این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2014/10/angizeshi-tabestan7.jpg400510گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2014-10-09 06:36:072025-12-02 22:55:12انگیزهسازی برای هدف
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امروز در مسیر درست هستم چون خودم با خطاهای خودم دوست دارم و با این دیدگاه به این فایل و آگاهی هاش دو دستی چسبیدم
چرا چسبیدم ؟ چون استاد گفت که صبر نکن تا همه چی کامل باشه بعد حرکت کنی ، من هم اضافه میکنم اجازه ندارم صبر کنم تا همه چیز خراب بشه بعد حرکت کنم
به خدا خیلی خودم دوست دارم ، این دیدگاه هر روز داره قوی تر میشه کهمن واسه خودم کافی هستم و میتونم باورهام تغییر بدم
امروز سعی میکنم خلاصه بنویسم که هم لذت بخش باشه و هم قابل تکرار و قابل عملی کردن
1:اگه میخام غذای خوب به بدنم بدم باید بیشتر پول بدم تا مواد غذایی با کیفیت تری بخرم حالا به همین صورت اگه میخام به روحم غذای بهتری برسونم باید انرژی بیشتری بگذارم که ورودی هام کنترل کنم یا راه های دیگه ای که به روحم غذای مناسب میرسونه امتحان کنم ،افکار با کیفیت بالا انتخاب کنم ، انتخاب افکار با کیفیت خوب هم تمرینی هست ومیتونم یادش بگیرم چون همیشه بهترش هست و باید به قول استاد جاری باشم.
2.به گذشته ام نگاه کردم و متوجه شدم دقیقا زمانی که به درد های شدید خوردم پیشرفت های بزرگ تجربه کردم اول خودم تحسین میکنم و تبریک میگم و بعد سوال میپرسم که چطوری زندگی کنم که دیگه به مشکل نخورم ؟(مشکل مساوی با درد تکراری)تضاد عامل رشد- دیگه اون روش خدایی نمیدونم الان باید طوری زندگی کنم که قبل از اینکه به معضل برخورد کنم خواسته هام برآورده کنم این روش خداست و جهان بزرگترین پاداش ها رو به من میده ، باید با زبان نشانه ها حرکت کنم ،،،راهکار ها : اعتماد به خدا، اعتماد به خودم ، شناخت خودم که خیلی مهم هست و کلی راه های لذت بخش دیگه .
اصلا مهم نیست قبلا چه کسی بودم از همین الان شروع کنم :وقتی پیشرفت کردم این با تمام وجودم درک کردم اما بعد دوباره فکر کردم که اینکه خیلی راحت بود چرا اینقدر طول کشید ؟جواب این بود : چون من آماده نبودم ،چطوری آماده باشم ؟عمل کنم، نه تنها به حرف های استاد بلکه به آگاهی هایی که کامنت میکنم .
وقتی حرکت میکنم نیروهای غیبی به کمکم میان (رفتم یکم در مورد این مسئله تحقیق کردم )
نیروهای غیبی خداوند زمانی به کمکم میان کهمن تمام تلاشم میکنم و از تمام امکاناتم استفاده میکنم
حالا چرا اصلا به نیروهای غیبی یا کمکهای غیبی خداوند احتیاج داریم ؟ چون ما محدود هستیم و خداوند نامحدود و غنی پس به این کمک به صورت طبیعی احتیاج داریم که به مدارهای بالاتر بریم .
وقتی تصمیم به تحول اعتماد به نفسم گرفتم بینهایت دلیل داشتم که نمیتونم اما چند دلیل قوی هم داشتم که میتوانم و توانستم از ترسهام رد بشم ،مثلا بهم الهام شد که الان که هوا سرده برو شنا ، اصلا فکر هم نکردم و رفتم تو دریاچه زیبای کنار خونم شنا کردم
آب اونقدر سرد بود که پاهام حس نمیکردم بار اول 1:60 بار دوم 2:30 دقیقه ،بار سوم 5 دقیقه ،بار چهارم 6 و بار پنجم 7 دقیقه تو آب بودم
پس باز هم کاری انجام دادم که میترسیدم اما الان خودباوریم بیشتر شده یعنی باز هم به روحم غذا رسوندم و شرط اساسی که برا تغییر باید منتظر کسی واسه حرکت نباشم اینطوری آرام آرام با انجام کارهای مختلف رعایت میکنم .
اولین چیزی که من روبه این فایلها هدایت کرد که من به تضادهای زیادی برخوردکردم وباایمان گفتم من مسئول این اتفاقهابودم ومثل سابق دنبال مقصرنشدم
استادهم تواین فایل به این اصل مهم اشاره کردندوگفتنداولین قدم برای تغییر،پذیرفتن تمام مسئولیت زندگیمون هست .
من مهارت خیاطی روبه صورت حرفه ای وبامدرک آموزش دیدم وچندسالیه دراین حوزه کم وبیش فعالیت میکنم ،چون محل مناسب وسرمایه ندارم ذهنم نمی زاره که وارد کاربشم ،ولی باآموزه های استاددرفایل همین لحظه بهترین زمان برای شروع هست من ازکوچکترین کارهوشروع کردم تاتکاملی پیش برم وبا کسب وکارهای کوچیک شروع کردم وداره جواب میده ،ایده هاداره پشت سرهم میاد،چون به خودم وبه کارم اعتباردادم،منباکنترل توجهم وافکارم وحس ارزشمندی که به خودم دادم وبه نکات مثبت وتواناییهام تمرکزکردم واقعا دراین مدت کم حسم خیلیییییی خوب شده وبه قول استادازشون نردبانی برای ترقی ام خاهم ساخت
اصلا ازروزی که تمرکزبراین فایلها وانجام تمریناتشوبرای خودم هدف قراردادم زندگیم ودنیای پیرامونم رنگ تازه ای گرفته وبرای کارم هم دلایل قانع کننده میارم تاتبدیل به باورکنم .
هرروز درحوزه خیاطی یه قدم میرم جلو ،درحوزه رشدشخصی ام یه قدم میرم جلو
هرروز درهرزمینه یک اقدام عملی انجام میدم ،چون تنهاکسی که میتونه کمکم کنه خودم هستم ومن مسئول ساختن زندگی خودم هستم ،من لایق بهترینهاهستم ،پس باایمان ،باتلاش با اهداف بزرگ ولی کارها وقدم های کوچیک به استقبال سعادت وخوشبختی دردنیا وآخرت میرم ،باشدکه رستگارشوم .
باید از خودمون بپرسیم اینجا همون جاییه که فکر میکردیم؟
رویاهای کودکیمونو یادتونه؟
وقتی روحمون هنوز پاک بود و پر از باور های غلط نشده بود
خودمو یه خانوم مستقل با در امد عالی و خونه خوشگل و ماشین عالی تصور میکردم
که همش سوار هواپیما میشه و سفرای خارجی میره
چرا اجازه دادم هدفمو و رویاهام کمرنگ بشن؟
چرا درو روی شیطان باز گذاشتم و وقتی اومد داخل ازش پذیرایی کردم.
من صد در صد حرف استادو اینجا قبول میکنم
ما مسئول کامل تمام زندگیمون هستیم.
همین الان ک دارم مینویسم نجوا ولم نمیکنه
پس همسرت چی ک سرکار نمیره و قرض بالا اورده
پس بابات چی که اینقد زود فوت شد و شمارو تنها گذاشت
و هزار تا حرف دیگه
اما من میدونم که دروغه
اونا مسئول زندگی خودشونن
من هشت روزه که دارم تو این سفر حرکت میکنم
و همسرم بعد از دوماه بیکاری دیروز خیلی اتفاقی داشت به یکی از دوستان قدیمیش ک قبلا با هم کارمیکردن فکر میکرد و راجبش حرف میزد و همون دوستش همون لحظه استاد تماس گرفت.
یعنی چشمام از تعجب باز مونده بود چون رفیق صمیمیش نیس ک بگم هروز تماس دارن اخرین دیدار و صحبتشون مال شش ماه پیش بوده.
و قسمت عجیبش اینجاس که بهش پیشنهاد کار داد .
با حقوق و مزایای خیلی عالی برای شرایط فعلی ما.
چون همسرم همیشه بلند پروازانه فکر میکرد و توقع داشت مایی که الان مخارج روزانمونو از دوستاش و دیگران قرض میگیریم درامدمون بشه مثبت صد ملیون
و شغلی با درامد 25 ملیون و حق بیمه و سنوات و کلی چیزای دیگه با تایم صبح تا ظهر یعنی دستش بازه که عصرا هم کاری برای خودش انجام بده
خدایا چقدر ممنونم ازت
شاید خیلی بزرگ نباشه از نظر دیگران اما واقعا به قول استاد با همین قدمای کوچیکه که به هدفای بزرگ میرسیم
من که نمیتونم بشینم تو خونه بگم تا شغل دویست ملیونی مثل فلانی نباشه من کار نمیکنم
خب اون فلانی سابقه کار داشته زحمت کشیده حرکت کرده
مثل سرعت گرفتن خودرو
خودرو اول باید سرعت بیست و چهل و هشتاد و صد و بگذرونه تا به سرعت 200 برسه
ما باید این درامدو داشته باشیم تا بتونیم زیادترش کنیم
من واقعا به این فایل نیاز داشتم و خدا رو شکر که هدایت شدم به شنیدنش
الان که دوبار پشت سر هم گوش دادم و اشکهام سرازیر شد چون تو ین فایل برای من یه هدایت اومد و یه گلایه ای که از خدا داشتم حل شد و متوجه شدم که این اتفاق به ظاهر نا زیبا برای پیشرفت من بوده و برای این که از منطقه امن خودم در بیام و مثل رود جاری باشم
داستان از این قراره که من 5 سال به ترکیه مهاجرت کرده بودم و خونه خریدم تو الانیا و اونجا با پسرم زندگی رویایی داشتیم یه خونه در حد هتل 5 ستاره با تمام امکانات و یه شهر با هوای مدیترانه ای بینظیر که انقد توریست میاومد که همش فکر میکردیم ما هم تو مسافرت هستیم خلاصه همه چیز عالی عالی بود ومن عاشق این شهر و خونه و زندگیم بودم ولی الان سه ماه میشه که به خاطر یه مساله از خونه مون دیپورت شدیم و به ایران برگشتیم و اینم بگم که من تو اون شهر هر لحظه و هر جا شکرگزار خداوند بودم حتی زمانی که بدون ماشین با اتوبوس میرفتم بیرون
وقتی برگشتم ایران واقعا ضربه سختی خوردم نه خونه نه اثاث نه پول ولی تنها چیزی که با خودم داشتم ایمان و توکل به خدا بود که اونم از لطف آموزه های استاد عشق بهش رسیدم میدونستم یه خبری هس تو این اتفاق ولی من نمیدونم چیه
امروز که این فایل بینظیر رو شنیدم به جواب سوالم رسیدم و خدا میخواد که من جاری باشم مثل رود
اگه اونجا به زندگی ادامه میدادم مث مرداب میشدم ولی ایمان دارم که خدا برام اتفاق ها و زندگی بهتری در نظر داره
این سه ماه صب و شبم با صدای استاد و آموزه های نابش میگذشت و به من آرامش و ایمان بیشتر میداد
ولی تو این سه ماه خدا برام همه چی رو ساخت هفته دوم دوست همسرم یه خونه عالی با همه امکانات رایگان به ما داد و با بازنشستگی پدر همسرم تونستیم قسطی همه لوازم و تهیه کنیم و معجزه های دیگه که بماند
من تو این فایل به آگاهی رسیدم که باید جاری باشم هیچ وقت فکر نمی کردم برای این اتفاق که تا قبل شنیدن فایل برام تلخ تربن اتفاق زندگیم بود و الان بعد شنیدن این آگاهی خدا رو شکر کنم که این اتفاق افتاد
متشکرم استاد از خدا براتون طول عمر با عزت میخوام که شما پیام آور زندگی من و هم مدارهای ناب م هستید
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
ممنونم هنوز خیلی باید روی افکارم و کنترل ذهنم کار کنم … هنوز فصل سه هستم و تقریبا نسبت به قبل خیلی نکته ها یاد گرفتم … ولی در عمل عادت نکردم که از نکته ها استفاده کنم… کنترل فکر برام سخته… دارم از کامنتها الگو میگیرم که بدونم چکار کنم.. همینطور عزت نفس که اون هم خیلی باید روش کار کنم… انشاالله هدایت بشم و مداوم و مستمر باشه … از شما سپاسگزارم خیلی از کامنتتون انگیزه گرفتم
باید از خودمون سوال کنیم که آیا زندگیمون دقیق همون چیزیه که می خواستیم؟
چقدر از خواسته هامون محقق شده اند؟
« حتما توی زندگیم هدف داشته باشم هدف و خواسته های واضح و مشخص»
(باید خودم را در آینده یعنی وقتی به خواسته ها و اهدافم رسیده ام ببینم آن قدر این کار را تکرار کنم که باور کنم که به خواسته هایم می رسم)
“ما برای رسیدن به اهدافمون قرار نیست کارهای بزرگ و عجیب و غریب انجام بدیم فقط کافیه قدم های کوچیک اما متوالی برداشته بشه باید بزرگ فکر کنم اما کوچک شروع کنم”
•قدم های کوچک من را به هر خواسته ای می رساند•
” تنها کسی که می تونه جلوی تو رو بگیره خودت هستی هیچ دشمنی بیرون از تو وجود نداره تنها کسی که می تونه بهت کمک کنه خودت هستی”
« همه چیزایی که تو برای رسیدن به هدفت می خوای همین الان پیشته»
( من همه اون چیزایی که می خوام همین الان دارم)
«اگر حرکت کنم همه چیز خوب و عالی میشه اگر حرکت کنم شرایط فراهم می شود»
با
(روزی یک صفحه کتاب خواندن)
( روزی سی دقیقه پیاده روی کردن)
( روزی بیست دقیقه مناجات کردن)
« چند دلیل برای رسیدن به اهداف مشخص شود»
( مسائل و مشکلات جزئی از زندگی اند آن ها آمده اند که من به خواسته هایم برسم آن ها آمده اند تا خواسته هایم را واضح تر بشناسم)
من هروقت که خسته میشم یا ناامید میشم این فایل گوش میدهم و خیلی در بالارفتن روحیم تاثیر میذاره و کلی انرژی مثبت میگیرم. یکی از اهداف من ادامه تحصیل در مقطع دکترا در آمریکاست. برای رسیدن به این هدف اول باید زبانم خیلی خوب کنم و شروع کردم به یادگیری زبان. و همچنین روی مقالم هم کار میکنم. و به حرف بقیه که میگن چطور میخوای بری، شرایط سخته و هزارتا بهانه دیگه اصلا گوش نمیدهم. و روی هدفم تمرکز کردم. به قول استاد دارم گام های کوچیک ولی متوالی برمیدارم. و از این که عضوی از خانواده دوست داشتنی عباسمنش هستم خیلی خوشحالم.
این فایل با کوتاه بودنش گنجینه ای از آگاهی درونش داره
یکی از گنجینه ها برای من اون جایی بود که استادگفتن خودتون رو در آینده ی خواسته هاتون ببینین ، زمانی که رسیدین ، زمانی که دارین و اونقدر اینو تکرار کنین تا باورتون بشه که میشه رسید.
تجسم کردن واقعا راهی برای رسیدنه ، چرا؟
چون تجسم باعث احساس خوب میشه ، و طبق قانون احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب
واقعا هر لحظه ای که درگیر احساس بد میشم برای فرار ازش یکی از راهکارهام تجسم کردنه ، موسیقی های تجسمی رو که استاد برامون گذاشتن رو دانلود کردم و میزارم و در زمان سفر میکنم و جوری غرق میشم که انگار نه انگار دقایق قبلش من چه حالی داشتم، و این محشره.
البته باید بگم اصلا راحت نیست ، ذهن همکاری نمیکنه چون نمیتونه چیزی رو ببینه که نداره ولی وقتی تو پروو ادامه بدی به این کار و اون نکته ی کلیدی که همون تکرار باشه رو انجام بدی کم کم میپذیره و اینجوری میشه که باورش ساخته میشه.
از تجسم خواسته هاتون ساده رد نشین چون یکی از کلیدی ترین راهکارهاست.
خانم شایسته عرض ادب و خسته نباشید بابت تمام زحمتهایی که میکشید خدا خیرتون بده
این پروژه جدید که شروع کردین واقعا عالیه چقد خوبه که از پایه شروع کردین و یه سری چیزهایی که فکر میکنید ما لازم داریم رو دوباره بهمون یادآوری میکنید
میدونید من اولین فایلی که از استاد دیدم همین فایل کلیپ انگیزشی شماره 3 بود
اون موقع خیلی حالم بد بود که هرچی بگم کم گفتم از خدا کمک خواستم با صدای بلند به جایی رسیدم که بقول استاد منم منمم تموم شد و گفتم خدا نزار بیافتم خودت کمکم کن و معجزه رخ داد به صورت کاملا تصادفی این فایل رسید دستم و انگار استاد داشت باروح صحبت میکرد اصلا استاد برام غریبه نبود انگار سالها بود که میشناختمش حتی بار اول که استا رو تو کلیپ دیدم انگار نه انگار که دفعه اوله که میبینمشون. والان به لطف خدای مهربان و به کمک دستشون به نام سید حسین عباسمنش من الان هیچ ربطی به آدم یک سال پیشم ندارم من اون موقع به زور ماهیانه 1 میلیون درامد داشتم ولی الان بالای 5 میلیون فقط حقوق میدم به بچه ها
این فایل باعث شد این یک سال رو دوباره مرور کنم و ببینم چی بودم و چی شدم و با نگاه امیدوارانه تر و شجاعانه تر و بااعتماد به نفس تر…..به آینده نگاه کنم
این کلیپ مرا یاد آور روزهای اول اشنایم انداخت وآن را در گوشیم چند وقت پیش دانلود کردم قبل سفر خانم شایسته یا شایدم همراه با ان دقیقا نمی دانم.
قدرتی و احساسی که پشت این صدا بود مرا به خود لرزاند….رویا هایم مثل یه فیلم از جلوی چشمانم رد شدند آرزوهایم خود ی که همیشه در تحقق آن بودم کارهایی که انجام داده ام همه و همه را مثل یه نوار می دیدم.نمیتوانست م بنشینم درونم حرکت میخواست و رفتن تا رسیدن تا اوج گرفتن ….
به آدمهای اطرافم نگاه میکردم و خدا میداند خود را میانشان غریبه میدانم ….روحهای مرده خدا را فراموش کرده کجا هستند آنها من کجایی حالا…..
طیبه جان چه قدم های دیگری بردارم برای تحقق همان طیبه ی آینده همان حرف استا د که گفت من میخواستم با عباس منش امروزم ملاقات کنم.من هم میخواهم شخصیت و هویت خودم و آن طیبه فوق العاده تر را ملاقات کنم . رفتارت حرفهایت باید تغییر کند باورهایت در اصل منشا این همه است ….
در راه درستی هستی چون قدم های اول را خوب برداشتی بیشتر لذت ببر از سفرت سپاسگزار باش وچهارتا هرچه نیاز باشد را جذب میکنی و به تو میدهم به وقتش. یادت باشد استاد برنامه ریزی ها هدایتت میکند.
تجسم خلاقت را به کار ببر بیشتر تا یخ ها ذهنت باز باز شوند کرد و خاک وجودت را بتکان تا زلال تر برای حرکت شوی.آماده ای :
درود مهربان و استاد گلم و خانم شایسته عزیزم
خیلی خوبه که من قبول نکردم که کلیپ انگیزشی هست چون اینو قبول کردم که این سایت و تمام آدمهاش مطالب بیخود نمیگذارن و من هم شانسی بهش هدایت نشدم
خودم متعهد کردم که نکاتش درک کنم
واسه این کار احتیاج به مسولیت پذیری دارم،
مسئولیت چی؟ تکامل خودم ، درک آگاهی ها ، درک هدایت ها ،حل کردن مسائل خودم
خب حالا باید چی درک کنم و عمل کنم؟
امروز در مسیر درست هستم چون خودم با خطاهای خودم دوست دارم و با این دیدگاه به این فایل و آگاهی هاش دو دستی چسبیدم
چرا چسبیدم ؟ چون استاد گفت که صبر نکن تا همه چی کامل باشه بعد حرکت کنی ، من هم اضافه میکنم اجازه ندارم صبر کنم تا همه چیز خراب بشه بعد حرکت کنم
به خدا خیلی خودم دوست دارم ، این دیدگاه هر روز داره قوی تر میشه کهمن واسه خودم کافی هستم و میتونم باورهام تغییر بدم
امروز سعی میکنم خلاصه بنویسم که هم لذت بخش باشه و هم قابل تکرار و قابل عملی کردن
1:اگه میخام غذای خوب به بدنم بدم باید بیشتر پول بدم تا مواد غذایی با کیفیت تری بخرم حالا به همین صورت اگه میخام به روحم غذای بهتری برسونم باید انرژی بیشتری بگذارم که ورودی هام کنترل کنم یا راه های دیگه ای که به روحم غذای مناسب میرسونه امتحان کنم ،افکار با کیفیت بالا انتخاب کنم ، انتخاب افکار با کیفیت خوب هم تمرینی هست ومیتونم یادش بگیرم چون همیشه بهترش هست و باید به قول استاد جاری باشم.
2.به گذشته ام نگاه کردم و متوجه شدم دقیقا زمانی که به درد های شدید خوردم پیشرفت های بزرگ تجربه کردم اول خودم تحسین میکنم و تبریک میگم و بعد سوال میپرسم که چطوری زندگی کنم که دیگه به مشکل نخورم ؟(مشکل مساوی با درد تکراری)تضاد عامل رشد- دیگه اون روش خدایی نمیدونم الان باید طوری زندگی کنم که قبل از اینکه به معضل برخورد کنم خواسته هام برآورده کنم این روش خداست و جهان بزرگترین پاداش ها رو به من میده ، باید با زبان نشانه ها حرکت کنم ،،،راهکار ها : اعتماد به خدا، اعتماد به خودم ، شناخت خودم که خیلی مهم هست و کلی راه های لذت بخش دیگه .
اصلا مهم نیست قبلا چه کسی بودم از همین الان شروع کنم :وقتی پیشرفت کردم این با تمام وجودم درک کردم اما بعد دوباره فکر کردم که اینکه خیلی راحت بود چرا اینقدر طول کشید ؟جواب این بود : چون من آماده نبودم ،چطوری آماده باشم ؟عمل کنم، نه تنها به حرف های استاد بلکه به آگاهی هایی که کامنت میکنم .
وقتی حرکت میکنم نیروهای غیبی به کمکم میان (رفتم یکم در مورد این مسئله تحقیق کردم )
نیروهای غیبی خداوند زمانی به کمکم میان کهمن تمام تلاشم میکنم و از تمام امکاناتم استفاده میکنم
حالا چرا اصلا به نیروهای غیبی یا کمکهای غیبی خداوند احتیاج داریم ؟ چون ما محدود هستیم و خداوند نامحدود و غنی پس به این کمک به صورت طبیعی احتیاج داریم که به مدارهای بالاتر بریم .
وقتی تصمیم به تحول اعتماد به نفسم گرفتم بینهایت دلیل داشتم که نمیتونم اما چند دلیل قوی هم داشتم که میتوانم و توانستم از ترسهام رد بشم ،مثلا بهم الهام شد که الان که هوا سرده برو شنا ، اصلا فکر هم نکردم و رفتم تو دریاچه زیبای کنار خونم شنا کردم
آب اونقدر سرد بود که پاهام حس نمیکردم بار اول 1:60 بار دوم 2:30 دقیقه ،بار سوم 5 دقیقه ،بار چهارم 6 و بار پنجم 7 دقیقه تو آب بودم
پس باز هم کاری انجام دادم که میترسیدم اما الان خودباوریم بیشتر شده یعنی باز هم به روحم غذا رسوندم و شرط اساسی که برا تغییر باید منتظر کسی واسه حرکت نباشم اینطوری آرام آرام با انجام کارهای مختلف رعایت میکنم .
متشکرم استاد دوستتون دارم.
بنام خداوندهدایتگروحمایتگرم
سلام خدمت استادعزیزوخانوم شایسته وهمراهان گرامی
روزهشتم
اولین چیزی که من روبه این فایلها هدایت کرد که من به تضادهای زیادی برخوردکردم وباایمان گفتم من مسئول این اتفاقهابودم ومثل سابق دنبال مقصرنشدم
استادهم تواین فایل به این اصل مهم اشاره کردندوگفتنداولین قدم برای تغییر،پذیرفتن تمام مسئولیت زندگیمون هست .
من مهارت خیاطی روبه صورت حرفه ای وبامدرک آموزش دیدم وچندسالیه دراین حوزه کم وبیش فعالیت میکنم ،چون محل مناسب وسرمایه ندارم ذهنم نمی زاره که وارد کاربشم ،ولی باآموزه های استاددرفایل همین لحظه بهترین زمان برای شروع هست من ازکوچکترین کارهوشروع کردم تاتکاملی پیش برم وبا کسب وکارهای کوچیک شروع کردم وداره جواب میده ،ایده هاداره پشت سرهم میاد،چون به خودم وبه کارم اعتباردادم،منباکنترل توجهم وافکارم وحس ارزشمندی که به خودم دادم وبه نکات مثبت وتواناییهام تمرکزکردم واقعا دراین مدت کم حسم خیلیییییی خوب شده وبه قول استادازشون نردبانی برای ترقی ام خاهم ساخت
اصلا ازروزی که تمرکزبراین فایلها وانجام تمریناتشوبرای خودم هدف قراردادم زندگیم ودنیای پیرامونم رنگ تازه ای گرفته وبرای کارم هم دلایل قانع کننده میارم تاتبدیل به باورکنم .
هرروز درحوزه خیاطی یه قدم میرم جلو ،درحوزه رشدشخصی ام یه قدم میرم جلو
هرروز درهرزمینه یک اقدام عملی انجام میدم ،چون تنهاکسی که میتونه کمکم کنه خودم هستم ومن مسئول ساختن زندگی خودم هستم ،من لایق بهترینهاهستم ،پس باایمان ،باتلاش با اهداف بزرگ ولی کارها وقدم های کوچیک به استقبال سعادت وخوشبختی دردنیا وآخرت میرم ،باشدکه رستگارشوم .
درپناه امن الهی شادوسلامت وثروتمندباشیدعزیزان دلم.
به نام خدایی که به شدت کافیست
درود به همه
روز هشتم از سفر زیبای من
از خدا میخام قلمو دستش بگیره و کمکم کنه
باید از خودمون بپرسیم اینجا همون جاییه که فکر میکردیم؟
رویاهای کودکیمونو یادتونه؟
وقتی روحمون هنوز پاک بود و پر از باور های غلط نشده بود
خودمو یه خانوم مستقل با در امد عالی و خونه خوشگل و ماشین عالی تصور میکردم
که همش سوار هواپیما میشه و سفرای خارجی میره
چرا اجازه دادم هدفمو و رویاهام کمرنگ بشن؟
چرا درو روی شیطان باز گذاشتم و وقتی اومد داخل ازش پذیرایی کردم.
من صد در صد حرف استادو اینجا قبول میکنم
ما مسئول کامل تمام زندگیمون هستیم.
همین الان ک دارم مینویسم نجوا ولم نمیکنه
پس همسرت چی ک سرکار نمیره و قرض بالا اورده
پس بابات چی که اینقد زود فوت شد و شمارو تنها گذاشت
و هزار تا حرف دیگه
اما من میدونم که دروغه
اونا مسئول زندگی خودشونن
من هشت روزه که دارم تو این سفر حرکت میکنم
و همسرم بعد از دوماه بیکاری دیروز خیلی اتفاقی داشت به یکی از دوستان قدیمیش ک قبلا با هم کارمیکردن فکر میکرد و راجبش حرف میزد و همون دوستش همون لحظه استاد تماس گرفت.
یعنی چشمام از تعجب باز مونده بود چون رفیق صمیمیش نیس ک بگم هروز تماس دارن اخرین دیدار و صحبتشون مال شش ماه پیش بوده.
و قسمت عجیبش اینجاس که بهش پیشنهاد کار داد .
با حقوق و مزایای خیلی عالی برای شرایط فعلی ما.
چون همسرم همیشه بلند پروازانه فکر میکرد و توقع داشت مایی که الان مخارج روزانمونو از دوستاش و دیگران قرض میگیریم درامدمون بشه مثبت صد ملیون
و شغلی با درامد 25 ملیون و حق بیمه و سنوات و کلی چیزای دیگه با تایم صبح تا ظهر یعنی دستش بازه که عصرا هم کاری برای خودش انجام بده
خدایا چقدر ممنونم ازت
شاید خیلی بزرگ نباشه از نظر دیگران اما واقعا به قول استاد با همین قدمای کوچیکه که به هدفای بزرگ میرسیم
من که نمیتونم بشینم تو خونه بگم تا شغل دویست ملیونی مثل فلانی نباشه من کار نمیکنم
خب اون فلانی سابقه کار داشته زحمت کشیده حرکت کرده
مثل سرعت گرفتن خودرو
خودرو اول باید سرعت بیست و چهل و هشتاد و صد و بگذرونه تا به سرعت 200 برسه
ما باید این درامدو داشته باشیم تا بتونیم زیادترش کنیم
اگرنه هروز پسرفت میکنیم هروز مجبوریم قرض کنیم بریم پایین تر
واقعا اگاهی به موقعی بود که سپاسگذارتر باشم برای شرایط فعلیمون
خدایا شکرت برای همه ی داشته هام و نداشته هایی که قراره به دستشون بیارم
ممنون ک وقت گذاشتید
سلام به استاد عشق و هم مدارهای ناب
من واقعا به این فایل نیاز داشتم و خدا رو شکر که هدایت شدم به شنیدنش
الان که دوبار پشت سر هم گوش دادم و اشکهام سرازیر شد چون تو ین فایل برای من یه هدایت اومد و یه گلایه ای که از خدا داشتم حل شد و متوجه شدم که این اتفاق به ظاهر نا زیبا برای پیشرفت من بوده و برای این که از منطقه امن خودم در بیام و مثل رود جاری باشم
داستان از این قراره که من 5 سال به ترکیه مهاجرت کرده بودم و خونه خریدم تو الانیا و اونجا با پسرم زندگی رویایی داشتیم یه خونه در حد هتل 5 ستاره با تمام امکانات و یه شهر با هوای مدیترانه ای بینظیر که انقد توریست میاومد که همش فکر میکردیم ما هم تو مسافرت هستیم خلاصه همه چیز عالی عالی بود ومن عاشق این شهر و خونه و زندگیم بودم ولی الان سه ماه میشه که به خاطر یه مساله از خونه مون دیپورت شدیم و به ایران برگشتیم و اینم بگم که من تو اون شهر هر لحظه و هر جا شکرگزار خداوند بودم حتی زمانی که بدون ماشین با اتوبوس میرفتم بیرون
وقتی برگشتم ایران واقعا ضربه سختی خوردم نه خونه نه اثاث نه پول ولی تنها چیزی که با خودم داشتم ایمان و توکل به خدا بود که اونم از لطف آموزه های استاد عشق بهش رسیدم میدونستم یه خبری هس تو این اتفاق ولی من نمیدونم چیه
امروز که این فایل بینظیر رو شنیدم به جواب سوالم رسیدم و خدا میخواد که من جاری باشم مثل رود
اگه اونجا به زندگی ادامه میدادم مث مرداب میشدم ولی ایمان دارم که خدا برام اتفاق ها و زندگی بهتری در نظر داره
این سه ماه صب و شبم با صدای استاد و آموزه های نابش میگذشت و به من آرامش و ایمان بیشتر میداد
ولی تو این سه ماه خدا برام همه چی رو ساخت هفته دوم دوست همسرم یه خونه عالی با همه امکانات رایگان به ما داد و با بازنشستگی پدر همسرم تونستیم قسطی همه لوازم و تهیه کنیم و معجزه های دیگه که بماند
من تو این فایل به آگاهی رسیدم که باید جاری باشم هیچ وقت فکر نمی کردم برای این اتفاق که تا قبل شنیدن فایل برام تلخ تربن اتفاق زندگیم بود و الان بعد شنیدن این آگاهی خدا رو شکر کنم که این اتفاق افتاد
متشکرم استاد از خدا براتون طول عمر با عزت میخوام که شما پیام آور زندگی من و هم مدارهای ناب م هستید
پاینده باشید
شیرین&
به نام خداوند آرزوهای من
روزشمار تحول زندگی : روز هشتم
سلام
باید قدمهای کوچیک و متوالی بردارم
بزرگفکر کنم و قدمهای کوچیک شروع کنم
فقط و فقط و فقط خودم برای کمک به من کافیه
مریم
برای رشد و پیشرفت توجیه و بهانه و غر و ترس رو رها کن
پاشو بلندشو دستتو در دست خدا بگذار وحرکت کن
صبحها خیییلی زود بیدار شو و در جهت اهدافت قدم بردار تا قدرت واقعی خودتو ببینی
برای عالی بودن تصمیم بگیر و باانرژی ادامه بده
هیچکس مقصر شرایطت نیست جزخودت
تضادها و سختیها تو رو الماس آبدیده کردن
لیاقتت بهترینهاست
هراتفاقی درمسیر برات افتاد گریه کن ولی ادامه بده
گذشته مهم نیست تغییرش بده و برای خوشبختی حرکت کن
توی دایره امن و راحتی نمون
منتظر کسی نباش حرکت کن تا نیروهای غیبی هم از راه برسن
طوری زندگی کن که چندسال دیگه حسرت امروز رو نخوری
نگی ای کاش اون روز که این عهد رو مینوشتم حرکت میکردم
تو قهرمانی نفسم…
عزیزدلم مطمئنم از پسش برمیای
فقط حرکت کن همین… حتی کوچیک
تو تنهانیستی خدا باهاته نترس
کی قدرتمندتر از خدا
کافیه ایمانتو بهش نشون بدی
اونم باهات قدم میزنه و کمکت میکنه
چراغ راهت میشه و هدایتت میکنه
دوستت دارم قهرمانِ زندگیم
دوستت دارم خداجونم
به نام هدایت الله
سلام خدمت خواهر عزیزم مریم دوست ارزشمند وتوحیدی و فعال سایت
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام
ممنونم هنوز خیلی باید روی افکارم و کنترل ذهنم کار کنم … هنوز فصل سه هستم و تقریبا نسبت به قبل خیلی نکته ها یاد گرفتم … ولی در عمل عادت نکردم که از نکته ها استفاده کنم… کنترل فکر برام سخته… دارم از کامنتها الگو میگیرم که بدونم چکار کنم.. همینطور عزت نفس که اون هم خیلی باید روش کار کنم… انشاالله هدایت بشم و مداوم و مستمر باشه … از شما سپاسگزارم خیلی از کامنتتون انگیزه گرفتم
خدایاشکرت
باید از خودمون سوال کنیم که آیا زندگیمون دقیق همون چیزیه که می خواستیم؟
چقدر از خواسته هامون محقق شده اند؟
« حتما توی زندگیم هدف داشته باشم هدف و خواسته های واضح و مشخص»
(باید خودم را در آینده یعنی وقتی به خواسته ها و اهدافم رسیده ام ببینم آن قدر این کار را تکرار کنم که باور کنم که به خواسته هایم می رسم)
“ما برای رسیدن به اهدافمون قرار نیست کارهای بزرگ و عجیب و غریب انجام بدیم فقط کافیه قدم های کوچیک اما متوالی برداشته بشه باید بزرگ فکر کنم اما کوچک شروع کنم”
•قدم های کوچک من را به هر خواسته ای می رساند•
” تنها کسی که می تونه جلوی تو رو بگیره خودت هستی هیچ دشمنی بیرون از تو وجود نداره تنها کسی که می تونه بهت کمک کنه خودت هستی”
« همه چیزایی که تو برای رسیدن به هدفت می خوای همین الان پیشته»
( من همه اون چیزایی که می خوام همین الان دارم)
«اگر حرکت کنم همه چیز خوب و عالی میشه اگر حرکت کنم شرایط فراهم می شود»
با
(روزی یک صفحه کتاب خواندن)
( روزی سی دقیقه پیاده روی کردن)
( روزی بیست دقیقه مناجات کردن)
« چند دلیل برای رسیدن به اهداف مشخص شود»
( مسائل و مشکلات جزئی از زندگی اند آن ها آمده اند که من به خواسته هایم برسم آن ها آمده اند تا خواسته هایم را واضح تر بشناسم)
« رنج و سختی دوست من است»
باید مثل یک رود جاری باشم
سلام
من هروقت که خسته میشم یا ناامید میشم این فایل گوش میدهم و خیلی در بالارفتن روحیم تاثیر میذاره و کلی انرژی مثبت میگیرم. یکی از اهداف من ادامه تحصیل در مقطع دکترا در آمریکاست. برای رسیدن به این هدف اول باید زبانم خیلی خوب کنم و شروع کردم به یادگیری زبان. و همچنین روی مقالم هم کار میکنم. و به حرف بقیه که میگن چطور میخوای بری، شرایط سخته و هزارتا بهانه دیگه اصلا گوش نمیدهم. و روی هدفم تمرکز کردم. به قول استاد دارم گام های کوچیک ولی متوالی برمیدارم. و از این که عضوی از خانواده دوست داشتنی عباسمنش هستم خیلی خوشحالم.
مرسی از این سفرنامه زیبا
بنام خدای مهربان
سلاااام
روز هشتم سفر تحول من
این فایل با کوتاه بودنش گنجینه ای از آگاهی درونش داره
یکی از گنجینه ها برای من اون جایی بود که استادگفتن خودتون رو در آینده ی خواسته هاتون ببینین ، زمانی که رسیدین ، زمانی که دارین و اونقدر اینو تکرار کنین تا باورتون بشه که میشه رسید.
تجسم کردن واقعا راهی برای رسیدنه ، چرا؟
چون تجسم باعث احساس خوب میشه ، و طبق قانون احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب
واقعا هر لحظه ای که درگیر احساس بد میشم برای فرار ازش یکی از راهکارهام تجسم کردنه ، موسیقی های تجسمی رو که استاد برامون گذاشتن رو دانلود کردم و میزارم و در زمان سفر میکنم و جوری غرق میشم که انگار نه انگار دقایق قبلش من چه حالی داشتم، و این محشره.
البته باید بگم اصلا راحت نیست ، ذهن همکاری نمیکنه چون نمیتونه چیزی رو ببینه که نداره ولی وقتی تو پروو ادامه بدی به این کار و اون نکته ی کلیدی که همون تکرار باشه رو انجام بدی کم کم میپذیره و اینجوری میشه که باورش ساخته میشه.
از تجسم خواسته هاتون ساده رد نشین چون یکی از کلیدی ترین راهکارهاست.
در پناه خدا
سلام خدمت دوستان عزیز واستاد گرامی
خانم شایسته عرض ادب و خسته نباشید بابت تمام زحمتهایی که میکشید خدا خیرتون بده
این پروژه جدید که شروع کردین واقعا عالیه چقد خوبه که از پایه شروع کردین و یه سری چیزهایی که فکر میکنید ما لازم داریم رو دوباره بهمون یادآوری میکنید
میدونید من اولین فایلی که از استاد دیدم همین فایل کلیپ انگیزشی شماره 3 بود
اون موقع خیلی حالم بد بود که هرچی بگم کم گفتم از خدا کمک خواستم با صدای بلند به جایی رسیدم که بقول استاد منم منمم تموم شد و گفتم خدا نزار بیافتم خودت کمکم کن و معجزه رخ داد به صورت کاملا تصادفی این فایل رسید دستم و انگار استاد داشت باروح صحبت میکرد اصلا استاد برام غریبه نبود انگار سالها بود که میشناختمش حتی بار اول که استا رو تو کلیپ دیدم انگار نه انگار که دفعه اوله که میبینمشون. والان به لطف خدای مهربان و به کمک دستشون به نام سید حسین عباسمنش من الان هیچ ربطی به آدم یک سال پیشم ندارم من اون موقع به زور ماهیانه 1 میلیون درامد داشتم ولی الان بالای 5 میلیون فقط حقوق میدم به بچه ها
این فایل باعث شد این یک سال رو دوباره مرور کنم و ببینم چی بودم و چی شدم و با نگاه امیدوارانه تر و شجاعانه تر و بااعتماد به نفس تر…..به آینده نگاه کنم
ممنونم خانم شایسته عزیز
ممنونم استاد عزیزم
ممنونم خدای خوب خودم
به نام خدا تنها قدرت جهان
این کلیپ مرا یاد آور روزهای اول اشنایم انداخت وآن را در گوشیم چند وقت پیش دانلود کردم قبل سفر خانم شایسته یا شایدم همراه با ان دقیقا نمی دانم.
قدرتی و احساسی که پشت این صدا بود مرا به خود لرزاند….رویا هایم مثل یه فیلم از جلوی چشمانم رد شدند آرزوهایم خود ی که همیشه در تحقق آن بودم کارهایی که انجام داده ام همه و همه را مثل یه نوار می دیدم.نمیتوانست م بنشینم درونم حرکت میخواست و رفتن تا رسیدن تا اوج گرفتن ….
به آدمهای اطرافم نگاه میکردم و خدا میداند خود را میانشان غریبه میدانم ….روحهای مرده خدا را فراموش کرده کجا هستند آنها من کجایی حالا…..
طیبه جان چه قدم های دیگری بردارم برای تحقق همان طیبه ی آینده همان حرف استا د که گفت من میخواستم با عباس منش امروزم ملاقات کنم.من هم میخواهم شخصیت و هویت خودم و آن طیبه فوق العاده تر را ملاقات کنم . رفتارت حرفهایت باید تغییر کند باورهایت در اصل منشا این همه است ….
در راه درستی هستی چون قدم های اول را خوب برداشتی بیشتر لذت ببر از سفرت سپاسگزار باش وچهارتا هرچه نیاز باشد را جذب میکنی و به تو میدهم به وقتش. یادت باشد استاد برنامه ریزی ها هدایتت میکند.
تجسم خلاقت را به کار ببر بیشتر تا یخ ها ذهنت باز باز شوند کرد و خاک وجودت را بتکان تا زلال تر برای حرکت شوی.آماده ای :
با ایمان 100%آری .به امید و توکل به خدا.
یاحق پیروزمند شجاع دل و ثروتمند باشید