انگیزه‌سازی برای هدف - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)

کلیپ انگیزشی

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1435 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهره بانو گفته:
    مدت عضویت: 2792 روز

    به نام پروردگار یکتا

    سلام به همه ی دوستان و هم فرکانسی های عزیز و استاد گرامی و خانم شایسته ی دوست داشتنی?????

    هشتمین برگ از سفرنامه ی زهره عزیز?

    تک تک کلمات و جملات این فایل بسیار انگیزه بخش و بهترین غذاست برای وقتایی که مشکل سرراهمون قرار میگیره،من خودم هرموقع که توی کارم شیطان بانجواهاش میاد سراغم سریع این جمله میاد توی سرم که

    زخمی بشو اماناامید نشو،خسته بشو امانشین گریه کن

    و مثل آلارم میمونه و به خودم میگم الان یکم خسته شدی برو یه چایی بخور یکم استراحت کن،وقتی این کارو میکنم ایده هایی به ذهنم میاد که کارامو جلو ببرم و حالم خوب میشه.

    تعهد میدم که برای اهدافم برنامه ریزی کنم و هر روز قدمی بردارم درجهت رسیدن بهشون،ولی اهداف و قدمهام رو توی دفترچه ی شخصیم مینویسم.

    ولی حتما خبرهای موفقیتم رو باهاتون به اشتراک میزارم.?

    دوستتون دارم در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید???????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    رها آزادی گفته:
    مدت عضویت: 4137 روز

    با سلام مجدد به همه ی اعضای گروه دوست داشتنی .

    گرچه سفر من مدام تا تاخیر پیش میره ولی خوشحالم که هر روز چیزی که باید اون روز بفهمم رو متوجه میشم . هر روز سفر من به موقع خودش اتفاق میفته . هر روز تیکه ای از پازل زندگیم سر جای خودش قرار میگیره تا روزی که تصویر تمام نمای زندگیم رو ببینم . مقداری از اهدافم رو نوشتم ولی باورهای غلط و ناامیدی نذاشت حتی تکمیلش کنم . ولی از اونجایی که آدم وقتی تصمیم میگیره اهدافش رو مکتوب کنه پس یعنی میخواد که تغییر کنه ، بنابراین جهان آغاز به هدایتش میکنه ، هدایت جدیدی دریافت کردم . دیدگاهی که بهم کمک میکنه تا باورهای ناسالم رو پیدا و تغییر بدم . هر روز بیشتر به این باور میرسم که همه چیز سر جای خودش هست .همه چیز درسته . همه چیز همون جایی هست که باید باشه . هیچ چیز غلط نیست . هر چیزی که باید اتفاق بیفته به موقع رخ میده و نیازی به نگرانی نداره . خداوند ناظر و حاکم بر جهان هستی س. خوشحالم که تا حد زیادی به آرامش رسیدم . منه جدید رو خیلی دوست دارم ? .

    شاد و سربلند و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    یزدان نظری گفته:
    مدت عضویت: 2929 روز

    “نشانه امروز من”

    به نام خدای هدایتگر

    خدایی که هر لحظه و هرجا و به هر طریقی “درحال” هدایت منه! هدایتم به سمت اونایی که میخوام.

    به سمت اونایی که روشون تمرکز کردم و افکار غالب روزانم روی اونا تنظیم شده.

    به چیزایی که هرروز بهشون توجه می کنم و در موردشون میبینم ومیشنوم و فکر میکنم.

    این خدای من هرجا که باشم، به هر طریقی، دائما منو هول میده به سمت اون چیزایی که روشون توجه کردم و با زبان بی زبانی “فرکانس” بهش گفتم بیشترشو میخوام.

    چون زبان مشترک بین من و جهانم، چیزی جز فرکانس نیست!

    فرکانسی که ناشی از باوره!

    باوری که ناشی از افکارتکرار شونده وغالبه!

    افکاری که ناشی از کانون توجه منه!

