چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2 - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2
    510MB
    68 دقیقه
  • فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2
    30MB
    68 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

957 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 559 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    سلامممممم

    با خوشحالی این کامنت میزارم

    الان تقریبا 2 ماه دیگه 26 سالم

    و امشب مراسم خواستگاری من بود دقیقا بعد از شناسایی و رفع ترمزهای ذهنم بزرگترین خواسته ذهنیم رخ داد.

    استاد عباس منش من از خدا ممنونم که با سایت شما آشنا شدم

    امشب 24 مهر 1403 بعد از 3و4 ماه کار روی این سایت و شناسایی تک تک ترمزهای ذهنم و رفع اونا مراسم نامزدیمون انجام شد

    در عین ناباوری

    من اول تک تک ترمزهای ذهنم شناختم بعد باورهای درست جایگزین باورهای غلط کردم .

    بعدش تمرین سناریونویسی انجام دادم

    و تصویر سازی ذهنی کردم و دیگه بهش فکر نکردم و رهاش کردم

    و دقیقا رخ داد

    با کسی که مشخصاتش نوشته بودممممم

    استاد ممنونم

    دوست دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1140 روز

      به نام خدایی که قوانین ساده‌ای جهان رو از طریق دستانش به ما فهماند و دسته ما رو گذاشت تو دستانه استاد عزیزمون خدایا شکرت سپاسگزارتم

      سلام به مرضیه عزیزم به به مبارک باشه عزیزم خوشبخت بشی تا کامنتتون رو خوندم سریع ذوق زده اومدم بهت تبریک بگم خیلی خوشحال میشم از نتایج دوستانم که میان مثل شما عزیز باز گو میکنن که برای ما هم باور پذیرتر بشه

      تحسینت میکنم که روی خودت و باور و افکارت کار کردی و الان به خواسته ات رسیدی شخصیتتو تغییر دادی و از قانون رهایی استفاده کردی و نتیجه مثبت گرفتی مرحبا

      مرضیه جانم حتما استاد کامنتتو که میخونه اونم کلی خوشحال میشه آخه تو فایلها بارها گفته که وقتی میبینم بچه های این سایت قانون رو درک کردن و بعد اجرا کردن در زندگیشون و نتایجشون رو من میبینم خوشحال میشم که یه نفر دیگه به خواسته اش رسیده و از زندگی لذت میبره

      ان شاالله با همین روش بری جلو درهایی از نعمت و ثروت به رویت باز میشود خدایا شکرت سپاسگزارتم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        M گفته:
        مدت عضویت: 559 روز

        سلام کبری جانم

        امشب مراسم حلقه زدنم بود هنوز تو شوکم اصلا باورم نمیشه که متأهل شدم

        من کامنت قبلیم تو همین سایت مال یک ماه پیش هست و کمتر از چند ماه رخ داد تو شوک عجیبی رفتم اصلا باورم نمیشه

        انشالله همه تجربه کننننن این حس خوبه رو

        ممنونم از تبریک

        خداروبارها شکر میکنم️

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      رها گفته:
      مدت عضویت: 2643 روز

      سلام مرضیه جون مبارک باشه

      الهی که همیشه عاشقانه زندگی کنید

      یک سوال داشتم شما بعد از کار کردن روی خودت با نامزدت اشنا شدی؟

      و میشه بیشتر درمورد ترمزهات توضیح بدی چطور شناختیشون

      و بگی چطور ی رفعشون کردی؟

      ممنون که جوابمو میدی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        M گفته:
        مدت عضویت: 559 روز

        سلام رها عزیزم قربانت برم

        بله بعد از نوشتن سناریو نویسی با همسرم آشنا شدم .

        یکسال و خورده ای پیش من نزدیک چندین صفحه برگ a4من مشخصات همسر دلخواهم نوشتم تک تکشون که چه جوری باشه اینا به مدت یک ماه بعدش دقیقا با همون آدم مشابه نوشته ام آشنا شدم .وباهاش صحبت کردم ولی نمی دانم داستان ما به ازدواح نمی رسید که متوجه شدم من یک سری ترمزهای مختلف داشنم راجب ازدواجم که به مدت 2 ماه هرچی ترمز یعنی باورهای اشتباه داشتم پیدا کردم و با باور درست و الگو مناسب جایگزین کردم .

        و اینجوری بود که می آمدم با خودم می گفتم من چه شرایطی داشتم ازدواج میکردم از خودم می پرسیدم بعد با باور های درست جایگزین میکردم

        مثلا ترمز این بود یکیش که تا پولدار نباشم ازدواج نمیکنم با باور درست که میشه تحت هر شرایطی ازدواح کرد جایگزین کردم بگرد یکی یکی باورهای نامناسب سرچ کن تو ذهنت پیدا کن و درستش کن خیلی نمونه اش خود استاد داخل همین ویس گفت .بعد تو بخش عقل کل سرچ کن ترمز ازدواح کلی کامنت هست اونجا راجب ترمزهای مختلف ذهن اونجا حوابت میگیری.

        اولش میای ترمزهای ذهنت‌پیدا میکنی با باور درست جایگزین می کنی بعدش میای سناریو نویسی و صحنه سازی میکنی بعدش دیگه رها می کنی و رها کردن مهم ترین بخش دریافت خواسته است

        من خودم الان به این روش هرچی خواستم به دست آوردم.

        بعدش هم تحسین تمام روابط بدون حسادت قلبی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    امیر صالح گفته:
    مدت عضویت: 2257 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی

    وقتی قسمت اول این فایل روی سایت قرار گرفت و من آن را دیدم ، یک کامنت روی آن قرار دادم ، و آخر کامنت از استاد درخواست کردم که یک فایل دیگه آماده کنه و درمورد موضوعی که من توی کامنت نوشته بودم صحبت کنه و من و خیلی های دیگه که این مشکل را دارن را راهنمایی کنه.

    وقتی قسمت دوم این فایل را نگاه کردم ، دیدم انگار خداوند ، به استاد الهام کرده که بیاد و درباره مشکلی که من دارم صحبت کنه و درباره تمام باور های اشتباه من و حتی فراتر از آن هم توی این فایل صحبت کرد و من وقتی این فایل را می‌دیدم با گوشت و پوست و استخوان آن را درک کردم چون انگار استاد بصورت اختصاصی این فایل را برای من آماده کرده بود و هر بار که یک باور مخرب را نام می برد ، اشک در چشمانم حلقه میزد و خدا را شکر می کردم .

    ممنونم ازت خدای خوبم که هوای منو داری ️

    بریم سراغ فایل به همراه نکته برداری :

    ‌اگر شما یک خواسته ای دارین و باور های مناسبی هم در رابطه با این خواسته دارین ، شما هدایت می شوید در زمان مناسب ، در مکان مناسب ، به ایده های مناسب ، به افراد مناسب که شما به خواسته خود و حتی فراتر از آن دست پیدا کنید.

    باور های مخرب درمورد روابط عاشقانه :

    ‌من انسان زیبا و جذابی نیستم و دخترا فقط دنبال پسر های خیلی خوشگل و قد بلند و هیکلی و … هستن پس بنابراین هیچ دختری منو برای رابطه عاشقانه انتخاب نمیکنه و من هیچ شانسی ندارم.

    این باور از کمبود عزت نفس و احساس لیاقت میاد و اینکه من اینی که هستم رو دوست ندارم ، این چهره ، این قد و … ام را دوست ندارم و اگه من قدم بلند تر بود ، دماغم قلمی تر بود و … می تونستم روابطی که میخوام رو با افراد مناسب تجربه کنم.

    این باور کاملا اشتباه است چرا که زیبایی درونی می باشد و همه ما به یک شکلی زیبا و جذاب هستیم و نباید بگوییم فرد زیبا فردی است که رنگ چشمانش اینگونه است ، قدش این اندازه است ، مو هایش به این شکل است و…

    چرا که افرادی هستند که با وجود عمل های زیبایی متعدد بینی ، شکم ، سینه ، باسن و … باز هم از ظاهر خود راضی نیستند و در روابط مشکل دارند.

    پس باید : روی احساس لیاقت ، خود ارزشمند بینی ، عزت نفس و … خودت کار کنی و ارزش خودت رو به ویژگی های ظاهری خودت پیوند نزنی و به ویژگی های درونی که قابل بهبود و تغییر است توجه کنی و آنها را بهبود ببخشی و خودت رو همین جوری که هستی دوست داشته باشی و عاشق خودت باشی و خودت رو ارزشمند بدونی همین جوری که هستی ، با همین چهره ای که داری با همین قدی که داری و …

    ‌من توانایی خاصی ندارم ، مثلا من پزشک ، دکتر ، مهندس و…نیستم چون جامعه یک سری استاندارد هایی برای یک فرد موفق تعریف کرده از جمله مثلا دکتر باشه وکیل باشه مهندس باشه و… و چون من اینگونه نیستم لایق و ارزشمند نیستم که رابطه عاشقانه فوق العاده ای داشته باشم.

    این باور باز هم ریشه در کمبود عزت نفس ، عدم احساس لیاقت ، عدم ارزشمند بودن و … داره که فرد همیشه خودش رو از بقیه کمتر میدونه ، همیشه احساس میکنه بی ارزشه و بقیه ارزش ارزشمند تر اند.

    پس باید : باز هم روی احساس ارزشمند بودن ، احساس لیاقت ، عزت نفس و … خود کار کنیم و خود را ارزشمند ، با لیاقت و… ببینیم و از درون به خود ارزش بدیم و احساس لیاقت داشته باشیم و اینکه فکر نکنیم شغل ما و کار هایی که می تونیم انجام بدیم ، ارزش ما را مشخص می کند

    ‌دیگه دختر خوب نیست و همه خرابن و دنبال پول اند یا خیانت میکنند و … اگر هم دختر خوب باشه، توی رابطه هستند و بر خوردن و بردنشون.

    این باور نه درسته و نه منطقیه ، بلکه ریشه در باور کمبود داره و از خانواده ، مدرسه و رسانه ها به ما رسیده و باور جایگیزن این باور باور فراوانیه که درسته ، توی همین کشور خودمون میلیون ها آدم وجود داره و افرادی بین این ها هست که بسیار دوست داشتنی ، صادق ، زیبا و شریف هستند با ویژگی های منحصر به فرد خودشون.

    ‌من لایق یک رابطه عاشقانه نیستم ، من انسان مناسبی نیستم و لایق نیستم.

    باور عدم احساس لیاقت ریشه در گذشته ما داره ، ریشه در مسخره شدن ما توسط هم کلاسی ها ، همسایه ها ، خانواده و … داره و به ما این باور را القاء کرده که من فرد بی لیاقتی هستم ، من ارزشمند نیستم ، من لیاقت عشق و محبت ندارم و …

    ما باید خودمون رو لایق بدونیم ، ارزشمند بدونیم ، با لیاقت بدونیم تا جهان هم ما را بالیاقت و ارزشمند بدونه چون جهان کارش اینه که اون چیزی که ما باور داریم را در واقیعت به ما اثبات کنه ، پس اگه ما خود را ارزشمند ، با لیاقت و … بدونیم ، همین رو بهمون ثابت میکنه

    ‌من همیشه افراد نامناسب را جذب می کنم

    این هم یک باور مخرب است که به خاطر تجربیات گذشته ماست ، یک بار ، دوبار مثلا این اتفاق توی زندگی ما افتاده و تبدیل به باور شده که من همیشه افراد نامناسب وارد زندگیم میشه ولی این اتفاقات به خاطر فردی بوده که در گذشته بودیم و اگه روی خودمون کار کنیم قرار نیست باز هم این اتفاقات توی زندگی ما بیوفته و قرار نیست اتفاقاتی که توی گذشته تجربه کریم در آینده هم برامون تکرار بشه.

    ‌هر رابطه ایی آخرش به رنج و دلخوری و جدایی خطم می شود و انتهای بدی دارد.

    اگر این باور را داشته باشین ، اصلا هیچ رابطه ایی را شروع نخواهید کرد چون فکر میکنین در آینده شاید از هم جدا بشین و اتفاق بدی بیوفته و تجربه داشتن یک رابطه عاشقانه را از دست می دهید. ممکنه در آینده از هم جدا بشین و اتفاق بدی بیوفته اما این وسط کلی خاطره خوب ساختین و کلی رابطه عاشقانه تجربه کردین.

    ‌من برای رابطه عاشقانه بسیار جوان هستم. که البته من این باور را ندارم چون سن مناسبی دارم ، در کل در هر سنی می توان رابطه عاشقانه داشت.

    ‌من باید بی نقص باشم برای داشتن یک رابطه.

    این باور اشتباه است چون اصلا فرد بی‌نقص وجود نداره و ما باید با کمی ها و زیادی های خود خودمون را لایق بدانیم و به خود سخت نگیریم.

    ‌افراد همیشه خیانت می کنند.

    این باور به دلیل شنیده ها و دیده ها بوجود میاد ، ما هر چیزی را که باور کنیم جهان ما را به همان سمت و سو هدایت می کند ، اگر باور داریم که افراد همیشه خیانت می کنند همین موضوع وارد زندگی ما می شود و راه درست اینه که ورودی های خود را کنترل کنیم ، چی می شنویم ، با چه کسی حرف می‌زنیم ، چه می گوییم ، چه چیز هایی را می بینیم ؟؟ و بیایم و افراد نامناسب را از زندگی خود حذف کنیم خیلی راحت بدون هیچ دردسری ، چرت و پرت های اینستاگرام را نبینیم ، آهنگ های غمگین گوش نکنیم و …

    ‌من پولدار نیستم و نمی توانم رابطه عاشقانه داشته باشم.

    ارزش ما انسان ها به وجود ماست نه به شرایط فعلی مالی ما ، ما ارزشمند هستیم و می توانیم ثروت مند شویم ، شرایط بد مالی ما مربوط به الان است و قرار نیست که تا ابد اینگونه باشد ، ما کلی فرصت داریم تا بتوانیم ثروتمند شویم.

    ‌من بهتره تنها باشم.

    اینکه انسان بخواهد تنها باشد کاملا امر پذیرفته ایی می باشد اما اینکه از روی ترس ارتباط برقرار کردن با دیگران و تلاش های بی نتیجه این حرف را بزنی کاملا متفاوت می باشد. توجه داشته باشید که یک رابطه عاشقانه واقعا به انسان احساس فوق العاده ایی می دهد و به زندگی اضافه می کند زیرا که ما انسان ها موجودات کاملا اجتماعی هستیم.

    ‌سرنوشت ما اینگونه است.

    چیزی به عنوان سرنوشت وجود ندارد ، و هیچ چیزی از قبل مقدر نشده برای زندگی ما ، ما خالق زندگی خود هستیم و خداوند به هر کسی برای رسیدن به خواسته هایش کمک می کند چه خواسته او لذت و سعادت باشد چه خواسته او رنج و بدبختی باشد.

    ‌من بلد نیستم با جنس مخالف ارتباط برقرار کنم.

    هرچیزی قابل یادگیری می باشد ، مگه ما توی شکم مادرمون چیزی بلد بودیم ؟ مگه ما خوندن و نوشتن بلد بودیم ؟ رفتیم مدرسه یاد گرفتیم بخونیم ، یاد گرفتیم بنویسیم و … ارتباط برقرار کردن هم یک مهارت قابل یادگیری و باید تمرین کنیم و باور داشته باشیم که این مهارت قابل یادگیری می باشد.

    ‌من اگه وارد رابطه بشم ، آزادی ام را از دست می دهم.

    یک رابطه درست این ویژگی را دارد که دونفری که با هم در رابطه هستند ، آزادی عمل و عقیده داشته باشند و رابطه عاشقانه به معنای اسارت نیست.

    استاد عزیزم من واقعا از شما سپاس گذارم بابت ضبط کردن این فایل ، خیلی نیاز داشتم که این حرف ها را بشنوم ، وقتی باور های نامناسب را یکی یکی نام می بردید تازه می فهمیدم چقدر این باور ها را دارم و چجوری پای من روی ترمز قرار دارد با وجود اینکه کلی دارم گاز میدم.

    تازه فهمیدم که چجوری خودم را از داشتن روابط عاشقانه محروم کرده ام.

    من برای خودم یک تمرین درست کردم و اون هم گفتن نکات تاکیدی مثبت به خودم است ، چه بصورت ضبط کردن با صدای خودم و گوش دادن به آن و چه به صورت خواندن آن با صدای بلند جلوی آیینه.

    بخشی از آن بصورت زیر می باشد :

    گفتم شاید برای بقیه مفید باشه و استفاده کنند.

    من باور دارم که انسان زیبا و جذابی هستم ، هر چند که ارزش من به ویژگی های درونی من است نه به تیپ و ظاهرم اما در کل من فرد زیبا ، خوش استایل و خوش تیپی هستم.

    جذابیت من بی حد و اندازه است و روز به روز هم زیبا تر و جذاب تر می شوم.

    من مثل یک الماس بزرگ در شهر می درخشم.

    چهره من روز به روز زیبا تر و جذاب تر می شود.

    من خودم را همین جوری که هستم عاشقانه دوست دارم ، من از چهره ام ، مو هایم ، قدی که دارم ، اندامی که دارم کاملا راضی ام و خدا را شکر می کنم بابت ظاهر زیبایی که به من عطا کرده است.

    من به هیچ عنوان حاضر نیستم که ظاهری که الان دارم را با هیچ ظاهر دیگری عوض کنم.

    من یک انسان ارزشمند هستم زیرا که واقعا همین طور است و این یک حقیقت محض است.

    من خیلی ارزشمند هستم چون وجود من از خداوند است و خداوند مرا بسیار ارزشمند آفریده است.

    من همین طوری که هستم با همین ویژگی های ظاهری و شخصیتی که دارم بسیار ارزشمند هستم.

    من خودم را بسیار ارزشمند می دانم و به خودم احترام می گذارم.

    خداوند تمام جهان را به تسخیر من درآورده است و من را خلیفه خود بر روی زمین خلق کرده است.

    ارزش من خدایی و بلند مرتبه است.

    من باور دارم که انسان با لیاقتی هستم.

    من باور دارم که لیاقت بهترین ها را دارم و من لایق همه چیز های خوب و فوق العاده هستم ، من همین الان با همین ویژگی هایی که الان دارم چه از نظر ظاهری چه از نظر مهارتی لیاقت عشق و محبت را دارم.

    لیاقت یک رابطه عاشقانه بی نظیر را دارم که در آن مورد عشق و محبت قرار بگیرم.

    من لایق داشتن رابطه عاشقانه با زیباترین ، خوش اندام ترین ، باشخصیت ترین و فوق العاده ترین فرد جهان هستم چون من انسان لایقی ام.

    فرد مناسب برای رابطه عاشقانه بسیار زیاده که هر کدام از آنها ویژگی های یونیک و منحصر به فردی دارند. میلیون ها دختر توی همین کشور خودمون وجود داره که بسیار خوب ، وفادار ، زیبا ، باشخصیت و فوق العاده هستند که اتفاقا سینگل هم هستد و دنبال رابطه عاشقانه با یک فرد جذاب مثل من هستند.

    من شخص بسیار با لیاقتی هستم و حق انتخاب بسیار بالایی برای انتخاب فرد موردنظر برای رابطه عاشقانه را دارم و هر کسی را که اراده کنم می توانم با آن رابطه برقرار کنم.

    من فرد مناسب و بالیاقتی هستم و هر دختری آرزو داره که با یک پسری مثل من رابطه عاشقانه داشته باشه.

    من همیشه افراد مناسب را جذب می کنم.

    من باور دارم که یک شخص بسیار دوست داشتنی هستم و همه دوست دارند با من ارتباط برقرار کنند.

    نیازی نیست که حتما فرد کاملی باشم برای داشتن یک رابطه عاشقانه چون اصلا هیچ فردی در دنیا کامل نیست و همه ما همیشه جای پیشرفت داریم.

    من باور دارم که خداوند عاشق منه و همیشه به من کمک میکنه تا به هر خواسته ای که دارم برسم.

    هر روز موفقیت ها و پیشرفت من بیشتر و بیشتر می شود و خداوند افرادی را وارد زندگی من می کند که به من برای رسیدن به خواسته هایم کمک کنند.

    من با همین وضعیت مالی که الان دارم لایق داشتن یک رابطه عاشقانه فوق العاده هستم و وضیت مالی من ارزش من را مشخص نمی کند بلکه ارزش من به وجود من است ، وجود مقدس و خدایی ام.

    من باور دارم که در ارتباط برقرار کردن با دیگران مهارت بسیار بالایی دارم و مخصوصا با جنس مخالف.

    من خیلی سریع می توانم با هر شخصی ارتباط موثر برقرار کنم و آن را شیفته خودم کنم.

    من فرد بی نظیری هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1140 روز

    به نام خدای هدایتگرم به مسیر زیباییها و افکار درست

    خدایا من عاجز و ناتوانم تو دستمو بگیر ببر به سمته هر آنچه برای من خیراست شکرت

    باور فراوانی رو باید تو تمام مراحل و جنبه های زندگی تقویتش کنیم

    باور فراوانی تنها تو ثروت نیست

    3 ساله که مغازه پوشاک دارم با شور و شوق میومدم مغازه اما غافل از اینکه باورهای کمبود منو محاصره کرده بودن و خودمم نمیفهمیدم

    و بعد از گذشت زمانی طولانی تکاملمو طی کردم و تو این یه ماه پیش از کامنته یکی از دوستان فهمیدم اشتباهم کجاست و ترمز چیه و چطوری حذفش کنم

    من قبلنا مشتری میومد یه دوری میزد و خرید نمی‌کرد میرفت بیرون بعد کلی احساسم بد میشد و این ادامه داشت و نتایج خیلی کم بود

    یه ماه پیش کامنته یکی از دوستانم به من خیلی خیلی کمک کرد گفت اگه مشتری میاد و خرید نمیکنه و میره بیرون همون موقع بجای احساسه بد داشتن که مخالفه قانونه بیا بگو اگر من باورهامو درست کنم اینا همش ثروته اگر من باور فراوانی مو تقویت کنم خداوند خودش مشتری میشه برام اگر من باورهامو درست کنم مشتریها منو پیدا میکنن لازم نیست من کار خاصی بکنم یا حالمو بد کنم که احساسه بد اتفاقات بد رو در پیش داره

    و دیدم آره درست میگه و اومدم انجامش دادم نوشتمو نوشتم و بخدا قسم از اون روز مشتریها خودشون میان و خرید میکنن و کارت میکشن بدون چانه زدن و تخفیف گرفتن

    خدایا شکرت برای آگاهی‌هایی که به من میبخشی

    خدایا شکرت برای دوستانه خوبی که در این سایت دارم

    خدایا شکرت برای وجود نازنین استاد عزیزم و مریم جانم

    گفتم بیام ردپای بذارم و برای شنا هم باور پذیر بشه که اگر با قانون جلو بریم و درک و عمل و اجرا کنیم نتایج مستمر رو می‌بینیم در زندگی

    و مسیر رسیدن به خواسته هامون هموار و راحت و آسان می‌شود

    از همه دوستان نازنینم متشکرم

    من با شما ها هر روز رشد میکنم و تغییر میکنم با شما عزیزان هر روز زندگی میکنم

    ممنونم ممنونم ممنونم سپاسگزارتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    رضا ملتفت گفته:
    مدت عضویت: 2213 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم، سلام به خانم شایسته مهربون و دوست داشتنی و سلام به همه دوستای گلم در خانواده صمیمی عباس منش، امیدوارم حال همگی عالی باشه.

    استاد جان، از شما بینهایت ممنون و سپاسگزارم، استاد جان خدا رو شکر میکنم که انگار این فایل برای من بود و خدا رو شکر میکنم که تونستم به یه پیشرفتی توی زندگیم برسم که دوره فوق العاده کشف قوانین زندگی رو تهیه کنم. استاد جان چی بگم از این فایل که جمله به جمله اش رو باید با طلا بنویسم، استاد جان عاشقتونم و تحسینتون میکنم که با قدرت در مسیر درست حرکت میکنید.

    این فایل درباره باورهای مخرب توی روابط عاشقانه بود و من میخوام در این رابطه باورها رو بنویسم، مثال بیارم و به این شکل از زحمات استاد گلم تشکر کرده باشم و اول از همه به خودم کمک کنم.

    1) از این باور محدودکننده شروع میکنم که من زیبا نیستم، من فرد جذابی برای ایجاد یه رابطه عاشقانه نیستم:

    این باور از کمبود عزت نفس میاد، استاد جان خیلی خوشحالم که تمرین آینه رو انجام میدم، ذهنم نجوا میکنه ولی من ادامه میدم و به خودم میگم من چه انسان زیبایی هستم، چه انسان ارزشمندی هستم، چقدر لبخند بهم میاد، چقدر ویژگی های عالیی دارم، زیبایی به درون منه، من چه انسان مقدس و الهی هستم و هر بار که این جمله ها رو میگم سرم رو به چپ و راست یا به بالا و پایین به نشانه تایید حرکت میدم. استاد جان از شما ممنونم که این موضوع رو برام باز کردید که چون افراد خودشون رو دوست ندارن، چون خودشون رو جذاب نمیدونن، اینقدر میخوان ظاهرشون رو با انجام عمل جراحی زیباتر کنن. البته به نظر من این هم بگم که به نفس اینکه یه نفر میره عمل بینی انجام میده به این معنا نیست که اون فرد خودش رو دوست نداره و کلا این عمل ایراد داره، شاید یه نفر انحراف بینی داشته باشه. یعنی پشت این صحبت ها هر فردی باید خودش به باورهاش و اون نگاهی که به خودش داره نگاه کنه و به خودش بگه اگر من این باور رو دارم که جذاب نیستم و به این دلیل نمیتونم رابطه خوبی برقرار کنم، باید باورش رو عوض کنه و با خودش روبرو بشه، از خودش فرار نکنه و از درون احساس ارزشمندی کنه، که آقا، زیبایی به درون منه، نه به ظاهر من. من برام مهم نیست که از نگاه بقیه زیبا هستم یا زشتم، چون زیبایی یه چیز نسبیه، ممکنه ده نفر از چهره من خوششون بیاد، خیلی افراد دیگه هم خوششون نیاد، به قول استاد یه نفر ممکنه چشم آبی دوست داشته باشه، یه نفر چشم سبز دوست داشته باشه، یعنی من باید رنگ چشمم رو عوض کنم که هر بار یه نفری خوشش بیاد، میخوام صد سال خوشش نیاد، خوشت نمیاد از چهره من، به چهره ای نگاه کن که دوست داری، به من نگاه نکن. به دنبال این نباشیم که از دید بقیه جذاب و زیبا به نظر برسیم. خودم رو با همین چهره و ظاهری که دارم دوست داشته باشم. چقدر جمله مهمی گفتید استاد جان که ارزش و هویت من به درون منه، به مدارک من نیست، به ظاهر من نیست، به میزان پول توی حساب بانکیم نیست، به درونه منه، من خودم مشخص میکنم که انسان خاصی هستم یا نیستم، من برای خودم مفهوم موفقیت و خوشبختی رو تعریف میکنم. چقدر این آگاهی ارزشمنده، تحسینتون میکنم استاد گلم.

    2) باور بعدی اینه که من لیاقت یه رابطه عاشقانه رو ندارم. من لیاقت عشق رو ندارم:

    استاد جان نمیدونید چقدر تحسینتون کردم و چقدر لذت بردم اونجاییکه گفتید افرادیکه احساس عدم لیاقت میکنن یه جایی میگن “من و این همه خوشبختی محاله”. واقعا درسته، چقدر خودمون رو لایق و ارزشمند میدونیم، به همون اندازه جهان برای ما ارزش قائله، اگر باورمون اینه که من توی رابطه یا بیزینس لیاقت ندارم و این فکر رو پرورشش میدیم، اون رابطه از هم میپاشه، اون کسب و کار سقوط میکنه و جهان به ما ثابت میکنه که درست فکر میکردیم.

    این باور باعث میشه نعمتها از ما گرفته بشه. متاسفانه من هم این باور رو دارم، اما خوبیش اینه که با خودم صادقم و حالا که این باور مخرب رو تشخیص دادم میخوام به خودم بگم آقا چقدر از بچه های سایت رو دیدم که عکس پروفایلشون خودشون و همسرشون بوده و به خودم میگم ببین هستن افرادیکه رابطه عاشقانه و زیبایی رو دارن، حتی توی اقوام خودم دختر خاله ام و شوهرشون رو میبینم و میبینم که چقدر رابطه قشنگ و زیبایی دارن، هر چند وقت به خونه ما میان و من رابطه سراسر عشقشون رو تحسین میکنم و آرزو میکنم که ان شاء الله هر روز رابطه شون قشنگتر و زیباتر بشه. پس به خودم میگم من هم لیاقت دارم، من هم میتونم توی رابطه ام لذت ببرم. این باور عدم احساس لیاقت از کجا میاد، مثل درخت های هرز که به هم تنیده میشن، یه باور رو روش کار میکنی میبینی به ده تا باور دیگه خودش رو متصل کرده، من خودم رو لایق نمیدونم، چون توی ذهنم میگم من بلد نیستم که رابطه برقرار کنم با جنس مخالفم، من توی گذشته ام هیچ فردی نبوده که باهاش توی رابطه باشم، پس در آینده هم من نمیتونم توی رابطه باشم با کسی، من یه سری باورهایی دارم که کسی رو هماهنگ با اون باورها پیدا نمیکنم، من از لحاظ مالی مشکل دارم و کسی حاضر نمیشه که با من باشه. من با هر خانمی صحبت کردم و آشنا شدم نخواسته که رابطه مون ادامه پیدا کنه، درحالیکه گذشته من از آینده ام جداست، مگه هر کسی که وارد رابطه شده از وقتی از شکم مادرش بدنیا امده میدونسته و این مهارت های ارتباطی رو داشته، نه، این مهارت ها قابل یادگیریه. نباید بگم من بلد نیستم، تمرین میکنم و مثل هر مهارت دیگه ای یادش میگیرم و هر یه ذره بهتر شدنم رو تحسین میکنم و ادامه میدم. من باید به خودم بگم اتفاقات زندگی من بخاطر فرکانس ها و باورهایی هست که من فرستادم، قرار نیست این اتفاقات در آینده من هم بوجود بیاد، اینطور نیست که من فقط یه سری اتفاقات ناخوشایند رو جذب کنم، اگر باورهای من تغییر کنه، شرایط زندگی من هم تغییر میکنه. من باید به خودم بگم که من روی خودم کار میکنم، باورهای مناسب در خودم ایجاد میکنم، به خودم میگم این نعمت ها توی دنیا هست و من به این دنیا امدم چون لیاقت داشتن تمام نعمت های خدا رو دارم، پس من لیاقت عشق و یه رابطه عاشقانه رو دارم. به خودم میگم منی که از درآمد صفر به فلان میزان درآمد رسیدم، به واسطه تغییر باورهام، بواسطه تمرینهایی که انجام دادم، میتونم به بالاتر از اون هم برسم و من میتونم خودم رو از لحاظ مالی بهبود بدم، من همون موقع که هیچی درآمد نداشتم این ذهن نجوا میکرد که تو نمیتونی و الان هم که از اون مرحله گذشتم میگه خب اون شده اما دیگه جاییکه هستی تهشه، دیگه نمیتونی از این بالاتر بری، بهش میگم کور خوندی، اگر شرایط اون موقع رو که ثبتش کردم و نمیتونی بزنی زیرش رو تغییر دادم، درحالیکه میگفتی نمیشه، پس بهتر از این هم میشه و من یاد گرفتم که هر لحظه به ندای الهی درونم توجه کنم، به ندای امیدبخش، به ندای آرامش بخش، به ندای خداوند که میگه بنده من، من از تو حمایت میکنم، به من توکل کن، حرکت کن، همیشه میشه، قبلا میشده، الان هم میشه و در آینده هم خواهد شد، هیچ کاری نیست که خداوند از پسش برنیاد.

    3) باور بعدی اینکه همه دخترهای خوب دیگه رفتن، دیگه رسیده به ته دیگ، هر دختر خوبی بوده همون اول پیداش کردن، دیگه چیزی نمونده، دیگه هر دختر یا پسری هست که دیگه بدرد نمیخوره:

    این همون باور کمبوده، مثلا توی کسب و کار میشه دیگه همه فرصت ها رو بردن، دیگه چیزی باقی نمونده برای ما. من یادمه وقتی بچه بودم با خودم میگفتم یه برق، یه تلفن هست که اون هم اختراع کردن، دیگه چیزی نمونده، با همون نگاه بچگی که همه چیز رو کشف کردن، دیگه چیزی نمونده که من بخوام اختراعش کنم، من بخوام پیداش کنم. درحالیکه باید بگیم توی این دنیا هر روز فرصت ها داره بیشتر میشه، هر روز نعمت ها داره در دسترس افراد بیشتری قرار میگیره. هر روز افراد بیشتری دارن ثروتمند و ثروتمندتر میشن، توی همین پنج سال گذشته چه شغل هایی ایجاد شده که اصلا باورمون نمیشد که این شغل باشه و بشه ازش پول درآورد، چه رشته های ورزشی ایجاد شده که اسمش رو ما نشنیدیم، بعد میگیم همه فرصت ها تمام شده، همه آدمهای خوب رفتن ازدواج کردن دیگه کسی برای ما نمونده، این همه دنیا آدم های خوب و عالی داره، چطور و با چه منطقی میگم دیگه آدم خوب برای ازدواج نیست؟ دنیا پر از فراوانیه، هیچ وقت نمیشه که دنیا کمبود داشته باشه. اما وقتی باورم روی کمبود باشه، من هدایت نمیشم به افراد مناسب، توی مدارشون نیستم، نه اینکه نیستن، من بدلیل باورهای نامناسبم نمیبینمشون.

    4) باور اینکه پایان هر رابطه ای زجر و گریه و بدبختیه، آخر هر رابطه ای به جدایی ختم میشه:

    این باور رو وقتی داشته باشیم، اصلا به خاطر اون پایان تلخ، اون شروع خوب رو هم انجام نمیدیم. من به این موضوع فکر کردم که اگر فردی بگه من توی هیچ زمینه ای وارد نمیشم، وارد هیچ رابطه ای نمیشم، هیچ بزینسی رو شروع نمیکنم، ورزش نمیکنم چون میدونم آخر داستان همه چیز خراب میشه. من باید از خودم بپرسم که اگر اینطوریه که من مدام دارم آشغال ها رو میدم زیر مبل و از مسائلم فرار میکنم، پس چرا اصلا من به این دنیا آمدم؟ من که توی دنیای قبل از تولد هزینه ای نداشتم، اصلا مسئله ای نبود، من به این دنیا آمدم که با برخورد با تضادهای زندگی تجربه کسب کنم و با حل کردن اون تضادها رشد کنم و بزرگ بشم، من میدونستم که توانایی دارم، من میدونستم که این دنیا پر از تضاده، اگر قرار بر اینه که هیچ کار خوبی رو شروع نکنم تا تجربه بدی هم نداشته باشم، پس اصلا چرا به این دنیا آمدم؟ تجربه خوب رو استفاده کنم و بدونم اگر مسیرم درست باشه حتما رابطه پایان خوشی هم خواهد داشت، اگر به هر دلیلی پایانش بد بود، نه به این دلیله که این قانونشه که بعد از هر خنده ای گریه ای هست و هر رابطه ای و هر عشقی به نفرت و جدایی تبدیل میشه، چون من مسیر رو اشتیباه رفتم و الان هم هیچ ایرادی نداره از اون رابطه که به جدایی رسیده تجربه کسب میکنم که یک رابطه عالی و فوق العاده رو خلق کنم. نمیترسم از تصمیم گرفتن، نمیترسم از وارد رابطه شدن، چون یه باور نامناسب میتونه این باشه که ازدواج کردن مسئولیت سنگینی داره و من هنوز آماده اش نیستم. شاید بتونیم بگیم که هر کسی مسئول زندگی خودشه، ما هر چقدر هم که بخوایم همسرمون و فرزندمون رو به راه درستی که کشفش کردیم دعوت کنیم تا اون فرد خودش نخواد ما موفق نمیشیم تازه انرژی خودمون هم صرف راضی کردن دیگران میشه و از راه اصلی هم دور میشیم. برای داشتن یه رابطه خوب باید تمرین کنی، باید درس هام رو یاد بگیرم، من همیشه توی ذهنم اینه که رابطه مثل یه نهاله نیاز به مراقبت داره، باید کود مناسب، آب و نور مناسب بهش بدی و بهش برسی تا به نتیجه برسه.

    5) باور محدودکننده بعدی اینه که من میخوام تنها باشم و من دوست دارم تنها باشم:

    بعضی وقت ها من بخاطر اینکه ترس دارم از رابطه عاطفی، از اینکه محدودم میکنه، رابطه آزادیم رو میگیره، یا اینکه توی مسائل جنسی من کم میارم، ضعیفم یا اینکه برام یه چیز مبهمه و اصلا نمیدونم بعد از رابطه چی میشه، ترجیح میدم تنها باشم. درحالیکه باید بدونم که یه رابطه خوب و عاشقانه واقعا به زندگی اضافه میکنه، باید بدونم که هر کسی سلایق خودش رو داره و دو طرف به علایق همدیگه احترام میذارن و کسی قرار نیست دیگری رو محدود کنه. توی مسائل جنسی هم که باور دارم ضعف دارم، به خودم میگم نه من هیچ مشکلی ندارم و اگر اطلاعات یا مهارتی لازم دارم در طول مسیر یاد میگیرم. هیچ کس نیست که کامل باشه، من هر روز باید یه درجه از روز قبلم بهتر بشم. هیچ وقت پیش نمیاد که کل مسیر زندگی و رسیدن به خواسته ام روشن بشه و بعد من حرکت کنم، هیچ تضمینی نیست، توکل و ایمان داشتن، اینجا خودش رو نشون میده که میدونی خداوند هست و از تو حمایت میکنه. پس زمانهایی که ترس دارم و مسیر برام مبهمه و نمیدونم چی میشه باید توکل کنم و حرکت کنم تا قدم های بعدی به من گفته بشه. باید اعتماد خودم رو به خدا نشون بدم.

    ممنونم استاد جان، عاشقتونم که به من آگاهی میدید. ان شاء الله خدا بهتون سلامتی بده.

    خدایا شکرت که همه چیز میدی، سلامتی، عشق، ثروت، شادی، آرامش، عزت و همه چیزهای خوب.

    امیدوارم که همه دوستان گلم در پناه خدای بزرگ همیشه شاد، سلامت، ثروتمند، زیبابین و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  5. -
    Sorur Yaghubi گفته:
    مدت عضویت: 2257 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان

    من این فایل رو قبلا دو بار دیده بودم ولی به طرز عجیبی برام اینبار جدید بود ..خدارو صدهزار مرتبه شکر

    اگر ما باورهای مناسبی نسبت به اهداف و خواسته هامون نداشته باشیم ، مهم نیست که چقدر تلاش میکنیم .. ریشه فکری ما از همه چیز مهم تر هست

    *اگر ما «باورهای مناسبی» بسازیم ، «هدایت» می شویم به «ایده های مناسب» ، «افراد مناسب» ؛ در «زمان مناسب» و در« مکان مناسب » که نتیجه ش بسیار بزرگ هست

    *تا وقتی باورهای محدودکننده داریم ، به خواسته نمی رسیم. مهم نیست که چقدر داریم تلاش میکنیم چون زور این باورهای مخرب بیشتر هست

    *موانع برای شکل گیری رابطه مناسب :

    -ظاهر .. جوریکه خودمون رو زیبا نبینیم و بقیه رو بهتر بدونیم

    و بجاش کلی هزینه کنیم برای اینکه بتونیم جذاب بشیم و رابطه ای رو جذب کنیم

    این باور از کمبود احساس عزت نفس و احساس لیاقت به دست میاد

    در صورتیکه اگه باور نداشته باشیم که جذاب هستیم، حتی اگه کلی هزینه کنیم بازم فایده ای نداره چون « باور جذاب نبودن» از این عمل ها قوی تر هست

    *باید این «باور» رو بسازیم که : زیبایی به ظاهر نیست.. زیبایی به «درون» هست و هر کس به یه طریقی زیباست

    برای تغییر این باورهای مخرب ، باید الگوهایی رو پیدا کنیم که اون مدل زیبایی های خاصی هم ندارن ولی سالهاست که زندگی مشترک موفقی دارن چون احساس لیاقت دارن

    پس روی خودارزشی کار کنیم و عاشق خودمون باشیم با هر ظاهری که داریم و با خودمون در صلح باشیم

    در این صورت آدم های فوق العاده ای جذب میکنیم

    2-باور به اینکه : من توانایی خاصی ندارم

    باز هم باید از الگوهای متعدد استفاده کنیم تا باور کنیم که میشه رابطه موفق داشت و هم اینکه باور کنیم که کلی قابلیت ها و تواناییهای ارزشمند داریم

    *نباید خودمون رو وارد الگوهایی کنیم که از دید جامعه موفق و یا زیبا هستند

    اگر در ذهنت برای خودت ارزش قائل باشی، جهان برات ارزش قائل هستی

    3-همه آدم های درست و حسابی رفتن و بقیه بدرد نخورن

    این باور کمبود هست در صورتیکه در جهان محدودیت نیست، محدودیت فقط در ذهن ما هست برای همین هم ما «هدایت» نمی شیم به سمت این ایده ها و افراد و شرایط

    4-من لایق یه رابطه عاشقانه نیستم

    وقتی از درون لیاقت عشق رو در خودت نمی بینی رابطه می پاشه

    5-من همیشه آدمهای نامناسب رو جذب میکنم

    مثلا اینکه فردی همش آدمهای متاهل جذب میکنه یا سیگاریه و ….

    و یواش یواش تبدیل میشه به چنین باوری

    6-همه روابط آخرش به رنج و سختی و جدایی می انجامه

    حاصل ورودی های نامناسب هست که این باور شکل گرفته که همیشه آخرش بد میشه

    اگر در مسیر درست باشیم ، این «خوشی» فقط بیشتر و بیشتر میشه ولی اگه در مسیر بدی باشیم این خوشی تبدیل به رنج میشه نه به این دلیل که قانون اینه که خوشی به سختی مبدل میشه بلکه به دلیل اینکه ما مسیر رو اشتباهی رفتیم

    باید این زاویه دید رو بسازیم که حتی اگه چنین اتفاقی افتاده ما رشد کردیم و پیشرفت داشتیم ، کلی چیزی یاد گرفتیم

    7-برای رابطه خیلی جوونم/پیرم/مسن هستم

    در هر موضوعی قابل تعمیم هست.. رابطه/بیزنس/ مهاجرت و …

    8-من باید بی نقص باشم

    کمال بی نهایت در این جهان مادی نداریم. ما در این جهان قراره پیشرفت کنیم و کامل بودنی وجود نداره پس خودمون رو محدود نکنیم و خودمون رو لایق بدونیم با تمام نقص ها و نقاط قوتی که داریم

    9-همیشه خیانت میکنن

    وقتی این باور باشه قطعا تجربه هم میشه چون جهان ثابت میکنه بهت که باورت درسته

    ورودی ها رو کنترل کنیم تا همچین چیزهایی رو نشنویم چون مغز هر چیزی که می شنوه رو باور میکنه

    باید برای خودمون مرزبندی داشته باشیم و راه ورودی موضوعات نامناسب رو ببندیم

    * با فیلتر کردن ورودی هامون باید بهای رسیدن به خواسته هامون رو بپردازیم

    مثلا آدم های نامناسب رو قطع کنیم .. فضای مجازی رو حذف کنیم

    من هر دوی این کارها رو کردم و زندگی من بارها و بارها زیباتر شده از قبل خودم و نسبت به دیکران

    10-من پولدار نیستم

    ارزش ما به وجود ما وابسته هست و نه به مسائل مادی

    ما میتونیم از لحاظ مالی پیشرفت کنیم . پس خودمون رو محدود نکنیم

    11-من بهتره تنها باشم

    اگه انتخاب باشه ایرادی نداره

    اما خیلی از اوقات این حرف از روی انتخاب نیست بلکه از روی «ترس» هست.

    یعنی قبلا خواستی و نشده و الان برای اینکه خودت رو راضی کنی این حرف رو میزنی

    12-توی سرنوشت ما نوشته شده

    چیزی برای ما مقدر نشده و تقدیری وجود نداره . ما با «افکار» خودمون خلق میکنیم

    خواسته خدا اینه که ما به خواسته هامون برسیم

    13-توی روابط خوب نیستیم ،بلد نیستیم

    ما هیچی بلد نبودیم ولی به تدریج یاد گرفتیم مثل نوشتن و خوندن

    باید انقدر روی خودمون کار کنیم تا تبدیل بشه به «عادت» و سپس «شخصیت»

    14-باور به اینکه آزادی رو از دست میدیم

    چون فکر میکنیم رابطه عاشقانه یعنی کنترل شدن

    در صورتیکه رابطه درست یعنی هر کس علایق و سلایق خودشو داره

    اگه باورهای مناسبی داشته باشیم فردی رو جذب میکنیم که به آزادی ما احترام میذاره

    15-باید ازدواج کنیم که کامل بشیم

    ما کامل هستیم ، قراره از رابطه لذت ببریم

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    Fatima گفته:
    مدت عضویت: 1046 روز

    به نام خدا

    ردپای 55

    سلام استاد عزیز و دوستای خوبم

    تو دفتری که حرف های استاد مینویسم، جمله ای توجهم جلب کرد

    اگه هر روزت مثل گذشته اتِ یعنی هنوز داری مثل گذشته فکر میکنی!

    از همون شیوه قرانی شما توی نوشته ها دنبال کلمه گذشته گشتم

    تو فایل دیگه ای اینطور گفته بودید

    حتی تو گذشته هم دنبال نکات مثبت بگردید نه شکست ها نه بدبختی ها نه اتفاقات که بهت حس بد میده

    پژوهش ادامه داشت تا جایی که رسیدم به اینجا که ،باید از خودمون سوالا خوب بپرسیم

    آره چی باعث شد اون نتایج بگیری؟چه باورهایی؟

    یا حتی سوال بهتر چه باورهایی بسازم که به اون نتایج ختم نشه؟

    تو مسیر کشف راه حل با این دیدگاه مواجه شدم

    همین الان که فاصله فرکانسی بین من و خواسته‌ ام وجود داره ،وقتی به لحظه آخر فکر میکنم چه تصویر در ذهنم شکل میگیره؟

    همون تصویر شکست خورده قبل؟

    حالا چطور قبل از خلق رویا در دنیای فیزیکی اون تو دنیای متافیزیکی، به وجود بیارم؟

    چطور تصویر جایگزین کنم

    اگه بگم به سیب فکر کنید ،شکل‌ یک سیب در ذهن نشون داده میشه

    چرا؟چون بارها دیدیم و شنیدیم که این سیبه

    حالا ما باید چند ده بار تصویر دلخواه با تمام حواس به خورد مغزمون بدیم!

    این بخش تصویر کشیدن رویا بود

    باورهای بهتر هم باید با همین قاعده وارد ذهن کنیم

    تا پاسخ بهتر نیاز به تکامل دارم تا واقعا خالق زندگیم بشم

    ممنون که منو با چالش من با من، همراهی میکنید

    بازم ازتون ممنونم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      علیرضا فول‌انرژی گفته:
      مدت عضویت: 931 روز

      اول سلام به خدای خوبم

      دوم به استاد و‌خانوم شایسته

      سوم به شما که انقد درست و و بالذت دارین با رعایت قانون تکامل کنکاش میکنین خودتونو انشاله که هر روز بهتر از دیروز باشین موفقیت یعنی اینکه هر لحظه حاله دلت عالی باشه و با خدا باشی فقط ادامه بدین با لذت وارامش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    نجمه 🤍 گفته:
    مدت عضویت: 1391 روز

    سلام به استاد عزیز و مریم بانو نازنین و دوستان گرامی

    اول از همه خداروشکر که آماده شنیدن و دیدن این دو کلیپ زیبا بودم

    چقدر این جملات طلایی و ناب هستند میخوام مثالی از خودم بزنم که باورها واقعا همه چیز هستند

    من دارم برای کنکور میخونم 7سال هست که پشت کنکورم وبشدت خواستار رسیدن به رشته پزشکی هستم و کلا اینکه بتونم در کنکور با درصدهای فوق‌العاده عالی قبول بشم و در این 7سال تلاش فیزیکی من کم نشده که هیچ زیادتر هم شده و درونم بشدت خواستار این هدف است اما طبق حرف استاد اصلا مهم نیست که شما چقدر تلاش فیزیکی انجام میدید یا چقدر دوست دارید که به هدفتون برسید وقتی باور محدود دارید شما هیچوقت به خواستتون نخواهید رسید اما در عوضش من پسر عموم با رتبه 86 با اینکه سال اول بود هم با کمترین تلاش با چندماه درس خوندن تونست به این هدفش برسه ،من واقعا دنبال رسیدن به هدفم بودم که با استاد و این مسیر آشنا شدم و اصلا تازه تا حدودی فهمیدم باور چیه و دلیل این‌همه بالا وپایین شدن من بخاطر چیه .

    در مورد حرفهای استاد هم من وقتی روی باورها کار کردم و فهمیدم که همه چیز باور هست واقعا لیزری شروع به کار کردن کردم من بشدت ذهنم راجب درس زیست شناسی مقاومت داشت و طبق تجربیات قبلا ام اصلا فک میکردم درصدبالا برای زیست خیلی سخته .اما اومدم الگو ها رو پیدا کردم و گفتم که ببین تو قبلا مسیرت متفاوت بوده پس نتیجه الان تو ربطی به گذشته ات نداره و شاید باورتون نشه به شکل عجیبی خوندن این درس برای من شیرین ،ساده، آسون وراحت شد و من به درصدهای 80درصد هم رسیدم گاهی وقتا اصلا مرور هم نمیکردم و داخل آزمون ها به راحتی تا 60درصد میزدم اما امان از کمبود اعتماد بنفس و عدم لیاقت ، ،داخل ذهن ام میومد که نجمه اینهمه هم نباید راحت باشه تو خیلی راحت داری این درس رو میفهمی و درصد خوب کسب میکنی و ببین این آزمونها خیلی راحتن و طبق یه فایل دیگه استاد که در مورد بازی پینگ پنگ صحبت می‌کردند و درسهاش برخلاف این بازی کمی زمان میبره که ما بفهمیم نتیجه عدم لیاقت رو ،و من بعد از مدتی اومدم آزمون کار کردم دیدم اصلا من بزور دارم درصد 25رو میزنم گفتم بابا من که همه رو بلدم نشستم دیدم بله من این افکار رو در ذهنم داشتم و اومدم روش کار کردم و باورهای مناسب ساختم شاید بازم باورتون نشه به طرز عجیبی آزمون ام رو 45درصد زدم جا داشت که عالی تر بزنم اما این پیشرفت فوق‌العاده بهم این گفت چقد باورهای ما همه چیز هستند .

    و مهمترین چیزی که متوجه شدم اینکه ((باید هرلحظه بخودم بگم که باید باور بکنم که باورها مهمترین چیز هستند و بپذیرمش به عنوان اصل ))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    شهلاحیدری گفته:
    مدت عضویت: 1485 روز

    ای جان دلم استاد نازنیم،سلام به اون روی ماهتون

    سلام من به اون مریم بانو،شما دو زوج عاشق وهمه چیز تموم، شدین یه الگوی عااالی در رابطه، برای من..

    وسلام به شما، دوستان عزیز دل

    آخه چی بگم،چجوری بگم که هر زمان از خدا خواستم،نشونه ای بهم بده،که واقعا دوباره سردرگم نشم،دور این خدا بگردم،که به ثانیه نکشیده ،میگه بفرما شهلای قشنگم،فقط بخواه

    الهی دورت بگردم خدای عزیزتر از وجودم، که اینقدر هوای شهلات رو داری

    به بزرگی خودش همین دیروز صبح بود،که باز من به یک تضاد تو رابطه برخوردم،وفقط گفتم خدایا من نمیدونم خودت راه رو نشون بده

    نیمه شب اومدم سایت،دیدم به به،چه خبر

    اون صورت ماه استاد و کلماتش…..

    الهی الهی هزاران بار سپاسگزارم

    نمیدونم واقعا چی بنویسم، گریه م گرفته

    اینا اگه معجزه نیست پس چی؟

    خدا حرفاشو رک وپوست کنده زد،از زبان فرستاده ش

    الهی شکرت

    شهلا،اولین درسی که گفته شد،این بود که خوبیهای یک رابطه رو در نظر بگیر،اگر هم سختی بوده،نیاز بود برات،که یاد بگیری چطور بهتر زندگی کنی

    شهلا ببخش کسانی رو که به هر دلیلی خواسته یا ناخواسته بهت آزار رسوندن،وفراموش کن ،وپاک شو از هر کینه وبخل وحسدی

    شهلای قشنگم،خودت رو بیشتر دوست داشته باش،تو که همیشه تو آیینه به خودت نگاه میکنی،وبه خودت اینقدر ذوق میکنی ومیگی تو شاهکار خلقتی،هوای خودت رو بیشتر داشته باش

    شهلا جونم،اگه اشتباهی رو هم چند بار تکرار کردی دیگه خودت رو سرزنش نکن،ریشه ش رو قطع کن،قوی باش،قطعا پاداش برای شجاعانه، تو میتونی

    شهلا یاد بگیر وابسته نشی،دلبسته نشی،دوست داشته باشی،قطعا دوستت خواهند داشت

    شهلای قشنگم،بهت قول میدم،تو خودت مدتی حس کردی که خیلی باخودت وخلوت خودت،وخدای خودت،در صلح هستی،محال کسی که با خودش در صلح نیست سمت تو بیاد،اگه قبلا این اتفاق افتاده،خودت هم قبول کن،که با خودت در جنگ بودی، پس خوشی‌ها در راه ….

    شهلای عزیزم،یه جاهای از ترس تنهایی وتنها موندن وا دادی،ولی الان اینقدر از تنهایی با خودت وخدا لذت بردی،که قطعا اون روی سکه زندگی رو هم خواهی دید…

    تو هیچ وقت دنبال دیده شدن،نبودی،چون اینقدر زیبا بودن،شجاع بودن ،وقوی بودن رو تو وجودت پرورش دادی،که قطعا یکی مثل خودت سرراهت قرار میگیره…

    الهی شکرت

    من مدت‌هاست، همیشه هر جا که باشم،فرقی نمیکنه چه مرد باشه چه زن وچه بچه،اینقدر حالم باخودم خوب،که همه رو جذب میکنم

    به خدا اینارو که مینویسم،بحث خود برتر بینی نیست،چون حالم خوب،احساسم خوب

    قطعا بدی سمت من نمیاد،اگه بخواد هم بیاد،راهش رو کج میکنه

    به قول استاد،الان هرکسی که اطرافشون هستن،هر جایی که باشن،چون حالشون خوب،قطعا فقط خوبیهارو میبینن وحس میکنن

    ما هم میتونیم،مگه ما شاگرد همین استاد نیستیم

    اگه نشه،ایراد از ماست

    من الان تو این روال تقریبا افتادم،که فقط خوبی وخوبی

    شک ندارم یک رابطه عالی هم در انتظارم

    عاشقتونم

    عاشق شما استاد واون مریم بانوی عزیز،که شد یه الگوی همه چی تموم برای من توزندگی،که الان بیام با جرات بنویسم :

    خیلی بزرگ شدم

    خیلی جسور شدم

    خیلی مستقل شدم

    خیلی زندگی رو زیباتر میبینم

    خیلی دیگران رو راحت تر میبخشم

    خیلی خالص تر شدم

    خیلی حالم با خدا وخودم خوب

    خیلی حودم رو بیشتر دوست دارم

    خیلی هوای خودم رو بیشتر دارم

    خیلی برای دیگران احترام بیشتری قائلم، وازون بیشتر برای خودم

    از هیچ کس وهیچ چیز،هراسی ندارم

    خیلی متوکل تر شدم،وروز به روز هم بیشتر وبیشتر میشه

    هر روز از خدا به خاطر لحظه به لحظه زندگیم سپاسگزارم

    وخدا هم از درودیوار برام محبت،ثروت،حال خوب از طریق دستان قدرتمندش میفرسته : نمونه ی بارزش همین استاد خوش تیپ خودم،ومریم نازنین که عاشقشم

    این هم مهر تایید بر تمام نوشته هام.

    ازخدا حال خوب خودم رو برای همتون آرزو میکنم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      حسین تقی زاده گفته:
      مدت عضویت: 2852 روز

      سلام

      وقت شما ، شهلا خانمِ حالِ خوب بخیر باشه

      واقعا درکتون می کنم و همین ها رو هم احساس می کنم و اینجا جز معدود جایی هستش که میشه از خوشی و حال خوب خودمون و احساس سرشار از آرامش و توکل و امیدواری به بهتر شدن هر روزه تمام شرایط زندگی گفت .

      من هم بینهایت در کنار همسر و پسر و مشتریان الهی فروشگاهم ، زندگی رو عالی و با لذت و آرامش و حال خوب سپری می کنم و امیدوارم حالتون تداوم داشته باشه هر روزتون بهتر از تمام روزها و سالهای قبل تون باشه ،

      و بینهایت ممنونم از استاد عزیزم که این شرایط عالی و این سایت و مکتب و دنیای سرشار از انسانهای الهی رو بوجود آوردند .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        شهلاحیدری گفته:
        مدت عضویت: 1485 روز

        سلام حسین آقای نازنین

        سپاسگزارم از لطف ومحبتتون

        خدارو صدهزار مرتبه سپاسگزارم، که دوستان نابی مثل شما دارم،که حال دلشون با خدا عاااالی

        همیشه در کنار همسرتون وفرزندتون،ومشتریهای الهیتون،بهترینها رو براتون از خدای عزیزم خواستارم

        به گفته ی شما ،واقعا این سایت بهترین جای دنیاست، برای داشتن حالی خوب والهی،واینکه بتونی بیای وبا خیالی راحت عنوان کنی،وحال خوبت رو بابقیه به اشتراک بزاری…

        سلامتی ،ثروتمندی وسعادتمند بودن وآرامش با خدارو بیشتر وبیشتر براتون آرزو دارم

        در پناه حق

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    فرهاد سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2249 روز

    سلام.به استاد عزیز و خانوم شایسته.

    استاد جان تقربا تمام ترمز هایی که در مورد داشتن یک رابط گفتید رو من داشتم.

    بعد از دیدن این فایل کلی فکر کردم و روند شکل گیری این ترمز هارو در ذهنم مرور کردم .

    استاد من از نوجوانی با پدرم کار میکردم(کار ساختمانی)همیشه زمان خوردن صبحانه وقتی همه پیش همدیگه جمع میشودیم کارگر ها شروع میکردن از زن هاشون انتقاد کردن (نه همیشه ولی صد ها بار این اتفاق می‌افتاد به شکل های گوناگون).

    من از دوران نوجوانی داشتن یک رابط(دوستی)رو مسخربازی میدونستم،و تنها کلمه ای هم که برای این نوع روابط استفاده می‌کردم همین مسخر بازی بود.

    استاد من زنهارو موجوداتی خیانت کار باور داشتم که اگر چند روز رها شون کنی سریع از راه منحرف میشن.

    من داشتن رابط رو چیزی دردسر ساز و عصاب خورد کن میدونستم.

    نگاه من به رابط این بود که هر کدوم از طرفین فقط به فکر خودشونن و اصلا هم باید این کارو انجام بدن.

    من داشتن یک رابط خوب رو دارای یک تاریخ انقضاء میدونستم و همیشه به خودم میگفتم که این دو نفر بالاخره یه روز به مشکل جدی میخورن.

    استاد ذهن من پر بود از باور های غلط که به هم دیگه گره خورده بودن و حتی گاهی اوقات این باور ها همدیگرو نقض میکردن.

    من فکر میکردم حتما در یک رابطه زن باید خیلی زیبا و با اندامی خاص باشه که خوشبخت بشه

    من فکر میکردم که مرد هرچی پولدار تر و خوشتیپ تر باشه رابطه خوبی خواهد داشت.

    من فکر میکردم یک رابطه خوب مختص آدم های خاصیه.

    استاد من هر وقت که به داشتن رابطه فکر میکردم فقط تمرکزم (متاسفانه)روی این موضوع بود که همسرم رو در حال خیانت میبینم.

    اینها گوشه ای از ذهن خراب من در مورد داشتن یک رابط خوب بود.

    همه‌ی این باور های مخرب باعث شده که نه من به سمت داشتن یک رابط برم و نه پیشنهادی بهم بشه برای داشتن رابط.

    ذهن من به شکل های مختلفی این باور هارو گرفته و تقویتشون کرده،اما یکی از بد ترین یا شاید بهتر بگم بدترین با اختلاف ورودی های که وارد ذهن من شده تماشای فیلم های مستهجن بود،فیلم هایی با موضوع خیانت زن ها به شوهر‌هاشون.

    شاید درست نباشه که این موضوع در این سایت اللهی باز بشه،پس من از این موضوع می‌گذرم.

    استاد این ها همه در ذهن من بود تا زمانی که من با شما آشنا شدم.

    آن زمانی که من با سایت شما آشنا شدم خانوم شایسته افتخار اینو نمیدادن که جلوی دوربین بیان و من پیش خودم میگفتم که حتما استاد عباسمنش با این ثروت باید با یکی از معروفترین مدل ها باشه،یک زنی که اصلا تاحالا ندیده باشم.

    استاد من تقریبا تمام فایل های سایتو دیدم مخصوصا سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت.

    یکی از موضوعاتی که من بهش زیاد دقت میکردم صفات مثبت خانوم شایسته بود.

    از صفات ایشون میتونم به،درصلح بودن با خودشون،در صلح بودن با محیط اطراف.در صلح بودن با آدم های اطراف مخصوصا شما استاد،تعهد برای لذت بردن از زندگی،تعهد برای انجام کار ها،تعهد برای پیشرفت در تمام جنبه های زندگی،انجام کار های خونه به صورت عالی،خوش مسافرت بودن،وابسته نبودن(حتی برای کار های فیزیکی سخت و سنگین)،وابسته نبودن به آدم های اطراف،تمرکز روی نکات مثبت،رانندگی خوب،آشپز عالی،و………..(واقعا کلی صفات مثبت خوب دیگه هست که نگفتم و کلی دیگه هم هست که من در مدار دیدنش نبودم.)

    بررسی رابط شما و خانوم شایسته این زنگ رو در گوش من به صدا در آورد که فرهاد میشه یک رابط‌ای داشت اونجور که تو فکر نمیکنی.

    استاد شما همیشه میگفتید که در اطرافتون به دنباله مثال هایی نقص بگردید،مثال هایی که خلاف باور های شما باشه.

    خیلی وقته که در مورد روابط دارم این کارو انجام میدم و خدا رو شکر باور های مخربم تا حدی ضعیف شدم و باور های درست دارن شکل میگیرن.

    واقعا اگر بخوام فقط کمی از باور های غلطم در مورد روابط،نحوه شکل گیری،ورودی ها،و….. بنویسم خودش یه کتاب میشه.

    خانوم شایسته عزیز من مادر و خواهر های فوق‌العاده ای دارم ولی شما بیشترین تاثیر مثبتو در ذهن من گذاشتید.

    سپاس از استاد عزیز،خانوم شایسته عزیز تر و دوستان گل.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    سحر احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2807 روز

    سلام خدمت استاد گرامی و همه دوستان

    استاد این فایل فوق العاده و بی نظیر است هر چی بگم کم گفتم .نمیدونم چطوری از شما تشکر کنم . واقعا بی نظیر است.هزاران بار از شما ممنونم.

    استاد من به تازگی دارم روی ترمز روابط پیدا میکردم و کار میکردم. یعنی چند تای که شما گفتید مثل عدم لیاقت و باور کمبود پیدا کرده بودم . اما استاد شما یک جراح فکر و ذهن هستید. وقتی فایل شمارا گوش دادم فهمیدم من هم فکر میکنم جذاب نیستم اما ذهنم نمیذاشت این قبول کنم همش میگفت تو زیبا هستی تو تحصیلات بالا داری تو این باور نداری. اما شما کمک کردید بفهمم که منم این جذاب نبودن دارم اما ذهنم همش قایمش میکند. استاد من یک سری ترمز پیدا کرده بودم اما شما با این فایل انقلاب در من بوجود اوردید. به تازگی فهمیدم من خیلی از ترمزها دارم اما حتی پیش خودم و تنهایی خودم نمیتونم به زبون بیارم. حتی به خودم میترسم بگم که دارم.

    استادگرامی، الگو همه باورهام ،شما و رابطه زیبایی که شما با مریم جان دارید هست. همیشه میگوییم استاد مثل من دنبال آزادی هست وقتی ایشون تونستند کسی را داشته باشند که بهشون آزادی میدهد پس منم میتونم.

    من به تازگی شروع کردم اما امیدوارم یک روز بیام و اینجا بنویسم من که حتی از شروع رابطه میترسد یک رابطه عالی دارد و خوشبخت است.

    باز هم بابت این فایل زیبا از شما تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      علی بردبار گفته:
      مدت عضویت: 2092 روز

      سلام سحر جان

      صبح تا حالا دارم کامنت میخونم و تو دومین عروس طایفه ی عباسمنشی هستی که میخوام بگم فوق العاده ای و نداریم بهتر از تو و معرکه ای دختر! اصلاً نداریم دختر و پسری که تو طایفه ی عباسمنشی باشه و عالی و بینظیر و همه چیز تمام نباشه!

      وای… خسته شدم از بس زبون ریختم .تو طایفه ی عروس بودن، همین دردسرها رو هم داره!!

      خوشبخت و خوش شانس و پولدار باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: