چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟ - صفحه 76 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1338 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عمران نوری گفته:
    مدت عضویت: 2307 روز

    سلام خدمت دوستان و استاد عزیز

    بله چقدر خوبه ادم در مورد خوبیها و اتفاقات زیبا و نعمتها و قشنگهای و لحظات عالی تو جهان هستی براش اتفاق می افته صحبت کنه

    چون با این صحبتها انسان فقط تمرکز رو خوبیها خواهد داشت و با این ذهنیت و باور لحظات خوبی رو برای خودش رقم خواهد زد و تو فرکانس و مدار عالی که تو اون لحظه باور دارد قرار خواهد گرفت

    خدایا شکرت بخاطر اتفاقهای خوب و نعمتهای فراوان و سلامتی و پول زیاد و خوشبختی و ازادی برای من رقم میزنی

    ممنون از دوستان هم فرکانسی خودم

    و همچنین از خانواده محترم عباس منش

    🙏🙏🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2521 روز

    سلام به استاد عزیزم وو

    خانم شایسته ی عزیز که چنین فضایی را برای تکامل و تغییر افکار مون بوجود آورد و 🌺🌺🌹🌹🏵🙋‍♀️🙋‍♀️

    دهمین روز از سفرنامه👣👣👣👀

    البته چون من فایل های رایگان استاد عباسمنش تا کنون استفاده کردم

    به نتایج ریز و درشت عالی رسیدم و یکی از این نتایج در مورد چشم زخم بود

    وکلا این افکار چشم زخم 👀🙄 از خانواده و فرهنگ و دین به ما رسیده

    ولی با گوش کردن به فایلهای استاد همان موقع از این بلای خانمانسوز خرافات نجات پیدا کردم و حدود یکسال و نیم هستش که من این باور پوچ و مزخرف را در ذهنم از بین بردم

    هرچند بقول استاد زمان میبره که این افکار خرافه را که مثل سیمان به مغز ما چسبیده را از بین ببریم ولی با توجه به توضیح کامل استاد در مورد چشم زخم و . و آیه وان ایکاد .. دقیقا به این موضوع پی بردم و خدارو شکر ما با

    فرکانس مون به جهان هستی شرایط رو برای خودمان خلق میکنیم

    یادمه در یک فایل سفر به دور آمریکا استاد عباسمنش و خانم شایسته چند مهمان خارجی داشتن که در مورد چشم زخم صحبت شد…. اون خانم سیاهپوست آمریکایی بودن و از اعتقادات ….. و از این مسایل را بهش اعتقاد داشتن .. ولی خوب

    بقول استاد ۹۹ درصد مردم جامعه در مسیر هدایت نیستن

    ولی جای شکر داره که ما حد اقل فهمیدیم که خرافات پوچ و بی اساس چه بلاهایی که سرمون آورده

    والان که در مسیر هدایت الهی قرار گرفتم به لطف فایل های رایگان استاد عباسمنش 🙏🙏🙏

    زندگی من کلی تغییر کرد و ذهنمو تربیت کردم و بطور مداوم و مستعمر به نکات مثبت و زیبایی های اطرافم توجه میکنم

    تلویزیون و ماهواره که بطور کامل جمع شده و در بقیه ی مواقع سعی میکنم از ناخواسته ها اصلا صحبت نکنم و به دیگران و اطرافیانم هم توصعه میکنم راجب چیزای خوب و یا خبرهای خوب با من حرف بزنن..

    هر چند نمیشه جلوی زبان دیگران را بگیریم ولی همین اینکه واقعا فهمیدم که این چیزها گرافه هست و منم با تغییر باورام به ایمان رسیدم .. کلا زیاد توجه نمیکنم…

    مثلا بارها خواهرم در مورد مسایلی غر میزد .. بهش میگفتم به جای غر زدن خداروشکر کن و برای همین مقدار کارات سپاسگذاری کن..

    ناراحت میشد و میگفت من فقط داشتم درد دله میکردم …

    منم میگفتم برای من هم از این درد دله ها نکن .. لطفا از چیزای خوبتون و پیشرفتات و یا خوشحالی هات صحبت کن ….. ولی خب بخاطر همون افکار غلط چشم زدن می ترسید که من چشمش بزنم

    در هر صورت تغییر باور زمان بر هستش و من خدارو شکر میکنم که از این مرحله عبور کردم و فهمیدم دنیا مثل آینه عمل میکنه و هر کاری انجام بدیم و یا راجبش صحبت کنیم دنیا هم همون فرکانس رو دریافت میکنه و در اینجاست که کنترل ذهن به کمکم میاد و مواظب دیده ها ووو شنیده ها وو گفتارم هستم .. البته کار آسونی نیست ولی باید تمرین کرد

    خدایا شکرت 🙏🙏🙏🌹🌹🏵🏵

    خدایا ممنون و سپاسگذارم که در مسیر روشنایی هدایت شدم و من خالق شرایط زندگیم هستم

    با توجه به زیبایی ها و نکات مثبت …. کمتر در معرض این مسایل قرار گرفتم و کمتر با کسانی که به چشم زخم اعتقاد دارن مواجه میشم یا حد اقل کمتر جلوی من از این صحبتها میشه

    دوستان عزیز با کنترل کانون توجه تون

    به زیبایی های جهان هستی و

    دیدن مداوم فایل های استاد که در این باره فایل های ارزشمند رایگان زیادی دارن مطمعن باشید از خرافه عبور کرده و شادی و خوشحالی بیشتر و بیشتری را تجربه میکنید

    و این شادی و خوشحالی را با دیگران هم به اشتراک بذارید🤗🤗🤗🤩🤩

    و از شادی و خوشحالی و موفقیت شما به دیگران هم شادی می بخشید و اگر اونها با شما هم فرکانس نباشند

    جهان اونهارو از شما دور میکنه

    پس نگران حسادت و یا چشم زخم اونها نباشید ..

    چون تمام اعمال هر کس به خود شخص بر میگرده

    در نهایت از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز نهایت سپاسگذاری را دارم

    خدایا سپاس سپاس سپاس🙏🙏🙏🙏

    👀👀👀👀👣👣👣👣👣

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مصطفی خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 2366 روز

    سپاس گذار خداوندی هستم که روز دهم را هم برامون مهیا کرد تا در این سفر همراه خانواده صمیمی باشم.

    واقعیتش ذهن ما چموشه و در هر فرصتی سعی داره تا در مورد هرچیزی صحبت کنه حتی اتفاقات بد.

    ممکن هست شکسته شدن حتی یک لیوان چایی هم خیلی مهم نباشه ولی زخم شدن دست و بریدگی و انجام نشدن کارها که در پی آن اتفاق میافته قطعا شرایط بدتری رو بوجود میاره.

    میتونستیم از این وقایع و حتی خیلی وقایع دیگه دوری کنیم اگر که جلوی دهن خودمون رو بگیریم و افکار خودمون رو کنترل کنیم.

    نیاز به یک تعهد بزرگ هست تا در هر لحضه آگاهانه تصمیم بگیریم آیا این فکری که میخوام در موردش صحبت کنم، اون چیزی هست که من بخوام مجددا تجربه اش کنم یا نه؟

    میشه که ما کم کم افکار رو کنترل کنیم فقط کافیه تا مراقبت کنیم، از خودمون از افکارمون از زندگیمون.

    خدا رو سپاس بابت این فایل.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2658 روز

    به نام خدا و سلام به همه عزیزانم

    روز 10 ام از سفرنامه

    امروز مانند همیشه با نام و یاد خدا روزم رو شروع کردم. یه مدتی هست که وقتی صبح ها بیدار میشم و پاهام رو روی زمین میذارم میگم خدایا شکرت و یه لبخند میزنم و شادم از اینکه خداوند یه روز جدید برای تجربیات تازه و اتفاقات عالی رو بهم داده. این باعث میشه که من روزم رو با یه حس آرامش و با ایمان به خدا شروع کنم. یعنی از همون اول صبح، تمرکز بر موارد مثبت.

    امروز چون از صبح کلاس داشتم ، کلا توی سایت بودم و به این دقت کردم که درسته الان کلاس های حضوری نداریم اما این کلاس های آنلاین، یه مدل جدید از تدریس رو بهم یاد داده که اولش خیلی مقاومت داشتم که کار سختیه. ولی خدا رو شکر سریع اومدم توی مسیر و با کمک یکی از همکارام، گام به گام پیش رفتم و الان دیگه کاملا حرفه ای شدم حتی این روزا همه از سرعت پایین نت شکایت دارن ولی من غیر از یکی دو مورد، توی بقیه موارد کلاسهام خیلی خوب و بدون مشکل برگزار میشن و خیلی حس خوب بهم میده چون وقتی یه کم مشکل پیش میاد، یه نفس عمیق میکشم و میگم خدایا خودت درستش کن و خدایی سریع هم مشکل برطرف میشه، اینم یه مورد دیگه از توجه به نکات مثبت وکانون توجه امروز من بود.

    من یه دوست دارم که یه مدتی هست وارد یه کار شده که براش خیلی موفقیت داشته، امروز داشتم در موردش فکر میکردم که بهش یه پیام بده و موفقیت هاش رو بهش تبریک بگم و براش آرزوی بهترینها رو بکنم. میدونید، فایل دیروز، “هدیه تولد استاد” خیلی برام درس داشت و مهمترینش نداشتن احساس حسادت به داشته های دیگرانه. چون من اگه تحسین کنم موفقیت دوستم رو، قطعا طبق قانون، خداوند من رو هم توی کار خودم موفق میکنه و از همون چیزی ک برای دوستم آرزو کردم، خداوند حتی بیشترش رو برای من رقم میزنه.

    الان هم همه کانون توجهم روی داشته هامه، روی سلامتیم، روی ذهم آرومم، روی ارزش هایی که دارم، روی موفقیت هایی که تا حالا داشتم و خیلی چیزهای دیگه که همشون بهم احساس لیاقت و ارزشمندی میده، چیزی که باعث میشه اعتماد به نفسم رو بالا ببره( میدونید، اعتماد به نفس پایین یکی از پاشنه های آشیل منه که خدا رو شکر دارم خیلی خوب روش کار میکنم و حتما در روز یکی دو مورد عملی دارم که باعث میشه حالمو توی این مورد خوب کنه).

    از خداوندم سپاسگذارم، از استاد عزیزم از مریم خانم هم سپاسگذارم و از دوستان هم خانواده که همیشه خوندن نظراتشون برام یه دنیا ارزش داره.

    ممنونم. ان شاالله همیشه شاد سالم و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    نداء عرب گفته:
    مدت عضویت: 2609 روز

    سلام به همه هم فرکانسی های عزیز

    وسلام به هر کس که به خوندن دیدگاه من هدایت میشه 🤗🤗🤗

    یه مطلب کلیدی که تو این فایل هستش و بنظر من تأییدی بر این هست که جهان میخواد که ما خوب ، شاد ، سلامت ، ثروتمند و سعادتمند باشیم و اونم اینکه ؛

    خوب بودن طبیعی ترین کار این دنیاست ودرمواردیکه ما جز این باشیم غیر عادی هست و میخوایم راجع بهش همه رو خبردار کنیم وبا آگاهی از خلق خواسته ها و إعراض از ناخواستنیها میتونیم نهایت بهره مندی رو برای خودمون به ارمغان بیاریم

    خدایا شکرت که کارت درسته و ما رو هدایت میکنی و حتی بما یاد دادی که فقط تو رو بپرستیم ( انرژی خوب ، دیدن زیباییها ) و فقط هم از تو یاری بخوایم که طبیعیه وقتی بند اول بندگی رو لحاظ کنیم و بهش مقید باشیم نمیتونیم که بجز یاری تو ؛ یعنی اتفاقات خوب منتظر چیز دیگه ای باشیم .

    دیگه چون همه چیز رو از سمت خدا که خیرمطلق هست میدونیم و اون شاه کلید رو دست خودمون داده ، حتی ظاهر مخالف أمور هم ما رو اذیت نمیکنه و میدونیم این هم میتونه به صعود ما در مسیر کمک کنه .

    ممنونم از همگی و خصوصا این سایت که فرصت با هم بودن ما رو از أقصی نقاط فراهم کرده که فاصله ها هیچ نقشی در مهر و محبت ما بهم نداره

    خدایا شکرت که اینجا هستم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

    در ضمن امروز تولد برادرزاده عزیزم آقا سهیل هست که ورودش به سه سالگی رو جشن میگیره و من ازش دورم ولی از صمیم قلبم براش بهترینها رو میخوام و امیدوارم به خدای درونش آگاه بشه و چه بسا اونم یه روزی که زیادم دور نیست عضو این سایت بشه و با بهتر شدن خودش جهان رو هم جای بهتری برای زندگی کردن بکنه آمین 🤲🙏🏻🥰

    نوشتم که به یادگار بمونه و ردپایی از خودم براش بجا گذاشته باشم که چه بسا چند سال بعد به خوندنش و اینجا هدایت بشه و خدا رو شاکر باشه که این فرصت رو داشته که از سنین پایین با این مقوله آشنا بشه و بتونه فونداسیون عالی برای زندگی واهدافش پایه ریزی کنه 🤲

    شاد و سلامت و خوشبخت باشید 🙏🏻🤲🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    عالیه هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2412 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته گل

    خیلی خوشحالم که مدتی هست که به این سایت هدایت شدم

    فایلهای استاد رو با دقت گوش میدم و تمام سعیم رو میکنم که به گفته های استاد در زندگیم عمل کنم

    به شدت مواظب ورودیهای ذهنم هستم و سعی میکنم اگه مسئله ای پیش آمد که من رو ناراحت یا عصبی کرد زود خودم رو ازش بکشم بیرون

    از زمانی که دارم رو خودم کار میکنم خیلی تغییرات در احساسم و در زندگیم پیش آمده

    شاید تغییراتی که در زندگیم پیش آمده خیلی کوچیک باشه ولی برای من بسیار بزرگ و زیبا و لذت بخشه چون خودم تونستم اون رو خلق کنم و بارها و بارها مرورش میکنم و لذت میبرم

    یکی از تغییراتی که در من بوجود آمده اینه که من ترس از ارتفاع شدیدی داشتم جوری که از دوتا پله نردبان نمیتونستم بالا بروم اگه در بلندی گیر میکردم دیگه نمیتونستم پایین بیام و گریه میکردم و آنقدر پاهایم به لرزش میافتاد که سست میشد و احتمال افتادن من زیاد بود و روز بروز این ترس از ارتفاع در من شدید تر میشد جوری که اگه کس دیگه ای هم لب پرتگاه ایستاده بود من نمیتونستم بهش نگاه کنم و بشدت حالم بد میشد و با اینکه خودم لب پرتگاه نبودم ولی پاهام به شدت به لرزش میافتاد ولی الان با کمال تعجبم ترس از ارتفاعم به کلی از بین رفته و این من رو غرق شادی و لذت میکنه و امسال برای اولین بار خودم بدون هیچ ترسی خودم رفتم روی نردبان بالای بالاش🥰 و پرده های خونه رو کندم و شستم و دوباره نسب کردم چه حس خوب و عالی داشتم منی که حتی وقتی روی یک چهار پایه کوتاه میخواستم برم با ترس میرفتم خیلی راحت روی نردبان ایستاده بودم و اون بالا چه احساس قدرت و لذتی میکردم شوهرم از دیدن من بالای نردبان چشماش گردشده بود و باورش نمیشد😳🥰

    و اتفاق عالی دیگه اینه که زانو دردم هم خوب شده

    رابطم با شوهرم خیلی بهتر شده

    کاری که سالها میخواستم انجام بدم و امروز فردا میکردم رو بلاخره شروع کردم و ایده عالی به ذهنم رسیده که در پناه خدای مهربونم میخوام انجامش بدم

    بسیار شادم

    در خوب کردن حالم در لحظاتی که مشکلات پیش میاد خیلی قوی تر شدم با تمرین و تکرار خیلی راحت تر و سریع تر میتونم خودم رو از ناراحتی و عصبانیت بکشم بیرون

    و خیلی خوشحالم که پسرم هم به این مسیر هدایت شده و با اینکه ۱۸ سالشه خیلی عالی داره رو ذهنش کار میکنه و براش خیلی خوشحالم چون وقتی از این سن شروع کنه خیلی عالی میتونه زندگیش رو از حالا اون جوری که دوست داره پایه ریزی کنه

    چند شب پیش که خواهر شوهرم مهمونمون بودن من ناخودآگاه در مورد یک اتفاق بد که واسه یک شخصی افتاده بود صحبت کردم ولی تا متوجه شدم که دارم مسیر رو اشباهی میرم متوقف کردم ولی این اشتباه در من احساس گناه ایجاد کرد و سعی کردم با جملات این احساس رو در خودم از بین ببرم چون طبق گفته استاد میدونستم که احساس گناه عزت نفس من رو تخریب میکنه و احساس بدی در من ایجاد میکنه پس شروع کردم با خودم به حرف زدن به خودم گفتم عالیه تو خودت میدونی که این احساس بدیه و نباید توش بمونی از طرفی تو یک عمر این رفتار رو داشتی خوب معلومه که یک شبه نمیتونی اون رو درست کنی فقط با تمرین و تکرار میتونی خودت رو تو این موضوع قوی و قویتر کنی به قول استاد باید روند تکاملیت رو بگذرونی پس خودت رو بیخودی سرزنش نکن تو میتونی فقط باید هر روز یک گام برداری تو تا الانم خیلی موفق بودی و خیلی قوی تر شدی و بدون که از این به بعد هم بهتر و قویتر هم میشی و با این حرفها آرام شدم و اون احساس بد از وجودم رفت و یک لبخند زیبا روی لبهام نشست

    وقتی خوب با خودم فکر کردم که چرا اون اتفاق بد رو تعریف کردم دیدم چون حرفی واسه گفتن نداشتم خواستم اینطوری حرفی زده باشم و صمیمیت رو بیشتر کنم و همون طور که دوستمون گفتن از قدیم هر کس بیشتر با یکی درد و دل میکرد می گفتن چقدر یکرنگ و ساده و صمیمی هستش و هر کس چیزی درد و دل نمی کرد می گفتن تودار و مرموزه و مغروره و کسی ازش خوشش نمیومد

    من هم سعی کردم این باور اشتباه رو در خودم اصلاح کنم و به خودم گفتم :

    من با تعریف کردن اتفاقات خوب زندگیم و با احساس خوبم با دیگران صمیمی خواهم شد

    چه نیازی هست که آدم بخواد با تعریف چیزهای بد صمیمیت رو ایجاد کنه با خودم گفتم من از این به بعد اتفاقات خوبم رو واسه صمیمیت تعریف میکنم که با یک تیر دو نشان زده باشم چون اینطوری هم روی نکات مثبت و اتفاقات مثبت زندگیم تمرکز کردم و هم به قولی صمیمیت رو ایجاد کردم

    خیلی خوشحالم که میتونم خودم مسائل زندگیم و ذهنم رو مدیریت کنم و مثل قبل افسار زندگیم رو بدست ذهنم ندادم که هر جوری که خودش بخواد بتازونه بلکه خودم بهش مسیر میدم و خودم ذهنم رو به مسیرهای درست و خوب هدایت میکنم تا اتفاقات خوب و عالی در زندگیم پیش بیاد

    خدایا هزاران هزار بار شکرت که من رو به این مسیر زیبا هدایت کردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 2710 روز

    به نام خدا

    سلام

    روزدهم سفرنامه

    اتفاقات خوبی که امروز افتادوبهم احساس خوبی دادومیتونم کانون توجهم رو روش متمرکزکنم اینه که پدرم که چندروزی برای انجام کاری به شهردیگه ای رفته بوداومد وخوشحالم ازدیدن پدرم،کلی نعمت وبرکت خوردنی اومدتوی خونه مون،اونم به عنوان هدیه،وهمچنین یه گلدون خیلی زیبا وچندین شاخه گل زیبا،اینااحساس خوبی بهم میده،

    وتوی ذهنم هم خاطرات واتفاقاتی رومرورکردم که درگذشته برام افتاده ویادآوریشون لذت بخشه برام وعکسهاشونم توگوشیم دیدم مثلاخاطرات روزتولدم،خاطرات لحظات خوب گذشته،گلهای زیباوگلدانهای زیبایی که هدیه گرفتم،پولهایی که به عنوان هدیه دریافت کردم،واحساس شادی اون لحظات،انسانهای خوبی که درزندگی ام بودند،جاهای تفریحی که باخانوادم رفتم وخوش گذروندم،ودرباره شون هم کمی بادیگران صحبت کردم.

    باسپاس ازاستادعزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    عباس امیری گفته:
    مدت عضویت: 2452 روز

    بنام خدای هدایتگر

    روز دهم سفرنامم (دور دوم)

    سلامی پر از صمیمیت بر همه عزیزانم

    یادمه خیلی قبل تر از آشناییم با این خانواده بی نظیر، کتاب هایی در زمینه قانون جذب و قدرت کلمات میخوندم و خیلیی درونشون تامل میکردم.از اون موقع خود به خود رفته رفته مواظب حرف هایی که میزدم بودم.گلایه گردن رو خیلی کمتر کردم و علاقه ای نداشتم که راجب اتفاقات عجیب و غریب خودم و اطرافیان صحبتی کنم.البته همون کتاب خوندن ها هدایت خداوند بود و نقش یک زیرساخت رو برای من داشت و کم کم آماده ی دریافت آگاهی های بیشتر شدم و در نهایت به این خانواده هدایت شدم.

    وقتی عضو این خانواده شدم باورم نمیشد که راجب موضوعاتی صحبت میشه که من در درونم بهشون فکر می کردم.

    خلاصه با عضویتم به این خانواده دوست داشتنی کلاا ریتم زندگیم عوض شد و صحبت راجب ناخواسته ها به حداقل خودش رسید و الان دیگه کاملا سرکوب شده که البته با تعهدی که با خودم دادم و با هدایت رب انجامش دادم خدارو شکر.

    حتی در بدترین شرایط هم از جون مایه میذارم که راجب ناخواسته ها صحبت نکنم و تقریبا از پسش بر اومدم که البته:

    “” هذا من فضل ربی””

    شااد و ثروتمند بااشید در پناه رب العالمین

    الحمد الله رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3580 روز

    این فایل پایم واضح خداوند است به من که تلویزیون را کلا کنار بگذار.

    خداوند شرایطی را برایم مهیا کرده است که تغییرم و کنترل ذهنم

    کار سخت تری باشد اما پایه ای تر و حرفه ای تر از اب در بیاید.

    چرا برای جلب توجه 4 نفر ادم که ان هم بدست نمی اوریم باید

    خود را مظلوم نشان دهیم یا اینکه سعی کنیم با نشان دادن مظلوم بودن توجه

    انها را جلب کنیم که برای ما دلسوزی کنند.

    اینجور مواقع به خودم میگویم ایمانت را بهای ناچیزی نفروش.

    چون واقعا ارزشی ندارد چون مشکل اینجاست که رابطه ی خداوند را درک نکرده

    و دیگران را از زندگی خود حذف نکرده ایم.

    تصمیم گرفتم که تنها در مورد اتفاقات خوب صحبت کنم که به من احساس بهتری میدهند.

    در مورد خواسته هایم و اهدافم و برنامه هایم.

    در طول این سفر تعهدم را از یاد میبرم برای همین زمانی که هماهنگ میشوم

    نمی توانم از پس کنترل ذهنم بر بیایم و از مسیر خارج میشوم.

    و دوباره باید تلاش کنم تا در مسیر درست قرار بگیرم.

    مسیر درست برای من هماهنگی با خداوند است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    تارا گفته:
    مدت عضویت: 2726 روز

    سلام به همهی دوستان واستاد عباس منش امشب تو ساله ۹۹ دنباله یه هدایت بودم که به این صفه رسیدم که در مورد اتفاقات بد صحبت نکنیم انگار یه نشونه بود برام خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: