چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 - صفحه 41 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 1
    495MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 1
    61MB
    31 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1205 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 1158 روز

    بنام خدای هدایتگرم به خواسته هایم بزیبایی و اسانی و عزت

    .

    بیش از 550کامنت روی این فایل اومده و من هر چی میخونم بازهم عقبم

    چندروزه حسابی وقت گذاشتم برای خوندن

    نیروی درونم من رو بیشتر به خوندن کامتتها هدایت میکرد تا نوشتن

    و بالخره امروز بم گفت بنویس

    جواب سوال اول

    ازمون آیلتس هست من مدتها زبان خوندم و تمرین کردم و واقعااا پیشرفت چشمگیری داشتم و حتی تکنیکهاای ایلتس رو هم بصورت خودخوان و با فایلهای یوتیوبی پیش میرفتم اما هیچ وقت حاضر نشدم حتی ازمون رو بدم.

    جواب سوال دوم

    بله خواهرم و خیلی از دوستام فقط با دو تا چهارماه کلاس رفتن به سرعت ازمون رو دادن و نمره خوبی کسب کردن

    جواب سوال سوم

    باور اینکه اول باید پرفکت باشم تا ازمون رو بدم

    و خوب چون کلاس نمیرفتم اعتماد بنفسم میومد پایین بااینکه تو بخش انگلیسی روزانه و کلا صحبت درباره خیلی موضوعات مسلطم

    دوم اینکه هزینه ازمون بالاست پس باید وقتی که حسابی مطمینم ازمون بدم

    سوم اینکه خیلی ها اصلا ازمون ندادن چرا من باید ازمون بدم

    من کلا با سخت بودن مسیر مشکل داشتم میگفتم چرا اخه وقتی خیلی ها اسون مهاجرت میکنن من باید ازمون بدم

    اصلا خیلی ها اپلای شدن و پاس ریکویست شدن بدون نمره زبان

    و دیدن اون الگوهااایی که اسون مهاجرت کردن بدون ایلتس باعث میشد تمایلی به ازمون نداشته باشم

    در واقع من دو الگوی متفاوت رو میدیدم خواهرم و چندتا از دوستام که با ایلتس اپلای شدن و رفتن و الگوی دیگه چندتا از دوستام که اصلا بدون این برنامه ها به کانادا، المان، هلند رفتن

    تازه اصلا سر سوزنی زبان هم بلد نبودن

    و من میدیدم چقدر راحت رفتن

    در ذهنم تقابل دو الگوی متفاوت باعث اشفتگی و خوب طبیعتا نتیجه نگرفتن شده بود

    .

    البته الان که بررسی میکنم میبینم من الگوی دوم رو ترجیح میدم چون باورهای مناسب بیشتری در ذهنم ایجاد میکنه

    .

    .

    .

    و تجربه دومم

    درباره این صدو هفتاد و دوروز که اینجا هستم هستش

    من در این مدت حسابی سعی کردم روی باورهای مالی و رشد کسب و کارم وقت بزارم

    خیلی خیلی وقت گذاشتم، تمرین کردم

    اصلا اینقدر برای خودم تمرین ساختم که مناسب یک تولید محتوای حسابی شده

    تمرینهای ناب و اساسی

    فقط از گوش دادن به فایلها

    خوندن کامنتها

    و نوشتن و تکرار کردن

    باور مناسب میساختم

    و ترمزها رو شناسایی میکردم

    اصلا ذهنم اینطوری تربیت شده البته از اینجا بودن و با فایلهااا زندگی کردن اینطوری تربیت شده

    خوب وقتی به این مدت نگاه میکنم شاید ظاهر امر این باشه که بااینهمه وقت و انرژی هنوز تعداد مشتریهات خیلی بالا نرفتن

    بااینکه خیلی ها توکامنتها میگن چقدر در زمان کوتاهی کن فیکون شدن

    به خصوص با وقتی که گذاشتم

    اما دلم نیومد ابن تحربه رو پاسخ سوال اول کنم میدونید چرا؟

    چون یک فرق بزرگی که برام داره اینه که من تمام این چندماه حالم خوب بوده

    احساسم عالی بوده

    ی روزای به هم میرختم اما زود جمع میکردم خودم رو

    نزدیکه شش ماه هست لیزری دارم کار میکنم

    لیزری

    شاید ظاهراا خیلی تغییر نباشه اما من خوشحالم از این شش ماه

    حتی همیم لیزری هم تکامل داره حتما

    من عاشق این مسیرم

    پس تو. تجربه اولم این بود که حالم هم خوب نبود

    کلا احساس نامناسبی داشتم شاید همین الانم که بش فک میکنم اصلاا حاضر نیستم به شکل قبل تجربش کنم

    .

    سپاسگزارم از طرح این سوالات عالی

    و سپاسگزارم از همه کامنتهای پر از درس و. نکته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      محمد مردان نژاد گفته:
      مدت عضویت: 1387 روز

      به نام خدای مهربان

      سلام سر کار خانم راد عزیز

      امیدوارم حالتون که عالی هست عالی تر بشه

      خب من خیلی وقت پیش وقتی که شما چند روز بود عضو شده بودید یه کامنت خفن گذاشتید و من تعجب کرده بودم که با این مدت عضویت چطور این سطح از اگاهی

      ازه از اون موقع شاهد هستم که فعال هستید چون نوتیفیکیشن کامنت هاتون برام میاد

      خب خدارو شکر باید اول تحسینتون کنم که در این مدت این همه صبر استغامت ادامه دادن

      بگم که خدا با صابرین است و شما پیروزید

      چون به قول خودتون فاکتور اصلی در این مدت رو داشتید حال خوب

      نتایج مالی هم به قول استاد زمانی رخ میده که عادی بشه براتون و خیلی گنده نباشه یا عجیب نباشه بلکه اجابت دعا ها از جانب خدا وند رو یه امر طبیعی بدونید من خدارو شکر این روز ها خیلی با خدا صحبت میکنم و رابطم با خدا بهتر شده حد اقل روزی یک ربع نیم ساعت رو در طول روز میزنم به خیابون و در پیاده روی با خدای خودم خلوت میکنم راجب لطف هایی که بهم داشته ازش تشکر میکنم و راجب خواسته هام ازش در خواست میکنم خب کیفیت کسب کارم که فوق العاده بالا رفته از چکی کار نکردن و یدهکار نشدن و پول قرض نگرفتن تا مقطوع فروشی محصولاتم و سود خوب گرفتن و … و از خدا میخوتم که هر روز با رو برو کردن من با نعمت های فوق العادش مثل ادم های درجه یک احترام گذاشتن و احترام دیدن و روابط فوق العاده و مشتری های درجه یک که خرید های خیلی خوبی میکنند من رو رو برو کنه البته نکاتی در کسب کارم وجود داره و فقدان بعضی از محصولات هست که اصلا سعی میکنم بهشون توجه نکنم و از خدا فقط مشتری و سود میخوام و کاری که از دستم برای مشتری بر می اد رو مسکنم و کاری ندارم که پرفکت نیستم و بعضی از محصولات رو برای ارائه ندارم و فقط از خدا میخوام که مشتری محصولات موجودم رو بفرسته و معجزاتی دیدم که فقط میتونم بگم خدایا شکرت

      سرتو درد نیارم با خدا خیلی صحبت کن خانم راد اصل قضیه اونه اونه که هدایتت کرده تا زندگی و باور های استاد رو ببینی و دوباره بری در خونه ی خودش خود خدا و بهش بگی میخوام منم میخوام این زندگی رو بلکه از این هم بهتر

      واقعا خدارو شکر در پناه خ ا باشی رها جان باهاش خیلی صحبت کن مطمئن باش مشتریاتو زیاد میکنه منتظر خبر های خوبت هستم منتظر خبر های خوبم باش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        رها گفته:
        مدت عضویت: 1158 روز

        درود بر آقا محمد نازنین

        حال دلت کوک و متصل به خداااا

        سپاسگزارم از توجه و تاییداتون نسبت به کامنتهام و نوتیفیکیشن فعال

        .

        سپاسگزارم از خدای مهربونم که من رو با دوستان فوقالعاده ای احاطه کرده

        .

        ممنون اقا محمد که از تجاربت گفتی

        خداروشکر میکنم که احساس خوبی داری و حالت خوبه

        به چیزهایی که باید توجه میکنی و به چیزهایی که نباید، نمیکنی

        افرین به شماااا

        .

        سپاسگزارم از پیشنهاد فوق العادتون

        .

        راستش خداوند بهترین رفیقم هست

        دایم با او صحبت میکنم

        دایم قدرتش رو در جای جای زندگیم پررنگ میکنم

        اصلاااا خودش خوب میدونه که چقدر با او خوشم

        اماااا

        پیام شمااا حتمااا پیغامی از طرف اوست

        پیغامی که میخاد من رو بیش از پیش متوجه الله کنه

        شما پیغام اور خدای من شدی تا من رو به مسیر زیباتری هدایت کنه

        شما امروز نقش خودتون رو زدید و آنچه خداوند به دلتون انداخت رو برای من نوشتی

        سپاسگزارم که به پیغامش گوش کردی داداش

        خدایا شکرت که امروز اینچنین واضح با من حرف زدی

        خدایاشکرت

        خدایاشکرت

        میدونی چیه اقا محمد

        من اصلااا سر سوزنی شک ندارم به اجابت خواسته هام

        اونقدر که خودش داره همه چی رو برام ردیف میکنه.

        مشتری کم هم دلیل داره

        چون من از خدا فقط مراجع زیاد نخواستم

        مراجع با کیفیت و روزافزون خواستم

        مراجعی که وقتی میاد سراغ من هر دو با حال خوش و سبکبالی از هم خداحافظی کنیم

        مراجعی که در قبال ارزشی که من ارایه میکنم جهان رو زیباتر کنه و اعتبارنیک برای من باشه

        و….

        .

        راستش و بگم باورهام استاندارد بالایی دارن پیدا میکنن

        .

        چراکه همون تعداد مشتری که اومده عالی بودن، عالی

        با تمام اون خصوصیات بالا،

        و درباره تعدادشون، این دیگه تکامل منه

        و با عشق میپذیرم

        اونقدر تغییرات درونی دارم که نمیدونم دقیقا کدومش داره نتایج رو خلق میکنه، انگار برایندی از همه شون هست.

        .

        میدونی چیه اقا محمد

        ی رازی رو همینجا برملا میکنم برای شما، اون هم اینه که من نگران ترمزهااا نیستم تا مادامی که خدارو درراس همه کارهام قرار میدم

        بش گفتم خدااایا من شاید همه ترمزهااا رو پیدا نکنم اما میخااام که تو رو تا بینهایت کشف کنم تو رو تا بینهایت بشناسم. همه تو رو میخام.

        با او معامله کردم

        بش گفتم من فقط تو رو دنبال میکنم تو هم ترمزها رو یا نشونم بده تا پاکش کنم یا خودت پاکش کن.

        .

        من عاشق این معامله هستم.

        بهترین معامله عمرم ِ

        .

        من دنبال نشانه ها میرم

        از حالا میگم خدااایی که برای اقا محمد مشتری های بینظیر شده، پس برای من هم میشه.

        میگم خدایی که برای اقا محمد معجزات الهی شده برای من هم میشه.

        شماهم به لیست منطق های ذهنی من اضافه شدی داداش

        .

        سپاسگزارم

        خداوند هرروز برات باکیفیت ترین و پربرکت ترین مشتری ها باشه.

        و دخلت پراز پولهای پربرکت الله باشه که فقط به خیر و زیبایی و برکت استفاده میکنی

        .

        و دستان الهی به وضوح وارد زندگیت بشن و برات زندگی رو اسون و هموار کنن

        و بالاخره اونقدر در شادمانه های الهی غرق بشی که از تک تک نفسهات برکت الهی به جهان بفرستی

        .

        بی نهایت قدردان شما هستم

        و به اندازه تمام عالم عاشق خدااایی که بخشاینده مهربان من است

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          محمد مردان نژاد گفته:
          مدت عضویت: 1387 روز

          به نام خدای مهربان

          سلام عرض ادب رها خانم

          راستش انقدر کامنتتون پر بار بود و خیلی حرف های اموزنده و باور های درستی برای من داشت حرفی نداشتم بزنم

          فقط سپاسگذارم از خدا که این روز ها انقدر روابطم با خودم با خدا با خانواده با مردم مشتری ها و دوستان هر کسی هرکسی که برخورد میکنم انقدر رویاییه

          انقدر ادب میبینم انقدر احترام میبینم انقدر حس خوب حس پاک بی ریا بی هیچ شیله و پیله خیلی شما با خودتون در صلحید مشخصه کیف کردم از لحن حرف زدنتون از حال خوبتون از رابطه خوبتون با کسی که از پیش خودش اومدیم و پیش خودش میریم در نهایت

          شکر

          اصلا به نظر من اونجا که به قول استاد خدا تو قران میگه که ای محمد من این ادم هارو دورت جمع کردم

          تمام

          اره ادم هارو خدا میاره تو زندگیم ادم ها میشه یه همسر خوب و عاشق

          مشتری های در جه یک که ازت خرید کنن و نهایت احترام و عشق رو بهت بدن نهایت تایید کیفیت خودت و محصولت رو بهت بگن و تشکر کنند ازت بابت زحماتت و حضورت اره واقعا این کار ها کار خداست کار من نیست من هیچی به ذهنم نمیرسه هیچی بلد نیستم رب اونه رب جهان اونه اون روزی رسانه چجوری نمیدونم به من چه به خودش مربوطه فقط همش به خودم میگم محمد یادت نره کی دستتو گرفتا خدا اون هدایت کرد اون همچیز شد برات هم نون هم دندون

          اره مگه استاد تبلیغ کرده این همه ادم این همه شاگرد اون هم با چه کیفیتی

          من جدیدا دارم رو این قضیه کار میکنم که فاصله این با ثروت و رخ دادن اتفاقات خوب در هر زمینه ای تا بالا ترین حد ندارم مگه استاد نرفت یه انصراف بده از شرکت نفتی چی کار کرد فقط یه انصراف یه تصمیم که بره جوراب بفروشه چی شد جونش نجات پیدا کرد و حقوقش ده برابر شد و زندگیش از این رو به اون رو شد البته که کاملا کارش توحیدی بود و نیاز به شجاعت داره

          خدایا هیچ وقت منو به حال خودم رها نکن

          تا همیشه روی خودم کار کنم و برم بالا و بالا تر روزی رسان هم که تویی تو ام کارتو خوب بلدی عشق

          رها جان سرتو درد نیارم بسیار لذت میبرم از شخصیت در صلحت با جهان انشالله زندگیت پر رونق پر از برکت باشه مرسی بایت دعا های قشنگت انشالله هزار برابرش بهت برگرده ماشالله دختر خویلی خوب داری میری جلو ارزوی موفقیت دارم برات منتظر خبر های خوبت هستم منتظر خبر های خوبم و نتایجم به صورت تصویری در سایت باش

          مرسی از خدا

          مرسی از استاد برای این فضا ی پر از عشق پاک

          مرسی از خانم شایسته با عشق

          مرسی از همه

          شکر

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    علی عابدینی گفته:
    مدت عضویت: 3187 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته

    استاد عزیز ممنون بابت فایل ارزشمندتون

    این فایل رو من خیلی احتیاج داشتم مخصوصا وقتی که نشانه امروز من رو زدم دیدم جواب سوال من هستش.

    خیلی لازمه که رو خودمون فکر کنیم و توجه کنیم به رفتار ها و باورهامون

    بریم سراغ سوال ها

    سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟

    یکی از خواسته هام اینکه که استقلال مالی پیدا کنم و حدااقل اینکه هزینه ها اذیتم نکنه و وضعیت مالی ام خیلی بهتر بشه.چون خیلی وقت ها خیلی فشار میاد و تحملش سخته و میدونم با بهتر شدن وضعیت مالی خیلی مشکلات خیلی رابطه ها و خیلی از اتفاقات بد خود به خود حل میشه و درست میشه

    سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)

    مثلا پسر خاله ام که به راحتی اوضاع زندگی اش خوب پیش میره

    یا مثلا یکی از دوستام زندگیش خوب هستش

    یا مثلا یه کس دیگه ای که من میشناسم اینکه به راحتی زندگیش خوب میچرخه

    یا چندین نفره دیگه که وقتی نگاه میکنم میبینم شاید مثل من زور نمیزنن یا مثل من تلاش نمیکنن ولی زندگی خوبی دارند

    سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟

    باور اینکه من کجا اون ثروت کجا

    احساس عدم لیاقت

    باور اینکه من هرچقدر تلاش کنم به اون خواسته هام نمیرسم

    باور اینکه اگه برسم به راحتی اوضاع برمیگرده به حالت قبل

    باور اینکه با استقلال مالی من آدم بدی شاید بشم و کارهای ناشایت انجام بدهم

    و…

    استاد باز هم ممنون بابت فایل های ارزشمندتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    نانا مهدیان گفته:
    مدت عضویت: 1112 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو نازنینم

    سلام به تمام افراد خانواده بزرگم در سایت

    سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟

    جواب = من در آژانس مسکن کار میکنم و یک مشاور ملکی هستم خواسته ای که دارم اینه که قرارداد ببندم اما متاسفانه 2 سال هست که قرارداد نبستم و تو این مدت تلاش کردم که روی خودم کار کنم به لطف خدا خیلی بهتر شدم از لحاظ های دیگه اما خودم هنوز نتونستم پول بسازم .

    سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)

    جواب= یکی از همکارانم خیلی راحت تر از من هست و قراردادهای زیادی به لطف خدا بسته .همکارم از شاگردان استاد هست و چند سال میشه با درسهای استاد روی خودش داره کار میکنه و گفت ترمزهای زیادی رو در ذهنش پیدا کرده و حذف کرده و همکارای دیگه هم که دارم خدا رو شکر دارن حداقل ماهی یک قرارداد میبندن

    سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟

    جواب= ترمزهای ذهنی که پیدا کردم

    1- باور کمبود و افکاری مثل این تو ذهنم می آمد( مشتری کمه ، مشتری فیک زیاده ، مشتری پای کار کمه ، آگهی که میدم زنگ نمیخوره )

    2-احساس عدم لیاقت

    3- احساس قربانی بودن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    ترانه صادقی گفته:
    مدت عضویت: 646 روز

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر

    سلام به استاد عزیزم و همسر زیبا سیرتشون

    و تمام دوستان فوق العاده در این سایت

    وقتی میام داخل سایت و شروع میکنم ب کامنت خوندن بعضی وقتا فشار فرکانسیمو حص میکنم و آزاد شدن از قفل و زنجیر مغزمو

    من راستش نزدیک ب دوسالی هست یک هدف انتخاب کردم اونم تتو ارتیست شدن و البته رسیدن به استقلال مالی

    راستش من باورهام از دوسال پیش درباره ی ثروت خیلی خیلی تغییر کرده و پول های زیادی توی حسابم رفتم و اومد می‌کنه ولی خوب ظرفم سوراخ بود هرچی میومد خرج میشد مثله سال های قبل ک روزی8ساعت میرفتم سرکار و کله پول کار کردنمو لباس می‌خریدم از کترینگ غذا میگرفتم و اصلا نمی‌فهمیدم پولم چی میشه و بعضی وقتا حتی بدهکارم میشدم

    ولی روند تغییراتمو حص میکنم اینکه از فروشندگی رسیدم به صندوقداری و بعد ب خودم گفتم من دیگه هیچوقت واسه کسی کار نمیکنم و اومدم تو حرفه ای ک عاشقش بودم

    راستش تتورو پیشه یه استاد معمولی یاد گرفتم و همیشه باخودم میگفتم کار من از استادم تمیزتر ولی چرا اون انقد مشتری داره راستش من خودمم از اینستا پیداش کرده بودم ولی شبانه روز کلی مشتری داشت و یه باور مخربو همون زمان ها بهم القا کرد اونم این بود ک من ک میبینی انقد مشتری دارم

    من یه زمانی700تا تتوی رایگان زدم رو پیجم کلی کار کردم ده سال زمان گزاشتم واسه این کار ک الان خداروشکر مشتری دارم

    و من تا الان ک دارم اینارو می‌نویسم باور اینکه باید انقد تتوی رایگان بزنم و توی اینستام بزارم ک بلاخره مشتری ها ب من اعتماد کنن و برای کار من ارزش قائل بشن و هزینه پرداخت کنند

    من امسال به خودم گفتم هرطور شده باید مشتری داشته باشم

    و کار هایی ک برای ارتقای خودم انجام دادم

    تا الان کلاس های نقاشی شرکت کردم چهار ماه دارم میرم کلاس نقاشی

    به لطف خدا و با کمک پدرم سالن زدم و صفر تا صد داخلشو خودم درست کردم

    و تتوهامو واقعا تمیز میزنم

    ولی هر تتویی تا الان زدم رایگان بوده و شاید توی این دوسال من 1700تومن از شغلم پول درآوردم

    و بقیش از راههای دیگه بهم پول میرسه

    من دوست دارم هم از هزاران راه بهم پول برسه هم از شغل خودم درآمد داشته باشم و مشتریان برای کارم ارزش قائل بشن و بهاشو بدن

    خدایا کمکم کن باورهای مخربمو تو این متن شناسایی کنم و بیشتر بخاطر بیارم

    باورهای مخربی ک دارم

    سنم کمه و هنوز جادارم برای پخته تر شدن

    باور درست

    (ولی من 21سالمه و طبیعیه توی این سن به درآمد بالا تو حوضه ی کاریم برسم مثله خیلی از دوستای من یا هم سنو سالم ک درآمدهای میلیاردی دارن)

    از من تتوارتیست های خفن ترم هس و مردم بین من و اونا حتما اونارو انتخاب میکنن

    (منم خفنم منم ارزشمندم منم لیاقت دارم منم کلی ویژگی های منحصر ب فرد دارم ک افراد دوست دارن با من ارتباط بیشتری داشته باشن و بخاطر خودم و بخاطر هنرمم ک شده دوست دارن بیان پیشم تتو بزنن و حتی بیشتر پول پرداخت کنند)

    مشتری محدوده و بیشتر افراد ب تتو علاقه ندارن

    (الان دوروزمونه عوض شده و الان حتی پدرو مادر هام ب تتو علاقه مند شدن تازه کلی از دخترهای جوان هستن ک عاشقه اینن ک رو بدنشون تتوهای خفن داشته باشندو من براشون بزنم چه بهتره ک تتو ارتیستت دختر باشه ک بتونی باهاش راحتم باشی)

    به همین راحتی پول بدست نمیاد یا از راهی ک دوست داری پول بدست نمیاد اعاااا اینه من باور مخربی ک دارم اینه ک از کارت هنرت ک دوسشداری پول گیرت نمیاد یا خیلی کم پول بدست میاری

    (نه دختر جون اتفاقا پول فقط از جایی ک توش علاقه داری میاد چون تو اون کار ایده ب خرج میدی واسش وقت می‌زاری .تمرکز میکنی روش و میری هرروز خودتو ارتقاع میدی

    پول اتفاقا از هنرت درمیاد ترانه تو میتونی به درآمد بالا برسی تو شغلت میتونی هرروز مشتری داشته باشی و از یک ماه قبل تایمشون رزرو کرده باشن میتونی از هرروز مشتری روزی 20میلیون ..50م..100م…درآمد داشته باشی این همه تتو ارتیست هایی درامدشون بالاست راحت میلیاردی درآمد دارن کسایی ک همسن خودمم)

    من لیاقت دارم به درآمدبالا از کارم برسم چون

    من نسبت به کارم متعهدم به خودم قول دادم باید از این شغل به درآمد بالا برسم بعد اگه دوسش نداشتم شغلم عوض میکنم

    این دیدگاه شما خیلی به من کمک کرده تنها راه گذر از ثروت رسیدن ب ثروته

    قبلاً می‌گفت حالا اگه بهش رسیدم نخواستمش چی

    ولی الان میگم باید بهش برسم و با رسیدن من به هدفام راه رو برای هدفهای بزرگ ترم باز میکنم

    در پناه خدای بزرگم باشین

    استادم نمی‌دونید من چقد دوستون دارم اصلا نمیتونم تحمل کنم کسیو ک یک ثانیه بخواد بدتون و بگه

    واقعا خوش به سعادت مریم جون فرشته ای مثله شمارو داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    گلاره گفته:
    مدت عضویت: 1236 روز

    * نشانه روز

    سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟

    یادگیری زبان انگلیسی خواسته یا هدفی بوده و هست که با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده م اما هنوز به آن نرسیدم

    سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)

    + هر دو دخترم که به حمد الله تونستند و با لهجه خوب صحبت می کنند.

    + یکی از اساتید زبان که بدون هیچ گونه کلاس رفتنی بسیار پیوسته و نیتیو صحبت میکنند.

    + شاگرد یکی از اساتید زبان که میبینم میتونه راجع به مسایل بداهه صحبت کنه.

    + خیلی افراد در جلسات فری دیسکاشن رو در جنسیت و سنین و وضعیت های مختلف داخل و خارج ایران دیدم که دارن صحبت میکنند که حتی بعدش فارسی صحبت میکردند باورم نمیشد که ایرانی هستند.

    + حتی بازیگران مثل گلشیفته و ترانه و … هم واقعا میتونند در برابر جمع و مصاحبه انگلیسی زبان متوجه بش و صحبت کنند.

    سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟

    – اینکه باید حتما کلی گرامر رو بلد بوده باشم و بتونم صحبت کنم. ( مگه زبان مادری رو اینطور یاد گرفتیم؟؟ )

    – اینکه باید حتما کلی لغات رو بلد بوده باشم و بتونم صحبت کنم. ( مگه زبان مادری رو اینطور یاد گرفتیم؟؟ )

    – اینکه زبان سخته و یا فراره ( وقتی با لشور و شوق در مسیرش باشیم و پیش بریم دیگه سخت و فرار معنی نداره )

    – اینکه باید حتما پارتنر داشته باشی ( میتونیم خودمون در برابر آینه یا اتفاقات روزمره خودمون با خودمون صحبت کنیم یا فیلم و داستان و روایتی تمرین داشته باشیم )

    – اینکه استاد، دوره یا پکیج خاصی خیلی خفن و جواب میده ( این مورد رو به کرات تهیه کردم تا تونستم برسم که خیلی موارد بیراهه هم بودن )

    – اینکه باید زندگی و استراحت و خواب و لذتت رو بزنی کنار که بشینی پای اموزش و یادگیری زبان انگلیسی ( در صورتی که میشه با لذت یاد پرفت و اصل و نتیجه برای همین لذت بردنه)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    امیرحسین خواجوی گفته:
    مدت عضویت: 1928 روز

    سلام بدون مقدمه بریم سراغ اصل مطلب:

    سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟

    من خواسته ام چند سال هست که به هدف مالی که تعیین کردم برسم. هر سال میگم امسال دیگه بهش میرسم و با اینکه هر ایده ای اومد به ذهنم عملیش کردم اما هنوز به اون درامد مالی نرسیدم. کلی کار کردم واسش اون موقع که اینستاگرام خیلی خوب بود من توش کار کردم یا بعدش که سایت برای خودم طراحی کردم و محصولاتم رو توش گذاشتم یک سال از ساخت سایتم میگذره ولی هر روز بصورت متوالی یدونه فروش هم ثبت نمیشه با اینکه کلی روی سئوش کار کردم دوره دیدم ورودی گوگل روزانه بالای 2000 نفر هست یعنی ماهی 60000 نفر وارد سایتم میشن ولی ماهی حتی 30 تا فروش توی سایتم انجام نمیشه 60000 نفر ورودی اورگانیک کجا نداشتن 30 تا مشتری ماهانه کجا!!!!!!

    یعنی من بخدا از خودم میپرسم بابا این افرادی که میان توی سایت حتی اگر 1 درصد اصلا نیم درصد ازم خرید کنند من راحت به اون تارگت مالی ام میرسم اما خرید ثبت نمیشه

    سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟

    من دوتا شخص رو میشناسم که به سادگی درامدشون خیلی خیلی بیشتر از منه با اینکه به اندازه من تلاش نمیکنند

    شخص اول:

    یه دختری هست هم سن خودم 27 ساله که از اشناهامون هست ایشون کمتر از من کار کرده یا به اندازه من کار کرده ولی درامدش و نتیجه اش از من بسیار بزرگ تره (حالا اینم بگم ذهن چموشم میگه نه اون چون کارش تو سالن زیبایی زنانه کار میکنه کارهایی که تو سالن زیبایی هستند همشون توشون پول هست تو هم اگه دختر بودی به اون درامد و نتایج میرسیدی) اره ایشون دختری هست که از من کمتر کار کرده ولی نتایجش از من خیلی بزرگتره

    مورد دوم:

    ایشون یک اقایی هستند بین 30 تا 35 ساله یکی از خوب های پوشاک ایران کار فیزیکی که ایشون انجام داده رو نمیدونم حقیقتا چقدره چون من فقط دوبار از نزدیک دیدمشون و باهاشون صحبت کردم اما این یقین رو دارم که تلاش های من بیشتر از ایشون بوده (تلاش های فیزیکی) اما ایشون دوتا شعبه بزرگ پوشاک داره یکیشون 700 متر تو سعادت اباد که جزو برندهای خوب شده. به گوشم رسید که فقط شب عید 1401 شبی 400 میلیون فروش داشته (از شعبه سعادت اباد فقط بغییر از سایتش که میلیاردی پول ساخت و بغییر از شعبه کرج)

    اره من اولین باری که رفتم باهاشون صحبت کردم یک پسر خوش قلب بزرگ اندیش با عزت نفس و باور های عالی راجب احساس لیاقت داشت که از صحبت کردنش و یک روز تو باشگاه بدنسازی ازش سوال میکردم تا باورهاشو بکشم بیرون اولین جملش این بود:

    سوال من: شما چطور به موفقیت رسیدید چه افکار و باوری دارید:

    جواب ایشون:

    ببین من بهترینم (دقیقا همین 3 کلمه رو گفت و مربیش صداش کرد بیا این تمرین رو بزن)

    یکبار دیگم ازش این سوال رو چند روز قبلش ازش پرسیده بودم این جواب رو داد:

    هر چی که میخوای رو توی ذهنت بسازش

    جوری رفتار کن که انگار داریش

    جوری احساس کن که انگار اتفاق افتاده

    اره این دو نفر تلاششون از من کمتر یا به اندازه من بوده اما نتایجشون از من بزرگتر هست.

    سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟

    من اولین باور محدود کننده که چند روزه احساس میکنم، نداشتن احساس لیاقت و عزت نفس هست. با اینکه محصول عزت نفس رو خریدم خیلی وقته روش کار نکردم و باید تعهد بدم و روش کار کنم

    یادمه یه برهه ای از زندگی ام سال 98-99 قبل اشنایی با شما استاد، من یه محصولی از یکی از اساتید خریده بودم که یه بخشیش راجب احساس لیاقت بود و من 2 ماه روی احساس لیاقتم کار کردم توی اون برهه درامدم یادمه 5 برابر شد با اینکه همون فعالیت قبلی رو میکردم. یا ایده هایی بهم گفته میشد و منو push میکرد که انجامشون بدم و نتایج هی بزرگتر و بزرگتر شد اما دیگه روی احساس لیاقت کار نکردم و ارام ارام نتایج کمرنگ و کمرنگ شد تا الان.

    باور محدود کننده بعدی ام فکر میکنم باور کمبود هست. من خودم اگاهانه سعی میکنم ثروت رو ببینم مثل ماشین های جدیدی که مردم دارن میخرن (از پلاک 50 که مخصوص تهران هست مشخصه وضع مردم خیلی خوبه) ما تو یه محله ای میشینیم تو تهران که پر از رستوران هست اینقدر ماشین های میلیاردی میان رستوران سعی میکنم به خودم فراوانی رو یاداوری کنم اما جای کار داره

    اینا باورهای محدود کننده بنیادین من هستن که میدونم اگر فقط یکیشون رو حل کنم همون احساس لیاقت و عزت نفس راحت به تارگت مالی ام میرسم هر چی باور محدود کننده دیگه ای هم باشه با برداشتن ترمز احساس عدم لیاقت اونا خودشون از بین میرم مثل همون موضوعی که استاد خودتون گفتین که یه سری از باورها بزرگن که اگر اونا رو برداریم باورهای محدود کننده کوچیک هم خود به خود از بین میرن

    خدایا خودت هدایت کن منو و همه کسانی که دارن تلاش میکنند و مسیر رو نمیدونن هدایت کن قوانین بدون تغییر تو رو یاد بگیرند تا در این جهان زیبا نماد جلال و جبروت تو باشند. نماد ثروت نماد بخشندگی نماد ازادگی و احساس لیاقت

    به تو توکل میکنم و تنها از تو یاری میجویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    فریبا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2650 روز

    سلام به استاد مهربونم و همه‌ی هم‌کلاسی هام

    چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟

    یادمه از همون سال اول دبیرستان با موضوع هدف گذاری  و مباحث قانون جذب آشنا شدم بعد یه مدت هم با شما مدت هم با شما استاد بی نظیرم آشنا شدم، درس خوندن من برای کنکور از همون سال اول شروع شد و از همون اول رتبه‌ی یک تا ده رو برای خودم انتخاب کردم، سه سال دبیرستان هم از اون بچه های درس خون بودم، فایل‌های شما رو هم دنبال می کردم ک در حد درک اون زمان هم نتیجه گرفتم، اما با وجود تلاش فراوان نتیجه دلخواهم رو نگرفتم.

    چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)

    خب تو شهر ما مثال قبولی پزشکی خیلی هست و قبولی دانشگاه تهران هم خیلی داریم، یکی از مثال هاش هم یکیش رستگار رحمانی، که از اواخر اسفند شروع کرد و در دو رشته رتبه‌ی یک کشوری  رو آورد، یا یه دختر که رتبه 4 شد یه پسر دیگه تو 3ماه رتبه 11 کشور و خیلیییی مثال دیگه. و کسایی که به اندازه من تلاش کردن اما به خواسته شون که پزشکی بود رسیدن.

    چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟

    اما در مورد باورهای محدود کننده‌م خوشحال میشم کسایی که تونستن این مسئله رو حل کنند بهم جواب بدند

    خیلی ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      فریبا محمدی گفته:
      مدت عضویت: 2650 روز

      “مستانه محمدی ”

      سلام به استاد مهربونم خانم شایسته عزیز و همه دوستای گلم توی این سایت که یک دنیای بی نظیره

      میخوام در جواب سوال کامنت قبلیم که ازش فرار کردم بنویسم

      شاید مسئله‌ی کنکور برای خیلی از اعضای سایت بزرگ نباشد و خیلی ها کاری که ازش لذت می برن از طریق کنکور نیست، اما برای بعضی از ما شاید هنوز یک مسئله‌ی حل نشده‌س.

      می خوام هر چی باور مخرب دارم بریزم بیرون که به خودم کمک کند و اونایی که به این کامنت هدایت می شوند.

      با اینکه دو سال اول دبیرستان رو درس خوندم و ترم اول دوازدهم هم خوب بودم، یعنی جز او دسته از دانش آموزایی که همه مطمئن بودن پزشکی قبول میشه،اما به وجود اومدن یک مسئله در خانواده و کنترل نکردن ذهنم باعث شد همون سال اول قبول نشوم، کلا تو فضا بودم درس می خوندم ولی توی فکرم تجسم اون لحظه که مسئله حل شده بود، بعضی موقع ها میگم چرا تو سال کنکور من، چرا من؟ و نتیجه اینه افکار و احساسات و رفتار من اون شرایط پر استرس پر از غم رو به وجود آورد وگرنه شرایط فراهم می‌شد.

      خب

      1.چون از آشناهای نزدیک کسی کنکور پزشکی تهران قبول نشده بود

      2.قبول نشدن خواهرام با وجود تلاش فراوان در اون سال (البته خواهرم امسال قبول شد اون هم توی سه ماه و با لذت بردن، الان یه جوری این سد شکسته شده)

      3.قبول شدن در رشته پزشکی یکی از آشناها اونم نه تهران، کرمانشاه و هر وقت میگن چه جوری درس خونده، اینکه خودش رو کشته،3 سال توی یه اتاق، سرد شدن غذا پشت در اتاقش و اینکه سال کنکورش تلویزیون خونه کلا خاموش بوده و مادرش فقط آخر شب برای تمیز کردن یا جمع کردن فنجان های چایی‌ش توی اتاقش می رفته(کاری به این ندارم که برای هدفت باید تمرکز و تعهد داشته باشی، با این حال به نظرم تا این حد زیاده روی هستش)

      4. تو اون 3 سال 50 میلیون بار این فکر به من گفته شده بود، که برای قبولی توی کنکور باید خودت رو بِکُشی باید پدرت در بیاد، تو با یک زندانی هیچ فرقی نداری، دیگه باید دور تلویزیون، مهمونی، بازار رفتن و تفریح و هر چیزی که لذت داره رو خط بکشی چون تو کنکور داری، تو توی یک زندانی===€نتیجه این ها: قبولی در کنکور خیلی سخته و باید زجر بکشی ولی این با مستانه واقعی چیزی که واقعا باور داشت و دوره راهنمایی و ابتدایی بود فرق داشت، مستانه شاگرد اول شدن براش بدیهی بود، نمره 20 براش کاری نداشت، موقع درس خوندن حالش خوب بود و لذت می برد، نمره 20 براش راحت بود چون این کار شاخ غول شکستن نیست.

      می خوام بگم من بین قلبم و حرفای بقیه که می گفتن گیر کرده بودم و قرار گرفتن هزار باره در معرض اون حرفا باعث شد برای قبولی باید زجر بکشی رو باور کنم.

      من یازدهم قلم چی ثبت نام کردم و برنامه کانون از مدرسه ما خیلی جلوتر بود من آزمون می‌دادم و ترازم پایین بود، اما من هرقسمت کتاب رو که خونده بودم سوالاش رو حل می‌کردم، فقط یکبار این حس بهم دست داد که من نمی تونم اون سوال ها رو حل کنم چون گفته بودن سوال قلم چی سخته، و من خودم رو باور نکردم که می تونم و به جاش کلمه سخته رو قبول کردم و من وقتی برگشتم خونه از سر جلسه گفتم بیام اون سوال ها که به نظرم سخت بود و مبحثش رو خونده بودم حل کنم دیدم خیلی راحته.===€ اینجا می خوام بگم چون به حرف بقیه گوش دادم و خودم (ترازم)رو با بقیه که ترازشون بالاتر بود مقایسه کردم،(مقایسه اشتباه چون من هنوز برنامه مدرسه و قلم چی رو هماهنگ نکرده بودم ) این مقایسه رو اطرافیانم انجام دادند که حرف شون خیلی برام مهم بود و سعی داشتم راضی‌شون کنم، لقب ناتوانی رو به خودم زدم، و الان می فهمم چقد در حق خودم ظلم کردم که راضی شون کنم که بهترین باشم، و اون مقایسه نادرست رو بکنم

      بعد از اولین کنکورم، دو سال الکی کنکور دادم و جالب اینه نتیجه بهتر بود، ولی اون سالها اصلا تو فکرش نبودم فقط الکی کنکور شرکت می‌کردم، دو ماه توی یک شرکت به صورت آنلاین کار کردم چون تو ذهنم این بود من دوس دارم شرکت خودم رو داشته باشم، اما اون رو ول کردم چون بهانه‌هام قوی تر از باورم بود.

      برای چهارمین سال تصمیم گرفتم کنکور بدم اما کنارش یه کار آنلاین رو هم شروع کردم، و بعدش گفتم باید تمرکزم رو بزارم روی یک مسئله حلش کنم بعد میرم سراغ بعدی، با اینکه کنکور رو انتخاب کردم با این حال خیلی تمرکزم رو درسم نبود هر جا بود به جز روی درسم. دو ماه مانده به کنکور که می خواستم که دیگه جمع و جور کنم درسام رو و واقعا تمومش کنم(* با این همه ترمز)، پسر دایی‌م تصادف کرد و وقتی رفتیم بیمارستان پای پسری که با پسر دایی‌م تصادف کرده بود رو که غرق خون بود و استخوانش رو دیدم به خودم گفتم من برای این کار ساخته نشدم، با اینکه سریال های پزشکی رو که صحنه های بدتر از این رو هم داشت می دیدم و لذت می بردم که بهشون کمک کنم، ولی اونجا پشیمون شدم، به خدا اون پشیمونی فقط نتیجه‌ی این باورها بود که نمی تونم یه بهونه بیارم، حکایت همون روباه که دهنش به انگور نمی رسید می گفت ترش، من به خودم می‌گفتم من از پزشکی متنفرم.

      اما با این حال این بار می خوام دوباره کنکور شرکت کنم و پزشکی قبول بشم و اگه دوست نداشتم انصراف بدم

      کنکور رتبه‌م باز خوب نبود با این حال دانشگاه یه رشته‌ی دیگه قبول شدم و الان ترم 3 هستم و رشته‌م رو هم دوست دارم ، خیلی ها اینجا هستند که به اندازه نصف من هم درس ها رو نمی دونن و یا با تلاش خیلی‌ کم رشته هایی رو می خونن که نیاز به رتبه‌ی خوب‌تری داره. و این باور که قبولی کنکور شدنی هست و نیازی به سختی کشیدن نداره یه ذره شکسته شد

      باورهای مخرب دیگه، فقط سهمیه دارها قبول میشن و حق ما رو خوردن، خیلی ها هر سال قبول می شوند که سهمیه ندارند

      اونایی قبول می‌شوند که شرایط خانواگی عالی دارند، مثال های زیادی داریم که شرایطشون اصلا خوب نبوده و رتبه تک رقمی و دو رقمی آورده و …

      از جمله اشتباهاتم، تمرکز نداشتن رو یک مسئله، مثلا رو درسم تمرکز نداشتم هر وقت برای کنکور تلاش کردم. هم‌زمان می خواستم هم کار کنم مثلا به صورت آنلاین، کنکورم رو هم قبول بشم یعنی بین پروسه‌ی کار کردن و کنکور من رفت و آمد داشتم. و هر دفعه میگم اگه فلان کار رو ادامه می دادم به جای اینکه به فکر کنکور باشم الان میلیاردر بودم، و برعکس اگه به جای فکر به کار کردن روی کنکور تمرکز می کردم الان ترم 8 بودم. می خوام بگم به جای تمرکز روی یک مسئله و حلش، تمرکزم هزار جا بود. باید یکی از اونها رو حل کنی بعد بری سراغ بعدی، و حالا اومدم کنکور رو انتخاب کردم چون اعتماد به نفسم رو بهش گره زده بودم (اما الان نه دارم سعی می‌کنم اعتماد به نفسم رو به خدا و نعمت هایی که همیشه هست گره بزنم)و حلش می تونه چقد قدرت بهم بده برای مسائل بعدی زندگیم.

      خب باید براش اهرم رنج لذت بنویسم، برنامه داشته باشتم، تمرکز، تمرکز، تمرکز داشته باشم، استمرار، باورهای درستش رو بسازم و با لذت و الهامات خدا، این مسئله رو حل کنم.

      به‌ جای اینکه فقط بشینیم کامنت بخونیم، نمیگم کار اشتباهیه خیلی هم خوبه و کمک می‌کنه اما اینکه بیای به جون ذهنت بیفتی و باورهای مخربی که تو ذهنت هست رو پیدا کنی واقعا خیلی بیشتر کمک میکنه. و هردو با هم که دیگه عالیه

      کامنتم خیلی طولانی شد ولی لازمه برای من که این ردپا رو به جا بزارم

      هر لحظه تون پر از خدا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    حسن یزدانی گفته:
    مدت عضویت: 2320 روز

    با سلام خدمت شما استاد عزیز و بچه ها

    استاد من یکی از خواسته هایی که داشتم روابط و ازدواج بود و چندین و چند سال تلاش های مختلفی کردم مثلا خواستگاری های مختلف روی شخصیتم کار کردم روی احساس لیاقتم برای داشتن یک رابطه ی خوب کار کردم ولی هر دفعه نمی شد

    این در حالی بود که در اطرافیانم دوستانم و اقوامم می دیدم کسایی که هم سن من یا کمتر از سن من داشتن خیلی راحت تر و در زمان کمتری از من ازدواج کردن

    من حتی استاد برای اینکه ازدواج کنم شغلم رو هم چندین بار تغییر دادم چونکه اطرافیانم و خودم بعد یه مدتی به این نتیجه رسیدم که شغلم باعث شده که دیر ازدواج کنم و باید شغلی داشته باشم که اون دختر خوشش بیاد

    اما هیچ کدوم از این تغییر کردن ها افاقه نکرد تا اینکه بعد از دیدن این ویدئوی ارزشمند تا حدودی دستم اومده که چه جاهایی پام روی ترمز بوده

    من وارد رابطه شدن رو دوست دارم اما باوری که بعد از ازدواج باید همش کار کنم و سختی بکشم برای پول در آوردن و هزینه کردن برای زندگی مشترک

    باعث شده که من نتونم وارد یک رابطه بشم با وجود تلاش هایی که کردم .

    و همون طور که گفتم اطرافیانم با شغل های معمولی تر از من الان هزینه های یک زندگی مشترک رو دارن میدن و استاد امیدوارم بتونم وارد این دوره شگفت انگیز بشم و این ترمزها رو از زندگیم حذف کنم

    تشکر می کنم از شما استاد عزیز و خانم شایسته بزرگوار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    SAEID987645 گفته:
    مدت عضویت: 1056 روز

    هوالباقی هوالشافی

    بنظرم کسی که تلاش میکنه و به هدف نمیرسه مشکل از ریشه و اساسی هست، مهم ترین مشکل های اساسی اون این هست احتمالا یا ظرف وجودس رو در حد اون هدفی که تو ذهنش ساخته نداره یا اصلا تلاش مستمر و تلاش اصلا نمیکنه.مثل اینکه فردی بگه من تو هدفم ماشین بنز هست ولی برای بنز دار شدن اولا شخصیت وجودش رو پرورش نده دوما خودش رو در حد بنز داشتن لایق ندونه سوما برای کسی که مثلا بنز داره تلاش برای مبلغ خریدش نکنه و دنبال راه های میانبر باشه

    این آدم قطعا همیشه زودتر از تلاش کردن زود تر از انجام دادن خط پایان منتظر معجزه هست

    آخرش هم به زمین و زمان فحش بده که نشد

    این آدمایی که فقط هدف های واهی تو ذهن می‌سازند و فقط تو ذهنشون براشون شاخ و برگ میدن و موقع انجام و مرحله تلاش و رسیدن دنبال زمان کشی و وقت کشی هستند امروز و فردا کردن

    نمیدونم دنبال بهانه های منفی گرایی و نهایت هم وسط راه کار رو ول کنند دم دمی بهشون میگن

    من خودم به این نتیجه رسیدم همیشه این شعارم هست NO try NLY DOOOOO فقط اول عزم و جزم کن به انجام دادن به این فکر نکن تلاشت چقدر باشه تو مسیر سوپر انرژی ها رو میزنی برای تلاش مضاعف پس ابتدا فقط انجام بده

    وقتی فکری تو ذهنت آمد مطمن باش پس تو توانایی به فعل کردن هم داری پس انجام بده و عملی کن

    من معجزه خواستن جذب کردن و انجام دادن و تلاش کردن و نهایت داشتن رو داشتم

    الان همین امروز یه قرارداد حقوقی ملکی بستم علی الحساب 17 میلیون برام آمد درحالی دیشب فقط من 6 هزار تومن داشتم و با خودم میگفتم باید از کسی تا سر ماه قرض کنم

    پس خواستن هست پس انجام دادن هست باید دنبال کار رفت دنبال هدف پول درآوردن والا مگه میشه بشینی تو خونه و پول برات بیاد باید جرقه ای بخوره و تو یه طرف اون عامل جرقه باشی

    من واقعا فهمیدم وقتی هر کاری رو از ته قلب و از ته وجود عزمم به جزم انجامش دادم و خودم رو بزرگتر از هدفم دیدم تا برعکس باشه و دلسرد بشم قطعا بهش رسیدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    نفیسه بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 1190 روز

    سلام خسته نباشید

    همین الان فایل و گوش دادم و چون زمان خالی کم دارم همین الان میخوام پاسخ بدم و ی تجربه خودم و بگم

    سوال 1…تشکیل کانال کوچک برای کسب و کار بدون سرمایه اولیه در نرم افزار ایتا . حدودا یک سال و نیم پیش این کانال رو زدم و به نطر خودم موفق بود چون با همین موفقیت من از اقوام تشویق شدند برای شروع به کسب و کار اما به نظرم نتیجه کمه. تعداد اعضا و فروش بالا نمیره . با توجه به دادن تبلیعات بالا و تلاش . ولی خودم پیش خودم به این نتیجه رسیدم ی جای کار ی گیری داره یا به قول استاد ی ترمزی هست و تصمیم گرفتم دیگه تبلیعات ندم تا مشکل و بفهمم .

    سوال 2 …بله از همکاران کسانی هستند که با شرایط من کانال آنها رشد بالاتری داشته و گاها به روش آنها نگاه میکنم میبینم کانال من از نطر ظاهری مناسبتره و شاید من وقت بیشتری میزارم الان که فایل و گوش دادم به این نتیجه رسیدم حتما ترمزی در افکار بنده وجود داره که باید پیداش کنم

    سوال 3 … باور های محدود کننده دارم مثل اینکه نرم افزار ایتا بد شده کند شده یا این که کانالهای مشابه کانال من زیاد شده یا اینکه پول ندارم تبلیغات خوب بدم . که حتی این اواخر پول هم قرض کردم ی تبلیع خوب دادم ولی نتیجه نداشت

    استاد حالا که می‌فهمیم ی جای کار ایراد داره و باورمون مشکل داره خواهشا ی توضیحی بدین چه جوری افکارمون رو تغییر بدیم و به جاش افکار درست جایگزین کنیم .

    چون فعلا درآمدی آنچنان نداریم که بتونیم فایلهای مربوطه را خریداری کنیم و بنا به گفته ی خود شما فعلا باید از فایلهای رایگان استفاده کنیم.

    ممنون از به اشتراک گذاری حس و حال خوبتون

    حرف زیاده اما میخوام به نتیجه خیلی بالا برسم بعدا نتایج خود رو حتما اینجا اعلام میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: