اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امروز داشتم یک مطلبی میخوندم میگفت که دلیل اینکه اکثر مردم تمرکزشون روی نکات منفیه اعتیاد به هورمون هاییه که در اثر توجه به اون جنس موارد ترشح میشه
به این دلیل که اکثر ما در خانواده هایی بزرگ شدیم که معتاد به هیجانات منفی بودن و این رو به ما هم تزریق کردند
به همین دلیله که تغییر دادن افکار غالب ذهن و کانون توجه به اندازه ترک اعتیاد به مواد مخدر نیاز به جهاد اکبر داره
من کلا از بچگی عادت نداشتم با کسی درد و دل کنم. البته خودم توجه به نکات منفی داشتم ولی فک میکنم دلیل اینکه کلا از بچگی بلای خیلی بدی سر من نیومد همین بود.
من تا جایی که یادمه به لطف خدا همیشه سالم و سلامت بودم. هیچوقت از بچگی سانحه ای برام رخ نداد .ضربه های روحی سنگینی نخوردم و معمولا شرایط برام خوب پیش میرفت. نه عالی چون قانون رو بلد نبودم ولی معمولا خوب بود
و چقدر ما همیشه بدنبال این هستیم که اتفاقی بیفته که در موردش صحبت کنیم
من خودم بعضی وقتا برای اینکه سکوت جایی رو بشکونم الکی یه بحث بیخود را مینداختم و هی بیشتر توجه میکردم به اون اتفاق حداقل میتونستم درباره یه اتفاق جالب بحث رو شروع کنم اما وقتی از قانون خبر نداشته باشی همین میشه.
من تعهد میدهیم که فقط درباره خواسته هام و نکات مثبت و زیبا صحبت کنم تعهد میدهیم که فقط به شرایطی توجه کنم که میخام بیشتر و بیشتر وارد زندگیم بشه.
هرروز این همه اتفاقات زیبا در اطرافمون و جهان داره رخ میده باید آگاهانه به اونها توجه کنیم
من الان جایی نشستم که یه منظره فوق العاده زیبا است با درختان بلند و ترکیب زیبایی تصویر ماه توی آسمون و یه غروب زیبا و سرسبزی که ادم عشق میکنه خدایا شکرت
من توانایی کنترل ذهنم را دارم
من عاشق خودم هستم و عاشقانه میخام که در جهت رشد خودم قدم بردارم
طبق تعهدی که به خودم دادم میخوام اولین کامنتم رو در مورد اتفاقات خوبی که در چند روز گذشته برام افتاده رو بنویسم
خداروشکر میکنم که امروز عدم خلاف ساختمانی که ساخت اون رو یکماه پیش به اتمام رسید صادر شد و انشالله فردا درخواست پایانکار بهره برداری رو میدم و امیدوارم کارها خیلی آسان و سریع انجام بشه
خدارو سپاس میگم بخاطر آسان شدن کارهای اداری اخیر در یکی دوماه گذشته، که خیلی سریع انجام میشه، مثل جواب گرفتن یک روزه از تامین اجتماعی،
مثل گرفتن پایانکار ساختمانی که سال گذشته ساخته بودم
مثل فروش واحدی که براحتی فروش شد
مثل شروع و استارت ساختمان جدید و اتمام کار فندانسیون
وقتی فکر میکنم اتفاقات خیلی خوبی در چند روز گذشته برام پیش اومده
مواردی دیگه ای هم هست که فعلا ذهنم یاری نمیکنه و انشالله در کامنتهای بعدی مینویسم با تشکر خدانگهدار
روز هفتم و پایانی چالش 7روز تمرکز بر نکات مثبت و اعراض از نکات منفی
دیروز که روز هفتم بود رو با خوندن کامنتهای سایت شروع کردم و بعد نوشتن شکرگزاری در دفترم بود که در آغاز روز با احساس خوب و انرژی مثبت روزم رو شروع کنم
دو تا کار بانکی داشتم که یکیش یه مقدار با تضاد همراه بود اما سعی کردم ذهنم رو کنترل کنم که بیراهه نره و یه ساعتی بیشتر زمان برد اما خداروشکر انجام شد.
بعد یه سر به املاکی زدم و یکی از واحدها که پولش رو تسویه کرده بود رو تحویل دادم اونجا صحبت از بازار خراب و راکد بود که من تو دلم خندیدم و گفتم برای من که هر لحظه بخوام بفروشم به لطف خدا مشتری هست،
بعدش رفتم سر پروژه اونجا هم به لطف پروردگار کارها خوب و با سرعت و دقت در حال انجام بود، فقط یه مقدار هوا گرم بود که با درخواست جوشکار یه سایه بون براشون تهیه کردم که گرما زیاد اذیتشون نکنه،
عصر هم یه سایه بون برا کانکس نگهبانی زدم که اونهم گرمای زیاد احساسش رو بد نکنه
بعد هم اومدم خونه و با همسرم و فرزندانم یه ساعتی دور هم بودیم و از کنار هم بودن لذت بردیم
روز چهارم تمرکز بر زیباییها و اعراض از ناخواسته ها
در شروع روز چهارم طبق برنامه روزانه از خواب که بیدار شدم در سایت استاد حضور یافتم و کامنت مربوط به چالش 7روزه خودم رو نوشتم
سپس شکرگزاری هام رو در دفتر شکرگزاریم نوشتم
اما دیروز به یک تضاد برخورد کردم که کنترل ذهنم رو ازم گرفت و این تضاد و نجواهای شیطان تا شب با من بود و هرچه میخواستم افکارم رو کنترل کنم نمیتونستم
شب هنگام از خداوند کمک خواستم تا خودش کارها رو برام مدیریت کنه و خدای خوبم منو به یکی از کامنتهای عالی آقای مظاهری عزیز که در قدم دوم جلسه7 گذاشتن هدایتم کرد
با خواندن کامنت زیبای جناب مظاهری که به خوبی قانون رو درک کردن متوجه شدم باید آرامشم رو حفظ کنم و صبور باشم تا پاداشها رو دریافت کنم
به این شکل نجواها رو از خودم دور کردم و امیدوارم امروز این تضاد رو با حفظ آرامش و صبوری با هدایت خداوند پشت سر بزارم و انشالله تبدیلش کنم به فرصت.
خدایا شکرت که با آموزههای ناب استاد چنین کامنتهایی در سایت ثبت شده که باعث راهنمایی ما میشه
خدایا شکرت که هدایتم کردی تا آرامشم حفظ بشه
خدایا خودت کمکم کن تا با صبوری از این تضاد عبور کنم
ممنونم از دوستان عزیزی که با گذاشتن کامنت باعث گسترش این آگاهیها میشن
امروز پروفایلم رو که چک کردم دیدم 2727 روزه که عضو سایت شدم و باز یه عدد رند که برام دلچسبه
روز سوم تمرکز به نکات مثبت و دیدن خوبیها و زیباییها
دیروز روز سوم چالش 7روزه من بود
ببینم دیروز چه نکات مثبتی رو دیدم و یا برام اتفاق افتاد
اولین مورد در شروع صبح همین کامنت گذاشتن در مورد نکات مثبت روز گذشته بود که احساس خوبی رو در اول صبح برام به ارمغان آورد.
بعد که از رختخواب بیرون اومدم شروع به نوشتن شکرگزاری کردم که انرژی مضاعفی رو به من داد،
مورد بعدی یک سری کار بانکی داشتم مثل واریز پول خرید آهن که روز قبلش سفارش داده بودم و چکی که برای تحویل یه آپارتمان گرفته بودم که براحتی نقد شد
و بعد به محل کارگاه رفتم و محل رو برای تخلیه آهن آماده کردم
خداروشکر آهنها به موقع رسید به محل پروژه و جوشکارها هم لوازم کارشون رو آوردن و استارت کار رو زدن
به لطف خدا کارها به موقع و به آسانی انجام شد
مورد بعدی خلوت کردن کارگاه ساختمانی بود که وسایل اضافی رو به چهار دیواری زمین همسایه منتقل کردیم تا محل پروژه برای جوشکاری خلوتتر بشه این مورد هم براحتی و به موقع انجام شد
شب هم چون در طی روز کار فیزیکی انجام داده بودم ساعت 9ونیم خوابم برد.
من تو این روزها به یک موضوع جالبی برخورد کردم ، که علاوه برراینکه راجب موضاعات منفی نباید حرف زد ، درباره اتفاقات مثبت زندگیت هم برای افراد بسیار بسیار بسیار معدودی باید حرف زد ، چون من چنداتفاق خوب برام افتاد و با خوشحالی اونو برای دوستام و حتی نزدیکترین ادمای زندگیم گفتم و چنان تو ذوق من زدند بسیار حال من بد شد . و حسم منفی شد
و اصلا زبان بدنشون که توش ناراحتی بود از خوشحالی من میدیدم و یادمه یه ندایی بهم گفت نگو و من توجه نکردم ، چون هنوز تازه کارم ، و انقدر حس منو بد کردند که اون اتفاق خوبو خراب کردند ، من خیلی بخدا گفتم ببخشید که حرفتو گوش نکردم ، و الان دارم رو خودم کار میکنم و ارتباطم با اون ادما کم کردم ، جالبه که تو کار قانون جذبم هستند ولی با اساتید دیگه و بخاطر این من اعتماد کردم و گفتم ، که اشتباه کردم .
اما خواستم این تجربه باهاتون اشتراک بزارم چون کم دیدم جایی ازش صحبت بشه ، لطفا رو گفتن اتفاقات خوب زندگیتونم تا وقتی قوی نشدید چیزی نگید . منظور من صحبت راجب قانون جذب نیست ، که فلان اتفاق با قوانین جذب کردم نه . مثلا شما حستون عالی کردید و یک ادم خوب وارد زندگیتون شده یا کار جدیدی پیشنهاد شده تا وقتی پایه اون کار محکم نشد نگید ، هرچند من تصمیم گرفتم کلا نگم و نتیجه ام که عیان شد خودش گویای همه چیزه . بجاش اون اتفاق خوبو و حسشو با خودم و خدا مرور میکنم و مینویسم . مگر فردی که کامل مطمن باشم بهش.
یه جورایی مجلس گردان بودم تو تعریف کردن آدم حواسش نیست یهو میبینه وای از کجا سر درآورد ومن از وقتی که آگاهانه روی فایلها کار میکردم دیگه حواسم به کانون تمرکزم بود تا امروز فکر میکردم خیلی حواسم جمع
همین طورم بود ولی راجع به مسائل خودم سعی میکردم اصلاً حرف نزنم اگر هم حرف میزدم درباره موفقیتم بود
امروز که فایل روز دهم دانلود کردم باز استاد شما در مورد مسائل شخصی صحبت میکردین امروز سر کار من مسئلهای پیش اومد که اصلاً به من هم ربطی نداشت ولی چون من همون اول صبح متعهد شده بودم و ظهر که اومدم خونه خیلی دوست داشتم تعریف کنم خیلی سخت بود تازه اینجا فهمیدم که که هم در مورد مسائل خودمون نباید حرف بزنیم و هر ناخواسته که بیرون میبینیم دربارش حرف نزنیم
اون ناخواسته فرقی نمیکنه در مورد ما باشه یا در مورد افراد جامعه چون آخر کانون توجه ما را به ناخواسته جلب میکرد و اینو هم شما همیشه گفته بودید ولی من فقط از اتفاقهایی که در مورد خودم و خانوادم بود صحبت نمیکردم وامروز به خاطر رشد کردن و در مدار بالاتر قرار گرفتن
فهمیدم آقا جان هر مسئله و ناخواسته ای اگه تو دوستش نداری ربطی نداره در مورد کی و چیه تو باید زیپ دهنتو ببندی و استاد امروز فهمیدم که اینقدر هم فک میکردم مراقبت نبودم
ممنونم از شما خانم شایسته عزیز شاید یکسری موارد که به نظر ما شاید مهم نباشه را به یادمون میارید
چون آدم دوست داره حرف بزنه همین که بخواد مراقبت کنه فک میکنه حرفی برای گفتن نداره تا یه جایی که آگاهانه مراقبت کرد ناخودآگاه کانون توجهش میره روی اتفاقات خوب که برای هممون پیش میاد فقط ما توجهمون رپ ناخواسته ها بود
فک میکنم اینطور میشه که میگند یه نفر خوش شانس هروقت میره جایی مثلا هوا خوبه چون آگاهانه قبلا از اتفاقات خوب سفر قبلی گفته و بلعکس
موفق و سربلند و سلامت باشید آرزوی بهترینها را براتون دارم.
تا وقتیکه مدام دلمون میخواد اتفاقای بدی که برامون میوفته رو برای دیگران تعریف کنیم ، جهان هم از ما حمایت میکنه و اتفاقای بد بیشتری برامون در نظر میگیره تا ما چیزای بیشتری برای تعریف کردن داشته باشیم.
با دیدن این فایل یاد جمله ای افتادم که بار ها شده تو یه جمعی هستیم و یه نفر تعریف میکنه که مثلا فلانی یه اتفاق عجیب خوب براش افتاده و به خودمون میگیم ( حالا اگه ما بودیم …) فلان اتفاق برعکسش میوفتاد برامون و بعد بلند بلند میخندیم ، انگار جوک گفتیم :/
و یه جوری اینو با افتخار میگیم که انگار هرکی بلاهاش بیشتر باشه پیش دیگران عزیزتره
جهان به شدت روی این جمله حساسه و اونو میشنوه و میگه پس این اینو میخواد بزار براش بیشتر بلا بیارم بیشتر بخنده .
چقدررر خدارو شاکرم که به این اگاهی رسیدم که باباجون تو هرچیزی که با قدرت به کائنات میگی و باورش داری همون میشه .
و وقتی جهان میبینه که تو دوست داری از زیبایی ها تعریف کنی ، زیبایی های بیشتری بهت نشون میده
به قول استاد باید یه تعهددددد محکم به خودمون بدیم که هر اتفاق خوبی که میوفته رو برای دیگران تعریف کنیم
پس یه کار دیگه ای که من باید به کارهای روزمرم اضافه کنم اینکه درمورد شرایط و اتفاق های خوب اون روز صحبتتتتتت کنم چون وقتیکه دربارش صحبت میکنم جزئیات بیشتری از اون اتفاق رو میبینم درنتیجه بیشتر تو احساس خوب میمونم و بیشتر فرکانس مثبت به حهان هستی ارسال میکنم.
و تمام کار ما اینه بیشتر تواحساس خوب موند با روش مناسب خودمون
سلام استاد دوستداشتنی ومریم خانم عزیزم و همه دوستایی ک هم فرکانسیم
درمورد خوش شانسی یبار من میخاستم برم دانشگاه رفتم ایستگاه خط واحد وایسادم و از دم در خابگاه با خودم تکرار کردم من خوش شانسم من خوش شانسم من خوش شانسم همین ک داشتم میگفتم نشستم رو صندلی منتظر اتوبوس یدفه ماشین سیمین دوستم ترمز زد گفت بپر بالا برسونمت با خط واحد نرو امقد ذوق کردم از اینکه جواب میده ها اگه جملات مثبت بگیم سریع جواب میده اینم از خاطره ی خوش شانسی من بود
خب من میشینم با مامانم خیلی در مورد ناخاسته ها حرف میزنم هر روز خیلی میشینم در مورد ویژگی های بد دیگران صحبت میکنم اما تعهد میدهم ک دیگه در مورد اتفاقات منفی با کسی صحبت نکنم با دوستام تلفنی نگم با مامانم و بقیه هم نگم تا میاد بگه سریع برم و یجوری ک ناراحت نشه یا بتونم بحث رو عوض کنم خدایا کمکم کن تواین کارم موفق بشم
من تعهد میدهم که از امروز فقط در مورد اتفاق های عالی زندگیم صحبت کنم زیبایی های زندگیم
عشق و نور زندگیم که خداونده صحبت کنم
الهی بی نهایت شکرت بابت این لحظه و آگاهی هایش
همین دیشب یه اتفاق به ظاهر بد برام افتاد و من خیلی ناراحت شدم که امروز هدایت شدم به این فایل و آگاهی این فایل کوتاه و تعهد خودمو اینجا نوشتم تا ببینم چقدر بعد این تعهد تغییر می کنم
استاد عزیز ماهم خیییلی خوشحالیم که خدا شمارو سرراه ما قرار داد واقعا من به شما به چشم یک موهبت الهی میبینم
خداوند شمارو حفظ کنه وهروز شمارو هدایت کنه به فایل های زیبا و خوشبختی شخصی خودتون
شما شدین خانواده ی عزیز من.
فقط استاد از روزی که کار میکنم روی خودم 90درصد آدم های دورم کم شدن خیلی تنها شدم اما تنهایی قشنگ که فقط روی رفتارم بشه تمرکز کرد و کار کنم روی خودم و من این اتفاق رو به چشم هدایت الهی میبینم.
اگر ما برامون اتفاقی بیوفته نباید اونو برای همه تعریف کنیم چون با این کار باعث میشیم از این اتفاق ها بازم بیوفته بیشتر باید درباره اتفاق های خوب صحبت کنیم اینجوری اتفاق های خوب رو وارد زندگیمون میکنیم
خدایا شکرت که روز به روز دارم تو کارم پیشرفت میکنم
خدایاشکرت امکان این رو دارم که توی خونه درآمد داشته باشم
خدایاشکرت که با توجه به شرایطم به سمت کارهایی هدایت میشم که بتونم درآمد داشته باشم
خدایاشکرت که شرایط این رو دارم توی خونه آموزش های لازم رو در رابطه با کارم ببینم و روز به روز موفق تر و حرفه ای تر بشم
به نام خدای مهربان
درود به همه عزیزان
روز دهم سفرنامه
امروز داشتم یک مطلبی میخوندم میگفت که دلیل اینکه اکثر مردم تمرکزشون روی نکات منفیه اعتیاد به هورمون هاییه که در اثر توجه به اون جنس موارد ترشح میشه
به این دلیل که اکثر ما در خانواده هایی بزرگ شدیم که معتاد به هیجانات منفی بودن و این رو به ما هم تزریق کردند
به همین دلیله که تغییر دادن افکار غالب ذهن و کانون توجه به اندازه ترک اعتیاد به مواد مخدر نیاز به جهاد اکبر داره
من کلا از بچگی عادت نداشتم با کسی درد و دل کنم. البته خودم توجه به نکات منفی داشتم ولی فک میکنم دلیل اینکه کلا از بچگی بلای خیلی بدی سر من نیومد همین بود.
من تا جایی که یادمه به لطف خدا همیشه سالم و سلامت بودم. هیچوقت از بچگی سانحه ای برام رخ نداد .ضربه های روحی سنگینی نخوردم و معمولا شرایط برام خوب پیش میرفت. نه عالی چون قانون رو بلد نبودم ولی معمولا خوب بود
خدایا شکرت
سلام استاد عزیزو دوست داشتنی
چقدر این کنترل ذهن مهمه
و چقدر ما همیشه بدنبال این هستیم که اتفاقی بیفته که در موردش صحبت کنیم
من خودم بعضی وقتا برای اینکه سکوت جایی رو بشکونم الکی یه بحث بیخود را مینداختم و هی بیشتر توجه میکردم به اون اتفاق حداقل میتونستم درباره یه اتفاق جالب بحث رو شروع کنم اما وقتی از قانون خبر نداشته باشی همین میشه.
من تعهد میدهیم که فقط درباره خواسته هام و نکات مثبت و زیبا صحبت کنم تعهد میدهیم که فقط به شرایطی توجه کنم که میخام بیشتر و بیشتر وارد زندگیم بشه.
هرروز این همه اتفاقات زیبا در اطرافمون و جهان داره رخ میده باید آگاهانه به اونها توجه کنیم
من الان جایی نشستم که یه منظره فوق العاده زیبا است با درختان بلند و ترکیب زیبایی تصویر ماه توی آسمون و یه غروب زیبا و سرسبزی که ادم عشق میکنه خدایا شکرت
من توانایی کنترل ذهنم را دارم
من عاشق خودم هستم و عاشقانه میخام که در جهت رشد خودم قدم بردارم
بنام خدای مهربان
سلام
طبق تعهدی که به خودم دادم میخوام اولین کامنتم رو در مورد اتفاقات خوبی که در چند روز گذشته برام افتاده رو بنویسم
خداروشکر میکنم که امروز عدم خلاف ساختمانی که ساخت اون رو یکماه پیش به اتمام رسید صادر شد و انشالله فردا درخواست پایانکار بهره برداری رو میدم و امیدوارم کارها خیلی آسان و سریع انجام بشه
خدارو سپاس میگم بخاطر آسان شدن کارهای اداری اخیر در یکی دوماه گذشته، که خیلی سریع انجام میشه، مثل جواب گرفتن یک روزه از تامین اجتماعی،
مثل گرفتن پایانکار ساختمانی که سال گذشته ساخته بودم
مثل فروش واحدی که براحتی فروش شد
مثل شروع و استارت ساختمان جدید و اتمام کار فندانسیون
وقتی فکر میکنم اتفاقات خیلی خوبی در چند روز گذشته برام پیش اومده
مواردی دیگه ای هم هست که فعلا ذهنم یاری نمیکنه و انشالله در کامنتهای بعدی مینویسم با تشکر خدانگهدار
بنام پرودگار یکتا
سلام
روز هفتم و پایانی چالش 7روز تمرکز بر نکات مثبت و اعراض از نکات منفی
دیروز که روز هفتم بود رو با خوندن کامنتهای سایت شروع کردم و بعد نوشتن شکرگزاری در دفترم بود که در آغاز روز با احساس خوب و انرژی مثبت روزم رو شروع کنم
دو تا کار بانکی داشتم که یکیش یه مقدار با تضاد همراه بود اما سعی کردم ذهنم رو کنترل کنم که بیراهه نره و یه ساعتی بیشتر زمان برد اما خداروشکر انجام شد.
بعد یه سر به املاکی زدم و یکی از واحدها که پولش رو تسویه کرده بود رو تحویل دادم اونجا صحبت از بازار خراب و راکد بود که من تو دلم خندیدم و گفتم برای من که هر لحظه بخوام بفروشم به لطف خدا مشتری هست،
بعدش رفتم سر پروژه اونجا هم به لطف پروردگار کارها خوب و با سرعت و دقت در حال انجام بود، فقط یه مقدار هوا گرم بود که با درخواست جوشکار یه سایه بون براشون تهیه کردم که گرما زیاد اذیتشون نکنه،
عصر هم یه سایه بون برا کانکس نگهبانی زدم که اونهم گرمای زیاد احساسش رو بد نکنه
بعد هم اومدم خونه و با همسرم و فرزندانم یه ساعتی دور هم بودیم و از کنار هم بودن لذت بردیم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
بنام پرودگار یکتا
سلام
روز پنجم و ششم تمرکز بر زیباییها و اعراض از ناخواسته ها:
خدا رو شکر چالشی که برام روز چهارشنبه پیش اومده بود براحتی حل شد بدون اینکه من حرکتی براش انجام بدم، خداوند کارها رو انجام داده بود خدایا شکرت
خداروشکر کارهای اداری و ساختمانی و تمام امور براحتی و به آسانی انجام شد
روز جمعه:
خداروشکر روز جمعه بعد از یک استراحت طولانی به باغ یکی از دوستان رفتیم و از زیبایهای اونجا استفاده کردیم و لذت بردیم
خدا روشکر بخاطر خواب راحتی که شبها دارم بدون هیچ دق دقه ای
خدایا شکرت که آسانم کردی برای آسانیها
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
بنام پرودگار یکتا و بی همتا
روز چهارم تمرکز بر زیباییها و اعراض از ناخواسته ها
در شروع روز چهارم طبق برنامه روزانه از خواب که بیدار شدم در سایت استاد حضور یافتم و کامنت مربوط به چالش 7روزه خودم رو نوشتم
سپس شکرگزاری هام رو در دفتر شکرگزاریم نوشتم
اما دیروز به یک تضاد برخورد کردم که کنترل ذهنم رو ازم گرفت و این تضاد و نجواهای شیطان تا شب با من بود و هرچه میخواستم افکارم رو کنترل کنم نمیتونستم
شب هنگام از خداوند کمک خواستم تا خودش کارها رو برام مدیریت کنه و خدای خوبم منو به یکی از کامنتهای عالی آقای مظاهری عزیز که در قدم دوم جلسه7 گذاشتن هدایتم کرد
با خواندن کامنت زیبای جناب مظاهری که به خوبی قانون رو درک کردن متوجه شدم باید آرامشم رو حفظ کنم و صبور باشم تا پاداشها رو دریافت کنم
به این شکل نجواها رو از خودم دور کردم و امیدوارم امروز این تضاد رو با حفظ آرامش و صبوری با هدایت خداوند پشت سر بزارم و انشالله تبدیلش کنم به فرصت.
خدایا شکرت که با آموزههای ناب استاد چنین کامنتهایی در سایت ثبت شده که باعث راهنمایی ما میشه
خدایا شکرت که هدایتم کردی تا آرامشم حفظ بشه
خدایا خودت کمکم کن تا با صبوری از این تضاد عبور کنم
ممنونم از دوستان عزیزی که با گذاشتن کامنت باعث گسترش این آگاهیها میشن
با تشکر
این هم ردپای امروز من
سلام
امروز پروفایلم رو که چک کردم دیدم 2727 روزه که عضو سایت شدم و باز یه عدد رند که برام دلچسبه
روز سوم تمرکز به نکات مثبت و دیدن خوبیها و زیباییها
دیروز روز سوم چالش 7روزه من بود
ببینم دیروز چه نکات مثبتی رو دیدم و یا برام اتفاق افتاد
اولین مورد در شروع صبح همین کامنت گذاشتن در مورد نکات مثبت روز گذشته بود که احساس خوبی رو در اول صبح برام به ارمغان آورد.
بعد که از رختخواب بیرون اومدم شروع به نوشتن شکرگزاری کردم که انرژی مضاعفی رو به من داد،
مورد بعدی یک سری کار بانکی داشتم مثل واریز پول خرید آهن که روز قبلش سفارش داده بودم و چکی که برای تحویل یه آپارتمان گرفته بودم که براحتی نقد شد
و بعد به محل کارگاه رفتم و محل رو برای تخلیه آهن آماده کردم
خداروشکر آهنها به موقع رسید به محل پروژه و جوشکارها هم لوازم کارشون رو آوردن و استارت کار رو زدن
به لطف خدا کارها به موقع و به آسانی انجام شد
مورد بعدی خلوت کردن کارگاه ساختمانی بود که وسایل اضافی رو به چهار دیواری زمین همسایه منتقل کردیم تا محل پروژه برای جوشکاری خلوتتر بشه این مورد هم براحتی و به موقع انجام شد
شب هم چون در طی روز کار فیزیکی انجام داده بودم ساعت 9ونیم خوابم برد.
خدایا شکرت که کارها براحتی و به موقع انجام شد.
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام
من تو این روزها به یک موضوع جالبی برخورد کردم ، که علاوه برراینکه راجب موضاعات منفی نباید حرف زد ، درباره اتفاقات مثبت زندگیت هم برای افراد بسیار بسیار بسیار معدودی باید حرف زد ، چون من چنداتفاق خوب برام افتاد و با خوشحالی اونو برای دوستام و حتی نزدیکترین ادمای زندگیم گفتم و چنان تو ذوق من زدند بسیار حال من بد شد . و حسم منفی شد
و اصلا زبان بدنشون که توش ناراحتی بود از خوشحالی من میدیدم و یادمه یه ندایی بهم گفت نگو و من توجه نکردم ، چون هنوز تازه کارم ، و انقدر حس منو بد کردند که اون اتفاق خوبو خراب کردند ، من خیلی بخدا گفتم ببخشید که حرفتو گوش نکردم ، و الان دارم رو خودم کار میکنم و ارتباطم با اون ادما کم کردم ، جالبه که تو کار قانون جذبم هستند ولی با اساتید دیگه و بخاطر این من اعتماد کردم و گفتم ، که اشتباه کردم .
اما خواستم این تجربه باهاتون اشتراک بزارم چون کم دیدم جایی ازش صحبت بشه ، لطفا رو گفتن اتفاقات خوب زندگیتونم تا وقتی قوی نشدید چیزی نگید . منظور من صحبت راجب قانون جذب نیست ، که فلان اتفاق با قوانین جذب کردم نه . مثلا شما حستون عالی کردید و یک ادم خوب وارد زندگیتون شده یا کار جدیدی پیشنهاد شده تا وقتی پایه اون کار محکم نشد نگید ، هرچند من تصمیم گرفتم کلا نگم و نتیجه ام که عیان شد خودش گویای همه چیزه . بجاش اون اتفاق خوبو و حسشو با خودم و خدا مرور میکنم و مینویسم . مگر فردی که کامل مطمن باشم بهش.
سلام استاد عزیز درود بر شما خانم شایسته جان
امروز روز دهم از سفرنامه من هست
استاد جان من همیشه پر حرف بودم و عاشق تعریف کردن
یه جورایی مجلس گردان بودم تو تعریف کردن آدم حواسش نیست یهو میبینه وای از کجا سر درآورد ومن از وقتی که آگاهانه روی فایلها کار میکردم دیگه حواسم به کانون تمرکزم بود تا امروز فکر میکردم خیلی حواسم جمع
همین طورم بود ولی راجع به مسائل خودم سعی میکردم اصلاً حرف نزنم اگر هم حرف میزدم درباره موفقیتم بود
امروز که فایل روز دهم دانلود کردم باز استاد شما در مورد مسائل شخصی صحبت میکردین امروز سر کار من مسئلهای پیش اومد که اصلاً به من هم ربطی نداشت ولی چون من همون اول صبح متعهد شده بودم و ظهر که اومدم خونه خیلی دوست داشتم تعریف کنم خیلی سخت بود تازه اینجا فهمیدم که که هم در مورد مسائل خودمون نباید حرف بزنیم و هر ناخواسته که بیرون میبینیم دربارش حرف نزنیم
اون ناخواسته فرقی نمیکنه در مورد ما باشه یا در مورد افراد جامعه چون آخر کانون توجه ما را به ناخواسته جلب میکرد و اینو هم شما همیشه گفته بودید ولی من فقط از اتفاقهایی که در مورد خودم و خانوادم بود صحبت نمیکردم وامروز به خاطر رشد کردن و در مدار بالاتر قرار گرفتن
فهمیدم آقا جان هر مسئله و ناخواسته ای اگه تو دوستش نداری ربطی نداره در مورد کی و چیه تو باید زیپ دهنتو ببندی و استاد امروز فهمیدم که اینقدر هم فک میکردم مراقبت نبودم
ممنونم از شما خانم شایسته عزیز شاید یکسری موارد که به نظر ما شاید مهم نباشه را به یادمون میارید
چون آدم دوست داره حرف بزنه همین که بخواد مراقبت کنه فک میکنه حرفی برای گفتن نداره تا یه جایی که آگاهانه مراقبت کرد ناخودآگاه کانون توجهش میره روی اتفاقات خوب که برای هممون پیش میاد فقط ما توجهمون رپ ناخواسته ها بود
فک میکنم اینطور میشه که میگند یه نفر خوش شانس هروقت میره جایی مثلا هوا خوبه چون آگاهانه قبلا از اتفاقات خوب سفر قبلی گفته و بلعکس
موفق و سربلند و سلامت باشید آرزوی بهترینها را براتون دارم.
اگاهی های این فایل برای من
تا وقتیکه مدام دلمون میخواد اتفاقای بدی که برامون میوفته رو برای دیگران تعریف کنیم ، جهان هم از ما حمایت میکنه و اتفاقای بد بیشتری برامون در نظر میگیره تا ما چیزای بیشتری برای تعریف کردن داشته باشیم.
با دیدن این فایل یاد جمله ای افتادم که بار ها شده تو یه جمعی هستیم و یه نفر تعریف میکنه که مثلا فلانی یه اتفاق عجیب خوب براش افتاده و به خودمون میگیم ( حالا اگه ما بودیم …) فلان اتفاق برعکسش میوفتاد برامون و بعد بلند بلند میخندیم ، انگار جوک گفتیم :/
و یه جوری اینو با افتخار میگیم که انگار هرکی بلاهاش بیشتر باشه پیش دیگران عزیزتره
جهان به شدت روی این جمله حساسه و اونو میشنوه و میگه پس این اینو میخواد بزار براش بیشتر بلا بیارم بیشتر بخنده .
چقدررر خدارو شاکرم که به این اگاهی رسیدم که باباجون تو هرچیزی که با قدرت به کائنات میگی و باورش داری همون میشه .
و وقتی جهان میبینه که تو دوست داری از زیبایی ها تعریف کنی ، زیبایی های بیشتری بهت نشون میده
به قول استاد باید یه تعهددددد محکم به خودمون بدیم که هر اتفاق خوبی که میوفته رو برای دیگران تعریف کنیم
پس یه کار دیگه ای که من باید به کارهای روزمرم اضافه کنم اینکه درمورد شرایط و اتفاق های خوب اون روز صحبتتتتتت کنم چون وقتیکه دربارش صحبت میکنم جزئیات بیشتری از اون اتفاق رو میبینم درنتیجه بیشتر تو احساس خوب میمونم و بیشتر فرکانس مثبت به حهان هستی ارسال میکنم.
و تمام کار ما اینه بیشتر تواحساس خوب موند با روش مناسب خودمون
خدایا شکرت برای تما این آگاهی ها
سلام استاد دوستداشتنی ومریم خانم عزیزم و همه دوستایی ک هم فرکانسیم
درمورد خوش شانسی یبار من میخاستم برم دانشگاه رفتم ایستگاه خط واحد وایسادم و از دم در خابگاه با خودم تکرار کردم من خوش شانسم من خوش شانسم من خوش شانسم همین ک داشتم میگفتم نشستم رو صندلی منتظر اتوبوس یدفه ماشین سیمین دوستم ترمز زد گفت بپر بالا برسونمت با خط واحد نرو امقد ذوق کردم از اینکه جواب میده ها اگه جملات مثبت بگیم سریع جواب میده اینم از خاطره ی خوش شانسی من بود
خب من میشینم با مامانم خیلی در مورد ناخاسته ها حرف میزنم هر روز خیلی میشینم در مورد ویژگی های بد دیگران صحبت میکنم اما تعهد میدهم ک دیگه در مورد اتفاقات منفی با کسی صحبت نکنم با دوستام تلفنی نگم با مامانم و بقیه هم نگم تا میاد بگه سریع برم و یجوری ک ناراحت نشه یا بتونم بحث رو عوض کنم خدایا کمکم کن تواین کارم موفق بشم
سلام به همه عشق ها
من تعهد میدهم که از امروز فقط در مورد اتفاق های عالی زندگیم صحبت کنم زیبایی های زندگیم
عشق و نور زندگیم که خداونده صحبت کنم
الهی بی نهایت شکرت بابت این لحظه و آگاهی هایش
همین دیشب یه اتفاق به ظاهر بد برام افتاد و من خیلی ناراحت شدم که امروز هدایت شدم به این فایل و آگاهی این فایل کوتاه و تعهد خودمو اینجا نوشتم تا ببینم چقدر بعد این تعهد تغییر می کنم
ماه بعد همین روز میام ببینم با خودم چند چندم
با تشکر از استاد و مریم بانو و همه اعضا سایت
به نام خدا
استاد عزیز ماهم خیییلی خوشحالیم که خدا شمارو سرراه ما قرار داد واقعا من به شما به چشم یک موهبت الهی میبینم
خداوند شمارو حفظ کنه وهروز شمارو هدایت کنه به فایل های زیبا و خوشبختی شخصی خودتون
شما شدین خانواده ی عزیز من.
فقط استاد از روزی که کار میکنم روی خودم 90درصد آدم های دورم کم شدن خیلی تنها شدم اما تنهایی قشنگ که فقط روی رفتارم بشه تمرکز کرد و کار کنم روی خودم و من این اتفاق رو به چشم هدایت الهی میبینم.
خدایا شکرت
روز شمار تحول زندگی من
روز دهم
1403/10/30
سلام به همگی
اگر ما برامون اتفاقی بیوفته نباید اونو برای همه تعریف کنیم چون با این کار باعث میشیم از این اتفاق ها بازم بیوفته بیشتر باید درباره اتفاق های خوب صحبت کنیم اینجوری اتفاق های خوب رو وارد زندگیمون میکنیم
خدایا شکرت که روز به روز دارم تو کارم پیشرفت میکنم
خدایاشکرت امکان این رو دارم که توی خونه درآمد داشته باشم
خدایاشکرت که با توجه به شرایطم به سمت کارهایی هدایت میشم که بتونم درآمد داشته باشم
خدایاشکرت که شرایط این رو دارم توی خونه آموزش های لازم رو در رابطه با کارم ببینم و روز به روز موفق تر و حرفه ای تر بشم