اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مهمترین کار و سختترین کار از نظر من کنترل کردن ذهن نجوا گره
ذهنی که در هر لحظه نجواهای در گوشت داره که احساس میکنی داره کم میاری با تمام تلاشهای که میکنی
اما وقتی خدارو یادت میاری وقتی میگی خدایا به خودت سپردم وقتی میگی خدایا تسلیم تسلیمم دیگه کار راحتتر میشه و انگاری نوری در دلت روشن میشه که همون میشه نور ایمانت
یاد داستان قارون میفتم که موقع فرو رفتن کلی از موسی درخواست نجات کرد و موسی گفت نه . و خداوندگفت موسی ده بار از تو خواست اگر یکبار از من میخواست من نجاتش میدادم
و این آیه زیبا
وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًاود، و هر کس پرهیزکار شود خدا راه بیرون شدن (از عهده گناهان و بلا و حوادث سخت عالم) را بر او میگشایدجایی که گمان نَبَرد به او روزی عطا کند، و هر که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش را نافذ و روان میسازد و بر هر چیز قدر و اندازهای مقرّر داشته است
و این آیات که حجت رو تمام کرده که خداوند برایمان کافیست با کمی توکل و امید و پرهیزکاری مثل همین صحبت نکردن ها از ناخواسته ها مثل حال و احساس خوب داشتن با توکل به خدا همه چیز رو خودش درست میکنه و نیاز نیست ما سختی بکشیم و در این راه کم کم هدایت میشیم به اسانیها
و باید آسان بگیریم که جهان هم از روی طبع برای ما آسان بگیرد
خدایا شکرت
خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای آمین یا رب العالمین
خیلی فایل جالبی بود .برام اتفاق افتاده بود که خاطرات گذشته رو تعریف کنم اما تازه متوجه شدم که تو گفتن و تعریف کردن هم باید مواظب باشیم چون دنیا همیشه به ما گفته چشم وقتی داری خاطره ای با مضمون غم و ناراحتی تعریف میکنیم دنیا میگه چشم و باز هم از اون جنس خاطره وارد زندگیت میکنه
و جالب تر اینکه وقتی تعهد میدی که زاجع به چیزای منفی حرف نزنی برات اتفاقات منفی هم رقم نمیخوره چون انتظار ش نداری
اما یک سوال ذهن من مشغول کرده
اگر خاطره یا مشکلی که پایان خوشی داشته یا مثلا ریزش سنگ از کوه که به ماشین خورده اما ما اسیب ندیدم با آب و تاب و خنده و احساس خوب تعریفش کنیم ممکن باز هم از این نوع اتفاقات وارد زندگیمون کنه ؟؟؟؟
خیلی فایل جالبی بود .برام اتفاق افتاده بود که خاطرات گذشته رو تعریف کنم اما تازه متوجه شدم که تو گفتن و تعریف کردن هم باید مواظب باشیم چون دنیا همیشه به ما گفته چشم وقتی داری خاطره ای با مضمون غم و ناراحتی تعریف میکنیم دنیا میگه چشم و باز هم از اون جنس خاطره وارد زندگیت میکنه
و جالب تر اینکه وقتی تعهد میدی که زاجع به چیزای منفی حرف نزنی برات اتفاقات منفی هم رقم نمیخوره چون انتظار ش نداری
اما یک سوال ذهن من مشغول کرده
اگر خاطره یا مشکلی که پایان خوشی داشته یا مثلا ریزش سنگ از کوه که به ماشین خورده اما ما اسیب ندیدم با آب و تاب و خنده و احساس خوب تعریفش کنیم ممکن باز هم از این نوع اتفاقات وارد زندگیمون کنه ؟؟؟؟
قبل از اینکه با قوانین آشنا بشم باور داشتم که بعضی آدما خوش شانسن بعضی هام بدشانسن
اما الان که قوانینو فهمیدم وقتی یه نفر میگه نمیدونم چرا اینقدر بدشانسم و همش مشکل پشت مشکل دلیلش رو میفهم از صبح تا شب داره درمورد مشکلاتش بیماریش با آب و تاب به هرکس میرسه تعریف میکنه جهانم میگه این عاشق مشکلاته بیشتر بهش بدم
خود منم قبلن اگه موضوع ناجالبی اتفاق میوفتاد برا بقیه تعریف میکردم ولی الان سعی میکنم آگاهانه توجه م رو بردارم و راجع به اون موضوع حرف نزنم یه چیزی یادم میاد میگم این چه کمکی
به پیشرفت بقیه میکنه سکوت کن بهتره
ما انسان خوش شانس و بدشانس نداریم
ما یسری افراد رو داریم که دارن به قوانین
به صورت آگاهانه یا نا آگاهانه عمل میکنن
یا عمل نمیکنن و نتیجه هم همون مشکلات و بدبختیهای که تجربه میکنن
من باید حواسمو جمع کنم که آگاهانه به چیزایی که دوست دارم خلق کنم فقط توجه کنم و صحبت کنم
و آگاهانه توجه م رو از روی ناخواسته ها و اتفاقاتی که دوست ندارم بردارم و فیلتر بزارم روی ورودی های ذهنم
اینجا میخوام خودم رو متعهد کنم ک من علیرضا نعمت الهی تعهد میدم هر اتفاقی به ظاهر بد واسم افتاد قول بدم به هیچ کس بازگو نکنم و رد بشم چون این ذهن همیشه دعوت میکنه ک اون اتفاق رو بیام تعریف کنم و نشتی بزرگی هست ک سعی کنم اینکار رو انجام ندم قبلا خیلی بیشتر بازگو میکردم الان خیلی کم شده و همین کم شده رو دیگه نگم چون با گفتن در موردش،اتفاقات از همون جنس رو به زندگیم دعوت میکنم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستان سایت عباسمنش
خدایی وقتی از سایت استاد چند روز دور میشیم و روی خودمون کار نمی کنیم از همه چی دور میشیم از کامنت گذاشتن از کامنت نوشتن از کامنت خوندن، از فایل گوش دادن، از معجزه هایی که وقتی روی خودمون کار می کنیم اتفاق می افته، از حس خوب، از حال خوب، از ایمان به خدا، از رها بودن، از فرکانس مثبت، از توجه به نکات مثبت، از از از از و…..
خدایا شکرت که استاد عباسمنش رو سر راهم قرار دادی
خدایا شکرت که عضو کوچکی از خانواده استاد عباسمنش هستم.
خدایا شکرت به خاطر این فایل قشنگ و زیبا
مونده بودم واقعا چی بگم و چی بنویسم، چند روز پیش که این فایل رو گوش میدادم ی اتفاقی افتاد با یکی از آشنایان چت می کردم که تو این صحبت ها و حرف زدنها با همدیگه دچار سوءتفاهماتی شدیم چه از جانب من چه از جانب طرف مقابل، هی ذهنم می گفت برو برای مامان تعریف کن بگو اینجوری شده و ناراحت بودم البته کمی ناراحت از موضوع پیش آمده، چندین بار رفتم که بگم اما به خودم قول دادم که با توجه به فایل زیبای استاد این اتفاقات به ظاهر بد رو تعریف نکنم خیلی از صبح تا شب با خودم کلنجار رفتم که تعریف نکنم چون همش فایل استاد و حرفاش یادم می اومدم و با خودم تکرار می کردم احساس بد و توجه به نکات بد مساوی با اتفاقات بد و خلاصه که روی تعهد ماندم و تعریف نکردم و نتیجه خوبی داشت که فرداش همون طرف زنگ زد و با هم صحبت کردیم و رفع سوءتفاهم شد خداروشکر و اصلا اون چیزی که فکر می کردیم نبود.
من همیشه سعی می کنم تلفنی صحبت کنم و کمتر پیام بدهم چون موقع پیام دادن تو ی منظوری داری طرف مقابل ی منظور دیگه برداشت می کنه و برعکس
سلام به استاد و خانم شایسته و همه دوستان فایل چرا بعضی از افراد بد شانس هستن چقدر منو آگاه تر کرد چقدر خیلی چیزها که از ذهنم کمرنگ تر شده بود باز پررنگ تر شد اینکه کلمه شانس تو ذهن من یچیز الا بختگی بود مثلا یه دری به تخته ای خورده من شانس آوردم و به خواستم رسیدم یا نرسیدم
ولی این فایل یاد من داد هیچ چیز توی این دنیا اتفاقی بوجود نمیاد تصادفی نیست هرچیزی که برات اتفاق میوفته چه خوب چه بد تو با افکارت حرف هات داری میسازی
و این تمرین تعهد چقدر منو متعهد تر کرد که حواسم به حرفام و افکارم باشه
الان دقیقا کنار رودخونه نشستم با یعالمه درختهای سبز خوشگل اطرافم
با یه هوای مطبوع و خنک.
و بادی که برگهای درختان رو به رقص میاره صداش تو گوش میپیچه
نمی دونید چه مراقبه ایِ شنیدن و دیدنِ این صحنه ها
کاش این کلماتی که تایپ می کنم صدا و تصویر داشت
خدایا دستت درد نکنه که انقدر زیبایی، برای آرامش ما خلق کردی
وقتی با قلبمون همه جا رو میبینیم وقتی با قلبمون همه چیزو میشنویم همه جا خدارو میبینیم یک شور شعفی در دلمون به وجود میاد که ما همون لحظه پاداشمون رو گرفتیم
همون لحظه احساسمون عالی میشه
بخدا که بقیه اش دیگه مازادِ
بریم سراغ اتفاقات امروز
مامانم به من گردو و مرغ محلی داد که فسنجان درست کنم عجب هدیه ای به من رسید خدایا سپاسگزارم
صبح رفتیم باغ مامان یعالمه گوجه سبز چیدیدیم فراوانی رو با چشمای خودم حس میکردم
همه جا پر از درخت بود پر از میوه هایی که انقدر زیاد بود فقط خدارو سپاسگزاری می کردم
یعالمه ترب محلی کندیم
چقدر زندگی تو روستا مزایای خودشو داره و میتونه چقدر لذت زندگی کردنو زیاد کنه
لباسهای ورزشی که سفارش داده بودم رسید، فردا میپوشمش و کلی کیف می کنم باهاش
چقدر خوبه خوش شانسی رو بیایم ربط بدیم به توجه کردن کانون توجه.
هر جا به نکات مثبت توجه کردیم اتفاق قشنگتری برامون میاد پس قطعا آدم خوش شانسی هستیم
تمرکز بر نکات مثبت میتونه زندگی منو دگرگون کنه به شرطی که من هر روز حواسم به خودم باشه و این سوالو از خودم بپرسم آیا امروز بهتر از دیروز عمل کردم یا نه؟؟
چون نمیتونم از 0 به 10 برسم
من باید تکاملی هر روز خودمو بیشتر از دیروز به شخصیت سپاسگزار بودن نزدیک کنم
و تنها چیزی که نشون میده من مسیرم صعودی هست یا نه فقط فقط نتایجم هست
درسی که امروز از این فایل یاد گرفتم این بود کع،وقتی به دنبال چیزی هستی،قطعا پیداش میکنی!خواه کلید گم شده باشه،خواه کتاب گم شده باشه،خواه اینکه رویای من باشه! خواه اتفاق های خوب باشه یا بد!
قطعا پیدا میشه و میرسیم.این قانون جهان هست.
پس وقتی من به دنبال این هستم که در مورد اتفاق های خوب صحبت کنم،من اتفاق های خوب رو پیدا میکنم.به همین سادگی.
باید در هر لحظه یا در هر روز،به دنبال اتفاق های خوب باشم،حتی اگه یک روز نتونستم پیداش کنم،روز بعد دوباره بگردم و دنبال اتفاق های خوب باشم،وقتی جهان هم ببینه من دنبال اتفاق های خوب هستم،راهی نداره جز اینکه اتفاق های خوب رو برام بیاره و رقم بزنه.
پس چرا این کار رو به تعویق بندازم؟؟چرا از همین لحظه همین کار به این سادگی رو انجام ندم؟
پس از همین لحظه متعهد میشم که تا حد امکان،نسبت به مدارم،بدون کمالگرایی،به دنبال اتفاق های خوب باشم و وقتی دیدمشون،تحسینش کنم و سپاسگذاری کنم بابتش تا بزرگ و بزرگتر بشه از اون جنس اتفاقات بیشتر وارد زندگیم بشه.
به نام خدای مهربان
سلام به همه عزیزانم
مهمترین کار و سختترین کار از نظر من کنترل کردن ذهن نجوا گره
ذهنی که در هر لحظه نجواهای در گوشت داره که احساس میکنی داره کم میاری با تمام تلاشهای که میکنی
اما وقتی خدارو یادت میاری وقتی میگی خدایا به خودت سپردم وقتی میگی خدایا تسلیم تسلیمم دیگه کار راحتتر میشه و انگاری نوری در دلت روشن میشه که همون میشه نور ایمانت
یاد داستان قارون میفتم که موقع فرو رفتن کلی از موسی درخواست نجات کرد و موسی گفت نه . و خداوندگفت موسی ده بار از تو خواست اگر یکبار از من میخواست من نجاتش میدادم
و این آیه زیبا
وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًاود، و هر کس پرهیزکار شود خدا راه بیرون شدن (از عهده گناهان و بلا و حوادث سخت عالم) را بر او میگشایدجایی که گمان نَبَرد به او روزی عطا کند، و هر که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش را نافذ و روان میسازد و بر هر چیز قدر و اندازهای مقرّر داشته است
و این آیات که حجت رو تمام کرده که خداوند برایمان کافیست با کمی توکل و امید و پرهیزکاری مثل همین صحبت نکردن ها از ناخواسته ها مثل حال و احساس خوب داشتن با توکل به خدا همه چیز رو خودش درست میکنه و نیاز نیست ما سختی بکشیم و در این راه کم کم هدایت میشیم به اسانیها
و باید آسان بگیریم که جهان هم از روی طبع برای ما آسان بگیرد
خدایا شکرت
خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای آمین یا رب العالمین
در پناه خدای مهربانم باشید
بنام خدای یکتا
سلام به استاد و مریم جون و دوستان همرفکانسی
روز شمار 10
خیلی فایل جالبی بود .برام اتفاق افتاده بود که خاطرات گذشته رو تعریف کنم اما تازه متوجه شدم که تو گفتن و تعریف کردن هم باید مواظب باشیم چون دنیا همیشه به ما گفته چشم وقتی داری خاطره ای با مضمون غم و ناراحتی تعریف میکنیم دنیا میگه چشم و باز هم از اون جنس خاطره وارد زندگیت میکنه
و جالب تر اینکه وقتی تعهد میدی که زاجع به چیزای منفی حرف نزنی برات اتفاقات منفی هم رقم نمیخوره چون انتظار ش نداری
اما یک سوال ذهن من مشغول کرده
اگر خاطره یا مشکلی که پایان خوشی داشته یا مثلا ریزش سنگ از کوه که به ماشین خورده اما ما اسیب ندیدم با آب و تاب و خنده و احساس خوب تعریفش کنیم ممکن باز هم از این نوع اتفاقات وارد زندگیمون کنه ؟؟؟؟
خوشحال میشم استاد عزیزم جوابمو بده
پیروز و موفق و شاد باشید
بنام خدای یکتا
سلام به استاد و مریم جون و دوستان همرفکانسی
روز شمار 10
خیلی فایل جالبی بود .برام اتفاق افتاده بود که خاطرات گذشته رو تعریف کنم اما تازه متوجه شدم که تو گفتن و تعریف کردن هم باید مواظب باشیم چون دنیا همیشه به ما گفته چشم وقتی داری خاطره ای با مضمون غم و ناراحتی تعریف میکنیم دنیا میگه چشم و باز هم از اون جنس خاطره وارد زندگیت میکنه
و جالب تر اینکه وقتی تعهد میدی که زاجع به چیزای منفی حرف نزنی برات اتفاقات منفی هم رقم نمیخوره چون انتظار ش نداری
اما یک سوال ذهن من مشغول کرده
اگر خاطره یا مشکلی که پایان خوشی داشته یا مثلا ریزش سنگ از کوه که به ماشین خورده اما ما اسیب ندیدم با آب و تاب و خنده و احساس خوب تعریفش کنیم ممکن باز هم از این نوع اتفاقات وارد زندگیمون کنه ؟؟؟؟
خوشحال میشم استاد عزیزم یا مریم بانو جوابمو بده
پیروز و موفق و شاد باشید
به نام خالق زیبایی ها
روز دهم سفرنامه
قبل از اینکه با قوانین آشنا بشم باور داشتم که بعضی آدما خوش شانسن بعضی هام بدشانسن
اما الان که قوانینو فهمیدم وقتی یه نفر میگه نمیدونم چرا اینقدر بدشانسم و همش مشکل پشت مشکل دلیلش رو میفهم از صبح تا شب داره درمورد مشکلاتش بیماریش با آب و تاب به هرکس میرسه تعریف میکنه جهانم میگه این عاشق مشکلاته بیشتر بهش بدم
خود منم قبلن اگه موضوع ناجالبی اتفاق میوفتاد برا بقیه تعریف میکردم ولی الان سعی میکنم آگاهانه توجه م رو بردارم و راجع به اون موضوع حرف نزنم یه چیزی یادم میاد میگم این چه کمکی
به پیشرفت بقیه میکنه سکوت کن بهتره
ما انسان خوش شانس و بدشانس نداریم
ما یسری افراد رو داریم که دارن به قوانین
به صورت آگاهانه یا نا آگاهانه عمل میکنن
یا عمل نمیکنن و نتیجه هم همون مشکلات و بدبختیهای که تجربه میکنن
من باید حواسمو جمع کنم که آگاهانه به چیزایی که دوست دارم خلق کنم فقط توجه کنم و صحبت کنم
و آگاهانه توجه م رو از روی ناخواسته ها و اتفاقاتی که دوست ندارم بردارم و فیلتر بزارم روی ورودی های ذهنم
روزشمارتحول زندگی من روزدهم
من ادم درونگرایی هستم وهیچوقت نمیخوام که ازمشکلاتم برای کسی تعریف کنم غرورزیادی هم دارم ودوست ندارم کسی ازمشکلاتم بدونه
ولی متاسفانه همه چیزو توخودم میریزم به موضوع منفی خیلی فکرمیکنم ونمیتوتم ذهنمو کنترل کنم
درتلاشم اگاهانه ذهنموکنترل کنم میخوام ادم بیخیالی بشم اسون بگیرم همه چی رو
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گلم
اینجا میخوام خودم رو متعهد کنم ک من علیرضا نعمت الهی تعهد میدم هر اتفاقی به ظاهر بد واسم افتاد قول بدم به هیچ کس بازگو نکنم و رد بشم چون این ذهن همیشه دعوت میکنه ک اون اتفاق رو بیام تعریف کنم و نشتی بزرگی هست ک سعی کنم اینکار رو انجام ندم قبلا خیلی بیشتر بازگو میکردم الان خیلی کم شده و همین کم شده رو دیگه نگم چون با گفتن در موردش،اتفاقات از همون جنس رو به زندگیم دعوت میکنم
به نام خدایی که مرا توانمند آفرید
روز دهم سفرنامه
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستان سایت عباسمنش
خدایی وقتی از سایت استاد چند روز دور میشیم و روی خودمون کار نمی کنیم از همه چی دور میشیم از کامنت گذاشتن از کامنت نوشتن از کامنت خوندن، از فایل گوش دادن، از معجزه هایی که وقتی روی خودمون کار می کنیم اتفاق می افته، از حس خوب، از حال خوب، از ایمان به خدا، از رها بودن، از فرکانس مثبت، از توجه به نکات مثبت، از از از از و…..
خدایا شکرت که استاد عباسمنش رو سر راهم قرار دادی
خدایا شکرت که عضو کوچکی از خانواده استاد عباسمنش هستم.
خدایا شکرت به خاطر این فایل قشنگ و زیبا
مونده بودم واقعا چی بگم و چی بنویسم، چند روز پیش که این فایل رو گوش میدادم ی اتفاقی افتاد با یکی از آشنایان چت می کردم که تو این صحبت ها و حرف زدنها با همدیگه دچار سوءتفاهماتی شدیم چه از جانب من چه از جانب طرف مقابل، هی ذهنم می گفت برو برای مامان تعریف کن بگو اینجوری شده و ناراحت بودم البته کمی ناراحت از موضوع پیش آمده، چندین بار رفتم که بگم اما به خودم قول دادم که با توجه به فایل زیبای استاد این اتفاقات به ظاهر بد رو تعریف نکنم خیلی از صبح تا شب با خودم کلنجار رفتم که تعریف نکنم چون همش فایل استاد و حرفاش یادم می اومدم و با خودم تکرار می کردم احساس بد و توجه به نکات بد مساوی با اتفاقات بد و خلاصه که روی تعهد ماندم و تعریف نکردم و نتیجه خوبی داشت که فرداش همون طرف زنگ زد و با هم صحبت کردیم و رفع سوءتفاهم شد خداروشکر و اصلا اون چیزی که فکر می کردیم نبود.
من همیشه سعی می کنم تلفنی صحبت کنم و کمتر پیام بدهم چون موقع پیام دادن تو ی منظوری داری طرف مقابل ی منظور دیگه برداشت می کنه و برعکس
بهترینها را از صمیم قلبم برایتان آرزومندم.
در پناه حضرت حق
سلام به استاد و خانم شایسته و همه دوستان فایل چرا بعضی از افراد بد شانس هستن چقدر منو آگاه تر کرد چقدر خیلی چیزها که از ذهنم کمرنگ تر شده بود باز پررنگ تر شد اینکه کلمه شانس تو ذهن من یچیز الا بختگی بود مثلا یه دری به تخته ای خورده من شانس آوردم و به خواستم رسیدم یا نرسیدم
ولی این فایل یاد من داد هیچ چیز توی این دنیا اتفاقی بوجود نمیاد تصادفی نیست هرچیزی که برات اتفاق میوفته چه خوب چه بد تو با افکارت حرف هات داری میسازی
و این تمرین تعهد چقدر منو متعهد تر کرد که حواسم به حرفام و افکارم باشه
سپاس
به نام خدا
روز دهم روزشمار تحول زندگی من
الان دقیقا کنار رودخونه نشستم با یعالمه درختهای سبز خوشگل اطرافم
با یه هوای مطبوع و خنک.
و بادی که برگهای درختان رو به رقص میاره صداش تو گوش میپیچه
نمی دونید چه مراقبه ایِ شنیدن و دیدنِ این صحنه ها
کاش این کلماتی که تایپ می کنم صدا و تصویر داشت
خدایا دستت درد نکنه که انقدر زیبایی، برای آرامش ما خلق کردی
وقتی با قلبمون همه جا رو میبینیم وقتی با قلبمون همه چیزو میشنویم همه جا خدارو میبینیم یک شور شعفی در دلمون به وجود میاد که ما همون لحظه پاداشمون رو گرفتیم
همون لحظه احساسمون عالی میشه
بخدا که بقیه اش دیگه مازادِ
بریم سراغ اتفاقات امروز
مامانم به من گردو و مرغ محلی داد که فسنجان درست کنم عجب هدیه ای به من رسید خدایا سپاسگزارم
صبح رفتیم باغ مامان یعالمه گوجه سبز چیدیدیم فراوانی رو با چشمای خودم حس میکردم
همه جا پر از درخت بود پر از میوه هایی که انقدر زیاد بود فقط خدارو سپاسگزاری می کردم
یعالمه ترب محلی کندیم
چقدر زندگی تو روستا مزایای خودشو داره و میتونه چقدر لذت زندگی کردنو زیاد کنه
لباسهای ورزشی که سفارش داده بودم رسید، فردا میپوشمش و کلی کیف می کنم باهاش
چقدر خوبه خوش شانسی رو بیایم ربط بدیم به توجه کردن کانون توجه.
هر جا به نکات مثبت توجه کردیم اتفاق قشنگتری برامون میاد پس قطعا آدم خوش شانسی هستیم
تمرکز بر نکات مثبت میتونه زندگی منو دگرگون کنه به شرطی که من هر روز حواسم به خودم باشه و این سوالو از خودم بپرسم آیا امروز بهتر از دیروز عمل کردم یا نه؟؟
چون نمیتونم از 0 به 10 برسم
من باید تکاملی هر روز خودمو بیشتر از دیروز به شخصیت سپاسگزار بودن نزدیک کنم
و تنها چیزی که نشون میده من مسیرم صعودی هست یا نه فقط فقط نتایجم هست
سپاسگزارم
سلام و دروود
روز دهم از روز شمار زندگی من
درسی که امروز از این فایل یاد گرفتم این بود کع،وقتی به دنبال چیزی هستی،قطعا پیداش میکنی!خواه کلید گم شده باشه،خواه کتاب گم شده باشه،خواه اینکه رویای من باشه! خواه اتفاق های خوب باشه یا بد!
قطعا پیدا میشه و میرسیم.این قانون جهان هست.
پس وقتی من به دنبال این هستم که در مورد اتفاق های خوب صحبت کنم،من اتفاق های خوب رو پیدا میکنم.به همین سادگی.
باید در هر لحظه یا در هر روز،به دنبال اتفاق های خوب باشم،حتی اگه یک روز نتونستم پیداش کنم،روز بعد دوباره بگردم و دنبال اتفاق های خوب باشم،وقتی جهان هم ببینه من دنبال اتفاق های خوب هستم،راهی نداره جز اینکه اتفاق های خوب رو برام بیاره و رقم بزنه.
پس چرا این کار رو به تعویق بندازم؟؟چرا از همین لحظه همین کار به این سادگی رو انجام ندم؟
پس از همین لحظه متعهد میشم که تا حد امکان،نسبت به مدارم،بدون کمالگرایی،به دنبال اتفاق های خوب باشم و وقتی دیدمشون،تحسینش کنم و سپاسگذاری کنم بابتش تا بزرگ و بزرگتر بشه از اون جنس اتفاقات بیشتر وارد زندگیم بشه.
عااشقتونممم استادان عزیزم