        پس نترسم نه از تهدیدها و نه از ناملایمات و نه از حرف ها و قضاوت های بقیه

        و فقط بر او و هدایت و حمایتش امید ببندم و مومن باشم همان مومنی که تسلیم است و منتظر نشانه ای از سمت اوست

        اگر بخواهم از حال خوبم از تجربیاتم و از حسی که به خدای خودم دارم بنویسم، به نظرم ساعتها و ساعتها طول بکشد اما همین را میدانم که استادم، من را با خدایی آشنا کرد که با افتخار، بندگی اش را میکنم، با او رفیقم و میدانم و ایمان دارم که همواره هست و مرا نظاره گر است و با وجودش نه غمی است و نه ترسی و او یکتا خالق جهان هستی است و همه قدرت ها در دستان توانمندش است

        پس عاشقانه میپرستمش و از او یاری میجویم

        خدایا من به هر آنچه از جانب تو میرسد فقیر و نیازمندم و همه دستانی از جانب تواند برای بهتر شدن زندگی ام

        خدایا هزاران بار سپاس

        ممنونم دوست خودم که باعث شدی بار دیگه بیام وبنویسم و خداوندی را شاکر باشم که عاشقانه من رو آفرید و اجازه داد تا بهترین تجربه ها را برای خودم خلق کنم

        سپاس بی کران

        با عشق: زهرا سادات حسینی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          زهرا ایزدی گفته:
          مدت عضویت: 958 روز

          به نام ابرقدرت مهربان

          سلام دوست خوب و عزیزم زهرا جان

          چقدر خوبه این چرخه ی ایجاد حال خوب برای خودمون و بقیه دوستان

          من خیلی زیاد خوشحالم که خداوند منو هدایت کرده به این مسیر و در این مدار قرارم داده که با استاد و این سایت گرانبها آشنا بشم

          یعنی هرروز ، هرلحظه یادآور این باشیم که خداوند مالک ما هست خداوند قدرت همه چیز رو در دست داره خداوند هست که خالق ما هست و .. باز هم کم هست باز هم نجواها هستند بازهم میان ولی ما هم تکاملمون رو طی میکنیم و هی به مرور زمان مدارمون بالاتر می‌ره و بهتر و بهتر میشیم ، مقاومت ذهنیمون کم میشه اما باید استمرار داشته باشیم و ادامه بدیم

          چندین باااار این فایل ارزشمند رو گوش دادم کامنت های دوستان عزیزم رو خوندم اما بازهم کمه بازهم کار باید بکنم

          حتی استاد هم که در مدار خیلی بالایی هستند هم هرروز دارند روی خودشون کار میکنند

          خداروشکر میکنم که تونستم یادآور خدا برای شما دوست خوبم باشم

          چقدر حس خوبی داره

          خدا می‌دونه که استاد چه حس خوبی دارند از اینکه توحید رو دارن گسترش میدن و افرادی که در مدار هستند میان و هدایت میشن

          خدایا شکرررت

          خیلی موقعیت ها پیش اومده که واقعا واقعا باید در عمل به خدای خودم نشون میدادم که ببین من ایمان دارم بهت من اعتماد کامل دارم بهت البته بگم که شاید یه لحظه ترس ، استرس ، نگرانی ، وجودمو گرفته ها اما انگار چندثانیه این اتفاق افتاده ( خودتون هم درک میکنید منظورمو ) بخدا حس کردم ته چاه افتادم و همون لحظه فقط و فقط صدای قلبمو می‌شنوم که میگه زهرا مگه قول نداده بودی ؟!

          تو سپرده بودی به من دیگه ؟!

          بخدا اصن یک آن به خودم میام انگار از اون ته چاه نجات پیدا میکنم و سریع میگم آره آره گفته بودم قدرت رو به تو میدم گفته بودم که مالک من تویی گفته بودم که قدرت از آن توست

          خدایا منو ببخش که ترسیدم نگران شدم و قدرت رو دادم به کسی به غیر از تو

          و همین یه درسی برام میشه

          ایمانم قوی تر میشه

          و انگار دوباره ایمانم از اول آنالیز میشه و یه پله یه قدم نمی‌دونم چجوری بگم بهتر و بهتر میشه

          البته بماند یکی دو تا موقعیت هم بوده که من واقعا اصلااا حواسم به این نبوده که خدا هست قدرت جهان هست خالق آسمان ها و زمین هست و نگران شدم و فریب شیطان رو خوردم و احساسم بد شده و بعد گفتمم واااای زهرا چرا چرا آخه حواسمون به خدا نبود

          ما که دم از توحید و ایمان و توکل میزدیم

          و باز میگم خدایا منو ببخش و بهش میسپارم و رها میکنم و لذت میبرم از زندگیم بخدا قسم یجوری راحت و جالب اوکی میشه اون موضوع که فکرمو درگیر کرده بود و ایمانم و توکلم بیشتر میشه

          می‌دونم که جای کار دارم و دارم تکاملم رو طی میکنم

          این حرف ها رو این چیزهایی که میگم برای اینه که به خودم یادآوری بشه که کجام و قرار هست چکار کنم به اینکه من تعهدم یادم بمونه و پاش وایسم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    نفیسه گفته:
    مدت عضویت: 2021 روز

    به نام خدا

    سلام به همه دوستانم و استاد عزیزم و مریم خانم مهربان

    من رشد شخصیتی و توحیدی بودنم رو گاهی حس میکنم از وقتی با استاد کار میکنم میدونید شاید تنها این نباشه که من از سایت همه چی رو یاد میگیرم میدونید انگار اتفاقات چه خوب چه به ظاهر بد دارن دست به دست هم میدن که من تغییر کنم نمیگم همیشه درحال پیشرفتم گاهی هم انگار یه جا واستادم گاهی هم عقبگرد دارم ولی همشون باعث پیشرفتم هستن من تو خونه ما تلوزیون شاید دوساعت در روز روشن نباشه بقیش روشنه و بابام اخبار گوش میده برای همینم من بیشتر روزو داخل اتاقم هستم و هدفن داخل روگوشمه و خودنو سرگرم میکنم و تلاش میکنم چیزای منفی نه ببینم نه گوش بدم جدیدا وقتی از دستم در میره و گوش میدم سردرد میشم یا اتفاق بد میوفته باید تلاش بیشتری کنم و کنترل ورودیامو بدست بگیرم که اینم نیاز به تکامل داره خلاصه یه تیکه از اخبارو شنیدم که تیکه خوبی بود و بهم یه خبر خوب درباره خودمو داد یه حا که اقای بایدن داشتن میرفتن داخل کاخ سفید برام جالب بود که ایشون یه کار ساده داشتن انجام میدادن با خانوادشون که نقل مکان بود به کاخ اما گوینده اخبار جوری بزرگش کرده بود که انگار چی شده و میگفت حالا میخواد چی بشه و انگار سرنوشت ما دست اقای بایدنه دقیق یادم نیست که چی میگفت اما اینو درباره گذشته خودم فهمیدم که قبلانم منم فکر میکردم که یه ادم میتونه توی زندگی ما و کشور ما تاثیر بزاره اما دیشب مثل دیونه ها میخندیدم با خودم که طرف چی میگه این برای خودم جالب بود الان نمیگم دیگه من ادمی شدم که دیگه قدرتو به هیچ ادمی نمیده اما واقعا تلاشمو میکنم چون از وقتی تفکرم عوض شده چقدر ازادترو رها تر شدم خیالم راحت شده و تنها نگرانیم از خودمه که یه وقتی از دستم در نره و باورامو با ورودی های نا مناسب خرابشون نکنم و اختیار زندگیمو به انسان های دیگه ندم ولی من ادمی هستم که تا چند وقت پیش واقعا یه سری ادمو انقدر تو ذهنش بزرگ کرده بود که واقعا ۸تی از خداهم بیشتر براش قدرت داشتن و اونا اختیار حتی روزیشو هم داشتن و چیکار کنم کجا برم چی بخورم و… اما الان که نگاه میکنم اونا مثل یک خواب مثل یک سیاهی که از افکار من میومدن هستن و اصلا دلم نمیخواد که باورای گذشترو داشته باشم و بهشون حتی فکر کنم ولی اینو میگم که واقعا برای خودم خوشحالم که خودمو تونستم از بند خودم از قفس افکار خودم دارم ازاد میکنم واقعا هیچکسی جز من نه میتونه خوشبختم کنه نه بدبخت فقط خودم هستم فقط افکارم هیت فقط ورودیای ذهنمه فقط باورامه هیچکسی خارج از من نیست من با خودم که فکر میکنم و میگم نظرت راجعبه خودت چیه گاهی که فکر میکنم میبینم نظر خاصی ندارم و با خارج از خودمم که نگاه میکنم میبینم واقعا اوناهم نصبت به من همین فکرو دارن و این برام خیلی جالبه خیلی من ادم کاملی نیستم و میدونم کامل هم نخواهم بود ولی همین که اشتباهاتمو بدونم و بتونم از بند ذهن خودم ازاد بشم و افکار گذشتمو هرچند کم دیگه نداشته باشم برام ارزشمنده شاید طول بکشه اما لذت بخشه و خدارو شکر میکنم به خاطرش و تشکر میکنم از تمام ادمایی که موفقن تو این زمینه و تونستن بدون الگو خاصی به ازادی فکری برسن و کارشون انقدر ارزشمنده که ادمایی مثل من که میبینش ازش الگو میگیره و دوست داره زندگیشو به سبک شخصی خودش درست کنه من نمیگم که تو همه موارد و جزئیات از استاد و زندگیشون الگو میگیرم ،نه استاد فقط اصل رو به من یاد میدن و اگر من شاگرد خوبی باشم زندگیمو به سبک شخصی خودم میسازم ولی با باورای توحیدی

    من افکار فرکانس الانمو مینویسم که بعدا که به این فایل برگشتم تفاوتمو با بعدمرو بدونم تاریخ ۱۳۹۹/۱۱/۲

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1381 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    چرا آدم‌ها به اشخاص و اشیا و عوامل دیگر قدرت می‌دهند؟آدم‌ها وقتی خواسته‌ای دارند و به آن نمی‌رسند ولی می‌بینند بقیه رسیده‌اند این توهم در ذهن شکل می‌گیرد برای تبرئه خودش که عوامل دیگری موثر بوده در خوشبخت شدن یا بدبخت شدن من،در رسیدن و یا نرسیدن من به خواسته‌هایم.

    هیچکس مالک هیچ کس دیگری نیست مگر اینکه این توهم را به ذهنش زنجیر کرده باشد.

    هر انسانی توانایی این را دارد که زندگی خودش را آنجور که دوست دارد رقم بزند این عدالت خداوند بر بندگانش است. خداوند به تمام انسان ها این قدرت را داده که اگر تمام جهان بر علیهش بشوند و تمام زور و قدرتشان را به کار ببرند، نمی‌توانند کوچکترین حرکتی بر علیه او بکنند یا آسیبی به او برسانند. ( ترامپ ،استاد…)

    خدایم کیست که تو بخواهی بالا ببری و بقیه بتوانند پایین بکشندش و کیست که تو بخواهی پایین بیاوری و بقیه قدرت بالا بردنش را داشته باشند. تهش می‌شود عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.

    باور کنیم قدرتی که خدا بهمون داده نگاهمون رو در موردش تغییر بدیم خدای من که قدرت همه چیز در دستان اوست خدای من که مالک همه چیز است این قدرت و این توانایی رو به من داده که هرجور می‌خوام زندگیم رو خلق کنم. هیچ کسی مطلقاً هیچ گونه تاثیری تو زندگی من نمی‌تونه بذارد مگر اینکه من خودم بهش این قدرت رو بدم چون قدرت در دست من است. این خدا رو باور کنم.

    هر کسی باورهاش رو درست کرده فعالیت کرده نتیجه گرفته و همه دنیا هم بسیج شدند که بهش کمک کنند بهش محبت کنن و باهاش رفیق بشن چون قدرت دست ماست.

    اینکه فکر کنین کسی غیر خدا قدرت داره این شرک است خدا در مورد شرک می‌فرماید هیچ وقت نمی‌بخشه.

    این بحث توحید و شرک است که بدونی زندگی دست خودته و هرجور دوست داری می‌تونی بسازیش و هیچکس جلودارت نیست خداوند مالک همه چیز هست

    خالق و مالک آسمان‌ها و زمین به من قدرت خلق زندگیم رو داده است ما زمین و آسمان‌ها مسخرمان شده است بعد ما قدرتمان را می‌دهیم دست عوامل دیگر، افراد دیگر ،هوا ،زمین، رئیس، خانواده….

    شرک یعنی برای خدا شریک قائل می‌شویم در قدرتش تمام فلاکت و بدبختی مردم فقط در شرک است عامل بدبختی بشریت شرک است. عامل خوشبختی توحید است قدرت را دست خدا دادن است .عامل بدبختی ترس است . ترس از شرک می‌آید وقتی قدرت دست خودت باشد به چه کسی می‌خواهی باج بدهی ؟ نگران چه چیزی می‌خواهی باشی؟ هرچی می‌کشیم به خاطر شرک است به خاطر بی‌ایمانی‌مان است.ترس‌هایمان، قدرت را دادن دست غیر خداوند ،شرک زندگی انسان را نابود می‌کند.

    «بنده ها اگر دارند زجر می کشند به خاطر بی ایمانیشون است.» تمام مشکلات بشر هرچه به نام مشکل یاد می‌شود از شرک است بیماری ترس بدبختی جنگ اعصاب خوردی همه از شرک است.

    در عوض اگر باور کنی تنها مالک جهان خداوند است حتی اگر قهر جهنم باشی کافیه باور کنی خداوند را اینکه قدرت داده زندگیت را هر جور بخواهی بسازی هر جور اراده کردی بسازی آن خدایی که قدرت جهان قدرت زمین و زمان در دستانش است را باور کنی ببین چه قدرتی بهت می‌دهد چقدر سرت را بالا می‌گیری محکم‌تر قدم برمی‌داری برای خودت هدف‌سازی می‌کنی قلبت ایمانش قوی‌تر می‌شود قدم‌هایت استوارتر می‌گردد چه کارهایی می‌توانی بکنی وقتی باور کنی قدرت مطلق خداوند است.

    به اندازه‌ای که ایمانتان قوی‌تر می‌شود به همان اندازه پیشرفت می‌کنید به همان اندازه ثروتمند می‌شوید و همان اندازه قدرتمند می‌شوید به همان اندازه سلامت می‌شوید به همان اندازه به خواسته‌هایتان می‌رسید به روشنایی به سعادت در دنیا و آخرت به خوشبختی به عشق به هرچه بخواهید.

    خدایا ایمانم را محکم کن توکلم را بیشتر کن اعتمادم را زیاد کن شرک رو ازم دور کن منو از شرک پاک کن ای تنها قدرت مطلق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 3872 روز

    استاد عباسمنش سلام

    امروز به این نتیجه رسیدم که ماآدما چقدر میتونیم باورای اشتباه داشته باشیم و خودمون اصن1درصدم احتمال ندیم که اون باور محدود کننده رو داریم و اتفاقا همون باورم بشه ترمز ونزاره ما اونجورکه میخوایم پیشرفت کنیم یکیش همین باوری که چند نفر محدود درجهان هستند که چینش سیاسی جهان رو مشخص میکنن

    باوجود اینکه هرروز با کمک شما روخودم کار میکنم اما باید اعتراف کنم من هم تا امروز این باور که یه گروه3000 نفری یهودی درمورد جنگ ها,چینش سیاسی و بعضی مسائل کلیدی جهان تصمیمات بزرگ میگیرند رو داشتم.

    باور داشتمو دارم که هرکسی خالق زندگی خودشه اما این باورم هرچند ناچیز و کوچیک درکنارش با من بود حالا میفهمم همین باورای ناخودآگاه حتی درحاشیه هست که سرعت مارو میگیره یا کلا متوقفمون میکنه

    خداروشکرگذارم که امروز این نکته رو گفتین واحساس میکنم یه باری از دوشم برداشته شده مثل باور چشم زخم که دوسال پیش برداشتین.

    ازتون خواهش میکنم بیشتر درمورد این باورا و بخصوص پاشنه های آشیل ما صحبت کنید.

    سالم و ثروتمند و باآبرو باقی بمونی استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: