چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟ - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1338 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حبیبه گفته:
    مدت عضویت: 2268 روز

    سلام به بهترین استاد ومریم زیبا ،استاد این متن رو مینویسم چون یکی از بهترین اتفاقات زندگیم رو خلق کردم ،

    داستان از جایی شروع میشه که من سال ۱۴۰۰ تولد همسرم هشتم تیر که بود فقط یه تبریک ساده بهش گفتم ،واون لحظه از خدا خواستم سال دیگه برای تولد همسر یه اتفاق عالی رخ بده یه شرایط جدید ،الان که این متن رو مینویسم دقیقا تو اون شرایط خاص خداوند هستم من وهمسر م ۶ تیر ۱۴۰۱ از شهرمون به قصد سفر به صورت هدایتی اومدیم شیراز،دقیقا ظهر از سرکار اومد خونه یهویی گفت بریم سفر شیراز یه مشتری امروز اومده گفته شیراز هوا عالیه به ذهنم یه دفعه ایی اومده دوتایی بریم سفر منم گفتم باشه ،دوتا پسرای دوقلوم رو هم مادر مهربونم ومادر همسرم توی این چند روز مراقبت کردن ومن با ارامش وخیال راحت از این سفر هدایتی دارم لذت میبرم ،این سفر رو خودم جذب کردم ،چرا ؟وچطوری ؟به لطف مریم جان عزیز که فیلم سفر به هاوایی رو گذاشتن چقدر من شما واستاد رو تحسین کردم چقدر از لذت بردن شما منم لذت بردم چقدر از همدلی وعشق شما من لذت بردم ،مرسی از تو مریم قشنگ وزیبا ،عاشقتم الگوی بی نظیر والان تولد همسرم رو تو بهترین شهر وهتل جشن گرفتیم ،واقعا خدایا شکرت ،هنوز این سفر یه زاویه دیگه از هدایت رو داره که باید اونم تعریف کنم عید امسال ۱۴۰۱ همسرم بهم گفت رقیه از خدا میخوام یه عیدی یا سال تحویل سال بعد ما شیراز باشیم ،والان خداوند هدیه تولدش رو داد وبه شیراز آوردش، خدایا سجده شکر که که تو چه خوب جواب درخواست کننده رو می‌دهی، این قانون بدون تغییرت الحق که بی نظیر عمل میکنه .مرسی مرسی استاد قانون رو درک کردی وبه من شاگرد وجویای خدا شناسی درس زندگی رو یاد میدی خدا عمر باعزت بهت بده ،استاد توی این سفر من قانون سلامتی رو خوب اجرا میکنم دیگه اون حرص وولع های انواع پفک و.. رو ندارم ،فقط انرژی بی نظیر واسه قدم زدن در دل تخت جمشید رو دارم ودارم از شادابیم لذت میبرم ،استاد فقط من از دوره قانون سلامتی شما استفاده میکنم وهمسر هنوز در مدار راه حقیقی وثابت قدم شما نیست ومن هم یه کلمه از این آگاهی های ناب شما بهش نگفتم تا خداوند خودش هدایتش میکنه . این فایل هدایت من امروزم بود وچه همزمانی عجیبی با فایل شما داشت ،استاد دست به خاک میزی برات طلا بشه ومریم جون مرسی بابت فیلم هایی که باعشق واسمون میگیری وممنونم واسه ژست هایی که واسه عکاسی میدی من توی این سفر تمام عکسهایی تو مسافرت هاتون گرفتی من هم تو این سفرم باعزت نفس وبدون هیچ ترسی از قضاوت شدن تمامشون رو اجرایی کردم .وبهترین صحنه ها وعکسها رو گرفتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    الهه سوادکوهی گفته:
    مدت عضویت: 3086 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام استاد جانم

    .

    روز دهم روز شمار تحول زندگی من 16 آذر 1401:

    10 روز گذشت از شروع روزشمار تحول زندگی من و خوشحال و سپاسگزارم که تونستم در این ده روز متعهدانه به فایلها گوش بدم و در حد توانم عمل کنم و از خودم رد پایی برای هر فایل به جا بذارم

    در این 10 روز خدارو بی نهایت شکر برکات و نعماتش بیش از پیش ب زندگیم جاری شده و من واقعا دارم میبینم ک وقتی متعهد میشی برای تغییر برای رشد برای پیشرفت، چطور خداوند بهت پاداش میده و میگه دمت گرم بنده نازنینم حالا که اینقدر مشتاق خداگونه شدنی پس بگیر که اومد پاداش ها و نعمتهای بی انتهای منو

    البته که من به اندازه ظرفم نعمتهاشو دریافت میکنم اما هرچقدر دارم روی خودم روی باورهام روی فایلها و گوش دادنشون و عمل کردن بهشون کار میکنم، دارم پیشرفت بهتری در تمام جنبه های زندگیم میکنم

    استاد میدونید چیه این فایلها و کلا زندگی بر پایه قانون داره منو در تمام جنبه ها رشد میده و ب وضوح میرسونه

    به من ایده کسب و کار داد.

    به من جرات حرکت کردن داد.

    به من مشتری و اعتبار داد

    به من ایمان ب محصولم رو بخشید

    به من اعتماد به نفس برای ارائه محصولم رو بخشید

    به من وضوح بیشتر و بهتر در مورد خواسته هامو بخشید

    به من باور فراوانی رو به اندازه ظرف الانم بخشید

    و من مطمئنم همه چیز ازین بهترم میشه

    همیشه میتونه اوضاع از این بهترم بشه

    اینکه چیزی نیست..

    خدارو شاکرم اما قانع نیستم

    حرکت میکنم ادامه میدم و هر روز بهبود دائمی و هر روز تست کردن ایده های جدید در کسب و کارم و هر روز پیشرفت و پیشرفت و پیشرفت…

    .

    خب بریم سراغ فایل ارزشمند امروز:

    توی این فایل من فهمیدم که نباید راجبه اتفاقات ناگوار و تلخ زندگیم و روزمرم با کسی صحبت کنم

    باید بتونم کلامم رو، زبانم رو کنترل کنم و کلام ابزار قوی برای کنترل ذهنه

    اگر من ناآگاهانه بیام از اتفاقات تلخم برای خانوادم برای دوستام تعریف کنم از همون جنس اتفاقات رو بیشتر و بیشتر دارم ب زندگیم دعوت میکنم و این فاجعه ست!!

    من واقعا سعی کردم و از این به بعد بیشتر سعی میکنم که فقط و فقط از اتفاقات خوبم از زیبایی ها از نکات مثبت برای بقیه تعریف کنم

    استاد من واقعا اینو بارها و بارها تجربه کردم که وقتایی ک نتونستم ذهنمو در مقابل رفتار بد طرف مقابلم کنترل کنم و اومدم اون رفتار بد رو اون تجربه تلخ رو در مورد اون شخص برای خانوادم تعریف کردم، چقدر دیدِ خانوادم رو ب اون آدم منفی کردم که حتی بعدش وقتی من رابطم با اون آدم خوب شد، خانوادم همچنان دیدشون منفی بود و بک گراند داشتن نسبت بهش!

    وای چقدر مهمه این کنترل کلام

    زبان سرخ سر سبز را میدهد بر باد!

    بااااااااید حواسم باشه چی دارم میگم

    باید خیلی بیشتر مراقب باشم

    میدونید باید تمرین کنم از این به بعد وقتی جایی میرم پیش کسی میرم تجربه ای دارم حتی مثلا پیش دندون پزشک میرم، وقتی میام خونه فقط و فقط از خوبی ها از نکات مثبت اون اتفاق و اون آدم بگم و اینطوری هم احساس خودم بهتره هم احساس کسانی ک دارم باهاشون صحبت میکنم و هم اون اتفاق خوب بیشتر و بیشتر به زندگیم میاد

    موضوع اینجاست که وقتی میای از یه اتفاق منفی تعریف میکنی ، به همینجا ختم نمیشه

    بازم تو موقعیت های مختلف حتی اگه خودت کوتاه بیای، اونایی ک شنونده اون اتفاق تلخ از زبان تو بودن، باز بیادت میارن که آره یادته اون تجربه منفی رو داشتی یادته اون آدم چیکار کرد و باز بیشتر در این باتلاق فرو میری!

    خیلی دیدم افرادی که تا میشینن تو جمعی، فقط از مسائل زندگیشون میگن که آره فلان زمین رو خریدم مشکل پیدا کرد یارو سرم کلاه گذاشت، یا فلانی پولمو بالا کشید یا فلانی خونمو بد ساخت تحویل داد و …

    فارغ از بار منفی این حرفا، اصلا به نظرم این حرفا اون شخص رو انسان ضعیفی جلوه میده و طرف داره عملا میگه من بدبختم و بقیه مرتب دارن گولم میزنن!

    وای چقدر بده احساس ترحم بقیه رو برانگیختن… حالم بد میشه ازینکه کسی بهم بگه آخی طفلکی و بخواد برام دلش بسوزه!!!

    پس باید به خودم قول بدم که با کلامم فقط و فقط قدرت رو مرتعش کنم نه ضعف و ترحم

    از کلامم از این عصای معجزه گر فقط برای رشدم و احساس خوبم استفاده کنم

    .

    خدایا بهم کمک کن در این مسیر مستقیم ثابت قدم بمونم

    خدایا هدایتم کن به آسانی ها و نعمتها

    خدایا هدایتم کن که بیشتر تسلیم تو باشم و تو بهم بگی و من بگم چشم انجامش میدم و تمام

    .

    سپاسگزارم استاد عزیزم عاشقتونم بی اندازه. خیلی قدرتون رو میدونم خیلی زیاد…………

    .

    با عشق

    الهه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    حبیب و ناهید گفته:
    مدت عضویت: 893 روز

    به نام خدواند هدایتگر

    سلام

    « ناهید »

    نت برداری

    قدم دهم

    خیلی از آدم‌ها عادت دارند مسائل و اتفاقات خودشان را برای بقیه تعریف می‌کنند.

    اغلب آدم‌ها مشکلاتی که برایشان فاق می‌افتد را تعریف می‌کنند.

    آدم‌هایی که از مشکلاتشان صحبت می‌کنند دروازه اتفاقات هم سنگ با آن موضوع را باز می‌کنند.

    وقتی آدم‌ها از مشکلات صحبت می‌کنند به جهان رخواست ارسال می‌کنند که اتفاقات ناگوار و عجیب و غریب اتفاق بیفتد.

    اگر تمرکز کنیم فقط روی اتفاقات خوب( خودم را متعهد کنم که در زندگی ام فقط اتفاقات خوب را ببینم) بیشتر اتفاقات خوب می‌بینم.

    وقتی فقط روی اتفاقات مثبت مرکز می‌کنم دیگر منتظر اتفاقات منفی نیستم.

    من فارغ از اینکه چه اتفاقاتی در زندگیم رخ داده فقط در مورد مسائلی صحبت می‌کنم که خیلی خوب بوده، خیلی مثبت بوده، فقط روی آنها صحبت می‌کنم.

    اگر تمرکزم روی چیزهای مثبت باشد اتفاقات خوبی هم برایم رخ می‌دهد.

    من نباید هرگز در مورد مشکلاتم با کسی صحبت کنم.

    هرچه که بیشتر راجب اتفاقات خوب صحبت کنم بیشتر در زندگیم رخ خواهد داد و بالعکس.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    زهره صفری گفته:
    مدت عضویت: 636 روز

    به نام خالق بی‌همتا

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته مهربانم ودوستان هم فرکانسیم

    روز شمار روز دهم

    خدایا هزاران بار شکرت بابت متعهد بودن تو این مسیر الهی

    خداروشکر من و همسرم مدتهاست تو این مسیر

    وصال خوشبختی حضور داریم

    من و همسرم چند ساله گاهی وقتها پیاده روی که

    میریم از دیدن زیباییها لذت می‌بریم تحسین میکنیم

    خدارو رو شکر میکنیم مخصوصا از کارهای خودم

    خنده ام میگیره اون لحظه هر کسی منو ببینه میگه

    این انگار چیزی ندیده تازه متولد شده با ذوق شوق

    همه زیباییها رو میبینم بلند تحسین میکنم واقعا

    دیدنیم خدایا شکرت چقدر جهان پر از فراوانیه هر

    کجا رو میبینی ساختمان سازی میکنن واز هر چیزی نعمت و فراوانی به چشم میاد خدا جونم سپاسگزارم

    بعد برگشتنی مثل استاد عزیزم از یه مسیر دیگه

    میام زیبایی‌های اونجا رو همینطور تحسین میکنیم

    لذت میکنیم از صمیم قلبم سپاسگزاری میکنم

    من و همسرم یاد گرفتیم از ناخواسته ها اعتراض کنیم

    در مورد چیزی که دوست ندارم حرف نمی‌زنم

    بیشتر سعی میکنم در مورد خواسته هامون با همسرم صحبت کنیم

    سپاسگزارم استاد عزیزم بابت

    آگاهی‌هایی که در اختیارمان قرار میدین

    سپاسگزارم بابت این لحظه ام و آگاهی که دریافت کردم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند سعادتمند

    در دنیا آخرت باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1842 روز

    سلام خدمت همراهان عزیز

    نکته‌ای که این قسمت برای من داشت این هست که متعهد باشم فقط در مورد اتفاقات خوبی که برام رخ داده صحبت کنم و از صحبت کردن در مورد اتفاقات بد پرهیز کنم. چرا که اگر در مورد اتفاقات بد صحبت کنم دارم این انتظار رو ایجاد میکنم که مشکلات عجیب و غریب برام رخ بده و افرادی که اتفاقات عجیب و غریب و مشکل براشون بوجود میاد نکته مشترکشون این هست که در مورد اتفاقات بد و ناخواسته‌هاشون صحبت میکنن.

    اتفاقات خوبی که امروز برام افتاد این بود که اول از همه 4 تا ویدیو مرتبط به هم جدید درست کردم در مورد لینوکس و در سایت و کانال یوتیوبم در صف انتشار گذاشتم. دوم اینکه یک ویدیو عالی امروز تهیه و ضبط کردم در مورد اینکه چطور میشه مسئله‌ی اپ استور اسنپ در لینوکس رو برطرف کرد و براش راهکار دادم که این مشکل به نظر هوش مصنوعی یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی هست که کاربران لینوکس جهان باهاش درگیر هستن و گفتم اگه اینطوره من راهکار براش ارائه میکنم و یک ویدیو حدودا 18 الی 20 دقیقه‌ای شد که در صف انتشار کانال یوتیوب و سایتم قرارش میدم امشب. اتفاق خوب دیگه‌ای که افتاد این هست که تمرین خلاقیت انجام دادم و سوالات خوبی امروز از خودم در زمینه پیشرفت کسب و کارم پرسیدم و بهشون جواب دادم و انشاءالله فرصت کنم ایده ها رو اجرا کنم، البته باید ایده‌های بیشتری بنویسم، اتفاق خوب دیگه این هست که سری سوالات خوب در مورد پیشرفتم دادم دیگران ایده‌هاشون رو بنویسن و این هم میتونه خیلی بهم کمک کنه، اتفاق خوب دیگه این هست که عصر با خانواده رفتیم دور دور با ماشین و کلی ذهنم استراحت کرد، اتفاق خوب دیگه این هست که بسته مولتی‌ویتامینی که میخورم رو امشب پدرم برام هدیه خرید و بهم داد و جالب تر اینکه قیمتش نسبت به پارسال 100 هزار تومان ارزان تر شده و این یک اتفاق خوبه ببین چقدر تولیدش رو برده بالاتر که قیمت اومده پایین‌تر، اتفاق خوب دیگه‌ای که افتاد این هست که امروز پدرم بهم پیشنهاد داد که بیا برو مغازه‌ای که دارم رو توش فعالیت کن و کار و کسب در کنار همین کارت باز کن و این اتفاق در شرایطی افتاد که من فایل مراقبه فراوانی دوره هم جهت با جریان خداوند رو صبح گوش کردم و این یک نشونه‌ی ثروت ساز هست از سمت خدا برای من که اگه همین مسیر رو برم و فایل گوش بدم و روی خودم کار کنم فرصت‌های ثروت ساز بیشتر و بیشتر برام ایجاد میشه و من میتونم در کسب و کارم اینو خلق کنم که مشتری‌ها صف‌ طولانی بکشن برای خرید و فروش بالا و پر سود رو تجربه کنم و البته همراه با آسانی.

    خداروشکر میکنم بابت این روز فوق العاده و پر سودی که داشتم. انشاءالله برای شما هم هر روز اتفاقات عالی بیفته. عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 2781 روز

    سلام خدارو شکر میکنم که من جزو آدمای خوشانسی هستم که با این سایت و شما دوستان موفق در ارتباطم و هم فرکانسیم.

    من امروز واقعا روز شگفت انگیزی داشتم کانون توجهم رو ارتباط با خدای خودم بود و لحظات بیشتری نسبت به روزای قبل حسش کردم خیلی جالبه امروز که خوندنی های این فایلو خوندم و گوشش کردم با انسانها درلحظه ایی برخورد کردم که داشتن از اتفاقای عجیب غریبی که براشون اتفاق میوفته و ناخواسته هاشون صحبت میکردن سریع هدفونمو گذاشتم تو گوشم موزیکمو پلی کردم و به خودم گفتم ببین این خودش یه نشونس ها که داره قانونو تایید میکنه که به هرچی توجه کنی همونو جذب میکنی.

    خدارو شکر که نشونه هارو متوجه میشم*

    هرلحظه دارم قدرت ذهنو بیشتر باور میکنم خدارو شکر میکنم که همچین ذهن قدرت مندی دارم* شب موقع برگشتن به خونه خیلی سریع تاکسی گیرم اومد با راننده تاکسی و مسافرای دیگه یه ارتباط دوستانه برقرار شد که خیلی لذت بردم یه تیکه سنگک خوشمزه دست یکیشون بود تعارف کرد یه تیک من کندم بعد راننده گفت یه تیکه هم بده من خودش یه تیکه هم داد مسافر جلوییه گفت مزه دهنتو عوض کن سنگکه خوشمزس و فلان

    من به اونکه نون داد تعارف کردم کرایشو حساب کنم اون تعارفه من کرد راننده میگفت قابل نداره و اینا رسیدم آزادی ??یه تاکسی دیگه سوار شدم اول میخواست بره چندتا خیابون دورتراز مقصد من؛ سوار نشدم یه مسافرم داشت برا اون یکی مقصد یهو دیدم دنده عقب گرفت اومد گفت بشین میریم اول مقصد تو با اون یکی مسافره توافق کرده بودن خلاصه اومدیم.

    من هرشب یه چند دقیقه ایی از سرخیابون پیاده روی دارم تا منزل امشب هم سرد بود هم حسشم نداشتم سره خیابونمون اومدم پیاده شم گفت بزار چهارارو ببیچشم بعد پیاده شو گفتم میخوای این خیابونو بری پایین گفت اره گفتم پس منم وسطای همین خیابون پیاده میشم خلاصه منو اورد تا سرکوچمون خیلی حال داد.

    خوش شانسی بعدی و بزرگم این بود :

    بعداز ظهر مامانم زنگ زد گفت امشب ما میریم شهرستان من حواسم نبود که کیلیدام پیشم نیست رسیدم دره خونه دستم کردم جیبم یادم افتاد کیلدام موندن تو کوله پشتی باشگام توخونه” مادرمم نمیدونست کیلیدامو نبردم.

    (خونمون ویلاییه) از بالای در دیدم دره ورودی قفله بخدا یه چیزی بهم میگفت تو امشب پشت در نمیومنی از بالای در حیاط اومدم داخل دیدم به به قفلو در ورودی رو درست نزدن? تکون تکونش دادم باز شد دویدم تو خونه قرانو بقل کردم گفتم خدایا ممنون شکرت بابت اینهمه اتفاقای خوب .

    سوار تاکسیه هم که شدم نزدیک مقصدم انگار میدونستم این میره تاسر کوچمون با ذهنم داشتم تلاش میکردم که اتفاقی که میخوام بیوفته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    مبینا سربلند گفته:
    مدت عضویت: 1029 روز

    خداروصد هزار مرتبه شکر

    دیروز یک ازمون عملی از توحید رو پشت سر گذاشتم خیلی خیلی به خودم افتخار کردم.میخوام اینجا تعریفش کنم و ربطش رو به این فایل که نشانه امروز ساعت 6 و نیم یک صبح زیبا و با طراوت روایت کنم:

    من الان چندین وقته که دائما با خودم هماهنگم به خواسته هام توجه میکنم و فکر و عملم یکی شده به لطف الله مهربان و از ناخواسته ها فقط اعراض میکنم هر چند که انصافا انقدر این کار رو کردم نا خواسته ها در همه موارد چه در روابط چه سلامتی چه یک فکر ناخواسته در حد صفر رسیده خدایا یاشکرت میخوام هر روز بیشتر توحیدی بشم!

    خب من در گذشته بسیار زیاد ناراحتی و جر و بحث برام پیش میومد و موجب دلخوری من از ادمایی که دوستشون داشتم میشد چون دایما دنبال این بودم که چی کسی با من چه رفتار نادرستی کرده ؟ اغلب در احساس قربانی بودن ، که من خوبی کردم و در عوض به من ظلم شده و .. می دونید این جنس افکار مسلما با خودش چه شاخ و برگ هایی داره و هی گسترش پیدا میکنه..

    اما الان که من آگاهانه زندگیم و لحظاتم رو خلق میکنم

    اگاهانه لذت می برم

    اگاهانه احساسی که دوست دارم تجربه کنم رو برای خودم ایجاد میکنم و دنبالش رو میگیرم ، جهانم با من کاملا مثل همیشه هماهنگه و طوری پیش میره که من هماهنگ بودن بیشتری رو تجربه کنم نکاث مثبت فقط از ادما ببینم و اغلب سپاسگزار و خوشحال باشم(:

    ولی باز و باز هم ، میگم من اصلا نباید چیز ناحالب ببینم و بشنوم که بخواد به مرحله اعراض برسه

    پس اگر هست یعنی جدی تر باید روی ورودی هام و باورهای قدرتمندم کار کنم که اینم نشانه ای از الله مهربان بود

    خدایا اسانم کن برای ساده زیستن اسانم کن برای خوشحال بودن و خالص بودن و رها بودن

    دیروز موقع ناهار مادرم درمورد دختر عموم تیکه هایی مینداخت ولی من میگفتم عوض فلان ویژگی مثبت رو داره و .. اون هی دوست داشت راجب حس ناجالبش صحبت کنه و اخر گفت که با عموت راجب دخترعموت تلفنی بحثم شده و فلان ..

    چون میدونع من دوست دارم فقط اخبار خوب بشنوم و به خانوادم قبلا اینو گفتم ، سعی کرد انصافا خودشو جمع و جور کنه زود گفت هیچی بابا اصلا نمیخواستم بگم … بعد من دیدم برادرم هم اینو میدونه ، بعد دیدم اونم مانع مادرم شد و نزاشت که تعریف کنه و گفت نه هیچی !

    حالا اینجا واکنش من : من اگه مبینای پارسال بودم زود میگفتم چی شده ؟ سر چی ؟ چراا؟ چون خیلی روی اون عموم هم قبلا حساس بودم و دوستش داشتم کوچکترین موضوع رو هم در موردش پیگیری میکردم و ازش دفاع میکردم

    ولی من دیروز حتی یک کلمه ، حتی کلمه بعدش رو هم نیومدم که بپرسم چرا و سرچی و چی بینتون رد و بدل شده؟

    یک دوساعتی بعد از اون گاهی ذهنم هی میخواست کنجکاوی کنه که برو بپرس ببین موضوع چیه ؟؟! چون اصلا این خیلی عجیب بود و تاحالا رخ نداده بود.

    ولی افسار ذهن عزیزمو گرفتم و گفتم ببین من به خوراکی که به فرکانسم میدم حساسم چون روی احساسم و اتفاقات زندگیم خیلی سریع خودش رو نشون میده و من چیز های زیبا میخوام تجربه کنم و اینطوری عاشق خودم و هماهنگیم هستم ، پس اومدم داخل سایت و سفر به دورامریکا قسمت 1000 رو دیدم ، کامنت های فوق العاده بخصوص کامنت اقا ابراهیم عزیز رو خوندم تحسین کردم این همه دوستان فوق العادم رو که همه غرق نور و عشق هستن تحسین کردم ثروت رو موفقیت رو و تغییراتشون رو ، احساسم رو رفرش کردم و با حال عالی تری به روزم برگشتم الهی صد هزار مرتبه شکر.

    به خودم تبریک میگم این تعهد و توانامندی برای اعراض از ناخواسته هارو

    چون من قضاوت گر نیستم

    هر اتفاقی افتاده به خودشون و کسانی که توی اون فرکانس هستن مربوطه و اگر من خبر ندارم یعنی نباید داشته باشم ، یعنی من در مدار زیبایی ها هستم در مدار اگاهی و توحید!

    من کلی نکته مثبت در ادما میبینم که اگاهانه توجه ام رو بردم روشون و نمیخوام جز خبر خوب راجبشون بشنوم نمیخوام فقط یک طرف قضیه رو ببینم ، ماجرا رو از زبان یک طرف بشنوم و بدون اینکه زاویه دید ادم هایی که حضور ندارند رو بشنوم به اشتباه قضاوتشون کنم و ..

    من همواره در حال تقویت مومنت مثبتم و فقط وجه جذاب و باحال و سخاوتمند و خوش انرژی ادم هارو بر انگیخته میکنم.

    الهیییی صد هزااار مرتبههه شکرر

    خدایا قوانین بسبار ساده و دوستداشتنیه مممنووونم

    همه خواسته هام به راحتی اب خوردن با قانون خلق میشه

    نه رقابت و مسابقه ای وجود داره و نه تقلایی

    همه چیز از قبل هست

    فقط تو باید با سرعتت رو تنظیم کنی و انتخاب کنی که در کدوم مدار باشی ، در هر مداری چیز هایی هست که به راحتی باهاشون برخورد میکنی و این کانلا بدیهی اتفاق میوفته.

    الهی شکر برلی این محفل توحیدی و دوستداشتنی

    الهی شکر برای پیاده روی 5 صبحیم که بی نظیر بود ، اینم بگم اولین بار امروز از باغبان شهرمون که داشت چمن هارو اب میداد درخواست کردم که من شلنگ رو دست بگیرم و ابیاری کنم ، اونم با مهربانی قبول کرد ، اب یاری چمن ها و درخت ها لذت بخش بود ، صحبت با اون اقای مهربان لذت بخش بود ، عطر چمن و تازگی و طراوت صبح بسیار لذت بخش بود ، بیشتر مسیر رو دویدم و پاهام حسابی گرم شده بود ، بدون اینکه احساس تنگی نفس کنم پر انرژی و باحالل خدایا شکرت زندگیم از هر نظر که بشه نگاه کرد ،

    زیبا

    هماهنگ

    فوق العاده

    سرشار از ثروت

    سلامتی

    عشق

    احترام

    اخبار عالی

    غذایی های عالی

    لباس های عالی

    خانه و ماشین عالی

    دانشگاه عالی

    دوستان عالی

    و لحظات عالی هست

    که تمامش حاصل درک و خودشناسی و اگاهانه زیستنه و اعتبارش تمام به رب منه

    فرمان زندگیم دست خداست و تو رلز رویس خدا نشستم و لذت میبرم و خداوند من رو به بهترین جاها میبره

    جاانم ، الهی شکر برای توفیقی دیگه،

    سپاس برای این نشانه امروز پیشرفته تر از دیروز هستم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    محبوب فرقانی گفته:
    مدت عضویت: 2890 روز

    برگ دهم روزشمار تحول زندگی ام. خب من از این فایل یادگرفتم که دلیل اینکه بعضی از اطرافیانم همش بدبیاری داشتند، این بود که به تعریف کردن مشکلات عادت کرده بودند. بسیار بسیار خداوند را شاکرم که از مدار آن انسان ها خارج شدم. برایشان آرزو میکنم که با این آگاهی ها آشنا شوند و البته برای خودم هم آرزو دارم که بیشتر و بیشتر به این آگاهی های ناب و اصیل در زندگی ام، عمل کنم. اما قسمت زیبای این فایل صحبت های استاد درباره تمرکز بر زیبایی ها و اتفاقات خوب بود. یادم باشد که هر کجا که میروم از خوبی ها بگویم و گفتگوهای درونی ام را با محور تمرکز بر زیبایی ها انجام دهم. همیشه و در هر لحظه بر روی اتفاقات زیبا تمرکز کنم. خب من واقعا دوست دارم که یک خونه بزرگ و زیبا، تمیز و شیک داشته باشیم که بشه توش کلی دورهمی مثبت و خوب با یک جمع با خدا برگزار کنیم. خیلی دوست دارم که یک شغل عالی نصیبم بشه که با تمام وجودم عاشقش باشم. و واقعا دلم میخواد قلبم نسبت به تمام آدم ها پر از احترام، تحسین و محبت بشه. و یک رابطه عالی را با خدای بزرگم قلبا برقرار کنم که دائما وصل باشم و هدایت دریافت کنم. و العاقبه للمتقین.

    برای همگی خیر، سعادت، خوشبختی، ثروت و عاقبت به خیری دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    زینب باوی گفته:
    مدت عضویت: 1366 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت استاد عزیزم ،مریم عزیز و تمامی دوستان

    استاد من این تجربه کردم که از زمانی که تصمیم گرفتم هیچ وقت حتی یه حرف در مورد ناخواسته ها و نازیبایی حرفی نزنم و توجه نکنم چرخ زندگیم روون شده ،روغنکاری شده و حال و احساسم عالی و اتفاقات عالی برام رخ میده و اگر به تضادی هم بربخورم دیگه اصلا بهم نمیریزم کنترل ذهن برام راحت شده به لطف الله

    خدایا شکرت که در این مسیر زیبا هستم و خدارو شکر که استادی چون استاد عباسمنش دارم .

    در پناه الله یکتا شاد،سعادتمند و ثروتمند باشین .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    حنانه بهاری گفته:
    مدت عضویت: 3656 روز

    سلام استاد خوبم … منم با نظر شما کاملا موافقم … لزومی نداره هر اتفاق بدی که توو زندگی به وجود میاد تعریفش کنیم … هر چقد به اتفاقای بد بیشتر بیمحلی کنی به همون میزان هم توو زندگیت کمرنگ میشن (توجه نکردن به ناخواسته ها یا اعراض / فصل دوم کتاب رویاهایی که رویا نیستند قدرت افکار)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: