اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد جانم استاد عزیزم چقدرررررر این فایل به موقع بود الله اکبر الله اکبر (خدااااای من یعنی باورم نمیشم همین الااااان که شروع کردم به نوشتم وقتی نوشتم چقدر بموقع بود منظورم چیز دیگه ای بوووود الله اکبر ولی یهو بهم الهام شد که جواب سوال دیروزمو که از خدا میپرسیدم دلیل این جنس اتفاقا چیه که تکراری داره برام میفته.سالهاست که به این شکله.دلیلش چی میتونه باشه.یعنییییی خدای مننننن همین دیشب این سوالو از خدا پرسیدم و وسط همین کامنت نوشتن یهو بهم الهام شد که این فایل جواب سوال دیروزته.یعنی من وقتی فایلو نگاه کردم خیلییی ذوق کردم براش ولی اصلا متوجه نشدم که دقیقا جواب سوال دیروز منه همین که اومدم کامنت بزارم این بهم الهام شد.خداااااااااای من چقدددددررررر خوشحالم بابتش شکر شکر شکرررر)
من آرایشگرم و سالن دارم.و دوتام شریک دارم.من همیشه عادت داشتم و دارم که به یه چیزی خیلی هیجان بدم و به قول معروف پیاز داغشو زیاد کنم.مثلا روزایی که شریکام نبودن و مشتریهایی که میومد سالن و اتفاقایی که پیش میومد و جوری برای شریکام تعریف میکردم که حس تعجبشون رو برانگیخته کنم.یعنی از یه چیز خیلی ساده و معمولی مثلا اگه قیچی رو پیدا نمیکردم میگفتم مثلا اومدم موکوتاه کنم قیچی نبود فلان وسیله هارو پیدا نکردم یهو سالن شلوغ شد همه عجله داشتن و …البته دروغ نمیگفتما.ولی خوب جوری به قضیه هیجان میدادم و بهش توجه میکردم که طبق قانون توجه این اتفاقات هی بیشتر و بیشتر و بیشتر برام میفتاد.یعنی به یه جایی رسیدم که همیشه برای یه مشتری ساده که خاصی هم نداشت اینقدر تو کار گره می افتاد که اصلا خودم میموندم که چرا اینجوری شد.دیروزم دوباره یه همچین موردی پیش اومد.وقتی تو راه رفتن به خونه بودم گفتم خدایا چرا این اتفاقات تکراری برام زیاد میفته یه کار ساده که میخوام انجام بدم کلی تو زحمت میفتم و فکرم به قدری درگیرش میشه که نگو و نپرس.از طرفی هم مهارتم تو کارم خیلی خوبه و مشتریهام همیشه راضین ولی همیشه تو تایم دادن به مشتریا و به موقع انجام دادن کارشون به مسئله بر میخوردم حالا که به گذشته نگاه میکنم میبینم من خیلی علاقه مند بودم که این موارد رو برای بقیه تعریف کنم .با اینکه از وقتی قانون رو فهمیدم سعمی کنم در مورد اخبار منفی و موارد منفی صحبت نکنم ولی تا حالا به این موضوع اصلا دقت نکرده بودم که حتی یه موضوع ساده مثل همین پیدا نکردن قیچی رو من بیام برای بقیه تعریف کنم همین یه موضوع ساده به قدری تکرار میشه به قدری گره میفته تو کار که اصلا خنده داره ولی واقعا تو مخی میشه.از همین حالا تو همین برگ از سفرنامه تعهد میدم که هیییییچ موضوع اینچنینی رو هرچقدر کوچیک یا بزرگ برای کسی تعریف نکنم و حتی خودمم مرورش نکنم.
امروز در تمرین های صبحم از خدا خواستم که در ذهنم هم هیچکس رو قضاوت نکنم و همش در ذهنم با خودم تکرار میکردم که قاضی فقط خداست و من هیچکس را قضاوت نمیکنم و همه ی تضادهایی که از رفتار دیگران می بینم برای رشد و پیشرفت من این که خدا آنها را گروهی تشکیل داده برای رشد و پیشرفت من
خیلی موثر بود و قضاوتم با این طرز فکر خیلی کمتر بود و وقتی که به تضاد انسان ها بر می خوردم و میخواستم قصاوت کنم ولی به خودم میگفتم این کاره این شخص برای اینه که من درس بگیرم و رشد کنم و از خدا تشکر میکردم
ی فایل در مورد تغیر باورها گوش کردم
در هدفی که برای این ماهم دارم قدم بر داشتم خدایا شکرت برای امروزم ازت ممنونم و سپاسگزارم استاد بزرگوارم
یه عمر باور شانس رو قبول کردیم و هواسمون به این نبود که تمام زندگیمون دست خودمونه وماخلقش میکنیم باتوجه وافکاروباورمون وبعد که واردزندگیمون میشه چون مسئول خودمون رونمیدونیم میگیم شانس نداریم و همش توجه و تمرکز بر روی منفی هاس وهمش بدبیاری غافل از اینکه تمام اتفاقات زندگیمون دست باورهامونه وازوقتی روی این باورکارمیکنم هرروزببشترهدایت میشم به مثبت ها و یواش یواش یاتغییرنگاهم روزبه روز مثبت ها وشادی های بیشتری به زندگیم دعوت میکنم این گفته استادعزیزم روباید هرروزهزاربار تکرارکنم ملکه ذهنم بشه باید متعهد باشم فقط در مورد مسایل واتفافات خوب صحبت کنم و فارغ از اینکه چه اتفاقی می افته درمورد اتفاقات خوب زندگیم صحبت میکنم و مطمئنا روزبه روز اتفاقات مشابه واردزندگیم میشه خداروسپاسگزارم
خیلی ممنونم ازتون استاد که برامون یه همچین فایل هایی رو گذاشتین کوتاه اما مهم که قانون رو ساده بهم میگین خدارو هزار بارشکر
مایک هم اونجا خیلی کوچیک بوده امیدوارم هرجاهست موفق باشه و تو مسیر هدایت پروردگار باشه
چه جاده قشنگی چه جالب که شما دنبال جواب سوال ها و تحقیقات کارتون تا اروپاهم سفر کردید از یک شهر به شهر دیگه که ما این اگاهی هارو داشته باشیم ازتون خیلی ممنونم
چه ماشین قشنگ و زیبایی دارید
چقدر موفق هستیدو سلامت و شاد خدا زیادترش کنه
من که العان شمارو نگاه میکنم با این فایل مقایسه میکنم تفاوت رو میبینم خیلی تغییر کردید و عالی ترشیدید از هر نظر
خوشحالم که هستید
بله من قبلا خیلی توجه میکردم به منفی ها چون فکر میکردم اگر فکر کنم و مراقب اتفاقات بد باشم که نکنه بهم ظربه نزنن خیلی اتفاقات بد برام می افتاد اما خدارو شکر که العان قانونو میدونم به اتفاقات بد کمتری توجه میکنم صحبت میکنم و فکر میکنم اتفاقات خوب زیادی برام رخ میده و ایمانم بیشتر شده به خدا و همون جمله مشهور که نه غمی از گذشته دارم نه ترسی از اینده چون به خدا ایمان دارم و هرچقدر ایمانم قوی تر بشه تو مسیر خوب ترسام غمام کمتر میشه اتفاقات خوب بیشتری برام رخ میده و انقدر در طول روز عالی پیش میره که بدی ها دیده نمیشن یا حتی نیستن و اگرم باشن من توجه نمیکنم تا هدایت بشم به جاها ادم ها شرایط عالی تر چون قانونه بچه ها به جایی میرسیم که اگر یه ادم ناراحت باشه برامون غیر طبیعبه رفتارش شنیدم که استاد میگن اگر ناراحتی یا پول نداری و… تو غیر طبیعی هستی داری غیر طبیعی زندگی میکنی
امیدوارم هممون به جایی برسیم که به طبیعی ترین حالت ممکن زندگی کنیم
سلام که نام خداست به همه عزیزانی که انتخاب کردند زیبا زندگی کنند و زیباییها رو ببینند .
و سپاس خدایی رو که در همین نزدیکیست و خدایی که به شدت کافیست .
این فایل زیبا نکاتی در دلش داشت که دوست دارم برداشتم رو بگم .
خوش شانسی یا بد شانسی رو خودمون ایجاد میکنیم . وقتی به خاطر عزت نفس پایین خودمون رو لایق و ارزشمند نمیدونیم برای داشتن نعمات و موهبات الهی ، تلاش میکنیم که با اینکه نعمات رو داریم از فقر و کمبود حرف بزنیم که نکنه دیگران چشممون کنند و مدام از سختیها و کمبود حرف میزنیم ،غافل از اینکه صحبت کردن همانا و ارسال فرکانس کمبود و عدم لیاقت همانا ،که نتیجش جذب ناخواسته هاست .
من تا قبل از آشنایی با این آموزه ها ،حتی اگر نعمتی هم داشتم ،پیش دیگران وانمود میکردم که ما نداریم و سختی داریم و از این حرفا . ولی الان دیگه میدونم که تنها از شیرینی ها و نیکیها و زیبایی ها باید بگم تا از همون جنس نصیبم بشه ،هیچ کس هم نمیتونه چشمم بزنه یا نعمتی که مال منه ازم بگیره .
مسئله دیگه حسادت نسبت به داشته های دیگرانه . امروز میدونم حسادت یعنی باور به کمبود ،باور به اینکه اگه به دیگری اون نعمت رسید ،دیگه برا من قحطی میاد وبه من نمیرسه . اما الان میدونم که وقتی برا نعمتی که دیگران دارند شکر گزار خداوند باشیم و اون نعمت و دارایی یا موفقیتهای دیگران رو تحسین کنیم از همون جنس نعمت و برکت وارد زندگیمون میشه .
شانس رو خودمون با دنبال کردن و توجه به زیباییها و موفقیتها تو جهان اطرافمون ،ایجاد میکنیم .
دنیا پر از نعمت و فراوونی هست باید باورش کنی توش غرق بشی، تو اقیانوس نعمات و لطف خداوند ،باید به سمتش حرکت کنی تا به دستش بیاری . باید تو جاده ای بیفتی که به صورت طبیعی نعمات و موهبات رو جذب کنی .
همه ،باید متعهد بشیم که سکوت کنیم وقتی حرفی نداریم برا بهتر کردن شرایط .
خدایا یاریمان کن تا تنها زمانی لب به سخن بگشاییم که کلاممون ،دلی رو شاد کنه ،مسئله ای رو حل کنه ،چراغ راهی باشی و نعمات زیبا رو به سمتتون بکشونه .
سلام یه استاد عباس منش عزیز و خانواده صمیمی عباس منش
خداروشکر میکنم که آگاهی های این فایل رو از قبل توی زندگی رعایت میکردم دقیقا نکات خاصی که استاد اشاره میکردن رو ما عادت داشتیم همیشه برای همدیگه تعریف کنیم… که دقیقا توی سفری که داشتیم که توی فصل سرما بود ما به هوای خوبی برخوردیم و اصلا اذیت نشدیم… دقیقا وقتی مراسم داشتیم بدون برنامه ریزی خاص قبلی دقیقا روز قبلش برنامه همه مهمون ها جور شد و تونستیم مهمونی خوبی برگزار کنیم…امروز هم دقیقا وقتی کارم زیاد بود و دوست داشتم به آرایشگاهم برسم آدرس آرایشگر جدید دقیقا بین مسیر کاری من بود و میتونم به موقع برسم… دیروز وقتی قصد خرید کردم و یادم افتاد توی این کیفم کیف پول ندارم سریع بعدش یادم اومد ک توی جیب این کاپشنی که تنمه کارت پولم رو گذاشتمو اینا دقیقا چیزاییه که من این روزا بهش توجه میکنم و برای دوستام تعریف میکنم… شاید با تعریف کردن مسائل ناخوشایند ما توجه اطرافیان رو به خودمون جلب کنیم و حس خوبی باشه… نه جلب توجه همیندحرفی برای گفتن داشتن و ارتباط برقرار کردن ممکن احساس خوبی داشته باشه اما از تکرار اون ماجرا توی ذهنمون قطعا حس بدی میگیریم و این مخالف قانون هست… درصورتی که با تعریف کردن اتفاقات خوب هم ما میتونیم نه تنها حرفی برای گفتن داشته باشیم بلکه حرفای قشنگ بزنیم…و با مرور اون اتفاق خوب تو ذهنمون دوباره و دوباره احساس خوبی بگیریم و باعث بشه که اتفاقای خوب بیشتری خلق کنیم… خدایا شکرت
سلام به بهترین استاد زندگیم،سلام به مریم نازنین و خدا رو شکر که وقتی کامنت های مریم جان رو در مورد فایل های هر روز سفرنامه میخونم،حس میکنم ،چقدر تو درک قوانین جهان کمکم میکنه،
مریم جان عاشقتم
من دیروز مطلبی رو نوشتم در مورد احساس قربانی بودنی که شخصی با حرفاش،ناخواسته به من میداد و من تونستم این آدم رو حذف کنم از زندگیم و دیروز با تمرین ها آروم بگیرم
جالبه همین طور که کامنت ها رو میخوندم و نکته های که به نظرم مفیده رو یادداشت میکردم متوجه شدم که ،اگه کسی تو زندگیت بوده که احساس بدی بهت میداده،درسته با تکامل تو مسیر تونستی حالت رو خوب کنی،ولی با تکامل بیشتر،اینقدر مدارت تغییر میکنه که اصلا این تیپ آدمها سر راهت قرار نمیگیرن
پس طبق فایل امروز برای خوش شانس بودن ،در مورد ناخواسته ها با کسی حرف نزن،همچنین جلوی نجواهای ذهنت رو هم بگیر
این همون ترمزهای معنیه که چندین روز قبل مریم جان،تو یکی از فایل ها قشنگ در موردش توضیح داده بودم
خدا رو شکر میکنم که اینقدر خوش شانسم، که خواستم تو مسیر این آگاهی باشم و تو مدار درک این آگاهی ها
خداروهزاران بار شکر که من رو در این مسیر قرار داد و ازش میخوام که ثابت قدم باشه و ادامه بدم
در متن انتخابی نوشته شده بود که ما به خودشناسی میرسیم و واقعا درسته من اعتراف میکنم که برای توجه دیگران یا اینکه حرفی برای گفتن داشته باشم یه چیزای تو ذهنم تصور میکردم که یکیش اینکه من تصور میکردم که آره رتبه ی کنکورم خیلی خوب میشه بعد بیام صحبت کنم و باید بگم دهم و یازدهم خیلی ضعیف بودم چه دردسر هایی کشیدم ولی دیگه تصمیم گرفتم که رتبه برتر بشم و من شروع کردم و بع اینجا رسیدم ببینید من تونستم شما هم میتونید
و الان که یازدهمم دقیقا همینطور بوده
این باور مخرب از این نشات میگیره که من هر فرد موفقی رو دیده بودم این بود که از روزهای سختی که گذرونده بودن صحبت میکردن و منم با خودم میگفتم من چی بگم از روزهای سخت ؟
(باورتون نمیشه من تصور میکردم که بین همکلاسی های جدیدم درسام ضعیفه و خودم رو اونجوری که الان هستم تصور میکردم
وای خدای من شکرت که آگاهم کردی )
عزت نفس عزت نفس چقدر مهمه !!
از این به بعد من دنبال الگوهایی میگردم که با باورهای خوب به موفقیت رسیدن شما تو یکی از فایل ها زندگی مسی رو مثال زدید و من بیشتر روی این قضیه کار میکنم و ورودی های مناسب به ذهنم میدم توی اینستاگرام چقدر کلیپ های انگیزشی میدیدم که میگفتن باید شکست بخوری تا حرفی داشته باشی برای گفتن و …..
یا تلوزیون و فیلم ها و یا داستان افراد موفقی که از بدبختی هاشون میگفتن
بنام جان جهانم
روز دهم سفرنامه
چرا بعضی افراد بد شانس هستند،؟
استاد جانم استاد عزیزم چقدرررررر این فایل به موقع بود الله اکبر الله اکبر (خدااااای من یعنی باورم نمیشم همین الااااان که شروع کردم به نوشتم وقتی نوشتم چقدر بموقع بود منظورم چیز دیگه ای بوووود الله اکبر ولی یهو بهم الهام شد که جواب سوال دیروزمو که از خدا میپرسیدم دلیل این جنس اتفاقا چیه که تکراری داره برام میفته.سالهاست که به این شکله.دلیلش چی میتونه باشه.یعنییییی خدای مننننن همین دیشب این سوالو از خدا پرسیدم و وسط همین کامنت نوشتن یهو بهم الهام شد که این فایل جواب سوال دیروزته.یعنی من وقتی فایلو نگاه کردم خیلییی ذوق کردم براش ولی اصلا متوجه نشدم که دقیقا جواب سوال دیروز منه همین که اومدم کامنت بزارم این بهم الهام شد.خداااااااااای من چقدددددررررر خوشحالم بابتش شکر شکر شکرررر)
من آرایشگرم و سالن دارم.و دوتام شریک دارم.من همیشه عادت داشتم و دارم که به یه چیزی خیلی هیجان بدم و به قول معروف پیاز داغشو زیاد کنم.مثلا روزایی که شریکام نبودن و مشتریهایی که میومد سالن و اتفاقایی که پیش میومد و جوری برای شریکام تعریف میکردم که حس تعجبشون رو برانگیخته کنم.یعنی از یه چیز خیلی ساده و معمولی مثلا اگه قیچی رو پیدا نمیکردم میگفتم مثلا اومدم موکوتاه کنم قیچی نبود فلان وسیله هارو پیدا نکردم یهو سالن شلوغ شد همه عجله داشتن و …البته دروغ نمیگفتما.ولی خوب جوری به قضیه هیجان میدادم و بهش توجه میکردم که طبق قانون توجه این اتفاقات هی بیشتر و بیشتر و بیشتر برام میفتاد.یعنی به یه جایی رسیدم که همیشه برای یه مشتری ساده که خاصی هم نداشت اینقدر تو کار گره می افتاد که اصلا خودم میموندم که چرا اینجوری شد.دیروزم دوباره یه همچین موردی پیش اومد.وقتی تو راه رفتن به خونه بودم گفتم خدایا چرا این اتفاقات تکراری برام زیاد میفته یه کار ساده که میخوام انجام بدم کلی تو زحمت میفتم و فکرم به قدری درگیرش میشه که نگو و نپرس.از طرفی هم مهارتم تو کارم خیلی خوبه و مشتریهام همیشه راضین ولی همیشه تو تایم دادن به مشتریا و به موقع انجام دادن کارشون به مسئله بر میخوردم حالا که به گذشته نگاه میکنم میبینم من خیلی علاقه مند بودم که این موارد رو برای بقیه تعریف کنم .با اینکه از وقتی قانون رو فهمیدم سعمی کنم در مورد اخبار منفی و موارد منفی صحبت نکنم ولی تا حالا به این موضوع اصلا دقت نکرده بودم که حتی یه موضوع ساده مثل همین پیدا نکردن قیچی رو من بیام برای بقیه تعریف کنم همین یه موضوع ساده به قدری تکرار میشه به قدری گره میفته تو کار که اصلا خنده داره ولی واقعا تو مخی میشه.از همین حالا تو همین برگ از سفرنامه تعهد میدم که هیییییچ موضوع اینچنینی رو هرچقدر کوچیک یا بزرگ برای کسی تعریف نکنم و حتی خودمم مرورش نکنم.
در پناه جان جهان.
با یاد و نام خدای عزیزم
سلام استاد عزیزم و دوستان مهربانم
روز دهم سفرنامه
امروز در تمرین های صبحم از خدا خواستم که در ذهنم هم هیچکس رو قضاوت نکنم و همش در ذهنم با خودم تکرار میکردم که قاضی فقط خداست و من هیچکس را قضاوت نمیکنم و همه ی تضادهایی که از رفتار دیگران می بینم برای رشد و پیشرفت من این که خدا آنها را گروهی تشکیل داده برای رشد و پیشرفت من
خیلی موثر بود و قضاوتم با این طرز فکر خیلی کمتر بود و وقتی که به تضاد انسان ها بر می خوردم و میخواستم قصاوت کنم ولی به خودم میگفتم این کاره این شخص برای اینه که من درس بگیرم و رشد کنم و از خدا تشکر میکردم
ی فایل در مورد تغیر باورها گوش کردم
در هدفی که برای این ماهم دارم قدم بر داشتم خدایا شکرت برای امروزم ازت ممنونم و سپاسگزارم استاد بزرگوارم
سلام زهرا جان چه صحبت خوبی کردی و چه کامنت بی نظیری نوشتی ، من یه درست خوب ازت گرفتم الان که توی ذهنم هم کسی رو قضاوت نکنم 🤗
تحسینت میکنم عزیزم عالی بود ،
کم و مفید نوشتی ولی عالی و پر معنا 😇
در پناه الله قدرتمند سعادتمند و موفق باشی 🤗
سلام بهاره ی عزیزم
دوست خوب و همفرکانسیه من
خیلی سپاسگزارم از شما که دیدگاه من رو تحسین کردی
خیلی خوششهال شدم از اینکه تونستم موثر باشم
امیدوارم همه ی ما خانواده ی عباسمنش در کنار هم همدیگرو به تکامل برسونیم
بهاره ی عزیزم نگاهت زیباست که کامنت من مورد توجه شما قرار گرفته
به امید اینکه دنیای ما هم مثل این سایت زیبا بشه
در پناه خدا شاد و موفق باشی دوست عزیزم
سلام و احترام
روزشمار دهم بدشانسی
خداروسپاسگزارم بخاطر دونستن این آگاهی
یه عمر باور شانس رو قبول کردیم و هواسمون به این نبود که تمام زندگیمون دست خودمونه وماخلقش میکنیم باتوجه وافکاروباورمون وبعد که واردزندگیمون میشه چون مسئول خودمون رونمیدونیم میگیم شانس نداریم و همش توجه و تمرکز بر روی منفی هاس وهمش بدبیاری غافل از اینکه تمام اتفاقات زندگیمون دست باورهامونه وازوقتی روی این باورکارمیکنم هرروزببشترهدایت میشم به مثبت ها و یواش یواش یاتغییرنگاهم روزبه روز مثبت ها وشادی های بیشتری به زندگیم دعوت میکنم این گفته استادعزیزم روباید هرروزهزاربار تکرارکنم ملکه ذهنم بشه باید متعهد باشم فقط در مورد مسایل واتفافات خوب صحبت کنم و فارغ از اینکه چه اتفاقی می افته درمورد اتفاقات خوب زندگیم صحبت میکنم و مطمئنا روزبه روز اتفاقات مشابه واردزندگیم میشه خداروسپاسگزارم
ب نام الله هدایتگر
سلام ب استاد و مریم عزیز
فایل نشونه هام
خداروشکر خیلی وقت سعی کردم مسائل خوب تعریف کنم و بد نگم
و بخدا که مسائل بد نگفتن مسائل بد کم شده
شاید اشتباهم اینه بعضی بعضی وقتا در مورد منفی مالی حرف میزنم که تلاشم اونم صفر کنم
و هر روز تلاش میکنم تا در این مورد بهتر بشم
=اگر تعهد بدیم و تمرکزمون باشه روی اتفاغات خوب میخام صحبت کنیم و اتفاغات خوب و جذب میشه
=اگر در مورد اتفاغات منفی هم حرف بزنی از همون جذب میشه
آرزوی
سلامتی شادی ثروت حال خوب هدایت الله دارم براتون
باسلام
خیلی ممنونم ازتون استاد که برامون یه همچین فایل هایی رو گذاشتین کوتاه اما مهم که قانون رو ساده بهم میگین خدارو هزار بارشکر
مایک هم اونجا خیلی کوچیک بوده امیدوارم هرجاهست موفق باشه و تو مسیر هدایت پروردگار باشه
چه جاده قشنگی چه جالب که شما دنبال جواب سوال ها و تحقیقات کارتون تا اروپاهم سفر کردید از یک شهر به شهر دیگه که ما این اگاهی هارو داشته باشیم ازتون خیلی ممنونم
چه ماشین قشنگ و زیبایی دارید
چقدر موفق هستیدو سلامت و شاد خدا زیادترش کنه
من که العان شمارو نگاه میکنم با این فایل مقایسه میکنم تفاوت رو میبینم خیلی تغییر کردید و عالی ترشیدید از هر نظر
خوشحالم که هستید
بله من قبلا خیلی توجه میکردم به منفی ها چون فکر میکردم اگر فکر کنم و مراقب اتفاقات بد باشم که نکنه بهم ظربه نزنن خیلی اتفاقات بد برام می افتاد اما خدارو شکر که العان قانونو میدونم به اتفاقات بد کمتری توجه میکنم صحبت میکنم و فکر میکنم اتفاقات خوب زیادی برام رخ میده و ایمانم بیشتر شده به خدا و همون جمله مشهور که نه غمی از گذشته دارم نه ترسی از اینده چون به خدا ایمان دارم و هرچقدر ایمانم قوی تر بشه تو مسیر خوب ترسام غمام کمتر میشه اتفاقات خوب بیشتری برام رخ میده و انقدر در طول روز عالی پیش میره که بدی ها دیده نمیشن یا حتی نیستن و اگرم باشن من توجه نمیکنم تا هدایت بشم به جاها ادم ها شرایط عالی تر چون قانونه بچه ها به جایی میرسیم که اگر یه ادم ناراحت باشه برامون غیر طبیعبه رفتارش شنیدم که استاد میگن اگر ناراحتی یا پول نداری و… تو غیر طبیعی هستی داری غیر طبیعی زندگی میکنی
امیدوارم هممون به جایی برسیم که به طبیعی ترین حالت ممکن زندگی کنیم
عاشقتونم
سلام که نام خداست به همه عزیزانی که انتخاب کردند زیبا زندگی کنند و زیباییها رو ببینند .
و سپاس خدایی رو که در همین نزدیکیست و خدایی که به شدت کافیست .
این فایل زیبا نکاتی در دلش داشت که دوست دارم برداشتم رو بگم .
خوش شانسی یا بد شانسی رو خودمون ایجاد میکنیم . وقتی به خاطر عزت نفس پایین خودمون رو لایق و ارزشمند نمیدونیم برای داشتن نعمات و موهبات الهی ، تلاش میکنیم که با اینکه نعمات رو داریم از فقر و کمبود حرف بزنیم که نکنه دیگران چشممون کنند و مدام از سختیها و کمبود حرف میزنیم ،غافل از اینکه صحبت کردن همانا و ارسال فرکانس کمبود و عدم لیاقت همانا ،که نتیجش جذب ناخواسته هاست .
من تا قبل از آشنایی با این آموزه ها ،حتی اگر نعمتی هم داشتم ،پیش دیگران وانمود میکردم که ما نداریم و سختی داریم و از این حرفا . ولی الان دیگه میدونم که تنها از شیرینی ها و نیکیها و زیبایی ها باید بگم تا از همون جنس نصیبم بشه ،هیچ کس هم نمیتونه چشمم بزنه یا نعمتی که مال منه ازم بگیره .
مسئله دیگه حسادت نسبت به داشته های دیگرانه . امروز میدونم حسادت یعنی باور به کمبود ،باور به اینکه اگه به دیگری اون نعمت رسید ،دیگه برا من قحطی میاد وبه من نمیرسه . اما الان میدونم که وقتی برا نعمتی که دیگران دارند شکر گزار خداوند باشیم و اون نعمت و دارایی یا موفقیتهای دیگران رو تحسین کنیم از همون جنس نعمت و برکت وارد زندگیمون میشه .
شانس رو خودمون با دنبال کردن و توجه به زیباییها و موفقیتها تو جهان اطرافمون ،ایجاد میکنیم .
دنیا پر از نعمت و فراوونی هست باید باورش کنی توش غرق بشی، تو اقیانوس نعمات و لطف خداوند ،باید به سمتش حرکت کنی تا به دستش بیاری . باید تو جاده ای بیفتی که به صورت طبیعی نعمات و موهبات رو جذب کنی .
همه ،باید متعهد بشیم که سکوت کنیم وقتی حرفی نداریم برا بهتر کردن شرایط .
خدایا یاریمان کن تا تنها زمانی لب به سخن بگشاییم که کلاممون ،دلی رو شاد کنه ،مسئله ای رو حل کنه ،چراغ راهی باشی و نعمات زیبا رو به سمتتون بکشونه .
سکوت ،صدای خداوند است .
به نام خدای مهربان و هدایتگرم
سلام یه استاد عباس منش عزیز و خانواده صمیمی عباس منش
خداروشکر میکنم که آگاهی های این فایل رو از قبل توی زندگی رعایت میکردم دقیقا نکات خاصی که استاد اشاره میکردن رو ما عادت داشتیم همیشه برای همدیگه تعریف کنیم… که دقیقا توی سفری که داشتیم که توی فصل سرما بود ما به هوای خوبی برخوردیم و اصلا اذیت نشدیم… دقیقا وقتی مراسم داشتیم بدون برنامه ریزی خاص قبلی دقیقا روز قبلش برنامه همه مهمون ها جور شد و تونستیم مهمونی خوبی برگزار کنیم…امروز هم دقیقا وقتی کارم زیاد بود و دوست داشتم به آرایشگاهم برسم آدرس آرایشگر جدید دقیقا بین مسیر کاری من بود و میتونم به موقع برسم… دیروز وقتی قصد خرید کردم و یادم افتاد توی این کیفم کیف پول ندارم سریع بعدش یادم اومد ک توی جیب این کاپشنی که تنمه کارت پولم رو گذاشتمو اینا دقیقا چیزاییه که من این روزا بهش توجه میکنم و برای دوستام تعریف میکنم… شاید با تعریف کردن مسائل ناخوشایند ما توجه اطرافیان رو به خودمون جلب کنیم و حس خوبی باشه… نه جلب توجه همیندحرفی برای گفتن داشتن و ارتباط برقرار کردن ممکن احساس خوبی داشته باشه اما از تکرار اون ماجرا توی ذهنمون قطعا حس بدی میگیریم و این مخالف قانون هست… درصورتی که با تعریف کردن اتفاقات خوب هم ما میتونیم نه تنها حرفی برای گفتن داشته باشیم بلکه حرفای قشنگ بزنیم…و با مرور اون اتفاق خوب تو ذهنمون دوباره و دوباره احساس خوبی بگیریم و باعث بشه که اتفاقای خوب بیشتری خلق کنیم… خدایا شکرت
خدا جونم عاشقتم
سلام به بهترین استاد زندگیم،سلام به مریم نازنین و خدا رو شکر که وقتی کامنت های مریم جان رو در مورد فایل های هر روز سفرنامه میخونم،حس میکنم ،چقدر تو درک قوانین جهان کمکم میکنه،
مریم جان عاشقتم
من دیروز مطلبی رو نوشتم در مورد احساس قربانی بودنی که شخصی با حرفاش،ناخواسته به من میداد و من تونستم این آدم رو حذف کنم از زندگیم و دیروز با تمرین ها آروم بگیرم
جالبه همین طور که کامنت ها رو میخوندم و نکته های که به نظرم مفیده رو یادداشت میکردم متوجه شدم که ،اگه کسی تو زندگیت بوده که احساس بدی بهت میداده،درسته با تکامل تو مسیر تونستی حالت رو خوب کنی،ولی با تکامل بیشتر،اینقدر مدارت تغییر میکنه که اصلا این تیپ آدمها سر راهت قرار نمیگیرن
پس طبق فایل امروز برای خوش شانس بودن ،در مورد ناخواسته ها با کسی حرف نزن،همچنین جلوی نجواهای ذهنت رو هم بگیر
این همون ترمزهای معنیه که چندین روز قبل مریم جان،تو یکی از فایل ها قشنگ در موردش توضیح داده بودم
خدا رو شکر میکنم که اینقدر خوش شانسم، که خواستم تو مسیر این آگاهی باشم و تو مدار درک این آگاهی ها
خدا جونم شکرت
با سلام به استاد عزیز و خانواده صمیمی عباس منش
روز شمار تحول زندگی من قدم دهم
پسر دایی من یه لفظ یاد گرفته بود که مرد باید سختی بکشه
زیاد از این جمله استفاده میکرد
و داستان هایی که تعریف میکرد مربوط به سختی کشیدن
و اتفاق های سختی که براش رخ میداد
و من عمل کردن قانون رو با اتفاق هایی که براش
پیش میامد رو دیدم و سعی میکنم که عکس باورش
رو برای خودم بسازم که همه چیز ساده انجام میشه
سختی وجود نداره که به نظرم دیدگاه هم خیلی تاثیر
گذاره شاید کارهایی که برای من آسان و لذت بخشه
برای کسای دیگه بخاطر دیدگاهشون سخت باشه.
و یه نکته دیگه در این فایل برام جالب بود این که شما
استاد عزیز رو موقع ضبط این ویدو با الان تون مقایسه میکنم
کلی پیشرفت در همه ابعاد اعم سطح کیفیت زندگی
محل سکونت سلامت وضعیت مالی داشتید به من این رو گفت که
موفقیت سقف نداره و همیشه میشه بهتر شد حتی در
شرایطی که عالی به نظر میرسه و به خودم میگم امیر
هیچ موقعه نباید متوقف بشی و تو شرایطی ایده آلی
که الان برات هدف هست هم که رسیدی بازم باید رو
باورات کار کنی که بهتر بشی .
به نام خدای مهربان
سلام
برگ دهم سفرنامه
خداروهزاران بار شکر که من رو در این مسیر قرار داد و ازش میخوام که ثابت قدم باشه و ادامه بدم
در متن انتخابی نوشته شده بود که ما به خودشناسی میرسیم و واقعا درسته من اعتراف میکنم که برای توجه دیگران یا اینکه حرفی برای گفتن داشته باشم یه چیزای تو ذهنم تصور میکردم که یکیش اینکه من تصور میکردم که آره رتبه ی کنکورم خیلی خوب میشه بعد بیام صحبت کنم و باید بگم دهم و یازدهم خیلی ضعیف بودم چه دردسر هایی کشیدم ولی دیگه تصمیم گرفتم که رتبه برتر بشم و من شروع کردم و بع اینجا رسیدم ببینید من تونستم شما هم میتونید
و الان که یازدهمم دقیقا همینطور بوده
این باور مخرب از این نشات میگیره که من هر فرد موفقی رو دیده بودم این بود که از روزهای سختی که گذرونده بودن صحبت میکردن و منم با خودم میگفتم من چی بگم از روزهای سخت ؟
(باورتون نمیشه من تصور میکردم که بین همکلاسی های جدیدم درسام ضعیفه و خودم رو اونجوری که الان هستم تصور میکردم
وای خدای من شکرت که آگاهم کردی )
عزت نفس عزت نفس چقدر مهمه !!
از این به بعد من دنبال الگوهایی میگردم که با باورهای خوب به موفقیت رسیدن شما تو یکی از فایل ها زندگی مسی رو مثال زدید و من بیشتر روی این قضیه کار میکنم و ورودی های مناسب به ذهنم میدم توی اینستاگرام چقدر کلیپ های انگیزشی میدیدم که میگفتن باید شکست بخوری تا حرفی داشته باشی برای گفتن و …..
یا تلوزیون و فیلم ها و یا داستان افراد موفقی که از بدبختی هاشون میگفتن
همشون رو حذف میکنم
تا اتفاق های بد هم نیفته
خدایا بی نهایت سپاسگزارم