    و کانون توجهی که ناشی از ورودی هامه!

    یعنی چیزایی که میبینم و میشنوم و بهشون فکر میکنم یا یادم میارم.

    پس همه چی از ورودی ها و توجه ما ساخته میشه! این طوریه که با زبون بی زبونی بدون اینکه روحت خبر داشته باشه، به جهانت یه سری سفارشا دادی و جهان، تو رو در مسیری قرار میده که به سفارشات برسی و از آخر بهت میگه “سفارشهایی که داده بودین آمادست! ” اون وقت ما انگشت به دهن میگیم اینا سفارشای ما نیست. اصلا تو ذهنمون نمیگنجه که چنین سفارش هایی داده باشیم!

    چون یادمون رفته! چرا یادمون رفته؟!

    چون یه فاصله زمانی هست بین لحظاتی که سفارشتون رو ثبت میکنیم و لحظه ای که دریافتش میکنیم. طی این فاصله که مشغول ثبت سفارشات جدید هستیم، یادمون میره قبل تر چیا سفارش میدیم و حتی زمانی که سفارشمون میرسه درب خونه بازم باورمون نمیشه.

    جنگ میکنیم، دعوا و بحث میکنیم که اینا سفارشات من نیست بلکه دولت، خانواده، جامعه، همسایه اینا رو سفارش داده!

    در صورتی که حتی اینو نمیدونیم هیچ کس به جز خودمون اجازه ثبت سفارش برای خودمون رو نداره!

    (!)

    (!)

    (!)

    به همین خاطر هست که استاد میگن اولین قدم برای تغییر پذیرش تمام اتفاقات و مسئولیت های زندگیمونه!

    چون تا زمانی یادمون نیاد که هیچ کس به جز ما حق ثبت سفارش رو نداره، و نپذیریم که اینا سفارش خوده ماست، نمیتونیم سفارش رو تغییر بدیم.

    امیدوارم سفارشامون رو واضح و مشخص، با دلایل کافی ثبت کنیم که نتیجه هم به همون وضوح باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 2386 روز

    به نام خدا

    سلام استاد و دوستان عزیزم

    فایل امروز انگیزشی ۳ همون اولش میگین باید از «خودمون!!!!!!!!»سوال کنیم .من همیشه ذهنم پر سوال بود اما فکر میکردم باید از کس دیگه ای بپرسم و همیشه دنبال کسی بودم که جوابمو بده و نتیجه سردرگمی و تردید و ابهام بیشتر .من اصلا نمیدونستم همه ی جوابا درون خودمه و اولین بار چن ماه قبل این فایلو شنیدم باید از خودمون بپرسیم که چقد از خواسته هامون محقق شدن؟؟؟؟؟ همونطور که روز سوم سفر تو فایل حضرت ابراهیم گفتین من از اون اقرادی بودم که همیشه با نگرانی زیاد میگفتم من برا خودم هیچ خواسته ای ندارم و فقط از خدا میخوام بچه هام موفق بشن . به زبان انگلیسی علاقه زیاد داشتم رفتم کلاس چقدم موفق جلو رفتم ولی یه روز گفتم بهتره برا اونا بیشتر هزینه کنم تا پیشرفت کنن و دیگه ادامه ندادم . واقعا به خودم اجازه خواسته داشتنو نمیدادم و زمانیکه با این سوال مواجه شدم بعد کلی فکر کردن جواب واضحی نداشتم چون به اشتباه اینو قناعت و رضایت از شرایط میدونستم و تو این یه سالی که اینجام کم کم منم با مطالعه کتاب رویاهایی که رویا نیستن متوجه شدم همه چی برام مهیاست کافیه درخواست کنم و باورای مناسب بسازم و فرکانسیو که لازمه به کاینات ارسال کنم خداروشکر با همون لیست شروع کردم و روشون تمرکز وتجسم میکنم .این جمله رو خیلی دوس دارم:«باید سعی کنیم خودمونو تو آینده یعنی وقتی که به خواسته ها و اهدافمون رسیدیم ببینیم »بازم همون پیام واضح قرآن یا ایهاالذین امنوا امنوا

    استاد خیلی سپاسگزارم ازتون و بهتون تبریک میگم که قدرت دریافت و درک شهودتون بالاست و این آگاهی نابو بیان کردین .

    از همین امروز شروع کن روزی یه صفحه کتاب بخون .

    به خودم قول دادم یه مدت کتاب نخونم و بیشتر رو تمرین وقت بذارم ولی گفتم چه عالی روزی یه صفحه قرآن میخونم با خدا صحبت کردم گفتم قرآن باز میکنم هر سوره ای اومد از اولش شروع میکنم خدای من بی نهایت شاکر و سپاسگزارم : «ای کسانیکه ایمان آورده اید به قراردادهای خود وفا کنید » دیگه حجت بر من تمام شد و حالا باید همون قدم های کوچک اما متوالی رو ادامه بدم و به امید خدا پیش بسوی موفقیت….

    در پنا الله یکتا شاد و سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4071 روز

    سلام به همه ی همسفران عزیز

    خانم شایسته نوشته بودن توی دفترچه اهداف ، اهدافمون رو بنویسیم بعد دلایل رسیدن بهشون رو هم بنویسیم که هر بار می خوانیمش انگیزه ی بیشتری بگیریم و بدانیم که میتوانیم طراح سرنوشت خودمان باشیم.چقدر این عبارت دو کلمه ای زیباست: طراح سرنوشت

    من یک هدف مهم داشته ام از کودکی ام، بعد وقتی اولین بار سال ۸۷ کلاسهای استاد شرکت کردم اونو نوشتم ولی چون رسیدن بهش در باورم نمی گنجید براش تلاشی نکردم و هیچ فرکانسی نفرستادم. سری قبل که سفرنامه را شروع کردم نوشتمش اما دوباره آبان ماه هم نوشتمش.چون واقعا بهم در لحظات سخت انگیزه میده. ولی دلایلش را ننوشته بودم.امروز دلایلم را هم نوشتم.دیدم واقعا ارزشش رو داره.بخاطر این جرأتم خودم رو تحسین میکنم و خوشحالم.و دیگه برام دست یافتنیه.رؤیا نیست.

    هدفم مهاجرت است.دوست دارم بدونید چگونه جرقه اش اولین بار در ذهنم آمد.

    من ۱۰ ساله بودم.توی کتاب جغرافی یک درسی بود که آدمها را از کشورهای مختلف و نژادهای مختلف نشون میداد و عکس هم داشت و بچه ها برایش یک شعر ساخته بودند.اسم قاره ها هم بود.چیزی که خیلی کنجکاویمو تحریک کرد کشف قاره ی امریکا بود.هضمش برام سخت بود.اینکه یک تکه خشکی یه جایی باشه و بعد یکی پیداش کنه.برام عجیب بودش. ۴ سال قبلش دایی ام مهاجرت کرده بود و برام نامه مینوشت از کارهایی که میکند و چیزهایی که میبیند. نامه های دایی ام با ارزش ترین چیزی بودن که اون موقع داشتم و هنوز هم.

    مهاجرت دایی ام یک اتفاق خیلی خیلی بزرگ در خانواده و فامیل مان بود و هنوز هم هست.بعد وقتی در کتاب اون عکسها را میدیدم با چیزهایی که دایی ام نوشته بود مقایسه میکردم.

    یک شب پدرم گفت مهمون میاد خونمون. عمو پرویز از امریکا.اینجا دومین جرقه اومد. عمو پرویز دوست دوران خدمت پدرم بودند.امیدوارم هرجا که هستن سلامت باشن.عمو پرویز آمد با یک بغل گلهای داوودی.هیچ وقت تصویرشان یادم نمیرود.تنها چیزی که از آن دیدار به یاد دارم.عمو رفت و من همواره سراغش را از پدرم میگرفتم.پدرم هم طبق معمول میپیچوند.چند سالی گذشت و برادرم هم مهاجرت کرد.این اتفاق هم باز یکی دیگر از بزرگترین اتفاقات فامیل مان بود.دایی ام و برادرم هر دو موفق هستند شکر خدا.و قصه ی زندگی شان پر از درسهای تکاملی.

    البته اینو الان می فهمم.چون با آموزه های استاد آشنا شده ام.منم میخوام برم.چون این هجرت منو خیلی بزرگتر میکنه، خیلی با ایمان تر میکنه.ظرفیت وجودیمو رشد میده.الان هم در یک مرحله ی تکاملی دیگر هستم.چون ۲ ماه پیش یک فرکانسی فرستادم و بعد از ۱۵ روز با ناباوری بهش رسیدم طوری که شوک بودم تا همین ۲ هفته پیش. بعد دیدم توی دفترم نوشته بودمش.الان دیگه قانون را بهتر می فهمم.خدایا شکرت برای اینکه قبل از مردن در همین حد تونستم قوانینت رو درک کنم.باز هم تلاشمو میکنم.به نظرم درک قانون یک نعمت و ثروت بی انتهاس.هیچ قیمتی نداره.بچه ها سیستم دقیق دقیق هست.مو لای درزش نمیره. من پذیرفتم که مسئول طراحی سرنوشتم هستم آگاهانه. و این هم یک برکت و موهبت بزرگ الهی هست.خدایا سپاسگزارتم برای این همه عدالت. واقعا وقتی به خواسته هامون میرسیم می فهمیم که خود واقعی مون کیه. شناختمون نسبت به خودمون و خویشتنمون بیشتر میشه.به قول استاد همه چیز آرام آرام رخ میدهد طوری که جزء روند طبیعی زندگیه ولی یهو چشم باز میکنی می بینی خدای من ، چقدر متفاوت شده ام…ورژنم لحظه ای تغییر میکنه…به خداوندی خدا ۵ سال پیش فکر نمیکردم اینطوری باشم از نظر شخصیتی. یه آدمی که پر رنگ شده.من فقط روی خودم کار کردم با یه ایمان بی نهایت بی نهایت ضعیف.باز به قول استاد اونی که کوچولواِ قرار نیست همیشه کوچولو بمونه.استاد ممنون که هستی.ممنون که با رشد خودت باعث شدی جهان جای بهتری برای زندگی کردن بشه.

    خانم شایسته ی نازنین ممنون از مهیا سازی این سفر معجزه آور. سلامت باشید الهی.یه فرکانسی هم فرستاده ام بعدا تعریف میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    صدیقه گفته:
    مدت عضویت: 1958 روز

    به نام خدا💖

    صدیقه جونم ایا هدف های واضح و مشخص داری؟ایا به خدا گفتی چی میخوای؟منظورم این نیس که مثلا بگی پول میخوام!گفتی چقد میخوای گفتی مثلا میخوام تا سال اینده به فلان درامد برسم؟ به خدا گفتی با جزییات گفتی؟!!!(نه فقط گفتم پول میخوام،رابطه عالی و…اما جزییات رو مشخص نکرده بودم) پس اولین قدم این جلسه میشه نوشتن اهداف با جزییات کامله کامل(هر موقع انجام دادی بیا بقیه کامنتت رو کامل کن.متعهد باش😃) خواسته هام رو با جزییات نوشتم و قدم اول رو برداشتم 💪💪

    صدیقه جونم یادته اوایل که عضو سایت شدی و کامنت بچه ها رو میخوندی همش میگفتی اینا چقد خوبن من کجا اینا کجا 😟 عجله داشتی و فک میکردی میشه یه شبه خیلی تغییر کرد…الان خودت رو ببین چقد پیشرفت کردی چقد اگاه تر شدی شکرگزارتر شدی فهمیدی که فقط باید خودت رو با خودت مقایسه کنی فهمیدی باید تکامل رو طی کنی

    حرکت کردی قدم های کوچک برداشتی متعهد شدی و الان داری از وجود صدیقه جدید لذت میبری،تو امروز چهل روزه شدی یه نوزاد چهل روزه رو درنظر بگیر بازم ضعیفه و نحیفه ولی از روز اولش خیییییلی قوی تر شده تو هم دقیقا مثل همین نوزادی از روز اول بهتری ولی باید قوی تر از الانت بشی . طوری باش که اگه بعدا به الانت نگاه کردی به این نوزادی که تو بزرگش کردی افتخار کنی و بدونی که همه تلاشت رو برای رشدش کردی ممکنه گاهی خسته بشی ناراحت بشی ولی برای رشد این نوزاد ناامید نشو و خدارو باور داشته باش که هر لحظه کنارته و همراه تو از رشد این نوزاد لذت میبره حتی بیشتر از خودت و تو این مسیر بهت کمک میکنه مطمئن باش💕💕💕

    باور داشته باش فقط خودت مسئول زندگی خودت هستی منتظر کسی نباش به خدا تکیه کن و شروع کن و فقط باید کمی از دیروز بهتر باشی

    تو برای تغییر اینجا هستی و درجا نزن شروع کن نترس

    بهترین ها منتظرت هستن😍😍😍😍

    خدایاااااا شکرت

    خدایا میخوام هرروز آگاه تر بشم و بیشتر به دانسته هام عمل کنم

    خدایا میخوام هر لحظه حست کنم و هر روز بیشتر بهت توکل کنم

    صدیقه جان عزیزم امروز هم عالی بودم و بهت افتخار میکنم و عاشقانه دوستت دارم💓💓

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    مجید رنجبر گفته:
    مدت عضویت: 1981 روز

    سلام به همه دوستان گلم

    بچه ها بیاین به آموزه هاتون عمل کنید ، فقط نشنویم ، کم بشنویم و زیاد عمل کنیم ، عمل عمل عمل .

    سوره زمر آیه 61 :

    و خدا کسانی را که پرهیزکاری پیشه کردند، به سبب اعــــمــــالــــی که مایه رستگاری شان بود نجات می دهد، عذاب به آنان نمی رسد، و اندوهگین هم نمی شوند.

    ممنون از خدا ، استاد عباسمنش و همه دوستای این خانواده صمیمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    محمد حسین فاضلی گفته:
    مدت عضویت: 1984 روز

    🌹به نام خدای بخشنده ومهربان🌹♥️سلام وصدتا سلام به عزیزای دلم♥️

    شاید این تنها کلیپی از سایت هست که ده هابار دیدمش وخط به خطش رو حفظم🌹استاد عزیزم به این فکر میکنم که چطور این کلمات به شما الهام شد و روجلد دفتر مریم جان نوشتی وبسرعت رفتی واین تصاویر واین موسیقی متن رو گذاشتی روش و گذاشتی تو اینترنت ومثل بمب ترکوند وهمچنان داره میترکونه🌹الله اکبر از این کلام خدا که اینطور بر قلب و روح ما نفوذ کرده الهی شکرت🌹 هروقت لو باتری میشم اینو ریپیت میکنم و مثل یه فنجون قهوه بهم چنان انرژی میدهدکه نگو ونپرس🌹 واینکه تمام کامنتهای این کلیپ رو بارها میخونم ومیخونم وجادوی این رو میبینم🌹یه ترکیب فوق العاده ویه معجون بی نظیر میشه الهی صد هزارمرتبه شکرت🌹 چقدر تمام قوانین واصول رو با زبان شیرین وساده گفتی وبراستی که نبوغ در سادگیه🌹

    استاد عزیزم من هربار که با حال وهوای جدید ودر فرکانس جدید هستم یه برداشتهای جدید از این فایل دارم🌹 وبهتر دیدم که هر سری کامنتی با توجه به دریافتهای اون فرکانس بنویسم🌹بسیار سپاسگزارتون‌هستم واز تمام بچه های سایت که با کامنتشون باعث پیشرفت خودشون ودیگران میشن بینهایت تشکر میکنم وما هر کدام حلقه ای طلایی از زنجیر موفقیت وخوشبختی همدیگه هستیم♥️🌹♥️🌹♥️🌹♥️🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    ملیحه قنبری فیروزآبادی گفته:
    مدت عضویت: 2267 روز

    ❤️به نام خدای مهربان❤️

    روز هشتم سفر🚀🚀

    سلام استاد خوبم مریم جان عزیزم

    سلام به همه ی دوستان در خانواده صمیمی عباسمنش

    شنیدن این کلیپ پر قدرت به من قدرت،ایمان و شجاعت و جسارت بیشتری رو داد تا برای رسیدن به اهدافم قوی باشم

    برای رسیدن به اهدافم خواسته هام رو واضح و مشخص درخواست کنم

    ی سال از زمانی که من خواسته هام رو نوشتم میگذره و من با تجسم رسیدن به خواسته ام در آینده خلقش کردم یه قدم مونده که با توکل به خدا و اشتیاقی که از تجسم رسیدنش به من دست داده که اشک شوق گوشه ی چشمم نشسته بعد برداشتن همین یه قدم تا هفته بعد مینویسم اینجا که رسیدم و تیکش رو زدم💪💪

    ❤️خدایا ازت بی نهایت سپاسگزارم ❤️

    به قول استاد لازم نیست برای رسیدن به هدفهامون کارهای عجیب و غریب انجام بدیم باید بزرگ فکر کنیم‌ و از قدم های کوچیک شروع کنیم

    سنگ بزرگ‌نشانه ی نزدن است

    فقط باور داشته باشیم که تنها کسی که میتونه بهمون کمک کنه خودمون هستیم

    پارسال همین موقع من و همسرم در شرایط برزخی ای که همسرم بخاطر جسارتی ک در تغییر شغلش داد بودیم،شرایط مساعدی نبود این فایل یادآوری روزهایی بود که من ازش عبور کردم

    عبور کردم با حضور پروردگارم در لحظه لحظه ی زندگی ام و دستان مهربان استاد عزیزم🙏🪄

    💫 مثل یک رود ، جاری شدم و حرکت کردم،  به سنگ‌ها و موانع اطرافم برخوردکردم،زخمی شدم اما نا امید نشدم، خسته شدم اما باز حرکت کردم💫

    استاد این فایل فوق‌العاده و بی نظیره ، به من توانایی هامو گوشزد کرد چون کاری کرد که من به عقب برگردم و ببینم که چقدر شرایط الان خوب و عالی شده نسبت به ی سال قبل،ازتون سپاسگزارم 🙏🌹

    به منی که الان حرکتم نسبت به سال قبل ک در شرایط سخت بودم کند شده، تلنگری زد که ببین ملیحه تو با حرکت کردنت حسابتو از ۵میلیون به ۵۰‌ میلیون رسوندی و…پیانوی ۳۵میلیونی برای پسرت خریدی با۷۰ تومن زمینی خریدی که الان شده ۲۵۰میلیون،تو همین یه سالی که گذشت،چون منتظر کسی نموندی تو فقط هر لحظه منتظر حضور❤️ خدا❤️ در زندگی ت بودی

    🌹من الان فوق‌العاده ام 🌹

    🌹من الان بی نظیر خوشحالم 🌹

    🌹من الان بی نهایت سپاسگزارم 🌹

    ❤️از خدا❤️

    🌻از استاد جان🌻

    بخاطر تموم لحظه های عالی و حال عالی ای که به من یادآوری شد قدرت‌هایی که تو وجودم داشتم و همین الان متوجه داشتنش شدم

    ❤️خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت ❤️

    ✨ اگر ایمان داشته باشیم به خواسته هامون می رسیم✨

    تو همه ی آنچه که نیاز داری رو همین الان داری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سیده زهرا حسینی ۶۲ گفته:
    مدت عضویت: 2130 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    که هر چه آفرید زیبا بود و من چشم دیدن زیبایی ها را نداشتم و حمد و سپاس او که نخواست از نابینایان باشم

    روز هشتم سفر:

    من نمونه کسی هستم که خیلی بهتر میتوانستم باشم ولی هیچ وقت مداومت در کارم نداشتم در هر زمینه ای میتوانستم موفق بشوم ولی تمرکزی رو کارهایم نداشتم . جدی نبودم تعهد کاملی نداشتم .

    برای شروع دوباره تعهد داده ام به دوست و دشمن درونم که فایلهای سفر نامه را تا آخر بشنوم بنویسم توی دفتر . توی سایت کامنت بذارم .

    من پسر متفاوت ۹ ساله ای دارم که ذهنش متفاوت کار میکند . متمرکز بر خواسته هایش هست . یک روز به فکر ماشین کامارویی می افتد که استاد میخواست بخرد روی ماشین کامارو تحقیق میکند فایل میبیند عکس دانلود میکند . از من هم میپرسد که تو هم کارمارو میخری . من هم میگویم بللللله…

    بعد توی ذهنش موانعی نیست که مثلا پول نداریم من گواهی رانندگی ندارم و … کلا زندگی مان را با کامارو تجسم میکنم آنهم خیلی با جزئیات. تا شب در مورد ماشین کامارو و خرید رفتن ،سفر رفتن ، دنبال عمه اینا رفتن خونه پدربزرگ رفتن کجا پارک میکنی عقب عقب میآیی پارکینگ یا جلو جلو و… صحبت میکند انگار ما کامارو را واقعا داریم .میپرسد کلیدش را کجا میگذاری چه آهنگی باز میکنی توی ماشین و… مجبورم میکند خودم را توی کامارو تجسم کنم یا فکر کنم به اینکه کلیدش را واقعا میخوام کجا بگذارم . اوایل خودم مقاومت داشتم برای این بحثها . اما حالا همراهی میکنم و تجسم میکنم که داریم و جوابهای درستی میدهم . یا مثلا ویلای کنار دریا . یک روز به فکر خرید کشتی می افتد و برای کشتی تحقیق میکند برای همه افراد فامیل تخت خواب در نظر میگیرد تا کم نیاید و … یک روز خانه ی هشت خوابه میخرد برای همه اتاق مشخص میکند .در طبقه ی بالای خانه ی استاد در برج تمپا خانه میخریم از من میپرسد چطوری بخریم و من مراحل را توضیح میدهم و هر دو تجسم میکنیم . تتها مشکلش این است که صبح قصد مهاجرت به آمریکا را دارد . ظهر میآید و میگوید ببخش من آمریکا نمیام . آنهم به خاطر وابستگی عاطفی به افراد فامیل هست. فقط میرویم آروی میخریم بر میگردیم . و من گوش میدم و تصور میکنم .

    وقتی درگیر خرید آروی بود دو روز به یک فیلم نگاه میکرد بدون توقف که در مورد خانه های چرخدار بود . و از همه میپرسید کدام را دوست داری بعد نظر خودش رو میگفت . ما با هم فیلمها رو نگاه میکنیم فیلمهای سفر نامه و زندگی در بهشت رو . با پول کادوهای تولدش میخواست deron بخرد و …

    ذهنش پاک پاک است باورهای محدود کننده و کمبود ندارد . ترس از تاریکی و تنهایی و موجودات خیالی ندارد .

    به راحتی میتواند تصور کند که من تراکتور برانم در حالی که من هزار تا باور غلط دارم که زن تراکتور نمیراند و…

    یکی از موهبتهای بزرگ زندگی من همین پسرم هست که وجود اون خیلی زندگی منو تغییر داد و یکی از دلایل بزرگی هست که باید جلو بروم و به خاطر اون به اهدافم برسم . من قانونهایی رو که در حد درک اون هست رو بهش میگم تا باورهای درست وارد ذهنش بشه . و سعی میکنم باورهای غلط خودم رو به خوردش ندم .

    کارتونهای ناراحت کننده را نگاه نمیکند . سریع برای صحنه های ناراحت کننده واکنش نشان میدهد و میگوید نمیخواهم نگاه کنم . اما همیشه ما خودمان را مجبور میکنیم صحنه های ناراحت کننده را نگاه کنیم و طوری برخورد کنیم که انگار تاثیری روی من نداشت ولی واقعا تاثیر میگیریم چراغ هشدارمان را شکسته ایم .

    سال قبل برای کلاسهای مجازی مشکل توضیح دادن درس داشت اما اونقدر به فایلهای استاد نگاه کرده که الان مثل یک گزارشگر به راحتی همه چیز رو توضیح میده.

    فایل انگیزشی شماره ۳ کلا عملکرد من رو برای نرسیدن به هدفهام نشون میده و همچنین راه رسیدن رو . حالا منم که اما شاکرا و اما کفورا باشم.

    هر چی سپاسگذار آموزشهای استاد عزیزم باشم کم است

    به خاطر راهی که توش اومدم سپاسگذار خداوندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      اکرم قاسمی گفته:
      مدت عضویت: 1640 روز

      سلام به دوست عزیزوهم فرکانسی ام ،چقدرماوجه مشترک داریم وقتی درمورد پسرماهت گفتی خواستم بگم پسرمنم دقیقا سن پسرشماست وخیلی هم عاشق رشدوپیشرفت وتمام فایل هارامیبینه وکیف میکنه،وچقدرراحت وقشنگ به خواسته هاش میرسه ومن شاهدش هستم براش جورمیشه وزمین وزمان دست به دست هم میدن تابه سادگی وبه راحتی به خواسته هاش میرسه،واقعااگه قانون رایادنمیگرفتیم وچیزی ازاون نمی دونستیم من باپسرم درگیرمیشدم .

      اماالان نه تنهامشکلی ندارم،لذت میبرم که به خواسته اش انقدربه راحتی میرسه ،میگم نوش جونش،نون باوراشومیخوره،وهمینطورآدمهای موفق دوروبرم که نوش جونشون بهترینها.

      فقط فرق مابااون آدمهاباورهای مخرب گذشتگانمونه،ومامتعهدترازهرلحظه ای که میگذردبایدروی باورهامون کارکنیم،خداماراخیلی دوست داره که پسرتواین سن وسال داریم که تواین مسیره، که خیلی بیشربرای ماقوانین روبه وضوح میرسونه،من هم امروزاینویه نشونه دیدم که بیشترریزبشم توخواسته های پسرم ورسیدن آن به خواسته،چیزهایی که تاالان توجه ام راجلب کرد اینه که: اولااون خواسته داره

      دوماخواسته اش روبیان میکنه کاری به پولش وهیچ چیزش نداره.

      سوما دیگه اونوبه دست آورده میدونه حتی اگرنه صددرصدروازمابشنوه،دیگه توخونه یاهرجایی کلاداره بااون خواسته اش زندگی میکنه،توحرفهاش،توبازیهاش،حتی عکسش روتوگوشی میبینه وموقع خواب هم باتجسم اون میخوابش میبره،چون وقتی میره روتختخوابش شروع به صحبت درمورداون میکنه،تاخوابش ببره وفرداصبح شروع میکنه😄

      من ایمان دارم که خداخیلی دوستم داره که داره به صورت عملی تربهم نشون میده،باورکنیم که میشود،

      خداراصدهزارمرتبه شکر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: