چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 - صفحه 30 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1495MB33 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 161MB31 دقیقه






بنام الله بخشنده ومهربان
باسلام به استاد عشق؛ سلام به خانم شایسته گرامی
1_چه خواسته ای یاهدفی داشتی، یاداری وبااینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به
آن نرسیده ای؟
من خیلی سال هست که خیاطی میکردم ولی عشقی کارمیکردم مثلن هروقت حوصله داشتم، وچون قانون نمیدونستم قبلن وبلد نبودم هدفی برای خودم داشته باشم رهاش میکردم وجدی کارنمیکردم.
تااینکه باسایت استاد آشنا شدم. وانگیزه گرفتم که باید خودم شاغل باشم وکسب درآمد کنم هرچندهمسرم همیشع ساپورتم میکنه ونیازی ندلشتم. ولی مشتلق شدم که خودم بایدتلاش کنم وشروع کردم اتاق کارم را جدا کردم. چرخ پیشرفته گرفتم میز برش خریدم کلی ابزار کار جدید برای راحتی گرفتم! کلاس خیاطی جدید رفتم وآموزشهای بهتر یادورفتم کل تابستان توی گرما میرفتم چون میگفتم هدف دارم وبایدتمرکزی روی چیزی که بهش علاقه دارم تلاش کنم تا بهتریادبگیرم! خلاصه رفتم چندین کارگاه وتولیدی سرزدم کلی فیلم آموزشی گرفتم وشروع بکارکردم. جالب اینجاست تااستارت یع کاری رامیزنم فوری مشتری برام میاد.. ولی ازاونجایی که خسته میشدم وچشمام ضعیف بایدعینک بزنم کمردرد میگرفتم.. دوباره مشتری کمتر میگرفتم واستراحت میکردم احساس خستگی وشایدتنبلی میکنم.. من نتونستم هنوز کسب درآمد عالی داشته باشم
بافتنی هم ازکیف بافی گرفته تاعروسک لباس پتو همه چی توکارهنری عالیم ولی نتونستم بااینهمه مهارت که دارم پول بسازم.
2_چه افرادی رامیشناسی که باوجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواستع رسیده اند. ویا باوجود تلاش های مشابه باشما خواسته ی آنها محقق شده. است
آره من دوستی دارم که چند سالی ازمن کوچیکتره.. وبه هدفش رسیده.
قبلن توی خونه ش یه اتاق داشت وخیاطی میکرد بایک چرخ ساده ومشتری های زیادی داشت وبااینکه من خیلی بیشترازاو حرفه ای تربودم ولی او هزارماشالله باعشق وعلاقه کارمیکرد.. کم کم که گذشت.. بچه هاش بزرگترشدن اتاق کارش را بع بچه هاش داد.
وتوی حیاطتشون یه کانکس خرید واونجا کارمیکرد یه قدم جلوتر رفت
وچرخ جدید خرید اتوی بهتر. حالا دوتاچرخ خیاطی داشت و کاراش راحتر شده بود
بعدازمدتی دوباره یه مغازه توی حیاط خونشون درست کرد که در مغازه توی کوچه بود.. مشتری های فراوان هم داشت ازهمه جا..
سال بعد بادرآمد خودش یه ماشین خرید. ویک مغازه توی خیابان خرید.. وباچند نفر شاگرد وچندین چرخ خیاطی الان تقریبا تولیدی کوچکی راه انداخته ومن همیشع تحسینش میکنم این خانم موفق را
وتنها راه موفق شدنش هم عشق وعلاقش به کارش بود همیشه وزبر وزرنگ بود مهربون وخوش رو.. براش آرزوی موفقیت روزافزون میکنم.. چون استادگفتع باحزییات بنویسید من نوشتم
3_چه باورهای محدود کننده ای. رامیتوانی در ذهن خود شناسایی کنی. که فکرمیکنی. باعث شده که باوجود این همه تلاش بازهم به آن خواسته نرسی؟
یکی ازباورهای محدود کننده ام این بود که سنم بالا رفته دیگه من بایداستراحت کنم کاربرای چی..
وشاید چون همسرم بهم پول میده تنبلی میکنم.. واینکه جسمم ناتوان شده کمر درد شدید چشمام صعیف شدن وکارخیاطی خیلی ظریف هست ودقت زیاد میخاد منو از خواستم دورکرده بسشتر بخاطر جسمم که درده.. تنبلی میکنم گاهی اوقات.. وباورمحدود کننده دیگه کارهای خونه ام خیلی زیاد شستن ظرفعام نظافت آشپزی اینا کلی وقت وانرژیم میگیره که دیگه حوصلع کار دیگه ای روندارم
وگرنع علاقه هم دارم به کارم هم بافتنی هم خیاطی… توفکر شاگرد هم بودم بیاد کمکم ولی انگار ترمز دارم ونمیتونم قدم بردارم لطفا استاد دراین مورد راهنماییم کنین
کسی که علاقع به کارش داره وجسمش بیمار چکارکنه. بیرون ازمنزل دوستندارم کارکنم.
ممننون استادگرامی که این آگاهی ها رو دراختیار مامیگزارین
به نام الله یکتا و هدایتگرم
سلام به همه عزیزان این سایت الهی
الان دومین باره دارم این فایل رو گوش میدم تقریبا 1هفته پیش بود که گوش کردم و سوالات رو نوشتم داخل دفترم و قرار بود دومین جلسه رو گوش بدم که شد یک هفته بعد امروز که تنها بودم و گفتم بهترین زمان برای گوش دادن قسمت دوم هستش اومدم داخل سایت و جلسه دوم رو پلی کردم و با دفترم نشستم در خلوت وقتی استاد اول جلسه دوم گفتن باید جلسه یک رو گوش داده باشید و بعد این جلسه رو و اینکه گفتن کامنتهای جلسه 1 رو مطالعه کنید سریع فایل رو استپ کردم و به خودم اومدم که مریم جلسه اول چی بود یادته؟و آیا کامنتهارو خوندی؟کامنت گذاشتی ؟دیدم خیر هیچ کدوم رو انجام ندادم البته داخل دفترم نوشته بودم باز رفتم سراغ نوشنه هام و گفتم باید کامنتهارو بخونم با خوندن هر کامنت صبر کردم نکته برای خودم نوشته و دیدم دلم آروم نیست اومدم و فایل رو یه بار دیگه گوش کردم..خدای من همون اول ماجرا غیر از چیزایی که نوشته بودم توی دفترم دیدم من همیشه سخت میگیرم مسائل رو چرا مریم به نظر تو باید همه چیز سخت باشه اینو وقتی استاد گفتن همه چیز باید راحت اتفاق بیوفته خیلی واضح شد واسم یکی از ترمزهام و اینکه من بهتره اینجوری بگم
سوال 1 چه خواسته هایی داشتم که تا حالا بهش نرسیدم…من خواسته بودم که ثروتمند باشم اول فقط مالی ولی بعد ثروتمند بودن در تمام ابعاد رو خواسته بودم و کنترل ذهن
خب سوال دوم چه کسانی رو دیدی که با تلاش کمتر تونستن برسن توی خانواده خودم که هیچ کس اما از کامنتهای دوستان و اینجا خیلی هارو دیدم و تحسینشون کردم
حالا سوال سوم چه باورها و ترمزهایی..اینکه من همیشه سخت میگیرم یه رها کننده بودم و حل مسئله رو نداشتم الان خیلی بهتر شدم و هرچقدر بهتر تونستم این کارو بکنم حالم بهتره و عدم احساس لیاقت و ندونستن اینکه من لایق بهترینهام
ندونستن و نخواستن خواسته هام..ویا اینکه اونا با تو فرق دارن تو که خوب نیستی همه از تو بهترن و خیلیییی از این ترمزها که خودممم نمیدونستم اینکه حالا بعدا ..بهانه های جورواجور
تا الان اینارو تونستم بنویسم بلکه باز هم هست و من این مسئله رو اینبار پیدا و حلش میکنم و براش قدم برمیدارم
استادجانم ومریم عزیز ازتون خیلییی سپاسگزارم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ب استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
خدارو صد هزار مرتبه شکر که باشما وسایت شما آشنا شدم
از آگاهی های که اختیار مون مگذارید بینهایت سپاسگزارم
مدت است که باسایت آشنا شدم کم بیش روی خودم کارکردم بااستفاده از فایل های رایگان
اما کنترل ذهن بشدت کار سخت است برام از دوستانم خواهش میکنم راهنمایی ام کند
سوال 1.
چی خواسته یا هدفی داشتی وداری بااینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
1. نتیجه گرفتن از قانون یا از کارکردن روی خودم که بفهمم کارم راهم درست است
2. ازدواج چند جا وچند بار خواستگاری رفتم اما جواب نه داد
سوال دوم
چه افرادی را میشناسی که باتلاش کم تر به همان خواسته رسیدن
یکی از دوستام ازدواج کرد بدون اینکه پول داشته باشه (حدودا با20ت )رفت خواستگاری ازدواج کرد فامیل ودوستاش کمک کرد پدر زنش هم خونه داد بهش خیلی عالی زندگی می کند بعد یه سال نیم حدودا
البته از قوانین آگاهی نداره
سوال سوم
چه باور محدود کننده (ترمز مخفی) میتوانید در ذهن خود شناسایی کنی که فکر میکنی باوجود اینهمه تلاش باز به خواسته ات نرسی
عدم احساس لیاقت و ارزشمندی
واقعا نقطه ضعف من اس از دوستان عزیز میخوام در این مورد راهنمایی ام کنید
در پناه حق
سپاسگزارم
بنام الله مهربان
هم اکنون خوشحالم وشکر گزارکه همینک بودنم ادامه دارد و قوطوردرعضمت عشق خداهستم
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته وخانواده عباسمنش
سپاس گزارخداوند مهربانم بابت این سایت واین فایل ها .
درموردسوال اول.
من دوست دارم به ازادی مالی برم دوستادارم درامدی بطورمیانگین70 ملیون داشته باشم
براحتی براخودم وخانواده ام فراهم کنم هرچه که دوست داریم.
خیلی هم تلاش کردم ازبچگی حدود12سالگی روی پای خودم ایستادم ولی خب باورهام بنابه شرایط زندگی خیلی خراب بود .صداهابارشنیدم که 10سال بخورنونوتره بعدبخورگوشت بره.
(ماروخداخلق کرده براحمالی) حتما بایددزدی کنی)
(مگه گنجی پیداکنید.ماهم که ازاین شانس هانداریم)مگه یه ارثی بهت برسه) اینم که نداریم.
و…..هزاران مثال اینجوری. ازوقتی باقوانین اشناشدم وروی خودم کارکردم به زهنم میگم فلانی که وضعیتش ازمن بدتربوده حالا ببینش ماشالله باززهنم میگه اون یکی شانس داشته. بادوستان حرف میزنیم میگم هاشم سال88ورشکست شدامدتهران حالا هجره داره دوتاخونه داره شاسی بلند داره ملکش تودهات چندین میلیاردقیمت میشه پس میشه اززیرصفرشروع کرد.میگن توچه ساده ای فکردی همونجوری تونسته این همه ثروت بسازه اون گنج پیداکرده.وبازمن تلاشم روبیشترکردم چندبارهم خداوند من درمسیرهای خوب قرارداد ولی بعدیک سال لگد زدم به بختم.یه ترمزپیداکردم توزهنم (من واردهرکاری که بشم اون کارازعرش میاد به فرش.جالبه که واقعاهم همینجورمیشه) واردکاربعدی میشم اون هم خراب میشه.والان 400ملیون زیرصفر هستم بعداز41سال زندگی. دوره شیوه حل مسائل زندگی روخریداری کردم همون هفته اول نتایج چشم گیری گرفتم ولی ازفایل سوم به بعد دیگه تمرینات انجام ندادم تنبلی کردم.
ازاستاد ودوستان میخام راهنماییم کنن چه جوری متعهدبشم چجوری شخصیتم تغییربدم.
چون متما هستم اگه تعهدداشته باشم وشخصیتم تغییربدم وادادرنیارم درهایی ازنعمت وثروت بروم بازمیشه.
سپاسگزارم ازخداوند
پروردگاراسپاسگزارم ازاستاد عزیزم
سپاسگزارم ازخانم شایسته
سپاسگزارم ازدوستان بابت کامنت های زیبا
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان سایت عباسمنش
سوال 1:چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با وجود تمام تلاش های که برای ان انجام داده ای به ان نرسیده ای؟
رفاه مالی وبیش از نیازهایم پول داشته باشم که حداقل بدهکار نباشم وراحت پول خرج کنم وظاهر وخردوخوراک م به راه باشه مسافرتی برم وبه خودم برسم
سوال 2:چه افرادی را میشناسی با وجود تلاش کمتر یا کاری مشابه به ان خواسته رسیده اند
مثلا برادر م خدا بهش بیشتر بده خیلی راحت تر زندگی میکنه خرج میکنه مسافرت میره ماشین مدل بالاتر خریده هدیه میده کمتر کار میکنه وبه خودش هم حسابی میرسه و..
سوال 3:چه باورهای محدود کننده ای دارم؟
بچه ها خوب توجه کنید مثالی که میخوام بزنم مربوط به من وبرادرم از یک پدر ومادر با شرایط یکسان هستش اما با دو طرز فکر متفاوت
برگردیم کودکی : اول من پسر بزرگ خانواده بودم از همان کودکی دوست داشتم روی پای خودم باشم وبچه فعالی بودم ودر بنگاه برای کمک میرفتم و عاشق اون محیط کاسبی بودم ولی چون پدرم اون محیط کاری را تایید نمیکرد ومیگفت باید کاری اداری داشته باشی برای من مقاومتی ساخته بود که چرا خوب میشه خوب پول دراورد به خاطر نارضایتی پدرم که بارها خواستم نظرش رو عوض کنم ونشد وهی از بدی های کار میگفت هم دلسرد شدم هم فکر میکردم شاید مسیر من شغل دولتی باشد علی رغم میلم دوسال در شغل دولتی بودم واخراج شدم سپس مجدد ادامه تحصیل بعد چند تا دیگه شغل شرکتی ودر نهایت بعد 15 سال دوباره شغل مورد علاقه م یعنی فروشندگی روی اوردم والان راضی م یعنی به خاطر حرف دیگران 15 سال چرخیدم واین هم خود همان مسیر تکامل هستش
2.ارزش قائل نبودن برای خودم وخود رالایق ندانستن
3.شهامت عمل به الهامات رانداشتم علی رغم اینکه بارها خداوند من را راهنمایی میکرد
4.علاقه به محیط های فقیر نشین وبا جماعت بزهکار گشتن
5.همیشه دوست داشتم نقش ادم بدبخت بشم که با سختی به همه چیز رسیده یعنی از امکانات اطراف استفاده نمیکردم وبا کلی سرخوردگی کمکی از پدرم دریافت میکردم
6.بی هدف بودن ونداشتن هدفی که انگیزه بدهد
7.حسرت کشیدن
8.اهل کادوندادن وکادو دادن را لوس بازی میدانستم
9.همیشه میگفتم نکنه پولم کم بشه
10.خود کم بینی عدم اعتماد بنفس
11.عجول بودن
12.شرک وعدم توکل به خدا وحرکت نکردن
13.افتادن در دام شرکت های پونزی و یک شبه پولدار شدن
14.پول خوب درمی اوردم اما سطل سوراخ
15.قسطی خریدن
16.زیاد مشورت کردن وراه را گم کردن
17.عدم خود باوری که من هم میتوانم
18.اویزان بودن
19. خود کم بینی
20.در مقطعی به دام اعتیاد افتادن
21.الگو بد انتخاب کردن
22.عاشق اخبار وپیگیری اخبار سیاسی
24.ثروتمندان فاسد هستن
به نام خالق یکتا و فرمانروای این جهان
سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته و تمام هم فرکانسیای خودم
امیدوارم هر جا هستین شاد و سلامت باشین و ثروتمند
من در مورد این موضوع یک تجربه ای دارم که میخوام قبل از جواب دادن به سوالها به داستانش رو بگم در تایید حرفهای استاد و قویتر شدن باورهای خودم و یادآوری این اتفاق برای خودم
من چند سالی بود با استاد آشنا شده بودم و روی خودم کار میکردم و هر روز اوضاع زندگیم یکم بهتر میشد به لطف رحمت الهی راستش یک فایلی هم خریده بودم اونم بخش اول 12 قدم بود فکر کنم بودم منم مثل بقیه از فایل های رایگان استفاده میکردم در طی این کار کردن ها یک خواسته ای داشتم که خیلی وقت بود براش کلی کار کرده بودم خیلی براش تلاش کرده بودم دیگه آخراش خسته شده بودم راستش
ولی این خواسته رو من زنده نگه داشته بودم و هر سری دنبال این بودم که راهشو پیدا کنم خواسته من این بود که از یک ارگانی سفارش کار بگیرم چون دوست داشتم یه کار بکنم اونم یک کار شهری (من مجسمه سازم )خلاصه طی سه سال با تلاشها و کارهایی که کرده بودم و به شهرهای مختلف فرستاده بودم هیچ اتفاقی نیفتاده بود
فکرشو بکنید چندین سال من این خواسته رو داشتم و براش هم واقعا تلاااااااااش کرده بودم که بخوام تعریف کنم طولانی میشه خلاصه نشده بود
بعد یادم میاد استاد در یه فایلی رایگان در مورد این موضوع گفتن که شما مانع دارین کد اشتباه دارین در مورد این خواسته هایی که بهش نمیرسین دقیقا مثل همین فایل بود فکر کنم داخل تمپا توی یک پارک روی چمنای قشنگ نشسته بود و در مورد این موضوع حرف میزد
من این حرف استاد رو چند بار شنیده بودم ولی درک درستی نسبت بهش نداشتم ولی اون موقع توی اون فایل یه تلنگری بهم خورد
فکر کنم دوره ای کشف قوانین رو استاد تازه داشت کار میکرد و براش داشت رایگان یه فایلهایی هم آماده میکرد (استاد واقعا همیشه لطف میکنند و نسبت به آگاهی هایی که دارند رایگان فایل هایی رو آماده میکنند که واقعا میشه گفت یه دوره ست واسه خودش )من این دوره رو هنوز نخریدما فقط شنیدم و نشستم بهش عمل کردم
خوب حالا چه کار کردم ؟؟
من گفتم بیام این چیزی استاد میگرو امتحان کنم من که این همه سال اون راه خودم رو رفتم هیچی گیرمون نیومد خلاصه نشستم گفتم من در مورد این موضوع چیا شنیدم چه فکرهایی دارم
که همون باورهامیشه دیگه
شروع کردم دیدم ذهنم اصلا نسبت به این موضوع کلا منفی فکر میکنه بعدش رسیدم به عزت نفس بعد دیدم یه جاهایی اعتماد به نفسم پایین بعد یکم روشون کار کردم اینم بگم که اولشم به خدا گفتم من نمیدونم اون باورهایی که سد راهم هستند رو خودت نشونم بده باور کنید یه فکرایی یه باورهایی بیرون کشیدم که هنوز بعد چند سال باید روشون کار کنم خیلی درب داغون و آسیب زننده بودند و هستند هنوز
من توی اون باورها بر خوردم به زبان ساده فکر اشتباه در مورد اون افراد و افکار نادرست نسبت به خودم که از اعتماد به نفس پایین میاومد خوردم بک سری ترسها خلاصه هر روز رو خودم کار کردم قشنگ حمله کردم و هر روز یا چند روز روی یکیشون کار کردم
اتفاقاتی که میافتاد قشنگ با باورههایی که میساختم هماهنگ بود چیزهایی میشنیدم که باورهای منو تایید میکرد خلاصه من این کار رو فکر کنم 2ماه ادامه دادم یعنی میشه گفت طول کشید
بعد در همین حین که کار میکردم روی اون باورهایی که ساخته بودم و موانع رو آروم آروم بر می داشتم با فکر و منطق و به قول استاد فکت درست یه سری نشانه ها میاومد که حس منم هم خوب میشد و هم در تایید باورهای بود بعد یه ایده ای اومد که انجامش دادم مثل ایده های قبل بود ساده تر تازه و راحتتر و ازدل اون ایده های قدیمی بود خلاصه انجامش دادمو دیگه بعد یه مدت یه اتفاقی افتاد من کارم پذیرفته شد و به خواسته ام رسیدم خیلی راحت و کارها هم خیلی راحت هدایتی انجام شد در من به راحتی با برداشتن موانع یا به قول استاد کدهای نادرست در ذهنم و درست کردن اونها به خواسته ام رسیدم البته اتفاقات خوب دیگه هم بعدش افتاد که بخوام بگم طولانی میشه
فقط خواستم در تایید حرفهای استاد این داستان رو تعریف کنم و به خودم هم یاد آوری بشه
من یه خواسته ای دیگه ای هم دارم در مورد ایجاد یک رابطه عاشقانه که دارم این طوری کار میکنم روش انشالله به لطف خدا حلش کنم میام براتون تعریف میکنم سعی میکنم با جزییات بگم
پس نتیجه
اگر به خواسته ای نمیرسیم پس موانع/ پاشنه آشیل/ یک مانع/ یک کد اشتباه/ یک ترمزی/ در موردشان داریم نه یکی بلکه میشه گفت یک سری افکار به هم زنجیر شده که با برداشتنش راحت به خواسته میرسیم فقط میتونم بگم باید موانع رو آروم آروم بردارید و ورودی هارو بر مبنای باورهایی که میسازید دریافت کنید اون موقع راحت میرسید بهش
خدایا شکر
استاد واقعا سپاسگزارم به خاطر این آگاهی های که به ما میدی شکر به خاطر وجود شما
خدایا شکر به خاطر و جود این دوستان خوبی که در سایت فعالیت میکنند اونم با عشق
شکر به خاطر این که من رو در این زمان با این بندگانت محشورو همراه کردی شکررررر
در پناه حق شاد و سلامت و ثروتمند باشین
الهی به امید خودت
این فایل دقیقا بهم نشون داد که من از کجا دارم ضربه میخورم. البته که من این فایلو چند ماه پیش دیدم و الان میخوام بگم که چه اتفاقی برام افتاد بعدش نتایج برام اومد.
ترمز احساس عدم ناتوانی و عدم لیاقت ،عدم ارزشمندی
دقیقا این ترمز برای 90% افراد هست. تقریبا بیشترین کامنتها رو خوندم و دیدم که بلههههه همه ی ماها مثل همیم . و این احساس ناتوانی رو ماها از بیرون میگیریم تو حوزه های مختلف .یکی مثل اینکه من برای اینکه بخوام تو یوتیوب فعالیت کنم دنبال اموزش بودم بین اساتید مختلف و همه اونها برای فروش دوره هاشون میگن که بدون کمک پشتیبان شما نمیتونین موفق بشین .و من چون اون استاد رو قبول داشتم این شد ترمز من . و این حس ناتوانی رو قبول کردم که من بدون پشتیبان نمیتونم موفق بشم .حالا جالبیش اینجاست من دوره رو با پشتیبان خریداری کردم ولی بی نتیجه بودو هیییییچ تاثیری نداشت روی کارم .فقط از اون دوره روش کار با یوتیوب رو یاد گرفتم که اینم تمام اموزشها به صورت رایگان در خود یوتیوب هست.
تایم پشتیبانی من تمام شد و من با این حس ناتوانی و خوب نبودن کارهام بخاطر نداشتن پشتیبان و راهنما به کارم ادامه دادم .
تو طول این مدت خب افرادی رو میدیدم با کارهای خیلی ضعیف تر از هر نظر تو یوتیوب دارن نتیجه میگیرن ولی منی که کارم خیلی از اونا بهتر بود نتیجه نمیگرفتم .با اینکه تمام چیزهایی که تو دوره گفته شده بود رو رعایت میکردم (مثل سئو ، تگ ،تایتل و…) حالا این نکات رو خیلی از کسایی که خیلی زود به نتیجه میرسیدن رو رعایت نمیکردن و کاراشون خیلی ساده بود .خیلی راحت به خودشون میگرفتن از هر نظر ولی نتایجی که میگرفتن خیلی بزرگ بود.
آره دیگه دوستان من خیلی خیلی با این باوری که بهم دادن و قواعد بدون کارامدی که برای یوتیوب گذاشتن خیلی اذیت شدم واقعا تلاش میکردم جوری که در روز چندین محتوا ضبط میکردم ادیت ویدیوهام بود و… کل مهارتی که برای یوتیوب نیازه رو من یادش گرفته بودم و خودم انجامش میدادم . حالا با همه ی این تلاش ها نتیجه صفر بود بعد خودمو با بقیه مقایسه میکردم که انقدر ویدیوهاشون بازدید میگیره ولی من نه دیگه داغون تر میشدم فکر میکردم من یه مشکلی دارمو خوب نیستم .من بی ارزشم کسی خوشش نمیاد از من .(دیگه ببینین همچین افکاری چه بلایی سر آدم میتونه بیاره)
حالا من که این تله رو فهمیدمو از ریشه دارم درستش میکنم بی رحمانه ولی شرایط بیرون جوریه که اگه حواسمون نباشه با کوچکترین اطلاعات یا چرخیدن تو سوشال مدیا این احساس عدم لیاقت و ارزشمندی دوباره بهمون سرایت میکنه ، از مسیر خارجمون میکنه جوری که خودمونم متوجه نمیشیم .
من که کاملا ارتباطم رو با سوشال مدیا مثل اینستاگرام ،یوتیوب ، تلگرام و… هرچیزی رو که بدونم شاید اطلاعاتی رو بهم بده قطع کردم و فقط میرم تو یوتیوب فایلم رو آپلود میکنمو میام .فقط فایل های استاد رو گوش میکنم روی باورهام کار میکنم با صدای خودم ضبط کردم جمله هایی که بهم احساس خوب میده. اینجوری تونستم روی اعتماد به نفسو عزت نفسم کار کنم .که در مقابلش نتیجه ای که دارم میگیرم عاااااالیه.هرچند یهو میادو بعدش غیب میشه ولی میدونم با بیشتر کار کردن روی خودم و باورهام این نتایج ثابت میشه .(خدا شاهده این جمله ی آخر همین الان که دارم تایپ میکنم اومد یهو اصلا همچین چیزی تو ذهنم نبود برام سوال بود چرا نتایجم یهو غیب میشه)عاشقتم خدااااااا
الهی شکرت برای تمام آگاهی ها
الهی شکرت برای وجودتون استاد عزیزم و مریم جانم
نتایج بزرگ از داشتن اعتماد به نفس و عزت نفس میاد که اگه این درست بشه همه چی به دنبالش میاد.
آدم اگه به خودش تواناییش باور داشته باشه و بدونه چقدر ارزشمنده دنبالش میره که ازش پول بسازه اصلا میدونه که تمام توانمندیهاش پولسازه.
میدونه کلی آدم هست که به توانایی هاش نیاز دارن .و اینو یه لطف و کمک میدونه در حق بقیه نه یه چیز بی ارزش.
سلام شبنم جونم، کامنتت رو خوندم و چقدددر لذت بردم، چقدر کمک کننده بود به من عزیزم
امیدوارم که خیللی موفق بشی، یوتیوب خیلی مکان خوبیه خیلی میشه ازش کسب درآمد کرد خیلی میشه معروف و موفق شد توی حوضه کاری خودمون
امیدوارم خیلی معروف و موفق بشی
من هم در همین راستای یوتیوب میخوام کارم رو شروع کنم و میخوام فعالیتم رو شروع کنم، جالبه که من هم مثل شما تصمیم گرفتم دیگه اینستاگرامم و تیک تاک و یوتیوبم رو با نکنم و گفتم تا وقتی افراد دیگه رو ببینی این احساس کمالگرایی ات تورو نابود و نابودتر میکنه و در آخر بجای اینکه حرکت کنی و یککککک درصد توش شکست بخوری…
میشی فردی که حرکت نکرده و شکست خورده
این احساس کمالگرایی چقدر پاشنه آشیل بزرگیه که باید سعی کرد جلوش رو گرفت
ازت ممنونم که کامنت نوشتی اون روز چون الان در این لحظه خیلی اعتماد بنفس به من داد برای شروع
و چقدر خداوند مهربونه
خداوند ثانیه به ثانیه زندگی منو چینده، نشونه امروزم این فایل بود و بعد که کامنتت رو خوندم متوجه شدم خداااجون این کامنت نشونه امروزم بوددد
خداوند بزرگ رو سپاسگذارم چقدررر دقیقق عمل میکنه
از توهم ممنونم بابت این کامنت زیبات شبنم جونم
سوال اول :
من سال هاست که همیشه در حال تلاش و کوشش برای ثروتمند شدن هستم ، تلاش زیادی می کنم و همیشه عاشقانه کار کردنم ، همیشه پول های خوبی به دستم رسیده اما سطلم سوراخ است و پول تو دستم نمی مونه
سوال دوم :
نسترن دختر پاییم // دایی م که واقعا 1/5 من و بابام هم کار نمی کنه و نصف دنیا رو گشته // سیما دوستم که شوهرش نگهبان بانکه // خاله م فرهانه که خودش معلمه و شوهرش راننده س
سوال سوم :
ترمز عدم لیاقت // احساس می کنم من لیاقت ثروت رو ندارم مثلا اگر من خیلی پولدار شم بابام چی ؟
من ماشین خوب بخرم بابام ناراحت می شه که اون نداره
اگر من پولدار شم کلی دردسر دارم
اگر من پولدار شم همه ازم توقع دارن
من که اصلا تخصص خاصی ندارم
من که اصلا چیز زیادی بلد نیستم
من که اصلا حسابداری بلد نیستم
من اصلا با جامعه پولدار ها اخت نیستم
من که یک زن هستم نمی تونم خیلی پولدار بشم
من خیلی ولخرجم و هر چی بیاد خرج می کنم و نمی تونم پول نگه دارم
من دو تا بچه دارم شد
سلام به استاد عزیز و همه دوستان
1:چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
خواسته من تریدر شدن در بازار های مالی مخصوصا فارکس میباشد،در راستای این خواسته هم تقریبا از سال 99 شاید روزانه به طور میانگین 10 تا 15 ساعت پای سیستم و چارت بوده ام و ناگفته نمونه که عاشق این کارم به گونه ای که اگه ساعت 6 میخوابیدم ساعت 8 با عشق بیدار میشدم که فقط چارتو ببینم.
2:چه افرادی را میشناسی که با وجود تلاش های کمتر،به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟
افراد خیلی میشناسم و خیلی هم تحقیق کردم در این مورد
یکی بود که در 400 دلارو به 2 میلیون دلار کرده بود فقط به خاطر اینکه میگفت توی ی سایتی که ی نفر بوده و گفته که من 250 دلارو تبدیل کردم به 160 هزار دلار،جالبیش اینجا بود که این شخص تازه با بازارهای مالی آشنا شده بود فقط گفته بود چون اون تونسته پس منم میتونم،تازه اون 250 دلار داشته من که 400 دلار دارم ولی چون با باور قوی وارد شده بود هدایت شده بود به یک روش فوق العاده
دوستان دیگه ای دارم که در کمتر از یک سال به سودهای خوبی رسیدن
چن نف دیگه استاد خصوصی داشتم که اونا هم سودهای عالی رو برداشت میکردن به صورت مستمر
ی لیست بزرگ و طولانی از اسامی این افراد نوشتم که سودهای فوق العاده رویایی داشتن
3:چه باورهای محدود کننده ای(ترمزهای مخفی)را میتوانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر میکنی باعث شده که با وجود این همه تلاش،باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
استاد اصل داستان میرسه به اینجا
که شاید باورتون نشه ولی سه ساله که من دقیقا این مشکلو داشتم و با هرکی که احساس کردم ی چیزی میدونه حرف زدم و ازش مشاوره گرفتم ولی اینو هیشکی نمیدونست چونکه فکر نمیکردم آنچنان مهم باشه
اونم اینکه بر میگرده به صحبت های شما تو سال 99 به بورس،اینکه شما گفتین باید مسئله حل کنین تا جهانو گسترش بدین و از این راه ها منتظر سود و پول نباشین که خیال خامه،ولی استاد من عاشق این کار هستم من از کلاس دومی یادمه که گفتم باید من آزادی زمانی و مالیو مکانی داشته باشم برا همین توی زمان انتخاب رشته فقط و فقط رشته عمران رو زدم چون میدونستم که این کار این آزادی ها رو برام داره،خلاصه اون زمان فقط این شغلو میدیدم که این شرایطو برام فراهم کنه،از اون موقع حسم به بازار خراب شد و اگر سودی میکردم چن روز بعد چن برابرشو از دست میدادم و همش میگفتم حقمه منکه چیزی خلق نکردم و این کار از بیخو بن اشتباهه بایدم ضرر کنم و هر کاری میکردم نمیتونستم اون کندلا رو نبینم غیر ممکن بود که شب بشه و من چن ساعت پای سیستم نمیرفتم اگر هیچ کار خاسی هم نمیداشتم ،استاد اگه ی کار دیگه میداشتم که باید سیستمو روشن میکردم اولین صحفه ای که باز میکردم این چارت بود بعد کار دیگه مو انجام میدادم،خلاصه دو سال گذشتو منم هی از خدا میخواستم که هدایتم کنه چون هر روشیو که بگید من امتحان کردم،روش های فوق العاده عالی رو بهم میدادن که خودشون داشتن سود میکردن ولی من که معامله میکردم همش ضرر میشد تا اینکه این چن مدت گفتم خدایا هدایتم کن دیگه بسته خسته شدم و تو حمام بودم که ی حسی گفت برو تو عقل کل،اومدم بیرون اولین کاری که کردم رفتم اونجا و کلی حرفا و بارو های عالی اونجا نوشته بودن که ی کامنتی بود از مهین عزیز که خیییلی بهم کمک کرد باور هامو عوض کنم و دیدم که واقعا مشکل از باورهای خودم بوده نمیذاشت سود کنم ولی این یکی دو حفته س که استاد بخدا فقط روش های گذشته رو انجام میدم همون روش های گذشته ها ولی بیشتر معاملاتم رو با سود میبندم شکر خدا که هدایت به عقل کل بودش
از شما و همه دوستان گل خیلی خیلی سپاسگذارم
این بزرگترین ترمز من توی این کار بودش که شکر خدا داره روز به روز بیشتر برداشته میشه
در پناه الله رزاق باشین
دوست عزیز سلام
منم 5 ساله ترید میکنم ولی اصلا از ریسک به ریوادهام رازی نیستم و تقریبا با تمام دوره ها و اندیکاتورها کار کردم ولی هنوز درآمد پایینی دارم…
کاشکی میگفتی ترمزها چی بودند و چه باورهایی ساختی در مورد آنها، تا به من هم کمک میشد….
موفق پاینده باشید
سلام وقت بخیر
و ممنون از اشتراک تجربه تون
منم دقیقا مشکل شما رو دارم و هنوز نتونستم به سود مستمر دست پیدا کنم.
شناسایی باور ذهنی ام برام مشکل شده با خود بازار فارکس مشکل داشتم شاید بگم دارم بهتره . مثل شما . که چیزی خلق نمیکنی ولی تحقیق کردم و میدونم که بازار مالی هست که نرخ تبادل ارزها رو حمایت میکنه مثل پشتوانه طلا که قبلا برای ضرب پول و سکه در نظر گرفته بودند شاید ترمز من دقیقا همین باشه مثلا در عرف نسبت به کارشناس املاک باورهای خوبی رایج نیست ولی یادمه استاد میگفت درباره اش باورهای قدرتمند بسازین.
هولدر بودن ارزهای دیجیتال مثل سرمایه گذاری طلا و ملک و بورس هست ولی تریدر بودن معامله گر بودن شناسایی قدرت خرید و فروش شاید برای سرمایه های اندک ما چندان موثر نباشه ولی بزرگانی در این بازار هستند که برای اعتراض به سیاست های دولت شون پوزیشن های فروش میگیرند که نرخ بهره رو تعدیل کنند و این اثرگذار میتونه باشه برای سرمایه های اندکی که سوار موج این تصمیمات بشوند شاید البته . در هرصورت اگر راهکار باور و یا ترمزی در این رابطه شناسایی کردین ممنون میشم به اشتراک بذارین
ولی یکی از دلایل من برای معامله گری اینه که با همه احساسات ترس طمع قناعت آشنا میشم و تصمیم گیری های آنی. که باعث میشه در زندگی روزمره بتونم موثرتر گام بردارم.
سپاسگزار خداوند برای هدایت لحظه به لحظه
سپاس از خانواده صمیمی همراه
سلام خدا قوت
تشکر از سخنان و تجربیات شما
دقیقا مشکلی که منم باهاش دست و پنج نرم کردم
طوری شد که چندین بار از مسیر اصلی خودم منحرف شدم .ناامید شدم
باورهای مناسبی و ترمز که شناسایی کردید رو برای دوستان به اشتراک بگذارید تشکر
به نام خدا
سلام
من زیاد اهل کامنت گذاشتن نیستم اما این فایل انگار برای خود من ضبط شده بود و اینقدر به دلم نشست که تصمیم گرفتم کامنت خودمو بذارم تا وقتی که به هدفم رسیدم این یه رد پایی باشه برای بعدا های خودم
من چند ساله که دارم در حوزه ی روابط روی خودم کار میکنم ولی اصلا پیشرفت نداشتم حتی خیلی جاها پسرفت هم داشتم همیشه سعی میکنم به همسرم احترام بذارم اما اون اصلا به من احترام نمیذاره نمیخوام زیاد وراد جزئیات بشم اما تلاشم در حوزه ی روابط با همسرم باورنکردنیه اما هیچ نتیجه ای حاصل نشده هیچ عشقی از همسرم دریافت نمیکنم و حتی فکر میکنم بهم خیانت میکنه
اما در اطرافم دونفر که بسیار به من نزدیک هستن و مثل خواهرم هستن بسیار روابط باشکوه و عاشقانه و سرشار از عشق و احترام دارند با اینکه هیچ تلاشی برای بهبود روابطشون انجام نمیدن
من فک میکنم که باورهای مخربم احساس عدم لیاقت و ارزشمندی و باور قربانی شرایط و آدمها بودنه
فک میکنم من باید فداکاری کنم تا همسرم بهم توجه کنه
امیدوارم با دورهی کشف قوانین زندگی بتوانم به آنچه که میخواهم برسم
ممنون از استاد نازنینم
سلام دوست عزیز
به عنوان کسی که در روابط با همسرش بسیار موفقه خواستم چندتا تجربه از خودمو بگم
شاید بتونه بهتون کمک کنه و البته مطمئن هستم که اگر به قوانین آگاه بشید قطعا موفق تر هستید
باید بگم من گام اول رو برای داشتن بهترین همسر دنیا درست برداشتم هرچند اون زمان نسبت به قوانین بسیار جاهل بودم
من در دوران نوجوانی شنیده بودم که بهترین حسنه دنیا و آخرت ، همسر خوبه و از جایی که برای پیدا کردن اون من هیچ توانایی برای تشخیص نداشتم قطعا باید برای چنین امر مهمی از خدا کمک میگرفتم
پس با همه وجود (در دعای دستم) از خداوند خواستم که این بهترین بنده رو نسیبم کنه
و خدا اجابت کرد و اون زمان (30 سال پیش) در سن 20 سالگی با همه وجود به خدا اعتماد کردم و وقتی برام خواستگاری رفتند , من خودم نرفتم و به وکالت از من عقد کردند و من همسرم رو بعد از 8 روز که با هم محرم شده بودیم برای اولین بار دیدم.(این یعنی اعتماد به خداوند )
الان 30 ساله مثل دوتا مرغ عشق,(بقول خانواده و دوستان) داریم با هم زندگی میکنیم و هنوز من چنین رابطه ای در هیچ کجای کشورم هم ندیدم چه رسد به فامیل و دوستانم.
اما این به این معنی نیست که الان برای شما راهی نیست و باید از اول اینو میخواستید
من به چند تا نکته و فاکتورمهم که از دلایل موفقیت ما در رابطه با همسرم همیشه رعایت کردیم اشاره میکنم »»»
1-ما هیچ انتظاری از هم نداریم و بی هیچ چشم داشتی به هم عشق میورزیم
2- ما به هم احترام میزاریم در حالی که انتظار متقابل برای جبران نداریم.
3- ما مثل انسان ها پر از خطا و اشتباهیم و گاها با هم جر و بحث هم میکنم اما بی ادبی و بی احترامی نمیکنیم.
4- قهر کردن هامون کوتاه و سریعا به دنبال بهانه ای برای بخشیدنیم و از هم عذر خواهی میکنیم حتی اگر مقصر نباشیم.
5- ما فدا کاری نمیکنیم و خودمونو فدای خواست دیگری نمیکنیم. بلکه هرچه خواستیم برای طرف مقابل هم خواستیم و عاشقانه خواستیم و از هر خدمتی برای هم لذت بردیم.
من عاشقانه هرچی درآمد داشتم صرف خونه و زندگی کردم و او هم عاشقانه هر کاری تونسته برای من و زندگیش کرده
پس فداکاری به معنی نادیده گرفتن حق خودم و بخشیدن به دیگری نیست بلکه رعایت انصاف و عدالته
6- ما هرگز مشکلات رو به دیگران منتقل نکردیم و هر رازی متعلق به خودمون بوده ، از حریم خونه ما خارج نشده
7- ما همو قضاوت نمیکنیم ، به حریم هم احترام میزاریم(تو گوشی هم نمیریم)، به هم بد بین و شکاک نیستیم . به هم اعتماد کامل داریم و دستاوردش برامون آرامش بوده.
عشق همیشه در همه زندگی ما جاری بوده که اگر نبود بارها به خاطر شرایط سختی که داشتیم (بیشتر مالی بود)
یا مرده بودیم و یا…
نمیتونم زندگی بدون عشق رو حتی تصور کنم
ساختار و ذات خداوند ترکیبی از عشق و آگاهیه
روح ما بخشی از وجود خداونده
وقتی خلق شدیم و به این عالم خاک اومدیم ما عشق مطلق بودیم و آگاهی از ذهن ما پاک شد تا در تجربه زندگی ، عشق و آگاهی دوباره به هم پیوند بخوره تا دوباره وجود ما خدای کامل بشه
ما نمیتونیم که عشق رو ندیده بگیریم چرا که ذات خودمونو انکار کردیم.
خلق خواسته ها بدون عشق امکان پذیر نیست چرا که سوخت هر حرکت و خواسته ای عشقه
مهمترین نکته اینه که ما عشق رو از دیگری و دیگران طلب میکنیم در حالی که ما سرشار از عشقیم و دقیقا
به عکس ما باید عشق بدیم و محبت بی شائبه و بی چشم داشت به کل عالم هدیه کنیم.
عشق ورزیدن ما هیچ مرز و محدودیتی نداره و به هرکه و هرچه در این عالم هست باید اهدا بشه و قطعا دوباره به ما برمیگرده (اما باید از ما به ما برگرده ) نه از دیگری و دیگران
من عشق ورزیدن به حیوانات وحشی رو هم تجربه کردم و دیدم که چگونه رام شدند.
عشق انرژی و محرک این عالمه و تمام موجودات اونو دارند و درک میکنند و بهش احترام میذارند چرا که بخش جدایی ناپذیر از وجود خداونده
براتون همواره
آگاهی و عشق توأمان از خداوند عشق خواهانم.