اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من متاسفانه این عادت بد را داشتم که خودم را در حالت و موقعیت های بد تصور می کردم و بعد دلم برای خودم می سوخت
الان که فکر می کنم می بینم چه اشتباه بزرگی بوده البته این مدتی که روی خودم کار کردم کمتر شده تا حدی که میشه گفت صفر شده اما در مورد صحبت نکردن راجع به اتفاقات بد هنوز نمی تونم کنترل زبانم را داشته باشم و بعد که صحبت کردم تازه می فهمم که نباید اینکار را می کردم و البته عامدانه از توجه به اخبار و بحث های سیاسی اجتناب می کنم
امیدوارم که با کار کردن بیشتر روی خودم کنترل زبانم هم بیشتر و بهنر بشه.
استادجانم این فایل درعین کوتاه بودن به اندازه ساعت هامفیدبود
این شش دقیقه به اندازه ششصدساعت کاربردی ومفیدبودوسرشارازآگاهی های ناب ،سرشارازنکات ریزوارزنده بودکه اگرمن نوعی آگاهی های همین شش دقیقه روتوی زندگیم به کارببرم وبهشون عمل کنم زندگیم سراسرخوشبختی وآرامش می شود.
استادجانم مادرموردمشکلاتمون حتی باخداهم حق نداریم حرف بزنیم چه برسه به بنده خدا
ماحتی حق نداریم باخودمون هم حرف بزنیم وگفتگوی ذهنی داشته باشیم چه برسه به دوست وفامیل وآشنا چون جهان کاری نداره که من باخودم حرف میزنم یاخدای خودم یامردم جهان فقط وفقط با«احساس»من کارداره وبه احساس من پاسخ میده حالافرقی نمیکنه که من چطوری وباصحبت کردن باچه کسی احساسم رادرگیرکنم درهرصورت به محض اینکه احساس من درگیرشودجهان سریع به احساس من پاسخ میده …
پس ماهستیم که باافکارمون ،باکانون توجهمون تعیین میکنیم که خوش شانسیم یابدشانس
تعریف کردن داستان و تجربه های زندگیمون چه خوب یا بد،درواقع داره فرکانس ارسال میکنه برای جذب بیشتر از جنس اون تجربه
گاهی راجب مسایلی حرف میزنیم که اصلا شاید به اون شدت خوب یا بد نباشه اما مبالغه بخرج میدیم یا میخواییم، دوس داریم جوری تعریف کنیم که یا طرف مقابل به حیرت دربیاد یا متعجب بشه یا ترحم کنه یا…
در واقع در همه ی حالات،دنبال جلب نظر اون شخص شنونده هستیم
که این خودش،با شناخت و درک اگاهیی ها ،ناشی از خود کم بینی،کمبود عزت نفس و ترمز بزرگی مثلنظر مردمه ،تایید مردم
مثلا راجب تصادفی که کردم،که چقدر خوب جمش کردم ،ممکن بود بزنم خانومه بمیره اما خوب ردش کردم
درسته دارم تمرکز میکنم به نکات مثبت اون قضیه،ولی ایا کسی ازمن پرسید چی شده؟
اگرم پرسید در جواب:یک تصادفه ساده بود و تمام بخیر گذشت
چرا جزییاتو و بررسی میکنم و هیجانیش میکنم؟ میخوام به مخاطب حس هیجان بدم؟؟
چرا الان ک درک از انرژی و فرکانس دارم،اصلا دارم این انرژیو خرج ایجاد هیجان در مخاطب میکنم؟؟؟ اونو متمرکز کنم برای اهدافم بجای اینولخرجیا
ولخرجیایی که اصن هم باعث میشه،موضوع اصلی ناخواسته به وسط بیاد و هم ترمز بررگ تایید و تعریف دیگران!
ما اصلا نباید راجب مسائل ناخواسته نه تنها با دیگران حرف نزنیم،حتی با خودمونم حرف نزنیم
حتی با خدااای خودمونم حرف نزنیم
چون بحث،بحثه انرژیه فرکانسه!
مهم نیس داری به کی میگی،تو با مرورش داری فرکانسمیفرستی
راجب مساله قانونیم
چرا بعضیا وقتی سوال میکنن ،نمیگم حل میشه به زودی؟
میام میگم اره فلان مرحلست
قاضی سریه پیش اینجوری کرد
من اینجوری کردم
فلان وکیل تا اینجا پیش برد!!!
بابا یه جمله :::داره حل میشه
چرا حواسم نبوده،درک مثل الان نداشتم، ک باهمین توضیحات که اصلش،جذب حس ترحم مخاطب،یا القای حس قربانی شدنه خودم به مخاطب
و همه اینا مرور و مرورو مرووره این ناخواسته و هی تولید فرکانسش بوده و هیچوقت تموم نشده و این موضوع هی طول کشیده و حل نشده
چرا با گفتن اینک فلان حرکت ورزشی خیلی سخته،من خیلی سختی کشیدم برای انجامش ولی تونستم بالاخره
میخوام تمجیده شنونده رو جذب کنم با ایجاد بزرگ نمایی
اگه ما توی مسایلی خوبیم و بعضی از مسائل بدیم،باید ببینیم توی اون موضوع ومساله ی ناخواسته،توجه ما روی چه جیزی بوده
من خودم با گوش دادن همزمان دوتا فایل رایگان، جلسه دهم تحول زندگیه من که جزو تعهدات هر روزه ی منه و «عادتی ک زندگی شمارو تغییر میدهد» که امروز روی سایت اومد،
متوجه ترمز جدیدی شدم،
که ظاهرا حرف از زیبایی ها بوده،ولی زیبایی هایی از یک ناخواسته که برای برانگیخته کردن حس طرف مقابل با عناوین مختلف بیان شده
چرا رفتم دارم اون ناخواسترو ته ذهنم فکر میکنم که بخوام اگاهانه تلاش کنم از زیباییاش بگم
اصلا توجه و تمرکزمو بردارم و نگم چیزی !
انرژیمو اصلا هدر ندم
این جمله ی استاد که فرمودن،حتی با خدای خودمم حرف نمیزنم راجب مساله،یه در جدید به روی من باز کرد
بحث بی توجهی و اعراض نیس،بحث اینه رجوع به درونه خودمون میکنیم و ترمزارو کدهای مخرب را میشناسیم و برطرف و ورود زیبایی ها در مسائلی ک خودمون ایجادش میکنیم
همین صحبت نکردن با دیگران
کلمه دیگران رو،وقتی درونه خودمون بینیم از کجا و برای چی صورت گرفته ،خیلی از مسایل حل میشه
چرا اصلا با دیگران باید راجب ناخواسته ها حرف بزنیم؟اصلا حتی زیبایی های موجود در یک ناخواسته؟چرا میخوایم راجبشون بگیم براشون؟
اونارو حلال میدونیم؟؟ شرک مخفی
دنبال تعریفشونیم؟؟ کمبود عزت نفس
میخوایم مارو بپذیرن؟؟ نداشتن احساس لیاقت
میخوایم باهامون همدردی کنن؟ قربانی دانستن خودمون
و هزاران مساله ی دیگه
وقتی همین ترمز مردم که توی همه موارد زندگیمون هست و کلمه دیگران رو، تحلیل کنیم برای خودمون، دیگ ناخواسته ای بوجود نمیاد توی فیلدای مختلف و در صورت وجود زود حل میشه
مثل روابط و ازین دست
حتی در ارتباط با حرف زدن با خدا!
قبلا خب توی حرف زدن با خدا،در زمان وجود مسائل ناخواسته،بدونه اینک مراقب کلامم باشم همینجور میگفتم براش ،همینجور حرف میزدم به حساب اینک خب خداست!
بله خداست ولی بادرک امروز! همون حرفا هم انرژی داره ،داره لحظه ی بعد ماه بعد،ایندتو میسازه
خیلیارو دیدم و حتی خودم تجربه داشتم،که با گریه و زاریو شیون،نشستییم زانو زدیم جلوی خدا و جوری راجب مشکلات و بد بختیای خودمون و دیگران براش میگیم و حس قربانی،یا عجزو ناتوانی ابراز میکنیم ک فکر میکنیم هرچقدر این قضیه رو خودمونو بدبخت تر جلوه بدیم خدا، زودتر حلش میکنه
اما غافل ازینک،همین جمله ها ک از زبونمون داره جاری میشع،داره حل شدن یا نشدنه اون موضوع رو رقم میزنه!
میتونیم جوره دیگ با خدا حرف بزنیم،میتونیم با سپاسگذاری و شکر گذاری حتی توی حالت ناتوانی در حل موضوع،باهاش حرف بزنیم
که جنس این سپاسگذاری،هم باعث حس خوب میشع هم باعث پیدا کردن هرچه راحتر راه حل میشه،همینطور باعثه ورود ورودی هایی از جنس تمرکز بر چیزهایی ک داریم از خدا سپاسگذاری میکنیم
چقدر این اگاهی ها هروز داره در جدیدی برام باز میکنه
خداروشکر برای پیدا کردن یه ترمز دیگه
با تمام وجودم دارم حس میکنم که حرکتم راحتر شده،نشونه های همین امروز زندگیم و نتایج فقط همین امروزم،خودش داره نشون میده چقدر دارم فرکانسامو بهتر میکنم و چقدر قرارره بهتر بشه همه چی
شکر خدایاو ممنون استاد که چه به حق میگین در زمان مناسب اتفاق میفته!
سلامم به همه بچه های سایت که هدایت شدند به این کامنت من
من امروز خیلی خوش شانس بودم که بنا برای ساخت خونم اومد وبا زحمت فراوان و لطف زیادشون بنیاد محکم و استاندارد و طرح و نقشه ای زیبا ریخت براساخت خونه قشنگم
من سپاس گزار خداوندم که خوش شانس هستم با اینکه راه من دور است تا رسیدن به خونه تازه ساختم ،اما تا نهار مادر شوهرم برای کار گر های من میان وعده ها رو آماده میکنه ، و با شور و اشتیاق فراوان از آنها پذیرایی میکنه تو خونه خودش ،. من ممنون خداوندم بابت این شانس بزرگم
من چقدر خوش شانس هستم حتی وقتی خودم وقت نداشته باشم جاری مهربانم جایگزین من است و کمک حال من ،
خدا رو شکر من خیلی خوشحال و خوش شانسم که همسرم از شغلی که دوستش ندارم بیرون آمد و دنبال کار ساخت و ساز خونه قشنگم هست که هر چه زودتر صاحب خونه بشیم ،
خدارو شکر که همیشه استقلال مالی دارم که هر چقدر لازم باشه وسایل بخرم و هر چقدر بخوام برای آسایش خودم و بچه ها فراهم کنم ،
خدارو شکر که محیط زندگی حال حاظر من دارای درختان میوه با انواع گونا گون است هر چه قدر که بخواهم میتوانم آزاد زندگی کنم مستقلتر شدم آرامش ذهنی بهتری را دارم
استاد عزیزم چقدر میکاییل خوشگل و ناز خوابیده
وچقدر حضورش تو فایل ها تون زیبایی خاصی داره
وجود میکاییل شادی رو به دلم مینشونه چه تو بچگی با مزه بوده
(استاد عزیزم واقعا خوش شانس بودم که دنبال فایل دانلودی به نام تعهد به خواسته ها ،،یا رها بودن (نسبت به خواسته بودم
(اما هدایت شدم به این فایل بی نظیر که ترکیب بشه با مقاله خانم شایسته عزیز ، تعهد به خواسته ها).خیلی کوتاه و کارا بود کلی درکم بالا رفت و در زندگی به کار میبندم تا خوش شانسی های بیشتری جذب کنم ،
استاد باور کنید اونایی که خیلی بیشتر از مشکلاتشون میگن واقعا دوست دارن که مشکل داشته باشن یه جورایی به این روش عادت کردن و روزگارشونو اینجوری میگذرونن انقدر به مشکلات و نکات منفی توجه میکنن یعنی به نظرم اینجوری اذیت نمیشن چون اگه این شرایط اذیتشون میکرد یه فکر اساسی میکردن برای حال و روزشون.
خدا را شکر میکنم که در این سفر همسفر بهترین بندگان خدا هستم دارم لذت میبرم و بهترین سفر زندگیم است.
روز دهم این سفر هستم. از تمرکز بر نکات مثبت و حال خوب مساوی است با اتفاقات خوب که به نظر من اساس تمام آموزش های استاد همینه… کنترل ذهن و تمرکز ذهن بر زیباییها و نکات مثبت و زیباییها را دیدن و شنیدن و صحبت کردن در مورد اتفاقات خوب و زیباییها و هر آنچه از نکات مثبت زندگیمان که مطمئن هستم همه اگر بخواهند نام ببرند میتوانند چون خداوند ما را به بهترینها همیشه هدایت میکند و این ما هستیم که باید نگاهمان را به اتفاقات عوض کنیم.
برای خود من یک اتفاق به ظاهر بد آنقدر خیر و برکت و آگاهی به من داد که واقعا در تعجب هستم که خداوند بهترین برنامه ریز زندگی من است. و چقدر نگاه من تغییر کرده و یک اتفاق باعث شد مدار من بالاتر رود. دیشب که شب جمعه بود و من دعای کمیل را میخواندم درک من از جملات حضرت علی خیلی بالاتر رفته بود خیلی خدا را بیشتر حس میکردم درک و فهمیدن من از این دعا بیشتر شده بود و همان جا خدا را شکر کردم و وقتی با جدیت روی خودت کار میکنی و نشانه ها را میبینی خیلی انگیزه و امید پیدا میکنی و خدا را شکر هزاران مرتبه به خاطر دعوت من به این سایت از طرف خداوند بهترین هدیه عمرم بود روزی که با این سایت آشنا شدم و هر روز که بیشتر روی خودم کار میکنم متوجه میشوم که چقدر جای درستی هستم و مطمئن تر میشوم که همه چی اینجا درست است و ارزنی هم نباید شک کرد و با همین قدرت جلو بروم.دیشب در جمعی بودم و تغییر بزرگی که کردم این بود که فهمیدم من میتوانم افراد را بشناسم از روی صحبت هایی که میکنند که آیا در مدار درست هستند یا نه. و دقیقا اتفاقات ناخوشایند برای کسی میافتاد که همیشه نگرانه و همیشه از زندگی شکایت دارد و ناله میکند و برعکس یکی دیگر از اقوام که همیشه حالش خوب است و نگاهش به اتفاقات خیلی با فرد دیگر متفاوت بود و کافی است فقط زاویه دیدمان را به مسائل تغییر دهیم و جنبه مثبت اتفاقات را ببینیم. من هم دارم همین طور با همین طرز فکر زندگی ام را میسازم. از افراد بد گفتن و من گفتم آدم بد و خوب همه جا هستند کافی است که من روی خودم کار کنم خداوند بهترینها را در مسیر من قرار میدهد و من همه چیز را خیر و شادی و حال خوب میبینم و علاوه بر انرژی بالای من و حال خوبم اتفاقات خوب بیشتری هم برای من رقم میخورد.
آرامشی که دارم و با خودم در صلحم.
خدایا شکرت و استاد عزیزم ممنونم از تو که باورهای من را تغییر دادی و این تلاش و پشتکار شما در رسیدن به اهدافتان قابل تحسین است.
من شما رو تحسین میکنم که از همون اول تونستی ذهن نجواگر رو کنترل کنی و رامش کنی بدون هیچ الگویی بدون هیچ راهنمایی احسنت به شما و به باورت
احسنت به اون ایمانی که در بدترین مشکلات و بدترین روزهاتون تونستین در بالاترین حدش نگه دارین
صدای خدا رو بالا بردین تا صدای شیطان ضعیف بشه
تبارک الله که تونستین در اون وضعیت خودتون رو بکشین بالا دست مریزاد
واقعا خیلی سخته که در بدترین اوضاع اون جایی که ذهن همش وز وز میکنه کناره گوشت بتونی اعراض کنی از ناخواسته ها
بتونی توجهتو ببری سمته زیباییها و خواسته ها تلاش بسیار میخواد تا به این درجه رسیدن
فقط باید فایلها رو تکرار و تکرار و تکرار گوش داد تا ذهن رو آروم کنی و توان داشته باشی بکشی سمته چیزی که میخوای یه جهاد اکبر میخواد و بس
من بعضی اوقات که یکم اوضاع بهم میریزه شاید یکی دوبار شده؛ تونستم خودمو جمع و جور کنم اما زمان برده ( شاید یکی دو روز)
و باید روی خودم و افکار و باورهام بیشتر کار کنم که همون یکی دو مورد هم پیش نیاد خیلی بهتره که اون زمان از دست رفته رو صرف اهدافم کنم نه صرف افکار بیهوده و بی نتیجه که احساستو هم خراب میکنن و تو رو از خواسته هات دور میکنن
استاد ممنونم از شما که این سایت بهترین فضاست برای بهتر شده برای بدست آوردن آگاهی روزانه برای اینکه بتونی و یاد بگیری ساعات زیادی رو خوب بودن با احساسه خوب به من که خیلی کمک میشه
هر جا هستین دوستان عزیزم شاد و سلامت و ثروتمند باشین
سلام بر استاد نازنیم و مریم خانوم عزیز و تمااامی دوستان متعهد من
روز شمار تحویل زندگی من روز دهم
من الان این کامنت رو در. ساعت 12:43 دقیقه مینویسم در اصل باید قبل ساعت 12 مینوشتم و فایلو متنو میخوندم اما به چه دلیلی فراموش کردم دقیقا امشب داماد ما که یه سوپر مارک داره اومده بود و با آبو تاب داشت از کارگری که از مغازه ش دزدی کرده بود حرف میزد دقیقا با آگاهی های این فایل همزمان شده بود و منی که قوانین رو از استاد عزیزم یاد گرفتم نزاشتم اون حرفا بشه ورودی من ایرپادمو گذاشتم روی گوشم اصلا نشنیدم چی داره میگه چی نمیگه و آگاهانه حرفاشو نشنیدم خدایا بی نهایت سپاسگذارتم بابت این آگاهی های که بهم یاداوری کردی
اینکه گفتم باید قبل ساعت 12میومدم اما نشد اینو از قلبم شنیدم که اگر قبل ساعت 12میومدم اگاهی های این فایلو که توجه نکنیم به ورودی های نامناسب به چیزهای که دلمون نمیخواد برامون اتفاق بیفته گوش ندیم شاید ریشه ی متوجه نمیشدم و من آگاهانه گوش ندادم به اون حرفا چقدر حسمو عالی کرد و این همزمانی روز دهم با این شبو این حرفای که این ادم داشت میزد چقدر خدای من بی نظیره خدایا همزمانی های زیبای برام بساز
“وقتی از اتفاقات بد با دیگران صحبت میکنیم درواقع به جهان میگیم که اتفاقات بد بیشتری رو سر راه من قرار بده تا بتونم بیشتر درموردشون صحبت کنم!”
چقدر من این اواخر هی سعی خودمو کردم که از اتفاقات بدی که برام افتاده بود با هیچکس صحبت نکنم و موفق نبودم!
هرچند به نظرم از ریشه غلطه این
من انقدری باید روی خودم کار کنم که اتفاقات بد به ندرت در زندگی من اتفاق بیفته
هرچند که بعضی اتفاق ها ” به ظاهر” بدن و ماییم که از دید منفی نگاهش میکنیم و پیش همه هم تعریف میکنیم و باعث میشه هی بیشتر و بیشتر بشه
من انقدر باید بی توجه باشم بهش و به قول استاد باید از یه دیدی به اتفاقات بد نگاه کنم که اذیت نشم و پیش هیچکس تعریف نکنم که اتفاقات بد زندگی جاشون رو به اتفاقات خوب و خوشحال کننده بدن
روز دهم
رد پای من
من متاسفانه این عادت بد را داشتم که خودم را در حالت و موقعیت های بد تصور می کردم و بعد دلم برای خودم می سوخت
الان که فکر می کنم می بینم چه اشتباه بزرگی بوده البته این مدتی که روی خودم کار کردم کمتر شده تا حدی که میشه گفت صفر شده اما در مورد صحبت نکردن راجع به اتفاقات بد هنوز نمی تونم کنترل زبانم را داشته باشم و بعد که صحبت کردم تازه می فهمم که نباید اینکار را می کردم و البته عامدانه از توجه به اخبار و بحث های سیاسی اجتناب می کنم
امیدوارم که با کار کردن بیشتر روی خودم کنترل زبانم هم بیشتر و بهنر بشه.
ممنون از استاد عباس منش و خانم شایسته
به نام خدا
سلام به استادالهیم وخانواده الهی و دوسداشتنیم
استادجانم این فایل درعین کوتاه بودن به اندازه ساعت هامفیدبود
این شش دقیقه به اندازه ششصدساعت کاربردی ومفیدبودوسرشارازآگاهی های ناب ،سرشارازنکات ریزوارزنده بودکه اگرمن نوعی آگاهی های همین شش دقیقه روتوی زندگیم به کارببرم وبهشون عمل کنم زندگیم سراسرخوشبختی وآرامش می شود.
استادجانم مادرموردمشکلاتمون حتی باخداهم حق نداریم حرف بزنیم چه برسه به بنده خدا
ماحتی حق نداریم باخودمون هم حرف بزنیم وگفتگوی ذهنی داشته باشیم چه برسه به دوست وفامیل وآشنا چون جهان کاری نداره که من باخودم حرف میزنم یاخدای خودم یامردم جهان فقط وفقط با«احساس»من کارداره وبه احساس من پاسخ میده حالافرقی نمیکنه که من چطوری وباصحبت کردن باچه کسی احساسم رادرگیرکنم درهرصورت به محض اینکه احساس من درگیرشودجهان سریع به احساس من پاسخ میده …
پس ماهستیم که باافکارمون ،باکانون توجهمون تعیین میکنیم که خوش شانسیم یابدشانس
خدایاسپاسگزارم بابت این آگاهی های ناب
عاشقتم استاادجانم
با سلام خدمت استاد و مریم عزیزمون
روز دهم و تعهد من
تعریف کردن داستان و تجربه های زندگیمون چه خوب یا بد،درواقع داره فرکانس ارسال میکنه برای جذب بیشتر از جنس اون تجربه
گاهی راجب مسایلی حرف میزنیم که اصلا شاید به اون شدت خوب یا بد نباشه اما مبالغه بخرج میدیم یا میخواییم، دوس داریم جوری تعریف کنیم که یا طرف مقابل به حیرت دربیاد یا متعجب بشه یا ترحم کنه یا…
در واقع در همه ی حالات،دنبال جلب نظر اون شخص شنونده هستیم
که این خودش،با شناخت و درک اگاهیی ها ،ناشی از خود کم بینی،کمبود عزت نفس و ترمز بزرگی مثلنظر مردمه ،تایید مردم
مثلا راجب تصادفی که کردم،که چقدر خوب جمش کردم ،ممکن بود بزنم خانومه بمیره اما خوب ردش کردم
درسته دارم تمرکز میکنم به نکات مثبت اون قضیه،ولی ایا کسی ازمن پرسید چی شده؟
اگرم پرسید در جواب:یک تصادفه ساده بود و تمام بخیر گذشت
چرا جزییاتو و بررسی میکنم و هیجانیش میکنم؟ میخوام به مخاطب حس هیجان بدم؟؟
چرا الان ک درک از انرژی و فرکانس دارم،اصلا دارم این انرژیو خرج ایجاد هیجان در مخاطب میکنم؟؟؟ اونو متمرکز کنم برای اهدافم بجای اینولخرجیا
ولخرجیایی که اصن هم باعث میشه،موضوع اصلی ناخواسته به وسط بیاد و هم ترمز بررگ تایید و تعریف دیگران!
ما اصلا نباید راجب مسائل ناخواسته نه تنها با دیگران حرف نزنیم،حتی با خودمونم حرف نزنیم
حتی با خدااای خودمونم حرف نزنیم
چون بحث،بحثه انرژیه فرکانسه!
مهم نیس داری به کی میگی،تو با مرورش داری فرکانسمیفرستی
راجب مساله قانونیم
چرا بعضیا وقتی سوال میکنن ،نمیگم حل میشه به زودی؟
میام میگم اره فلان مرحلست
قاضی سریه پیش اینجوری کرد
من اینجوری کردم
فلان وکیل تا اینجا پیش برد!!!
بابا یه جمله :::داره حل میشه
چرا حواسم نبوده،درک مثل الان نداشتم، ک باهمین توضیحات که اصلش،جذب حس ترحم مخاطب،یا القای حس قربانی شدنه خودم به مخاطب
و همه اینا مرور و مرورو مرووره این ناخواسته و هی تولید فرکانسش بوده و هیچوقت تموم نشده و این موضوع هی طول کشیده و حل نشده
چرا با گفتن اینک فلان حرکت ورزشی خیلی سخته،من خیلی سختی کشیدم برای انجامش ولی تونستم بالاخره
میخوام تمجیده شنونده رو جذب کنم با ایجاد بزرگ نمایی
اصلا چرا؟چون نمیدونستم دارم ازین جنس،سختی کشیدن برای کارهای دیگرو جذب میکنم،فرکانسشو میفرستم
یه جمله!! راحت بگو:این کارو حرکت شدنیه!!
اگه ما توی مسایلی خوبیم و بعضی از مسائل بدیم،باید ببینیم توی اون موضوع ومساله ی ناخواسته،توجه ما روی چه جیزی بوده
من خودم با گوش دادن همزمان دوتا فایل رایگان، جلسه دهم تحول زندگیه من که جزو تعهدات هر روزه ی منه و «عادتی ک زندگی شمارو تغییر میدهد» که امروز روی سایت اومد،
متوجه ترمز جدیدی شدم،
که ظاهرا حرف از زیبایی ها بوده،ولی زیبایی هایی از یک ناخواسته که برای برانگیخته کردن حس طرف مقابل با عناوین مختلف بیان شده
چرا رفتم دارم اون ناخواسترو ته ذهنم فکر میکنم که بخوام اگاهانه تلاش کنم از زیباییاش بگم
اصلا توجه و تمرکزمو بردارم و نگم چیزی !
انرژیمو اصلا هدر ندم
این جمله ی استاد که فرمودن،حتی با خدای خودمم حرف نمیزنم راجب مساله،یه در جدید به روی من باز کرد
بحث بی توجهی و اعراض نیس،بحث اینه رجوع به درونه خودمون میکنیم و ترمزارو کدهای مخرب را میشناسیم و برطرف و ورود زیبایی ها در مسائلی ک خودمون ایجادش میکنیم
همین صحبت نکردن با دیگران
کلمه دیگران رو،وقتی درونه خودمون بینیم از کجا و برای چی صورت گرفته ،خیلی از مسایل حل میشه
چرا اصلا با دیگران باید راجب ناخواسته ها حرف بزنیم؟اصلا حتی زیبایی های موجود در یک ناخواسته؟چرا میخوایم راجبشون بگیم براشون؟
اونارو حلال میدونیم؟؟ شرک مخفی
دنبال تعریفشونیم؟؟ کمبود عزت نفس
میخوایم مارو بپذیرن؟؟ نداشتن احساس لیاقت
میخوایم باهامون همدردی کنن؟ قربانی دانستن خودمون
و هزاران مساله ی دیگه
وقتی همین ترمز مردم که توی همه موارد زندگیمون هست و کلمه دیگران رو، تحلیل کنیم برای خودمون، دیگ ناخواسته ای بوجود نمیاد توی فیلدای مختلف و در صورت وجود زود حل میشه
مثل روابط و ازین دست
حتی در ارتباط با حرف زدن با خدا!
قبلا خب توی حرف زدن با خدا،در زمان وجود مسائل ناخواسته،بدونه اینک مراقب کلامم باشم همینجور میگفتم براش ،همینجور حرف میزدم به حساب اینک خب خداست!
بله خداست ولی بادرک امروز! همون حرفا هم انرژی داره ،داره لحظه ی بعد ماه بعد،ایندتو میسازه
خیلیارو دیدم و حتی خودم تجربه داشتم،که با گریه و زاریو شیون،نشستییم زانو زدیم جلوی خدا و جوری راجب مشکلات و بد بختیای خودمون و دیگران براش میگیم و حس قربانی،یا عجزو ناتوانی ابراز میکنیم ک فکر میکنیم هرچقدر این قضیه رو خودمونو بدبخت تر جلوه بدیم خدا، زودتر حلش میکنه
اما غافل ازینک،همین جمله ها ک از زبونمون داره جاری میشع،داره حل شدن یا نشدنه اون موضوع رو رقم میزنه!
میتونیم جوره دیگ با خدا حرف بزنیم،میتونیم با سپاسگذاری و شکر گذاری حتی توی حالت ناتوانی در حل موضوع،باهاش حرف بزنیم
که جنس این سپاسگذاری،هم باعث حس خوب میشع هم باعث پیدا کردن هرچه راحتر راه حل میشه،همینطور باعثه ورود ورودی هایی از جنس تمرکز بر چیزهایی ک داریم از خدا سپاسگذاری میکنیم
چقدر این اگاهی ها هروز داره در جدیدی برام باز میکنه
خداروشکر برای پیدا کردن یه ترمز دیگه
با تمام وجودم دارم حس میکنم که حرکتم راحتر شده،نشونه های همین امروز زندگیم و نتایج فقط همین امروزم،خودش داره نشون میده چقدر دارم فرکانسامو بهتر میکنم و چقدر قرارره بهتر بشه همه چی
شکر خدایاو ممنون استاد که چه به حق میگین در زمان مناسب اتفاق میفته!
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز دل
سلامم به همه بچه های سایت که هدایت شدند به این کامنت من
من امروز خیلی خوش شانس بودم که بنا برای ساخت خونم اومد وبا زحمت فراوان و لطف زیادشون بنیاد محکم و استاندارد و طرح و نقشه ای زیبا ریخت براساخت خونه قشنگم
من سپاس گزار خداوندم که خوش شانس هستم با اینکه راه من دور است تا رسیدن به خونه تازه ساختم ،اما تا نهار مادر شوهرم برای کار گر های من میان وعده ها رو آماده میکنه ، و با شور و اشتیاق فراوان از آنها پذیرایی میکنه تو خونه خودش ،. من ممنون خداوندم بابت این شانس بزرگم
من چقدر خوش شانس هستم حتی وقتی خودم وقت نداشته باشم جاری مهربانم جایگزین من است و کمک حال من ،
خدا رو شکر من خیلی خوشحال و خوش شانسم که همسرم از شغلی که دوستش ندارم بیرون آمد و دنبال کار ساخت و ساز خونه قشنگم هست که هر چه زودتر صاحب خونه بشیم ،
خدارو شکر که همیشه استقلال مالی دارم که هر چقدر لازم باشه وسایل بخرم و هر چقدر بخوام برای آسایش خودم و بچه ها فراهم کنم ،
خدارو شکر که محیط زندگی حال حاظر من دارای درختان میوه با انواع گونا گون است هر چه قدر که بخواهم میتوانم آزاد زندگی کنم مستقلتر شدم آرامش ذهنی بهتری را دارم
استاد عزیزم چقدر میکاییل خوشگل و ناز خوابیده
وچقدر حضورش تو فایل ها تون زیبایی خاصی داره
وجود میکاییل شادی رو به دلم مینشونه چه تو بچگی با مزه بوده
(استاد عزیزم واقعا خوش شانس بودم که دنبال فایل دانلودی به نام تعهد به خواسته ها ،،یا رها بودن (نسبت به خواسته بودم
(اما هدایت شدم به این فایل بی نظیر که ترکیب بشه با مقاله خانم شایسته عزیز ، تعهد به خواسته ها).خیلی کوتاه و کارا بود کلی درکم بالا رفت و در زندگی به کار میبندم تا خوش شانسی های بیشتری جذب کنم ،
سلام بر استاد مهربانم
و مریم بانوی نازنین
روز نهم.ب منطور درک بیشتر قوانین و خالق بودن بیشتر خودم
کنترل ورودی و کانون توجه
انقدر درک کردم این ورودی هارو ک تمام تلاشمو میکنم برا ورودی های مناسب
دراین حد ک مشتریهامم وقتی میان نمیزارم از سختی ها حرف بزنند
از نکات زیبا و جالب زندگیشون باید حرف بزنند
یا اتفاقات زیبا و جدابشون
از رابطه زیبا
خرید ماشین
وهرچیز خوب دیگه
نمیگم 100 درصد اما خیییلی خوب شدم و بهتر کنترل میکنم
چون دیدم چه میکنه این ورودی ها و توجه هاتم تو زندگیم
تمام تمرکزمو میزارم بیرون میرم زیبایی ببینم
ب زبون بیارم
اززیبایی ادمها
خونه های زیبا
فراوانی ثروت
ماشینهای زیبا
خلاصه هرچیز خوب
وباید بیشتررر و بیشترش کنم
وقتی تو جمع حای خلنواده حرف میزنتد اونجا رو ترک میکنم
جالبه ب کسی بر نمیخوره
چون میدونند علاقه ای ب شنیدن این حرفها ندارم
ب کسی هم حتی نزدیکترینها اجازه نمیدم درباره نکات منفی حرف بزنند
چون مثل یک سم مهلک تو عمق جان من نفود میکنه و زندگیمو خراب و سمی
و باید خیییییلی خییییلی بیشتر مواطب باشم و کنترل کنم این ورودی هارو
بینهاااااایت سپاسگدارم استادم هستم ک این نکات مهم رو یاداوری میکنند تا زندگی ماهم مثل زندگی خودشون پراز نعمت و ثروت و خوشبختی و ارامش بشود
سلام استاد و مریم خانم عزیزم
استاد باور کنید اونایی که خیلی بیشتر از مشکلاتشون میگن واقعا دوست دارن که مشکل داشته باشن یه جورایی به این روش عادت کردن و روزگارشونو اینجوری میگذرونن انقدر به مشکلات و نکات منفی توجه میکنن یعنی به نظرم اینجوری اذیت نمیشن چون اگه این شرایط اذیتشون میکرد یه فکر اساسی میکردن برای حال و روزشون.
سلام بر خداوند هدایتگر مهربان
سلام بر همه دوستان هم سفر
خدا را شکر میکنم که در این سفر همسفر بهترین بندگان خدا هستم دارم لذت میبرم و بهترین سفر زندگیم است.
روز دهم این سفر هستم. از تمرکز بر نکات مثبت و حال خوب مساوی است با اتفاقات خوب که به نظر من اساس تمام آموزش های استاد همینه… کنترل ذهن و تمرکز ذهن بر زیباییها و نکات مثبت و زیباییها را دیدن و شنیدن و صحبت کردن در مورد اتفاقات خوب و زیباییها و هر آنچه از نکات مثبت زندگیمان که مطمئن هستم همه اگر بخواهند نام ببرند میتوانند چون خداوند ما را به بهترینها همیشه هدایت میکند و این ما هستیم که باید نگاهمان را به اتفاقات عوض کنیم.
برای خود من یک اتفاق به ظاهر بد آنقدر خیر و برکت و آگاهی به من داد که واقعا در تعجب هستم که خداوند بهترین برنامه ریز زندگی من است. و چقدر نگاه من تغییر کرده و یک اتفاق باعث شد مدار من بالاتر رود. دیشب که شب جمعه بود و من دعای کمیل را میخواندم درک من از جملات حضرت علی خیلی بالاتر رفته بود خیلی خدا را بیشتر حس میکردم درک و فهمیدن من از این دعا بیشتر شده بود و همان جا خدا را شکر کردم و وقتی با جدیت روی خودت کار میکنی و نشانه ها را میبینی خیلی انگیزه و امید پیدا میکنی و خدا را شکر هزاران مرتبه به خاطر دعوت من به این سایت از طرف خداوند بهترین هدیه عمرم بود روزی که با این سایت آشنا شدم و هر روز که بیشتر روی خودم کار میکنم متوجه میشوم که چقدر جای درستی هستم و مطمئن تر میشوم که همه چی اینجا درست است و ارزنی هم نباید شک کرد و با همین قدرت جلو بروم.دیشب در جمعی بودم و تغییر بزرگی که کردم این بود که فهمیدم من میتوانم افراد را بشناسم از روی صحبت هایی که میکنند که آیا در مدار درست هستند یا نه. و دقیقا اتفاقات ناخوشایند برای کسی میافتاد که همیشه نگرانه و همیشه از زندگی شکایت دارد و ناله میکند و برعکس یکی دیگر از اقوام که همیشه حالش خوب است و نگاهش به اتفاقات خیلی با فرد دیگر متفاوت بود و کافی است فقط زاویه دیدمان را به مسائل تغییر دهیم و جنبه مثبت اتفاقات را ببینیم. من هم دارم همین طور با همین طرز فکر زندگی ام را میسازم. از افراد بد گفتن و من گفتم آدم بد و خوب همه جا هستند کافی است که من روی خودم کار کنم خداوند بهترینها را در مسیر من قرار میدهد و من همه چیز را خیر و شادی و حال خوب میبینم و علاوه بر انرژی بالای من و حال خوبم اتفاقات خوب بیشتری هم برای من رقم میخورد.
آرامشی که دارم و با خودم در صلحم.
خدایا شکرت و استاد عزیزم ممنونم از تو که باورهای من را تغییر دادی و این تلاش و پشتکار شما در رسیدن به اهدافتان قابل تحسین است.
به نام خدای هدایتگرم خدای شنوا و بینا
سلام به آموزگار توحیدیم استاد تو بهترینی
تو زیباترین خالقه خدایی
من شما رو تحسین میکنم که از همون اول تونستی ذهن نجواگر رو کنترل کنی و رامش کنی بدون هیچ الگویی بدون هیچ راهنمایی احسنت به شما و به باورت
احسنت به اون ایمانی که در بدترین مشکلات و بدترین روزهاتون تونستین در بالاترین حدش نگه دارین
صدای خدا رو بالا بردین تا صدای شیطان ضعیف بشه
تبارک الله که تونستین در اون وضعیت خودتون رو بکشین بالا دست مریزاد
واقعا خیلی سخته که در بدترین اوضاع اون جایی که ذهن همش وز وز میکنه کناره گوشت بتونی اعراض کنی از ناخواسته ها
بتونی توجهتو ببری سمته زیباییها و خواسته ها تلاش بسیار میخواد تا به این درجه رسیدن
فقط باید فایلها رو تکرار و تکرار و تکرار گوش داد تا ذهن رو آروم کنی و توان داشته باشی بکشی سمته چیزی که میخوای یه جهاد اکبر میخواد و بس
من بعضی اوقات که یکم اوضاع بهم میریزه شاید یکی دوبار شده؛ تونستم خودمو جمع و جور کنم اما زمان برده ( شاید یکی دو روز)
و باید روی خودم و افکار و باورهام بیشتر کار کنم که همون یکی دو مورد هم پیش نیاد خیلی بهتره که اون زمان از دست رفته رو صرف اهدافم کنم نه صرف افکار بیهوده و بی نتیجه که احساستو هم خراب میکنن و تو رو از خواسته هات دور میکنن
استاد ممنونم از شما که این سایت بهترین فضاست برای بهتر شده برای بدست آوردن آگاهی روزانه برای اینکه بتونی و یاد بگیری ساعات زیادی رو خوب بودن با احساسه خوب به من که خیلی کمک میشه
هر جا هستین دوستان عزیزم شاد و سلامت و ثروتمند باشین
به نام یگانه معبود زیبایی من
سلام بر استاد نازنیم و مریم خانوم عزیز و تمااامی دوستان متعهد من
روز شمار تحویل زندگی من روز دهم
من الان این کامنت رو در. ساعت 12:43 دقیقه مینویسم در اصل باید قبل ساعت 12 مینوشتم و فایلو متنو میخوندم اما به چه دلیلی فراموش کردم دقیقا امشب داماد ما که یه سوپر مارک داره اومده بود و با آبو تاب داشت از کارگری که از مغازه ش دزدی کرده بود حرف میزد دقیقا با آگاهی های این فایل همزمان شده بود و منی که قوانین رو از استاد عزیزم یاد گرفتم نزاشتم اون حرفا بشه ورودی من ایرپادمو گذاشتم روی گوشم اصلا نشنیدم چی داره میگه چی نمیگه و آگاهانه حرفاشو نشنیدم خدایا بی نهایت سپاسگذارتم بابت این آگاهی های که بهم یاداوری کردی
اینکه گفتم باید قبل ساعت 12میومدم اما نشد اینو از قلبم شنیدم که اگر قبل ساعت 12میومدم اگاهی های این فایلو که توجه نکنیم به ورودی های نامناسب به چیزهای که دلمون نمیخواد برامون اتفاق بیفته گوش ندیم شاید ریشه ی متوجه نمیشدم و من آگاهانه گوش ندادم به اون حرفا چقدر حسمو عالی کرد و این همزمانی روز دهم با این شبو این حرفای که این ادم داشت میزد چقدر خدای من بی نظیره خدایا همزمانی های زیبای برام بساز
خدایا بی نهایت سپاسگذارتم
استاد عزیزم سپاسگذارم
مریم جاان مهربان بابت متن های زیباتون سپاسگذارم
بنام الله یکتا
سلاااام
روز دهم از روز شمار تحول زندگی
“وقتی از اتفاقات بد با دیگران صحبت میکنیم درواقع به جهان میگیم که اتفاقات بد بیشتری رو سر راه من قرار بده تا بتونم بیشتر درموردشون صحبت کنم!”
چقدر من این اواخر هی سعی خودمو کردم که از اتفاقات بدی که برام افتاده بود با هیچکس صحبت نکنم و موفق نبودم!
هرچند به نظرم از ریشه غلطه این
من انقدری باید روی خودم کار کنم که اتفاقات بد به ندرت در زندگی من اتفاق بیفته
هرچند که بعضی اتفاق ها ” به ظاهر” بدن و ماییم که از دید منفی نگاهش میکنیم و پیش همه هم تعریف میکنیم و باعث میشه هی بیشتر و بیشتر بشه
من انقدر باید بی توجه باشم بهش و به قول استاد باید از یه دیدی به اتفاقات بد نگاه کنم که اذیت نشم و پیش هیچکس تعریف نکنم که اتفاقات بد زندگی جاشون رو به اتفاقات خوب و خوشحال کننده بدن