اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و اعضای سایت الهی عباس منش
خداوند را سپاسگزارم که من را به شنیدن و دیدن این فایل بی نظیر هدایت کرد
میخوام یکی از تمرکز هوایی که دارم را بگم و اینکه چقدر بیشتر وارد زندگی ام میشه تا درسی برای خودم باشه و تائیدی بر درست بودن قانون تا باورهایمان بیشتر تقویت بشه
یکی از مواردی که من همیشه تجربه میکنم و در موردش صحبت میکنم چاله چوله های خیابون هستش با خودم و دیگران در موردش صحبت می کنم از بی کفایتی شهرداری میگم از اینکه چقدر شهرسازی اینجا بد هستش و هر بار که توی یک چاله میرم دوباره غر می زنم و گاهی هم به شهرداری فحش می دم و باز چاله های بیشتر و بیشتر و باز صحبت های بیشتر
من اصلا فکر نمی کردم که این حاصل تمرکز خودم روی چاله هاست تا امروز که این فایل را گوش دادم و تمام غر زدن ها و با دیگران صحبت کردن ها از جلوی چشمم گذشت و گفتم آره همینه تو داری با تمرکز بیشتر چاله های بیشتری را وارد زندگیت می کنی
من امروز تصمیم گرفتم آگاهانه کانون توجه ام را به جاهای سالم خیابون ها بزارم و ایمان دارم که چاله ها کم کم از زندگی ام بیرون میره و به جاهای بهتر هدایت میشم
دیشب داشتم سفر به دور آمریکا را میدیدم که استاد داشت از زیبایی های آمریکا میگفت و الان می بینم استاد این نکته را خیلی خوب رعایت میکنه و منم میخوام از این لحظه آگاهانه بیشتر و بیشتر روی خواسته ها و زیبایی ها تمرکز کنم
ممنونم از استاد عزیزم و خانم شایسته
خداوند را باز هم سپاسگزارم که قدم های کوچک و متوالی را برای تغییر من از کلام استاد عزیزم قرار میده
میتونم بگم ذهنمو جوری تربیت کردم که فقط درمورد زیباییهای جهان اتفاقات عالی حرف بزنم و هرجا درمورد چیزی که دوست ندارم بشنوم یا ببینمش اعراض میکنم و رومو بر میگردونم جایی که نتونم و مجبور باشم بمونم میرم تو رویاهام و تو اون فضا نیستم انگار
خیلی خوبه اینجوری زندگی کردن
کلا اتفاقات مثبت رخ میده
من از وقتی اینو فهمیدم که خودم با افکارم دارم زندگیمو شکل میدم دیگه هر لحظه حواسم هست دارم چه افکاری به ذهنم راه میدم
یه حرف خیلی قشنگ استاد داره (فرض کنید بالای کوه هستید و داری می افتی و تنها چیزی که میتونه تورو نگه داره یه خاره که اونجا سبز شده و من با تمام وجودم با دندونم با هرآنچه دارم اونو میگیرم که نیفتم چون میدونم اگه بیفتم صدر صد میمیرم من تو ذهنم هم همین کار رو با افکار منفی و توجه به نازیبایی ها کردم)
بنام خدایی که خوبی ها را آفرید تا با دیدن زیبایی های خداوند فقط حس خوبی و شکرگذاری رو داشته باشم
سلام بر استاد گرامی و گرانقدر
سلام بر دوستان و هم سایتی ها و هم فرکانس ها و هم قدم ها
درود بیکران بر خالق یکتا و سپاسگزارم خداوندم به خاطر همه نعمتهای خوبی که به من بخشیده است
سپاسگزار خداوندم به خاطر چشمهای سالمی که به من بخشیده تا زیبایی ها را ببینم و سپاسگزار خداوندم که زبان سالمی به من داده تا زیبایی ها و خوبی ها او را شکر بگویم سپاسگزار خداوندم که به من دستان سالمی داده تا با این دستانم نعمتهای بیشمار خداوند رو بنویسم و شکرگزار باشم
خدایا شکرت که قستم کردی این فایلهای زیبا رو ببینم و گوش بدم و بنویسم و تمرین کنم و تکرار
خداوند خالق مطلق است خداوند قادر مطلق است خداوند عالم مطلق است
خداوند منبع نعمت است خداوند منبع ثروت است خداوند منبع دانش است خداوند منبع سلامتی است
خداوند قدرت خلق خلق زندگی خودم را به خودم داده است تا با شکر گزاری نعمتها و ارسال فرکانس و توجه به زیبایی ها هر لحظه زندگی خودم رو با ارسال فرکانس بسازم
رابطه میان کلام و خلق سرنوشت
الگوی رفتاری ناخوداگاه بسیار مخرب: اشتیاق برای بازگوکردن حوادث عجیب، تلخ و ناگوار. شیطان اونقدر در ذهن نجوا میخونه که میگه تو هم تعریف کن تعریف کن چه سختیهایی کشیدی بگو کم نیار تو هم بگو رنج کشیدی، چون میدونه با این کار حس ما رو بد میکنه و با این حس بد می خواد توجه ما رو از زیبایی ها برداره که شکر خدا رو نکنیم
ما با تعریف کردن مشکلات، در حال سفارش دادن مشکلات بیشتر به جهان هستی هستیم. یعنی همون خلق هر لحظه زندگی که با ارسال فرکانس هر لحظه خودمون رو می سازیم و چقدر خوبه که متعهد باشم همیشه چیزهایی رو ببینم و تعریف کنم که حس خوب بگیرم حس خوشحالی بگیرم
جهان هستی به کانون توجه شما پاسخ میدهد، دقیقاً همان جنس اتفاقات را سر راهتان قرار میدهد تا موارد اولیه لازم برای پاسخ دادن وگله گذاری بعدی شما فراهم شود، در واقع: اشتیاق به روایت سختیها، سختیهای بیشتری را وارد تجربه شما میکند.
نکته: تعهد آگاهانه به سکوت در برابر ناخواستهها و اعراض از آنهاست. راه قطع کردن زنجیزه بدشانسیها و اتفاقات عجیب و غریب این است که با خودتان عهد ببندید فقط و فقط در مورد زیباییها، نعمات، اتفاقات مثبت و آنچه میخواهید صحبت کنید، این یک مکانیسم قدرتمند برای آوردن خواستهها به زندگی است.
زمانی که شما تصمیم میگیرید حتی اگر مشکلی پیش آمد، آنرا برای هیچ کس بازگو نکنید، عملاً به جهان هستی اعلام میکنید که نیازی به خوراک منفی برای گفتگو ندارید.
اگر میخواهید زندگی سراسر لذت، روابط عالی و آرام داشته باشید، باید آگاهانه انتخاب کنید که تنها راوی زیباییهای زندگی خود باشید و اجازه ندهید ذهن شما را به سمت نشخوار خاطرات بد و بازگو کردن آنها برای جلب توجه دیگران ببرد.
حتی اگر فرد مثبت اندیشی باشید، باز هم باید مراقب باشید و خود را متعهد کنید که هرگز تحت هیچ شرایطی راوی اتفاقات بد نباشید.
جهان بیرون آینه تمام نمای مکالمات درونی و بیرونی ماست.
کسانی که مدام از بیماری، دزدی، ترافیک و آدمهای بد میگویند، مدام با همین موارد برخورد میکنند و کسانی که زبانشان را به تحسین زیباییها و شکرگذاری عادت دادهاند، جهان را گلستانی مییابند که در آن همه چیز به نفع آنها رقم میخورد.
کلید طلایی برای تجربه یک زندگی رویایی و بدون دردسر، بستن دهان بر روی نازیباییها و گشودن برای ستایش زیبایی هاست.
خداوندا از تو می خواهم که هر لحظه و هر ثانیه فقط به نعمتهایی که دارم توجه کنم و ببینم
یه دنیا تشکر خانم شایسته عزیز بابت مروری که با این سفر عالییی برای ما در پیش گرفتین ،آرزوی بهترین ها رو از الله یکتا براتون دارم
واقعاا عجیب درسته که وقتی راجبه اتفاقات تلخ و بد زندگیت صحبت میکنی چقدر بال و پر در میارن و هر روز بیشتر و بیشتر میشن من خودم سالای قبل که با قانون آشنا نبودم همیشه از وام ها و بدهکاریها و روابط ناخوشایندی که در معرضش بودم صحبت میکردم احساس میکردم خالی میشم و برام عقده نمیشه و اینطوری سبک تر میشم ولی خدا سر شاهده روز نبود که تلفنم زنگ نخوره و طلبکار نباشه خخخخخ?از صدای تلفن متنفر بودم یا هر روز روابط بد رو تجربه میکردم زندگی رو به داغوونی بود که خدا راه نجات رو از طریق استاد بزرگوارم برام فرستاد و خدا گواهه از وقتی فهمیدم قانونو تلفنم که زنگ میخوره با ذوق میرم بردارم میگم عشقمه ،روابطم هر چقدر بگم عالیییی کم گفتم ،یه طلبکار به گوشی من زنگ نمیزنه چرا؟چون به دانستهام عمل کردم توجهم رو بدهی و وام برداشتم توجهم روی پرداخت وام هست،به جای غصه ،شادی میکنم ،شاااد شاادم و هر روز با تجسم غرق شادی هستم که هیچ وام و بدهی نیست واز خوشحالی با هم میرقصیم و شادی میکنیم و نتیجه این کار هم شده خبرهای خوووب ،وروود پووول به زندگی و پرداختن بدهی هاا و زندگی عالییی و دوست داشتنی …. خدایا سپاسگزارم
وقتی این فایلو دیدم یه چیزی فهمیدم.اونم اینکه چرا حرف زدن در مورد اهداف خیلی موثره؟چون انتظار ایجاد میکنه که حالا باید بهش برسم و البته که این گفتگو باید با حس خوب باشه نه توجه به ناخواسته.این انتظار با توجه آگاهانه بوجود میاد.چون واقعا همیشه حرف زدن خیلی راحتتره تا نوشتن.البته یه جاهایی نوشتن لازمه مثل این.چون نوشتن باعث وحدت افکار میشه.ولی برای طول روز حرف زدن عالیه.
نکته مثبت امروزم هم تمام الهاماتی بودن که در مسیر نوشتن توضیحاتم برای فایلهای سفرنامه بود که یه جاهایی کاملا هدایتی رفتم جلو.این به قول استاد کل نکته مثبته.دیگه چیزی نمیخوام چون خدا رو دارم.شکرت.
استاد تو این فایل به نکته ای خیلی جالب توجه کردید که :
افراد بد شانس بیشتر در مورد اتفاقات بد با دیگران صحبت میکنن و افراد خوش شانس بیشتر در مورد اتفاقات خوب با دیگران صحبت میکنن.
بعد داشتم با خودم فکر میکردم که چجوری میتونم در طول روز همش در مورد اتفاقات خوب و خواسته هام صحبت کنم؟
اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که اول بایستی هرروز با خودم در مورد خاطرات خوبم در مورد اتفاقات خوبی که برام افتاده، دستاوردهام و … صحبت کنم و اینرو تمرین کنم
مورد بعدی این که من در این خصوص باوری داشتم که “اگر من زیاد از داشته ها و چیزهای خوبی که دارم صحبت کنم طرف مقابلم ناراحت و غمگین میشه!” که جدیدا که در مورد داشته های خوب خودم و اتفاقات خوب صحبت میکنم میبینم که اصلا اینطور نیست. مثلا برای فردی که اصلا شمال نرفته شما اگر از لذت شمال رفتن تعریف کنم اون هم لبخند رو لبش میاد و لذت میبره و مشتاق میشه و اینها همه هم در من و هم در طرف مقابلم احساس خوب ایجاد میکنه.
جهت اطلاع امروز سر ظهر بهم گفته(الهام) شد که ناهار نخورم و برم پیش یکی از تامین کننده هامون و من هم رفتم وتا رسیدم گفت ناهار خوردی ؟ و جاتون خالی مهمون یک دونر ترکی ام کرد که تا حالا با اون کیفیت نخورده بودم … ضمنا دوره کشف قوانین زندگی رو تازه خریدمش و شروع کردم…. خواستم باهاتون شیر کرده باشم
واقعا استاد اگه بتونیم جلوی این دهان مبارکمون رو بگیریم وقبل از حرف زدن اونها رو یه تحلیل کوچولو بکنیم وسعی کنیم آگاهانه مدتی حرفهای زیبا وشاد وآموزنده وحتی خنده دار بزنیم واین رو مدتی ادامه بدیم تا تبدیل به یک عادت بشه که دیگه ناخودآگاه حرفهای خوب ومثبت والهی وپراز باور قدرتمند کننده وفراوانی بزنیم که دیگه خودش قدم خیلی بزرگیه در راه الهی سازی کانون توجهمون.
خدایا شکرت که مسیر خدا انقدر زیباست حتی تمرینات وتکنیکهای این مسیر هم پر از شادی ولذت وفراوانی وخودآگاهی وآرامشه.آخه خدایا تو چقدر مهربونی میگه حرفای خوب بزن تا اتفاقات خوب برات رقم بخوره.بخند تا دنیا به روت بخنده.ببخش تا دنیا بهش ببخشه.
آخه هردوطرف این معادله ومعامله خوب وزیباست. واقعا این درکی عمیق وساده از قوانین نیست?
اگر میگفت رنج بکش تا به شادی برسی چی? اگر میگفت تحقیر شو تا به شوکت برسی چی?
یقین دارم که این اتفاق خواهد افتاد نه بخاطر اینکه خیلی به خودم مطمئنم به خودش مطمئنم به عشقش نسبت به ما وجایگاه پر عظمتی که از هم اکنون وحتی خیلی پیشتر برامون در نظر گرفته.
الهی که تک تکمون جشن بیداری وجشن آزادی وآزادگی وخدایی شدنمون رو بگیریم.
وقتی اتفاقای بدی ک تو زندگی دیگران اتفاق میفته رو گوش کنی دقیقا از همون جنس اتفاقا رو ب زندگیتون جذب میکنید
وقتی با خودتون تعهد بدید ک در مورد اتفاقای بد حرف نزنید دیگه در موردش با بقیه صحبت نکنید دیگه از اون اتفاقای عجیب و غریبی ک یک در میلیون رخ میده برای شما اتفاق نمیفته
تمرکز کنیم رو نکات مثبت وفقط در مورد مسائلی حرف میزنم ک خیلی خوب بوده مثبت بوده
ب خاطر همین قضیه اس ک بعضیا میگن ما بد شانسیم چون این موضوع بد رو بارها و بار ها تعریف میکنن انگار خوششون میاد از بدبختیاشون صحبت کنند
باید بیشتر مراقب بود ک در مورد مشکلات ب هیچ عنوان صحبت نکنیم
خدارو شکر می کنم برای این سفر پر برکت و همسفرهایی که هر کدوم گنجینه ای از آگاهی همراهشونه…….
روز دهم سفرم با نام دلیل بدشانسی آدمها…..
اتفاقا امروز صبح که میخواستم جریان یه ناخواسته که دیروز برام اتفاق افتاده بود رو طبق معمول برای خواهرم تعریف کنم یه حسی بهم گفت که اینکارو نکن ولی ذهنم گفت حالا اینو که نمیشه براش تعریف نکنی. اینو بگو بعد ببینیم چکار باید بکنیم.(دقیقا جمله استاد که تو فایل چند برابری درآمد میگن در مورد تقلب که حالا ایندفعه رو انجام بده تا ببینیم بعدا چه خاکی تو سرم بریزم😂) و باز هم افتادم تو همون تله همیشگی ذهن.
یعنی انگاری این فایلها طوری چیده شده که ما هر وقت چیزی رو لازمه بشنویم اون درس تو فایل همون روز سفرنامه گفته میشه. مغزم سوت میکشه از اینهمه هماهنگی. الله اکبر….
و باز هم سپاس از خانم شایسته مهربونم که دست مهربان خداوند بودن برای هدایت من و بچه های سایت😙😙😙
ظهر که اومدم فایلو دانلود کردم و دیدم وای این همون چیزیه که باید امروز میفهمیدم تا بدونم دلیل بیشتر عقب موندنها و در جازدنها و بد بیاریها همین با آب و تاب تعریف کردنه. یا به قول استاد اصلا همون لحظه ای که درگیر یه اتفاقی هستم دارم جمله بندی فردامو برای بازگو کردن اون اتفاق برای اطرافیانم تو ذهنم درست می کنم . چه آب و تابی بهش میدم تا مورد ترحم یا مورد توجه قرار بگیرم و چه لذتی میبردم از اینکه خودم رو قربانی جلوه بدم. و حالا میفهمم طبق قانون چه ظلمی به خودم کردم و چجور بیرحمانه خودمو از نعمتهای خداوند محروم کردم…..
اما دیگه بسه. دیگه هرچی مظلوم نمایی کردم و هر چی خواستم مورد توجه باشم بسه. دیگه نمیخوام مظلوم وقایع زندگیم باشم. میخوام خالق باشم و قدرت خلاقیتم رو بیشتر و بیشتر کنم. میخوام اونقدر خدای درونم قدرت پیدا کنه که هر چی اتفاق خوبه به سمت من بیاد و من راهشو یاد گرفتم.
من خدیجه امروز همینجا تعهد میدم که دیگه اتفاقات بد زندگیمو برای هیچ احدی حتی خدا هم تعریف نکنم و بجاش تا میتونم از خوشیها و خوبیهای اطرافم و اطرافیانم بگم تا بشم آهنربای همه چیزهای خوب دنیا. و میدونم که باید تو این راه هم تکاملی پیش برم…..
خدارو شکر که بهترین استاد دنیا و بهترین سایت موفقیتی دنیا روزیم شده و من لیاقت این نعمت رو داشتم که الان اینجام…………
سلام به استاد عزیز و مریم دوست داشتنی و سلام به دوستان خوبم
دهمین روز سفرنامه
وقتی به موضوع این فایل و آگاهیهای اون فکر میکنم دقیقا یاد سبک زندگی خودم میفتم.
چقدر من همیشه دوست داشتم شرایط سخت رو،حتی سخت تر از اون چیزی که بود با آب و تاب برای دیگران تعریف کنم و بعد، شرایط بازهم برای من سخت تر میشد .این قانون جهانه و من بی خبر از این قانون داشتم هر روز مسائل و مشکلات بیشتری رو به زندگیم دعوت میکردم.
خداروشکر که با قانون آشنا شدم و میتونم از این به بعد روزهای خوبی رو برای خودم بسازم.
خاطره خوبی که من میخوام تعریف کنم این بود که من دارم برای آزمون رانندگی آماده میشم .برای همین باید یک جلسه رانندگی با یک مربی بر میداشتم که تمرین کنم
منم که شناخت زیادی از مربیها نداشتم سپردمش به خدا و گفتم من نمیدونم دیگه خداجونم خودت یه مربی خوب بذار سر راهم .
وقتی رفتم آموزشگاه که مربی رو تعیین کنم اون خانم مسئول به من یک مربی رو پیشنهاد دادن که وقتشون خالی بود برای فردا و منم که سپرده بودمش به خدا گفتم حتما همینه دیگه.و اومدم خونه.
حدودای ساعت ۶ بعدازظهر دیدم یه نفر به گوشیم زنگ زد. وقتی اکی کردم دیدم همون مربیه که فردا باهاش تمرین دارم .
ایشون گفتن که اون خانم مسئول اشتباه کردن و زمان استراحت منو برای شما گذاشتن ،شما میتونی توی ساعت ۵تا۷فردا بعد ازظهر بیای که بریم برای تمرین.که الان دیگه کاملا تاریکه اون تایم.
بعد من اولش که ترسیدم گفتم من اصلا توی شب رانندگی نکردم ولی ایشون گفتن عیبی نداره و نترس بیا من کمکت میکنم.
یک لحظه یه صدایی بهم گفت تو هنوز برای رانندگی توی روز مشکل داری چجوری میخوای شب تمرین کنی ،بعد من به اون خانم گفتم ،فکرامو بکنم بهتون پیام میدم .
گوشی رو قطع کردم و تصمیم گرفتم به آموزشگاه زنگ ّزنم و ببینم چجوریه جریان.
وقتی زنگ زدم گفتن درسته .اون مسئول اشتباه کرده و شما باید همون ۵تا۷ برین با اون خانم .
منم گفتم نمیشه مربی رو عوض کنم گفتن بذار ببینیم جای خالی دارن مربیامون یانه.
که گفتن آره، یه مربی دیگه هست که یه ساعت خالی دارن و تو میتونی با ایشون برداری منمگفتم باشه دیگه خدا خودش از اون بالا بهتر میبینه من از کدوم راه برم بهتره.
دخترم گفت مامان تو که اصلا اون مربی رو نمیشناسی چجوری اعتماد کردی .
بهش گفتم سپردمش به خدا .
خلاصه من از همون موقع هم شروع کردم به عبادت تاکیدی خیلی عالی آقا ابراهیم عزیز که یا( همونی میشه که من فکرشو میکنم یا از اونی که من فکرشو میکنم هم بهتر میشه.)
امروز صبح هم که این فایل عالی رو گوش دادم و تعهد دادم به دیدن ،شنیدن و تعریف کردن نکات مثبت.
باورتون نمیشه استاد وقتی با اون مربی نشستم، فهمیدم وقتی همه چیز رو به خدا بسپاری چقدر عالی میشه.
مربیم بی نظیر بود عالی بود .
یک خانم جوان و با اعتماد به نفس که حتی از مربیهای آقای آموزشگاه هم بهتر آموزش میداد.
و نمیدونین چقدر من آرامش گرفتم و استرسم از بین رفت با این مربی خوب و عالی.
و اون خانم کلی از ایرادت من رو با آرامش بهم تذکر دادن 😊😊
خدارو شکر میکنم برای اون ساعتهایی که با اون خانم تمرین کردم.
خدارو شکر میکنم برای قوانین ثابت جهان .
خدارو شکر میکنم که من آگاه شدم به این قوانین .
خدارو شکر میکنم که استاد عزیزم هر روز منو آگاهتر میکنه.
خدارو شکر میکنم که مریم جان این سفرنامه عالی رو ترتیب دادن تا ما آگاهتر و متعهدتر بشیم.
خدارو شکر میکنم که میتونم توجه وتمرکزم رو بذارم روی نکات مثبت اتفاقات زندگیم .
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و اعضای سایت الهی عباس منش
خداوند را سپاسگزارم که من را به شنیدن و دیدن این فایل بی نظیر هدایت کرد
میخوام یکی از تمرکز هوایی که دارم را بگم و اینکه چقدر بیشتر وارد زندگی ام میشه تا درسی برای خودم باشه و تائیدی بر درست بودن قانون تا باورهایمان بیشتر تقویت بشه
یکی از مواردی که من همیشه تجربه میکنم و در موردش صحبت میکنم چاله چوله های خیابون هستش با خودم و دیگران در موردش صحبت می کنم از بی کفایتی شهرداری میگم از اینکه چقدر شهرسازی اینجا بد هستش و هر بار که توی یک چاله میرم دوباره غر می زنم و گاهی هم به شهرداری فحش می دم و باز چاله های بیشتر و بیشتر و باز صحبت های بیشتر
من اصلا فکر نمی کردم که این حاصل تمرکز خودم روی چاله هاست تا امروز که این فایل را گوش دادم و تمام غر زدن ها و با دیگران صحبت کردن ها از جلوی چشمم گذشت و گفتم آره همینه تو داری با تمرکز بیشتر چاله های بیشتری را وارد زندگیت می کنی
من امروز تصمیم گرفتم آگاهانه کانون توجه ام را به جاهای سالم خیابون ها بزارم و ایمان دارم که چاله ها کم کم از زندگی ام بیرون میره و به جاهای بهتر هدایت میشم
دیشب داشتم سفر به دور آمریکا را میدیدم که استاد داشت از زیبایی های آمریکا میگفت و الان می بینم استاد این نکته را خیلی خوب رعایت میکنه و منم میخوام از این لحظه آگاهانه بیشتر و بیشتر روی خواسته ها و زیبایی ها تمرکز کنم
ممنونم از استاد عزیزم و خانم شایسته
خداوند را باز هم سپاسگزارم که قدم های کوچک و متوالی را برای تغییر من از کلام استاد عزیزم قرار میده
به امید روزی که از دستاوردهای فراوانم براتون بگم
در پناه خداوند و به امید دیدار
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد عزیزم
من تو این مورد خیلی رو خودم کار کردم
میتونم بگم ذهنمو جوری تربیت کردم که فقط درمورد زیباییهای جهان اتفاقات عالی حرف بزنم و هرجا درمورد چیزی که دوست ندارم بشنوم یا ببینمش اعراض میکنم و رومو بر میگردونم جایی که نتونم و مجبور باشم بمونم میرم تو رویاهام و تو اون فضا نیستم انگار
خیلی خوبه اینجوری زندگی کردن
کلا اتفاقات مثبت رخ میده
من از وقتی اینو فهمیدم که خودم با افکارم دارم زندگیمو شکل میدم دیگه هر لحظه حواسم هست دارم چه افکاری به ذهنم راه میدم
یه حرف خیلی قشنگ استاد داره (فرض کنید بالای کوه هستید و داری می افتی و تنها چیزی که میتونه تورو نگه داره یه خاره که اونجا سبز شده و من با تمام وجودم با دندونم با هرآنچه دارم اونو میگیرم که نیفتم چون میدونم اگه بیفتم صدر صد میمیرم من تو ذهنم هم همین کار رو با افکار منفی و توجه به نازیبایی ها کردم)
استاد علی بود روز شمار تحول زندگی من
در پناه الله باشید
بنام خداوند خالق زیبایی ها
بنام خدایی که خوبی ها را آفرید تا با دیدن زیبایی های خداوند فقط حس خوبی و شکرگذاری رو داشته باشم
سلام بر استاد گرامی و گرانقدر
سلام بر دوستان و هم سایتی ها و هم فرکانس ها و هم قدم ها
درود بیکران بر خالق یکتا و سپاسگزارم خداوندم به خاطر همه نعمتهای خوبی که به من بخشیده است
سپاسگزار خداوندم به خاطر چشمهای سالمی که به من بخشیده تا زیبایی ها را ببینم و سپاسگزار خداوندم که زبان سالمی به من داده تا زیبایی ها و خوبی ها او را شکر بگویم سپاسگزار خداوندم که به من دستان سالمی داده تا با این دستانم نعمتهای بیشمار خداوند رو بنویسم و شکرگزار باشم
خدایا شکرت که قستم کردی این فایلهای زیبا رو ببینم و گوش بدم و بنویسم و تمرین کنم و تکرار
خداوند خالق مطلق است خداوند قادر مطلق است خداوند عالم مطلق است
خداوند منبع نعمت است خداوند منبع ثروت است خداوند منبع دانش است خداوند منبع سلامتی است
خداوند قدرت خلق خلق زندگی خودم را به خودم داده است تا با شکر گزاری نعمتها و ارسال فرکانس و توجه به زیبایی ها هر لحظه زندگی خودم رو با ارسال فرکانس بسازم
رابطه میان کلام و خلق سرنوشت
الگوی رفتاری ناخوداگاه بسیار مخرب: اشتیاق برای بازگوکردن حوادث عجیب، تلخ و ناگوار. شیطان اونقدر در ذهن نجوا میخونه که میگه تو هم تعریف کن تعریف کن چه سختیهایی کشیدی بگو کم نیار تو هم بگو رنج کشیدی، چون میدونه با این کار حس ما رو بد میکنه و با این حس بد می خواد توجه ما رو از زیبایی ها برداره که شکر خدا رو نکنیم
ما با تعریف کردن مشکلات، در حال سفارش دادن مشکلات بیشتر به جهان هستی هستیم. یعنی همون خلق هر لحظه زندگی که با ارسال فرکانس هر لحظه خودمون رو می سازیم و چقدر خوبه که متعهد باشم همیشه چیزهایی رو ببینم و تعریف کنم که حس خوب بگیرم حس خوشحالی بگیرم
جهان هستی به کانون توجه شما پاسخ میدهد، دقیقاً همان جنس اتفاقات را سر راهتان قرار میدهد تا موارد اولیه لازم برای پاسخ دادن وگله گذاری بعدی شما فراهم شود، در واقع: اشتیاق به روایت سختیها، سختیهای بیشتری را وارد تجربه شما میکند.
نکته: تعهد آگاهانه به سکوت در برابر ناخواستهها و اعراض از آنهاست. راه قطع کردن زنجیزه بدشانسیها و اتفاقات عجیب و غریب این است که با خودتان عهد ببندید فقط و فقط در مورد زیباییها، نعمات، اتفاقات مثبت و آنچه میخواهید صحبت کنید، این یک مکانیسم قدرتمند برای آوردن خواستهها به زندگی است.
زمانی که شما تصمیم میگیرید حتی اگر مشکلی پیش آمد، آنرا برای هیچ کس بازگو نکنید، عملاً به جهان هستی اعلام میکنید که نیازی به خوراک منفی برای گفتگو ندارید.
اگر میخواهید زندگی سراسر لذت، روابط عالی و آرام داشته باشید، باید آگاهانه انتخاب کنید که تنها راوی زیباییهای زندگی خود باشید و اجازه ندهید ذهن شما را به سمت نشخوار خاطرات بد و بازگو کردن آنها برای جلب توجه دیگران ببرد.
حتی اگر فرد مثبت اندیشی باشید، باز هم باید مراقب باشید و خود را متعهد کنید که هرگز تحت هیچ شرایطی راوی اتفاقات بد نباشید.
جهان بیرون آینه تمام نمای مکالمات درونی و بیرونی ماست.
کسانی که مدام از بیماری، دزدی، ترافیک و آدمهای بد میگویند، مدام با همین موارد برخورد میکنند و کسانی که زبانشان را به تحسین زیباییها و شکرگذاری عادت دادهاند، جهان را گلستانی مییابند که در آن همه چیز به نفع آنها رقم میخورد.
کلید طلایی برای تجربه یک زندگی رویایی و بدون دردسر، بستن دهان بر روی نازیباییها و گشودن برای ستایش زیبایی هاست.
خداوندا از تو می خواهم که هر لحظه و هر ثانیه فقط به نعمتهایی که دارم توجه کنم و ببینم
خدایا سپاسگزارتم
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد پیام رسان عزیزم و خانواده ی صمیمی
یه دنیا تشکر خانم شایسته عزیز بابت مروری که با این سفر عالییی برای ما در پیش گرفتین ،آرزوی بهترین ها رو از الله یکتا براتون دارم
واقعاا عجیب درسته که وقتی راجبه اتفاقات تلخ و بد زندگیت صحبت میکنی چقدر بال و پر در میارن و هر روز بیشتر و بیشتر میشن من خودم سالای قبل که با قانون آشنا نبودم همیشه از وام ها و بدهکاریها و روابط ناخوشایندی که در معرضش بودم صحبت میکردم احساس میکردم خالی میشم و برام عقده نمیشه و اینطوری سبک تر میشم ولی خدا سر شاهده روز نبود که تلفنم زنگ نخوره و طلبکار نباشه خخخخخ?از صدای تلفن متنفر بودم یا هر روز روابط بد رو تجربه میکردم زندگی رو به داغوونی بود که خدا راه نجات رو از طریق استاد بزرگوارم برام فرستاد و خدا گواهه از وقتی فهمیدم قانونو تلفنم که زنگ میخوره با ذوق میرم بردارم میگم عشقمه ،روابطم هر چقدر بگم عالیییی کم گفتم ،یه طلبکار به گوشی من زنگ نمیزنه چرا؟چون به دانستهام عمل کردم توجهم رو بدهی و وام برداشتم توجهم روی پرداخت وام هست،به جای غصه ،شادی میکنم ،شاااد شاادم و هر روز با تجسم غرق شادی هستم که هیچ وام و بدهی نیست واز خوشحالی با هم میرقصیم و شادی میکنیم و نتیجه این کار هم شده خبرهای خوووب ،وروود پووول به زندگی و پرداختن بدهی هاا و زندگی عالییی و دوست داشتنی …. خدایا سپاسگزارم
برا تک تکتون آرزوی ثروت میکنم
باخبرای خوب از ثروتمون برمیگردیم ان شاءالله
دوستون دارم
سلام دوست عزیز
از دیدگاه زیباتون انرژی گرفتم عالی بود فوق العاده بود لذت بردم ممنون که نوشتید.
منم براتون ارزوی سلامتی شادی وثروت روزافزون میکنم. موفق باشید
چرا بعضی افراد بدشانس هستن؟
سلام.
وقتی این فایلو دیدم یه چیزی فهمیدم.اونم اینکه چرا حرف زدن در مورد اهداف خیلی موثره؟چون انتظار ایجاد میکنه که حالا باید بهش برسم و البته که این گفتگو باید با حس خوب باشه نه توجه به ناخواسته.این انتظار با توجه آگاهانه بوجود میاد.چون واقعا همیشه حرف زدن خیلی راحتتره تا نوشتن.البته یه جاهایی نوشتن لازمه مثل این.چون نوشتن باعث وحدت افکار میشه.ولی برای طول روز حرف زدن عالیه.
نکته مثبت امروزم هم تمام الهاماتی بودن که در مسیر نوشتن توضیحاتم برای فایلهای سفرنامه بود که یه جاهایی کاملا هدایتی رفتم جلو.این به قول استاد کل نکته مثبته.دیگه چیزی نمیخوام چون خدا رو دارم.شکرت.
روز دهم
با سلام
استاد تو این فایل به نکته ای خیلی جالب توجه کردید که :
افراد بد شانس بیشتر در مورد اتفاقات بد با دیگران صحبت میکنن و افراد خوش شانس بیشتر در مورد اتفاقات خوب با دیگران صحبت میکنن.
بعد داشتم با خودم فکر میکردم که چجوری میتونم در طول روز همش در مورد اتفاقات خوب و خواسته هام صحبت کنم؟
اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که اول بایستی هرروز با خودم در مورد خاطرات خوبم در مورد اتفاقات خوبی که برام افتاده، دستاوردهام و … صحبت کنم و اینرو تمرین کنم
مورد بعدی این که من در این خصوص باوری داشتم که “اگر من زیاد از داشته ها و چیزهای خوبی که دارم صحبت کنم طرف مقابلم ناراحت و غمگین میشه!” که جدیدا که در مورد داشته های خوب خودم و اتفاقات خوب صحبت میکنم میبینم که اصلا اینطور نیست. مثلا برای فردی که اصلا شمال نرفته شما اگر از لذت شمال رفتن تعریف کنم اون هم لبخند رو لبش میاد و لذت میبره و مشتاق میشه و اینها همه هم در من و هم در طرف مقابلم احساس خوب ایجاد میکنه.
جهت اطلاع امروز سر ظهر بهم گفته(الهام) شد که ناهار نخورم و برم پیش یکی از تامین کننده هامون و من هم رفتم وتا رسیدم گفت ناهار خوردی ؟ و جاتون خالی مهمون یک دونر ترکی ام کرد که تا حالا با اون کیفیت نخورده بودم … ضمنا دوره کشف قوانین زندگی رو تازه خریدمش و شروع کردم…. خواستم باهاتون شیر کرده باشم
سلام وسپاس
واقعا استاد اگه بتونیم جلوی این دهان مبارکمون رو بگیریم وقبل از حرف زدن اونها رو یه تحلیل کوچولو بکنیم وسعی کنیم آگاهانه مدتی حرفهای زیبا وشاد وآموزنده وحتی خنده دار بزنیم واین رو مدتی ادامه بدیم تا تبدیل به یک عادت بشه که دیگه ناخودآگاه حرفهای خوب ومثبت والهی وپراز باور قدرتمند کننده وفراوانی بزنیم که دیگه خودش قدم خیلی بزرگیه در راه الهی سازی کانون توجهمون.
خدایا شکرت که مسیر خدا انقدر زیباست حتی تمرینات وتکنیکهای این مسیر هم پر از شادی ولذت وفراوانی وخودآگاهی وآرامشه.آخه خدایا تو چقدر مهربونی میگه حرفای خوب بزن تا اتفاقات خوب برات رقم بخوره.بخند تا دنیا به روت بخنده.ببخش تا دنیا بهش ببخشه.
آخه هردوطرف این معادله ومعامله خوب وزیباست. واقعا این درکی عمیق وساده از قوانین نیست?
اگر میگفت رنج بکش تا به شادی برسی چی? اگر میگفت تحقیر شو تا به شوکت برسی چی?
واقعا خدا کارش درسته از هر لحاظ,از هر نظر
کاش خدا رو دریابیم واز عظمت وثروت وفراوانی ومعنویت وزیبایی وطراوتش لذت ببریم.
یقین دارم که این اتفاق خواهد افتاد نه بخاطر اینکه خیلی به خودم مطمئنم به خودش مطمئنم به عشقش نسبت به ما وجایگاه پر عظمتی که از هم اکنون وحتی خیلی پیشتر برامون در نظر گرفته.
الهی که تک تکمون جشن بیداری وجشن آزادی وآزادگی وخدایی شدنمون رو بگیریم.
ممنونم استاد
خدایا هزاران مرتبه شکر
وقتی اتفاقای بدی ک تو زندگی دیگران اتفاق میفته رو گوش کنی دقیقا از همون جنس اتفاقا رو ب زندگیتون جذب میکنید
وقتی با خودتون تعهد بدید ک در مورد اتفاقای بد حرف نزنید دیگه در موردش با بقیه صحبت نکنید دیگه از اون اتفاقای عجیب و غریبی ک یک در میلیون رخ میده برای شما اتفاق نمیفته
تمرکز کنیم رو نکات مثبت وفقط در مورد مسائلی حرف میزنم ک خیلی خوب بوده مثبت بوده
ب خاطر همین قضیه اس ک بعضیا میگن ما بد شانسیم چون این موضوع بد رو بارها و بار ها تعریف میکنن انگار خوششون میاد از بدبختیاشون صحبت کنند
باید بیشتر مراقب بود ک در مورد مشکلات ب هیچ عنوان صحبت نکنیم
بنام خدای هدایتگر وهاب
سلام به استاد عزیزم و همسفرهای بی نظیرم
خدارو شکر می کنم برای این سفر پر برکت و همسفرهایی که هر کدوم گنجینه ای از آگاهی همراهشونه…….
روز دهم سفرم با نام دلیل بدشانسی آدمها…..
اتفاقا امروز صبح که میخواستم جریان یه ناخواسته که دیروز برام اتفاق افتاده بود رو طبق معمول برای خواهرم تعریف کنم یه حسی بهم گفت که اینکارو نکن ولی ذهنم گفت حالا اینو که نمیشه براش تعریف نکنی. اینو بگو بعد ببینیم چکار باید بکنیم.(دقیقا جمله استاد که تو فایل چند برابری درآمد میگن در مورد تقلب که حالا ایندفعه رو انجام بده تا ببینیم بعدا چه خاکی تو سرم بریزم😂) و باز هم افتادم تو همون تله همیشگی ذهن.
یعنی انگاری این فایلها طوری چیده شده که ما هر وقت چیزی رو لازمه بشنویم اون درس تو فایل همون روز سفرنامه گفته میشه. مغزم سوت میکشه از اینهمه هماهنگی. الله اکبر….
و باز هم سپاس از خانم شایسته مهربونم که دست مهربان خداوند بودن برای هدایت من و بچه های سایت😙😙😙
ظهر که اومدم فایلو دانلود کردم و دیدم وای این همون چیزیه که باید امروز میفهمیدم تا بدونم دلیل بیشتر عقب موندنها و در جازدنها و بد بیاریها همین با آب و تاب تعریف کردنه. یا به قول استاد اصلا همون لحظه ای که درگیر یه اتفاقی هستم دارم جمله بندی فردامو برای بازگو کردن اون اتفاق برای اطرافیانم تو ذهنم درست می کنم . چه آب و تابی بهش میدم تا مورد ترحم یا مورد توجه قرار بگیرم و چه لذتی میبردم از اینکه خودم رو قربانی جلوه بدم. و حالا میفهمم طبق قانون چه ظلمی به خودم کردم و چجور بیرحمانه خودمو از نعمتهای خداوند محروم کردم…..
اما دیگه بسه. دیگه هرچی مظلوم نمایی کردم و هر چی خواستم مورد توجه باشم بسه. دیگه نمیخوام مظلوم وقایع زندگیم باشم. میخوام خالق باشم و قدرت خلاقیتم رو بیشتر و بیشتر کنم. میخوام اونقدر خدای درونم قدرت پیدا کنه که هر چی اتفاق خوبه به سمت من بیاد و من راهشو یاد گرفتم.
من خدیجه امروز همینجا تعهد میدم که دیگه اتفاقات بد زندگیمو برای هیچ احدی حتی خدا هم تعریف نکنم و بجاش تا میتونم از خوشیها و خوبیهای اطرافم و اطرافیانم بگم تا بشم آهنربای همه چیزهای خوب دنیا. و میدونم که باید تو این راه هم تکاملی پیش برم…..
خدارو شکر که بهترین استاد دنیا و بهترین سایت موفقیتی دنیا روزیم شده و من لیاقت این نعمت رو داشتم که الان اینجام…………
خدایا عاشقتم💚💚💚💚
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد عزیز و مریم دوست داشتنی و سلام به دوستان خوبم
دهمین روز سفرنامه
وقتی به موضوع این فایل و آگاهیهای اون فکر میکنم دقیقا یاد سبک زندگی خودم میفتم.
چقدر من همیشه دوست داشتم شرایط سخت رو،حتی سخت تر از اون چیزی که بود با آب و تاب برای دیگران تعریف کنم و بعد، شرایط بازهم برای من سخت تر میشد .این قانون جهانه و من بی خبر از این قانون داشتم هر روز مسائل و مشکلات بیشتری رو به زندگیم دعوت میکردم.
خداروشکر که با قانون آشنا شدم و میتونم از این به بعد روزهای خوبی رو برای خودم بسازم.
خاطره خوبی که من میخوام تعریف کنم این بود که من دارم برای آزمون رانندگی آماده میشم .برای همین باید یک جلسه رانندگی با یک مربی بر میداشتم که تمرین کنم
منم که شناخت زیادی از مربیها نداشتم سپردمش به خدا و گفتم من نمیدونم دیگه خداجونم خودت یه مربی خوب بذار سر راهم .
وقتی رفتم آموزشگاه که مربی رو تعیین کنم اون خانم مسئول به من یک مربی رو پیشنهاد دادن که وقتشون خالی بود برای فردا و منم که سپرده بودمش به خدا گفتم حتما همینه دیگه.و اومدم خونه.
حدودای ساعت ۶ بعدازظهر دیدم یه نفر به گوشیم زنگ زد. وقتی اکی کردم دیدم همون مربیه که فردا باهاش تمرین دارم .
ایشون گفتن که اون خانم مسئول اشتباه کردن و زمان استراحت منو برای شما گذاشتن ،شما میتونی توی ساعت ۵تا۷فردا بعد ازظهر بیای که بریم برای تمرین.که الان دیگه کاملا تاریکه اون تایم.
بعد من اولش که ترسیدم گفتم من اصلا توی شب رانندگی نکردم ولی ایشون گفتن عیبی نداره و نترس بیا من کمکت میکنم.
یک لحظه یه صدایی بهم گفت تو هنوز برای رانندگی توی روز مشکل داری چجوری میخوای شب تمرین کنی ،بعد من به اون خانم گفتم ،فکرامو بکنم بهتون پیام میدم .
گوشی رو قطع کردم و تصمیم گرفتم به آموزشگاه زنگ ّزنم و ببینم چجوریه جریان.
وقتی زنگ زدم گفتن درسته .اون مسئول اشتباه کرده و شما باید همون ۵تا۷ برین با اون خانم .
منم گفتم نمیشه مربی رو عوض کنم گفتن بذار ببینیم جای خالی دارن مربیامون یانه.
که گفتن آره، یه مربی دیگه هست که یه ساعت خالی دارن و تو میتونی با ایشون برداری منمگفتم باشه دیگه خدا خودش از اون بالا بهتر میبینه من از کدوم راه برم بهتره.
دخترم گفت مامان تو که اصلا اون مربی رو نمیشناسی چجوری اعتماد کردی .
بهش گفتم سپردمش به خدا .
خلاصه من از همون موقع هم شروع کردم به عبادت تاکیدی خیلی عالی آقا ابراهیم عزیز که یا( همونی میشه که من فکرشو میکنم یا از اونی که من فکرشو میکنم هم بهتر میشه.)
امروز صبح هم که این فایل عالی رو گوش دادم و تعهد دادم به دیدن ،شنیدن و تعریف کردن نکات مثبت.
باورتون نمیشه استاد وقتی با اون مربی نشستم، فهمیدم وقتی همه چیز رو به خدا بسپاری چقدر عالی میشه.
مربیم بی نظیر بود عالی بود .
یک خانم جوان و با اعتماد به نفس که حتی از مربیهای آقای آموزشگاه هم بهتر آموزش میداد.
و نمیدونین چقدر من آرامش گرفتم و استرسم از بین رفت با این مربی خوب و عالی.
و اون خانم کلی از ایرادت من رو با آرامش بهم تذکر دادن 😊😊
خدارو شکر میکنم برای اون ساعتهایی که با اون خانم تمرین کردم.
خدارو شکر میکنم برای قوانین ثابت جهان .
خدارو شکر میکنم که من آگاه شدم به این قوانین .
خدارو شکر میکنم که استاد عزیزم هر روز منو آگاهتر میکنه.
خدارو شکر میکنم که مریم جان این سفرنامه عالی رو ترتیب دادن تا ما آگاهتر و متعهدتر بشیم.
خدارو شکر میکنم که میتونم توجه وتمرکزم رو بذارم روی نکات مثبت اتفاقات زندگیم .
عاشقتم استاد خوبم برای انتشار این آگاهیها.❤❤❤