اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداروشکر که امروز روبااین فایل زیبا وآگاهی جالب طی کردم.
گاهی اوقات مسائل واتفاقاتی برام رخ میداد که نمیدونستم توجه وجذب خودم بوده،بارها اتفاقاتی برام میفته که من دربارش فکر کرده بودم،از این قانون اطلاع نداشتم وخیلی تعجب میکردم که آخه چطور ممکنه؟مگه میشه؟بارها این موضوع برای من تکرار میشد،نمیدونستم که خودم جذبش میکنم،خداروصدهزار مرتبه شکر که این آگاهی واطلاع رو فهمیدم ومیتونم بااستفاده از قانون وباور خوب ،بهترینها وزیباترینها رو جذب کنم. خدایا شکرت سپاسگزارم.
نکته مهم این فایل که قانون رو از یه زاویه متفاوت بررسی میکنه؛
وقتی انسان دوست دارد که دربارهی مشکلات و اتفاقات عجیب و غریب که برایش رخ داده صحبت کند و یه جورایی توجه و نگاه بقیه رو به دست بیاورد.
اتفاقی که میفته اینه که از همون مشکلات عجیب بیشتر براش رخ میده تا دفعه بعد با آب و تاب بیشتری از شدت گرفتن اون مشکل صحبت کنه و توجه بیشتری بخره :-)
غافل از آنکه داره به قعر چاه سقوط می کنه.
در مورد خودم بخوام بگم، چه قبل آشنایی با قانون و چه توی این 3 سال هرگز و هرگز علاقه ای به صحبت کردن از مسائلم نداشتم.
ولی در گفتگو های ذهنی خودم خیلی خوب این توجه رو انجام میدادم..
طوری که روز ها و روز ها بدون اینکه حواسم باشه که دارم چه بلایی سر خودم میارم، توی ذهنم به اتفاقات و آدم های ناخواسته قدرت دادم
ولی صحبت هرگز، حتی شنونده خوبی نیستم برای گوش دادن به درد و دل های دیگران ، از طریق نگاه هم به شدت مراقب بودم که چی میبینم…
حالا میفهمم قدرت کلام خیلی بیشتر از هر گونه توجه دیگری است..(قدرتمند تر از دیدن، شنیدن، کشمکش ذهنی داشتن….)
چون اطرافم پر بود از آدم هایی که چنان با خنده و آب و تاب از بیماری ها شون، از روابط فاجعه ی پر از دروغ و خیانت، از بی پولی و……. تا دلتون بخواد صحبت میکردند.
یه نمونه اینه همیشه یک کیسه پر از قرص رو با خودشون حمل میکنند و در مورد انواع بیماری های عجیب و غریب شون صحبت میکنند..
بقیه موارد هم که همه مون بهتر میدونیم مخصوصا در حوزه روابط..
اونم به صورت بزرگنمایی یعنی دقیق مصداق همین نکته ای که استاد در این فایل گفتن..
واقعا علاقه به خاص بودن و مورد توجه قرار گرفتن یه موقع هایی چقدر وحشتناک میشود. البته برای کسانی که به قانون آشنا نیستند.
یک باگی که من تازه پی بردم بهش که اونم یه جورایی تمرکز بر ناخواسته هاست و خیلی ریز بود،
اینه که از وقتی با قانون آشنا شدم، نتایج زندگی اون افراد رو میشینم تو ذهنم آنالیز میکنم و به خودم صد آفرین میگم که از اونا نیستم :-)
غافل از آنکه این هم یه نوع توجه که اتفاقا خیلی هم خطرناک هست،
چون به شدت احساس بد رو در من زیاد میکرد خدا رو شکر که متوجه ش شدم..
شاید یه دلیلی که کاملا از مدار این آدم ها خارج نشدم همین بود.
پس تحلیل نتایج و وضعیت دیگران ممنوع ×
همه ی این تجربه ها به من این درس رو میده که یک تعهد غیر قابل مذاکره بدهم تا به خواسته ها و زیبایی ها توجه کنم تا به احساس بهتری برسم ،
و منظور کلی تون رو رسوندین واقعا من امروز به این فایل زیبا هدایت شدم و چند بار هم گوشش دادم و این فایل همون چیزی بود که امروز به گوش دادنش نیاز داشتم
تا خیلی از حرف ها رو برای من تداعی کنه و من روی این موضوع خیلی کار کردم روی خودم و باورهام میگن که این فایل ها هم باید مثل غذا خوردن باشه همون قدر که بدن ما احتیاج داره به غذا
به شنیدن این فایل ها هم همون قدر احتیاج داره یعنی نباید بعد از یه مدت اون رو کنار بزاریم و فقط به گوش دادن نیست باید روی خودمون کار کنیم
استاد در این بار باید بگم که یه مدت بود که از سایت دور شده بودم و ارتعاشم خیلی پایین اومده بود دیگه حس میکردم دارم برمیگردم به هون دنیای سابق داشتم تحت تاثیر جمع هایی قرار میگرفتم
که من همیشه میگم خدایا من تمام مسیر های زندگیم رو میخوام با تو قدم بردارم اگه تو هستی اگه تو بامنی و حست میکنم منم قدم برمیدارم میخوام تمام قدم هایی که برمیدارم با این اطمینان که تو هستی قدم بردارم اگه تو نیستی منم نیستم و میگم که همشیه میخوام که اگه یکم فاصله گرفتم از این مسیر زیبا منو به مسیر برگردونی و استاد واقعا این و دیدم که همیشه تا یکم فاصله میگیرم خودش منو برمیگردونه
خدایا شکرت که همیشه بهترین ها رو برام رقم میزنی
خدایا شکرت که تمام قدم های زندگیم رو با اطمنان به تو قدم برمیدارم
و در مورد فایل باید بگم که سعی کنیم از جمع هایی که در این مورد صحبت میشه یا کنار گیری کنیم یا وارد اون جمع ها نشیم البته وقتی که انسان تصمیم میگیره روی خودش کار کنه و پاشنه اشیل هاش رو باور های محدود کننده رو کنار بزار انسان هایی سر راهش قرار میگیرن که فقط مثبت فکر میکنن و مثبت هم صحبت میکنن ما خودمون بابد تصمیم بگیریم که کدوم راه رو انتخاب کنیم
که هرموقع درمورد اتفاقات منفی اتفاقاتی که تمام زندگی مارو تحت تاثیر خودش قرار میده صحبت میکنیم باعث میشم که از این نوع اتفاقات بیشتر توی زندگی ما بیفته
ولی هرموقع مثبت فکر کنیم و به زیبایی ها توجه کنیم فقط و فقط اتفاقات خوب رو به زندگیمون دعوت میکنیم
سلام بر دوستان عزیزم در این مسیر بهشتی در کنار هم هستیم
روز دهم
چرا بعضی از افراد بدشانس هستن
واااای خدایا تا فایل رو پلی کردم خدا انگار داشت باهام حرف میزد ک زهرا کجایی داری از مسیر خارج میشی
از دیروز کلی باران اومد و کلی خسارت داشته در مشهد در بعصی از نقاط و خیلی ها جان خودشون رو از دست دادن ولی ب لطف خداوند جای ما اتفاقی نیفتاده بود و من از دیروز فقط لذت بردم از باران طوفان و رعد وبرق و فقط شکر خدارو بحا میاوردم و با خدایم حرف میزدم و لذت میبردم
داشتن خانوادم همین الان در مورد همین موضوع صحبت میکردن و بهش توجه میکردن و تعریف میکردن از این اتفاق ها من هم وارد بحث شد و همرای شون کردم چند دقیقه بعد توی قلبم ندای اومد گفت زهرا داری چیکار میکنی برو تو اتاقت و ب حرفا توجه نکن و منم همین کارو کردم و اومدم سراغ روز دهم و فایل رو پلی کردم ب گوش دادن
واااایییییی خداییییییی من
وقتی استاد شروع کرد ب حرف زدن
ذهنم قفل کرده بود
ک زهرا ببین خدا داره باهات حرف میزنه داری برای تو حرف میزنه داره بهت میگه از مسیر داری دور میشی
داری با خودت چیکار میکنی توی ک خودتو سپردی دست الله چرا نگرانی چرا بهش توجه میکنی
چرا میشینی پای حرف بقیه چرا داری قدرت خدا
رو فراموش میکنی
خدایییی من دمت گرم
خدای من عاشقتم ب موقع دستم رو گرفتی زود منو ب مسیر آوردی و باهام از طریق این فایل صحبت کردی
قبل از این واقعا برم تو خاکی قبل از این ک از مسیر دور بشم قبل از این ک از تو دور بشم
دستم رو گرفتی نزاشتی با فکر هایم با جذب اتفاق های بد خودم را در باتلاق غرق کنم
سلام و درود خدمت استادان عزیز عباسمنش و شایسته و تمام اعضای خانواده بزرگ عباسمنشی.
روز دهم رو با کمی تاخیر اقدام به گذاشتن کامنتش کردم البته نه بخاطر تنبلی بلکه داشتم سعی میکردم ذهنم رو کنترل کنم و تقریبا موارد زیادی رو بخاطر آوردم که تو تله همین موردی که استاد اشاره کردن افتادم و البته نتیجشو هم دیدم.
من هم در گذشته مثل اکثریت مردم همین اخلاق رو به دلیل کمبود عزت نفس و جلب توجه داشتم که طبق قانون نتیجه ای جز همون جنس اتفاقات واسم نداشت.
مثلاً زمانی که تو کارخونه کار میکردم و مسئولیت خط تولید رو بعهده داشتم اگه یک مورد جزئی پیش نیومد همچین با آب و تاب بهش پروبال میدادم و واسه همکارام تعریف میکردم که انگار جیمز باند کارخونه ام و جالب اینجا بود که همین جنس اتفاقات هم همیشه تو شیفت من میفتاد و همیشه شیفت من پراز هیجان بود.
اینقدر که یک شب کارخونه تو شیفت من آتیش گرفت و یادمه دو شبانه روز ماشین های آتشنشانی مشغول خاموش کردن آتش بودن.
لامصب ذهنم تو اینجور موارد اصلا کوتاهی نمیکنه و خیلی فعاله.
یا وقتی که رفتم تو کار املاک ازونجایی که ذهنم دنبال هیجان و چالش بود همیشه قراردادهای من یک چالش و بحثی داخلش بود.
یکی نبود بگه خب پسر عاقل ازین ذهن در مسیر درست استفاده کن.
الان با آموزشهای استاد فهمیدم که شانس وجود نداره و خودمون خالق شرایط خودمون هستیم و دارم ذهنم رو جهت دهی میکنم که به بهترین و راحت ترین شکل ممکن قرارداد میبندم و پولمو هم تمام و کمال میگیرم و مطمئن هستم همین جنس اتفاقات رو هم نتیجه میگیرم.
خدایا هزاران مرتبه شکر که منو تو این مسیر قرار دادی چون اگه نمیومدم تو این مسیر معلوم نبود این ذهنم منو به کجا میکشوند.
چقدر هر وقت شما صحبت میکنین من میخوام گریه کنم. یعنی انگار تمام حرفهای شما را زندگی کردم اما نمی تونم بیان کنم. چقدر زندگی کردن با انسان های بدبین سخته. و من متاسفانه زندگی کردم… نکته ای که در مورد ارزش سهام بود چقدر ارزشمند بود ممنون که یادمون دادین.
در مورد مسائل و مشکلات خود با دیگران صحبت کنند خصوصا اگر اتفاقات عجیب و غیر معمول برای آنها رخ دهد
اینگونه:
در مدار اتفاقات و شرایط ناجالب و نامناسب قرار می گیرند و به جهان درخواست می دهند:
از این دست اتفاقات برای آنها بیشتر به وجود آورد
باید بتوانیم هنگام رخ دادن چنین اتفاقاتی:
-تمرکز خود را بر تعریف کردن اتفاقات خوب قرار داده و به خود تعهد دهیم که تنها اتفاقات خوب رخ داده شده را برای دیگران تعریف کرده و از اتفاقات بد صرف نظر کنیم
تعهد دادن به خود:
باعث می شود انتظار ما برای رخ دادن اتفاقات نامناسب در زندگیمان کمتر شود و در نتیجه:
از این دست اتفاقات را کمتر تجربه کنیم
اگر تمایل به صحبت کردن در مورد اتفاقات نامناسب داریم:
آنها را به عناوین مختلف به سمت خود جذب می کنیم
زمانی که تمرکز ما تنها صحبت کردن درباره ی اتفاقات مثبت باشد:
سلام عرض ادب احترام و ایمان قلبی خدمت شما استاد عزیز تر از جانم اتفاقا من که قبلا سریال زندگی در بهشت و سریال سفر به دور آمریکا رو میدیدم شما اینقدر تحسین میکردید و شکر جزاری میکردید که زیون منم وقتی که این دوتا سریال رو میدیدم عادت کرده بود که حتی نوشابه هم میخوردید من میگفتم خدایا شکرت نوشابه خوردن و بعد از یه مدتی حدودا 4 ماه منم هدایت شدم به یک سفر نوروزی 8 روزه که مکان خیلی سر سبزی بود حتی سنگهاشم سبز بودن سمت هورامانات مریوان کردستان و جدا از فهمیدن تجربه کردم که کانون توجه هر چیزی که باشه به اساس اون چیز هدایت میشی
امروز که به دهمین روز سفرنامه رسیدم با خودم روند یکساله آشنایی و همراهی با این آگاهیها را مرور کردم. از همان روزهای ابتدایی که اشتیاقم به زندگی وارد سطح جدیدی شده بود کم وبیش این موضوع صحبت کردن و تمرکز بر نکات مثبت در آن روزها را رعایت میکردم اما هر چه که بیشتر جلو میآمدم دقت نظرم بر این موضوع بیشتر و بیشتر می شد و انصافاً در این یک سال خیلی کمتر از قبل در مورد موضوعات ناخوشایندی که تجربه کرده و یا تجربه میکنم صحبت میکنم و در چند مورد دقیقاً تأثیر صحبت کردن در مورد آنها را کاملاً آزمودم و آگاهانه از تجربیات خوب خویش بارها صحبت میکنم جالب اینکه همین امروز هم با افرادی که ارتباط داشتم آنها اخباری از گرانی و تورم را در ابتدای روز به من دادند اما بنده با اتخاذ دیدگاهی مثبت به آنها و همچنین صحبت در مورد موضوعات دلخواه خودم با رویکردی طنز گونه، توانستم احساس خودم را خوب نگه داشته و حتی به احساس بهتری برسم و بعد آن جالبتر اینکه با افرادی بهتر و دوستانم که انتظار ملاقاتشان را داشتم برخورد کرده و شادمان بودم این نمود عینی این فایل برایم بود که واقعاً هر فرد میتواند با صحبت کردن و توجه به هر موضوعی وارد مدار آن شده و نشانههای بیشتری را از آن ببیند.
درودبراستاد مریم جان،دست اندرکاران ودوستان عزیز.
روزدهم سفرمن
خداروشکر که امروز روبااین فایل زیبا وآگاهی جالب طی کردم.
گاهی اوقات مسائل واتفاقاتی برام رخ میداد که نمیدونستم توجه وجذب خودم بوده،بارها اتفاقاتی برام میفته که من دربارش فکر کرده بودم،از این قانون اطلاع نداشتم وخیلی تعجب میکردم که آخه چطور ممکنه؟مگه میشه؟بارها این موضوع برای من تکرار میشد،نمیدونستم که خودم جذبش میکنم،خداروصدهزار مرتبه شکر که این آگاهی واطلاع رو فهمیدم ومیتونم بااستفاده از قانون وباور خوب ،بهترینها وزیباترینها رو جذب کنم. خدایا شکرت سپاسگزارم.
به نام خدا
سلام خدمت استاد جان
و خانم شایسته عزیز
هرف استاد واقعا درسته چون که تجربش کردم مییگم
به هرچیزی چه آگاهانه و چه ناآگاهانه توجه کنی
حرف بزنی به قول خودمون لفظشو بیای
از همون جنس موضوع وارد زندگیت میشه
چه تو بخوای وچه نخوای
من داشتم توی جاده به پلیس فکر میکردم
که خدا شاهد بعد 10 دقیقه جناب پلیس فرمودن بزن
بغل این چیزی نبود که کپی کنم یا بگم حالا یه چیزی هم بنویسم
قانون واقعا درست عمل میکنه وهیچ جای تقلب نزاشته
به امید توفیق روز افزون ثروت سلامتی و آرامش
برای همه عزیزان عباس منشی
در پناه حق
به نام خدای مهربان
دهمین روز تحول زندگی من
چرا بعضی ها بد شانس هستند!؟
نکته مهم این فایل که قانون رو از یه زاویه متفاوت بررسی میکنه؛
وقتی انسان دوست دارد که دربارهی مشکلات و اتفاقات عجیب و غریب که برایش رخ داده صحبت کند و یه جورایی توجه و نگاه بقیه رو به دست بیاورد.
اتفاقی که میفته اینه که از همون مشکلات عجیب بیشتر براش رخ میده تا دفعه بعد با آب و تاب بیشتری از شدت گرفتن اون مشکل صحبت کنه و توجه بیشتری بخره :-)
غافل از آنکه داره به قعر چاه سقوط می کنه.
در مورد خودم بخوام بگم، چه قبل آشنایی با قانون و چه توی این 3 سال هرگز و هرگز علاقه ای به صحبت کردن از مسائلم نداشتم.
ولی در گفتگو های ذهنی خودم خیلی خوب این توجه رو انجام میدادم..
طوری که روز ها و روز ها بدون اینکه حواسم باشه که دارم چه بلایی سر خودم میارم، توی ذهنم به اتفاقات و آدم های ناخواسته قدرت دادم
ولی صحبت هرگز، حتی شنونده خوبی نیستم برای گوش دادن به درد و دل های دیگران ، از طریق نگاه هم به شدت مراقب بودم که چی میبینم…
حالا میفهمم قدرت کلام خیلی بیشتر از هر گونه توجه دیگری است..(قدرتمند تر از دیدن، شنیدن، کشمکش ذهنی داشتن….)
چون اطرافم پر بود از آدم هایی که چنان با خنده و آب و تاب از بیماری ها شون، از روابط فاجعه ی پر از دروغ و خیانت، از بی پولی و……. تا دلتون بخواد صحبت میکردند.
یه نمونه اینه همیشه یک کیسه پر از قرص رو با خودشون حمل میکنند و در مورد انواع بیماری های عجیب و غریب شون صحبت میکنند..
بقیه موارد هم که همه مون بهتر میدونیم مخصوصا در حوزه روابط..
اونم به صورت بزرگنمایی یعنی دقیق مصداق همین نکته ای که استاد در این فایل گفتن..
واقعا علاقه به خاص بودن و مورد توجه قرار گرفتن یه موقع هایی چقدر وحشتناک میشود. البته برای کسانی که به قانون آشنا نیستند.
یک باگی که من تازه پی بردم بهش که اونم یه جورایی تمرکز بر ناخواسته هاست و خیلی ریز بود،
اینه که از وقتی با قانون آشنا شدم، نتایج زندگی اون افراد رو میشینم تو ذهنم آنالیز میکنم و به خودم صد آفرین میگم که از اونا نیستم :-)
غافل از آنکه این هم یه نوع توجه که اتفاقا خیلی هم خطرناک هست،
چون به شدت احساس بد رو در من زیاد میکرد خدا رو شکر که متوجه ش شدم..
شاید یه دلیلی که کاملا از مدار این آدم ها خارج نشدم همین بود.
پس تحلیل نتایج و وضعیت دیگران ممنوع ×
همه ی این تجربه ها به من این درس رو میده که یک تعهد غیر قابل مذاکره بدهم تا به خواسته ها و زیبایی ها توجه کنم تا به احساس بهتری برسم ،
و این یعنی “خوش شانسی“
سلام به استاد عزیزم
استاد چقد خوب در مورد این موضوع صحبت کردین
و منظور کلی تون رو رسوندین واقعا من امروز به این فایل زیبا هدایت شدم و چند بار هم گوشش دادم و این فایل همون چیزی بود که امروز به گوش دادنش نیاز داشتم
تا خیلی از حرف ها رو برای من تداعی کنه و من روی این موضوع خیلی کار کردم روی خودم و باورهام میگن که این فایل ها هم باید مثل غذا خوردن باشه همون قدر که بدن ما احتیاج داره به غذا
به شنیدن این فایل ها هم همون قدر احتیاج داره یعنی نباید بعد از یه مدت اون رو کنار بزاریم و فقط به گوش دادن نیست باید روی خودمون کار کنیم
استاد در این بار باید بگم که یه مدت بود که از سایت دور شده بودم و ارتعاشم خیلی پایین اومده بود دیگه حس میکردم دارم برمیگردم به هون دنیای سابق داشتم تحت تاثیر جمع هایی قرار میگرفتم
که من همیشه میگم خدایا من تمام مسیر های زندگیم رو میخوام با تو قدم بردارم اگه تو هستی اگه تو بامنی و حست میکنم منم قدم برمیدارم میخوام تمام قدم هایی که برمیدارم با این اطمینان که تو هستی قدم بردارم اگه تو نیستی منم نیستم و میگم که همشیه میخوام که اگه یکم فاصله گرفتم از این مسیر زیبا منو به مسیر برگردونی و استاد واقعا این و دیدم که همیشه تا یکم فاصله میگیرم خودش منو برمیگردونه
خدایا شکرت که همیشه بهترین ها رو برام رقم میزنی
خدایا شکرت که تمام قدم های زندگیم رو با اطمنان به تو قدم برمیدارم
و در مورد فایل باید بگم که سعی کنیم از جمع هایی که در این مورد صحبت میشه یا کنار گیری کنیم یا وارد اون جمع ها نشیم البته وقتی که انسان تصمیم میگیره روی خودش کار کنه و پاشنه اشیل هاش رو باور های محدود کننده رو کنار بزار انسان هایی سر راهش قرار میگیرن که فقط مثبت فکر میکنن و مثبت هم صحبت میکنن ما خودمون بابد تصمیم بگیریم که کدوم راه رو انتخاب کنیم
که هرموقع درمورد اتفاقات منفی اتفاقاتی که تمام زندگی مارو تحت تاثیر خودش قرار میده صحبت میکنیم باعث میشم که از این نوع اتفاقات بیشتر توی زندگی ما بیفته
ولی هرموقع مثبت فکر کنیم و به زیبایی ها توجه کنیم فقط و فقط اتفاقات خوب رو به زندگیمون دعوت میکنیم
از شما سپاسگزارم به خاطر این فایل زیبا و ارزشمند
خدایا شکرت برای این فایل زیبا
در پناه الله یکتا شاد،پیروز وسربلند باشید
بنام خداوند بخشنده و مهربان
بنام خداوندی ک ب من جان و روح داد
بنام پروردگارم الله
سلام بر استاد گرامی و مریم بانو
سلام بر دوستان عزیزم در این مسیر بهشتی در کنار هم هستیم
روز دهم
چرا بعضی از افراد بدشانس هستن
واااای خدایا تا فایل رو پلی کردم خدا انگار داشت باهام حرف میزد ک زهرا کجایی داری از مسیر خارج میشی
از دیروز کلی باران اومد و کلی خسارت داشته در مشهد در بعصی از نقاط و خیلی ها جان خودشون رو از دست دادن ولی ب لطف خداوند جای ما اتفاقی نیفتاده بود و من از دیروز فقط لذت بردم از باران طوفان و رعد وبرق و فقط شکر خدارو بحا میاوردم و با خدایم حرف میزدم و لذت میبردم
داشتن خانوادم همین الان در مورد همین موضوع صحبت میکردن و بهش توجه میکردن و تعریف میکردن از این اتفاق ها من هم وارد بحث شد و همرای شون کردم چند دقیقه بعد توی قلبم ندای اومد گفت زهرا داری چیکار میکنی برو تو اتاقت و ب حرفا توجه نکن و منم همین کارو کردم و اومدم سراغ روز دهم و فایل رو پلی کردم ب گوش دادن
واااایییییی خداییییییی من
وقتی استاد شروع کرد ب حرف زدن
ذهنم قفل کرده بود
ک زهرا ببین خدا داره باهات حرف میزنه داری برای تو حرف میزنه داره بهت میگه از مسیر داری دور میشی
داری با خودت چیکار میکنی توی ک خودتو سپردی دست الله چرا نگرانی چرا بهش توجه میکنی
چرا میشینی پای حرف بقیه چرا داری قدرت خدا
رو فراموش میکنی
خدایییی من دمت گرم
خدای من عاشقتم ب موقع دستم رو گرفتی زود منو ب مسیر آوردی و باهام از طریق این فایل صحبت کردی
قبل از این واقعا برم تو خاکی قبل از این ک از مسیر دور بشم قبل از این ک از تو دور بشم
دستم رو گرفتی نزاشتی با فکر هایم با جذب اتفاق های بد خودم را در باتلاق غرق کنم
خدایا ممنونم ک اینقدر مواطبم هستی
هوامو داری
خدایای سپاس ازت عاشقتم
سلام و درود خدمت استادان عزیز عباسمنش و شایسته و تمام اعضای خانواده بزرگ عباسمنشی.
روز دهم رو با کمی تاخیر اقدام به گذاشتن کامنتش کردم البته نه بخاطر تنبلی بلکه داشتم سعی میکردم ذهنم رو کنترل کنم و تقریبا موارد زیادی رو بخاطر آوردم که تو تله همین موردی که استاد اشاره کردن افتادم و البته نتیجشو هم دیدم.
من هم در گذشته مثل اکثریت مردم همین اخلاق رو به دلیل کمبود عزت نفس و جلب توجه داشتم که طبق قانون نتیجه ای جز همون جنس اتفاقات واسم نداشت.
مثلاً زمانی که تو کارخونه کار میکردم و مسئولیت خط تولید رو بعهده داشتم اگه یک مورد جزئی پیش نیومد همچین با آب و تاب بهش پروبال میدادم و واسه همکارام تعریف میکردم که انگار جیمز باند کارخونه ام و جالب اینجا بود که همین جنس اتفاقات هم همیشه تو شیفت من میفتاد و همیشه شیفت من پراز هیجان بود.
اینقدر که یک شب کارخونه تو شیفت من آتیش گرفت و یادمه دو شبانه روز ماشین های آتشنشانی مشغول خاموش کردن آتش بودن.
لامصب ذهنم تو اینجور موارد اصلا کوتاهی نمیکنه و خیلی فعاله.
یا وقتی که رفتم تو کار املاک ازونجایی که ذهنم دنبال هیجان و چالش بود همیشه قراردادهای من یک چالش و بحثی داخلش بود.
یکی نبود بگه خب پسر عاقل ازین ذهن در مسیر درست استفاده کن.
الان با آموزشهای استاد فهمیدم که شانس وجود نداره و خودمون خالق شرایط خودمون هستیم و دارم ذهنم رو جهت دهی میکنم که به بهترین و راحت ترین شکل ممکن قرارداد میبندم و پولمو هم تمام و کمال میگیرم و مطمئن هستم همین جنس اتفاقات رو هم نتیجه میگیرم.
خدایا هزاران مرتبه شکر که منو تو این مسیر قرار دادی چون اگه نمیومدم تو این مسیر معلوم نبود این ذهنم منو به کجا میکشوند.
همه شمارو به دستان پر مهر خداوند متعال میسپارم.
سلام استاد بزرگوار
چقدر هر وقت شما صحبت میکنین من میخوام گریه کنم. یعنی انگار تمام حرفهای شما را زندگی کردم اما نمی تونم بیان کنم. چقدر زندگی کردن با انسان های بدبین سخته. و من متاسفانه زندگی کردم… نکته ای که در مورد ارزش سهام بود چقدر ارزشمند بود ممنون که یادمون دادین.
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
اغلب افراد تمایل دارند:
در مورد مسائل و مشکلات خود با دیگران صحبت کنند خصوصا اگر اتفاقات عجیب و غیر معمول برای آنها رخ دهد
اینگونه:
در مدار اتفاقات و شرایط ناجالب و نامناسب قرار می گیرند و به جهان درخواست می دهند:
از این دست اتفاقات برای آنها بیشتر به وجود آورد
باید بتوانیم هنگام رخ دادن چنین اتفاقاتی:
-تمرکز خود را بر تعریف کردن اتفاقات خوب قرار داده و به خود تعهد دهیم که تنها اتفاقات خوب رخ داده شده را برای دیگران تعریف کرده و از اتفاقات بد صرف نظر کنیم
تعهد دادن به خود:
باعث می شود انتظار ما برای رخ دادن اتفاقات نامناسب در زندگیمان کمتر شود و در نتیجه:
از این دست اتفاقات را کمتر تجربه کنیم
اگر تمایل به صحبت کردن در مورد اتفاقات نامناسب داریم:
آنها را به عناوین مختلف به سمت خود جذب می کنیم
زمانی که تمرکز ما تنها صحبت کردن درباره ی اتفاقات مثبت باشد:
اتفاقات مثبت برای ما رخ خواهد داد
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام عرض ادب احترام و ایمان قلبی خدمت شما استاد عزیز تر از جانم اتفاقا من که قبلا سریال زندگی در بهشت و سریال سفر به دور آمریکا رو میدیدم شما اینقدر تحسین میکردید و شکر جزاری میکردید که زیون منم وقتی که این دوتا سریال رو میدیدم عادت کرده بود که حتی نوشابه هم میخوردید من میگفتم خدایا شکرت نوشابه خوردن و بعد از یه مدتی حدودا 4 ماه منم هدایت شدم به یک سفر نوروزی 8 روزه که مکان خیلی سر سبزی بود حتی سنگهاشم سبز بودن سمت هورامانات مریوان کردستان و جدا از فهمیدن تجربه کردم که کانون توجه هر چیزی که باشه به اساس اون چیز هدایت میشی
باسلام حضور همه شما عزیزان دل❤😘
امروز که به دهمین روز سفرنامه رسیدم با خودم روند یکساله آشنایی و همراهی با این آگاهیها را مرور کردم. از همان روزهای ابتدایی که اشتیاقم به زندگی وارد سطح جدیدی شده بود کم وبیش این موضوع صحبت کردن و تمرکز بر نکات مثبت در آن روزها را رعایت میکردم اما هر چه که بیشتر جلو میآمدم دقت نظرم بر این موضوع بیشتر و بیشتر می شد و انصافاً در این یک سال خیلی کمتر از قبل در مورد موضوعات ناخوشایندی که تجربه کرده و یا تجربه میکنم صحبت میکنم و در چند مورد دقیقاً تأثیر صحبت کردن در مورد آنها را کاملاً آزمودم و آگاهانه از تجربیات خوب خویش بارها صحبت میکنم جالب اینکه همین امروز هم با افرادی که ارتباط داشتم آنها اخباری از گرانی و تورم را در ابتدای روز به من دادند اما بنده با اتخاذ دیدگاهی مثبت به آنها و همچنین صحبت در مورد موضوعات دلخواه خودم با رویکردی طنز گونه، توانستم احساس خودم را خوب نگه داشته و حتی به احساس بهتری برسم و بعد آن جالبتر اینکه با افرادی بهتر و دوستانم که انتظار ملاقاتشان را داشتم برخورد کرده و شادمان بودم این نمود عینی این فایل برایم بود که واقعاً هر فرد میتواند با صحبت کردن و توجه به هر موضوعی وارد مدار آن شده و نشانههای بیشتری را از آن ببیند.
واینگونه خوش شانسی را برای خودم تقدیر کردم
از همراهی با شما بی نهایت خوشحالم🙏✌😃