پروژه خانه تکانی ذهن | گام به گام - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)

552 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    هلن گفته:
    مدت عضویت: 4299 روز

    سلام استاد

    ممنون بابت این اگاهیهای ناب تون.

    الان نیاز داشتم برای رشد خودم قدمی بردارم و به راحتی وآسانی به خواسته هام میرسم.

    و مسولیت زندگی خودم رو به لطف الله میپذیرم و خداوند دستان خودش رو برام میفرسته.

    وقتی به او توکل کنم همه چی حله.

    همه چی ردیفه.خدایا شکرت بابت این آگاهیها.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    فاطمه ذکریا گفته:
    مدت عضویت: 1832 روز

    خداوند رو بینهایت شکر که به درخواست امروزم جواب داد، 2 ساعت پیش گفتم خدایا واقعا دیگه موندم چیکار کنم تو بگو، تو هدایتم کن.

    بعد از انجام کارهام گفتم برم ببینم تو سایت فایل جدیدی نیومد!!! و شگفت زده شدم، خداوند به درخواستم پاسخ داد و من با چشمانی پر از اشک پر از شکر گزاریم و آماده برای شروع درس جدیدم.

    خدا رو بینهایت شکر برای وجود مریم عزیز و استاد جانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3408 روز

    سلام و درود فراوان بر استاد عباسمنش و اعضای گروه تحقیقاتی عباسمنش

    میلاد با سعادت حضرت رسول اکرم و امام صادق علیه‌السلام را تبریک و تهنیت عرض میکنم و

    از شما سپاسگزارم که با فایل های جدید و خلاقیت های جدید مارا به ثروت و خوشبختی بیشتر راهنمایی میکنید.

    واقعاً هرجایی که من در زندگی به مسئله ای بر خوردم که در حل آن گیر میکردم یک فایل جدید از گروه تحقیقاتی عباسمنش به من کمک میکرد که خیلی راحت مسئله ام را حل کنم و خیلی برکت و نعمت فراوان را از حل آن مسئله کسب کنم،امیدوارم که خداوند به من اراده ای را عطا کند که با ذهن آزاد و اعتماد به نفس بالا به آموزش های خانه تکانی ذهن عمل کنم تا که مسافرت رفتن و تجربه ای روابط زیبا و خانه خریدن جز اتفاقات عادی زندگیم شود…

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    نجمه گفته:
    مدت عضویت: 928 روز

    سلام سلام و سلام

    اولین روز پروژه خودم با هیجان و عشق و ترسی از اینکه نکنه تا آخر این پروژه نتونم ادامه بدم و کارها این ماه مانع بشه با امید به خدا شروع میکنم .

    چند روزی که تو فکرم که حال زندگی برادرم خب کنم و خیرش برای من این بوده که بیشتر میام به سایت سر میزنم

    و حال خودم داره بهتر و شادتر میشه

    چیزی که هفته پیش نبود

    الهی شکر

    الحمدلله رب العالمین

    صدای مریم بانو امید و انرژی میده که بازهم شروع کن

    قطعا بهتره میشه .

    31 شهریور

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    فریبا گفته:
    مدت عضویت: 1566 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    سلام به اساتید عزیزم همه دوستان خوبم

    گام 24

    – قانون اینه که بتونم کنترل ذهن کنم، یعنی بتونم کانون تمرکز و کانون توجهمو کنترل کنم.

    تمرکزم باید روی خودم و هدفم باشه. مسائلمو حل کنم تا تمرکزم جای دیگه ای هدر نره. دنبال حاشیه ها نباشم تا تمرکزم هدر نره. من تونستم خیلی از حاشیه ها رو از زندگیم حذف کنم و الان هم نباید دنبال حاشیه ها باشم و باید بتونم مسائلمو کم کم حل کنم تا تمرکزم بیشتر روی هدفم باشه و خودمو بهبود بدم.

    باید بتونم به هر موضوعی از زاویه ای نگاه کنم که بهم احساس بهتری بده، یعنی کانون توجهمو کنترل کنم. در اینصورت احساس خوب بیشتری در طول روز دارم که باعث میشه هدایت های بیشتری دریافت کنم. عزت نفسم بیشتر شه. ایمانم بیشتر شه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مهدی همتی گفته:
    مدت عضویت: 630 روز

    داخل یکی از قسمت های خانی تکانی ذهن هست که استاد از یه کشتی گیر امریکایی به ما نمونه میده که فقط با تکیه به یک فن خاص قهرمان جهان شده.

    راستش من رفتم و فورا چند تا کلیپ ازش دیدم.

    یه کلیپ ازش هست واقعا خیییلیییی درس و نکته توش هست حتما پیشنهاد میکنم همه نگاش کنن.

    و اون بازی فینال با یه کشتی گیر بلاروس هست

    تو این بازی جوردن امریکایی تا ثانیه های آخر 10 بر 7 عقبه

    جالب اینجاست که با اینکه میدونه وقت زیادی نداره ولی با اعتناد به نفس بالا با تکیه به همون یه فن معروف و فوق العاده خودش بدون اینکه دستپاچه شه یا بخواد از فنون مختلفی استفاده کنه کشتی رو ادامه میده …

    و بلخره موفق میشه حریفش رو 12 بر 10 شکست بده و برنده شه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    مهدی همتی گفته:
    مدت عضویت: 630 روز

    سلام دوستای عزیزم.

    یک تفاوت باور در کسب و کار دیروز من دیدم خواستم باهاتون به اشتراک بزارم.

    وقتی که داشتم تو خیابون شلوغ شهرمون رد میشدم کاملا ناگهانی یک فروشنده بود که شنیدم داشت به دوستش میگفت:

    اینم از بازار ما نگا کن از صبح فقط یه کمربند فروختم.

    بعد تقریبا یک ساعت بعدش من برای کاری رفتم بیرون از شهر. تقریبا 15 کیلومتر خارج از شهرمون یه وانتی به خدا قسم تو تاریکی فقط با یه لامپ کوچیک کنار جاده هندوانه میفروخت

    بچها باور کنید اون لحظه که من از کنارش رد شدم حداقل 7 یا 8 تا ماشین زده بودن کنار و اومده بودن تو صف وایساده بودن که ازش هندوانه و طالبی بخرن.

    واقعا خدارو صد هزار مرتبه شکر.

    تفاوت این دوتا فروشنده کجاست؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    سجاد بحرینی گفته:
    مدت عضویت: 2258 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم سید حسین عباسمنش

    و مریم خانم

    و دست اندرکاران زحمت کش سایت که مثل استاد روی شونه های خدا نشسته اید و عشق و حال میکنید و دیگر هیچ…

    بسیار بسیار بی نهایت خوشحال و خورسندم که به این صفحه هدایت شدم و از خداوند میخواهم که من رو در صراط مستقیم خودش ثابت قدم نگه داره

    آمین

    خیلی برام جالب بود که خداوند بسیار سریع الجواب هست

    چون این چند روز گذشته خیلی به خداوند التماس میکردم و سعی میکنم ارتباط قلبی ام هر لحظه باهاش برقرار باشه و حواسم به افکارم باشه به همین خاطر به این صفحه هدایت شدم چون سوالات زیادی توی ذهنم ازش میپرسیدم و ازش میخوام که بهم آموزش بده

    حتی اگر اون آموزش از طرف یه بچه 3 یا 4 ساله باشه سعی میکنم متواضع و به درگاهش خاشع باشم

    به کسی هم کاری ندارم نمیخوام ادعا کنم که من فلانم و بهمانم ولی میخواهم زندگی ام را خودم بسازم چون من مسئولم من مسئول زندگی خودم هستم وقدرتش هم بهم داده شده

    حتی خدا هم مسئول زندگی من نیست!!!

    چون او فقط خالق منه ولی چگونگی خلق زندگی مو به دست من داده

    و اتفاقات زندگی یا بهتر بگم‌ تضادها هم به خودی خود معنایی ندارند این ما هستیم که بهشون قدرت و معنا میدیم با باورای قدرت مند کننده یا محدود کننده

    خدایا وقتی قدرت طوفان مایکل رو دیدم خیلی ترسیدم و برای مردم اون منطقه از کشور آمریکا آرزوی صبر کردم و یک لحظه خودمو به جای اونا تصور کردم و به خودم گفتم خدایا چقدر این لحظه ی سختی است وقتی میبینی خونه ات و زندگیت با یه اتفاق طبیعی از بین رفته و دستت به هیچ جا بند نیست

    وقعا اون لحظه میخوای یقه ی کیو بگیری؟

    یقه ی دولت

    نماینده ی مجلس

    بیمه

    یا …

    خدا

    اینجاست که باید مسئولیت زندگیت رو قبول کنی

    من تعهد میدهم که زندگی ام را جوری خلق کنم که حتی طوفان هایی مثل مایکل هم نتونه من رو سست کنه و ایمان من رو به توانایی هایم کم نکند

    خدایا خودت کمکم کن

    من در برابر قدرت تو هیچم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    rozita zare گفته:
    مدت عضویت: 576 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان

    امروز 9 مرداد 1404هست روزای خیلی پر استرسی رو‌ دارم میگذرونم

    ولی از امروز شروعی جدید زندگی بهتری رو میخام برای خودم رقم بزنم

    میخام توی این 4 ماه براساس گفته های استاد عمل کنم تا

    اول از همه زندگی‌ با ارامش ، بدون ترس و دلهره بدون دلشوره و استرس ،داشته باشم

    ورودی هامو کنترل کنم تا اون رزیتای شادی که همیشه براش اتفاقات خوب میوفتادو توی هر چیزی ک پیش میومد براش یه سود و خوبی داشت

    قوی تر برگردونم

    میخام تا زندگی داشته باشم که فقط یه چرخه داخلش تکرار بشه

    خواسته وعمل و اجرا

    نه ترس نه شک و دلهره

    میخام تافکری که توی ذهنم میاد رو براندازش نکنم چقدر خوبه یا بد

    فقط انجامش بدم چون ،اون بهم گفته و‌ایمان داشته باشم خدای من بهم کمک میکنه و قطعا در سری های دیگه میتونم بهتر عمل کنم

    میخام تمرکزمو بزارو روی قانون تکامل تا با ناامیدی های ذهنو تنم خداحافظی کنم

    میخام چشم بر تموم نکات مثبت زندگیم باز کنمو کوچیک ترین نشونه ها و قدم هارو ببینمو خیلی سپاسگذارشون باشم

    میخام اون روحیه لطیف و سپاسگذار رو باز درون زندگیم بیدار کنم و حتی بهترش

    میخام ایمان بیارم که هیچ باختی وجود نداره

    تمامی این زندگی برد هست اگه چیزیو شروع میکنم قطعا خدا کمکم میکنه تا پیروز بشم ولی حتی اگه نتیجه مطلوب نبود اون یکی از تجربه های خوب من میتونه باشه

    میخام محکم باشم تا به هیچ ادمی نه ترسی داشته باشم نه رفتاراشون روی من تاثیری داشته باشه یا به جای ادمای سمی ادمهای مناسب مهربون دلی پاک هم مدار من بشن

    و پاتنری مستقل ، با ارامش ، همیشه شادو حال خوب ، سالمو موفق برای نامزدم باشم ونزارم درگیری های ذهن کیفت رابطمو پایین بیاره و‌رابطه ای باکیفیت داشته باشم

    و با توکل برخدا از استعدادم استفاده کنم و شکوفا بشم و به خواسته هام برسم به راحتی

    از خدا با تموم‌‌وجودم کمک میخام تا منو توی این راه هدایت و حمایت کنه (:

    امیدوارم هیچ وقت جا نزنم بیخیال و نا امید نشم

    و موفق بشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    ایلیا طاهرزاده گفته:
    مدت عضویت: 216 روز

    سلام ودرود بیکران برخانم پریناز کارگرسعد همه انسان ها باتوجه به کارهایی که داره انجام می دهد جهان هستی همون را برایش ارسال می کند اصلا به این نیست که کوچک یا بزرگ من خودم 11 سالم ولی 4 عدد دفتر دارم دفتر باور ها دفتر کلام های استاد عباسمنش دفتر باور ها دفتر کلمات تاکیدی دارم نوزاد به رفتار خودش برای خودش فرکانس می فرسته است به کوچک و بزرگی هم ارتباط ندار فقط در ظاهر و باطن انسان فرکانس میفرستد مثل آینه عمل می کند خلقت جواب خانم پریناز کارگرسعد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: